توبه‌ی بُشر حافی

به نام خدا
به انجمن عرفا و صوفیه خوش آمدید.
این میزگرد برای تبادل نظر علمی در باره‌ی توبه‌ی بُشر حافی است.
(لطفاً از نوشتن نظرات احساسی و بدون سند معتبر، پرهیز کنید)

طرح بحث:
از دیرباز، حکایت توبه‌ی بشر حافی بر اثر تذکر حضرت موسی بن جعفر (علیه السلام)، نقل منابر است. نمونه‌ای از این نقل‌ها در برنامه‌ی سمت خدا و توسط کارشناسان آن را در فیلم‌های زیر ببینید.

*****

سؤالات این میزگرد:
۱. آیا توبه‌ی بشر حافی بر اثر یک تذکر را باور می‌کنید؟
۲. آیا بر اثر این تذکر، فقط از موسیقی و رقص توبه کرد؟ یا این تذکر، تحول بزرگی در سبک زندگی بشر حافی ایجاد نمود؟
۳. آیا بشر حافی بعد از این تذکر و توبه، از شیعیان و اصحاب امام موسی بن جعفر (علیه‌السلام) شد؟
۴. نقل این مطلب در برنامه‌‌ی پر مخاطب سمت خدا، چه پیامدهایی در جامعه دارد؟

شما می‌توانید با استفاده از جعبه‌ی زیر، به تمام یا بخشی از سؤالات بالا، پاسخ دهید و اگر سؤالی به نظرتان می‌رسد که دوست دارید در این میزگرد مطرح شود، آن را بیان نمایید.
هشدار: چون پاسخ‌های شما پس از ارسال، قابل ویرایش نیست، لطفاً قبل از ارسال، آنها را به دقت، مطالعه و ویرایش کنید.

12

 
 
 
10 نویسندگان
2 پاسخ‌ها
0 دنبال کنندگان
 
مرتب کردن بر اساس بیشترین بازخورد
مرتب کردن بر اساس داغ‌ترین دیدگاه
1 نویسندگان برتر
  مشترک شوید  
اشتراک برای:
محقق بی نشان

بشر حافی گمراه کسی است که عمر و ابوبکر را معصوم می دانست!!!!

بشر حافی (امام،علامه و شیخ الاسلام اهل سنت) : ابوبکر و عمر معصوم هستند !

هرگاه که شیعیان به تبیین عصمت معصومین بر اساس مبانی قرآنی و روایی می پردازند، برخی از مخالفین با غلو خواندن مفهوم عصمت، سعی در تضعیف آن دارند.این ادعای آنان در شرایطی صورت می گیرد که علمای مخالفین در بسیاری از کتب خویش غلو های عجیب و غریبی در مورد صحابه کرده اند و حتی آنان را تا حد عصمت نیز بالا برده اند ! با یکدیگر قول عجیب بشر حافی، امام و علامه و شیخ الاسلام اهل سنت، را در مورد عصمت ابوبکر و عمر می خوانیم :

أَخْبَرَنِی مُحَمَّدُ بْنُ عَمْرِو بْنِ مُکْرَمٍ، قَالَ: ثَنَا إِبْرَاهِیمُ بْنُ هَانِئٍ، قَالَ: سَمِعْتُ بِشْرَ بْنَ الْحَارِثَ، یَقُولُ: رُفِعَ الْخَطَأُ عَنْ أَبِی بَکْرٍ، وَعُمَرَ.

السنة لابی بکر بن الخلال،ج2،ص307،ر378 ط دار الرایة

ابراهیم بن هانئ می گوید شنیدم که بشر بن الحارث می گفت : خطا از ابوبکر و عمر برداشته شده است.

سند قول تا بشر بن الحارث صحیح است و محقق کتاب نیز آن را صحیح دانسته است.

همانطور که از قول بشر بن الحارث پیداست، او بر عصمت ابی بکر و عمر و این که هرگز مرتکب خطا نمی شوند تصریح کرده است و این عین قول به عصمت است که معتقد باشیم خطا از فردی برداشته شده و او مرتکب هیچ خطایی نمی شود.

آیا این قول بشر حافی غلو نیست ؟ چرا مخالفین بشر حافی را فاسد العقیده و غالی نمی خوانند ؟ آیا فقط شیعیان در صورت عقیده به عصمت اهل بیت ( که مبنای محکم قرآنی و روایی دارد) اهل غلو هستند و بشر حافی غالی و فاسد العقیده نیست ؟!

جایگاه بشر بن الحارث در نزد اهل تسنن :

بِشْرُ بنُ الحَارِثِ بنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بنِ عَطَاءٍ المَرْوَزِیُّ : الإِمَامُ، العَالِمُ، المُحَدِّثُ، الزَّاهِدُ، الرَّبَّانِیُّ، القُدْوَةُ، شَیْخُ الإِسْلاَمِ …..

سیر اعلام النبلاء،ج10،ص469 ط موسسة الرسالة

بشر بن الحارث بن علی بن عبد الرحمن المروزی، أبو نصر، المعروف بالحافی: من کبار الصالحین. له فی الزهد والورع أخبار، وهو من ثقات رجال الحدیث، من أهل (مرو) سکن بغداد وتوفی بها.

الاعلام للزرکلی،ج2،ص54 ط دار العلم للملایین

قال السلمی: سألت الدَّارَقُطْنِیّ، عن بسر بن الحارث الحافی، فقال: زاهد، جبل، ثقة، لیس یروی إلا حدیثًا صحیحًا، وربما تکون البلیة ممن یروی عنه.

موسوعة أقوال أبی الحسن الدارقطنی فی رجال الحدیث وعلله،ص150 ط عالم الکتب للنشر والتوزیع

بهرام ابراهیمی

در ادامه عرایض شما باید گفت که بشر حافی واقعا یک صوفی به تمام معنا است
بشر بعد از آن توبه به امام کاظم ع نپیوست بلکه از مردم دوری و حتی از امام هم دوری و به زهد و زندگی زاهدانه ساختگی خودش ادامه داد فقط آن بساط لهو لعب را جمع کرد
و در باب صوفی بودنش باید گفت که بشر را از مشایخ صوفیه دانسته‌اند. و شرح حال، سخنان و حکایت‌هایی از زندگی او در کتاب‌های صوفیه از جمله تذکرة الاولیا، حلیة الاولیاء و طبقات الصوفیه آمده است. همچنین مطابق با منابع صوفیه، مردم بغداد، بشر را به منزله نبی می‌دانستند.

ساجده

آیا صوفی به دو گروه منحرف و غیر منحرف تقسیم شده است؟ چون بحث شد گفتن بشر از صوفیان غیر منحرف هست و ولایت امیرالمومنین ع را داشته است و امامت ائمه را قبول داشته است

سعید

در شهرستان انار یک بقعه ای وجود داره که مردم اونجا میگن اینجا مزار بشر حافی است و احترامی خاصی به آن می گذارند و از قدیم الایام شب های چهارشنبه به احترام امام هفتم موسی بن جعفر(ع) مومنین از اطراف و اکناف به زیارتگاه منسوب بشر حافی که مشهور شده او یار با وفای امام هفتم(ع) است میشتابند. به رسم قدیم در شهر انار،عصر عاشورا دسته هیئات عزاداری به یاد روز عاشورای سال 227ه.ق که این عالم زاهد بشر حافی از دنیا رفته،در محل زیارتگاه ایشان حضور میابند و عزاداری می کنند.

فاطمه سادات

چرا در منابع اهل سنت وقتی نقلی از بشر حافی شده ایشان را با عناوین حضرت بشر یا امام بشر حافی معرفی کردند!

محسن

نکته قابل ذکر قبل از نقد و بررسی اینکه باید توجه داشت که صوفیان شخصیت دزد هم هستند و بعضا برخی شخصیت های غیر صوفی را به نفع خود مصادره و او را صوفی معرفی می کنند و حالا اینجا جناب بشر مشخص نیست آیا از پایه و ریشه صوفی هستند یا اینکه صوفیان وی را مصادره و صوفی معرفی کردند

سید هاشم

شیخ عطار در حالات بشر حافی که از عرفای بزرگ است نقل می کنند که هفت صندوق از کتب حدیث داشت که همه را زیر خاک پنهان کرد، (تذکره الاولیاء، جلد ۱۱، ص ۱۰۸).

محدثه

آیا در بین مومنین شیعه کسی که هدایت شده باشد وجود نداشت که آقای قرائتی و آقای ماندگار مثالش را از توبه یک صوفی می زنن آن هم نه یک صوفی معمولی بلکه یکی از شیوخ و رهبران صوفی آن هم در رسانه ملی شیعه و در برنامه سمت خدا!!!

منهاجی

حاج فردوسی عزیز کاش ابتدا یک مختصر از این آقای بشر حافی درج می کردند تا بعد موضوع وارد بحث قرار بگیره حالا حقیر یک مختصری درج میکنم تا رفقا هم اطلاعاتی اجمالی از بشر بدست بیارن هر چند این مختصر دال بر تایید یا رد آن نیست و نیاز به منبع معتبر داره

اما درباره بشر حافی چنین نوشته اند و سرگذشتش با اختلاف همراه است و مشخص نیست کدام سرگذشت مرقوم شده درباره بشر صحیح است

بشر حافی کیست؟
ابونصر بِشْر بن حارث بن عبدالرحمن بن عطاء بن هلال بن ماهان بن بَعبور مروزی بغدادی معروف به بِشر حافی [یعنی بشر پابرهنه] از عارفان و بزرگان زهاد قرن دوم و سوم هجری است. او در سال 150قمری در قریه بَکِرْد یا کُرد آواد [کرد آباد] از قرای مرو، در خانواده یکی از سران دستگاه حکومتی مرو به دنیا آمد.[1] بشر در نوجوانی از مرو به بغداد کوچ کرد و به گروه فتیان (عیاران) پیوست و از سرهنگان آن‌ها شد.[2] او بیشتر عمرش در شهر بغداد ساکن بود و سرانجام در همان بغداد در سن 76 سالگی در روز عاشورا، در سال 226 قمری درگذشت.[3] او با عالمان بسیاری در تماس بوده است. او از شاگردان فضیل عیاض و سرّی سقطی است.
جد اعلای او بعبور، به دست امیرالمؤمنین(علیه‌السلام) اسلام آورد و ایشان نام او را عبدالله گذاشتند.[4] از نواده‌هاى بشر حافى شيخ أبونصر عبدالكريم بن محمّد هرونى ديباجى معروف به سبط بشر حافى است که از علمای اماميّه بوده است‌.[5] بشر حافی دارای فضائل بسیاری است تا جایی که ابن جوزی گفته: «من درباره فضيلت‌هاى بشر، كتابى نگاشته‌ام.»[6]
اما پیش از آن‌که بشر حافی به سلک زهاد درآید و سرآمدِ زاهدان شود، یکی از اشراف‌زادگان بغداد بود که شبانه‌روز به عیاشی و فسق و فجور اشتغال داشت.[7] اما سرانجام با توبه نصوح، دست از گناه برداشته و در زهد و پارسایی سرآمدِ اهل روزگار خود شد.

پی‌نوشت:
[1]. سير أعلام النبلاء، شمس الدين أبو عبد الله محمد بن أحمد بن عثمان بن قَايْماز الذهبی(م748ق)، قاهره، دار الحديث، 1427ق_2006م، ج8، ص488، رقم: 1690، متن کتاب؛/ و طبقات الصوفیة، محمدبن حسین سلمی، تحقیق: نورالدین شریبه، حلب، ۱۴۰۶ق_۱۹۸۶م، ج۱، ص۴۰.
[2]. حلیة الاولیاء و طبقات الاصفیاء، ابونعیم احمدبن عبدالله اصفهانی، بیروت، ۱۳۸۷م-۱۹۶۷ق، ج۸، ص۳۳۶.
[3]. تاریخ مدینة دمشق، ابن العساکر أبی القاسم علی بن الحسن ابن هبة الله بن عبد الله الشافعی(م571ق)، تحقیق: علی شیری، بیروت، دارالفکر، ۱۴۱۵ق-۱۹۹۵م، ج۱۰، ص۲۲۲.
[4]. وفیات الاعیان و انباء ابناء الزمان، أحمد بن محمد بن أبي بكر بن خلكان، تحقیق: احسان رشید عباس، بیروت، دار صادر، ۱۹۶۸ـ۱۹۷۷م، ج۱، ص۲۷۴_۲۷۵.
[5]. طرائق الحقائق، ج‌۲، ص۱۸۷ به نقل از وفیات الاعیان.
[6]. المنتظم في تاريخ الأمم والملوك، جمال الدين أبو الفرج عبد الرحمن بن علي بن محمد الجوزی(م597ق)، المحقق: محمد عبد القادر عطا و مصطفى عبد القادر عطا، بیروت، دار الكتب العلمية، چاپ اول، 1412ق-1992م، ج11، ص125،

محدثه

خانم یا آقای منهاجی درباره صوفی بودن بشر حافی مطالب زیاد هست و من در کتاب کشف الاشتباه به تصحیح حاج فردوسی مطالب زیادی بر صوفی بودن وی خواندم که شما به صوفی بودنش اشاره نکردید که لازم است بقیه هم بدانند ایشان یک صوفی هست.

امیرمحمد

چرا در رسانه ملی آقایان قرائتی و ماندگاری جریان توبه یک صوفی را نقل می کنه که فردا صوفیان به آن افتخار کنن بگن شیعه اینجور نبود ما صوفی ها توبه پذیر هستیم کاش بعد از توبه اش را نیز می گفتن اگر حر توبه کرد بعد از توبه هم در رکاب امام ماند و شهید شد اما بشر حافی بعد از توبه کجا رفت و چه شد ایا در رکاب امام کاظم ع مطیع شد و ماند…

ابراهیم

اصلا اصل مستند روایی توبه بشر به دست امام کاظم ع از کجا ست ا یا از اساس این جریان توبه مستند روایی در شیعه وجود دارد و حدیث مربوطه اعتبار سنجی شده است؟
در صورتی که این تیمیه در رد این ماجرا در کتابش می نویسد: او می‌نویسد: «هارون الرشید از همان زمان که موسی بن جعفر را از مدینه به بغداد آورده، او را به زندان انداخته و اصلاً امام چنین موقعیتی نداشت تا از کنار درب خانه‌ی بشر حافی بگذرد و او را توبه دهد.»(منهاج السنة، ج4، ص57)

fa فارسی
X