۱۳ بهمن

شرح جمله‌ی «برای منهاجی شدن …»

سؤال: این جمله: «برای منهاجی شدن لازم نیست یک شخصیت متفاوت باشید، ولی لازم است از متفاوت شدن نهراسید» به چه معنی است؟

جواب:
برای منهاجی شدن، برخی مقدمات، لازم است و برخی دیگر، لازم نیست. مثلاً لازم نیست در شهرهای زیارتی، ساکن باشید. لازم نیست مدرک بالای علمی داشته باشید. لازم نیست مجرد باشید بلکه در مواردی، متأهل بودن، بهتر است. لازم نیست سید باشید. لازم نیست طلبه و حوزوی باشید. لازم نیست شغل فرهنگی داشته باشید …
ولی لازم است که حلال‌زاده باشید و لقمه‌ی حلال بخورید و از متفاوت شدن، نترسید. اگر از این بترسید که با منهاجی شدن، انگشت‌نمای اطرافیانتان خواهید شد، هیچ وقت جرأت نخواهید کرد که منهاجی شوید.
پس، باید این ترس بیهوده را کنار بگذارید و با تفکر در کوتاه بودن عمر دنیا و بی‌نهایت بودن عمر آخرت، از متفاوت شدن با اهل جهنم، نهراسید. اگر تا دیروز، همرنگ اهل جهنم بودید، از امروز تصمیم بگیرید تا همرنگ اهل بهشت شوید و از این رنگ عوض کردن، خوشحال باشید.
من همواره به رفقای منهاجی خود توصیه می‌کنم که «منهاجی شدنِ» خودشان را اعلام کنند. کسی که می‌خواهد مخفیانه و دور از چشم این و آن، قدم در راه کمال و سعادت بگذارد، گرفتار آفت‌هایی خواهد شد. البته ریاکاری، آفت بزرگی است ولی تعیین حدود و مرزها، خیلی ضروری و راهگشاست. به تعبیر عامیانه، با اعلام این که «منهاجی» شده‌اید، سنگ‌هایتان را با همه وابکَنید. هم تکلیفتان با خودتان روشن می‌شود و هم با پدر و مادر، زن و فرزند، همکار و همسایه، استاد و شاگرد و دیگران.
از متفاوت شدن نهراسید و مطمئن باشید مخالفان و مسخره‌کنندگان، بعد از مدتی که استقامت در شما دیدند، تسلیم شده و کوتاه خواهند آمد. مهم این است که شما با خودتان کنار بیایید و بتوانید خودتان را برای منهاجی شدن، متقاعد سازید.

موفق باشید
حاج فردوسی

کلمات کلیدی: , ,

76
دیدگاهتان در باره‌ی مطلب بالا را بنویسید

 
 
 
50 نویسندگان
26 پاسخ‌ها
1 دنبال کنندگان
 
مرتب کردن بر اساس بیشترین بازخورد
مرتب کردن بر اساس داغ‌ترین دیدگاه
2 نویسندگان برتر
  مشترک شوید  
جدیدترین نظرات قدیمی‌ترین نظرات نظرات با امتیاز بالا
اشتراک برای:
زهرا

مفهومشناسى
الف) نفاق
از میان واژگان نفاق، تظاهر، ریاء، دو رویى، توریـه و تقیـه – علـىرغم اخـتلاف معـانى تـا
حدودی با یکدیگر مترادف هستند – شهرت و کاربرد «نفاق» از بقیه بیشتر اسـت و بـهنوعى
ریشه معانى واژگان دیگر است. لذا ابتدا معنای نفـاق را توضـیح مـىدهیم و در ادامـه مـراد
خود از تظاهردر این مقاله را مشخص خواهیم کرد.
۱
کتابهای لغـت مـورد پـژوهش دومعنـای نزدیـک بـههم را از اصـل و ریشـه ایـن واژه
آوردهانـد. ابنفـارس مىگویـد: مـاده «نفـق» دو ریشـه معنـایى دارد: اول، بریدهشـدن واز
میانرفتن چیزی ودوم، پنهاننگاهداشتن شیئى وپردهپوشى بر چیزی. سپس مىگوید: نفق و
نافقاء هردواز معنای دوم هستن
ممنونم از شما حاج فردوسی عزیز

رضا

برخى تحقیقات در بازه زمانى دورتر، درباره اوضاع سیاسى، فرهنگى و اجتماعى ایـران
نشان مىدهد، تظاهر و چاپلوسى حتى در سدههای هفتم و هشتم(هق) بهعنوان یـک آسـیب
اجتماعى مطرح بوده و در رفتار و گفتار شاعران و مورخان و همچنین متون ادبى و تاریخى
آن دوره نیز بهچشم مىخورده اسـت (ر.כ: نعمتـی، ۱۳۹۲ .(بنـابراین، ممکـن اسـت پیدایش تظاهردر ایران، منشأ تاریخى داشته باشد.
هر چند درباره مسائل اجتماعى نمىتوان آمار دقیقى ارائـه داد ودسترسـى بـه آمارهـای
دقیق – بهفرض اینکه وجود داشته باشـد- سـخت اسـت، امـا نظرسـنجىها و پژوهشهـای
انجامشده، نشان مىدهد میزان زیادی از ریاکاری در ایران وجود دارد و با اسـتناد بـه آنهـا
مىتوان نتیجه گرفت که هرچند وجدان جمعـى ایرانیـان در ظـاهر و زبـانى، تظـاهر را نهـى
مىکند اما، در عمل آن را بهعنوان راهکاری برای رسیدن به اهـداف، مفیـد مىدانـد. توجـه
بهایننکته که ریاکاری، جامعه را بىمحتوا مىسـازد و جامعـه ریاکـار، از درون مىپوسـد و
فرو مىریزد، ضرورت نگارش این مقاله اثبات مىشود. سوال اصلى مقاله این است کـه: بـا
توجه به نظام اسلامى حاکم بر ایران، چرا شاهد پدیدهای به نام تظاهر و ریاکاری میان مردم
هستیم و چه عواملى باعث شیوع این پدیده در ایران شده است؟

مهبانگ

سلام علیکم خسته نباشید
در ایران، بررسى رفتارهای فردی و جمعى- از سطوح خرد گرفته تـا سـطوح کلانتـر-
نشان مىدهد که از دیرباز بهدلایل متعدد فرهنگـى، سیاسـى، تـاریخى، طیفـى از رفتارهـای
ریاکارانـه در لایـههای مختلـف جامعـه نهادینـه شـده و بـرایـن اسـاس، بسـیاری از روابـط
میانفردی شکل گرفته اسـت. مصـادیق ایـن آسـیب مهـم فرهنگـى، آن قـدر در رفتارهـای
ً بیهـوده بـهنظر مىرسـد.
روزمره مشهود است که انکار آن اگر هم غیـرممکن نباشـد، قطعـا
نظراتى کـه اشـخاص بـرخلاف اعتقـاد واقعـى خـود در نظرسـنجىها، مصـاحبهها، مباحـث
گروهى و… ابراز مىکنند، بیانگر وجود تظاهر و ریاء در میان افراد جامعـه اسـت. در چنـین
ً غیـرممکن
جامعهای، تحلیل کنشهای جمعى، سخت و پیشبینى نتایج ایـنکنشهـا تقریبـا
مىشود؛ نتایجى که در بسیاری از مواقع-ازجمله در انتخابات- حیرت ناظران را برمىانگیزد
و معادلات را بـرهم مىزنـد. یکـى از مستشـاران خـارجى معتقـد اسـت: در ایـران پیشـرفت
کارهای دستهجمعى بدینجهت مشکل است که نمىتوان فهمید افراد در چه موضـوعات و
به چههنگامى با شما مخالفاند یـا موافـق. آنـان در کمیسـیونها، بـهظاهر سـرهای خـود را
بهعلامت توافق تکان مىدهند ولى بعداً هریک راه خود را مىپیمایـد!
اظهارنظراین مستشار خارجى حدود نیم قرن قبل در مورد این پدیده نشان مىدهد، تظاهرو
ریاکاری در ایران مربوط به سالهای اخیر نبوده بلکه از گذشته در روابط میانفردی وجـود
داشته است.
با تشکر

دلنشین

در نگاه اول به نظر مىرسد تظاهر، مخصـوص جوامـع دینـى اسـت؛ امـا بـا تأمـل بیشـتر

متوجه مىشویم این تصور اشتباه است و تظاهر در تمامى جوامع دیده مىشود. بهدلیل عـدم

شناخت از فرهنگ کشورهای دیگر، ممکن است تصور شود ریاکاری در ایران بیشتررواج

دارد؛ حالآنکه ممکن است در کشورهای دیگر، ریاکاری در حوزههـایى ماننـد: اقتصـاد،

سیاست و… اتفاق بیفتد. چامسکى، ریاکاری را یکى از مصائب عمده جوامع بشری مىداند

که منشأ بىعدالتى، نابرابری اجتماعى و جنگ مىشود. رفتارهای دوگانـهای کـه در سـطح

بینالمللى از سوی کشورهای غربى و استعمارگر و در رأس آنها آمریکـا، در موضـوعاتى

همچون: مبارزه با تروریسم، حقوق بشر، آزادی و… دیده مىشود، شـاهد خـوبى بـروجـود

این خصلت در تمامى جوامع بهویژه میان دولتمردان است.

ازسویدیگر تظاهر، منجر به بىاعتمادی اجتماعى مىشود. مساله اعتمـاد و بىاعتمـادی،

منشأ بسیاری از مسائل و انحرافات در یک جامعه است. بىاعتمادی، گاهى در روابط افـراد
با یکدیگر است و گاهى نسبت به ساختار سیاسى و اجتمـاعى جامعـه وجـود دارد. اعتمـاد،

مهمترین بعد سرمایه اجتماعى است و علاوه براینکه یکى از جنبههای مهم روابـط انسـانى

است، زمینهساز مشارکت و همکاری میان اعضای جامعه مىباشد. بنابراین، اعتماد اجتماعى

بهعنوان سرمایه اجتماعى بوده و پایـه تعـاملات اجتمـاعى را شـکل مىدهـد؛ ایـن در حـالى

استکه نتایج بسیاری از مطالعات اخیردر سطح کشور حاکى از کـاهش سـطح نسـبى ایـن

متغیردر نزد اقشار مختلف اجتماعى است

خبازی

سلامممم بر نور امید رهبر معنوی ما حاج فردوسی حفظه
با اجازه شما یک بحثی رو انجام بدم 😊😐🙏🙏🙏
نفاق یا تظاهر از پدیدههای بسیار پیچیده در میان انسانهاست. انسانها برحسب انسـانبودن،
دارای دو رو هستند؛ یکرو، ظاهر افراد و روی دیگر بـاطن انسانهاسـت. علـت اینکـه در
کتب آسمانى پیشین کمتر پدیده نفاق مطرح شده، اما قـرآن بیشـتر بـه ایـن مسـئله پرداختـه
است، پیچیدهشدن انسان نسبت به گذشته است (مطهری،۱۳۹۰ ،ج ۲۵ :۲۰۴ .(
دشواربودن فهم ریاکـاری در انسـان تـا جـایى اسـت کـه گـاهى فرشـتگان هـم قـدرت
تشخیص عمل خـالص را از عمـل ریاکارانـه ندارنـد! پیـامبر۹ مىفرمایـد: «فرشـته، عمـل
بندهای را با شـادی بـه آسـمان مىبـرد هنگامىکـه حسـنات او را بـه بـالا مىبـرد؛ خداونـد
مىفرماید: آن را در جهنم قرار دهید، او عمل خود را به نیت من انجام نداده اسـت» (כلینـی،
۱۴۰۷ ،ج ۲ :۲۹۵ .(از برخى روایات استفاده مىشود ریاکاری در آخرالزمـان شـدت بیشـتری
پیدا مىکند. امام صادق۷ از پیامبر۹ نقل مىکند: «زمانى بر مردم فرا مىرسد کـه بـاطن
آنها آلوده و ظاهرشان زیبا است واین به خاطر طمع در دنیا مىباشـد. هرگـزآنچـه را نـزد
پروردگارشان است اراده نمىکنند، دین آنها ریا است و خـوف خـدا در قلبشـان نیسـت،
خداوند مجازاتى فراگیر بر آنها مىفرستد و آنها همچون فرد غریـق او را مىخواننـد ولـى
دعای آنان را اجابت نمىکند»

مادر و نگران

منافق، یکى از سنخهای اجتمـاعى اسـت کـه از رهگـذر ارتبـاط بـا دیگـران پدیـد آمـده و
محصول کنش و توقّعات دیگران از چنین فردی است. انسان متظاهر، دوچهره ً کاملا متضاد
دارد، در حالىکه انسان سالم، ظاهر و باطناش هماهنگ است. وجدان جمعـى ایرانیـان در
ظاهر و زبانى، تظاهر را نهى مىکند اما، برخى تحقیقات نشان مىدهد تظاهر، بهعنوان یـک
مهارت اجتماعى و راهکاری برای رسیدن به اهداف، تلقـى مىشـود. مقالـه درصـدد یـافتن
پاسخ به این پرسش است که عوامل ساختاری تظاهر در ایران کدامند؟ برای دسـتیابى بـه
اینمهم، با استفاده از روششناسى انتقادی و تمرکز برمدلهای تئوریـک و مفهـومى سـعى
شده ساختارهای پنهان جامعه واکاوی شود. مقاله، ابتـدا بـا مفهومشناسـى «نفـاق» و «ریـا» و
مشخصکردن مراد از تظاهر آغاز مىشود؛ سـپس بـا الهـام از نظریـه ماکیـاولى و همچنـین
«جامعه رسمى و غیررسمى» و تأمل در ساختارهای موجود، عوامل تظاهر را برشمرده است.
یافتههای پژوهش در سه سطح کلان؛ میـانى و خـرد مشـخص شـدهاند. بـا رویکـرد تضـاد،
مىتوان «تعارض میان ارزشهای رسمى و غیررسـمى» در ایـران را بـهعنوان لایـه زیـرین و
پنهانى دانست که عوامل متعددی (عوامـل میـانى) از آن ناشـى مـىشـود. کسـب منفعـت و
منزلت نیز در سطح خرد معرفى شده است.

علی

رهبر معنوی ما حاج فردوسی باید علامت ریاکار رو هم بگم در این محفل و واجبه شرعی دونستم خیلی ممنون از شما و لطف عظیمت

امیرالمؤمنین علیه السلام مى فرماید:

براى ریاکار سه علامت است:

۱- چون تنها باشد از عبادت کسل و سست است.

۲- چون در جمع باشد در عبادت با نشاط است.

۳- اگر از او تعریف کنند بر عملش مى افزاید. و اگر در معرض تعریف قرار نگیرد از عملش کم مى کند

رضایت قلبى بعد از عمل خیر

به این نکته هم باید توجه داشت که گاهى انسان عمل خیر و کار مثبتى انجام مى دهد و جز رضاى حق قصدى از آن عمل ندارد، ولى وقتى مردم از عملش باخبر مى شوند در قلبش شادى و سرور مى ریزد، این برنامه بنا بر روایات از مسئله ریا استثنا شده است، چرا که خوشحالى بعد از عمل طبیعى هر قلبى است.

زراره از حضرت باقر علیه السلام پرسید:

مردى کار خیرى مى کند، دیگران از آن کار آگاه مى شوند، بر اثر آگاهى مردم آن مرد خوشحال مى شود، این چه معنایى است؟ حضرت فرمود: مانعى ندارد، هر کسى علاقه مند است دربین مردم به خیر و خوبى شناخته شود، وقتى اصل عمل براى خدا باشد و انسان به قصد مردم یا چهره کردن انجام نداده باشد بى مانع است

به رسول خدا صلى الله علیه و آله گفتند:

مردى عمل خیرى انجام مى دهد و مردم وى را به آن خیر مى ستایند، حضرت فرمودند: این خیر گویى مردم بشارت دنیایى اوست، بشارت آخرتش دراین آیه شریفه است

[بُشْراکُمُ الْیَوْمَ جَنَّاتٌ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ]

[به آنان مى گویند:] امروز شما را مژده باد به بهشت هایى که از زیرِ [درختانِ ] آن نهرها جارى است.

راوى مى گوید:

به امام صادق علیه السلام عرضه داشتم: مردى وارد نماز مى شود نمازش را عالى و نیکو بجا مى آورد و قصدش این است که دیگران را به چنین نمازى وادار کند این چه نمازى است؟ فرمود: از ریا خارج است و این یک نوع هدایت مردم به سوى خیر است «

حبیب

روایات باب ریا

از رسول خدا صلى الله علیه و آله معناى آیه [فَمَنْ کانَ یَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ ] پرسیدند فرمود: انسان عملى را انجام میدهد نیت و قصدش وجه اللّه نیست بلکه براى این است که مردم از او تعریف کنند و در بین مردم پاک و خوب جلوه نماید، علاقه مند است مردم از وضع او آگاه گردند، این انسان همان است که به عبادت پروردگارش شرک ورزیده است «

علاء بن فضیل مى گوید: از حضرت صادق علیه السلام تفسیر آیه «فَمَنْ کانَ یَرْجُوا» را پرسیدم. فرمودند: کسى که نماز بگزارد یا روزه بگیرد، یا بنده اى را آزاد کند یا حج بجا آورد و قصدش تعریف مردم باشد، مشرک در عمل شده اما این شرک اگر به دایره توبه کشیده شود قابل آمرزش و عفو حق است

قال رسول اللّه صلى الله علیه و آله: إِنَّ النّارَ وَأهْلَهَا یَعِجُّونَ مِنْ أهلِ الرِّیاءِ فَقِیلَ: یَا رَسُولَ اللّهِ وَکَیْفَ تَعِجُّ النَّارُ؟ قَالَ: مِن حَرِّ النَّارِ الَّتى یُعَذِّبُونَ بِهَا

رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود: آتش و اهل آن از اهل ریا به فریاد مى آیند، عرضه داشتند: فریاد آتش چگونه است؟ فرمود: حرارت و داغى آن که مردم به آن معذّبند.

قال الصادق علیه السلام: یُجاءُ بِعَبْدٍ یَوْمَ القِیامَهِ قد صَلّى فَیَقُولُ: یا رَبِّ صَلَّیْتُ ابْتِغاءَ وَجَهِکَ فَقالَ لَهُ: بَلْ صَلَّیْتَ لِیُقالَ ما احْسَنَ صَلاهَ فُلانٍ اذْهَبُوا بِهِ الىَ النّارِ.

امام صادق علیه السلام مى فرماید: بنده اى را روز قیامت مى آورند که داراى نماز است، عرضه مى دارد: اى پروردگارم! براى رضاى تو نماز خواندم، به او گفته مى شود: نه، تو نماز خواندى براى این که مردم بگویند فلان کس چه نماز نیکویى دارد «

حبیب

اخلاص در عمل

امام علیه السلام درپایان روایت مى فرمایند:

هرکس باطن خویش را براى حضرت حق خالص کند و با قدم خشوع به سوى آنجناب حرکت کند و بعد از انجام تمام عبادات بدنى و مالى و اخلاقى، خود مقصّر در پیشگاه آن حضرت بداند، از جاده شکر نعمت ها تجاوز نکرده و باید گفت: براى وى امید نجات از ریا و نفاق هست، اگر این واقعیت را ادامه دهد و بر این احوالات الهیه در هر حال استقامت ورزد.

یکى از دوستان اهل علم نقل مى کرد:

در شهر مقدس مشهد مسجدى بنا شد و در آن مسجد نماز و جلسات مذهبى بر پاگشت، ولى مسجد از فرش لازم و وسایل مورد نیاز جلسات خالى بود، در یک نیمه شب که تمام مردم محل، خواب بودند و خادم مسجد در آن شب در مسجد نبود، شخصى مى آید و تمام مسجد را با بهترین فرش زینت کرده و به اندازه نیاز چهارصد نفر وسایل در آن مسجد مى گذارد و مى رود و عاقبت هم بر کسى معلوم نگشت که این عمل خیر کار کدام خیّر خالص و بنده مخلص بوده؟!

یار اگر آشنا شود چه شود

بخت اگر یار ما شود چه شود

گر زخُم خانه مى وصلش

جرعه قسم ما شود چه شود

گر دل خسته مرا اى جان

غمزه ات غمزدا شود چه شود

نفسى گر برآورم با تو

تا دل از غصه واشود چه شود

چون حجاب من از منست اگر

این من از من جدا شود چه شود

سیف الله

با اجازه حاج فردوسی رهبر معنوی ما میخواهم چند نوع ریا رو نام ببرم و. توضیح بدم
موارد ریا

امام صادق علیه السلام مى فرمایند ریا اکثراً در این امور راه پیدا مى کند:

۱- چشم ۲- خوردن ۳- حرف زدن ۴- راه رفتن ۵- مجالست ۶- لباس ۷- خنده ۸- نماز ۹- حج ۱۰- جهاد ۱۱- قرائت قرآن و سایر عبادات ظاهره

ریاى چشم

ریاى چشم مانند نظر به عجز و انکسار و نگاه با حالت از روى سالوسى که مردم از طریق این گونه نگاه بر خوبى باطن آدمى حکم کنند و یا بگویند فلانى کم خواب است و از اولیاى خداست و داراى حالات معنوى و ملکوتى است.

ریاى در اکل

ریاى در اکل و خوردن مانند این که انسان در برابر مردم کمتر از حد معمول خودش بخورد تا مردمان بگویند آدم کم خورى است، خوشا به حال او که بر شکم مسلّط است و از این راه به کسب نور معرفت مشغول است.

سعدى در گلستان مى گوید:

عابدى مهمان امیر شهر شد، چون از مهمانى برگشت به فرزندش گفت: سفره غذا بیاور که گرسنه ام. گفت: پدر مگر در خانه امیر غذا نخوردى؟ گفت: چرا ولى به اندازه نخوردم. گفت: پدر به قضاى تمام عباداتت اقدام کن که در مجلس کم خوردى تا بگویند کم خور است و زیاد عبادت کردى تا بگویند عابد است و تو در این مسیر جز زیان و خسارت سودى نبرده اى!

ناشناس

ریاى در کلام

ریاى در کلام این است که سخن کم گویى و سخن نیکوگویى و سخن با حالت از خدا و انبیا گویى تا بگویند خوشا به حالش که عجب مى فهمد و چه زبان پاکى دارد که جز سخن حق بر آن جارى نمى شود!

ریاى در راه رفتن

ریاى در راه رفتن به این است که آهسته قدم بردارى و سر به زیراندازى و مواظب حرکات بدن باشى تا بگویند مشى او مشى اولیا و حرکاتش حرکات عباد خداست.

ریاى در مجالست

ریاى در مجالست به این است که در یک جلسه در برابر بینندگان به خود فرو روى و از حرف زدن با این و آن بپرهیزى و از سخن گفتن مردمان با هم روى درهم کشى، یعنى من از این مجالست و رفاقت و نشست و برخاست بیزارم تا همه برتو حسرت خورند و بر تو غبطه برند واز تو پیش دیگران تعریف کنند.

ریاى در لباس

ریاى در لباس این است که کهنه بپوشى و لباس خشن برتن کنى و خود را سخت به زحمت اندازى تا بگویند خوشا به حالش که عجب زاهدى است و در بندگى چه موجود موفقى است.
ادامه کلامم بود 🙏🙏🙏

سیف الله

ریاى در خنده

ریاى در خنده این است که خنده ات تلخ باشد و یا خنده تمسخر به اهل دنیا و اهل غفلت باشد تا بگویند عجب آدم متوجه و بیدارى است که حتى خنده هایش با حساب است.

ریاى در نماز و حج و جهاد

ریاى در نماز و حج وجهاد و قرائت قرآن وسایر عبادات ظاهره هم معلوم است و نیازى به شرح وتوضیح ندارد.

راستى، ریاکار آدم بدبخت و تیره روز و سیاه نامه اى است که عمرى را در مشقت و زحمت است و کم ترین سود و حاصلى از آن همه زحمت نصیب او نیست، ولى آنان که براى خدا کار مى کنند داراى برگ برنده اند و در روز قیامت از بهره ابدى و منفعت همیشگى برخوردارند.

[وَمَنْ اخْلَصَ لِلّهِ باطِنَهُ وَخَشَعَ لَهُ بِقَلْبِهِ وَرَأى نَفْسَهُ مُقَصِّرًا بَعْدَ بَذْلِ کُلِّ مَجْهودٍ وَجَدَ الشُّکْرَ عَلَیْهِ حاصِلًا فَیَکونُ مِمَّنْ یُرْجى لَهُ الْخَلاصُ مِنَ الرِّیاءِ وَالنِّفاقِ اذَا اسْتَقامَ عَلى ذلِکَ فى کُلِّ حالٍ ]
با تشکر از همه

اسد

تا حالا به مزد ریا کار ها دقت و تحقیق کردین؟؟ 😳حالا من براتون میگم
مزد ریاکار

امام صادق علیه السلام در دنباله روایت مى فرماید:

روز قیامت به پاى میزان اعمال به ریاکار مى گویند: اجر و ثواب و مزد عملت را از آن کس بخواه که وى را با من در عملت شریک کردى.

پس اى بنده حق! دقت کن که چه کسى را عبادت مى کنى، و که را مى خوانى، و به که امید دارى و از که مى ترسى؟

تو قدرت پوشیده داشتن باطنت را بر خود ندارى، از فریب نفس امّاره خلاصى براى تو نیست و تو گول خور نفسى، گمانت این است که مى توانى چیزى را از حضرت او پنهان دارى و به آن جناب که آگاه بر ظاهر و باطن تمام هستى است فریب آورى، خداوند در قرآن مجید مى فرماید:

منافقان و دورویان با خداى و مؤمنان خدعه کنند نمى دانند که جز با خود خدعه نمى کنند و به این معنا شعور ندارند.

[وَاکْثَرَ ما یَقَعُ الرّیاءُ فِى الْبَصَرِ، وَالْاکْلِ، وَالْکَلامِ، وَالْمَشْىِ، وَالْمُجالَسَهِ، وَاللِّباسِ، وَالضَّحْکِ، وَالصَّلاهِ، وَالْحَجِّ، وَالْجَهادِ، وَقِراءَهِ الْقُرْانِ، وَسائِرِ الْعِباداتِ الظّاهِرَهِ
ممنونم از شما که مطالعه رو ب ما برگردوندین

قمر

آقای حاج فردوسی رهبر معنوی ما شما که در مورد ریا حرف می‌زنید اول باید ما ریا رو ریشه کن کنیم تا متوجه بحث ها بشیم
ریشه کنى ریا

نقل مى کنند که:

علامه بحرالعلوم بیست و پنج سال خنده نکرد و شاگردان آن بزرگوار در همه حال وى را مغموم و مهموم مى دیدند، پس از بیست و پنج سال تبسّمى بر لبان مبارکشان نقش بست، یکى از شاگردان که محرم سرّ بود از سبب آن تبسّم پس از بیست وپنج سال پرسید؛ آن جناب جواب داد: بیست وپنج سال براى ریشه کن کردن ریا از خانه قلب در تلاش بودم تا امروز به توفیق خدا و به کمک عنایت و رحمت او متوجه شدم که ریشه این رذیلت از قلبم کنده شده، بدین سبب از شدّت خوشحالى خندیدم.

راستى، وقتى وجود انسان از آلودگى هاى ظاهر و پنهان پاک مى شود، چه دنیاى عجیبى براى آدمى پیدا مى شود و چه لذت روحى و معنوى که قابل مقایسه با هیچ لذّتى نیست به انسان دست مى دهد، درآن وقت است که انسان جز او نمى بیند و جز او نمى خواهد و جز او نمى گوید و از غیر حضرت او لذت نمى برد.

دیده اى واکنم از تو به رویت نگرم

زان که شایسته دیدار تو نبود نظرم

چون ترا هر نفسى جلوه به حسنى دگر است

هر نفس زان نگران در تو به چشمى دگرم

تویى از منظر چشمم نگران برزخ خویش

که تویى مردمک دیده و نور بصرم

هر که بى رسم و اثر گشت به کویش پى برد

من بى رسم و اثر ناشده پى مى نبرم

بوى جانبخش تو همراه نسیم سحر است

زان سبب مرده انفاس نسیم سحرم

مغربى آینه دل زغبار دو جهان

پاک بزداى که پیوسته در او مى نگرم
با تشکر فراوان 🙏🙏🙏🌹

آسمان

من عبادت خالصانه رو تعریف میکنم یکی هم برای پیشرفت خودمون عبادت ناخالص رو توضیح بده ممنون میشم 🙏
عبادت خالصانه

رسول صلى الله علیه و آله گفت:

چون حق تعالى زمین را بیافرید بلرزید کوه را بیافرید تا وى را فروگرفت ملایک گفتند: هیچ چیز نیافرید حق تعالى قوى تر از کوه.

پس آهن رابیافرید تا کوه راببرید، گفتند: آهن قوى تر است، آتش را بیافرید تا آهن را بگداخت، پس آب را بیافرید تا آتش را بکشت، پس باد را بفرمود تا آب را برجاى بداشت. پس ملایک خلاف کردند و گفتند: بپرسیم از حق تعالى که چیست از آفریده هاى تو که هیچ چیز از آن قوى تر نیست؟ گفت: آدمى که صدقه بدهد به دست راست که دست چپ وى خبر ندارد، هیچ آفریده اى قوى تر از وى نیست و نیافریده ام

نازنین

سلام آسمان عزیز من عبادت ناخالص رو تحقیق کردم میگم شما هم استفاده کنید
عبادت ناخالص

معاذ همى گوید که رسول صلى الله علیه و آله گفت:

که حقّ عزّوجلّ هفت فرشته پیش از آفریدن آسمان ها بیافرید، پس از آن آسمان ها بیافرید و هر یک را کرد موکّل بر آسمانى و دربانى آن آسمان به وى داد.

چون فرشتگان زمین که کردار خلق نویسند و آنان حفظه اند عمل بنده که از بامداد تا شب کرده باشد رفع کنند تا آسمان اول برند و بر طاعت وى ثناى بسیار گویند و چندان عبادت کرده باشد که نور وى چون نور آفتاب بود آن فرشته که موکل بود بر آسمان اول گوید: این طاعت ببرید و بر روى وى باز زنید که من نگهبان اهل غیبتم. مرا حق تعالى فرموده است که هر که غیبت کند مگذار که عمل وى بر تو بگذرد.

پس عمل دیگر رفع کنند که غیبت نکرده باشد تا به آسمان دوم آن فرشته گوید:

ببرید و بر روى وى باز زنید که این براى دنیا کرده است و اندر مجالس بر مردمان فخر کرده است و مرا فرموده اند که عمل وى را منع کنم.

پس عمل دیگرى رفع کنند که اندر وى صدقه باشد و روزه و نماز و حفظه عجب بمانده باشند از نور روى و چون به آسمان سیم رسد آن فرشته گوید: من موکلّم بر کبر که من عمل متکبران را منع کنم و وى بر مردمان تکبر کردى.

پس عمل دیگرى رفع کنند تا به آسمان چهارم آن فرشته گوید: من موکل عُجبم و عمل وى بر عجب نبودى نگذارم که عمل وى از من بگذرد.

پس عمل دیگرى رفع کنند و آن عمل چون عروسى بود که به شوهر تسلیم خواهند کرد تا به آسمان پنجم برند آن فرشته گوید: آن عمل بر روى وى باز زنید و برگردن وى نهید که من موکّل حسدم هر که در علم و عمل به درجه وى رسیدى او را حسد کردى!!

پس عمل دیگرى رفع کنند و هیچ منع نبود تا به آسمان ششم آن فرشته گوید:

این عمل ببرید و بر روى وى باز زنید که وى بر هیچ کس که وى را بلایى و رنجى رسیدى رحمت نکردى بلکه شادى کردى و من فرشته رحمتم مرا فرموده اند تا عمل بى رحم منع کنم.

پس عمل دیگرى رفع کنند که نور وى چون نور آفتاب بود و بانگ آن در آسمان ها افتاده باشد و هیچ کس منع نتواند کرد چون به آسمان هفتم رسد آن فرشته گوید: این عمل بر روى وى باز زنید که وى بدین عمل خداى را نخواست بلکه مقصود وى حشمت بود نزدیک علما و نام و بانگ بود اندر شهرها و هر چه چنین بود ریا باشد و خداى تعالى عمل مرائى نپذیرد.

پس عمل دیگرى رفع کنند و از آسمان هفتم بر گذرانند و اندر وى همه خُلق نیکو بود و ذکر و تسبیح وهمه فرشتگان آسمان گواهى دهند که این عمل پاک است و به اخلاص است حق تعالى گوید: شما نگهبان عملید و من نگاهبان دل، وى این عمل را نه براى من کرده است و اندر دل نیّت دیگرى داشت، لعنت من که خدایم بر وى باد، فرشتگان همه لعنت گویند و گویند: لعنت تو و لعنت ما بر وى باد.

آسمان ها گویند: لعنت ما بر وى باد و هفت آسمان و هر چه اندر هفت آسمان است بر وى لعنت کنند و امثال این اندر ریا بسیار است «

انسان با دقت در روایات و معارف الهى به این نکته متوجه مى شود که ریا عمل بسیار پلید و آتش سوزنده و سختى است که هم چون آتش جهنم تمام زحمات انسان را مى سوزاند و از آدمى چیزى باقى نمى گذارد

فاطمه

ریا در نماز رو به محبین حاج فردوسی رهبر معنوی ما بگم تا قشنگ انشاالله بتونیم حاج فردوسی رو درک کنیم و باهاش هماهنگ باشیم
ریا در نماز

و خداى تعالى همى مى گوید:

[فَوَیْلٌ لِلْمُصَلِّینَ* الَّذِینَ هُمْ عَنْ صَلاتِهِمْ ساهُونَ* الَّذِینَ هُمْ یُراؤُنَ* وَ یَمْنَعُونَ الْماعُونَ ]

پس واى بر نمازگزاران* که از نمازشان غافل و نسبت به آن سهل انگارند.*

همانان که همواره ریا مى کنند* و از [دادن ] وسایل و ابزار ضرورى زندگى [و زکات، هدیه و صدقه به نیازمندان ] دریغ مى ورزند.

واى بر کسانى که ایشان را نماز با شهوت و ریا کنند.

یکى پرسید از رسول خدا صلى الله علیه و آله که رستگارى چیست؟ گفت:

اندر آن که طاعت خداى تعالى کنى و ریاى مردمان نکنى و گفت: روز قیامت یکى را بیاورند و گویند: چه طاعت دارى؟ گوید: جان خود اندر راه حق تعالى فدا کرده ام تا اندر غزا مرا بکشتند، گویند: دروغ گویى براى آن کردى تا گویند: فلان مرد مردانه است، بگیرید و وى را به دوزخ برید.

دیگرى را بیاورند و گویند: چه طاعت دارى؟ گوید: هر چه داشتم به صدقه بدادم، گوید: دروغ گویى براى آن بکردى تا بگویند: فلان مرد سخى است، بگیرید وى را به دوزخ برید «۶».

دیگرى را بیاورند و گویند: چه طاعت دارى؟ گوید: علم و قرآن بیاموختم و رنج بسیار بردم، گویند: دروغگویى، براى آن آموختى تا گویند: فلان مرد عالم است، بگیرید وى را به دوزخ ببرید.

و رسول خدا صلى الله علیه و آله گفت: از امّت خویش از هیچ چیز چنان نترسم که از شرک کهین، گفتند: آن چیست یا رسول اللّه؟

گفت: ریا.

و گفت: روز قیامت حق تعالى گوید با مرائیان، نزدیک آن کسانى شوید که عبادت براى ایشان کردید و جزاى خود طلب کنید.

و گفت: به حق تعالى پناه کنیم از «جُبُّ الحزن» یعنى غار اندوه، گفتند: یا رسول خدا «جبّ الحزن» چیست؟ گفت: وادیى است اندر دوزخ ساخته براى قرّاء مرائى و گفت: حقّ عزّوجلّ همى گوید: هر که عبادتى کرد و دیگرى را با من شرکت داد من از شریک بى نیازم جمله بدان همباز دادم.

رسول صلى الله علیه و آله گفت: خداى نپذیرد کردارى که اندر وى یک ذره ریا بود. معاذ همى گریست، عمر گفت: چرا همى گریى؟ گفت: از رسول صلى الله علیه و آله شنیدم اندک ریا شرک است و گفت: مرائى را روز قیامت ندا کنند و آواز دهند یا مرائى یا نابکار یا غدّار! کردارت ضایع شد و مزدت باطل شد برو و مزد از آن کس طلب کن که کار براى وى کردى

شداد بن اوس گوید:

رسول صلى الله علیه و آله را دیدم که همى گریست. گفتم: یا رسول اللّه! چرا همى گریى؟

گفت: همى ترسم که امت من شرک آورند نه آن که بت پرستند یا ماه و آفتاب لیکن عبادت بر او به ریا کنند

و گفت: اندر ظلّ عرض آن روز که هیچ ظلّ نباشد جز آن مردى نخواهد بودن که بدست راست صدقه بداد و خواست که از دست چپ پنهان دارد.

صالح

سلام بر شما
حالا ک بحث از ریا شد من از غزالی در مورد ریا خدمت شما بگم
کلام غزالى درباره ریا

غزالى در باب مهلکات «کیمیاى سعادت» بر اساس آیات و روایات درباره ریا مى گوید

بدان که ریا کردن به طاعت هاى حق تعالى از کبایر است و به شرک نزدیک است و هیچ بیمارى بر دل پارسایان غالب تر از این نیست که چون عبادتى کنند، خواهند که مردمان از آن خبر یابند و برجمله ایشان را پارسا اعتقاد کنند و چون مقصود از عبادت اعتقاد مردمان بود، خود عبادت نبود که پرستیدن خلق بود و اگر آن نیز مقصود باشد با پرستیدن حق تعالى شرک بود و دیگرى را با حق تعالى شریک کرده باشد اندر عبادت خویش و حق تعالى همى گوید:

[فَمَنْ کانَ یَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْیَعْمَلْ عَمَلًا صالِحاً وَ لا یُشْرِکْ بِعِبادَهِ رَبِّهِ أَحَداً] .

و هر که به دیدار حق تعالى امید دارد گو اندر عبادت حق تعالى هیچ شرکت میفکن

حیدر

سلام بر استاد خودم حاج فردوسی
من با اجازه شما یک مبحث و داستانی پیرامون ریا خدمتتون ارائه بدهم انشالله خوشتان بیاید ممنون از لطف شما
عبداللّه قطب در بیان عذاب حرمان و هجران از حق که معلول گناه و معصیت به خصوص معاصى قلب مخصوصاً برنامه زشت ریا است در نامه اى به دوستش مى نویسد:

اما بعد: سزد که آدمى ضعیف که تاب گزیدن مورچه ندارد از عذاب خداى و گزیدن حیات و عقارب دوزخ و شکنجه و داغ آن جهان خود را نگاه دارد که عذاب حقّ است، وسطوت و بطش او از مجرمان مصروف نیست.

و اگر آدمى اندیشد که خداى کریم و رحیم است، کجا بنده را چنین عذاب کند؟

باید بیندیشد که آنچه حال خداى با بنده مجرم کرده که او را محلّ معصیت آفریدگار خویش و به جفا و نافرمان بردارى قیوم سماوات مبتلا کرده است از ابتلاى به عذاب کمتر نیست، بلکه نزد ارباب همم و اهل معرفت، این زیادت است، چنان چه اگر یکى از ایشان را مخیّر سازند میان عذاب و یا ابتلاى به معصیت، عذاب را دوست تر دارد از ابتلاى به معصیت که بندگان حق شناس معصیت را براى آن که معصیت است دشمن دارند با قطع نظر از آن که سبب عذاب مى شود و یا نمى شود، چنانچه رسول اللّه صلى الله علیه و آله که در شأن صهیب فرمود:

نِعْمَ الْمَرء صُهَیْبٌ لَوْ لَمْ یَخَفِ اللّهَ لَمْ یَعْصِهِ «۱».

نیکو مردى است صهیب، برفرض اگر از خداى نمى ترسید باز معصیت خدا را نمى کرد.

و بنده مستبصر داند که اگر العیاذ باللّه به عذاب جاوید مبتلا شوند این اهون است از آن که به نافرمانى و عقوق و جفا در کار آفریدگار تبارک اسمه موصوف گردند، چون خداى عزّوجلّ این خذلان به بنده پسندید که او به چنین موصوف گردد که نافرمانى خداست، چه عجب اگر او را به عذاب مبتلا گرداند که اهون از آن است نزد مستبصر حق شناس.

و چون درآخرت، جلال و بزرگوارى خداى بر مجرمان ظاهر شود چنان که آن را انکار نتوانند کرد و بینند که چنان نافرمانى و سوء معامله با چه کسى کرده، بینشى که از آن تعامى «۲» میسّر نباشد و از زشتى کردار خود آگاه شوند آگاهى اى که تجاهل با آن نتوان ورزید، ایشان را حالتى روى نماید از خجالت که عذاب آتش با شدّت و حدّت که آن راست اهون از آن باشد و اگر ایشان را به عذاب آتش مشغول کنند و آن خجالت ایشان را فراموش شود، یا ساعتى از آن ذاهل و غافل گردند گویى بر ایشان منتى توان نهاد و واى بر کسى و بدا به حال او که عذاب آتش با آنچه اوست اهون الحالین او باشد…

در آتشم بیفکن و نام گنه مبر

کآتش به گرمى عرق انفعال نیست

آرى، براى اهل بینش حرمان و هجران از او سخت ترین عذاب و محرومیت از قرب و وصال بدترین شکنجه است.

ماعده

یکى از عرفاى بزرگ در سخنى عمیق و با معنا مى گوید:

«انَّما یَتَحَقَّقُ بِالْمُراقَبَهِ مَنْ یَخافُ عَلى فَوْتِ حَظِّهِ مِنْ رَبِّهِ».

مراقبت از نفس در کسى تحقق مى یابد که بر فوت بهره اش از پروردگار بترسد.

غفلت ما از مراقبه از آن روست که ندانستیم با ترک مراقبه چه از دست داده و خواهیم داد و از چه بهره هاى الهى محروم بوده و خواهیم بود و ندانستیم که حظّ ربّ چیست؟ و چگونه آن حظّ با مخالفت با حضرت او منافات دارد، افسوس که

در اثر سوء تعلیم و تربیت دل خود را با وعده هاى پوچ شیطانى خوش داشتیم و محکمات آیات و روایات را نادیده گرفتیم و اکنون بر ماست که در آتش حرمان و هجران بسوزیم تا فردا با ما چه رفتار کنند؟!

چه عجیب است که گاهى اهل گناه اگر بدانند بیننده اى آنان را مى بیند، گرچه آن بیننده طفل صغیر باشد به ملاحظه بر مى خیزد و حتى شنیده شده و یا در کتاب ها آورده اند که گاهى بت پرستان در مقام عصیان از بت خود ملاحظه مى کردند، اما عده اى از مردم که ادعاى ایمان واسلام دارند در حرکات و سکنات و در اعمال و رفتار خود از حضرت حق ملاحظه نمى کنند و این عدم ملاحظه از ذلّت و پستى وبیچارگى نفس است و از تیره روزى و سیه بختى انسان!

غزالى مى گوید:

جوانى شب هنگام به دامن زنى در آویخت، زن گفت: حیا نمى کنى؟

گفت: از که؟ که بجز ستارگان چشمک زن آسمان کسى چشم بر ما ندوخته است.

زن گفت: پس ستاره آفرین کجا شد؟!!

بیایید در هر عملى وجود مقدس خالق و مالک و حیات بخش و رزاق و خداى خود را لحاظ کنیم که همه کاره اوست و به همه جا و به همه کس ناظر اوست، وکلید بهشت و جهنم در اختیار اوست و قبولى و ردّ عمل با حضرت اوست.
ممنون از رهبر معنوی ما حاج فردوسی

مژگان

پرونده حرکات انسان

براى انسان در هر حرکتى سه پرونده هست.

در احادیث مرویه از اولیاى الهى آمده:

«یُنْشَرُ لِلْعَبْدِ فى کُلِّ حَرَکَهٍ مِنْ حَرِکاتِهِ وَانْ صَغُرَتْ ثَلاثَهُ دَواوینَ: الدّیوانُ الْاوَّلُ لِمَ وَالثّانى کَیْفَ وَالثّالِثُ لِمَنْ»؟

براى عبد در هر حرکتى از حرکاتش هر چند کوچک و کم باشد سه پرونده تشکیل مى شود: ۱- براى چه؟ ۲- چگونه؟ ۳- براى که؟

معناى پرونده اوّل «براى چه» آن است که براى چه منظور این حرکت را انجام دادى؟ آیا منظورت این بود که مولایت تو را امر کرده یا به خاطر هواى نفس و شهوت بود، پس اگر در این مرحله از رسیدگى سالم درآمد نوبت به پرونده دوم مى رسد که عمل را چگونه انجام دادى که خداى را در هر عمل، شرایط و حدودى است که باید رعایت گردد و رسیدگى مى شود که آیا تشخیص حدود و شرایط از روى علم و تحقیق بوده یا از روى جهل و گمان؛ پس اگر از این مرحله بازرسى نیز به سلامت بگذرد پرونده سوم مطرح مى گردد که براى چه کسى انجام دادى، آیا در عمل اخلاص داشتى و تنها براى خدا انجام دادى و به محتواى «لا اله الّا اللّه» که بر زبان داشتى وفادار بودى؟ تا اجر و پاداشت بر خدا باشد. یا آن که براى ریا و تزویر ونشان دادن به مخلوقى همانند خودت بود که باید اجر و پاداشت را از همان مخلوق بگیرى، چنان که در روایات متعدد این مضمون آمده و یا آن که عملى که انجام دادى براى رسیدن به مزد و پاداش دنیوى بوده که بهره ات را در دنیا برده اى و یا آن که از روى سهو و غفلت بوده که اجر و پاداشى ندارى.

بالجمله، اگر آدمى متوجه باشد که این چنین بازپرسى ها در پیش دارد نفس خود را رها نمى کند تا هر چه بخواهد انجام دهد و پیش از آن بازخواست شود، خودش را به دادگاه وجدان مى کشد و از او بازخواست مى کند تا نفس از راه حق منحرف نشود و به خسران و زیان گرفتار نگردد.

سعید

ریاکار با ارّه ریا که به دست مردم مى دهد اصرار مى کند که عملش از قبولى و رضایت حضرت حق قطع گردد و به ثمر واقعى و حقیقى نرسد.

با این معنا باید گفت: ریا کردن، کارى است احمقانه و ریاکار در حقیقت حمّال و عمله شیطان است.

براى دور ماندن از ریا تمرین ها و ریاضت هاى سخت شرعى لازم است و اگر کسى در مقام معالجه این مرض هولناک بر نیاید به خسران ابدى دچار خواهد شد، توجه به حقیقت اسما و صفات الهى مانند ربّ، قابل، رحمان، رحیم، خالق، ودود، غفور، کریم، اللّه، رفیع الدّرجات و توجه به این که تمام موجودات مملوک حقّند و از خود حیثیّت و هویت و اعتبار ندارند و توجه به این که روزى خواهد آمد که احدى قدرت ندارد براى نجات انسان کارى صورت بدهد و توجه به این که عبادت جز براى حضرت حق واقع نمى شود، داروهاى علاج ریا هستند.
یا علی

حسن

ریا در واقع امر به این معناست که انسان روى زمین پر قیمتى، زحمت فوق العاده بکشد و انواع درختان و گیاهان را به عمل آورد، چون تمام درختان و گیاهان به مرحله ثمرآوردن برسند، انسان ارّه تیزى را بردارد و به شخصى التماس کند که بیا هر چه درخت و گیاه در این زمین است از بیخ و بن بر کن!!
با تشکر فراوان

خورسند

سلام علیکم دورود بر رهبر معنوی ما حاج فردوسی و توجه بسیار بالای شما این روایت و توضیحی بدم و خواهشم این است کاملا مطالعه کنید 🙏
امام علیه السلام مى فرمایند:

براى خوش آمد کسانى که نه حیات دست آن هاست و نه ممات ونه از دست آنان براى تو در دنیا و آخرت کارى برمى آید، عمل مکن.

عمل براى خوش آمدى مردم نه این که سودى به انسان عمل کننده برنمى گرداند، بلکه زحمت و رنج انسان را ضایع و در پایان کار، جز حسرت و ندامت چیزى براى آدمى باقى نمى گذارد.

ریا درختى است که میوه آن شرک خفى است و ریشه وپایه ریا نفاق و دورویى است.

این شرکى که روایت تذکر مى دهد شرک در عبادت است و در حقیقت ریاکار، همسو و همراه و هم سفر با بت پرستان است.

بنین

باتوجه‌به رایج‌شدن پدیدۀ غیراخلاقی ریاکاری کارکنان در سازمان­های دولتی، این پژوهش، با هدف بررسی نقش نظام ارزیابی عملکرد اثربخش در بروز این پدیده، در شرکت پتروشیمی استان ایلام انجام شد. پژوهش حاضر ازنظر هدف، کاربردی و ازنظر شیوۀ گردآوری اطلاعات تحقیق، توصیفی- پیمایشی و از نوع همبستگی و مبتنی بر مدل معادلات ساختاری است. جامعۀ آماری تحقیق شامل کلیۀ کارکنان شرکت پتروشیمی استان ایلام است که تعداد آنها ۶۰۰ نفر هستند. باتوجه‌به جدول مورگان تعداد ۲۳۴ نفر به‌عنوان نمونه انتخاب شدند. روش نمونه­گیری در این تحقیق نمونه­گیری تصادفی ساده و ابزار گردآوری اطلاعات نیز پرسشنامه است. درنهایت نتیجه­ای که از تجزیه‌و‌تحلیل داده­ها به دست آمد، این بود که نظام ارزیابی عملکرد اثربخش بر ریاکاری سازمانی، تأثیر مستقیم و منفی دارد، درحقیقت هرچه نظام ارزیابی، اثربخش­تر باشد ریاکاری در سازمان کمتر می‌شود و جو حاکم بر سازمان، جو همکارانه یا نوآورانه، نیز این اثر را تعدیل می­کند، به این صورت که جو همکارانه و نوآورانه تأثیری مثبت بر رابطه نظام ارزیابی عملکرد و ریاکاری دارد و اثر آن را شدت می‌بخشد، اینگونه که باعث افزایش تأثیر نظام ارزیابی عملکرد بر ریاکاری سازمانی و درنتیجه کاهش بیشتر ریاکاری می‌شود.
ممنون از توجه شما و ممنون از رهبر معنوی ما حاج فردوسی

نازنین

لطفا درمان ریا رو یکی ب طور کامل و مفصل ب من بگه ممنون میشم از این همه حجم اطلاعات بالای حاج فردوسی رهبر معنوی ما که خود آتش به اختیار دست به کار شدندد

سلمان

سلام نازنین جانم جواب شما رو با منبع اسلامی بیان میکنم
درمان ریا:
برای درمان صفت رذیله ریا راههای مختلفی بیان شده است که به اختصار بیان می‌شود:

الف. درمان علمی:

۱. از بین بردن روحیه جاه طلبی و مقام خواهی: برای درمان ریا لازم است انسان توحه داشته باشد که رغبت آدمی به هر چیزی برای آن است که خیال می‌کند خیری در آن بوده و سودی نصیب او می‌کردد، یا در حال و یا در آینده. ولی اگر بداند کاری که مورد نظرش می‌باشد لذتی فعلی است و در آینده زیان و رنجی را به همراه دارد، به آسانی می‌تواند از آن کار صرفه نظر کند.

۲. تقویت ایمان و رسیدن به مرحله یقین: به طور کلی درمان ریا و دیگر بیماری‌های قلبی، تقویت ایمان و کوشش برای رسیدن به درجه یقین است. چنانچه اگر کسی به درجه یقین برسد، همان نور یقین، تاریکی‌ها و آلودگی‌های قلب او را اصلاح می‌کند. و کسی که خدا را در همه حال حاضر و ناظر می‌بیند، چگونه می‌تواند در حضور او عبادت را به منظور مخلوق انجام دهد.] یکی از سالکان حقیقی الهی در درمان رذایل اخلاقی(به ویژه درمان ریا) پس از بیان اینکه سرچشمه تمام رذایل را ضعف شناخت خداوند می‌داند، فرموده است: «همه رذایل را انس گرفتن با خداوند در عبادت، رفع و دفع می‌کند و اگر انسان بداند که خداوند متعال در همه حالات و زمان‌ها از هر خوبی، خوبتر است، از انس با او منصرف نخواهد شد».

ب. درمان عملی:

۱. مخفی کردن عبادت: تا آنجا که می‌تواند اعمال خود را پنهانی انجام دهد و آن قدر بر این عمل مداومت داشته باشد که نفس او به پنهان داشتن عادت کند و به علم و اطلاع خداوند قناعت ورزد و طمعی به دیگران نداشته باشد.

۲. مداومت بر اخلاص عمل: فرد مرائی باید در اعمال خود دقیق شود و از نفس خود در هر عملی که انجام می‌دهد حساب بکشد و ببیند که آیا این کار را برای خدا انجام داده یا غیر. در روایتی از امام صادق(ع) نقل شده است: «خداوند می‌فرماید: من بهترین شریک هستم. هرکس در عملی که انجام می‌دهد دیگری را شریک سازد، تمام اعمال او را نمی‌پذیرم جز عملی که خالص برای من باشد

سید

سلام بر رهبر معظم معنوی ما حاج فردوسی از علائم مورد نظر آثار ریا هم هست که باید بحث شود 🙏 🙏 🙏
ریا علاوه بر اینکه در بسیاری از موارد موجب بطلان عمل می‌گردد آثار و نتایج بسیار زیانباری را به دنبال خواهد داشت، از جمله:

۱. شرک: در روایات اسلامی از ریا به شرک تعبیر شده و انسان ریاکار مشرک خوانده شده است، چنانکه امام صادق(ع) فرمود: «هر ریایی شرک است.و رسول اکرم(ص) ریاء را شرک اصغر دانستند.»

پیامبر اکرم(ص) فرمودند: «بی‌تردید مخوف‌ترین چیزی که از آن برای شما بیمناکم شرک اصغر است. پرسیدند: شرک اصغر کدام است؟ حضرت فرمودند: ریا. خداوند در روز قیامت، هنگامی که جزای بندگانش را می‌دهد به ریاکاران می‌گوید بروید نزد آنان که برای آنان عبادت کردید و ببینید آیا پاداش اعمال خود را نزد آنان می‌یابید یا نه».

۲. نفاق: ریاکاری جزء صفات منافقین دانسته شده و اصولاً ریا جز دورویی و تفاوت ظاهر و باطن چیز دیگری نیست؛ زیرا چیزی را به مردم ارائه می‌دهد که خود در باطن به آن معتقد نیست. قرآن کریم در این باره می‌فرماید:

«منافقین می‌خواهند خدا را فریب دهند، در حالی که او آنان را فریب می‌دهد و هنگامی که به نماز برمی‌خیزند با کسالت برمی‌خیزند و در برابر مردم ریا می‌کنند و خدا را جز اندکی یاد نمی‌کنند».

۳. حبط اعمال: انسان ریاکار اگر اعمال صالح دیگری هم داشته باشد، به خاطر حالت ریایی که دارد، اعمال صالح او نیز باطل می گردد و دیگر استحقاق ثواب نخواهد داشت. چنانچه رسول(ص) فرمودند: «از خدا بترسید و از ریا اجتناب کنید، زیرا ریا شرک به خداست و برای ریاکار در قیامت چهار اسم است و او را با چهار نام می‌خوانند: ای کافر! ای فاجر! ای غادر(مکار)! و ای خاسر(زیان دیده و ورشکسته)! عمل تو از بین رفته و اجر تو، باطل گردیده است و برای تو در این روز نصیب و بهره ای نیست».]

۴. تحقیر خدا: هر کاری انسان انجام می‌دهد به انگیزه جلب منفعت و یا دفع مفسده است، عملی که ریاکاران برای غیرخدا و نشان دادن به مخلوقین و جلب توجه آنان، انجام می‌دهند، نیز مطابق همان قاعده است. این نشانه آن است که اینان مخلوق را قادرتر از خالق دانسته و توجه خود را به مخلوق معطوف داشته اند و خود را مقرب مخلوق قرار داده و تقرب مخلوق را بهتر و مفیدتر از تقرب به خالق دانسته‌اند، و آن جا که کار را هم برای خدا و هم برای مخلوق انجام می‌دهند، خدا را تا حد مخلوق پایین آورده‌اند، آن چنان که عمل را برای هر دو انجام داده اند، و این از اکبر کبایر است
با تشکر فراوان

زهرا

حاج فردوسی رهبر معنوی ما نشانه‌های ریا از مهم‌ترین عوامل اصلی این بحث ها هست که باید مورد بررسی قرار گرفته شود 🙏 :
اگر کسی در خلوت و تنهایی رغبت به عمل و عبادتی نداشته باشد ولی وقتی در انظار عموم قرار می‌گیرد، از کسالت فارغ شده و حالت نشاط پیدا می‌کند، این کس ریاکار و عمل او ریایی است.

امام صادق(ع) از امیرالمومنین علی(ع) نقل می‌فرمایند:: ” ریاکار دارای سه علامت است: هنگامی که مردم او را (در حال عمل و عبادت) ببینند نشاط پیدا می‌کند (ولی در حال عبادت) اگر تنها باشد کسل می‌شود و دوست دارد که در همه امور از او تعریف کنند”

رحیمی

علل و عوامل ریا رو هم مورد بحث قرار بدهید تا مردم اهمیت این ریا رو بفهمیم
از میان علل و عوامل ریا، دو چیز است که بیشتر خودنمایی کرده، بلکه ریشه و اساس علل دیگرند:

۱. عدم شناخت خدا: اگر کسی خدا را شناخته و معتقد باشد که در نظام هستی مؤثری غیر از او وجود ندارد و از احدی بدون رضای او کاری ساخته نیست، دیگر امید فیض و بخشش از دیگران ندارد، چه رسد به آنکه اعمال خود را برای آنان انجام دهد.

۲. حب جاه و مقام: این حب جاه و مقام است که فرد را وادار به ریا می‌کند تا بدین وسیله در انظار مردم برای خود کسب آبرویی کند و ریشه حب جاه و مقام نیز حب دنیا است.
با تشکر از رهبر معنوی ما حاج فردوسی

فردوسی

رهبر معنوی ما حاج فردوسی تا حالا ب اقسام ریا در حال حاضر پرداخته اید?..?
ممنون میشم این اقسامی که من میگم ببینید چه طور است و آیا قابل توجه و پخش در رسانه های دیجیتال و… هست یا خیر؟
اقسام ریا:
ریا را از جنبه‌های گوناگون می‌توان تقسیم کرد:

۱. ریا در عقیده: این قسم از جمیع اقسام ریا سخت‌تر، عاقبتش بدتر و ظلمتش بالاتر است. صاحب این ریا اگر در واقع معتقد به آن امری که ارائه می‌دهد نباشد، از جمله منافقین می‌باشد که مخلد در نار و هلاکت ابدی است و عذابش از تمامی اهل جهنم بیشتر است و اگر فردی معتقد باشد، ولی برای منزلت پیدا کردن در قلوب مردم، اظهار ‌کند، این شخص گرچه منافق نیست ولی این ریا باعث می‌شود که نور ایمان از قلب او بیرون رفته و ظلمت کفر به جای آن وارد شود؛ زیرا این فرد گرچه در اول امر مشرک است به شرک خفی -زیرا که معارف الهیه و عقاید حقه را که باید خالص برای خدا باشد، به مردم تحویل داده و غیر را در آن شریک قرار داده و این عمل قلبی از برای خدا نبوده- ولی این ملکه خبیثه، کار انسان را منجر می‌کند به اینکه خانه قلب مختص به غیر خدا شود و کم کم ظلمت این رذیله سبب می‌شود انسان بی‌ایمان از دنیا رود.

۲. ریا در عمل:

ریا در اعمال به دو گونه است:
۱. عبادات واجبه: این قسم از ریا بدین معنی است که فرد با وجود اینکه معتقد به مبدأ و معاد است در اصل عبادات واجبه خود ریا کند. چنین فردی گرچه در خلوت، روزه و نماز و زکات و … را ترک می‌کند اما در انظار عموم، برای جلب قلوب مردم و یا رفع تهمت از خود نماز می‌خواند، روزه می‌گیرد و امثال این‌ها. و قصدش در انجام این فرائض، اطاعت اوامر الهی و یا رسیدن به ثواب آن‌ها نیست، بلکه تنها هدفش نشان دادن به مردم است.

۲. ریا در مستحبات: این نوع ریا نیز مذموم و مهلک است، ولیکن به درجه‌ای پایین‌تر از قسم قبل. به طور مثال چنین شخصی در خلوت، نوافل شبانه روزی، نماز شب و روزه‌های مستحبی را به‌جا نمی‌آورد، اما در حضور مردم رغبت به این اوصاف داشته باشد و هدفش از انجام این اعمال آن است که در نظر مردم یک انسان مقدس جلوه کند.

۳. ریا در گفتار: ریا در گفتار آنست که برای جلب توجه مردم و جای گرفتن در دل آن‌ها هر جا که رسید، مشغول به موعظه و پند و اندرز گردد و سعی کند مردم را به یاد خدا بیندازد و مخصوصا کلماتی از پند و اندرز را حفظ کرده و به عنوان تکیه کلامش بیان می‌کند.

۴. ریا در شکل و هیئت بدنی: بدین شکل که شخص، قیافه خود را ژولیده نموده و به هنگام راه رفتن سرش را بیش از حد به زیر می‌اندازد و آهسته قدم بر می‌دارد و اثر سجده را بر پیشانی باقی می‌گذارد و یا خود را به شکل و قیافه علمای بزرگ در آورده و می‌خواهد از این طریق خود را در صنف آنان قرار دهد، در حالی که از علم و دانش بهره کافی ندارد.

۵. ریا در معاشرت: شخص ریاکار وسایلی را فراهم می‌کند تا علما و مقدسین به دیدن او بیایند تا مردم بگویند فلانی کسی است که بزرگان دین به دیدنش می‌آیند و گاهی شخصیت‌های دنیایی را به طرف خود می‌کشد تا نشان دهد مورد احترام همه طبقات است

حسن آقا

جناب آقای حاج فردوسی رهبر معنوی ما لطفا خواهشی که ما دوستان شما از شما داریم این است که از روایات هم حرف هایی رو مطرح کنید ممنونیم از این هدیه یا ارزش های اخلاقی و اجتماعی و فرهنگی و اقتصادی و اخلاقی
ریا در روایات:
در روایات معصومین(ع) نیز به مسئله ریا توجه فراوانی شده است، به‌طوریکه به راحتی می‌توان فهمید که اساس و زیربنای سعادت انسان بندگی خالصانه است و اگر بنده‌ای عملی را انجام دهد که در آن ریا باشد اثری نداشته و در پیشگاه خداوند پذیرفته نیست. به دلیل کثرت فراوان اینگونه روایات، تنها به تعداد محدودی از آن‌ها اشاره می‌گردد.

پیامبر اکرم(ص) در حدیثی میزان و ملاک صعود اعمال را که موجب خوشحالی فرشتگان و قبولی درگاه الهی می‌گردد، اخلاص قرار داده و اعمالی را که به جهت ریا و خودنمایی انجام پذیرفته است، مردود و موجب قرار گرفتن در سجین معرفی می‌نماید.

همچنین ایشان در روایتی دیگر می‌فرمایند: «بهشت سخن گفت که من حرام هستم بر هر بخیل و ریاکننده‌ای»

در صحیفه سجادیه، امام زین العابدین(ع) پاکیزگی از ریا و تظاهر در اعمال را نیز از خداوند متعال خواسته استو حدیثی از امام علی(ع) روش بی‌نیازی از عذر خواهی از خداوند و واگذاری به غیر را، ترس از خدا و عمل بدون ریا و خودنمایی معرفی نموده است

معزی

واقعا تا حالا دقت کردین ریا در قرآن توسط بعضی اخلاقی هااا بیان نمیشه چون می‌ترسند
کلمه ریا پنج بار در قرآن کریم ذکر شده است که در اینجا به برخی از آنها اشاره می‌کنیم:

«ای کسانی که ایمان آورده‌اید! بخشش‌های خود را با منت و آزار، باطل نسازید؛ همانند کسی که مال خود را برای نشان دادن به مردم، انفاق می‌کند؛ و به خدا و روز رستاخیز، ایمان نمی‌آورد؛ ….. آن‌ها از کاری که انجام داده‌اند، چیزی به‌دست نمی‌آورند؛ و خداوند، جمعیت کافران را هدایت نمی‌کند».

در این آیه دو عامل بطلان عمل مطرح شده است. “منت و آزار” و “ریا “، که اولی بعد از عمل می‌آید و دومی مقارن با عمل و باعث می‌شود که اعمال نیک از بین رود.

«و مانند کسانی نباشید که از روی هوی پرستی و غرور و خودنمایی در برابر مردم، از سرزمین خود( به سوی میدان بدر) بیرون آمدند؛ و(مردم) را از راه خدا باز می‌داشتند؛(و سرانجام شکست خوردند) و خداوند به آنچه عمل می‌کنند احاطه(و آگاهی دارد) دارد».

«و آنها کسانی هستند که احوال خود را برای نشان دادن به مردم انفاق می‌کنند و ایمان به خدا و روز باز پسین ندارند؛(چرا که شیطان، رفیق و همنشین آنهاست؛) و کسی که شیطان قرین او باشد، بد همنشین و قرینی است».

همچنین در آیات ۴-۷ سوره ماعون و ۱۴۲ نساء، اعمال ریاکارانه مورد نکوهش قرار گرفته است.

متعلق

سلام و درود بر رهبر معنوی ما حاج فردوسی که بی وقفه و بدون ترس حقایق رو بیان می‌کنند و ترسی از کسی ندارند
ریا” مشتق از کلمه “رؤیت” است و به معنای « تظاهر کردن به نیکی، دورویی و نفاق و انجام کار برای نشان دادن به دیگری آمده است.» و در اصطلاح، عبارت است از آنکه انسان بخواهد با ارائه کارهای نیک خود، مقام و منزلتی در دل مردم پیدا کند و این مطلب اگرچه در تمامی کارهای خوب امکان دارد، ولی نام ریا در اصطلاح شرعی، مخصوص است به اینکه آدمی در انجام عبادات، چنین قصدی داشته باشد. از بیان برخی علمای اخلاق استفاده می‌شود که ریا اختصاص به اعمال عبادی نداشته و شامل سایر افعال غیر عبادی انسان نیز می‌گردد.

امام خمینی(ره) در این باره می‌فرمایند: «ریا عبارت است از نشان دادن چیزی از اعمال حسنه یا خصال پسندیده و یا اعمال حقه به مردم، برای منزلت پیدا کردن در قلوب آن‌ها و اشتهار پیدا کردن نزد آن‌ها به خوبی و صحت و امانت و دیانت بدون قصد صحیح الهی

پرورش

یکی از بهترین راه ها برای دوستان منهاجی برای بالا بردن سطح معنویت دعا کردن می باشد چرا که انسانها توسط دعا می توانند خود را به خداوند نزدیک کنند و اثرات عجیبی در دعا کردن برای خود کسب کنند، دعا کردن به معنای خواندن خدا می باشد. کسی که خدا را بخواند و خواسته هایش را از او بخواهد به اجابت نزدیکتر است و بهتر می تواند در مسیر و راه معنویت قرار بگیرد

ابوالفضل

از راه عمل و سلوک، خود را به مراحل عالیه سوق دهیم ، لازم است بگوییم رسیدن به مراحل عالیه مقدماتی دارد که در ابتدا باید این مقدمات را انجام داد ، یکی از این مقدمات عمل کردن به رساله عملیه است یعنی انجام واجبات و ترک محرمات،

علی شافعی

تحمل گرفتاری ها و مصائب دنیا بار گناهان مومنان را سبک می کند و سختی های برزخ و مواقف آغازین رستاخیز، ناخالصی هایش را می زداید منهاج فردوسیان به ما کمک میکند تا سختی هارا راحت تر تحمل کنیم و مسیر سعادت را سریع تر طی کنیم

کاظم رضایی

سلام وب سایت خیلی خوبی دارید و ممنونم از این مقاله عالی که منتشر کردید. این موضوع که ما نباید به دیدگاهی که مردم نسبت به ما دارن توجه کنیم اگر می دونیم که هدفمون درسته واقعا چیز خوبه که شما اون رو به بحث کشوندید و این همه کامنت زیبا دوستان در مورد اون نوشتند و در مورد اون به بحث با هم نشستند. براتون از خدا میخوام که به هر چی که در این جهان و اون جهان میخواین دست پیپدا کنید.

سپهر

من میخوام بدونم که کدوم آدم موفقی بوده که اول که خواسته شروع کنه همه به اون گفتن آفرین تو میتونی، تو موفق میشی تو تواناییش رو داری؟ خب البته هست اما تعدادشون کمه اما خیلی از افراد هستن که زمانی که میخوان شروع به کار کنند یا راهی رو شروع کنند اونقدر از سمت دیگران مسخره میشن و تایید نمیشن که خیلی سرد ممکنه بشن خب این واقعا جزئی از مسیر میشه دونست اون رو اما کی مردم با ما همراه میشن خب جواب کاملا مشخصه زمانی که مما به یک نتیجه رسیدیم و زمانی که مردم نتیجه ی ما رو دیدن اون وقته که میخوان به مسیری که ما در اون قدم گزاشتیم وارد بشن و اتفاقا با اشتیاق و میل باطنی خودشون میان نه اینکه ما بخوایم اونها رو مجبور کنیم.

کریم

سلام این تفاوت به نظر من بسیار شیرین تر است از انکه بخواهیم شبیه افرادی باشیم که در مسیر نادرست قدم گذاشته اند. چه کسی گفته است راهی که همه می روند درست است؟ برخی حتی هدف خود را هم از اینکه در یک مسیر قدم گذاشته اند نمی دانند و فقط جهت آنکه همرنگ جماعت باشند قدم در این مسیر گزاشته اند که این اشتباه است. به یاد داشته باشید که اگر نمی خواهی شوی رسوا، همرنگ جماعت نباش! بله و واقعیت در این زمینه ها می تواند همین باشد اگر می خواهیم که در پیشگاه خداوند خود سرافکنده نباشیم و رسوا نباشیم نباید واقعا همرنگ جماعتی شویم که خود نمی دانند چرا در یک مسیر قدم گذاشته اند و هدفشان مشخص نیست به اینگونه به نظرم هر شخصی می تواند مسیرش را پیدا کند.

سعید افخمی

سلام و خدا قوت خدمت شما بله درست می فرمایید اگر خواستیم که رسوا بشویم بهترین گزینه این است که همرنگ جماعت بشویم. این ضرب المثل در مورد فرهنگ و … زیاد صدق نمی کند چون فرهنگ یک جماعه جزء ارزش های آن جامعه می باشد و برای آنکه رسوا نشویم باید آن ارزش ها و آن فرهنگ را بپپذیریم اما در مورد موارد دینی می تواند صدق کند که افرادی هستند که اصلا نمی دانند چرا هر روز نماز می خوانند، فلسفه روز گرفتنشان چیست، خدای خود را هنوز به اندازه ی سطحی هم نمی شناسند و ادعای زیادی هم در باب مسلمانی دارند اگر واقعا می خواهیم که رسوا نشویم خیلی خوب است که پا در ردپای این افراد نگذاریم در غیر این صورت راهی که می رویم به ناکجا آباد خواهد رسید

کریم

سلام جناب افخمی عزیز بله منظور من هم همین است بسیاری از افراد ادعای مسلمانی دارند و خود را مسلمان واقعی می دانند و جالب اینجاست که دیگران را حتی ببخشید ولی به آدم بودن هم قبول ندارند و فکر می کنند که در مسیر درست قرار دارند و تنها کاری که آنها انجام می دهند در میان همین جمله ی قبلی گفتم که آنها فقط فکر میکنند کار دیگری نمی کنند. برای آنکه مسلمان واقعی بود باید واقعا دانست که خداوند چه می خواده از ما و دین ما چه می خواهد از ما. بله درست است نماز و روزه جزء واجبات است اما خیلی ها نمی دانند که چرا این اعمال را انجام می دهند به نظر من این نادرست است و این افراد باید تغییراتی را در شیوه و سبک زندگی خود به وجود باورند.

سعید افخمی

سلام مجدد خدمت شما آقا کریم عزیز خواستم بگویم که بله درست می فرمایید اما باید به این نکته توجه داشت که هر کس عملی که انجام می دهد به نظر خود بهترین عمل است و کار بقیه در مقابل آن اشتباه یم باشد. شخصی که عملی اشتباه را انجام یم دهد ودین و عرف هم می گوید که عمل او اشتباه می باشد مدت زیادی باید روی ذهن او کار شود که او بفهمد که کارش اتشباه می باشد در غیر اینصورت او به همین کارش ادامه خواهد داد و وای به حال روزی که آن شخص به خاطر کار اشتباهش تشویق بشود آن روز دیگر این شخص باورش نسبت به آن عمل اشتباه دو برابر می شود و تغییر شیوه ی نگرش او بسیار سخت و مشکل خواهد شد. موفق باشید

کریم

با سلام متشکرم بله درست می فرمایید و من با نظر شما موافقم

محمد

با عرض سلام این سخن شما چه مرا به یاد یکی از سخنان زیبای گاندی انداخت که ابتدا تو را نادیده می گیرند، بعد به تو می خندند، سپس با تو می جنگند و در نهایت تو پیروز خواهی شد. و قطعا همینگونه است اگر شخصی که می خواهد منهاجی شود یا هر هدف دیگری که دارد در ان هدف ثابت قدم باشد و مسیر خودش را برای حرف دیگران یا نظر دیگران تغییر ندهد طبق همین گفته ی گاندی اتفاقات رخ می دهد و در نهایت اوست که پیروز میدان می باشد و البته که شخص باید از درستی هدف نیز آگاه باشد نه آنکه هدفش نادرست باشد و با رسیدن به آن بیشتر در زندگی خود پسرفت کند تا آنکه بخواهد پیشرفت نماید و تغییر و تحولی خوب و عالی در زندگی خویش به وجود بیوارد.

حسن مظلومی

سلام و خسته نباشد چه جمله ی زیبایی را گفتید و دقیقا به نظر من تمام انسان هایی که تا به حال تغییر و تحولی اساسی در زندگی خود به وجود آورده اند ابتدا مردم آنها را مسخره می کردند و سپپس با آن ها موافقت می کردند. از ادیسون گرفته که معلومش او را کودن می خواند تا سرهنگ ساندرز در مرغ کنتاکی که فکر میکنم ۱۰۰۹ بار با شکست مواجه شد و سپس به موفقیت رسید خب این شخص این تعداد بار را با همین مردم سر و کله می زده است و سپس اکنون می بینیم که چه مرغ کنتاکی معروف شده است و یا چرا راه دور برویم حضرت محمد (ص) که یک نفر بود و الان چندین و چند میلیون پیرو دارد آیا همان اول مردم دین محمد را قبول کردند؟ این پافشاری و صبوری پیامبر فکر میکنم بود که نتیجه بخشید.

شکیبا

سلام خدمت محمد عزیز کامنت بسیار زیبایی گزاشتید و ما اگر بدانیم که هدفمان درست است و باید به آن برسیم دیگر نباید از این بهراسیم که چه کسی با من وافقت می کند و چه کسی با من موافقت نخواهد کرد باید قدم در مسیر بگزاریم حال آن مسیره ر چقدر که میخ واهد سخت باشد کمی به جلو که برویم شیرینی مسیر را خواهیم چشید و حتی همان اوایل هم شیرینی دارد اگر ما دقیق به آن توجه کنیم همانطور که در قران آمده است که همان با هر سختی آسانیست باید به یاد داشته باشیم که اگر منهاجی شدن برای ما یک سختی به حساب می آید پس همراه این سختی یک آسانی هم هست که ما می توانیم به آن آسانی توجه کنیم تا آنکه حال خودمان را با سختی مسیر بد کنیم

علیرضا

برای بهشتی شدن فقط کافیه با خودت و خدا روراست باشی حق کسی رو نخوری دل کسی رو نشکنی غذایی که میخوری از اب و نونش حلال باشه همیشه به یاد خدا باشی واز یادش غافل نشی
وقتی که انسان خدا رو فراموش کنه گناه تو دلش جا باز میکنه وراحت مرتکب گناه میشه اگر پشت کسی حرف نزنی راحت مردم قضاوت نکنی به کسی تهمت نزنی میشی بهشتی
هم خدا ازت راضیه هم بندش بهشت یعنی زلالی و پاکی یعنی هر چی خوبیه

محمدصادق

ترس از متفاوت بودن باعث میشه استعداد های ما سرکوب بشه و نتونیم توی راهی که قدم گذاشتیم پیشرفت کنیم و همش درجا میزنیم.

فاطمه آذرکار

سلام اصلا زمانی که در مسیر بقیه قدم می زاریم خلاقیتی به وجود نمیاد که باعث بشه ما استعداد هامون رو بشناسیم و استعداد های بقیه فکر میکنیم که استعداد های ما هم هست که این خیلی اشتباهه ممکنه که اون شخص توی فلان کار استعداد داشته باشد اما این مبنی بر اون نیست که ما هم در اون کار خیلی خوب باشیم و زمانی که چشم هامون رو می بندیم و در مسیر بقیه قدم می زاریم این مشکل برامون به وجود میاد و ما اگر هم زمانی چشم هامون رو باز کنیم و بخوایم که تغییری در خودمون به وجود بیاریم می بینیم که ای دل غافل چقدر در اون کار اشتباه فرو رفته بودیم و از این موضوع خبر نداشتیم پس آدم همواره باید با چشم و دل باز نسبت به انجام دادن یک کار اقدام کنه

روح الله

سلام خدمت سرکار خانم آذرکار عزیز نظر جناب محمد صادق را هم خواندم که نظر شما اضافه بر صحبت های ایشان موضوع خیلی زیبایی را نشان می داد که این واقعا هم درست است و نمی شود آن را نقض کرد که یکی در دل کار اشتباه فرو می رود برخی که هیچ گاه نمی خواهند از خواب غفلت بیدار شوند می گویند کسی که خواب است را می توان از خواب حرکت داد اما کسی که خودش را زده است به خواب هرگز. برخی هم که همان اوایل متوجه می شوند که مسیرشان اشتباه است و واقعا خوشا به حال انها اما بعضی از افراد که در دل کار فرو می روند و متوجه می شوند که کارشان اشتباه بوده است گرچه در دل آن کار اشتباه هستند اما به یاری خداوند می توانند از آن بیرون بیایند.

امیر عباس

مثل تمام اتفاق ها و دستورات که یکسری موافق و یکسری مخالف داره منهاج فردوسیان هم مخالفان و موافقانی داره که هر دو دلایل خودشونو دارن و طبق تحقیقات من تعداد مخالفان اندک و دلیل هاشون اکثرا بی پایه و اساس هست

شهره

سلام بعضی ها که اصلا دلیل ندارند برای مخالف خودشون و دلیل اونها احساساتشون هست. اینقدر در اونها حس تنفر، نفرت، بدبیتی و … به وجود اومده که نمی خوان راه حق رو ببینن و یا اونقدر از اشخاصی که تظاهر به دینی بودن و … کردن بدی دیدن که احساساشون نسبت به دین کاملا برگشته و نمی خوان که اون رو بپذیرن. خب باید به اونها حق داد چون در غفلت هستند و باید به اونها کمک کرد که از این غفلت بیرون بیان اما نه به اجبار بلکه باید کارهایی رو انجام داد تا اونها خودشون به صورت خودکفا و داوطلب بخوان که قبول کنن دین رو یا به قول شما همین منهاج فردوسیان رو. پس نباید از این موضوع غافل شد. براتون آرزوی سعادت در دنیا و آخرت رو میکنم

فرهاد

سلام خدمت سرکار خانم شهره. در مورد اینکه برخی از افراد از روی احساساتشان تصمیم می گیرند و دلیل منطقی برای سخن و گفته خود ندارند که موافق هستم چرا که همانطور که گفتید بسیار ممکن است از اشخاص کذاب دروغ هایی در مورد دین و … شنیده باشند که بخواهند از آن روی برگردانند. اما این نکته را باید توجه داشت که این مسیر برای همه شیرینی خاص خودش رو داره و کسی که فکر میکنه که این مسیر براش تلخی به وجود میاره دلیلش اینه که هنوز نتونسته مسیرش رو بشناسه که اگر این کار رو انجام بده اون موقع می فهمه که چه گنچی هست ای نسمیری که میخواد در اون قدم بگزاره. براتون آروی موفق و سربلندی می کنم.

مهدی

من تفاوتی در منهاجی شدن نمیبینم چون حاج فردوسی فقط از ما میخان مه آدم خوبی باشیم و به واجبات عمل کرده و هر پیام بی پایه و اساسی رو قبول نکنیم که با منطق کاملا جور در میاد و تفاوتی ایجاد نمیکنه

جعفرپور

به دیگران اجازه ندهید به عقاید شما توهین کنند و یا به تمسخر بگیرند

زینب

خیلی از ماها برای فرار از همین توهین و تمسخر عقایدمون رو مخفی میکنیم چون یکنفزه نمیشه جلوی همه ایستاد و تنها راه مخفی کاریه

پوریا

سلام گفتن این حرف بسیار آسان است اما عمل کردن به آن می تواند بسیار سخت باشد برای شخص. به یک انسان عادی اگر دو یا سه نفر بگویند که تو لایق نیستی، تو نمی توانی، مسیرت اشتباه است و … خیلی زود تغییر مسیر می دهد چون اعتماد به نفس کافی ممکن است در او وجود نداشته باشد و با اولین جرقه خیلی زود از مسیرش کنار برود. اما انسان می بایست که بر روی خود کار کند و نقاظ ضعف خود را بپوشاند و آنها را تبدیل به نقطه ی قوت خود نماید و همچنین بر روی اعتماد به نفس و عزت نفس خود کار کند که مبادا با کوچکترین عملی که دیگران علیه او انجام دادن یا حرفی که علیه او به زبان آوردند او از مسیرش کناره نگیرد و بداند که این ها هم جزئی از مسیرش هستند.

مسعود مجیری

سلام میکنم به دوست عزیزم پوریا. خیلی ها به همین دلیل که شما عرض کردید از مسیرشون خارج میشن و دیگه به اون برنمیگردن. نمی دونن که بابا این سختی هایی که تو اسمشون رو گذاشتی سختی که حالا زخم زبون مردم میخواد باشه، طرد شدن از میون اونها باشه یا هر چیز دیگه ای واقعا اسمش مشکل نیست بلکه یه نوع چالشه که اومده تو رو قوی تر کنه اگر به این مسئال به دید چالش نگاه کنیم تا سختی و مشکل خیلی راحت میتونیم از پس اونها عبور کنیم و ازشون بگذریم حالا نگم که خیلی آسون ولی راحتی که فرد با انجام دادن این کار داره خیلی خیلی بیشتره تا اینکه یک مسئله رو اونقدر سخت تصور کنه که هرگز نخواد اولین قدم رو برداره برای برطرف کردن اون سختی

سارا

من توی یک خانواده مدرن و غیر مذهبی بزرگ شدم و اینجور مسایل براشون تعریف نشدست واسه همین ترجیح میدم با کسی در مورد منهاج فردوسیان حرفی نزنم

شهریار

سلام به نظر من اصلا لازم نیست کسی در مورد تغییراتی که در شما شکل میده چیزی بدونه واقعا دلیل این امر چیه؟ هر کسی مسئول زندگیه خوشه این یک دیدگاه به ظاهر خودخواهانه هست اما زمانی که واقعا به این مسئله پپی ببرید و سعی کنید که از پپس مسئولیت خودتون به خوبی بر بیاین اون موقع می بینید که افراد بدون اینکه با اونها صحبت کنید خودشون میخوان که به سمت کاری که شما انجام میدید حرکت کنند و همچنین میخوان که شما در مورد اون مسئله با اونها صحبت کنید. پس در مورد این مسئله زیاد مانور ندید و واقعا سعی کنید روی خودتون کار کنید خانواده شما هم خدایی دارند و خودشون هم عقل و منطق دارن پس اینکه شما این مسیر رو انتخاب کردید چون خودتون خواستید کسی شما رو مجبور نکرده! برای اونها هم به همین شکل باشید.

حدیث

من خیلی وقته که با حاج فردوسی آشنا شدم ولی به کسی نگفتم چون وضعیت جامعه ما جوری شده که کمتر کسی دنبال معنویات میره و همه دنبال مادیات هستن

شایان

سلام نمیشه گفت کمتر کسی چون ما فقط ممکنه که اطرافیان خودمون رو ببینیم و چون اطرافیان ما نسبت به این موضوع یعنی همین دین و معنویات جبهه گرفتن ما فکر میکنیم که کل مردم اینطوری هستن در صورتی که این جهان، جهان تفاوت هاست و هر کسی با تفاوتی که داره تاثیر خودش رو در این جهان میزاره. اگر کسی هست که ضد دینه، کسی هم هست که کاملا موافق دینه! اگر کسی هست که فقط برای ریا و تظاهر ادای مسلمان بودن رو در میاره کسی هم هست که قلبا واقعا مسلمان هست و خدا رو از ته قلب وجود داره. پپس نمیشه گفت که عده ی کدوم یکی زیادتر هست و کدوم یکی کمتر چون هیجکس از دل آدم ها خبر نداره پس چه خوب که با اطمینان در مورد این مسئله صحبت نکنیم

احمدرضا

گاهی اوقات هنگامی که  دیگران به حقوق ما تعرض کرده و به مرزهای از پیش تعیین شده ما تجاوز میکنند، برایمان براحتی قابل تشخیص میباشند ،مثل عدم رعایت نوبت در صف که سریعا برخورد میکنیم. اگر به همین صورتبعد از منهاجی شدن کسی کوچکترین تعرضی به منهاجیون و حاج فردوسی کرد برخورد کنیم دیگران متوجه میشن که ما چقدر در راهمون ثابت قدم هستیم

احمد

سلام ما باید پپیامبر و ائمه رو برای خودمون الگو قرار بدیم در این مسیر. به زمان پیپامبر توجه کنید که ایشون چقدر مخالف داشتن آیا ایشون وای می ایستادند و با تمام اونها مخالفت می کردند و می گفتند که حق با منه؟ به نظر من که اینطور نبود چون پپیامبر کارهای مهمتری داشتند. ایشون فکر میکنم که بر این عقیده بودند که من راه خودم رو میرم هر کس که حقیقت رو میبینه با من همراه میشه و هر کس که خودش رو میخواد بزنه به خواب من نمی تونم اون رو از خواب حرکت بدم مثل حضرت نوح که کشتی رو ساخت و نگفت که حتما من باید با مردم ستیز کنیم یا برخورد کنم! کشتی رو ساخت و هر کس که دوست داشت وارد کشتی شد و این ثابت قدمی حضرت نوح رو بیشتر نشونداد تا اون که بخواد با اونها جنگ و ستیز کنه یا پپیامبر که بخواد برخورد کنه با این مسائل

اصغر

با سلام دیدگاه منطقی ای نوشتید ما باید سعی کنیم در مسیر خودمان قرار بگیریم و همانطور که در دیگر کامنت ها دوستان اشاره کردند خودمان نتیجه بگیریم و بعد از آنکه نتیجه گرفتیم دیگران که نتایج ما را می بینند می توانند وارد مسیر ما شوند یا با آن مخالفت کنند در هر صورت آنها مسئول زندگی خویش هستند و ما نمی توانیم با انها کاری دیگری انجام بدهیم و اینکه ما اگر راه حق را می رویم دیگر نیاز نیست که به کسی ثابت کنیم که ما راه حقف را می رویم و تو باید این را بپپذیری. اتفاقا اشخاصی که از درون پر و غنی هستند اصلا دیدگاه مردم برای آنها هیچ اهمیتی ندارد و هر کسی که بر خلاف آنها حرف زد نادیده می گیرند و هر کس هم که از آنه تعریف کرد به خود مغرور نمی شوند و تنها تشکر می کنند. پیروز و سربلند باشید

دریا

زندگی ای داشته باشید که خودتان از آن لذت ببرید، بسیار مهمتر از ادامه دادن به شغلی است که از آن تنفر دارید. اگر منهاج فردوسیان را پذیرفته اید دیگر شکی به دل راه ندهید

ذهرا

چه سخن زیبایی. واقعا به همین گونه است و چه بسیار افراد هستند که احساس می کنند محکوم هستند به این زندگی، محکوم هستند که شغلی را هر روز انجام دهند و کاری را انجام دهند که نسبت به آن هیچگونه علاقه ای ندارند یا اصلا نسبت به آن شغل هیچ گرایشی ندارند و صرفا فقط برای گذران زندگی مشغول به آن می شوندو چه کم لذت زیبای زندگی را می چشند این افراد. خداوند اگر روزی دهنده است پپس چرا ما برای خود منشا روزی مشخص می کنیم که باید حتما از همین راه به ما روزی برسد؟ چرا برای خدواند تعیین و تکلیف میکنیم که خدا باید از این مسیر به من روزی برساند؟ اگر خدا نعمت می دهد پس راهش را هم بگذاریم در اختیار خداوند باشد.

خلیق

اگر بخواهید چیزهای بزرگ به دست آورید یا حتی فقط به آرامش درونی برسید، باید بتوانید از آن قلمرو آرامش خود بیرون آمده و چیزهای جدید را امتحان کنید با مخفی کردن منهاج فردوسیان منهاجی نخواهید شد

گریوانی

وقتی در نظر دارید که تغییری در زندگیتان ایجاد کنید، تردید دارید که آیا واقعاً از عهده آن برمی آیید یا نه. در این موقعیت ها همه چیز بزرگتر و دشوارتر از آنچه که هست به نظر می رسد و وقتی به آن نگاه می کنید به نظرتان کار بسیار سختی می آید و به همین خاطر از تغییر هراس داریم

ناشناس

حاج فردوسی عزیز شما گفتین که برای منهاجی شدن باید حلال خور باشیم ولی من به مالی که همسرم میاره خونه شک دارم تکلیف من چیه؟؟ یعنی باید دست بکشم از منهاج؟

جانان

من تاحالا مسئله منهاجی شدن رو با کسی در میون نزاشتم چون اونقدر اطلاعات ندارم که بتونم بقیرو متقاعد کنم از تمسخرشون جلوگیری کنم واسه همون مخفیش میکنم

تنهاترین

منم همینطور به کسی نگفتم و دلم میخاد مثل یک راز تو دلم نگهش دارم و نزارم کسی بدونه و یه جورایی حاج فردوسی فقط برای ماها بمونه بیشتر از این سرش شلوغ نشه

اخترشناس

اخه چرا این حرفو میگید ما باید برای حاج فردوسی نمونه ای مثبت از شاگردانش باشیم چرا بجای سعی در تبلیغ اونو مخفی میکنید

سمیه

با سلام. دیگر دوستان هم در کامنت هایشان اشاره کردند که اصلا لامز نیست با دیگران در میان بگذارید تنها زمانی با دیگران این موضوع را در میا ن بگذارید که اولا اطلاعات کافی داشته باشید تا بتوانید به هر سئوال آنها پپاسخ بدهیدو دومان شخص مقابل شما خود مشتاق شنیدن صحبت های شما باشد نه آنکه صرفا از روی مجبوری بخواهد که حرف های شما را بشنود چرا که اگر اینطور باشد الان که این حرف را بزنید ده دقیقه ی بعد صحبت شما از یاد او خواهد رفت و شما صرفا وقت خود را تلف کرده اید پس به این موضع توجه داشته باشید که مبادا با یک یا دو نفر که نسبت به این موضوع علاقه و اشیاق نداشتند صحبت کردید سرد نشوید و حتی خودتان هم بخواهید که از این مسیر خارج شوید. موفق باشید

علی

سلام این نکته رو توجه کنین که شما چیز بدی رو نمی خواین تبلیغ کنید چیزی رو میخواین تبلیغ کنید که دنیا و آخرت انسان ها رو می تونه نجات بده و زیبا کنه پسپ به این مسئله توجه کنید که هرگز با صحبت های منفی اشخاص دیگه یا مسخره کردن اونا شما نیستید که ضرر می کنید البته ممکنه که کمی دلسردی به همراه داشته باشه حرف های منفی اونا که این هم مسئله ی زیاد تعجبی نیست اما در واقع اون ها هستند که با این کار ضرر واقعی رو به خودشون وارد می کنن و چه زمانی متوجه این موضوع میشن زمانی که دیگه راه برگشتی نداشته باشن که امیدوارم هیچکدوم از این افراد به این ناحیه نرسن که دیگه راه برگشت نداشته باشن اما در کل این حرف رو زدم. پیروز باشید