۲ آبان

شرح جمله‌ی «برای منهاجی شدن …»

سؤال: این جمله: «برای منهاجی شدن لازم نیست یک شخصیت متفاوت باشید، ولی لازم است از متفاوت شدن نهراسید» به چه معنی است؟

جواب:
برای منهاجی شدن، برخی مقدمات، لازم است و برخی دیگر، لازم نیست. مثلاً لازم نیست در شهرهای زیارتی، ساکن باشید. لازم نیست مدرک بالای علمی داشته باشید. لازم نیست مجرد باشید بلکه در مواردی، متأهل بودن، بهتر است. لازم نیست سید باشید. لازم نیست طلبه و حوزوی باشید. لازم نیست شغل فرهنگی داشته باشید …
ولی لازم است که حلال‌زاده باشید و لقمه‌ی حلال بخورید و از متفاوت شدن، نترسید. اگر از این بترسید که با منهاجی شدن، انگشت‌نمای اطرافیانتان خواهید شد، هیچ وقت جرأت نخواهید کرد که منهاجی شوید.
پس، باید این ترس بیهوده را کنار بگذارید و با تفکر در کوتاه بودن عمر دنیا و بی‌نهایت بودن عمر آخرت، از متفاوت شدن با اهل جهنم، نهراسید. اگر تا دیروز، همرنگ اهل جهنم بودید، از امروز تصمیم بگیرید تا همرنگ اهل بهشت شوید و از این رنگ عوض کردن، خوشحال باشید.
من همواره به رفقای منهاجی خود توصیه می‌کنم که «منهاجی شدنِ» خودشان را اعلام کنند. کسی که می‌خواهد مخفیانه و دور از چشم این و آن، قدم در راه کمال و سعادت بگذارد، گرفتار آفت‌هایی خواهد شد. البته ریاکاری، آفت بزرگی است ولی تعیین حدود و مرزها، خیلی ضروری و راهگشاست. به تعبیر عامیانه، با اعلام این که «منهاجی» شده‌اید، سنگ‌هایتان را با همه وابکَنید. هم تکلیفتان با خودتان روشن می‌شود و هم با پدر و مادر، زن و فرزند، همکار و همسایه، استاد و شاگرد و دیگران.
از متفاوت شدن نهراسید و مطمئن باشید مخالفان و مسخره‌کنندگان، بعد از مدتی که استقامت در شما دیدند، تسلیم شده و کوتاه خواهند آمد. مهم این است که شما با خودتان کنار بیایید و بتوانید خودتان را برای منهاجی شدن، متقاعد سازید.

موفق باشید
حاج فردوسی

کلمات کلیدی: , ,

42
دیدگاه

20 نویسندگان
22 پاسخ‌ها
0 دنبال کنندگان
 
مرتب کردن بر اساس بیشترین بازخورد
مرتب کردن بر اساس داغ‌ترین دیدگاه
1 نویسندگان برتر
  مشترک شوید  
جدیدترین نظرات قدیمی‌ترین نظرات نظرات با امتیاز بالا
اشتراک برای:
پرورش

یکی از بهترین راه ها برای دوستان منهاجی برای بالا بردن سطح معنویت دعا کردن می باشد چرا که انسانها توسط دعا می توانند خود را به خداوند نزدیک کنند و اثرات عجیبی در دعا کردن برای خود کسب کنند، دعا کردن به معنای خواندن خدا می باشد. کسی که خدا را بخواند و خواسته هایش را از او بخواهد به اجابت نزدیکتر است و بهتر می تواند در مسیر و راه معنویت قرار بگیرد

ابوالفضل

از راه عمل و سلوک، خود را به مراحل عالیه سوق دهیم ، لازم است بگوییم رسیدن به مراحل عالیه مقدماتی دارد که در ابتدا باید این مقدمات را انجام داد ، یکی از این مقدمات عمل کردن به رساله عملیه است یعنی انجام واجبات و ترک محرمات،

علی شافعی

تحمل گرفتاری ها و مصائب دنیا بار گناهان مومنان را سبک می کند و سختی های برزخ و مواقف آغازین رستاخیز، ناخالصی هایش را می زداید منهاج فردوسیان به ما کمک میکند تا سختی هارا راحت تر تحمل کنیم و مسیر سعادت را سریع تر طی کنیم

کاظم رضایی

سلام وب سایت خیلی خوبی دارید و ممنونم از این مقاله عالی که منتشر کردید. این موضوع که ما نباید به دیدگاهی که مردم نسبت به ما دارن توجه کنیم اگر می دونیم که هدفمون درسته واقعا چیز خوبه که شما اون رو به بحث کشوندید و این همه کامنت زیبا دوستان در مورد اون نوشتند و در مورد اون به بحث با هم نشستند. براتون از خدا میخوام که به هر چی که در این جهان و اون جهان میخواین دست پیپدا کنید.

سپهر

من میخوام بدونم که کدوم آدم موفقی بوده که اول که خواسته شروع کنه همه به اون گفتن آفرین تو میتونی، تو موفق میشی تو تواناییش رو داری؟ خب البته هست اما تعدادشون کمه اما خیلی از افراد هستن که زمانی که میخوان شروع به کار کنند یا راهی رو شروع کنند اونقدر از سمت دیگران مسخره میشن و تایید نمیشن که خیلی سرد ممکنه بشن خب این واقعا جزئی از مسیر میشه دونست اون رو اما کی مردم با ما همراه میشن خب جواب کاملا مشخصه زمانی که مما به یک نتیجه رسیدیم و زمانی که مردم نتیجه ی ما رو دیدن اون وقته که میخوان به مسیری که ما در اون قدم گزاشتیم وارد بشن و اتفاقا با اشتیاق و میل باطنی خودشون میان نه اینکه ما بخوایم اونها رو مجبور کنیم.

کریم

سلام این تفاوت به نظر من بسیار شیرین تر است از انکه بخواهیم شبیه افرادی باشیم که در مسیر نادرست قدم گذاشته اند. چه کسی گفته است راهی که همه می روند درست است؟ برخی حتی هدف خود را هم از اینکه در یک مسیر قدم گذاشته اند نمی دانند و فقط جهت آنکه همرنگ جماعت باشند قدم در این مسیر گزاشته اند که این اشتباه است. به یاد داشته باشید که اگر نمی خواهی شوی رسوا، همرنگ جماعت نباش! بله و واقعیت در این زمینه ها می تواند همین باشد اگر می خواهیم که در پیشگاه خداوند خود سرافکنده نباشیم و رسوا نباشیم نباید واقعا همرنگ جماعتی شویم که خود نمی دانند چرا در یک مسیر قدم گذاشته اند و هدفشان مشخص نیست به اینگونه به نظرم هر شخصی می تواند مسیرش را پیدا کند.

سعید افخمی

سلام و خدا قوت خدمت شما بله درست می فرمایید اگر خواستیم که رسوا بشویم بهترین گزینه این است که همرنگ جماعت بشویم. این ضرب المثل در مورد فرهنگ و … زیاد صدق نمی کند چون فرهنگ یک جماعه جزء ارزش های آن جامعه می باشد و برای آنکه رسوا نشویم باید آن ارزش ها و آن فرهنگ را بپپذیریم اما در مورد موارد دینی می تواند صدق کند که افرادی هستند که اصلا نمی دانند چرا هر روز نماز می خوانند، فلسفه روز گرفتنشان چیست، خدای خود را هنوز به اندازه ی سطحی هم نمی شناسند و ادعای زیادی هم در باب مسلمانی دارند اگر واقعا می خواهیم که رسوا نشویم خیلی خوب است که پا در ردپای این افراد نگذاریم در غیر این صورت راهی که می رویم به ناکجا آباد خواهد رسید

کریم

سلام جناب افخمی عزیز بله منظور من هم همین است بسیاری از افراد ادعای مسلمانی دارند و خود را مسلمان واقعی می دانند و جالب اینجاست که دیگران را حتی ببخشید ولی به آدم بودن هم قبول ندارند و فکر می کنند که در مسیر درست قرار دارند و تنها کاری که آنها انجام می دهند در میان همین جمله ی قبلی گفتم که آنها فقط فکر میکنند کار دیگری نمی کنند. برای آنکه مسلمان واقعی بود باید واقعا دانست که خداوند چه می خواده از ما و دین ما چه می خواهد از ما. بله درست است نماز و روزه جزء واجبات است اما خیلی ها نمی دانند که چرا این اعمال را انجام می دهند به نظر من این نادرست است و این افراد باید تغییراتی را در شیوه و سبک زندگی خود به وجود باورند.

سعید افخمی

سلام مجدد خدمت شما آقا کریم عزیز خواستم بگویم که بله درست می فرمایید اما باید به این نکته توجه داشت که هر کس عملی که انجام می دهد به نظر خود بهترین عمل است و کار بقیه در مقابل آن اشتباه یم باشد. شخصی که عملی اشتباه را انجام یم دهد ودین و عرف هم می گوید که عمل او اشتباه می باشد مدت زیادی باید روی ذهن او کار شود که او بفهمد که کارش اتشباه می باشد در غیر اینصورت او به همین کارش ادامه خواهد داد و وای به حال روزی که آن شخص به خاطر کار اشتباهش تشویق بشود آن روز دیگر این شخص باورش نسبت به آن عمل اشتباه دو برابر می شود و تغییر شیوه ی نگرش او بسیار سخت و مشکل خواهد شد. موفق باشید

کریم

با سلام متشکرم بله درست می فرمایید و من با نظر شما موافقم

محمد

با عرض سلام این سخن شما چه مرا به یاد یکی از سخنان زیبای گاندی انداخت که ابتدا تو را نادیده می گیرند، بعد به تو می خندند، سپس با تو می جنگند و در نهایت تو پیروز خواهی شد. و قطعا همینگونه است اگر شخصی که می خواهد منهاجی شود یا هر هدف دیگری که دارد در ان هدف ثابت قدم باشد و مسیر خودش را برای حرف دیگران یا نظر دیگران تغییر ندهد طبق همین گفته ی گاندی اتفاقات رخ می دهد و در نهایت اوست که پیروز میدان می باشد و البته که شخص باید از درستی هدف نیز آگاه باشد نه آنکه هدفش نادرست باشد و با رسیدن به آن بیشتر در زندگی خود پسرفت کند تا آنکه بخواهد پیشرفت نماید و تغییر و تحولی خوب و عالی در زندگی خویش به وجود بیوارد.

حسن مظلومی

سلام و خسته نباشد چه جمله ی زیبایی را گفتید و دقیقا به نظر من تمام انسان هایی که تا به حال تغییر و تحولی اساسی در زندگی خود به وجود آورده اند ابتدا مردم آنها را مسخره می کردند و سپپس با آن ها موافقت می کردند. از ادیسون گرفته که معلومش او را کودن می خواند تا سرهنگ ساندرز در مرغ کنتاکی که فکر میکنم ۱۰۰۹ بار با شکست مواجه شد و سپس به موفقیت رسید خب این شخص این تعداد بار را با همین مردم سر و کله می زده است و سپس اکنون می بینیم که چه مرغ کنتاکی معروف شده است و یا چرا راه دور برویم حضرت محمد (ص) که یک نفر بود و الان چندین و چند میلیون پیرو دارد آیا همان اول مردم دین محمد را قبول کردند؟ این پافشاری و صبوری پیامبر فکر میکنم بود که نتیجه بخشید.

شکیبا

سلام خدمت محمد عزیز کامنت بسیار زیبایی گزاشتید و ما اگر بدانیم که هدفمان درست است و باید به آن برسیم دیگر نباید از این بهراسیم که چه کسی با من وافقت می کند و چه کسی با من موافقت نخواهد کرد باید قدم در مسیر بگزاریم حال آن مسیره ر چقدر که میخ واهد سخت باشد کمی به جلو که برویم شیرینی مسیر را خواهیم چشید و حتی همان اوایل هم شیرینی دارد اگر ما دقیق به آن توجه کنیم همانطور که در قران آمده است که همان با هر سختی آسانیست باید به یاد داشته باشیم که اگر منهاجی شدن برای ما یک سختی به حساب می آید پس همراه این سختی یک آسانی هم هست که ما می توانیم به آن آسانی توجه کنیم تا آنکه حال خودمان را با سختی مسیر بد کنیم

علیرضا

برای بهشتی شدن فقط کافیه با خودت و خدا روراست باشی حق کسی رو نخوری دل کسی رو نشکنی غذایی که میخوری از اب و نونش حلال باشه همیشه به یاد خدا باشی واز یادش غافل نشی
وقتی که انسان خدا رو فراموش کنه گناه تو دلش جا باز میکنه وراحت مرتکب گناه میشه اگر پشت کسی حرف نزنی راحت مردم قضاوت نکنی به کسی تهمت نزنی میشی بهشتی
هم خدا ازت راضیه هم بندش بهشت یعنی زلالی و پاکی یعنی هر چی خوبیه

محمدصادق

ترس از متفاوت بودن باعث میشه استعداد های ما سرکوب بشه و نتونیم توی راهی که قدم گذاشتیم پیشرفت کنیم و همش درجا میزنیم.

فاطمه آذرکار

سلام اصلا زمانی که در مسیر بقیه قدم می زاریم خلاقیتی به وجود نمیاد که باعث بشه ما استعداد هامون رو بشناسیم و استعداد های بقیه فکر میکنیم که استعداد های ما هم هست که این خیلی اشتباهه ممکنه که اون شخص توی فلان کار استعداد داشته باشد اما این مبنی بر اون نیست که ما هم در اون کار خیلی خوب باشیم و زمانی که چشم هامون رو می بندیم و در مسیر بقیه قدم می زاریم این مشکل برامون به وجود میاد و ما اگر هم زمانی چشم هامون رو باز کنیم و بخوایم که تغییری در خودمون به وجود بیاریم می بینیم که ای دل غافل چقدر در اون کار اشتباه فرو رفته بودیم و از این موضوع خبر نداشتیم پس آدم همواره باید با چشم و دل باز نسبت به انجام دادن یک کار اقدام کنه

روح الله

سلام خدمت سرکار خانم آذرکار عزیز نظر جناب محمد صادق را هم خواندم که نظر شما اضافه بر صحبت های ایشان موضوع خیلی زیبایی را نشان می داد که این واقعا هم درست است و نمی شود آن را نقض کرد که یکی در دل کار اشتباه فرو می رود برخی که هیچ گاه نمی خواهند از خواب غفلت بیدار شوند می گویند کسی که خواب است را می توان از خواب حرکت داد اما کسی که خودش را زده است به خواب هرگز. برخی هم که همان اوایل متوجه می شوند که مسیرشان اشتباه است و واقعا خوشا به حال انها اما بعضی از افراد که در دل کار فرو می روند و متوجه می شوند که کارشان اشتباه بوده است گرچه در دل آن کار اشتباه هستند اما به یاری خداوند می توانند از آن بیرون بیایند.

امیر عباس

مثل تمام اتفاق ها و دستورات که یکسری موافق و یکسری مخالف داره منهاج فردوسیان هم مخالفان و موافقانی داره که هر دو دلایل خودشونو دارن و طبق تحقیقات من تعداد مخالفان اندک و دلیل هاشون اکثرا بی پایه و اساس هست

شهره

سلام بعضی ها که اصلا دلیل ندارند برای مخالف خودشون و دلیل اونها احساساتشون هست. اینقدر در اونها حس تنفر، نفرت، بدبیتی و … به وجود اومده که نمی خوان راه حق رو ببینن و یا اونقدر از اشخاصی که تظاهر به دینی بودن و … کردن بدی دیدن که احساساشون نسبت به دین کاملا برگشته و نمی خوان که اون رو بپذیرن. خب باید به اونها حق داد چون در غفلت هستند و باید به اونها کمک کرد که از این غفلت بیرون بیان اما نه به اجبار بلکه باید کارهایی رو انجام داد تا اونها خودشون به صورت خودکفا و داوطلب بخوان که قبول کنن دین رو یا به قول شما همین منهاج فردوسیان رو. پس نباید از این موضوع غافل شد. براتون آرزوی سعادت در دنیا و آخرت رو میکنم

فرهاد

سلام خدمت سرکار خانم شهره. در مورد اینکه برخی از افراد از روی احساساتشان تصمیم می گیرند و دلیل منطقی برای سخن و گفته خود ندارند که موافق هستم چرا که همانطور که گفتید بسیار ممکن است از اشخاص کذاب دروغ هایی در مورد دین و … شنیده باشند که بخواهند از آن روی برگردانند. اما این نکته را باید توجه داشت که این مسیر برای همه شیرینی خاص خودش رو داره و کسی که فکر میکنه که این مسیر براش تلخی به وجود میاره دلیلش اینه که هنوز نتونسته مسیرش رو بشناسه که اگر این کار رو انجام بده اون موقع می فهمه که چه گنچی هست ای نسمیری که میخواد در اون قدم بگزاره. براتون آروی موفق و سربلندی می کنم.

مهدی

من تفاوتی در منهاجی شدن نمیبینم چون حاج فردوسی فقط از ما میخان مه آدم خوبی باشیم و به واجبات عمل کرده و هر پیام بی پایه و اساسی رو قبول نکنیم که با منطق کاملا جور در میاد و تفاوتی ایجاد نمیکنه

جعفرپور

به دیگران اجازه ندهید به عقاید شما توهین کنند و یا به تمسخر بگیرند

زینب

خیلی از ماها برای فرار از همین توهین و تمسخر عقایدمون رو مخفی میکنیم چون یکنفزه نمیشه جلوی همه ایستاد و تنها راه مخفی کاریه

پوریا

سلام گفتن این حرف بسیار آسان است اما عمل کردن به آن می تواند بسیار سخت باشد برای شخص. به یک انسان عادی اگر دو یا سه نفر بگویند که تو لایق نیستی، تو نمی توانی، مسیرت اشتباه است و … خیلی زود تغییر مسیر می دهد چون اعتماد به نفس کافی ممکن است در او وجود نداشته باشد و با اولین جرقه خیلی زود از مسیرش کنار برود. اما انسان می بایست که بر روی خود کار کند و نقاظ ضعف خود را بپوشاند و آنها را تبدیل به نقطه ی قوت خود نماید و همچنین بر روی اعتماد به نفس و عزت نفس خود کار کند که مبادا با کوچکترین عملی که دیگران علیه او انجام دادن یا حرفی که علیه او به زبان آوردند او از مسیرش کناره نگیرد و بداند که این ها هم جزئی از مسیرش هستند.

مسعود مجیری

سلام میکنم به دوست عزیزم پوریا. خیلی ها به همین دلیل که شما عرض کردید از مسیرشون خارج میشن و دیگه به اون برنمیگردن. نمی دونن که بابا این سختی هایی که تو اسمشون رو گذاشتی سختی که حالا زخم زبون مردم میخواد باشه، طرد شدن از میون اونها باشه یا هر چیز دیگه ای واقعا اسمش مشکل نیست بلکه یه نوع چالشه که اومده تو رو قوی تر کنه اگر به این مسئال به دید چالش نگاه کنیم تا سختی و مشکل خیلی راحت میتونیم از پس اونها عبور کنیم و ازشون بگذریم حالا نگم که خیلی آسون ولی راحتی که فرد با انجام دادن این کار داره خیلی خیلی بیشتره تا اینکه یک مسئله رو اونقدر سخت تصور کنه که هرگز نخواد اولین قدم رو برداره برای برطرف کردن اون سختی

سارا

من توی یک خانواده مدرن و غیر مذهبی بزرگ شدم و اینجور مسایل براشون تعریف نشدست واسه همین ترجیح میدم با کسی در مورد منهاج فردوسیان حرفی نزنم

شهریار

سلام به نظر من اصلا لازم نیست کسی در مورد تغییراتی که در شما شکل میده چیزی بدونه واقعا دلیل این امر چیه؟ هر کسی مسئول زندگیه خوشه این یک دیدگاه به ظاهر خودخواهانه هست اما زمانی که واقعا به این مسئله پپی ببرید و سعی کنید که از پپس مسئولیت خودتون به خوبی بر بیاین اون موقع می بینید که افراد بدون اینکه با اونها صحبت کنید خودشون میخوان که به سمت کاری که شما انجام میدید حرکت کنند و همچنین میخوان که شما در مورد اون مسئله با اونها صحبت کنید. پس در مورد این مسئله زیاد مانور ندید و واقعا سعی کنید روی خودتون کار کنید خانواده شما هم خدایی دارند و خودشون هم عقل و منطق دارن پس اینکه شما این مسیر رو انتخاب کردید چون خودتون خواستید کسی شما رو مجبور نکرده! برای اونها هم به همین شکل باشید.

حدیث

من خیلی وقته که با حاج فردوسی آشنا شدم ولی به کسی نگفتم چون وضعیت جامعه ما جوری شده که کمتر کسی دنبال معنویات میره و همه دنبال مادیات هستن

شایان

سلام نمیشه گفت کمتر کسی چون ما فقط ممکنه که اطرافیان خودمون رو ببینیم و چون اطرافیان ما نسبت به این موضوع یعنی همین دین و معنویات جبهه گرفتن ما فکر میکنیم که کل مردم اینطوری هستن در صورتی که این جهان، جهان تفاوت هاست و هر کسی با تفاوتی که داره تاثیر خودش رو در این جهان میزاره. اگر کسی هست که ضد دینه، کسی هم هست که کاملا موافق دینه! اگر کسی هست که فقط برای ریا و تظاهر ادای مسلمان بودن رو در میاره کسی هم هست که قلبا واقعا مسلمان هست و خدا رو از ته قلب وجود داره. پپس نمیشه گفت که عده ی کدوم یکی زیادتر هست و کدوم یکی کمتر چون هیجکس از دل آدم ها خبر نداره پس چه خوب که با اطمینان در مورد این مسئله صحبت نکنیم

احمدرضا

گاهی اوقات هنگامی که  دیگران به حقوق ما تعرض کرده و به مرزهای از پیش تعیین شده ما تجاوز میکنند، برایمان براحتی قابل تشخیص میباشند ،مثل عدم رعایت نوبت در صف که سریعا برخورد میکنیم. اگر به همین صورتبعد از منهاجی شدن کسی کوچکترین تعرضی به منهاجیون و حاج فردوسی کرد برخورد کنیم دیگران متوجه میشن که ما چقدر در راهمون ثابت قدم هستیم

احمد

سلام ما باید پپیامبر و ائمه رو برای خودمون الگو قرار بدیم در این مسیر. به زمان پیپامبر توجه کنید که ایشون چقدر مخالف داشتن آیا ایشون وای می ایستادند و با تمام اونها مخالفت می کردند و می گفتند که حق با منه؟ به نظر من که اینطور نبود چون پپیامبر کارهای مهمتری داشتند. ایشون فکر میکنم که بر این عقیده بودند که من راه خودم رو میرم هر کس که حقیقت رو میبینه با من همراه میشه و هر کس که خودش رو میخواد بزنه به خواب من نمی تونم اون رو از خواب حرکت بدم مثل حضرت نوح که کشتی رو ساخت و نگفت که حتما من باید با مردم ستیز کنیم یا برخورد کنم! کشتی رو ساخت و هر کس که دوست داشت وارد کشتی شد و این ثابت قدمی حضرت نوح رو بیشتر نشونداد تا اون که بخواد با اونها جنگ و ستیز کنه یا پپیامبر که بخواد برخورد کنه با این مسائل

اصغر

با سلام دیدگاه منطقی ای نوشتید ما باید سعی کنیم در مسیر خودمان قرار بگیریم و همانطور که در دیگر کامنت ها دوستان اشاره کردند خودمان نتیجه بگیریم و بعد از آنکه نتیجه گرفتیم دیگران که نتایج ما را می بینند می توانند وارد مسیر ما شوند یا با آن مخالفت کنند در هر صورت آنها مسئول زندگی خویش هستند و ما نمی توانیم با انها کاری دیگری انجام بدهیم و اینکه ما اگر راه حق را می رویم دیگر نیاز نیست که به کسی ثابت کنیم که ما راه حقف را می رویم و تو باید این را بپپذیری. اتفاقا اشخاصی که از درون پر و غنی هستند اصلا دیدگاه مردم برای آنها هیچ اهمیتی ندارد و هر کسی که بر خلاف آنها حرف زد نادیده می گیرند و هر کس هم که از آنه تعریف کرد به خود مغرور نمی شوند و تنها تشکر می کنند. پیروز و سربلند باشید

دریا

زندگی ای داشته باشید که خودتان از آن لذت ببرید، بسیار مهمتر از ادامه دادن به شغلی است که از آن تنفر دارید. اگر منهاج فردوسیان را پذیرفته اید دیگر شکی به دل راه ندهید

ذهرا

چه سخن زیبایی. واقعا به همین گونه است و چه بسیار افراد هستند که احساس می کنند محکوم هستند به این زندگی، محکوم هستند که شغلی را هر روز انجام دهند و کاری را انجام دهند که نسبت به آن هیچگونه علاقه ای ندارند یا اصلا نسبت به آن شغل هیچ گرایشی ندارند و صرفا فقط برای گذران زندگی مشغول به آن می شوندو چه کم لذت زیبای زندگی را می چشند این افراد. خداوند اگر روزی دهنده است پپس چرا ما برای خود منشا روزی مشخص می کنیم که باید حتما از همین راه به ما روزی برسد؟ چرا برای خدواند تعیین و تکلیف میکنیم که خدا باید از این مسیر به من روزی برساند؟ اگر خدا نعمت می دهد پس راهش را هم بگذاریم در اختیار خداوند باشد.

خلیق

اگر بخواهید چیزهای بزرگ به دست آورید یا حتی فقط به آرامش درونی برسید، باید بتوانید از آن قلمرو آرامش خود بیرون آمده و چیزهای جدید را امتحان کنید با مخفی کردن منهاج فردوسیان منهاجی نخواهید شد

گریوانی

وقتی در نظر دارید که تغییری در زندگیتان ایجاد کنید، تردید دارید که آیا واقعاً از عهده آن برمی آیید یا نه. در این موقعیت ها همه چیز بزرگتر و دشوارتر از آنچه که هست به نظر می رسد و وقتی به آن نگاه می کنید به نظرتان کار بسیار سختی می آید و به همین خاطر از تغییر هراس داریم

ناشناس

حاج فردوسی عزیز شما گفتین که برای منهاجی شدن باید حلال خور باشیم ولی من به مالی که همسرم میاره خونه شک دارم تکلیف من چیه؟؟ یعنی باید دست بکشم از منهاج؟

جانان

من تاحالا مسئله منهاجی شدن رو با کسی در میون نزاشتم چون اونقدر اطلاعات ندارم که بتونم بقیرو متقاعد کنم از تمسخرشون جلوگیری کنم واسه همون مخفیش میکنم

تنهاترین

منم همینطور به کسی نگفتم و دلم میخاد مثل یک راز تو دلم نگهش دارم و نزارم کسی بدونه و یه جورایی حاج فردوسی فقط برای ماها بمونه بیشتر از این سرش شلوغ نشه

اخترشناس

اخه چرا این حرفو میگید ما باید برای حاج فردوسی نمونه ای مثبت از شاگردانش باشیم چرا بجای سعی در تبلیغ اونو مخفی میکنید

سمیه

با سلام. دیگر دوستان هم در کامنت هایشان اشاره کردند که اصلا لامز نیست با دیگران در میان بگذارید تنها زمانی با دیگران این موضوع را در میا ن بگذارید که اولا اطلاعات کافی داشته باشید تا بتوانید به هر سئوال آنها پپاسخ بدهیدو دومان شخص مقابل شما خود مشتاق شنیدن صحبت های شما باشد نه آنکه صرفا از روی مجبوری بخواهد که حرف های شما را بشنود چرا که اگر اینطور باشد الان که این حرف را بزنید ده دقیقه ی بعد صحبت شما از یاد او خواهد رفت و شما صرفا وقت خود را تلف کرده اید پس به این موضع توجه داشته باشید که مبادا با یک یا دو نفر که نسبت به این موضوع علاقه و اشیاق نداشتند صحبت کردید سرد نشوید و حتی خودتان هم بخواهید که از این مسیر خارج شوید. موفق باشید

علی

سلام این نکته رو توجه کنین که شما چیز بدی رو نمی خواین تبلیغ کنید چیزی رو میخواین تبلیغ کنید که دنیا و آخرت انسان ها رو می تونه نجات بده و زیبا کنه پسپ به این مسئله توجه کنید که هرگز با صحبت های منفی اشخاص دیگه یا مسخره کردن اونا شما نیستید که ضرر می کنید البته ممکنه که کمی دلسردی به همراه داشته باشه حرف های منفی اونا که این هم مسئله ی زیاد تعجبی نیست اما در واقع اون ها هستند که با این کار ضرر واقعی رو به خودشون وارد می کنن و چه زمانی متوجه این موضوع میشن زمانی که دیگه راه برگشتی نداشته باشن که امیدوارم هیچکدوم از این افراد به این ناحیه نرسن که دیگه راه برگشت نداشته باشن اما در کل این حرف رو زدم. پیروز باشید