۲۱ دی

علت مخالفت روحانیّون با منهاج فردوسیان

سؤال: چرا روحانیون شیعه با نظام جامع تربیتی منهاج فردوسیان مخالفت می‌کنند؟

جواب: اینگونه نیست که تمام روحانیت شیعه با منهاج فردوسیان مخالف باشند بلکه باید روحانیون را به سه دسته تقسیم کرد؛

دسته‌ی اول: آنانی هستند که بهره‌شان از روحانیت و علوم حوزوی، همان عبا و عمامه بوده ولی در حقیقت، هم‌سنگ غیر حوزویان و حتی از برخی عوام مردم، عامیانه‌تر و سطحی‌نگرتر هستند. اینان بدون آشنا بودن با قواعد نظری و قوانین عملی منهاج فردوسیان و فقط به حکم احساسات خود، مخالفت می‌کنند. قضاوت سطحی و خالی از منطق و استدلال اینان، ارزشی در نزد ارباب خرد ندارد.

دسته‌ی دوم: روحانیونی هستند که خود، بدون نظام، رشد کرده و می‌خواهند تا دیگران نیز بدون نظام و سامان در امور تربیتی باشند. اینان اساساً اعتقادی به طی مدارج کمال به صورت مرحله به مرحله ندارند. از سوی دیگر،‌ توجه اقشار متدین به نظام تربیتی را موجب از رواج افتادن سکه‌ی خود می‌دانند. پس می‌کوشند با بدگویی و مخالفت با نظام تربیتی، نقص خود در نداشتن برنامه را بپوشانند و کسادی بازار درهم آشفته‌شان را به تأخیر اندازند.

اما دسته‌ی سوم: روحانیون محقق و روشنفکری هستند که هم با قواعد نظری و قوانین عملی منهاج فردوسیان آشنایند و هم مرحله‌بندی امر تربیت را می‌پسندند و به ضرورت آن پی برده‌اند. اینان نه تنها مخالف نیستند بلکه هم موافقند و هم در ترویج و تحکیم پایه‌های این بنای نوپا می‌کوشند و از یاری‌های بی‌دریغ آنان در مراحل مختلف تدوین و انتشار منهاج فردوسیان برخوردار بوده‌ایم.

موفق باشید
حاج فردوسی

کلمات کلیدی: ,

15

 
 
 
12 نویسندگان
3 پاسخ‌ها
0 دنبال کنندگان
 
مرتب کردن بر اساس بیشترین بازخورد
مرتب کردن بر اساس داغ‌ترین دیدگاه
2 نویسندگان برتر
  مشترک شوید  
اشتراک برای:
العبد النّاجىّ المنهاجى

بسم الله الرّحمان الرّحيم
سلام عليكم
بنده در اين مورد با افراد بسيار زيادى از روحانيّون بحث داشته ام كه به دو نتيجه رسيده ام:
١. لقمه ى حرامى كه روحانيّون از سهم امامت مى خورند و تلاش علمى و عملى نمى كنند و مقدار پولى كه مى گيرند به علّت تنبلى شان براى آن ها حرام مى شود كه اين مهم را در شخص حاج فردوسى به نسبت بسيار عكس ديده ايم كه تلاش فراوان و بركات عالى امّا استفاده از سهم امامت كم
٢. حسادت اينان نسبت به اين همه بركات منهاج فردوسيان و حاج فردوسى
زيرا معصومين عليهم السّلام فرموده اند: اگر حسادت ١٠ جزء باشد، ٩ جزء آن متعلّق به علماى دين است و در آن يك جزء هم با بقيّه ى مردم شريك اند!
البتّه به قول يكى از عزيزان مى فرمود: اين حسادت راجع به علماى دين آمده است نه نسبت به روحانيّت بى سواد كنونى….!
داستان هاى بسيارى در اين رابطه دارم كه يكى از اون ها با يكى از سادات معمّمى بود كه بحث مى كرديم و به قول خودش ٣٥ سال در حوزه مشغول درس و بحث بود و ٨/٥ سال هم بحث هاى اصولى رو گذرونده بود. كاملاً مخالف منهاج فردوسيان بود و مسخره مى كرد كه بهش گفتم: اشكالات رو بفرماييد.
گفت: من اشكالات رو نمى گم!
گفتم: چرا؟
گفت: به علّت اين كه اگر اين اشكالات رو بگم حاج فردوسى اين ها رو جواب مى ده و پايه هاى منهاج فردوسيان مستحكم تر مى شه و مشهور و معروف مى شه
اى بسوزه حسادت و اين روحانيّون به ظاهر همه چيز فهم
الاهى آمين!

هاشمی

سلام حواستون باشه بی دلیل محکم به صرف توجیه کردند تهمت نزنین نسبت به برخی از روحانیون چون خود به خود اون دنیا باید جواب به این مسئله که چرا و به چه دلیل فلان کار را انجام دادی بدهی

راهبر

یکی از خط مشی‌هایی که منهاج فردوسیان در سایت رسمی خود نوشته‌اند چنین است: 
«برنامه‌ی تربیتی «منهاج فردوسیان» به آنچه در نزد فقهای عظام شیعه در طول هزاره‌ی اخیر، روشن و مسلّم بوده، به عنوان اصل و مبنا نگاه می‌کند. یعنی اگر هر اعتقادی که همه‌ی بزرگان بر آن اتفاق نظر دارند، ما هم به همان معتقد شویم؛ و هر عملی که همه‌ی بزرگان بر آن اتفاق نظر دارند که انجام دادن یا ترک کردنش ما را به کمال و سعادت می‌رساند،‌ ما هم همان کار را انجام دهیم یا ترک کنیم؛ به کمال و سعادت خواهیم رسید. و به اموری که دو دستگی و اختلاف در آن وجود دارد (یعنی یک عده، معتقدند ما را به سعادت می‌رساند و یک عده، معتقدند ما را از سعادت دور می‌کند) اعتنا نمی‌کنیم. این،‌ توضیح خیلی ساده‌شده‌ی منهاج فردوسیان است.»
عبارت فوق و آنچه این‌ها در سایتشان نوشته‌اند یعنی زیر سوال بردن فتاوای مراجع عظام. یعنی شخصی که مرجع تقلیدش حکمی متفاوت با مرجع دیگر را دارد، به هیچ کدام عمل نکند

مازیار

گاهی اوقات، برخی انحرافات فکری و عملی از برخی افراد مشاهده می‌شود، در حالی که خود را منهاجی معرفی می‌کنند. این انحرافات و بدرفتاری‌ها، چه توجیهی دارد و آیا می‌توان به حساب منهاج فردوسیان گذاشت؟

منهاج یار

برای اشکالات فکری و عملی این افراد، چند احتمال داده می‌شود که برخی از آنان به شرح زیر است:
دسته‌ی اول: شاید منهاج فردوسیان را شروع کرده‌اند ولی هنوز به مرحله‌ی استقرار نرسیده‌اند، پس برخی انحرافات فکری یا مفاسد اخلاقی، بر اثر غلبه‌ی غریزه، پیش آمده باشد.
دسته‌ی دوم: شاید ایمانشان عاریه است و همین، موجب شده ولو سالیان درازی در مسیر منهاج فردوسیان باشند، ولی در نهایت، همچون مار که پوست می‌اندازد، از ایمان خارج شده و با تکیه بر سابقه‌ی منهاجی خود، دست به اقدامات فسادانگیز بزنند.
دسته‌ی سوم: شاید برنامه‌ای از قبل طراحی شده در کار باشد که بخواهند افرادی را به عنوان منهاجی، معرفی کرده و سپس با برگشت دادن آنان به دامن فساد و بی‌تقوایی، چهره‌ی زیبای اصحاب منهاج فردوسیان را مخدوش ساخته و مشوّه جلوه دهند.
در هر حال، نباید انحرافات اخلاقی و عملی منسوبین به دین و مکتب خاصی را به پای آموزه‌های آن مکتب گذاشت، بخصوص اگر مانند منهاج فردوسیان، نورٌ علی نور بوده و سراسر، هدایت و رشد باشد.

سعیدیاوری

كساني كه استاد و راهنماي بد طينت، حرامزاده يا حرام‌لقمه دارند، هر چند خودشان طينتِ پاك، نطفه‌ي پاك يا لقمه‌ي پاك داشته باشند، مي‌توانند گرفتار مخالفت با اين برنامه‌ي تربيتي گردند. تأثير استاد و خط‌دهنده، كم‌تر از تأثير عوامل گذشته نيست. آنجا كه قرآن كريم، همنشين شدن و دوستي با دشمنان خدا را ممنوع اعلام مي كند و مي‌فرمايد: «يَا أَيُهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا عَدُوِّي وَ عَدُوَّكُمْ أَوْلِيَاءَ» (سوره‌ي ممتحنه، آيه‌ي 1. ترجمه: اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد دشمن من و دشمن خودتان را به دوستى برمگيريد) در صدد پيشگيري از همين آسيب‌هاست.

امیر عباس

كساني كه جيره‌خوار دشمنان اسلام مانند وهابيت، يهود و صهيونيسم جهاني هستند، دانسته و با برنامه‌ي مشخص، به مخالفت با «منهاج فردوسيان» بر مي‌خيزند تا نور الهيِ آن را خاموش كنند، «يُرِيدُونَ لِيُطْفِؤُوا نُورَ اللهِ بِأَفْوَاهِهِمْ» (سوره‌ي صف، آيه‌ي 8. ترجمه: مى‏خواهند نور خدا را با دهان‏هايشان خاموش كنند) در حالي كه نمي‌دانند «وَ اللهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ» (سوره‌ي صف، آيه‌ي 8. ترجمه: در حالى كه خداوند، كامل‌كننده‌ي نور خود است، گرچه كافران خوش نداشته باشند)

مذهبم تشیع

خیلی گستاخانه و بی علم و دانش تهمتی رو زدی که در قیامت باید این جواب رو بدهی مگر نه فبها المراد
پس حواسمون باشه میخوایم نظر بدیم اگر می‌خواهیم واقعا حرفی بزنیم گفتند خودت باید انتخاب کن

جانان

كساني كه بر اثر تبليغات منحرف منبري‌هاي كم‌سواد و مدّاحان بي‌سواد، دچار توهّمات مذهبي و گرفتار خرافات عملي شده‌اند، با رو به رو شدن با «منهاج فردوسيان» دچار نوعي تضاد بين آنچه تا كنون، دين مي‌پنداشته‌اند و آنچه اكنون به عنوان دين راستين به آنان معرفي ‌مي‌شود، مي‌گردند. اينان بين آموزه‌هاي منبر كم‌سوادان با متن قرآن و روايات معتبر، در مي‌مانند. همين درماندگي، برخي را به ابراز دشمني و مخالفت با برنامه‌ي تربيتي «منهاج فردوسيان» مي‌كشاند.

رغیه

حسادت از پديده‌هاي رايج در ميان همسالان و هم‌ترازان است. كساني كه تا ديروز، با شخصِ خاصي دوست بوده و هم‌مسير و هم‌تراز محسوب مي‌شده‌اند، امروز با ديدن رفيقشان كه عَلَم تبليغ منهاج فردوسيان را برداشته و محل رجوع مردم براي آشنايي با اين برنامه‌ي تربيتي شده‌ است، احساس عقب‌ماندگي و حقارت مي‌كنند. اين افراد، ساده‌ترين راه را مخالفت با اصل «منهاج فردوسيان»‌ براي فرو نشاندن سوزشِ حسادت خود مي‌يابند. اگر اين افراد، به نوعي در تبليغ منهاج فردوسيان، شركت داده شوند، از مخالفت‌شان كاسته شده يا مخالفت‌شان تبديل به موافقت و دوستي مي‌گردد.

Moteza

گاهي اوقات، كينه‌ها و دشمني‌هاي شخصيِ با مبلّغ منهاج فردوسيان، موجب ‌مي‌شود آن فرد لجباز به موضع‌گيري و مخالفت با اصل «منهاج فردوسيان» كشيده شود. در اين موارد، اگر تبليغ منهاج فردوسيان از طريق ديگري انجام گيرد، مخالفت اين شخص لجباز را در پي نخواهد داشت.

اسماء

با توجه به رشد فزاينده و قارچ‌گونه‌ي فرقه‌ها و گروهك‌هاي مختلف فكري و اعتقادي كه از نگرشي التقاطي به آموزه‌هاي اسلام و غير اسلام پديد آمده‌اند از يك سو؛ و هشدارهاي پيوسته و مكرّر دلسوزان جامعه از سوي ديگر، برخي به اين توهّم دچار شده‌اند كه هر اسم جديد، مساوي با انحراف و فرقه‌ي جديد است و به ناچار، بايد با آن مخالفت نمود. به بيان ديگر، چون در سال‌هاي اخير، عرفان‌هاي كاذب و وارداتي، ضربات شديد و ناجوانمردانه‌اي بر پيكره‌ي باورهاي مذهبي و نگرش‌هاي الهي نسل جوان ما وارد نمود، پس از هشدارهاي مكرّر مراجع معظم تقليد، دستگاه امنيتي و اطلاعاتي، تلاشي مبارك و قابل ستايش در جهت مقابله با اين فرقه‌ها و نحله‌هاي نوظهور را آغاز كرد. ولی این دلیل نمی شود که منهاج فردوسیان را به راحتی رد کرد و به آن توجهی نکرد و خیلی زود همه گی به اشتباه خود پی می بریم.

علی مدرسی

سلام عليکم و رحمت الله حاج فردوسي
در محله‌ي ما مسجدي است که پر است از دشمنان و مخالفان منهاج فردوسيان، البته خودم هم با جهالتي که نسبت به اين برنامه داشتم، قبلاً مخالفت مي‌کردم. ولي حالا ديگر حالم به هم مي‌خورد از رفتن به اين مسجد و از شنيدن حرف‌هاي خاله زنکي آنان. دقيقاً اين‌ها مثل قاتلان امام حسين عليه السلام هستند که نماز و قرآن مي‌خواندند ولي منهاج فردوسيانشان را کشتند. ولي حتي پست‌تر از آنها هستند؛ آنان حداقل ظواهر دين را رعايت مي‌کردند ولي اينها نه. شمر کي به مجلس موسيقي مي‌رفت؟ آن هم علني و يا عمر سعد کي ريشش را مي‌تراشيد مثل يهود؟ هر چند آنها پست‌تر از يهود بودند ولي ظواهر را رعايت مي‌کردند، اما اينها نه ظاهر دارند نه باطن و فقط به مسجد مي‌آيند که بگويند ما دينداريم و مؤمن، که مردم بدبخت امثال ما را گول بزنند ولي مثل معاويه که قرآن را بر سر نيزه کرد، با دين به جنگ دين آمده‌اند. اهل هر گناهي هستند و هر فسقي که بخواهيد از آنان سر مي‌زند. موسيقي را علني گوش مي‌کنند و ريششان را مي‌تراشند و تهمت و توهين به شما و اصحاب منهاج فردوسيان مي‌زنند و خيلي از آنان اصلاً اعتقادي به خمس و بعضي ديگر از حرام و واجب خداوند ندارند و علتش هم همين است که اين طور مخالفت مي‌کنند. ديگر خسته شده‌ايم از نقش بازي کردن و خود را مخالف و دشمن منهاج فردوسيان نشان دادن. و اگر هم بي‌طرف خود را نشان دهي و سکوت کني يا با آنان هنگام مسخره نخندي و يا حتي اگر آرام بخندي مي‌گويند منهاجي شده است. بنده نمي‌خواهم موسيقي گوش کنم و يا ريشم را بتراشم و مي‌خواهم ريش داشته باشم و يا نافله و نماز شب بخوانم ولي از ترس حرف اين بي‌دينان و مسخره‌شان به حرام وادار مي‌شوم و يا از ضروريات عقب مي‌مانم.

سعیدیاوری

این دوره زمونه جوری شده که تا کاری منفعتی برای کسی نداشته باشه انجام نمیدن همونجور که گفتین اونایی که مخالف منهاج فردوسیان هستند قطعا جایی منفعتشون به خطر افتاده

سعیدیاوری

این دوره زمونه جوری شده که تا کاری منفعتی برای کسی نداشته باشه انجام نمیدن همونجور که گفتین اونایی که مخالف منهاج فردوسیان هستند قطعا جایی منفعتشون به خطر افتاده

fa فارسی
X