۲۶ بهمن

موضوعیت یا طریقیت عبادت

زمان مورد نیاز برای مطالعه‌ی این مطلب، فقط: ۲ دقیقه

سؤال: آیا عبادت حق تعالی،‌ موضوعیت دارد یا طریقیت؟

طرح سؤال: این پرسش اساسی، همیشه در اعماق ذهن جویندگان کمال و سعادت هست که چه چیزی، هدف اصلی از عبادت و پیمودن راه کمال بوده و چه چیزهایی، فرعی می‌باشد. یعنی هدف اصلی از تکامل (سیر و سلوک) چیست؟ و در مقابل، چه چیزهایی، به عنوان وسیله و طریقه، مورد توجه قرار می‌گیرد و هدف فرعی محسوب ‌می‌شود؟ به بیان دیگر، چه چیزی را هدف اصلی از پیگیری برنامه‌ی تربیتی و سیر تکاملی خود قرار دهیم و چه چیزهایی را به حاشیه برانیم و به عنوان وسیله و راه رسیدن به آن هدف اصلی، بشناسیم؟

جواب: نخست باید به تعریف دو کلمه‌ی «موضوعیت» و «طریقیت» بپردازیم. «موضوعیت» به معنی مقصود اصلی بودن است. «طریقیت» به معنی راه رسیدن به مقصود اصلی است. مثلاً در جمله‌ی «از تهران با قطار به مشهد رفتم»، رسیدن به «مشهد»، موضوعیت دارد، ولی «قطار» طریقیت دارد. یعنی هدف اصلی از سفر، رسیدن به «مشهد» است ولی چنان اتفاق افتاد که با «قطار» بروم، پس اگر با «اتوبوس» یا «هواپیما» هم همین نتیجه حاصل می‌شد، فرقی نداشت و باز هم به هدف اصلی که رسیدن به «مشهد» است، می‌رسیدم.
گاهی موضوع و هدف، «رسیدن به جایی» است، مانند مثال فوق که در آن، رسیدن به مشهد، موضوعیت دارد، با هر وسیله‌ای که باشد، از هر مسیری که باشد.
گاهی «خارج شدن از جایی» هدف است و موضوعیت دارد، مثل «فرار از زندان» با هر وسیله‌ای که باشد، از هر مسیری که باشد. در اینجا، مهم نیست که زندانی، به خانه‌اش برود یا به شهر دیگر، فقط مهم است که از زندان، فرار کند.
گاهی «خارج شدن از جای مشخص و رسیدن به جای مشخص دیگر» موضوعیت دارد؛ مثل دوندگان مسابقات که باید از نقطه‌ی شروع، حرکت کرده و در نقطه‌ی پایان، دویدنشان را تمام کنند. در این مثال، اگر کسی از غیر نقطه‌ی شروع،‌ وارد مسابقه شود، قبول نیست و اگر از نقطه‌ی شروع،‌ حرکت کند ولی در غیر نقطه‌ی پایان، به دویدنش خاتمه بدهد، باز هم قبول نیست.
اکنون با توجه به این تعریف، می‌گوییم: تمام مفاهیم عالیه‌ی دینی، مانند توحید، نبوت، امامت، ولایت، معاد، غدیر، عاشورا، مهدویت، انتظار و همه و همه، فقط و فقط، برای رها شدن ما از عذاب‌ها و رنج‌های بی‌پایان اخروی، و همچنین رسیدن ما به لذت‌های بی‌پایان اخروی در درجات عالیه‌ی بهشت است.
پس در یک کلام، خدا، پیامبر، امام، وحی، فرشتگان و هر آنچه در عالم هستی است، مقدمه‌ی رهیدن انسان‌ها از ناراحتی و ناخوشی ابدی در جهنم سوزان و رسیدن انسان‌ها به راحتی و خوشی ابدی در بهشت برین است. با این حساب، همه‌چیز، طریقیت دارد برای کامجویی ما، و آنچه موضوع اصلی است و موضعیت تامّه دارد، «رها شدن از ناکامی» و «رسیدن به کامروایی و لذت‌های عالیه» است.
البته بهترین راه برای رهیدن از بدترین عذاب‌های عالم هستی و جهان آفرینش و رسیدن به برترین لذت‌های عالم هستی و جهان آفرینش، اصلاح دیدگاه‌ها بر طبق قواعد نظری و اصلاح اعمال بر طبق قوانین عملی منهاج فردوسیان است.

موفق باشید
حاج فردوسی

کلمات کلیدی: , , , ,

149

 
 
 
67 نویسندگان
82 پاسخ‌ها
3 دنبال کنندگان
 
مرتب کردن بر اساس بیشترین بازخورد
مرتب کردن بر اساس داغ‌ترین دیدگاه
5 نویسندگان برتر
  مشترک شوید  
اشتراک برای:
کریم

 از آن جایی که شیطان به عنوان دشمن آشکار، همیشه درکمین آدمی است و هواهای نفسانی نیز به عنوان ستون پنجم به شیطان یاری می رساند، این امکان وجود دارد که انسان موقعیت خویش را از دست دهد و درجایگاهی پست تر از آن چه بوده قرارگیرد، ولی این اتفاق کم می افتد و عموم کسانی که در طریقت حقیقت قرارگرفته اند می توانند امید داشته باشند که با عنایت و فضل الهی از این میدان های سهمگین به سلامت بیرون آیند.

عباسی

انسان پس از دوره زمینی و مادی در دنیا و کسب و تحصیل و تحقیق کمالات اسمای الهی می تواند به سوی بهشت جاودانه حرکت کرده و بازگردد. این بازگشت به سوی خداوند و بهشت رضوان الهی به گونه ای است که دیگر راه بازگشتی نیست و هر کسی که به آخرت گام گذارد دیگر بازگشتی را نمی تواند پس از قیامت کبرا متصور شود؛ زیرا جهان اخروی، پس از قیامت، جهانی است که از فروپاشی این دنیای مادی پدید می آید و تغییرات و تبدلات شگفتی تجربه می کند.

مفیدی

هر چند که بهشت های متعددی هم از نظر زمانی و هم از نظر تعدد و تنوع بیان شده است ولی می توان گفت که هر یک از آن ها برای انسان از مطلوبیت خاصی برخوردار است.
قرآن گزارش می کند که اصولا جایگاه ابتدایی و نخستین بشر، بهشت بوده است و خداوند پس از آفرینش آدم (ع) و همسرش آنان را در بهشت عدن خویش اسکان داده است. با این همه به سبب تمرد و عصیانی از سوی آدم و حوا به عنوان نخستین انسان ها، آن دو از بهشت عدن رانده شده و از آن جا هبوط کرده اند.

مشکات

بسیاری می پرسند که آیا در شرایط بهشتی بودن هستند؟ چه نشانه هایی را می توان یافت که به کمک آن ها اطمینان و آرامش قلبی پدید آید که از بهشتیان خواهند بود؟

عباسی

خداوند در این باره می فرماید: الانسان علی نفسه بصیره و لو القی معاذیره؛ انسان بر نفس خویش بصیر و آگاه است هرچند که در مقام بیان، عذر و توجیه می آورد. این بدان معناست که هر کس می داند در کدام مرحله و مقام می باشد.
بنابراین، هر کسی با نگاهی به خویشتن خویش می تواند وضعیت بهشتی و یا دوزخی بودن خود را به دست آورد

دریا

انسان می‌کوشد تا با تامین همه مقتضیات خوشبختی و رفع و دفع همه موانع سعادت، آن را در همین دنیا تجربه کند. اما کسانی که دنیا را تنها بخشی کوچک از هستی می دانند و به جهان برتر و کامل تر باور دارند، می کوشند تا بر اساس این باور خویش، شرایطی را فراهم آورند تا در آن جهان به خوشبختی و سعادت پایدار دست یابند.

فرات

قرآن مجید بهشت ابدی را پاداش نیکوکاران و متقین و جهنم را جای کافران و گناهکاران می داند و تاکید دارد که انسان با ایمان و عمل صالح خود و کسب رضایت خداوند(طریقت) متعال می تواند به بهشت جاودان برسد (موضوعیت).

حسین باقری

سلام خدمت رهبر معنوی خودم حاج فردوسی عزیز امیدوارم هر کجا که هستین خوب و سلامت باشین … در ادامه میخواستم سوالی بپرسم از شما دوست خوبم…. کامنت شما را خواندم و میخواهم بدانم این مفهومی که به آن استناد کردید یعنی چه ؟؟

اسماعیل

سلام خدمت همه در جواب شما باید عرض کنم که یعنی اگر ما عبادت کنیم، این عبادت- که مکرر هم هست و مخصوصاً درباره ی نماز بیشتر صدق می کند- برای چیست؟ برای اینکه ما همیشه یادمان باشد که بنده هستیم و خدایی داریم. گاهی افرادی سؤال می کنند فایده ی نماز خواندن ما برای خدا چیست؟ برای خدا چه فایده ای دارد که من نماز بخوانم؟ دیگری می گوید: شما می گویید من نماز بخوانم، نزد خدا اعلام بندگی کنم؛ مگر خدا نمی داند که من بنده اش هستم که مرتب بروم آنجا بایستم اعلام بندگی کنم، تعظیم کنم، چاپلوسی کنم تا خدا یادش نرود که چنین بنده ای دارد. اگر خدا یادش برود، چنین خدایی که خدا نیست. شما که می گویید خدا هرگز یادش نمی رود. پس عبادت کردن برای چیست؟ خیر، نماز برای این نیست که خدا یادش نرود چنین بنده ای دارد؛ نماز برای این است که بنده یادش نرود خدایی دارد؛ نماز برای این است که ما همیشه یادمان باشد که بنده هستیم، یعنی چشم بینایی در بالای سر ما وجود دارد، در قلب ما وجود دارد، در تمام جهان وجود دارد؛ یادمان نرود به موجب اینکه بنده هستیم  امیدوارم توانسته باشم مطلب را برای شما دوست خوبم به خوبی بیان کرده باشم

حسن

سلام خدمت همه ی منهاجیون عزیز و عرض خسته نباشید …. دوستان از نظر من عبادت، مرکب تقرب و نزدیک شدن به خداوند است. آن وقت عبادت بنده و جنابعالی مقبول است که ما را به خدا نزدیک کند. و باور نکنید که انسان به خدا، این کانون لایتناهای هستی نزدیک بشود ولی بر بصیرت و ایمان و روشنایی اش افزوده نشود، بر قدرت و حیات و اراده و تسلطش افزوده نشود. اولین مرحله که اولین نشانه است برای اینکه ما بفهمیم آیا عبادت ما مورد قبول پروردگار هست یا نیست، ارزش اجتماعی عمل ماست.

ابراهیم

سلام خدمت همه ی دوستان عزیزان باید بدانیم که اولین اثر عبادت که انسان را به خدا نزدیک می کند [تسلط بر خود است. ] از اینجا شما بفهمید کدام عبادت قبول است و کدام قبول نیست. عبادت بدون اینکه انسان را به خدا نزدیک کند عبادت نیست، یعنی باور نکنید که انسان عبادت کند ولی به خدا نزدیک نشود و عبادتش را هم درست انجام داده باشد؛ چنین چیزی محال است

امیر علی احمدیان

سلام و خسته نباشید به همه ی عزیزان در راستای عبادت باید حدیثی بگویم از پیامبر اکرم اسلام ایشان فرموده اند: هر عبادتى (در آغاز) شور و نشاطى دارد که رفته رفته به سردى مى گراید، پس هر آنکس که شور و نشاطش در عبادتطبق سنت بود (نه به سلیقه خودش) وى در راه هدایت مى باشد و هر که (در آن حال) برخلاف سنت من بود، گمراه است و عملش به زیان او خواهد بود؛ من هم نماز مى خوانم و هم مى خوابم، گاه روزه و گاه مفطرم، هم مى خندم و هم مى گریم ؛ پس هر که از روش من روى گردان باشد، از من نیست.
دوستان همچنین حضرت رسول باز هم می فرمایند: طوبی لِمَنْ عَشِقَ الْعِبادَهَخوشا به حال کسی که به عبادت عشق بورزد، عبادت به صورت معشوقش در بیاید، وَ اَحَبَّها بِقَلْبِهِ و از صمیم قلب عبادت را دوست داشته باشد، وَ باشَرَها بِجَسَدِهِ و با بدنش به آن بچسبد.

اسکندر

سلام و عرض خسته نباشید به همه ی شما خوبان ….امیدوارم حاج فردوسی عزیزمان هر کجا که هستند سلامت باشند …دوستان در این مورد و کامل کردن سخنان دوست خوبم من هم میخواهم حدیثی بازگو کنم از امام صادق (ع) ایشان میفرمایند: شما را هشدار مى دهم آنچه را که به فراگیرى آن ناگزیرید فراگیرید و در شناخت آنچه که عذرتان در جهل به آنها پذیرفته نیست، سخت بکوشید زیرا دین خدا را ارکانى است که با جهل به آنها هیچ «عبادت» سود ندهد و چون کسى به آن ارکان (و معارف) آشنا و آگاه بود میانه روى در عبادت او را زیان نزند و جز به یارى خداوند دسترسى به آن معارف میسّر نباشد.

امیررضا

دوستان سلام امیرالمؤمنین علیه السلام در بیانات شیوای خود در این زمینه می فرمایند: «لو عاینوا کنه ما خفى علیهم منک لحقّروا اعمالهم، و لزروا على انفسهم، ولعرفوا انهم لم یعبدوک حق عبادتک، ولم یطیعوک حق طاعتک». اگر مردم ببینند آنچه از ذات تو بر آنها مخفی است، اعمال خود را کوچک شمارند و خود را سرزنش کنند و خواهند دانست که حق طاعت و عبادت تو را به جا نیاورده اند. «ولا عباده کاداء الفرائض». هیچ عبادتی همچون عمل به واجبات نیست. و خادِع نفسَک فى العباده وارفق بها ولا تقهرها وَ خُذْ عَفْوَهَا وَ نَشَاطَهَا إِلَّا مَا کَانَ مَکْتُوباً عَلَیْکَ مِنَ الْفَرِیضَهِ فَإِنَّهُ لَا بُدَّ مِنْ قَضَائِهَا وَ تَعَاهُدِهَا عِنْدَ مَحَلِّهَا» نفس خود را در واداشتن به عبادت فریب ده و با آن مدارا کن و به زور و اکراه بر چیزى مجبورش نساز و در وقت فراغت و نشاط به کارش گیر، جز در آنچه که بر تو واجب است، و باید آن را در وقت خاص خودش به جا آورى.

میثم

بسم الله
سلام میخواهم حدیثی برایتان می اورم در همین راستا امام رضا(ع) در تبیین فلسفه عبادت می فرماید: مردم، یاد خدا را فراموش نکنند و آداب او را وا نگذارند و از اوامر و نواهی او غافل نشوند، چه این که درستی و قوام آنان در این است. در حالی که اگر بدون تعبّد به حال خود رها می شدند، پس از مدّتی دل هایشان سرد و سخت می شد. (عیون أخبار الرضا(ع)»، ج۲،ص۲۰۳). دوستان خوبم پس بنا بر این درحقیقت، سود و بهره عبادت انسان، در دنیا و آخرت به خود او باز می گردد و از نتیجه عبادت خود، در امور مادّی و معنوی استفاده خواهد کرد. در حدیثی قدسی از زبان امام صادق(ع) وارد شده است: یا عبادی الصِّدّیقینَ تَنَعَّمُوا بِعِبادَتِی فِی الدُّنیا فَإنَّکُم تَتَنَعَّمُونَ بِها فِی الآخِرَهِ؛ ای بندگان راستین من! در دنیا به عبادت من متنعّم شوید؛ زیرا که در آخرت به وسیله آن بهره می گیرید» (الکافی»، ج۲، ص۸۳).

امیر حسین

سلام به همه ی عزیزان و رهبر معنوی خودم حاج فردوسی عزیز امیدوارم ایشان هر کجا هستند سالم و سلامت باشند و هر چه زودتر بتوانم ایشان را زیارت کنم در ادامه میخواهم بگویم که سوالی فکرم را مشغول کرده است میخواستم ببینم چرا باید خدا را عبادت کرد؟ ایا او به عبادت بندگان خود، احتیاج دارد؟ 

امیر علی

سلام به تو دوست خوب و منهاجی عزیز جواب سوالت کمی بلند است اما من سعی میکنم به طور خلاصه جواب شما را بدهم عزیز جان خداوند، بی نیاز مطلق است و به هیچ چیز و هیچ کس، محتاج و نیازمند نیست، بلکه همه چیز و همه کس، به او نیازمندند. خداوند، توانا و توانگر است و آفریننده توانایی و توانگری. 
خداوند، به عبادت و طاعت ما نیازمند نیست. زیرا هرگونه نیازی برای خداوند، نقص و کمبود به حساب می اید و هرگونه نقص، از خداوند به دور بوده و او از هر نقص و کمبودی مبرّاست. ما بندگان خدا، باید نیک بدانیم که اگر همه مخلوقات به خدا کافر گردند و از عبادت او سر باز زنند، بر دامن کبریایی او گردی ننشیند که خود از زبان پیامبرش موسی(ع) فرموده است: اگر شما و همه کسانی که در زمین اند، کفر بورزید [زیانی به خدا نمی رساند] بی گمان که خدا بی نیاز و ستوده است». (سوره ابراهیم، ایه ۸). 
عبادت ما به درگاه خدا، در حقیقت نیازی است که ما به ذات احدیت داریم نه نیازی که او به ما یا عبادت ما دارد که باز فرموده است: یا ایهَا النّاسُ أنتُم الفُقَراءُ إلَی اللهِ وَاللهُ هُوَ الغَنّی الحَمیدُ؛ هان ای مردم، شمایید نیازمندان به خدا و خداست همان بی نیاز ستوده» (سوره فاطر، ایه ۱۵). 

فرهنگ

سلام و خسته نباشید خدمت همه ی منهاجیون ….در ادامه سخنان دوست خوبم و در جواب سوال برادر عزیز و ارجمند خودم باید نکته را یاد اور شوم ببینید عزیزان خداوند، کمال بی انتهاست، انسان کمال جو، ناگزیر است خود را به آن منبع پایان ناپذیر همه خوبی ها و کمال ها، نزدیک و نزدیک تر سازد. عبادت خدای سبحان البته به معنای وسیع آن و نه فقط در قالب نماز و روزه و … تلاشی است برای تحقّق بخشیدن نزدیکی و تقرب انسان به خدایش. 

ارمین

سلام عزیزان ما باید این نکته رو در نظر بگیریم که اگر انسان، خود را در مسیر تربیت الهی قرار دهد، می تواند همه کارهایش حتّی کارهای مباح و امور روزمرّه زندگی را تبدیل به عبادت کند. عبادت، به معنای عام کلمه، حصار ظاهر را می شکند و در هر قالبی جای می گیرد؛ از صف نماز جماعت تا جبهه جنگ، از زندگی خانوادگی تا فعالیت اقتصادی، از ایستادن پشت ابزارکار تا نشستن پشت میز درس و مطالعه و … همه می توانند به وجه عبادی انجام شوند و تجلی گاه عالم قدس باشند.  از این روست که پیامبر گرامی اسلام(ص) به اباذر فرموده است: لِیکُن لَکَ فی کُلِّ شَیءٍ نِیهً صالِحَهً حتّی فی النَّومِ وَالأکلِ؛ باید برای تو در همه چیزها نیتی شایسته باشد حتی در خوابیدن و خوردن (مکارم الأخلاق»، ص ۴۶۴). 

احمدی

با سلام خدمت همه ی منهاجیون عزیز …خوبان در مورد عبادت باید بدانیم که عبادت خدا، جلوه های گوناگونی دارد. امّا برخی افراد به اشتباه، عبادت را فقط در گونه ای خاص خلاصه می کنند. مثلاً بعضی ها فقط نماز و روزه و مانند آن را عبادت می دانند و در مقابل گروهی دیگر، عبادت های ظاهری را کم ارزش دانسته و به راهی دیگر رفته و می گویند: عبادت به جز خدمت خلق نیست. آری، همه اینها که برگفته اند در شمار عبادت است، همان گونه که اعمال دیگری نیز عبادت است

ابوالفضل جزینی

سلام به همه ی شما دوستان منهاجی …در ادامه سخنان دوست خوبم باید من هم بگویم که باید دانست که گوهر عبادت ها یکی است و آن با خدا و برای خدا بودن است، ولی ظهور آن به گونه های مختلفی بوده و در زمینه های متفاوتی به بار می نشیند. وقتی به روایات اهل بیت(ع) می نگریم در می یابیم که گاه امام علی(ع)، اندیشیدن در نعمت های الهی را عبادتی نیکو دانسته (غرر الحکم و درر الکلم»، ح ۱۱۴۷) و گاه پیامبر اکرم(ص)، جستجو در راه کسب حلال را نُه دهم عبادت ها برشمرده است (معانی الأخبار»، ص ۳۶۷). زمانی پیامبر رحمت(ص)، داشتن گمان نیکو به خدا را از جمله عبادات به حساب آورده (الدرّه الباهره»، ص ۱۸) و زمانی دیگر امام صادق(ع)، نگاه مهرآمیز به پدر و مادر را عبادت خدا دانسته است (تحف العقول»، ص ۴۶). آری، همه اینها که گفته اند و هر چه از گفتار، کردار و پندار که در راه جلب رضای الهی به انجام رسد، عبادت خداست. 

احمدی

با تشکر از شما رفیق منهاجی عزیز که سخنان بنده رو کامل فرمودید …ممنون از همه منهاجیون

احمد رضا

سلام خدمت رهبر معنوی خودم حاج فردوسی عزیز باید عرض کنم که عبادت خدا، به معنای پرسش خدای یگانه، به جای آوردن طاعت او و گام برداشتن در مسیر کسب رضایت او است. عبادت خدا، راه رستگاری، نردبان برتری، شیوه عشق بازی با خدا، محکم ترین دستاویز دستیابی به خوش بختی است. عبادت خدا، وسیله ای برای ارتباط با خدا و اعلان بندگی او و کرنش در برابر اوست. 
عبادت خدا، هر عملی است که در آن رضایت خدا در نظر باشد. عبادت خدا، هر گفته، نوشته، خواسته ای است که به نیت خدا صورت پذیرد، هر عملی که برای زنده کردن حق و میراندن باطل و در راه بزرگداشت خدا و پیامبر و رسولان راستین و گرامی داشت دین به انجام رسد. 

محمد صادق

در مورد سعادت دنیوی و اخروی که در کلام رهبر عزیز و معنوی خودم حاج فردوسی مشخص بود باید عرض کنم که انسان آرامش پیدا می‌کند و می‌بینید که در اسلام چقدر به این مؤلفه توجه شده است و در رابطه با رشد و بالندگی معنوی، قطعا کسی سعادت انسان را تنها برآوردن نیازهای مادی نمی‌داند، اگرچه آن نیز بخشی از سعادت فرد محسوب می‌شود.

احسان

سلام و عرض خسته نباشید به همه عزیزان مخصوصا حاج فردوسی عزیز رهبر معنوی ما ….در تکمیل سخنان دوست منهاجی عزیزم باید بدانیم که سعادت آخروی، یعنی رسیدن به بهشت و حیات جاویدان در آن سرای پر از نعمت و سرور و خالی از هرگونه نقص و ناراحتی. بررسی مصادیق متعدد سعادت اخروی در روایات، نشان می‌دهد که محور همه آن‌ها «ایمان» است. برخورداری از ایمان و اعتقاد صحیح، باعث سعادتمندی می‌گردد؛ یعنی رسیدن به خیر و سرور پایدار، ممکن نیست، مگر با ایمان، دیگر عوامل کسب سعادت، به نوعی، زیر مجموعه این عنوان عام، قرار می‌گیرند. لذا بررسی‌ها نشان می‌دهند که این موارد، خود به سه حوزه ایمان، اختصاص دارند و هرکدام، در یکی از این حوزه‌ها، طبقه‌بندی می‌شوند. این سه حوزه ایمانی عبارت‌اند از:
حوزه‌های شناختی (شامل اعتقاد صحیح به اموری همچون توحید، نبوت، معاد و امامت).

نادر

سلام خدمت عزیزان منهاجی عرضی داشتم و میخواستم ان را در کامنت خود بیان کنم با تشکر از سایت خوب و پر معنا و مفهومتون … دوستان ازنظر اسلام، برخورداری از امکانات، باعث سعادتمندی می‌شود. وقتی همین مجموعه، موردبررسی عمیق‌تر قرار می‌گیرد، مشخص می‌شود که امکانات موردبحث، خود، به دو بخش «انسانی» و «غیرانسانی» تقسیم می‌شوند. این تقسیم، وقتی به دست می‌آید که می‌بینیم در آنچه سعادت دنیوی شمرده می‌شود، گاه سخن از اموری می‌شود که به‌نوعی با انسان، مرتبط است و گاه از اموری سخن به میان می‌آید که از گونه مادیات هستند. امکانات انسانی مطرح‌شده در روایات، عبارت‌اند از: داشتن همسر، فرزند صالح، همسایه، دوستان خوب و…
امکانات غیرانسانی نیز عبارت‌اند از: داشتن خانه بزرگ، وسیله نقلیه خوب، کار مناسب و….

محمد امین

سلام خدمت رهبر معنوی خودم حاج فردوسی عزیز کامنت های شما عزیزان نظرم را جلب کردمن هم باید در این راستا عرض کنم که ایجاد صمیمیت بین مردم عبادت اجتماعی است و امام صادق(ع) بر خواندن نماز مستحبی در ماه رمضان تاکید داشته و امام علی(ع) نیز فرموده است: بر شما باد در ماه رمضان بر انجام دو عمل یکی استغفار و دوم دعا چراکه استغفار گناهان را از بین می‎برد و دعا بلاها را از شما دفع می‎کند لذا برشما باد زیاد دعا و استغفار کردن.همچنین خدای متعال نیز می‎فرماید: ای پیامبر به مردم بگو اگر دعای شما نبود خدا به شما اعتنایی نمی‎کرد اگر خدا به شما اعتنا می‎کند به‌خاطر دعای شماست.

محمدیان

.سلام در مورد عبادت باید سخنان امام علی را باهم فرا بگیریم درواقع امام(علیه السلام) در این گفتار حکیمانه انگیزه هاى عبادت را به صورت بسیار لطیف، زیبا و دقیق بیان فرموده و مردم را به سه گروه تقسیم مى کند.

گروه اوّل کسانى هستند که شوق بهشت و عشق به حور و قصور و مواهب دیگر بهشتى آنها را به سوى عبادت پروردگار دعوت مى کند، گرچه عبادت اینها بر خلاف آنچه بعضى از ناآگاهان پنداشته اند صحیح است; ولى به یقین در حد اعلا نیست، زیرا کارشان شبیه تاجرانى است که سرمایه اى را به بازار مى برند تا چیز بهتر و بیشتر به دست آورند. گروه دوم کسانى هستند که ترس از آتش دوزخ و عذاب هاى جانکاه آن، ایشان را وادار به اطاعت و عبادت پروردگار مى کند. گرچه عبادت این گروه ـ همان گونه که خواهد آمد ـ نیز صحیح است; ولى در حد اعلى نیست، زیرا کار آنها شبیه غلامانى است که از ترس تازیانه مولا انجام وظیفه مى کنند. اما گروه سوم کسانى هستند که سطح فکر و معرفت و اخلاصشان برتر از این است که عشق به نعمت هاى بهشتى و وحشت از عذاب هاى دوزخى آنها را به عبادت پروردگار وادارد، بلکه محبت پروردگار و شکر نعمت هاى او و عشق به قرب حق آنها را به عبادت جذب مى کند.

محمد باقر

سلام به همه عزیزان منهاجی …دوستان باید دقت داشته باشیم این‌که انسان بتواند شهوت خود را کنترل کند عبادت است.این‌که انسان بتواند از شکم خود مواظبت کند عبادت است.روایت است که شخصی به پیامبراکرم(ص) عرض کرد.یا رسول‌الله من عبادت زیادی ندارم فقط دو ویژگی دارم عفت شکم دارم و گرسنگی را تحمل می‌کنم اما مال حرام نمی‎خورم.همچنین عفت شهوت دارم و هیچ‌گاه شهوتم در غیر حلال خدا ارضا نشده است

شایان

سلام دوستان میخواهم عرض کنم که برای عبادت انواع و اقسامی ذکر شده که ازجمله آن‌ها می‌توان به عبادت جسمی و قلبی، عبادت مالی و غیرمادی، عبادت ایجابی و سلبی و عبادت اجتماعی و فردی اشاره کرد.

محمد رضا

سلام خدمت همه ی دوستان منهاجی عزیزم و رهبر معنوی خودم حاج فردوسی عزیز برای تکمیل سخنان دوست خوبم باید عرض کنم که از انواع عبادت جسمی می‌توان به نماز، رکوع، سجود، تشهد، طواف خانه کعبه اشاره کرد کمااینکه گاهی سکوت و گاهی هم سخن گفتن خود عبادت محسوب می‎شود و پیامبراکرم(ص) نیز در این رابطه به اصحاب خود فرموده است: «آیا می‌خواهید به شما خبر دهم راحت‌ترین عبادت و راحت‌ترین چیز برای بدن شما چیست، گفتند بلی یا رسول‌الله! فرمود: سکوت آسان‌ترین عبادت است، اخلاق خوش اینکه مرد در خانه خوش‌اخلاق باشد و زن نیز در خانه با شوهرش خوش‌اخلاق باشد عبادت است.دست کشیدن بر سر یتیم نیز عبادت است، نگاه کردن به قرآن عبادت چشم است، ذکر خدا عبادت زبان است، گوش ندادن به غیبت و تهمت عبادت است».

امنه

آیا براى بهشت کارنیک کردن خوب است یا براى خدا؟ براى خدا چه سودى دارد؟

یاور

انجام کار نیک براى بهشت نیز یکى از مراتب عبادت محسوب مى شود. امام صادق علیه السلام فرموده اند: عبادت کنندگان سه دسته اند: گروهى خداوند را از ترس عبادت مى کنند که این عبادت بردگان است، گروهى خداوند تبارک و تعالى را براى ثواب عبادت مى کنند که این عبادت مزد بگیران است و گروهى خداوند را از سر عشق و محبت به او عبادت مى کنند که این عبادت آزادگان است و این برترین عبادت است (میزان الحکمه، ۱۱۶۴۶).

گروه سوم نه به طمع بهشت عبادت مى کنند و نه ترسى از جهنم دارند بلکه خداوند را به خاطر خودش و از روى علاقه به او که محبوب و دوست حقیقى و جمال مطلق است عبادت مى کنند. کار نیک را انجام مى دهند چون مى دانند خواسته معشوق این است. برایشان تنها، خواسته محبوب مطرح است و بس.

البته انواع دیگر عبادت (براى ثواب و بهشت و ترس از عذاب) نیز عبادت است و در قرآن، آیات زیادى، نعمت هاى بهشتى و عذاب جهنم را توصیف کرده، زیرا اکثر انسان ها به لحاظ بُعد مادیشان، این موضوعات را بهتر درک کرده و با مذاق آنها سازگارتر است.

رحمانی

کار نیک و عبادت براى خدا یعنى چه؟

عبادت براى خدا به معناى انجام عبادت به سود خدا نیست بلکه منظور، انجام آن، براى رسیدن به قرب خداوند است. یا براى فرمان بردارى و امتثال اوامر و دستورات او. انجام عبادت براى خدا به عشق این که معشوق این عمل را دوست دارد همان عبادت نوع سوم است.

این اشکال (انجام عبادت به سود خدا) از آن جا ناشى شده است که لفظ «براى» گاهى اوقات در جایگاه «نفع و سود» بکار مى رود، در حالى که این لفظ معانى دیگرى هم دارد از جمله «تعلیل». در این مورد «براى» به معناى تعلیل است، یعنى علت عمل من خداست. حال یا براى رسیدن به قرب او و یا براى امتثال امر او که نتیجه امتثال امر نیز همان قرب است.

مینا

عبات سه دسته است .عبادت تجار عبادت عبید و عبادت احرار آیا این سه دسته باهم تداخل هم دارند؟برای ما افراد گناهکار با مراتب وجودی پایین ایا عبادت احرار افراط و غیر معقول نیست؟

ختامی

اخلاص همان خالص کردن و پاکیزه کردن عمل برای خداوند است و در عین حال دارای مراتب می باشد. ارزش عمل انسان به میزان همین اخلاص است هر چه اخلاص بیشتر باشد عمل انسان دارای ارزش بیشتری خواهد بود.بنابراین انسان برای رسیدن به کمال باید عمل خود را خالص وخالص تر نماید.

گاهی انسان عملی را انجام می دهد و هر چند درجه ای از اخلاص را دارد اما برای ترس از عذاب جهنم عمل را انجام می دهد که این عبادت بردگان نامیده می شود عده ای نیز عبادت می کنند اما دلیل عبادتشان رسیدن به بهشت و نعمت های بهشتی است که عبادت این گروه نیز عبادت اجیران است اما عده ای خداوند را نه به خاطر ترس از جهنم و نه ازجهت رسیدن به بهشت ،بلکه دلیل عبادت آنها رضای خداوند است و به فرموده ی حضرت علی (علیه السلام) چون خداوند را شایسته پرستش می دانند او را عبادت می کنند. این مرتبه بالاترین مرتبه اخلاص است .
البته اگر کسی عبادتش عبادت احرار شد دیگر به هیچ وجه ترس از جهنم یا شوق رسیدن به بهشت برایش معنا ندارد بنابراین در عبادت احرار نیت دیگری نمی تواند دخیل باشد اما چنانچه شخص در مراتب پایین تر باشد مثلا عبادتش،عبادت تجار و اجیران باشد در عین حال می تواند عبادتش از نوع برگان هم باشد یعنی مراتب پایین با هم ممکن است وجود داشته باشند.چرا که شخص ممکن است مدتی از ترس جهنم خداوند را عبادت کند و در حالی که همین ترس برایش وجود دارد شوق رسیدن به بهشت را نیزداشته باشد.

نکته ای که لازم است مورد توجه قرار گیرد این است که رسیدن به مقام و جایگاه اولیای الهی و رسیدن به مقامی که عبادت ما ،عبادت احرار باشد دارای شرایطی دشوار اما شدنی است از یک سو انسان باید به فراوانی رحمت و لطف خداوند اعتقاد داشته باشد و از طرف دیگر نسبت به لیاقت خودش تردید نداشته باشد چرا که حتی اگر گناهکار باشد بعد از توبه و پیمودن مسیر کمال می تواند به این مقام برسد البته وقتی انسان عظمت خداوند متعال را بشناسد و نسبت به قدرت و علم او شناخت پیدا کند و از طرفی به کوچکی وحقارت و ضعف و نادانی خود پی ببرد، اعمال خود را ناقص و ناچیز و غیر قابل قبول می داند..

بنابراین دست یافتن به چنین مقامی ممکن نیست مگر با ایمان به خداوند و ریاضت در مسیر بندگی او و پشت پا زدن به خواسته های نفسانی به عبارت دقیق تر، شریعت راه بندگی و راه قرب الهی است .بنابرای هر کس بخواهد به چنین مقامی برسد لازم است از دل شریعت چنن مسیری را بپیماید.همانطور که گفته شد این مقام دارای مراتب است وهر کس با توجه به ظرفیت معنوی خویش توانایی رسیدن به مرتبه ای را خواهد داشت

فقط خدا

سلام

می خواستم بدونم چرا بیشتر ما خدا را به خاطره بهشت یا جهنم ستایش می کنیم ؟

چرا نمی توانیم مثل سخن حضرت علی باشیم ؟

الهی ما عَبَدْتُکَ خَوفا مِنْ نارک و لا طَمعا فی جنتَکَ بَلْ وَجَدْتُکَ اهلاً للعباده فعبدتُکَ.
(( خداوندا تو را نه به خاطر ترس از جهنمت و نه به طمع بهشتت پرستش کردم، بلکه تو را شایسته پرستیدن یافتم و عبادتت کردم. ))

حسن زاده

امام على‏ (علیه السلام) مى‏ فرماید: «ما عبدتک خوفاً من نارک و لاطمعاً فى جنتک بل وجدتک اهلاً للعباده فعبدتک»؛
«خداوندا! من تو را نه به جهت ترس از دوزخ و نه به طمع بهشت برین که من تو را سزاوار عبادت دیده و به پرستش تو مى‏پردازم».

و در روایتى دیگرحضرت امیرالمؤمنین على (علیه السلام) مى فرماید :
« لَوْ لَمْ یَتَوَعَّدِ اللهُ عَلى مَعصِیَتِهِ لَکَانَ یَجِب إلاّ یُعصَى شُکراً لِنِعَمِهِ » .
اگر خدا بر گناهى وعده عذاب نمى داد باز لازم بود به خاطر سپاسگزارى از نعمت هایش نافرمانى نشود.

عبادت براساس محبت خدای متعال بهترین عبادت است؛ زیرا کسی که به انگیزه رهایی از دوزخ یا رهیابی به بهشت عبادت می کند، مطلوب اصلی اش خدا نیست، و خدا را وسیله رسیدن به هدف قرار داده است.علما و بزرگان، هدف و علّت غایی اعمال و به خصوص علّت غایی عبادات را در هفت مرتبه طبقه بندی کرده‌اند. به عبارت دیگر می‌توان گفت: خلوص در انجام عمل یا میزان رعایت اخلاص در عبادت، هفت مرتبه دارد که عبارتند از:

مرتبۀ اوّل: سعادت دنیوی ، مرتبۀ دوّم: ترس از عذاب ،مرتبۀ سوّم: شوق بهشت ،مرتبۀ چهارم: حیا از خداوند ، مرتبۀ پنجم: مقام شکر و وفا ،مرتبۀ ششم: عشق و محبّت ،مرتبۀ هفتم: مقام عنداللّهی
این هفت مرتبه از منظر علمای علم اخلاق و عرفا، فوق العاده مهم است و انسان باید با تلاش و کوشش مداوم، میزان اخلاص خود را از درجات و مراتب پایین، به درجات و مراتب بالاتر برساند.

مسلم

دوستان من نشستم و یه بررسی های کردم و با خودم گفتم چرا میگن نماز نخونی میری تو جهنمو این حرفا . در حالی که قران میگه ادم های دیگر از ادیان دیگر هم وارد بهشت میشوند.
اگر هدف نماز یاد خدا ..سپاس گذاری از خدا ..درخواست از خداست ..مگه فقط ادم باید با نماز این کارو انجام بده. من چن وقت تصمیم گرفتم بجای نماز برای خدای خودم تو کاغذ درخواست هام رو بنویسم و از خدا هم بابت چیز های که بهبم داده و خواهد داد سپاسگذاری کنم و هرروز این کارو انجام میدم و اگرهم اشتباهی کنم از خداوند طلب بخشش میکنم و در صدد جبران اون کوشش میکنم و از اون روز به بعد ارامش خیلی زیادی پیدا کردم و به خدارا بیشتر باور دارم و ایمانم بهش بیشتر شده. طبق سخن خود خداوند مومنان کسانی هستن که ایمان دارند و نه غمگین میشوند و نه ترسی دارند. و خدا نگفت فقط باید نماز بخونین وگرنه میندازمتون تو جهنم .اگر به نماز خواندن افراد بروند بهشت پس شمر هم الان بهشته.به عقیده من انسان باید در پرتوی اگاهی به عبادت خدا بپردازد.هر کس با نماز ارامش پیدا کنه نماز بخونه و هر کس به روش خودش ایمانو ارامشش بالا میره با خدای خودش رازو نیاز کنه.
من جملم سوالی نبود ولی دوست دارم نظرات دوستانم رو هم بدونم .

حسین

باسلام خدمت دوست عزیز هرکس نظری در مورد نماز داره اما انسان راباورهای توحیدیش مشخص می‌کنه که هرکس چگونه اعمالش برای آخرت رقم میزند باور که ما داریم وفرکانس که مابه جهان می‌فرستیم براساس تکرار شکل میگیرد نماز هم تکرار صحبت هرروز باخداونده وما راازنگاه توحیدی به باور قدرتمندی می رساند البته این نظر من است انسان هرچقدر نگاه توحیدی بیشتری داشته باشد هم دراین جهان هم در جهان آخرت راحت تر وشادتر زندگی میکند

ازاده

سلام دوست عزیز
هیچ کدام از پیامبرهای ما هم مثل یکدیگر نماز نمیخواندند و مهم احساس درونی شماست که با چه روشی احساس نزدیکی بیشتری با خدای خود میکنید و او را بهتر درک میکنید.
حالا به یک نفر کلمات عربی قرآن آرامش واقعی میده و به یک نفر خواندن نماز فارسی برای درک بیشتر کلمات. مهم توجه کردن به خدا و عشق ورزیدن به اوست.
من به شخصه برای خلوت کردن با خدای خودم و احساس آرامش و نزدیکی از یوگا و مراقبه استفاده میکنم که واقعا اون حسی که باید تجربه کنم رو در قلبم اینجاد میکنه. مهم خودتون هستید که با چه روشی احساس نزدیکی بیشتری میکنید و از درون بهتون گفته میشه که آره این روش به من آرامش بیشتری میده.
به نظر من هر توجهی به خداوند نماز محسوب میشه. حتی صدای اون سه تار و هنگ درامی که در وقت اذان به صدا در بیاد. من فقط میخوام بگم که همه در وصف او میگویند و میخوانند و او را ستایش میکنند.
خواندن ترجمه و تفسیر قرآن، سجده کردن و سپاسگزاری، شکر کردن برای چیز های کوچک و بزرگ و …. همه‌ی اینها به نظر من نوعی نماز محسوب میشه دوست عزیز

هادی

سلام دوست عزیز
قطعا ملاک بهشت و جهنم رفتن انسان ها نماز خواندن نیست. به عقیده من وقتی خداوند را باور داشته باشیم و قران را فرستاده خداوند بدانیم، هر انچه در قران به ما امر شده را بدون چون و چرا باید انجام دهیم و توجه داشتیه باشیم که این گفته ی خداوند قادر مطلق است.
نماز خواندن به طور واضح در قران سفارش شده پس باید آن را انجام دهیم همانطور که در جای دیگر هم امده که خدا را یاد کنید، پس یاد خدا و نماز هر دو در قران سفارش شده اند.
وقتی کسی را دوست بداریم و عاشقش باشیم، هر خواسته اش را اجابت میکنیم، حتی اگه اگر آن خواسته به ضرر ما باشد، که در این جا نماز خواسته خداوندی است که ان را برای رشد و کمال و توجه ما قرار داده است.

شکوه

با درود بر دوست عزیز
درسته از ادیان دیگه هم به بهشت میرون . هر کسی که انسانیت رو انجام بده به بهشت میره
باور به خدا نزدیک شدن هم یکی از راه های این است که انسان به بهشت میرود
من یه مثال میزنم
تا حالا شده تو خیابون یا توی پارک بچه ای را ببینید که گم شده و به دنبال مادرش می گرده و وقتی که به کمک مردم مادرش را پیدا می‏کنه در آغوش مادرش می‏پره و آرام می‏شه. ما آدم‏ها هم مثل کودک گمشده‏ای هستیم که در طول زندگی به دنبال کسی یا چیزی می گردیم که با آن آرامش پیدا کنیم. اون چیز نمی تواند پول، مقام، قدرت، زیبائی و….باشد، چون بعضی از آدم اینها را دارند، اما باز هم آرامش ندارند و همیشه مضطرب و نگران هستند.
در قرآن کریم آمده است: (( آگاه باشید که دل ها با یاد خدا آرامش پیدا می‏کند.))
و نماز بهترین راه برای رسیدن به آرامش است.

مهدی

سلام ، عبادت یعنی به یادتم ، عبد هم کسیه که تا ابد به یادشه، اونم فقط خودشه که میتونه بگه چه کسی همیشه و تا ابد بیادشه ، حالا می تونی بگی چطوری میشه بیادش بود و آیا فقط تنها روش نمازه؟ یه روز یه چوپان در زمان حضرت موسی (ع) با ذوق و شوق فراوان به دمبال ایشان میگرده وبعداز اینکه به ایشان میرسه میگه : اون خداییکه میگی بگوکجاست خیلی دوستش دارموواینقدر عاشقشم که می خوام تا مثل گوسفندام که خیلی دوستشون دارم برم و پشماشو بچینم، نازش کنم ،و… خلاصه بهش برسم و خیلی بیشتر محبت کنم بهش ، موسی بهش میگه: ای مرد بی عقل نادون، تو هنوز به قول خودمون مسلمون نشده کافر شدی، این چه هراجیفیه که گفتی ، برو از جلوی چشمام ، برو استغفار کن ،اون خداییکه میگیم از تمام این حرفها پاک و منزه و خیلی موسی ناراحت میشه و خیلی چوپانو دعوا میکنه ،چوپانم بنده خدا دلش میشکنه ومیره ، وقتی موسی برمیگرده جرییل میاد بهش میگه خدا ازت خیلی ناراحته ،چرا با اون چوپون اینطوری حرف زدی و ناراحتش کردی، زود میری پیداش میکنی و ازش عذر خواهی میکنی وتا از دلش در نیاوردی برنمیگردی به میغات وگرنه کافری، ما تورو نفرستادیم تا بنده ها مونو دل بشکنی، فرستادیمت تا به بنده هام بگی که فقط به یادمن باشن و فقط منم که همیشه به یادشونم.

بهروز

سلام
یکی از راه های عبادت نماز است نماز مهم ترین و بهترین روش عبادت برای خداست
در این عمل ( نماز ) مجموعه ای از روش های عبادت انجام می شود مثل به زبان اوردن نیت یا همان تکیره الاهرام ، سجده ، رکوع و تعظیم برا خدا ، درخواست کردن به هرشکلی به هر زبانی ( قنوت ) ، بکاربردن سوره ای از قران که تمام و مجموعه ای از قوانین کیهانی در اون نهفته است ( حمد ) ، شهادت دادن به یگانگی خدا ، و… و… و…
پس نماز عبادتی است که تلفیقی از دیگر عبادت ها و اعمال را شامل می شود
و خیلی از راه ها و روش های دیگر عبادت وجود دارد
ذکر گفتن ، سپاسگزاری و شکرگزاری کردن ، مراقبه ، روزه ٍ انفاق ریا، خمس و زکات ، ستایش و تسبیح خدا در همه لحظات ، و….
و بهترین روش همان توجه کردن است
استاد میگه صلواه از ریشه ( صلو ) یعنی توجه کردن و ما وقتی همیشه اصل خود هوشیاری در وجودمان باشد
در تمام لحظات شکرگزار باشیم ، متوکل باشیم ، تسبیح کنیم خدا را ، بیاد خدا باشیم ، ذکر گوییم ، شرک نورزیم ، تنها به او متصل باشیم و….. این یعنی اینکه همیشه ما در ارتباط خوب با خالق می باشیم این بهترین نوع برقراری ارتباط با خداست
راستش من قبلا از وقتی دبیرستان بودم ۸۴ نماز کم میخوندم مقداری هم که میخوندم بخاطر این بود که میگفتم قضا می شوند سنگین میشوند رو دوشم و برای رفع تکلیف می خواندم و ترس که از خدا داشتم و..
بزرگتر که شدم مثلا حدود سال های ۹۰ مقداری دیدم بهتر شده بود اما در نماز همش ناله فغان گلایه شکایت ، انتقاد ، سردرگمی ، بی هواسی ، حتی بعضی وقت ها با قهر و ناراحتی میخوندم
چون واقعا به شدت تحت فشار بودم از همه لحاظ ، شرایط بسیار بدی داشتم و طریقه برقراری ارتباط درست ، درک درستی از خدا ، و… نداشتم
و این روند بهتر شد الان بگونه ای نماز میخونم اولا اینکه اگه نماز از من قضا شد هیچ ترس و خوف و…از خدا ندارم
با توجه بهتر میخوانم
بااحساس خوب میخوانم با حس و حال خوب میخوانم
و همیشه احساس شکرگزاری را سعی میکنم در خودم نهادینه کنم
شاید باورت نشود من بیشتر مواقع که وقتم ازاد تر است ذهنم ارام تره وقت دارم و مشغولیت ندارم با برداشتن هر قدم و هر نفس کشیدن در ذهنم در قلبم در زبانم عبارت الهی شکر خدا را شکر ، شکر را تکرار میکنم
با این طریق احساس خوبی دارم حال خوبی دارم
آرامشم بیشتر شده ، ترس هام کمتر شده ،
پس اولا درک درست شخص از خود ، و از خدا می تواند به بهتر برقرار کردن ارتباط با خالق دست یافت

الهام

سلام دوست خوب
تنها راه ورود به بهشت و انسان خوب بودن نماز خواند نیست
اما اگر شما پذیرفته اید که مسلمان باشید باید به دستورات کتاب مقدس مسلمانان پایبند باشید که در ان بارها نسانها را به خواندن نماز دعوت نموده
اگر ما قبول میکنیم که در شهر خاص و یا کشور خاصی زندگی کنیم در مدرسه خاصی درس بخوانیم به اموزشگاه خاصی برویم باید حتما قوانین مربوز به انجا را نیز بپذیریم و عمل کنیم و احترام کنیم
اگر شما به این نتیجه رسیده اید که مسلمان بودن را میخواهید باید به دستورات کتاب این دین مقدس هم پایبند باشید
البته که میتوان از هزاران راه دیگر با خداوند صحبت کرد اما نماز جز واجبات این دین است

تنها

باسلام
اگر شما کمی در ورد اسلام تحقیق کنید متوجه میشید که بهترین و کاملترین دین اسلامه
خوب توی همین دین یکی ا زکارهای واجبی که توصیه شده نمازه .من هم تاقبل از اینکه در مورد اثرات نماز بدونم همین نظر رو داشتم وشایدم شیطان توی ذهن من این جمله رو تکرار میکردکه بایه کانال علمی خوب در باره اسلام که مطمعنم خودم جذبش کردم این سوال توی ذهنم حل شد
مون طور که میدونید نماز رو باید رو به قبله خوند .خانه کعبه در مرکز زمینه و از انرژی بینهایتی برخورداره .اونجا خومدم وقتی که در استرس شدیدهستید پیشونی خودتونو روی خاک در سمت قبله قرار بدید وچند ثانیه به همبن صورت بمونید .من خودم چند بار این کار رو انجام دادم و واقعا دیدم که تاثیر گزاربود.خوب ما در شبانه روز ۵ بار این کار رو انجام میدیم .
همون حا دوباره رمورد تاثیر حرکات در نماز بر روی سلامت جسم و استخوان ها که گفته شده بود این حرکات در نماز طوری طراحی شده که واقعا روی ستون فقرات و اعضای دیگه بدن تاثیر معجزه اثایی داره .خوب ما در شبانه روز بارها وبارها این کار رو انحام میدیم
تاثیر دیگه نماز تکرار جملاتی که در نماز هست .همین تکرار باور های مثبتی که استاد میگن .مابارها وبارها در نماز تکرار میکنیم که (اهدنا الصراط المستقیم .صراط الذین انعمتم علهیم )وجملات فوق العاده ی دیگه .در حقیقت نماز یکی از راههایی که ما روبه خداوند خالق این جهان متصل میکنه میکنه وفواید فراوان دیگه در آخر دوست عزیز ما به خاطر نماز نخوندن نمیریم جهنم بلکه با ترک نماز کم کم به مسیر هایی میریم که خودنون برای خودمون جهنم رو به وجود میاریم .حتی در مورد روزه هم همینطور .من تاقبل از اینکه فواید روزه رو بدونم خیلی برام روزه گرفتن سخت بود و میگفتم که چی یه ما توی این گرما زجر بکشیم ولی امسال خیلی راحت و با اشتیاق روزه هامو گرفتم .پس همونطور که استاد در مورد این باور ها میگن که بایدتا اخر عمر روی خودمون کار کنیم نماز هم باید تا اخر عمر ادامه داشته باشه تا تاثیرات فوق العاده ش در ززندگی ما همیشگی باشه

علیرضا

با سلام
دوست عزیز اگه قیاس شمر (لعنت الله علیه)برای نماز خوندن می کنید، تمام لشگر یزید نماز می خوندند وشاید حتی نماز شب.
نماز جزو واجبات دین هست ولی بدون ولایت امیرالمومنین علی ع و اولادش به درد آخرت نمی خوره.
بابت بهشت رفتن افراد دیگه وادیان دیگه هم تصمیم گیرنده خداست، فقط من چیزی رو می گم که در قرآن مکتوب شده یعنی قطعا باید انجام بشه.
فقط می دونم ما معمولا جواب مساله رو می دونیم و مثلا می دونیم باید نماز بخونیم ولی با استدلالهایی می خواهیم از حکم دین فرار کنیم، وچیزی رو که خدا برای سپاسگزاری یادمون داده،نماز (که استفاده روحی وجسمی برای خودمون داره وخدا بهش احتیاجی نداره وفقط حکم به انجام اون داده تا عمل کننده با غیر عمل کننده وبا ایمان وغیر ایمان مشخص بشه) رو به راحتی کنار می ذاریم وبا نوشتن نعمات وسپاسگزاری می خواهیم با استدالال ،جایگزین راحتتری برای اون پیدا کنیم:
در جایی که مولانا می فرماید:
پای استدلالیان چوبین بود
پای چوبین سخت بی تمکین بود

مهتاب

بهترین حالت رازو نیاز با خداوند نمازه.خداوند حتی در قرآن به رکوع وسجود نماز اشاره کرده.پیامبر ما و امامان ما نماز را به همان روشی بجا می اوردند که خدا دستور داده.مگه صیغه ازدواج که تو عقد میخونن دقیقا تو قرآن اومده پس چرا وقت عقد صیغه میخونین پس اونم نخونین دیگه.خدا تو قرآن به اوقات نماز و آثارش هم اشاره کرده خدا دوس داره ما با نماز به یادش بیفتیم و برای اتحاد و هماهنگی مسلمونا از طریق پیامبرمون و امامانمون نماز خوندن رو به ما یاد داده.رازو نیاز شما سرجاش ولی شما نمیتونی براساس نظر شخصی خودت نمازو تعطیل کنی.نماز از واجبات دینه و باید به همون روش انجام بشه.نماز رو باید با آگاهی و عشق خوند.نماز خوندن هم درجات خودشو داره من به عنوان یه مسلمان عادی که ممکن الخطا هستم هم نماز میخونم و امام علی هم نماز میخوندن ولی من کجا و ایشون کجا.اینکه شما با این حرفا بخواین چند نفرو از نماز دور کنید گناهش به پای شما هم میره.اگر من مسلمانم پس خداو پیغمبرشو قبول دارم واگر خداو پیغمبرو قبول دارم باید راه وروش پیغمبرمو ادامه بدم نه اینکه براساس سلایق شخصی نعوذ بالله دین خدارو تغییر بدم و حتی دیگرانو غیرمستقیم به این کار تشویق کنم.زمان نماز و ارکان نماز در قران اومده و در احادیث هم به صورت کامل به ما رسیده.نماز خوندن و وضو گرفتن انقدر فلسفه روانشناسی و متافیزیکی داره که اگه مطالعه کنید عاشق نماز و وضو میشین.امیدوارم نظر من ثبت کنید امیدوارم پاکش نکنین.ما بنده خداییم و فرمانبردار.خدا مصلحت بندشو بهتر میدونه.نماز واجب هست و باید انجام بشه و هیچ توجیهی برای عدم انجامش قابل قبول نیست.موفق باشید

استاد

باسلام در احادیث داریم که عبادت برای دخول به بهشت سوداگری و معامله هست و این درست نیست. لطفا شرحی دراین باره بدهید. چون بیشتر ما بخاطر بهشت و نرفتن به جهنم نمازمی خوانیم و روزه می گیریم. ممنون

رسول

امام علی علیه السلام عبادت را به سه سنخ تقسیم می کند: عبادت ناشی از ترس، عبادت ناشی از کسب، و عبادت ناشی از میل به سپاس.

نزدیک به این مضمون از دیگر امامان؛ چون امام حسین علیه السلام، امام باقر علیه السلام و امام صادق علیه السلام نیز روایت شده است.

براساس سخنان امام علی علیه السلام، عبادتی که از روی ترس(بردگان) و کسب(بازرگان) باشد نگاه ابزارگرایانه به دین است. این دو گروه، عبادت را، ابزاری برای رسیدن به اهداف دیگر خود می گیرند. روی آوردن بردگان به عبادت برای دوری از دوزخ است و روی آوردن بازرگانان به دین برای نزدیکی به بهشت. این دو نوع این عبادت، نوعی دین داری فایده نگری است؛ زیرا با اهدافی فایده نگرانه و ابزاری (اگر چه آن جهانی) به دین و عبادت روی می کنند. اما آزادگان نه از روی ترس و نه از روی میل به کسب چیزی، به سمت خداوند می روند. هدف آن ها تقدس و سپاس از خداست. برای این گروه عبادت یک فعالیت خود مختار است؛ نه ابزاری برای اهدافی دیگر.

مشکات

عموما عبادت ها از سوی مردم با یکی از این سه انگیزه انجام می شود:

۱. گروهی از مردم عبادتشان برای این است که نافرمانی دستورات خدا نکنند؛ تا به جنهم نروند؛ یعنی اگر از تکالیف سر پیچی کنند؛ واجبات را انجام ندهند و محرمات را انجام دهند؛ به جهنم می روند. پس برای این که به جهنم نروند؛ خدا را عبادت می کنند.

۲. گروهی دیگر بالاتر از این هستند؛ خدا را برای رفتن به بهشت و استفاده از نعمت های بهشتی عبادت می کنند.

۳. گروهی که خدا را فقط برای خودش که شایسته عبادت است؛ عبادت می کنند؛ یعنی نه از روی ترس از جهنم، و نه به خاطر طمع بهشت، بلکه خدا را آن گونه شناخته اند که شایسته عبادت است. و عبادت پیامبران، امامان و اولیای الاهی این گونه است.

بدون تشبیه، فردی به پدرش احترام می گذارد به امید رسیدن ارثیه بیشتر به او، دیگری به پدر احترام می گذارد از ترس محرون نشدن از ارث و سومی به پدر احترام می گذارد به اعتبار این که پدر شایسته احترام است و حق زیادی بر گردن فرزند دارد. سومین نوع برخورد با پدر، بهترین و کاملترین برخوردهاست.

هستی و تمام امکانات انسان از خداست. آیا چنین خالقی، لایق عبادت و سپاس گذاری نیست؟! اگر خدا را بخاطر ترس از جهنم و یا رفتن به بهشت بپرستیم؛ در اصل، منافع خودمان را لحاظ کرده ایم. گرچه این نوع عبادت هم مورد عنایت و مقبول شرع است؛ ولی بهترین نوع عبادت این است که عبادت به انگیزه های شخصی نباشد. چون خداوند لایق عبادت است، پرستش شود.

سکینه

حضرت امام حسین (علیه السلام) می‌فرمایند:

گروهی خدا را از روی میل به بهشت عبادت می‌کنند، که این عبادت تجارت‌‏کنندگان است و گروهی خدا را از ترس دوزخ می‌‏پرستند و این عبادت بردگان است و گروهی خدا را به سبب شایستگی و کمال می‌‏پرستند و این عبادت آزادگان است که برترین عبادت است.

fa فارسی
X