۵ آبان

موضوعیت یا طریقیت عبادت

سؤال: آیا عبادت حق تعالی،‌ موضوعیت دارد یا طریقیت؟

طرح سؤال: این پرسش اساسی، همیشه در اعماق ذهن جویندگان کمال و سعادت هست که چه چیزی، هدف اصلی از عبادت و پیمودن راه کمال بوده و چه چیزهایی، فرعی می‌باشد. یعنی هدف اصلی از تکامل (سیر و سلوک) چیست؟ و در مقابل، چه چیزهایی، به عنوان وسیله و طریقه، مورد توجه قرار می‌گیرد و هدف فرعی محسوب ‌می‌شود؟ به بیان دیگر، چه چیزی را هدف اصلی از پیگیری برنامه‌ی تربیتی و سیر تکاملی خود قرار دهیم و چه چیزهایی را به حاشیه برانیم و به عنوان وسیله و راه رسیدن به آن هدف اصلی، بشناسیم؟

جواب: نخست باید به تعریف دو کلمه‌ی «موضوعیت» و «طریقیت» بپردازیم. «موضوعیت» به معنی مقصود اصلی بودن است. «طریقیت» به معنی راه رسیدن به مقصود اصلی است. مثلاً در جمله‌ی «از تهران با قطار به مشهد رفتم»، رسیدن به «مشهد»، موضوعیت دارد، ولی «قطار» طریقیت دارد. یعنی هدف اصلی از سفر، رسیدن به «مشهد» است ولی چنان اتفاق افتاد که با «قطار» بروم، پس اگر با «اتوبوس» یا «هواپیما» هم همین نتیجه حاصل می‌شد، فرقی نداشت و باز هم به هدف اصلی که رسیدن به «مشهد» است، می‌رسیدم.
گاهی موضوع و هدف، «رسیدن به جایی» است، مانند مثال فوق که در آن، رسیدن به مشهد، موضوعیت دارد، با هر وسیله‌ای که باشد، از هر مسیری که باشد.
گاهی «خارج شدن از جایی» هدف است و موضوعیت دارد، مثل «فرار از زندان» با هر وسیله‌ای که باشد، از هر مسیری که باشد. در اینجا، مهم نیست که زندانی، به خانه‌اش برود یا به شهر دیگر، فقط مهم است که از زندان، فرار کند.
گاهی «خارج شدن از جای مشخص و رسیدن به جای مشخص دیگر» موضوعیت دارد؛ مثل دوندگان مسابقات که باید از نقطه‌ی شروع، حرکت کرده و در نقطه‌ی پایان، دویدنشان را تمام کنند. در این مثال، اگر کسی از غیر نقطه‌ی شروع،‌ وارد مسابقه شود، قبول نیست و اگر از نقطه‌ی شروع،‌ حرکت کند ولی در غیر نقطه‌ی پایان، به دویدنش خاتمه بدهد، باز هم قبول نیست.
اکنون با توجه به این تعریف، می‌گوییم: تمام مفاهیم عالیه‌ی دینی، مانند توحید، نبوت، امامت، ولایت، معاد، غدیر، عاشورا، مهدویت، انتظار و همه و همه، فقط و فقط، برای رها شدن ما از عذاب‌ها و رنج‌های بی‌پایان اخروی، و همچنین رسیدن ما به لذت‌های بی‌پایان اخروی در درجات عالیه‌ی بهشت است.
پس در یک کلام، خدا، پیامبر، امام، وحی، فرشتگان و هر آنچه در عالم هستی است، مقدمه‌ی رهیدن انسان‌ها از ناراحتی و ناخوشی ابدی در جهنم سوزان و رسیدن انسان‌ها به راحتی و خوشی ابدی در بهشت برین است. با این حساب، همه‌چیز، طریقیت دارد برای کامجویی ما، و آنچه موضوع اصلی است و موضعیت تامّه دارد، «رها شدن از ناکامی» و «رسیدن به کامروایی و لذت‌های عالیه» است.
البته بهترین راه برای رهیدن از بدترین عذاب‌های عالم هستی و جهان آفرینش و رسیدن به برترین لذت‌های عالم هستی و جهان آفرینش، اصلاح دیدگاه‌ها بر طبق قواعد نظری و اصلاح اعمال بر طبق قوانین عملی منهاج فردوسیان است.

موفق باشید
حاج فردوسی

کلمات کلیدی: , , , ,

دیدگاه ها


  • ضمن سلام و عرض خسته نباشید خدمت تمام دست اندر کاران این وب سایت وه همچنین جناب حاج فردوسی بزرگوار. خواستم بگویم که امروزه متاسفانه طریقت های رسیدن ما به کامجویی تغییر یافته است اما یعنی چه؟ یعنی آنکه تعریف بعضی ها از کامجویی مطابق با مادیات شده است و کامجویی را نوعی مادیات می دانند که در این دنیا به آنها می رسد و در واقع به آخرت هم اعتقادی ندارند و از آن جا که رسیدن به ثمرات دنیوی می تواند از راه های منفی هم صورت بگیرد پس مسیر و طریقت رسیدن به کامجویی می تواند برای آنها به عنوان یک راه که سرشار از فساد و نا امنی معنوی است تعبیر بشود از همین سو می بایست که علما مانند رهبر معنویمان حضرت حاج فردوسی عمل کنند و چه در فضای اینترنت و چه در فضای عادی و معمولی نسبت به ارشاد و یاداوری مسائل دینی به جوانان و مردم بکوشند. شاد و موفق باشید

    0
  • سلام با سخن شما موافقم متاسفانه امروزه معنای کلی لذت و شادی برای انسان های بسیاریت غییر کرده است خیلی از افراد باز هم می گویم که متاسفانه، متاسفانه و متاسفانه معنای لذت بیشتر لذت شهوت برایش شده است و آدمی زمانی که غطه ور می شود در شهوت دیگر مسیر اصلی زندگیش را از دست خواهد داد. البته که شهوت به طریقت به خداوند ارتباط کمی دارد اما یک مانع بزرگ بر سر راه رسیدن به خداوند است اگر به درستی معنا نشود. و واقعا مشکل جوانان امروزی ما اگر نگویم صد در صد ولی نود درصد همین است و اگر در میان جامعه راه برویم و وضعیت جوانان را ببینیم به این مسئله پی خواهیم برد و از انجا که خود من هم جوانی هستم که می خواهد خدایش را بهتر بشناسد موانعی از این قبیل و دام هایی که شیطان از همین طریق برای من و هم سن و سالانم پهن می کند بسیار است

    0
  • سلام جناب احمدی بله درست می فرمایید شهوت یکی از بزرگترین موانع می باشد اما منظور من مجموعه ای از این کار ها بود که شهوت هم جزء زیر گروه وزیر مجموعه ی آنها قرار می گیرد. کسی که به آخرت اعتقادی ندارد می گوید بگذار در این دنیا واقعا از زندگی لذت ببرم. خب خداوند هم از بنده اش می خواهد که از زندگی نهایت لذت را ببرد اما تعریفی که بسیاری از جوانان از لذت دارند بسیار محدود و بسیار نادرست است. حسی نامش لذت است که دائمی باشد آن لذت نه آنکه گذرا به عنوان مثال شهوت تا اندازه ای خوب است اما از حد که بگذرد نه تنها لذتی به انسان نمی دهد بلکه او را در گناه به قول شما غطه ور می کند و دیگر درصد برگشت انسان به مسیر اصلی را خیلی کم خواهد کرد. برایتان توفیق رسیدن به خواسته هایتان و به خصوص پیدا کردن طریقت تان به سوی خدواند را خواستارم. شاد و موفق باشید

    0
  • سلام این که لذت ها تعریف دیگری برای جوانان پیدا کرده اند را کاملا موافقم متاسفانه به همینگونه است و نمی توان منکر آن شد و اگر کسی در جامعه ی اکنون برود و کمی بچرخد و با جوانان به صورت دوستان صحبت کند خواهد فهمید که واقعا این مسئله بسیار در وجود جوانان رخنه پیدا کرده است. اما باید جلوی ان را گرفت که همانطور که گفتید اشخاصی مانند رهبر معنوی‌مان حضرت حاج فردوسی (دام ظله) می توانند در این مسیر واقعا کوشا باشند و تاثیر خوبی را به جای بگذارند چرا که هم علمش را دارند و هم اینکه اگر بخواهند می توانند که جوانان را درک کنند و مبنی بر تجربه ای که در این زمینه در طی سالیان سال کسب علم ومعرفت به دست آورده اند بهتر می توانند درک کنند که در ذهن جوان چه می گذرد و او چگونه می تواند به مسیر درست هدایت شود.

    0
  • سلام ما از همه چیز می توانم برای کامجویی خودمان استفاده کنیم حتی اتفاقاتی که به ظاهر بد و منفی هستند. بله من این موضوع را ذکر می کنم چون دلالی برای آن دارم که در ادامه ذکر خواهم کرد. اتفاقاتی که در زندگی ما می افتند نه بد هستند و نه خوب بلکه تعبیری که ما از انها داریم آنها را در دو دسته ی خوب و بعد قرار می دهد و اتفاقاتی که به ظاهر منفی هستند هم ما نامشان را اتفاق منفی یا مشکل گذاشته ایم در صورتی که یک چالش هستند که ما را رشد بدهند و باعث پیشرفت ما بشوند. پس از این نکته که بگذریم در می یابیم که حتی همین مشکلاتی که وارد زندگی ما می شوند که البته همانطور که گفتم ما نامشان را مشکل می گذاریم در غیر اینصورت مشکل نیستند می توانند به عنوان یک پله برای رسیدن به موفقیت هم برای ما باشند. این هم به نوعی طریقت می تواند باشد

    0
  • با سلام و خدا قوت خواستم در تایید نظر شما بگویم که بله واقعا به همین گونه است و ما خیلی از اتفاقاتی که در زندگیمان رخ می دهد در واقع نه منفی هستند و نه مثبت بلکه برداشت ما از انها مهم است ممکن است یک اتفاق برای کسی رخ بدهد که آن شخص از ان برداشت مثبتی کند و بگوید که چه خوب آن اتفاق برایم افتاد و کسی همین اتفاق برایش رخ دهد و بگوید که دیگر زندگیم نابود شد و نمی توانم به زندگیم ادامه بدهم. این تفاوت دیدگاه دو شخص را نشان می دهد که او نسبت به این مسئله چه دیدگاهی داشته است و این شخص نسبت به مسئله چه برداشتی داشته. بر این نکته می بایست توجه کنیم که ما اگر می خواهیم طریقتی به سوی خدوادن یافت کنیم باید بیشترین برداشتی که از اتفاقات زندگی داریم مثبت باشد تا منفی.

    0
  • سلام خدمت خانم اکبری بزرگوار بله باید به نکات مثبت زندگی واتفاقات زندگی توجه کرد خداوند ذاتش خوبی است پس نمی توان که از راه بدی و راه بد به او دست یافت. باید بدانیم که اگر می خواهیم بهترین طریقت به سوی خدواند را بشناسیم باید بدانیم که در کدماین طریقت احساس بهتری داریم، حس و حال خوبی داریم ودر تعریف کلی در کدام راه بهتر احساس آرامش می کنیم و واقعا این حس به ما دست می دهد که به خدواند دست می یابیم. خداوند برای رسیدن ما به خواسته هایمان بی نهایت راه قرار داده است که از هر کدام که بخواهیم می توانیم به خواسته هایمان برسیم پس همینگونه اگر خواسته ی ما رسیدن به خداوند و کامجویی و رهایی از آتش جهنم و رسیدن به بهشت باشد خداوند راه های آسان زیادی قرار داده است فقط باید چشم دل را باز کنیم و ببینیم

    0
  • سلام سرکار خانم منفرد عزیز خواستم بگویم که خیلی از ما اتفاقاتی که برایمان رخ می دهد سعی نمی کنیم که واقعا نکات مثبت آن را ببینیم و ببینیم که چه خیریتی برای ما در آن گنجانده شده است و دلیل این است که آموزش ندیده ایم که نکات مثبت را ببینیم و همیشه توجه ذهن انسان بر روی نیمه ی خالی لیوان است اگر انسان بر روی خودش کار نکند. به نظر من اگر انسان یک آموزگار خوب و عالی مانند رهبر معنوی‌مان حضرت حاج فردوسی (دام ظله) داشته باشد می تواند از او به عنوان مشعال راه خودش به خداوند استفاده کند و این آموزگار چون علمش را دارد به او خواهد آموخت که چونه نکات مثبت و زیبای زندگی را ببینید وطریقتش را به سوی خداوند یافت نماید.

    0
  • نزدیک‌ترین راه برای رسیدن به سعادت و کمال، همانا عمل کردن (خیلی روی عمل کردن تأکید می‌شود)‌ فقط عمل کردن به دستورات واضح و آشکار رسول معظم و ائمه‌ی طاهرین (علیهم‌السلام) است.

    0
  • سلام و عرض خدا قوت خواستم بگویم کهمن با حرف شما زیاد موافق نیستم و دلیل بنده این است که می گویم ابتدا دستورات خداوند و سپس دستورات پیامبر و ائمه اطهار. چرا که دستوراتی که ائمه هم می دادند از دستورات خداوند نشات می گیرد پس نباید این دو را جدا از یک دیگر بدانیم و بگوییم که فقط پیروی از دستورات ائمه و پیامبر. به این نکته خواستم توجه فرمایید چرا که شما از واژه فقط استفاده کردید که این به نظرم تا حدود شبهه بر انگیز است که اگر فقط پیروی از دستورات ائمه ملاک است پس چرا خدواند قران را آفرید اگر می خواست که ما فقط توسط دستورات میاپبر و ائمه پیش برویم که دیگر قرآن در این بین جایی نداشت. برایتان آرزوی موفقیت در تک تک لحظات زندگیتان را می نمایم پیروز و موفق باشید

    0
  • با سلام خدمت جناب شایسته ی عزیز بله درست می فرمایید از واژه ی فقط نباید استفاده کرد و همچنین که گفتید اگر عمل به دستورات پیامبر ملاک اصلی بود پس جایگاه قران کجاست هم کاملا موافقم چرا که دستورات پیامبر و ائمه درست است که بسیار خوب و عالی هستند اما این امکان هم وجود دارد که طی سالیان تحریف شده باشند یا عوض شده باشند اما در قران این اتفاق ممکن نیست و خود قرآن هم به دشمنان تاکید کرده است که اگر می توانید بیاورید آیه ای به مانند آیات قرآن. پس این امر را می بایست که دانست که ما باید به دنبال منابعی باشیم که کمترین اشتباه رخ داده است در آن که ویژگی های منابع خوب و معتبر را جناب حاج فردوسی در یک مقاله جداگانه که جدیدا منتشر شده است عنوان کرده اند.

    0
  • سلام می کنم خدمت جناب حاج فردوسی بزرگوار. مطالبی که ارائه دادید بسیار خوب و مثمر ثمر می باشد و بسیار باعث می شود که اگر شخص واقعا بخواهد که تغییر کند تغییر در او صورت بپذیرد. اینکه فرمودید وحی، خدا، پیامبر و … همه و همه برای رهاییدن انسان از ناراحتی و رسیدن او به بهشت آمده اند سخن زیبایی بود که در من تاثیر گذاشت و امیدوارم که برای دیگران هم همان تاثیر خوبی که باید بگذارد را گذاشته باشد. از شما متشکرم که با بیان این مطالب سعی میکنید دنیای زیبایی را خلق کنید هم برای خود و هم برای دیگران و مطمئن باشید که این کار شما اجری عظیم نزد پروردگارتان دارد واگر این کار از خلوص نیت و ته دل انجام شود قطعا خداوند جایگاهی ویژه در بهشت ابدی اشبرای شما آماده خواهد کرد. موفق باشید

    0
  • اگرانسان در زندگی اش هدفی نداشته باشد درزندگی دچارسردر گمی میشود
    هدف مانند یک چراغ روشن در مقابل چشمان انسان است وراه درست را نشانش میدهد
    ادم بی هدف مانند کلاف پیچ خورده است که مدام به دور خود میچرخد و از زندگی چیزی نمی فهمد
    هدف باعث میشود که به کمال وسعادت برسی ومستلزم رسیدن به ان ایمان است
    وقتی هدفی داری میدانی چکار میخواهی انجام بدهی وبرای رسیدن به ان تلاش میکنی.

    0
  • با سلام چه زیبا در مورد هدف صحبت کردید و بله به همین شکل می باشد و هدف اصلی همه ی ما انسان ها می بایست رسیدن ب هخداوند و افزایش کمال او باشد اگر می خواهیم که در این جهان و آن دنیا سعادتمند شویم رازش در این است که خداوند را باور کنیم و توانایی های خود را هر چه که هست بپذیریم وسعی کنیم در راستای رسیدن به خداوند از ان استفاده کنیم و اگر توانایی کمی داریم این نیست که خدواند خواسته اینگونه باشیم بلکه می توانیم آن را ارتقاء ببخشیم در هر زمینه هم ممکن است این موضوع صدق نماید. به صورت کلی داشتن ایمان به خداوند و تلاش برای کسب رضای او می تواند انسان و آدمی را دگرگون کند و از او شخصی نیرومند و توانمند بسازد. برایتان آرزوی پیرزوی و موفقیت می کنم و امیدوارم در هر جای این جهان که هستید به هر آنچه که از خدواند می خواهید دست پیدا نمایید

    0
  • کسی که از خود غافل شود، شیطان از او غافل نیست. پس انسان باید حسابگر خویش باشد و از سرمایه خود به خوبی بهره گیرد. ولی چجوری حسابگر خودمان باشیم؟؟؟

    0
  • با عرض سلام و خدا قوت خدمت همه ی بزرگواران و به خصوص جناب حاج فردوسی عزیز و دوستی که این کامنت را درج کرده اند. خواستم بگویم که شما پاسخ خودتان را در درون همین متن تان داده اید در ابتدا پرسیده اید که حسابگر خود باشد در انتها می پرسید چگونه حسابگر خود باشد و در این جا یک نکته ی طلایی را به کار برده اید یعنی از سرمایه ی خود به خوبی بهره ببرد. شخصی که از هر چیزی و هر نعمتی که خدواند در اختیارش گزاشته به خوبی استفاده کند وسپاس گذار داشته هایش باشد به خوبی می تواند بر داشته هایش حسابرسی کند و قطعا یکی از این داشته ها عقل سالم و بدن سالم است که توسط همین عقل می تواند اعمال خوب و بدش را طبقه بندی کند اما حساسیت بی مورد هم نباید داشت چرا که انسان ممکن الخطا می باشد و ممکن است که خطایی از او سر بزند.

    0
  • چگونه سپاه شیطان را به دل راه ندهیم؟؟ کدام ذکر خدا موجب رهایی از گناه است

    0
  • امام صادق (ع) می‌فرماید: ذکر خدا، تنها گفتن «سبحان ‌الله والحمدلله ولا اله الا الله والله اکبر» نیست، بلکه ذکر خدا به این است که ‌هرگاه به چیزی فرمان دهد، پیروی کنی و از چیزی نهی کند ترکش کنی.

    0
  • سلام پاسخ شما در دل همین مقاله نهفته است اگر کمی فکر کنید و بیندیشید در مورد ان متوجه آن خواهید شد. جناب حاج فردوسی فرمودند که همه ی مواردی که نام برده شد به نوعی طریقت هستند و همه چیز به نوعی طریقت گفته می شود پس به نظر من نباید به دنبال این بود که کدام ذکر خدواند موجب آن می شود که شیطان به دل راه پیدا نکند و مورد دیگر اینکه شیطان دشمن قسم خورده ی انسان است که مانند خون در انسان جریان داشته باشد اما در مقابل این خداوند گفته است که از رگ گردنبه ما نزدیک تر می باشد پس این نکته را فراموش نکنید که ما هر کدام را می توانیم برگزینیم و در هر دو مانعی سر را ما نیست پس به جای رهایی از شیطان اگر به فکر نزدیکی به خداون باشیم این مورد خود به خود برطرف خواهد شد

    0
  • ضمن سلام و خدا قوت خدمت جناب احمدیه ی عزیز خواستم بگویم که نظر شما همان چیزی بود که من قصد داشتم آن را بیان کنم فقط مواردی می ماند که اضافه بر گفته ی شما آنها را خواهم گفت امیدوارم که هم برای دوست بزرگوارمان و هم برای دیگران مثمر ثمر واقع شود. ببنید همانطور که گفتید شیطان همواره در پی آن است که برای انسان دام های پهن کند اما انسان چیزی را در اختیار دارد که دیگر موجودات ندارند و آن قدرت تفکر و تعقل می باشد. اما چیز دیگری هم انسان دارد به نام احساس که به دو دسته تقسیم می شود: خوب و بد. همان اوایل انسان از کاری که می خواهد انجام دهد حسش را دریافت میکند به عنوان مثال می خواهد وارد یک گروه خطرناک بشود همان اول یک حسی به او می گوید که این اشتباه است اگر انسان به همین حس توجه کند بسیار می تواند دام های شیطان را از بین ببرد

    0
  • راه رهایی از فحشاء و زنا چیست و چگونه می توان توبه کرد؟؟

    0
  • برای تحقق این موضوع، ابتدا باید فکر گناه را از سر بیرون برد

    0
  • هرگاه فکر گناه بر کسی هجوم برد، نباید آن را انجام دهد، بلکه با پناه بردن به خدا و توکل بر او از دام شیطان رهایی یابد، امام صادق (ع) فرمود: کسی که به فکر گناه افتاد، انجام ندهد؛ زیرا چه بسا بنده‌ای در حضور خدا مرتکب گناهی می‌شود و خدای بزرگ می‌فرماید: به عزت و جلالم قسم، از این پس تو را نمی‌آمرزم.

    0
  • سلام خدمت دوست بزرگوارم اول آنکه بدانید که نیاز جنسی یکی از نیاز های مهم انسان است و نادیده گرفتن آن باعث می شود که شخص ممکن باشد بسیار در گناه فرو برود پس برای جلوگیری از این امر ازدواج می تواند عامل مفیدی باشد. البته باید دیگر جوانب را در نظر گرفت که آیا او می تواند از پس زندگی مشترک بر بیاید یا خیر و صرفا فقثط برای برطرف کردن این حس ازدواج نکند. عامل دیگر این است که اگر انسان بر روی رابطه اش با خدای خود کار کند و به نوعی که با خدواندگارش بهتر می تواند ارتباط برقرار کند، ارتباط برقرار نماید دیگر عوامل فریبنده و زیبای دنیوی او را در خود حبس نخواهند کرد و او انسان آزاده ای خواهد شد که جهان را با دید بزرگتری خواهد نگریست

    0
  • سلام میکنم به خانم زنگه عزیز دیدگاه زیبایی نوشتید و بسیار به من کمک کرد از شما برای راهنمایی تان به دوست عزیزمان متشکرم و از خداوند می خواهم که همیشه بهترین ها را در سر راهتان قرار دهد دیدگاه های دیگر دوستان در پاسخ به این سئوال کمی مبهم بود که از انها تقاضا می کنم که اگر کامنت مرا خواندند اگر فرصت و امکانش را داشتند کمی بیشتر در مورد این مسئله توضیح بدهند

    0
  • ضمن عذر خواهی من در پاسخ به خانم موسوی کامنت را درج کردم اما با یکی دیگر از دوستان اشتباهشان گرفتم

    0
  • سلام به حاج فردوسی عزیز من کوچکتر از اونم که بخام توصیه ای بکنم اما لازم دونستم بگم که قبل از هر چیز این مطلب باید بررسی گردد که فرد آلودۀ به گناه در چه مرحله ای قرار دارد، تا بر آن اساس تصمیم مناسب اتخاذ شود و بشود اورا نجات داذ

    0
  • سلام خدمت شما دوست بزرگوارم قطعا هم به همینگونه می باشد شخصی که آلوده به گناه می باشد را اول باید دید در چه سطحی از گناه قرار دارد سپس برای او راه حلی ارائه داد به عنوان مثال ممکن است که شخصی گناهش تخم مرغ دزدی باشد خب این شخص قطعا زمان کمتری می برد تا از گناه مبرا شود تا کسی که شتر دزد است. کسی که شتر دزد بوده سال ها دزدی می کرده، به آن مشغول بوده و زمان بیشتریم ی برد تا این شخص بخواهد از گناهان خود توبه نماید که کسی که به درجه بالایی از یک گناه می رسد معوملا خیلی کم پیش می آید توبه کند چرا که آنقدر آن گناه چشمان او را پر کرده که دیگر اجازه نمی دهد حقیقت را ببینید اما اگر هم بخواهد توبه کن او در زمان کوتاهی ان گناه در وجودش شکل نگرفته که بخواهد در زمان کوتاهی از بین برود و باید کمی صبور باشد و سعی کند که آن گناه را در وجود خود از بین ببرد.پیروز باشید

    0
  • سلام به نکته ی خوبی اشاره کردید و باید گفت که ذقیقا به همینگونه هم هست جناب آقای مرادی هم توضیحات تکمیلی تری را ارائه دادند که اکنون من می خواهم کمی بیشتر در مورد آن صحبت کنم. شخصی که گناهی را مرتکب می شود از نظر ما گناه انجام داده است اما از نظر خودش کاری کاملا درست است و دلیلی نمی بیند که نخواهد آن کار را انجام بدهد به عنوان مثال آزاد جنسی و زنا برای برخی افراد بسیار امری ساده تلقی می شود اما از نگاه شخصی مذهبی به این گونه نیست حال شخص مذهبی هر چه می خواهد دلایل برای آن فرد ارائه دهد چون ذهنیت او متفاوت است این را نمی پذیرد پس برای آنکه شخصی بخواهد گناهش را ترک کند اول آنکه باید خود بخواهد در غیر اینصورت هیج کس نمی تواند کمکش کند و دوم آنکه برای کمک به او باید از راهی وارد شد که خود آن شخص قبولش دارد

    0
  • اگر به علم و حکمت و لطف خداوند در قانون گذاری و حرام و حلال کردن کارها و اشیاء توجه و اطمینان داشته باشیم در می یابیم که هر آنچه را خداوند بر ما حلال کرده قطعا خیر و صلاح و منفعت ما در آن است و هر آنچه را خداوند بر ما حرام کرده قطعا به ضرر ما بوده است

    0
  • سلام می کنم خدمت شما دوست بزرگوارم البته این مطلبی که عرض کردید احساس نمی کنم که مرتبط به این مقاله باشد اما باز هم نکات آموزشی بسیار زیبایی در ان به کار برده شد. بله قطعا خداوند چیزی را که ما نمی دانیم می داند. در جایی یک ویدیو دیدم که این عده ای خواسته بودند از کتاب خداوند یعنی قرآن ایراد بگیرند بر سر داستانی که مورچه ها بر سر راه حضرت سلیمان هستند و رئیس مورچه ها به آن ها می گوید که از سر راه کنار بروید که شکسته نشوید در صورتی که بدن مورچه به گفته آن ها شکسته نمی شود پس قران در اینجا اشتباه کرده است اما با بررسی و پژوهش بر روی بدن مورچه ها شخصی متوجه شد که بدن مورچه ها به مانند شیشه نیز می باشد و قران از این موضوع اینگونه سخن می گوید. خداوند اگر چیزی می گوید دلیلی کاملا منطقی بر پشت آن حرف می باشد که شاید ما نیاز باشد سال ها پژوهش و تحقیق کنیم که از ان سر در بیاوریم

    0
  • سلام چه داستان زیبایی بود و چه روایت جالبی را ذکر کردید و پاسخ دوستمان هم در همین حرف شما نهفته است که می فرمایید خداوند اگر حرفی می گوید پشت حرفش دلیلی منطقی نهفته است. متاسفانه خیلی از ما از این موضوع نا اگاه هستیم.

    0
  • مهم ترین منشأ گناه و نافرمانی خداوند غفلت و جهل انسان است. کاش حاج فردوسی کتابی هم در مورد جهل داشتن. اگر شیطان بتواند کسی را از مقام خود، عظمت، علم، حکمت و لطف خداوند، نعمت های بی شمار او، مضرات و عواقب گناه و… غافل کند، او را به آسانی به وادی گناه و نا فرمانی می کشاند که از جهل ناشی می‌شود.

    0
  • من هم با حرف های شما کاملا موافقم
    بهترین راه برای نجات از گناه از بین بردن جهل و غفلت است و باید در تلاش باشیم ریشه جهل رو بخشکانیم

    0
  • اگر ما همواره به عظمت خدا و نعمت های بی شماری که به ما و دیگر بندگانش بخشیده است توجه داشته باشیم در صدد شکر گزاری و جبران نعمت های او خواهیم بود نه به دنبال عصیان و سرکشى واین خود بهترین راه برای سعادت مندی است هرچند کتاب های شماهم به کرات از یاد خدا گفته است

    0
  • با سلام در مورد چه نکته ی مهمی اشاره کردید مبحث سپپاس گذاری که بسیار اهمیت دارد. بله با شکر گذاری انسان به هر آنچه که می خواهد می رسد. استادی در باب موفقیت دارم که سخن زیبایی می گویند ایشان اینگونه بیان می کنند که با سپاس گذاری کردن در واقع خداوند را ما در رودر بایستی قرار می دهیم و اینگونه خدواند نعماتش را بر ما ارزانی می دارد البته که ایشان به شوخی این مطلب را بیان کردند اما واقعا به همین شکل هم هست زمانی که ما از چیز هایی که خدواند به ما داده است سپاس گذاریم یکنیم در واقع داریم می گوییم که از چیزی که داریم رضایت داریم و از جایی که خدواند ما را در ان نهاده است لذت می بریم و این یعنی آنکه مطابق آن چه که خداوند خواسته است حرکت می کنیم در این جهان و به خواسته هایمان می رسیم و این همان هدف اصلی انسان می باشد یعنی لذت از زندگی

    0
  • با سلام سپاس گذاری کردن راهی است که می توان از طریق آنبه خواسته های بیشتری هم دست یافن در کتاب گفتگو با خدا نویسنده اینگونه می نویسد که اگر مدام برای دعای خود زاری کنیدو گریه کنید نباید انتظار ان را داشته باشید که خواسته شما به دستتان برسد چرا که احساس شما بد است و احساس بد چیز خوبی را وارد زندگی شما نمی کند در واقع زمانس که سپاس گذار انچه دارید هستید و آنچه که می خواهید به دستتان برسد برایش سپپاس گذاری می کنید در واقع به خداوند اعلام می دارید که برای چیزی که قرار است به شما برسد شکرگزار هستید واحساس خوبی هم دارید این موضع بسیار مهم است که شما چه احساسی دارید زمانی که چیزی را از خداوند می خواهید.

    0
  • سلام سپاس گذاری کردن واقعا به انسان کمک می کند که او به هر آنچه که در این جهان می خواهد دست پیپدا کند اما من در عجب هستم که چرا در دین ما و در کشور ما روزی به اسم سپاس گذاری وجود ندارد در صورتی که در امریکا این روز است و روزی به نام سپاس گذاری یا تنکس گیوینگ آنها دارند. چپه خوب که در تقویم ما نیز این روز گنجانده شود و این روز را مختص سپاس گذاری برای داشته هایمان بکنیم و البته که باید هر روز سپاس گذار خدواند بود اما اگر روزی در تقویم بیاید که مختص به همین کار باشد قطعا انسان قدر انچه را که دارد می داند و خیلی از چیزهایی که دارد وفراموش کرده که آن ها در اختیارش هستند واگر نبودند چه قدر زندگی اش با اختلال رو به رو می شد را به یاد می آورد و برای آنها شکر به جا خواهد آورد

    0
  • سلام در راستای سخنانی که دوستان بزرگوارم در کامنت شما درج کردند من هم می خواهم در مورد این موضوع کمی صحبت کنم و کتابی را معرفی کنم که واقعا در سپاس گذاری کردن به انسان می تواند کمک کند واگر کسی می گوید که چیزی ندارم که برایش سپاس گذار باشم انسان با خواندن این کتاب وانجام تمرین هایش خواهد شناخت مواردی را که می تواند برایشان سپاس گذار نیز باشد. کتاب معجزه ی سپاس گذاری از راندا برن یک تقویم بیست و پنج روزه دارد که هر روز می بایست تمرینی را انجام داده وبا این تمرین کم کم شما احساس سپاس گذاری را در خود به وجود خواهید آورد روزی برای پنج شخصی که در اطراف شما هستند روی برای ده چیزی که در اختیار دارید و همینطور برای موارد دیگر که خواندن این کتاب و انجام تمرین هایش را به تمامی شمات بزرگواران پیشنهادم ی دهم

    0
  • اگر انسان به ارزش و مقام والای خود در بین دیگر مخلوقات توجه کند و این که گناه این ارزش و مقام را از بین خواهد برد، حاضر نخواهد شد تا این ارزش بزرگ را برای لذت آنی و بی ارزش و زود گذر از دست بدهد.

    0
  • مطالبتون عالیه حاج فردوسی ما جوونا یکی مثل شما همیشه نیاز داریم تا راهو بهمون نشون بده و درست غلطو بتونیم تشخیص بدیم. خدا شمارو حفظ کنه و از فتنه ها و کسایی که میخان شما و طریقت شمارو زیر سوال ببره حفظ کنه ما دعا گوی شما همیشه هستیم برای ماهم دعا کنید.

    0
  • چه وب سایت خوبی و عالی دارید شما در مورد مسائل روز بحث می کنید و مسائلی رو به چالش می کشید که شاید هر کسی جرات بیانش رو نداشته باشه مثلا مقالاتی که در مورد پیاده روی اربعین منتشر کردید خیلی زیبا بود به خصوص کامنت هایی که در اون نوشته شدهبود به نظر من هر کسی که در بخش کامنت ها مشارکت کنه بیشتر از هر کسی به خودش کمک میکنه و بعد به دیگران چرا که باعث میشه بیشتر درگیر موضوع مقاله بشه و به همین جهت درک بیشتری هم خواهد داشت. پیروز و موفق باشید

    0
  • با سلام خدمت شما بزرگوران خواستم موضوعی را بیان کنم که به این مقاله زیاد مرتبط نیست البته که مقاله را خواندم و خیلی زیبا بود که در مورد طریقت و … صحبت کرده بودند اما می خواهم این موضوع را مطرح کنم که در چه زمانی با وب سایت حاج فردوسی عزیز آشنا شدم و چقدر به من کمک کرد. در زمانی که تا حدودی افسردگی گرفته بودم و ناراحت شده بودم و امیدی می توان گفت که نداشتم که با یک جستجو با وب سایت حاج فردوسی آشنا شدم داخلب آن آدم و مقالات را خواندم و در بخش کامنت ها مشارکت کردم اکنون حالم خیلی بهتر از گزشته است و این موضوع را تا حدودی مدیون این وب سایت هستم و به خصوص برای اینکه بخش کامنت ها را قرار داده اند و ما می توانیم در آن شراکت کنیم. موفق باشید

    0
  • سلام خدمت سرکار خانم افضلی عزیز به نظر من هیچ اشکالی ندارد که چند کامنت حال خارج از موضوع مقاله باشد چرا که هر کامنتی که در این وب سایت می آید به نظر من به نوعی می تواند به رسیدن ما به خداوند متعال کمک کند وباعث شود که طریقتی که جناب حاج فردوسی در این مقاله ذکر کردند که مهم نیست چگونه باشد با قطار یا هواپیما یا … بالاخره مهم این است که ما به خداوند برسیم را به شکل زیبایی بپیماییم و می تواند خود وب سایت حاج فردوسی نیز به عنوان یک طریقت شناخته شود. و این موضوع که ذکر کردید که چه تغییری در شما شکل گرفت مرا بسیار خرسند و خوشحال کرد و از این بابت به شما تبریک می گویم و می خواهم بگویم که هر کسی که در مسیر خدواند قرار گذاشت حالش بهتر خواهد شد.

    0
  • سلام خدمت حاج فردوسی عزیز من با خواندن این مقاله یک شبهه برایم ایجاد شد و آن این است که شما گفتید طریقت مهم نیست بلکه رسیدنب ه موضوعیت است که مهم است ما اگر با هواپیما یا قطار یا هر چیز دیگری که بخواهیم به مقصد برسیم مهم نیست مهم این است که آن ما را به مقصد برساند. با توجه به این تعریف که شما فرمودید من اینطور برداشت کردم که اگر حتی یک قسمت از انها هم عمل شوند طریقت رسیدن به خدواند انجام خواهد شد و مهم نیست که بقیه نیز انجام بشوند مانند همان فقطار یا هواپیما به عنوان مثال توحید مانند هواپیما عمل میکند اما ولایت مانند قطار من شخصا خود توحید را انتخاب میکنم و ولایت را انتخاب نمی کنم آیا با این حال باز هم ممکن است که به مقصد برسم؟

    0
  • سلام خدمت سرکار خانم بشیری عزیز هر کدام از این موارد که حاج فردوسی فرمودند به نظر من به نوعی به هر ارتباط دارند واز هم جدا نیستند به عنوان مثال شخصی که به امامت اعتقاد دارد ناخودآگاه به ولایت و عاشوراو مهدویت و سایر موارد هم اعتقاد خواهد داشت چرا که هر کدام از این ها را که بخواهیم به ریشه اش مراجعه کنیم متوجه خواهیم شد که از خدواند نشات می گیرد پس هر کدام را که ما انتخاب کنیم ناگریز خواهیم بود که ما بقی را هم انتخاب نماییم و هر کدام از این ها به عنوان یک رشته به هم ارتباط دارند و جدای از هم نیستند. برداشت من باز به این شکل بود و نظر دیگر دوستان را هم که قبلا کامنت گذاشته اند در این زمینه می تواند به شما کمک نماید

    0
  • با سلام خدمت شما و دیگران بزرگوارانی که در این وب سایت فعال هستند و با نظرات خود باعث می شوند که ما دید بهتری نسبت به زندگی و خداوند پپیدا نماییم. خواستم بگویم که اگر کسی به امامت و به عنوان مثال معال ایمان داشت اما به توحید و چیز دیگری اعتقاد نداشت باز هم طریقت دین را می تواند بپیماید و این طریقت او را به خداوند می رساند؟ این برای من کمی شبهه به وجود آورد و باعث شد که کمی به فکر فرو بروم و فکر کنم در مورد این مسئله که آیا این امکان پذیر است به عنوان مثال من به حضرت مسیح ایمان دارم اما (صرفات جهت توضیح سئوال خود می گویم) به یگانه بودن خداوند ایمان ندارم آیا باز هم باعث می شود که من این طریقت را بپیمایم؟

    0
  • سلام خدمت سرکار خانم ریحانه بزرگوار خواستم در همین ابتدا بگویم که ندانستن عیب نیست بلکه نپرسیدن است که عیب است و از شما متشکرم که جسارتش را داشتید و چنین سئوالی را مطرح کردید. خواستم خدمت شما بگویم که من فکر می کنم تمام این موارد مانند اعضای و قسمت های یک ماشین عمل میکنند. به عنوان مثال معاد، توحید، نبوت و .. هر کدام کار چرخ، فرمان و … ماشین را انجام می دهند و اگر یکی نباشد این ماشین نمی تواند حرکت کند و به راه بیفتد. پس تمام این ها می توان گفت برای رسیدن به خداوند الزامی هستند واگر نباشند ماشین ما به سوی خداوند حرکت نخواهد کرد و بلکه باعث می شود که حتی ما پسرفت نیز نماییم و از رسیدن به خداوند باز بمانیم.

    0
  • با سلام خدمت شما. خانم نظری عزیز بسیار کامل و زیبا این موضوع را توضیح دادید واز شما متشکرم که وقت گذاشتیدو این مسئله را برای من مطرح کردید. من عادت دارم که در یک مقاله را که می خوانم به جزئی ترین مسائل آن نیز بپردازم و آن ها را مطرح کنم و از دیگران نظر بخواهم که در ان مورد به من کمک کنند و با این توضیح زیبای شما باید بگویم که شبهات من تا حد خیلی زیادی برطرف شدند اما اگر جناب حاج فردوسی بزرگوار خود نیز به این مسئله پاسخ دهند از ایشان سپپاس گذار خواهم شد و می دانم که سئوال خیلی از افراد دیگر را هم پاسخ خواهند داد چرا که همانطور که گففتید سئوال پرسیدن عیب نیست بلکه ندانستن است که عیب است و برخی ممکن است ندانند و سئوال داشته باشند اما بنا به هر دلیلی نخواهند سئوال را مطرح کنند.

    0
  • با سلام قسمتی از جمله ی شما مرا خیلی به فکر فرو برد در انجا که می فرمایید “همه و همه، فقط و فقط، برای رها شدن ما از عذاب‌ها و رنج‌های بی‌پایان اخروی …” خیلی مرا به فکر فرو برد. و چیزی که فکر می کردم به آن این است که چرا فکر میکنیم در ان جهان عذاب انتظار ما را می کشد؟ خداوند منشا خوبی هاست و تا انجا که امکان دارد از عذاب دادن بنده اش فکر میکنم که می پرهیزد پس چرا ما فکر میکنیم که خدواند برای ما عذابی تدارک دیده است و منتظر مانده تا ما برویم به آن جهان و ما را عذاب بدهد. دیدگاه شما کاملا درست است و عذاب هایی هم وجود دارد اما همه ی اینها فکر میکنم برای رسیدن به خیر و خوبی نیز هستند تا رهایی از عذاب. پپیروز و موفق باشید

    0
  • با سلام خدمت شما جناب حاج فردوسی قسمت اول جمله را عذاب گفتند و قسمت دوم را رسیدن به درجات عالی بهشت که فکر میکنم همان خیر و خوبی باشد که شما فرمودید. نمی شود که همهی انسان ها در آن جهان به خیر و خوبی برسند چرا که در میان انسان ها تفاوت وجود داردو اگر یک خوبی وجود دارد یک انسان شرور هم ممکن است که وجود داشته باشد و اگر هر دوی آنها به یک اندازه از خیر برخوردار شوند باید در عدالت خداوند شک کرد به همین جهت لازم است که آن عذاب هم وجود داشته باشد اما از رویی دیگر صحبت ما صحیح است و ما نباید از خداوند ترس در دل خود ایجاد کنیم بلکه باید آن چنان ایمانی را در دل خود ایجاد کنیم که یچ کس و هیچ چیز نتواند مانع رسیدن ما به خیر و خوبی که خداوند برای ما می خواهد بشود. پیروز و شاد باشید

    0
  • با سلام از انجا که فرمودید هر چیزی طریقتی است که ما را به خداوند برساند و درجات عالی بهشت را برای ما مقدر کند کاملا موافقم و خواستم بگویم که ما نیز با انجام کارهای روزمره ای که فکر میکنیم زیاد مهم نیستند در واقع داریم در این طریقت قدم می گذاریم. مثال قطاری را که گفتید می خواهم بگویم که این قطار طریقت نام دارد واینکه چگونه هم در این طریقت باشیم مهم است به عنوان مثال ما سوار قطار می شویم آیا در بخش ویژه جای بهتری خواهیم داشت یا بخش معمولی؟ خب معلوم است که در بخش ویژه امکانات بیشتری برای ما قرار دارد پپس ما باید سعی کنید از طریقتی که انتخاب می کنیم که به خداوند برسیم در بهترین جایگاه آن نیز قرار بگیریم.

    0
  • امام صادق(ع) می‏فرماید: «رسول اکرم(ص) به امیر مؤمنان (ع) فرمود: سفارش هایی به تو می‏کنم، آنها را حفظ کن! سپس گفت: خدایا او را یاری فرما! آنگاه فرمود:« بر تو باد به نماز شب، بر تو باد به نماز شب، برتو باد به نماز شب!» در این حدیث رسول خدا (ص) بهترین و سودمندترین عمل را به بهترین انسان ‏سفارش کرده و سه بار نیز بر آن تأکید فرموده است. همچنین آن حضرت می‏فرماید: «شَرَفُ الرَّجُلِ قِیَامُهُ بِالَّلیْلِ وَ عِزُّهُ اسْتِغْنَائُهُ عَنِ النَّاس. یعنی شرف مرد به شب خیزی اوست و عزّتش در بی نیازی از مردم نهفته است. همچنین آن حضرت ، شب زنده داری را شرط ورود به جرگه پیروان خاص و شیعیان ‏ویژه دانسته، می‏فرماید: “لَیْسَ مِنَّا مَنْ لَمْ یُصَلِّ صَلاَهَ اللَّیْل”
    برای تاکید سخنان حاج فردوسی یکی از راه هایی که میتوانیم با ان به خداوند برسیم نماز شب است.

    0
  • عبادات شبانه آثار ارزشمند دیگری نیز برای پرستشگر و جامعه در پی دارد؛ همانطور که در قرآن مجید می‏خوانیم: «فَلاَتَعْلَمُ نَفْسٌ مَا اُخْفِیَ لَهُمْ مِنْ قُرَّهِ اَعْیُنٍ جَزَاءً بِمَا کَانوُا یَعْمَلوُنَ. یعنی هیچ کس نمی داند چه پاداش های مهمی – که مایه روشنی چشم هاست – برای آنها نهفته است و حضرت صادق(ع) در تفسیر این آیه می‏فرماید: «هیچ کار نیکویی نیست که بنده آن را به جای آورد جز آن که پاداشی در قرآن برایش بیان‏ شده مگر نماز شب که خداوند به سبب عظمت آن، ثوابش را بیان نکرده است.

    0
  • قرآن مجید، راز و نیاز شبانه را نشانه مؤمنان واقعی می‏داند و به توصیف حالت‏ عاشقانه آنان پرداخته، می‏فرماید: «تَتَجَافی جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضَاجِعِ یَدْعُونَ رَبَّهُمْ خَوْفاً وَ طَمَعاً وَ مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ یُنْفِقوُنَ. یعنی پهلوهایشان شبانه از بستر تهی می‏شود و با بیم و امید، پروردگارشان را می‏خوانند و از آنچه‏ روزی شان کرده‏ ایم می‏بخشند. 

    0
  •  از آیات و روایات اسلامی بر می‏آید که در میان عبادات مستحبّی، هیچ عبادتی به پای ‏شب زنده داری نمی‏رسد و عبادت شبانه نزدیکترین راه رسیدن به مقام قرب الهی است که این خود نوعی طریقت است

    0
  • سلام حاج فردوسی عزیز من کل مطلبتون رو خوندم ولی چیز زیادی دستگیرم نشد و منظورتون از طرح این مطلب رو نفهمیدم نمیدونم چی باید بگم ولی به گفته شما سعی میکنم این کتاب هارو مطالعه کنم

    0

دیدگاه شما

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.