۱۶ آبان

اعتماد به زندگینامه‌ی عرفا

سؤال: آیا می‌شود در زمینه‌ی کرامات، به کتاب‌هایی که راجع به بزرگان و عرفا نوشته شده، اعتماد کرد؟

جواب: این زندگینامه‌ها و کرامت‌نامه‌ها به دلایل مختلف، قابل اعتماد نیست. برخی از این دلایل عبارتند از:

۱. داشتن مُعارض: بعضی مواقع، حکایتی که در این گونه کتاب‌ها نقل شده و دلالت بر فضیلت صاحب آن دارد،‌ حکایت دیگری هم در جای دیگر داریم که دلالت بر عدم فضیلت صاحب آن دارد. بر اثر سال‌ها مطالعه در زندگینامه‌ی عرفا و صاحبان کرامت، نمونه‌های بسیاری در خاطر دارم که حکایتی، دلالت بر عظمت روحی یک نفر دارد؛ ولی حکایت دیگری نیز هست که دلالت بر پستی او می‌کند. اگر فرصت و فراغتی حاصل شود، در کنار هم آوردن این حکایات، به صورت عینی و واضح، این نکته را برایتان مستدل می‌سازد.

۲. محبت نویسنده: وقتی قلم در دست کسی باشد که به فردی ارادت قلبی دارد و در ضمیر ناخودآگاهش بزرگی و عزت برای آن شخص، نقش بسته است، چه بخواهد و چه نخواهد، حکایت و خاطره را به نحوی می‌نویسد که رگه‌هایی از اغراق در آن جریان داشته باشد. گاهی علاقه‌ی قلبی نویسنده به صاحب کرامت، تا جایی زیاد است که موجب کرامت‌تراشی می‌شود. در باره‌ی «دیده‌ی کرامت بین» در جایی دیگر با ذکر مثال، توضیح دادیم.

۳. تک سندی: تقریباً تمام کراماتی که دیده و شنیده‌اید، فقط از یک نفر نقل شده است و احتمال هر گونه تحریف عمدی و غیرعمدی در آن می‌رود.

۴. ضبط غیر دقیق: گاهی اوقات، کم یا زیاد شدن یک کلمه یا یک عدد،‌ معنی جمله را عوض می‌کند و معمولاً در زندگینامه‌ها به این نکته توجه نمی‌شود. کرامات زیادی هست که وقتی فقط یک عدد در آن تغییر کند، از عظمت و خیره‌کنندگی‌اش می‌افتد. مثلاً اگر در باره‌ی کسی بگویند: «در سراسر عمرش ۲۰ بار به حج و عمره رفت» امری عادی و پرتکرار است؛ ولی اگر یک صفر به آن بیفزایند و بگویند: «در سراسر عمرش ۲۰۰ بار به حج و عمره رفت» خیلی تعجب‌انگیز است و به حالت کرامت و فوق العادگی تبدیل می‌شود. بعضی وقت‌ها حذف ادامه‌ی جمله، آن را به کرامت تبدیل می‌کند مثلاً اگر درباره‌ی کسی بگویند: «فلانی شب‌ها فقط یک ساعت می‌خوابید و روزها جبران می‌کرد» هیچ کرامت و فوق العادگی‌ای در آن نیست؛ ولی اگر با حذف ادامه‌ی جمله بنویسند: «فلانی شب‌ها فقط یک ساعت می‌خوابید» چنین به ذهن خواننده القاء می‌شود که در شبانه‌روز، فقط یک ساعت می‌خوابید و این، خیلی عجیب و فوق العاده است و کرامت بزرگی محسوب می‌شود.

۵. غیر حرفه‌ای بودن: اکثر نویسنده‌های اینگونه آثار، غیر حرفه‌ای هستند و از اصول اولیه‌ی نویسندگی و ضبط تاریخی بی‌بهره یا کم‌بهره‌اند. معمولاً کتاب‌های کرامت، توسط فرزند یا نوه‌ی صاحب کرامت جمع‌آوری می‌شود که تبحّری در این امر ندارد و این ناواردی، لطماتی به متن کرامت می‌زند.

۶. بی‌تقوایی و خیانت: واقعیتی که نمی‌توان پنهان کرد، این است که برخی نویسندگان اینگونه کتاب‌ها، برای رونق بازار خود، با جعل کرامات و عجایب، مرتکب اسطوره‌سازی و افسانه‌پردازی و ارائه‌ی تحلیل‌های نادرست به خوانندگان می‌شوند تا در این آشفته بازار، تنوری گرم کرده و نانی برای خود بپزند.

نتیجه: در مجموع،‌ به کرامت‌ها و خوارق عادات، باید به چشم قصه نگاه کرد،‌ اگر نکته‌ی آموزنده‌ای مثل سختکوشی،‌ امانتداری و بردباری داشت، از آن استفاده نمود؛ ولی دلخوش به آن نشد. یکی از اشتباهات بسیار خطرناک، بنا کردن تحلیل‌ها بر این خواب‌ها و کرامت‌هاست. گاهی پیش آمده حکم واضح و روشن دینی در تعارض با خواب فلان عارف بوده و سالک احمق، به جای این که به سمت حکم واضح خداوند در قرآن و روایات معتبر برود، به سمت خواب و کرامت فلان عارف و صوفی رفته و آن را مبنای تفکر و اعتقاد و عمل خود، قرار داده است.

موفق باشید
حاج فردوسی

کلمات کلیدی: , , , , , , ,

دیدگاه ها


  • سلام خیلی خیلی متشکرم که مطالبی را بیان می کند که گاهی اوقات انسان را به فکر فرو می بردو و اقعا برخی این جرئت را ندارند که در مورد چنین مسائلی بخواهند حرف بزنند اما شما واضح و روشن منظور خود رام ی رسانید و چیزی که به آن رسیده اید را بیان می کنید بی آنکه بگویید بقیه دوست دارند یا خیر و دلایل خود را هم بیان می کنید خواه دیگران چند گیرند و خواه آن ها روی برگردانند و این نشان از حرمت نفس بی نظیر شما دارد که واقعا جای تحسین و تشیوق شما را برای ما باقی می گذارد. در هر صورت این بسیار شجاعت می خواهد که مسیری که همگان می پیمایند را خود فرد نپیماید(البته منظور من خلاف مسیر رفتن نیست) و دلیلش را هم ذکر کند واگر تمام مردم با او مخالفت کنند باز هم او چون دلالی معتبر دارد بر سر حرف خودش باقی می ماند.

    1+
  • با سلام به نظر من نباید یک کتاب یا هر چیز دیگری را با کتاب قرآن مقایسه کرد و در جایگاه قرآن دانست چرا که این کتاب به قلم کسی است که به دین اسلام اشراف می توان گفت کاملی داشته است و از خداوند وحی دریافت می کرده وبا جبرئیل در ارتباط بوده اما هر کتاب دیگری این مزیت ها را ندارد و فقط بر حسب دانشی که نویسنده دارد و همچنین الهاماتی که به او می شود کتاب نوشته می شود از همین جهت من فکر می کنم قران هر اندازه که کلی گوی باشد باز هم نسبت به موارد دیگر موثق تر و برتی دارد و نمی توان گفت که کتابی دیگر یا چیز دیگری نسبت به آن بهتر می باشد چرا که قران را نباید با چشم معمولی خواند بلکه می بایست آیات آن را با چشم دل خواند تا مفهومش را متوجه شد.

    2+
  • سلام می کنم به همه ی عزیزان این وب سایت خیلی خبو است و من آن را خیلی دوست دارم و می \سندم خیلی خوشحالم که قابلیت جدیدی در کامنت ها اضافه شدن که می توانیم کامنت ها را لایک کنیم چرا که من قبلا برای آنکه نسبت به یک کامنتی نظر مثبت داشتم و می خواستم این احساس مثبت در مورد کامنت را به نویسنده ی کامنت بگویم باید در \اسخ او چیزی می نوشتم اما اکنون که قبلیت \سندیدن به وجود آمده است راحت می توانم چیزی را که دوست دارم و به نظر خوب است را بپسندم و چیزی را که نسبت به آن احساسی ندارم را راحت از کنارش بگذرم و این واقعا خوب است و جای س\اس گذاری از شما بزرگوران را به وجود می آورد.

    0
  • در نقد کرامات باید مرزبندی بین عارفان و صوفی های دروغین با علما و مراجع بزرگ شیعه و مهمتر ائمه معصومین(ع) شود و در نتیجه گیری به این مورد اشاره نمود که یک دفعه خواننده مطلب و شنونده پاسخ به اشتباه کلهم کرامات را تکذیب و رد نکند و نگویدپس کرامات معصومین هم قصه است و دروغین

    اصلا چه بهتر به جای خواندن این کتابهای بی اعتبار کرامات معصومین را خواند

    1+
  • با سلام از وب سایت بسیار خوب تان متشکرم و از اینکه این مطلب خیلی خوب را منتشر کردید نهایت سپاس گذاری را از شما به جا می آورم. واقعیت این مطالب بسیار به درد نسل جوان می خورد که نه تنها در مورد زندگینامه ی علما بلکه هر چیز دیگری تحقیق کنند و ندیده و نشناخته یک موضوع را نپذینرو چقدر خوب شما این مسئله را توضیح می دهیدو راه را بر جوانان نشان می دهیم که از خداوند منان خواستارم مبنی بر همین کار خداگونه ی شما هر آنچه که در دنیا و آخرت می خواهید را خداوند نصیبتان گرداند و بهترین چیزها با بهترین کیفیت وارد زندگیتان شود و باشد که شما جزء یاران امام زمان علیه السلام قرار بگیرید. از رهبری معنویمان ککمال تشکر را دوباره به جا می آوریم. شادو پیروز باشید

    0
  • سلام در میان تعریف های شما نکته ای بود که ذهن مرا به خود مشغول کرد و این همان نکته ای بود که شما در میان جمله ی خودتان آوردید که جوانان خیلی از مسائل را چشم و گوش بسته می پذیرند بدون آنکه بخواهند در مورد آن تحقیقی به عمل بیاورند و وای بر رویزی که ان کار زشت و ناپسند به عنوان کار و امری شناخته شود که انسان های مد روز این کار را انجام می دهدو هر کسی که این کار را نکند یعنی از دایره ی انسان های به روز خارج است. در واقع دشمن خوب راه خود را شناخته و هر کاری که نمی تواند مستقیما از جوانان بخواهد که آن کار را انجام دهند در قالب کارهای مد روز و … آنها را بروز می دهند و چه خوب اشخاصی باشند مانند رهبر معنوی ما جناب حاج فردوسی محترم که جوانان را با علم خود به مسیر درست هدایت کنند.

    0
  • سلام بله همینطور است که می فرمایید و متاسفانه خیلی از جوانان امروزی مسیر خود را گم کرده اند چرا که ندیده و نشناخته خیلی چیز ها را می پذیرند که بر فرهنگ و اعتقادات آنها خیلی ساده وراحت ضربه می زند. پیشنهاد من به جوانان امروزی این است که به جای آنکه بخواهند در مورد مسائل حجو و بیهوده مطالعه کنند وقت خود را در چنین سایت های مخذبی و … بگذرانند تا بتوانند حداقل از دین خود کمی سر به در آورند و اگر این کار را نمی پسندند حداقل در مورد چیزهایی در سطح اینترنت جستجو کنند و مطالعه کنند که باعث رشد و پیشرفت آنها می شود نه آنکه آنها را از پیمودن مسیر راست و درست وا می دارد. موفق باشید

    0
  • سلام چه جالب بود نتیجه گیری که در اخر به عمل آوردید و چه احمق هایی هستند که واقعا منابع معتبر را رها می کنند و به چیزی که حتی منبع هم ندارد استناد می کند مانند همین حرف شما که به راحتی یک شخص به دورغ هم می تواند بگوید که فلان خواب را دیدم اما برخی این را مستند تر از آن می دانند که به عنوان مثال نقض حرف این شخص در نهج البلاغه یا فلان کتاب معتبر آمده است اما به جای انکه پی آن را بگیرند به حرف بی سر و ته این فرد گوش می دهند و این در همه ی جامعه ی ما به شکلی دارد نمود پیدا میک ند از شخصی که به حرف معلم خود نمی کند وبه دنبال دوست ناباب می رود یا شخصی که از خانواده دوری می کند و وارد مجالس غیر عرف می رود همه ی اینها به این اشاره دارند که افراد به جای آنکه پی چیزی که آخر و عاقبت دارد و خوشبختی دائمی برایش می آفریند را رها می سازد و پی چیز هایی را می گیرد که نه عاقبت دارد و نه نتیجه. موفق و پیروز باشید

    0
  • سلام حرف شما خیلی روی من تاثیر گزاشت و حرف رهبر معنوی مان جناب حاج فردوسی خیلی بیشتر از این به نظر من هم به همین گونه است انسان هایی واقعا لقب احمق رازنده ی آنهاست که منابع معتبر را رها می سازنند و پی چیزهایی را می گیرند که به عنوان خرافه می توان از ان یاد نمود و چه بسیار افرادی هستند که پی همین خرافات را می گیرند چرا چون رمز و راز بیشتری دارد چرا چون فکر می کنند که با رمز و راز به خداوند نزدیک تر می شوند در صورتی که نمی دانند مسیری که به خداوند می رسد آن قدر که ساده است از سادگیش اینها فکر می کنند که مسیر نادرستی است در صورتی که همان را مستقیم ما را به خداوند خواهد رسانید.

    0
  • جوانان در آن خرافه یا هر چیزی دیگر که نامش است زیبایی هایی را می بیند که در حقیقت ممکن است آنها هب چشمش نیایند پس برای انکه راه حقیقت را به او نشان دهیم مستلزم آن هستیم که حقیقت را به شکلی زیبا به او بیان کنیم که بتواند به مسیر درست قدم بگذارد اما متاسفانه خیلی از رهبران دینی یا کسانی که در مقام آموزگار نشسته اند آنقدر بد جواب جوان را می دهند که جوان نه برای انکه خودش دوست دارد تنها بر سر اینکه با این افراد ل کند مسیر نادرست را می پیماید که این واقعا خوب نیست و اگر کسی در مقام آموزگار نشسته است و با لحن بدی با مراجعه کننده صحبت می کند باید بداند که این علم او به هیچ نمی ارزد زمانی که یاد ندارد دل جوانی را هب دست بیاورد.

    0
  • این اوایل صحبت های من بود یعنی خطر اول صحبت های من که چون قبلا در جایی نوشته یود و سپس خط خواستم که به این جا بیاورم اشتباها کپی کردم و خط اول کچی نشد.::
    سلام خدمت آقا مظفر عزیز اینکه جوانان ما پی خرافات را می گریند می تواندلیلی دیگر به آن نسبت داد و آن هم این است که این

    0
  • سلام در مورد معارض می خواهم بگویم برای آنکه ما بتوانیم حقیقت را آشکار کنیم و واقعا آن چه که واقعا وجود داشته را فرا بگیریم بهتر ان است که تمام این حکایت ها را جمع آوری کنیم و شروع به مطالعه ی تک تک آنها نماییم تا در نهایت بتوانیم به آن چیزی که واقعا وجود داشته است برسیم به عنوان مثال مقاله ای که در مورد پستی شخص مورد نظر است را بخوانیم و با مقاله ای که در مورد خوبی های این شخص است مقایسه کنیم و ببینیم که چه وجوه مشترکی دارند و چه مواردی در هر دوی آنها یکسان است سپس آن موارد را در منابع ای دیگر تحقیق کنیم در نهایت خواهیم توانست به علمش دست پیدا کنیم و آن شخص را بهتر بشناسیم این مورد را می شود به نظرم اینگونه برطرف کرد.

    0
  • سلام خدمت شما دوست عزیز من با کامنت شما موافق هستم زمانی که شخصی می بیند که چندین حکایت وجود دارد و یکی شخص را به فرش می برد و دیگری شخص را به عرش می رساند می بایست که ویژگی های مشترک آن حکایت ها را بیابیم و سپس طوری عمل کنیم که شما ذکر کردید در این بین سعی کنیم از اشخاصی که آگاهی و علمش را دارند کمک بگیریم کسانی که حتی کمی هم بتوانند در زمینه مباحث ان حوزه به ما کمک نمایند هم مفید خواهند بود و ما نباید آنها را از لیست خود حذف نماییم و به یاد داشته باشیم که ما می خواهیم چیزی را باور کنیم و چیزی را فراگیریم که درست است نه آنکه باور عامه ی مردم می باشد

    0
  • سلام چه خوب این نکته را ذکر کردید در این باب دو مبحث وجود دارد در ذهنم که ذکر می کنم اول آنکه آن چیزی که باور عامه ی مردم است مطلقا درست نیست و خیلی از مردم چیزی را باور می کنند که حتی دلیلی برای پذیرش آن ندارند پس نباید به این باور عامه زیاد تاکید داشته اما مبحث دیگر که به مراتب مهم تر است به نظر این است که یک نویسنده ممکن است در میان مردمی نامی شده باشد یعنی اسمی به در کرده باشد اما این نویسنده واقعا شخص درستی نباشد یا مطالب خوبی ارائه نکند اما باور عامه بر این است که آن شخص کارهای خوبی دارد و … به نظرم در این جا هم می بایست به این مسئله استناد نکرد که چون این شخص را مردم قبول دارند پس من هم قبول داشته باشم. پیروز و موفق باشید

    0
  • ببینید جناب عاشوری عزیز من نمی خواهم که نظر شما را نقض کنم اما به این نکته لطفا توجه کنبد که اگر عامه ی مردم چیزی را قبول دارند این عامه بر گرفته است از طرز فکر ها و نطظر های مختلف و هر کسی دیدگاهی ممکن است داشته باشد که با دیگری متفاوت باشد اما این اشخاص همگی آن فرد را قبول دارد این نشان می دهد که کسانی که حتی با هم تفاوت دارند در مورد این موضوع به خصوص تفاوتی در میان آنها نیست پس حتما چیزی در میان آن نویسنده و یا آن موضوع وجود دارد و ما باید آن چیز را کشف نماییم. در هر صورت من فکر می کنم که مردم و عامه ی آنها مسیر پذیرش یک مسئله و حتی همان نویسنده ای که شما می گویید که ما باید به او اعتماد کنیم را آسان تر می سازند.

    0
  • سلام خدمت جناب سپیدار ببینید من هم نگفتم که کاملا نمی شود به حرف آنها استناد کردم من گفتم که عامل خوب بیشتری هم وجود دارد که بشود اعتبار یک چیز را پیدا کرد به جای انکه بخواهیم در مورد نویسنده که آیا مورد پذیرش مردم است یا خیر صحبت کنیم به عنوان مثال در مورد آثار قبلی او برویم و تحقیق کنیم و اینکه چند اثر از خود تولید کرده است این نویسنده که مورد تایید علما و … بوده است و از اینجور موارد کارها که کم هم نیستند انجام بدهیم تا بالاخره بتوانیم کار درست را و و نتیجه ی بهتر را از خود خلق نماییم. منظور من هیچ وقت این ینست که همه ی مردم اشتباه می کنند اتفاقا همانطور که گفتید این مردم برگرفته از طرز فکر های مختلف هستند پس قطعا زمانی که چند طرز فکر مختلف در مورد یک مسئله با هم موافقت می کنند این یعنی آن چیز می تواند با درصد خیلی بالایی درست باشد

    0
  • سلام خیلی ها فکر می کنند همین که شروع به خواندن کتابی کنند شخصی متمدن شناخته می شوند و شخصی اهل تعقل و اندیشه و اصلا برایشان مهم نیست محتوایی که می خوانند چیست و چه اثری می خواهد در زندگی آنها بگذارد تنها وتنها دوست دارند کتاب را در دست بگیرند و مطالعه کنند تا دیگران از انها به عنوان شخصی اهل مطالعه یاد کنند اینگونه اشخاص جدای از این مورد که عزت نفس کمی دارند باید بدانند که اگر می خواهند واقعا اهل مطالعه باشند باید کتابی را بخوانند که مرتبط با مشکلات آنهاست اگر شخصی بیماری دیابت داشته باشد و برود و در مورد بیماری سرطان که هیچ ربطی به بیماری او نداشته باشد مطالعه کند کاری بسیار مسخره است پس انجام دادن این کار هم به مانند همین مطالعه ی بیماری نادرست برای ما اثری نخواهد داشت و فقط ممکن است اطلاعات ما را زیاد کند.

    0
  • سلام خدمت سرکار خانم مومنی. ما کتاب را می خوانیم تا از ان بتوانیم در جهت بهبود زندگی خود استفاده کنیم اما متاسفانه همانطور که شما در کمانتتان ذکر کردید برخی فقط برای آنکه بگویند اهل مطالعه هستند کتاب را می خوانند یا جدای از ان این کتاب فقط به اطلاعات آنها اضافه می کند و بهبودی در زندگی آنها نخواهد داشت خب این هیچ ثمره ای ندارد چرا که همه ی اطلاعات در گوگل پیدا می شود و لازم نیست که انسان وقت بگذارد و خیلی از چیزهای بی مورد را در ذهن خود وارد کند او می بایست که چیزهایی را بفهمد و درک کند که به بهبود زندگیش کمک می کند این را در هیچ جای گوگل و هیچ جای دنیا نمی تواند بیابد چرا که فقط خودش می داند که مشکلش چیست پس بهتر است که برای آن مشکل راه حلی بیابد تا آنکه ذهنش را با مطالب حجو و بیهوده پر نماید.

    0
  • سلام من هم منظور همین بود یعنی آنکه اشخاص نمی خواهند واقعا به خود بیایند و اینکه مردم در مورد انها چه بگویند بسیار مهمتر از آن است که کار درست را انجام بدهند. شخصی را شنیدم که دینش اسلام است و رفته است و کتاب انجیل گرفته و دارد مطالعه می کند. خب این خیلی مسخره است به نظر من اگر دین تو اسلام است پس چرا کتابی غیر از کتاب دینی ات را برای پیشرفت در دین می خوانی، کتابی که دینت آن را پذیرفته البته من نمی گویم که انجیل پذیرفته نیست اما شخصی که دینش اسلام است قاعدتا قرآن پیشی می گیرد بر هر کتاب دیگری. آیا این کار چیزی جزء این در بر دارد که دیگران در مورد او فکر خوب بکنند و بخواهد که از دید دیگران شخصی اهل مطالعه شناخته شود؟ البته ما نمی توانیم بدون شنیدن دلایل او از انجام این کار در موردش قضاوت کنیم اما واقعا فکر می کنم که خیلی از ما مردم راه را داریم اشتباه می رویم.

    0
  • بله سرکار خانم مومنی شما درست می فرمایید متاسفانه جامعه ما دارد به سوی پیش می رود که واقعا مسیر درستی نیست و بهتر است هر چه زودتتر وارد مسیر اصلی بشوند و خداوند را شکر که ما آموزگارانی داریم از قبیل رهبر معنوی مان جناب حاج فردوسی عزیز که ما را به راه درست تشویق می کنند و مطالبی را به ما می آموزند که در این جهان که هم نیرنگ وجود دارد و هم خوبی ما خوبی ها را وارد زندگی خود کنیم و نیرنگ ها را بشناسیم و از انها عبور کنیم و آنها را شکست بدهیم. در هر صورت بسیار خوب است که هر شخصی آموزگاری اهلعلم و ادب و همچنین دین و معرفت داشته باشد تا در مواقعی که در گمراهی قرار می گیرد این آموزگار مسیر درست را به او آموزش بدهد

    0
  • سلام می کنم خدمت سرکار خانم علیزاد و همچنین خانم مومنی بزرگوار. بسیار دیدگاه های زیبایی داشتید و می خواهم بگویم که در جامعه ی ما چون بیشتر ریش سفیدان ما علمی ندارند که بخواهد برای جوانان جذاب باشد پس خود جوانان به دنبال علمی می گردند که جذاب باشد اما متاسفانه اکثر آنها راه را اشتباه می روند و علمی را می یابند که فقط ظاهری زیبا و جذاب دارد در صورتی که باطنش کاملا زشت و ناپسند است اما چون زیبایی چهره اش دل جوان را ربوده جوان آنگونه فکر می کند که اگر این علم را به دست بیاورد به درجات رفیعی خواهد رسید که این خیالی باطل است و چه خوب که جوان ما از آموزگارانی که شما فرمودید مانند رهبری معنوی مان جناب حاج فردوسی کمک بگیرد تا بتواند به مسیر درست هدایت شود و به امید روزی که آموزگاران ما هم بتتوانند علمی که در اختیار دارند را آنقدر جذاب کنند تا جوان خود مایل شود که آن را بیاموزد.

    0
  • با سلام در مورد ضبط غیر دقدیق می خواهم بگویم که خیلی از افراد برای بزرگنمایی کردن چیزی یا و کوچک شمردن چیزی از این ترفند استفاده می کنند به عنوان مثال همان یک ساعت خوابیدن در شب و جبران کردن در روز آن طور بیان می کنند که واقعا این امر تبدیل به یک کرامت می شود و باعث می شود که آن شخص در دیده دیگران شخصی بزرگ شمرده شود در صورتی که شاید واقعا اینگونه نباشد اما این را باید به یاد داشته باشیم که هر انسانی ممکن است حتی ناخواسته متنی را منتقل کند که در ان بزرگنمایی کرده باشد اما به اشتباه به همین جهت می بایست بر روی مورد تایید بودن شخص نقل کننده و همچنین معتبر بودنش تاکید داشته باشیم

    0
  • سلام خدمت جناب قلب خانی ببینید این امر که شما می گویید درست است و من نمی خواهم که آن را نقض کنم وچیزی که رهبر معنوی مان جناب حاج فردوسی نیز فرموده اند هم صحیح است اما اینکه بخواهیم مدام بر روی این موارد تمرکز کنیم شاید واقعا صحیح نباشد چون یک نویسنده برای اینکه مخاطبش را جذب کند مجبود است گاهی از بزرگ نمایی و کارهای دیگری استفاده نماید اما این شخصی که دارد آن متن را می خواند یا آن را دارد مطالعه می کند باید این را در ذهن خود داشته باشد که همیشه با واقعیت ماجرا بخواهد رو به رو شود واگر واقعیت را آن طور که می خواست در متن پیدا نکرد تنها به متن افاقه نکند و در منابع دیگری به دنبال پیدا کردن حقیقت باشد. برایتان آرزوی خرسندی در این جهان و آن جهان را می کنم. سربلند باشید

    0
  • سلام جناب اکبری این مورد که شما فرمودید بسیار کار خوبی می باشد اما زمانی که ما متنی را همان اوایل می خوانیم و متوجه می شویم که آن چیزی نیست که ما می خوانیم بهتر است که همان اوایل رهایش کنیم در غیر اینصورت چیزی که نویسنده بر اثر بزرگ نمایی یا هر چیزی دیگری مکتوب کرده است خیلی زود در ذهن ما می نشیند که این نادرست است و گاها بعضی از افراد که به این موضوع آگاه نیستند که این ترفند نویسنده بوده برای جذب او ممکن است این حرف را باور کنند و نسبت به آن ایمان پیدا نمایند که این هم باز کار ناشایستی می باشد و به نظر من اگر قبل از شروع خواندن یک متن ابتدا نویسنده ی آن را بشناسیم بسیار می تواند در این کار به ما کمک نماید. موفق باشید

    0
  • سلام خدمت تمام بزرگوارانی که در این وب سایت فعالیت می کنند خواستم از جناب حاج فردوسی رهبر معنوی مان نهایت سپاس گذاری را نمایم که این وب سایت بسیار زیبا و کاربردی را راه اندازی کردند و این کار آنها قطعا ثمرات زیادی به همراه خواهد داشت به عنوان مثال خیلی از افراد مانند من اصلا در مورد این حتی فکر هم نمی کردیم که نکات درتسی و اعتبار سنجی یک اثر چیست و یا اینکه زندگینامه خیلی از اشخاص را که می خواندیم واقعا من یکی که به محتوای آن اعتماد کامل می کردم که با این مقاله شما باعث شد که اعتماد بدون دلیل به هر اثری نکنم و این واقعا جای تشکر از شما را دارد. پیروز و موفق باشید

    2+
  • سلام خدمت شما بزرگوار. بله کاملا درست می گویید رهبر معنوی مان آقای حاج فردوسی واقعا دری از رحمت را به سوی مردم باز کردند که مردم اگر وارد‌ان بشوند به سوی خداوند و کمال هدایت خواهند شد و مواردی ه ایشان آموزش می دهند فکر می کنم که مبنی بر منطق باشد نه مبنی بر احساس چرا که در یکی از مقالاتشان خواندم که مخالفت کردند با متن احساسی که فکر میکنم آن مطلب در مورد اربعین بود اگر اشتباه نکنم اما جدای از‌ان خواستم من هم تشکر و سپاسم را به جا بیاورم و به ایشان بگویم که رهبر عزیزم از شما خواهشمندم که این مسیر پر فیض و فضیلت را همچنان بپیمایید وبدانید که بر سر هر راهی ممکن است که مانع وجود داشته باشد پس به موانع راه توجه نکنید وبدانید که هم خداوند و هم ما همراه شما هستیم. موفق و سربلند باشید

    0
  • سلام در مورد گزینه ی سوم و مورد سومی که فرمودید فکر می کنم دوستانی که کامل در مورد این موضوع به نتیجه نرسیده اند ی توانند مقاله ای را مطالعه کنند که شما در مورد درستی و اعتبار آثار نوشته اید که کامل تر در این باره صحبت می شود. خب بر می گردم بر سر موضوعی که باعث شد بیایم و کامنتی در آن باب بنویسم! ببینید می شود از یک نفر هم نقل شود که محتوا درست باشد اما آن شخص نقل کننده باید بسیار مورد تایید باشد و حداقل از طرف چند شخص مورد اعتماد عموم و مردم آن فرد تایید شده باشد به نظرم به این شکل آن فرد می تواند تایید را به دست بیاوردو مورد اعتماد بشود اما بنا بر احتیاط باز هم اگر این مورد مد نظر گرفته شود کار خوب و پسندیده ای است

    1+
  • سلام در مورد کانتی که شما در باب تک سندی بودن یک محتوا نوشته اید از اینکه پیام از سمت شخصی مورد اعتماد نقل شود باید بگویم که انسان. انسان است و ممکن الخطاست و هر چه یک فرد مورد اعتماد باشد باز هم جای‌ان خواهد بود که در نوشتارش اشتباهی وجود داشته باشد که باعث گمراهی مردم بشود هرچند آن شخص خودش هم نخواسته باشد یانیتش بد نباشد اما همانطور که گفتم ممکن است که خطایی از او سر بزند پس نباید یک کلام گفت که نه شخصی که می شود به او اعتماد کرد دیگر تمام آثارش درست و منطقی هستند بلکه برای آنکه خود صدمه نبینیم حتی به مورد اعتماد ترین آثار هم باید به دید احتیاط بنگریم تا مبادا خود از‌ان ضربه بخوریم

    1+
  • سلام بله دیدگاه شما هم منطقی و درست است اما من فقط وجه ی دیگری از سخن جناب حاج فردوسی را گفتم که این مورد هم می تواند وجود داشته باشد اما به صورت کامل آن را تایید نمی کنمو هیچ وقت هم این کار را انجام نخواهد داد چرا که همانطور که شما عرض کردید هر فردی ممکن است خطا کند و از او اشتباهی سر بزند اما من فکر می کنم این مورد در مورد آثاری که از سمت پیامبران و اولیای الهی آمده است درست نباشد یا حد اقل خیلی کم باشد چرا که آنها با علم الهی آن کتاب را نوشته اند و جدای از ان این اشخاص همانطور این مقام را به دست نیاورده اند پس جای اعتماد کامل وجود دارد اما از آنجا که امکان تحریف وجود داشته و دارد نباید به صورت صد در صدی باز هم این مورد را پذیرفت

    1+
  • سلام خدمت جناب حاج فردوسی عزیز و تمامی بزرگوارانی که در این وب سایت حضور دارند خواستم خدمتتان عرض نمایم که بسیاری از نویسندگان بر این واقف نیستند که روزی رسان انها خداوند است و حتما نباید متنی کذب و روغ بنویسند یا در مورد چیزی سیاه نمایی کنند تا متن آنها به فروش برود و رونق بیشتری کسب کنند در واقع اگر کار آنها همراه با ایمان به خداوند باشد قطعا اولا هرگز فکر انجام چنین کاری به ذهن آنها خطور نخواهد کرد و دوما آنقدر روزی از خداوند دریافت خواهند کرد که هرگز نمی خواهند که چنین کار پست و نادرستی را از خود بروز دهند. و اقعا هم کار پست و نادرستی است که در مورد چیزی که وجود ندارد بیایم و به مردم چیزی بگوییم

    1+
  • با سلام اینگونه افراد با خود چه فکری می کنند که با نشر اکاذیب سعی دارند خود را بر سر زبان ها بیندازند که این واقعان شان از خیانت و بی تقوایی این افراد دارد و تنها در باب زندگینامه علما نیست در خیلی از بعضی از روزنامه ها و حتی شبکه های اجتمعای مورد تایید مردم هم می توانیم چنین چیزهایی را ببینیم که یک روزنامه نویس کاری نادرست را می آید و خوب جلوه می دهد و به مردم کاری درست آن را معرفی می کند یا یک شخص که مدیریت یک کانال پر مخاطب در شبکه های اجتمعی را بر عهده دارد برای آنکه بتواند کانال خود را بر سر زبان ها بیندازد شروع به نشر اکاذیب می کند که این واقعا کار نادرستی است و نشان از آن دارد که این افراد‌آن قدر به درجه ای از ایمان نرسیده اند که باور کنند که خداوند حتی اگر آنها در قعر یک چاه باشند باز هم روزی خود را به آنها خواهد رسانید.

    0
  • چه کار نادرست و اشتباهی می کنند اشخاصی که به خاطر کسب منفعت و سود اقدام به تولید محتوایی می کنند که فاقد ارزش است و اصلا واقعیت ندارد واین واقعا یک نوع خیانت حساب می شود در حق مردم و حتی در حق همان شخصی که می نویسد زمانی که شخصی یک کرامت را ندارد و نویسنده شروع میکند به ربط دادن آن کرامت به وی یا شخصی فلان رذیلت اخلاقی را ندارد اما نویسنده مبنی بر دشمنی یا هر چیزی دیگری شروع می کند به ربط دادن آن رذیلت به او کم کم در میان مردم واقعا تبدیل به باور می شود که آن شخص آن ویژگی را دارا است پس به یاد داشته باشیم که این نوع بزرگی از خیانت به مردم است که توسط قلم صورت می گیرد.

    0
  • سلام به نظر من اصلا کار درستی نیست که کتاب به وسیله ی شخصی نوشته بشود که هیچ علمی در مورد نویسندگی ندارد و آنقدر کتابت و نگارش کتاب بد خواهد شد که هیچ خواننده ای میل نخواهد داشت که برای خواندن آن کتاب اقدامی نماید. ممکن است کتاب در مورد عارف بزرگی باشد و واقعا در زندگی آن عارف نکات آموزنده ی بسیاری وجود داشته باشد اما از آنجا جه نویسنده ی کتاب شخصی است که مهارتی در نویسندگی ندارد و مانند پیامکی که برای خرید ماست و سبزی به همسرش می دهد آن کتاب را نگارش می کند واقعا از ارزش آن کتاب بسیار می کاهد پس به یاد باید داشته باشیم که قبل از انجام هر کاری ابتدا مهارت آن کار را در خود به وجود بیاوریم.

    0
  • سلام خدمت آیلین خانم محترم با دیدگاه شما موافقم ابتدا باید مهارت کاری را در خود به وجود بیاوریم یک شخص به عنوان مثال نجار. نجار به دنیا نیامده است یا یک شخص به عنوان مثال نقاش. او هم نقاش به دنیا نیامده است ولی هر کسی می تواند چوب را در دستش بگیرد و نجاری کند و هر کسی می تواند قلم را در دستش بگیرد و نقاشی کند اما کار آنها خیلی ابتدای و ناچیز خواهد بودپس چرا بعضی فکر می کنند همین که می توانند بنویسند یعنی آنکه نویسنده است و شروع به خلق آثار بسیار حرفه ای از خود می کنند که باعث می شود کیفیت آن اثر بسیار کاهیده شود هر کس که می خواهد کاری را انجام دهد این یخلی خیلی مهم است که مهارت آن کار را در خود داشته باشد

    0
  • سلام با دیدگاه شما کاملا موافق هستم و می خواهم بگویم که هیچ کسی نیست که مادرزاد با یک مهارت به دنیا‌آمده باشد مشکل آنجاست که برخی آنقدر کاری را نادرست انجام می دهند که از حد خارج است اما اطرافیان آنها برای آنکه وی ناراحت نشود یا هر چیز دیگری از او تعریف و تمجید می کنند اما همین تعریف و تمجید باعث خواهد شد که شخص کاری را انجام دهد که واقعا از توانش خارج است و به عنوان مثال در مورد یک عالم بزرگ می نویسد اما وقتی که نوشته ی او را می خوانیم مانند متون کتب اول دبستان است پس واقعا به نکته ی ظریفی رهبر معنوی مان جناب حاج فردوسی اشاره کردند و می بایست که واقعا این نکته مد نظر گرفته شود چرا که خیلی خیلی مهم است

    0
  • سلام خدمت تمامی بزرگواران و به خصوص دوست خوبم سرکار خانم بهرامی عزیز که به نکته ی ریز و وخوبی اشاره کردند و آن هم تعریف و تمجید نادرست از شخصی است که واقعا مهارتی در انجام کار به خصوص را ندارد علل الخصوص در مورد همین نویسندگان ابتدایی که حتی هنوز شیوه ی نگارش و علامت گذاری ها را در مورد متون نمی دانند و از خود شروع به خلق اثر می کنند که این واقعا یک ظلم در حق جامعه ی نویسندگان فکر می کنم که باشد به همین جهت از این دوستان خواهشمندم که تا زمانی که در حد کافی علم نویسندگی را نتوانسته اند بیاموزند از خود اثری خلق نکنند و به یاد داشتهباشند که این اثر آنها دست به دست در میان مردم می چرخد و اگر نکته ای را اشتباه به مخاطب رسانده باشند این برگردن آنها خواهد بود.

    0
  • به نظر من همونقدر که یک زندگی نامه می تونه بی اعتبار باشه می تونه معتبر هم باشه. تمام موضوعات و گزینه هایی که شما برای رد اعتبار زندگی نامه بیان کردین پنجاه پنجاه است. پس یه کتاب همونقدر که میتونه دروغین و غیر مستند باشه، میتونه واقعی و مستند باشه

    0
  • سلام به شما منهاجی عزیز. طبق گفته های خود تون چرا باید به گفته هایی که فقط پنجاه درصد احتمال درست بودن اونها وجود داره اعتنا کنیم؟؟ چرا مطالب صددرصدی و مطمئن رو ول کنیم و بچسبیم به این کتاب هایی که حتی ارزش محتوایی ندارن

    0
  • انچه در زندگی نامه نویسی مورد نظر است تعیین و ثبت تاریخ زادروز و مرگ افراد ویژگی های اخلاقی میزان معلومات و درجات علمی کارهای اجتماعی زندگی سیاسی مصاحبه مهم وسفرهای پر نقش هویت شخصی خانوادگی گزارش دور نمایی از زندگی فردی اجتماعی وحوادث ارزشمند زندگی انها است.

    0
  • سلام خدمت تمامی بزرگواران خیلی ممنونم از وب سایت عالیتان و واقعا جای تقدیر و تشکر دارد این مطالب زیبا که چه خوب به ما می آموزد که هر چیزی را قبول نکنیم و هر چیزی را تایید نکنیم و اگر می خواهیم در مورد چیزی بخوانیم و یا اینکه بنویسیم سعی کنیم به خوبی ابتدا مطالعه ی درست انجام دهیم و سپس این کار را انجام دهیم مثلا برای خواندن یک کتاب به سال انتشار، زمان انتشار، فرهنگ مردمی که آن کتاب برایشان منتشر شد، زندگی نویسنده، مجوز هایی که برای نوشتن داشتند، ارتباط نویسنده با موضوعی که می خواسته است نقل کند و … توجه کنیم تا مبادا اشتباهی صورت بگیرد. موفق و پیروز باشید

    0
  • در ایران زندگینامه­‌نویسی سابقه طولانی دارد حتی در دوره ساسانیان نیز برخی از متونی که به زندگی افراد پرداخته شده یافت می­ شود «کتابهایی مثل اجزای خدای­نامه و حتی برخی از کتیبه­ ها همچون کتیبه بیستون از جمله این نوشته­ هاست». ما همه به اونها اعتماد داریم و دلیلی نداره به خاطر دلایلی که شما مطرح کردین و همه احتمالی بود به زندگی نامه ها که تاریخ ما را می سازند شک کنیم.

    0
  • سلام من بسیار بر روی مورد دوم تاکید دارم چرا که خود من شخصی کسی هستم که زیاد مقاله و موارد دیگر از خود منتشر می کنم و زمانی که می خواهم در مورد یک نفر صحبت کنم اگر آن شخص مورد تایید من بود آن قدر شور و شق داستان را اضافه می کنم که از ان شخص واقعا یک نمونه ی عالی می سازم در صورتی که ممکن است آن فرد فقط در فلان حوزه ای که من از او دیده بودم خوب بوده باشد نه در حوزه های دیگر زندگی اشو برعکس اگر با کسی میانه ی خوبی نداشته باشم و بخواهم در موردش بنویسم او را کاملا شخص منفوری در مقالات خود معرفی خواهم کرد و این عادتی است که فکر می کنم تمام نویسندگان داشته باشند مگر آنان که بی طرف بنویسند پس به این مسئله باید توجه داشته که به دنبال ما باید واقعا در مورد نویسنده هم مطالعه کنیم و بدانیم که آیا او بی طرف نوشته است یا خر

    0
  • سلام آقا ناصر عزیز چه خوب در این مورد توضیح دادید و بله درست است و انکاری در این موضوع نیست که ما در مورد کسانی که دوست داریم هیچ وقت نمی آییم چیز بدی بنویسیم. و این به خود ما می آموزد که اگر می خواهیم در مرود زندگی کسی بخوانیم باید نویسنده را خوب بشناسیم یک صفحه توضیحات در مورد زندگی یک شخص از فردی که بی طرف نوشته باشد می ارزد به صد ها صفحه ای که یک نفر کاملا بر ضد یک شخص نوشته است یا برای توصیف او و برای عرض محبتش نسبت به آن فرد. پس این مسئله را می بایست که به آن توجه کرد و به قول دوستانی که کامنت هایشان را خواندم راحت از کنارش عبور نکرد. موفق و سعادتمند باشید

    0
  • بیایید تصور کنید در زندگینامه شخص، از خصوصی‌ترین وقایع زندگی او سخن رفته باشد. برای نمونه، از تقلب فرد در یک آزمون نه چندان مهم یا شکست وی در ازدواج نخست یا بی‌پروایی‌اش در رابطه با دوستان و… در واقع کتاب منتشر می‌شود و به حیثیت و اعتبار شخص آسیب می‌رسد.

    0
  • سلام بله دقیقا و تعجب در آنجاست که چگونه شخصی که می نویسد از جزئی ترین مسائل زندگی آن شخص با خبر است و چنان با جزئیات می گوید که خود آن شخص هم نمی تواند به این خوبی آنها را توضیح دهد و در مورد ان ها سخن بگوید. به نظر من اگر در یک داستان که دیدیم زیادی دارند از یک شخص خوب می گویند یا زیادی دارند در مورد او بد می گویند یا جزئیات زندگی وی بیش از حد بود باید به استاند کردن به حرف نویسنده پرهیز کرد و واقعا در مورد نویسنده مطالعه نمود تا مبادا مطلبی از نویسنده در ذهن ما به شکل باور تبدیل شود که کاملا اشتباه است و حقیقت ندارد بلکه ساخته ی ذهن نویسنده می باشد.

    0
  • سلام درباره ی مورد اول خواستم بگویم که واقعا اگر ما می خواهیم که در مورد شخصی به قطعیت برسیم در مورد زندگینامه ی او و یا اینکه فلان کار خاص را انجام می داده است یا خیر باید به دنبال منابع مختلفی باشیم تا بتوانیم به این مورد دست پیدا کنیم نه آنکه صرفا یک منبع را بخوانیم و فکر کنیم که دیگر همان دیدگاهی که آن منبع دارد درست است جدای از انکه منابعی را هم که مطلاعه می کنیم می بایست که دارای اعتبار باشند که در مقاله ای دیگر رهبر معنوی مان آقای حاج فردوسی محترم توضیح داده اند. یکی از اساتید خود را به یاد دارم که می گفت برای آنکه بتواند معنای قرآن را به آن چیزی که کلمات عربی قران شبیه است بیابد چندین و چند تفسیر را تهیه کرد که بالاخره یک تفسیر از همه بهتر را پیدا نمود. این برای قران بود برای موارد دیگر به طور حتم می بایست دنبال منابعی گشتت

    0
  • سلام خدمت ساجده خانم. بله این امکان وجود دارد که به دید دیگران دوستان که گفتند بخواهد معنی ای تحریف شودو متاسفانه اتفاق هم می افتد ما که در ان زمان حضور نداشته ایم که بدانیم دقیقا چه شده و آن شخص نقل کننده هم که خودش در بیشتر مواقع حضور نداشته است پس نباید به حرف کسی که در صحنه حضور نداشته است استناد کنیم و بخواهیم که حرف های ایشان را بپذیریم چرا که این به ضرر خود ما خواهد بود چون آن چیزی که می خواهیم به آن برسیم با این کار به ما نخواهد رسید و در نهایت یک چیز ناقص و ابتر که هیچ به کار ما نمی آید نصیبمان خواهد شد.

    0
  • سلام در مورد نقص یک مسئله باید بگویم که برای رفعش همانطور که دیگران اشاره کردند باید دنبال چند منبع بگردیم اما اضافه بر این می خوام بگویم که ما باید خودمان را هم به جای آن شخص بگذاریم و ببینیم که در ان زمان خاص چه کاری انجام می دادیم که یبه حقیقت نزدیک تر بوده است!! به عنوان مثال به این مسئله توجه کنید که شخصی که زندگینامه اش را می خوانیم در کتاب نوشته شده است که فلان تصمیم را در فلان زمان خاص گرفته است ما خودمان را واقعا جای آن شخص بگذاریم و ببینیم که آیا خود من هم اگر به جای او بودم چنین تصمیمی می گرفتم و اگر دیدید که دور از ذهن است و غیر قابل قبول از کنارش به راحتی عبور نکنیم بلکه در مورد آن به مطالعه و تحقیق بپردازیم تا بتوانیم بالاخره آن چیزی که درست است را بیابیم.

    0
  • سلام و عرض خدا قوت خدمت تمامی بزرگوارانی که در این وب سایت به دنبال کسب فضیلت و رسیدن به خداوند هستد تحت آموزش ها و هدایت های رهبر معنوی مان جناب حاج فردوسی عزیز. خواستم در مورد این مقاله بگویم که زندگینامه بعضی از بزرگان خب قطعا تعارض هایی در آن وجود خواهد داشت احیانا اما در زندگینامه امامن و پیامبران ما و همچنین فرستادگان الهی من فکر نمی کنم که تعارضی وجود داشته باشد به عنوان مثال در کتاب نهج البلاغه برخی از موارد زندگی حضرت علی علیه السلام را ممکن است که مطالعه کنیم نمی توانیم بگوییم که در نهج البلاغه نیز تعارضی وجود دارد به همین جهت خواستم این مورد را بیان کنم تا مسئله ای که در ذهنم به وجود آمده بود را در این جا مطرح کنمو ببینم که آیا این مورد که من فکر می کنم درسشت است یا خیر؟ برایتان آرزوی موفقیت می کنم. سعادتمند باشید

    0
  • سلام می کنم خدمت شما دوست عزیز جناب خدایاری محترم خواستم خدمتتان عرض کنم که من هم با نظر شما موافقم و می بایست که به این مسئله توجه کافی کرد تا مبادا دچار اشتباهی بشویم گاهی در همین موارد کوچک ممکن است خطاهایی از ما سر بزند که واقعا بسیار ساده بوده است حل کردن آنها امام چون به آن بی توجهی می کردیم نتوانستیم که نهایتا آن را حل نماییم حال که از این موضوع بگذریم و بر سر موضوع اصلیمان برگردیم می خواستم عرض کنم که بعضی از منابع را نمی توان باز هم تایید صد در صد کرد به عنوان مثال داستان هایی که از زندگی امامان می آورند چرا که واقعا ما از یک سال پیش زندگی خود هم خبری نداریم و چگونه می شود که تا نحوه ی آب خوردن امامن و … را خط به خط به زبان می آوریم؟

    0
  • سلام خدمت جناب احمدی ببینید من با این موضوع که شما می گویید مخالف نیستم اما به طور کامل موافق هم نیستم ببینید این داستان هایی که از زندگی امامان و پیامبران می آورند از کتب برجسته و کتب معتبر تاریخی می باشد که شما می توانید برای اینکه اعتبار یک کتاب را بفهمید که چونه می سنجند به مقاله ای که جناب حاج فردوسی کمی پیش در این باره منتشر کردند مراجعه نمایید. به صورت کلی می خواهم بگویم که هیچ کس فکر نمی کنم که جرات آن را داشته باشد که چنین کاری از او سر بزند که بخواهد داستانی را تحریف کند یا داستانی را از خود بسازد وبه زندگی امامان و پیامبران ما ربط دهد و کسی که در این مسیر قرار دارد به طور حتم از خدا و پیامبرش سر در می آورد و به آنها ایمان دارد

    0
  • سلام خانم زمانی گرامی شما همگان را مانند خود انسانی دل پاک و معتقد فرض نکنید م بینیم که در کتب درسی الهی در دوران هنرستان بخشی از کتاب چنین می گوید که برخی از افرادی که می خواستند داستان ها را نقل کنند امکان تحریفش را داشتند و اگر هم می خواستند تحریف کنند واقعا کسی نمی دانست و در آن زمان چون جنگ قبیله ای هم وجود داشته فکر می کنم خیلی راحت قبیله ها به نقل کننده های داستان ها کمی پول می دادند و داستانی که شخص نقل کننده می خواست مکتوب کند را به نفع آنها می نوشت به شکلی که قهرمان داستان آن افراد بشوند. برایتان آرزوی موفقیت و کامیابی را دارم. شاد و سعادتمند باشید.

    0
  • یعنی الان ماهم به زندگی نامه حاج فردوسی توجهی نکنیم؟؟ و مبنارو بر این سخنان بزاریم؟ آیا این درسته؟؟

    0
  • آره شما هم همین کار رو انجام بده

    0
  • زندگینامه گونه‌­ای ادبی است که به زندگی شخصی یک فرد می­پردازد که ممکن است به قلم خود او نوشته شود که به آن زندگی­نامه خود نوشته می‌گویند و گاه شخصی دیگر آن­را می­نویسد. زندگی­نامه می­تواند نوعی خاطره یا سفرنامه یا تاریخ مکتوب نیز باشد به زندگی­نامه، حسب حال نیز گفته می‌شود. «زندگینامه یکی از انواع کارآمد نثر برای باقی نگاه داشتن یاد و خاطره بزرگان است. زندگینامه در لغت به معنای تاریخ زندگی یا دوره‌­ای از زندگی شخصی در حدود اطلاعاتی است که نویسنده از احوال یک شخص بیان می­کند.

    0
  • زندگی‌نامه‌ها یکی از ژانرهای پرطرفدار در بین علاقه‌مندان به کتاب است. زندگی‌نامه ادیبان، دانشمندان، ورزشکاران و سیاستمداران،نه تنها در ایران که در سراسر جهان طرفداران زیادی دارد. از دید فرهنگی و ایضاً ادبی، زندگی‌نامه‌ها از اهمیت زیادی برخوردارند. اما به رابطه ادبیات و حقوق در تالیف این نوع کتاب‌ها و از زاویه حقوقی کمتر توجه شده است

    0
  • سلام
    رسیدن به مقامی که انسان با عالم غیب ارتباط برقرار نماید از دو راه ممکن است یکی قرب الی الله که مورد قبول بزرگان دین است و یکی از طریق ریاضت ها و برنامه هایی که مورد قبول شریعت نمی باشد. ایا در مورد اول واسطه فهم غیب می تواند جن باشد
    دیگر اینکه یافتن اینده ار طریق علومی مانند جفر و … از نوع اول و مجاز است.
    با تشکر از شما خداوند شما و پدر بزرگوارتان را حافظ و نگهدار باشد.

    0
  • یعنى مرتاض هندى به عالم غیب دسترسى دارد؟!

    0
  • از جمله رسالتهای جامعه اسلامی و مردم مسلمان، شناخت دوست و دشمن در هر کسوت و با هر برنامه ای است؛ گاهی در کالبد دستگاههای جاسوسی و گاهی در لباس عارف سازی . شناخت مکرها و نیرنگها و فاصله گرفتن از آنها موجب مصونیّت و پاک بودن جامعه از عناصر فاسد و گمراه کننده است، البته در اینکه طوایف سیاسی بعضاً بر عملکرد خویش سرپوش می نهند تردیدی نیست امّا شناخت انحرافهای فکری و ذهنی و نیز تحریفهای علمی و عملی برای جامعه اسلامی و مدّعی امّت وسط و نمونه بودن ضروری است.

    0
  • البتّه مطلب صحیح و درست است؛ مسیری که عقل و نقل در جهت سعادت دنیوی و اخروی ما گشوده اند آن است که انسان بر اساس معرفت صائب و عمل صالح و تقوای شایسته، خود را از دامها و وسوسه های شیطانی دور دارد،

    0
  • در آیه شریفه ی ۱۷ و۱۸ سوره ی زمر، خدای سبحان هدایت ویژه را از آن بندگانی می داند که سخنان دو تفکر متضاد و مقابل¬ هم را شنیده باشد و خردمندانه«بهترین» و «احسن» آنها را انتخاب و از آن پیروی می کنند. در احادیث معصومین علیه السلام آمده است که عاقل و خردمند کسی است که بتواند خوب را از بد و بد را از بدتر تمیز دهد؛ زیرا تشخیص خوب از بد چندان کار سختی نیست. در سال های اخیر و در پی اقبال و توجه عامه مردم ـ بخصوص جوانان ـ به معنویات و باورهای متعالی و آموزه های عرفانی، گروهی فرصت طلب از آشفتگی و بی برنامگی متولیان و مبلغان دینی استفاده کرده و به ترویج و تبلیغ اندیشه های پوسیده و ممزوج با خرافات مشغول شده اند که مثل سم مهلکی بر پیکره ی اسلام و تشیع عمل می کند.

    0
  • من هم به زندگی نامه ها اعتمادی ندارم چون معلوم نیست نویسنده این مطالب رو از کجا اوورده. اگر به عنوان یه داستان بهش نگاه کنی و ازش لذت ببری مشکلی نداره ولی برای الگو گرفتن فکر نمیکنم مناسب باشند.

    1+
  • موافقم

    0
  • سلام. چرا دیگران رو نسبت به بزرگان بدبین میکنید؟؟ یعنی الان زندگی نامه خود حاج فردوسی دروغه و همش اغراق؟؟؟ این خیلی بده که دنبال کننده گان خودتون رو نسبت به اطراف بد بین و یی باور میکنید. یه روز می بینید که خود شما رو هم قبول ندارن و با چندتا دلیل مسخره شمارو هم رد میکنن

    0
  • شما منهاج فردوسیان و متوجّه نشدى. اگه زندگى نامه ى حاج فردوسى رو تغییر بدهند از منهاج فردوسیان چیزى کم مى شه؟

    4+

دیدگاه شما

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.