۱۹ مهر

منهاج فردوسیان و تربیت عاشق حسینی

سؤال: افرادی را دیده‌ایم یا شرح حالشان را خوانده‌ایم که در عزای اهل بیت (علیهم‌السلام) و بخصوص حضرت سیدالشهداء (علیه‌السلام)، پیراهن خود را پاره می‌کنند و بر سر و صورت خود می‌زنند که گاهی خون جاری ‌می‌شود و حتی بر اثر شدت سینه‌زنی و زنجیرزنی، به حال غشوه می‌افتند؛ آیا منهاج فردوسیان، می‌تواند چنین عاشقان دلسوخته‌ای تربیت کند؟

جواب: آنچه منهاج فردوسیان تربیت می‌کند، انسان‌های از «خود» رهیده و به «حق» رسیده است. انسان‌هایی که استعدادهای عظیم الهی برای رسیدن به کمال و سعادت ابدی را به فعلیت می‌رسانند و علاوه بر زندگی شرافتمندانه، آخرتی آباد دارند و در غرفه‌های بهشت، برای همیشه، مستغرق در نعمت‌های الهی هستند. یکی از راه‌های رسیدن به کمال و سعادت، بر طبق آنچه توسط استادان معظم منهاج فردوسیان (علیهم‌السلام) ترسیم شده، گریه بر سالار شهیدان، حضرت ابا عبد الله الحسین (علیه‌السلام) است. برای گریستن بر مصائب آن جناب، نیاز به عاشق شدن و مجنون بودن نیست. گریستن، نیازی به آلات موسیقی مانند بوق و طبل و سنج ندارد. گریستن نیازی به سبک مداحی خاص ندارد. گریستن نیازی به بلندگوهای قوی و اکوی چندلایه ندارد. می‌توان به آرامی، مقتل خواند و گریست و بهره‌ی لازم از گریستن را برداشت و آنچه از کمال که در گریستن بر آن جناب است را درک نمود.
اما کسانی که با حرکاتی مانند غش کردن، عشق سوزان خود به آن جناب را ابراز کرده و ارادت قلبی‌شان به آن حضرت را فریاد می‌زنند، از دو حالت خارج نیستند؛ یا این حرکات، نمایشی است و برای گرم کردن بازار مداحان و با هماهنگی قبلی صورت می‌گیرد، یا واقعی است و از سر صفای باطن است. اگر به جهت نمایش و بازارگرمی باشد، ارزشی ندارد و شاید از مصادیق «ریا» و حرام شمرده شود. ولی اگر از روی واقعیت باشد، در صورتی که همراه با مراعات قوانین طبقات اول تا ششم باشد، خوب است. در غیر این صورت یعنی اگر همراه با اصلاح دیدگاه‌ها و مراعات قانون‌های طبقات اول تا ششم نباشد، سود چندانی نخواهد داشت و در بهترین حالت، منجر به نجات از جهنم خواهد شد.

موفق باشید
حاج فردوسی

کلمات کلیدی: , , , , , ,

دیدگاه ها


  • انسان واقعا نمی داند که هدف از خلقتش چیست؟ خیلی ها به نظریه تناسخ اعتقاد دارند و می گویند که انسان قبل از این که به دنیا بیاید هم در جسمی دیگر می زیسته یا زندگی می کرده است حال من به این کاری ندارم که این درست است یا خیر اما اینکه انسان قبل از ورود به این جهان وجود داشته است را شکی نیست. پس این جهان، جهانی گزراست و انسان با مرگش به خداوند می پیوندد. پس اگر او زندگی را محدود به همین دنیا بپندارد قطعا به ضرر خویشتن عمل کرده است اما صبحت اینجاست که آیا انسان هم مشتاق است که به خدایش برسد یا خیر؟ خب قبل از اینکه انسان از بهشت طرد شود طبق روایاتی که موجود است به خوبی در بهشت زندگی می کرده است و آسایش کافی داشته است پس این موضوع که به زمین می آید ان چنان باب میل او نبوده است! پس اینکه انسان از خدایش جدا شود و به جای دیگر بیاید می توان گفت که چندان باب میل او نیست و او اکنون در این جهان سرگرم مادیات و دنیا شده است و زندگی حقیقی خود را فراموش کرده است اما اگر انسانی در بدو تولد از او پرسیده شود که آیا می خواهی برگردی ممکن است با درصد بسیار بالا بگوید بله. در جایی دیگر خواندم که البته این جزء مواردیست که علمی نیست و بیشتر معنوی است که می گفتند کودک زمانی که از شکم مادر بیرون می آید به این دلیل همان ابتدا گریه می کند که از دنیای دوست داشتنی اش جدا شده است و اکنون باید وارد دنیای جدیدی شود و تجربیات جدیدی رابه دست بیاورد. خب این موضوع به همان بر می گردد که انسان ذاتا هم دوست دارد به خدایش برسد. چرا که اگر خود را مانند یک انرژی بپنداریم پس خداوند منبع انرژی ماست و هیچ کسی دوست ندارد که از منبع خود جدا بماند. شاد و پیروز باشید

  • با سلام کامنت خیلی زیبایی نوشتید و قابل تامل بود اما این موضوع را می بایست توجه داشت که درست است که انسان به این جهان می آید اما واقعا مدت زندگانی او مهم نیست اینکه در طول زندگی اش حال چه کم چه زیاد چه اقدامتی کرده است و به قول دوستانی که کامنت نوشته اند چقدر به میزان کمال خداوندش افزوده است مهم است و این واقعا بسیار برتری دارد نسبت فردی که به عنوان مثال ۲۰ سال زندگی کرده اما ثمره ی این ۲۰ سال او بیشتر از ثمره ی شخصی بوده است که ۹۰ سال زندگی کرده است. پس این موضوع را نباید فراموش کرد و اینکه خداوند مشتاق است به بنده ی خودش برسد خب قطعا چون مخلوقش است و زمانی که انسان را آفریده به خود آفرین گفته است. و مورد دیگری هم اینکه نوشته شده بود که چقدر دوست دارد گناهانش را ترک کند خب قطعا ذات خداوند خوبی است و چون در انسان از روح خود دمیده توقع می رود که انسان این خوبی را حفظ نماید وبه به گناه آلوده نشود یا خود را وارد گناه نکند و اگر شد آن گناه را ترک نماید و دیگر به سوی آن نرود. به همین جهت است که خداوند قران را بر پیامبر نازل کرد تا هدایتی باشد برای کسانی که ایمان می آورند و کارهای شایسته انجام می دهند. از جناب حاج فردوسی عزیز برای انتشار این مقاله کمال سپاس گذاری را دارم چرا که باز هم مثل مقالات قبلیشان خوب و عالی بود و کمک زیادی نمود به دانش هم من و هم دیگر دوستان و این دانش توسط کامنت های دیگر عزیزان افزوده شد. موفق باشید

  • سلام این مورد که فرمودید که آیه ای داریم مبنی بر اینکه ما انسان را بر بسیاری از موجودات برتری دادیم کمی مرا به فکر فرو برد. چرا که خداوند نگفته است که همه ی موجودات بلکه گفته بر بسیاری از موجودات. من میخواهم بدانم که موجوداتی که نسبت به انسان برتری دارند کدامین موجودات هستند. اگر می گوییم فرشتگان که پس چرا فرشتگان بر انسان سجده کردند. کسی بر کسی دیگر سجده می کند که از او در جایگاه پایین تری قرار گرفته باشد (به نظر بنده) پس این موجودات مجهول هستند به نظر من یا در سیاره ای دیگر زندگی می کنند. اگر منظور جنیان هستند که چرا به خدمت حضرت سلیمان در آمدند و برای حضرت سلیمان کار می کردند. جز این دو دسته یعنی فرشتگان و جنیان من موجودات دیگری را به ذهن نمی آورم کههمانند انسان باشند یا قدرتی بیش از او داشته باشند. ما امروزه توسط علم و پیشرفتی که به وجود آمده هر روز شاهد آن هستیم که سیارات جدیدی کشف می شوند حتی چند روز قبل من خود از اخبار شنیدم که یک ماه کشف شده است. پس این موضوع جای تعجب نمی تواند داشته باشد که مخلوقات دیگر خداوند وجود دارند. و خداوند در قران می فرماید هفت آسمان، این هفت آسمان در کجایند؟ که ما فقط در یکی از این آسمان ها زندگی می کنیم؟ این موارد ذهن مرا به خود درگیر می کنند و اغلب نیز بدون پاسخ می مانند و من برای آنها پاسخ درستی نمی توانم پیدا کنم چون هر سئوالی که می خواهم بر طبق مستندات بر آن پاسخ دهم سئوالی دیگر پیدا می شود و پاسخ را نقض می کند. از جناب حاج فردوسی عزیز می خواهم که بنده را راهنمایی نمایند و بفرمایند که این مسئله چگونه است و پاسخ منطقی برای آن چیست؟ اگر دیگر دوستان نیز این مورد را می دانند از آنها ممنون می شوم که مرا راهنمایی کرده و به من بگویند که قضیه از چه قرار است! موفق و پیروز باشید و از شما دوست بزرگوارم که ای کامنت زیبا را درج کردید و مرا به فکر فرو بردید هم مشتکرم.

  • سلام برای اینکه بدانیم آیا واقعا خداوند چنین چیزی را میخواهد یا خیر ما باید به دنبال فلسفه آفرینش انسان برویم. که خداوند به چه دلیل انسان را خلق کرد و به چه دلیل انسان قدم به این دنیا گذاشت. در کتاب ارتباط با خدا که در سه جلد فکر میکنم اکنون منتشر شده است اینطور توضیح داده بود که می گفت خداوند آگاهی است و امکان تجربه کردن را ندارد به این خاطر انسان را آفرید وانسان بر روی زمین قدم گذاشت تا تجربه کند و بیاموزد و با تجربه کردن به گسترش جهانش کمک کند و همچنین به کمال خداوندگارش بیفزاید. این چنین است که انسان تجربه می کند و می میرد و با مرگ از این جهان به خداوند می رسد و آنجاست که آگاهی با تجربه در می آمیزد و در نهایت هستی است که به وجود می آید. از این که این مورد را ذکر کردم قصدم این بود که بیان کنم خداوند برای به وجود آمدن هستی می تواند مشتاق باشد و به همین دلیل دوست دارد که مخلوقش زود تر به او برسد و این چنین است که می تواند این حدیث درست باشد البته این بنا بر دیدگاه منطقی خود من است.
    اما موضوع دیگر که باید به آن اشاره داشت هدف و رسالت انسان بر روی کره ی خاکی است، اگر انسان به هدفش نرسیده باشد و رسالتش را نشناخته باشد یا هنوز به امتما نرسانده باشد برگشت او به سوی خداوند امریست بیهوده و هیچ کمکی به افزایش کمال خداوند نخواهد کرد از همین جهت انسانی را می توان گفت خداوند آرزوی رسیدن به او را دارد که هدفش را شناخته و در جهت ان گام نهاده و اکنون زمان آن است که تجربه اش به آگاهی خداوند اضافه شود.
    در جهت دیگر که خداوند مشتاق است که انسان به او برسد خب داخل آیه ای از قران داریم که می گوید ما انسان را بر بسیاری از موجوداتش برتری دادیم. خداودن قطعا دوست دارد که موجود برترش به او بپیوندد چرا که اگر انسان با جهان محدود چنین می تواند پیشرفت کند قطعا در جهانی نامحدود قابلیتش بیشتر خواهد بود. شاد و سعادتمند باشید

  • سلام من فکر میکنم منظور سئوال این بود که آیا منهاج فردوسیان می تواند انسان هایی را تربیت کند که این چنین که افراد عاشق امام حسین هستند را به وجود بیاورد! به نظر من هیچ کس نمی تواند بر زندگی شخص دیگری تاثیر بگذارد یا دیگران را بخواهد تغییر بدهد مگر آنکه خود آن اشخاص بخواهند. مثلا همین افرادی که برای امام حسین چنین عذاداری می کند هیچ کس آنها را مجحبور به این کار نکرده بلکه آنها خود می خواهند که این گونه باشند پس باید به جای انکه شخصی را مجبور به انجام کاری کرد شوق انجام آن کار را در دل او انداخت به این وسیله خواهد بود که می توان شخص دیگری را تربیت نمود حالا در هر حوضه ای که می خواهد باشد به این شیوه انسان می تواند شخص دیگری را متمایل کند به انجام دادن کاری. و تربیت کردن انسان ها نیز در صورتی که خودشان بخواهند همانگونه که گفتم امکان پذیر می باشد و انها را می توان تربیت کرد در صورتی که خودشان دل به کار بدهند. همین موضوع و مسئله ی حائز اهمیتی می باشد و می بایست مورد توجه قرار بگیرد. اما اگر آن اشخاص دلی آن کار را انجام می دهند یا صرفا نمایشی خیلی مهم است پس نباید به این توجه کرد که چون آنها این کار را انجام می دهند یعنی به درستی تربیت شده اند باید توجه کرد که آیا واقعا قلبا این کار را انجام می دهند یا مورد دیگری این وسط است که بقیه از آن بی خبر هستند. کسانی که قلبا اینطوری کننده می توان گفت که درست تربیت شده اند و منهاج فردوسیان می بایست چنین افرادی را تربیت کند نه افرادی بازیگر که خیلی خوب به نقش خود فرو می روند

  • سلام دل به نظرم باید حسینی باشه اینکه دائم ما گریه کنیم اما از سمتی دیگه بخوایم کارهای خلاف انجام بدیم اصلا ارزشی نداره. چرا ما فکر میکنم اگه هزارتا گناه کنیم با یک شب گریه کردن می تونیم اون گناهانمون رو پاک کنیم. خب به نظرم پاک میشه در صورتی که واقعا توبه کنیم. اما اینکه بیایم لباس خودمون رو پاره کنیم یا بخوایم از این جور کارها انجام بدیم اصلا ارزشی نداره مگه برای فربدی که از ته دل واقعا به عشق امام حسین این کار رو انجام بده نه اونکه بیاد تو دلش بگه که صبر کن تا این کار رو انجام بدم که به عنوان مثال فلانی که میخواد دخترش رو به من بده در مورد من فکر خوب بکنه! یا فلانی که میخواد من جاش کار کنم فکر کنه من خیلی آدم مذهبی هستم. واقعا این دلایل هم برای بعضیا هست درسته خنده آوره ولی ذهن بعضیا به همین اندازه کوچیک هست. یکی رو دیدم که رفته بود زنجیر زده بود و بعد پشتش رو لخت کرده بود و اینایی که به فضای مجازی آشنا هستن متوجه میشن که چی میگم گذاشته بود استوری اینستاگرام خودش. بعد روشم نوشته بود که دوستان در جریانن که سال قبل بدتر از این بود. چون پشتش سرخ شده بود. خب من واقعا برام خنده داره که خدایا چرا ما اینقدر برای خودمون ارزش قائل نیستیم که بیایم این کار ها رو انجام بدیم .البته که من از نیت اون شخص با خبر نیستم و قضاوت هم کار من نیست اما دارم کلی میگم که ادمی که برای خودش ازش قائل بشه هرگز خودش رو این چنین نمیکنه برای بدن خودش ارزش قائل هست و نمیاد خودش رو زخمی کنه که زبون زد افراد دیگه بشه و بقیه بخوان از او تعریف کنن. همین مسئله عزت نفس اگه روش کار کنیم دیگه به اینجور کارهایی اصلا فکر نمیکنم و بلکه برامون خیلی هم خنده داره انجام این کار ها البته بگم که بعضی از افراد به صورت دلی این کار رو انجام میدن که اصلا روی صحبت من با اونها نیست بلکه با افراد خودنما و بازگیری هست که فکر میکنن اینطوری یا خودشونرو میتونن تو دل بقیه جا کنن یا هدفی غیر از این دارن که میخوان خودشونو به اون برسونن. یا کلا مثل اون چیزی که حاج فردوسی عزیز گفتند از قبل با مداحان هماهنگی کردن که به نظرم این دیگه بین اون همه کار نوبره

  • سلام چیز دیگر ی که اضافه بر این ها هست مداحانی هستند که با کلمه ی حسین برای خود شعر و آهنگ می سازند و به نظر من این واقعا یک بی حرمتی است. به عنوان مثال حسین را پشت سر هم تکرار می کنند و حرف ن را نمی گویند و با این کار خود به نوبه خود مجلس را می خواهند که گرم نمایند. به یاد دارم که در ایام تاسوعا و عاشورای حسینی به عده ای از دوستان خود به سفری رفته بودیم که دقیقا یادم است که کنار پنجره قطار نشسته بودم و داشتم بیرون را نظاره می کردم که تمام افراد در واگن ما جمع شدند و شروع به عذاداری کردن برای امام حسین علیه السلام شدند نا گهان یکی از افراد جمع گفت که به این شکل شخصی که برای ما مداحی می کرد شروع به خواندن و مداحی کردن نماید. و واقعا برای من جالب بود که مگر شیوه ی خاصی می خواهد مداحی؟ همین که دل یاد کند امام حسین را و مسیر ایشان به ما یادآوری شود فکر میکنم که کافی باشد و جدای از این مسئله مورد دیگری بود که واقعا برایم خنده آورد شد. در همان سفر در یک ایستگاه برای توقف موقت قطار ایستاد. شخصی که مداحی می کرد نیز داخل واگن ما بود که دو دختر جوان از کنار پنجره رد شدند همین شخصی که برای امام حسین چنان گریه می کرد و همچنین به ا نزیبایی مداحی می کرد شروع به حرف زدن در مورد آن دختران کرد و این واقعا برای من جای سئوال داشت که چرا واقعا بعضی افراد دوشخصیتی هستند. خب اگر دلت با امام حسین است که نگاه به نامحرمان چه می گوید و اگر دوست داری که به نامحرم نظاره کنی پس به قول امروزی جا نماز اب کشیدنت چیست؟ این واقعا برای من جالب بود و خواستم که خاطره اش را با شما عزیزان در میان بگذارم چرا که واقعا این یک مسئله ی مهم است و نباید از آ نغافل شد. امام حسین شخصیت کمی نداشته اند و بسیار والا بوده شخصیت ایشان و اگر زندگی ایشان را بخوانیم و واقعیت ها را در مورد ایشان بشنویم بسیار می توانیم در زندگی خود یک انسان آزاده و شریف باشیم و همچنین تبدیل به یک انسان سعادتمند بشویم. یک حدیث از امام حسین علیه السلام بود که نظر من را خیلی جلب کرد البته من دقیق آن را یادم نیست اما اینطور بود محتوای آن که ایشا می گفتند مرگ با عزت بهتر از زندگی با ذلت است. البته فکر میکنم که این حدیث از ایشان باشد دقیقا نمی دانم. آیا ما با انجام چنین کارهایی واقعا ذلیل نمی شویم؟ خار نمی شویم؟ اگر واقعا ما امام حسین را دوست داشته باشیم پس انجام چنین کارهایی هم باید از ما بعید باشد و یا خیلی کم باشد که گفتن واژه خیلی کم هم اشتباه است و همه ی اینها را اول از همه خطاب به خودم گفتم و سپس دیگران. شاد باشید

  • با عرض سلام و خدا قوت. چه بسیار افرادی بوده اند که این کار ها را انجام می داده اند اما فقط به قول جناب حاج فردوسی جنبه ی نمایشی داشته اشست. خود بنده افرادی را شنیده ام که در عذاداری و … شرکت می کرده اند اما در فضایی دیگر به خوردن مشروبات الکلی و … می پرداختند. این افراد به نوامیس مردم گاها نگاه انداخته و یا برخی موارد تجاوز می کردند. خب چنین عذاداری هایی فکر میکنم که زیاد خوب و درست نباشند. یادم است که مقاله ی دیگری حاج فردوسی عزیز در وب سایت منتشر کردند در مورد عذاداری و … که در مورد کیفیت عذاداری ها توضیح می داد به نظر من این به هیچ وجه کیفیتی که ندارد هیچ بلکه در طبقه ی ریا و … گذاشته می شود. کسی که از یک سو زنا کار باشد و از سوی دیگر در مجلس امام حسین شرکت کند از نظر بنده فقط توقیف برکت عذاداری در صورتی به او خواهد رسید که توبه نماید در غیر اینصورت نمی تواند برکت آن چنانی برای او داشته باشد. البته که عدالت خداودن بسیار است و هرگز این کارش به پای کار دیگرش نوشته نخواهد شد اما باید به این مورد نیز توجه کافی را داشت. شخصی که وارد مجلس امام حسین می شود قبل از هر چیزی به نظر من یک دل پاک و بی آلایش از هر چیزی برای او سرتری و برتری دارد. چرا که کسی که دلش را بخواهد حسینی کند از تمامی جنبه های فریبنده دنیوی آن را می رهاند و فقط عشق حسین و خدای حسین در دل او شکل می گیرد. و کسانی هم که خود را شروع به کتک زدن می کنند یا لباس خود را پاره می کنند و فقط می خواهند به دیگران نشان دهند که من این چنین انسانی هستم فکر می کنم به گونه ای دیگر می توانند این کار را انجام بدهند تا اینگونه به مجلس امام حسین نیز توهین و اهانت نشود. موردی که خیلی برای مجالب بود و جناب حاج فردوسی نیز به آن اشاره کرده اند آن بود که این افراد با هماهنگی قبلی این کار ها را انجام می دهند آیا واقعا این کار درستی است؟ آیا امام حسین برای ای شهید شدند؟ و مداحانی که این کار را انجام می دهند چگونه در اخرت سر خود را می توانند بلند کنند؟ اگر واقعا مداحی او خوب و درست باشد به نظر من نیازی به هیچ گونه ای این موارد نیست و مردم به آنچه می گوید گوش می سپارند! اما اینکه بخواهد به افرادی پولی را پرداخت کند که در مجلس شروع به داد و فریاد نمایند و به قول معروف و امروزی سیاکاری کنند جز انکه روی خود را سیاه نمایند کار دیگری انجام نخواهند داد. ممکن است آن شب هم به خوبی بگذرد و مداحی به بهترین شکلش انجام شود اما آیا واقعا استفاده از پولی که از آن مداحی به دست آنان رسیده خوردن دارد؟ آیا این پول حرام نیست؟ پس به این موارد توجه کافی می بایست داشته باشند تا مبادا در پیشگاه خداوند و امام حسین و یا هر امام دیگری سر افکنده باشند. موفق باشید

  • موضوع قمه زنی و تیغ زنی چیست ؟ تاریخ آن به چه وقت بر می گردد؟ ریشه در کجا دارد؟ و آیا مورد نظر امام زمان (علیه السلام) هست یا خیر 

  • قمه زنی از مراسمی است که توسط برخی از عزاداران امام حسین(ع) اجرا می شود و در تأسی به مجروح و شهید شدن حضرت ابا عبدالله(ع) و شهیدان کربلا و به عنوان اظهار آمادگی برای خون دادن و سر باختن در راه امام حسین(ع) انجام می دهند صبح روز عاشورا، با پوشیدن لباس سفید و بلندی هم چون کفن، به صورت دسته جمعی قمه بر سر می زنند و خون از سر بر صورت و لباس سفید جاری می شود. بعضی برای قمه زنی نذر می کنند و بعضی هم این نذر را برای کودکان انجام می دهند و بر سر آنان تیغ می زنند، در حدی که از محل آن خون جاری می شود.

    این کار از نظر شرعی پایه و مبنای دینی ندارد و صرفاً از روی علاقه شیعیان به حضرت سیدالشهداء(ع) انجام می گیرد البته این احساسات و عواطف دینی باید در مسیر صحیح هدایت شود به نحوی که انگیزه و شور جهاد و شهادت بیافریند، به علاوه آنان که حاضرند به خاطر امام حسین(ع) خون بدهند بهتر است که خون خویش را به درمانگاهها و مراکز انتقال خون اهدا کنند یا با تأسیس بانک خون از فداکاران و ایثارگران داوطلب در روز عاشورا خون گرفته شود تا از این طریق جان انسانهای نیازمند نجات یابد

  • در روزهای محرم، به توصیه امام غائب هر روز زیارت عاشورا بخوانید و به این ترتیب به امام حسین علیه‌السلام وصل باشید. گرچه خواندن زیارت عاشورا امری مستحب است و در مستحبات باید و حتما وجود ندارد اما توصیه شده که زیارت عاشورا با صد لعن و سلام و به صورت کامل خوانده شود. به این ترتیب می‌توانید به آثار و نتایج کامل آن دست پیدا کنید. در سندها چنین آمده که زیارت عاشورا از حدیث‌های قدسی است و به همین خاطر علما و بزرگان دین بر خواندن این زیارت مداومت می‌کردند. آیت الله العظمی شیخ محمدحسین اصفهانی که صاحب تالیفات متعددی است، همیشه از خدا می‌خواستند که کلمات پایانی عمرشان را خواندن زیارت عاشورا قرار دهند. خداوند دعای او را مستجاب کرد و ایشان پس از خواندن زیارت عاشورا چشم از دنیا فرو بست.

  •  مراسم عزاداری سید و سالار شهیدان که هر سال باشکوه تر از سال‌های گذشته برگزار می‌شود، دچار آفت‌ها و تحریفاتی نیز شده است. همین چند وقت پیش بود که کلیپی از آقای قرائتی در شبکه‌های اجتماعی دست به دست می‌شد که ایشان در آن ویدئو از به استقبال رفتن ماه محرم گلایه کرده بودند. آنچه مشخص است، این است که باید با آداب عزاداری برای سیدالشهدا علیه‌السلام آشنا باشیم و با عزاداری نامناسب به روح حماسی این واقعه عظیم آسیب نزنیم.

  • متاسفانه هنوز هم مجالسی در ماه محرم برگزار می‌شود، که تا دیر وقت عزاداری ادامه پیدا می‌کند و همین باعث قضا شدن نماز صبح عزاداران می‌شود. در هر حالی یادتان باشد که نماز امری واجب است، اما عزاداری برای سیدالشهدا علیه‌السلام هر چند ثواب بسیاری دارد، ولی مستحب است. پس همیشه نماز اول وقت را در اولویت قرار دهید.

  • بعد از شهادت امام حسین(علیه السلام) و یارانش، عالم عزادار گردید و عزاداری و سوگواری برای آن مظلومان به مدرسه ای عمومی تبدیل شد تا برای تربیت و احیای امر پیامبر و ائمه: به صورت الهام در اید و وسیله ای برای روشن شدن حق و باطل و شناخت حسینیان از یزیدیان باشد.

  • چکیده سنّت عزاداری امام حسین علیه السلام از سنّت های مهم و مؤثر شیعی است که در طول تاریخ دچار تحوّلاتی گردیده است. برای دست یابی به شیوه های اصیل و دور از خرافات و تحریفات این سنّت مهم، تأسّی به امامان معصوم شیعه علیهم السلام یکی از بهترین راه ها به شمار می آید

  • ام خمینی; فرمود:

    «گریه کردن بر شهید، زنده نگهداشتن نهضت است. اینکه در روایت هست که کسی که (خودش) گریه بکند یا (دیگری را ) بگریاند یا خودش را به صورت گریه دار (درآورد) جزایش بهشت است، برای آن است که حتی آن (کسی) که به صورتش، یک حال حزن می دهد و صورت گریه دار به خودش می دهد، این (فرد) دارد نهضت را حفظ می کند، نهضت امام حسین(علیه السلام) را حفظ می کند.

  • در کلام معروفى از گاندى، رهبر استقلال هندوستان، مى‏خوانیم: من زندگى امام حسین علیه السلام آن شهید بزرگ اسلام را به دقّت خوانده‏ام و توجّه کافى به صفحات کربلا نموده‏ام و بر من روشن شده است که اگر هندوستان بخواهد یک کشور پیروز گردد، بایستى از سرمشق امام حسین علیه السلام پیروى کند.

  • حسین علیه السلام مخصوصاً ایّام محرّم و تاسوعا و عاشوراى حسینى را غنیمت بشمارند و با حضور گسترده‏تر و آگاهانه، بر آگاهى‏هاى معنوى و دینى خویش بیفزایند و در جهت ترویج مکتب حسینى و آشناساختن دیگران با این حماسه جاویدان الهى کوشش نمایند.

  • بانوان محترم ضمن شرکت در مجالس امام حسین علیه السلام شأن و وقار و متانت خویش را حفظ نمایند و با شیوه‏اى که مناسب یک زن مسلمان و علاقمند به مکتب حسینى است، در مجالس و محافل عزادارى شرکت کنند وخداى ناکرده این امر مهمّ دینى را با پوشش نادرست و حرکات ناپسند، به گناه آلوده نسازند که مسئولیّت بسیار سنگینى دارد.

  • هر چند عزادارى خامس آل‏عبا علیه السلام از افضل قُربات است و سبب احیاى مکتب حسینى و بقاى شریعت مى‏شود، ولى بر مؤمنین لازم است این عمل ارزشمند را با امور موهن و زننده و ناپسند آلوده نسازند.

  • نقل شده است هنگامى که زنان و فرزندان خاندان هاشمى را از شام به سمت مدینه حرکت دادند؛ در میان راه از راهنماى قافله خواستند آن‌ ها را به کربلا ببرد، تا تجدید دیدارى با شهیدان کربلا شود. هنگامی که به آن سرزمین رسیدند، مشاهده کردند که جابر بن عبداللّه انصارى و جمعى از بنی هاشم براى زیارت قبر حسین علیه السلام به کربلا آمده‏ اند. این دو قافله وقتى با یکدیگر ملاقات کردند، دیدارشان همراه با اندوه، گریه و بر سر و صورت زدن بود و به این ترتیب ماتمى جانسوز در آن سرزمین برپا کردند. هر چند در روایات درباره سینه زدن بر مصائب اهل‏بیت علیهم السلام مطلبى یافت نشده است؛ ولى تعبیر به «لطم» ظاهراً شامل سینه زنى نیز مى‏شود.

  • به سر و سینه زدن در عزا و مصیبت بزرگى همچون مصائب امام حسین علیه السلام امرى عادى و طبیعى است. همان‏گونه که متعارف است مردم در مرگ عزیزترین عزیزان خویش به سر و سینه مى‏زنند. هر چند لازم است از کارهاى موهن و نادرست پرهیز شود. متأسّفانه بعضى از عوام دست به کارهاى زننده‏اى مى‏زنند که اثر منفى در شکوه و عظمت مراسم حسینى دارد و باید عقلاى قوم آن‏ها را با زبان خوب از این گونه اعمال زننده باز دارند.

  • تشکیل مجالس سوگوارى و محافل عزادارى براى ابى عبداللّه الحسین علیه السلام از شیوه‏هاى معمول اقامه عزاست؛ علاقمندان به مکتب حسینى با برپایى چنین مجالسى، از اهداف عالى و ارزشمند قیام امام حسین علیه السلام آگاه مى‏شوند و بر مصائب آن حضرت ویارانش اشک مى‏ریزند و این مجالس همواره وسیله مهمّى براى بیدارى و آگاهى توده‏هاى مردم بوده است.
    امام صادق علیه السلام به یکى از یارانش به نام «فضیل» فرمود: آیا تشکیل مجلس مى‏دهید و با یکدیگر پیرامون معارف دینى و فضایل اهل بیت علیهم السلام گفتگو مى‏کنید؟ فضیل پاسخ داد: آرى.
    امام علیه السلام فرمود: «إِنَّ تِلْکَ الَمجالِسَ أُحِبُّها، فَأَحْیُوا أَمْرَنا، فَرَحِمَ اللَّهُ مَنْ أَحْیا أَمْرَنا؛ چنین‏ مجالسى را دوست مى‏دارم. مکتب ما را زنده نگه دارید؛ خداوند رحمت کند کسى را که مکتب ما را احیا کند».

  • لازم به یادآورى است که هر چند فقها بر اساس روایات به کراهت لباس سیاه به خصوص در نماز فتوا داده‏اند، ولى پوشیدن آن براى عزاى امام حسین علیه السلام کراهتى ندارد و شاید رجحان نیز داشته باشد، زیرا جنبه تعظیم شعائر بر آن غلبه دارد.

  • مرسوم و معمول میان مردم آن است که در غم مرگ عزیزان، لباس سیاه بر تن مى‏کنند و این رنگ لباس را، علامت ماتم و عزا مى‏دانند. بنابراین، یکى از راه‏ها و شیوه‏هاى مطلوب عزادارى براى خامس آل عبا، پوشیدن لباس سیاه در سالروز شهادت آن حضرت یا ایّام محرّم است. در تاریخ مى‏خوانیم: هنگامى که حسین بن على علیه السلام به شهادت رسید، زنان بنى‏هاشمى لباس‏هاى سیاه و خشن پوشیدند.<< لَمَّا قُتِلَ الْحُسَیْنُ بْنُ عَلِىٍّ صَلَواتُ اللَّهِ عَلَیْهِ لَبِسَ نِساءُ بَنِی هاشِمِ السَّوادَ وَ الْمُسوُحَ»  در برخى از روایات نیز آمده است: هنگامى که (بر اثر خطابه‏ها و افشاگرى‏هاى امام سجّاد علیه السلام و حضرت زینب علیها السلام) یزید به خاندان هاشمى اجازه داد در دمشق عزادارى کنند، زنان هاشمى و قرشى لباس سیاه بر تن پوشیدند و به مدّت هفت روز براى امام حسین علیه السلام و شهداى کربلا عزادارى کردند.

  • گریه کردن بر مصائب امام حسین علیه السلام نیز از شیوه‏هاى معمول عزادارى است و مورد سفارش نیز قرار گرفته است. امام رضا علیه السلام فرمود: «فَعَلى مِثْلِ الْحُسَیْنِ فَلْیَبْکِ الْباکُونَ؛ بر همانند حسین باید گریه کنندگان، گریه کنند».
    روایاتى که ترغیب به گریه بر ابى عبداللّه علیه السلام دارد، فراوان است. البتّه نباید فراموش کرد که این گریه‏ها جنبه شخصى ندارد، و در واقع اعلام جنگ و ستیز با ظالمان وستمگران مى‏باشد.

  • از شیوه‏ هاى معمول در عزادارى و سوگوارى، اشک ریختن است که به طور طبیعى هر انسانى در غم فراق عزیزى اندوه گین می ‏شود و اشک می ‏ریزد.
    در روایات می ‏خوانیم هنگامى که ابراهیم فرزند رسول خدا صلى الله علیه و آله از دنیا رفت، آن حضرت در مرگ او گریست و هنگامى که برخى از اصحاب معترضانه از آن حضرت سبب گریه را پرسیدند، فرمود: «تَدْمَعُ الْعَیْنُ، وَ یُوجَعُ الْقَلْبُ، وَ لا نَقُولُ ما یُسْخِطُ الرَّبَّ؛ چشم میگرید و قلب به درد می آید ولى بر زبان سخنى که موجب خشم خدا شود، جارى نمی سازیم».

  • اصل عزادارى و سوگوارى بر امام حسین علیه السلام و یاران باوفایش مورد سفارش و تأکید اولیاى دین بوده است. شیعیان و علاقمندان به سرور آزادگان حسین بن على علیه السلام نیز در طول تاریخ، از سوگوارى و عزادارى براى آن حضرت غافل نبوده‏اند. امروز نیز در هر نقطه‏اى از جهان که مسلمانان آگاه به ماجراى کربلا حضور دارند، حدّاقل در دهه‏ی نخست محرّم و به ویژه روزهاى تاسوعا و عاشورا به خیل عزاداران حسینى مى‏پیوندند و به اندازه توان خود، ابراز ارادت مى‏کنند. در این قسمت شیوه‏هاى مطلوب عزادارى را به طور فشرده یادآور مى‏شویم

  • اصل عزادارى و سوگوارى بر امام حسین علیه السلام و یاران باوفایش مورد سفارش و تأکید اولیاى دین بوده است. شیعیان و علاقمندان به سرور آزادگان حسین بن على علیه السلام نیز در طول تاریخ، از سوگوارى و عزادارى براى آن حضرت غافل نبوده‏اند. امروز نیز در هر نقطه‏اى از جهان که مسلمانان آگاه به ماجراى کربلا حضور دارند، حدّاقل در دهه‏ی نخست محرّم و به ویژه روزهاى تاسوعا و عاشورا به خیل عزاداران حسینى مى‏پیوندند و به اندازه توان خود، ابراز ارادت مى‏کنند. در این قسمت شیوه‏هاى مطلوب عزادارى را به طور فشرده یادآور مى‏شویم.

  • امروزه دشمنان اسلام براى محو و نابودى این آیین پاک که مزاحم منافع نامشروع آنهاست، مى‏کوشند مراسم عزاى حسینى را از محتوا خالى کنند و روح حماسى آن را بگیرند و درس‏هایى که در جاى جاى این حماسه بزرگ تاریخى نهفته است، به فراموشى بسپارند. بر خطباى آگاه، مدّاحان با هدف، نویسندگان شجاع و بیدار لازم است که در حفظ محتواى این حماسه بزرگ تاریخ بکوشند و از آن براى نجات ملّت‏هاى مظلوم جهان عموماً و مسلمین ستمدیده خصوصاً بهترین درس‏ها را بگیرند.

  • اگر یک نگاه اجمالى- ولى با دقّت- به تاریخ کربلا از روز نخست تا امروز بیفکنیم، شاهد تغییر فاحشى در برداشت‏هاى پیرامون این مکتب از این تاریخ خواهیم بود. در آغاز، عاشورا به صورت یک حماسه ظهور کرد؛ سپس فقط به صورت یک حادثه غم‏انگیز توأم با اشک و آه درآمد، و در قرن اخیر بار دیگر چهره آغازین خود را بازیافت، یعنى در میان سیل اشک و آه عاشقان مکتب حسینى، روح حماسى خود را نیز آشکار ساخت و توده‏هاى مسلمین را به حرکت درآورد.

  • بر مؤمنین لازم است از سرودن اشعار نامناسب و سبک و دور از شأن اهل‌‌بیت «علیهم‌‌‌‌السلام» یا کفرآمیز و غلوگونه اجتناب ورزند و از اختلاط زن و مرد در تشکیل محافل، مجالس و دسته‌‏ها پرهیز نمایند و از قمه‌زدن و حرکاتى که موجب وهن شیعه در جهان است و بهانه به دست دشمن مى‏‌دهد و ضرر و زیان بر بدن وارد مى‏‌کند، دورى کنند.

  •  در میان فرماندهان و رزم‌آوران غالباً سنگدلی به‌عنوان صلابت حاکم است و آنان که اهل عواطف و سوزوگداز باشند اهل صلابت نیستند ولی هنر مردان خدا این است که این دو ویژگی را به هم‌آمیخته‌اند؛ امام حسین (ع) نیز جزء مردانی است که درنهایت صلابت، باعاطفه است و در عزای عزیزان خود اشک می‌ریزد.

     

  • یک روز على بن ابى طالب گریان نزد پیغمبر (ص) آمد و می گفت‏ «إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ راجِعُونَ‏» رسول خدا (ص) به او فرمود اى على چرا گریه می کنى؟ عرض کرد یا رسول اللَّه مادرم فاطمه بنت اسد وفات نمود. پیغمبر گریست و فرمود اگر مادر تو بود، مادر من هم بود این عمامه مرا با این پیراهنم برگیر و او را در آن کفن کن و به زنها بگو خوب غسلش بدهند و بیرونش نبر تا من بیایم که کار او با من است پیغمبر پس از ساعتى آمد و جنازه او را برآورد و بر او نمازى خواند که بر دیگرى مانند آن را نخوانده بود و چهل تکبیر بر او گفت و در قبر او خوابید بى ‏ناله و حرکت و على و حسن (ع) را با خود وارد قبر کرد و چون از کار خود فارغ شد به على و حسن فرمود از قبر بیرون شدند و خود را بالین فاطمه کشانید تا بالاى سرش رسید و فرمود اى فاطمه من محمد سید اولاد آدم هستم و بر خود نبالم اگر منکر و نکیر آمدند و از تو پرسیدند پروردگارت کیست؟ بگو خدا پروردگار من است و محمد پیغمبر من است و اسلام دین من است و قرآن کتاب من و پسرم امام و ولى من است

  • خدایا فاطمه را به قول حق برجای دار و از قبر او بیرون آمد و چند مشت خاک روى آن پاشید و دو دست بر هم زد و آن را تکانید و فرمود به آن که جان محمد به دست او است فاطمه دست بر هم زدنم را شنید. عمار بن یاسر از جا برخاست و عرض کرد پدرم و مادرم قربانت یا رسول اللَّه نمازى بر او خواندى که بر احدى پیش از او نخواندى؟ فرمود اى ابو یقظان او لائق آن بود. ابو طالب فرزندان بسیار داشت و روزی آنها فراوان و روزی ما کم این فاطمه مرا سیر می کرد و آنها را گرسنه می داشت مرا جامه در بر می کرد و آنها برهنه بودند و مرا با صابون می شست و آنها ژولیده بودند، عرض کرد چرا چهل تکبیر بر او گفتى؟ فرمود به راست خود نگریستم چهل صف فرشته حاضر بودند براى هر صفى تکبیرى گفتم، عرض کرد بى‏ ناله و حرکت در قبر دراز کشیدى؟ فرمود مردم روز قیامت برهنه محشور شوند و من از خدا به اصرار خواستم که او را با ستر عورت محشور کند به آن که جان محمد در دست او است از قبرش بیرون نشدم تا دیدم دو چراغ نور بالاى سر او است و دو چراغ نور برابر او و دو چراغ نور نزد پاهاى او و دو فرشته بر قبر او موکلند که تا روز قیامت برایش آمرزش جویند

  • یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تُحِلُّوا شَعائِرَ اللَّهِ وَ لاَ الشَّهْرَ الْحَرامَ وَ لاَ الْهَدْیَ وَ لاَ الْقَلائِدَ وَ لاَ آمِّینَ الْبَیْتَ الْحَرامَ یَبْتَغُونَ فَضْلاً مِنْ رَبِّهِمْ وَ رِضْواناً وَ إِذا حَلَلْتُمْ فَاصْطادُوا وَ لا یَجْرِمَنَّکُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ أَنْ صَدُّوکُمْ عَن‏الْمَسْجِدِ الْحَرامِ أَنْ تَعْتَدُوا وَ تَعاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَ التَّقْوى‏ وَ لا تَعاوَنُوا عَلَى الْإِثْمِ وَ الْعُدْوانِ وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَدیدُ الْعِقابِ.* (سوره مبارکه مائده، آیه ۲)

    اى کسانى که ایمان آورده ‏اید، حرمت شعایر خدا و ماه حرام و قربانى بى ‏نشان و قربانیهاى قلاده دار و راهیان بیت الحرام را که فضل و خشنودى پروردگار خود را مى ‏طلبند؛ نگاه دارید. و چون از احرام بیرون آمدید [مى‏ توانید] شکار کنید و البتّه نباید کینه‏ توزى گروهى که شما را از مسجد الحرام باز داشتند، شما را به تعدّى وادارد و در نیکوکارى و پرهیزگارى با یکدیگر همکارى کنید و در گناه و تعدّى دستیار هم نشوید و از خدا پروا کنید که خدا سخت‏ کیفر است.

  • حضرت امام رضا (علیه السّلام) درباره ثواب و اهمیت ذکر مصیبت خاندان عصمت (علیهم السّلام) فرموده اند:

    حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ إِبْرَاهِیمَ بْنِ إِسْحَاقَ رَحِمَهُ اللَّهُ قَالَ أَخْبَرَنَا أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ الْهَمْدَانِیُّ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ فَضَّالٍ عَنْ أَبِیهِ قَالَ قَالَ الرِّضَا (ع):‏ مَنْ تَذَکَّرَ مُصَابَنَا وَ بَکَى لِمَا ارْتُکِبَ مِنَّا کَانَ مَعَنَا فِی دَرَجَتِنَا یَوْمَ الْقِیَامَهِ وَ مَنْ ذُکِّرَ بِمُصَابِنَا فَبَکَى وَ أَبْکَى لَمْ تَبْکِ عَیْنُهُ یَوْمَ تَبْکِی الْعُیُونُ وَ مَنْ جَلَسَ مَجْلِساً یُحْیَا فِیهِ أَمْرُنَا لَمْ یَمُتْ قَلْبُهُ یَوْمَ تَمُوتُ الْقُلُوبُ.(۱)

    محمد بن ابراهیم بن اسحاق (رحمه الله) از احمد بن محمد همدانی از علی بن حسن بن علی فضال از پدرش نقل کرده است که حضرت امام رضا (علیه السّلام) فرمودند: هر که یاد مصیبت ما کند و به خاطر آنچه با ما کردند؛ بگرید روز قیامت با ما در درجه ما است و هر که یاد مصیبت ما کند و بگرید و بگریاند دیده ‏اش گریان نشود روزى که همه دیده ‏ها گریان است و هر که بنشیند در مجلسى که امر ما در آن زنده مى ‏شود دلش نمیرد روزى که دلها بمیرد.

  • *إنَّ الصَّفا وَ الْمَرْوَهَ مِنْ شَعائِرِ اللَّهِ فَمَنْ حَجَّ الْبَیْتَ أَوِ اعْتَمَرَ فَلا جُناحَ عَلَیْهِ أَنْ یَطَّوَّفَ بِهِما وَ مَنْ تَطَوَّعَ خَیْراً فَإِنَّ اللَّهَ شاکِرٌ عَلیمٌ *(سوره مبارکه بقره، آیه ۱۵۸)

    «صفا» و «مروه» از شعائر (و نشانه‏هاى) خداست. بنابراین کسانى که حج خانه خدا و یا عمره انجام مى ‏دهند، مانعى نیست که بر آن دو طواف کنند (و سعىِ صفا و مروه انجام دهند. و هرگز اعمال بى ‏رویّه مشرکان که بتهایى بر این دو کوه نصب کرده بودند، از موقعیّت این دو مکان مقدّس نمى ‏کاهد.) و کسى که فرمان خدا را در انجام کارهاى نیک اطاعت کند، خداوند (در برابر عمل او) شکرگزار و (از افعال وى) آگاه است

  • احادیث بسیاری از ائمه معصومین (علیهم السّلام) به ما رسیده است که در آن برای شیعیانی که در احیای امر اهل بیت عصمت (علیهم السّلام) و عزاداری و سوگواری این خاندان تلاش می کنند اجر و ثواب بیشماری ذکر شده است. برپایی امر اهل بیت (علیهم السّلام) در واقع احیای دین خداوند متعال است. زیرا زندگی و شهادت خاندان عصمت (علیهم السّلام) در راه هدایت مردم به سوی خداوند متعال بوده است و هر گوشه از زندگی و شهادت ائمه اطهار (علیهم السّلام) مبین راه حق و روشنگر صراط مستقیم به سوی خداوند است.

  • در آیه ۳۲ سوره مبارکه حج نیز درباره شعائر الهی چنین آمده است.

    *ذلِکَ وَ مَنْ یُعَظِّمْ شَعائِرَ اللَّهِ فَإِنَّها مِنْ تَقْوَى الْقُلُوبِ.* (سوره مبارکه حج، آیه ۳۲)

    این است شعائر دین خدا و هر کس باید شعائر خدا را بزرگ و محترم بدارد و بزرگداشت آن از تقوى و پرهیزکارى دلهاست.

  • در حدیثی مشهور و معروف از پیامبر صلی الله علیه و آله آمده است: ( حسین منی و انا من حسین، احب الله من احب الحسین ؛ حسین از من و من از حسینم، خدا دوست دارد آن شخصی را که حسین را دوست بدارد).

  • امام حسین علیه السلام به حب الهی ختم می شود، پس به پا کردن شعائر امام حسین علیه السلام نیز باعث زنده ماندن شعائر الهی می گردد. ممنون از بیانات حاج فردوسی

  • شعائر مقدس حسینی -که یک نوع ممارست عملی و همه جانبه از واقعه عاشورا و فاجعه کربلا و فدا کاری امام حسین علیه السلام در راه دفاع از دین است- از شعائر الهی می باشد.

  • آبروی حسین به کهکشان می ارزد ، یک موی حسین بر دو جهان می ارزد ، گفتم که بگو بهشت را قیمت چیست ، گفتا که حسین بیش از آن می ارزد

  • عالم همه قطره و دریاست حسین ، خوبان همه بنده و مولاست حسین ، ترسم که شفاعت کند از قاتل خویش ، از بس که کَرَم دارد و آقاست حسین

  • کاش بودیم آن زمان کاری کنیم
    از تو و طفلان تو یاری کنیم
    کاش ما هم کربلایی می شدیم
    در رکاب تو فدایی می شدیم
    السلام علیک یا ابا عبدالله …

دیدگاه شما

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.