24 ژوئن

مزایای منهاج فردوسیان بر قرآن!

سؤال: منهاج فردوسیان، چه مزایایی بر قرآن کریم دارد؟

جواب: قرآن کریم، تنها کتاب آسمانی‌ای است که بدون تحریف، در اختیار ماست. به عبارت دیگر، برترین سند و معتبرترین مستند برای رسیدن به کمال و سعادت در روزگار کنونی است. زمانی بر بشر گذشت که صحف ابراهیم (علیه‌السلام)، زبور داوود (علیه‌السلام)، تورات موسی (علیه‌السلام) و انجیل عیسی (علیه‌السلام)، برترین کتاب‌های مقدس آسمانی بودند ولی دست خیانت شیاطین جن و انس، آن کتاب‌ها را از مقدس بودن انداخت و با تحریف گسترده، پیام الهی آن را دگرگون ساخت. پس این نکته باید مدّ نظر باشد که معتبرترین و مقدس‌ترین متن موجود، قرآن کریم است. اما وقتی پای مقایسه‌ی تعالیم (دیدگاه‌های نظری و احکام عملی) آن با برنامه‌ی تربیتی منهاج فردوسیان می‌رسد، به چند نکته باید توجه نمود، نکاتی که برتری منهاج فردوسیان برای برنامه‌ی تربیتی بودن بر قرآن کریم را می‌رساند.

نکته‌ی اول: قرآن کریم، برنامه‌ی مرحله‌بندی نیست. به این معنی که نمی‌توان از اولین آیات و آغازین سوره‌ها، شروع به عمل نمود و آخرین درجه‌ی سیر بشر را سوره‌های پایانی و آیات انتهایی قرآن دانست. تمام علمای اسلام (شیعه و عامه) بر این نکته اتفاق نظر دارند که قرآن کریم، مرحله‌بندی و طبقه‌بندی نیست. برخی احکام، در چند آیه‌ی مختلف و چند سوره‌ی مختلف بیان شده است. برخی حکایات، در چند آیه‌ و سوره‌ی مختلف آمده است، حتی قسمتی از یک حکایت،‌در سوره‌ای و قسمت دیگر آن در سوره‌ی دیگری آمده است. همچنین «دیدگاه‌ها» و «احکام عملی»، در هم آمیخته است و در لابلای حکایت امت‌های سابق ذکر شده است. موعظه، انذار (ترساندن) و تبشیر (بشارت‌دادن) نیز در همین مجموعه و بدون نظم قابل فهم برای ما، بیان شده است. نظم خاص قرآن کریم ـ که برای ما قابل فهم نیست ـ برخی مفسرین را بر آن داشته تا دست به چیدمان دیگری از قرآن کریم بزنند تا قابل فهم باشد. اینان «تفسیر موضوعی» قرآن کریم را ترتیب داده‌اند تا با کنار هم آوردن آیات مختلف، بهتر بتوانند به تفسیر آیات، بپردازند.

اما نظام جامع تربیتی منهاج فردوسیان، بر طبق نظم قابل فهم برای عقلا، ترتیب یافته است. نخست، تمام مطالب به دیدگاه و عمل تقسیم ‌می‌شود. یعنی «آنچه باید بدان اعتقاد داشت» و «آنچه باید بدان عمل نمود». سپس «آنچه باید بدان اعتقاد داشت»، به چهار شعبه (پایه، تکمیلی، تجمّلی و استقرائی) و «آنچه باید بدان عمل کرد»، به ده طبقه، تقسیم شده است. ملاک این تقسیم‌بندی، در کتاب «اصول استجماع منهاج فردوسیان» به تفصیل بیان شده است.

نکته‌ی دوم: آنچه در قرآن کریم بیان شده، تنها بخشی از اعتقادات و احکام اسلام عزیز است که بیشتر، احکام کلی را شامل ‌می‌شود. ولی برای دانستن تمام احکام اسلام، باید از آموزه‌های استاد اعظم (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) و جانشینان برحقّشان نیز استفاده شود. گر چه قرآن کریم، «تِبْیاناً لِکلِّ شَی‏ءٍ» (سوره‌ی نحل، آیه‌ی ۸۹. ترجمه: بیانگر همه‌چیز) است ولی هر کسی نمی‌تواند و اجازه ندارد عمق مطالب و بلندای آموزه‌های آن را درک کند؛ زیرا خود قرآن کریم می‌فرماید: «لا یمَسُّهُ إِلاَّ الْمُطَهَّرُون‏» (سوره‌ی واقعه، آیه‌ی ۷۹. ترجمه: و جز پاکان نمى‏توانند به آن دست زنند [دست یابند]) و امیر المؤمنین (علیه‌السلام) بعد از ذکر این آیه می‌فرمایند‌: «یعْنِی لَا ینَالُهُ کلَّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ‏ إِیانَا عَنَى. نَحْنُ‏ الَّذِینَ أَذْهَبَ اللهُ عَنَّا الرِّجْسَ وَ طَهَّرَنَا تَطْهِیراً» (کتاب سلیم بن قیس هلالی، جلد ۲، صفحه‌ی ۸۴۷. ترجمه: یعنی جز پاکان، به همه‌اش دسترسی نیابند. ما را منظور داشته است. ما آنانی هستیم که خدا، ناپاکی را از ما برد و ما را پاک کرد، پاک کردنی)

از سوی دیگر، استاد اعظم (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) بارها سفارش به مراجعه به قرآن کریم و جانشینانشان، با هم، می‌کردند. از بارزترینِ این سفارشات، حدیث متواتر است که می‌فرمایند: «إِنِّی تَارِک فِیکمْ أَمْرَینِ إِنْ أَخَذْتُمْ بِهِمَا لَنْ تَضِلُّوا، کتَابَ اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ أَهْلَ بَیتِی عِتْرَتِی» (کافی، محدث کلینی، جلد ۱، صفحه‌ی ۲۹۲. ترجمه: من در میان شما، دو امر می‌گذارم، اگر آن‌دو را بگیرید، هرگز گمراه نشوید؛ کتاب خدای عز و جل و خانواده‌ام، دودمانم) بدین جهت، سخن دشمن خدا که گفت: «عِندَنا کتابُ اللهِ حَسبُنا» را مردود می‌شماریم و چنگ زدن به قرآن کریم برای رسیدن به کمال و سعادت را کافی نمی‌دانیم.

اما نظام جامع تربیتی منهاج فردوسیان، جامع آیات و روایات است؛ یعنی هم اعتقادات و احکام قرآن و هم اعتقادات و احکام عملی عترت طاهرین (علیهم‌السلام) را در بر می‌گیرد. به عبارت دیگر، منهاج فردوسیان، هم «قرآن» دارد و هم «عترت» ولی قرآن از تفاسیر اهل بیت (علیهم‌السلام) خالی است.

نکته‌ی سوم: قرآن کریم، به تصریح خود، دارای «مُحکم و مُتشابه» است؛ می‌فرماید: «هُوَ الَّذِی أَنزَلَ عَلَیک الْکتَابَ مِنْهُ آیاتٌ مُّحْکمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْکتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ فَأَمَّا الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ زَیغٌ فَیتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاء الْفِتْنَهِ وَابْتِغَاء تَأْوِیلِهِ» (سوره‌ی آل عمران، آیه‌ی ۷. ترجمه: اوست کسى که این کتاب [= قرآن] را بر تو فرو فرستاد پاره‏‌اى از آن آیات محکم [= صریح و روشن] است. آنها اساس کتابند و [پاره‌‏اى] دیگر متشابهاتند [که تأویل ‏پذیرند] اما کسانى که در دل‌هایشان انحراف است براى فتنه‏‌جویى و طلب تأویل آن [به دلخواه خود] از متشابه آن پیروى مى‌‏کنند) که اگر کسی دارای مریضی قلب باشد، به پیروی از متشابهات افتاده و علاوه بر گمراهی، گمراه‌کننده نیز خواهد شد.

اما نظام جامع تربیتی منهاج فردوسیان، فقط مجموعه‌ای از محکمات اعتقادی و عملی است و هیچگونه متشابهی در آن نیامده است. بدین سبب، حتی آنان که در ابتدای راه پاکسازی دل از اعتقادات باطل و پاکسازی اعضا از اعمال نادرست هستند، می‌توانند به راحتی و بدون هر گونه دغدغه، به فراگیری آن مشغول شوند و ترس گمراه‌شدن و بیم گمراه‌کننده‌شدن بر آنان نیست.

موفق باشید
حاج فردوسی

کلمات کلیدی: , , ,

94

 
 
 
60 نویسندگان
34 پاسخ‌ها
1 دنبال کنندگان
 
مرتب کردن بر اساس بیشترین بازخورد
مرتب کردن بر اساس داغ‌ترین دیدگاه
12 نویسندگان برتر
  مشترک شوید  
اشتراک برای:
ناشناس

سلام وقت بخير التماس دعا دارم براي ي كار خيلي مهم ميشه لطفا برام دعا كنيد

ناشناس

سلام كجا ميتونم سوْال بپرسم و دعاي خودمو بيان كنم

مجتبی

لطفا مزایای حاج فردوسی رو هم بر پیامبر رو هم شرح دهید

این مقایسه شما احمقانه است هر چند استدلاتان درست به نظر برسد .

دو چیز غیر هم شان و غیر مرتبط رو با هم مقایسه کردین .مثلا مقایسه برتری آب بر علم شیمی …

هر چند ظاهرا برتری هم به نظر برسد اما اصلا قابل مقایسه نیست

لطفا این پست احمقانه را پاک کنید

ناشناس

سلام علیکم خدمت دفتر مرکزی و حاج فردوسی
دو سوال دارم
۱. نهی کردن ازدواج با فامیل در منهاج فردوسیان آمده اگر هست لطف کنید آدرس طبقه قانون را بدهید.
٢.نهی کردن ازدواج مرد با زن بزرگتر از خودش اینم مثل سوال اول جوابش میخوام.

محمد صادق

سلام خدمت همه ی عزیزان و رهبر معنوی خودم حاج فردوسی عزیز امیدوارم بتوانم هر چه زودتر حضرت عالی را زیارت کنم انشالله هر کجا که هستین سالم و سلامت باشین …دوستان سوالی ذهنم را درگیر کرده است در مجموع برای هر محقق منصفی این حقیقت یعنی برتری اسلام بر سایر ادیان آشکار می شود . اما چرا سایر ادیان را بر حق ندانیم ؟

احمدی

به طور خلاصه در جواب شما دوست خوبم باید بگویم که همه این دین ها در متن تعالیم خود تنها خود را دین حق دانسته و همه انسان ها، حتی پیروان سایر ادیان را به سوی خود دعوت کرده اند ، در نتیجه از نظر خود این ادیان در هر زمان تنها یک دین ، حق و کامل است. پس نظریه برحق بودن همه ادیان با محتوای خود این ادیان منافات داشته و قابل قبول نیست .
آموزه های درون دینی این ادیان نیز در بسیاری موارد با هم در تضاد و تنافی است . ممکن نیست هر دو صحیح و حق باشند ؛ پس نمی توان همه ادیان را برحق دانست .
البته نباید فراموش کرد که اسلام همه آموزه های دیگر ادیان را نادرست نمی داند . معتقد است آن ها هم بهره ای از حقیقت را دارا هستند اما در سطوح پایین تر .
از نظر ما« اسلام»، دین تکامل یافتة شریعت آدم، نوح، ابراهیم، ‌موسى و عیسی(ع) است، که با تکمیل رهنمودهاى وحیانی در سایر ادیان ، این دین به عنوان کامل ترین و جامع ترین و مناسب ترین برنامه زندگی و سعادت ،برای مردم آخرالزمان -که از بهره های عقلی بالاتری نسبت به گذشتگان شان برخوردارند – نازل شده ،به همین جهت پیام آور این شریعت را خاتم انبیا معرفى کرده است ببخشید که طولانی شد تمام سعیم در کوتاهی و خلاصه نمودن بود
التماس دعا

اشکان

سلام و خسته نباشید به همه ی منهاجیون عزیز در ادامه سخنان شما دوست خوبم ودر جواب برادر عزیز و گرامی خود باید بگویم که استاد شهید مرتضى مطهرى با استناد به آیة «و من یبتغ غیرالاسلام دیناً فلن یقبل منه» (4)مى‌فرماید : دین، تسلیم است، ‌ولى حقیقت تسلیم در هر زمان، ‌شکلى دارد .در این زمان، شکل آن، ‌دین گران مایه‌اى است که به دست حضرت خاتم الانبیا ظهور یافته است. لازمه ‌تسلیم خدا بودن، پذیرفتن دستورهاى او است.
روشن است که همواره به آخرین دستور خدا باید عمل کرد . آخرین دستور همان است که آخرین رسول آورده است(5) .با وجود دستور کامل تر چه در بعد عقائد ، چه اخلاق و چه احکام عملی ، توجه و اصرار در پیروی از تعالیم ناقص ، انحراف و دوری از حق و مانند اصرار یک دانشگاهی بر تحصیل در مقطع راهنمایی است. واضح است که این امر قابل قبول نخواهد بود .

کبری

آیا این مزایایی که بیان فرمودید کامل هست یا خیر بگويید مبین و غیر مبیح و رافع و… رو مشخص کنید چون مرجع من شمایی چون واقعا رهبر معنوی ما هستید جناب آقای حاج فردوسی رهبر معنوی ما اگر کمکی خواستید من حاضرم تمام کار هام رو ول کنم تا در خدمت شما و خانواده محترم باشم و در کارها به این عالم بزرگوار کمک کنم

مینا

واااای ای جانمون اگر تو نباشی من حالم خرابه دعا کنید برم امام رضا علیه السلام رو زیارت کنم بعدشم بیام شما رو ببینم تا نفس شما بر من تاثیر بزاره من شما رو به صورت جدی و کامل به عنوان یک رهبر معنوی قبول دارم حاج فردوسی رهبر معنوی ما

یاشار

من خیلی حرف های شما رو دوست دارم آخوند به روزی هستید و مثل بقیه آخوند هاااا آدم ها رو اذیت نمی کنید و هوا شونو دارید پس خیلی ادم باحالی هستید مشتی ایشالا بر همین اساس و مبنا باقی بمونی

مقدسی

نظام تربیتی شما و طریقه کار فرهنگی شما نشان دهنده علم و مقام بالایی هست چون شما رهبر معنوی ما حاج فردوسی هستید پس باید علم کافی داشته باشید که خدارو شکر نه تنها علم کافی بلکه اگر الان تمام کتب دینی رو بریزند داخل دریا شما میتوانید با استفاده از علم کافی تون کتابی جدید بنویسید.

هاشمی

چه مزایای خوبی برای نسل جوان و نوجوان در مورد موضوعات اصلی و فرعی و مخالف دارد واقعا قابل تحسین هست بعد ها در نسل های آینده حسرتی خواهند خورد که چرا من نوعی تبعیت از این ولایت و رهبر معنوی خودم حاج فردوسی نکردم انشاالله بتونیم خوب این رهبر معنویمان حاج فردوسی حفظه رو بشناسیم و حواسمان به همه چیز باشد

مصحف

وافعا منم خیلی قبول دارم این رهبر معنوی ما حاج فردوسی رهبر معظم و باهوش و متفکر و مدرس و… هست بیایم و ازشون استفاده لازم و کافی و وافی رو در موردش بکنیم و از این چند سالی که زحمت کشیدند تا به عصر حاضر و با کمال تواضع تمام خمس و زکات علمشون که نه بلکه بیشترش رو در خدمت ما گذاشتند

محمد

این شیوه شما خیلی شیوه حساب شده و مد نظری هست برای اینکه جوانان امروزی به خاطر عدم آشنایی با قرآن و اهل بیت علیهم السلام ب مرور زمان در حال رشد منفی و سرازیر شدن به یک دین دیگری هستند و این کار شما خود مایه افتخار برای روحانیون می باشد برای این که بعضی از دزدان لباس روحانیون در حال خراب کردن و خلل وارد کردن به دین مبین اسلام هستند که اگر شما با پاسخ به شبهات جلوی این عده رو بگیرید و مانع سربزیر شدن جوانان شیعه بشوید هم در دنیا و هم در آخرت جایگاه ویژه ای برای خود ساخته اید

مجتبی

سلام دوست عزیز حرف شما حرف منطقی هست اما باید این رو دانست که فقط بحث اسلام ب میان نیست بلکه بحث مسلمان بودن هم مطرحه به این معنا که من اگر اسلام رو پذیرفتم مسلمان واقعی بشوم حالا برای شما یک مثال عرض کنم شما مسلمان میشوی اما اسلام فرموده گناه نکن و تو پول کافی برای مزدوج شدن نداری در اینجا به گناه میفتی و و حس مسلمان بودن تو را بسیار اذیت می‌کند و در هر حال دنبال یک دینی میگردی تا اون دین اجاره گناه رو ب تو داده باشه در مواقع ضروری حالا من میگم اگر یک پولدار و کسی که دارای ثروت هست و مسلمان واقعی باشه باید جلوی این انحرافات فکری و فرهنگی و اجتماعی و سیاسی رو بگیره و برای مثال عرض کنم که وسایل عروسی شما رو فراهم کنه تا دیگر به فکر تویی که مسلمان واقعی اما فقیر هستی به فکر تعویض دین خود نباشی

علی

سلام علیکم همین که شما در بحث های قرآنی نظرات کامل خودتون رو بیان میکنید در جای خود بسیار عالی هست برای اینکه جوانان امروزی حتی تا حدودی هم با قرآن کریم آشنایی ندارند

حسین

سلام علیکم من انتقادی به شما دارم و آن این است که ملاحظه کلی و جامع پیرامون حرف هایتان نمی‌کنید و همه رو در یک سطح نگاه می‌کنید کما اینکه این روش و منوال اشتباهی هست انشالله که بتونیم از این سایت بهره کافی البته با انتقاد پذیری خود شما ببریم ولی باز تشکر میکنم که مطالب خوبی در خدمت ما قرار می‌دهید تا سطح اطلاعات علمی ما بالا برود

ابوالفضل

سلام علیکم احسنت این حرف شما مصداق های مختلفی دارد از چند محور و اما محور اول اینکه فرمودید باید از پیامبر و جانشینان ایشان استفاده کرد خب در همین راستا وارد عصر حاضر می‌شویم تا بررسی کنیم و بینیم کسانی که ضد ولایت فقیه هستند اشتباه می‌کنند یا خیر و اما تابع امام بودن یعنی در عصر حاضر تابع امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف بودن بودن اما وقتی میبینم که امام زمان از دیده ها به امر الهی خارج می‌باشد باید با نقل قول های معتبر و صحیح عرفی و عقلی کسی که نائب بر حق امام زمان هست رو پیدا کنیم که با تامل بسیار میفهمیم که حضرت امام خامنه ای مدظله‌العالی نائب بر حق امام زمان هستند و هیچ مشکلی و شبهه ای وارد بر این قضیه نیست و اما محور دوم که بیان کردید کتاب خداوند متعال کلی بیان می‌کند قطعا همین است چون خود پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرموند تمسک بجویید به کتاب و اهل بیت من و همین اهل بیت علیهم السلام اگر نباشند و کسی قبول نداشته باشد یعنی جاهل به این عنوان میباشد زیرا ائمه اطهار هستند که قرآن و کتاب الهی رو شرح باید بدهند و شما در روایات اگر نگاه کنید آمده که آیات اینقدر سنگین بود که حتی در بعضی مواقع حضرت بیهوش می‌شدند و در روایات هست که وقتی حضرت آیات عذاب برشون نازل شد خیلی ناراحت شدند تا با پیشنهاد سلمان حضرت زهرا رو آوردند خدمت پیامبر و هر وقت پیامبر حضرت زهرا رو می‌دیدند آرام می‌شدند و خودشون رو کنترل می‌کردند در این موقع حضرت به زهرای مرضیه سلام الله علیها فرمودند دخترم این آیات بسیار سخت هست و گریه کردند اینجا هست که حضرت زهرا عرضه داشتند یا رسول الله من بجای شما گریه میکنم شما گریه نکنید و در این حال بود که یک بیابانی آمد خدمت پیامبر و از حضرت پرسیدند قیامت چه زمانی اتفاق می افتد که حضرت به این بیابانی فرمودند چند چیز است که هیچ کسی غیر خود ذات الله تبارک و تعالی نمی‌داند و یکی از آن مسائل زمان قیامت هست و لذا آمده اگر کسی تعیین وقت کرد پیرامون ظهور حضرت حجت دروغ گفته (کذب الوقاتون) و حضرت فرمودند این که زمان بدونیم به درد ما نمیخورد مسئله اصلی این است که چه چیزی برای آن روز آماده کرده ای که تا این را شنید ان مرد بیابانی گفت چیزی ندارم ن نمازی و ن روزه ای ولی یا رسول الله یه سوال دیگری دارم و این است که در قیامت حاکم چ کسی است که حضرت فرمودند حاکم ذوالجلال و الاکرام هست یعنی کسی که می‌بخشد اینجا بود که این بیابانی حرفی زد که خیلی از ما مردم عادی خواهیم زد و ان این است که گفت الکریم اذا قدر عفی کریم زمانی که ب قدرت برسد می‌بخشد پس ما اگر سعی کنیم ب همان قرآن هم عمل کنیم انشاالله خداوند خواهد بخشید اگر گناهی هم کرده باشیم ب شرط آن که توبه کنیم و اما محور سوم و آخرین بحث اینکه فرمودید آیه قرآن آمده و فرموده لا یمسه الا المطهرون و این آیه رو بحث نکردید که این جای بحث دارد و ممکنه کسی که قرآن نمیخواند یک موقعی یک برداشت اشتباه از این آیه بکند و خود ب خود شما مورد عقاب واقع بشوید که چرا بحث رو کاملا بیان نکردید و قضیه اون آقایی که عزم خود را جزم کرده بود تا بر علیه قرآن چیزی بنویسد تا یکی از شاگردانش میاد خدمت امام و امام می‌فرماید برو و ب استادت بگو آیا این برداشتی که از آیه قرآن کردی می‌تواند برداشت دیگری داشته باشد یا خیر و این شاگرد راه میفتد می‌رود به محضر استادش و ب استادش می‌گوید آیا این نقضی از آیه قرآن آورده اید می‌تواند برداشت دیگری داشته باشد تا این حرف رو زد استادش تعجب کرد و گفت این حرف از تو بر نمی‌آید فقط بگو چه کسی این حرف را ب تو زده است که این شاگرد در نهایت گفت فلان امام این حرف رو به من زده است و گاها ما باید عقلمون بر تمام احساساتمون غلبه کنه تا به قله های موفقیت دست پیدا کنیم
والسلام
با تشکر حرف بسیار است….

ناشناس

آیات قرآنی را باید در مجموع مورد توجه قرار داد نه اینکه تنها به یک آیه توجه کرد و از آیات دیگر غافل شد. آنچه از بررسی مجموع آیات قرآن بدست می­آید آن است که یاری خواستن از غیر خداوند تنها در صورتی شرک است که برای آن فرد، استقلال در برابر خداوند قائل شویم و او را هم عرض خداوند بدانیم.

رمضانی

اسلام به معنای تسلیم شدن و گردن نهادن است، اسلام یعنی تسلیم در مقابل دستورات دینی و الهی . قرآن کریم دین آخرین پیامبرش را از آن جهت، اسلام نامیده است که برنامه کلی آن تسلیم شدن انسان در برابر خدای یگانه، که در اثر این تسلیم شدن، جز خدای یگانه را پرستش نکند، البته پیش از پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله) حضرت ابراهیم (علیه السلام) از “مسلمان” بودن سخن گفت. 
به دیگر تعبیر، اسلام دارای دستورات و مقرراتی است که با طبیعت و سرشت انسانی هماهنگی کامل دارد؛ زیرا در آن به همه خواسته‌ها و نیازهای طبیعی و انسانی بشر توجه شده است و هیچ چیز از نظر، دور نشده و فرو گذار نگردیده است.

راضیه

به چه دلیل عقلی می‌توانیم اثبات کنیم که اسلام دین برتر و کامل است؟ اسلام یعنی چه؟

محمد رضا

سلام و خسته نباشید در جواب شما دوست خوبم باید عرض کنم که ادیان الهی و کتابهای آسمانی که خداوند بر انبیاء گذشته نازل فرمود، مورد اعتقاد کامل ماست، و آنچه در زمان حاضر موجود است اسمی از آن ادیان است، و ما اطمینان کامل به آنها نداریم (هر چند مطالب حقی هم در آنها یافت می شود) چون یا سند ندارند و یا تحریف شده اند. مثلا: تورات، دارای سه نسخه است:
نسخه عبرانی که نزد یهود و علمای پرتستان معتبر است.
نسخه سامری که نزد سامریین (طائفه دیگری از بنی اسرائیل) معتبر است.
نسخه یونانی که علمای مسیحی غیر پرتستان آنرا معتبر می شمارند.
نسخه سامریان فقط شامل پنج کتاب حضرت موسی علیهم السلام و کتاب یوشع و داوران است، و کتب دیگر عهد عتیق را معتبر نمی شمارند. مدت زمان از خلقت آدم تا طوفان نوح در نسخه اول 1656 سال است و در نسخه دوم 1307 و در نسخه سوم 1362 سالپس هر سه نمی توانند صحیح باشند

محمدیان

سلام اگر اجازه بدهید من هم جواب سوال دوست خوب و منهاجی عزیزم را بدهم ببینید تبلور اسلام در قرآن، مسیحیت در انجیل و یهود در تورات است. با تأمّل در این سه کتاب به راحتى حقانیت و برترى قرآن بر دو کتاب دیگر را مى توان دریافت نمود.(2)
کوتاه سخن : با نگاه مقایسه‌اى بین اسلام و سایر ادیان و مکاتب مى‌گوییم: دین اسلام برترى دارد، به دلیل:‌
اوّل: دین هاى امروز، توحیدشان و تصویرى که از خدا ارائه مى کنند، ‌قابل خدشه است، بر خلاف اسلام.
دوم: حقوق فردى انسان‌ها در دین هاى دیگر به صورتى که در اسلام شمولیت دارد، لحاظ نشده و گاه نادیده گرفته شده است.
سوم: در دیگر ادیان تعادل میان زندگى دنیوى و اخروى رعایت نشده است، بر خلاف اسلام.
چهارم: رهنمود‌هاى دین هاى دیگر به جهاتى ایدئالیستى‌اند، ‌مثلاً عدم خشونت بودایى‌ها و مسیحیان، در حالى که دنیا پُر است از خیر و شر و نیک و بد. از این رو در جای خودش باید خشن یا نرم بود. این دستور اسلام است. هم قانون دارد و هم اخلاق؛ یعنى رهنمودش با واقعیت‌ها همخوان است.
پنجم: اکثر دین‌ها عهده دار زندگى اجتماعى انسان‌ها نیستند، ‌یا اگر هستند، تعادلى در آن‌ها دیده نمى­شود و قوانین اجتماعى آنان سبب پایمال شدن حقوق انسان‌ها مى­شود. این وضع در اسلام بهتر است.
و باز هم موارد زیاد است اما به همین بسنده میکنم

شاهین

در جواب شما دوست خوبم باید عرض کنم که ادیان الهى، بنا به نیاز امت ها و تناسب محیط زندگانى با هم مختلف بوده، هر دینى تكمیل شده دین قبلى است و چون اسلام ، آخرین دین الهى است، تمام نیازمندى هاى بشر را براى هدایت و سعادت دارد.

بشر در دوران زندگى خود یك رشته نیازمندى هاى اصیل و ثابتى دارد و نیز در میان شئون زندگى بشر، مانند قوانین طبیعت، واقعیت هایى هست كه گذشتِ زمان از اصالت آن ها نمى كاهد; زیرا واقعیت، همیشه واقعیت است.

محمد امین

سلام و عرض خسته نباشید به همه ی منهاجیون در ادامه سخنان دوست خوبم و تکمیل سخنان ایشان باید بگویم که اساس دین اسلام بر این حقایق نهاده شده و قوانین آن بر پایه احتیاجات تكوینى و فطرى انسانى مستقر گردیده است. بعضى از این قوانین ثابت است و برخى دیگر نیز متغیر و بنابه مصلحت روز از احكام كلى دین استنباط مى شود، در نتیجه، چون تمامى نیازمندى هاى بشر براى هدایت و سعادت، در دین اسلام وجود دارد، مى توان گفت كه دینِ اسلام دین كاملى است.

آیه شریفه «الْیَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِینَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیْكُمْ نِعْمَتِى; (مائدة ، 3) امروز دین شما را كامل كردم و نعمت خود را بر شما تمام نمودم .»به این معناست كه پیامبر(صلى الله علیه وآله) با استفاده از نیروى وحى ،آخرین مرحله كمال را با تمام شرایط و خصوصیات در اختیار بشرِ حق جو قرار داده و موانع كار را نیز از سر راه آن ها برداشته ، به  طورى كه  دیگر هیچ نقصى تا قیامت براى راهنمایى انسان باقى نمانده است: «وَتَمَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ صِدْقًا وَعَدْلاً لاَّ مُبَدِّلَ لِكَلِمَـتِهِ ; (انعام ، 115) و كلام پروردگار تو، با صدق و عدل به حد تمام رسید; هیچ كس نمى تواند كلمات او را دگرگون  سازد

مهلا

هیچ کتابی برتر از قرآن نیست و عنوان موضوع شما ایراد دارد و مخاطب را به سمتی سوق می دهد که انگار قرآن دچار مشکل است

مسلمان

سلام و عرض ادب محضر همگان
ایرادی به این مطلب وارد است: وقتی خودتان در متن بیان کردید که قرآن کریم تنها کتاب آسمانی است که تاکنون دچار تحریف نشده است، آن‌وقت چطور عنوان مطلب را با لفظ «مزایایی بر قرآن کریم» درج نموده‌اید؟! این تناقض در لفظ ناشی از چه چیزی می‌تواند باشد؟ آیا منهاج فردوسی خود را مکمل و یا به نوعی کامل‌کننده‌ی کلام بی‌نقص الهی می‌داند؟ یعنی اینکه نعوذبالله خداوند دانا و حکیم، نتوانسته در قرآن آنچه برای هدایت بشر لازم است را بیان کرده و حال بعد از گذشت ۱۴۰۰ و اندی سال از نزول قرآن کریم، حاج فردوسی مدعی است که می‌تواند نقاط کور و مبهم موجود را بر قرآن بیفزاید و این افزوده‌ها حکم مزایایی بر قرآن کریم یعنی کلام الهی خواهند داشت؟ آیا با این عنوان مبهم و شبهه‌ناک که برای این مطلب انتخاب شده است، سعی در این موضوع نشده که مثلا منهاج فردوسی می‌تواند داعیه‌ی دین یا مذهبی برتر از مذهب شیعه اثنی عشری و دین برحق اسلام داشته باشد؟ اگر چنین ادعایی توسط منهاج فردوسی مطرح شده است، پس اینکه در متن به ارجحیت قرآن کریم بر تمام کتب آسمانی تأکید شده، نوعی بازی با کلمات و ایجاد شبهه در اذهان عمومی است.
ازنظر لغوی اگر بخواهیم فقط عنوان یا تیتر مطلب را بررسی کنیم، از منظر ادبیات فارسی، غالبا زمانی از واژه‌ی «بر» بهره می‌بریم که بخواهیم مفهوم غلبه و غالب بودن بر چیزی را اعلام کنیم. همچنین واژه‌ی مزایا خود دارای معانی بسیاری شامل مزیت و برتری بر چیزی یا کسی است. یعنی فی‌المثل «مزایای مورد الف بر مورد ب» یعنی ویژگی‌های خوبی که مورد الف دارد ولی مورد ب ندارد!
در این‌صورت و تنها با تکیه بر همین ایرادات لغوی، از این متن می‌توان استنباط کرد که: منهاج فردوسی سعی دارد با وارد کردن شبهات مختلف و چه بسا کوچک و غیرملموس، بر آنچه در دین و کتاب مقدس ما آمده است، غالب شود. یعنی مفهوم «مزایایی بر قرآن کریم» به نوعی این‌گونه تفسیر خواهد شد که: مزایایی که منهاج فردوسی دارد ولی قرآن کریم بطور بالقوه ندارد! پس یعنی تنها با منهاج فردوسی است که مزایای ناموجود در حالت فعلی قرآن کریم به‌صورت بالفعل درخواهد آمد. در این‌صورت، یعنی دین ما از ریشه و بنیان دچار ایرادات و ضعف‌های اساسی است که ناچارا باید در دوران‌های مختلف توسط مرام‌ها و مسلک‌های متفاوت، تکمیل و بهتر شود. خب اگر هدف این باشد، از نظر منهاج فردوسی، دین اسلام نه‌تنها کامل نیست بلکه دچار نقصان شده است و نیازمند مواردی است که باید در قالب ویژگی و مزیت بر آن افزوده شود.
حال این مطلب اگر مفهومی جز این دارد، باید در انتخاب عنوان آن ظرافت و دقت بیشتری صرف شود، وگرنه هزارویک استنباط دیگر از فقط عنوان مطلب برداشت خواهد شد، چه رسد به خود متن! از آنجا که تیتر یا عنوان هر مطلب در منظر اهل فن مهم‌ترین قسمت یک متن است، پس اگر به‌صورت سهوی این تیتر انتخاب شده، باید درخواست کرد که ضمن ویرایش عنوان این مطلب، زین پس دقت بیشتری در انتخاب عناوین مطالب شود.
اهمیت عنوان یک مطلب از آن روست که اگر کل مطلب را یک فروشگاه فرض کنیم، تیتر یا عنوان مطلب حکم سردرب و یا تابلوی تبلیغاتی آن فروشگاه (متن) را خواهد داشت. خریدار با دیدن تابلوی مغازه راغب به خرید کردن از آن فروشگاه خواهد شد.
بصیر باشیم…

ashk

منهاج فردوسیان، چه مزایایی بر قرآن کریم دارد؟
این سوال از بی سوادی و جهل کسی که اون و مطرح کرده نشأت می گیره. این شخص نه فهمیده قرآن چه جایگاه و تعریف و رسالتی داره و نه معنای و مفهوم مزیت و مزایا رو میدونه و چندین اشکال دیگر…

ناشناس

می تونستی از ادبیات بهتری استفاده کنی.
این اظهار نظرت معلوم میکنه خیلی احساسی هستی و مطلب رو نخوندی. اگر مطلب رو به دقت می‌خوندی، یک ایول جانانه به حاج فردوسی عزیز می‌گفتی.

fa فارسی
X