۳ تیر

مزایای منهاج فردوسیان بر قرآن!

سؤال: منهاج فردوسیان، چه مزایایی بر قرآن کریم دارد؟

جواب: قرآن کریم، تنها کتاب آسمانی‌ای است که بدون تحریف، در اختیار ماست. به عبارت دیگر، برترین سند و معتبرترین مستند برای رسیدن به کمال و سعادت در روزگار کنونی است. زمانی بر بشر گذشت که صحف ابراهیم (علیه‌السلام)، زبور داوود (علیه‌السلام)، تورات موسی (علیه‌السلام) و انجیل عیسی (علیه‌السلام)، برترین کتاب‌های مقدس آسمانی بودند ولی دست خیانت شیاطین جن و انس، آن کتاب‌ها را از مقدس بودن انداخت و با تحریف گسترده، پیام الهی آن را دگرگون ساخت. پس این نکته باید مدّ نظر باشد که معتبرترین و مقدس‌ترین متن موجود، قرآن کریم است. اما وقتی پای مقایسه‌ی تعالیم (دیدگاه‌های نظری و احکام عملی) آن با برنامه‌ی تربیتی منهاج فردوسیان می‌رسد، به چند نکته باید توجه نمود، نکاتی که برتری منهاج فردوسیان برای برنامه‌ی تربیتی بودن بر قرآن کریم را می‌رساند.

نکته‌ی اول: قرآن کریم، برنامه‌ی مرحله‌بندی نیست. به این معنی که نمی‌توان از اولین آیات و آغازین سوره‌ها، شروع به عمل نمود و آخرین درجه‌ی سیر بشر را سوره‌های پایانی و آیات انتهایی قرآن دانست. تمام علمای اسلام (شیعه و عامه) بر این نکته اتفاق نظر دارند که قرآن کریم، مرحله‌بندی و طبقه‌بندی نیست. برخی احکام، در چند آیه‌ی مختلف و چند سوره‌ی مختلف بیان شده است. برخی حکایات، در چند آیه‌ و سوره‌ی مختلف آمده است، حتی قسمتی از یک حکایت،‌در سوره‌ای و قسمت دیگر آن در سوره‌ی دیگری آمده است. همچنین «دیدگاه‌ها» و «احکام عملی»، در هم آمیخته است و در لابلای حکایت امت‌های سابق ذکر شده است. موعظه، انذار (ترساندن) و تبشیر (بشارت‌دادن) نیز در همین مجموعه و بدون نظم قابل فهم برای ما، بیان شده است. نظم خاص قرآن کریم ـ که برای ما قابل فهم نیست ـ برخی مفسرین را بر آن داشته تا دست به چیدمان دیگری از قرآن کریم بزنند تا قابل فهم باشد. اینان «تفسیر موضوعی» قرآن کریم را ترتیب داده‌اند تا با کنار هم آوردن آیات مختلف، بهتر بتوانند به تفسیر آیات، بپردازند.

اما نظام جامع تربیتی منهاج فردوسیان، بر طبق نظم قابل فهم برای عقلا، ترتیب یافته است. نخست، تمام مطالب به دیدگاه و عمل تقسیم ‌می‌شود. یعنی «آنچه باید بدان اعتقاد داشت» و «آنچه باید بدان عمل نمود». سپس «آنچه باید بدان اعتقاد داشت»، به چهار شعبه (پایه، تکمیلی، تجمّلی و استقرائی) و «آنچه باید بدان عمل کرد»، به ده طبقه، تقسیم شده است. ملاک این تقسیم‌بندی، در کتاب «اصول استجماع منهاج فردوسیان» به تفصیل بیان شده است.

نکته‌ی دوم: آنچه در قرآن کریم بیان شده، تنها بخشی از اعتقادات و احکام اسلام عزیز است که بیشتر، احکام کلی را شامل ‌می‌شود. ولی برای دانستن تمام احکام اسلام، باید از آموزه‌های استاد اعظم (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) و جانشینان برحقّشان نیز استفاده شود. گر چه قرآن کریم، «تِبْیاناً لِکلِّ شَی‏ءٍ» (سوره‌ی نحل، آیه‌ی ۸۹. ترجمه: بیانگر همه‌چیز) است ولی هر کسی نمی‌تواند و اجازه ندارد عمق مطالب و بلندای آموزه‌های آن را درک کند؛ زیرا خود قرآن کریم می‌فرماید: «لا یمَسُّهُ إِلاَّ الْمُطَهَّرُون‏» (سوره‌ی واقعه، آیه‌ی ۷۹. ترجمه: و جز پاکان نمى‏توانند به آن دست زنند [دست یابند]) و امیر المؤمنین (علیه‌السلام) بعد از ذکر این آیه می‌فرمایند‌: «یعْنِی لَا ینَالُهُ کلَّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ‏ إِیانَا عَنَى. نَحْنُ‏ الَّذِینَ أَذْهَبَ اللهُ عَنَّا الرِّجْسَ وَ طَهَّرَنَا تَطْهِیراً» (کتاب سلیم بن قیس هلالی، جلد ۲، صفحه‌ی ۸۴۷. ترجمه: یعنی جز پاکان، به همه‌اش دسترسی نیابند. ما را منظور داشته است. ما آنانی هستیم که خدا، ناپاکی را از ما برد و ما را پاک کرد، پاک کردنی)

از سوی دیگر، استاد اعظم (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) بارها سفارش به مراجعه به قرآن کریم و جانشینانشان، با هم، می‌کردند. از بارزترینِ این سفارشات، حدیث متواتر است که می‌فرمایند: «إِنِّی تَارِک فِیکمْ أَمْرَینِ إِنْ أَخَذْتُمْ بِهِمَا لَنْ تَضِلُّوا، کتَابَ اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ أَهْلَ بَیتِی عِتْرَتِی» (کافی، محدث کلینی، جلد ۱، صفحه‌ی ۲۹۲. ترجمه: من در میان شما، دو امر می‌گذارم، اگر آن‌دو را بگیرید، هرگز گمراه نشوید؛ کتاب خدای عز و جل و خانواده‌ام، دودمانم) بدین جهت، سخن دشمن خدا که گفت: «عِندَنا کتابُ اللهِ حَسبُنا» را مردود می‌شماریم و چنگ زدن به قرآن کریم برای رسیدن به کمال و سعادت را کافی نمی‌دانیم.

اما نظام جامع تربیتی منهاج فردوسیان، جامع آیات و روایات است؛ یعنی هم اعتقادات و احکام قرآن و هم اعتقادات و احکام عملی عترت طاهرین (علیهم‌السلام) را در بر می‌گیرد. به عبارت دیگر، منهاج فردوسیان، هم «قرآن» دارد و هم «عترت» ولی قرآن از تفاسیر اهل بیت (علیهم‌السلام) خالی است.

نکته‌ی سوم: قرآن کریم، به تصریح خود، دارای «مُحکم و مُتشابه» است؛ می‌فرماید: «هُوَ الَّذِی أَنزَلَ عَلَیک الْکتَابَ مِنْهُ آیاتٌ مُّحْکمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْکتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ فَأَمَّا الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ زَیغٌ فَیتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاء الْفِتْنَهِ وَابْتِغَاء تَأْوِیلِهِ» (سوره‌ی آل عمران، آیه‌ی ۷. ترجمه: اوست کسى که این کتاب [= قرآن] را بر تو فرو فرستاد پاره‏‌اى از آن آیات محکم [= صریح و روشن] است. آنها اساس کتابند و [پاره‌‏اى] دیگر متشابهاتند [که تأویل ‏پذیرند] اما کسانى که در دل‌هایشان انحراف است براى فتنه‏‌جویى و طلب تأویل آن [به دلخواه خود] از متشابه آن پیروى مى‌‏کنند) که اگر کسی دارای مریضی قلب باشد، به پیروی از متشابهات افتاده و علاوه بر گمراهی، گمراه‌کننده نیز خواهد شد.

اما نظام جامع تربیتی منهاج فردوسیان، فقط مجموعه‌ای از محکمات اعتقادی و عملی است و هیچگونه متشابهی در آن نیامده است. بدین سبب، حتی آنان که در ابتدای راه پاکسازی دل از اعتقادات باطل و پاکسازی اعضا از اعمال نادرست هستند، می‌توانند به راحتی و بدون هر گونه دغدغه، به فراگیری آن مشغول شوند و ترس گمراه‌شدن و بیم گمراه‌کننده‌شدن بر آنان نیست.

موفق باشید
حاج فردوسی

کلمات کلیدی: , , ,

94

 
 
 
60 نویسندگان
34 پاسخ‌ها
1 دنبال کنندگان
 
مرتب کردن بر اساس بیشترین بازخورد
مرتب کردن بر اساس داغ‌ترین دیدگاه
12 نویسندگان برتر
  مشترک شوید  
اشتراک برای:
ناشناس

سلام وقت بخير التماس دعا دارم براي ي كار خيلي مهم ميشه لطفا برام دعا كنيد

ناشناس

سلام كجا ميتونم سوْال بپرسم و دعاي خودمو بيان كنم

مجتبی

لطفا مزایای حاج فردوسی رو هم بر پیامبر رو هم شرح دهید

این مقایسه شما احمقانه است هر چند استدلاتان درست به نظر برسد .

دو چیز غیر هم شان و غیر مرتبط رو با هم مقایسه کردین .مثلا مقایسه برتری آب بر علم شیمی …

هر چند ظاهرا برتری هم به نظر برسد اما اصلا قابل مقایسه نیست

لطفا این پست احمقانه را پاک کنید

ناشناس

سلام علیکم خدمت دفتر مرکزی و حاج فردوسی
دو سوال دارم
۱. نهی کردن ازدواج با فامیل در منهاج فردوسیان آمده اگر هست لطف کنید آدرس طبقه قانون را بدهید.
٢.نهی کردن ازدواج مرد با زن بزرگتر از خودش اینم مثل سوال اول جوابش میخوام.

محمد صادق

سلام خدمت همه ی عزیزان و رهبر معنوی خودم حاج فردوسی عزیز امیدوارم بتوانم هر چه زودتر حضرت عالی را زیارت کنم انشالله هر کجا که هستین سالم و سلامت باشین …دوستان سوالی ذهنم را درگیر کرده است در مجموع برای هر محقق منصفی این حقیقت یعنی برتری اسلام بر سایر ادیان آشکار می شود . اما چرا سایر ادیان را بر حق ندانیم ؟

احمدی

به طور خلاصه در جواب شما دوست خوبم باید بگویم که همه این دین ها در متن تعالیم خود تنها خود را دین حق دانسته و همه انسان ها، حتی پیروان سایر ادیان را به سوی خود دعوت کرده اند ، در نتیجه از نظر خود این ادیان در هر زمان تنها یک دین ، حق و کامل است. پس نظریه برحق بودن همه ادیان با محتوای خود این ادیان منافات داشته و قابل قبول نیست .
آموزه های درون دینی این ادیان نیز در بسیاری موارد با هم در تضاد و تنافی است . ممکن نیست هر دو صحیح و حق باشند ؛ پس نمی توان همه ادیان را برحق دانست .
البته نباید فراموش کرد که اسلام همه آموزه های دیگر ادیان را نادرست نمی داند . معتقد است آن ها هم بهره ای از حقیقت را دارا هستند اما در سطوح پایین تر .
از نظر ما« اسلام»، دین تکامل یافتة شریعت آدم، نوح، ابراهیم، ‌موسى و عیسی(ع) است، که با تکمیل رهنمودهاى وحیانی در سایر ادیان ، این دین به عنوان کامل ترین و جامع ترین و مناسب ترین برنامه زندگی و سعادت ،برای مردم آخرالزمان -که از بهره های عقلی بالاتری نسبت به گذشتگان شان برخوردارند – نازل شده ،به همین جهت پیام آور این شریعت را خاتم انبیا معرفى کرده است ببخشید که طولانی شد تمام سعیم در کوتاهی و خلاصه نمودن بود
التماس دعا

اشکان

سلام و خسته نباشید به همه ی منهاجیون عزیز در ادامه سخنان شما دوست خوبم ودر جواب برادر عزیز و گرامی خود باید بگویم که استاد شهید مرتضى مطهرى با استناد به آیة «و من یبتغ غیرالاسلام دیناً فلن یقبل منه» (4)مى‌فرماید : دین، تسلیم است، ‌ولى حقیقت تسلیم در هر زمان، ‌شکلى دارد .در این زمان، شکل آن، ‌دین گران مایه‌اى است که به دست حضرت خاتم الانبیا ظهور یافته است. لازمه ‌تسلیم خدا بودن، پذیرفتن دستورهاى او است.
روشن است که همواره به آخرین دستور خدا باید عمل کرد . آخرین دستور همان است که آخرین رسول آورده است(5) .با وجود دستور کامل تر چه در بعد عقائد ، چه اخلاق و چه احکام عملی ، توجه و اصرار در پیروی از تعالیم ناقص ، انحراف و دوری از حق و مانند اصرار یک دانشگاهی بر تحصیل در مقطع راهنمایی است. واضح است که این امر قابل قبول نخواهد بود .

کبری

آیا این مزایایی که بیان فرمودید کامل هست یا خیر بگويید مبین و غیر مبیح و رافع و… رو مشخص کنید چون مرجع من شمایی چون واقعا رهبر معنوی ما هستید جناب آقای حاج فردوسی رهبر معنوی ما اگر کمکی خواستید من حاضرم تمام کار هام رو ول کنم تا در خدمت شما و خانواده محترم باشم و در کارها به این عالم بزرگوار کمک کنم

مینا

واااای ای جانمون اگر تو نباشی من حالم خرابه دعا کنید برم امام رضا علیه السلام رو زیارت کنم بعدشم بیام شما رو ببینم تا نفس شما بر من تاثیر بزاره من شما رو به صورت جدی و کامل به عنوان یک رهبر معنوی قبول دارم حاج فردوسی رهبر معنوی ما

یاشار

من خیلی حرف های شما رو دوست دارم آخوند به روزی هستید و مثل بقیه آخوند هاااا آدم ها رو اذیت نمی کنید و هوا شونو دارید پس خیلی ادم باحالی هستید مشتی ایشالا بر همین اساس و مبنا باقی بمونی

مقدسی

نظام تربیتی شما و طریقه کار فرهنگی شما نشان دهنده علم و مقام بالایی هست چون شما رهبر معنوی ما حاج فردوسی هستید پس باید علم کافی داشته باشید که خدارو شکر نه تنها علم کافی بلکه اگر الان تمام کتب دینی رو بریزند داخل دریا شما میتوانید با استفاده از علم کافی تون کتابی جدید بنویسید.

هاشمی

چه مزایای خوبی برای نسل جوان و نوجوان در مورد موضوعات اصلی و فرعی و مخالف دارد واقعا قابل تحسین هست بعد ها در نسل های آینده حسرتی خواهند خورد که چرا من نوعی تبعیت از این ولایت و رهبر معنوی خودم حاج فردوسی نکردم انشاالله بتونیم خوب این رهبر معنویمان حاج فردوسی حفظه رو بشناسیم و حواسمان به همه چیز باشد

مصحف

وافعا منم خیلی قبول دارم این رهبر معنوی ما حاج فردوسی رهبر معظم و باهوش و متفکر و مدرس و… هست بیایم و ازشون استفاده لازم و کافی و وافی رو در موردش بکنیم و از این چند سالی که زحمت کشیدند تا به عصر حاضر و با کمال تواضع تمام خمس و زکات علمشون که نه بلکه بیشترش رو در خدمت ما گذاشتند

محمد

این شیوه شما خیلی شیوه حساب شده و مد نظری هست برای اینکه جوانان امروزی به خاطر عدم آشنایی با قرآن و اهل بیت علیهم السلام ب مرور زمان در حال رشد منفی و سرازیر شدن به یک دین دیگری هستند و این کار شما خود مایه افتخار برای روحانیون می باشد برای این که بعضی از دزدان لباس روحانیون در حال خراب کردن و خلل وارد کردن به دین مبین اسلام هستند که اگر شما با پاسخ به شبهات جلوی این عده رو بگیرید و مانع سربزیر شدن جوانان شیعه بشوید هم در دنیا و هم در آخرت جایگاه ویژه ای برای خود ساخته اید

مجتبی

سلام دوست عزیز حرف شما حرف منطقی هست اما باید این رو دانست که فقط بحث اسلام ب میان نیست بلکه بحث مسلمان بودن هم مطرحه به این معنا که من اگر اسلام رو پذیرفتم مسلمان واقعی بشوم حالا برای شما یک مثال عرض کنم شما مسلمان میشوی اما اسلام فرموده گناه نکن و تو پول کافی برای مزدوج شدن نداری در اینجا به گناه میفتی و و حس مسلمان بودن تو را بسیار اذیت می‌کند و در هر حال دنبال یک دینی میگردی تا اون دین اجاره گناه رو ب تو داده باشه در مواقع ضروری حالا من میگم اگر یک پولدار و کسی که دارای ثروت هست و مسلمان واقعی باشه باید جلوی این انحرافات فکری و فرهنگی و اجتماعی و سیاسی رو بگیره و برای مثال عرض کنم که وسایل عروسی شما رو فراهم کنه تا دیگر به فکر تویی که مسلمان واقعی اما فقیر هستی به فکر تعویض دین خود نباشی

علی

سلام علیکم همین که شما در بحث های قرآنی نظرات کامل خودتون رو بیان میکنید در جای خود بسیار عالی هست برای اینکه جوانان امروزی حتی تا حدودی هم با قرآن کریم آشنایی ندارند

حسین

سلام علیکم من انتقادی به شما دارم و آن این است که ملاحظه کلی و جامع پیرامون حرف هایتان نمی‌کنید و همه رو در یک سطح نگاه می‌کنید کما اینکه این روش و منوال اشتباهی هست انشالله که بتونیم از این سایت بهره کافی البته با انتقاد پذیری خود شما ببریم ولی باز تشکر میکنم که مطالب خوبی در خدمت ما قرار می‌دهید تا سطح اطلاعات علمی ما بالا برود

ابوالفضل

سلام علیکم احسنت این حرف شما مصداق های مختلفی دارد از چند محور و اما محور اول اینکه فرمودید باید از پیامبر و جانشینان ایشان استفاده کرد خب در همین راستا وارد عصر حاضر می‌شویم تا بررسی کنیم و بینیم کسانی که ضد ولایت فقیه هستند اشتباه می‌کنند یا خیر و اما تابع امام بودن یعنی در عصر حاضر تابع امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف بودن بودن اما وقتی میبینم که امام زمان از دیده ها به امر الهی خارج می‌باشد باید با نقل قول های معتبر و صحیح عرفی و عقلی کسی که نائب بر حق امام زمان هست رو پیدا کنیم که با تامل بسیار میفهمیم که حضرت امام خامنه ای مدظله‌العالی نائب بر حق امام زمان هستند و هیچ مشکلی و شبهه ای وارد بر این قضیه نیست و اما محور دوم که بیان کردید کتاب خداوند متعال کلی بیان می‌کند قطعا همین است چون خود پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرموند تمسک بجویید به کتاب و اهل بیت من و همین اهل بیت علیهم السلام اگر نباشند و کسی قبول نداشته باشد یعنی جاهل به این عنوان میباشد زیرا ائمه اطهار هستند که قرآن و کتاب الهی رو شرح باید بدهند و شما در روایات اگر نگاه کنید آمده که آیات اینقدر سنگین بود که حتی در بعضی مواقع حضرت بیهوش می‌شدند و در روایات هست که وقتی حضرت آیات عذاب برشون نازل شد خیلی ناراحت شدند تا با پیشنهاد سلمان حضرت زهرا رو آوردند خدمت پیامبر و هر وقت پیامبر حضرت زهرا رو می‌دیدند آرام می‌شدند و خودشون رو کنترل می‌کردند در این موقع حضرت به زهرای مرضیه سلام الله علیها فرمودند دخترم این آیات بسیار سخت هست و گریه کردند اینجا هست که حضرت زهرا عرضه داشتند یا رسول الله من بجای شما گریه میکنم شما گریه نکنید و در این حال بود که یک بیابانی آمد خدمت پیامبر و از حضرت پرسیدند قیامت چه زمانی اتفاق می افتد که حضرت به این بیابانی فرمودند چند چیز است که هیچ کسی غیر خود ذات الله تبارک و تعالی نمی‌داند و یکی از آن مسائل زمان قیامت هست و لذا آمده اگر کسی تعیین وقت کرد پیرامون ظهور حضرت حجت دروغ گفته (کذب الوقاتون) و حضرت فرمودند این که زمان بدونیم به درد ما نمیخورد مسئله اصلی این است که چه چیزی برای آن روز آماده کرده ای که تا این را شنید ان مرد بیابانی گفت چیزی ندارم ن نمازی و ن روزه ای ولی یا رسول الله یه سوال دیگری دارم و این است که در قیامت حاکم چ کسی است که حضرت فرمودند حاکم ذوالجلال و الاکرام هست یعنی کسی که می‌بخشد اینجا بود که این بیابانی حرفی زد که خیلی از ما مردم عادی خواهیم زد و ان این است که گفت الکریم اذا قدر عفی کریم زمانی که ب قدرت برسد می‌بخشد پس ما اگر سعی کنیم ب همان قرآن هم عمل کنیم انشاالله خداوند خواهد بخشید اگر گناهی هم کرده باشیم ب شرط آن که توبه کنیم و اما محور سوم و آخرین بحث اینکه فرمودید آیه قرآن آمده و فرموده لا یمسه الا المطهرون و این آیه رو بحث نکردید که این جای بحث دارد و ممکنه کسی که قرآن نمیخواند یک موقعی یک برداشت اشتباه از این آیه بکند و خود ب خود شما مورد عقاب واقع بشوید که چرا بحث رو کاملا بیان نکردید و قضیه اون آقایی که عزم خود را جزم کرده بود تا بر علیه قرآن چیزی بنویسد تا یکی از شاگردانش میاد خدمت امام و امام می‌فرماید برو و ب استادت بگو آیا این برداشتی که از آیه قرآن کردی می‌تواند برداشت دیگری داشته باشد یا خیر و این شاگرد راه میفتد می‌رود به محضر استادش و ب استادش می‌گوید آیا این نقضی از آیه قرآن آورده اید می‌تواند برداشت دیگری داشته باشد تا این حرف رو زد استادش تعجب کرد و گفت این حرف از تو بر نمی‌آید فقط بگو چه کسی این حرف را ب تو زده است که این شاگرد در نهایت گفت فلان امام این حرف رو به من زده است و گاها ما باید عقلمون بر تمام احساساتمون غلبه کنه تا به قله های موفقیت دست پیدا کنیم
والسلام
با تشکر حرف بسیار است….

ناشناس

آیات قرآنی را باید در مجموع مورد توجه قرار داد نه اینکه تنها به یک آیه توجه کرد و از آیات دیگر غافل شد. آنچه از بررسی مجموع آیات قرآن بدست می­آید آن است که یاری خواستن از غیر خداوند تنها در صورتی شرک است که برای آن فرد، استقلال در برابر خداوند قائل شویم و او را هم عرض خداوند بدانیم.

رمضانی

اسلام به معنای تسلیم شدن و گردن نهادن است، اسلام یعنی تسلیم در مقابل دستورات دینی و الهی . قرآن کریم دین آخرین پیامبرش را از آن جهت، اسلام نامیده است که برنامه کلی آن تسلیم شدن انسان در برابر خدای یگانه، که در اثر این تسلیم شدن، جز خدای یگانه را پرستش نکند، البته پیش از پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله) حضرت ابراهیم (علیه السلام) از “مسلمان” بودن سخن گفت. 
به دیگر تعبیر، اسلام دارای دستورات و مقرراتی است که با طبیعت و سرشت انسانی هماهنگی کامل دارد؛ زیرا در آن به همه خواسته‌ها و نیازهای طبیعی و انسانی بشر توجه شده است و هیچ چیز از نظر، دور نشده و فرو گذار نگردیده است.

راضیه

به چه دلیل عقلی می‌توانیم اثبات کنیم که اسلام دین برتر و کامل است؟ اسلام یعنی چه؟

محمد رضا

سلام و خسته نباشید در جواب شما دوست خوبم باید عرض کنم که ادیان الهی و کتابهای آسمانی که خداوند بر انبیاء گذشته نازل فرمود، مورد اعتقاد کامل ماست، و آنچه در زمان حاضر موجود است اسمی از آن ادیان است، و ما اطمینان کامل به آنها نداریم (هر چند مطالب حقی هم در آنها یافت می شود) چون یا سند ندارند و یا تحریف شده اند. مثلا: تورات، دارای سه نسخه است:
نسخه عبرانی که نزد یهود و علمای پرتستان معتبر است.
نسخه سامری که نزد سامریین (طائفه دیگری از بنی اسرائیل) معتبر است.
نسخه یونانی که علمای مسیحی غیر پرتستان آنرا معتبر می شمارند.
نسخه سامریان فقط شامل پنج کتاب حضرت موسی علیهم السلام و کتاب یوشع و داوران است، و کتب دیگر عهد عتیق را معتبر نمی شمارند. مدت زمان از خلقت آدم تا طوفان نوح در نسخه اول 1656 سال است و در نسخه دوم 1307 و در نسخه سوم 1362 سالپس هر سه نمی توانند صحیح باشند

محمدیان

سلام اگر اجازه بدهید من هم جواب سوال دوست خوب و منهاجی عزیزم را بدهم ببینید تبلور اسلام در قرآن، مسیحیت در انجیل و یهود در تورات است. با تأمّل در این سه کتاب به راحتى حقانیت و برترى قرآن بر دو کتاب دیگر را مى توان دریافت نمود.(2)
کوتاه سخن : با نگاه مقایسه‌اى بین اسلام و سایر ادیان و مکاتب مى‌گوییم: دین اسلام برترى دارد، به دلیل:‌
اوّل: دین هاى امروز، توحیدشان و تصویرى که از خدا ارائه مى کنند، ‌قابل خدشه است، بر خلاف اسلام.
دوم: حقوق فردى انسان‌ها در دین هاى دیگر به صورتى که در اسلام شمولیت دارد، لحاظ نشده و گاه نادیده گرفته شده است.
سوم: در دیگر ادیان تعادل میان زندگى دنیوى و اخروى رعایت نشده است، بر خلاف اسلام.
چهارم: رهنمود‌هاى دین هاى دیگر به جهاتى ایدئالیستى‌اند، ‌مثلاً عدم خشونت بودایى‌ها و مسیحیان، در حالى که دنیا پُر است از خیر و شر و نیک و بد. از این رو در جای خودش باید خشن یا نرم بود. این دستور اسلام است. هم قانون دارد و هم اخلاق؛ یعنى رهنمودش با واقعیت‌ها همخوان است.
پنجم: اکثر دین‌ها عهده دار زندگى اجتماعى انسان‌ها نیستند، ‌یا اگر هستند، تعادلى در آن‌ها دیده نمى­شود و قوانین اجتماعى آنان سبب پایمال شدن حقوق انسان‌ها مى­شود. این وضع در اسلام بهتر است.
و باز هم موارد زیاد است اما به همین بسنده میکنم

شاهین

در جواب شما دوست خوبم باید عرض کنم که ادیان الهى، بنا به نیاز امت ها و تناسب محیط زندگانى با هم مختلف بوده، هر دینى تكمیل شده دین قبلى است و چون اسلام ، آخرین دین الهى است، تمام نیازمندى هاى بشر را براى هدایت و سعادت دارد.

بشر در دوران زندگى خود یك رشته نیازمندى هاى اصیل و ثابتى دارد و نیز در میان شئون زندگى بشر، مانند قوانین طبیعت، واقعیت هایى هست كه گذشتِ زمان از اصالت آن ها نمى كاهد; زیرا واقعیت، همیشه واقعیت است.

محمد امین

سلام و عرض خسته نباشید به همه ی منهاجیون در ادامه سخنان دوست خوبم و تکمیل سخنان ایشان باید بگویم که اساس دین اسلام بر این حقایق نهاده شده و قوانین آن بر پایه احتیاجات تكوینى و فطرى انسانى مستقر گردیده است. بعضى از این قوانین ثابت است و برخى دیگر نیز متغیر و بنابه مصلحت روز از احكام كلى دین استنباط مى شود، در نتیجه، چون تمامى نیازمندى هاى بشر براى هدایت و سعادت، در دین اسلام وجود دارد، مى توان گفت كه دینِ اسلام دین كاملى است.

آیه شریفه «الْیَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِینَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیْكُمْ نِعْمَتِى; (مائدة ، 3) امروز دین شما را كامل كردم و نعمت خود را بر شما تمام نمودم .»به این معناست كه پیامبر(صلى الله علیه وآله) با استفاده از نیروى وحى ،آخرین مرحله كمال را با تمام شرایط و خصوصیات در اختیار بشرِ حق جو قرار داده و موانع كار را نیز از سر راه آن ها برداشته ، به  طورى كه  دیگر هیچ نقصى تا قیامت براى راهنمایى انسان باقى نمانده است: «وَتَمَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ صِدْقًا وَعَدْلاً لاَّ مُبَدِّلَ لِكَلِمَـتِهِ ; (انعام ، 115) و كلام پروردگار تو، با صدق و عدل به حد تمام رسید; هیچ كس نمى تواند كلمات او را دگرگون  سازد

مهلا

هیچ کتابی برتر از قرآن نیست و عنوان موضوع شما ایراد دارد و مخاطب را به سمتی سوق می دهد که انگار قرآن دچار مشکل است

مسلمان

سلام و عرض ادب محضر همگان
ایرادی به این مطلب وارد است: وقتی خودتان در متن بیان کردید که قرآن کریم تنها کتاب آسمانی است که تاکنون دچار تحریف نشده است، آن‌وقت چطور عنوان مطلب را با لفظ «مزایایی بر قرآن کریم» درج نموده‌اید؟! این تناقض در لفظ ناشی از چه چیزی می‌تواند باشد؟ آیا منهاج فردوسی خود را مکمل و یا به نوعی کامل‌کننده‌ی کلام بی‌نقص الهی می‌داند؟ یعنی اینکه نعوذبالله خداوند دانا و حکیم، نتوانسته در قرآن آنچه برای هدایت بشر لازم است را بیان کرده و حال بعد از گذشت ۱۴۰۰ و اندی سال از نزول قرآن کریم، حاج فردوسی مدعی است که می‌تواند نقاط کور و مبهم موجود را بر قرآن بیفزاید و این افزوده‌ها حکم مزایایی بر قرآن کریم یعنی کلام الهی خواهند داشت؟ آیا با این عنوان مبهم و شبهه‌ناک که برای این مطلب انتخاب شده است، سعی در این موضوع نشده که مثلا منهاج فردوسی می‌تواند داعیه‌ی دین یا مذهبی برتر از مذهب شیعه اثنی عشری و دین برحق اسلام داشته باشد؟ اگر چنین ادعایی توسط منهاج فردوسی مطرح شده است، پس اینکه در متن به ارجحیت قرآن کریم بر تمام کتب آسمانی تأکید شده، نوعی بازی با کلمات و ایجاد شبهه در اذهان عمومی است.
ازنظر لغوی اگر بخواهیم فقط عنوان یا تیتر مطلب را بررسی کنیم، از منظر ادبیات فارسی، غالبا زمانی از واژه‌ی «بر» بهره می‌بریم که بخواهیم مفهوم غلبه و غالب بودن بر چیزی را اعلام کنیم. همچنین واژه‌ی مزایا خود دارای معانی بسیاری شامل مزیت و برتری بر چیزی یا کسی است. یعنی فی‌المثل «مزایای مورد الف بر مورد ب» یعنی ویژگی‌های خوبی که مورد الف دارد ولی مورد ب ندارد!
در این‌صورت و تنها با تکیه بر همین ایرادات لغوی، از این متن می‌توان استنباط کرد که: منهاج فردوسی سعی دارد با وارد کردن شبهات مختلف و چه بسا کوچک و غیرملموس، بر آنچه در دین و کتاب مقدس ما آمده است، غالب شود. یعنی مفهوم «مزایایی بر قرآن کریم» به نوعی این‌گونه تفسیر خواهد شد که: مزایایی که منهاج فردوسی دارد ولی قرآن کریم بطور بالقوه ندارد! پس یعنی تنها با منهاج فردوسی است که مزایای ناموجود در حالت فعلی قرآن کریم به‌صورت بالفعل درخواهد آمد. در این‌صورت، یعنی دین ما از ریشه و بنیان دچار ایرادات و ضعف‌های اساسی است که ناچارا باید در دوران‌های مختلف توسط مرام‌ها و مسلک‌های متفاوت، تکمیل و بهتر شود. خب اگر هدف این باشد، از نظر منهاج فردوسی، دین اسلام نه‌تنها کامل نیست بلکه دچار نقصان شده است و نیازمند مواردی است که باید در قالب ویژگی و مزیت بر آن افزوده شود.
حال این مطلب اگر مفهومی جز این دارد، باید در انتخاب عنوان آن ظرافت و دقت بیشتری صرف شود، وگرنه هزارویک استنباط دیگر از فقط عنوان مطلب برداشت خواهد شد، چه رسد به خود متن! از آنجا که تیتر یا عنوان هر مطلب در منظر اهل فن مهم‌ترین قسمت یک متن است، پس اگر به‌صورت سهوی این تیتر انتخاب شده، باید درخواست کرد که ضمن ویرایش عنوان این مطلب، زین پس دقت بیشتری در انتخاب عناوین مطالب شود.
اهمیت عنوان یک مطلب از آن روست که اگر کل مطلب را یک فروشگاه فرض کنیم، تیتر یا عنوان مطلب حکم سردرب و یا تابلوی تبلیغاتی آن فروشگاه (متن) را خواهد داشت. خریدار با دیدن تابلوی مغازه راغب به خرید کردن از آن فروشگاه خواهد شد.
بصیر باشیم…

ashk

منهاج فردوسیان، چه مزایایی بر قرآن کریم دارد؟
این سوال از بی سوادی و جهل کسی که اون و مطرح کرده نشأت می گیره. این شخص نه فهمیده قرآن چه جایگاه و تعریف و رسالتی داره و نه معنای و مفهوم مزیت و مزایا رو میدونه و چندین اشکال دیگر…

ناشناس

می تونستی از ادبیات بهتری استفاده کنی.
این اظهار نظرت معلوم میکنه خیلی احساسی هستی و مطلب رو نخوندی. اگر مطلب رو به دقت می‌خوندی، یک ایول جانانه به حاج فردوسی عزیز می‌گفتی.

نسیم احمدیان

سلام خدیلی مطلب خوبی بود و نکاتی در‌ان گفته شد که واقعا جای تامل دارد و سه نکته ای که عرض کردید باید واقعا من خواننده بر روی آنها بسیار فکر کنم تا بتوانم درک کنم و قطعا هیچ چیز بدون فکر و تامل سود دهی خاصی نخواهد داشت. موفق باشید

رضا معینی

سلام خدمت تمام بزرگواران دوستان عزیزی که مقاله را می خوانند و می گویند که جناب حاج فردوسی عزیز می خواهند که منهاج فردوسیان را از قرآ نبرتر بداند یا چنین افکار اشتباهی پس بهتر است که ابتدای مقاله را مشاهده کند که خود ایشان می فرمایند که کتاب قرآن کاملا مورد تایید است و هیچ شکی در‌ان نیست بلکه زمانی که پای مقایسه ی تعالیم می رسد برخی موارد هستند که نشان از برتی منهاج فردوسیان دارد پس دوستان عزیز به این نکته توجه کنند و مقاله را سعی کنند چندین بار بخوانند تا کامل متوجه منظرو جناب حاج فردوسی بشوند و سپس نظر خود را بیان نمایند که مبادا نظر اشتباه آنان باعث شود چند نفر بدون آنکه مقاله را بخوانند در مورد سخنان جناب حاج فردوسی اظهار نظر نمایند.

نازنین ذهرا

سلام کاملا با نظر شما موافقم برای آنکه بتوان منظور را فهمید حداقل باید جند بار مقاله را خواند حتی زمانی که کتب دبستانی بسیار ساده را می خواهدن بخوانند چند بار میگ ویند که فلان درس خوانده شود برای چه؟ برای آنکه بتوان بهتر درس را درک کرد این برای آن مساپل بسیار ساده است و این موارد که نیاز به تفکر و تامل دارند قطعا باید جند باری آن مقاله را خواند تا مبادا اشتباهی صورت بگیرد و کسانی که فقط یک بار مقاله را می خوانند ممکن است تحت تاثیر احساسات خود چیزهایی را بنویسند که بعد از چند بار خواندن مقاله از گفتن آن حرف ها پشیمان شوند و این نکته را نباید از قلم انداخت به هر حال امیدوارم که همه ی دوستانی که فعال هستند برای رسیدن به یک علم درست در مورد خداوند این موضوع را مد نظر قرار دهند و نگذارند که احساساتشان باعث شود که آنها واقعیت را نبینند. موفق باشید

امیر علی نجفی

سلام عرض می کنم خدمت جناب حاج فردوسی محترم این نکته بسیار حائز اهمیت است که اگر منهاج فردوسیان برتری های دارد پس باید راهنمایی کامل باشد برای رسیدن به خاوند و از انجا که فرودید که منهاج فردوسیان از احادیث هم استفاده می کند که موضوع را روشن تر نماید پس به خاطر می بایست داشته باشیم که از احادیثی معتبر می بایست در ان استفاده شود البته منظور من این نیست که احادیث غیر معتبر هستند اما امکان تحریف همانوگنه که در تورات یا انجیل فکر می کنم وجود دارد در احادیث نیز وجود خواهد داشت پس به این مسئله یم بایست بسیار توجه نمود و درپایان از تمامای عزیزانی که به نوعی فعالت می کنند که این وب سایت به عنوان راهنمایی عالی برای منهاج فردوسیان عمل کند نهایت سپاس گذاری را دارم. موفق باشید

آیلین

سلام قطعا کسی که کتابت کرده است بر این موضوع هم واقف بوده پس نباید نگران این موضوع بود و ما اگر واقعا می خواهیم به خداوند دست پیدا کنیم به نظر من انسان هم می بایست که قران را بخوند و هم از منها جفردوسیان کمک بگیرد تا به واسطه ی علمی که از هر دو به دست می آورد بتواند راه حلی پیدا کند تا در مسیر رسیدن به خدواند قرار بگیردو اگر مانعی بر او رسد بتواند که آن موانع را از بین ببرد. از بین بردن موانع نیز راه حلش در میان همین راهنمایی های این دو نهفته است و می بایست انسان واقعا پرهزگار باشد تا بتواند راه حل را بیابد در غیر اینصورت اگر برای کسب منافع غیر اخلاقی و … بخواهد از این روش ها استفاده کند که در قران یا منهاج فردوسیان آموخته قطعا این موضوع برای او جواب نخواهد داد.

امیر علی نجفی

سلام خدمت سرکار خانم آیلین. من این موضوع را می دانم وبر آن واقف هستم اما خواستم ان را ذکر کنم که مبادا این موضوع از قلم بیفتد به هر حال انسان ممکن الخطاست و ممکن است از احادیثی اشتباه استفاده کند والبته که رهبر معنویمان جناب حاج فردوسی این علم را حتما در اختیار دارند و بهتری احادیث را سعی می کنند که انتخاب نمایند اما وقتی این موضوع بیان شد کسی که در این صفحه وارد می شود و کمی به شک می افتد که یکی از‌ان شک ها می تواند در مورد احادیث باشد با همین بحثی که به راه انداخته ایم شاید شک او برطرف شود وبا او باقی نماند پس گفتنش خالی از لطف نیست. برایتان آرزوی موفقیت می کنم و به شما تبریک می گویم که چنین ریزبینانه و صریح این موضوع را بیان کردید. موفق باشید

علی زارعی

با سلام خدمت تمامی بزرگواران من خواستم ذکر کنم که هر گلی رنگ وبوی خود را دارد و منهاج فردوسیان تاثیر به سزای خود را می گذارد و قرآن نیز به همیگونه تاثیر خودش را و نمی توان که تاکید صد در صد کرد که این سخنانش اشتباه است و آن درست و بالعکس بلکه هر کدام نکاتی دارند که انسانی که به دنبال کسب معرفت و همچنین ایجاد ذاتی خداگونه در خود باشد خواهد توانست که آن ها را درک کند. اما از آنجا که قران کمی پیچیده تر است و همانطور که شما بیان کردید اگر کسی قلب مریضی داشته باشد به دنبال متشابهات خواهد رفت پس اگر ما بخواهیم به دنبال منبعی بگردیم که بهتر اوضیح دهد و روشن تر سخن بگوید به نظرم کاری بهتر را انجام داده ایم.

عقیل

سلام خدمت شما من هم نظرم به همین صورت است یعنی نباید به دنبال آن باشیم که بخواهیم نکته ای منفی در چیزی ببینیم و البته که این دید شکاکانه باید وجود داشته باشد چرا که ما هر چیزی را که بخواهیم درک کنیم اگر در مورد ان شک کنیم همین شک باعث می شود بیشتر تحقیق کنیم و مطالب بیشتری در مورد آن موضوع به دست بیاورم اما به صورت کلی اگر ما بخواهیم به خداوند برسیم پس از هر چیزی می بایست به عنوان درسی استفاده کنیم که به ما آموزش می دهد ذاتی خداگونه در خود شکل دهیم. انجام این کار ممکن است کمی به دور از منطق باشد اما اگر ما سعی کنیم دره ر چیزی ردپایی از خداودن را بیابیم بهتر خواهیم توانست به او برسیم چرا که هر چیزی در این جهان آفریده ی خداوند است و خداوند هیچ چیزی را بیهوده خلق نمی کند.

محمد اکرمی

سلام خدمت شما دوست بزرگوارم جناب عقیل چه زیبا فرمودید و واقعا اگر کسی سعی کنید اینگونه عمل کند دیگر دلازم نیست که برای پاک کردن دل به دنبال مسیر باشد یا هر چیز دیگری چرا که دل او خود به خود با انجام این کار پاک خواهد شد و وی خواهد توانست که به خداوندش برسد. پس توجه به این نکته می تواند موضوعی حائز اهمیت باشد و ما نباید هرگز به دنبال حزئیات باشیم بلکه می بایست از روشی استفاده کنیم که ما را به خداوند می رساند و باعث خواهد شد که ما به بهشت خداوند بیشتر نزدیک تر بشویم. برایتان آرزوی سعادت در دنیا و آخرت را می کنم و ازخ داوند می خواهم که هر کسی چه از طریق منهاج فردوسیان و چه از طریق قرآن ویا هر چیزی دیگر که هدف همه ی آنها رسیدن به خداودن و شناخت بهتر خداوند است به آن چیز که می خواهدن دست پیدا نمایند.

احمد شایانفر

سلام خیلی خیلی متشکرم که مطالبی را بیان می کند که گاهی اوقات انسان را به فکر فرو می بردو و اقعا برخی این جرئت را ندارند که در مورد چنین مسائلی بخواهند حرف بزنند اما شما واضح و روشن منظور خود رام ی رسانید و چیزی که به آن رسیده اید را بیان می کنید بی آنکه بگویید بقیه دوست دارند یا خیر و دلایل خود را هم بیان می کنید خواه دیگران چند گیرند و خواه آن ها روی برگردانند و این نشان از حرمت نفس بی نظیر شما دارد که واقعا جای تحسین و تشیوق شما را برای ما باقی می گذارد. در هر صورت این بسیار شجاعت می خواهد که مسیری که همگان می پیمایند را خود فرد نپیماید(البته منظور من خلاف مسیر رفتن نیست) و دلیلش را هم ذکر کند واگر تمام مردم با او مخالفت کنند باز هم او چون دلالی معتبر دارد بر سر حرف خودش باقی می ماند.

رضا خدایاری

سلام بر شما ویژگی یک رهبر به نظر من در درجه ی اول حرمت نفس اوست و بیخود به نظر ویژگی رهبر معنوی را به جناب حاج فردوسی نداده اند چرا که ایشا ناز این نظر تکمیل هستند اما متاسفانه برخی هم خستند که اعتقاداتی دارند و دلایلی مستند هم برای اثبات اعتقادات خود دارند اما هیچ وقت آنها را بیان نمی کنند که به همین گونه که شما گفتید نشان از حرمت نفس دارد یعنی ممکن است که در ان شخص حرمت نفس وجود نداشته باشد و یا حرمت نفسش خیلی کم باشد در هر صورت می بایست که به این نکته توجه کرد که هر کسی را به عنوان رهبر قبول نکرد بلکه کسی که در درجه ی اول ایمان و سپس حرمت نفس دارد و می تواند از اهداف گروه و یا فرقه دفاع کند شایسته ی این مقام می باشد

محسن رضایی

ضمن سلام خواستم خدمتتتان عرض کنم که بعضی آیات قران ثابت و پایداره ستندو برخی دیگر متشابه هستند معنی متشابه را می بایست که درک کرد. در جای دیگری از قرآن خداوند همانطور که دیگر دوستان اشاره کردند می گوید که قران کتابیست برای پرهیزگاران پس کسانی که جزء پرهیزگاران باشند قطعا خواهند توانست درک کنند. اما اینکه می گویید در منهاج فردوسیان این عامل وجود ندارد و آنها که ابتدای راه هم هستند می توانند درک کنند و آن را فراگیرند به نظرم درست است اما اشخاصی که ممکن است خیلی زود فراموش کنند یا از خاطر خود ببرند که در قران فقط پرهیزگاران واقعی این امکان را دارند نه آنان که چند روز اینگونه هستند و سپس از آن حالت خارج می شوند.

حسن موسوی

سلام شخصی که وارد مسیری به خصوص در دین می شود نمی تواند که فراموش کار باشد چرا که دین چیزی نیست که یک باره به او گفته شود و دیگر به او تذکر داده نشود بلکه دین همواره با انسان است و به او تذکر می دهد این موضوع را می توان به منهاج فردوسیان نیز ربط داد یعنی آنکه نمی توانیم بگوییم که اگر کسی در ابتدای راه رهایی از پلیدی ها بود امروز پاک می شودو فردا دوباره همان کارهای قبلی را انجام خواهد داد چرا که منهاج فردوسیان برای او برنامه ای تدارک می بیند و این شخص طبق آن برنامه پیش می وردو آن چنان نیست که این فرد به حال خود وا گذاشته شود و به هر گونه که می خواهد عمل کند و در نتیجه به آنچه که می خواهد دست یابد.

حسین آگاهی

سلام خدمت جناب موسوی عزیز کاملا درست می فرمایید شخصی که وارد دین می خواهد بشود یعنی آنکه خود را آماده ساخته است که در مسیر خداودن با هر گونه مانعی که میخ واهد برای او ایجاد شود مقابله کند پس فراموش کردن نکاتی که او را به خداودن نزدیک می گرداند می تواند کمی به دور از واقعیت باشد. در مورد نکته ی سوم که جناب حاج فردوسی راهبر معنویمان ذکر کردند می خواهم بیان کنم که قران ایان متشابه ای که دارد دوستمان گفتند که پرهیزگاران یم توانند آنها را درک کنند ولی به نظر من طبق آن چیزی که شما در مقاله توضیح دادید امکان این کار برای آنکه قر”ان نیاز به درک عمیقی دارد کمی سخت است که منهاج فردوسیان آن را آسان کرده است. موفق باشید

محمد خاکسار

سلام در مورد مسئله ای که گفتید جز پاکان به آن دست یابی نیابند ما تا زمانی که خود را واقعا جزء ناپاکان بدانیم هیچ کسب منفعتی از قران نخواهیم داشت چرا که قران خود می فرماید که این کتاب راهنمای پرهیزگاران است نه اشخاص دیگری پس کسی که خود را پرهیزگار بداند از راهنمای کتاب بهره مند خواهد شد حال هرچه می خواهد عمیق باشد یا هر چه می خواهد کلی باشد بالاخره آن مسئله ای که برای آدمی پیش آمده در زندگی و یا درونش را قران یا خداوند برطرف خواهند کرد پس نباید به نظر من اینگونه بیان کرد هر کسی نمی تتواند عمق مطالب را به دست بیاورد و … و البته از جهتی دیگر هم می توان گفت که نمی تواند واقعا چرا که از یک آیه می توان شاید هزاران برداشت را کرد.

علی زارعی

سلام نکته ی دوم شما که بیان کردید برای من محترم است اما من بر این شک هستم که آیات مسلم است که تغییری نکرده اند و بدون تحریف مانده ان ولی آیا احادیث و … هم تغییر نکرده اند؟ به نظر من اگر احادیثی به کار برده شده است می بایست کامل بر این علم بود که این احادیث از زبان خود امام یا پیامبر خارج شده است واز سوی کسی یا قوم و قبیله ای برای منفعت شخصی ساخته نشده است گفتن این حرف واقعا خجالت دارد اما این موضوع را باید به آن فکر کرد که نقل کننده های آن زمان همگی که ذاتی خداگونه و … ممکن نبوده داشته باشندو برخی با گرفتن کمی پول یا … دست به تغییر حدیث می زدند بی آنکه کسی متوجه بشود پس این مسئله را هم به نظر من می بایست که مد نظر داشت.

سهراب ملایری

سلام خدمت رهبر معنویمان جناب حاج فردوسی و دیگر عزیزانی که طریق منهاج فردوسیان را می پیمایند می خواستم بگویم که در مورد نکته ی اول این مورد را خواستم بیان نمایم درست است که مطالب قرآن به هم ریخته است یعنی هر مفهوم در جایی به کار برده شده است و طبقه بندی شده نیست اما باید بدانیم که بالاخره هر جور که باشد می توان کامل به نکاتی که بیان می کند ایمان کامل داشت خود شما در چند مقاله تا این نکته را آوردید که به هر اثری اتکا نکنیم و به هر نویسنده ای اعتماد نکنیم و لی کتاب قران نویسنده اش حضرت محمد شایسته ترین انسان و منبع اش خداوند والاترین مقام است پس اگر هم به م ریخته باشد انسانی که به دنبال کسب فیض باشد به نظرم این مورد او را محدود نخواهد کرد. موفق و پاینده باشید

احمد شایسته

سلام عرض می کنم خدمت شما بله کاملا درست می فرمایید و شکی در حرف شما نیست و البته که منهاج فردوسیان را نمی توان برتر دانست از جهات کامل بودن سخنان نسبت به قرآن اما جناب حاج فردوسی در مورد طبقه بندی بودن سخنان و موارد تربیتی صحبت کردند نه در مورد مورد تایید بودن یک آیه یا نبودن آن پس نبیاید این مسئله را با مسئله ی دیگری در هم آمیخت چراک ه روی سخن ایشان اصلا در مورد درست بودن یا درست نبودن نبود در نکته ی اول بلکه در مورد طبقه بندی بودن مسائل تربیتی سخن گفتند در غیر اینصورت من هم بر این باورم که شخصی که به دنبال کسب فیض از قرآن کریم باشد هرگز چنین مواردی مانع راه او نخواهند شد.

محمد سالاری

سلام من هم با نظر شما کاملا موافق هستم کتاب قرآن راهنمای تمام انسان ها نیست و این کاملا اشتباه است و اینکه کسی نمی تواند از میان قرآن به ضم خودش سخن درستی در بیاورد به این جهت نیست که قرآن نادرست و اشتباه است و مصداق حرف من آیا اول سوره ی بقره است که می گوید این قران کتابیست برای راهنمایی پرهیزگاران(متقین) آنانکه نماز به پا می دارند و … قران خود صراحتا بیان می کند که این کتاب فقط راهنمای پرهیزگاران است پس شخصی که پرهیزگار باشد از راهنمایی خداوند بهرمند خواهد شد و مهم این نیست که مسائل و مباحث طبقه بندی شده باشند یا خیر شخصی که پرهیزگار باشد ولای کتاب قرآن را باز کند آیاتی را خواهد خواند که متناسب با مسئله ی اوست یا مواردی این چنینی که بالاخره خداودن او را هدایت خواهد نمود.

سهراب

سلام من تازه با منهاج فردوسیان اشنا شدم و تا امروز که سایت رو مطالعه کردم من تا کنون برتری نسبت به قران ندیدم هر چه که خوندم از قران بود که حاج فردوسی با ان ها کاملا کوافق بوده حال چطور سخنان ایشان برتر از قران است را من متوحه نشدم

زارعی

قرآن در نهایت فصاحت و بلاغت و با یک نوآوری در سبک و اسلوب از سوی کسی آمد که حتی برای سواد خواندن و نوشتن هم به مکتب نرفت! هرگز دست به قلم نبرد.
اسلوب آیات قرآن ممتاز و یگانه است، به گونه ای که حتی با خطبه های خود پیامبر(صلی الله علیه و آله) کاملا متفاوت است، یعنی اگر جملات خطبه های خود پیامبر(صلی الله علیه و آله) را در کنار آیات قرآن بگذارید، آیات قرآن به راحتی قابل تشخیص است.

در بین سایر متون عربی نیز به راحتی میتوان آیات قرآن را تشخیص داد، یک سبک کاملا نو و جدید در ادبیات عرب است. حتی به راحتی می توان آیات قرآن را از لابلای جملات امیرالمومنین(علیه السلام) در نهج البلاغه تشخیص داد، و این نشان دهنده اسلوب ویژه قرآن است.

امنه

علت برتری قرآن بر دیگر آثار چیست

محمد

متون گزارشي (عهد عتيق و جديد) وحي نيستند; بلكه گزارش اشخاص مختلف از جريان نبوت و رسالت انبيا هستند; (گزارشگران عهد عتيق‌، ناشناخته‌; امّا عهد جديد مشخص هستند). امّا قرآن وحي و حتي الفاظ آن هم از جانب خداوند است‌.

2. در تورات و انجيل (به ويژه انجيل‌) اصول سطحي مسيحيت و ابهام‌هاي لفظي تثليث و خدا و… وجود دارد كه خودستيزند و عقل‌، قاطعانه برخلاف آن و به استحاله آن حكم مي‌كند; امّا قرآن چون عربي مبين است‌; ابهامي ندارد و با اضمار و اشاره همراه نيست‌; لذا فهم الفاظ آن ممكن است‌.

3. كتاب‌هاي پيامبران گذشته‌، معجزه نبوده است‌; امّا قرآن‌، معجزه‌، و اعجاز آن از دو جنبه است‌: جنبه لفظي و جنبه معنوي‌. لفظي‌، يعني از جنبه هنر و زيبايي‌، و معنوي يعني از جنبه علمي و فكري‌.
جنبه لفظي‌: هر كس سخن‌شناس است و اندكي با زبان قرآن آشنايي دارد، تصديق مي‌كند كه قرآن از جنبه فصاحت و بلاغت و زيبايي سخن‌، بي‌نظير است سبك قرآني‌، جاذبيت و ظرافت شعر، آزادي مطلق نثر، لطافت حسن و سجع را داراست‌. بي‌آن‌كه در تنگناي قافيه و وزن دچار گردد يا پراكنده‌گويي كند همين امر ماية حيرت سخن‌دانان عرب گرديد و خود را در مقابل سخني يافتند كه شگفت‌آفرين است و در عين غرابت و تازگي‌، جاذبيت و ظرافت خاصي دارد كه در هيچ يك از انواع كلام متعارف آنان يافت نمي‌شود.(علوم قرآني‌، آيت‌الله معرفت‌، ص 379، مؤسسه التمهيد.)
جنبه معنوي‌: با ملاحظة منطق قرآن در معاد و انبياي گذشته و يا منطق قرآن در فلسفة تاريخ و مباحث الهيات‌، متوجه خواهيم شد كه قرآن‌، رسالتش را ـ كه همان هدايت مردم باشد ـ به خوبي ايفا كرده است‌. قرآن‌، وجوه ديگري از اعجاز، مثل اخبار از غيب‌، پيش‌بيني‌هاي غيبي‌، هماهنگ بودن و اختلاف نداشتن و… دارد كه هر كدام بحث مفصلي را مي‌طلبد.(آشنايي با قرآن‌، مرتضي مطهري‌، ج 2، ص 155 ـ 173، انتشارات صدرا.)

4. گرچه انبيا و رسولان در اخذ و حفظ و ابلاغ وحي به زبان و عمل معصومند، ولي تنها كتاب آسماني كه حتي بعد از ابلاغ از تحريف مصون مانده‌، “قرآن كريم‌” است‌. خداوند متعال هم بر تحريف‌ناپذيري قرآن صحّه گذاشته است‌; “إنّا نحن نزّلنا الذّكر و إنّا له لحَفظون‌”(حجر، 9)

5. سند قرآن متواتر است و به تواتر به ما رسيده‌; امّا تورات سندش خبر واحد است‌. بعد از اينكه تورات سوخت‌، شخصي به نام “عزرأ” بعد از چندين سال به نوشتن تورات ـ طبق آنچه در ذهن اشخاص بود ـ اقدام كرد. انجيل هم از نظر سند، خبر واحد است‌; از اين رو الان چهار انجيل معتبر داريم كه سال نوشتن هر يكي از آنها با ديگري متفاوت است و اختلافاتي با همديگر دارند.(ر.ك‌: الميزان‌، علامه طباطبايي‌;، ج 11، ص 46، نشر جامعه مدرسين‌.)

6. در عصر حاضر، گروهي از محققان به فكر افتاده‌اند كه مندرجات “عهدين‌” را با عقايد “بوداييان‌” و “برهماييان‌” مقايسه كرده‌، ريشه‌هاي محتويات اين كتاب‌ها را در ميان عقايد آنان جستجو كنند. قابل ملاحظه است كه بسياري از معارف “انجيل‌” و “تورات‌” (خداي پسر، خداي پدر، خداي مادر با همسر) با خرافات بوداييان و برهماييان تطبيق مي‌كند.(تفسير نمونه‌، ج 7، ص 364.)

7. تورات‌، داراي احكامي مثل حد جاري كردن بر حيوانات است كه عقل آنها را نمي‌پذيرد; مثلاً اگر گاوي‌، مرد يا زني را شاخ زد و آنها را كشت‌، گاو سنگسار مي‌شود و گوشتش قابل خوردن نيست‌. بعضي از احكام تورات بسيار سخت است به گونه‌اي كه انسان از آنها نفرت دارد; مثل اينكه اگر كسي مرده‌اي را مس كند، يا وارد خيمه‌اي شود كه ميت در آنجا قرار دارد، به مدت هفت روز نجس است‌; اما معارف و احكام قرآن با جامعيت و داشتن معارف الهي‌، اخلاقي و احكام تشريعي با فطرت سليم و عقل انسان‌ها تا ابد موافق است‌.(التمهيد، آية‌الله محمدهادي معرفت‌، ج 6، ص 311، انتشارات جامعه مدرسين‌.)
و به خاطر همين جامعيتش‌، سلسلة نبوت‌، با پيامبراكرم‌خاتمه يافت و اهميت قرآن ناشي از معجزه بودن او براي خاتم پيامبران است در حالي كه اين خصوصيت نه در پيامبران قبل بود و نه در كتب آن‌ها يافت مي‌شود.

یاشار

با عرض سلام و خدا قوت خدمت شما بزرگوار دلیل برتری قران بر دیگر آثار را شما خواستید که من یکی از مهمترین دلایل آن را می گویم کع این است که قرآن کتابی است که طی هزار و چهار صد سال کوچک ترین تغییری در آن به وجود نیامده است و همچنین امکان آن زیاد وجود داشته است که این کتاب مقدس از سوی برخی مخالفان یا منافقین و … مورد تحریف قرار بگیرد به عنوان مثال بخواهند در ان سوره یا آیه ای بیاورند که قبیه و قوم خود را بر دیگران قبیله برتری ببخشند اما هیچ کدام نتوانستند کوکچک ترین تغییری در ان به وجود بیاورند و اینکه کتابی که طی هزار و چهارصد سال هیچ تغییری نکرده است ملاک برتری او نسبت به دیگر آثار می توان گفت که می باشد. موفق باشید

شهریار

سلام من هم با صحبت آقا یاشار عزیز موافقم و در کتاب قرآن خود خداوند گفته است که اگر می توانید بیاورید آیه ای به مانند آیه های قران و هیچ کس نتوانست این کار را انجام بدهد و البته نمی دانم گروهی بودند یا قبیله ای که ادعا کرده بودند که سوره ای ساخته اند و سوره ی آنها به قدری مسخره بود که به هیچ وجه مورد تایید قرار نگرفت پس همین مسئله ملاک برتری قران را نشان ی دهد که کتاب انجیل یا تورات به عنوان مثال اکنون نسخه ی اصلی آنها به دست آوردنش بسیار سخت است اما کتاب قران نسخه ی اصلی آن در همه جا وجود دارد و به راحتی می توان به آن دست یافت. پیروز و موفق باشید

حامد اکرمی

سلام ملاک برتری قران بر دیگران کتب الهی به نظر من در این است که کتاب قرآن در آن مطالبی آورده شده است و نکاتی ذکر شده است که اساس جهان و قوانین این دنیا را بازگو می کنند و همچنین قوانین آخرت را و در ان نکاتی ذکر شده است که در هیچ کتاب دیگری آورده نشده اند بگذارید مثالی بزنم تا بهتر بتوانید متوجه بشوید در یک ویدیو دیدم که می گفت در یک از سوره های قران زمانی که مورچه ها بر سر راه حضرت سلیمان قرار می گیرند رئیس مورچه ها می گوید که از سر راه کنار بروید تا نشکنید در صورتی که بدن مورچه ها که از شیشه نیست که بشکند این موضوع را دانشمندی بررسی کرد و با تحقیق بر روی بدن مورچه ها فهمید که بدن مورچه ها را قسمتی از ان را شیشه تشکیل می دهد که این مسئله نشان می دهد قران چنین سخنی را در هزار چهارصد سال پیش آورده است و اکنون انسان می بایست که با تحقیق و پژوهش بفهمد این مسئله را. موفق و پیروز باشید

سامان خرم دل

سلام اینکه قران بر دیگر کتب و یا دیگر آثار برتر است را نمی خواه مدر موردش صحبت کنم بلکه می خواهم در مورد الهامات خداوند با انسان سخن بگویم. ببینید خداوند صرف محض که از طریق قران با انسان سخن بگوید این کار را نمی کند بلکه انسان در گوشه گوشه ی زندگیش می تواند خداوند را ببینید و خداوند از هر ظریقی و هر بار به شیوه ی متفاوتی ممکن است که با انسان سخن بگوید پس نباید صرف محض این را دانست که خداوند از طریق قرآن با انسان گفتگو می کند. به عنوان مثال شخص در خیابان راه می رود و سخنی را از دهان بچه ای ناخودآگاه می شوند که این سخن کلید حل مشکل اوست یا مصاحبه ی تلویزیونی را می شوند که در آن گوینده فلان حرف را می زند که برطرف کننده ی مشکل اوست یا از طریق احساساتش خداودن با او سخن می گوید که به عنوان مثال از انجام فلان کار بد همان اول احساس خیلی بدی به او دست می دهد یا احساس خیلی خوبی در او شکل خواهد گرفت.

ناشناس

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

«إِن کُنتُمْ فِی رَیْبٍ مِّمَّا نَزَّلْنَا عَلَىٰ عَبْدِنَا فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِّن مِّثْلِهِ وَادْعُوا شُهَدَاءَکُم مِّن دُونِ اللَّهِ إِن کُنتُمْ صَادِقِینَ * فَإِن لَّمْ تَفْعَلُوا وَلَن تَفْعَلُوا فَاتَّقُوا النَّارَ الَّتِی وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجَارَةُ ۖ أُعِدَّتْ لِلْکَافِرِینَ؛ و اگر درباره آنچه بر بنده خود نازل کرده‌ایم تردید دارید، یک سوره همانند آن بیاورید و گواهان خود را ـ غیر خداـ (براى این کار) فرا خوانید اگر راست مى‌گویید! پس اگر چنین نکنید ـ که هرگز نخواهید کرد ـ از آتشى بترسید که مردمِ (گنهکار) و سنگ‌ها [= بتها ]هیزم آن هستند و براى کافران، آماده شده است». (بقره/ 23 و 24) این هم دلایلی که قران برتر است

صادق

قرآن کتابى است فوق افکار بشر، کسى تاکنون نتوانسته کتابى همانند آن را بیاورد، این کتاب یک معجزه بزرگ آسمانى است.

علت این که قرآن به عنوان سند زنده حقانیت پیامبر اسلام(ص) و معجزه بزرگ او از میان تمام معجزاتش برگزیده شده، این است که قرآن معجزه‌اى است «گویا»، «جاودانى»، «جهانى»، و «روحانى».

زهرا

امور خارق العاده‌اى که از پیامبران پیشین به عنوان گواه صدق گفتار آنها دیده شده، معمولاً جنبه جسمانى داشته: شفاى بیماران غیر قابل علاج، زنده کردن مردگان، سخن گفتن کودک نوزاد در گاهواره، و … همه جنبه جسمى دارند و چشم و گوش انسان را تسخیر مى‌کنند، ولى، الفاظ قرآن که از همین حروف و کلمات معمولى ترکیب یافته، در اعماق دل و جان انسان نفوذ مى‌کند، روح او را مملوّ از اعجاب و تحسین مى‌سازد، افکار و عقول را در برابر خود وادار به تعظیم مى‌نماید، معجزه اى است که تنها با مغزها و اندیشه‌ها و ارواح انسان‌ها سر و کار دارد، برترى چنین معجزه‌اى بر معجزات جسمانى، احتیاج به توضیح ندارد. و همچنین کتابی یا منبعی بالاتر از ان وجود ندارد

ظاهری

با تحقیقاتی که من کردم متوجه شدم که قران کتاب برحق است و گفته شما متناقض است قرآن مرز «زمان و مکان» را در هم شکسته و ما فوق زمان و مکان قرار گرفته است، معجزات پیامبران گذشته و حتى معجزات خود پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) غیر از قرآن، روى نوار معینى از زمان، و در نقطه مشخصى از مکان و در برابر عده خاصى صورت گرفته است، سخن گفتن نوزاد مریم(علیها السلام) و زنده کردن مردگان و مانند آن به وسیله مسیح(علیه السلام) در زمان و مکان و در برابر اشخاص معینى بوده ـ و چنان که مى‌دانیم ـ امورى که رنگ زمان و مکان به خود گرفته باشند، به همان نسبت که از آنها دورتر شویم، کم‌رنگ تر جلوه مى‌کنند، و این از خواص امور زمانى است.

ولى قرآن، بستگى به زمان و مکان ندارد، همچنان به همان شکلى که 1400 سال قبل در محیط تاریک «حجاز» تجلى کرد، امروز بر ما تجلى مى‌کند بلکه گذشت زمان و پیشرفت علم و دانش به ما امکاناتى داده که بتوانیم استفاده بیشترى از آن نسبت به مردم اعصار گذشته بنماییم، پیدا است هر چه رنگ زمان و مکان به خود نگیرد تا ابد و در سراسر جهان پیش خواهد رفت، بدیهى است یک دین جهانى و جاودانى باید یک سند حقانیت جهانى و جاودانى هم در اختیار داشته باشد.

باران

قرآن کریم، با همه ی کتاب های آسمانی دیگر، در جهاتی هم چون آسمانی بودن، نور و رحمت و هدایتگری مشترک است؛
چنان که خود می گوید: «… قدجائکم من الله نور و کتاب مبین یهدی به الله من اتّبع رضوانه سبل السلام و …» [المائده / 15 و 16]: به راستی از ناحیه ی خدا، نوری و کتابی روشنگر آمده است. خداوند به وسیله آن هر که را در پی خشنودی او باشد، به راه های سلامت هدایت می کند.

و درباره ی تورات می فرماید: «انا انزلنا التوریه فیها هدی و نور…» [المائده / 44]: ما تورات را نازل کردیم که در آن هدایت و نوری است…

و درباره ی انجیل نیز فرموده است: «و آتیناه الانجیل فیه هدی و نور…» [المائده / 46]: و به او (عیسی بن مریم) انجیل را دادیم که در آن هدایت و نوری است.

پس هر سه کتاب آسمانی- قرآن، انجیل و تورات- از ناحیه ی خداوند، کتاب نور و هدایتند. اما در این میان، قرآن کریم ویژگی هایی دارد که آن را از سایر کتاب های الهی ممتاز می کند. مهم ترین این ویژگی ها سه امر است:

اول : جهانی و جاودانه بودن قرآن کریم[الاعراف / 158 ، الانعام / 19 و…]

قُلِ اللّهِ شَهِيدٌ بِيْنِي وَبَيْنَكُمْ وَأُوحِيَ إِلَيَّ هَذَا الْقُرْآنُ لأُنذِرَكُم بِهِ وَمَن بَلَغَ

دوم : معجزه بودن آن[العنکبوت / 51 و …]

وَقَالُوا لَوْلَا أُنزِلَ عَلَيْهِ آيَاتٌ مِّن رَّبِّهِ قُلْ إِنَّمَا الْآيَاتُ عِندَ اللَّهِ وَإِنَّمَا أَنَا نَذِيرٌ مُّبِينٌ ﴿۵۰﴾

فولادوند: و گفتند چرا بر او از جانب پروردگارش نشانه‏ هايى [معجزه‏ آسا] نازل نشده است بگو آن نشانه‏ ها پيش خداست و من تنها هشداردهنده ‏اى آشكارم

أَوَلَمْ يَكْفِهِمْ أَنَّا أَنزَلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ يُتْلَى عَلَيْهِمْ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَرَحْمَةً وَذِكْرَى لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ ﴿۵۱﴾

فولادوند: آيا براى ايشان بس نيست كه اين كتاب را كه بر آنان خوانده مى ‏شود بر تو فرو فرستاديم در حقيقت در اين [كار] براى مردمى كه ايمان دارند رحمت و يادآورى است

سوم : محفوظ بودن آن به حفظ الهی و با وعده ی خدای رحمان[الحجر / 9].

إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ ﴿۹﴾

فولادوند: بى‏ ترديد ما اين قرآن را به تدريج نازل كرده ‏ايم و قطعا نگهبان آن خواهيم بود
این دلایل بنظر من اثبات میکند که قران از همه چیز برتر است

یهیا

با سلام خدمت حاج فردوسی عزیز من با کلام شما کاملا مخالفم قران برترین کتاب است و یکی از دلایل اینکه من با منهاج فردوسیان موافق بودم این بود که طبق اموزه های قران ادم رو روشن میکرد ولی اینکه میگویید منهاج فردوسیان و اموزه هاش برتر از قران است بنظر من کلام واهی است

ترانه

آیا واقعاً خطا و اشکالی در قرآن هست؟

ساجد

دوست گرامي
يكى از دلائل حقانيت قرآن و اينكه از طرف خدا نازل شده اين است كه در سراسر آن تضاد و اختلاف نيست براى روشن شدن اين حقيقت به توضيح زير توجه فرمائيد.
” روحيات هر انسانى دائما در تغيير است قانون تكامل در شرائط عادى در صورتى كه وضع استثنايى بوجود نيايد انسان و روحيات افكار او را هم در بر مى‏گيرد و دائما با گذشت روز و ماه و سال، زبان و فكر و سخنان انسانها را دگرگون ميسازد، اگر با دقت نگاه كنيم هرگز نوشته‏هاى يك نفر نويسنده يكسان نيست بلكه آغاز و انجام يك كتاب نيز تفاوت دارد، مخصوصا اگر كسى در كوران حوادث بزرگ قرار گرفته باشد حوادثى كه پايه يك انقلاب فكرى و اجتماعى و عقيده‏اى همه جانبه را پى‏ريزى كند او هر قدر بخواهد سخنان خود را يكسان و يك نواخت و عطف به سابق تحويل دهد قادر نيست، بخصوص اگر او درس نخوانده و پرورش يافته يك محيط كاملا عقب افتاده‏اى باشد.
اما قرآن كه در مدت 23 سال بر طبق احتياجات و نيازمنديهاى تربيتى مردم در شرائط و ظروف كاملا مختلف نازل شده، كتابى است كه درباره موضوعات كاملا متنوع سخن مى‏گويد و مانند كتابهاى معمولى كه تنها يك بحث اجتماعى يا سياسى يا فلسفى يا حقوقى يا تاريخى را تعقيب مى‏كند نيست، بلكه گاهى در باره توحيد و اسرار آفرينش، و زمانى درباره احكام و قوانين و آداب و سنن، وقت ديگر درباره امتهاى پيشين و سرگذشت تكان دهنده آنان، و زمانى درباره مواعظ و نصايح و عبادات و رابطه بندگان با خدا سخن مى‏گويد، و بگفته دكتر گوستاولبون قرآن كتاب آسمانى مسلمانان منحصر به تعاليم و دستورهاى مذهبى تنها نيست بلكه دستورهاى سياسى و اجتماعى مسلمانان نيز در آن درج است.
چنين كتاب با اين مشخصات عادتا ممكن نيست خالى از تضاد و تناقض و مختلف گويى و نوسانهاى زياد باشد، اما هنگامى كه مى‏بينيم باتمام اين جهات همه آيات آن هماهنگ، خالى از هر گونه تضاد و اختلاف و ناموزونى است، بخوبى مى‏توانيم حدس بزنيم كه اين كتاب زائيده افكار انسانها نيست بلكه از ناحيه خداوند است

خلیق

دانشمندان اسلامي براي محكمات و مشابهات تعريف‌هاي گوناگوني ارائه كرده‌اند. اين گوناگوني تعريف‌ها ريشه در نوع تفسيري دارد كه از آيه  7 سوره «آل‌عمران» ـ به مثابه آيه اصلي محكم و متشابه ـ شده است. در اين آيه از تقسيم آيات به محكمات و متشابهات ياد شده و چنين آمده است: (هُوَ الَّذِيَ أَنزَلَ عَلَيْکَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ فَأَمَّا الَّذِينَ في قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاء الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاء تَأْوِيلِهِ وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلاَّ اللّهُ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِندِ رَبِّنَا… .)

حریم

قرآن کریم دارای امتیازات و معارف و محتوای ارزشمندی است که برای فهم و درک صحیح آن باید به اموری مراجعه کرد که یکی از این امور محکم و متشابه می باشد و اهل بیت (ع) آیینه تمام نما و تجسم یافته قرآن و آموزه های آن هستند و اندیشه و گفتار و کردارشان تبیینگر این کتاب الهی در ابعاد گوناگون می باشند .

شیوا

اصلا سوالتون از اساس ایراد دارد که پرسیدین منهاج فردوسیان، چه مزایایی بر قرآن کریم دارد؟؟ مگر کتابی برتر از قرآن وجود دارد؟؟ این سوال و پاسخ های شما بقیه را به شک می اندازد

مهلا لشکری

سلام بعد از خواندن مطالب امروز سوالی برآیم پیش آمد. منظور از تفسیر موضوعی قرآن کریم چیست؟؟ آیا کتابی به این نام است یا روشی برای تفسیر قرآن. ممنون میشم پاسخ بدهید

فاطمه داوری

تفسیر موضوعی، تفسیر موضوعی در برابر تفسیر ترتیبی شیوه‌ای در تفسیر آیات قرآن کریم است که مفسر از طریق آن به استنباط دیدگاه قرآن درباره موضوعی مرتبط با انسان و جهان هستی می‌پردازد

رستمی

قرآن  عموما احكام را به‌طور قاطع و غیر قابل تردید بیان نكرده و همواره در برابر استنباط یك حكم، زمینه احتمالات و سوالات بی‌شماری را فراهم كرده است

ریحانه رضوی

یکی از ویژگی های قرآن در بیان احكام، بیان بخش بخش و پراكنده احكام فقهی است. روش قرآن در بیان احكام، به این دلیل كه قرآن طی سال‌ها و در سوره‌های مختلف، بر اساس نیاز و پرسش مطرح شده‌ای نازل می‌شده و پراكنده و جدا جدا آمده است. هر قسمتی از آن در یك دوره بیان نشده است، مثلا، تمام احكام نماز در یك سوره و در یك جا نیامده است، یا درباره وضو و چگونگی طهارت، در سوره مائده (آیه ٦) و درباره رو به قبله ایستادن در سوره بقره (آیه ١٤٢) و درباره خشوع و خضوع در نماز در سوره مومنون (آیه ١) و درباره اهتمام بر حفظ اوقات نماز در سوره بقره (آیه ٢٣٨) آمده است.فکر میکنم این مطلب برای قانع کردن دوستانی که مخالف صحبت های حاج فردوسی هستند کافی باشد تا قانع بشوند.

پندار پاک

قرآن درصدد بیان احكام به گونه‌ای فشرده و در حد اشاره است. قرآن كریم در بیان احكام به‌طور اجمالی مسائل را بیان می‌كند و از وارد شدن در خصوصیات و جزییات احكام پرهیز دارد. اگر بارها و بارها درباره نماز سخن گفته، اما چگونگی تقسیم نماز در پنج نوبت و تعداد ركعت‌های آن را بیان نكرده است. روزه، زكات، حج و خمس و ازدواج و طلاق، ارث و قضاوت و احكام دیگر نیز چنین وضعیتی دارند. این مساله در مورد معاملات و به ویژه احكام خرید و فروش، اجاره، رهن و ده‌ها عنوان مبادله دیگر میان انسان‌ها عجیب‌تر می‌نماید، كه تنها به قواعدی بسیار عام و اجمالی؛ چون، « أوْفوا بِالْعقودِ» (نساء/ ١) بسنده شده و از توضیح و تفصیل آنها دوری جسته است. این ها دلایل کافی برای منتشر شدن و نیاز به کتبی مانند «اصول استجماع منهاج فردوسیان» هستند و ایرادی بر آنها وارد نیست.

ناصر

 سلام. لطفا در مورد محکمات و متشابهات و این که به صورت مجزا در دسترس مردم قرار دارند یا نه، توضیح بفرمائید ؟

ناجی

مراد از آیات محکم، آیاتی است که در معنی آنها یک نوع صراحت و اتقانی وجود دارد که خواننده بدون تردید و اشتباه به معنای آنها پی می برد مثل همین آیه که می فرماید: آیات قرآن بر دو دسته محکم و متشابه هستند، که آیه دلالتی صریح بر معنی خود دارد. و هر کسی که آیه را بخواند و با لغت عربی آشنا باشد بدون تردید معنی آنرا متوجه می شود. اما آیات متشابه، آیاتی هستند که مقصود از آن برای شنونده روشن نیست. و چنان نیست که شنونده به محض شنیدن، معنی آنرا درک کند. بلکه در این که منظور چیست؟، تردید دارد و تردیدش وقتی برطرف می شود که به آیات محکم رجوع نموده و به کمک آنها معنای آیات متشابه را مشخص کند، و در نتیجه همان آیات متشابه نیز محکم می شوند. پس آیات محکم خود بخود محکم هستند و آیات متشابه، بوسیله آیات محکم، محکم می شوند.

ناصر

ممنون از اینکه توضیح دادین. ولی خب چرا باید توی قرآن آیات شک برانگیزه باشه؟؟ من دلیل این رو درک نمیکنم

ناصر

 از ترجمه شریفه و توضیحات مشخص شد که آیات محکم و متشابه در اختیار و در دسترس مردم قرار دارد ولی اینطور نیست که این دو از هم جدا باشند بلکه با مراجعه و توجه به معانی آنها می فهمیم که کدام محکم و کدام متشابه است.

منهاج یار

 بدون اخلاق نه دین برای مردم مفهومی داردونه دنیای آنها سامان می یابد.اصولا زمانی انسان شایسته نام انسان است که دارای اخلاق الهی باشد ودر غیر این صورت حیوات خطرناکی است که ااستفاده از هوش سرشارانسانی همه چیز را ویران می کند وبه آتش می کشد.اینجاست که انسان ها احتیاج به تربیت اخلاقی را احساس می نمایند و ارزش کار حاج فردوسی و کسانی مانند ایشان معلوم می شود. کسانی که الآن در برابر گفته های ایشان گارد میگیرند به دلسوزی و تلاش حاج فردوسی ایمان ندارند و ارزش کارشان را درک نمیکنند.

یوسفی

یکی از موضوعات مهم در تعلیم وتربیت انسان پرورش جنبه اخلاقی وتامین نیازهای روحی فرداست.تربیت اخلاقی در نظام تربیتی منهاج فردوسیان ،در واقع تربیت شخصیت واحیای هویت وپیمودن مسیر کمال است،چون بدون تربیت وپرورش این جنبه ازشخصیت،نمی توان به کمال نسبی ومعرفت نفسانی توفیق یافت.

رئیسی

شما گفتین که ((اما نظام جامع تربیتی منهاج فردوسیان، فقط مجموعه‌ای از محکمات اعتقادی و عملی است و هیچگونه متشابهی در آن نیامده است. بدین سبب، حتی آنان که در ابتدای راه پاکسازی دل از اعتقادات باطل و پاکسازی اعضا از اعمال نادرست هستند، می‌توانند به راحتی و بدون هر گونه دغدغه، به فراگیری آن مشغول شوند و ترس گمراه‌شدن و بیم گمراه‌کننده‌شدن بر آنان نیست))
این یعنی اینکه قرآن میتواند گمراه کننده باشد؟؟؟؟ چرا واقعا باید این مطلب گفته بشه؟؟؟ شما با یک پست این همه شبهه ایجاد کردین بعد میگید منهاج فردوسیان هیچ شبهه ای ندارد؟

صالح

سلام به حاج فردوسی بزرگ و همکارانشون من هم به عنوان یک منهاجی خاستم نظری بدهم. به نظر من امروزه مشکل ما در تربیت ندانستن مفهوم درستی از تربیت است. هر کس از تربیت آن گونه که مایل به فهم آن است دفاع می کند وتعریفش از تربیت نیز مسبوق به چنین تمایلی است. بعضی از متفکرین نیز ناامید ازتعریف تربیت شده اند. اکثر تعاریف مطرح شده ،تربیت را به معنای رشد طبیعی و تدریجی و به فعلیت رساندن استعدادهای متربی دانسته اند. آیا به نظر شما مشکل عمده این تعاریف ،عدم  جامعیت لازم و عدم توجه به اهداف تربیتی می تواند باشد؟؟؟

کاتب

متفکرین ودانشمندان علوم تربیتی برای تربیت تعریف های گوناگونی ارایه داده اند . به نظر می رسد دلیل این اختلاف ها مبانی ویا اصول واهداف آن ها باشد. دلیل نمی شود چون یه عده قرآن زا کتاب اصل تربیتی قرار می دهند بقیه کتب و اصول و مبانی مطرح شده اشتباه باشد. اگر منهاج فردوسیان چیزی کار آمد تر از قرآن امروزه ارائه کرده است بیان گر بی ارزش کردن قرآن نیست. بلکه با تفکر و سالها تحقیق و تفکر ترتیبی جامع تر و در دسترس تر برای نظام تربیتی خود ارائه داده و نیازی به جبهه گرفتن و مخالف نیست

همتی زاده

یکی از دغدغه های امروزه بشر بحث چگونگی تربیت فرزندان است0 قرآن به عنوان یک کتاب تربیتی به این نیاز بشر پاسخ مثبت داده است .قرآن شیوه ها وروشهای گوناگون ومتنوع را برای تربیت انسانها وافراد جامعه ارایه می دهد .الگوهاوروشهای قرآن کارآمد ودارای لطایف زیباوجامعیت خاصی می باشد.قرآن برای این آمده است که با ارایه الگوها ونشان دادن روشها ی نوین تربیتی ،انسان ها را به سوی هدف نهایی هدایت کند

جواد عزیزی

تربیت اساس وپایه یک جامعه است .دوام وبقاوحیات وممات سعادت وشقاوت صعود وسقوط هرجامعه ای  به تربیت آن بستگی دارد.هرجامعه ای که به این مقوله وگفتمان اهمیت داده ،اثرات مثبت آن را دیده است. حال اگر از قرآن برای تربیت جامعه استفاده شود تاثیرات مثبت آن دو چندان میشود. حاج فردوسی فرمودند که کتاب ایشان از قرآن پیشی گرفته و مزیت هایی برتر از آن دارد.من این صحبت را قبول نمیکنم ولی رد هم نمیکنم تا کتابشان را مطالعه کنم ولی حتی مقایسه کتابی با قرآن اشتباه است چه رسد به برتر دانستن آن التماس دعا

لازم

قرآن کریم کلام بی نظیر خداوند است، و در بین این همه موجودات مخاطب او انسان است، انسانی که دارای روحی الهی است، دارای قلبی برای فهمیدن و دلی برای ادراک کردن، در اعتبار و ارزش قرآن، همین بس که سخن بی مانند خداست ودر اعتبار و ارزش انسان همین بس که هم سخن و مخاطب خداوند برای وحی انسان است.

زهرا

قرآن کریم پیامبر گرامی اسلام(ص) را به عنوان اسوه و الگوی تربیت مردم معرفی می کند و از او به عنوان صاحب «خُلق عظیم» یاد نموده است

فخرابادی

اینو دیگه قبول نمی‌کنم چون معتقدم قرآن به آیین، قوانین و راهی راهنمایی می کند که پابرجاترین و صاف ترین راه هاست؛ چرا که:

– عقایدی را ارائه می کند که روشن و خالی از خرافات است.

– هماهنگی بین عقیده، عمل و عالم طبیعت برقرار می کند و همه را به سوی خدا می خواند.

– قوانین اجتماعی، اقتصادی و سیاسی ارائه می کند که همه ی جنبه های مادی و معنوی انسان را رشد می دهد.

– از افراط و تفریط در برنامه های عبادی و صفات اخلاقی و مواد غذایی جلوگیری می کند.

– نظامی حکومتی بر اساس عدل و مبارزه با ستمکاری پیشنهاد می کند.

حسین

مسلمانان معمولا بسیار روی این نکته تکیه میکنند که قرآن، هیچ خطایی ندارد و کاملا از هرگونه خطا و تضاد خالی است، البته این ادعا در خود قران نیز به صورت های مختلف بیان میشود، از جمله در سوره زنان (نساء) آیه 82 که میگوید:
آیا در قرآن نمی اندیشند؟ هرگاه از سوی دیگری جز خدا میبود، در آن اختلافی بسیار می یافتند.

گمراه

یکی از شبهه هایی که ذهن من را در مورد قرآن درگیر کرده این است که نحوه جمع آوری قرآن 15 سال پس از پيغمبر توسط عثمان صورت گرفته و جنگهايي که بين مسلمين درباره نحوه قرائت درگرفت و تبديل از خط کوفي بدون نقطه به خط فعلي که برخي آيات را مي توان چند مدل نوشت با معاني مختلف.

یاسر

شاید مطالب شما درست باشه ولی هیچ کتابی برتر از قرآن نیست و هیچ کس نمیتواند بگوید من کتابم از قرآن بهتر است یا مزیت بالاتری دارد. شما امروز دارید از قرآن هم ایراد میگیرید؟؟؟ ما به کجا داریم میرویم

فرهاد

چرا همچین فکری میکنید قرآن هم ممکن است از دید بعضی ها صحیح نباشد مثل اینکه  نظام حقوقي زن در قرآن برای زمان ما قابل استفاده نيست(زدن زن -ارث – به غنيمت گرفتن زن شوهر دار غير مسلمان در جنگ! و امکان ازدواج با او! -ازدواج مرد با چند زن که بلعکس امکان پذير نيست(امروزه با ژنتيک والدين بچه حرامزاده نيز قابل شناسايي هستند و از نظر حقوقي مشکلي ايجاد نمي کند از نظر خانواده نيز ميزان طلاق در اثر عدم ارضاء زن در ايران زياد است!) استثناء کردن زن گرفتن پيغمبر الگو از پيروان کاملترين دين! بي اطلاعي پيغمبري که به معراج رفت و از غيوب خبر داشت از گم شدن عايشه و ازدواج با وي در سن 6 يا 9 سالگي و…

fa فارسی
X