۲۱ بهمن

«فردوس» بالاترین درجه‌ی بهشت!

سؤال: چرا «فردوس» را بالاترین درجه‌ی بهشت می‌شمارید؟

جواب: خبر دادن از عوالم ملکوت، از محدوده‌ی دانایی انسان معمولی خارج است و فقط خدای تعالی باید بر هر کس از پیامبرانش که بپسندد مکشوف سازد تا او بر انسان‌ها، بازگو نماید. قرآن کریم می‌فرماید:
«عَالِمُ الْغَیبِ فَلَا یُظْهِرُ عَلَى غَیبِهِ أَحَدًا * إِلَّا مَنِ ارْتَضَى مِن رَّسُولٍ»
ترجمه: داناى نهان است و کسى را بر غیب خود آگاه نمى‏کند، جز پیامبرى را که از او خشنود باشد. (سوره‌ی جن، آیات ۲۶ و ۲۷)
آنچه از ناحیه‌ی استاد اعظم (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) در باره‌ی فردوس به ما رسیده، نشان از این دارد که بالاترین درجه‌ی بهشت و در نتیجه، بالاترین درجه‌ی جهان هستی است. همچنین اوصافی برای «فردوس» برشمرده‌اند که گرچه برخی از آنان، سند معتبر و منهاجی‌ای ندارد ولی با تکیه بر روایاتی که منبع معتبری دارند، می‌توان از آنان نیز به نحوی بهره‌برداری نمود. برخی از این اوصاف، عبارتند از:

۱. سقف فردوس،‌ عرش خداست:

سند ۱: قَالَ رَسُولُ اللهِ (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم): «… جَنَّهُ الْفِرْدَوْسِ الَّتِی سَقْفُهَا عَرْشُ‏ الرَّحْمَنِ»
ترجمه: بهشت فردوس که سقفش عرش خدای رحمان است.
منابع: مسائل علی بن جعفر و مستدرکاتها، صفحه‌ی ۳۴۵، أخلاقیات؛ دلائل الإمامه، طبری، صفحه‌ی ۱۵۴، أخبار فی مناقبها (صلوات الله علیها) ؛ الدُرّ النظیم فی مناقب الأئمه اللهامیم، یوسف بن حاتم شامی، صفحه‌ی ۴۶۴، فصل فی ذکر مناقبها (علیها‌السلام).

سند ۲: قَالَ رَسُولُ اللهِ (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم): «إِنَّ فَاطِمَهَ وَ عَلِیاً وَ الْحَسَنَ وَ الْحُسَینَ فِی حَظِیرَهِ الْقُدْسِ فِی قُبَّهٍ بَیضَاءَ سَقْفُهَا عَرْشُ‏ الرَّحْمَنِ‏ عَزَّ وَ جَلَّ»
ترجمه: همانا فاطمه و علی و حسن و حسین در محوطه‌ای مقدس در گنبدی سفید هستند که سقف آن، عرش خدای رحمان عز و جل است.
منابع: کشف الغمه فی معرفه الأئمه، اربلی، جلد ‏۱، صفحه‌ی ۵۲۶، الخامس فیما ورد فی حقه من رسول الله (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم).)

۲. فوقِ فردوس،‌ عرش پروردگار جهانیان است:

سند ۱: قَالَ رَسُولُ اللهِ (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم): «إِذَا کَانَ یَوْمُ الْقِیَامَهِ یَقْعُدُ عَلِیُ بْنُ أَبِی طَالِبٍ (علیه‌السلام) عَلَى الْفِرْدَوْسِ وَ هُوَ جَبَلٌ قَدْ عَلَا عَلَى الْجَنَّهِ وَ فَوْقَهُ‏ عَرْشُ‏ رَبِّ الْعَالَمِینَ»
ترجمه: چون روز قیامت شود، علی بن ابی‌طالب (علیه‌السلام) بر فردوس می‌نشیند و آن کوهی است که بر فراز بهشت است و بالایش، عرش پروردگار جهانیان است.
منابع: مائه منقبه من مناقب أمیر المؤمنین و الأئمه، ابن شاذان، صفحه‌ی ۸۵، المنقبه الثانیه و الخمسون؛ کشف الغمه فی معرفه الأئمه، اربلی، جلد ۱، صفحه‌ی ۱۰۳، فی محبه الرسول (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) إیاه؛ إرشاد القلوب إلى الصواب، دیلمی، جلد ‏۲، صفحه‌ی ۲۳۵، فصل: فی حبّه و التوعّد على بغضه و فضائل فاطمه (علیهاالسلام)

شاهد ۱: قَالَ رَسُولُ اللهِ (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم): «فاذا سألتم الله فاسألوه الفردوس فإنه اوسط الجنه و أعلی الجنه، أراه فوقه عرش الرحمن»
ترجمه: هر گاه از خدا در خواست می‌کنید، از او فردوس بخواهید که همانا آن، میانه‌ی بهشت و بالاترین درجه‌ی بهشت است. می‌بینمش که بالایش عرش خدای رحمان است.
منابع: صحیح بخاری، جلد ۳، صفحه‌ی ۱۰۲۸؛ مسند ابن حنبل، جلد ۳، صفحه‌ی ۲۳۳؛ سنن الکبری، بیهقی، جلد ۹، صفحه‌ی ۲۷؛ کنز العمال، متقی هندی، ۴، صفحه‌ی ۲۸۸)

۳. فردوس، بالاترین درجه‌ی بهشت است:

شاهد ۱: قَالَ رَسُولُ اللهِ (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم): «الْجَنَّهُ مِائَهُ دَرَجَهٍ مَا بَینَ کُلِّ دَرَجَتَینِ کمَا بَینَ السَّمَاءِ وَ الْأَرْضِ الْفِرْدَوْسُ أَعْلَاهَا دَرَجَهً»
ترجمه: بهشت، صد درجه دارد. بین هر دو درجه، مانند [فاصله‌ی] بین آسمان و زمین است. فردوس، بالاترین درجه‌اش است.
منابع: تفسیر صافی، فیض کاشانی، جلد ۳، صفحه‌ی ۲۶۸، ذیل آیه‌ی ۱۰۷ سوره‌ی کهف؛ بحار الأنوار، جلد ۸، صفحه‌ی ۸۹، باب ۲۳: الجنه و نعیمها؛ تفسیر کنز الدقائق و بحر الغرائب، قمی مشهدی، جلد ۸، صفحه‌ی ۱۷۷، ذیل آیات ۹۷ تا ۱۰۸ سوره‌ی کهف.

شاهد ۲: قَالَ رَسُولُ اللهِ (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم): «الْجَنَّهُ مِائَهُ دَرَجَهٍ مَا بَینَ کُلِّ دَرَجَهٍ مِنْهَا کَمَا بَینَ السَّمَاءِ وَ الْأَرْضِ وَ الْفِرْدَوْسُ‏ أَعْلَاهَا سُمُوّاً وَ أَوْسَطُهَا مَحَلَّهً»
ترجمه: بهشت، صد درجه است. بین هر درجه از آن، مانند [فاصله‌ی] بین آسمان و زمین است. فردوس، بالاترین بلندای آن است و میانه‌ترین جایگاه آن است.
منابع: بحار الأنوار، علامه مجلسی، جلد ۸، صفحه‌ی ۱۹۶، باب ۲۳، الجنه و نعیمها)

شاهد ۳: قَالَ رَسُولُ اللهِ (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم): «الجنه مئه درجه، کل درجه منها ما بین السماء و الارض و ان اعلاها الفردوس و ان اوسطها الفردوس»
ترجمه: بهشت صد درجه است، هر درجه از آن آنچه بین آسمان و زمین است و همانا بالاترینش فردوس است و همانا میانه‌ترینش فردوس است.
منابع: سنن ابن ماجه، جلد ۲، صفحه‌ی ۱۴۴۸؛ مسند ابن حنبل، جلد ۸، صفحه‌ی ۲۵۴؛ المستدرک علی الصحیحین، حاکم نیشابوری، جلد ۱، صفحه‌ی ۱۵۳؛ کنز العمال، متقی هندی، جلد ۱۴، صفحه‌ی ۴۵۳.

۴. فردوس، مرتفع‌ترین جا‌ی بهشت است:

شاهد ۱: قَالَ رَسُولُ اللهِ (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم): «جَنه الفردوس هی رَبوَهُ الجنه العلیا التی هی أوسطُها و أحسنُها»
ترجمه: بهشتِ فردوس، مرتفع‌ترین زمین بهشت برین است که میانه‌ترین و نیکوترین جای آن است.
منابع: المعجم الکبیر، طبرانی، جلد ۷، صفحه‌ی ۲۱۳؛ مسند الشامیین، طبرانی، جلد ۴، صفحه‌ی ۳۱؛ تفسیر طبری، جلد ۹، صفحه‌ی ۳۸؛ تفسیر ابن کثیر، جلد ۵، صفحه‌ی ۱۹۹؛ کنز العمال، متقی هندی، جلد ۱۴، صفحه‌ی ۴۵۳.

شاهد ۲: قَالَ رَسُولُ اللهِ (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم): «و الفردوس رَبوَهُ الجنه و أوسطها و أفضلها»
ترجمه: بهشتِ فردوس، مرتفع‌ترین زمین بهشت است که میانه‌ترین و برترین جای آن است.
منابع: صحیح بخاری، جلد ۳، صفحه‌ی ۱۰۳۴؛ مسند ابن حنبل، جلد ۴، صفحه‌ی ۵۱۸؛ سنن الکبری، بیهقی، جلد ۹، صفحه‌ی ۲۱۸؛ کنز العمال، متقی هندی، جلد ۱۱، صفحه‌ی ۶۷۰.

۵. فردوس، بافضیلت‌ترین جا‌ی بهشت است:

شاهد ۱: قَالَ رَسُولُ اللهِ (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم): «… و الفردوس رَبوَهُ الجنه و أوسطها و أفضلها»
ترجمه: بهشتِ فردوس، مرتفع‌ترین زمین بهشت است که میانه‌ترین و برترین جای آن است.
منابع: صحیح بخاری، جلد ۳، صفحه‌ی ۱۰۳۴؛ مسند ابن حنبل، جلد ۴، صفحه‌ی ۵۱۸؛ سنن الکبری، بیهقی، جلد ۹، صفحه‌ی ۲۱۸؛ کنز العمال، متقی هندی، جلد ۱۱، صفحه‌ی ۶۷۰)

۶. فردوس، نیکوترین جا‌ی بهشت است:

شاهد ۱: قَالَ رَسُولُ اللهِ (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم): «جنه الفردوس هی رَبوَهُ الجنه العلیا التی هی أوسطُها و أحسنُها»
ترجمه: بهشتِ فردوس، مرتفع‌ترین زمین بهشت برین است که میانه‌ترین و نیکوترین جای آن است.
منابع: المعجم الکبیر، طبرانی، جلد ۷، صفحه‌ی ۲۱۳؛ مسند الشامیین، طبرانی، جلد ۴، صفحه‌ی ۳۱؛ تفسیر طبری، جلد ۹، صفحه‌ی ۳۸؛ تفسیر ابن کثیر، جلد ۵، صفحه‌ی ۱۹۹؛ کنز العمال، متقی هندی، جلد ۱۴، صفحه‌ی ۴۵۳)

۷. فردوس، آقای بهشت است:

شاهد ۱: قَالَ رَسُولُ اللهِ (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم): «الْفِرْدَوْسُ سَیدُ الْجِنَانِ»
ترجمه: فردوس، آقای بهشت است.
منابع: کنز الفوائد، کراجکی، جلد ۲، صفحه‌ی ۲۳۷؛ الدر النظیم فی مناقب الأئمه اللهامیم، یوسف بن حاتم شامی، صفحه‌ی ۳۲۳، فصل فی ذکر فضائله (علیه‌السلام)؛ تأویل الآیات الظاهره فی فضائل العتره الطاهره، استرآبادی، صفحه‌ی ۸۳۰، ذیل سوره‌ی اخلاص؛ تفسیر کنز الدقائق و بحر الغرائب، قمی مشهدی، جلد ‏۱۴، صفحه‌ی ۵۲۴، ذیل سوره‌ی اخلاص؛ بحار الأنوار، علامه مجلسی، جلد ۴۰، صفحه‌ی ۵۴، باب ۹۱: جوامع مناقبه (صلوات الله علیه)

۸. عرش بر فردوس قرار دارد:

شاهد ۱: قَالَ رَسُولُ اللهِ (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم): «الجَنَّهُ مِئَهُ دَرَجَه، کُلُّ دَرَجَهٍ مِنها مَا بَینَ السَّماءِ وَ الارضِ وَ إنَّ أعلاهَا الفِردَوسُ و إنَّ أوسَطُها الفِردَوسُ وَ إنَّ العَرشَ عَلَی الفِردَوسِ»
ترجمه: بهشت صد درجه است، هر درجه از آن آنچه بین آسمان و زمین است و همانا بالاترینش فردوس است و همانا میانه‌ترینش فردوس است و همانا عرش بر فردوس است.
منابع: سنن ابن ماجه، جلد ۲، صفحه‌ی ۱۴۴۸؛ مسند ابن حنبل، جلد ۸، صفحه‌ی ۲۵۴؛ المستدرک علی الصحیحین، حاکم نیشابوری، جلد ۱، صفحه‌ی ۱۵۳؛ کنز العمال، متقی هندی، جلد ۱۴، صفحه‌ی ۴۵۳.

۹. فردوس، ناف بهشت است:

شاهد ۱: قَالَ رَسُولُ اللهِ (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم): «سَلُوا اللهَ الفردوسَ فانَّها سُرَّهُ الجَنَّه»
ترجمه: از خدا فردوس بخواهید که آن، ناف بهشت است.
منابع: المستدرک علی الصحیحین، حاکم نیشابوری، جلد ۲، صفحه‌ی ۴۰۲؛ المعجم الکبیر، طبرانی، جلد ۸، صفحه‌ی ۲۴۶؛ دُرّ المنثور، سیوطی، جلد ۵، صفحه‌ی ۴۶۷؛ کنز العمال، متقی هندی، جلد ۲، صفحه‌ی ۷۳.

۱۰. فردوس، قلّه‌ی بهشت است:

سند ۱: عَنْ عَلِی (علیه‌السلام) أَنَّهُ قَالَ: «لِکلِّ شَی‏ءٍ ذِرْوَهٌ وَ ذِرْوَهُ الْجَنَّهِ الْفِرْدَوْسُ»
ترجمه: برای هر چیزی قله‌ای است و قله‌ی بهشت، فردوس است.
تأویل الآیات الظاهره فی فضائل العتره الطاهره، استرآبادی، صفحه‌ی ۲۹۱، ذیل آیات ۱۰۷ و ۱۰۸ سوره‌ی کهف؛ البرهان فی تفسیر القرآن، بحرانی، جلد ۳، صفحه‌ی ۶۸۸، ذیل آیات ۱۰۵ تا ۱۰۸ سوره‌ی کهف؛ تفسیر کنز الدقائق و بحر الغرائب، قمی مشهدی، جلد ۸، صفحه‌ی ۱۷۸، ذیل آیات ۹۷ تا ۱۰۸ سوره‌ی کهف.

۱۱. بعد از فردوس، بهشتی نیست:

شاهد ۱: در مکاشفه‌ی حضرت فاطمه (سلام‌الله‌علیها) بعد از رحلت استاد اعظم (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) آمده است که به آن حضرت گفتند:
«هَذِهِ الدَّارُ الْفِرْدَوْسُ الْأَعْلَى الَّذِی لَیسَ بَعْدَهُ جَنَّهٌ وَ هِی دَارُ أَبِیکِ وَ مَنْ مَعَهُ مِنَ النَّبِیینَ وَ مَنْ أَحَبَّ اللهَ»
ترجمه: این سرا، فردوس برین است که بعدش بهشتی نیست و آن،‌ خانه‌ی پدرت و پیامبرانی که با او هستند و هر کس خدا دوست داشته باشد، می‌باشد.
منابع: دلائل الإمامه، طبری، صفحه‌ی ۱۳۲، خبر منامها قبل وفاتها (علیها السلام)؛ بحار الأنوار، علامه مجلسی، جلد ‏۴۳، صفحه‌ی ۲۰۸، باب ۷: ما وقع علیها من الظلم و بکائها و حزنها)

۱۲. بعد از فردوس، درجه‌ای نیست:

سند ۱: قال الصادق (علیه‌السلام): «یُسْتَحَبُّ أَنْ یُصَلِّیَ عَلَى النَّبِیِ ص بَعْدَ الْعَصْرِ یَوْمَ الْجُمُعَهِ بِهَذِهِ الصَّلَاهِ: اللهُمَّ إِنَّ مُحَمَّداً صَلَّى اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ کَمَا وَصَفْتَهُ فِی کِتَابِک‏ … اللهُمَّ اجْعَلْ مُحَمَّداً فِی السَّابِقِینَ غَایَتَهُ وَ فِی الْمُنْتَجَبِینَ کَرَامَتَهُ وَ فِی الْعَالَمِینَ ذِکْرَهُ وَ أَسْکِنْهُ أَعْلَى غُرَفِ الْفِرْدَوْسِ فِی الْجَنَّهِ الَّتِی لَا تَفُوقُهَا دَرَجَهٌ وَ لَا یَفْضُلُهَا شَی‏ءٌ»
ترجمه: مستحب است که بعد از نماز عصر روز جمعه بر پیامبر با این درود، صلوات فرستاده شود: خدایا همانا محمد که درود تو بر او و خاندانش باد، چنان است که او را در کتابت وصف کرده‌ای … خدایا نهایت محمد را در پیشتازان و کرامتش را در برگزیدگان و یادش را در جهانیان قرار بده و او را در بالاترین غرفه‌های فردوس در بهشت ساکن کن، [فردوس] که بالاتر از آن درجه‌ای نیست و چیزی برتر از آن نمی‌باشد.
منابع: مصباح المتهجد و سلاح المتعبد، شیخ طوسی، جلد ۱، صفحه‌ی ۳۹۳؛ جمال الأسبوع بکمال العمل المشروع، سید بن طاووس، صفحه‌ی ۴۸۱، ذکر صلوات على النبی و آله (علیهم‌السلام)؛ بحار الأنوار، علامه مجلسی، جلد ۸۷، صفحه‌ی ۸۶، باب ۸: الأعمال و الدعوات بعد صلاه العصر یوم الجمعه.

۱۳. چیزی بر فردوس، برتری ندارد:

سند ۱: قال الصادق (علیه‌السلام): «یُسْتَحَبُّ أَنْ یُصَلِّیَ عَلَى النَّبِیِ ص بَعْدَ الْعَصْرِ یَوْمَ الْجُمُعَهِ بِهَذِهِ الصَّلَاهِ: اللهُمَّ إِنَّ مُحَمَّداً صَلَّى اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ کَمَا وَصَفْتَهُ فِی کِتَابِک‏ … اللهُمَّ اجْعَلْ مُحَمَّداً فِی السَّابِقِینَ غَایَتَهُ وَ فِی الْمُنْتَجَبِینَ کَرَامَتَهُ وَ فِی الْعَالَمِینَ ذِکْرَهُ وَ أَسْکِنْهُ أَعْلَى غُرَفِ الْفِرْدَوْسِ فِی الْجَنَّهِ الَّتِی لَا تَفُوقُهَا دَرَجَهٌ وَ لَا یَفْضُلُهَا شَی‏ءٌ»
ترجمه: مستحب است که بعد از نماز عصر روز جمعه بر پیامبر با این درود، صلوات فرستاده شود: خدایا همانا محمد که درود تو بر او و خاندانش باد، چنان است که او را در کتابت وصف کرده‌ای … خدایا نهایت محمد را در پیشتازان و کرامتش را در برگزیدگان و یادش را در جهانیان قرار بده و او را در بالاترین غرفه‌های فردوس در بهشت ساکن کن، [فردوس] که بالاتر از آن درجه‌ای نیست و چیزی برتر از آن نمی‌باشد.
منابع: مصباح المتهجد و سلاح المتعبد، شیخ طوسی، جلد ۱، صفحه‌ی ۳۹۳؛ جمال الأسبوع بکمال العمل المشروع، سید بن طاووس، صفحه‌ی ۴۸۱، ذکر صلوات على النبی و آله (علیهم‌السلام)؛ بحار الأنوار، علامه مجلسی، جلد ۸۷، صفحه‌ی ۸۶، باب ۸: الأعمال و الدعوات بعد صلاه العصر یوم الجمعه.

۱۴. فردوس،‌ جایگاه استاد اعظم و ائمه‌ی طاهرین (علیهم‌السلام) است:

سند ۱: قَالَ رَسُولُ اللهِ (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم): «… جَنَّهُ الْفِرْدَوْسِ الَّتِی سَقْفُهَا عَرْشُ‏ الرَّحْمَنِ‏ وَ فِیهَا قَصْرَانِ قَصْرٌ أَبْیَضُ وَ قَصْرٌ أَصْفَرُ مِنْ لُؤْلُؤَهٍ عَلَى عِرْقٍ وَاحِدٍ فِی الْقَصْرِ الْأَبْیَضِ سَبْعُونَ أَلْفَ دَارٍ مَسَاکِنُ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ»
ترجمه: بهشت فردوس که سقفش عرش خدای رحمان است، در آن دو قصر است، قصری سفید و قصری زرد از لؤلو بر یک رگه. در قصر سفید، هفتاد هزار خانه از مسکن‌های محمد و خاندان محمد است.
منابع: مسائل علی بن جعفر و مستدرکاتها، صفحه‌ی ۳۴۵، أخلاقیات؛ دلائل الإمامه، طبری، صفحه‌ی ۱۵۴، أخبار فی مناقبها (صلوات الله علیها)؛ الدر النظیم فی مناقب الأئمه اللهامیم، یوسف بن حاتم شامی، صفحه‌ی ۴۶۴، فصل فی ذکر مناقبها (علیها‌السلام).

سند ۲: استاد اعظم (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) فرمودند: چون حضرت موسی (علیه‌السلام) از خدای تعالی درخواست کرد که امت ایشان را ببیند، ندا آمد:
«یا مُوسَى إِنَّک لَنْ تَرَاهُمْ فَلَیسَ هَذَا أَوَانُ ظُهُورِهِمْ وَ لَکنْ سَوْفَ تَرَاهُمْ فِی الْجِنَانِ جَنَّاتِ عَدْنٍ وَ الْفِرْدَوْسِ بِحَضْرَهِ مُحَمَّدٍ»
ترجمه: ای موسی، همانا تو هرگز آنان را [در دنیا] نخواهی دید، اکنون زمان پدید آمدن آنان نیست ولی در آینده آنان را در بهشت‌ها، بهشت عدن و فردوس در حضور محمد (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) خواهی دید.
منابع: من لا یحضره الفقیه، شیخ صدوق، جلد ‏۲، صفحه‌ی ۳۲۷، باب التلبیه؛ التفسیر المنسوب إلى الإمام الحسن العسکری (علیه‌السلام)، صفحه‌ی ۳۲؛ عیون أخبار الرضا (علیه‌السلام)، جلد ‏۱، صفحه‌ی ۲۸۴، باب فیما جاء عن الإمام علی بن موسى (علیه‌السلام) من الأخبار المتفرقه؛ علل الشرائع، شیخ صدوق، جلد ‏۲، صفحه‌ی ۴۱۷، باب عله التلبیه؛ بشاره المصطفى لشیعه المرتضى، عماد الدین طبری، صفحه‌ی ۲۱۳؛ تأویل الآیات الظاهره فی فضائل العتره الطاهره، استرآبادی، صفحه‌ی ۴۱۲.

سند ۳: عَنْ أَبِی عَبْدِ اللهِ (علیه‌السلام) قَالَ: «مَنْ قَرَأَ سُورَهَ الْمُؤْمِنِینَ خَتَمَ اللهُ لَهُ بِالسَّعَادَهِ إِذَا کانَ یُدْمِنُ قِرَاءَتَهَا فِی کلِّ جُمُعَهٍ وَ کانَ مَنْزِلُهُ فِی الْفِرْدَوْسِ الْأَعْلَى مَعَ النَّبِیینَ وَ الْمُرْسَلِینَ»
ترجمه: هر کس سوره‌ی مؤمنون را بخواند، خدای تعالی او را ختم به خوشبختی می‌کند اگر خواندنش را در هر جمعه ادامه دهد و منزلش در فردوس برین با پیامبران و فرستادگان خواهد بود.
منابع: ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، شیخ صدوق، صفحه‌ی ۱۰۹، ثواب قراءه سوره المؤمنین؛ أعلام الدین فی صفات المؤمنین، دیلمی، صفحه‌ی ۳۷۲، فضائل سور القرآن الکریم؛ مصباح کفعمی، صفحه‌ی ۴۴۲؛ وسائل الشیعه، محدث عاملی، جلد ۶، صفحه‌ی ۲۵۳، باب استحباب قراءه سور القرآن.

سند ۴: عَنْ أَبِی عَبْدِ اللهِ (علیه‌السلام) فِی حَدِیثٍ فِی فَضْلِ زِیارَهِ الحُسَینِ (علیه‌السلام): «یَنْظُرُ اللهُ إِلَیهِ نَظْرَهً تُوجِبُ لَهُ الْفِرْدَوْسَ الْأَعْلَى مَعَ مُحَمَّدٍ وَ أَهْلِ بَیتِهِ»
ترجمه: خدای تعالی به او نگاهی می‌کند که فردوس اعلی با محمد و اهل بیتش بر او واجب می‌شود.
منابع: کامل الزیارات، ابن قولویه، صفحه‌ی ۲۹۵، الباب الثامن و التسعون أقل ما یزار فیه الحسین (علیه‌السلام) و أکثر ما یجوز تأخیر زیارته للغنی و الفقیر.

سند ۵: امیر المؤمنین (علیه‌السلام) در پاسخ به سؤال جاثلیق که از جایگاه آن حضرت در بهشت پرسید، فرمودند:
«مَنْزِلَتِی مَعَ النَّبِی الْأُمِّی فِی الْفِرْدَوْسِ الْأَعْلَى لَا أَرْتَابُ بِذَلِک وَ لَا أَشُک فِی الْوَعْدِ بِهِ مِنْ رَبِّی»
ترجمه: منزل من با پیامبر امی در فردوس اعلاست، تردید به آن ندارم و در وعده‌ی پروردگارم شک نمی‌کنم.
منابع: الأمالی، شیخ طوسی، صفحه‌ی ۲۱۹، المجلس الثامن؛ الخرائج و الجرائح، قطب راوندی، جلد ‏۲، صفحه‌ی ۵۵۵، فصل فی أعلام أمیر المؤمنین (علیه‌السلام)؛ مناقب آل أبی طالب (علیهم‌السلام)، ابن شهرآشوب، جلد ‏۲، صفحه‌ی ۲۵۷، فصل فی إخباره بالغیب.

سند ۶: امام صادق (علیه‌السلام) در سندی برای یکی از شیعیان نوشتند:
«بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ هَذَا مَا اشْتَرَى جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ لِفُلَانِ بْنِ فُلَانٍ الْجَبَلِی اشْتَرَى لَهُ دَاراً فِی الْفِرْدَوْسِ حَدُّهَا الْأَوَّلُ رَسُولُ اللهِ (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) وَ الْحَدُّ الثَّانِی أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ (علیه‌السلام) وَ الْحَدُّ الثَّالِثُ الْحَسَنُ بْنُ عَلِی وَ الْحَدُّ الرَّابِعُ الْحُسَینُ بْنُ عَلِی (علیه‌السلام)»
ترجمه: به نام خدای بخشنده‌ی مهربان، این آن چیزی است که جعفر بن محمد برای فلان بن فلان جبلی خرید. برای او خانه‌ای در فردوس خرید که مرز اولش، پیامبر خدا و مرز دومش امیر المؤمنین (علیه‌السلام) و مرز سوم حسن بن علی (علیه‌السلام) و مرز چهارمش حسین بن علی (علیه‌السلام) است.
منابع: الخرائج و الجرائح، راوندی، جلد ۱، صفحه‌ی ۳۰۳، الباب السابع فی معجزات الإمام جعفر الصادق (علیه‌السلام)؛ کشف الغمه فی معرفه الأئمه، اربلی، جلد ۲، صفحه‌ی ۲۰۰، ذکر من روى من أولاده (علیه‌السلام)؛ إثبات الهداه بالنصوص و المعجزات، محدث عاملی، جلد ‏۴، صفحه‌ی ۱۷۶، الفصل التاسع عشر)

سند ۷: عَنْ عَلِی (علیه‌السلام) أَنَّهُ قَالَ: «لِکلِّ شَی‏ءٍ ذِرْوَهٌ وَ ذِرْوَهُ الْجَنَّهِ الْفِرْدَوْسُ وَ هِی لِمُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ صَلَوَاتُ اللهِ عَلَیهِ وَ عَلَیهِمْ»
ترجمه: برای هر چیزی قله‌ای است و قله‌ی بهشت، فردوس است و آن برای محمد و خاندان محمد (که درود خدا بر او و ایشان باد) است.
منابع: تأویل الآیات الظاهره فی فضائل العتره الطاهره، استرآبادی، صفحه‌ی ۲۹۱، ذیل آیات ۱۰۷ و ۱۰۸ سوره‌ی کهف؛ البرهان فی تفسیر القرآن، بحرانی، جلد ۳، صفحه‌ی ۶۸۸، ذیل آیات ۱۰۵ تا ۱۰۸ سوره‌ی کهف؛ تفسیر کنز الدقائق و بحر الغرائب، قمی مشهدی، جلد ۸، صفحه‌ی ۱۷۸، ذیل آیات ۹۷ تا ۱۰۸ سوره‌ی کهف.

سند ۸: حضرت فاطمه (سلام‌الله‌علیها) در رثای استاد اعظم (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) فرمودند:

«لَمَّا ثَقُلَ النَّبِیُ، جَبْرَئِیلُ إِلَینَا یَنْعَاهُ‏ *** یَا أَبَتَاهْ مِنْ رَبِّهِ مَا أَدْنَاهُ‏
یَا أَبَتَاهْ جَنَّهُ الْفِرْدَوْسِ‏ مَأْوَاهُ‏ *** یَا أَبَتَاهْ أَجَابَ رَبّاً دَعَاهُ»

ترجمه: چون [بیماری] پیامبر سنگین شد، جبرئیل خبر رحلتش را به ما داد. ای پدرم به نزد پروردگارت می‌روی. ای پدرم، بهشت فردوس، جایگاهت باد، ای پدرم، پروردگار، دعایت را اجابت کرد.
منابع: مناقب آل أبی طالب (علیهم‌السلام)، ابن شهرآشوب جلد ‏۱، صفحه‌ی ۲۳۷ به نقل از سنن ابن ماجه و مسند ابویعلی موصلی؛ بحار الأنوار، علامه مجلسی، جلد ۲۲، صفحه‌ی ۵۲۲، باب ۲: وفاته و غسله و الصلاه علیه و دفنه.

سند ۹: به استاد اعظم (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) عرض شد:

یا رَسُولَ اللهِ فَکمْ بَینَکَ وَ بَینَ عَلِیٍ فِی الْفِرْدَوْسِ الْأَعْلَى؟ قَالَ: «فِتْرٌ أَوْ أَقَلُّ مِنْ فِتْرٍ أَنَا عَلَى سَرِیرٍ مِنْ نُورِ عَرْشِ رَبِّنَا وَ عَلِیٌ عَلَى کُرْسِی مِنْ نُورِ کُرْسِی رَبِّنَا لَا یُدْرَى أَیُنَا أَقْرَبُ مِنْ رَبِّهِ عَزَّ وَ جَلَّ»
ترجمه: ای پیامبر خدا، بین شما و بین علی (علیه‌السلام) در فردوس برین، چقدر فاصله است؟ فرمودند: فاصله‌ی بین دو انگشت سبابه و ابهام وقتی که گشاده باشد یا کمتر از این مقدار. من بر تختی از نور عرش پروردگارمان و علی بر کرسی‌ای از نور کرسی پروردگارمان است. معلوم نمی‌شود کدامیک از ما به پروردگار عز و جل نزدیک‌تر است.
منابع: مناقب آل أبی طالب (علیهم‌السلام)، ابن شهرآشوب، جلد ‏۳، صفحه‌ی ۲۳۱، فصل فی مراکبه و مراقیه؛ بحار الأنوار، جلد ‏۳۹، صفحه‌ی ۲۲۲، باب ۸۶: سائر ما یعاین من فضله و رفعه درجاته.

سند ۱۰: عَنْ رَسُولِ اللهِ (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) عَنْ جَبْرَئِیلَ عَنِ اللهِ تَعَالَى أَنَّهُ قَالَ: «یا مُحَمَّدُ إِنَّنِی حَظَرْتُ الْفِرْدَوْسَ عَلَى جَمِیعِ النَّبِیینَ حَتَّى تَدْخُلَهَا أَنْتَ وَ عَلِی وَ شِیعَتُکمَا»
ترجمه: خدای تعالی می‌فرماید: ای محمد، من فردوس را بر تمامی پیامبران ممنوع کرده‌ام تا این که تو و علی و شیعیان شما دو نفر، در آن وارد شوند.
منابع: التمحیص، ابوعلی اسکافی، صفحه‌ی ۴۰، باب تعجیل التمحیص عن المؤمن؛ بحار الأنوار، جلد ۴۷، صفحه‌ی ۳۸۲، باب ۱۱: أحوال أصحابه و أهل زمانه)

شاهد ۱: قَالَ رَسُولُ اللهِ (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم): «سَأَلَتِ الْفِرْدَوْسُ رَبَّهَا فَقَالَ: أَی رَبِّ زَینِّی فَإِنَّ أَصْحَابِی وَ أَهْلِی أَتْقِیاءُ أَبْرَارٌ. فَأَوْحَى اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَیهَا: أَ لَمْ أُزَیِنْکَ بِالْحَسَنِ وَ الْحُسَینِ»
ترجمه: فردوس از پروردگارش در خواست کرد، عرض کرد: ای پروردگار، ما زینت کن که همانا اصحاب و اهل من، پرهیزکاران نیکوکار هستند. پس خدای عز و جل به او وحی نمود: آیا تو را به حسن و حسین (علیهما‌السلام) زینت نبخشم؟
منابع: بحار الأنوار، علامه مجلسی، جلد ۴۳، صفحه‌ی ۳۰۶، باب ۱۲: فضائلهما و مناقبهما و النصوص علیهما، به نقل از کتاب الفردوس.

شاهد ۲: قَالَ مُوسَى بْنُ جَعْفَرٍ (علیه‌السلام): سَأَلْتُ أَبِی عَنْ قَوْلِ اللهِ عَزَّ وَ جَلَ‏ إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ کانَتْ لَهُمْ جَنَّاتُ الْفِرْدَوْسِ نُزُلًا خالِدِینَ فِیها لا یَبْغُونَ عَنْها حِوَلًا. قَالَ:‏ نَزَلَتْ‏ فِی‏ آلِ مُحَمَّدٍ (علیهم‌السلام)»
ترجمه: از پدرم از معنی این آیه پرسیدم که می‌فرماید: همانا کسانی که ایمان آورده و کارهای نیکو انجام دادند، باغ‌های فردوس، فرودگاه آنان است که در آن جاودانه می‌مانند و از آن اخراج نمی‌گردند. فرمودند: در باره‌ی خاندان محمد (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) نازل شده است.
منابع: تأویل الآیات الظاهره فی فضائل العتره الطاهره، استرآبادی، صفحه‌ی ۲۹۱، ذیل آیات ۱۰۷ و ۱۰۸ سوره‌ی کهف؛ بحار الأنوار، علامه مجلسی، جلد ۲۴، صفحه‌ی ۲۶۹، باب ۶۳: الآیات الداله على رفعه شأنهم و نجاه شیعتهم فی الآخره.

شاهد ۳: قَالَ رَسُولُ اللهِ (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم): «أَلَا وَ إِنَّ عَلِیاً رَابِعُ‏ الْأَرْبَعَهِ فِی‏ الْفِرْدَوْسِ‏ أَنَا وَ هُوَ وَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَینُ»
ترجمه: آگاه باشید همانا علی (علیه‌السلام) چهارمی از چهار نفر در فردوس است، من و او و حسن و حسین.
منابع: مائه منقبه من مناقب أمیر المؤمنین و الأئمه، ابن شاذان، صفحه‌ی ۶۹، المنقبه الثامنه و الثلاثون.

شاهد ۴: قَالَ رَسُولُ اللهِ (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم): «… مَنْ أَحْیاهُ اللهُ مُتَّبِعاً لِسُنَّتِی عَامِلًا بِکتَابِ اللهِ مُوَالِیاً لِعَلِی حَتَّى یتَوَفَّاهُ اللهُ لَقِی اللهَ وَ لَا حِسَابَ عَلَیهِ وَ کانَ فِی الْفِرْدَوْسِ الْأَعْلَى مَعَ النَّبِیینَ وَ الصِّدِّیقِینَ»
ترجمه: کسی که خدای تعالی او را زنده بدارد، پیرو سنتم و عمل‌کننده به کتاب خدا و ولایت‌مدار برای علی تا این که خدا او را بمیراند، خدا را در حالی ملاقات خواهد کرد که حسابی بر او نباشد و در فردوس اعلی با پیامبران و صدیقین باشد.
منابع: مشارق أنوار الیقین فی أسرار أمیر المؤمنین (علیه‌السلام)، صفحه‌ی ۳۱۴، فصل ‏[اختلاف الناس فی الإمام‏]؛ مدینه معاجز الأئمه الإثنی عشر، بحرانی، جلد ۱، صفحه‌ی ۴۶۹، الرابع و التسعون و مائه؛ بحار الأنوار، علامه مجلسی، جلد ‏۳۸، صفحه‌ی ۳۱۴، باب ۶۷: أنه کان أخص الناس بالرسول.

شاهد ۵: در مکاشفه‌ی حضرت فاطمه (سلام‌الله‌علیها) بعد از رحلت استاد اعظم (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) آمده است که به آن حضرت گفتند:
«هَذِهِ الدَّارُ الْفِرْدَوْسُ الْأَعْلَى الَّذِی لَیسَ بَعْدَهُ جَنَّهٌ وَ هِی دَارُ أَبِیکَ وَ مَنْ مَعَهُ مِنَ النَّبِیینَ وَ مَنْ أَحَبَّ اللهَ»
ترجمه: این سرا، فردوس برین است که بعدش بهشتی نیست و آن،‌ خانه‌ی پدرت و پیامبرانی که با او هستند و هر کس خدا دوست داشته باشد، می‌باشد.
منابع: دلائل الإمامه، طبری، صفحه‌ی ۱۳۲، خبر منامها قبل وفاتها (علیها السلام)؛ بحار الأنوار، علامه مجلسی، جلد ‏۴۳، صفحه‌ی ۲۰۸، باب ۷: ما وقع علیها من الظلم و بکائها و حزنها)

۱۵. فردوس،‌ جایگاه انبیاء بزرگ الهی (علیهم‌السلام) است:

سند ۱: قَالَ رَسُولُ اللهِ (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم): «… جَنَّهُ الْفِرْدَوْسِ الَّتِی سَقْفُهَا عَرْشُ‏ الرَّحْمَنِ‏ وَ فِیهَا قَصْرَانِ قَصْرٌ أَبْیَضُ وَ قَصْرٌ أَصْفَرُ مِنْ لُؤْلُؤَهٍ عَلَى عِرْقٍ وَاحِدٍ … وَ فِی الْقَصْرِ الْأَصْفَرِ سَبْعُونَ أَلْفَ دَارٍ مَسَاکِنُ إِبْرَاهِیمَ وَ آلِ إِبْرَاهِیمَ»
ترجمه: بهشت فردوس که سقفش عرش خدای رحمان است، در آن دو قصر است، قصری سفید و قصری زرد از لؤلو بر یک رگه … و در قصر زرد، هفتاد هزار خانه از مسکن‌های ابراهیم و خاندان ابراهیم است.
منابع: مسائل علی بن جعفر و مستدرکاتها، صفحه‌ی ۳۴۵، أخلاقیات؛ دلائل الإمامه، طبری، صفحه‌ی ۱۵۴، أخبار فی مناقبها (صلوات الله علیها)؛ الدر النظیم فی مناقب الأئمه اللهامیم، یوسف بن حاتم شامی، صفحه‌ی ۴۶۴، فصل فی ذکر مناقبها.

شاهد ۱: قَالَ رَسُولُ اللهِ (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم): «الْیَوْمَ الْخَامِسَ عَشَرَ: اللهُمَّ ارْزُقْنِی فِیهِ طَاعَهَ الْعَابِدِینَ وَ اشْرَحْ فِیهِ صَدْرِی بِإِنَابَهِ الْمُخْبِتِینَ بِأَمَانِکَ یَا أَمَانَ الْخَائِفِینَ. مَنْ دَعَا بِهِ قَضَى اللهُ لَهُ ثَمَانِینَ حَاجَهً مِنْ حَوَائِجِ الدُّنْیَا وَ عِشْرِینَ مِنْ حَوَائِجِ الْآخِرَهِ وَ رَفَعَ‏ لَهُ‏ فِی‏ جَنَّهِ الْفِرْدَوْسِ‏ أَلْفَ مَدِینَهٍ فِی جِوَارِ النَّبِیِینَ مِنْ نُورٍ یَتَلَأْلَأُ فِی کُلِّ مَدِینَهٍ أَلْفُ أَلْفِ غُرْفَهٍ فِی کُلِّ غُرْفَهٍ أَلْفُ أَلْفِ حُجْرَهٍ فِی کُلِّ حُجْرَهٍ مَا تَشْتَهِی الْأَنْفُسُ‏ وَ تَلَذُّ الْأَعْیُن»
ترجمه: دعای روز پانزدهم [ماه رمضان]: خدایا روزی کن در آن، طاعت عبادت‌کنندگان و باز کن سینه‌ام را به انابه‌ی مخبتین، به امان تو ای امان ترسانان. هر کس این دعا را بخواند، خدای تعالی برایش هشتاد حاجت از حاجت‌های دنیا و بیست حاجت از حاجت‌های آخرت را بر آورده می‌سازد و برایش در بهشت فردوس، هزار شهر در همسایگی پیامبران بالا می‌برد از نوری که می‌درخشد، در هر شهری هزار هزار غرفه، در هر غرفه، هزار هزار اتاق، در هر اتاق، آنچه نفس بخواهد و چشم لذت ببرد، وجود دارد.
منابع: البلد الأمین و الدرع الحصین، کفعمی، صفحه‌ی ۲۲۱، دعای هر روز ماه رمضان.

شاهد ۲: در مکاشفه‌ی حضرت فاطمه (سلام‌الله‌علیها) بعد از رحلت استاد اعظم (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) آمده است که به آن حضرت گفتند:
«هَذِهِ الدَّارُ الْفِرْدَوْسُ الْأَعْلَى الَّذِی لَیسَ بَعْدَهُ جَنَّهٌ وَ هِی دَارُ أَبِیکَ وَ مَنْ مَعَهُ مِنَ النَّبِیینَ وَ مَنْ أَحَبَّ اللهَ»
ترجمه: این سرا، فردوس برین است که بعدش بهشتی نیست و آن،‌ خانه‌ی پدرت و پیامبرانی که با او هستند و هر کس خدا دوست داشته باشد، می‌باشد.
منابع: دلائل الإمامه، طبری، صفحه‌ی ۱۳۲، خبر منامها قبل وفاتها (علیها السلام)؛ بحار الأنوار، علامه مجلسی، جلد ‏۴۳، صفحه‌ی ۲۰۸، باب ۷: ما وقع علیها من الظلم و بکائها و حزنها.

شاهد ۳: قَالَ رَسُولُ اللهِ (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم): «… مَنْ أَحْیاهُ اللهُ مُتَّبِعاً لِسُنَّتِی عَامِلًا بِکتَابِ اللهِ مُوَالِیاً لِعَلِی حَتَّى یتَوَفَّاهُ اللهُ لَقِی اللهَ وَ لَا حِسَابَ عَلَیهِ وَ کانَ فِی الْفِرْدَوْسِ الْأَعْلَى مَعَ النَّبِیینَ وَ الصِّدِّیقِینَ»
ترجمه: کسی که خدای تعالی او را زنده بدارد، پیرو سنتم و عمل‌کننده به کتاب خدا و ولایت‌مدار برای علی تا این که خدا او را بمیراند، خدا را در حالی ملاقات خواهد کرد که حسابی بر او نباشد و در فردوس اعلی با پیامبران و صدیقین باشد.
منابع: مشارق أنوار الیقین فی أسرار أمیر المؤمنین (علیه‌السلام)، صفحه‌ی ۳۱۴، فصل ‏[اختلاف الناس فی الإمام‏]؛ مدینه معاجز الأئمه الإثنی عشر، بحرانی، جلد ۱، صفحه‌ی ۴۶۹، الرابع و التسعون و مائه؛ بحار الأنوار، علامه مجلسی، جلد ‏۳۸، صفحه‌ی ۳۱۴، باب ۶۷: أنه کان أخص الناس بالرسول.

۱۶. ساکنان فردوس،‌ همسایگان خدای تعالی هستند:

سند ۱: قَالَ رَسُولُ اللهِ (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم): «یا عَلِیُ مُحِبُّوکَ جِیرَانُ اللهِ فِی دَارِ الْفِرْدَوْسِ لَا یتَأَسَّفُونَ عَلَى مَا خَلَّفُوا مِنَ الدُّنْیا»
ترجمه: ای علی، دوستان تو، همسایگان خدای تعالی در خانه‌ی فردوس هستند و بر آنچه در دنیا بر جای گذاشته‌اند، تأسف نمی‌خورند.
منابع: شرح الأخبار فی فضائل الأئمه الأطهار (علیهم‌السلام)، جلد ‏۲، صفحه‌ی ۳۹۶؛ امالی، شیخ صدوق، صفحه‌ی ۵۶۱، المجلس الثالث و الثمانون؛ فضائل الشیعه، ابن بابویه، صفحه‌ی ۱۵، حدیث ۱۷؛ بشاره المصطفى لشیعه المرتضى، طبری آملی، صفحه‌ی ۱۸۰)

سند ۲: قَالَ الصَادِق (علیه‌السلام): «یا ابْنَ جُنْدَبٍ إِنْ أَحْبَبْتَ أَنْ تُجَاوِرَ الْجَلِیلَ فِی دَارِهِ وَ تَسْکُنَ الْفِرْدَوْسَ فِی جِوَارِهِ فَلْتَهُنْ عَلَیکَ الدُّنْیا وَ اجْعَلِ الْمَوْتَ نُصْبَ عَینِکَ وَ لَا تَدَّخِرْ شَیئاً لِغَدٍ»
ترجمه: ای پسر جندب، اگر دوست داری که همسایه‌ی [خدای] جلیل در خانه‌اش باشی و در فردوس برین در همسایگی‌اش ساکن شوی، باید دنیا بر تو پست باشد و مرگ را پیش چشم خود دار و چیزی برای فردا ذخیره مکن.
منابع: تحف العقول، ابن شعبه حرانی، صفحه‌ی ۳۰۴، وصیته (علیه‌السلام) لعبد الله بن جندب؛ الوافی، فیض کاشانی، جلد ۲۶، صفحه‌ی ۲۷۵؛ بحار الأنوار، علامه مجلسی، جلد ‏۷۵، صفحه‌ی ۲۸۲.

شاهد ۱: قَالَ رَسُولُ اللهِ (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم): «یا عَلِی مُحِبُّوک فِی الْفِرْدَوْسِ الْأَعْلَى جِیرَانُ اللهِ لَا یَأْسَفُونَ عَلَى مَا فَاتَهُمْ مِنَ الدُّنْیا»
ترجمه: ای علی،‌ دوستان تو در فردوس برین همسایگان خدای تعالی هستند. بر آنچه از آنان در دنیا فوت شده، تأسف نمی‌خورند.
منابع: بحار الأنوار، علامه مجلسی، جلد ‏۶۵، صفحه‌ی ۴۰، باب ۱۵: فضائل الشیعه، به نقل از ریاض الجنان فضل الله بن محمود فارسی.

۱۷. نهرهای چهارگانه‌ی بهشت، از فردوس، سرچشمه می‌گیرد:

سند ۱: قَالَ رَسُولُ اللهِ (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم): «إِذَا کَانَ یَوْمُ الْقِیَامَهِ یَقْعُدُ عَلِیُ بْنُ أَبِی طَالِبٍ (علیه‌السلام) عَلَى الْفِرْدَوْسِ … وَ مِنْ سَفْحِهِ تَنْفَجِرُ أَنْهَارُ الْجَنَّهِ وَ تَتَفَرَّقُ فِی الْجِنَانِ»
ترجمه: چون روز قیامت شود، علی بن ابی‌طالب (علیه‌السلام) بر فردوس می‌نشیند … و از آبریزگاه آن، نهرهای بهشت، می‌جوشد و در بهشت، پراکنده می‌گردد.
منابع: مائه منقبه من مناقب أمیر المؤمنین و الأئمه، ابن شاذان، صفحه‌ی ۸۵، المنقبه الثانیه و الخمسون؛ کشف الغمه فی معرفه الأئمه، اربلی، جلد ۱، صفحه‌ی ۱۰۳، فی محبه الرسول (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) إیاه؛ إرشاد القلوب إلى الصواب، دیلمی، جلد ‏۲، صفحه‌ی ۲۳۵، فصل: فی حبّه و التوعّد على بغضه و فضائل فاطمه.

شاهد ۱: قَالَ رَسُولُ اللهِ (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم): «الْجَنَّهُ مِائَهُ دَرَجَهٍ مَا بَینَ کُلِّ دَرَجَتَینِ کمَا بَینَ السَّمَاءِ وَ الْأَرْضِ الْفِرْدَوْسُ أَعْلَاهَا دَرَجَهً مِنْهَا تُفَجَّرُ أَنْهَارُ الْجَنَّهِ الْأَرْبَعَهُ»
ترجمه: بهشت، صد درجه دارد. بین هر دو درجه، مانند [فاصله‌ی] بین آسمان و زمین است. فردوس، بالاترین درجه‌اش است. از آن، نهرهای چهارگانه‌ی [آب، شراب، عسل و شیر] بهشت سرچشمه می‌گیرد.
منابع: تفسیر صافی، فیض کاشانی، جلد ۳، صفحه‌ی ۲۶۸، ذیل آیه‌ی ۱۰۷ سوره‌ی کهف؛ بحار الأنوار، جلد ۸، صفحه‌ی ۸۹، باب ۲۳: الجنه و نعیمها؛ تفسیر کنز الدقائق و بحر الغرائب، قمی مشهدی، جلد ۸، صفحه‌ی ۱۷۷، ذیل آیات ۹۷ تا ۱۰۸ سوره‌ی کهف.

شاهد ۲: قَالَ رَسُولُ اللهِ (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم): «فاذا سألتم الله فاسألوه الفردوس … و منه تُفجِّر أنهارُ الجنه»
ترجمه: هر گاه از خدا در خواست می‌کنید، از او فردوس بخواهید … و از آن، نهرهای بهشت، سرچشمه می‌گیرد.
منابع: صحیح بخاری، جلد ۳، صفحه‌ی ۱۰۲۸؛ مسند ابن حنبل، جلد ۳، صفحه‌ی ۲۳۳؛ سنن الکبری، بیهقی، جلد ۹، صفحه‌ی ۲۷؛ کنز العمال، متقی هندی، ۴، صفحه‌ی ۲۸۸.

شاهد ۳: قَالَ رَسُولُ اللهِ (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم): «الْجَنَّهُ مِائَهُ دَرَجَهٍ مَا بَینَ کُلِّ دَرَجَهٍ مِنْهَا کَمَا بَینَ السَّمَاءِ وَ الْأَرْضِ وَ الْفِرْدَوْسُ‏ أَعْلَاهَا سُمُوّاً وَ أَوْسَطُهَا مَحَلَّهً وَ مِنْهَا یَتَفَجَّرُ أَنْهَارُ الْجَنَّهِ»
ترجمه: بهشت، صد درجه است. بین هر درجه از آن، مانند [فاصله‌ی] بین آسمان و زمین است. فردوس، بالاترین بلندای آن است و میانه‌ترین جایگاه آن است و از آن، نهرهای بهشت، سرچشمه می‌گیرد.
منابع: بحار الأنوار، علامه مجلسی، جلد ۸، صفحه‌ی ۱۹۶، باب ۲۳، الجنه و نعیمها.

شاهد ۴: قَالَ رَسُولُ اللهِ (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم): «الجنهُ مِئهُ دَرَجَه، کُلُّ دَرَجَهٍ مِنها مَا بَینَ السَّماءِ وَ الارضِ و إنَّ أعلاها الفِردَوس … منها تُفَجِّرُ أنهارُ الجَنَّه»
ترجمه: بهشت صد درجه است، هر درجه از آن آنچه بین آسمان و زمین است و همانا بالاترینش فردوس است … از آن نهرهای بهشت، سرچشمه می‌گیرد.
منابع: سنن ابن ماجه، جلد ۲، صفحه‌ی ۱۴۴۸؛ مسند ابن حنبل، جلد ۸، صفحه‌ی ۲۵۴؛ المستدرک علی الصحیحین، حاکم نیشابوری، جلد ۱، صفحه‌ی ۱۵۳؛ کنز العمال، متقی هندی، جلد ۱۴، صفحه‌ی ۴۵۳.

۱۸. خدای تعالی، فردوس را با دست خودش بنا کرده است:

شاهد ۱: قَالَ رَسُولُ اللهِ (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم): «إِنَّ اللهَ بَنَى الْفِرْدَوْسَ بِیدِهِ»
ترجمه: همانا خدای تعالی فردوس را با دست خودش [تجلیات ویژه‌ی خودش] بنا کرده است.
منابع: مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، محدث نوری، جلد ۱۷، صفحه‌ی ۶۲، باب تحریم الإصرار على شرب الخمر)

۱۹. نیکانی چون سلمان، ابوذر، عمار و مقداد، در فردوس هستند:

سند ۱: قَالَ الصَادِق (علیه‌السلام) فِی قَوْلِهِ تَعَالَى: «إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ کانَتْ لَهُمْ جَنَّاتُ الْفِرْدَوْسِ نُزُلًا» (سوره‌ی کهف، آیه‌ی ۱۰۷. ترجمه: بى‏گمان کسانى که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده‏اند باغ‌هاى فردوس جایگاه پذیرایى آنان است): «هَذِهِ نَزَلَتْ فِی أَبِی ذَرٍّ وَ الْمِقْدَادِ وَ سَلْمَانَ الْفَارِسِی وَ عَمَّارِ بْنِ یاسِرٍ جَعَلَ اللهُ لَهُمْ جَنَّاتِ الْفِرْدَوْسِ نُزُلًا مَأْوًى وَ مَنْزِلًا»
ترجمه: این آیه در باره‌ی ابوذر، مقداد، سلمان فارسی و عمار بن یاسر نازل شده است. خدای تعالی برایشان باغ‌های فردوس را منزل و پناه‌گاه قرار داده است.
منابع: تفسیر قمی، علی بن ابراهیم، جلد ‏۲، صفحه‌ی ۴۶، ذیل آیات آخر سوره‌ی کهف؛ تفسیر صافی، فیض کاشانی، جلد ‏۳، صفحه‌ی ۲۶۸، ذیل آیات آخر سوره‌ی کهف؛ البرهان فی تفسیر القرآن، سید هاشم بحرانی، جلد ‏۳، صفحه‌ی ۶۸۸، ذیل آیات آخر سوره‌ی کهف؛ بحار الأنوار، علامه مجلسی، جلد ‏۴، صفحه‌ی ۱۵۱، باب ۶: کلامه تعالى و معنى قوله تعالى قل لو کان البحر مداداً الآیه؛ تفسیر نور الثقلین، حویزی، جلد ‏۳، صفحه‌ی ۳۱۳، ذیل آیات آخر سوره‌ی کهف؛ تفسیر کنز الدقائق و بحر الغرائب، قمی مشهدی، جلد ۸، صفحه‌ی۱۷۷، ذیل آیات آخر سوره‌ی کهف.

سند ۲: قَالَ أَبُو الْحَسَنِ (علیه‌السلام): «إِذَا کانَ یوْمُ الْقِیامَهِ نَادَى مُنَادٍ: «أَینَ حَوَارِی مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللهِ رَسُولِ اللهِ الَّذِینَ لَمْ ینْقُضُوا الْعَهْدَ وَ مَضَوْا عَلَیهِ؟» فَیقُومُ سَلْمَانُ وَ الْمِقْدَادُ وَ أَبُو ذَرٍّ … فَهَؤُلَاءِ أَوَّلُ الشِّیعَهِ الَّذِینَ یَدْخُلُونَ الْفِرْدَوْسَ وَ هَؤُلَاءِ أَوَّلُ السَّابِقِینَ وَ أَوَّلُ الْمُقَرَّبِینَ وَ أَوَّلُ الْمَحْبُورِینَ»
ترجمه: امام کاظم (علیه‌السلام) فرمودند: «چون روز قیامت فرا رسد، ندادهنده‌ای ندا می‌دهد: کجایند یاران برگزیده‌ی محمد بن عبد الله پیامبر خدا، کسانی که پیمان نشکستند و بر همان رفتند؟ پس سلمان و مقداد و ابوذر بر می‌خیزند … پس اینان اولین شیعیانی هستند که داخل فردوس می‌شوند و اینان،‌ اولین سبقت‌گیرندگان هستند و اینان، اولین مقربین هستند و اینان، اولین شادمانان هستند.
منابع: اختصاص، شیخ مفید، صفحه‌ی ۶۲؛ بحار الأنوار، علامه مجلسی، جلد ‏۳۴، صفحه‌ی ۲۷۶، [الباب الرابع و الثلاثون‏] باب فیه ذکر أصحاب النبی.

۲۰. اصحاب خاص هر امام، اولین شیعیانی هستند که وارد فردوس می‌شوند:

سند ۱: قَالَ أَبُو الْحَسَنِ (علیه‌السلام): «إِذَا کانَ یوْمُ الْقِیامَهِ نَادَى مُنَادٍ: «أَینَ حَوَارِی مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللهِ رَسُولِ اللهِ الَّذِینَ لَمْ ینْقُضُوا الْعَهْدَ وَ مَضَوْا عَلَیهِ؟» فَیقُومُ سَلْمَانُ وَ الْمِقْدَادُ وَ أَبُو ذَرٍّ. قَالَ: ثُمَّ یُنَادِی [الْمُنَادِی‏]: «أَینَ حَوَارِی عَلِی بْنِ أَبِی طَالِبٍ وَصِی مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللهِ رَسُولِ اللهِ؟» فَیقُومُ عَمْرُو بْنُ الْحَمِقِ الْخُزَاعِی، وَ مُحَمَّدُ بْنُ أَبِی بَکرٍ، وَ مِیثَمُ بْنُ یحْیى التَّمَّارُ مَوْلَى بَنِی أَسَدٍ، وَ أُوَیسٌ الْقَرَنِی. قَالَ: ثُمَّ یُنَادِی الْمُنَادِی: «أَینَ حَوَارِی الْحَسَنِ بْنِ عَلِی [وَ] ابْنِ فَاطِمَهَ بِنْتِ مُحَمَّدٍ رَسُولِ اللهِ؟» فَیَقُومُ سُفْیانُ بْنُ أَبِی لَیلَى الْهَمْدَانِی، وَ حُذَیفَهُ بْنُ أَسِیدٍ الْغِفَارِی. قَالَ: ثُمَّ یُنَادِی [الْمُنَادِی‏]: «أَینَ حَوَارِی الْحُسَینِ بْنِ عَلِی؟» فَیقُومُ کُلُّ مَنِ اسْتُشْهِدَ مَعَهُ وَ لَمْ یَتَخَلَّفْ عَنْهُ. ثُمَّ یُنَادِی: «أَینَ حَوَارِی عَلِی بْنِ الْحُسَینِ عَلَیهِ السَّلَامُ؟» فَیقُومُ جُبَیرُ بْنُ مُطْعِمٍ، وَ یحْیى ابْنُ أُمِّ الطَّوِیلِ، وَ أَبُو خَالِدٍ الْکابُلِی، وَ سَعِیدُ بْنُ الْمُسَیبِ. ثُمَّ یُنَادِی «أَینَ حَوَارِی مُحَمَّدِ بْنِ عَلِی وَ حَوَارِی جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ؟» فَیقُومُ عَبْدُ اللهِ بْنُ شَرِیک الْعَامِرِی، وَ زُرَارَهُ بْنُ أَعْینَ، وَ بُرَیدُ بْنُ مُعَاوِیهَ الْعِجْلِی، وَ مُحَمَّدُ بْنُ مُسْلِمٍ الثَّقَفِی، وَ لَیثُ بْنُ الْبَخْتَرِی الْمُرَادِی، وَ عَبْدُ اللهِ بْنُ أَبِی یعْفُورٍ، وَ عَامِرُ بْنُ عَبْدِ اللهِ بْنِ خُزَاعَهَ، وَ حُجْرُ بْنُ زَائِدَهَ، وَ حُمْرَانُ بْنُ أَعْینَ. ثُمَّ یُنَادِی سَائِرَ الشِّیعَهِ مَعَ سَائِرِ الْأَئِمَّهِ (صَلَوَاتُ اللهِ عَلَیهِمْ) یوْمَ الْقِیامَهِ. فَهَؤُلَاءِ أَوَّلُ الشِّیعَهِ الَّذِینَ یَدْخُلُونَ الْفِرْدَوْسَ وَ هَؤُلَاءِ أَوَّلُ السَّابِقِینَ وَ أَوَّلُ الْمُقَرَّبِینَ وَ أَوَّلُ الْمَحْبُورِینَ»
ترجمه: امام کاظم (علیه‌السلام) فرمودند: «چون روز قیامت فرا رسد، ندادهنده‌ای ندا می‌دهد: کجایند یاران برگزیده‌ی محمد بن عبد الله پیامبر خدا، کسانی که پیمان نشکستند و بر همان رفتند؟ پس سلمان و مقداد و ابوذر بر می‌خیزند. سپس ندای می‌دهد: کجایند یاران برگزیده‌ی علی بن ابی‌طالب جانشین محمد بن عبد الله پیامبر خدا؟ پس عمرو بن حمق خزاعی و محمد بن ابوبکر و میثم بن یحیای خرمافروش مولای بنی اسد و اویس قرنی بر می‌خیزند. پس ندا می‌دهد: کجایند یاران برگزیده‌ی حسن پسر علی و فاطمه، دختر محمد پیامبر خدا؟ پس سفیان بن ابی لیلی همدانی و حذیفه بن اسید غفاری بر می‌خیزند. پس ندا می‌دهد کجایند یاران برگزیده‌ی حسین بن علی؟ پس تمام کسانی که با او شهید شده باشند و از او سرپیچی نکرده باشند، بر می‌خیزند. پس ندا می‌دهد: کجایند یاران برگزیده‌ی علی بن حسین (علیه‌السلام)؟ پس جبیر بن مطعم و یحیی بن ام طویل و ابوخالد کابلی و سعید بن مسیب بر می‌خیزند. سپس ندا می‌دهد: کجایند یاران برگزیده‌ی محمد بن علی و یاران برگزیده‌ی جعفر بن محمد؟ پس عبد الله بن شریک عامری و زراره بن اعین و برید بن معاویه‌ی عجلی و محمد بن مسلم ثقفی و لیث بن بختری مرادی و عبد الله بن ابی‌یعفور و عامر بن عبد الله بن خزاعه و حجر بن زائده و حمران بن اعین بر می‌خیزند. سپس سایر شیعیان را با سایر امامان معصوم (درود خدا بر آنان باد) ندا می‌دهند. پس اینان اولین شیعیانی هستند که داخل فردوس می‌شوند و اینان،‌ اولین سبقت‌گیرندگان هستند و اینان، اولین مقربین هستند و اینان، اولین شادمانان هستند.
منابع: اختصاص، شیخ مفید، صفحه‌ی ۶۲؛ بحار الأنوار، علامه مجلسی، جلد ‏۳۴، صفحه‌ی ۲۷۶، [الباب الرابع و الثلاثون‏] باب فیه ذکر أصحاب النبی.

تابع ۱: عَنْ هَمَّامٍ أَبِی عَلِی قَالَ قُلْتُ لِکَعْبٍ الْحِبْرِ مَا تَقُولُ فِی هَذِهِ الشِّیعَهِ شِیعَهِ عَلِی بْنِ أَبِی طَالِبٍ (علیه‌السلام) قَالَ: یا هَمَّامُ إِنِّی لَأَجِدُ صِفَتَهُمْ فِی کتَابِ اللهِ الْمُنْزَلِ إِنَّهُمْ حِزْبُ اللهِ وَ أَنْصَارُ دِینِهِ … خَلَقَهُمْ لِجَنَّتِهِ مَسْکنُهُمُ الْجَنَّهُ إِلَى الْفِرْدَوْسِ الْأَعْلَى فِی خِیامِ الدُّرِّ وَ غُرَفِ اللُّؤْلُؤِ وَ هُمْ فِی الْمُقَرَّبِینَ الْأَبْرَارِ یَشْرَبُونَ مِنَ الرَّحِیقِ الْمَخْتُومِ وَ تِلْکَ عَینٌ یُقَالُ لَهَا تَسْنِیمٌ لَا یُشْرَبُ مِنْهَا غَیرُهُمْ»
ترجمه: همام می‌گوید به کعب الاحبار گفتم: چه می‌گویی در باره‌ی شیعیان علی بن ابی‌طالب (علیه‌السلام)؟ گفت: ای همام، من وصفشان را در کتاب فروفرستاده‌شده‌ی خدا یافتم. ایشان حزب خدا و یاران دین او هستند … آنان را برای بهشتش آفریده، مسکنشان بهشت است تا فردوس برین. در خیمه‌هایی از دُرّ و غرفه‌های لؤلؤ و ایشان در مقربین ابرار هستند. از رحیق مهرشده می‌نوشند و آن چشمه‌ای است که به آن تسنیم گفته می‌شود و جز ایشان از آن نمی‌نوشند.
منابع: بشاره المصطفى لشیعه المرتضى، طبری آملی، صفحه‌ی ۵۰، اعتراف کعب الأحبار بفضل شیعه علی (علیه‌السلام)؛ بحار الأنوار، علامه مجلسی، جلد ‏۶۵، صفحه‌ی ۱۲۸، باب ۱۸: الصفح عن الشیعه و شفاعه أئمتهم (علیهم‌السلام).)

موفق باشید
حاج فردوسی

کلمات کلیدی: , ,

159
دیدگاهتان در باره‌ی مطلب بالا را بنویسید

 
 
 
86 نویسندگان
73 پاسخ‌ها
3 دنبال کنندگان
 
مرتب کردن بر اساس بیشترین بازخورد
مرتب کردن بر اساس داغ‌ترین دیدگاه
6 نویسندگان برتر
  مشترک شوید  
جدیدترین نظرات قدیمی‌ترین نظرات نظرات با امتیاز بالا
اشتراک برای:
احمد

عالی ترین مراتب بهشت، بهشت عدن است که جایگاه پیامبر و ائمه (علیهم السلام) است. و بعد از آن جایگاه شیعیان در بهشت است:
حضرت علی (ع) می فرمایند: «وَ مَنْزِلُ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَهُ عَلَیْهِ وَ ءَالِهِ وَ سلَّمَ مِنَ الْجَنَّهِ فِى جَنَّهِ عَدْنٍ وَ هِىَ وَسَطُ الْجِنَانِ، وَ أَقْرَبُهَا مِن عَرْشِ الرَّحْمَنِ جَلَّ جَلَالُهُ. وَالَّذِینَ یَسْکُنُونُ مَعَهُ فِى الْجَنَّهِ هَؤُلَاءِ الإئِمَّهُ الإثْنَا عَشَرَ؛ و منزل و مقام رسول الله محمّد صلّى الله علیه و آله و سلّم در بهشت آنستکه آن حضرت در بهشت عدن هستند، و آن بهشت در میان همه بهشتهاست و از همه آنها به عرش خداوند رحمن جلّ جلالُه نزدیکتر است. و آن کسانیکه با محمّد ص در این بهشت هستند امامان دوازده گانه مى ‏باشند».

حضرت علی (ع) می فرمایند: «إِنَّ أَهْلَ الْجَنَّهِ یَنْظُرُونَ إلَى مَنَازِلِ شِیعَتِنَا کَمَا یَنْظُرُ الإنْسَانُ إلَى الْکَوَاکِبِ؛ اهل بهشت به مسکن‏ ها و منزل‏هاى شیعیان ما نظر مى‏ کنند همچنانکه مردم به ستارگان نظر مى ‏کنند.»

و شاید پایین ترین درجه بهشت، حظیره باشد که برای شیعیان فاسق ومومنان طایفه جن به آنجا می روند.

سبا

قطعا بهشت مراتب و درجات گوناگونی دارد هر چند بعضی از ویژگی های بهشت برای همه بهشتیان یکسان است.

«دَرَجَاتٌ مُتَفَاضِلاتٌ وَ مَنَازِلُ مُتَفَاوِتَاتٌ لا یَنْقَطِعُ نَعِیمُهَا وَ لَا یَظْعَنُ مُقِیمُهَا وَ لا یَهْرَمُ خَالِدُهَا وَ لا یَبْأَسُ سَاکِنُهَا؛ در بهشت، درجاتى از یکدیگر برتر، و جایگاه‏هایى گوناگون و متفاوت وجود دارد که نعمت‏هایش پایان ندارد، و ساکنان آن هرگز خارج نگردند، ساکنان بهشت جاوید، هرگز پیر و فرسوده نگردند، و گرفتار شدائد و سختى ها نخواهند شد.»

در سوره الواقعه مردم به سه دسته تقسیم می کند که دو دسته آن ها بهشتی هستند، السابقون و اصحاب یمین و بعد بهشت هر کدام را جداگانه توصیف می کند و نعمت های مختلفی را برای آن ها بیان می کند.

دانیال

علت ۸ درجه بودن بهشت در چیست؟ یعنی فرق این درجات به نعمتها بیشتر بوده یا همنشین بودن با معصومان؟؟

شیران

عدالت خداوند مقتضی آن است که بهشت دارای درجات مختلفی باشد. لذا بهشت دارای درجات مختلف است و هر انسانی به حسب کمال و ارزش خود در بهشت درجات دارد و هر عمل خیری آدمی را درجه ای بالاتر می برد و در این میان ممکن است افرادی با ورود به جهنم، پاک شده و در نهایت به بهشت وارد شوند و طبیعی است که درجه وی بسیار متفاوت از شخصی است که در عمر خود مرتکب گناه نشده و یا احیاناً بسیار کمتر گناه کرده است.
البته در برخی از روایات اشاره شده است که درجات بهشت به تعداد آیات قرآن است.”عَلَیْکُمْ بِتِلَاوَهِ الْقُرْآنِ فَإِنَّ دَرَجَاتِ الْجَنَّهِ عَلَى عَدَدِ آیَاتِ الْقُرْآن‏…” بر شما باد بخواندن قرآن که درجات بهشت بشماره آیات آن است‏ …” لذا برای بهشت درجات زیادی بیان شده است و آنچه به عنوان عدد ۷ و یا ۸ بیان شده، ناظر به درهای بهشت و جهنم است در حدیثی از رسول خدا(ص)نقل شده است که فرمود”… لِلْجَنَّهِ ثَمَانِیَهُ أَبْوَابٍ وَ لِلنَّارِ سَبْعَهُ أَبْوَاب…”… بهشت را هشت در است و دوزخ را هفت‏‏ …”

نفس

کسی که وارد بهشت شود در هر شان و مرتبه و درجه ای که قرار داشته باشد، از یک سری خدمات عمومی بهشت و از امتیازات کلی زندگی بهشتی برخوردار می شود. از جمله اینکه در بهشت، مرگ و بیماری، غم و اندوه، رنج و درد وجود ندارد. هیچ نوع عذاب روحی و جسمی بهشتیان را آزار نخواهد داد؛ که اصلا آزار و سختی با اصالت بهشت سازگار نیست.
اما فارغ از درجات عمومی که برای همگان یکسان است، نعمتهایی در بهشت وجود دارد که به برخی اختصاص داشته که دیگران از آن محروم هستند و بالاترین درجه آن رسیدن به مرحله قرب الهی است که خداوند در قرآن از آن به برترین درجه بهشت یاد می کند”خداوند به مردان و زنان باایمان، باغهایى از بهشت وعده داده که نهرها از زیر درختانش جارى است جاودانه در آن خواهند ماند و مسکن‏هاى پاکیزه‏اى در بهشتهاى جاودان (نصیب آنها ساخته) و (خشنودى و) رضاى خدا، (از همه اینها) برتر است و پیروزى بزرگ، همین است.”
بنابراین سعادت افراد در بهشت، درجات مختلفی دارد که ممکن است علاوه بر نعمتهای مادی، نعمهای معنوی را نیز شامل شود. مثلاً ممکن است شخصی با درجه ای خاص، در عین اینکه از نمتهای مادی بیشتری نسبت به افراد پائین تر برخوردار بوده، اما از همنشینی با امام محروم شود و یا احیاناً شخصی به درجه همنشینی امام نیز برسد. اما در عین حال به مقام قرب و رضوان الهی نرسد.

مجد

چه فرقی بین طبقات بهشت وجود دارد و انسان چگونه می تواند به بهترین جایگاه بهشت برود؟

سعید

برای مؤمن باهوش و زیرک شایسته است که همیشه کوشش نماید که درجات و مقامش در بهشت جاودان بلند باشد، همانگونه که برخی از مردم در بدست آوردن پست و مقام در دنیا همت بلند دارند. لذا باید همت ما در امور آخرت بیشتر از آن باشد، پس هرگاه رسول خدا صلی الله علیه وآله وصحبه وسلم به ما دستور فرموده اند چون از خداوند بهشت را طلب نمودید، فردوس را بخواهید، چنین نباشید مانند بعضی افراد که می‌گویند: خدایا به ما بهشت عطا بفرما، اگرچه نزد دروازه اش باشد، بلکه از خداوند درجات عالی و مراتب بلند طلب کنیم.

امنه

بدرستی که منازل زیبا و درجات عالی بهشت با داشتن مال بسیار یا مقام یا فرزند بدست نمی‌آید، بلکه به وسیله ایمان و عمل صالح حاصل می‌گردد. الله متعال می‌فرماید:
«و اموال و فرزندانتان چیزى نیستند که شما را در نزد ما نزدیک سازند. بلکه [مقرب‏] کسى است که ایمان آورد و کار شایسته کند، پس آنان به [جبران‏] کارى که کرده‏اند سزاى دو چندان دارند و آنان در غرفه ‏هاى [بلند] ایمن‏اند».[سبا: ۳۷].

یسنا

ابو سعید خدری می گوید:
روزی رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود:« روز قیامت دو فرشته بر صراط می‌نشینند و هیچ کس جز با برات (گواهی عبور) امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب علیه السلام حق عبور از صراط ندارد. هر کس فاقد این برات باشد، فرشتگان به فرمان خداوند، او را با صورت در آتش می افکنند. خداوند نیز در این آیه به همین اشاره می کند:
«وَقفو هُم اِنهم مَسؤولُونَ» _سوره صافات آیه ۲۴_ (آنها را نگه دارید که بازخواست خواهند شد.)
بحارالانوار، ج ۳۹، ص ۲۰۲ ———– مناقب

پدرام

اعمالی که باعث ورود انسان به بهشت می شود چیست

مریم

۱) شهادتین
اولین سبب وارد شدن به بهشت، شهادت و گواهی حق است که وزن و مقدار آن گواهی، به اندازه وزن آسمان و زمین است، این گواهی که هیچ معبودی به حق نیست مگر خدای یکتا، و هیچ شریکی ندارد و محمد بنده و رسول خداست.
هرکس که این گواهی را بدهد و به ارکان آن عمل نماید و خدا را به یگانگی پرستش کند، وارد بهشت میشود.
عباده بن صامت از رسول اکرم (ص) روایت میکند که آن حضرت فرمود:
((من قال أشهد أن لا إله إلاَّ الله وحده لا شریک له وأن محمداً عبده ورسوله وأن عیسی عبدالله ورسوله وکلمته ألقاها إلی مریم وروح منه وأن الجنه حق والنار حق، أدخله الله علی ما کان من العمل)). [متفق علیه].
کسی که گواهی دهد: هیچ معبود حقی به جز خدای یگانه نیست، و هیچ همتایی ندارد، و گواهی دهد که محمد بنده و پیامبر خداست، و همچنین گواهی دهد که حضرت عیسی بنده و پیامبر و کلمه خداوند و روحی از طرف خداوند است و بهشت و جهنم حق اند، هر عملی داشته باشد خداوند او را وارد بهشت میکند.

مریم

۲- استقامت بر طاعت خداوند و رسول
خداوند میفرماید:
إنَّ الذین قالوا ربنا الله ثم استقاموا فلا خوف علیهم ولا هم یحزنون أولئک أصحاب الجنه خالدین فیها جزاءً بما کانوا یعملون. [احقاف ۱۳].
[آنان که گفتند آفریننده ما خداست و بر این سخن، پایدار و ثابت ماندند، بر آن ها هیچ ترس و بیم و حزن و اندوهی در دنیا و آخرت نخواهد بود].
استقامت؛ یعنی پایدار ماندن بر طاعت خدا و طاعت رسول خدا ، و کسی که استقامت کند وارد بهشت میشود.
ابوهریره از رسول اکرم (ص) روایت میکند که آن حضرت فرمود:
((کل أمتی یدخلون الجنه إلاَّ من أبی قالوا یا رسول الله ومن یأبی قال: من أطاعنی دخل الجنه ومن عصانی فقد أبی)). [بخاری].
همه امت من وارد بهشت خواهند شد، مگر کسی که خود از وارد شدن به آن امتناع ورزد. سؤال کردند: ای رسول خدا! چه کسی است که از ورود به بهشت امتناع میورزد؟ فرمود: کسی که از من اطاعت کند به بهشت وارد خواهد شد، وکسی که از من نافرمانی کند او همان است که خودش از ورود به بهشت امتناع ورزیده است.

مریم

۳- شهادت در راه خدا
خداوند در سوره توبه آیه ۱۱ درباره شهادت میفرماید
إِنَّ اللّهَ اشْتَرَی‏ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ أَنْفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُم بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّهَ یُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللّهِ فَیَقْتُلُونَ وَیُقْتَلُونَ وَعْداً عَلَیْهِ حَقّاً فِی التَّوْرَاهِ وَالْإِنْجِیلِ وَالْقُرْآنِ وَمَنْ أَوْفَی‏ بِعَهْدِهِ مِنَ اللّهِ فَاسْتَبْشِرُوا بِبَیْعِکُمُ الَّذِی بَایَعْتُم بِهِ وَذلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ (۱۱۱)
خداوند از مومنان، جان ها و اموالشان را خریداری کرده، که (در برابرش) بهشت برای آنان باشد، (به اینگونه که): در راه خدا پیکار می کنند، می کشند و کشته می شوند، این وعده حقی است بر او، که در تورات و انجیل و قرآن ذکر فرموده، و چه کسی از خدا به عهدش وفادارتر است؟! اکنون بشارت باد بر شما، به داد و ستدی که با خدا کرده اید، و این است آن پیروزی بزرگ!

مریم

۴- تلاوت قرآن
اهل قرآن اهل خدا و افراد خاص او هستند، قرآن سبب ورود آن ها به بهشت میشود.
عبدالله بن عمرو از رسول اکرم (ص) روایت میکند که آن حضرت فرمود:
((یقال لصاحب القرآن اقرأ وارتق ورتل کما کنت ترتل فی الدنیا فإن منزلتک عند آخر آیه تقرأ بها)). [ترمذی و ابوداود وابن ماجه وصححه اٍلألبانی].
به صاحب قرآن گفته میشود: بخوان و پیش برو و با ترتیل تلاوت کن (قرآن را با قرائت درست و آهنگ خوش بخوان) همان گونه که در دنیا می خواندی؛ زیرا منـزل و جایگاه تو آخرین آیه ای است که آن را تلاوت میکنی.

مریم

۵- تلاوت بعضی سوره ها
از سخنان رسـول الله (ص) است که بعضی از سوره ها و آیه ها سبب وارد شدن به بهشت میشود؛
أبو أمامه از رسول اکرم (ص) روایت میکند که آن حضرت فرمود:
((من قرأ آیه الکرسی دبر کل صلاه مکتوبه لم یمنعه من دخول الجنه إلاَّ أن یموت)). [نسایی وطبرانی وابن حبان وصححه الألبانی].
هرکس پس از هر نماز فرض، آیه الکرسی را بخواند، هیچ چیز مانع وارد شدن او به بهشت نمیشود، مگر این که دنیا را وداع گوید.
انَس از رسول اکرم (ص) روایت میکند که آن حضرت فرمود:
((سوره من القرآن ما هی إلاَّ ثلاثون آیه خاصمت عن صاحبها حتی أدخلته الجنه وهی سوره تبارک)). [طبرانی واحادیث المختاره وحسنه الألبانی].
سوره ای در قرآن وجود دارد که فقط دارای سی آیه است و آن سوره، از کسی که او را بخواند دفاع میکند تا این که او را وارد بهشت مینماید و آن، سوره تبارک (فرقان) می باشد.
از اَنس بن مالک روایت است:
((کان رجل من الأنصار یؤمهم فی مسجد قباء وکان یقرأ قل هو الله أحدفی کل رکعه فسأله رسول الله : ما یحملک أن تقرأ هذه السوره فی کل رکعه؟ فقال: یا رسول الله إنّی أحبها، فقال: إنَّ حبها أدخلک الجنه)). [بخاری معلقاً وترمذی وقال الألبانی حسن صحیح].
مردی از انصار، مردم را در مسجد قُبا امامت میکرد و در هر رکعت سوره قل هو الله أحد(توحید)را می خواند رسول اکرم (ص) از او پرسید: چه چیز تو را وادار میکند تا این سوره را در هر رکعت بخوانی؟ آن مرد در پاسخ گفت: ای رسول خدا! من این سوره را دوست دارم. آن حضرت فرمود: دوست داشتن این سوره تو را به بهشت وارد میکند.

مریم

۶- تسبیح (سبحان الله گفتن) و تحمید (الحمدالله گفتن) و تهلیل (لا اله الا الله گفتن) و تکبیر (الله اکبر گفتن)
ابن مسعود روایت میکند که رسول اکرم (ص) فرمودند:
((لقیت إبراهیم لیله أسری بی فقال یا محمد أقرئ أمتک منی السلام وأخبرهم أن الجنه طیبه التربه عذبه الماء وأنها قیعان وأنَّ غراسها سبحان الله والحمد لله ولا إله إلا الله والله أکبر)). [ترمذی وحسنه الألبانی].
در شب معراج ابراهیم (خلیل االله) را دیدم که فرمودند: سلام من را به امت خود برسان و بگو که بهشت، خاکی پاک و تمیز دارد، و آبش شیرین است، و زمینش سفید و هموار است، وکشتزارش گفتن سبحان الله، والحمد لله، ولا إله إلاَّ الله، و الله اکبر میباشد.
از اسباب ورود به بهشت، ذکر خدا پس از هر نماز است:
ابوهریره روایت میکند:
((أنَّ فقراء المهاجرین أتوا رسـول الله (ص) فقالوا ذهب أهل الدثور بالدرجات العلی والنعیم المقیم فقال وما ذاک قالوا: یصلون کما نصلی ویصومـون کما نصوم ویتصدقون ولا نتصدق ویعتقون ولا نعتق فقال رسول الله أفلا أعلمکم شیئا تدرکون به من سبقکم وتسبقون به من بعدکم ولا یکون أحد أفضل منکم إلاَّ من صنع مثل ما صنعتم؟ قالوا بلی یا رسول الله، قال: تسبحون وتکبرون وتحمدون دبر کل صلاه ثلاثا وثلاثین مره)). [متفق علیه].
فُقرای مهاجرین نزد پیامبرآمدند و گفتند: ثروتمندان با درجات عالی و نعمت های همیشگی رفتند، آن حضرت فرمودند: چگونه ؟ گفتند: نماز میخوانند همچنان که ما نماز میخوانیم، و روزه میگیرند همچنان که ما روز میگیریم، و صدقه میدهند، ولی ما صدقه نمیدهیم، و برده آزاد میکنند، و ما چنین نمیکنیم، آن حضرت فرمود: آیا شما را از چیزی با خبر کنم که به آنان ـ که از شما سبقت گرفته اند ـ برسید؟ و از کسانی که پس از شما میآیند، پیشی بگیرید، و هیچ کس از شما بهتر نباشد، مگر کسی که مانند شما عمل نماید ؟ گفتند: بلی ای رسول خدا! آن حضرت فرمود: در پایان هر نماز ۳۳ بار سبحان الله، و۳۳ بار الله اکبر، و۳۳ بار الحمد لله، بگویید.

مریم

۷- طلب بهشت و پناه بردن به خدا از جهنم
اگر بهشت را طلب کنی، بهشت به دعای تو آمین میگوید.
أنس از رسول اکرم (ص) روایت میکند که آن حضرت فرمود:
((من سأل الله الجنه ثلاث مرات قالت الجنه اللهم أدخله الجنه، ومن استجار من النار ثلاث مرات قالت النار اللهم أجره من النار)). [ترمذی ونسایی وابن ماجه وصححه الألبانی].
هرکس سه بار از خدا بهشت را درخواست کند، بهشت میگوید: بارخدایا! او را به بهشت وارد کن و کسی که از آتش دوزخ سه بار به خدا پناه برد، آتش دوزخ میگوید: خدایا! او را از آتش دوزخ پناه ده.

مریم

۸- نماز
نماز پایه و ستون دین است و خداونـد در هر شبانه روز، پنج نماز بر ما فرض نموده است و محبوبترین عبادت ها نزد خدا نمازهای فرض (نمازهای پنجگانه) می باشد و کسی که فرض های خدا را چنان که امر فرموده انجام دهد، وارد بهشت میشود؛
عباده بن صامت از رسول اکرم (ص) روایت می کند که فرمودند:
((خمس صلوات کتبهن الله علی العباد فمن جاء بهن لم یضیع منهن شیئا استخفافا بحقهن کان له عند الله عهد أن یدخله الجنه، ومن لم یأت بهن فلیس له عند الله عهد، إن شاء عذبه، وإن شاء أدخله الجنه)). [مالک واحمد وابوداود ونسایی وابن ماجه وصححه الألبانی].
خداوند پنج نماز بر بندگان خود نوشته، هرکس این نمازها را ادا نماید و چیزی از حق آن سبک نشمارد تا ضایع نشود، خداوند پیمان بسته است که او را وارد بهشت کند، و کسی که این نمازها را به جای نیاورد خداوند با او عهد و پیمانی ندارد، اگر بخواهد عذابش میدهد، و اگر بخواهد او را وارد بهشت میکند.

مریم

۹ – بیداری در دل شب و عبادت خداوند
باری تعالی درباره آن ها چنین میفرماید:
کانوا قلیلاً من اللیل ما یهجعون وبالأسحار هم یستغفرون۱۷]الذاریات].
[و از شب اندکی را در خواب به سر میبردند و سحرگاهان از درگاه خـدا طلب آمرزش و مغفرت میکردند].

مریم

۱۰- جهاد در راه خدا
آن چه به این دین مبین مقامی والا و عظیم داده است، جهاد در راه خداست، هرکس در راه خدا جهاد کند تا کلمهالله سربلند و والامقام بماند، بهشت بر او واجب میگردد.
ابوهریره از رسول اکرم (ص) روایت میکند که آن حضرت فرمودند:
((تکفل الله لمن جاهد فی سبیله لا یخرجه إلاَّ الجهاد فی سبیله وتصدیق کلماته بأن یدخله الجنه، أو یرجعه إلی مسکنه الذی خرج منه مع ما نال من أجر أو غنیمه)). [متفق علیه].
خداوند ضامن کسی است که در راه خدا جهاد کند، و ضامن آن کس که برای هیچ چیز جز جهاد در راه خدا و تصدیق کلمات خدا، از خانه اش خارج نشده است، نه برای این که خدا او را [به خاطر جهاد] وارد بهشت کند یا این که او را با آن چه از پاداش یا غنیمت نصیبش شـده است به خانه اش ـ که از آن خارج شده ـ ، بازگرداند.

مریم

۱۱- انفاق
خداوند بندگان پرهیزکار خود را که در راه او انفاق میکنند، بسیار ستوده است.
حذیفه از رسول اکرم (ص) روایت میکند که آن حضرتفرمودند:
((من تصدق بصدقه ابتغاء وجه الله خُتٍمَ الله بها دخل الجنه)). [احمد وصححه الألبانی].
هرکس در راه خدا صدقه دهد، و این صدقه پایان و مردن او باشد، خداوند او را به بهشت وارد میکند.

مریم

۱۲- صبر
برادر مسلمان! خداوند تبارک و تعالی میفرماید:
إنّما یوفی الصابرون أجرهم بغیر حساب ]الزمر -۱۰[
[خدا صابران را به حد کامل و بدون حساب پاداش خواهد داد].
صبر علامت و نشانه ای است از نشانه های ایمان بنده به خدا، و نزدیک بودن او به خدای متعال. هرکس بر مْردن محبوب خود، از پسر و برادر و غیر اینها صبر کند، وارد بهشت میشود.
ابوهریرهدر حدیث قدسی از رسول اکرم (ص) روایت میکند که خداوند فرمود:
((قال یقول الله تعالی ما لعبدی المؤمن عندی جزاء إذا قبضت صفیه من أهل الدنیا ثم احتسبه إلاَّ الجنه)). [بخاری].
پاداش بنده مؤمن من آن است که اگر بر هر چیز گران بها و همدم و دوست او را از دنیا گرفتم صبر کرد، پاداش او بهشت است.
ابوموسی اشعری از رسول اکرم (ص) روایت میکند که آن حضرت فرمودند:
((إذا مات ولد العبد قال الله لملائکته: قبضتم ولد عبدی؟ فیقولون نعم، فیقول: قبضتم ثمره فؤاده، فیقولون نعم، فیقول: ماذا قال عبدی؟ فیقولون: حمدک واسترجع، فیقول الله: ابنوا لعبدی بیتاً فی الجنه وسموه بیت الحمد)). [ترمذی وحسنه الألبانی].
اگر پسر بنده بمیرد، خداوند خطاب به فرشتگان میفرماید: پسر بنده ام را قبض روح کردید؟ فرشتگان در جواب میگویند: بلی! خداونـد میفرماید: میوه دل بنده ام را قبض روح کردید؟ فرشتگان میگویند: بلی! خداوند میفرماید: بنده من چه گفت؟ فرشتگان میگویند: تو را سپاس گفت و به تو رجوع کرد، خداوند میفرماید: در بهشت خانه ای برای بنده من بسازید و آن را خانه حمد و سپاس بنامید.
هر کس که چشمش را از دست بدهد و بر آن صبر کند، وارد بهشت میشود. أنس میگوید:
از رسول اکرم (ص) شنیدم که میفرماید:
((إن الله قال إذا ابتلیت عبدی بحبیبتیه فصبر، عوضته منهما الجنه، یرید عینیه)). [بخاری].
خداوند در حدیث قدسی میفرماید: اگر دو چشمان بنده ام را نابینا کردم و صبر نمود، به جای آن دو، بهشت به او خواهم داد.

فرهاد

نشانه‎های دوزخیان و فردوسیان در روی زمین و بین ما چیست؟

سبحان

بهشت و دوزخ سرمنزل و مقصود همه انسان‎هایی است که گام در این دنیا می‎گذارند و پس از گذر از این محل عبور عدّه‎ای وارد بهشت و عدّه‎ای وارد دوزخ می‎شوند.
بهشت و دوزخ، جایگاهی است که انسان بدون علت وارد آن نمی‎شود بلکه بذر آن دو در دنیا کاشته می‎شود شرط اساسی آرمیدن در سایه لطف حق در بهشت، ایمان به خدای متعال و ربوبیت تکوینی و تشریعی او است که مستلزم اعتقاد به معاد و نبوت می‎باشد. این ایمان، نهال تکامل حقیقی انسان است که اعمال خداپسندانه بسان شاخ و برگ‎هایی است که از آن می‎روید و میوه‎اش سعادت ابدی است که در جهان آخرت ظاهر می‎گردد. پس اگر کسی بذر ایمان را در دل خود نیفشاند و این نهال پربرکت را غرس نکند و به جای آن بذر زهرآگین کفر و عصیان را در دلش بپاشد، استعداد خدادادش را ضایع کرده و درختی را به بار آورده که میوه آن زقّوم دوزخی خواهد بود، چنین کسی راهی به سوی سعادت ابدی نمی‎برد و تأثیر کارهای نیکش از مرز این جهان فراتر نمی‎رود؟
حاصل آن که شرط اساسی بهشتی شدن، ایمان به خدا و اعمال خداپسندانه است. در مقابل انکار خدای متعال و انجام برخی گناهان کبیره راهی جز سقوط در جهنم نخواهد داشت.
در قرآن کریم و روایات افزون بر این شرط لازم و کلی، به اوصاف جزئی دیگری برای بهشتیان، اشاره شده است. که از این صفت‎ها اولاً اسباب و علل ورود به بهشت ثانیاً: نشانه‎های بهشتیان را می‎توان فهیمد. برخی از این نشانه با تفصیل بیشتر عبارتند از:

معین

۱. ایمان.
چنان که گفتیم نخستین چیزی که سرمایه اصلی نجات و خمیرمایه سعادت و نشانه بهشتیان شمرده شده، ایمان و عمل صالح است: «والذین امنوا و عملوا الصالحات اولئک اصحاب الجنّه هم فیها خالدون» ؛ و کسانی که ایمان آورده و عمل صالح انجام می‎دهند، اصحاب بهشتند و در آن جایگاه ابدی خواهند ماند.

معین

۲. تقوی
نشانه دیگر بهشتیان ،پرهیزکار و متقی بودن آنان است که در آیات فراوانی از قرآن مجید روی آن تکیه شده است: «این همان بهشتی است که ما به ارث به بندگان پرهیزکار خود می‎بخشیم.»

معین

۳. نیکوکاری
نشانه دیگری که برای بهشتیان در قرآن نام بوده شده، احسان و نیکوکاری افراد است. از جمله در آیه ۸۵ سوره مائده پس از اشاره به وضع گروهی از دانشمندان مسیحی که با شنیدن آیات قرآن منقلب شدند و سیلاب اشک از چشمانشان جاری شد و ایمان آوردند و اعتراف به حق کردند، می‎فرماید: «خداوند به خاطر این سخن به آنان باغ‎هایی از بهشت که از زیر درختانش نهرها جاری است بخشید، جاودانه در آن خواهند ماند، و این است پاداش احسان کنندگان.»

معین

۴. جهاد و شهادت
هر کس مختصر آشنایی با منطق قرآن و اسلام داشته باشد می‎داند مقام مجاهدان و شهیدان در اسلام فوق‎العاده والا است و در آیات و روایات به صراحت وعده بهشت به این گروه ایثارگر داده شده است

معین

۵. ترک هواپرستی
از دیگر نشانه‎های بهشتیان ترس از خدا و مبارزه با هوای نفس است در آیه ۴۰ و ۴۱ نازعات آمده است «و امّا من خاف مقام ربه و نهی النفس عن الهوی فان الجنه هی المأوی» و اما کسی که از ایستادن در برابر پروردگارش هراسید و نفس خود را از هوس بازداشت، پس جایگاه او همان بهشت است.

معین

۶. صبر و تحمل در برابر شدائد
مسئله استقامت خمیرمایه همه کارهای مثبت، و پایه اصلی هرگونه اطاعت و ترک معصیت است، بنابراین جای تعجب نیست که یکی از اسباب و نشانه‎های مهم ورود در بهشت این وصف شمرده شده است: «خداوند به آنان (نیکان) به خاطر صبرشان بهشت و لباس‎های حریر (بهشتی) پاداش داده است.»

معین

۷. اطاعت خدا و رسول ـ صلّی الله علیه و آله ـ
از دیگر نشانه‎های اهل بهشت اطاعت فرمان خدا و پیامبر است. در آیه ۱۳ سوره نساء آمده است، «هر کس اطاعت خدا و رسولش را کند، او را در باغ‎هایی ازبهشت وارد می‎سازد که همواره از زیر درختانش نهرها جاری است، جاودانه در آن می‎مانند و این پیروزی بزرگی است.»

معین

۸. صدق و راستی
در میان اعمال انسان کم‎تر عملی به زیبایی و جذابیت «درستی و راست کرداری» است. از آیه‎ها و روایتها برداشت می‎شود که وزن آن در ترازوی عمل نیز بسیار سنگین است و از عمده‎ترین کلیدها و نشانه‎های بهشتیان است

امیر حسین

سلام به همه دوستان منهاجی خوبم در مورد بحث درجات بهشت در حدیثی از امام باقر علیه السلام در این باره می‌خوانیم:
«أَمَّا الْجِنَانُ الْمَذْکُورَهُ فِی الْکِتَابِ فَإِنَّهُنَّ جَنَّهُ عَدْنٍ وَ جَنَّهُ الْفِرْدَوْسِ وَ جَنَّهُ نَعِیمٍ وَ جَنَّهُ الْمَأْوَى قَالَ وَ إِنَّ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ جِنَاناً مَحْفُوفَهً بِهَذِهِ الْجِنَانِ وَ إِنَّ الْمُؤْمِنَ لَیَکُونُ لَهُ مِنَ الْجِنَانِ مَا أَحَبَّ وَ اشْتَهَى یَتَنَعَّمُ فِیهِنَّ کَیْفَ یَشَاءُ وَ إِذَا أَرَادَ الْمُؤْمِنُ شَیْئاً أَوِ اشْتَهَى إِنَّمَا دَعْوَاهُ فِیهَا إِذَا أَرَادَ أَنْ یَقُولَ سُبْحَانَکَ اللَّهُمَّ فَإِذَا قَالَهَا تَبَادَرَتْ إِلَیْهِ الْخَدَمُ بِمَا اشْتَهَى مِنْ غَیْرِ أَنْ یَکُونَ طَلَبَهُ مِنْهُمْ أَوْ أَمَرَ بِهِ… [الکافی (ط – الإسلامیه)، ج‏۸، ۱۰۰ – حدیث الجنان و النوق]؛ بهشت‌هایی که در قرآن ذکر شده، چهار مورد است: ۱- بهشت عدن ۲- بهشت فردوس ۳- بهشت نعیم ۴- بهشت جنه المأوى…»

حسین باقری

سلام عزیزان در این مورد و بحث مطرح شده باید بگویم که مرحوم طبرسی در این همین باره روایتی نبوی را از طریق اهل سنّت نقل کرده اند:
«الجنه مائه درجه ما بین کل درجتین کما بین السماء و الأرض الفردوس أعلاها درجه منها تفجر أنهار الجنه الأربعه فإذا سألتم الله تعالى فاسألوه الفردوس‏؛ بهشت دارای صد درجه است و فاصله هر درجه با درجه دیگر مانند فاصله بین آسمان و زمین است. “فردوس” بالاترین مرتبه بهشت هاست که نهرهای چهارگانه بهشت ها از آنجا سرچشمه می‌گیرد. پس زمانی که از خداوند چیزی طلب می‌کند “فردوس” را بخواهید.»
مرحوم کراجکی نیز روایت نبوی دیگری نقل کرده‌اند: «وَ الْفِرْدَوْسُ سَیِّدُ الْجِنَانِ‏ ؛ “فردوس” سیّد بهشت‌هاست.»
نکته: طبق ظاهر روایات هر کدام از درجات بهشت نیز دارای مراتب مختلفی اند از جمله “فردوس” که دارای مراتب اعلی و اسفل است.

محمد صادق

سلام و عرض ادب و احترام خدمت همه ی دوستان منهاجی در مورد بحث مطرح شده باید عرض کنم که بر اساس آیات و روایات بهشت، دارای مراتب و درجاتی است:
«قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام: لَا تَقُولُوا جَنَّهٌ وَاحِدَهٌ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یقول فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجاتٍ[۱]؛ امام صادق عَلَیْهِ السَّلَامُ فرمود: نگویید که بهشت یکى است، همانا خداوند عزّ و جلّ فرموده است: “و غیر از آن دو بهشت، دو بهشت دیگرى هست” و نگویید که (بهشت داراى) یک درجه و رتبه است، همانا که خداوند متعال فرموده است: بهشت داراى درجاتى است که بعضى بر بعض دیگر اشراف قرار دارد.»
پیامبر اعظم (صلی الله علیه و اله) به شیعیان امر کرده اند که برای رسیدن به مقامات و درجات بالاتر بهشت تلاش کنند:
«قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صَلَّی اللهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ) اتَّقُوا اللَّهَ مَعَاشِرَ الشِّیعَهِ، فَإِنَّ الْجَنَّهَ لَنْ تَفُوتَکُم‏ وَ إِنْ أَبْطَأَتْ بِکُمْ عَنْهَا قَبَائِحُ أَعْمَالِکُمْ، فَتَنَافَسُوا فِی دَرَجَاتِهَا[۲]؛ رسول خدا (صلّى اللَّه علیه و اله) فرمود: اى گروه شیعیان از خداوند بترسید، بهشت از دست شما نمى‏‌رود اگر چه گناهان شما موجب شود که شما از ورود در آن تاخیر داشته باشید، اکنون براى بدست آوردن درجات بهشت با هم مسابقه دهید.

حسین

سلام در ادامه ی سخنان دوستم باید بگویم که برای رسیدن به درجات والا راه هایی قرار دارد قرآن کریم و توجّه و تدبّر در آیات آن و ممارست در قرائت آیات. در روایات فراوانی وارد شده که حتّی در روز قیامت هم به مومنین این اجازه داده می‌شود که با قرائت قرآن به درجات بالاتر بهشت برسند:
«مَنْ مَاتَ مِنْ أَوْلِیَائِنَا وَ شِیعَتِنَا وَ لَمْ یُحْسِنِ الْقُرْآنَ عُلِّمَ فِی قَبْرِهِ لِیَرْفَعَ اللَّهُ بِهِ مِنْ دَرَجَتِهِ فَإِنَّ دَرَجَاتِ الْجَنَّهِ عَلَى قَدْرِ آیَاتِ الْقُرْآنِ یُقَالُ لَهُ اقْرَأْ وَ ارْقَ فَیَقْرَأُ ثُمَّ یَرْقَى: [۳]؛ اگر کسی از موالیان و شیعیان ما بمیرد ولی در طول عمرش قرآن را به درستی نخوانده باشد، در همان قبر به او قرآن را آموزش میدهند تا با قرآن خواندن درجاتش بالا رود زیرا درجات بهشت به اندازه آیات قرآن است لذا به او میگویند: بخوان و بالا برو…

حسنی پناه

سلام … چقدر خوب بیان کردین من هم در ادامه بحث باید بگویم که رسیدن به درجات بهشتی منوط به شناخت کامل انسان کامل و پذیرش ولایت اهل بیت (علیهم السلام) است:
«قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صَلَّی اللهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ) فِی الْجَنَّهِ ثَلَاثُ دَرَجَاتٍ وَ فِی النَّارِ ثَلَاثُ دَرَکَاتٍ فَأَعْلَى دَرَجَاتِ الْجَنَّهِ لِمَنْ أَحَبَّنَا بِقَلْبِهِ وَ نَصَرَنَا بِلِسَانِهِ وَ یَدِهِ وَ فِی الدَّرَجَهِ الثَّانِیَهِ مَنْ أَحَبَّنَا بِقَلْبِهِ وَ نَصَرَنَا بِلِسَانِهِ وَ فِی الدَّرَجَهِ الثَّالِثَهِ مَنْ أَحَبَّنَا بِقَلْبِهِ [۴]؛ پیامبر فرمودند: در بهشت سه درجه وجود دارد: در درجه اول که بالاترین درجه است کسانی قرار دارند که ما اهل بیت را با قلب خود دوست دارند و با دست و زبان خود ما را یاری داده اند و در درجه دوم کسانی اند که ما را با قلب خود دوست دارند و فقط با زبانشان ما را یاری میکنند. و در درجه سوم کسانی اند که فقط در قلب خود ما را دوست دارند.

محمد باقر

سلام به همه منهاجیون عزیزان ببینید در این مورد در روایتی از امیر المؤمنین علیه السلام نقل است که: بهشت دارای هشت در است دروازه ای که پیامبران و صدیقان از آن وارد می شوند، دروازه ای که شهیدان و صالحان از آن داخل می شوند و پنج دروازه دیگر که شیعیان و دوستداران ما از آن وارد می شوند … و یک دروازه دیگر که دیگر مسلمانانی که به یگانگی خداوند گواهی داده و در دلشان ذره ای دشمنی نسبت به خاندان (نبوت) نباشد از آن به بهشت درمی آیند .  و پیامبر اکرم (ص) در روایتی فرمودند: بهشت را هشت دروازه است… هر که خواهد از هشت دروازه وارد شود باید به چهار خصلت چنگ زند: صدقه دادن، بخشندگی، خوشخویی و نیازردن بندگان خدا و هم پیامبر اکرم (ص) فرمودند: در بهشت درجه روی درجه است چنانکه میان زمین و آسمان بنده نگاهش را به بالا می دوزد، و نوری خیره کننده بر او می درخشد، چندان که نزدیک است دیدگانش را کور کند.

محمد امین

سلام و خسته نباشید …در باب در جات بهشت که در سخنان مشهود است باید عرض کنم که قرآن کریم راجع به جهنم هفت در قائل شده است (لها سبعه ابواب لکل باب منهم جزء مقسوم [۱] ) یعنی جهنم دارای هفت در و برای هر در هم جزء قسمت شده ای می باشد. (مثلا جزء آنانیکه به خدا شرک ورزیدند و جزء آنانیکه در خدا شک کردند و یک جزء مربوط به افرادی است که از خدا غفلت ورزیده اند) ولی در مورد ابواب بهشت در قرآن سخنی به میان نیامده است اگر چه جنه المأوی – جنه فردوس- جنه العدن- جنتی (جنت خداوند)- جنه عالیه- جنات النعیم- جنات مکرمون و … آمده است. به نظر می رسد چون رضوان خداوند از همه بهشت ها بالاتر و بزرگتر است؛ بهشت خداوند که در سوره فجر بدان اشاره شده است (فادخلی عبادی و ادخلی جنتی) از همه بهشت ها فراتر و والاتر باشد

محمدیان

ببینید دوستان نعمات بهشتیان اعم از مادی و معنوی همه بر اساس شان و مرتبت ایشان تقسیم می شود. لذا اگر چه همه از قصرهای مجلل و همسران و دیگر نعمات بهشتی برخوردارند، اما کیفیت آنها متناسب با درجاتشان فرق دارد. من جمله میزان دیدار و همنشینی با بزرگان بهشتی همچون پیامبران و امامان نیز بسته به درجات بهشتیان متغیر است. همچنین بالاترین نعمت بهشت که بنابر نقل، لذت درک خدا و رضایت اوست، نیز بستگی به شان بهشتیان دارد

محمد رضا

با سلام و خسته نباشید در ادامه سخنان دوست منهاجی خوبم باید بگویم که از عبد الله ابن مسعود روایت شده است که رسول خدا فرمودند :من [حال و وضع‏] آخرین کسى را که از آتش جهنم نجات مى‏یابد و آخرین کسى که به بهشت در مى‏آید، مى‏دانم: مردى چهار دست و پا از آتش جهنم بیرون مى‏آید و خداوند متعال به او مى‏فرماید: «برو وارد بهشت شو. به بهشت مى‏آید، اما برایش چنان وانمود مى‏شود که بهشت پر شده است. باز مى‏گردد و عرض مى‏کند:

پروردگارا، آن را پر یافتم.

خداوند متعال به او مى‏فرماید: «برو و وارد بهشت شو». باز به بهشت مى‏آید و برایش چنان وانمود مى‏شود که بهشت پر است. باز بر مى‏گردد و عرض مى‏کند:

پروردگارا، آن را پر یافتم!

باز خداوند متعال به او مى‏فرماید: «برو و وارد بهشت شو. پس همانا تو [پاداشى‏] مانند دنیا و ده برابر دیگر مانند آن خواهى داشت، رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله فرمود: او عرض مى‏کند: [خداوندا] آیا مرا به ریشخند گرفته‏اى، در حالى که تو فرمانروایى [هیچ گاه چنین کارى نمى‏کنى‏]؟ راوى گفت:

چون به رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله نگریستم، دیدم که لبخندى زد و دندانهاى آسیاى آن حضرت آشکار شد و فرمود: گفته مى‏شود: «چنین کسى کم منزلت‏ترین بهشتیان است

علیرضا

سلام و عرض خسته نباشید خدمت همه ی دوستان منهاجی در این خصوص یعنی درجات بهشت باید بگویم که بالاترین درجات، از آن انبیاء، اولیاء، شهدا و … می باشد. نیز برای مخلصینی که در جوانی راه طاعت الهی در پیش گرفته اند.

پیامبر خدا فرمود: بهترین امت من کسى است که جوانى را در طاعت خدا بگذراند، دل از لذت دنیا برگیرد و در آخرت آویزد، تا خدا بالاترین درجات بهشت را به وى پاداش دهد.(نصایح،۳۱)

پایین ترین درجات نیز از آن کسانی است که اگرچه افتخار مسلمانی را دارند، اما آنقدر گناه کرده اند که باید مدتی را در دوزخ سپری کنند و سپس از آن نجات یافته و بهشتی شوند 

جلال

با سلام خدمت همه ی منهاجیون در مورد درجه ی بهشت و مخصوصا نعمت هایی که متناسب با درجات میشود از ان بهره برد باید بگویم که نعمات بهشتیان اعم از مادی و معنوی همه بر اساس شان و مرتبت ایشان تقسیم می شود. لذا اگر چه همه از قصرهای مجلل و همسران و دیگر نعمات بهشتی برخوردارند، اما کیفیت آنها متناسب با درجاتشان فرق دارد. من جمله میزان دیدار و همنشینی با بزرگان بهشتی همچون پیامبران و امامان نیز بسته به درجات بهشتیان متغیر است. همچنین بالاترین نعمت بهشت که بنابر نقل، لذت درک خدا و رضایت اوست، نیز بستگی به شان بهشتیان دارد 

علی

با سلام و خسته نباشید در این مورد و تکمیل سخنان دوست خوبم باید بگویم که روزی از امام رضا پرسیدند أهل ایمان از منازل و مقامات خود در بهشت، خدا را زیارت مى‏کنند» این یعنی چه ؟ حضرت رضا علیه السّلام فرمود: ، خداوند تبارک و تعالى حضرت محمّد صلّى اللَّه علیه و آله را بر تمام مخلوقین، حتى فرشتگان و انبیاء عظام، برترى داده است، و بیعت کردن با او را به منزله بیعت با خود ساخته و زیارت و دیدار پیامبر را در دنیا و آخرت به منزله زیارت و دیدار خود شمرده است،… و درجه و مقام پیامبر صلّى اللَّه علیه و آله در بهشت از تمام درجات بالاتر است، پس هر کس از درجه و مقام خود در بهشت؛ آن حضرت را زیارت کند، خداوند تبارک و تعالى را زیارت کرده است.

کمال

با سلام و عرض تبریک به مناسبت چهلمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی ….ببینید دوستان منهاجی من باید عرض کنم که کسی که وارد بهشت شود در هر شان و مرتبه و درجه ای که قرار داشته باشد، از یک سری خدمات عمومی بهشت و از امتیازات کلی زندگی بهشتی برخوردار می شود. از جمله  اینکه در بهشت، مرگ و بیماری، غم و اندوه،  رنج و درد وجود ندارد. هیچ نوع عذاب روحی و جسمی بهشتیان را آزار نخواهد داد؛ که اصلا آزار و سختی با اصالت بهشت سازگار نیست

فردین

با سلام و تشکر از مطالبه مفید سایت در مورد مقام بهشت و درجات ان و خود بهشت باید بگویم که در تفسیر امام علیه السّلام است که رسول خدا صلّى اللَّه علیه و اله فرمود: اى گروه شیعیان از خداوند بترسید، بهشت از دست شما نمى‏رود اگر چه گناهان شما موجب شود که شما از ورود در آن تاخیر داشته باشید، اکنون براى بدست آوردن درجات بهشت با هم مسابقه دهید.(ایمان و کفر-ترجمه الإیمان و الکفر بحار الانوار،ج‏۱، ۲۷۸ )

در بعضی از اخبار آمده است که فاصله هر درجه ای از درجه دیگر صد سال راه است. و در بعضی، سخن از فاصله بین زمین و آسمان است .

«إنّ أهل الجنّه لیتراءون أهل الغرف فی الجنّه کما تراءون الکواکب فی السّماء؛ اهل بهشت صاحبان غرفه‏هاى بالا را چنان مى‏بینند که شما ستارگان آسمان را می بینید.»

اما به هر حال بهشت، بهشت است. پایین ترین درجه آن نیز از بالاترین درجات دنیا برتر است. چنانکه پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: یک وجب از بهشت بهتر است از دنیا و هر چه در آن است

فرزین

سلام خدمت همه ی منهاجیون عزیز امیدوارم حال همگی خوب باشد در ادامه سخنان برادر عزیز و ارجمندم باید عرض کنم که افراد رده های پایین تر به ممتازان رده های بالاتر حسرت نمی برند. حسرت از جمله عذابهای سخت روحی است که در بهشت راه ندارد. این افراد همچون کودکانی هستند که از بازی های کودکانه متلذذ می شوند و هیچ درکی از لذتهای بزرگتری همچون لذات جنسی ندارند و آرزوی آن را هم در سر نمی پرورانند. زیرا برای متلذذ شدن به لذاتی بزرگتر، لازم است که کودک بالغ شود و ظرفیت ها و تواناییهای لازم را بیابد تا ادراک لذت برایش میسر شود .

همچنین کسانی که در دنیا عشق را تجربه نکرده اند، نه درکی از لذت وصال به محبوب دارند، و نه به عشاق حسرت می برند. اما آنکه عاشق شده است، می داند هیچ لذتی با لذت وصال به معشوق برابری نمی کند. عاشق ظرفیت روحی برتری پیدا کرده که دیگران از آن بهره ای ندارند. از همین رو می توان گفت کسانی که در دنیا لذت عبادت را درک نکرده و آنقدر ظرفیت معنوی خود را رشد نداده اند که روح عبادت را درک کند، در بهشت هم درکی از لذاتی که پاداش عباداتند، پیدا نخواهند کرد.

محمدحسین

براى بهشتیان همسرانى است که تنها به همسرانشان چشم دوخته‏ اند و جز به همسران خود عشق نمى‏ ورزند و همه هم‏سنّ و سالند. آن ها سیاه‏ چشم و بدنشان مانند مروارید است آن ها همچون یاقوت و مرجانند آنها خوش ‏خُلق و زیبا رویند و براى بهشتیان توان غریزه‏ ى جنسى بیشتر از صد نفر که چهل سال عزوبت کشیده باشد وجود دارد و بالاخره بهشت عالم عشق و خوشگذرانى و تفریح است. 

احمدرضا

وقتى بهشتیان غذاى گوشتى بخواهند بخورند همان گونه که تکیه کرده ‏اند مرغان سفیدى از هوا پایین مى آیند و بریان مى ‏شوند و بهشتیان مى ‏خورند. 
و این غذا ها به قدرى پاک و لطیف است که اهل بهشت بول و مدفوع ندارند و بلکه فقط به صورت عرق مازاد آن از بدن خارج مى ‏شود. 

مرتضی صفوی

نهر بزرگى در میان بهشت ها و زیر درختان آن ها جارى است که اسم آن جنّه‏المأوى است و بهشت عدن مانند جزیره در وسط آن نهر واقع شده که وقتى این نهر به جنّت عدن می رسد به دو بخش تقسیم می گردد و از این آب راه بهشتیان به وسیله‏ ى کشتی هایى که از یاقوت ساخته شده به بهشت هاى خود می روند. در ضمن بهشتیان همه‏ ى بهشت ها را با سیاحت و تفریح می بینند و از آن ها عبور می نمایند تا به مقصد می رسند. بعضى از بهشتیان ترجیح می دهند که در بهشت عدن کنار پیامبر و آل او باشند و بعضى از اعمال در دنیا هست که انسان را به این نتیجه می رساند. 

سعید

جنات فردوس شاید بهترین بهشت‏ ها باشد، لذا از پیامبر (ص) نقل شده: هنگامی که از خداوند متعال تقاضای بهشت می‏ کنید، فردوس را تقاضا کنید که وسط بهشت و قسمت اعلا و برتر آن است و بر فراز آن عرش خدا است و نهر های بهشتی از فردوس سرچشمه می ‏گیرد. 
در حدیث دیگر از امیر المؤمنین (ع) آمده است: برای هر چیز محل اعلائی است و اعلای بهشت، بهشت فردوس است که برای محمد و آل محمد (ص) است. 

فرزاد

بهشتیان از راه طولانى که بین دنیا و بهشت است وقتى به در هاى بهشت می رسند و چون قبلاً در قیامت بوده و خسته و تشنه و بسیار گرسنه بوده‏ اند جلوى درِ هر طبقه‏ اى از بهشت حوض آب بسیار لذیذ و شیرین و سرد و گوارایى دیده می شود که على بن ابیطالب و یازده فرزندش علیهم ‏السلام به اصحابشان با جامى که در دستشان هست به استقبال آن ها می آیند و آن ها را از تشنگى و گرسنگى و خستگى نجات می دهند و چون مردم قیامت به تدریج به سوى بهشت می روند همه‏ ى بهشتیان که در زمان هاى مختلف در دنیا بوده ‏اند و پیرو هر یک از ائمّه و یا انبیاء گذشته بوده و صالح و مؤمن به آن پیامبران بوده‏ اند از دست همان پیامبران و ائمّه‏ ى اطهار علیهم ‏السلام به خصوص حضرت بقیّه‏اللّه (ارواحنا فداه) سیراب می ‏گردند.

مژگان

فاصله‏ ى بین طبقات بهشت مانند مدار هاى کهکشان ها بسیار دور است ولى چون روح انسان بر بدن به خاطر تزکیه و کمالات روحى، تسلّط زیادى دارد سرعت روح و بدن انسان از سرعت نور بیشتر است. به دور هر بهشتى دیوارى کشیده شده که یک خشت از طلا و یک خشت از نقره و یک خشت از یاقوت است و به جاى گِل در میان آنها مشک و زعفران خوشبو به کار برده شده است و حفاظ هایى که روى دیوار ها زده شده کنگره کنگره است و از یاقوت سرخ و یاقوت سبز و یاقوت زرد است.
و هر بهشتى که به یک نفر داده می شود بزرگتر از زمین و آسمان هاى ما است و به پست‏ ترین اهل بهشت آن قدر داده می شود که اگر بخواهد جنّ و انس را در منزل خود اطعام کند می تواند. 

معین

«فردوس» در اصل ـ به گفته بعضى ـ یک لغت رومى است و بعضى آن را عربى و بعضى اصل آن را فارسى مى‌دانند و به معنى «باغ» است، یا باغ مخصوصى که تمام نعمت‌ها و مواهب الهى در آن جمع است و لذا، مى‌توان آن را به عنوان «بهشت برین» (بهترین و برترین باغ‌هاى بهشت) نامید.

اسما

چگونه به بالاترین درجه بهشت برسیم

زینب

۱. توکل
یکی از عوامل ارتقاى روزه ، توکل است. در فرازى از دعاى روز دهم ماه مبارک مى خوانیم : خدایا، در این روز مرا از جمله توکل کنندگان بر خود قرار بده . و در دعاى جوشن کبیر آمده است : … یا من لا یتوکل الا علیه … و یا من الیه یتوکل المتوکلون و یا سید المتوکلین . على (علیه السلام ) در نهج البلاغه مى فرماید: کسى که بر خداوند توکل کند، خداوند او را کفایت مى کند.

توکل ، تنها یک موضوع و مساله اخلاقى نیست که فقط در کتب اخلاقى از آن بحث شود، بلکه در حوزه علم لغت ، علم کلام ، علم اخلاق ، علم مذاهب و ادیان و علم سیاست مورد بحث و کنکاش قرار مى گیرد.

توکل از ماده وکل ؛ یعنى به دیگرى چشم دوختن ، وى را وکیل خود دانستن و کار خود را به او واگذار کردن و او را به جاى خویش انگاشتن است

زینب

۲. توسل
یکى از ابعاد معارف روزه ، توسل جستن و برخوردارى از وسیله و ابتغوا الیه الوسیله است . در دعاى روز بیست و هشتم رمضان مى خوانیم …و قرب فیه وسیلتى الیک من بین الوسایل . لذا مى توان گفت : یکى از عوامل ارتقاى درجه روزه دار که از فرهنگ و معارف ماه صیام نشات مى گیرد، توسل است . توسل به اولیاء الله ، توسل به وسائط فیض و مجارى امور الهى ، نوعى برخوردار شدن از رحمت واسعه الهى به گونه اى غیر مستقیم است .

مردى از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) پرسید: یا رسول الله (صلی الله علیه و آله) پس از اداى مالیات معروف اسلامى، ایا در اموال ما چیزى هست؟ پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمود: آرى،نیکى کردن به رحم ، صله ارحام کنید هر چند با آب دادن، صله ارحام کنید هر چند با سلام کردن به آنان

سمهودى، یکى از نویسندگان عرب مى نویسد: مردى نابینا به رسول خدا (صلی الله علیه و آله) گفت: دعا کن تا خدا به چشم نابیناى من شفا و عافیت دهد. پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: اگر صبر کنى، براى تو بهتر است ، مرد نابینا گفت : نخیر، تحمل آن را ندارم ، پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمود: وضو بگیر و این دعا را بخوان: اللهم انى اسئلک و اتوجه الیک بنبیک محمد نبى الرحمه ، یا محمد انى توجهت بک الى ربى فى حاجتى لیقضى لى حاجتى اللهم شفعه لى فى . پس از خواندن دعاى فوق ، مرد نابینا ناگهان احساس کرد، دیدگانش روشن شده و بینایى خود را باز یافته است

زینب

۳. صله رحم
یکى دیگر از ابعاد معارف روزه ، توجه به انجام صله رحم است . در ضمن خطبه معروف پیامبر (صلی الله علیه و آله) در آستانه حلول ماه رمضان آمده است : … وصلوا ارحامکم .

صله رحم یکى از مسائلی است که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) نسبت به آن اهتمام مى ورزید و بر آن تاکید فراوان داشت . صله رحم موجب تحکیم پیوند میان خویشاوندان و ارحام مى شود.

اولین منشور رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در میان مسلمانان مدینه ، این بود: یا ایها الناس افشوا السلام وصل الارحام خ نى لتمیخ ثما وصلوا فى اللیل و الناس نیام تدخلوا الجنه بسلام
همچنین حضرت پیامبر (صلی الله علیه و آله) در آستانه ماه مبارک رمضان فرمود: … وصلوا ارحامکم و من وصل فیه رحمه و صله الله برحمته یوم یلقاه و من قطع رحمه قطع الله عنه رحمته یوم یلقاه

هنگامى که از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) سؤال کردند: اى الصدقه افضل؟ آن حضرت در جواب فرمود: افضل الصدقه على ذى الرحم الکاشح .

ارحام به نزدیکان و خویشاوندانى که در قید حیات هستند، خلاصه نمى شود، بلکه اموات نیز از ارحامند و باید به یاد آنان نیز بود و در ذیل آیه : و اذا المؤوده سئلت(التکویر ۸) آمده است: المراد بذالک الرحم .

مردى از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) پرسید: یا رسول الله (صلی الله علیه و آله) پس از اداى مالیات معروف اسلامى، ایا در اموال ما چیزى هست؟ پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمود: آرى ،نیکى کردن به رحم ، صله ارحام کنید هر چند با آب دادن، صله ارحام کنید هر چند با سلام کردن به آنان .

زینب

۴. امر به معروف و نهى از منکر
یکى از برنامه ها و ویژگی هاى ماه مبارک رمضان و وظیفه روزه دار در این ماه خیرخواهى براى دیگران است . این ماه، ماه پندپذیرى و پند دهى است . رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در آستانه این ماه ، مردم را پند مى داد و به رعایت تقوا و حرمت ماه رمضان سفارش مى نمود. دقت در خطبه پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) که در آستانه حلول ماه رمضان ، ایراد نمود نشان مى دهد که آن حضرت به بسیارى از مسائل اساسى امر کرد، و از ما خواست تا بدانها پاى بند باشیم

طاهره

مؤمنان واقعی، جنت فردوس را به ارث می برند و در آن جاودانه اند. اینکه مؤمنین، فردوس را به ارث می برند به این معنی است که فردوس برای مؤمنین باقی و همیشگی است و خداوند آن را به مؤمنین اختصاص داده و کسی با آن ها در فردوس شریک نیست
(طباطبایی، ۱۲/۱۵).
فردوس، وسط بهشت، بهترین جای و برترین درجه آن و محل جوشش انهار بهشتی است و بهترین بهشتی که می تواند از خداوند خواسته شود جنت فردوس است. بهشت فردوس، دیوارها و غرفه هایی از نور دارد، سقف آن عرش الهی است و این بهشت، جایگاه حضرت فاطمه (س)‌ می باشد.

بیتا

مقصود از بهشت فردوس بالاترین درجه بهشت است. از حضرت رسول (ص) روایت شده که «بهشت را صد درجه است و میان هر درجه با درجه دیگر به مقدار فاصله آسمان است با زمین، بالاترین درجه آن فردوس است که چهار رود بزرگ بهشت از آن مى جوشد و هرگاه از خداوند مسئلت و حاجتى داشتید فردوس را از حضرتش درخواست نمائید.(مجمع البیان)امیرالمؤمنین (ع) در وصف بهشت چنین مى فرماید : درجاتى است که هر یک بر دیگرى برترى خاص خود را دارد و جایگاههائى که با یکدیگر متغایرند، نعمتهایش پایان نپذیرد و ساکنان آن هرگز از آن کوچ نکنند، جاویدانند که براى همیشه در عنفوان جوانى در آن بزیند، وطن گزینان که هیچگاه نومیدى نداشته باشند.
قرآن کریم می فرماید: «اِنّ الذین ءامنوا و عملو الصالحات کانت لهم جنّات الفردوس نزلا امّا کسانی که ایمان آوردند و عمل صالح انجام دادند، باغهای فردوس نیز منزل گاهشان است.»
از احادیث استفاده می‌شود که فردوس بخشی از بهشت و برترین و بالاترین جایگاه آن است که در این بخش پیامبر اکرم، امامان و برخی پیروان راستین آنان مانند ابوذر و سلمان و… ساکن هستند.
در روایتی از پیامبر اکرم آمده است: «هنگامی که از خداوند متعال تقاضا می‌کنید، فردوس را تقاضا کنید که وسط بهشت، ‌و قسمت اعلی و برتر آن است و بر فراز آن عرش خدا است و از فردوس نهرهای بهشتی سرچشمه می‌گیرد.»
در حدیث دیگری از حضرت علی ـ علیه السّلام ـ چنین می‌خوانیم: «برای هر چیزی محل اعلایی است و محل اعلای بهشت فردوس است و آن برای محمد و آل محمد است.»

فردین

مومنان بهشتی، بهشت فردوس را از چه کسی ارث می‌برند؟ و به تعبیر آیه ۱۰ سوره مومنون «أُوْلَئِکَ هُمُ الْوَارِثُونَ» یعنی چه؟

صاحب

بهشت فردوس یکی از هشت بهشتی است که خداوند برای انسان آفریده است. این نوع از بهشت باید از ویژگی خاصی برخوردار باشد که قابل ارث بری است. فردوس که در زبان فارسی و یونانی از آن به پردیس یا پرادیس یاد می‌شود، به بوستان‌هایی گفته می‌شود که از نظم خاصی برخوردار هستند. باغ‌های ایرانی در کاخ‌های شاهی از جمله پردیس‌های معروف در دنیا است.
با توجه به برخی از روایات می‌توان گفت که این بهشت فردوس را مومنان از کافران به ارث می‌برند؛ زیرا خداوند برای هر جن و انسانی، بهشتی آفریده است؛ یعنی همان طوری که کودک پیش از تولدش، شیرش در پستان مادر آماده است، برای هر انسان و جنی، بهشتی آفریده شده است.
مومنان با اجتناب از محرمات و گناهان ،این بهشت را حفظ می‌کنند و با انجام واجبات به کیفیت آن می‌افزایند، اما کافران با گناهان خویش، آن را از میان می‌برند. از این رو وقتی قیامت می‌شود، به کافران، بهشتی که وعده داده شده را نشان می‌دهند و آنان با حسرت از دست دادن آن، به سوی دوزخ رانده یا کشیده می‌شوند.
پیامبر(ص) می‌فرماید: «ما مِنْ اَحَد اِلاّ وَ لَهُ مَنْزِلٌ فِى الْجَنَّهِ وَ مَنْزِلٌ فِى النّارِ فَاَمَّا الْکافِرُ فَیَرِثُ الْمُوْمِنَ مَنْزِلَهُ مِنَ النّارِ وَ الْمُوْمِنُ یَرِثُ الْکافِرَ مَنْزِلَهُ مِنَ الْجَنَّهِ فَذلِکَ قَوْلُهُ اُورِثْتُمُوها بِما کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ؛ هر کس ـ بدون استثناء ـ جایگاهى در بهشت و جایگاهى در دوزخ دارد، کافران جایگاه دوزخى مومنان را به ارث مى برند و مومنان جایگاه بهشتى کافران را.(«نور الثقلین»، جلد ۲، صفحه ۳۱ ؛ «مجمع البیان»، جلد ۴، صفحه ۲۵۷، ذیل آیه مورد بحث ؛ تفسیر «صافى»، جلد ۲، صفحه ۱۹۷؛ «الدرّ المنثور»، جلد ۶، صفحه ۲۳).

یاسین

باسلام، چه کسانی در بهشت فردوس با محمد(ص) و آل محمد هم‌نشین خواهند بود؟ انجام چه اعمالی سبب این هم‌نشینی می‌شود؟ برخی می‌گویند کسانی هستند که در بهشت تنها یکبار امام حسین(ع) را زیارت می‌‌کنند… چرا هم‌نشین شدن با ائمه شرط‌های سخت دارد؟

اشرف

برای مجالست و هم‌نشینی افراد با یکدیگر، سنخیّت روحی، فکری و هم‌سانی در سلوک و رفتار تا حدودی مورد نیاز است.
بر همین اساس، برای هم‌نشین شدن با پیامبران و جانشینان آنها باید از نظر روحی، فکری، اعتقادی و هم‌چنین در سلوک و رفتار با آنان شباهت و سنخیّتی – و لو اندک – داشته باشیم تا بتوانیم با اذن پروردگار بتوانیم با آنان در بهشت هم‌نشین باشیم.
کلیدی‌ترین نکته برای هم‌نشین شدن با آن بزرگواران در بهشت، انجام واجبات الهی و ترک محرمات به انضمام توشه‌ای از مستحبات است.
اینک به استناد روایات، بخشی از اعمال و رفتاری را که می‌توانند ما را مستعد برای هم‌نشینی با آن بزرگواران نمایند فهرست وار اشاره می‌کنیم:
۱. اطاعت از خدا و پیامبر(ص)
۲. دوست داشتن پیامبر(ص) و خاندانش،] بویژه امام علی(ع)،
۳. زیاد تلاوت کردن سوره معارج،
۴. کمک کردن به جویندگان دانش
۵. راست‌گویی
۶. زیارت خانه خدا با نیت پاک و خالص
۷. خدمت به برادران دینی و ایمانی
۸. گرفتن و باز ستاندن حق ستمدیده از ستمگر
و …
در ضمن فردی که در بهشت، همنشین اولیای الهی شد، این همنشینی پایانی نخواهد داشت.

سارا

خداوند بسیار مهربان و بخشنده است و رحمت او گسترده است. مهربانی‌های زیادی در حق موجودات کرده ولی واقعا بهترین مهربانی که خداوند بزرگ و مهربان می‌تواند در حق انسان بکند چیست؟ آیا بهشت است یا چیزی بالاتر از بهشت؟

علی

بالاترین رحمت خداوند نسبت به بندگان «لقاءالله» است، که بالاترین درجه از درجات بهشتی است؛ توضیح اینکه:
بهشت مراتب متفاوتی دارد؛ اهل عرفان ،با الهام از آیات و روایات، بهشت را به سه مرتبه تقسیم کرده‌اند
بهشت اعمال
بهشت صفات
و بهشت ذات.
– اهل اعمال صالحه به بهشت اعمال می‌روند و این همان بهشتی است که در قرآن کریم بسیار از آن یاد شده است.
– اهل ملکات و صفات حسنه افزون بر بهشت اعمال، از بهشتی مافوق آن نیز برخوردارند.
– و کسانی که ذات آنها به لقاء‌حق نائل شده و از ذات خود فانی شده‌اند به بهشت ذات نائل می‌شوند که همان بهشت اسماء و صفات حق تعالی است.
بهشت برتری که خداوند در قران‌کریم بدان وعده داده بهشت لقاء و بهشت ذات است قران‌کریم فرمود « فَادْخُلی‏ فِی‏ عِبادِی‏ »)
به تعبیر دیگر: کسی که وارد بهشت شود در هر شان و مرتبه و درجه‌ای که قرار داشته باشد، از یک سری خدمات عمومی بهشت و از امتیازات کلی زندگی بهشتی برخوردار می‌شود. از جمله اینکه در بهشت، مرگ و بیماری، غم و اندوه، رنج و درد وجود ندارد. هیچ نوع عذاب روحی و جسمی بهشتیان را آزار نخواهد داد؛ که اصلا آزار و سختی با اصالت بهشت سازگار نیست.

اما فارغ از درجات عمومی که برای همگان یکسان است، نعمت‌هایی در بهشت وجود دارد که به برخی اختصاص داشته که دیگران از آن محروم هستند و بالاترین درجه‌ی آن رسیدن به مرحله قرب الهی است. منتهی بهشتیانی که از لقاءالله محرم‌اند، با توجّه به اینکه هیچ معرفتی نسبت به بهشت لقاء ندارند حسرتی هم نخواهند داشت، چون در بهشت (تمام مراتب و درجات بهشت) حسرت وجود ندارد.
بنابراین بهترین مهربانی خدا بخشیدن مقام لقاء الهی است که خداوند حکیم این ظرفیت و قابلیت را در انسان قرار داده است تا به مقام قربش نائل آید و این مقام همان جنّت ذات( یا جنّت لقاء و قرب است) که امام خمینی رحمه الله علیه در شرح چهل حدیث بیان فرمودند.

عرض شد که در بهشت حسرت وجود ندارد امّا آیا غبطه هم وجود ندارد؟ به هر حال بهشتیان می‌دانند که چنین مرتبه‌ای در بهشت هست لذا غبطه می‌خورند و با توجه به اینکه غبطه یعنی خواستن و آرزوی شدید مثل امتیازی که در دیگران می‌بیند، بدون اینکه زوال و نابودی آن را از دیگران آرزو کند و بخواهد. پس میل و آرزوی شدید وجود دارد و در عین حال می‌دانی که نمی‌رسی و ارتقاء درجه‌ای در کار نیست.این رنج بزرگی است.مگر اینکه ارتقاء درجه به نحوی ممکن باشد.
در پاسخ عرض می‌شود:
اولا: فرق است بین غبطه و حسد، در حسد رنج و عذاب وجود دارد امّا در غبطه رنج و عذابی نیست.

آیه‌الله جوادی در این باره می‌فرمایند:
«افرادی که وارد بهشت می‌گردند، دیگر غم و اندوه در آن نیست: «لا یَمَسنا فیها نصب ولا یمَسنا فیها لَغوب» البته با این توضیح که افراد بهشتی که دارای درجات گوناگونند، از آنچه خود دارند لذت می‏برند و نسبت به آنچه دیگران دارند غبطه می‏خورند، نه حسد. همانند قوای نفسانی که هر یک از آن‌ها ادراک یا تحریک خاصِ خود را اعِمال می‏کند و لذت می‏برد و از آنچه سایر قوا دارند و او ندارد رنج نمی‏برد؛ یعنی هرگز نیروی باصره در اندوه نشنیدن به سر نمی‏برد، چنان‌که نیروی سامعه غمِ ندیدن را ندارد. زبانِ حال هر قوه‏ای «ما مِنا اِلا لَه مَقام مَعلوم» است. درجات بهشت هم چنین است، هر کس در جای خود قرار دارد، رنج نمی‏برد و غصه و حسرت نمی‏خورد. اگر حسرت و رنج و اندوهی هست در صحنه قیامت و قبل از ورود به بهشت است؛ زیرا جنت، دارالسلام است و در دار سلامت مجالی برای رنج وجود ندارد»
ثانیا: در غبطه نوعی درد و حسرت موجود است امّا نه از سنخ دردها و رنج‌های دنیوی ، بلکه درد و حسرتی از سنخ درد عشق و حسرتی از سنخ سوز عاشق نسبت به معشوق؛ که برای اهلش از هزاران بهشت سر و از حور و قصور خوشتر است.

نورا

از حضرت رسول (ص) روایت شده که:
بهشت را صد درجه است و میان هر درجه با درجه دیگر به مقدار فاصله آسمان است با زمین؛بالاترین درجه آن فردوس است که چهار رود بزرگ بهشت از آن می جوشد و هرگاه از خداوند مسئلت و حاجتی داشتید فردوس را از حضرتش درخواست نمائید. (مجمع البیان)

ازاده

سؤالی که در اینجا به ذهن خطور می کند این است که «فردوس» چنان که گفته شد برترین جاى بهشت است‌ و منزلگاه افراد با ایمان و صاحبان اعمال صالح است، اگر چنین است مناطق دیگر بهشت ساکنانى نباید داشته باشد، چرا که غیر مؤمن را در بهشت راهى نیست.

شیدا

در پاسخ مى ‌توان گفت که آیات فوق به هر فردى که صِرف ایمان و عمل صالح دارد اشاره نمى ‌کند بلکه درجه والایى از نظر ایمان و عمل صالح را معیار براى دخول در فردوس قرار داده، هر چند ظاهر آیه مطلق است، اما توجه به مفهوم کلمه «فردوس» آن را مقید مى‌ کند. لذا در سوره مؤمنون که صفات وارثان فردوس را بیان مى‌ کند حد اعلایى از صفات مؤمنان را ذکر کرده که در همه افراد وجود ندارد و این خود قرینه ‌اى است بر اینکه ساکنان فردوس باید علاوه بر ایمان و عمل صالح، داراى صفات ممتازى باشند.

امین

در حدیثى که سابقا از پیامبر (ص) نقل کردیم، مى ‌فرماید هر وقت از خدا تقاضاى بهشت مى ‌کنید مخصوصا تقاضاى‌ فردوس کنید که جامع ترین و کامل ترین منزلگاه هاى بهشت است؛ اشاره به اینکه همت افراد با ایمان باید در همه چیز و در همه حال عالى باشد، حتى در تمناى بهشت به مراحل پائین تر قناعت نکند، هر چند مراحل پائین تر هم غرق نعمت است. بدیهى است کسى که چنین تقاضایى از خدا مى ‌کند لابد باید خود را براى رسیدن به چنین مقامى آماده کند، لابد باید حد اکثر تلاش و کوشش را براى کسب برترین صفات انسانى و انجام صالح ترین اعمال به خرج دهد.

کوثر

برترین جاى بهشت کجاست؟

رضوی

در تفسیر برهان از محمد بن عباس به سند خود از حارث از على (ع) روایت آورده که فرمود: براى هر چیزى نقطه برجسته ‌اى است و نقطه برجسته بهشت، فردوس است که اختصاص به محمد و آل محمد (ع) دارد

و در الدر المنثور است که بخارى، مسلم و ابن ابى حاتم از ابى هریره روایت کرده‌ اند که گفت رسول خدا (ص) فرمود: “وقتى از خدا درخواست مى‌ کنید فردوس را بخواهید که در وسط بهشت و بر نقطه بلند آن قرار دارد که فوق آن عرش رحمان است، و نهرهاى بهشت از آنجا مى ‌جوشد

و در مجمع البیان است که عباده بن صامت از رسول خدا (ص) روایت کرده که فرمود: بهشت صد درجه است که ما بین هر دو درجه آن به قدر ما بین آسمان و زمین است، و فردوس بالاترین درجه آن است که نهرهاى چهارگانه بهشت از آنجا مى ‌جوشد، پس هر وقت خواستید از خدا درخواستى کنید فردوس را بخواهید

نسترن

با سلام مطالب عالی بود فقط با تلاش وتوکل و توسل باید مسیر را پیمود به امید لقای خداوند کریم وهم نشینی با پیامبران واهلبیت علیهم السلام اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم

سید علی

چه فرقی بین طبقات بهشت وجود دارد و انسان چگونه می تواند به بهترین جایگاه بهشت برود؟

حکیمی

با توجه به آیات قرآن کریم پیرامون نعمتهای بهشتی آنچه که بدست می اید تفاوت جایگاه بهشتیان در بهشت بر اساس ایمان وعمل صالحی است که تک تک افراد در این دنیا انجام می دهند با این مقدمه اگر در این دنیا که بنا بر برخی روایات به مزرعه آخرت تشبیه شده وهر چه که انسان دراین دنیا انجام دهد در آن سرا برداشت می کند تفاوت جایگاهها مشخص می گردد اما درباره توصیف بهشت و راه‏هاى ورود به آن باید دانست:

یکم. از نظر قرآن کریم و روایات اسلامى، همان طورى که اهل جهنم به تناسب بدى‏هاى‏شان سختى و عذابشان گوناگون است؛ اهل بهشت نیز به فراخور اعمال‏شان داراى درجات و کمالات مختلف‏اند. از این رو بهشت داراى مراتب و درجات متفاوت است: «فأولئک لهم الدرجات العلى»؛ «اهل ایمان و عمل صالح داراى درجات عالى هستند».(«والآخره اکبر درجات»؛ «درجات آخرت و برترى‏هایش از این هم بیشتر است»

دوم. با عنایت به مطلب نخست، در بهشت نعمت‏هاى گوناگونى وجود دارد که اهل ایمان و عمل صالح از آن بهره‏مند مى‏شوند. اما برترین و بهترین لذت‏ها، محبت و خشنودى خداوند متعال است. و به تعبیر دیگر هیچ لذتى در بهشت به درجه خشنودى و محبت الهى براى انسان بهشتى شادى بخش نیست و حتى لذتهاى دیگر در پرتو این لذت ارزشمند مى‏نماید. قرآن در آیات متعددى بدان اشاره مى‏کند که در اینجا به ذکر یک آیه مى‏پردازیم:

«وعد الله المؤمنین و المؤمنات جنات تجرى من تحتها الانهار خالدین فیها و مساکن طیبه و جنات عدن و رضوان من الله اکبر ذلک هو الفوز العظیم»؛ «خداوند به مردان و زنان با ایمان، باغ‏هایى از بهشت وعده داده که نهرها از زیر درختانش جارى است، جاودانه در آن خواهند ماند، و مسکن‏هاى پاکیزه اى در بهشت‏هاى جاویدان [نصیب آنان ساخته‏] و [خوشنودى‏] و رضاى خدا [از همه اینها] برتر است و پیروزى بزرگ همین است»

البته این لذت و رضوان الهى، از آن کسانى است که در دنیا همه اعمال خود را بر پایه رضاى خداوند قرار داده باشند، یعنى، عبادات‏شان بر اصل حب و حمد الهى استوار شده باشد. چنان که در کلام نورانى امیر مؤمنان ‏علیه السلام آمده است:

«ان قوما عبدوا الله رغبه فتلک عباده التجار، و ان قوما عبدوا الله رهبه فتلک عباده العبید، و ان قوما عبدوا الله شکرا فتلک عباده الاحرار»؛ «همانا گروهى خدا را به انگیزه بهشت مى‏پرستند که این عبادت تاجران و سوداگران است، و گروهى نیز خدا را به جهت هراس و عذاب جهنم عبادت مى‏کنند که این شیوه بردگان است، و نیز گروهى خدا را به خاطر شکر و سپاسش مى‏پرستند که این شیوه عبادت آزادگان است».( امام على عبادت خود را از نوع گروه سوم مى‏داند و مى‏فرماید:

«الهى ما عبدتک خوفا من عقابک و لا طمعا فى ثوابک و لکن وجدتک اهلا للعباده فعبدتک»؛ «معبودا! هیچ گاه تو را به جهت ترس از عذاب و یا طمع به پاداش نپرستیدم؛ بلکه چون تو را شایسته عبادت یافتم، بندگى مى‏کنم».

در روایات امامان معصوم نیز محبت و خشنودى خداوند به عنوان پاک‏ترین و زیباترین لذت اهل بهشت خوانده شده است. امیر مؤمنان‏ علیه السلام در بیان علت آن مى‏فرماید: اهل بهشت هنگامى که با نعمت‏هاى گوناگون در بهشت روبه رو مى‏شوند، دل‏هایشان چنان از وجد و سرور افروخته مى‏گردد که زبان به سپاس و شکر الهى مى‏گشایند و همه آن نعمت‏ها را در برابر رضوان خداوند ناچیز مى‏نگرند و هدف نهایى را در این مى‏دانند که قرآن بازگو مى‏فرماید: «و آخر دعویهم ان الحمد لله رب العالمین»؛ «و آخرین سخنان اهل بهشت این است که حمد مخصوص پروردگار عالمیان است»

امام سجادعلیه السلام نیز با تکیه بر بیان قرآن مى‏فرماید: «خداوند به اهل بهشت در بهشت مى‏فرماید: بهترین لذت براى شما، رضایت و محبت من است».

نکته پایانى آنکه قرب الهى – که موجب رضا و رضوان عظیم خداوند است – در واقع بالاترین کمالى است که فطرت انسان در پى آن مى‏رود. پس همان طورى که ارتباط با خدا در دنیا، زندگى آدمى را در همه ابعادش آرامش بخش مى‏کند؛ در آخرت برترین آرزوها همین رضایت الهى است که هر نعمت دیگرى در پرتو آن لذت آفرین خواهد بود. راه رسیدن به بهشت نیز چیزى جز کسب رضایت الهى از طریق اطاعت پروردگار و ترک معاصى نیست.

لذا باید دراین دنیا بیشترین سعی وتلاش را انجام داد تا در آن سرای جاویدان در بالاترین جایگاهها قرار گیردو براى رسیدن به مقامات عالیه در آخرت دو چیز لازم است:۱- ایمان ۲- عمل صالح

جواد

فردوس به معنای بالای بهشت، خلود و همیشگی و بستان آمده است. اما اینکه چه جور کلمه ای است مورد اختلاف لغت شناسان است:
بعضی این کلمه را رومی و به معنای بستان ترجمه کرده اند.
بعضی این کلمه را سریانی و به معنای تاکستان و باغ انگور ترجمه کرده اند. و اصلش را فرداس می دانند.
بعضی این کلمه را حبشی و بعضی نیز عربی میدانند اما فصل مشترک همه این است که در این باغ انگور فراوان موجود است.
از رسول خدا(ص)نقل است که فردوس را بالاترین درجه بهشت می دانند که چشمه های چهارگانه(کوثر، رنجبیل، سلسبیل و کافور) از اینجا می جوشد و مکان استقرار چهار تن از متقین یعنی ابوذر، سلمان، مقدادو عمار است ( و البته رهروان این بزرگان )
این کلمه دوبار در قرآن ذکر شده است:
اول: سوره کهف آیه ۱۰۷ : إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ کَانَتْ لَهُمْ جَنَّاتُ الْفِرْدَوْسِ نُزُلًا در این آیه جایگاه و منزل مومنین و نیکوکاران، در فردوس معین شده است.
دوم: سوره مومنون آیه ۱۱: الَّذِینَ یَرِثُونَ الْفِرْدَوْسَ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ در اینجا بعداز اینکه صفات مومنین واقعی بیان می شود مژده و وعده می دهد که اینان وارثان و دارندگان فردوس هستند.

فاطمه

خیلی مطالب آرامش بخشی بود ولی من یه سوال دارم. سوال اینه که آیا به فرشتگان مقرب (جبرییل، میکاییل، عزراییل و اسرافیل) هم از درجات فرشتگان رده متوسط به مقرب بودن رسیدن؟

گوهری

چه اعمالی باعث رفعت درجات بهشت می‌شود؟

یاور

اگرچه مؤمنان و پارسایان؛ خدای متعال را تنها به طمع بهشت و درجات آن، و ترس از جهنم و درکات آن عبادت نمی‌کنند، بلکه به جهت این‌که او را شایسته عبادت می‌یابند، به پرستش او پرداخته و به دستوراتش گردن می‌نهند. آن‌گونه که مولای پارسایان علی(ع) فرمود: «مردمى خدا را به امید بخشش پرستیدند، این “پرستش بازرگانان” است، گروهى او را از روى ترس عبادت کردند، این “عبادت بردگان” است، و گروهى وى را براى سپاس پرستیدند و این “پرستش آزادگان” است»
در راستای پرسش مطرح شده باید گفت؛ به طور کلی هر کار خیری که برای رضای خدا انجام شود درجه انسان را در بهشت بالا و بالاتر می‌برد. اما در برخی از روایات به صورت ویژه، به برخی کارهای خیری که موجب ترفیع درجات انسان در قیامت می‌شود اشاره شده است؛ مانند:
۱. تقوا و ارتباط با خدا: از پیامبر اکرم(ص) نقل شده است: «خداوند متعال روز قیامت به مردم خطاب نموده و می‌فرماید: اوامر و دستوراتى به شما دادم و عهد و پیمان بستید که آنها را انجام دهید، ولى شما آن عهد و پیمان را نادیده گرفته و به نسبت و قومیت خود بالیدید، من هم امروز افرادى را که به من انتساب و ارتباط دارند ترفیع درجات داده و مقام آنها را بالا می‌برم و نسب‌هاى بی‌ارزش شما را پست و ناچیز می‌دانم. اهل تقوا کجا هستند، بیایند …»
۲. قرائت قرآن: حفص می‌گوید: از حضرت موسى بن جعفر(ع) شنیدم که به شخصى می‌فرمود: «آیا ماندن در دنیا را دوست دارى؟» گفت: آرى. فرمود: «براى چه؟» گفت: براى خواندن «قُلْ هُوَ اللهُ أَحَدٌ»، آن‌حضرت سکوت کرد و پس از مدتى به من فرمود: «اى حفص! هر کس از دوستان و شیعیان ما از دنیا برود و قرآن را خوب نداند، در قبر به او یاد دهند تا خداوند بدان وسیله درجه‌اش را بالا برد؛ زیرا درجات بهشت برابر با آیات قرآن است، به او گفته می‌شود: بخوان و بالا برو، پس می‌خواند و بالا می‌رود».

تیموری

حافظ قرآن دور از عذاب الهی
کسی که تمام یا قسمتی از قرآن کریم را از حفظ دارد و در حقیقت قلب و جان خود را جایگاه انوار قرآن قرار داده است، از این رو چنین قلبی در قیامت عذاب نخواهد شد چنانچه در این باره از حضرت محمد (صلى الله علیه و آله) روایت شده است که ایشان بیان داشته اند: لایُعَذَّبُ اللهُ قَلباً وَعَی القُرآنِ؛ خداوند قلبی را که قرآن را در خود جای داده، عذاب نمی کند.

حافظ قرآن در همه حال یا در بیشتر اوقات، با قرآن دل مشغول است. او برای نگهداری آیات حفظ شده زبانش با کلام خدا در گردش است و کلام خدا را تلاوت می کند، به این جهت چنین زبانی گِرد گناه نمی چرخد. حافظه ای که در آن آیات قرآن جای گرفته است فکر گناه را در خود جای نمی دهد. لذا چنین انسانی رفته رفته انسانی الهی می شود و استحقاق پیدا می کند تا از دستاوردهای ویژه ای برخوردار گردد.

مشمول آمرزش الهی
رسول بزرگوار اسلام (صلى الله علیه و آله) می فرمایند:

مَن قَرَأَ القُرآنَ عَن حِفظِهِ ثُمُ ظَنَّ اََنَّ اللهَ تَعالی لایَغفِرُ لَهُ فَهُوَ مِمَّن استَهزَءَ بِآیاتِ اللهِ؛ کسی که قرآن را از حفظ بخواند، سپس گمان کند که خداوند متعال او را نمی آمرزد، او از کسانی است که آیات خدا را به استهزاء گرفته است.

بنابراین حافظ قرآن باید به آمرزش خداوند امیدوار باشد و با کوشش در عمل به دستورات قرآن، خود را در زمره بهشتیان بداند.

همراهی با سفیران الهی
امام صادق (علیه السلام) ششمین پیشوای معصوم ما می می فرمایند:
اَلحافِظُ للقُرآنِ العامِلُ بِهِ مَعَ السَّفَرَهِ الکِرامِ البَرَرَه؛ حافظ قرآنی که به قرآن عمل کند با سفیران (وحی) خدا، که بزرگوار و نیکو رفتار هستند، خواهد بود.

و چه نعمتی بالاتر و لذت بخش تر از همنشینی با سفیران خداوند خواهد بود. خوشا به حال آنان که حافظ قرآن بوده و به آن عمل می کنند.

درجات حافظ در بهشت
حضرت محمد (صلى الله علیه و آله) در این باره می فرمایند:
عَدَدُ دَرجِ الجَنَّه عَدَدُ آیِ القُرآنِ، فَاِذا دَخَلَ صاحِبُ القُرآنِ الجَنَّهَ قیلَ لَهُ اِرقَ وَاقرَأ، لِکُلِّ آیهٍ دَرَجَهٌ، فَلا تَکُونُ فَوقَ حافِظِ القُرآنِ دَرَجَهٌ؛ تعداد درجات بهشت به عدد آیات قرآن است. هنگامی که حامل قرآن داخل بهشت می شود به او گفته می شود: بالا برو و بخوان، زیرا برای هر آیه ای درجه ای است. بنابراین بالاتر از حافظ قرآن درجه ای نیست.

آرزوی نهایی هر مسلمان مؤمنی راه یافتن به بهشت برین است. این بهشت درجاتی به تعداد آیات قرآن کریم دارد، به آنان که حامل قرآن هستند در بهشت می گویند: بالا برو و بخوان. بنابراین حافظ قرآن در سایه تلاوت قرآن در دنیا، قرآن با جان او عجین می شود و چنین حافظی وقتی وارد بهشت شد به او می گویند: بخوان و بالا برو و او لب می گشاید و آیات قرآن از دهان مبارک او سرازیر می گردد.

کامل

چرا خداوند این قدر بهشت را با مادیات آ ن توصیف کرده و خیلی کم به بعد معنوی و رضایت خود از بندگان پرداخته است؟

رسول

بهشت و جهنم در قرآن کریم هم با اوصاف مادی ذکر شده‌اند و هم با اوصاف روحانی و معنوی، توصیف با نعمت های مادی از آن جهت است که برای بسیاری از مردم شناخت از طریق اوصاف معنوی و روحانی بسیار مشکل بلکه غیر ممکن است. زیرا ذهن انسان ها بیشتر با مادیات خو گرفته است و به همین دلیل از درک مقامات و مفاهیم معنوی بهشت که در درجه بالایی است عاجزند.

ظاهری

در قرآن کریم بهشت هم با نعمت های مادی وصف شده و هم با نعمت های روحانی، اما این‌ که بیشتر با اوصاف مادی توصیف و بیان شده، به دلیل آن است که ذهن انسان ها بیشتر با مادیات و امور دنیایی خو گرفته است و در نتیجه برای بسیاری از مردم تصور و شناخت بهشت از طریق اوصاف معنوی و روحانی بسیار مشکل بلکه غیرممکن است و اکثر انسان ها از درک مقامات و مفاهیم معنوی بهشت که در درجه بالایی است عاجزند. قرآن در این زمینه می فرماید: «کسی نمی‌تواند بفهمد که چه چیزهایی در آن جا پنهان است».همچنین‌ در حدیث نبوی آمده است: “پروردگار فرمودند: براى بندگانم چیزهایى فراهم کرده‌ام که نه چشمی دیده و نه گوشى شنیده و نه به قلب بشرى خطور کرده است‏…”. از این‌ رو چون تصور نعمت‌های روحانی بهشت بسیار مشکل است ،خداوند متعال برای فهم همگان از بیان نعمت های مادی که قابل فهم و درک برای همگان هستند استفاده کرده است و نعمت ها و لذت های معنوی و روحانی را خیلی خلاصه مجمل اشاره کرده است.

راضیه

در صورت امکان بهشت‌های هفت‌گانه را برای بنده شرح دهید.

جمال

دارالسلام، دارالجلال، جنت المأوی، جنت خلد، بهشت عدن، بهشت فردوس و جنت نعیم، نام بهشت های هفت گانه ای است که در متون روایی و تفسیری آمده است.
البته، برخی معتقدند که تمام این اسامی بر همان یک بهشت صدق می کند و هرکدام اینها مرتبه ای از مراتب بهشت می باشند؛ زیرا هنگامی که گفته می شود جنت عدن منظور همان بهشت اقامت است و زمانی که دارالسلام گفته می شود، به این جهت است که ساکنان آن از هر ترس و اندوهی در سلامت هستند

خلیل

۱. دارالسلام

خدای متعال در قرآن کریم می فرماید: “و خداوند به سرای صلح و سلام دعوت می کند”.

برخی معتقدند منظور از سلام در این جا، همان خدای متعال است؛ چرا که خداوند دعوت می کند به سوی خانه خود و خانه ی خدا همان بهشت است.

برخی گفته اند مقصود از دارالسلام، جای است که، ساکنانش از هر گونه آسیب ها در امانند. از جبائی نقل شده است که بهشت را بدین جهت دارالسلام نامیدند، چون که ساکنانش از دست هم در أمن و سلامت هستند، ملائکه بر آنان سلام می کنند، پروردگارشان بر آنها سلام می رساند، در آن جا جز سلام چیز دیگری نمی شنوند، همچنین به غیر از سلام و سلامت چیزی نمی بینند. این دیدگاه مورد تأیید قول خدای متعال است که می فرماید: “گفتار و (دعای) آنها در آن جا سلام است”] همچنین از ابن عباس نقل شده است: دارالسلام همان بهشت است، ساکنانش از هر گونه آفت، آسیب، نقص، مریضی و بیماری در امان هستند، ساکنان دارالسلام از پیری، مرگ، تغییر و تحول فیزیکی مصون و محفوظ اند. آنان کسانی هستند که در آن جا گرامی اند و هرگز مورد اهانت واقع نمی شوند. آنان همیشه عزیراند و هرگز ذلیل و خوار نمی شوند. ساکنان دارالسلام همیشه غنی اند و هرگز فقر به سراغشان نخواهد آمد. آنان سعادت یافتگانند و هیچ وقت شقی نخواهند شد ….، در قصرهای دُرّ و مرجان که درهایش به سوی عرش رحمان گشوده می شود، ساکن اند، در آن جا ملائکه از هر سو بر آنان وارد می شوند و می گویند سلام بر شما به آنچه بر آن صبر کردید، پس خوشا به این عاقبت

علامه طباطبائی در تفسیر گرانسنگ المیزان در تفسیر قول خدای متعال که می فرماید: “لهم دار السلام”. می نویسد: منظور از سلام همان معنای لغوی آن است که از ظاهر سیاق آیه بر می آید و آن در امان بودن از آفات و آسیب های ظاهری و باطنی است. دارالسلام همان جایی است که هر گونه آسیبی نظیر مرگ، پیری مریضی، فقر، حزن و اندوه و …. در آن راه ندارد، و این همان بهشت موعود است.

هم چنین گفته شده است که بهشت را دارالسلام نامیدند، بدان جهت که آن جا، خانه ی خداوند است که همان صحت و سلامتی است

خلیل

۲. دارالجلال

دومین بهشت نامش دار الجلال است. در روایت از رسول خدا (ص) نقل شده است که آن حضرت فرمود: هر کسی که در راه خدا با صدای بلند بگوید: “لا اله الاّ الله” خداوند به این سبب رضایت خویش را برای او مقرر می کند و کسی که به مقام رضوان الاهی برسد، خداوند او را همنشین حضرت ابراهیم و حضرت محمد (ص) در دارالجلال می کند. از حضرت سؤال شد؟ یا رسول الله دارالجلال کجاست؟ فرمود: بهشتی است که خداوند آن به نام خود، نام گذاری کرد. در آ نجا ساکنانش هر صبح و شام نظاره گر خدای صاحب جلال و اکرام هستند

خلیل

۳. جنت المأوی

جنت المأوی بهشتی است ارواح شهدا به آن جا می رود.

از پیامبر اکرم (ص) در فضیلت ماه رمضان نقل شده است که فرمود: خداوند [روزه داران را] در جنت المأوی هزار قصر ساخته شده از طلا مرحمت می کند

خلیل

۴. جنت خلد (بهشت جاودان)

بهشت جاودان، همان بهشتی است که رسول خدا در وصف آن فرمود: کسی که دوست دارد زندگیش مانند زندگی و حیات من باشد و در جنت خلدی که پروردگار به من وعده فرموده ساکن شود،ـ آن بهشتی که خداوند به دست خویش ستون ها و عمودهایش را درست کرده ـ ، باید ولایت علی (ع) را پذیرفته باشد.

خلیل

۵. جنت عدن

علامه حلی می گوید: جنت عدن را از آن جهت عدن نامیدند که آن جا محل اقامت دایمی و جاودانه است. در روایتی از پیامبر (ص) آمده است که آن حضرت فرمود: من درختی هستم که فاطمه شاخه ی آن، علی بارور کننده، حسن و حسین میوه های آن و شیعیان و محبان ما برگ های سبز این درخت هستند. اصل این درخت در بهشت عدن است.کاشف الغطاء می گوید: بهشت عدن وسط بهشت است .

در روایتی دیگر آمده است: بهشت عدن آن بهشتی است که خداوند با دست خویش آن را ایجاد کرده و تاکنون کسی آن را ندیده است

خلیل

۶. جنت فردوس

جنت فردوس آن بهشتی است که خدای متعال آن را از طلا و نقره بنا کرده و در لابلای آن مشک و عنبر خوش بو قرار داده است. در روایت می خوانیم، خداوند بهشت را از مشک و عنبر ساخته و در آن بهشت از بهترین میوه ها و بهترین ریحان ها کاشته است.و بهشت فردوس بالاترین درجات بهشت است.این همان بهشتی است که حضرت زهرا (س) در گریه ی فراق پدرش- پیامبر گرامی اسلام (ص)-، در توصیف آن می گوید: ای پدر تو دعوت پروردگارت را اجابت کردی، هنگامی که تو را دعوت نمود. ای پدر جنب فردوس جایگاه تو است. بنابراین، فردوس نام آن بهشتی است که پیامبر (ص) در آن جا ساکن است

این بهشت (فردوس) سقفش عرش پروردگار است و در آن دو قصر سبز و سفید از جنس مروارید ساخته شده است. قصر سفید دارای هفتاد هزار واحد (غرفه) است که ساکنانش پیامبر و اهل بیت (ع) هستند. قصر سبز نیز دارای هفتاد هزار واحد است که ساکنان آن نیز حضرت ابراهیم و آل ابراهیم (ع) هستد

در روایت دیگر آمده است: جنت فردوس، دیوارهایش از نور و نور غرفه ها و واحدهایش از نور پروردگار است

خلیل

۷. جنت نعیم

در ثواب و فضیلت ماه مبارک رمضان آماده است: چون ماه مبارک به روز هفتم رسد خداوند در جنت نعیم ثواب چهل هزار شهید و چهل هزار صدیق را به تو می دهد.] این همان بهشتی است که حضرت ابراهیم (ع) در دعایش در توصیف آن می گوید: خدایا مرا از وارثان جنت نعیم قرار بده.

علامه طباطبائی در تفسیر المیزان می گوید: بهشت نعیم، همان بهشت ولایت است.وی همچنین می گوید: کراراً بیان شد که نعیم؛ یعنی ولایت و جنت نعیم همان بهشت ولایت است

لازم به ذکر است که عده ای از مفسران معتقدند که تمام این بهشت های هفت گانه در حقیقت یکی است و همه ی این اسامی بر یک بهشت صدق می کند؛ زیرا که بهشت از آن جهت که جای اقامت دایمی است به آن جنت عدن می گویند و از آن جهت که جای سلامتی و امن است و ساکنانش از هر حزن و اندوهی در امان هستند، دارالسلام می گویند.

اختر

با سلام نوشته شده فردوس مخصوص پیامبر اکرم و ائمه اطهارو یاران خاص ایشون هستش.با ابن وصف جایی برای امثال ما نباید باشه.

فاطمه

بهشت فردوس چه فرقی با بهشت معمولی دارد؟

فریدون

مقصود از بهشت فردوس بالاترین درجه بهشت است. از حضرت رسول (ص) روایت شده که «بهشت را صد درجه است و میان هر درجه با درجه دیگر به مقدار فاصله آسمان است با زمین، بالاترین درجه آن فردوس است که چهار رود بزرگ بهشت از آن مى جوشد و هرگاه از خداوند مسئلت و حاجتى داشتید فردوس را از حضرتش درخواست نمائید.(مجمع البیان)
امیرالمؤمنین (ع) در وصف بهشت چنین مى فرماید : درجاتى است که هر یک بر دیگرى برترى خاص خود را دارد و جایگاههائى که با یکدیگر متغایرند، نعمتهایش پایان نپذیرد و ساکنان آن هرگز از آن کوچ نکنند، جاویدانند که براى همیشه در عنفوان جوانى در آن بزیند، وطن گزینان که هیچگاه نومیدى نداشته باشند.
قرآن کریم می فرماید: «اِنّ الذین ءامنوا و عملو الصالحات کانت لهم جنّات الفردوس نزلا؛ امّا کسانی که ایمان آوردند و عمل صالح انجام دادند، باغهای فردوس نیز منزل گاهشان است.»
از احادیث استفاده می‌شود که فردوس بخشی از بهشت و برترین و بالاترین جایگاه آن است که در این بخش پیامبر اکرم، امامان و برخی پیروان راستین آنان مانند ابوذر و سلمان و… ساکن هستند.
در روایتی از پیامبر اکرم آمده است: «هنگامی که از خداوند متعال تقاضا می‌کنید، فردوس را تقاضا کنید که وسط بهشت، ‌و قسمت اعلی و برتر آن است و بر فراز آن عرش خدا است و از فردوس نهرهای بهشتی سرچشمه می‌گیرد.»
در حدیث دیگری از حضرت علی ـ علیه السّلام ـ چنین می‌خوانیم: «برای هر چیزی محل اعلایی است و محل اعلای بهشت فردوس است و آن برای محمد و آل محمد است.

قفس

راه رسیدن به اعلی مراتب بهشت در روایت زیبایی از پیامبر اکرم صلی الله علیه واله نقل شده است:
«خَیْرُ أُمَّتِی مَنْ هَدَمَ شَبَابَهُ فِی طَاعَهِ اللَّهِ وَ فَطَمَ نَفْسَهُ عَنْ لَذَّاتِ الدُّنْیَا وَ تَوَلَّهَ بِالْآخِرَهِ إِنَّ جَزَاءَهُ عَلَى اللَّهِ أَعْلَى مَرَاتِبِ الْجَنَّه ؛ بهترین افراد امّت من کسانی‌اند که جوانی خود را در طاعت خداوند صرف کرده و نفس خویش را از لذّات دنیا بریده و آنرا سرگشته آخرت کرده باشند. همانا پاداش چنین شخصی نزد خداوند، بالاترین مراتب بهشت خواهد بود.

ارش

هر کدام از درجات بهشت نامی دارد که قرآن کریم بعضی از آنها را ذکر فرموده است:
جنات النعیم ؛ جنات عدن ؛ جنات الفردوس ؛ جنه الخلد ؛ جنات الماوی .
البته نام‌های دیگری از مراتب بهشت در قرآن ذکر شده است امّا بر طبق روایات چهار مورد از آنها که مقرون به لفظ “جنّات” ذکر شده‌اند، جزء مراتب و درجات بهشت‌اند.

فاتح

در بین این مراتب و درجات کدام یک بالاتر است؟

حمید

در اینکه بهشت دارای درجاتی است شکی نیست اما در اینکه بالاترین و پایینترین درجه آن کدام است اختلاف وجود دارد عده ای به استناد بعضی روایات ضعیف، بالاترین درجه بهشت را فردوس دانسته اند (مانند قتاده مفسر معروف اهل سنت).
مرحوم طبرسی در این باره روایتی نبوی را از طریق اهل سنّت نقل کرده اند:
«الجنه مائه درجه ما بین کل درجتین کما بین السماء و الأرض الفردوس أعلاها درجه منها تفجر أنهار الجنه الأربعه فإذا سألتم الله تعالى فاسألوه الفردوس‏؛ بهشت دارای صد درجه است و فاصله هر درجه با درجه دیگر مانند فاصله بین آسمان و زمین است. “فردوس” بالاترین مرتبه بهشت هاست که نهرهای چهارگانه بهشت ها از آنجا سرچشمه می‌گیرد. پس زمانی که از خداوند چیزی طلب می‌کند “فردوس” را بخواهید.»
مرحوم کراجکی نیز روایت نبوی دیگری نقل کرده‌اند: «وَ الْفِرْدَوْسُ سَیِّدُ الْجِنَانِ‏ ؛ “فردوس” سیّد بهشت‌هاست.»
نکته: طبق ظاهر روایات هر کدام از درجات بهشت نیز دارای مراتب مختلفی اند از جمله “فردوس” که دارای مراتب اعلی و اسفل است

محسن

آیا درست است که هفت درجه در بهشت است و هر درجه بالاتر و مهم تر از درجه دیگری است و بالاترین درجه جنه العدن است.

شیرین

قرآن کریم راجع به جهنم هفت در قائل شده است (لها سبعه ابواب لکل باب منهم جزء مقسوم [۱] ) یعنی جهنم دارای هفت در و برای هر در هم جزء قسمت شده ای می باشد. (مثلا جزء آنانیکه به خدا شرک ورزیدند و جزء آنانیکه در خدا شک کردند و یک جزء مربوط به افرادی است که از خدا غفلت ورزیده اند) ولی در مورد ابواب بهشت در قرآن سخنی به میان نیامده است اگر چه جنه المأوی – جنه فردوس- جنه العدن- جنتی (جنت خداوند)- جنه عالیه- جنات النعیم- جنات مکرمون و … آمده است. به نظر می رسد چون رضوان خداوند از همه بهشت ها بالاتر و بزرگتر است؛ بهشت خداوند که در سوره فجر بدان اشاره شده است (فادخلی عبادی و ادخلی جنتی) از همه بهشت ها فراتر و والاتر باشد.

زن فرعون گفت: “اذ قالت رب ابن لی عندک بیتا فی الجنه” و هنگامی که (آسیه) گفت: ای پروردگارم برای من در نزد خودت خانه ای در بهشت بنا کن.

زرد

در روایتی از امیر المؤمنین علیه السلام نقل است که: بهشت دارای هشت در است دروازه ای که پیامبران و صدیقان از آن وارد می شوند، دروازه ای که شهیدان و صالحان از آن داخل می شوند و پنج دروازه دیگر که شیعیان و دوستداران ما از آن وارد می شوند … و یک دروازه دیگر که دیگر مسلمانانی که به یگانگی خداوند گواهی داده و در دلشان ذره ای دشمنی نسبت به خاندان (نبوت) نباشد از آن به بهشت درمی آیند . و پیامبر اکرم (ص) در روایتی فرمودند: بهشت را هشت دروازه است… هر که خواهد از هشت دروازه وارد شود باید به چهار خصلت چنگ زند: صدقه دادن، بخشندگی، خوشخویی و نیازردن بندگان خدا

و هم پیامبر اکرم (ص) فرمودند: در بهشت درجه روی درجه است چنانکه میان زمین و آسمان بنده نگاهش را به بالا می دوزد، و نوری خیره کننده بر او می درخشد، چندان که نزدیک است دیدگانش را کور کند.

او شادمان می شود و می پرسد این چیست به او گفته می شود این نور برادر مؤمن توست. می گوید او برادر من فلانی است ما در دنیا پا به پای هم کار می کردیم.!! و اینک اینچنین بر من برتری داده شده است؟ گفته می شود: او از تو در عمل برتر بود سپس موجبات خشنودی دل او (بنده مخاطب) چندان فراهم می آید تا که سرانجام خشنود می شود .

نکته پایانی اینکه عدن در لغت به معنای اقامت کردن است و در تسمیه آن گفته اند: اقامت کردن اشاره به خلود در آن دارد یعنی کسانی که وارد آن می شوند دیگر خارج نخواهند شد و همیشه در آن مقیم هستند.

احمد

بر اساس آیات و روایات بهشت، دارای مراتب و درجاتی است:
«قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام: لَا تَقُولُوا جَنَّهٌ وَاحِدَهٌ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یقول فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجاتٍ؛ امام صادق عَلَیْهِ السَّلَامُ فرمود: نگویید که بهشت یکى است، همانا خداوند عزّ و جلّ فرموده است: “و غیر از آن دو بهشت، دو بهشت دیگرى هست” و نگویید که (بهشت داراى) یک درجه و رتبه است، همانا که خداوند متعال فرموده است: بهشت داراى درجاتى است که بعضى بر بعض دیگر اشراف قرار دارد.»
پیامبر اعظم (صلی الله علیه و اله) به شیعیان امر کرده اند که برای رسیدن به مقامات و درجات بالاتر بهشت تلاش کنند:
«قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صَلَّی اللهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ) اتَّقُوا اللَّهَ مَعَاشِرَ الشِّیعَهِ، فَإِنَّ الْجَنَّهَ لَنْ تَفُوتَکُم‏ وَ إِنْ أَبْطَأَتْ بِکُمْ عَنْهَا قَبَائِحُ أَعْمَالِکُمْ، فَتَنَافَسُوا فِی دَرَجَاتِهَا؛ رسول خدا (صلّى اللَّه علیه و اله) فرمود: اى گروه شیعیان از خداوند بترسید، بهشت از دست شما نمى‏‌رود اگر چه گناهان شما موجب شود که شما از ورود در آن تاخیر داشته باشید، اکنون براى بدست آوردن درجات بهشت با هم مسابقه دهید.»

رضا

میراث ارزشمند پیامبر در بین امّت دو چیز بوده که توجّه به آن دو ما را در رسیدن به درجات بالاتر بهشت یاری می‌دهند:

اوّلا قرآن کریم و توجّه و تدبّر در آیات آن و ممارست در قرائت آیات. در روایات فراوانی وارد شده که حتّی در روز قیامت هم به مومنین این اجازه داده می‌شود که با قرائت قرآن به درجات بالاتر بهشت برسند:
«مَنْ مَاتَ مِنْ أَوْلِیَائِنَا وَ شِیعَتِنَا وَ لَمْ یُحْسِنِ الْقُرْآنَ عُلِّمَ فِی قَبْرِهِ لِیَرْفَعَ اللَّهُ بِهِ مِنْ دَرَجَتِهِ فَإِنَّ دَرَجَاتِ الْجَنَّهِ عَلَى قَدْرِ آیَاتِ الْقُرْآنِ یُقَالُ لَهُ اقْرَأْ وَ ارْقَ فَیَقْرَأُ ثُمَّ یَرْقَى: ؛ اگر کسی از موالیان و شیعیان ما بمیرد ولی در طول عمرش قرآن را به درستی نخوانده باشد، در همان قبر به او قرآن را آموزش میدهند تا با قرآن خواندن درجاتش بالا رود زیرا درجات بهشت به اندازه آیات قرآن است لذا به او میگویند: بخوان و بالا برو…»

ثانیا رسیدن به درجات بهشتی منوط به شناخت کامل انسان کامل و پذیرش ولایت اهل بیت (علیهم السلام) است:
«قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صَلَّی اللهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ) فِی الْجَنَّهِ ثَلَاثُ دَرَجَاتٍ وَ فِی النَّارِ ثَلَاثُ دَرَکَاتٍ فَأَعْلَى دَرَجَاتِ الْجَنَّهِ لِمَنْ أَحَبَّنَا بِقَلْبِهِ وَ نَصَرَنَا بِلِسَانِهِ وَ یَدِهِ وَ فِی الدَّرَجَهِ الثَّانِیَهِ مَنْ أَحَبَّنَا بِقَلْبِهِ وَ نَصَرَنَا بِلِسَانِهِ وَ فِی الدَّرَجَهِ الثَّالِثَهِ مَنْ أَحَبَّنَا بِقَلْبِهِ ؛ پیامبر فرمودند: در بهشت سه درجه وجود دارد: در درجه اول که بالاترین درجه است کسانی قرار دارند که ما اهل بیت را با قلب خود دوست دارند و با دست و زبان خود ما را یاری داده اند و در درجه دوم کسانی اند که ما را با قلب خود دوست دارند و فقط با زبانشان ما را یاری میکنند. و در درجه سوم کسانی اند که فقط در قلب خود ما را دوست دارند.»

محمد

سلام خسته نباشید یک چیز منو بدجوری به فکر فرو برده اول اینکه اونجا گفته که اولین شیعیان همچو سلمان و ابوذر و… وارد فردوس میشن.یه روایت هست که میگه جوانان اخرلزمانی اگه دینشونو نگه داشته باشن مقامی دارن که سلمان قبطه میخوره بهشون.پس اگه اینطوری باشه مقام اون شیعیان اخرلزمانی بیشتره چرا سلمان پس زودتر وارد بهشت میشه

یاسر

بله فردوس درجه و مرتبه ی بالا و برتر بهشت است و راه رسیدن به اعلی مراتب بهشت در روایت زیبایی از پیامبر اکرم صلی الله علیه واله نقل شده است:
«خَیْرُ أُمَّتِی مَنْ هَدَمَ شَبَابَهُ فِی طَاعَهِ اللَّهِ وَ فَطَمَ نَفْسَهُ عَنْ لَذَّاتِ الدُّنْیَا وَ تَوَلَّهَ بِالْآخِرَهِ إِنَّ جَزَاءَهُ عَلَى اللَّهِ أَعْلَى مَرَاتِبِ الْجَنَّه ؛ بهترین افراد امّت من کسانی‌اند که جوانی خود را در طاعت خداوند صرف کرده و نفس خویش را از لذّات دنیا بریده و آنرا سرگشته آخرت کرده باشند. همانا پاداش چنین شخصی نزد خداوند، بالاترین مراتب بهشت خواهد بود.»

محمود

در اینکه بهشت دارای درجاتی است شکی نیست و این هم درسته که فردوس اسم یکی از مراتب بهشت است اما در اینکه بالاترین و پایینترین درجه آن کدام است اختلاف وجود دارد عده ای به استناد بعضی روایات ، بالاترین درجه بهشت را فردوس دانسته اند (مانند قتاده مفسر معروف اهل سنت).
مرحوم طبرسی در این باره روایتی نبوی را از طریق اهل سنّت نقل کرده اند:
«الجنه مائه درجه ما بین کل درجتین کما بین السماء و الأرض الفردوس أعلاها درجه منها تفجر أنهار الجنه الأربعه فإذا سألتم الله تعالى فاسألوه الفردوس‏؛ بهشت دارای صد درجه است و فاصله هر درجه با درجه دیگر مانند فاصله بین آسمان و زمین است. “فردوس” بالاترین مرتبه بهشت هاست که نهرهای چهارگانه بهشت ها از آنجا سرچشمه می‌گیرد. پس زمانی که از خداوند چیزی طلب می‌کند “فردوس” را بخواهید.»

علی راستگو

در ادامه ی حرف های جناب اقای محمود بگم که البته روایت نبوی دیگری هم من باب موضوع بحث شما داریم از مرحوم کراجکی که نقل کرده‌ اند: «وَ الْفِرْدَوْسُ سَیِّدُ الْجِنَانِ‏ ؛ “فردوس” آقای بهشت‌هاست.»