۲۱ بهمن

«فردوس» بالاترین درجه‌ی بهشت!

سؤال: چرا «فردوس» را بالاترین درجه‌ی بهشت می‌شمارید؟

جواب: خبر دادن از عوالم ملکوت، از محدوده‌ی دانایی انسان معمولی خارج است و فقط خدای تعالی باید بر هر کس از پیامبرانش که بپسندد مکشوف سازد تا او بر انسان‌ها، بازگو نماید. قرآن کریم می‌فرماید:
«عَالِمُ الْغَیبِ فَلَا یُظْهِرُ عَلَى غَیبِهِ أَحَدًا * إِلَّا مَنِ ارْتَضَى مِن رَّسُولٍ»
ترجمه: داناى نهان است و کسى را بر غیب خود آگاه نمى‏کند، جز پیامبرى را که از او خشنود باشد. (سوره‌ی جن، آیات ۲۶ و ۲۷)
آنچه از ناحیه‌ی استاد اعظم (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) در باره‌ی فردوس به ما رسیده، نشان از این دارد که بالاترین درجه‌ی بهشت و در نتیجه، بالاترین درجه‌ی جهان هستی است. همچنین اوصافی برای «فردوس» برشمرده‌اند که گرچه برخی از آنان، سند معتبر و منهاجی‌ای ندارد ولی با تکیه بر روایاتی که منبع معتبری دارند، می‌توان از آنان نیز به نحوی بهره‌برداری نمود. برخی از این اوصاف، عبارتند از:

۱. سقف فردوس،‌ عرش خداست:

سند ۱: قَالَ رَسُولُ اللهِ (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم): «… جَنَّهُ الْفِرْدَوْسِ الَّتِی سَقْفُهَا عَرْشُ‏ الرَّحْمَنِ»
ترجمه: بهشت فردوس که سقفش عرش خدای رحمان است.
منابع: مسائل علی بن جعفر و مستدرکاتها، صفحه‌ی ۳۴۵، أخلاقیات؛ دلائل الإمامه، طبری، صفحه‌ی ۱۵۴، أخبار فی مناقبها (صلوات الله علیها) ؛ الدُرّ النظیم فی مناقب الأئمه اللهامیم، یوسف بن حاتم شامی، صفحه‌ی ۴۶۴، فصل فی ذکر مناقبها (علیها‌السلام).

سند ۲: قَالَ رَسُولُ اللهِ (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم): «إِنَّ فَاطِمَهَ وَ عَلِیاً وَ الْحَسَنَ وَ الْحُسَینَ فِی حَظِیرَهِ الْقُدْسِ فِی قُبَّهٍ بَیضَاءَ سَقْفُهَا عَرْشُ‏ الرَّحْمَنِ‏ عَزَّ وَ جَلَّ»
ترجمه: همانا فاطمه و علی و حسن و حسین در محوطه‌ای مقدس در گنبدی سفید هستند که سقف آن، عرش خدای رحمان عز و جل است.
منابع: کشف الغمه فی معرفه الأئمه، اربلی، جلد ‏۱، صفحه‌ی ۵۲۶، الخامس فیما ورد فی حقه من رسول الله (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم).)

۲. فوقِ فردوس،‌ عرش پروردگار جهانیان است:

سند ۱: قَالَ رَسُولُ اللهِ (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم): «إِذَا کَانَ یَوْمُ الْقِیَامَهِ یَقْعُدُ عَلِیُ بْنُ أَبِی طَالِبٍ (علیه‌السلام) عَلَى الْفِرْدَوْسِ وَ هُوَ جَبَلٌ قَدْ عَلَا عَلَى الْجَنَّهِ وَ فَوْقَهُ‏ عَرْشُ‏ رَبِّ الْعَالَمِینَ»
ترجمه: چون روز قیامت شود، علی بن ابی‌طالب (علیه‌السلام) بر فردوس می‌نشیند و آن کوهی است که بر فراز بهشت است و بالایش، عرش پروردگار جهانیان است.
منابع: مائه منقبه من مناقب أمیر المؤمنین و الأئمه، ابن شاذان، صفحه‌ی ۸۵، المنقبه الثانیه و الخمسون؛ کشف الغمه فی معرفه الأئمه، اربلی، جلد ۱، صفحه‌ی ۱۰۳، فی محبه الرسول (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) إیاه؛ إرشاد القلوب إلى الصواب، دیلمی، جلد ‏۲، صفحه‌ی ۲۳۵، فصل: فی حبّه و التوعّد على بغضه و فضائل فاطمه (علیهاالسلام)

شاهد ۱: قَالَ رَسُولُ اللهِ (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم): «فاذا سألتم الله فاسألوه الفردوس فإنه اوسط الجنه و أعلی الجنه، أراه فوقه عرش الرحمن»
ترجمه: هر گاه از خدا در خواست می‌کنید، از او فردوس بخواهید که همانا آن، میانه‌ی بهشت و بالاترین درجه‌ی بهشت است. می‌بینمش که بالایش عرش خدای رحمان است.
منابع: صحیح بخاری، جلد ۳، صفحه‌ی ۱۰۲۸؛ مسند ابن حنبل، جلد ۳، صفحه‌ی ۲۳۳؛ سنن الکبری، بیهقی، جلد ۹، صفحه‌ی ۲۷؛ کنز العمال، متقی هندی، ۴، صفحه‌ی ۲۸۸)

۳. فردوس، بالاترین درجه‌ی بهشت است:

شاهد ۱: قَالَ رَسُولُ اللهِ (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم): «الْجَنَّهُ مِائَهُ دَرَجَهٍ مَا بَینَ کُلِّ دَرَجَتَینِ کمَا بَینَ السَّمَاءِ وَ الْأَرْضِ الْفِرْدَوْسُ أَعْلَاهَا دَرَجَهً»
ترجمه: بهشت، صد درجه دارد. بین هر دو درجه، مانند [فاصله‌ی] بین آسمان و زمین است. فردوس، بالاترین درجه‌اش است.
منابع: تفسیر صافی، فیض کاشانی، جلد ۳، صفحه‌ی ۲۶۸، ذیل آیه‌ی ۱۰۷ سوره‌ی کهف؛ بحار الأنوار، جلد ۸، صفحه‌ی ۸۹، باب ۲۳: الجنه و نعیمها؛ تفسیر کنز الدقائق و بحر الغرائب، قمی مشهدی، جلد ۸، صفحه‌ی ۱۷۷، ذیل آیات ۹۷ تا ۱۰۸ سوره‌ی کهف.

شاهد ۲: قَالَ رَسُولُ اللهِ (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم): «الْجَنَّهُ مِائَهُ دَرَجَهٍ مَا بَینَ کُلِّ دَرَجَهٍ مِنْهَا کَمَا بَینَ السَّمَاءِ وَ الْأَرْضِ وَ الْفِرْدَوْسُ‏ أَعْلَاهَا سُمُوّاً وَ أَوْسَطُهَا مَحَلَّهً»
ترجمه: بهشت، صد درجه است. بین هر درجه از آن، مانند [فاصله‌ی] بین آسمان و زمین است. فردوس، بالاترین بلندای آن است و میانه‌ترین جایگاه آن است.
منابع: بحار الأنوار، علامه مجلسی، جلد ۸، صفحه‌ی ۱۹۶، باب ۲۳، الجنه و نعیمها)

شاهد ۳: قَالَ رَسُولُ اللهِ (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم): «الجنه مئه درجه، کل درجه منها ما بین السماء و الارض و ان اعلاها الفردوس و ان اوسطها الفردوس»
ترجمه: بهشت صد درجه است، هر درجه از آن آنچه بین آسمان و زمین است و همانا بالاترینش فردوس است و همانا میانه‌ترینش فردوس است.
منابع: سنن ابن ماجه، جلد ۲، صفحه‌ی ۱۴۴۸؛ مسند ابن حنبل، جلد ۸، صفحه‌ی ۲۵۴؛ المستدرک علی الصحیحین، حاکم نیشابوری، جلد ۱، صفحه‌ی ۱۵۳؛ کنز العمال، متقی هندی، جلد ۱۴، صفحه‌ی ۴۵۳.

۴. فردوس، مرتفع‌ترین جا‌ی بهشت است:

شاهد ۱: قَالَ رَسُولُ اللهِ (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم): «جَنه الفردوس هی رَبوَهُ الجنه العلیا التی هی أوسطُها و أحسنُها»
ترجمه: بهشتِ فردوس، مرتفع‌ترین زمین بهشت برین است که میانه‌ترین و نیکوترین جای آن است.
منابع: المعجم الکبیر، طبرانی، جلد ۷، صفحه‌ی ۲۱۳؛ مسند الشامیین، طبرانی، جلد ۴، صفحه‌ی ۳۱؛ تفسیر طبری، جلد ۹، صفحه‌ی ۳۸؛ تفسیر ابن کثیر، جلد ۵، صفحه‌ی ۱۹۹؛ کنز العمال، متقی هندی، جلد ۱۴، صفحه‌ی ۴۵۳.

شاهد ۲: قَالَ رَسُولُ اللهِ (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم): «و الفردوس رَبوَهُ الجنه و أوسطها و أفضلها»
ترجمه: بهشتِ فردوس، مرتفع‌ترین زمین بهشت است که میانه‌ترین و برترین جای آن است.
منابع: صحیح بخاری، جلد ۳، صفحه‌ی ۱۰۳۴؛ مسند ابن حنبل، جلد ۴، صفحه‌ی ۵۱۸؛ سنن الکبری، بیهقی، جلد ۹، صفحه‌ی ۲۱۸؛ کنز العمال، متقی هندی، جلد ۱۱، صفحه‌ی ۶۷۰.

۵. فردوس، بافضیلت‌ترین جا‌ی بهشت است:

شاهد ۱: قَالَ رَسُولُ اللهِ (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم): «… و الفردوس رَبوَهُ الجنه و أوسطها و أفضلها»
ترجمه: بهشتِ فردوس، مرتفع‌ترین زمین بهشت است که میانه‌ترین و برترین جای آن است.
منابع: صحیح بخاری، جلد ۳، صفحه‌ی ۱۰۳۴؛ مسند ابن حنبل، جلد ۴، صفحه‌ی ۵۱۸؛ سنن الکبری، بیهقی، جلد ۹، صفحه‌ی ۲۱۸؛ کنز العمال، متقی هندی، جلد ۱۱، صفحه‌ی ۶۷۰)

۶. فردوس، نیکوترین جا‌ی بهشت است:

شاهد ۱: قَالَ رَسُولُ اللهِ (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم): «جنه الفردوس هی رَبوَهُ الجنه العلیا التی هی أوسطُها و أحسنُها»
ترجمه: بهشتِ فردوس، مرتفع‌ترین زمین بهشت برین است که میانه‌ترین و نیکوترین جای آن است.
منابع: المعجم الکبیر، طبرانی، جلد ۷، صفحه‌ی ۲۱۳؛ مسند الشامیین، طبرانی، جلد ۴، صفحه‌ی ۳۱؛ تفسیر طبری، جلد ۹، صفحه‌ی ۳۸؛ تفسیر ابن کثیر، جلد ۵، صفحه‌ی ۱۹۹؛ کنز العمال، متقی هندی، جلد ۱۴، صفحه‌ی ۴۵۳)

۷. فردوس، آقای بهشت است:

شاهد ۱: قَالَ رَسُولُ اللهِ (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم): «الْفِرْدَوْسُ سَیدُ الْجِنَانِ»
ترجمه: فردوس، آقای بهشت است.
منابع: کنز الفوائد، کراجکی، جلد ۲، صفحه‌ی ۲۳۷؛ الدر النظیم فی مناقب الأئمه اللهامیم، یوسف بن حاتم شامی، صفحه‌ی ۳۲۳، فصل فی ذکر فضائله (علیه‌السلام)؛ تأویل الآیات الظاهره فی فضائل العتره الطاهره، استرآبادی، صفحه‌ی ۸۳۰، ذیل سوره‌ی اخلاص؛ تفسیر کنز الدقائق و بحر الغرائب، قمی مشهدی، جلد ‏۱۴، صفحه‌ی ۵۲۴، ذیل سوره‌ی اخلاص؛ بحار الأنوار، علامه مجلسی، جلد ۴۰، صفحه‌ی ۵۴، باب ۹۱: جوامع مناقبه (صلوات الله علیه)

۸. عرش بر فردوس قرار دارد:

شاهد ۱: قَالَ رَسُولُ اللهِ (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم): «الجَنَّهُ مِئَهُ دَرَجَه، کُلُّ دَرَجَهٍ مِنها مَا بَینَ السَّماءِ وَ الارضِ وَ إنَّ أعلاهَا الفِردَوسُ و إنَّ أوسَطُها الفِردَوسُ وَ إنَّ العَرشَ عَلَی الفِردَوسِ»
ترجمه: بهشت صد درجه است، هر درجه از آن آنچه بین آسمان و زمین است و همانا بالاترینش فردوس است و همانا میانه‌ترینش فردوس است و همانا عرش بر فردوس است.
منابع: سنن ابن ماجه، جلد ۲، صفحه‌ی ۱۴۴۸؛ مسند ابن حنبل، جلد ۸، صفحه‌ی ۲۵۴؛ المستدرک علی الصحیحین، حاکم نیشابوری، جلد ۱، صفحه‌ی ۱۵۳؛ کنز العمال، متقی هندی، جلد ۱۴، صفحه‌ی ۴۵۳.

۹. فردوس، ناف بهشت است:

شاهد ۱: قَالَ رَسُولُ اللهِ (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم): «سَلُوا اللهَ الفردوسَ فانَّها سُرَّهُ الجَنَّه»
ترجمه: از خدا فردوس بخواهید که آن، ناف بهشت است.
منابع: المستدرک علی الصحیحین، حاکم نیشابوری، جلد ۲، صفحه‌ی ۴۰۲؛ المعجم الکبیر، طبرانی، جلد ۸، صفحه‌ی ۲۴۶؛ دُرّ المنثور، سیوطی، جلد ۵، صفحه‌ی ۴۶۷؛ کنز العمال، متقی هندی، جلد ۲، صفحه‌ی ۷۳.

۱۰. فردوس، قلّه‌ی بهشت است:

سند ۱: عَنْ عَلِی (علیه‌السلام) أَنَّهُ قَالَ: «لِکلِّ شَی‏ءٍ ذِرْوَهٌ وَ ذِرْوَهُ الْجَنَّهِ الْفِرْدَوْسُ»
ترجمه: برای هر چیزی قله‌ای است و قله‌ی بهشت، فردوس است.
تأویل الآیات الظاهره فی فضائل العتره الطاهره، استرآبادی، صفحه‌ی ۲۹۱، ذیل آیات ۱۰۷ و ۱۰۸ سوره‌ی کهف؛ البرهان فی تفسیر القرآن، بحرانی، جلد ۳، صفحه‌ی ۶۸۸، ذیل آیات ۱۰۵ تا ۱۰۸ سوره‌ی کهف؛ تفسیر کنز الدقائق و بحر الغرائب، قمی مشهدی، جلد ۸، صفحه‌ی ۱۷۸، ذیل آیات ۹۷ تا ۱۰۸ سوره‌ی کهف.

۱۱. بعد از فردوس، بهشتی نیست:

شاهد ۱: در مکاشفه‌ی حضرت فاطمه (سلام‌الله‌علیها) بعد از رحلت استاد اعظم (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) آمده است که به آن حضرت گفتند:
«هَذِهِ الدَّارُ الْفِرْدَوْسُ الْأَعْلَى الَّذِی لَیسَ بَعْدَهُ جَنَّهٌ وَ هِی دَارُ أَبِیکِ وَ مَنْ مَعَهُ مِنَ النَّبِیینَ وَ مَنْ أَحَبَّ اللهَ»
ترجمه: این سرا، فردوس برین است که بعدش بهشتی نیست و آن،‌ خانه‌ی پدرت و پیامبرانی که با او هستند و هر کس خدا دوست داشته باشد، می‌باشد.
منابع: دلائل الإمامه، طبری، صفحه‌ی ۱۳۲، خبر منامها قبل وفاتها (علیها السلام)؛ بحار الأنوار، علامه مجلسی، جلد ‏۴۳، صفحه‌ی ۲۰۸، باب ۷: ما وقع علیها من الظلم و بکائها و حزنها)

۱۲. بعد از فردوس، درجه‌ای نیست:

سند ۱: قال الصادق (علیه‌السلام): «یُسْتَحَبُّ أَنْ یُصَلِّیَ عَلَى النَّبِیِ ص بَعْدَ الْعَصْرِ یَوْمَ الْجُمُعَهِ بِهَذِهِ الصَّلَاهِ: اللهُمَّ إِنَّ مُحَمَّداً صَلَّى اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ کَمَا وَصَفْتَهُ فِی کِتَابِک‏ … اللهُمَّ اجْعَلْ مُحَمَّداً فِی السَّابِقِینَ غَایَتَهُ وَ فِی الْمُنْتَجَبِینَ کَرَامَتَهُ وَ فِی الْعَالَمِینَ ذِکْرَهُ وَ أَسْکِنْهُ أَعْلَى غُرَفِ الْفِرْدَوْسِ فِی الْجَنَّهِ الَّتِی لَا تَفُوقُهَا دَرَجَهٌ وَ لَا یَفْضُلُهَا شَی‏ءٌ»
ترجمه: مستحب است که بعد از نماز عصر روز جمعه بر پیامبر با این درود، صلوات فرستاده شود: خدایا همانا محمد که درود تو بر او و خاندانش باد، چنان است که او را در کتابت وصف کرده‌ای … خدایا نهایت محمد را در پیشتازان و کرامتش را در برگزیدگان و یادش را در جهانیان قرار بده و او را در بالاترین غرفه‌های فردوس در بهشت ساکن کن، [فردوس] که بالاتر از آن درجه‌ای نیست و چیزی برتر از آن نمی‌باشد.
منابع: مصباح المتهجد و سلاح المتعبد، شیخ طوسی، جلد ۱، صفحه‌ی ۳۹۳؛ جمال الأسبوع بکمال العمل المشروع، سید بن طاووس، صفحه‌ی ۴۸۱، ذکر صلوات على النبی و آله (علیهم‌السلام)؛ بحار الأنوار، علامه مجلسی، جلد ۸۷، صفحه‌ی ۸۶، باب ۸: الأعمال و الدعوات بعد صلاه العصر یوم الجمعه.

۱۳. چیزی بر فردوس، برتری ندارد:

سند ۱: قال الصادق (علیه‌السلام): «یُسْتَحَبُّ أَنْ یُصَلِّیَ عَلَى النَّبِیِ ص بَعْدَ الْعَصْرِ یَوْمَ الْجُمُعَهِ بِهَذِهِ الصَّلَاهِ: اللهُمَّ إِنَّ مُحَمَّداً صَلَّى اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ کَمَا وَصَفْتَهُ فِی کِتَابِک‏ … اللهُمَّ اجْعَلْ مُحَمَّداً فِی السَّابِقِینَ غَایَتَهُ وَ فِی الْمُنْتَجَبِینَ کَرَامَتَهُ وَ فِی الْعَالَمِینَ ذِکْرَهُ وَ أَسْکِنْهُ أَعْلَى غُرَفِ الْفِرْدَوْسِ فِی الْجَنَّهِ الَّتِی لَا تَفُوقُهَا دَرَجَهٌ وَ لَا یَفْضُلُهَا شَی‏ءٌ»
ترجمه: مستحب است که بعد از نماز عصر روز جمعه بر پیامبر با این درود، صلوات فرستاده شود: خدایا همانا محمد که درود تو بر او و خاندانش باد، چنان است که او را در کتابت وصف کرده‌ای … خدایا نهایت محمد را در پیشتازان و کرامتش را در برگزیدگان و یادش را در جهانیان قرار بده و او را در بالاترین غرفه‌های فردوس در بهشت ساکن کن، [فردوس] که بالاتر از آن درجه‌ای نیست و چیزی برتر از آن نمی‌باشد.
منابع: مصباح المتهجد و سلاح المتعبد، شیخ طوسی، جلد ۱، صفحه‌ی ۳۹۳؛ جمال الأسبوع بکمال العمل المشروع، سید بن طاووس، صفحه‌ی ۴۸۱، ذکر صلوات على النبی و آله (علیهم‌السلام)؛ بحار الأنوار، علامه مجلسی، جلد ۸۷، صفحه‌ی ۸۶، باب ۸: الأعمال و الدعوات بعد صلاه العصر یوم الجمعه.

۱۴. فردوس،‌ جایگاه استاد اعظم و ائمه‌ی طاهرین (علیهم‌السلام) است:

سند ۱: قَالَ رَسُولُ اللهِ (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم): «… جَنَّهُ الْفِرْدَوْسِ الَّتِی سَقْفُهَا عَرْشُ‏ الرَّحْمَنِ‏ وَ فِیهَا قَصْرَانِ قَصْرٌ أَبْیَضُ وَ قَصْرٌ أَصْفَرُ مِنْ لُؤْلُؤَهٍ عَلَى عِرْقٍ وَاحِدٍ فِی الْقَصْرِ الْأَبْیَضِ سَبْعُونَ أَلْفَ دَارٍ مَسَاکِنُ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ»
ترجمه: بهشت فردوس که سقفش عرش خدای رحمان است، در آن دو قصر است، قصری سفید و قصری زرد از لؤلو بر یک رگه. در قصر سفید، هفتاد هزار خانه از مسکن‌های محمد و خاندان محمد است.
منابع: مسائل علی بن جعفر و مستدرکاتها، صفحه‌ی ۳۴۵، أخلاقیات؛ دلائل الإمامه، طبری، صفحه‌ی ۱۵۴، أخبار فی مناقبها (صلوات الله علیها)؛ الدر النظیم فی مناقب الأئمه اللهامیم، یوسف بن حاتم شامی، صفحه‌ی ۴۶۴، فصل فی ذکر مناقبها (علیها‌السلام).

سند ۲: استاد اعظم (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) فرمودند: چون حضرت موسی (علیه‌السلام) از خدای تعالی درخواست کرد که امت ایشان را ببیند، ندا آمد:
«یا مُوسَى إِنَّک لَنْ تَرَاهُمْ فَلَیسَ هَذَا أَوَانُ ظُهُورِهِمْ وَ لَکنْ سَوْفَ تَرَاهُمْ فِی الْجِنَانِ جَنَّاتِ عَدْنٍ وَ الْفِرْدَوْسِ بِحَضْرَهِ مُحَمَّدٍ»
ترجمه: ای موسی، همانا تو هرگز آنان را [در دنیا] نخواهی دید، اکنون زمان پدید آمدن آنان نیست ولی در آینده آنان را در بهشت‌ها، بهشت عدن و فردوس در حضور محمد (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) خواهی دید.
منابع: من لا یحضره الفقیه، شیخ صدوق، جلد ‏۲، صفحه‌ی ۳۲۷، باب التلبیه؛ التفسیر المنسوب إلى الإمام الحسن العسکری (علیه‌السلام)، صفحه‌ی ۳۲؛ عیون أخبار الرضا (علیه‌السلام)، جلد ‏۱، صفحه‌ی ۲۸۴، باب فیما جاء عن الإمام علی بن موسى (علیه‌السلام) من الأخبار المتفرقه؛ علل الشرائع، شیخ صدوق، جلد ‏۲، صفحه‌ی ۴۱۷، باب عله التلبیه؛ بشاره المصطفى لشیعه المرتضى، عماد الدین طبری، صفحه‌ی ۲۱۳؛ تأویل الآیات الظاهره فی فضائل العتره الطاهره، استرآبادی، صفحه‌ی ۴۱۲.

سند ۳: عَنْ أَبِی عَبْدِ اللهِ (علیه‌السلام) قَالَ: «مَنْ قَرَأَ سُورَهَ الْمُؤْمِنِینَ خَتَمَ اللهُ لَهُ بِالسَّعَادَهِ إِذَا کانَ یُدْمِنُ قِرَاءَتَهَا فِی کلِّ جُمُعَهٍ وَ کانَ مَنْزِلُهُ فِی الْفِرْدَوْسِ الْأَعْلَى مَعَ النَّبِیینَ وَ الْمُرْسَلِینَ»
ترجمه: هر کس سوره‌ی مؤمنون را بخواند، خدای تعالی او را ختم به خوشبختی می‌کند اگر خواندنش را در هر جمعه ادامه دهد و منزلش در فردوس برین با پیامبران و فرستادگان خواهد بود.
منابع: ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، شیخ صدوق، صفحه‌ی ۱۰۹، ثواب قراءه سوره المؤمنین؛ أعلام الدین فی صفات المؤمنین، دیلمی، صفحه‌ی ۳۷۲، فضائل سور القرآن الکریم؛ مصباح کفعمی، صفحه‌ی ۴۴۲؛ وسائل الشیعه، محدث عاملی، جلد ۶، صفحه‌ی ۲۵۳، باب استحباب قراءه سور القرآن.

سند ۴: عَنْ أَبِی عَبْدِ اللهِ (علیه‌السلام) فِی حَدِیثٍ فِی فَضْلِ زِیارَهِ الحُسَینِ (علیه‌السلام): «یَنْظُرُ اللهُ إِلَیهِ نَظْرَهً تُوجِبُ لَهُ الْفِرْدَوْسَ الْأَعْلَى مَعَ مُحَمَّدٍ وَ أَهْلِ بَیتِهِ»
ترجمه: خدای تعالی به او نگاهی می‌کند که فردوس اعلی با محمد و اهل بیتش بر او واجب می‌شود.
منابع: کامل الزیارات، ابن قولویه، صفحه‌ی ۲۹۵، الباب الثامن و التسعون أقل ما یزار فیه الحسین (علیه‌السلام) و أکثر ما یجوز تأخیر زیارته للغنی و الفقیر.

سند ۵: امیر المؤمنین (علیه‌السلام) در پاسخ به سؤال جاثلیق که از جایگاه آن حضرت در بهشت پرسید، فرمودند:
«مَنْزِلَتِی مَعَ النَّبِی الْأُمِّی فِی الْفِرْدَوْسِ الْأَعْلَى لَا أَرْتَابُ بِذَلِک وَ لَا أَشُک فِی الْوَعْدِ بِهِ مِنْ رَبِّی»
ترجمه: منزل من با پیامبر امی در فردوس اعلاست، تردید به آن ندارم و در وعده‌ی پروردگارم شک نمی‌کنم.
منابع: الأمالی، شیخ طوسی، صفحه‌ی ۲۱۹، المجلس الثامن؛ الخرائج و الجرائح، قطب راوندی، جلد ‏۲، صفحه‌ی ۵۵۵، فصل فی أعلام أمیر المؤمنین (علیه‌السلام)؛ مناقب آل أبی طالب (علیهم‌السلام)، ابن شهرآشوب، جلد ‏۲، صفحه‌ی ۲۵۷، فصل فی إخباره بالغیب.

سند ۶: امام صادق (علیه‌السلام) در سندی برای یکی از شیعیان نوشتند:
«بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ هَذَا مَا اشْتَرَى جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ لِفُلَانِ بْنِ فُلَانٍ الْجَبَلِی اشْتَرَى لَهُ دَاراً فِی الْفِرْدَوْسِ حَدُّهَا الْأَوَّلُ رَسُولُ اللهِ (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) وَ الْحَدُّ الثَّانِی أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ (علیه‌السلام) وَ الْحَدُّ الثَّالِثُ الْحَسَنُ بْنُ عَلِی وَ الْحَدُّ الرَّابِعُ الْحُسَینُ بْنُ عَلِی (علیه‌السلام)»
ترجمه: به نام خدای بخشنده‌ی مهربان، این آن چیزی است که جعفر بن محمد برای فلان بن فلان جبلی خرید. برای او خانه‌ای در فردوس خرید که مرز اولش، پیامبر خدا و مرز دومش امیر المؤمنین (علیه‌السلام) و مرز سوم حسن بن علی (علیه‌السلام) و مرز چهارمش حسین بن علی (علیه‌السلام) است.
منابع: الخرائج و الجرائح، راوندی، جلد ۱، صفحه‌ی ۳۰۳، الباب السابع فی معجزات الإمام جعفر الصادق (علیه‌السلام)؛ کشف الغمه فی معرفه الأئمه، اربلی، جلد ۲، صفحه‌ی ۲۰۰، ذکر من روى من أولاده (علیه‌السلام)؛ إثبات الهداه بالنصوص و المعجزات، محدث عاملی، جلد ‏۴، صفحه‌ی ۱۷۶، الفصل التاسع عشر)

سند ۷: عَنْ عَلِی (علیه‌السلام) أَنَّهُ قَالَ: «لِکلِّ شَی‏ءٍ ذِرْوَهٌ وَ ذِرْوَهُ الْجَنَّهِ الْفِرْدَوْسُ وَ هِی لِمُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ صَلَوَاتُ اللهِ عَلَیهِ وَ عَلَیهِمْ»
ترجمه: برای هر چیزی قله‌ای است و قله‌ی بهشت، فردوس است و آن برای محمد و خاندان محمد (که درود خدا بر او و ایشان باد) است.
منابع: تأویل الآیات الظاهره فی فضائل العتره الطاهره، استرآبادی، صفحه‌ی ۲۹۱، ذیل آیات ۱۰۷ و ۱۰۸ سوره‌ی کهف؛ البرهان فی تفسیر القرآن، بحرانی، جلد ۳، صفحه‌ی ۶۸۸، ذیل آیات ۱۰۵ تا ۱۰۸ سوره‌ی کهف؛ تفسیر کنز الدقائق و بحر الغرائب، قمی مشهدی، جلد ۸، صفحه‌ی ۱۷۸، ذیل آیات ۹۷ تا ۱۰۸ سوره‌ی کهف.

سند ۸: حضرت فاطمه (سلام‌الله‌علیها) در رثای استاد اعظم (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) فرمودند:

«لَمَّا ثَقُلَ النَّبِیُ، جَبْرَئِیلُ إِلَینَا یَنْعَاهُ‏ *** یَا أَبَتَاهْ مِنْ رَبِّهِ مَا أَدْنَاهُ‏
یَا أَبَتَاهْ جَنَّهُ الْفِرْدَوْسِ‏ مَأْوَاهُ‏ *** یَا أَبَتَاهْ أَجَابَ رَبّاً دَعَاهُ»

ترجمه: چون [بیماری] پیامبر سنگین شد، جبرئیل خبر رحلتش را به ما داد. ای پدرم به نزد پروردگارت می‌روی. ای پدرم، بهشت فردوس، جایگاهت باد، ای پدرم، پروردگار، دعایت را اجابت کرد.
منابع: مناقب آل أبی طالب (علیهم‌السلام)، ابن شهرآشوب جلد ‏۱، صفحه‌ی ۲۳۷ به نقل از سنن ابن ماجه و مسند ابویعلی موصلی؛ بحار الأنوار، علامه مجلسی، جلد ۲۲، صفحه‌ی ۵۲۲، باب ۲: وفاته و غسله و الصلاه علیه و دفنه.

سند ۹: به استاد اعظم (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) عرض شد:

یا رَسُولَ اللهِ فَکمْ بَینَکَ وَ بَینَ عَلِیٍ فِی الْفِرْدَوْسِ الْأَعْلَى؟ قَالَ: «فِتْرٌ أَوْ أَقَلُّ مِنْ فِتْرٍ أَنَا عَلَى سَرِیرٍ مِنْ نُورِ عَرْشِ رَبِّنَا وَ عَلِیٌ عَلَى کُرْسِی مِنْ نُورِ کُرْسِی رَبِّنَا لَا یُدْرَى أَیُنَا أَقْرَبُ مِنْ رَبِّهِ عَزَّ وَ جَلَّ»
ترجمه: ای پیامبر خدا، بین شما و بین علی (علیه‌السلام) در فردوس برین، چقدر فاصله است؟ فرمودند: فاصله‌ی بین دو انگشت سبابه و ابهام وقتی که گشاده باشد یا کمتر از این مقدار. من بر تختی از نور عرش پروردگارمان و علی بر کرسی‌ای از نور کرسی پروردگارمان است. معلوم نمی‌شود کدامیک از ما به پروردگار عز و جل نزدیک‌تر است.
منابع: مناقب آل أبی طالب (علیهم‌السلام)، ابن شهرآشوب، جلد ‏۳، صفحه‌ی ۲۳۱، فصل فی مراکبه و مراقیه؛ بحار الأنوار، جلد ‏۳۹، صفحه‌ی ۲۲۲، باب ۸۶: سائر ما یعاین من فضله و رفعه درجاته.

سند ۱۰: عَنْ رَسُولِ اللهِ (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) عَنْ جَبْرَئِیلَ عَنِ اللهِ تَعَالَى أَنَّهُ قَالَ: «یا مُحَمَّدُ إِنَّنِی حَظَرْتُ الْفِرْدَوْسَ عَلَى جَمِیعِ النَّبِیینَ حَتَّى تَدْخُلَهَا أَنْتَ وَ عَلِی وَ شِیعَتُکمَا»
ترجمه: خدای تعالی می‌فرماید: ای محمد، من فردوس را بر تمامی پیامبران ممنوع کرده‌ام تا این که تو و علی و شیعیان شما دو نفر، در آن وارد شوند.
منابع: التمحیص، ابوعلی اسکافی، صفحه‌ی ۴۰، باب تعجیل التمحیص عن المؤمن؛ بحار الأنوار، جلد ۴۷، صفحه‌ی ۳۸۲، باب ۱۱: أحوال أصحابه و أهل زمانه)

شاهد ۱: قَالَ رَسُولُ اللهِ (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم): «سَأَلَتِ الْفِرْدَوْسُ رَبَّهَا فَقَالَ: أَی رَبِّ زَینِّی فَإِنَّ أَصْحَابِی وَ أَهْلِی أَتْقِیاءُ أَبْرَارٌ. فَأَوْحَى اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَیهَا: أَ لَمْ أُزَیِنْکَ بِالْحَسَنِ وَ الْحُسَینِ»
ترجمه: فردوس از پروردگارش در خواست کرد، عرض کرد: ای پروردگار، ما زینت کن که همانا اصحاب و اهل من، پرهیزکاران نیکوکار هستند. پس خدای عز و جل به او وحی نمود: آیا تو را به حسن و حسین (علیهما‌السلام) زینت نبخشم؟
منابع: بحار الأنوار، علامه مجلسی، جلد ۴۳، صفحه‌ی ۳۰۶، باب ۱۲: فضائلهما و مناقبهما و النصوص علیهما، به نقل از کتاب الفردوس.

شاهد ۲: قَالَ مُوسَى بْنُ جَعْفَرٍ (علیه‌السلام): سَأَلْتُ أَبِی عَنْ قَوْلِ اللهِ عَزَّ وَ جَلَ‏ إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ کانَتْ لَهُمْ جَنَّاتُ الْفِرْدَوْسِ نُزُلًا خالِدِینَ فِیها لا یَبْغُونَ عَنْها حِوَلًا. قَالَ:‏ نَزَلَتْ‏ فِی‏ آلِ مُحَمَّدٍ (علیهم‌السلام)»
ترجمه: از پدرم از معنی این آیه پرسیدم که می‌فرماید: همانا کسانی که ایمان آورده و کارهای نیکو انجام دادند، باغ‌های فردوس، فرودگاه آنان است که در آن جاودانه می‌مانند و از آن اخراج نمی‌گردند. فرمودند: در باره‌ی خاندان محمد (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) نازل شده است.
منابع: تأویل الآیات الظاهره فی فضائل العتره الطاهره، استرآبادی، صفحه‌ی ۲۹۱، ذیل آیات ۱۰۷ و ۱۰۸ سوره‌ی کهف؛ بحار الأنوار، علامه مجلسی، جلد ۲۴، صفحه‌ی ۲۶۹، باب ۶۳: الآیات الداله على رفعه شأنهم و نجاه شیعتهم فی الآخره.

شاهد ۳: قَالَ رَسُولُ اللهِ (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم): «أَلَا وَ إِنَّ عَلِیاً رَابِعُ‏ الْأَرْبَعَهِ فِی‏ الْفِرْدَوْسِ‏ أَنَا وَ هُوَ وَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَینُ»
ترجمه: آگاه باشید همانا علی (علیه‌السلام) چهارمی از چهار نفر در فردوس است، من و او و حسن و حسین.
منابع: مائه منقبه من مناقب أمیر المؤمنین و الأئمه، ابن شاذان، صفحه‌ی ۶۹، المنقبه الثامنه و الثلاثون.

شاهد ۴: قَالَ رَسُولُ اللهِ (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم): «… مَنْ أَحْیاهُ اللهُ مُتَّبِعاً لِسُنَّتِی عَامِلًا بِکتَابِ اللهِ مُوَالِیاً لِعَلِی حَتَّى یتَوَفَّاهُ اللهُ لَقِی اللهَ وَ لَا حِسَابَ عَلَیهِ وَ کانَ فِی الْفِرْدَوْسِ الْأَعْلَى مَعَ النَّبِیینَ وَ الصِّدِّیقِینَ»
ترجمه: کسی که خدای تعالی او را زنده بدارد، پیرو سنتم و عمل‌کننده به کتاب خدا و ولایت‌مدار برای علی تا این که خدا او را بمیراند، خدا را در حالی ملاقات خواهد کرد که حسابی بر او نباشد و در فردوس اعلی با پیامبران و صدیقین باشد.
منابع: مشارق أنوار الیقین فی أسرار أمیر المؤمنین (علیه‌السلام)، صفحه‌ی ۳۱۴، فصل ‏[اختلاف الناس فی الإمام‏]؛ مدینه معاجز الأئمه الإثنی عشر، بحرانی، جلد ۱، صفحه‌ی ۴۶۹، الرابع و التسعون و مائه؛ بحار الأنوار، علامه مجلسی، جلد ‏۳۸، صفحه‌ی ۳۱۴، باب ۶۷: أنه کان أخص الناس بالرسول.

شاهد ۵: در مکاشفه‌ی حضرت فاطمه (سلام‌الله‌علیها) بعد از رحلت استاد اعظم (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) آمده است که به آن حضرت گفتند:
«هَذِهِ الدَّارُ الْفِرْدَوْسُ الْأَعْلَى الَّذِی لَیسَ بَعْدَهُ جَنَّهٌ وَ هِی دَارُ أَبِیکَ وَ مَنْ مَعَهُ مِنَ النَّبِیینَ وَ مَنْ أَحَبَّ اللهَ»
ترجمه: این سرا، فردوس برین است که بعدش بهشتی نیست و آن،‌ خانه‌ی پدرت و پیامبرانی که با او هستند و هر کس خدا دوست داشته باشد، می‌باشد.
منابع: دلائل الإمامه، طبری، صفحه‌ی ۱۳۲، خبر منامها قبل وفاتها (علیها السلام)؛ بحار الأنوار، علامه مجلسی، جلد ‏۴۳، صفحه‌ی ۲۰۸، باب ۷: ما وقع علیها من الظلم و بکائها و حزنها)

۱۵. فردوس،‌ جایگاه انبیاء بزرگ الهی (علیهم‌السلام) است:

سند ۱: قَالَ رَسُولُ اللهِ (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم): «… جَنَّهُ الْفِرْدَوْسِ الَّتِی سَقْفُهَا عَرْشُ‏ الرَّحْمَنِ‏ وَ فِیهَا قَصْرَانِ قَصْرٌ أَبْیَضُ وَ قَصْرٌ أَصْفَرُ مِنْ لُؤْلُؤَهٍ عَلَى عِرْقٍ وَاحِدٍ … وَ فِی الْقَصْرِ الْأَصْفَرِ سَبْعُونَ أَلْفَ دَارٍ مَسَاکِنُ إِبْرَاهِیمَ وَ آلِ إِبْرَاهِیمَ»
ترجمه: بهشت فردوس که سقفش عرش خدای رحمان است، در آن دو قصر است، قصری سفید و قصری زرد از لؤلو بر یک رگه … و در قصر زرد، هفتاد هزار خانه از مسکن‌های ابراهیم و خاندان ابراهیم است.
منابع: مسائل علی بن جعفر و مستدرکاتها، صفحه‌ی ۳۴۵، أخلاقیات؛ دلائل الإمامه، طبری، صفحه‌ی ۱۵۴، أخبار فی مناقبها (صلوات الله علیها)؛ الدر النظیم فی مناقب الأئمه اللهامیم، یوسف بن حاتم شامی، صفحه‌ی ۴۶۴، فصل فی ذکر مناقبها.

شاهد ۱: قَالَ رَسُولُ اللهِ (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم): «الْیَوْمَ الْخَامِسَ عَشَرَ: اللهُمَّ ارْزُقْنِی فِیهِ طَاعَهَ الْعَابِدِینَ وَ اشْرَحْ فِیهِ صَدْرِی بِإِنَابَهِ الْمُخْبِتِینَ بِأَمَانِکَ یَا أَمَانَ الْخَائِفِینَ. مَنْ دَعَا بِهِ قَضَى اللهُ لَهُ ثَمَانِینَ حَاجَهً مِنْ حَوَائِجِ الدُّنْیَا وَ عِشْرِینَ مِنْ حَوَائِجِ الْآخِرَهِ وَ رَفَعَ‏ لَهُ‏ فِی‏ جَنَّهِ الْفِرْدَوْسِ‏ أَلْفَ مَدِینَهٍ فِی جِوَارِ النَّبِیِینَ مِنْ نُورٍ یَتَلَأْلَأُ فِی کُلِّ مَدِینَهٍ أَلْفُ أَلْفِ غُرْفَهٍ فِی کُلِّ غُرْفَهٍ أَلْفُ أَلْفِ حُجْرَهٍ فِی کُلِّ حُجْرَهٍ مَا تَشْتَهِی الْأَنْفُسُ‏ وَ تَلَذُّ الْأَعْیُن»
ترجمه: دعای روز پانزدهم [ماه رمضان]: خدایا روزی کن در آن، طاعت عبادت‌کنندگان و باز کن سینه‌ام را به انابه‌ی مخبتین، به امان تو ای امان ترسانان. هر کس این دعا را بخواند، خدای تعالی برایش هشتاد حاجت از حاجت‌های دنیا و بیست حاجت از حاجت‌های آخرت را بر آورده می‌سازد و برایش در بهشت فردوس، هزار شهر در همسایگی پیامبران بالا می‌برد از نوری که می‌درخشد، در هر شهری هزار هزار غرفه، در هر غرفه، هزار هزار اتاق، در هر اتاق، آنچه نفس بخواهد و چشم لذت ببرد، وجود دارد.
منابع: البلد الأمین و الدرع الحصین، کفعمی، صفحه‌ی ۲۲۱، دعای هر روز ماه رمضان.

شاهد ۲: در مکاشفه‌ی حضرت فاطمه (سلام‌الله‌علیها) بعد از رحلت استاد اعظم (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) آمده است که به آن حضرت گفتند:
«هَذِهِ الدَّارُ الْفِرْدَوْسُ الْأَعْلَى الَّذِی لَیسَ بَعْدَهُ جَنَّهٌ وَ هِی دَارُ أَبِیکَ وَ مَنْ مَعَهُ مِنَ النَّبِیینَ وَ مَنْ أَحَبَّ اللهَ»
ترجمه: این سرا، فردوس برین است که بعدش بهشتی نیست و آن،‌ خانه‌ی پدرت و پیامبرانی که با او هستند و هر کس خدا دوست داشته باشد، می‌باشد.
منابع: دلائل الإمامه، طبری، صفحه‌ی ۱۳۲، خبر منامها قبل وفاتها (علیها السلام)؛ بحار الأنوار، علامه مجلسی، جلد ‏۴۳، صفحه‌ی ۲۰۸، باب ۷: ما وقع علیها من الظلم و بکائها و حزنها.

شاهد ۳: قَالَ رَسُولُ اللهِ (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم): «… مَنْ أَحْیاهُ اللهُ مُتَّبِعاً لِسُنَّتِی عَامِلًا بِکتَابِ اللهِ مُوَالِیاً لِعَلِی حَتَّى یتَوَفَّاهُ اللهُ لَقِی اللهَ وَ لَا حِسَابَ عَلَیهِ وَ کانَ فِی الْفِرْدَوْسِ الْأَعْلَى مَعَ النَّبِیینَ وَ الصِّدِّیقِینَ»
ترجمه: کسی که خدای تعالی او را زنده بدارد، پیرو سنتم و عمل‌کننده به کتاب خدا و ولایت‌مدار برای علی تا این که خدا او را بمیراند، خدا را در حالی ملاقات خواهد کرد که حسابی بر او نباشد و در فردوس اعلی با پیامبران و صدیقین باشد.
منابع: مشارق أنوار الیقین فی أسرار أمیر المؤمنین (علیه‌السلام)، صفحه‌ی ۳۱۴، فصل ‏[اختلاف الناس فی الإمام‏]؛ مدینه معاجز الأئمه الإثنی عشر، بحرانی، جلد ۱، صفحه‌ی ۴۶۹، الرابع و التسعون و مائه؛ بحار الأنوار، علامه مجلسی، جلد ‏۳۸، صفحه‌ی ۳۱۴، باب ۶۷: أنه کان أخص الناس بالرسول.

۱۶. ساکنان فردوس،‌ همسایگان خدای تعالی هستند:

سند ۱: قَالَ رَسُولُ اللهِ (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم): «یا عَلِیُ مُحِبُّوکَ جِیرَانُ اللهِ فِی دَارِ الْفِرْدَوْسِ لَا یتَأَسَّفُونَ عَلَى مَا خَلَّفُوا مِنَ الدُّنْیا»
ترجمه: ای علی، دوستان تو، همسایگان خدای تعالی در خانه‌ی فردوس هستند و بر آنچه در دنیا بر جای گذاشته‌اند، تأسف نمی‌خورند.
منابع: شرح الأخبار فی فضائل الأئمه الأطهار (علیهم‌السلام)، جلد ‏۲، صفحه‌ی ۳۹۶؛ امالی، شیخ صدوق، صفحه‌ی ۵۶۱، المجلس الثالث و الثمانون؛ فضائل الشیعه، ابن بابویه، صفحه‌ی ۱۵، حدیث ۱۷؛ بشاره المصطفى لشیعه المرتضى، طبری آملی، صفحه‌ی ۱۸۰)

سند ۲: قَالَ الصَادِق (علیه‌السلام): «یا ابْنَ جُنْدَبٍ إِنْ أَحْبَبْتَ أَنْ تُجَاوِرَ الْجَلِیلَ فِی دَارِهِ وَ تَسْکُنَ الْفِرْدَوْسَ فِی جِوَارِهِ فَلْتَهُنْ عَلَیکَ الدُّنْیا وَ اجْعَلِ الْمَوْتَ نُصْبَ عَینِکَ وَ لَا تَدَّخِرْ شَیئاً لِغَدٍ»
ترجمه: ای پسر جندب، اگر دوست داری که همسایه‌ی [خدای] جلیل در خانه‌اش باشی و در فردوس برین در همسایگی‌اش ساکن شوی، باید دنیا بر تو پست باشد و مرگ را پیش چشم خود دار و چیزی برای فردا ذخیره مکن.
منابع: تحف العقول، ابن شعبه حرانی، صفحه‌ی ۳۰۴، وصیته (علیه‌السلام) لعبد الله بن جندب؛ الوافی، فیض کاشانی، جلد ۲۶، صفحه‌ی ۲۷۵؛ بحار الأنوار، علامه مجلسی، جلد ‏۷۵، صفحه‌ی ۲۸۲.

شاهد ۱: قَالَ رَسُولُ اللهِ (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم): «یا عَلِی مُحِبُّوک فِی الْفِرْدَوْسِ الْأَعْلَى جِیرَانُ اللهِ لَا یَأْسَفُونَ عَلَى مَا فَاتَهُمْ مِنَ الدُّنْیا»
ترجمه: ای علی،‌ دوستان تو در فردوس برین همسایگان خدای تعالی هستند. بر آنچه از آنان در دنیا فوت شده، تأسف نمی‌خورند.
منابع: بحار الأنوار، علامه مجلسی، جلد ‏۶۵، صفحه‌ی ۴۰، باب ۱۵: فضائل الشیعه، به نقل از ریاض الجنان فضل الله بن محمود فارسی.

۱۷. نهرهای چهارگانه‌ی بهشت، از فردوس، سرچشمه می‌گیرد:

سند ۱: قَالَ رَسُولُ اللهِ (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم): «إِذَا کَانَ یَوْمُ الْقِیَامَهِ یَقْعُدُ عَلِیُ بْنُ أَبِی طَالِبٍ (علیه‌السلام) عَلَى الْفِرْدَوْسِ … وَ مِنْ سَفْحِهِ تَنْفَجِرُ أَنْهَارُ الْجَنَّهِ وَ تَتَفَرَّقُ فِی الْجِنَانِ»
ترجمه: چون روز قیامت شود، علی بن ابی‌طالب (علیه‌السلام) بر فردوس می‌نشیند … و از آبریزگاه آن، نهرهای بهشت، می‌جوشد و در بهشت، پراکنده می‌گردد.
منابع: مائه منقبه من مناقب أمیر المؤمنین و الأئمه، ابن شاذان، صفحه‌ی ۸۵، المنقبه الثانیه و الخمسون؛ کشف الغمه فی معرفه الأئمه، اربلی، جلد ۱، صفحه‌ی ۱۰۳، فی محبه الرسول (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) إیاه؛ إرشاد القلوب إلى الصواب، دیلمی، جلد ‏۲، صفحه‌ی ۲۳۵، فصل: فی حبّه و التوعّد على بغضه و فضائل فاطمه.

شاهد ۱: قَالَ رَسُولُ اللهِ (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم): «الْجَنَّهُ مِائَهُ دَرَجَهٍ مَا بَینَ کُلِّ دَرَجَتَینِ کمَا بَینَ السَّمَاءِ وَ الْأَرْضِ الْفِرْدَوْسُ أَعْلَاهَا دَرَجَهً مِنْهَا تُفَجَّرُ أَنْهَارُ الْجَنَّهِ الْأَرْبَعَهُ»
ترجمه: بهشت، صد درجه دارد. بین هر دو درجه، مانند [فاصله‌ی] بین آسمان و زمین است. فردوس، بالاترین درجه‌اش است. از آن، نهرهای چهارگانه‌ی [آب، شراب، عسل و شیر] بهشت سرچشمه می‌گیرد.
منابع: تفسیر صافی، فیض کاشانی، جلد ۳، صفحه‌ی ۲۶۸، ذیل آیه‌ی ۱۰۷ سوره‌ی کهف؛ بحار الأنوار، جلد ۸، صفحه‌ی ۸۹، باب ۲۳: الجنه و نعیمها؛ تفسیر کنز الدقائق و بحر الغرائب، قمی مشهدی، جلد ۸، صفحه‌ی ۱۷۷، ذیل آیات ۹۷ تا ۱۰۸ سوره‌ی کهف.

شاهد ۲: قَالَ رَسُولُ اللهِ (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم): «فاذا سألتم الله فاسألوه الفردوس … و منه تُفجِّر أنهارُ الجنه»
ترجمه: هر گاه از خدا در خواست می‌کنید، از او فردوس بخواهید … و از آن، نهرهای بهشت، سرچشمه می‌گیرد.
منابع: صحیح بخاری، جلد ۳، صفحه‌ی ۱۰۲۸؛ مسند ابن حنبل، جلد ۳، صفحه‌ی ۲۳۳؛ سنن الکبری، بیهقی، جلد ۹، صفحه‌ی ۲۷؛ کنز العمال، متقی هندی، ۴، صفحه‌ی ۲۸۸.

شاهد ۳: قَالَ رَسُولُ اللهِ (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم): «الْجَنَّهُ مِائَهُ دَرَجَهٍ مَا بَینَ کُلِّ دَرَجَهٍ مِنْهَا کَمَا بَینَ السَّمَاءِ وَ الْأَرْضِ وَ الْفِرْدَوْسُ‏ أَعْلَاهَا سُمُوّاً وَ أَوْسَطُهَا مَحَلَّهً وَ مِنْهَا یَتَفَجَّرُ أَنْهَارُ الْجَنَّهِ»
ترجمه: بهشت، صد درجه است. بین هر درجه از آن، مانند [فاصله‌ی] بین آسمان و زمین است. فردوس، بالاترین بلندای آن است و میانه‌ترین جایگاه آن است و از آن، نهرهای بهشت، سرچشمه می‌گیرد.
منابع: بحار الأنوار، علامه مجلسی، جلد ۸، صفحه‌ی ۱۹۶، باب ۲۳، الجنه و نعیمها.

شاهد ۴: قَالَ رَسُولُ اللهِ (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم): «الجنهُ مِئهُ دَرَجَه، کُلُّ دَرَجَهٍ مِنها مَا بَینَ السَّماءِ وَ الارضِ و إنَّ أعلاها الفِردَوس … منها تُفَجِّرُ أنهارُ الجَنَّه»
ترجمه: بهشت صد درجه است، هر درجه از آن آنچه بین آسمان و زمین است و همانا بالاترینش فردوس است … از آن نهرهای بهشت، سرچشمه می‌گیرد.
منابع: سنن ابن ماجه، جلد ۲، صفحه‌ی ۱۴۴۸؛ مسند ابن حنبل، جلد ۸، صفحه‌ی ۲۵۴؛ المستدرک علی الصحیحین، حاکم نیشابوری، جلد ۱، صفحه‌ی ۱۵۳؛ کنز العمال، متقی هندی، جلد ۱۴، صفحه‌ی ۴۵۳.

۱۸. خدای تعالی، فردوس را با دست خودش بنا کرده است:

شاهد ۱: قَالَ رَسُولُ اللهِ (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم): «إِنَّ اللهَ بَنَى الْفِرْدَوْسَ بِیدِهِ»
ترجمه: همانا خدای تعالی فردوس را با دست خودش [تجلیات ویژه‌ی خودش] بنا کرده است.
منابع: مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، محدث نوری، جلد ۱۷، صفحه‌ی ۶۲، باب تحریم الإصرار على شرب الخمر)

۱۹. نیکانی چون سلمان، ابوذر، عمار و مقداد، در فردوس هستند:

سند ۱: قَالَ الصَادِق (علیه‌السلام) فِی قَوْلِهِ تَعَالَى: «إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ کانَتْ لَهُمْ جَنَّاتُ الْفِرْدَوْسِ نُزُلًا» (سوره‌ی کهف، آیه‌ی ۱۰۷. ترجمه: بى‏گمان کسانى که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده‏اند باغ‌هاى فردوس جایگاه پذیرایى آنان است): «هَذِهِ نَزَلَتْ فِی أَبِی ذَرٍّ وَ الْمِقْدَادِ وَ سَلْمَانَ الْفَارِسِی وَ عَمَّارِ بْنِ یاسِرٍ جَعَلَ اللهُ لَهُمْ جَنَّاتِ الْفِرْدَوْسِ نُزُلًا مَأْوًى وَ مَنْزِلًا»
ترجمه: این آیه در باره‌ی ابوذر، مقداد، سلمان فارسی و عمار بن یاسر نازل شده است. خدای تعالی برایشان باغ‌های فردوس را منزل و پناه‌گاه قرار داده است.
منابع: تفسیر قمی، علی بن ابراهیم، جلد ‏۲، صفحه‌ی ۴۶، ذیل آیات آخر سوره‌ی کهف؛ تفسیر صافی، فیض کاشانی، جلد ‏۳، صفحه‌ی ۲۶۸، ذیل آیات آخر سوره‌ی کهف؛ البرهان فی تفسیر القرآن، سید هاشم بحرانی، جلد ‏۳، صفحه‌ی ۶۸۸، ذیل آیات آخر سوره‌ی کهف؛ بحار الأنوار، علامه مجلسی، جلد ‏۴، صفحه‌ی ۱۵۱، باب ۶: کلامه تعالى و معنى قوله تعالى قل لو کان البحر مداداً الآیه؛ تفسیر نور الثقلین، حویزی، جلد ‏۳، صفحه‌ی ۳۱۳، ذیل آیات آخر سوره‌ی کهف؛ تفسیر کنز الدقائق و بحر الغرائب، قمی مشهدی، جلد ۸، صفحه‌ی۱۷۷، ذیل آیات آخر سوره‌ی کهف.

سند ۲: قَالَ أَبُو الْحَسَنِ (علیه‌السلام): «إِذَا کانَ یوْمُ الْقِیامَهِ نَادَى مُنَادٍ: «أَینَ حَوَارِی مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللهِ رَسُولِ اللهِ الَّذِینَ لَمْ ینْقُضُوا الْعَهْدَ وَ مَضَوْا عَلَیهِ؟» فَیقُومُ سَلْمَانُ وَ الْمِقْدَادُ وَ أَبُو ذَرٍّ … فَهَؤُلَاءِ أَوَّلُ الشِّیعَهِ الَّذِینَ یَدْخُلُونَ الْفِرْدَوْسَ وَ هَؤُلَاءِ أَوَّلُ السَّابِقِینَ وَ أَوَّلُ الْمُقَرَّبِینَ وَ أَوَّلُ الْمَحْبُورِینَ»
ترجمه: امام کاظم (علیه‌السلام) فرمودند: «چون روز قیامت فرا رسد، ندادهنده‌ای ندا می‌دهد: کجایند یاران برگزیده‌ی محمد بن عبد الله پیامبر خدا، کسانی که پیمان نشکستند و بر همان رفتند؟ پس سلمان و مقداد و ابوذر بر می‌خیزند … پس اینان اولین شیعیانی هستند که داخل فردوس می‌شوند و اینان،‌ اولین سبقت‌گیرندگان هستند و اینان، اولین مقربین هستند و اینان، اولین شادمانان هستند.
منابع: اختصاص، شیخ مفید، صفحه‌ی ۶۲؛ بحار الأنوار، علامه مجلسی، جلد ‏۳۴، صفحه‌ی ۲۷۶، [الباب الرابع و الثلاثون‏] باب فیه ذکر أصحاب النبی.

۲۰. اصحاب خاص هر امام، اولین شیعیانی هستند که وارد فردوس می‌شوند:

سند ۱: قَالَ أَبُو الْحَسَنِ (علیه‌السلام): «إِذَا کانَ یوْمُ الْقِیامَهِ نَادَى مُنَادٍ: «أَینَ حَوَارِی مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللهِ رَسُولِ اللهِ الَّذِینَ لَمْ ینْقُضُوا الْعَهْدَ وَ مَضَوْا عَلَیهِ؟» فَیقُومُ سَلْمَانُ وَ الْمِقْدَادُ وَ أَبُو ذَرٍّ. قَالَ: ثُمَّ یُنَادِی [الْمُنَادِی‏]: «أَینَ حَوَارِی عَلِی بْنِ أَبِی طَالِبٍ وَصِی مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللهِ رَسُولِ اللهِ؟» فَیقُومُ عَمْرُو بْنُ الْحَمِقِ الْخُزَاعِی، وَ مُحَمَّدُ بْنُ أَبِی بَکرٍ، وَ مِیثَمُ بْنُ یحْیى التَّمَّارُ مَوْلَى بَنِی أَسَدٍ، وَ أُوَیسٌ الْقَرَنِی. قَالَ: ثُمَّ یُنَادِی الْمُنَادِی: «أَینَ حَوَارِی الْحَسَنِ بْنِ عَلِی [وَ] ابْنِ فَاطِمَهَ بِنْتِ مُحَمَّدٍ رَسُولِ اللهِ؟» فَیَقُومُ سُفْیانُ بْنُ أَبِی لَیلَى الْهَمْدَانِی، وَ حُذَیفَهُ بْنُ أَسِیدٍ الْغِفَارِی. قَالَ: ثُمَّ یُنَادِی [الْمُنَادِی‏]: «أَینَ حَوَارِی الْحُسَینِ بْنِ عَلِی؟» فَیقُومُ کُلُّ مَنِ اسْتُشْهِدَ مَعَهُ وَ لَمْ یَتَخَلَّفْ عَنْهُ. ثُمَّ یُنَادِی: «أَینَ حَوَارِی عَلِی بْنِ الْحُسَینِ عَلَیهِ السَّلَامُ؟» فَیقُومُ جُبَیرُ بْنُ مُطْعِمٍ، وَ یحْیى ابْنُ أُمِّ الطَّوِیلِ، وَ أَبُو خَالِدٍ الْکابُلِی، وَ سَعِیدُ بْنُ الْمُسَیبِ. ثُمَّ یُنَادِی «أَینَ حَوَارِی مُحَمَّدِ بْنِ عَلِی وَ حَوَارِی جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ؟» فَیقُومُ عَبْدُ اللهِ بْنُ شَرِیک الْعَامِرِی، وَ زُرَارَهُ بْنُ أَعْینَ، وَ بُرَیدُ بْنُ مُعَاوِیهَ الْعِجْلِی، وَ مُحَمَّدُ بْنُ مُسْلِمٍ الثَّقَفِی، وَ لَیثُ بْنُ الْبَخْتَرِی الْمُرَادِی، وَ عَبْدُ اللهِ بْنُ أَبِی یعْفُورٍ، وَ عَامِرُ بْنُ عَبْدِ اللهِ بْنِ خُزَاعَهَ، وَ حُجْرُ بْنُ زَائِدَهَ، وَ حُمْرَانُ بْنُ أَعْینَ. ثُمَّ یُنَادِی سَائِرَ الشِّیعَهِ مَعَ سَائِرِ الْأَئِمَّهِ (صَلَوَاتُ اللهِ عَلَیهِمْ) یوْمَ الْقِیامَهِ. فَهَؤُلَاءِ أَوَّلُ الشِّیعَهِ الَّذِینَ یَدْخُلُونَ الْفِرْدَوْسَ وَ هَؤُلَاءِ أَوَّلُ السَّابِقِینَ وَ أَوَّلُ الْمُقَرَّبِینَ وَ أَوَّلُ الْمَحْبُورِینَ»
ترجمه: امام کاظم (علیه‌السلام) فرمودند: «چون روز قیامت فرا رسد، ندادهنده‌ای ندا می‌دهد: کجایند یاران برگزیده‌ی محمد بن عبد الله پیامبر خدا، کسانی که پیمان نشکستند و بر همان رفتند؟ پس سلمان و مقداد و ابوذر بر می‌خیزند. سپس ندای می‌دهد: کجایند یاران برگزیده‌ی علی بن ابی‌طالب جانشین محمد بن عبد الله پیامبر خدا؟ پس عمرو بن حمق خزاعی و محمد بن ابوبکر و میثم بن یحیای خرمافروش مولای بنی اسد و اویس قرنی بر می‌خیزند. پس ندا می‌دهد: کجایند یاران برگزیده‌ی حسن پسر علی و فاطمه، دختر محمد پیامبر خدا؟ پس سفیان بن ابی لیلی همدانی و حذیفه بن اسید غفاری بر می‌خیزند. پس ندا می‌دهد کجایند یاران برگزیده‌ی حسین بن علی؟ پس تمام کسانی که با او شهید شده باشند و از او سرپیچی نکرده باشند، بر می‌خیزند. پس ندا می‌دهد: کجایند یاران برگزیده‌ی علی بن حسین (علیه‌السلام)؟ پس جبیر بن مطعم و یحیی بن ام طویل و ابوخالد کابلی و سعید بن مسیب بر می‌خیزند. سپس ندا می‌دهد: کجایند یاران برگزیده‌ی محمد بن علی و یاران برگزیده‌ی جعفر بن محمد؟ پس عبد الله بن شریک عامری و زراره بن اعین و برید بن معاویه‌ی عجلی و محمد بن مسلم ثقفی و لیث بن بختری مرادی و عبد الله بن ابی‌یعفور و عامر بن عبد الله بن خزاعه و حجر بن زائده و حمران بن اعین بر می‌خیزند. سپس سایر شیعیان را با سایر امامان معصوم (درود خدا بر آنان باد) ندا می‌دهند. پس اینان اولین شیعیانی هستند که داخل فردوس می‌شوند و اینان،‌ اولین سبقت‌گیرندگان هستند و اینان، اولین مقربین هستند و اینان، اولین شادمانان هستند.
منابع: اختصاص، شیخ مفید، صفحه‌ی ۶۲؛ بحار الأنوار، علامه مجلسی، جلد ‏۳۴، صفحه‌ی ۲۷۶، [الباب الرابع و الثلاثون‏] باب فیه ذکر أصحاب النبی.

تابع ۱: عَنْ هَمَّامٍ أَبِی عَلِی قَالَ قُلْتُ لِکَعْبٍ الْحِبْرِ مَا تَقُولُ فِی هَذِهِ الشِّیعَهِ شِیعَهِ عَلِی بْنِ أَبِی طَالِبٍ (علیه‌السلام) قَالَ: یا هَمَّامُ إِنِّی لَأَجِدُ صِفَتَهُمْ فِی کتَابِ اللهِ الْمُنْزَلِ إِنَّهُمْ حِزْبُ اللهِ وَ أَنْصَارُ دِینِهِ … خَلَقَهُمْ لِجَنَّتِهِ مَسْکنُهُمُ الْجَنَّهُ إِلَى الْفِرْدَوْسِ الْأَعْلَى فِی خِیامِ الدُّرِّ وَ غُرَفِ اللُّؤْلُؤِ وَ هُمْ فِی الْمُقَرَّبِینَ الْأَبْرَارِ یَشْرَبُونَ مِنَ الرَّحِیقِ الْمَخْتُومِ وَ تِلْکَ عَینٌ یُقَالُ لَهَا تَسْنِیمٌ لَا یُشْرَبُ مِنْهَا غَیرُهُمْ»
ترجمه: همام می‌گوید به کعب الاحبار گفتم: چه می‌گویی در باره‌ی شیعیان علی بن ابی‌طالب (علیه‌السلام)؟ گفت: ای همام، من وصفشان را در کتاب فروفرستاده‌شده‌ی خدا یافتم. ایشان حزب خدا و یاران دین او هستند … آنان را برای بهشتش آفریده، مسکنشان بهشت است تا فردوس برین. در خیمه‌هایی از دُرّ و غرفه‌های لؤلؤ و ایشان در مقربین ابرار هستند. از رحیق مهرشده می‌نوشند و آن چشمه‌ای است که به آن تسنیم گفته می‌شود و جز ایشان از آن نمی‌نوشند.
منابع: بشاره المصطفى لشیعه المرتضى، طبری آملی، صفحه‌ی ۵۰، اعتراف کعب الأحبار بفضل شیعه علی (علیه‌السلام)؛ بحار الأنوار، علامه مجلسی، جلد ‏۶۵، صفحه‌ی ۱۲۸، باب ۱۸: الصفح عن الشیعه و شفاعه أئمتهم (علیهم‌السلام).)

موفق باشید
حاج فردوسی

کلمات کلیدی: , ,

159

 
 
 
86 نویسندگان
73 پاسخ‌ها
3 دنبال کنندگان
 
مرتب کردن بر اساس بیشترین بازخورد
مرتب کردن بر اساس داغ‌ترین دیدگاه
6 نویسندگان برتر
  مشترک شوید  
اشتراک برای:
احمد

عالی ترین مراتب بهشت، بهشت عدن است که جایگاه پیامبر و ائمه (علیهم السلام) است. و بعد از آن جایگاه شیعیان در بهشت است:
حضرت علی (ع) می فرمایند: «وَ مَنْزِلُ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَهُ عَلَیْهِ وَ ءَالِهِ وَ سلَّمَ مِنَ الْجَنَّةِ فِى جَنَّةِ عَدْنٍ وَ هِىَ وَسَطُ الْجِنَانِ، وَ أَقْرَبُهَا مِن عَرْشِ الرَّحْمَنِ جَلَّ جَلَالُهُ. وَالَّذِینَ یَسْكُنُونُ مَعَهُ فِى الْجَنَّةِ هَؤُلَاءِ الإئِمَّةُ الإثْنَا عَشَرَ؛ و منزل و مقام رسول الله محمّد صلّى الله علیه و آله و سلّم در بهشت آنستكه آن حضرت در بهشت عدن هستند، و آن بهشت در میان همه بهشتهاست و از همه آنها به عرش خداوند رحمن جلّ جلالُه نزدیكتر است. و آن كسانیكه با محمّد ص در این بهشت هستند امامان دوازده گانه مى ‏باشند».

حضرت علی (ع) می فرمایند: «إِنَّ أَهْلَ الْجَنَّةِ یَنْظُرُونَ إلَى مَنَازِلِ شِیعَتِنَا كَمَا یَنْظُرُ الإنْسَانُ إلَى الْكَوَاكِبِ؛ اهل بهشت به مسكن‏ ها و منزل‏هاى شیعیان ما نظر مى‏ كنند همچنانكه مردم به ستارگان نظر مى ‏كنند.»

و شاید پایین ترین درجه بهشت، حظیره باشد که برای شیعیان فاسق ومومنان طایفه جن به آنجا می روند.

سبا

قطعا بهشت مراتب و درجات گوناگونی دارد هر چند بعضی از ویژگی های بهشت برای همه بهشتیان یکسان است.

«دَرَجَاتٌ مُتَفَاضِلاتٌ وَ مَنَازِلُ مُتَفَاوِتَاتٌ لا یَنْقَطِعُ نَعِیمُهَا وَ لَا یَظْعَنُ مُقِیمُهَا وَ لا یَهْرَمُ خَالِدُهَا وَ لا یَبْأَسُ سَاكِنُهَا؛ در بهشت، درجاتى از یكدیگر برتر، و جایگاه‏هایى گوناگون و متفاوت وجود دارد كه نعمت‏هایش پایان ندارد، و ساكنان آن هرگز خارج نگردند، ساكنان بهشت جاوید، هرگز پیر و فرسوده نگردند، و گرفتار شدائد و سختى ها نخواهند شد.»

در سوره الواقعه مردم به سه دسته تقسیم می کند که دو دسته آن ها بهشتی هستند، السابقون و اصحاب یمین و بعد بهشت هر کدام را جداگانه توصیف می کند و نعمت های مختلفی را برای آن ها بیان می کند.

دانیال

علت 8 درجه بودن بهشت در چیست؟ یعنی فرق این درجات به نعمتها بیشتر بوده یا همنشین بودن با معصومان؟؟

شیران

عدالت خداوند مقتضي آن است كه بهشت داراي درجات مختلفي باشد. لذا بهشت داراي درجات مختلف است و هر انساني به حسب كمال و ارزش خود در بهشت درجات دارد و هر عمل خيري آدمي را درجه اي بالاتر مي برد و در اين ميان ممكن است افرادي با ورود به جهنم، پاك شده و در نهايت به بهشت وارد شوند و طبيعي است كه درجه وي بسيار متفاوت از شخصي است كه در عمر خود مرتكب گناه نشده و يا احياناً بسيار كمتر گناه كرده است.
البته در برخي از روايات اشاره شده است كه درجات بهشت به تعداد آيات قرآن است.”عَلَيْكُمْ بِتِلَاوَةِ الْقُرْآنِ فَإِنَّ دَرَجَاتِ الْجَنَّةِ عَلَى عَدَدِ آيَاتِ الْقُرْآن‏…” بر شما باد بخواندن قرآن كه درجات بهشت بشماره آيات آن است‏ …” لذا براي بهشت درجات زيادي بيان شده است و آنچه به عنوان عدد 7 و يا 8 بيان شده، ناظر به درهاي بهشت و جهنم است در حديثي از رسول خدا(ص)نقل شده است كه فرمود”… لِلْجَنَّةِ ثَمَانِيَةُ أَبْوَابٍ وَ لِلنَّارِ سَبْعَةُ أَبْوَاب…”… بهشت را هشت در است و دوزخ را هفت‏‏ …”

نفس

کسي كه وارد بهشت شود در هر شان و مرتبه و درجه اي كه قرار داشته باشد، از يك سري خدمات عمومي بهشت و از امتيازات كلي زندگي بهشتي برخوردار مي شود. از جمله اينكه در بهشت، مرگ و بيماري، غم و اندوه، رنج و درد وجود ندارد. هيچ نوع عذاب روحي و جسمي بهشتيان را آزار نخواهد داد؛ كه اصلا آزار و سختي با اصالت بهشت سازگار نيست.
اما فارغ از درجات عمومي كه براي همگان يكسان است، نعمتهايي در بهشت وجود دارد كه به برخي اختصاص داشته كه ديگران از آن محروم هستند و بالاترين درجه آن رسيدن به مرحله قرب الهي است كه خداوند در قرآن از آن به برترين درجه بهشت ياد مي كند”خداوند به مردان و زنان باايمان، باغهايى از بهشت وعده داده كه نهرها از زير درختانش جارى است جاودانه در آن خواهند ماند و مسكن‏هاى پاكيزه‏اى در بهشتهاى جاودان (نصيب آنها ساخته) و (خشنودى و) رضاى خدا، (از همه اينها) برتر است و پيروزى بزرگ، همين است.”
بنابراين سعادت افراد در بهشت، درجات مختلفي دارد كه ممكن است علاوه بر نعمتهاي مادي، نعمهاي معنوي را نيز شامل شود. مثلاً ممكن است شخصي با درجه اي خاص، در عين اينكه از نمتهاي مادي بيشتري نسبت به افراد پائين تر برخوردار بوده، اما از همنشيني با امام محروم شود و يا احياناً شخصي به درجه همنشيني امام نيز برسد. اما در عين حال به مقام قرب و رضوان الهي نرسد.

مجد

چه فرقي بين طبقات بهشت وجود دارد و انسان چگونه مي تواند به بهترين جايگاه بهشت برود؟

سعید

برای مؤمن باهوش و زیرک شایسته است که همیشه کوشش نماید که درجات و مقامش در بهشت جاودان بلند باشد، همانگونه که برخی از مردم در بدست آوردن پست و مقام در دنیا همت بلند دارند. لذا باید همت ما در امور آخرت بیشتر از آن باشد، پس هرگاه رسول خدا صلی الله علیه وآله وصحبه وسلم به ما دستور فرموده اند چون از خداوند بهشت را طلب نمودید، فردوس را بخواهید، چنین نباشید مانند بعضی افراد که می‌گویند: خدایا به ما بهشت عطا بفرما، اگرچه نزد دروازه اش باشد، بلکه از خداوند درجات عالی و مراتب بلند طلب کنیم.

امنه

بدرستی که منازل زیبا و درجات عالی بهشت با داشتن مال بسیار یا مقام یا فرزند بدست نمی‌آید، بلکه به وسیله ایمان و عمل صالح حاصل می‌گردد. الله متعال می‌فرماید:
«و اموال و فرزندانتان چيزى نيستند كه شما را در نزد ما نزديك سازند. بلكه [مقرب‏] كسى است كه ايمان آورد و كار شايسته كند، پس آنان به [جبران‏] كارى كه كرده‏اند سزاى دو چندان دارند و آنان در غرفه ‏هاى [بلند] ايمن‏اند».[سبا: 37].

یسنا

ابو سعید خدری می گوید:
روزی رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود:« روز قیامت دو فرشته بر صراط می‌نشینند و هیچ کس جز با برات (گواهی عبور) امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب علیه السلام حق عبور از صراط ندارد. هر کس فاقد این برات باشد، فرشتگان به فرمان خداوند، او را با صورت در آتش می افکنند. خداوند نیز در این آیه به همین اشاره می کند:
«وَقفو هُم اِنهم مَسؤولُونَ» _سوره صافات آیه 24_ (آنها را نگه دارید که بازخواست خواهند شد.)
بحارالانوار، ج 39، ص 202 ———– مناقب

پدرام

اعمالی که باعث ورود انسان به بهشت می شود چیست

مریم

1) شهادتین
اولین سبب وارد شدن به بهشت، شهادت و گواهی حق است كه وزن و مقدار آن گواهی، به اندازه وزن آسمان و زمین است، این گواهی كه هیچ معبودی به حق نیست مگر خدای یكتا، و هیچ شریكی ندارد و محمد بنده و رسول خداست.
هركس كه این گواهی را بدهد و به اركان آن عمل نماید و خدا را به یگانگی پرستش كند، وارد بهشت میشود.
عباده بن صامت از رسول اكرم (ص) روایت میكند كه آن حضرت فرمود:
((من قال أشهد أن لا إله إلاَّ الله وحده لا شریك له وأن محمداً عبده ورسوله وأن عیسی عبدالله ورسوله وكلمته ألقاها إلی مریم وروح منه وأن الجنة حق والنار حق، أدخله الله علی ما كان من العمل)). [متفق علیه].
كسی كه گواهی دهد: هیچ معبود حقی به جز خدای یگانه نیست، و هیچ همتایی ندارد، و گواهی دهد كه محمد بنده و پیامبر خداست، و همچنین گواهی دهد كه حضرت عیسی بنده و پیامبر و كلمه خداوند و روحی از طرف خداوند است و بهشت و جهنم حق اند، هر عملی داشته باشد خداوند او را وارد بهشت میكند.

مریم

2- استقامت بر طاعت خداوند و رسول
خداوند میفرماید:
إنَّ الذین قالوا ربنا الله ثم استقاموا فلا خوف علیهم ولا هم یحزنون أولئك أصحاب الجنة خالدین فیها جزاءً بما كانوا یعملون. [احقاف 13].
[آنان كه گفتند آفریننده ما خداست و بر این سخن، پایدار و ثابت ماندند، بر آن ها هیچ ترس و بیم و حزن و اندوهی در دنیا و آخرت نخواهد بود].
استقامت؛ یعنی پایدار ماندن بر طاعت خدا و طاعت رسول خدا ، و كسی كه استقامت كند وارد بهشت میشود.
ابوهریره از رسول اكرم (ص) روایت میكند كه آن حضرت فرمود:
((كل أمتی یدخلون الجنة إلاَّ من أبی قالوا یا رسول الله ومن یأبی قال: من أطاعنی دخل الجنة ومن عصانی فقد أبی)). [بخاری].
همه امت من وارد بهشت خواهند شد، مگر كسی كه خود از وارد شدن به آن امتناع ورزد. سؤال كردند: ای رسول خدا! چه كسی است كه از ورود به بهشت امتناع میورزد؟ فرمود: كسی كه از من اطاعت كند به بهشت وارد خواهد شد، وكسی كه از من نافرمانی كند او همان است كه خودش از ورود به بهشت امتناع ورزیده است.

مریم

3- شهادت در راه خدا
خداوند در سوره توبه آیه 11 درباره شهادت میفرماید
إِنَّ اللّهَ اشْتَرَي‏ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنْفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُم بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللّهِ فَيَقْتُلُونَ وَيُقْتَلُونَ وَعْداً عَلَيْهِ حَقّاً فِي التَّوْرَاةِ وَالْإِنْجِيلِ وَالْقُرْآنِ وَمَنْ أَوْفَي‏ بِعَهْدِهِ مِنَ اللّهِ فَاسْتَبْشِرُوا بِبَيْعِکُمُ الَّذِي بَايَعْتُم بِهِ وَذلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ (111)
خداوند از مومنان، جان ها و اموالشان را خریداری کرده، که (در برابرش) بهشت برای آنان باشد، (به اینگونه که): در راه خدا پیکار می کنند، می کشند و کشته می شوند، این وعده حقی است بر او، که در تورات و انجیل و قرآن ذکر فرموده، و چه کسی از خدا به عهدش وفادارتر است؟! اکنون بشارت باد بر شما، به داد و ستدی که با خدا کرده اید، و این است آن پیروزی بزرگ!

مریم

4- تلاوت قرآن
اهل قرآن اهل خدا و افراد خاص او هستند، قرآن سبب ورود آن ها به بهشت میشود.
عبدالله بن عمرو از رسول اكرم (ص) روایت میكند كه آن حضرت فرمود:
((یقال لصاحب القرآن اقرأ وارتق ورتل كما كنت ترتل فی الدنیا فإن منزلتك عند آخر آیة تقرأ بها)). [ترمذی و ابوداود وابن ماجه وصححه اٍلألبانی].
به صاحب قرآن گفته میشود: بخوان و پیش برو و با ترتیل تلاوت كن (قرآن را با قرائت درست و آهنگ خوش بخوان) همان گونه كه در دنیا می خواندی؛ زیرا منـزل و جایگاه تو آخرین آیه ای است كه آن را تلاوت میكنی.

مریم

5- تلاوت بعضی سوره ها
از سخنان رسـول الله (ص) است كه بعضی از سوره ها و آیه ها سبب وارد شدن به بهشت میشود؛
أبو أمامه از رسول اكرم (ص) روایت میكند كه آن حضرت فرمود:
((من قرأ آیة الكرسی دبر كل صلاة مكتوبة لم یمنعه من دخول الجنة إلاَّ أن یموت)). [نسایی وطبرانی وابن حبان وصححه الألبانی].
هركس پس از هر نماز فرض، آیة الكرسی را بخواند، هیچ چیز مانع وارد شدن او به بهشت نمیشود، مگر این كه دنیا را وداع گوید.
انَس از رسول اكرم (ص) روایت میكند كه آن حضرت فرمود:
((سورة من القرآن ما هی إلاَّ ثلاثون آیة خاصمت عن صاحبها حتی أدخلته الجنة وهی سورة تبارك)). [طبرانی واحادیث المختارة وحسنه الألبانی].
سوره ای در قرآن وجود دارد كه فقط دارای سی آیه است و آن سوره، از كسی كه او را بخواند دفاع میكند تا این كه او را وارد بهشت مینماید و آن، سوره تبارك (فرقان) می باشد.
از اَنس بن مالك روایت است:
((كان رجل من الأنصار یؤمهم فی مسجد قباء وكان یقرأ قل هو الله أحدفی كل ركعة فسأله رسول الله : ما یحملك أن تقرأ هذه السورة فی كل ركعة؟ فقال: یا رسول الله إنّی أحبها، فقال: إنَّ حبها أدخلك الجنة)). [بخاری معلقاً وترمذی وقال الألبانی حسن صحیح].
مردی از انصار، مردم را در مسجد قُبا امامت میكرد و در هر ركعت سوره قل هو الله أحد(توحید)را می خواند رسول اكرم (ص) از او پرسید: چه چیز تو را وادار میكند تا این سوره را در هر ركعت بخوانی؟ آن مرد در پاسخ گفت: ای رسول خدا! من این سوره را دوست دارم. آن حضرت فرمود: دوست داشتن این سوره تو را به بهشت وارد میكند.

مریم

6- تسبیح (سبحان الله گفتن) و تحمید (الحمدالله گفتن) و تهلیل (لا اله الا الله گفتن) و تكبیر (الله اكبر گفتن)
ابن مسعود روایت میكند كه رسول اكرم (ص) فرمودند:
((لقیت إبراهیم لیلة أسری بی فقال یا محمد أقرئ أمتك منی السلام وأخبرهم أن الجنة طیبة التربة عذبة الماء وأنها قیعان وأنَّ غراسها سبحان الله والحمد لله ولا إله إلا الله والله أكبر)). [ترمذی وحسنه الألبانی].
در شب معراج ابراهیم (خلیل االله) را دیدم كه فرمودند: سلام من را به امت خود برسان و بگو كه بهشت، خاكی پاك و تمیز دارد، و آبش شیرین است، و زمینش سفید و هموار است، وكشتزارش گفتن سبحان الله، والحمد لله، ولا إله إلاَّ الله، و الله اكبر میباشد.
از اسباب ورود به بهشت، ذكر خدا پس از هر نماز است:
ابوهریره روایت میكند:
((أنَّ فقراء المهاجرین أتوا رسـول الله (ص) فقالوا ذهب أهل الدثور بالدرجات العلی والنعیم المقیم فقال وما ذاك قالوا: یصلون كما نصلی ویصومـون كما نصوم ویتصدقون ولا نتصدق ویعتقون ولا نعتق فقال رسول الله أفلا أعلمكم شیئا تدركون به من سبقكم وتسبقون به من بعدكم ولا یكون أحد أفضل منكم إلاَّ من صنع مثل ما صنعتم؟ قالوا بلی یا رسول الله، قال: تسبحون وتكبرون وتحمدون دبر كل صلاة ثلاثا وثلاثین مرة)). [متفق علیه].
فُقرای مهاجرین نزد پیامبرآمدند و گفتند: ثروتمندان با درجات عالی و نعمت های همیشگی رفتند، آن حضرت فرمودند: چگونه ؟ گفتند: نماز میخوانند همچنان كه ما نماز میخوانیم، و روزه میگیرند همچنان كه ما روز میگیریم، و صدقه میدهند، ولی ما صدقه نمیدهیم، و برده آزاد میكنند، و ما چنین نمیكنیم، آن حضرت فرمود: آیا شما را از چیزی با خبر كنم كه به آنان ـ كه از شما سبقت گرفته اند ـ برسید؟ و از كسانی كه پس از شما میآیند، پیشی بگیرید، و هیچ كس از شما بهتر نباشد، مگر كسی كه مانند شما عمل نماید ؟ گفتند: بلی ای رسول خدا! آن حضرت فرمود: در پایان هر نماز 33 بار سبحان الله، و33 بار الله اكبر، و33 بار الحمد لله، بگویید.

مریم

7- طلب بهشت و پناه بردن به خدا از جهنم
اگر بهشت را طلب كنی، بهشت به دعای تو آمین میگوید.
أنس از رسول اكرم (ص) روایت میكند كه آن حضرت فرمود:
((من سأل الله الجنة ثلاث مرات قالت الجنة اللهم أدخله الجنة، ومن استجار من النار ثلاث مرات قالت النار اللهم أجره من النار)). [ترمذی ونسایی وابن ماجه وصححه الألبانی].
هركس سه بار از خدا بهشت را درخواست كند، بهشت میگوید: بارخدایا! او را به بهشت وارد كن و كسی كه از آتش دوزخ سه بار به خدا پناه برد، آتش دوزخ میگوید: خدایا! او را از آتش دوزخ پناه ده.

مریم

8- نماز
نماز پایه و ستون دین است و خداونـد در هر شبانه روز، پنج نماز بر ما فرض نموده است و محبوبترین عبادت ها نزد خدا نمازهای فرض (نمازهای پنجگانه) می باشد و كسی كه فرض های خدا را چنان كه امر فرموده انجام دهد، وارد بهشت میشود؛
عباده بن صامت از رسول اكرم (ص) روایت می كند كه فرمودند:
((خمس صلوات كتبهن الله علی العباد فمن جاء بهن لم یضیع منهن شیئا استخفافا بحقهن كان له عند الله عهد أن یدخله الجنة، ومن لم یأت بهن فلیس له عند الله عهد، إن شاء عذبه، وإن شاء أدخله الجنة)). [مالك واحمد وابوداود ونسایی وابن ماجه وصححه الألبانی].
خداوند پنج نماز بر بندگان خود نوشته، هركس این نمازها را ادا نماید و چیزی از حق آن سبك نشمارد تا ضایع نشود، خداوند پیمان بسته است كه او را وارد بهشت كند، و كسی كه این نمازها را به جای نیاورد خداوند با او عهد و پیمانی ندارد، اگر بخواهد عذابش میدهد، و اگر بخواهد او را وارد بهشت میكند.

مریم

9 – بیداری در دل شب و عبادت خداوند
باری تعالی درباره آن ها چنین میفرماید:
كانوا قلیلاً من اللیل ما یهجعون وبالأسحار هم یستغفرون17]الذاریات].
[و از شب اندكی را در خواب به سر میبردند و سحرگاهان از درگاه خـدا طلب آمرزش و مغفرت میكردند].

مریم

10- جهاد در راه خدا
آن چه به این دین مبین مقامی والا و عظیم داده است، جهاد در راه خداست، هركس در راه خدا جهاد كند تا كلمةالله سربلند و والامقام بماند، بهشت بر او واجب میگردد.
ابوهریره از رسول اكرم (ص) روایت میكند كه آن حضرت فرمودند:
((تكفل الله لمن جاهد فی سبیله لا یخرجه إلاَّ الجهاد فی سبیله وتصدیق كلماته بأن یدخله الجنة، أو یرجعه إلی مسكنه الذی خرج منه مع ما نال من أجر أو غنیمة)). [متفق علیه].
خداوند ضامن كسی است كه در راه خدا جهاد كند، و ضامن آن كس كه برای هیچ چیز جز جهاد در راه خدا و تصدیق كلمات خدا، از خانه اش خارج نشده است، نه برای این كه خدا او را [به خاطر جهاد] وارد بهشت كند یا این كه او را با آن چه از پاداش یا غنیمت نصیبش شـده است به خانه اش ـ كه از آن خارج شده ـ ، بازگرداند.

مریم

11- انفاق
خداوند بندگان پرهیزكار خود را كه در راه او انفاق میكنند، بسیار ستوده است.
حذیفه از رسول اكرم (ص) روایت میكند كه آن حضرتفرمودند:
((من تصدق بصدقة ابتغاء وجه الله خُتٍمَ الله بها دخل الجنة)). [احمد وصححه الألبانی].
هركس در راه خدا صدقه دهد، و این صدقه پایان و مردن او باشد، خداوند او را به بهشت وارد میكند.

مریم

12- صبر
برادر مسلمان! خداوند تبارك و تعالی میفرماید:
إنّما یوفی الصابرون أجرهم بغیر حساب ]الزمر -10[
[خدا صابران را به حد كامل و بدون حساب پاداش خواهد داد].
صبر علامت و نشانه ای است از نشانه های ایمان بنده به خدا، و نزدیك بودن او به خدای متعال. هركس بر مْردن محبوب خود، از پسر و برادر و غیر اینها صبر كند، وارد بهشت میشود.
ابوهریرهدر حدیث قدسی از رسول اكرم (ص) روایت میكند كه خداوند فرمود:
((قال یقول الله تعالی ما لعبدی المؤمن عندی جزاء إذا قبضت صفیه من أهل الدنیا ثم احتسبه إلاَّ الجنة)). [بخاری].
پاداش بنده مؤمن من آن است كه اگر بر هر چیز گران بها و همدم و دوست او را از دنیا گرفتم صبر كرد، پاداش او بهشت است.
ابوموسی اشعری از رسول اكرم (ص) روایت میكند كه آن حضرت فرمودند:
((إذا مات ولد العبد قال الله لملائكته: قبضتم ولد عبدی؟ فیقولون نعم، فیقول: قبضتم ثمرة فؤاده، فیقولون نعم، فیقول: ماذا قال عبدی؟ فیقولون: حمدك واسترجع، فیقول الله: ابنوا لعبدی بیتاً فی الجنة وسموه بیت الحمد)). [ترمذی وحسنه الألبانی].
اگر پسر بنده بمیرد، خداوند خطاب به فرشتگان میفرماید: پسر بنده ام را قبض روح كردید؟ فرشتگان در جواب میگویند: بلی! خداونـد میفرماید: میوه دل بنده ام را قبض روح كردید؟ فرشتگان میگویند: بلی! خداوند میفرماید: بنده من چه گفت؟ فرشتگان میگویند: تو را سپاس گفت و به تو رجوع كرد، خداوند میفرماید: در بهشت خانه ای برای بنده من بسازید و آن را خانه حمد و سپاس بنامید.
هر كس كه چشمش را از دست بدهد و بر آن صبر كند، وارد بهشت میشود. أنس میگوید:
از رسول اكرم (ص) شنیدم كه میفرماید:
((إن الله قال إذا ابتلیت عبدی بحبیبتیه فصبر، عوضته منهما الجنة، یرید عینیه)). [بخاری].
خداوند در حدیث قدسی میفرماید: اگر دو چشمان بنده ام را نابینا كردم و صبر نمود، به جای آن دو، بهشت به او خواهم داد.

فرهاد

نشانه‎هاي دوزخيان و فردوسيان در روي زمين و بين ما چيست؟

سبحان

بهشت و دوزخ سرمنزل و مقصود همة انسان‎هايي است كه گام در اين دنيا مي‎گذارند و پس از گذر از اين محل عبور عدّه‎اي وارد بهشت و عدّه‎اي وارد دوزخ مي‎شوند.
بهشت و دوزخ، جايگاهي است كه انسان بدون علت وارد آن نمي‎شود بلكه بذر آن دو در دنيا كاشته مي‎شود شرط اساسي آرميدن در ساية لطف حق در بهشت، ايمان به خداي متعال و ربوبيت تكويني و تشريعي او است كه مستلزم اعتقاد به معاد و نبوت مي‎باشد. اين ايمان، نهال تكامل حقيقي انسان است كه اعمال خداپسندانه بسان شاخ و برگ‎هايي است كه از آن مي‎رويد و ميوه‎اش سعادت ابدي است كه در جهان آخرت ظاهر مي‎گردد. پس اگر كسي بذر ايمان را در دل خود نيفشاند و اين نهال پربركت را غرس نكند و به جاي آن بذر زهرآگين كفر و عصيان را در دلش بپاشد، استعداد خدادادش را ضايع كرده و درختي را به بار آورده كه ميوه آن زقّوم دوزخي خواهد بود، چنين كسي راهي به سوي سعادت ابدي نمي‎برد و تأثير كارهاي نيكش از مرز اين جهان فراتر نمي‎رود؟
حاصل آن كه شرط اساسي بهشتي شدن، ايمان به خدا و اعمال خداپسندانه است. در مقابل انكار خداي متعال و انجام برخي گناهان كبيره راهي جز سقوط در جهنم نخواهد داشت.
در قرآن كريم و روايات افزون بر اين شرط لازم و كلي، به اوصاف جزئي ديگري براي بهشتيان، اشاره شده است. که از اين صفت‎ها اولاً اسباب و علل ورود به بهشت ثانياً: نشانه‎هاي بهشتيان را مي‎توان فهيمد. برخي از اين نشانه با تفصيل بيشتر عبارتند از:

معین

1. ايمان.
چنان كه گفتيم نخستين چيزي كه سرمايه اصلي نجات و خميرماية سعادت و نشانه بهشتيان شمرده شده، ايمان و عمل صالح است: «والذين امنوا و عملوا الصالحات اولئك اصحاب الجنّه هم فيها خالدون» ؛ و كساني كه ايمان آورده و عمل صالح انجام مي‎دهند، اصحاب بهشتند و در آن جايگاه ابدي خواهند ماند.

معین

2. تقوي
نشانه ديگر بهشتيان ،پرهيزكار و متقي بودن آنان است كه در آيات فراواني از قرآن مجيد روي آن تكيه شده است: «اين همان بهشتي است كه ما به ارث به بندگان پرهيزكار خود مي‎بخشيم.»

معین

3. نيكوكاري
نشانة ديگري كه براي بهشتيان در قرآن نام بوده شده، احسان و نيكوكاري افراد است. از جمله در آية 85 سورة مائده پس از اشاره به وضع گروهي از دانشمندان مسيحي كه با شنيدن آيات قرآن منقلب شدند و سيلاب اشك از چشمانشان جاري شد و ايمان آوردند و اعتراف به حق كردند، مي‎فرمايد: «خداوند به خاطر اين سخن به آنان باغ‎هايي از بهشت كه از زير درختانش نهرها جاري است بخشيد، جاودانه در آن خواهند ماند، و اين است پاداش احسان كنندگان.»

معین

4. جهاد و شهادت
هر كس مختصر آشنايي با منطق قرآن و اسلام داشته باشد مي‎داند مقام مجاهدان و شهيدان در اسلام فوق‎العاده والا است و در آيات و روايات به صراحت وعده بهشت به اين گروه ايثارگر داده شده است

معین

5. ترك هواپرستي
از ديگر نشانه‎هاي بهشتيان ترس از خدا و مبارزه با هواي نفس است در آيه 40 و 41 نازعات آمده است «و امّا من خاف مقام ربه و نهي النفس عن الهوي فان الجنة هي المأوي» و اما كسي كه از ايستادن در برابر پروردگارش هراسيد و نفس خود را از هوس بازداشت، پس جايگاه او همان بهشت است.

معین

6. صبر و تحمل در برابر شدائد
مسئله استقامت خميرمايه همة كارهاي مثبت، و پاية اصلي هرگونه اطاعت و ترك معصيت است، بنابراين جاي تعجب نيست كه يكي از اسباب و نشانه‎هاي مهم ورود در بهشت اين وصف شمرده شده است: «خداوند به آنان (نيكان) به خاطر صبرشان بهشت و لباس‎هاي حرير (بهشتي) پاداش داده است.»

معین

7. اطاعت خدا و رسول ـ صلّي الله عليه و آله ـ
از ديگر نشانه‎هاي اهل بهشت اطاعت فرمان خدا و پيامبر است. در آية 13 سورة نساء آمده است، «هر كس اطاعت خدا و رسولش را كند، او را در باغ‎هايي ازبهشت وارد مي‎سازد كه همواره از زير درختانش نهرها جاري است، جاودانه در آن مي‎مانند و اين پيروزي بزرگي است.»

معین

8. صدق و راستي
در ميان اعمال انسان كم‎تر عملي به زيبايي و جذابيت «درستي و راست كرداري» است. از آيه‎ها و روايتها برداشت مي‎شود كه وزن آن در ترازوي عمل نيز بسيار سنگين است و از عمده‎ترين كليدها و نشانه‎هاي بهشتيان است

امیر حسین

سلام به همه دوستان منهاجی خوبم در مورد بحث درجات بهشت در حدیثی از امام باقر علیه السلام در این باره می‌خوانیم:
«أَمَّا الْجِنَانُ الْمَذْكُورَةُ فِي الْكِتَابِ فَإِنَّهُنَّ جَنَّةُ عَدْنٍ وَ جَنَّةُ الْفِرْدَوْسِ وَ جَنَّةُ نَعِيمٍ وَ جَنَّةُ الْمَأْوَى قَالَ وَ إِنَّ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ جِنَاناً مَحْفُوفَةً بِهَذِهِ الْجِنَانِ وَ إِنَّ الْمُؤْمِنَ لَيَكُونُ لَهُ مِنَ الْجِنَانِ مَا أَحَبَّ وَ اشْتَهَى يَتَنَعَّمُ فِيهِنَّ كَيْفَ يَشَاءُ وَ إِذَا أَرَادَ الْمُؤْمِنُ شَيْئاً أَوِ اشْتَهَى إِنَّمَا دَعْوَاهُ فِيهَا إِذَا أَرَادَ أَنْ يَقُولَ سُبْحَانَكَ اللَّهُمَّ فَإِذَا قَالَهَا تَبَادَرَتْ إِلَيْهِ الْخَدَمُ بِمَا اشْتَهَى مِنْ غَيْرِ أَنْ يَكُونَ طَلَبَهُ مِنْهُمْ أَوْ أَمَرَ بِهِ… [الكافي (ط – الإسلامية)، ج‏8، 100 – حديث الجنان و النوق]؛ بهشت‌هایی كه در قرآن ذكر شده، چهار مورد است: 1- بهشت عدن 2- بهشت فردوس 3- بهشت نعيم 4- بهشت جنة المأوى…»

حسین باقری

سلام عزیزان در این مورد و بحث مطرح شده باید بگویم که مرحوم طبرسی در این همین باره روایتی نبوی را از طریق اهل سنّت نقل کرده اند:
«الجنة مائة درجة ما بين كل درجتين كما بين السماء و الأرض الفردوس أعلاها درجة منها تفجر أنهار الجنة الأربعة فإذا سألتم الله تعالى فاسألوه الفردوس‏؛ بهشت دارای صد درجه است و فاصله هر درجه با درجه دیگر مانند فاصله بین آسمان و زمین است. “فردوس” بالاترین مرتبه بهشت هاست که نهرهای چهارگانه بهشت ها از آنجا سرچشمه می‌گیرد. پس زمانی که از خداوند چیزی طلب می‌کند “فردوس” را بخواهید.»
مرحوم کراجکی نیز روایت نبوی دیگری نقل کرده‌اند: «وَ الْفِرْدَوْسُ سَيِّدُ الْجِنَانِ‏ ؛ “فردوس” سیّد بهشت‌هاست.»
نکته: طبق ظاهر روایات هر کدام از درجات بهشت نیز دارای مراتب مختلفی اند از جمله “فردوس” که دارای مراتب اعلی و اسفل است.

محمد صادق

سلام و عرض ادب و احترام خدمت همه ی دوستان منهاجی در مورد بحث مطرح شده باید عرض کنم که بر اساس آیات و روایات بهشت، دارای مراتب و درجاتی است:
«قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام: لَا تَقُولُوا جَنَّةٌ وَاحِدَةٌ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يقول فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجاتٍ[1]؛ امام صادق عَلَيْهِ السَّلَامُ فرمود: نگوييد كه بهشت يكى است، همانا خداوند عزّ و جلّ فرموده است: “و غير از آن دو بهشت، دو بهشت ديگرى هست” و نگوييد كه (بهشت داراى) يك درجه و رتبه است، همانا كه خداوند متعال فرموده است: بهشت داراى درجاتى است كه بعضى بر بعض ديگر اشراف قرار دارد.»
پیامبر اعظم (صلی الله علیه و اله) به شیعیان امر کرده اند که برای رسیدن به مقامات و درجات بالاتر بهشت تلاش کنند:
«قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صَلَّي اللهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) اتَّقُوا اللَّهَ مَعَاشِرَ الشِّيعَةِ، فَإِنَّ الْجَنَّةَ لَنْ تَفُوتَكُم‏ وَ إِنْ أَبْطَأَتْ بِكُمْ عَنْهَا قَبَائِحُ أَعْمَالِكُمْ، فَتَنَافَسُوا فِي دَرَجَاتِهَا[2]؛ رسول خدا (صلّى اللَّه علیه و اله) فرمود: اى گروه شیعیان از خداوند بترسید، بهشت از دست شما نمى‏‌رود اگر چه گناهان شما موجب شود كه شما از ورود در آن تاخیر داشته باشید، اكنون براى بدست آوردن درجات بهشت با هم مسابقه دهید.

حسین

سلام در ادامه ی سخنان دوستم باید بگویم که برای رسیدن به درجات والا راه هایی قرار دارد قرآن کریم و توجّه و تدبّر در آیات آن و ممارست در قرائت آیات. در روایات فراوانی وارد شده که حتّی در روز قیامت هم به مومنین این اجازه داده می‌شود که با قرائت قرآن به درجات بالاتر بهشت برسند:
«مَنْ مَاتَ مِنْ أَوْلِيَائِنَا وَ شِيعَتِنَا وَ لَمْ يُحْسِنِ الْقُرْآنَ عُلِّمَ فِي قَبْرِهِ لِيَرْفَعَ اللَّهُ بِهِ مِنْ دَرَجَتِهِ فَإِنَّ دَرَجَاتِ الْجَنَّةِ عَلَى قَدْرِ آيَاتِ الْقُرْآنِ يُقَالُ لَهُ اقْرَأْ وَ ارْقَ فَيَقْرَأُ ثُمَّ يَرْقَى: [3]؛ اگر کسی از موالیان و شیعیان ما بمیرد ولی در طول عمرش قرآن را به درستی نخوانده باشد، در همان قبر به او قرآن را آموزش میدهند تا با قرآن خواندن درجاتش بالا رود زیرا درجات بهشت به اندازه آیات قرآن است لذا به او میگویند: بخوان و بالا برو…

حسنی پناه

سلام … چقدر خوب بیان کردین من هم در ادامه بحث باید بگویم که رسیدن به درجات بهشتی منوط به شناخت کامل انسان کامل و پذیرش ولایت اهل بیت (علیهم السلام) است:
«قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صَلَّي اللهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) فِي الْجَنَّةِ ثَلَاثُ دَرَجَاتٍ وَ فِي النَّارِ ثَلَاثُ دَرَكَاتٍ فَأَعْلَى دَرَجَاتِ الْجَنَّةِ لِمَنْ أَحَبَّنَا بِقَلْبِهِ وَ نَصَرَنَا بِلِسَانِهِ وَ يَدِهِ وَ فِي الدَّرَجَةِ الثَّانِيَةِ مَنْ أَحَبَّنَا بِقَلْبِهِ وَ نَصَرَنَا بِلِسَانِهِ وَ فِي الدَّرَجَةِ الثَّالِثَةِ مَنْ أَحَبَّنَا بِقَلْبِهِ [4]؛ پیامبر فرمودند: در بهشت سه درجه وجود دارد: در درجه اول که بالاترین درجه است کسانی قرار دارند که ما اهل بیت را با قلب خود دوست دارند و با دست و زبان خود ما را یاری داده اند و در درجه دوم کسانی اند که ما را با قلب خود دوست دارند و فقط با زبانشان ما را یاری میکنند. و در درجه سوم کسانی اند که فقط در قلب خود ما را دوست دارند.

محمد باقر

سلام به همه منهاجیون عزیزان ببینید در این مورد در روایتی از امیر المؤمنین علیه السلام نقل است که: بهشت دارای هشت در است دروازه ای که پیامبران و صدیقان از آن وارد می شوند، دروازه ای که شهیدان و صالحان از آن داخل می شوند و پنج دروازه دیگر که شیعیان و دوستداران ما از آن وارد می شوند … و یک دروازه دیگر که دیگر مسلمانانی که به یگانگی خداوند گواهی داده و در دلشان ذره ای دشمنی نسبت به خاندان (نبوت) نباشد از آن به بهشت درمی آیند .  و پیامبر اکرم (ص) در روایتی فرمودند: بهشت را هشت دروازه است… هر که خواهد از هشت دروازه وارد شود باید به چهار خصلت چنگ زند: صدقه دادن، بخشندگی، خوشخویی و نیازردن بندگان خدا و هم پیامبر اکرم (ص) فرمودند: در بهشت درجه روی درجه است چنانکه میان زمین و آسمان بنده نگاهش را به بالا می دوزد، و نوری خیره کننده بر او می درخشد، چندان که نزدیک است دیدگانش را کور کند.

محمد امین

سلام و خسته نباشید …در باب در جات بهشت که در سخنان مشهود است باید عرض کنم که قرآن کریم راجع به جهنم هفت در قائل شده است (لها سبعة ابواب لکل باب منهم جزء مقسوم [1] ) یعنی جهنم دارای هفت در و برای هر در هم جزء قسمت شده ای می باشد. (مثلا جزء آنانیکه به خدا شرک ورزیدند و جزء آنانیکه در خدا شک کردند و یک جزء مربوط به افرادی است که از خدا غفلت ورزیده اند) ولی در مورد ابواب بهشت در قرآن سخنی به میان نیامده است اگر چه جنة المأوی – جنة فردوس- جنة العدن- جنتی (جنت خداوند)- جنة عالیه- جنات النعیم- جنات مکرمون و … آمده است. به نظر می رسد چون رضوان خداوند از همه بهشت ها بالاتر و بزرگتر است؛ بهشت خداوند که در سوره فجر بدان اشاره شده است (فادخلی عبادی و ادخلی جنتی) از همه بهشت ها فراتر و والاتر باشد

محمدیان

ببینید دوستان نعمات بهشتیان اعم از مادی و معنوی همه بر اساس شان و مرتبت ایشان تقسیم می شود. لذا اگر چه همه از قصرهای مجلل و همسران و دیگر نعمات بهشتی برخوردارند، اما کیفیت آنها متناسب با درجاتشان فرق دارد. من جمله میزان دیدار و همنشینی با بزرگان بهشتی همچون پیامبران و امامان نیز بسته به درجات بهشتیان متغیر است. همچنین بالاترین نعمت بهشت که بنابر نقل، لذت درک خدا و رضایت اوست، نیز بستگی به شان بهشتیان دارد

محمد رضا

با سلام و خسته نباشید در ادامه سخنان دوست منهاجی خوبم باید بگویم که از عبد الله ابن مسعود روایت شده است که رسول خدا فرمودند :من [حال و وضع‏] آخرین كسى را كه از آتش جهنم نجات مى‏یابد و آخرین كسى كه به بهشت در مى‏آید، مى‏دانم: مردى چهار دست و پا از آتش جهنم بیرون مى‏آید و خداوند متعال به او مى‏فرماید: «برو وارد بهشت شو. به بهشت مى‏آید، اما برایش چنان وانمود مى‏شود كه بهشت پر شده است. باز مى‏گردد و عرض مى‏كند:

پروردگارا، آن را پر یافتم.

خداوند متعال به او مى‏فرماید: «برو و وارد بهشت شو». باز به بهشت مى‏آید و برایش چنان وانمود مى‏شود كه بهشت پر است. باز بر مى‏گردد و عرض مى‏كند:

پروردگارا، آن را پر یافتم!

باز خداوند متعال به او مى‏فرماید: «برو و وارد بهشت شو. پس همانا تو [پاداشى‏] مانند دنیا و ده برابر دیگر مانند آن خواهى داشت، رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله فرمود: او عرض مى‏كند: [خداوندا] آیا مرا به ریشخند گرفته‏اى، در حالى كه تو فرمانروایى [هیچ گاه چنین كارى نمى‏كنى‏]؟ راوى گفت:

چون به رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله نگریستم، دیدم كه لبخندى زد و دندانهاى آسیاى آن حضرت آشكار شد و فرمود: گفته مى‏شود: «چنین كسى كم منزلت‏ترین بهشتیان است

علیرضا

سلام و عرض خسته نباشید خدمت همه ی دوستان منهاجی در این خصوص یعنی درجات بهشت باید بگویم که بالاترین درجات، از آن انبیاء، اولیاء، شهدا و … می باشد. نیز برای مخلصینی که در جوانی راه طاعت الهی در پیش گرفته اند.

پیامبر خدا فرمود: بهترین امت من كسى است كه جوانى را در طاعت خدا بگذراند، دل از لذت دنیا برگیرد و در آخرت آویزد، تا خدا بالاترین درجات بهشت را به وى پاداش دهد.(نصایح،31)

پایین ترین درجات نیز از آن کسانی است که اگرچه افتخار مسلمانی را دارند، اما آنقدر گناه کرده اند که باید مدتی را در دوزخ سپری کنند و سپس از آن نجات یافته و بهشتی شوند 

جلال

با سلام خدمت همه ی منهاجیون در مورد درجه ی بهشت و مخصوصا نعمت هایی که متناسب با درجات میشود از ان بهره برد باید بگویم که نعمات بهشتیان اعم از مادی و معنوی همه بر اساس شان و مرتبت ایشان تقسیم می شود. لذا اگر چه همه از قصرهای مجلل و همسران و دیگر نعمات بهشتی برخوردارند، اما کیفیت آنها متناسب با درجاتشان فرق دارد. من جمله میزان دیدار و همنشینی با بزرگان بهشتی همچون پیامبران و امامان نیز بسته به درجات بهشتیان متغیر است. همچنین بالاترین نعمت بهشت که بنابر نقل، لذت درک خدا و رضایت اوست، نیز بستگی به شان بهشتیان دارد 

علی

با سلام و خسته نباشید در این مورد و تکمیل سخنان دوست خوبم باید بگویم که روزی از امام رضا پرسیدند أهل ایمان از منازل و مقامات خود در بهشت، خدا را زیارت مى‏كنند» این یعنی چه ؟ حضرت رضا علیه السّلام فرمود: ، خداوند تبارك و تعالى حضرت محمّد صلّى اللَّه علیه و آله را بر تمام مخلوقین، حتى فرشتگان و انبیاء عظام، برترى داده است، و بیعت كردن با او را به منزله بیعت با خود ساخته و زیارت و دیدار پیامبر را در دنیا و آخرت به منزله زیارت و دیدار خود شمرده است،… و درجه و مقام پیامبر صلّى اللَّه علیه و آله در بهشت از تمام درجات بالاتر است، پس هر كس از درجه و مقام خود در بهشت؛ آن حضرت را زیارت كند، خداوند تبارك و تعالى را زیارت كرده است.

کمال

با سلام و عرض تبریک به مناسبت چهلمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی ….ببینید دوستان منهاجی من باید عرض کنم که کسی که وارد بهشت شود در هر شان و مرتبه و درجه ای که قرار داشته باشد، از یک سری خدمات عمومی بهشت و از امتیازات کلی زندگی بهشتی برخوردار می شود. از جمله  اینکه در بهشت، مرگ و بیماری، غم و اندوه،  رنج و درد وجود ندارد. هیچ نوع عذاب روحی و جسمی بهشتیان را آزار نخواهد داد؛ که اصلا آزار و سختی با اصالت بهشت سازگار نیست

فردین

با سلام و تشکر از مطالبه مفید سایت در مورد مقام بهشت و درجات ان و خود بهشت باید بگویم که در تفسیر امام علیه السّلام است كه رسول خدا صلّى اللَّه علیه و اله فرمود: اى گروه شیعیان از خداوند بترسید، بهشت از دست شما نمى‏رود اگر چه گناهان شما موجب شود كه شما از ورود در آن تاخیر داشته باشید، اكنون براى بدست آوردن درجات بهشت با هم مسابقه دهید.(ایمان و كفر-ترجمه الإیمان و الكفر بحار الانوار،ج‏1، 278 )

در بعضی از اخبار آمده است که فاصله هر درجه ای از درجه دیگر صد سال راه است. و در بعضی، سخن از فاصله بین زمین و آسمان است .

«إنّ أهل الجنّة لیتراءون أهل الغرف فی الجنّة كما تراءون الكواكب فی السّماء؛ اهل بهشت صاحبان غرفه‏هاى بالا را چنان مى‏بینند كه شما ستارگان آسمان را می بینید.»

اما به هر حال بهشت، بهشت است. پایین ترین درجه آن نیز از بالاترین درجات دنیا برتر است. چنانکه پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: یك وجب از بهشت بهتر است از دنیا و هر چه در آن است

فرزین

سلام خدمت همه ی منهاجیون عزیز امیدوارم حال همگی خوب باشد در ادامه سخنان برادر عزیز و ارجمندم باید عرض کنم که افراد رده های پایین تر به ممتازان رده های بالاتر حسرت نمی برند. حسرت از جمله عذابهای سخت روحی است که در بهشت راه ندارد. این افراد همچون کودکانی هستند که از بازی های کودکانه متلذذ می شوند و هیچ درکی از لذتهای بزرگتری همچون لذات جنسی ندارند و آرزوی آن را هم در سر نمی پرورانند. زیرا برای متلذذ شدن به لذاتی بزرگتر، لازم است که کودک بالغ شود و ظرفیت ها و تواناییهای لازم را بیابد تا ادراک لذت برایش میسر شود .

همچنین کسانی که در دنیا عشق را تجربه نکرده اند، نه درکی از لذت وصال به محبوب دارند، و نه به عشاق حسرت می برند. اما آنکه عاشق شده است، می داند هیچ لذتی با لذت وصال به معشوق برابری نمی کند. عاشق ظرفیت روحی برتری پیدا کرده که دیگران از آن بهره ای ندارند. از همین رو می توان گفت کسانی که در دنیا لذت عبادت را درک نکرده و آنقدر ظرفیت معنوی خود را رشد نداده اند که روح عبادت را درک کند، در بهشت هم درکی از لذاتی که پاداش عباداتند، پیدا نخواهند کرد.

محمدحسین

براى بهشتیان همسرانى است که تنها به همسرانشان چشم دوخته‏ اند و جز به همسران خود عشق نمى‏ ورزند و همه هم‏سنّ و سالند. آن ها سیاه‏ چشم و بدنشان مانند مروارید است آن ها همچون یاقوت و مرجانند آنها خوش ‏خُلق و زیبا رویند و براى بهشتیان توان غریزه‏ ى جنسى بیشتر از صد نفر که چهل سال عزوبت کشیده باشد وجود دارد و بالاخره بهشت عالم عشق و خوشگذرانى و تفریح است. 

احمدرضا

وقتى بهشتیان غذاى گوشتى بخواهند بخورند همان گونه که تکیه کرده ‏اند مرغان سفیدى از هوا پایین مى آیند و بریان مى ‏شوند و بهشتیان مى ‏خورند. 
و این غذا ها به قدرى پاک و لطیف است که اهل بهشت بول و مدفوع ندارند و بلکه فقط به صورت عرق مازاد آن از بدن خارج مى ‏شود. 

مرتضی صفوی

نهر بزرگى در میان بهشت ها و زیر درختان آن ها جارى است که اسم آن جنّه‏المأوى است و بهشت عدن مانند جزیره در وسط آن نهر واقع شده که وقتى این نهر به جنّت عدن می رسد به دو بخش تقسیم می گردد و از این آب راه بهشتیان به وسیله‏ ى کشتی هایى که از یاقوت ساخته شده به بهشت هاى خود می روند. در ضمن بهشتیان همه‏ ى بهشت ها را با سیاحت و تفریح می بینند و از آن ها عبور می نمایند تا به مقصد می رسند. بعضى از بهشتیان ترجیح می دهند که در بهشت عدن کنار پیامبر و آل او باشند و بعضى از اعمال در دنیا هست که انسان را به این نتیجه می رساند. 

سعید

جنات فردوس شاید بهترین بهشت‏ ها باشد، لذا از پیامبر (ص) نقل شده: هنگامی که از خداوند متعال تقاضای بهشت می‏ کنید، فردوس را تقاضا کنید که وسط بهشت و قسمت اعلا و برتر آن است و بر فراز آن عرش خدا است و نهر های بهشتی از فردوس سرچشمه می ‏گیرد. 
در حدیث دیگر از امیر المؤمنین (ع) آمده است: برای هر چیز محل اعلائی است و اعلای بهشت، بهشت فردوس است که برای محمد و آل محمد (ص) است. 

فرزاد

بهشتیان از راه طولانى که بین دنیا و بهشت است وقتى به در هاى بهشت می رسند و چون قبلاً در قیامت بوده و خسته و تشنه و بسیار گرسنه بوده‏ اند جلوى درِ هر طبقه‏ اى از بهشت حوض آب بسیار لذیذ و شیرین و سرد و گوارایى دیده می شود که على بن ابیطالب و یازده فرزندش علیهم ‏السلام به اصحابشان با جامى که در دستشان هست به استقبال آن ها می آیند و آن ها را از تشنگى و گرسنگى و خستگى نجات می دهند و چون مردم قیامت به تدریج به سوى بهشت می روند همه‏ ى بهشتیان که در زمان هاى مختلف در دنیا بوده ‏اند و پیرو هر یک از ائمّه و یا انبیاء گذشته بوده و صالح و مؤمن به آن پیامبران بوده‏ اند از دست همان پیامبران و ائمّه‏ ى اطهار علیهم ‏السلام به خصوص حضرت بقیّه‏اللّه (ارواحنا فداه) سیراب می ‏گردند.

مژگان

فاصله‏ ى بین طبقات بهشت مانند مدار هاى کهکشان ها بسیار دور است ولى چون روح انسان بر بدن به خاطر تزکیه و کمالات روحى، تسلّط زیادى دارد سرعت روح و بدن انسان از سرعت نور بیشتر است. به دور هر بهشتى دیوارى کشیده شده که یک خشت از طلا و یک خشت از نقره و یک خشت از یاقوت است و به جاى گِل در میان آنها مشک و زعفران خوشبو به کار برده شده است و حفاظ هایى که روى دیوار ها زده شده کنگره کنگره است و از یاقوت سرخ و یاقوت سبز و یاقوت زرد است.
و هر بهشتى که به یک نفر داده می شود بزرگتر از زمین و آسمان هاى ما است و به پست‏ ترین اهل بهشت آن قدر داده می شود که اگر بخواهد جنّ و انس را در منزل خود اطعام کند می تواند. 

معین

«فردوس» در اصل ـ به گفته بعضى ـ یک لغت رومى است و بعضى آن را عربى و بعضى اصل آن را فارسى مى‌دانند و به معنى «باغ» است، یا باغ مخصوصى که تمام نعمت‌ها و مواهب الهى در آن جمع است و لذا، مى‌توان آن را به عنوان «بهشت برین» (بهترین و برترین باغ‌هاى بهشت) نامید.

اسما

چگونه به بالاترین درجه بهشت برسیم

زینب

1. توكل
یکی از عوامل ارتقاى روزه ، توكل است. در فرازى از دعاى روز دهم ماه مبارك مى خوانیم : خدایا، در این روز مرا از جمله توكل كنندگان بر خود قرار بده . و در دعاى جوشن كبیر آمده است : … یا من لا یتوكل الا علیه … و یا من الیه یتوكل المتوكلون و یا سید المتوكلین . على (علیه السلام ) در نهج البلاغه مى فرماید: كسى كه بر خداوند توكل كند، خداوند او را كفایت مى كند.

توكل ، تنها یك موضوع و مساله اخلاقى نیست كه فقط در كتب اخلاقى از آن بحث شود، بلكه در حوزه علم لغت ، علم كلام ، علم اخلاق ، علم مذاهب و ادیان و علم سیاست مورد بحث و كنكاش قرار مى گیرد.

توكل از ماده وكل ؛ یعنى به دیگرى چشم دوختن ، وى را وكیل خود دانستن و كار خود را به او واگذار كردن و او را به جاى خویش انگاشتن است

زینب

2. توسل
یكى از ابعاد معارف روزه ، توسل جستن و برخوردارى از وسیله و ابتغوا الیه الوسیله است . در دعاى روز بیست و هشتم رمضان مى خوانیم …و قرب فیه وسیلتى الیك من بین الوسایل . لذا مى توان گفت : یكى از عوامل ارتقاى درجه روزه دار كه از فرهنگ و معارف ماه صیام نشات مى گیرد، توسل است . توسل به اولیاء الله ، توسل به وسائط فیض و مجارى امور الهى ، نوعى برخوردار شدن از رحمت واسعه الهى به گونه اى غیر مستقیم است .

مردى از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) پرسید: یا رسول الله (صلی الله علیه و آله) پس از اداى مالیات معروف اسلامى، ایا در اموال ما چیزى هست؟ پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) فرمود: آرى،نیكى كردن به رحم ، صله ارحام كنید هر چند با آب دادن، صله ارحام كنید هر چند با سلام كردن به آنان

سمهودى، یكى از نویسندگان عرب مى نویسد: مردى نابینا به رسول خدا (صلی الله علیه و آله) گفت: دعا كن تا خدا به چشم نابیناى من شفا و عافیت دهد. پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: اگر صبر كنى، براى تو بهتر است ، مرد نابینا گفت : نخیر، تحمل آن را ندارم ، پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) فرمود: وضو بگیر و این دعا را بخوان: اللهم انى اسئلك و اتوجه الیك بنبیك محمد نبى الرحمة ، یا محمد انى توجهت بك الى ربى فى حاجتى لیقضى لى حاجتى اللهم شفعه لى فى . پس از خواندن دعاى فوق ، مرد نابینا ناگهان احساس كرد، دیدگانش روشن شده و بینایى خود را باز یافته است

زینب

3. صله رحم
یكى دیگر از ابعاد معارف روزه ، توجه به انجام صله رحم است . در ضمن خطبه معروف پیامبر (صلی الله علیه و آله) در آستانه حلول ماه رمضان آمده است : … وصلوا ارحامكم .

صله رحم یكى از مسائلی است كه رسول خدا (صلی الله علیه و آله) نسبت به آن اهتمام مى ورزید و بر آن تاكید فراوان داشت . صله رحم موجب تحكیم پیوند میان خویشاوندان و ارحام مى شود.

اولین منشور رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در میان مسلمانان مدینه ، این بود: یا ایها الناس افشوا السلام وصل الارحام خ نى لتمیخ ثما وصلوا فى اللیل و الناس نیام تدخلوا الجنة بسلام
همچنین حضرت پیامبر (صلی الله علیه و آله) در آستانه ماه مبارك رمضان فرمود: … وصلوا ارحامكم و من وصل فیه رحمه و صله الله برحمته یوم یلقاه و من قطع رحمه قطع الله عنه رحمته یوم یلقاه

هنگامى كه از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) سؤال كردند: اى الصدقة افضل؟ آن حضرت در جواب فرمود: افضل الصدقة على ذى الرحم الكاشح .

ارحام به نزدیكان و خویشاوندانى كه در قید حیات هستند، خلاصه نمى شود، بلكه اموات نیز از ارحامند و باید به یاد آنان نیز بود و در ذیل آیه : و اذا المؤودة سئلت(التكویر 8) آمده است: المراد بذالك الرحم .

مردى از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) پرسید: یا رسول الله (صلی الله علیه و آله) پس از اداى مالیات معروف اسلامى، ایا در اموال ما چیزى هست؟ پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) فرمود: آرى ،نیكى كردن به رحم ، صله ارحام كنید هر چند با آب دادن، صله ارحام كنید هر چند با سلام كردن به آنان .

زینب

4. امر به معروف و نهى از منكر
یكى از برنامه ها و ویژگی هاى ماه مبارك رمضان و وظیفه روزه دار در این ماه خیرخواهى براى دیگران است . این ماه، ماه پندپذیرى و پند دهى است . رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در آستانه این ماه ، مردم را پند مى داد و به رعایت تقوا و حرمت ماه رمضان سفارش مى نمود. دقت در خطبه پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) كه در آستانه حلول ماه رمضان ، ایراد نمود نشان مى دهد كه آن حضرت به بسیارى از مسائل اساسى امر كرد، و از ما خواست تا بدانها پاى بند باشیم

طاهره

مؤمنان واقعی، جنت فردوس را به ارث می برند و در آن جاودانه اند. اینکه مؤمنین، فردوس را به ارث می برند به این معنی است که فردوس برای مؤمنین باقی و همیشگی است و خداوند آن را به مؤمنین اختصاص داده و کسی با آن ها در فردوس شریک نیست
(طباطبایی، 12/15).
فردوس، وسط بهشت، بهترین جای و برترین درجه آن و محل جوشش انهار بهشتی است و بهترین بهشتی که می تواند از خداوند خواسته شود جنت فردوس است. بهشت فردوس، دیوارها و غرفه هایی از نور دارد، سقف آن عرش الهی است و این بهشت، جایگاه حضرت فاطمه (س)‌ می باشد.

بیتا

مقصود از بهشت فردوس بالاترین درجه بهشت است. از حضرت رسول (ص) روایت شده که «بهشت را صد درجه است و میان هر درجه با درجه دیگر به مقدار فاصله آسمان است با زمین، بالاترین درجه آن فردوس است که چهار رود بزرگ بهشت از آن مى جوشد و هرگاه از خداوند مسئلت و حاجتى داشتید فردوس را از حضرتش درخواست نمائید.(مجمع البیان)امیرالمؤمنین (ع) در وصف بهشت چنین مى فرماید : درجاتى است که هر یک بر دیگرى برترى خاص خود را دارد و جایگاههائى که با یکدیگر متغایرند، نعمتهایش پایان نپذیرد و ساکنان آن هرگز از آن کوچ نکنند، جاویدانند که براى همیشه در عنفوان جوانى در آن بزیند، وطن گزینان که هیچگاه نومیدى نداشته باشند.
قرآن کریم می فرماید: «اِنّ الذین ءامنوا و عملو الصالحات کانت لهم جنّات الفردوس نزلا امّا کسانی که ایمان آوردند و عمل صالح انجام دادند، باغهای فردوس نیز منزل گاهشان است.»
از احادیث استفاده می‌شود که فردوس بخشی از بهشت و برترین و بالاترین جایگاه آن است که در این بخش پیامبر اکرم، امامان و برخی پیروان راستین آنان مانند ابوذر و سلمان و… ساکن هستند.
در روایتی از پیامبر اکرم آمده است: «هنگامی که از خداوند متعال تقاضا می‌کنید، فردوس را تقاضا کنید که وسط بهشت، ‌و قسمت اعلی و برتر آن است و بر فراز آن عرش خدا است و از فردوس نهرهای بهشتی سرچشمه می‌گیرد.»
در حدیث دیگری از حضرت علی ـ علیه السّلام ـ چنین می‌خوانیم: «برای هر چیزی محل اعلایی است و محل اعلای بهشت فردوس است و آن برای محمد و آل محمد است.»

فردین

مومنان بهشتی، بهشت فردوس را از چه کسی ارث می‌برند؟ و به تعبیر آیه 10 سوره مومنون «أُوْلَئِکَ هُمُ الْوَارِثُونَ» یعنی چه؟

صاحب

بهشت فردوس یکی از هشت بهشتی است که خداوند برای انسان آفریده است. این نوع از بهشت باید از ویژگی خاصی برخوردار باشد که قابل ارث بری است. فردوس که در زبان فارسی و یونانی از آن به پردیس یا پرادیس یاد می‌شود، به بوستان‌هایی گفته می‌شود که از نظم خاصی برخوردار هستند. باغ‌های ایرانی در کاخ‌های شاهی از جمله پردیس‌های معروف در دنیا است.
با توجه به برخی از روایات می‌توان گفت که این بهشت فردوس را مومنان از کافران به ارث می‌برند؛ زیرا خداوند برای هر جن و انسانی، بهشتی آفریده است؛ یعنی همان طوری که کودک پیش از تولدش، شیرش در پستان مادر آماده است، برای هر انسان و جنی، بهشتی آفریده شده است.
مومنان با اجتناب از محرمات و گناهان ،این بهشت را حفظ می‌کنند و با انجام واجبات به کیفیت آن می‌افزایند، اما کافران با گناهان خویش، آن را از میان می‌برند. از این رو وقتی قیامت می‌شود، به کافران، بهشتی که وعده داده شده را نشان می‌دهند و آنان با حسرت از دست دادن آن، به سوی دوزخ رانده یا کشیده می‌شوند.
پیامبر(ص) می‌فرماید: «ما مِنْ اَحَد اِلاّ وَ لَهُ مَنْزِلٌ فِى الْجَنَّهِ وَ مَنْزِلٌ فِى النّارِ فَاَمَّا الْکافِرُ فَیَرِثُ الْمُوْمِنَ مَنْزِلَهُ مِنَ النّارِ وَ الْمُوْمِنُ یَرِثُ الْکافِرَ مَنْزِلَهُ مِنَ الْجَنَّهِ فَذلِکَ قَوْلُهُ اُورِثْتُمُوها بِما کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ؛ هر کس ـ بدون استثناء ـ جایگاهى در بهشت و جایگاهى در دوزخ دارد، کافران جایگاه دوزخى مومنان را به ارث مى برند و مومنان جایگاه بهشتى کافران را.(«نور الثقلین»، جلد 2، صفحه 31 ؛ «مجمع البیان»، جلد 4، صفحه 257، ذیل آیه مورد بحث ؛ تفسیر «صافى»، جلد 2، صفحه 197؛ «الدرّ المنثور»، جلد 6، صفحه 23).

یاسین

باسلام، چه کسانی در بهشت فردوس با محمد(ص) و آل محمد هم‌نشین خواهند بود؟ انجام چه اعمالی سبب این هم‌نشینی می‌شود؟ برخی می‌گویند کسانی هستند که در بهشت تنها یکبار امام حسین(ع) را زیارت می‌‌کنند… چرا هم‌نشین شدن با ائمه شرط‌های سخت دارد؟

اشرف

برای مجالست و هم‌نشینی افراد با یکدیگر، سنخیّت روحی، فکری و هم‌سانی در سلوک و رفتار تا حدودی مورد نیاز است.
بر همین اساس، برای هم‌نشین شدن با پیامبران و جانشینان آنها باید از نظر روحی، فکری، اعتقادی و هم‌چنین در سلوک و رفتار با آنان شباهت و سنخیّتی – و لو اندک – داشته باشیم تا بتوانیم با اذن پروردگار بتوانیم با آنان در بهشت هم‌نشین باشیم.
کلیدی‌ترین نکته برای هم‌نشین شدن با آن بزرگواران در بهشت، انجام واجبات الهی و ترک محرمات به انضمام توشه‌ای از مستحبات است.
اینک به استناد روایات، بخشی از اعمال و رفتاری را که می‌توانند ما را مستعد برای هم‌نشینی با آن بزرگواران نمایند فهرست وار اشاره می‌کنیم:
1. اطاعت از خدا و پیامبر(ص)
2. دوست داشتن پیامبر(ص) و خاندانش،] بویژه امام علی(ع)،
3. زیاد تلاوت کردن سوره معارج،
4. کمک کردن به جویندگان دانش
5. راست‌گویی
6. زیارت خانه خدا با نیت پاک و خالص
7. خدمت به برادران دینی و ایمانی
8. گرفتن و باز ستاندن حق ستمدیده از ستمگر
و …
در ضمن فردی که در بهشت، همنشین اولیای الهی شد، این همنشینی پایانی نخواهد داشت.

سارا

خداوند بسیار مهربان و بخشنده است و رحمت او گسترده است. مهربانی‌های زیادی در حق موجودات کرده ولی واقعا بهترین مهربانی که خداوند بزرگ و مهربان می‌تواند در حق انسان بکند چیست؟ آیا بهشت است یا چیزی بالاتر از بهشت؟

علی

بالاترین رحمت خداوند نسبت به بندگان «لقاءالله» است، که بالاترین درجه از درجات بهشتی است؛ توضیح اینکه:
بهشت مراتب متفاوتی دارد؛ اهل عرفان ،با الهام از آیات و روایات، بهشت را به سه مرتبه تقسيم كرده‌اند
بهشت اعمال
بهشت صفات
و بهشت ذات.
– اهل اعمال صالحه به بهشت اعمال می‌روند و اين همان بهشتی است كه در قرآن كريم بسيار از آن ياد شده است.
– اهل ملكات و صفات حسنه افزون بر بهشت اعمال، از بهشتی مافوق آن نيز برخوردارند.
– و كسانی كه ذات آنها به لقاء‌حق نائل شده و از ذات خود فانی شده‌اند به بهشت ذات نائل می‌شوند كه همان بهشت اسماء و صفات حق تعالی است.
بهشت برتری که خداوند در قران‌کریم بدان وعده داده بهشت لقاء و بهشت ذات است قران‌کریم فرمود « فَادْخُلی‏ فِی‏ عِبادِی‏ »)
به تعبیر دیگر: كسی كه وارد بهشت شود در هر شان و مرتبه و درجه‌ای كه قرار داشته باشد، از يك سری خدمات عمومی بهشت و از امتيازات كلی زندگی بهشتی برخوردار می‌شود. از جمله اينكه در بهشت، مرگ و بيماری، غم و اندوه، رنج و درد وجود ندارد. هيچ نوع عذاب روحی و جسمی بهشتيان را آزار نخواهد داد؛ كه اصلا آزار و سختی با اصالت بهشت سازگار نيست.

اما فارغ از درجات عمومی كه برای همگان يكسان است، نعمت‌هايی در بهشت وجود دارد كه به برخی اختصاص داشته كه ديگران از آن محروم هستند و بالاترين درجه‌ی آن رسيدن به مرحله قرب الهی است. منتهی بهشتیانی که از لقاءالله محرم‌اند، با توجّه به اینکه هیچ معرفتی نسبت به بهشت لقاء ندارند حسرتی هم نخواهند داشت، چون در بهشت (تمام مراتب و درجات بهشت) حسرت وجود ندارد.
بنابراین بهترین مهربانی خدا بخشیدن مقام لقاء الهی است که خداوند حکیم این ظرفیت و قابلیت را در انسان قرار داده است تا به مقام قربش نائل آید و این مقام همان جنّت ذات( یا جنّت لقاء و قرب است) که امام خمینی رحمه الله علیه در شرح چهل حدیث بیان فرمودند.

عرض شد که در بهشت حسرت وجود ندارد امّا آیا غبطه هم وجود ندارد؟ به هر حال بهشتیان می‌دانند که چنین مرتبه‌ای در بهشت هست لذا غبطه می‌خورند و با توجه به اینکه غبطه یعنی خواستن و آرزوی شديد مثل امتيازی كه در ديگران مي‌بيند، بدون اينكه زوال و نابودی آن را از ديگران آرزو كند و بخواهد. پس میل و آرزوی شدید وجود دارد و در عین حال می‌دانی که نمی‌رسی و ارتقاء درجه‌ای در کار نیست.این رنج بزرگی است.مگر اینکه ارتقاء درجه به نحوی ممکن باشد.
در پاسخ عرض می‌شود:
اولا: فرق است بین غبطه و حسد، در حسد رنج و عذاب وجود دارد امّا در غبطه رنج و عذابی نیست.

آیه‌الله جوادی در این باره می‌فرمایند:
«افرادی که وارد بهشت می‌گردند، ديگر غم و اندوه در آن نيست: «لا يَمَسنا فيها نصب ولا يمَسنا فيها لَغوب» البته با اين توضيح كه افراد بهشتی كه دارای درجات گوناگونند، از آنچه خود دارند لذت می‏برند و نسبت به آنچه ديگران دارند غبطه می‏خورند، نه حسد. همانند قوای نفسانی كه هر يك از آن‌ها ادراك يا تحريك خاصِ خود را اعِمال می‏كند و لذت می‏برد و از آنچه ساير قوا دارند و او ندارد رنج نمی‏برد؛ يعنی هرگز نيروی باصره در اندوه نشنيدن به سر نمی‏برد، چنان‌كه نيروی سامعه غمِ نديدن را ندارد. زبانِ حال هر قوه‏ای «ما مِنا اِلا لَه مَقام مَعلوم» است. درجات بهشت هم چنين است، هر كس در جای خود قرار دارد، رنج نمی‏برد و غصه و حسرت نمی‏خورد. اگر حسرت و رنج و اندوهی هست در صحنه قيامت و قبل از ورود به بهشت است؛ زيرا جنت، دارالسلام است و در دار سلامت مجالی برای رنج وجود ندارد»
ثانیا: در غبطه نوعی درد و حسرت موجود است امّا نه از سنخ دردها و رنج‌های دنیوی ، بلکه درد و حسرتی از سنخ درد عشق و حسرتی از سنخ سوز عاشق نسبت به معشوق؛ که برای اهلش از هزاران بهشت سر و از حور و قصور خوشتر است.

نورا

از حضرت رسول (ص) روایت شده که:
بهشت را صد درجه است و میان هر درجه با درجه دیگر به مقدار فاصله آسمان است با زمین؛بالاترین درجه آن فردوس است که چهار رود بزرگ بهشت از آن می جوشد و هرگاه از خداوند مسئلت و حاجتی داشتید فردوس را از حضرتش درخواست نمائید. (مجمع البیان)

ازاده

سؤالی که در اینجا به ذهن خطور می کند این است که «فردوس» چنان که گفته شد برترین جاى بهشت است‌ و منزلگاه افراد با ایمان و صاحبان اعمال صالح است، اگر چنین است مناطق دیگر بهشت ساکنانى نباید داشته باشد، چرا که غیر مؤمن را در بهشت راهى نیست.

شیدا

در پاسخ مى ‌توان گفت که آیات فوق به هر فردى که صِرف ایمان و عمل صالح دارد اشاره نمى ‌کند بلکه درجه والایى از نظر ایمان و عمل صالح را معیار براى دخول در فردوس قرار داده، هر چند ظاهر آیه مطلق است، اما توجه به مفهوم کلمه «فردوس» آن را مقید مى‌ کند. لذا در سوره مؤمنون که صفات وارثان فردوس را بیان مى‌ کند حد اعلایى از صفات مؤمنان را ذکر کرده که در همه افراد وجود ندارد و این خود قرینه ‌اى است بر اینکه ساکنان فردوس باید علاوه بر ایمان و عمل صالح، داراى صفات ممتازى باشند.

امین

در حدیثى که سابقا از پیامبر (ص) نقل کردیم، مى ‌فرماید هر وقت از خدا تقاضاى بهشت مى ‌کنید مخصوصا تقاضاى‌ فردوس کنید که جامع ترین و کامل ترین منزلگاه هاى بهشت است؛ اشاره به اینکه همت افراد با ایمان باید در همه چیز و در همه حال عالى باشد، حتى در تمناى بهشت به مراحل پائین تر قناعت نکند، هر چند مراحل پائین تر هم غرق نعمت است. بدیهى است کسى که چنین تقاضایى از خدا مى ‌کند لابد باید خود را براى رسیدن به چنین مقامى آماده کند، لابد باید حد اکثر تلاش و کوشش را براى کسب برترین صفات انسانى و انجام صالح ترین اعمال به خرج دهد.

کوثر

برترین جاى بهشت کجاست؟

رضوی

در تفسیر برهان از محمد بن عباس به سند خود از حارث از على (ع) روایت آورده که فرمود: براى هر چیزى نقطه برجسته ‌اى است و نقطه برجسته بهشت، فردوس است که اختصاص به محمد و آل محمد (ع) دارد

و در الدر المنثور است که بخارى، مسلم و ابن ابى حاتم از ابى هریره روایت کرده‌ اند که گفت رسول خدا (ص) فرمود: “وقتى از خدا درخواست مى‌ کنید فردوس را بخواهید که در وسط بهشت و بر نقطه بلند آن قرار دارد که فوق آن عرش رحمان است، و نهرهاى بهشت از آنجا مى ‌جوشد

و در مجمع البیان است که عبادة بن صامت از رسول خدا (ص) روایت کرده که فرمود: بهشت صد درجه است که ما بین هر دو درجه آن به قدر ما بین آسمان و زمین است، و فردوس بالاترین درجه آن است که نهرهاى چهارگانه بهشت از آنجا مى ‌جوشد، پس هر وقت خواستید از خدا درخواستى کنید فردوس را بخواهید

نسترن

با سلام مطالب عالی بود فقط با تلاش وتوکل و توسل باید مسیر را پیمود به امید لقای خداوند کریم وهم نشینی با پیامبران واهلبیت علیهم السلام اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم

سید علی

چه فرقي بين طبقات بهشت وجود دارد و انسان چگونه مي تواند به بهترين جايگاه بهشت برود؟

حکیمی

با توجه به آيات قرآن كريم پيرامون نعمتهاي بهشتي آنچه كه بدست مي ايد تفاوت جايگاه بهشتيان در بهشت بر اساس ايمان وعمل صالحي است كه تك تك افراد در اين دنيا انجام مي دهند با اين مقدمه اگر در اين دنيا كه بنا بر برخي روايات به مزرعه آخرت تشبيه شده وهر چه كه انسان دراين دنيا انجام دهد در آن سرا برداشت مي كند تفاوت جايگاهها مشخص مي گردد اما درباره توصيف بهشت و راه‏هاى ورود به آن بايد دانست:

يكم. از نظر قرآن كريم و روايات اسلامى، همان طورى كه اهل جهنم به تناسب بدى‏هاى‏شان سختى و عذابشان گوناگون است؛ اهل بهشت نيز به فراخور اعمال‏شان داراى درجات و كمالات مختلف‏اند. از اين رو بهشت داراى مراتب و درجات متفاوت است: «فأولئك لهم الدرجات العلى»؛ «اهل ايمان و عمل صالح داراى درجات عالى هستند».(«والآخره اكبر درجات»؛ «درجات آخرت و برترى‏هايش از اين هم بيشتر است»

دوم. با عنايت به مطلب نخست، در بهشت نعمت‏هاى گوناگونى وجود دارد كه اهل ايمان و عمل صالح از آن بهره‏مند مى‏شوند. اما برترين و بهترين لذت‏ها، محبت و خشنودى خداوند متعال است. و به تعبير ديگر هيچ لذتى در بهشت به درجه خشنودى و محبت الهى براى انسان بهشتى شادى بخش نيست و حتى لذتهاى ديگر در پرتو اين لذت ارزشمند مى‏نمايد. قرآن در آيات متعددى بدان اشاره مى‏كند كه در اينجا به ذكر يك آيه مى‏پردازيم:

«وعد الله المؤمنين و المؤمنات جنات تجرى من تحتها الانهار خالدين فيها و مساكن طيبة و جنات عدن و رضوان من الله اكبر ذلك هو الفوز العظيم»؛ «خداوند به مردان و زنان با ايمان، باغ‏هايى از بهشت وعده داده كه نهرها از زير درختانش جارى است، جاودانه در آن خواهند ماند، و مسكن‏هاى پاكيزه اى در بهشت‏هاى جاويدان [نصيب آنان ساخته‏] و [خوشنودى‏] و رضاى خدا [از همه اينها] برتر است و پيروزى بزرگ همين است»

البته اين لذت و رضوان الهى، از آن كسانى است كه در دنيا همه اعمال خود را بر پايه رضاى خداوند قرار داده باشند، يعنى، عبادات‏شان بر اصل حب و حمد الهى استوار شده باشد. چنان كه در كلام نورانى امير مؤمنان ‏عليه السلام آمده است:

«ان قوما عبدوا الله رغبه فتلك عباده التجار، و ان قوما عبدوا الله رهبه فتلك عباده العبيد، و ان قوما عبدوا الله شكرا فتلك عباده الاحرار»؛ «همانا گروهى خدا را به انگيزه بهشت مى‏پرستند كه اين عبادت تاجران و سوداگران است، و گروهى نيز خدا را به جهت هراس و عذاب جهنم عبادت مى‏كنند كه اين شيوه بردگان است، و نيز گروهى خدا را به خاطر شكر و سپاسش مى‏پرستند كه اين شيوه عبادت آزادگان است».( امام على عبادت خود را از نوع گروه سوم مى‏داند و مى‏فرمايد:

«الهى ما عبدتك خوفا من عقابك و لا طمعا فى ثوابك و لكن وجدتك اهلا للعبادة فعبدتك»؛ «معبودا! هيچ گاه تو را به جهت ترس از عذاب و يا طمع به پاداش نپرستيدم؛ بلكه چون تو را شايسته عبادت يافتم، بندگى مى‏كنم».

در روايات امامان معصوم نيز محبت و خشنودى خداوند به عنوان پاك‏ترين و زيباترين لذت اهل بهشت خوانده شده است. امير مؤمنان‏ عليه السلام در بيان علت آن مى‏فرمايد: اهل بهشت هنگامى كه با نعمت‏هاى گوناگون در بهشت روبه رو مى‏شوند، دل‏هايشان چنان از وجد و سرور افروخته مى‏گردد كه زبان به سپاس و شكر الهى مى‏گشايند و همه آن نعمت‏ها را در برابر رضوان خداوند ناچيز مى‏نگرند و هدف نهايى را در اين مى‏دانند كه قرآن بازگو مى‏فرمايد: «و آخر دعويهم ان الحمد لله رب العالمين»؛ «و آخرين سخنان اهل بهشت اين است كه حمد مخصوص پروردگار عالميان است»

امام سجادعليه السلام نيز با تكيه بر بيان قرآن مى‏فرمايد: «خداوند به اهل بهشت در بهشت مى‏فرمايد: بهترين لذت براى شما، رضايت و محبت من است».

نكته پايانى آنكه قرب الهى – كه موجب رضا و رضوان عظيم خداوند است – در واقع بالاترين كمالى است كه فطرت انسان در پى آن مى‏رود. پس همان طورى كه ارتباط با خدا در دنيا، زندگى آدمى را در همه ابعادش آرامش بخش مى‏كند؛ در آخرت برترين آرزوها همين رضايت الهى است كه هر نعمت ديگرى در پرتو آن لذت آفرين خواهد بود. راه رسيدن به بهشت نيز چيزى جز كسب رضايت الهى از طريق اطاعت پروردگار و ترك معاصى نيست.

لذا بايد دراين دنيا بيشترين سعي وتلاش را انجام داد تا در آن سراي جاويدان در بالاترين جايگاهها قرار گيردو براى رسيدن به مقامات عاليه در آخرت دو چيز لازم است:1- ايمان 2- عمل صالح

جواد

فردوس به معنای بالای بهشت، خلود و همیشگی و بستان آمده است. اما اینكه چه جور كلمه ای است مورد اختلاف لغت شناسان است:
بعضی این كلمه را رومی و به معنای بستان ترجمه كرده اند.
بعضی این كلمه را سریانی و به معنای تاكستان و باغ انگور ترجمه كرده اند. و اصلش را فرداس می دانند.
بعضی این كلمه را حبشی و بعضی نیز عربی میدانند اما فصل مشترك همه این است كه در این باغ انگور فراوان موجود است.
از رسول خدا(ص)نقل است كه فردوس را بالاترین درجه بهشت می دانند كه چشمه های چهارگانه(كوثر، رنجبیل، سلسبیل و كافور) از اینجا می جوشد و مكان استقرار چهار تن از متقین یعنی ابوذر، سلمان، مقدادو عمار است ( و البته رهروان این بزرگان )
این كلمه دوبار در قرآن ذكر شده است:
اول: سوره كهف آیه 107 : إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ كَانَتْ لَهُمْ جَنَّاتُ الْفِرْدَوْسِ نُزُلًا در این آیه جایگاه و منزل مومنین و نیكوكاران، در فردوس معین شده است.
دوم: سوره مومنون آیه 11: الَّذِینَ یَرِثُونَ الْفِرْدَوْسَ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ در اینجا بعداز اینكه صفات مومنین واقعی بیان می شود مژده و وعده می دهد كه اینان وارثان و دارندگان فردوس هستند.

فاطمه

خیلی مطالب آرامش بخشی بود ولی من یه سوال دارم. سوال اینه که آیا به فرشتگان مقرب (جبرییل، میکاییل، عزراییل و اسرافیل) هم از درجات فرشتگان رده متوسط به مقرب بودن رسیدن؟

گوهری

چه اعمالی باعث رفعت درجات بهشت می‌شود؟

یاور

اگرچه مؤمنان و پارسایان؛ خدای متعال را تنها به طمع بهشت و درجات آن، و ترس از جهنم و درکات آن عبادت نمی‌کنند، بلکه به جهت این‌که او را شایسته عبادت می‌یابند، به پرستش او پرداخته و به دستوراتش گردن می‌نهند. آن‌گونه که مولای پارسایان علی(ع) فرمود: «مردمى خدا را به امید بخشش پرستیدند، این “پرستش بازرگانان” است، گروهى او را از روى ترس عبادت کردند، این “عبادت بردگان” است، و گروهى وى را براى سپاس پرستیدند و این “پرستش آزادگان” است»
در راستای پرسش مطرح شده باید گفت؛ به طور کلی هر کار خیری که برای رضای خدا انجام شود درجه انسان را در بهشت بالا و بالاتر می‌برد. اما در برخی از روایات به صورت ویژه، به برخی کارهای خیری که موجب ترفیع درجات انسان در قیامت می‌شود اشاره شده است؛ مانند:
1. تقوا و ارتباط با خدا: از پیامبر اکرم(ص) نقل شده است: «خداوند متعال روز قیامت به مردم خطاب نموده و می‌فرماید: اوامر و دستوراتى به شما دادم و عهد و پیمان بستید که آنها را انجام دهید، ولى شما آن عهد و پیمان را نادیده گرفته و به نسبت و قومیت خود بالیدید، من هم امروز افرادى را که به من انتساب و ارتباط دارند ترفیع درجات داده و مقام آنها را بالا می‌برم و نسب‌هاى بی‌ارزش شما را پست و ناچیز می‌دانم. اهل تقوا کجا هستند، بیایند …»
2. قرائت قرآن: حفص می‌گوید: از حضرت موسى بن جعفر(ع) شنیدم که به شخصى می‌فرمود: «آیا ماندن در دنیا را دوست دارى؟» گفت: آرى. فرمود: «براى چه؟» گفت: براى خواندن «قُلْ هُوَ اللهُ أَحَدٌ»، آن‌حضرت سکوت کرد و پس از مدتى به من فرمود: «اى حفص! هر کس از دوستان و شیعیان ما از دنیا برود و قرآن را خوب نداند، در قبر به او یاد دهند تا خداوند بدان وسیله درجه‌اش را بالا برد؛ زیرا درجات بهشت برابر با آیات قرآن است، به او گفته می‌شود: بخوان و بالا برو، پس می‌خواند و بالا می‌رود».

تیموری

حافظ قرآن دور از عذاب الهی
کسی که تمام یا قسمتی از قرآن کریم را از حفظ دارد و در حقیقت قلب و جان خود را جایگاه انوار قرآن قرار داده است، از این رو چنین قلبی در قیامت عذاب نخواهد شد چنانچه در این باره از حضرت محمد (صلى الله علیه و آله) روایت شده است که ایشان بیان داشته اند: لایُعَذَّبُ اللهُ قَلباً وَعَی القُرآنِ؛ خداوند قلبی را که قرآن را در خود جای داده، عذاب نمی کند.

حافظ قرآن در همه حال یا در بیشتر اوقات، با قرآن دل مشغول است. او برای نگهداری آیات حفظ شده زبانش با کلام خدا در گردش است و کلام خدا را تلاوت می کند، به این جهت چنین زبانی گِرد گناه نمی چرخد. حافظه ای که در آن آیات قرآن جای گرفته است فکر گناه را در خود جای نمی دهد. لذا چنین انسانی رفته رفته انسانی الهی می شود و استحقاق پیدا می کند تا از دستاوردهای ویژه ای برخوردار گردد.

مشمول آمرزش الهی
رسول بزرگوار اسلام (صلى الله علیه و آله) می فرمایند:

مَن قَرَأَ القُرآنَ عَن حِفظِهِ ثُمُ ظَنَّ اََنَّ اللهَ تَعالی لایَغفِرُ لَهُ فَهُوَ مِمَّن استَهزَءَ بِآیاتِ اللهِ؛ کسی که قرآن را از حفظ بخواند، سپس گمان کند که خداوند متعال او را نمی آمرزد، او از کسانی است که آیات خدا را به استهزاء گرفته است.

بنابراین حافظ قرآن باید به آمرزش خداوند امیدوار باشد و با کوشش در عمل به دستورات قرآن، خود را در زمره بهشتیان بداند.

همراهی با سفیران الهی
امام صادق (علیه السلام) ششمین پیشوای معصوم ما می می فرمایند:
اَلحافِظُ للقُرآنِ العامِلُ بِهِ مَعَ السَّفَرَةِ الکِرامِ البَرَرَة؛ حافظ قرآنی که به قرآن عمل کند با سفیران (وحی) خدا، که بزرگوار و نیکو رفتار هستند، خواهد بود.

و چه نعمتی بالاتر و لذت بخش تر از همنشینی با سفیران خداوند خواهد بود. خوشا به حال آنان که حافظ قرآن بوده و به آن عمل می کنند.

درجات حافظ در بهشت
حضرت محمد (صلى الله علیه و آله) در این باره می فرمایند:
عَدَدُ دَرجِ الجَنَّة عَدَدُ آیِ القُرآنِ، فَاِذا دَخَلَ صاحِبُ القُرآنِ الجَنَّةَ قیلَ لَهُ اِرقَ وَاقرَأ، لِکُلِّ آیةٍ دَرَجَةٌ، فَلا تَکُونُ فَوقَ حافِظِ القُرآنِ دَرَجَةٌ؛ تعداد درجات بهشت به عدد آیات قرآن است. هنگامی که حامل قرآن داخل بهشت می شود به او گفته می شود: بالا برو و بخوان، زیرا برای هر آیه ای درجه ای است. بنابراین بالاتر از حافظ قرآن درجه ای نیست.

آرزوی نهایی هر مسلمان مؤمنی راه یافتن به بهشت برین است. این بهشت درجاتی به تعداد آیات قرآن کریم دارد، به آنان که حامل قرآن هستند در بهشت می گویند: بالا برو و بخوان. بنابراین حافظ قرآن در سایه تلاوت قرآن در دنیا، قرآن با جان او عجین می شود و چنین حافظی وقتی وارد بهشت شد به او می گویند: بخوان و بالا برو و او لب می گشاید و آیات قرآن از دهان مبارک او سرازیر می گردد.

کامل

چرا خداوند این قدر بهشت را با مادیات آ ن توصیف کرده و خیلی کم به بعد معنوی و رضایت خود از بندگان پرداخته است؟

رسول

بهشت و جهنم در قرآن کریم هم با اوصاف مادی ذکر شده‌اند و هم با اوصاف روحانی و معنوی، توصیف با نعمت های مادی از آن جهت است که برای بسیاری از مردم شناخت از طریق اوصاف معنوی و روحانی بسیار مشکل بلکه غیر ممکن است. زیرا ذهن انسان ها بیشتر با مادیات خو گرفته است و به همین دلیل از درک مقامات و مفاهیم معنوی بهشت که در درجه بالایی است عاجزند.

ظاهری

در قرآن کریم بهشت هم با نعمت های مادی وصف شده و هم با نعمت های روحانی، اما این‌ که بیشتر با اوصاف مادی توصیف و بیان شده، به دلیل آن است که ذهن انسان ها بیشتر با مادیات و امور دنیایی خو گرفته است و در نتیجه برای بسیاری از مردم تصور و شناخت بهشت از طریق اوصاف معنوی و روحانی بسیار مشکل بلکه غیرممکن است و اکثر انسان ها از درک مقامات و مفاهیم معنوی بهشت که در درجه بالایی است عاجزند. قرآن در این زمینه می فرماید: «کسی نمی‌تواند بفهمد که چه چیزهایی در آن جا پنهان است».همچنین‌ در حدیث نبوی آمده است: “پروردگار فرمودند: براى بندگانم چیزهایى فراهم کرده‌ام که نه چشمی دیده و نه گوشى شنیده و نه به قلب بشرى خطور کرده است‏…”. از این‌ رو چون تصور نعمت‌های روحانی بهشت بسیار مشکل است ،خداوند متعال برای فهم همگان از بیان نعمت های مادی که قابل فهم و درک برای همگان هستند استفاده کرده است و نعمت ها و لذت های معنوی و روحانی را خیلی خلاصه مجمل اشاره کرده است.

راضیه

در صورت امکان بهشت‌های هفت‌گانه را برای بنده شرح دهید.

جمال

دارالسلام، دارالجلال، جنت المأوی، جنت خلد، بهشت عدن، بهشت فردوس و جنت نعیم، نام بهشت های هفت گانه ای است که در متون روایی و تفسیری آمده است.
البته، برخی معتقدند که تمام این اسامی بر همان یک بهشت صدق می کند و هرکدام اینها مرتبه ای از مراتب بهشت می باشند؛ زیرا هنگامی که گفته می شود جنت عدن منظور همان بهشت اقامت است و زمانی که دارالسلام گفته می شود، به این جهت است که ساکنان آن از هر ترس و اندوهی در سلامت هستند

خلیل

1. دارالسلام

خدای متعال در قرآن کریم می فرماید: “و خداوند به سرای صلح و سلام دعوت می کند”.

برخی معتقدند منظور از سلام در این جا، همان خدای متعال است؛ چرا که خداوند دعوت می کند به سوی خانه خود و خانه ی خدا همان بهشت است.

برخی گفته اند مقصود از دارالسلام، جای است که، ساکنانش از هر گونه آسیب ها در امانند. از جبائی نقل شده است که بهشت را بدین جهت دارالسلام نامیدند، چون که ساکنانش از دست هم در أمن و سلامت هستند، ملائکه بر آنان سلام می کنند، پروردگارشان بر آنها سلام می رساند، در آن جا جز سلام چیز دیگری نمی شنوند، همچنین به غیر از سلام و سلامت چیزی نمی بینند. این دیدگاه مورد تأیید قول خدای متعال است که می فرماید: “گفتار و (دعای) آنها در آن جا سلام است”] همچنین از ابن عباس نقل شده است: دارالسلام همان بهشت است، ساکنانش از هر گونه آفت، آسیب، نقص، مریضی و بیماری در امان هستند، ساکنان دارالسلام از پیری، مرگ، تغییر و تحول فیزیکی مصون و محفوظ اند. آنان کسانی هستند که در آن جا گرامی اند و هرگز مورد اهانت واقع نمی شوند. آنان همیشه عزیراند و هرگز ذلیل و خوار نمی شوند. ساکنان دارالسلام همیشه غنی اند و هرگز فقر به سراغشان نخواهد آمد. آنان سعادت یافتگانند و هیچ وقت شقی نخواهند شد ….، در قصرهای دُرّ و مرجان که درهایش به سوی عرش رحمان گشوده می شود، ساکن اند، در آن جا ملائکه از هر سو بر آنان وارد می شوند و می گویند سلام بر شما به آنچه بر آن صبر کردید، پس خوشا به این عاقبت

علامه طباطبائی در تفسیر گرانسنگ المیزان در تفسیر قول خدای متعال که می فرماید: “لهم دار السلام”. می نویسد: منظور از سلام همان معنای لغوی آن است که از ظاهر سیاق آیه بر می آید و آن در امان بودن از آفات و آسیب های ظاهری و باطنی است. دارالسلام همان جایی است که هر گونه آسیبی نظیر مرگ، پیری مریضی، فقر، حزن و اندوه و …. در آن راه ندارد، و این همان بهشت موعود است.

هم چنین گفته شده است که بهشت را دارالسلام نامیدند، بدان جهت که آن جا، خانه ی خداوند است که همان صحت و سلامتی است

خلیل

2. دارالجلال

دومین بهشت نامش دار الجلال است. در روایت از رسول خدا (ص) نقل شده است که آن حضرت فرمود: هر کسی که در راه خدا با صدای بلند بگوید: “لا اله الاّ الله” خداوند به این سبب رضایت خویش را برای او مقرر می کند و کسی که به مقام رضوان الاهی برسد، خداوند او را همنشین حضرت ابراهیم و حضرت محمد (ص) در دارالجلال می کند. از حضرت سؤال شد؟ یا رسول الله دارالجلال کجاست؟ فرمود: بهشتی است که خداوند آن به نام خود، نام گذاری کرد. در آ نجا ساکنانش هر صبح و شام نظاره گر خدای صاحب جلال و اکرام هستند

خلیل

3. جنت المأوی

جنت المأوی بهشتی است ارواح شهدا به آن جا می رود.

از پیامبر اکرم (ص) در فضیلت ماه رمضان نقل شده است که فرمود: خداوند [روزه داران را] در جنت المأوی هزار قصر ساخته شده از طلا مرحمت می کند

خلیل

4. جنت خلد (بهشت جاودان)

بهشت جاودان، همان بهشتی است که رسول خدا در وصف آن فرمود: کسی که دوست دارد زندگیش مانند زندگی و حیات من باشد و در جنت خلدی که پروردگار به من وعده فرموده ساکن شود،ـ آن بهشتی که خداوند به دست خویش ستون ها و عمودهایش را درست کرده ـ ، باید ولایت علی (ع) را پذیرفته باشد.

خلیل

5. جنت عدن

علامه حلی می گوید: جنت عدن را از آن جهت عدن نامیدند که آن جا محل اقامت دایمی و جاودانه است. در روایتی از پیامبر (ص) آمده است که آن حضرت فرمود: من درختی هستم که فاطمه شاخه ی آن، علی بارور کننده، حسن و حسین میوه های آن و شیعیان و محبان ما برگ های سبز این درخت هستند. اصل این درخت در بهشت عدن است.کاشف الغطاء می گوید: بهشت عدن وسط بهشت است .

در روایتی دیگر آمده است: بهشت عدن آن بهشتی است که خداوند با دست خویش آن را ایجاد کرده و تاکنون کسی آن را ندیده است

خلیل

6. جنت فردوس

جنت فردوس آن بهشتی است که خدای متعال آن را از طلا و نقره بنا کرده و در لابلای آن مشک و عنبر خوش بو قرار داده است. در روایت می خوانیم، خداوند بهشت را از مشک و عنبر ساخته و در آن بهشت از بهترین میوه ها و بهترین ریحان ها کاشته است.و بهشت فردوس بالاترین درجات بهشت است.این همان بهشتی است که حضرت زهرا (س) در گریه ی فراق پدرش- پیامبر گرامی اسلام (ص)-، در توصیف آن می گوید: ای پدر تو دعوت پروردگارت را اجابت کردی، هنگامی که تو را دعوت نمود. ای پدر جنب فردوس جایگاه تو است. بنابراین، فردوس نام آن بهشتی است که پیامبر (ص) در آن جا ساکن است

این بهشت (فردوس) سقفش عرش پروردگار است و در آن دو قصر سبز و سفید از جنس مروارید ساخته شده است. قصر سفید دارای هفتاد هزار واحد (غرفه) است که ساکنانش پیامبر و اهل بیت (ع) هستند. قصر سبز نیز دارای هفتاد هزار واحد است که ساکنان آن نیز حضرت ابراهیم و آل ابراهیم (ع) هستد

در روایت دیگر آمده است: جنت فردوس، دیوارهایش از نور و نور غرفه ها و واحدهایش از نور پروردگار است

خلیل

7. جنت نعیم

در ثواب و فضیلت ماه مبارک رمضان آماده است: چون ماه مبارک به روز هفتم رسد خداوند در جنت نعیم ثواب چهل هزار شهید و چهل هزار صدیق را به تو می دهد.] این همان بهشتی است که حضرت ابراهیم (ع) در دعایش در توصیف آن می گوید: خدایا مرا از وارثان جنت نعیم قرار بده.

علامه طباطبائی در تفسیر المیزان می گوید: بهشت نعیم، همان بهشت ولایت است.وی همچنین می گوید: کراراً بیان شد که نعیم؛ یعنی ولایت و جنت نعیم همان بهشت ولایت است

لازم به ذکر است که عده ای از مفسران معتقدند که تمام این بهشت های هفت گانه در حقیقت یکی است و همه ی این اسامی بر یک بهشت صدق می کند؛ زیرا که بهشت از آن جهت که جای اقامت دایمی است به آن جنت عدن می گویند و از آن جهت که جای سلامتی و امن است و ساکنانش از هر حزن و اندوهی در امان هستند، دارالسلام می گویند.

اختر

با سلام نوشته شده فردوس مخصوص پیامبر اکرم و ائمه اطهارو یاران خاص ایشون هستش.با ابن وصف جایی برای امثال ما نباید باشه.

فاطمه

بهشت فردوس چه فرقي با بهشت معمولي دارد؟

فریدون

مقصود از بهشت فردوس بالاترين درجه بهشت است. از حضرت رسول (ص) روايت شده كه «بهشت را صد درجه است و ميان هر درجه با درجه ديگر به مقدار فاصله آسمان است با زمين، بالاترين درجه آن فردوس است كه چهار رود بزرگ بهشت از آن مى جوشد و هرگاه از خداوند مسئلت و حاجتى داشتيد فردوس را از حضرتش درخواست نمائيد.(مجمع البيان)
اميرالمؤمنين (ع) در وصف بهشت چنين مى فرمايد : درجاتى است كه هر يك بر ديگرى برترى خاص خود را دارد و جايگاههائى كه با يكديگر متغايرند، نعمتهايش پايان نپذيرد و ساكنان آن هرگز از آن كوچ نكنند، جاويدانند كه براى هميشه در عنفوان جوانى در آن بزيند، وطن گزينان كه هيچگاه نوميدى نداشته باشند.
قرآن کريم مي فرمايد: «اِنّ الذين ءامنوا و عملو الصالحات كانت لهم جنّات الفردوس نزلا؛ امّا كساني كه ايمان آوردند و عمل صالح انجام دادند، باغهاي فردوس نيز منزل گاهشان است.»
از احاديث استفاده مي‌شود كه فردوس بخشي از بهشت و برترين و بالاترين جايگاه آن است كه در اين بخش پيامبر اكرم، امامان و برخي پيروان راستين آنان مانند ابوذر و سلمان و… ساكن هستند.
در روايتي از پيامبر اكرم آمده است: «هنگامي كه از خداوند متعال تقاضا مي‌كنيد، فردوس را تقاضا كنيد كه وسط بهشت، ‌و قسمت اعلي و برتر آن است و بر فراز آن عرش خدا است و از فردوس نهرهاي بهشتي سرچشمه مي‌گيرد.»
در حديث ديگري از حضرت علي ـ عليه السّلام ـ چنين مي‌خوانيم: «براي هر چيزي محل اعلايي است و محل اعلاي بهشت فردوس است و آن براي محمد و آل محمد است.

قفس

راه رسیدن به اعلی مراتب بهشت در روایت زیبایی از پیامبر اکرم صلی الله علیه واله نقل شده است:
«خَيْرُ أُمَّتِي مَنْ هَدَمَ شَبَابَهُ فِي طَاعَةِ اللَّهِ وَ فَطَمَ نَفْسَهُ عَنْ لَذَّاتِ الدُّنْيَا وَ تَوَلَّهَ بِالْآخِرَةِ إِنَّ جَزَاءَهُ عَلَى اللَّهِ أَعْلَى مَرَاتِبِ الْجَنَّة ؛ بهترین افراد امّت من کسانی‌اند که جوانی خود را در طاعت خداوند صرف کرده و نفس خویش را از لذّات دنیا بریده و آنرا سرگشته آخرت کرده باشند. همانا پاداش چنین شخصی نزد خداوند، بالاترین مراتب بهشت خواهد بود.

ارش

هر كدام از درجات بهشت نامي دارد كه قرآن كريم بعضي از آنها را ذكر فرموده است:
جنات النعيم ؛ جنات عدن ؛ جنات الفردوس ؛ جنه الخلد ؛ جنات الماوي .
البته نام‌های دیگری از مراتب بهشت در قرآن ذکر شده است امّا بر طبق روایات چهار مورد از آنها که مقرون به لفظ “جنّات” ذکر شده‌اند، جزء مراتب و درجات بهشت‌اند.

فاتح

در بین این مراتب و درجات کدام یک بالاتر است؟

حمید

در اینکه بهشت دارای درجاتی است شکی نیست اما در اینکه بالاترین و پایینترین درجه آن کدام است اختلاف وجود دارد عده ای به استناد بعضی روایات ضعیف، بالاترین درجه بهشت را فردوس دانسته اند (مانند قتادة مفسر معروف اهل سنت).
مرحوم طبرسی در این باره روایتی نبوی را از طریق اهل سنّت نقل کرده اند:
«الجنة مائة درجة ما بين كل درجتين كما بين السماء و الأرض الفردوس أعلاها درجة منها تفجر أنهار الجنة الأربعة فإذا سألتم الله تعالى فاسألوه الفردوس‏؛ بهشت دارای صد درجه است و فاصله هر درجه با درجه دیگر مانند فاصله بین آسمان و زمین است. “فردوس” بالاترین مرتبه بهشت هاست که نهرهای چهارگانه بهشت ها از آنجا سرچشمه می‌گیرد. پس زمانی که از خداوند چیزی طلب می‌کند “فردوس” را بخواهید.»
مرحوم کراجکی نیز روایت نبوی دیگری نقل کرده‌اند: «وَ الْفِرْدَوْسُ سَيِّدُ الْجِنَانِ‏ ؛ “فردوس” سیّد بهشت‌هاست.»
نکته: طبق ظاهر روایات هر کدام از درجات بهشت نیز دارای مراتب مختلفی اند از جمله “فردوس” که دارای مراتب اعلی و اسفل است

محسن

آیا درست است که هفت درجه در بهشت است و هر درجه بالاتر و مهم تر از درجه دیگری است و بالاترین درجه جنة العدن است.

شیرین

قرآن کریم راجع به جهنم هفت در قائل شده است (لها سبعة ابواب لکل باب منهم جزء مقسوم [1] ) یعنی جهنم دارای هفت در و برای هر در هم جزء قسمت شده ای می باشد. (مثلا جزء آنانیکه به خدا شرک ورزیدند و جزء آنانیکه در خدا شک کردند و یک جزء مربوط به افرادی است که از خدا غفلت ورزیده اند) ولی در مورد ابواب بهشت در قرآن سخنی به میان نیامده است اگر چه جنة المأوی – جنة فردوس- جنة العدن- جنتی (جنت خداوند)- جنة عالیه- جنات النعیم- جنات مکرمون و … آمده است. به نظر می رسد چون رضوان خداوند از همه بهشت ها بالاتر و بزرگتر است؛ بهشت خداوند که در سوره فجر بدان اشاره شده است (فادخلی عبادی و ادخلی جنتی) از همه بهشت ها فراتر و والاتر باشد.

زن فرعون گفت: “اذ قالت رب ابن لی عندک بیتا فی الجنة” و هنگامی که (آسیه) گفت: ای پروردگارم برای من در نزد خودت خانه ای در بهشت بنا کن.

زرد

در روایتی از امیر المؤمنین علیه السلام نقل است که: بهشت دارای هشت در است دروازه ای که پیامبران و صدیقان از آن وارد می شوند، دروازه ای که شهیدان و صالحان از آن داخل می شوند و پنج دروازه دیگر که شیعیان و دوستداران ما از آن وارد می شوند … و یک دروازه دیگر که دیگر مسلمانانی که به یگانگی خداوند گواهی داده و در دلشان ذره ای دشمنی نسبت به خاندان (نبوت) نباشد از آن به بهشت درمی آیند . و پیامبر اکرم (ص) در روایتی فرمودند: بهشت را هشت دروازه است… هر که خواهد از هشت دروازه وارد شود باید به چهار خصلت چنگ زند: صدقه دادن، بخشندگی، خوشخویی و نیازردن بندگان خدا

و هم پیامبر اکرم (ص) فرمودند: در بهشت درجه روی درجه است چنانکه میان زمین و آسمان بنده نگاهش را به بالا می دوزد، و نوری خیره کننده بر او می درخشد، چندان که نزدیک است دیدگانش را کور کند.

او شادمان می شود و می پرسد این چیست به او گفته می شود این نور برادر مؤمن توست. می گوید او برادر من فلانی است ما در دنیا پا به پای هم کار می کردیم.!! و اینک اینچنین بر من برتری داده شده است؟ گفته می شود: او از تو در عمل برتر بود سپس موجبات خشنودی دل او (بنده مخاطب) چندان فراهم می آید تا که سرانجام خشنود می شود .

نکته پایانی اینکه عدن در لغت به معنای اقامت کردن است و در تسمیه آن گفته اند: اقامت کردن اشاره به خلود در آن دارد یعنی کسانی که وارد آن می شوند دیگر خارج نخواهند شد و همیشه در آن مقیم هستند.

احمد

بر اساس آیات و روایات بهشت، دارای مراتب و درجاتی است:
«قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام: لَا تَقُولُوا جَنَّةٌ وَاحِدَةٌ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يقول فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجاتٍ؛ امام صادق عَلَيْهِ السَّلَامُ فرمود: نگوييد كه بهشت يكى است، همانا خداوند عزّ و جلّ فرموده است: “و غير از آن دو بهشت، دو بهشت ديگرى هست” و نگوييد كه (بهشت داراى) يك درجه و رتبه است، همانا كه خداوند متعال فرموده است: بهشت داراى درجاتى است كه بعضى بر بعض ديگر اشراف قرار دارد.»
پیامبر اعظم (صلی الله علیه و اله) به شیعیان امر کرده اند که برای رسیدن به مقامات و درجات بالاتر بهشت تلاش کنند:
«قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صَلَّي اللهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) اتَّقُوا اللَّهَ مَعَاشِرَ الشِّيعَةِ، فَإِنَّ الْجَنَّةَ لَنْ تَفُوتَكُم‏ وَ إِنْ أَبْطَأَتْ بِكُمْ عَنْهَا قَبَائِحُ أَعْمَالِكُمْ، فَتَنَافَسُوا فِي دَرَجَاتِهَا؛ رسول خدا (صلّى اللَّه علیه و اله) فرمود: اى گروه شیعیان از خداوند بترسید، بهشت از دست شما نمى‏‌رود اگر چه گناهان شما موجب شود كه شما از ورود در آن تاخیر داشته باشید، اكنون براى بدست آوردن درجات بهشت با هم مسابقه دهید.»

رضا

میراث ارزشمند پیامبر در بین امّت دو چیز بوده که توجّه به آن دو ما را در رسیدن به درجات بالاتر بهشت یاری می‌دهند:

اوّلا قرآن کریم و توجّه و تدبّر در آیات آن و ممارست در قرائت آیات. در روایات فراوانی وارد شده که حتّی در روز قیامت هم به مومنین این اجازه داده می‌شود که با قرائت قرآن به درجات بالاتر بهشت برسند:
«مَنْ مَاتَ مِنْ أَوْلِيَائِنَا وَ شِيعَتِنَا وَ لَمْ يُحْسِنِ الْقُرْآنَ عُلِّمَ فِي قَبْرِهِ لِيَرْفَعَ اللَّهُ بِهِ مِنْ دَرَجَتِهِ فَإِنَّ دَرَجَاتِ الْجَنَّةِ عَلَى قَدْرِ آيَاتِ الْقُرْآنِ يُقَالُ لَهُ اقْرَأْ وَ ارْقَ فَيَقْرَأُ ثُمَّ يَرْقَى: ؛ اگر کسی از موالیان و شیعیان ما بمیرد ولی در طول عمرش قرآن را به درستی نخوانده باشد، در همان قبر به او قرآن را آموزش میدهند تا با قرآن خواندن درجاتش بالا رود زیرا درجات بهشت به اندازه آیات قرآن است لذا به او میگویند: بخوان و بالا برو…»

ثانیا رسیدن به درجات بهشتی منوط به شناخت کامل انسان کامل و پذیرش ولایت اهل بیت (علیهم السلام) است:
«قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صَلَّي اللهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) فِي الْجَنَّةِ ثَلَاثُ دَرَجَاتٍ وَ فِي النَّارِ ثَلَاثُ دَرَكَاتٍ فَأَعْلَى دَرَجَاتِ الْجَنَّةِ لِمَنْ أَحَبَّنَا بِقَلْبِهِ وَ نَصَرَنَا بِلِسَانِهِ وَ يَدِهِ وَ فِي الدَّرَجَةِ الثَّانِيَةِ مَنْ أَحَبَّنَا بِقَلْبِهِ وَ نَصَرَنَا بِلِسَانِهِ وَ فِي الدَّرَجَةِ الثَّالِثَةِ مَنْ أَحَبَّنَا بِقَلْبِهِ ؛ پیامبر فرمودند: در بهشت سه درجه وجود دارد: در درجه اول که بالاترین درجه است کسانی قرار دارند که ما اهل بیت را با قلب خود دوست دارند و با دست و زبان خود ما را یاری داده اند و در درجه دوم کسانی اند که ما را با قلب خود دوست دارند و فقط با زبانشان ما را یاری میکنند. و در درجه سوم کسانی اند که فقط در قلب خود ما را دوست دارند.»

محمد

سلام خسته نباشید یک چیز منو بدجوری به فکر فرو برده اول اینکه اونجا گفته که اولین شیعیان همچو سلمان و ابوذر و… وارد فردوس میشن.یه روایت هست که میگه جوانان اخرلزمانی اگه دینشونو نگه داشته باشن مقامی دارن که سلمان قبطه میخوره بهشون.پس اگه اینطوری باشه مقام اون شیعیان اخرلزمانی بیشتره چرا سلمان پس زودتر وارد بهشت میشه

یاسر

بله فردوس درجه و مرتبه ی بالا و برتر بهشت است و راه رسیدن به اعلی مراتب بهشت در روایت زیبایی از پیامبر اکرم صلی الله علیه واله نقل شده است:
«خَیْرُ أُمَّتِی مَنْ هَدَمَ شَبَابَهُ فِی طَاعَهِ اللَّهِ وَ فَطَمَ نَفْسَهُ عَنْ لَذَّاتِ الدُّنْیَا وَ تَوَلَّهَ بِالْآخِرَهِ إِنَّ جَزَاءَهُ عَلَى اللَّهِ أَعْلَى مَرَاتِبِ الْجَنَّه ؛ بهترین افراد امّت من کسانی‌اند که جوانی خود را در طاعت خداوند صرف کرده و نفس خویش را از لذّات دنیا بریده و آنرا سرگشته آخرت کرده باشند. همانا پاداش چنین شخصی نزد خداوند، بالاترین مراتب بهشت خواهد بود.»

محمود

در اینکه بهشت دارای درجاتی است شکی نیست و این هم درسته که فردوس اسم یکی از مراتب بهشت است اما در اینکه بالاترین و پایینترین درجه آن کدام است اختلاف وجود دارد عده ای به استناد بعضی روایات ، بالاترین درجه بهشت را فردوس دانسته اند (مانند قتاده مفسر معروف اهل سنت).
مرحوم طبرسی در این باره روایتی نبوی را از طریق اهل سنّت نقل کرده اند:
«الجنه مائه درجه ما بین کل درجتین کما بین السماء و الأرض الفردوس أعلاها درجه منها تفجر أنهار الجنه الأربعه فإذا سألتم الله تعالى فاسألوه الفردوس‏؛ بهشت دارای صد درجه است و فاصله هر درجه با درجه دیگر مانند فاصله بین آسمان و زمین است. “فردوس” بالاترین مرتبه بهشت هاست که نهرهای چهارگانه بهشت ها از آنجا سرچشمه می‌گیرد. پس زمانی که از خداوند چیزی طلب می‌کند “فردوس” را بخواهید.»

علی راستگو

در ادامه ی حرف های جناب اقای محمود بگم که البته روایت نبوی دیگری هم من باب موضوع بحث شما داریم از مرحوم کراجکی که نقل کرده‌ اند: «وَ الْفِرْدَوْسُ سَیِّدُ الْجِنَانِ‏ ؛ “فردوس” آقای بهشت‌هاست.»

عاصف

بله بهشت دارای درحات مختلفی است که یکی از ان ها فردوس است اما خب قطعا هر کدام از درجات دیگر بهشت هم نامی دارد که قرآن کریم بعضی از آنها را ذکر فرموده
جنات النعیم ؛ جنات عدن ؛ جنات الفردوس جنه الخلد ؛ جنات الماوی
البته نام‌های دیگری از مراتب بهشت هم در قرآن ذکر شده امّا بر طبق روایات چهار مورد از آنها که حتما لفظ “جنّات” درمورد ان ها ذکر شده‌است را نام به شرح بالا بود که نام بردم

جواد

در جواب حرف شما فقط به بیان یک حدیث اکتفا میکنم که خود پاسخ دهنده و گویای همه ی سوالات هست
«قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صَلَّی اللهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ) فِی الْجَنَّهِ ثَلَاثُ دَرَجَاتٍ وَ فِی النَّارِ ثَلَاثُ دَرَکَاتٍ فَأَعْلَى دَرَجَاتِ الْجَنَّهِ لِمَنْ أَحَبَّنَا بِقَلْبِهِ وَ نَصَرَنَا بِلِسَانِهِ وَ یَدِهِ وَ فِی الدَّرَجَهِ الثَّانِیَهِ مَنْ أَحَبَّنَا بِقَلْبِهِ وَ نَصَرَنَا بِلِسَانِهِ وَ فِی الدَّرَجَهِ الثَّالِثَهِ مَنْ أَحَبَّنَا بِقَلْبِهِ ؛ پیامبر فرمودند: در بهشت سه درجه وجود دارد: در درجه اول که بالاترین درجه است کسانی قرار دارند که ما اهل بیت را با قلب خود دوست دارند و با دست و زبان خود ما را یاری داده اند و در درجه دوم کسانی اند که ما را با قلب خود دوست دارند و فقط با زبانشان ما را یاری میکنند. و در درجه سوم کسانی اند که فقط در قلب خود ما را دوست دارند.»

ابراهیم

بله بهشت دارای درجات مختلف و متفاوتی است که این نکته در روایات فراوانی هم اماده است تا انجا که روایت شده که حتّی در روز قیامت هم به مومنین این اجازه داده می‌شود که با قرائت قرآن به درجات بالاتر بهشت برسند این حرف بنده طبق این حدیث است که میفرماید
«مَنْ مَاتَ مِنْ أَوْلِیَائِنَا وَ شِیعَتِنَا وَ لَمْ یُحْسِنِ الْقُرْآنَ عُلِّمَ فِی قَبْرِهِ لِیَرْفَعَ اللَّهُ بِهِ مِنْ دَرَجَتِهِ فَإِنَّ دَرَجَاتِ الْجَنَّهِ عَلَى قَدْرِ آیَاتِ الْقُرْآنِ یُقَالُ لَهُ اقْرَأْ وَ ارْقَ فَیَقْرَأُ ثُمَّ یَرْقَى: اگر کسی از موالیان و شیعیان ما بمیرد ولی در طول عمرش قرآن را به درستی نخوانده باشد، در همان قبر به او قرآن را آموزش میدهند تا با قرآن خواندن درجاتش بالا رود زیرا درجات بهشت به اندازه آیات قرآن است لذا به او میگویند: بخوان و بالا برو…»

سمانه

سلام
بحث خیلی جالبی بود واقعا انگیزه داشتم برای خوندنش خسته شدم بس که از جهنم و بدی و عذاب شنیدم فقط اینکه اگه دوستان لطف کنن و ایات و احادیث بیشتری برای سندیت حرفشون بیلرن انگیزه ی ادم به خوندن این مطالب بیشتر هم میشه انگاری مطمئن تره
ممنون

امنه

چ درخواست قشنگی منم حتما استقبال میکنم و با ایشون موافقم و همین خواسته رو از دوستان دارم
خودم هم اول شروع میکنم من در ارتباط با بهش و فردوس این حدیث از پیامبر (ص) شنیدم که در ان ما مسلمانان را به تلاش و کوشش بیشتر و انجام بیشتر کارهای نیک میکنند :

اتَّقُوا اللَّهَ مَعَاشِرَ الشِّیعَهِ، فَإِنَّ الْجَنَّهَ لَنْ تَفُوتَکُم‏ وَ إِنْ أَبْطَأَتْ بِکُمْ عَنْهَا قَبَائِحُ أَعْمَالِکُمْ، فَتَنَافَسُوا فِی دَرَجَاتِهَا؛ رسول خدا (صلّى اللَّه علیه و اله) فرمود: اى گروه شیعیان از خداوند بترسید، بهشت از دست شما نمى‏‌رود اگر چه گناهان شما موجب شود که شما از ورود در آن تاخیر داشته باشید، اکنون براى بدست آوردن درجات بهشت با هم مسابقه دهید.

هادی

طبق آیات و روایات بهشت، دارای درجات مختلفی است مثلا در این ایه میخوانیم که:
«قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام: لَا تَقُولُوا جَنَّهٌ وَاحِدَهٌ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یقول فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجاتٍ؛ امام صادق عَلَیْهِ السَّلَامُ فرمود: نگویید که بهشت یکى است، همانا خداوند عزّ و جلّ فرموده است: و غیر از آن دو بهشت، دو بهشت دیگرى هست و نگویید که یک درجه و رتبه است، همانا که خداوند متعال فرموده است: بهشت داراى درجاتى است که بعضى بر بعض دیگر اشراف قرار دارد.»
جمله ی اخری اشاراتی به وجود فردوس دارد

عباس

از پیامیر اکرم (ص) روايت شده كه «بهشت را صد درجه است و ميان هر درجه با درجه ديگر به مقدار فاصله آسمان است با زمين، بالاترين درجه آن فردوس است كه چهار رود بزرگ بهشت از آن مى جوشد و هرگاه از خداوند مسئلت و حاجتى داشتيد فردوس را از حضرتش درخواست نمائيد. برگرفته شده از (مجمع البيان)
همچتین حضرت علی اميرالمؤمنين (ع) در توصف بهشت برای درک بهتر ما از ان مى فرمايند : درجاتى است كه هر يك بر ديگرى برترى خاص خود را دارد و جايگاههائى كه با يكديگر متغايرند، نعمتهايش پايان نپذيرد و ساكنان آن هرگز از آن كوچ نكنند، جاويدانند كه براى هميشه در عنفوان جوانى در آن بزيند، وطن گزينان كه هيچگاه نوميدى نداشته باشند.
و همچنین نیز با مراجعه به قران به این ایه برمیخوریم که : «اِنّ الذين ءامنوا و عملو الصالحات كانت لهم جنّات الفردوس نزلا؛[2] امّا كساني كه ايمان آوردند و عمل صالح انجام دادند، باغهاي فردوس نيز منزل گاهشان است.»
و نیز با مراجعه به احاديث متوجه این میشویم كه فردوس قسمتی از قسمت های مختلف بهشت و برترين و بالاترين جايگاهی است که انسان مومن میتواند به ان برسد كه در اين قسمت پيامبر اكرم، امامان و نیز برخي پيروان و مومنان و ایمان اورندگان واقعی آنان مانند ابوذر و سلمان و بلال و … حضور دارند
در روايتي از پيامبر اكرم میخوانیم که «هنگامي كه از خداوند متعال تقاضا مي‌كنيد، فردوس را تقاضا كنيد كه وسط بهشت، ‌و قسمت اعلي و برتر آن است و بر فراز آن عرش خدا است و از فردوس نهرهاي بهشتي سرچشمه مي‌گيرد.»
و همچنین در حديث ديگري از حضرت علي ـ عليه السّلام ـ چنين مي‌خوانيم: «براي هر چيزي محل اعلايي است و محل اعلاي بهشت فردوس است و آن براي محمد و آل محمد است.»
کلام اخر اینکه برتر جاییست فردوس انشالله که قسمت ما و تمام مومنان واقعی شود

مرضیه

با عرض سلام و خدا قوت یکی از ویزگی هایی که باعث می شود که فرد وارد همین مرتبه ی فردوس بشود به نظر من امر به معروف و نهی از منکر نیز می باشد چرا که به واسطه ی همین عمل می توان جامعه ای نیک و عالی ساخت و به وسیله ی آن بتوان کردادر و رفتار بسیاری از انسان ها را به خوبی تشویق کرد واین عمل بسیار دقیق و حساس است و نباید توسط هر کسی انجام بشود. البته که می گویند یکدیگر را به معروف امر کنید و از منکر بازدارید اما کاری که از نظر ما معروف است از کجا معلوم که اشتباه باشد یا کاری که آن را منکر می دانیم از قضا کار درستی باشد؟ آیا دلایل منطقی داریم از اینکه می گویم سخن من درست است و تو باید به آن عمل کنی؟ به نظر من این خیلی مهم است و باید به آن توجه شود که شخصی امر به معروف کند که خودش واقعا آن معروف را انجام می دهد و از منکری بازدارد که خود آن منکر را انجام نمی دهد نه آنکه درخ فا انجام می دهد یا در ملاءعام اما دریگران را از این کار باز می دارد و میگوید که دیگران این کار را انجام ندهدند چرا که فکر نمی کنم این سخن او زیاد بر روی شخص مقابل تاثیر بگذارد. یکی دیگر از ویزگی های عالی غیبت نکردن می تواند باشد. غیبت تلاش انسان ناتوان است اگر ما غیبتی در مورد کسی بکنیم در واقع با زبان بی زبانی داریم اعلام می کنیم که من در برابر ان شخص قدرتی ندارم و چون نمی توانم در رو به رویش در مورد فلان مسئله بحث کنم پس در پشت سر او این مورد را بیان می کنم. و در جایی دیگر گفته اند که مانند خوردن گوشت برادر مرده است. غیبت کردن برای انسان موفق معنایی ندارد و انسان های شکست خورده معمولا به انجام این کار می پردازند و چون از عاقبت آن بی خبرند فکر میکنند که کار درستی را انجام می دهند و جالب آن جاست که زمانی که در مورد غیبتشان سخنی به زبان می آوری می گویند حرف حق را می زنم، من پیش روی خودش هم این حرف را می زنم و … و به نوعی همان بهانه های بنی اسرائیلی را می اورند که بگویند من این کار را انجام نمی دهم و خود را از ان تهمت تبرئه کنند در صورتی که ممکن است جلوی انسان دیگری این کار را انجام دهند اما جلوی خداوند چه؟ آیا جلوی قاضی اصلی هم می توانند انکار کنند و به نوعی سر قاضی اصلی که خدواند باشد را هم کلاه بگذارند؟ با کمی دقت متوجه می شویم که به هیچ وجه امکان پذیر نیست این موضوع و آنها فقط به خود بد می کنند در صورتی که از این امر غافلند. لذت لحظه ای صحبت پشت سر کسی را به لذت واقعی صحبت نکردن و توجه کردن به زندگی خود به جای زندگی دیگران ترجیح می دهند و این است که از آنها یک فرد شکست خورده و بیچاره می سازد. برایتان آرزوی پیروزی در تک تک لحظات زندگیتان را دارم .

محمد-50

با سلام نوشته شده فردوس مخصوص پیامبر اکرم و ائمه اطهارو یاران خاص ایشون هستش.با ابن وصف جایی برای امثال ما نباید باشه.

شایسته محمدی

با سلام به نظر بنده این امکان وجود دارد که مثلا جایی مخصوص آنها باشد اما فکر نمیکنم که به عنوان مثال جایی برای دیگران در انجا نباشد همانطور که پیامبران و امامان در انجا ساکن هستند و جای دارند قطعا دیگر انسان ها هم نیز در انجا حضور خواهند داشت. چرا که فکر میکنم خداوند خود در قران فرموده است که میان هیچ یک از بندگان خود فرق نمی گذاریم پس این موضوع که امامان و پیامبران فقط در جایی بهتر باشند و دیگران خیر فکر نمیکنم درست باشد حال دقیقش را که نمی دانم اما منطق من به من اینگونه حکم می کند. و البته که شخصی که می خواهد در آن جایگاه قرار بگیرد خب باید مانند پیامبران و امامان هم هم رفتار کند تا بتواند جایی برای خود در انجا بگیرد و هر کس به اندازه ی تلاشی که در این جهان کرده و میزان کاشتی که کرده است در ان جهان برداشت خواهد کرد و عدالت خداوند در همه جا برای همه کس صدق خواهد نمود. اما ما نباید سعی کنیم که نسبت به کسی دیگری بهتری پیدا کنیم که مثلا بخواهیم در فردوس جای بگیریم بلکه می بایست که نسبت به دیروز خود بهتر باشیم این بسیار از نظر من بهتر است تا آنکه ببینیم دیگران چه کردند تا ما بتوانیم به آن کار و بهتر از ان دست پیدا کنیم. ممکن است دیگرانی که ما آنها را در ان موقعیت می بینیم بسیار تلاش کرده باشند تا به آن نقطه برسند پس اینکه ما بدون تلاش بخواهیم به آنجا برسیم کار نادرستی است البته که می توان مسیر راحت تر برای رسیدن به آن را پیدا کرد اما اینکه بخواهیم بدون هیچگونه تلاشی به آن موقعیت دست پیدا کنیم کاری ناشایست و به دور از منطق است امیدوارم که منظور مرا درک کرده باشید منظور شخص بنده این است که به عنوان مثال کسی که ایمانی قوی اکنون به خدواند دارد ممکن است برای صدها کتاب ی که در گذشته خوانده این ایمان قوی در او شکل گرفته و ما نمی توانیم آن ایمان را در خود به وجود بیاوریم مگر آنکه مانند او تلاش کنیم یا راه بهتری برای رسیدن به آن درجه از ایمان برسیم. و یک شبه هم نمی توانیم آن را در خود به وجود بیاوریم. پس باید به این نکته ها توجه کنیم که بتوانیم به درستی مسیر رسیدن به خدواند را طی کنیم و در نهایت هر آنچه که تلاش کرده باشیم خدواند بنا بر عدالت خود، خودش پاداش را به ما خواهد داد و این پاداش می تواند قرار گرفتن در فردوس باشد که بالاترین درجه ی بهشت است. البته من فکر میکنم که جایی شنیدم که هنوز بهشت و جهنم واقعی ساخته نشده است و انسان در برزخ قرار می گیرد که کاملا از این گفته مطمئن نیستم اما احساس می کنم که همین بود که شنیدم اگر در این باره کسی چیزی می داند که می تواند مرا راهنمایی کند ممنون می شوم که آن را ارائه بدهد. پیروز و موفق باشید

گیتی

بهشت فردوس چه فرقي با بهشت معمولي دارد؟

زهرا

مقصود از بهشت فردوس بالاترين درجه بهشت است. از حضرت رسول (ص) روايت شده كه «بهشت را صد درجه است و ميان هر درجه با درجه ديگر به مقدار فاصله آسمان است با زمين، بالاترين درجه آن فردوس است كه چهار رود بزرگ بهشت از آن مى جوشد و هرگاه از خداوند مسئلت و حاجتى داشتيد فردوس را از حضرتش درخواست نمائيد.(مجمع البيان)
اميرالمؤمنين (ع) در وصف بهشت چنين مى فرمايد : درجاتى است كه هر يك بر ديگرى برترى خاص خود را دارد و جايگاههائى كه با يكديگر متغايرند، نعمتهايش پايان نپذيرد و ساكنان آن هرگز از آن كوچ نكنند، جاويدانند كه براى هميشه در عنفوان جوانى در آن بزيند، وطن گزينان كه هيچگاه نوميدى نداشته باشند.(1)
قرآن كريم مي فرمايد: «اِنّ الذين ءامنوا و عملو الصالحات كانت لهم جنّات الفردوس نزلا؛[2] امّا كساني كه ايمان آوردند و عمل صالح انجام دادند، باغهاي فردوس نيز منزل گاهشان است.»
از احاديث استفاده مي شود كه فردوس بخشي از بهشت و برترين و بالاترين جايگاه آن است كه در اين بخش پيامبر اكرم، امامان و برخي پيروان راستين آنان مانند ابوذر و سلمان و… ساكن هستند.
در روايتي از پيامبر اكرم آمده است: «هنگامي كه از خداوند متعال تقاضا مي كنيد، فردوس را تقاضا كنيد كه وسط بهشت، و قسمت اعلي و برتر آن است و بر فراز آن عرش خدا است و از فردوس نهرهاي بهشتي سرچشمه مي گيرد.»(3)
در حديث ديگري از حضرت علي ـ عليه السّلام ـ چنين مي خوانيم: «براي هر چيزي محل اعلايي است و محل اعلاي بهشت فردوس است و آن براي محمد و آل محمد است.»(4)

احمد حسینی

بالاترین درجه بهشت و پایین ترین درجه دوزخ چیست؟

باران

هر یک از سعادت و شقاوت درجات و مراتبی دارد، نه اهل سعادت در یک درجه و مرتبه اند و نه اهل شقاوت، این مراتب و تفاوتها درباره اهل بهشت به عنوان درجات و درباره اهل جهنم به عنوان درکات تعبیر می شود. درهای هفتگانه دوزخ که هر یک شخص تازه وارد را به یک دَرک خاصّی می برد، بر اساس اختلاف حجاب های واردین و تفاوت مراتب توغّل در کثرات می باشد؛ چون هر چه نسبت به امور اعتباریّه دنیویّه فانیه و کثرات اوهامیّه اعتنا بیشتر شود، منزله دوزخ که آنرا درک گویند شدیدتر است و بالعکس.
جنات فردوس: شاید بهترین بهشت‏ها باشد، لذا از پیامبر(ص) نقل شده: هنگامی که از خداوند متعال تقاضای بهشت می‏کنید، فردوس را تقاضا کنید که وسط بهشت و قسمت اعلا و برتر آن است و بر فراز آن عرش خدا است و نهرهای بهشتی از فردوس سرچشمه می‏گیرد. ( ر. ک: پیام قرآن، ج ۶، ص ۳۴۵، به نقل از روح المعانی، ج ۱۶، ص ۴۷).
در حدیث دیگر از امیر المؤمنین (ع) آمده است: برای هر چیز محل اعلائی است و اعلای بهشت، بهشت فردوس است که برای محمد و آل محمد(ص) است.
باز در حدیثی از حضرت علی(ع) نقل شده است که بعد از تفسیر درهاى هفتگانه دوزخ به طبقاتى که بعضى بالاى بعض دیگر قرار دارند نام‏هاى این طبقات را چنین مى‏شمرد: از همه پایین‏تر، جهنم و بالاى آن لظى و بالاى آن حطمه و فوق آن سقر و بالاى آن جحیم و فوق آن سعیر و فوق آن هاویه است.( پیام قرآن، ج ۶، ص ۴۱۷، به نقل از در المنثور، ج ۳، ص ۱۹، حدیث ۶۴).
طبقات جهنم یکى از دیگر دردناک‏تر و گروه­هایى که وارد آن‏ها مى‏شوند یکى از دیگرى گنه کار ترند و اعمالى که آن‏ها انجام مى‏داده‏اند یکى از دیگرى بدتر است

ندا گوهری

مقام‌هاي بهشتيان: از نكته‌هاي پيشين و از تعبيرهاي مختلف قرآن مجيد به خوبي استفاده مي‌شود كه باغ‌هاي بهشتي كه بهشتيان در آن ساكن هستند، متعدد و گوناگون است و با توجه به رواياتي كه در تفسير آيات مربوط به اين باغها آمده، معلوم مي‌شود كه تنوع باغها، مربوط به مراتب و درجه‌ها و مقام‌هاي بهشتيان است كه هر گروهي از آنان بر اساس شايستگي در اين باغهاي بهشتي كه هر يك از ديگري برتر و والاتر است جايگزين مي‌شوند.
براي نمونه به بررسي يكي از اين آيات مي‌پردازيم:
اِنّ الذين ءامنوا و عملو الصالحات كانت لهم جنّات الفردوس نزلا همانا كساني كه ايمان آوردند و عمل صالح انجام دادند، باغهاي فردوس نيز منزل گاهشان است.
از احاديث استفاده مي‌شود كه فردوس بخشي از بهشت و برترين و بالاترين جايگاه آن است كه در اين بخش پيامبر اكرم، امامان و برخي پيروان راستين آنان مانند ابوذر و سلمان و… ساكن هستند.
در روايتي از پيامبر اكرم آمده است: «هنگامي كه از خداوند متعال تقاضا مي‌كنيد، فردوس را تقاضا كنيد كه وسط بهشت، ‌و قسمت اعلي و برتر آن است و بر فراز آن عرش خدا است و از فردوس نهرهاي بهشتي سرچشمه مي‌گيرد.»(5)
در حديث ديگري از حضرت علي ـ عليه السّلام ـ چنين مي‌خوانيم: «براي هر چيزي محل اعلايي است و محل اعلاي بهشت فردوس است و آن براي محمد و آل محمد است.»

مهدیه

آيا اين درست است كه بهشت هشت طبقه دارد و انسانهاي بهشتي بر اساس ميزان اعمال نيكشان در بهشت طبقه‌بندي مي‌شوند يا اين كه همه بهشتيان از جمله پيامبران و امامان در يك محل زندگي خواهند كرد؟

امنه

یكي از مباحثي كه در زمينة معاد و قيامت مطرح است، ‌جايگاه انسانها در بهشت و جهنم مي‌باشد. در روايات و آيات تا حدود زيادي به اين مسئله اشاره شده است. منتها در آنها، گاه به «ابواب» و گاه به «طبقات» تعبير شده است. پرسشي كه مطرح است اين است كه آيا مراد از درها همان طبقه‌ها هستند، يا اين دو با هم متفاوتند؟
علامه طباطبايي اين پرسش را در ذيل آيه 44 سوره حجر مطرح كرده و اين گونه پاسخ داده است: از آيات و روايات متعدد استفاده مي‌شود كه مراد از ابواب، همان طبقه‌ها و دركات مختلفي است كه از نظر نوع پاداش و عذاب با هم تفاوت دارند. ايشان فرمايش خود را به رواياتي از جمله روايت ذيل مستند مي‌كنند:
در روايتي آمده است حضرت علي ـ عليه السّلام ـ به گروهي فرمود: هيچ مي‌دانيد درهاي جهنم چگونه است؟ (آن گروه گفتند): لابد مثل همين درهاي دنيا است، حضرت فرمودند: نه و لكن اين طور است، آن گاه دست خودرا روي دست گذاشتند (كه اشاره به طبقات آن است).
تعداد درها يا طبقه‌هاي بهشت و جهنم از آيات و روايات استفاده مي‌شود كه هر كدام از بهشت و جهنم در هاي متعددي دارند. جالب اين است كه در قرآن به صراحت آمده است كه «جهنم» هفت در (طبقه) دارد و بر اساس روايات متعددي بهشت «هشت» در دارد. اين تفاوت ممكن است اشاره به اين مطلب داشته باشد كه هر چند درهاي ورود به بدبختي و عذاب فراوان باشد، ولي با اين حال درهاي رسيدن به سعادت و خوشبختي از آن افزون‌تر است و هميشه رحمت خداوند بيشتر از غضب او مي‌باشد: «يا من سبقت رحمته غضبه».

توحید

سؤالي كه در اينجا به ذهن خطور مي كند اين است كه «فردوس» چنان كه گفته شد برترين جاى بهشت است‏ و منزلگاه افراد با ايمان و صاحبان اعمال صالح است، اگر چنين است مناطق ديگر بهشت ساكنانى نبايد داشته باشد، چرا كه غير مؤمن را در بهشت راهى نيست.
اما در پاسخ مى ‏توان گفت كه آيات فوق به هر فردى كه صِرف ايمان و عمل صالح دارد اشاره نمى ‏كند بلكه درجه والايى از نظر ايمان و عمل صالح را معيار براى دخول در فردوس قرار داده، هر چند ظاهر آيه مطلق است، اما توجه به مفهوم كلمه «فردوس» آن را مقيد مى‏ كند. لذا در سوره مؤمنون كه صفات وارثان فردوس را بيان مى‏ كند[4] حد اعلايى از صفات مؤمنان را ذكر كرده كه در همه افراد وجود ندارد و اين خود قرينه ‏اى است بر اينكه ساكنان فردوس بايد علاوه بر ايمان و عمل صالح، داراى صفات ممتازى باشند.
و نيز به همين دليل در حديثى كه سابقا از پيامبر (ص) نقل كرديم، مى ‏فرمايد هر وقت از خدا تقاضاى بهشت مى ‏كنيد مخصوصا تقاضاى‏ فردوس كنيد كه جامع ترين و كامل ترين منزلگاه هاى بهشت است؛ اشاره به اينكه همت افراد با ايمان بايد در همه چيز و در همه حال عالى باشد، حتى در تمناى بهشت به مراحل پائين تر قناعت نكند، هر چند مراحل پائين تر هم غرق نعمت است. بديهى است كسى كه چنين تقاضايى از خدا مى ‏كند لابد بايد خود را براى رسيدن به چنين مقامى آماده كند، لابد بايد حد اكثر تلاش و كوشش را براى كسب برترين صفات انسانى و انجام صالح ترين اعمال به خرج دهد.

دنیا براتی

در مجمع البيان است كه عبادة بن صامت از رسول خدا (ص) روايت كرده كه فرمود: بهشت صد درجه است كه ما بين هر دو درجه آن به قدر ما بين آسمان و زمين است، و فردوس بالاترين درجه آن است كه نهرهاى چهارگانه بهشت از آنجا مى ‏جوشد، پس هر وقت خواستيد از خدا درخواستى كنيد فردوس را بخواهيد.

علی

« إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ كانَتْ لَهُمْ جَنَّاتُ الْفِرْدَوْسِ نُزُلًا»؛ [كسانى كه ايمان آورده و كارهاى شايسته انجام داده اند منزلشان جنات فردوس است.]‏

به كلمه «فردوس» هم ضمير مذكر برمى ‏گردد و هم مؤنث و به طورى كه گفته شده كلمه ‏اى رومى به معناى «بستان» است و بعضى هم گفته ‏اند كلمه ‏اى است سريانى به معناى تاكستان و اصل آن «فرداس» بوده، و بعضى ديگر گفته‏ اند كلمه ‏اى سريانى و به معناى باغ انگور است. و برخي آن را كلمه ‏اى حبشى و عده اي نيز عربى مي دانند و به معناى باغ پر درختى است كه بيشتر درختانش انگور باشد. بعضى خواسته‏ اند از اينكه‏ «جَنَّاتُ الْفِرْدَوْسِ» را «نزل» خوانده – آن چنان كه در آيه 102 همين سوره، جهنم را براى كافران نزل خوانده – استفاده كنند كه در ماوراى بهشت و دوزخ، ثواب و عقاب ديگرى است كه به وصف در نمى ‏آيد.

اما «فردوس» به طورى كه بعضى از مفسران بزرگ گفته‏ اند باغى است كه همه نعمت ها و تمام مواهب لازم در آن جمع باشد و به اين ترتيب «فردوس» بهترين و برترين باغ هاى بهشت است و در برخي روايات اين چنين معرفي شده است.

فیاض

آمده است هنگامى که عرش آفریده شد خداوند به فرشتگان دستور داد که آن را حمل کنند آنها نتوانستند، فرشتگان بیشتر و بیشترى آفرید همه ناتوان ماندند؛ خداوند با قدرت خویش آن را نگه داشت سپس به هشت فرشته ‏اى که مامور حمل عرش شدند فرمود آن را بردارید، آنها عرض کردند جایى که آن همه فرشتگان عاجز شوند از ما چه کارى ساخته است؟ در این جا دستور داده شد که از نام خداو ذکر «وَ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّهَ اِلاّ بِاللهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ» و درود بر محمّد و آل او مدد گیرند، چنین کردند و کار بر آنها آسان شد

حسین

در روایتی دیگر از حضرتش مروی است: اسرافیل بر جبرئیل تفاخر کرد و گفت: من از تو بهترم! جبرئیل گفت: از چه جهت تو از من بهتری؟ جواب داد: برای این که فرشتگان حامل عرش زیر نظر من هستند و صاحب صورم و مقرب ترین فرشته خدایم! جبرئیل گفت: من از تو بهترم، زیرا من امین وحی خدا به سوی انبیاء می باشم و هر امتی را که خداوند هلاک کرده، به دست من بوده است.
خطاب آمد: ساکت باشید! که به عزت و جلال خودم، افرادی را خلق کرده ام که از شما بهترند. سپس حجاب های قدرت برداشته شد، دیدند که بر ساق عرش نوشته شده:لا اله الا الله، محمد رسول الله، علی و فاطمه و الحسن والحسین خیر خلق الله.

ناصر

منظور از عرش الهی چست؟ عرش خدا در کجا قرار دارد؟ اگر جایی نیست پس چه مفهومی دارد؟ بعضی از گناهان عرش خدا را می لرزاند، مفهمم این جمله چیست؟

رویا زارع

به همان دلیلی که عرش به معنای متعارف از خداوند نفی شد کرسی هم از خداوند نفی می شود و در نتیجه کرسی خداوند، جسمی محسوس در مکانی معیّن نیست.
اما در استناد کرسی به خداوند چند معنا می‏تواند داشته باشد

محمود مولایی

امام صادق ( عليه السلام) می فرمايند:
«سبحان من لا يعلم كيف هو ليس كمثله شى‏ء و هو السميع البصير لا يحد و لا يحس… و لا يحيط به شى‏ء و لا جسم؛
منزه است خدايى كه كسى جز او نمی داند كه ذات او چگونه است، هيچ چيز مانند او نيست، شنوا و داناست، محدود و محسوس نيست،كمالات او حد و انتها ندارد… با حواس درك نمی شود، جسم نيست».

نیایش

خدا الان کجاست؟ عرش و کرسی کجاست؟

احمدرضا

خداوند واجب الوجود و بي نياز مطلق است. مكان و نيز زمان ندارد. زيرا مكان داشتن از خواص جسم است. مكان براي چيزي تصور مي شود كه داراي حجم و امتداد و محدودیت باشد ( يعني داري طول و عرض و ارتفاع باشد). پس نمي توان براي خداي متعال مكان در نظر گرفت. هيچ موجود مكان داري واجب الوجود نخواهد بود.
جسم با تحقق خود خلأیى را كه مكان می نامند، پر می کند، بنابر اين هيچ جسمى خالى از مكان نبوده و بی نياز از آن نيست. اگر خدا جسم باشد، وجود او همراه با مكانى خواهد بود كه در آن جاى گيرد و به مكان نياز خواهد داشت، اما نياز، با خدايى، سازگار نيست.

فراز

هنگامی که در مورد خداوند عرش را به کار می‏بریم، منظور از آن مجموعه جهان هستی است. عرش، به طور استعاره ای تخت حکومت پروردگار محسوب می‏شود. در تفاسیر آمده که منظور از عرش خدا این است که خداوند تسلط کامل بر امور هستی و مخلوقات خویش دارد. خداوند می‏فرماید:
«إِنَّ رَبَّكُمُ اللَّهُ الَّذي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ في‏ سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوى‏ عَلَى الْعَرْش؛ پروردگار شما خداوندی است که آسمان‏ها و زمین را در شش روز (شش دوران) آفرید، سپس به تدبیر جهان هستی پرداخت».

آیلین خزائی

با سلام خداوند در هر هستی و نیستی هست. هر کجا که نظاره کنیم، هر سو را که بنگریم، هر چیزی را که می شنویم، لمس می کنیم، می بینیم، احساس می کنیم و … خداوند را در درون آن می توانیم ببینیم. خداوند زبان نیست و خیلی ها توقع دارند که خداوند با کلمات صحبتش را به او برساند در صورتی که این احتمالش خیلی کم است. پس خدا را در کجا می شود دیدف خداوند را چگونه می توان احساس کرد؟ خداوند را در تجربه، در احساس خود و در ذهن خود می توان دید. خداوند را ببینید زمانی که نسبت به یک موضوع احساس اولیه تان خود را نمایان می کند. می خواهید وارد جمع دوستان ناباب بشوید. حسی همان اول به شما می گوید که این اشتباه است این سخن خدواند به شماست. می خواهید وارد جمعی از افراد عالم بشوید تا چیزی از انها بیاموزید حسی به شما می گوید این خوب است این همان سخن خداوند با شماست. در خیابان راه می روید ناگهان از سخن کودکی، از روی متن روزنامه ای، با خواندن کتابی چیزی را می شنوید ومی بینید و میخوانید که باید بدانید این همان سخن خداوند با شماست. که از قضا زمانی که آن ذهن متوجه سخن می شود به شما می گوید که بله این همان چیزی بود که باید می شنیدم. و خداوند اینطور نیست که تمام راه را برای شما نشان دهد بلکه به گونه ایست که قدم اول را به شما نشان می دهد و اگر قدم اول را برداشتید قدم دوم برای شما نمایان خواهد شد در غیر اینصورت اگر به آن توجه نکنیدو از کنار آن عبور کنید دیگر به شما راهنمایی نخواهد شد. خوابی که می بینید می تواند منشا الهامات خداوند به شما باشد. خدا را انسان نپنداریم، خدا انسان نیست که بگویم گریه کنم تا دلش به حال من بسوزد، لوس کنم خود را تا بیشتر به من توجه کند، بخندم تا توجه اش به من جلب شود به هیچ وجه اینگونه نیست خداوند سیستمی در این جهان تعبیه کرده است که هیچ کس و هیچ چیز نمی تواند شفاعت شما را نزد خدواند برد مگر آنکه با عملکردتان و بازخورد هایتان به جهان هستی خودتان، خودتان را شفاعت نمایید. خداوند همواره به شما پاسخ می دهد اگر قرار بود به شفاعت کسی پاسخ بدهد برای کسی دیگر قطعا شفاعت حضرت نوح را می پذیرفت برای فرزندش کنعان زمانی که خدواند برای پیامبرش شفاعتی را نمی پذیرد یعنی آنکه هر کسی مسئول کردار، رفتار و منش خویش است و کسی نمی تواند کسی دیگر را در پیشگاه خداوند بالا برد یا بر زمین زند چرا که این خلاف سیستم خداوند است که در این جهان تعبیه نموده است آیا این با عدالت خداوند منافات ندارد؟ جدای از این بحث خداوند را برای آنکه بهتر بشناسید قران را بخوانیدو کتاب گفتگو با خدا را مطالعه کنید که بسیار بسیار می تواند به شما در این زمینه کمک نماید. پیروز و موفق باشید

پاکدل

عقیده مسیحیت خیلی جالب است که می گویند در عهد جدید چندین بار به عرش الهی اشاره شده‌است. در چندین اشاره از بهشت به عنوان عرش خداوند نام برده شده‌است. در عهد جدید گاهی از کل بهشت به عنوان عرش خداوند نام برده می‌شود و گاهی به محل خاصی از بهشت که در آن عرش خداوند قرار دارد اشاره می‌شود. در عهد جدید معمولاً عرش خداوند دارای صندلی کناری است کهعیسی در کنار دست راست خداوند نشسته‌است.

جلالی

عَرش الهی محل حکومت خدای واحد در ادیان ابراهیمی است. این عرش در بالای آسمان هفتم قرار دارد و در یهودیت اربوث و در اسلام العرش نامیده می‌شود. در اسلام و خصوصاً تشیع برای عرش معنایی غیر از یک محل ارائه شده‌است. علامه طباطبایی معتقد است عرش مرحله تکامل یافته‌ای از عوالم وجود بوده و مرکز فرماندهی جهان و محل صدور دستورات الهی بوده و نشستن خداوند بر عرش نیز کنایه از تدبیر جهان و علم او به تمام امور است.

عماد

نعمات بهشتیان اعم از مادی و معنوی همه بر اساس شان و مرتبت ایشان تقسیم می شود. لذا اگر چه همه از قصرهای مجلل و همسران و دیگر نعمات بهشتی برخوردارند، اما کیفیت آنها متناسب با درجاتشان فرق دارد. من جمله میزان دیدار و همنشینی با بزرگان بهشتی همچون پیامبران و امامان نیز بسته به درجات بهشتیان متغیر است. همچنین بالاترین نعمت بهشت که بنابر نقل، لذت درک خدا و رضایت اوست، نیز بستگی به شان بهشتیان دارد

راهنما

اما کسی که وارد بهشت شود در هر شان و مرتبه و درجه ای که قرار داشته باشد، از یک سری خدمات عمومی بهشت و از امتیازات کلی زندگی بهشتی برخوردار می شود. از جمله اینکه در بهشت، مرگ و بیماری، غم و اندوه، رنج و درد وجود ندارد. هیچ نوع عذاب روحی و جسمی بهشتیان را آزار نخواهد داد؛ که اصلا آزار و سختی با اصالت بهشت سازگار نیست.
بنابراین افراد رده های پایین تر به ممتازان رده های بالاتر حسرت نمی برند. حسرت از جمله عذابهای سخت روحی است که در بهشت راه ندارد.

سارا خزایی

فاصله هر درجه ای از درجه دیگر بهشت صد سال راه است. گویی، سخن از فاصله بین زمین و آسمان است .

«إنّ أهل الجنّة لیتراءون أهل الغرف فی الجنّة كما تراءون الكواكب فی السّماء؛ اهل بهشت صاحبان غرفه‏هاى بالا را چنان مى‏بینند كه شما ستارگان آسمان را می بینید.»

اما به هر حال بهشت، بهشت است

راحله سودایی

با سلام خدمت سرکار خانم خزایی عزیز من مقاله را نخواندم اما مبنی بر کامنتی که گذاشتید موضوعی به ذهن من خطور کرد که احساس می کنم که اگر آن را بیان نمایم می تواند مثمر ثمر واقع بشود. شما در مورد بهشت فرمودید و من می خواهم بگویم که انسان در همین جهان هم می تواند برای خود بهشت خلق کند اما چگونه؟ به این شکل که به قوانین خداوند تسلط پیدا کند و بتواند آن قوانین را در زندگی خود به کار ببرد به نظر من به اینگونه او خواهد توانست که کارهایش را از پیش ببرد و همچنین بتواند شخصیتی قوی از خود ایجاد کند اما بحث ما در مورد بهشت در این جهان بود که می خواهم در مورد آن توضیحات بیشتری را اضافه کنم. ما باید وجه تمایز خود با دیگر موجودات را پیدا کنیم و وجه تمایز ما با دیگر موجودات چه می تواند باشد؟ قطعا همان عقل و خرد و قدرت تصمیم گیری آدمیت که دیگر موجودات ندارند پس باید راز سعادت خود را انسان در همین موضوع بیابد. حتما تا کنون عده ی خیلی زیادی را دیده اید که با وجود آن که ثروت زیادی دارند اما اصلا احساس خوشبختی نمی کنند اما بعضی با وجود آنکه ثروتی اندک دارند بسیار خشنود و خوشحال هستند و دائما خدای خود را سپاس می گویند و برای خود یک زندگی زیبا را خلق میکنند. آن چه میان این دو دسته انسان با هم متفاوت است نوع نگرش انها به مسائل و زندگی می باشد. بله نوع نگرش همه چیز است اگر ما بتوانیم نگرشمان را در مورد موضوعات مختلف طوری تغییر دهیم که به ما حس خوبی می دهد و در ما لذت می آفریند قطعا خواهیم توانست بهشت را برای خود در این جهان به وجود بیاوریم. زمانی که ما نگرشمان نسبت به موضوعات تغییر کندو حتی اگر حادثه ای ناگوار رخ دهد آن را به دید مثبت نظاره کنیم ودر ان خیر و خوبی ببینییم دیگر دلیلی نمی ماند که ما بخواهیم احساس بدی داشته باشیم چرا که دائما در حس خوبه غوطه ور می باشیم. عده ای ممکن است بگویند که این به نوعی گول زدن خود می باشد من می خواهم بگویم که کی واقعا شما قلبا شاد بوده ایدو احساس لذت از زندگی کرده اید که بعد از ان برای شما اتفاق ناگواری رخ داده باشد؟ اگر هم اتفاق اتفاده باشد نشان می دهد که شما منتظر آن حادثه بوده اید نه آنکه به خاطر این شاد است که برای شما اتفاق بدی رخ داده. این ضرب المثل اشتباه را دور بیندازید که می گوید پس از هر خنده گریه است خیر پس از هر خنده خنده ی بیشتر است و پس از هر گریه گریه ی بیشتر چون ذهن انسان نسبت به این مسائل واکنش نشان می دهد و چهان هم نسبت به ذهن انسان از خود واکنش نشان می دهد و این سیکل همینطور در گردش است. برایتان آرزوی موفقیت می کنم.

رستمی

در تفسیر امام علیه السّلام است كه رسول خدا صلّى اللَّه علیه و اله فرمود: اى گروه شیعیان از خداوند بترسید، بهشت از دست شما نمى‏رود اگر چه گناهان شما موجب شود كه شما از ورود در آن تاخیر داشته باشید، اكنون براى بدست آوردن درجات بهشت با هم مسابقه دهید.(ایمان و كفر-ترجمه الإیمان و الكفر بحار الانوار،ج‏1، 278 )

شهره

سلام در این حدیث من دو چیز دیدم که خیلی مرا به فکر فرو برد اول آنکه نوشته شده است برخی از گناهان شما باعث می شوند که شما از ورود به بهشت تاخیر داشته باشید! این برای من شبهه ایجاد کرد که آیا در آن دنیا گنهان قابل بخشودن است؟ یعنی انسان بعضی از گناهان را انجام می دهد اما با این حال می تواند وارد بهشت شود!! این را ممنون می شوم که اگر کسی می داند مرا راهنمایی کند و در مورد ان به من توضیح بدهد. مسئله ی دوم که مرا به فکر فرو برد این است که برای رسیدن به درجات بهش با هم مسابقه بدهیم. این مسئله برای من کمی غیر قابل پذیرش است چرا که جهانی که خدواند خلق کرده است و جهانی که ما را خدواند در ان قرار داده است و همچنین جهان آخرت فکر نمیکنم که مبتنی بر مسابقه دادن انسان ها بایدگیر باشد. این جهان مبتی بر زندگی خود انسان است و انسان هر چه بکارد در آخرت برداشت خواهد کرد و این نیست که بخواهد با کسی مسابقه بدهم چرا که جهان میدان مسابقه که نیست جهان مانند مزرعه ای است که خدواند آفریده و ما در ان مزرعه با اعمال خود چیزی می کاریم تا در آخرت برداشت کنیم و اینکه بخواهیم مدام در فکر این باشیم که فلانی از من بهتر است بگذار از او بهتر باشم به نظرم یک احساس بد می آفریند که اصلا چیز خوبی نیست و باید انسان را به احساس خوبی وادارد انجام دادن کارهای خدواندی. به عنوان مثال خودتان را فرض کنید در هر مسابقه ای که تا کنون داشته اید حتما مقداری اضطراب هم داشته اید که این اضطراب فکر نمیکنم در جهت انجام دادن اموری که خداوند از ما میخواهد و توقش را از ما دارد درست باشد. البته می گویم که این نظر شخصی بنده است و اگر کسی چیز بهتری می داند خوشحال می شوم که با ارائه منبع و … سخنش را ارائه دهد. در هر صورت جدای از این مسئله ما باید بکوشیم که یک زندگی زیبا برای خود در این جهان خلق کنیم هر چه زندگی ما در این جهان زیباتر باشد جهان آخرت ما هم زیباتر خواهد بود. اما زیباتر به چه شکل؟ زیبایی که دائمی باشد نه گذرا، زیبایی ای که به انسان احساس خوب بدهد و انسان را سرزنده نگه دارد نه آنکه انسان ترس از دست دادنش را داشته باشد یا … این نوع زیبایی همان زیبایی می باشد که منظور من بود و اگر بخواهیم در این زمینه در زندگی خود کار کنیم و کم کم سعی کنیم که زیبایی ها را ببینیم به نظر خواهیم توانست برای خود در همین جهان هم بهشتی را خلق نماییم که بسیار زیباست و همچنین باعث می شود که جهان آخرتی زیبا را خدواند به ما هدیه بدهد. فقط نباید از خدواند بترسیم، باید او را باور کنیم وبه او ایمان داشته باشیم در ان موقع خواهیم دید که زیبایی های خدواند چگونه وارد زندگی ما می شود

Yari

عدالت خداوند ایجاب می کند که بهشت دارای درجات متنوع باشد جایگاه بعضی همچون ستارگان آسمان نسبت به اهل زمین باشد. و بعضی همچون گناهکاران آزاد شده از جهنم، در پایین ترین درجات بهشت زندگی کنند .

ناشناس

خداوند در آیه 11 سوره مومنون از وارثان بهشت فردوس سخن به میان آورده است و می‌فرماید: الَّذِینَ یَرِثُونَ الْفِرْدَوْسَ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ؛ همانان که بهشت فردوس را به ارث مى‌برند و در آنجا جاودان مى‌مانند.
می دانیم که وارث از میت ارث می‌برد و مالک داشته‌های مورث می‌شود. ارث در لغت بهره‌مندی از چیزی بدون رنج و مشقت و کار است.(مفردات الفاظ قرآن کریم، راغب اصفهانی، ذیل واژه ارث) از این رو بهره‌گیری از مال دیگری پس از مرگش به سبب نسبت و خویشاوندی، ارث نامیده شده است. کسی که جانشین مقام و منزلت دیگری شود نیز به یک معنا از او ارث برده است.
اینک پرسش این است که این مومنان بهشتی، بهشت فردوس را از چه کسی ارث می‌برند؟؟؟

فرهاد

به نظر می‌رسد که بهشت فردوس یکی از هشت بهشتی است که خداوند برای انسان آفریده است. این نوع از بهشت باید از ویژگی خاصی برخوردار باشد که قابل ارث بری است.

جعفرپور

 در برخی از روایات، صفاتی کلی برای همه مسلمانان شرط شده که اگر دارای آن باشند، وارد بهشت می‌شوند؛ امام صادق(ع) فرمود: «هر کس فرائض حق را بر پا دارد و از محرّمات خدا بر کنار باشد و ولایت خاندان پیامبر(ص) را نیکو شمرد و از دشمنان خداوند بیزارى جوید از هر هشت در بهشت که بخواهد، وارد آن می‌شود»

نرگس

چه صفاتی سبب می‌شود، مؤمنان از هر یکی از درهای بهشت که می‌خواهند، وارد بهشت شوند؟

ابراهیم

در برخی از روایات، ویژگی‌ها و صفاتی ذکر شده است که اگر شخصی بدان‌ها عمل کند، دروازه‌های بهشت به سوی او باز خواهد شد و از هر یک که می‌خواهد می‌تواند وارد شود. البته توجه به این نکته ضروری است که این بازگشایی دروازه‌ها به این معنا نیست که به هر جایگاهی حتی جایگاه اولیا و اوصیا نیز خواهد رسید، بلکه باید معنایی نسبی برای آن فرض کرد.

مرضیه باوی

در آخرت چه مقامی بالاتر از رسیدن به نعمت‌های بهشتی وجود دارد؟!

فرشته

در جهان آخرت علاوه بر نعمت‌هاى مشابه دنیوى، نعمت‌هاى دیگرى وجود دارد که فراتر و متعالی‌تر از نعمت‌ها و لذت‌هاى دنیوى است‏. قرآن کریم در این‌باره می‌فرماید: «خداوند به مردان و زنان باایمان، باغ‌هایى از بهشت وعده داده که نهرها از زیر درختانش جارى است جاودانه در آن خواهند ماند و مسکن‌هاى پاکیزه‌اى در بهشت‌هاى جاودان [نصیب آنها ساخته] و [خشنودى و] رضاى خدا، [از همه اینها] برتر است و پیروزى بزرگ، همین است».
این آیه مبارکه قسمتى از رحمت واسعه الهى را که شامل حال افراد با ایمان می‌شود در دو جنبه «مادى» و «معنوى» شرح می‌دهد.

رها

هیچ‌کس نمی‌تواند آن لذت معنوى و احساس روحانى را که به یک انسان به دلیل توجه رضایت و خشنودى خدا از او، دست می‌دهد، توصیف کند. ما هیچ‌یک از نعمت‌هاى جهان دیگر را نمی‌توانیم در این قفس دنیا و زندگانى محدودش، در فکر خود ترسیم کنیم، تا چه رسد به این نعمت بزرگ روحانى و معنوى.

پریا

برخی معتقدند که تمام این اسامی بر همان یک بهشت صدق می کند و هرکدام اینها مرتبه ای از مراتب بهشت می باشند؛ زیرا هنگامی که گفته می شود جنت عدن منظور همان بهشت اقامت است و زمانی که دارالسلام گفته می شود، به این جهت است که ساکنان آن از هر ترس و اندوهی در سلامت هستند و …

ناهید

با سلام نوشته شده فردوس مخصوص پیامبر اکرم و ائمه اطهارو یاران خاص ایشون هستش.با ابن وصف جایی برای امثال ما نباید باشه.

جابر

قرآن کريم مي فرمايد: «اِنّ الذين ءامنوا و عملو الصالحات كانت لهم جنّات الفردوس نزلا؛ امّا كساني كه ايمان آوردند و عمل صالح انجام دادند، باغهاي فردوس نيز منزل گاهشان است.»
از احاديث استفاده مي‌شود كه فردوس بخشي از بهشت و برترين و بالاترين جايگاه آن است كه در اين بخش پيامبر اكرم، امامان و برخي پيروان راستين آنان مانند ابوذر و سلمان و… ساكن هستند.
در روايتي از پيامبر اكرم آمده است: «هنگامي كه از خداوند متعال تقاضا مي‌كنيد، فردوس را تقاضا كنيد كه وسط بهشت، ‌و قسمت اعلي و برتر آن است و بر فراز آن عرش خدا است و از فردوس نهرهاي بهشتي سرچشمه مي‌گيرد.

حنا

مقصود از بهشت فردوس بالاترين درجه بهشت است. از حضرت رسول (ص) روايت شده كه «بهشت را صد درجه است و ميان هر درجه با درجه ديگر به مقدار فاصله آسمان است با زمين، بالاترين درجه آن فردوس است كه چهار رود بزرگ بهشت از آن مى جوشد و هرگاه از خداوند مسئلت و حاجتى داشتيد فردوس را از حضرتش درخواست نمائيد.

fa فارسی
X