۲۲ آبان

بیان تصریحات، بدون ملاحظه‌ی مصالح!

سؤال: چرا تصریحات آیات و روایات را بدون ملاحظه‌ی مصالح روز، یعنی بدون در نظر گرفتن اقتضائات زمان و مکان، بیان می‌کنید؟

طرح سؤال: از آنجا که نیاز است احکام الهی، از فیلتر مصلحت‌اندیشی متولیان امر بگذرد، نباید هر آیه یا روایتی را بدون در نظر گرفتن مصلحت، منتشر نمود، هر چند آن روایت، معتبر باشد. به عنوان مثال، ترک کردن گفتن شهادت ثالثه در اذان،‌ با توجه به این که در زمان کنونی، شعار شیعه شده، به مصلحت نیست. یا با توجه به این که بوسیدن دست پدر و مادر، در زمان کنونی، به عنوان مصداقی از احترام مطرح است؛ صلاح نیست به استناد چند روایت، ترک گردد. همچنین استفاده از آلات موسیقی مانند طبل و سنج و نی در عزاداری‌ها، چون موجب رونق عزاداری‌ها شده و عظمت اسلام و عزت اهل بیت (علیهم‌السلام) را به نمایش می‌گذارد، صلاح نیست کنار گذاشته شود. چرا آیات و روایات را بدون ملاحظه‌ی این مصلحت‌ها بیان می‌کنید؟

جواب: برای رسیدن به جواب این اشکال، باید به چند نکته توجه نمود:

اولاً: اسلام، آخرین دین و قرآن، آخرین کتاب الهی برای تربیت بشر تا روز قیامت است، پس اگر نیاز به چنین مصلحت‌اندیشی‌هایی در برخورد با بدعت‌ها بود، باید در خود دین، به آن امر می‌شدیم. در حالی که استاد اعظم (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) فرمودند: «مَنْ أَتَى ذَا بِدْعَهٍ فَعَظَّمَهُ فَإِنَّمَا یسْعَى فِی هَدْمِ الْإِسْلَامِ» (کافی، محدث کلینی، جلد ۱، صفحه‌ی ۵۴، باب البدع و الرأی و المقاییس) ترجمه: هر کس به نزد بدعت‌گذاری برود و او را بزرگ دارد، همان در خراب کردن اسلام، تلاش نموده است.
یا آن حضرت فرمودند: «کلُّ بِدْعَهٍ ضَلَالَهٌ وَ کلُّ ضَلَالَهٍ فِی النَّارِ» (کافی، محدث کلینی، جلد ۱، صفحه‌ی ۵۷، باب البدع و الرأی و المقاییس) ترجمه: هر بدعتی گمراهی است و هر گمراهی‌ای در آتش است.
همچنین امام باقر و امام صادق (علیهما‌السلام) فرمودند: «کلُّ بِدْعَهٍ ضَلَالَهٌ وَ کلُّ ضَلَالَهٍ سَبِیلُهَا إِلَى النَّارِ» (کافی، محدث کلینی، جلد ۱، صفحه‌ی ۵۶، باب البدع و الرأی و المقاییس) ترجمه: هر بدعتی گمراهی است و هر گمراهی‌ای، راهش به آتش است.
در این احادیث شریف، «هر بدعتی» گمراهی خوانده شده و رفتن به نزد «هر بدعت‌گذاری» نهی شده است. پس سکوت کردن در برابر برخی بدعت‌ها به بهانه‌ی «مصلحت»، شرعی نیست؛ زیرا عمل به بدعت، مایه‌ی ترک سنت است. قَالَ عَلِی (علیه‌السلام): «مَا أَحَدٌ ابْتَدَعَ بِدْعَهً إِلَّا تَرَک بِهَا سُنَّهً». ترجمه: هیچ کس بدعتی نمی‌آورد مگر این که موجب ترک شدن سنتی می‌گردد. (کافی، محدث کلینی، جلد ۱، صفحه‌ی ۵۶، باب البدع و الرأی و المقاییس)

ثانیاً: چشم‌پوشی علما بر بدعت‌ها و سکوت آنان در مقابل ایجاد و نشر بدعت، ممنوع شده است. یعنی وظیفه‌ی عالم دین است که در هنگام ظهور بدعت‌ها، علم خویش را ظاهر کند. استاد اعظم (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) فرمودند: «إِذَا ظَهَرَتِ الْبِدَعُ فِی أُمَّتِی فَلْیظْهِرِ الْعَالِمُ عِلْمَهُ فَمَنْ لَمْ یفْعَلْ فَعَلَیهِ لَعْنَهُ اللهِ» (کافی، محدث کلینی، جلد ۱، صفحه‌ی ۵۴، باب البدع و الرأی و المقاییس) ترجمه: استاد اعظم (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) فرمودند: هر گاه بدعت‌ها در امت من ظاهر شود، دانشمند باید دانشش را آشکار سازد، پس کسی که چنین نکند، لعنت خدا بر او باد.

ثالثاً: همیشه مصلحت‌اندیشی امیران و سلاطین، دین را تباه کرده است. پس نباید بر مصلحت‌اندیشی آنان اعتماد کرد و در انجام وظیفه‌ی شرعی خود، کوتاهی نمود.نمونه‌ی مصلحت‌اندیشی متولیان امر، مصلحت‌اندیشی دشمن خدا در ایجاد تغییر در اذان است. او به عقل ناقص خود، چنان صلاح دید که بهتر است در روزگار لشکرکشی و کشورگشایی، شعار اسلام (اذان) دستخوش تغییر شود.
بنا بر آنچه مالک بن انس بن مالک، معروف به «امام مالک» در کتابش «المُوطأ» در باب «ما جاء فی النداء الصلاه» آورده: مؤذن صبحگاهی به نزد عمر آمد تا نماز صبح را به او اعلان نماید، ولی چون وی را خفته یافت، گفت: «الصلاه خیر من النوم؛ نماز، بهتر از خواب است». عمر که از این سخن خوشش آمده بود، دستور داد این جمله را به اذان صبح اضافه کنند. زرقانی در شرح همین کتاب، به این جا که می‌رسد، می‌نویسد: این خبر را دارقطنی در السنن، از دو طریق از عمر نقل نموده است، به این عبارت: که عمر به مؤذن خود گفت: هرگاه در اذان صبح به «حی علی الفلاح» رسیدی، بگو «الصلاه خیر من النوم».

رابعاً: اگر گفته شود که در دین، امر به تقیه شده‌ایم؛ می‌گوییم: تقیه برای جایی است که جان یا مال یا آبروی محترمی در خطر باشد. در چنان موقعیتی، می‌توان واجب را ترک کرد یا حرام را انجام داد؛ ولی نوآوری کردن در قسمتی از دین به بهانه‌ی این که صلاح است یا «مُد» اقتضا می‌کند، ربطی به تقیه ندارد.
نتیجه: باید دین خدا را ـ بدون توجه به آنچه مصلحت خوانده می‌شود ـ ترویج کرد و به دل‌های مشتاق رسانید.

موفق باشید
حاج فردوسی

کلمات کلیدی: ,

64
دیدگاه

36 نویسندگان
28 پاسخ‌ها
0 دنبال کنندگان
 
مرتب کردن بر اساس بیشترین بازخورد
مرتب کردن بر اساس داغ‌ترین دیدگاه
5 نویسندگان برتر
  مشترک شوید  
جدیدترین نظرات قدیمی‌ترین نظرات نظرات با امتیاز بالا
اشتراک برای:
نازنین

میشه بی زحمت یکی اقسام بدعت رو بگه من در کامنتا بدعت رو لغوا و اصطلاحا خوندم و استفاده کردم ممنون؟????

اسحاق

سلام سعی میکنم اقسام بدعت رو در کلام اهل سنت و شیعه بهت بگم اما به صورت مختصر امید است مورد رضایت استاد هم قرار بگیرد در کلمات فقهای شیعه و اهل سنت آمده است که بدعت بر دو قسم است؛ بدعت حسنه و بدعت سیئه. الف) اگر بدعت را به معنای لغوی بگیرییم، یعنی کار نو و کار بی‌سابقه و به شریعت هم نسبت ندهیم ←←← این دو گونه است بدون این که به شرع نسبت دهیم؛ گاهی به ضرر انسان است به آن «بدعت سیئه» می‌گوییم مانند بمب های اتمی، وسایل جنگی کشتار جمعی و گاهی به نفع انسان است که آن را «بدعت حسنه» می‌نامیم مانند دستگاه‌های تهویه که در زمان ما درست کرده‌اند که بشر را تا حدی از گرما حفظ می‌کنند. ب) اگر بدعت را از نظر شریعت در نظر بگیریم ←بدعت فقط یک قسم است یعنی بدعت حسنه نداریم، بلکه تمام بدعت‌ها سیئه و گناهان کبیره‌ای هستند که در حد شرک‌اند. مثلاً صلاه تراویح از نظر برخی از خلفاء گفته اند بدعت حسنه است. در حالی که اگر صلاه تراویح را امر شریعت بدانیم که ریشه در دین و سنت دارد، دیگر بدعت نیست بلکه« سنت »است اما اگر صلاه تراویح ، ریشه در… ادامه »

ادریس

اصلا یکی به من توضیح بده ک بدعت یعنی چی لغوا و اصطلاحا یکی هم بگه اصلا فرق این دو چیه ممنون میشوم؟؟؟؟
با تشکر از استاد حاج فردوس

اخلاص

سلام علیکم نیازی نیست از استاد بپرسید من خدمتتون بدعت در لغت و اصطلاح رو بیان میکنم لغوی بدعت‌ از نظر لغوی‌ یعنی‌ چیزی‌ را بدون‌ سابقه‌ و الگوی‌ قبلی‌ ایجاد کردن‌، یا گفتاری‌ را بی‌پیشینه‌ بر زبان‌ آوردن‌ می‌باشد. از این‌روست‌ که‌ خداوند بدیع‌ِ آسمان ها و زمین‌ است‌ و «بَدیع‌ُ السَّماوات‌ِ وَ الاْرْض‌ِ…»، یعنی‌ خداوند آسمان‌ها و زمین‌ را بی‌الگو و مانندی‌ پیشین‌ آفرید. این‌ آیه‌ نیز در همین‌ معناست‌: «قُل‌ْ ما کُنْت‌ُ بِدْعاً مِن‌َ الرُّسُل‌ِ…» ] ، یعنی‌ بگو من‌ از میان‌ پیامبران‌ نودرآمدی‌ نبودم‌ و پیش‌ از من‌ فرستادگان‌ بسیاری‌ آمده‌اند. و اما اصطلاحی بدعت‌ از لحاظ اصطلاحی‌ یعنی‌ امر تازه‌ای‌ که‌ اصلی‌ در کتاب‌ و سنت‌ ندارد، به‌ عبارت‌ دیگر بدعت‌ آن‌ است‌ که‌ کسی‌ گفتاری‌ یا کرداری‌ در دین‌ وارد کند و در گفتار و کردار خویش‌ به‌ صاحب‌ شریعت‌ و نمونه‌های‌ متقدم‌ و اصول‌ محکم‌ دینی‌ استناد نورزد ] و در یک‌ کلام‌ بدعت‌ یعنی‌ کم‌ و زیاد کردن‌ِ دین‌ و در عین‌ حال‌ این‌ کار را به‌ نام‌ دین‌ انجام‌ دادن‌. بدعت یک نوع تصرف در، توحید در تقنین است، بدعت گذار می‌خواهد حریم توحید را در قلمرو تقنین و تشریع بشکند و در حقیقت، خود را جای خدا بگذارد و قانون… ادامه »

ارمیا

نسبت میان این دو رو بیان نفرمودی شما که من به بیان مختصر از این دو نسبت میپردازم :
بدین‌سان‌، می‌توان‌ گفت‌ که‌ بدعت‌ از لحاظ لغوی‌ هر امر تازه‌ و نوینی‌ را شامل‌ می‌شود، خواه‌ آن‌ امر مربوط به‌ مسائل‌ دینی‌ باشد، خواه‌ غیردینی‌؛ ولی‌ بدعتی‌ که‌ در دین‌ از آن‌ نهی‌ شده‌، معطوف‌ به‌ آن‌ دسته‌ از امور دینی‌ است‌ که‌ تازه‌ باب‌ شده‌، و سابقه‌ای‌ در دین‌ ندارد.
بدین‌ لحاظ، این‌ واژه‌ از نظر لغوی‌ معنایی‌ عام‌تر از کاربرد اصطلاحی‌ آن‌ دارد [۱۰] و آنچه‌ در این‌ مقاله‌ بررسی‌ می‌شود، معنای‌ اصطلاحی‌ آن‌ است‌.
معنای‌ اصطلاحی‌ بدعت‌ خالی‌ از هرگونه‌ ابهام‌ و پیچیدگی‌ است‌.
محسن‌ امین‌ گفته‌ است‌: بدعت‌ یعنی‌ در دین‌ وارد کردن‌ِ آنچه‌ به‌ دین‌ مربوط نیست‌ و تحریم‌ بدعت‌ نیاز به‌ دلیل‌ خاصی‌ ندارد، زیرا عقل‌ خود حکم‌ می‌کند که‌ جایز نیست‌ چیزی‌ را بر احکام‌ دین‌ افزودن‌ یا چیزی‌ از آن‌ کاستن‌، چه‌، چنین‌ کاری‌ فقط به‌ خدا و پیامبر (ص‌) اختصاص‌ دارد.

زهرا سادات

عقیده ما در مورد مجتهد جامع الشرایط این است که در زمان غیبت نایب امام، حاکم و رئیس مطلق است… همچنان که در حدیث از صادق اهل بیت نقل شده است که: مجتهد جامع الشرایط تنها در فتوا مرجع نیست بلکه ولایت عام دارد، و حق حکم و قضاوت و فصل میان مردم را دارد.

علی زاده

درباره این حرف باید بگم حواسمون باشه که نائب بر حق آقا امام زمان چه کسی است ک ب گفته علامه حسن زاده آملی حفظه الله گوش مقام معظم رهبری ب دهان مبارک آقامون مولا مون صاحب الزمان هست

مجتبی زاده

سلام

Sina.n051

سلام دین خاتم است و این امر مستلزم ظرفیت این دین آسمانی در پاسخ به نیازهای بشر در همه زمان‌ها، مکان‌ها و شرایط مختلف است. بخش عظیمی از این ظرفیت معلول اصل مهم مصلحت حکیمانه و منطبق با فطرت است. در سیره و سخنان امام علی(ع) این اصل مهم از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است به گونه‌ای که با استناد به آن می‌توان به رهیافت‌های نوینی در این‌باره نائل شد. مصلحت شامل مصالح دین و جامعه هر دو می‌شود. شیوه مصلحت‌یابی حضرت از طریق مشورت، نصیحت، امر به معروف و نهی از منکر و بهره‌گیری از تجربه و دانش متخصصان انجام می‌گیرد. مصالح عامه، حکومتی و قانونی، سازمانی و حرفه‌ای و مصالح شخصی، انواعی از مصلحت است که آن حضرت مورد توجه و تأکید قرار داده است.

Saba.fb

دین، برنامه‎ای است که خداوند، خالق هستی، برای هدایت انسانها فرستاده است. این برنامه، به گونه‎ای تنظیم شده است، که متناسب با اوضاع و احوال مختلف باشد، در طول زمان کارآیی لازم را داشته باشد و گذشت زمان نتواند عامل به فراموشی سپردن آن باشد.
این برنامه که تضمین کننده سعادت دنیوی و اخروی انسانهاست، در آن مکانیزمهایی برای تطبیق دین با اوضاع و شرایط متنوع تاریخی در نظر گرفته شده است؛ به طوری که سبب حفظ و بقای دین در طول سالها و زمانهای متمادی و طولانی خواهد شد. رابطه ای میان مصلحت اندیشی و تکلیف محوری وجود دارد که این برنامه ریزی دقیق را هدایت میکند.

Jj.asar

رأی اغلب فقیهان این است که سود‎شناسی مردم، به خودی خود حجت نیست. از منفعتها و سودهایی که مردم از خود بروز داده‎اند، فقط منفعتها و سودهایی حجت است که یا شارع آن را امضا یا درباره آن سکوت کرده باشد. بدیهی‎ترین نتیجه این سخن، این است که در این معنای خاص از مصلحت، فقط و فقط موارد و مصالحی که زمان شارع اتفاق افتاده و از سوی شارع تقریر شده، حجت است.

میکاییل

منظور از عرف، چیزی است که در میان مردم متداول است، با نص شرعی مخالفتی ندارد، مصلحتی را از میان نمی‎برد و مفسده نیز به بار نمی‎آورد. عرف روش عمومی مردم که از مصلحت اندیشی سرچشمه گرفته و برای حفظ فرد یا جامعه سامان یافته باشد، در صورتی معتبر است که برخورد و تعارض با شرع نداشته باشد. رابطه این نوع عرف هم باتکلیف‎محوری، عموم وخصوص مطلق است.

جابر حاتمی

مبحث تکلیف‎محوری و مصلحت‎‎اندیشی، یکی از مباحث مهم در اندیشه سیاسی اسلام است. اهمیت این بحث به این دلیل دو چندان گردیده، که در کشورمان بعد از سالها، حکومت اسلامی برپا شده است. به همین دلیل، گاه در برخی موارد، اختلاف نظر در بعضی احکام پیدا می‎شود. به طور مثال، آیا اجرای حکم قصاص در شرایط کنونی، به مصلحت اسلام و کشور است؟ در هنگام تزاحم احکام بخصوص  در مسائل اجتماعی، ترجیح یک امر بر دیگری اغلب مشکل است. این امر، باید به وسیله فقیه آشنا به مبانی و احکام فقه صورت گیرد و اهمال و بی‎دقتی در این امر، می‎تواند ضربات جبران ناپذیری برپیکره دین وارد آورد

صداقت

منظور از دروغ مصلحتی چیست و اینکه اگر کسی حرفی بزند که واقعیت ندارد ولی به کسی ضرر نمی رساند مثلا بگوید منم دکترم در واقع که نبوده، آیا این دروغ است و بعد بگوید مثلا شوخی کردم و اینکه آیا خالی بندی نیز دروغ محسوب می شود، لطفا هر چیزی می دانید، بیان کنید!

ثریا

فلسفه و حکمتی که باعث می شود برخی از اقسام دروغ جایز شمرده شود، وجود مصلحت برتری، همچون حفظ منافع معنوی مؤمنین، سلامت و امنیت جامعه ایمانی و خانواده است که در آن موارد بر مفسده دروغ گویی ترجیح می یابد. در این صورت اگر دروغ گفتن باعث حفظ یک مصلحت مهمتری در بین می شود مثل آنکه اگر دروغ گفته شود با عث می شود با افشاء نکردن راز یک مومن جان یا مال و یا آبروی او حفظ گردد در این صورت دروغ گفتن اشکال ندارد

فریبا

من اصلا درک نمیکنم بعضیا فکر میکنن خدان و میخان به جای خدا هم تصمیم بگیرن. و یه جوری از مصلحت حرف میزنن انگار از همه بیشتر میفهمن و درک میکنن

سهیل

در دین تقیه ان است که انسان به وسیله ان از جان و دیگر چیزهای ارزنده اش دفاع می کند
وبه معنی سپر گرفته شده است. ویکی از اعتراضات اهل سنت است
بر شیعه اینکه شیعه می تواند تقیه کند ولی ان ها تقیه را نوعی نفاق دانسته
وان را مذموم می شمارند

سهیل

تقیه ان است که انسان به وسیله ان از جان و دیگر چیزهای ارزنده اش دفاع می کند
وبه معنی سپر گرفته شده است. ویکی از اعتراضات اهل سنت است
بر شیعه اینکه شیعه می تواند تقیه کند ولی ان ها تقیه را نوعی نفاق دانسته
وان را مذموم می شمارند

حمزه

اولین بار بعضی از صحابه در شرایط سخت اقدام به تقیه کردند بعدها این رسم
برای شیعیان به دلیل تجربه ان ها به عنوان یک اقیلت دینی مورد ازار مهم شد
وبنا بر اموزه شیعه تقیه در شرایطی که خطر شدید مرگ یا از دست دادن اموال
وجود دارد خطری بخاطر ان دین را تهدید نکند مجاز است

حسین

بدعت به معنی کامل نبودن دین تلقی می شود ودر قران ایه ای برای مقابله با بدعت
استفاده می شود سوره مائده معنی ان امروز دین شما را برایتان کامل ونعمت خود را
بر شما تمام گرداندیم واسلام را برای شما به عنوان ائینی برگزیدیم

عرفان

بدعت در دین اسلام به معنی نواوری در اعمال یا اعتقادات دینی هست به گونه ای
که در قران وسنت نباشد بدعت می تواند تغییر در یکی ازاعتقادات وعبادات وایجاد
چیز جدید باشد بعضی از مسلمانان بر این باورند که هر گونه نواوری غیر مجاز
است ولی بعضی انان معتقدند در طول زمان بسته به شرایط برخی تغییرات باید
انجام شود

یحیی

با سلام نتیجه ای که من از نظرات و صحبت های حاج فردوسی گرفتم این است که تقیه را با نفاق و دو رویی، فاصله­‌ای از پنهان کردن کفر تا پنهان کردن ایمان است. به بیانی دیگر نفاق­ زاییده کفر و الحاد و تقیه زاییده ایمان است. فرق تقیه و نفاق از قبیل فرق توجیه ضرر به غیر و دفع ضرر متوجه به نفس است. توجیه ضرر به غیر، حرام است، اما دفع ضرر از خود، واجب مگر آن‌که مصلحتی اقوی در کار باشد.
از سایت خوبتان و حاج فردوسی عزیز خیلی سپاس گزارم.

مینا

انسان مؤمن، به بهانه تقیه نمی­ تواند از فرامین پیشوای معصوم سرپیچی نماید؛ زیرا بهترین مرجع تشخیصِ محل تقیه، شخص معصوم است. پس فراخوانی او به امری، نشانگر شکسته شدن مرزهای تقیه است که باید مراعات گردد و الاّ به وادی نفاق گرفتار خواهد آمد.

حضرت امام صادق (ع) این مورد را چنین تبیین می­ فرماید: «… وَ ایْمُ اللَّهِ لَوْ دُعِیتُمْ لِتَنْصُرُونَا لَقُلْتُمْ لَا نَفْعَلُ إِنَّمَا نَتَّقِی وَ لَکَانَتِ التَّقِیَّهُ أَحَبَّ إِلَیْکُمْ مِنْ آبَائِکُمْ وَ أُمَّهَاتِکُمْ وَ لَوْ قَدْ قَامَ الْقَائِمُ‏- مَا احْتَاجَ‏ إِلَى مُسَاءَلَتِکُمْ عَنْ ذَلِکَ وَ لَأَقَامَ فِی کَثِیرٍ مِنْکُمْ مِنْ أَهْلِ النِّفَاقِ حَدَّ اللَّهِ.»[۱۹] به خدا سوگند! اگر برای یاری کردن به ما فراخوانده شوید به بهانه تقیه آن را رد می­کنید؛ زیرا تقیه در نظر شما از پدران و مادرانتان محبوب­تر است؛ ولی آن گاه که قائم ما قیام کند به نظرخواهی از شما نیازی ندارد؛ مجازات منافقان را برای شما اجرا خواهد کرد.

اسد

در تکمیل صحبت های حاج فردوسی روایتی را عرض میکنم حضرت امام صادق (ع) می‌فرماید: «إِیَّاکُمْ أَنْ تَعْمَلُوا عَمَلًا یُعَیِّرُونَّا بِهِ فَإِنَّ وَلَدَ السَّوْءِ یُعَیَّرُ وَالِدُهُ بِعَمَلِهِ کُونُوا لِمَنِ انْقَطَعْتُمْ إِلَیْهِ زَیْناً وَ لَا تَکُونُوا عَلَیْهِ شَیْناً صَلُّوا فِی عَشَائِرِهِمْ‏[۱۳] وَ عُودُوا مَرْضَاهُمْ وَ اشْهَدُوا جَنَائِزَهُمْ وَ لَا یَسْبِقُونَکُمْ إِلَى شَیْ‏ءٍ مِنَ الْخَیْرِ فَأَنْتُمْ أَوْلَى بِهِ مِنْهُمْ وَ اللَّهِ مَا عُبِدَ اللَّهُ بِشَیْ‏ءٍ أَحَبَّ إِلَیْهِ مِنَ الْخَبْ‏ءِ[۱۴] قُلْتُ وَ مَا الْخَبْ‏ءُ قَالَ التَّقِیَّهُ.»[۱۵]

ـ از کاری که موجب سرزنش ما شود بپرهیزید؛ همانا فرزند بد، موجب سرزنش پدر (از سوی مردم) می­شود. (در مقابل مخالفان ما) مایه زینت ما باشید نه مایه سرافکندگی ما. در مساجد آنان نماز بگزارید و از بیماران آنان عیادت کنید؛ در تشییع جنازه آنان شرکت کنید؛ و در کارهای نیک پیشقدم شوید؛ به خدا سوگند که خداوند به چیزی بهتر از تقیه، عبادت نشده است. راوی می­گوید. پرسیدم «خباء» چیست؟ فرمود: «تقیه».

بهاره

با سلام خدمت حاج فردوسی عزیز ببخشید من سوالی داشتم تقیه چیست و انجام آن در چه مواردی لازم است؟

بی کس

تقیّه به سان واژه های صوم، صلات و حج و…از اصطلاحات شرعی و دارای حقیقت شرعیّه است که معنی شرعی بر آن بار می شود. بنابراین، می توان گفت تقیّه عبارت از گفتار یـا کـردار موافق ایدۀ دشمن دین و مخالف حق، جهت رهایی از شرِّ دشمن است. هر یک از فقهای نام آور و مفسّران نامدار، تعریفی از آن ارائه کرده اند که بازگشت همۀ آنها تا حدودی به همان تعریف فـوق اسـت و از آن جمله است موارد زیر: شیخ طوسی می فرماید: «التَّقِیَّه الإِظهَارُ بِاللِّسَانِ خِلاَف مَا ینطَوی عَلَیهِ القَلبُ لِلخَوفِ عَلَی النَّفسِ إِذَا کَانَ مَا یبطُنَه هـُو الحـَقُّ فَإِن کَانَ مَا یَبطُنهُ بـَاطِلاً کـَانَ ذَلِکَ نِفَاقاً: تقیّه گفتار خلاف باطن جهت ترس بر جان باشد، اگر آنچه در دل است، حق باشد، آن گفتارِ خلافِ دل، تقیّه است وگرنه نفاق می باشد» (طـوسی، ۱۳۸۳، ج۲: ۴۳۵).مـحمّد بن جریر طبری مـی گوید: «التـّقاه التَّکَلُّمُ بِاللِّسَانِ وَ قَلبُهُ مُطمَئِنٌّ بِالإِیمَانِ مَا لَم یُهرَق دَمَ مُسلِمٍ وَ مَا لَم یَستَحِلّ مَالَهُ: تقیّه آن باشد که انسان در زبان اظهار عدم ایمان نماید، لیکن در دل مؤمن باشد، به شرط آنکه تقیّه سـبب ریـختن خون مسلمان و یا مباح شدن مال وی نشود» (طبری، ۱۳۶۰، ج۳: ۱۵۳). شیخ انصاری در… ادامه »

شوخان

واژه تقیه در قرآن به همان شکل مصدری دیده نمی­ شود، بلکه آیاتی چند به مفهوم و حکم کلی آن دلالت می ­کنند، که عبارتند از: ۱- «لا یَتَّخِذِ المُؤمِنُونَ الکافِرینَ أولیاءَ مِن دُونِ المُؤمِنینَ… إلاّ أن تَتَّقُوا مِنهُم تُقاهً …» (آل عمران۳، ۲۸). مؤمنان نباید کافران را به جای مؤمنان به دوستی و سرپرستی خود برگزینند مگر این‌که از آنان بپرهیزند و تقیه نمایند. ۲- «مَن کَفَرَ بِاللهِ مِن بَعدِ إیمانِهِ إِلاّ مَن اُکرِهَ وَ قَلبُهُ مُطمَئِنٌّ بِالإیمانِ …» (نمل۱۶، ۱۰۶). هر کس پس از ایمان به خدا، کافر شود (عذاب بزرگی در انتظارش است) مگر این‌که مجبور شود در حالی که قلبش به ایمان اطمینان دارد. مفسران در شأن نزول آیه می ­نویسند: ابی عبیده بن محمد بن عمار از پدرش عمار روایت می­کند که: مشرکان، عمار یاسر را دستگیر کردند تا این‌که به رسول خدا (ص) دشنام داد و بت­های آنان را ستود، آن گاه رهایش کردند. چون به حضور رسول خدا (ص) رسید، از حال و ماجرای او پرسیدند. گفت: خیلی بد؛ زیرا تا به ساحت مقدس شما توهین نکردم و بت­های آنان را نستودم، آزادم نکردند. حضرت فرمود: دلت را چگونه یافتی؟ عرض کرد مطمئن به ایمان. حضرت فرمود: اگر بار دیگر هم چنین اتفاقی… ادامه »

روشنک

با سلام خدمت منهاجیان من شنیده ام که عزاداری هم نوعی بدعت است ایا درست است؟

ناشناس

برخى کارهاست که پرداختن به آنها، مردم را به خدا و دین نزدیک مى‌کند. یکى از آن کارها، همین عزاداریهاى سنّتى است که باعث تقرّبِ بیشترِ مردم به دین مى‌شود. این‌که امام فرمودند «عزادارى سنّتى بکنید» به خاطر همین تقریب است. در مجالس عزادارى نشستن، روضه خواندن، گریه کردن، به سروسینه زدن و مواکب عزا و دسته‌هاى عزادارى به راه انداختن، از امورى است که عواطف عمومى را نسبت به خاندان پیغمبر، پرجوش مى‌کند و بسیار خوب است. در مقابل، برخى کارها هم هست که پرداختن به آنها، کسانى را از دین برمى‌گرداند.

رضا

تازگی مد شده که جلسات نوحه خوانی و هیات ها چند نفر سگ می شوند و واق واق میکنند. وقتی حکومت به جای تبلیغ معارف، حقایق و حماسه عاشورا صرفا از نوحه خوانی و تظاهر های عاشورایی و از مداحانی که امام حسین را هر روز به طرز فجیعتر شهید میکنند حمایت میکند باید هم توقع داشت که هر روز بدعت های جدیدی به وجود بیاید. شما حساب کنید رد طول ۱۴۰۰ سال چه بر سر حقایق عاشورا آمده که نیامده است.

مهدیه

چه غافلانه زندگی می کنند کسانی که در جریان زیارت سالار شهیدان امام حسین(ع) که خود برای مبارزه با بدعت گذاری بنی امیه قیام فرمودند، بدعت گذاری کند و خلاف نظر نایب امام زمانش عمل کند. اللهم ارزقنا بصیرتا فی الدین

منا

البته اینگونه هم که شما می فرمائید نیست واقعیت این است که این نوع بدعت گذاری ها در حدی نیست که بشود آنرا به تمام هیئات یا حتی اکثر هیئت های مذهبی اشاعه داد و به نظر من در مجموع وضعیت هیئت های مذهبی ما روز به روز بهتر می شود و بر جمعیت تحصیل کرده و تیز هوش و جوان ان اضافه می شود. این مسئله خصوصا در سالهای اخیر کاملا مشهود است.

عبد الرحمن

با سلام
چرا اهل تشیع در اذان هر جمله که خوش شان آمده است آن را اضافه ساخته اند مانند گفتن نام امامان و غیره؟؟

محمد حسین

سلام خدمت دوست عزیز و بزرگوارم کریمی جان در اذان این گونه نیست که شیعه هر لفظی که خوشش آمده ، اضافه کرده باشد . نیز این گونه نیست که اسم همه امامان را بیاورد. اذانی که شما شنیده اید ، اذان شیعه نبوده است و یا آن ها که اذان گفته و شما شنیده اید، شیعه نبوده اند.
اذان شیعه تنها نام امیرالمومنین علی بن ابیطالب علیه الصلاه و السلام را می آورد که طبق شهادت برخی از روایات از زمان پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم وجود داشته
و پیامبر نیز به آن راضی بوده است. ولی حذف «حی علی خیر العمل» که در اذان اهل تسنن صورت گرفته ، در اثر بدعتی است که خلیفه دوم ، به تصریح خود و اعتراف خود در اذان وارد نموده و در زمان رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم سابقه نداشته و او طبق مصلحت اندیشی خود این بدعت را در دین وارد کرده است.

ناشناس

لطفا این برخی از روایات رو بیان نمایید البته قبلش اعتبارش رو بررسی کنید

غنی

من پاسخ دوست عزیزمان را با این روایت میدهم شخصی نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم آمده و گفت : ای رسول خدا ؛ ابوذر در اذان بعد از شهادت به رسالت شهادت به ولایت علی می دهد ؛ رسول خدا فرمودند : همین است ؛ آیا کلام من را در روز غدیر خم فراموش کردید که « هرکس که من مولای اویم، پس علی مولای اوست »؟ روایت بعدی در مورد سلمان : دخل رجل على رسول الله صلى الله علیه و آله وسلم ، فقال : یا رسول الله ! إنی سمعت أمرا لم أسمع قبل ذلک ، فقال صلى الله علیه و آله وسلم : ما هو ؟ قال : سلمان قد یشهد فی أذانه بعد الشهاده بالرساله ، الشهاده بالولایه لعلی (علیه السلام) ، قال (صلی الله علیه و آله وسلم ): سمعت خیرا؛ شخصی نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم آمده و گفت : ای رسول خدا ،چیزی را شنیدم که تاکنون نشنیده بودم ، رسول خدا فرمودند : چه چیز ؟ پاسخ داد :‌سلمان در اذان خویش بعد از شهادت به رسالت ، شهادت به ولایت علی علیه السلام می دهد ؛ پس حضرت فرمودند :… ادامه »

ناشناس

دوست عزیز آیا قبل از انتشار این احادیث اعتبار آنها را بررسی کرده اید ؟ لطفا بیشتر دقت کنید

سجاد

دوستم عزیزم بدون تحقیق سخنی نزن شیعه بوده که در اذان بدعت آورده است یا بزرگان اهل تسنن بدعت گذار در اذان بوده اند و اهل تسنن اذانی می گویند که رسول الله به آن اذان نماز نمی خوانده است؟!

علیجان

امام مالک می‏گوید:
« اِن المؤذن جاء الی عمربن الخطاب یؤذنه لصلاه الصبح فوجده نائماً فقال: الصلاه خیر من النوم فأمره أن یجعلها فی نداء الصبح؛
هنگامی که مؤذن نزد عمر آمد تا فرا رسیدن وقت نماز صبح را به او اعلام کند، عمر را دید که به خواب فرو رفته ،فریاد برآورد: الصلاه خیر من النوم، پس عمر به او دستور داد تا از این پس این عبارت را در اذان صبح قرار دهند

عبد المجید

سلام حاج فردوسی من سوالی داشتم چرا اهل تشیع به خداوند شرک می ورزند؟ مانند گفتن به جای یا الله می گویند یا علی ما را نگهدار، یا فاطمه به داد ما برس، یا علی جز تو کسی را نداریم؟

سعید

با سلام و تشکر به خاطر سوالتان ولی این بدعت نیست من در زیر شما را اشکار میکنم شیعه به جای یا الله یا علی نمی گوید. بلکه یا الله را در جای خود و یا علی را در جایگاه خود می گوید. این دو هیچ منافاتی با یکدیگر ندارد که گفتن یا علی نفی کننده یا الله باشد. همه استعانت های شیعه از الله است و بس . اگر اسم کسی آورده می شود و از کسی مدد گرفته شده و چیزی خواسته می شود ، به این نگاه نیست که او در کنار خدا و شریک خدا است ، بلکه با این نگاه است که او خلیفه خدا ، ولی خدا و ماذون از طرف خدا برای کمک رساندن به مردم است و آن هم به کمک خدا. به این عمل توسل گفته می شود که از نظر آیات و روایات عملی صحیح و شرعی و البته مورد توصیه می باشد.با این توضیح که : زندگى بشر بر اساس بهره ‏گیرى از وسائل و اسباب طبیعى استوار است که هر یک آثار ویژه خود را دارند. همه ما هنگام تشنگى آب مى ‏نوشیم . هنگام گرسنگى غذا مى ‏خوریم. رفع نیاز توسط وسائل طبیعى ، به شرط آن… ادامه »

نامی

بر تمام مسلمانان به ویژه عالمان و آگاهان جامعه لازم است که در برابر هر گونه انحراف فکری و کج اندیشیها مقاومت و مبارزه کنند و یکی از مصداقهای مهم «امر به معروف و نهی از منکر» مبارزه با بدعتهاست. درباره مقاومت در مقابل بدعتها علی علیه السلام می فرماید: «لَوْ قَدِ اسْتَوَتْ قَدَمَایَ مِنْ هَذِهِ الْمَدَاحِضِ لَغَیَّرْتُ أَشْیَاءَ؛ اگر از این فتنه ها و لغزشگاه با قدرت بگذرم، دگرگونیهای بسیار پدید می آورم.» درباره وظیفه آگاهان، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: «إِذَا ظَهَرَتِ الْبِدَعُ فِی أُمَّتِی فَلْیُظْهِرِ الْعَالِمُ عِلْمَهُ فَمَنْ لَمْ یَفْعَلْ فَعَلَیْهِ لَعْنَهُ اللَّهِ؛ هر گاه در امّت من بدعتها ظاهر شد، باید عالم [برای مقابله با آنها] علم خود را نشر دهد [و جواب بدعت گذاران را بدهد] و هر کس چنین نکند، لعنت خدا بر او باد!» در روایت دیگر فرمود: «سکوت در مقابل بدعت گذاران باعث می شود که خداوند افسار آتشین بر دهان آنان [که در مقابل بدعت گذاران سکوت نموده اند] بزند.» و در ادامه فرمود: «مَنْ کَتَمَ عِلْماً اُلْجِمَ بِلِجَامٍ مِنَ النَّارِ؛ کسی که [در برابر بدعت گذاران] علمی را کتمان بر تمام مسلمانان به ویژه عالمان و آگاهان جامعه لازم است که در برابر هر گونه انحراف فکری… ادامه »

رسول

قرآن کریم عده ای را معرفی می کند که حاضرند برای به دست آوردن مبلغی ناچیز، مطالب خود را به خداوند نسبت دهند.

قرآن می فرماید: «وای بر کسانی که مطالبی را با دست خود می نویسند و آن را سپس به خدا نسبت می دهند و می گویند: این از جانب خداست! [عامل و انگیزه این بدعت، این است[ تا بدین وسیله آن را به بهای ناچیزی بفروشند.»

و در آیه دیگر می فرماید: «رها کن آنان را که آیین خود را به بازی و سرگرمی گرفتند [و در آن بدعت ایجاد کردند] و گرفتار دنیا و فریفته زندگی دنیا شدند.»

احسان

با سلام خدمت منهاجیان من چند روزیه که با منهاحیان اشنا شدم و مطالب ان را دنبال میکنم از حاج فردوسی عزیز بسیار سپاس گزارم که چسم ما رو به حقایق دین روشن میکند من چندین روایت از بدعت به چشمم خورد تا شاید اگر کسی به دنبال سندی برای سخنان حاج فردوسی باشد بتواند با دیدن این روایات صحت سخنان حاج فردوسی را در یابد در روایات فراوانی، بدعت گذاران به عنوان بدترین و منفورترین چهره معرفی شده اند؛ مثلاً: علی علیه السلام می فرماید: «إنَّ أَبْغَضَ الْخَلَائِقِ إِلَی اللَّهِ رَجُلَانِ رَجُلٌ وَکَلَهُ اللَّهُ إِلَی نَفْسِهِ فَهُوَ جَائِرٌ عَنْ قَصْدِ السَّبِیلِ مَشْغُوفٌ بِکَلَامِ بِدْعَهٍ وَ دُعَاءِ ضَلَالَهٍ فَهُوَ فِتْنَهٌ لِمَنِ افْتَتَنَ بِهِ ضَالٌّ عَنْ هَدْیِ مَنْ کَانَ قَبْلَهُ مُضِلٌّ لِمَنِ اقْتَدَی بِهِ فِی حَیَاتِهِ وَ بَعْدَ وَفَاتِهِ حَمَّالٌ خَطَایَا غَیْرِهِ رَهْنٌ بِخَطِیئَتِهِ وَ رَجُلٌ قَمَشَ جَهْلاً مُوضِعٌ فِی جُهَّالِ الأُْمَّهِ عَادٍ فِی أَغْبَاشِ الْفِتْنَهِ؛ منفورترین آفریده ها نزد خدا دو شخص اند: کسی که خدا او را به حال خود گذاشته و از راه راست دور افتاده است و دل او شیفته بدعت است و مردم را گمراه می کند و به فتنه انگیزی می کشاند و راه رستگاری گذشتگان را گم کرده و پیروان خود را در زمان… ادامه »

ایلیا

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: «امّت من به هفتاد و سه گروه تقسیم می گردند که فتنه انگیزترین آنان در میان امّت اسلام [بدعت گذاران اند و] آن فرقه ای است که بر اساس قیاس عمل نموده، حرام را حلال، و حلال را حرام می کنند.»

و علی علیه السلام می فرماید: «إِنَّمَا بَدْءُ وُقُوعِ الْفِتَنِ أَهْوَاءٌ تُتَّبَعُ وَ أَحْکَامٌ تُبْتَدَعُ یُخَالَفُ فِیهَا کِتَابُ اللَّهِ؛ همانا ریشه [فسادها و[ فتنه ها [در میان مردم]، تبعیت از خواسته های نفس و بدعتهایی است که بر خلاف قرآن [و احکام الهی] صادر می گردد.»

در این دو روایت، آثار بدعت، فتنه و فساد دانسته شده و فتنه از دیدگاه قرآن از قتل و کشتار هم خطرناک تر معرفی شده است که تمام مسائل را زیر و رو می کند و جامعه را از هم می پاشد.

فراز

علی علیه السلام می فرماید: «وَ مَا أُحْدِثَتْ بِدْعَهٌ إِلاَّ تُرِکَ بِهَا سُنَّهٌ فَاتَّقُوا الْبِدَعَ وَ الْزَمُوا الْمَهْیَعَ إِنَّ عَوَازِمَ الاْءُمُورِ أَفْضَلُهَا وَ إِنَّ مُحْدِثَاتِهَا شِرَارُهَا؛ هیچ بدعتی در دین ایجاد نمی شود، مگر آنکه به وسیله آن سنتی [نیکو] ترک گردد. پس، از بدعتها بپرهیزید و با راه راست و جادّه آشکار حق باشید! نیکوترین کارها سنتی است که [سالیانی بر آن گذشته و] درستی آن ثابت شده باشد و بدترین کارها [بدعت و] آن چیزی است که تازه پیدا شده [و آینده آن روشن نیست].»

فاطمه -m

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله زنده بود که برخی دست به بدعت و تحریف می زدند و حتی به پیامبر صلی الله علیه و آله پیشنهاد می دادند که جمله «حَیَّ عَلی خَیْرِ الْعَمَلِ» را از اذان نماز بر دارند. حضرت فرمود: «جملات اذان، وحی الهی است و در اختیار من نیست.» و چون بعد از وفات آن حضرت این جمله را برداشتند، «بلال» از اذان گفتن خودداری کرد. و این، شروع بدعتها بود که بعد از رسول اکرم صلی الله علیه و آله در دوران خلفا اتّفاق افتاد تا رسید به زمان معاویه که با استخدام مزدورانی چون: ابو هریره، عمرو بن عاص، مغیره بن نقبه، عروه بن زبیر و سمره بن جندب، هزاران حدیث را جعل و صدها بدعت را در جامعه اسلامی ایجاد نمودند.
از زمان پیامبر هم بدعت گزاری بوده در حال حاضر ما باید خیلی مراقب باشیم که گرفتار بدعت گزاران نشیم ممنون از منهاجیان که و حاج فردوسی عزیز که این طور شیوا و واضح مطلب را ادا کردند .

احمدیان

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: «أَهْلُ الْبِدْعَهِ فَالْمُخالِفُونَ لِأَمْرِ اللَّهِ وَ لِکِتابِهِ وَ رَسُولِهِ الْعامِلُونَ بِرَأْیِهِمْ وَ أَهْوائِهِمْ وَ إِنْ کَثُرُوا؛ اهل بدعت کسانی هستند که با فرمان خدا و کتاب او و پیامبرش مخالفت می ورزند و طبق خواسته ها و هواهای نفسانی خویش رفتار می کنند؛ هر چند جمع زیادی باشند.»

. همچنین آن حضرت فرمود: «زمانی فرا می رسد که عده ای از دانایان امّت من مسائلی را به هم مخلوط نموده و اشتباه [و بدعت ایجاد[ می کنند. آنان بدترین افراد امّت من می باشند.»
این روایات هم سخنان رهبر معنوی ما حاج فردوسی را تایید میکند از شما سپاس گزادم به خاظر مطالی مفیدتون

پوری

با سلام خدمت حاج فردوسی عزیز و منهاجیان من سوالی داشتم بدعت چیست و چه احکامی بر آن مرتب است؟

علی

سلام به پوری جان من با تحقیقاتی که انجام دادم معنی ای را چنین یافتم “بدعت” در لغت به معنای کار نو و بی سابقه است و در اصطلاح به معنای “ادخال ما لیس من الدین فی الدین” است؛ یعنی نسبت دادن چیزی به دین در حالی که در واقع جزو دین و شریعت نیست. بدعت گذاری در دین از گناهان کبیره است.

باران

معنی بدعت با حدیثی از پیامبر برای روشن شدن دوست عزیزم پوری بدعت گذاری در دین؛ – چیزی را به دین نسبت دادن در حالی که در واقع جزو دین نیست – از گناهان کبیره است و در حرمت آن هیچ تردیدی نیست. پیامبر اکرم (ص) فرمود: “کل محدثه بدعه و کل بدعه ضلاله و کل ضلاله فی النار”؛[۱] ایجاد هر امری که سابقه در دین نداشته بدعت است و هر بدعتی گمراهی است و هر گمراهی در آتش است.

لامیار

در هر حال بدعت گذاری در دین دارای آثار مخرب سیاسی و اجتماعی و فرهنگی است و مهم ترین عامل تخریب دین در جامعه است. شاید به خاطر همین عواقب و آثار بوده است که پیامبر (ص) دستور تخریب مسجد ضرار را داده اند.

چرا که قرآن در این باره فرموده است: “کسانی که مسجدی ساختند برای زیان رساندن (به مسلمانان) و (تقویت) کفر، و تفرقه افکنی میان مؤمنان، و کمین گاه برای کسی که از پیش با خدا و پیامبرش مبارزه کرده بود؛ آنها سوگند یاد می کنند که جز نیکی و خدمت نظری نداشته ایم، اما خداوند گواهی می دهد که آنها دروغ گو هستند”

یاسین

پوری جان در زمانه الان که هر کسی به دنبال مصلحت خودش استت و خیلی ها با بدعت گزاری مشغول شدن مثلا روشنفکران که باید مراقب چنین لفرادی بود گروه دیگر که به اصطلاح روشنفکران شناخته می شوند، نیز در برخی موارد دچار برخی بدعت ها در دین می شوند و به اسم نوشدن و به روز بودن دین، برخی از احکام و دستورهای دینی را از مذهب پاک نموده و یا بر آن اضافه می کنند، که اینها نیز نوعی بدعت محسوب می شود

توحید

سلام دوست عزیزم اقا یاسین من چند مورد از ایات قران در مورد بدعت پیدا وردم که برای روشن شدن دوستمان خالی از لطف نیست «فَوَیْلٌ لِلَّذینَ یَکْتُبُونَ الْکِتابَ بِأَیْدیهِمْ ثُمَّ یَقُولُونَ هذا مِنْ عِنْدِ اللّهِ»؛ «وای بر آنها (یهودیها) که کتاب (تورات) را با دست خود می نویسند و سپس [به افراد عوام] می گویند: این [کتاب] از جانب خدا است.» در این آیه، «یکتبون» همان معنای تحریف و بدعت را دارد. «ْ وَ مِنَ الَّذینَ هادُوا سَمّاعُونَ لِلْکَذِبِ سَمّاعُونَ لِقَوْمٍ آخَرینَ لَمْ یَأْتُوکَ یُحَرِّفُونَ الْکَلِمَ مِنْ بَعْدِ مَواضِعِهِ»؛ «گروهی از یهودیان هستند که خوب [به سخنان تو ای پیامبر!] گوش می دهند تا دستاویزی برای تکذیب تو بیابند. آنها جاسوسان گروه دیگری هستند که خودشان نزد تو نیامده اند. آنها سخنان را از مفهوم اصلیش تحریف می کنند [و در آن نوعی بدعت ایجاد می کنند].» این مضمون در آیات متعددی از قرآن وارد شده است. «وَ جَعَلْنا فی قُلُوبِ الَّذینَ اتَّبَعُوهُ رَأْفَهً وَ رَحْمَهً وَ رَهْبانِیَّهً ابْتَدَعُوها ما کَتَبْناها عَلَیْهِمْ»؛ «و در دل افرادی که از عیسی پیروی کردند، رأفت و رحمت قرار دادیم و رهبانیتی را که خود آن را ابداع [و از طریق بدعت گذاری ایجاد] کرده بودند، ما بر آنها مقرر نداشته بودیم.» در… ادامه »

اسلامی

بوسیدن دست علما و عرفا چه حکمی دارد؟ایا این موضوع نافی کرامت انسانی نیست؟مستند فقهی ان کدام است؟

منهاج یار

احترام نسبت به هر کس به ویژه عالمان دینی، هم حکم عقل است و هم حکم شرع. روایات نیز در این باره بسیار است. احترام کردن عالمان با تقوا منافی با کرامت انسانی ندارد ،گرچه الزامی نیست .وقتی اصل اولیه احترام عالم دینی را بپذیریم، ضرورتی ندارد که شیوه و نوع احترام چگونه باشد .می توان با دست بوسی و یا بلند شدن و یا با نوعی دیگر ابراز احترام کرد .اگر در روایت از دست بوسی عالم سخنی گفته نشود‌، نمی توان گفت نباید این کار انجام گیرد، یا گناه است، مگر اینکه بدعت دینی باشد ؛ زیرا نمی توان گفت هر چیزی را که دین یا روایت نگفته‌، پس حتماً اشکال دارد.

ناشناس

در روایات دست بوسی نهی شده است

Saeed sabeti

برای مواجهه با بدعت‌ ها، اوّلین گام آگاه ساختن مردم از حقیقت دین، دومین گام، جلوگیری از تقلید کور کورانه و سومین گام، برائت از بدعت ‌گذاران است. هرکس امزوزه جرعت و همت این کار ها را داشته باشد مسلمان واقعی است مثل منهاجیون که پرچم اسلام را بالا نگه داشته اند

پوپک

هر گونه نو آوری در دین و تصرّف در آن، در صورتی بدعت به شمار می ‌رود که آن را در میان مردم گسترش دهد، خواه از طریق رفتار و گفتار، یا از طریق نگارش و رسانه‌ها و به عبارت دیگر، تا در میان مردم اشاعه ندهد، «بدعت» به معنی «نو آوری در دین» صدق نمی ‌کند و کسی که از این موضوع آگاهی ندارد در گناه آن شریک نیست

رحمت الله

من این روایت رو زیاد شنیدم که مردی به حضور پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم ) رسید و پرسید: «ای رسول خدا! من سوگند خورده ام که آستانه ی در بهشت را ببوسم، اکنون چه کنم؟» پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: پای مادر و پیشانی پدرت را ببوس، (یعنی اگر چنین کنی، به آرزوی خود در مورد بوسیدن آستانه ی در بهشت می رسی).  او پرسید: اگر پدر و مادرم مرده باشند، چه کنم؟ پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: قبر آن ها را ببوس.

ابراهیم

پیامبر(ص) فرمود:«کسی که پای مادرش را ببوسد؛مثل این است که آستانه کعبه را بوسیده است».(گنجینه جواهر )

و نیز فرمود:«هر کس پیشانی مادر خود را ببوسد،از آتش جهنم محفوظ خواهد ماند».(نهج الفصاحه)

یاسر

چرا بوسیدن دست پدر و مادر ایراد دارد؟؟ این همه در قرآن از ارزش های پدر و مادر گفته شده بوسیدن دست که چیزی نیست

ناشناس

بدعت یکی از گـنـاهـان بزرگ است، زیرا باعث محو تدریجی احکام دین و ظهور یـک سـلـسله مسائل جدید به نام مذهب می گردد. از این رو اولیای دیـن با بدعت و بدعت گذاران به شدت برخورد می کردند، زیرا بدعت گـران بـه مـراتب از حکومت های جبار برای دین خدا خطرناک ترند

ناشناس

بدعت یکی از گـنـاهـان بزرگ است، زیرا باعث محو تدریجی احکام دین و ظهور یـک سـلـسله مسائل جدید به نام مذهب می گردد. از این رو اولیای دیـن با بدعت و بدعت گذاران به شدت برخورد می کردند، زیرا بدعت گـران بـه مـراتب از حکومت های جبار برای دین خدا خطرناک ترند