۱۳ بهمن

ثمرات منهاجی شدن

سؤال: ثمرات منهاجی شدن چیست؟

جواب:

منهاجی شدن، همان تحقق «الَّذِین آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ» است یعنی منهاجی کسی است که ایمانش (دیدگاه‌هایش، باورهایش) را اصلاح می‌کند و کارهایش را نیز درست می‌نماید. پس برای کسانی که به تعبیر قرآن کریم، ایمان آورده و عمل صالح انجام دهند، یا به تعبیر مختصر، «منهاجی شوند»، چنین ثمرات و دستاورهایی برشمرده شده است:

• ثمره‌ی اول: رسیدن به بهشت برین پروردگار:
محکم ۱: «وَبَشِّرِ الَّذِین آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ أَنَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ کلَّمَا رُزِقُواْ مِنْهَا مِن ثَمَرَهٍ رِّزْقاً قَالُواْ هَذَا الَّذِی رُزِقْنَا مِن قَبْلُ وَأُتُواْ بِهِ مُتَشَابِهاً وَلَهُمْ فِیهَا أَزْوَاجٌ مُّطَهَّرَهٌ وَهُمْ فِیهَا خَالِدُونَ»
(سوره‌ی بقره، آیه‌ی ۲۵. ترجمه: به کسانى که ایمان آورده، و کارهاى شایسته انجام داده‌‏اند، بشارت ده که باغ‌هایى از بهشت براى آنهاست که نهرها از زیر درختانش جاریست. هر زمان که میوه‌‏اى از آن، به آنان داده شود، مى‏‌گویند: «این همان است که قبلا به ما روزى داده شده بود. (ولى اینها چقدر از آنها بهتر و عالی‌تر است)» و میوه‏‌هایى که براى آنها آورده مى‏‌شود، همه (از نظر خوبى و زیبایى) یکسانند. و براى آنان همسرانى پاک و پاکیزه است، و جاودانه در آن خواهند بود.)
محکم ۲: «وَالَّذِینَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ أُولَئِک أَصْحَابُ الْجَنَّهِ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ»
(سوره‌ی بقره، آیه‌ی ۸۲. ترجمه: و آنها که ایمان آورده، و کارهاى شایسته انجام داده‌‏اند، آنان اهل بهشتند و همیشه در آن خواهند ماند.)
محکم ۳: «وَالَّذِینَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ سَنُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِینَ فِیهَا أَبَدًا لَّهُمْ فِیهَا أَزْوَاجٌ مُّطَهَّرَهٌ وَنُدْخِلُهُمْ ظِلاًّ ظَلِیلاً»
(سوره‌ی نساء، آیه‌ی ۵۷. ترجمه: و کسانى که ایمان آوردند و کارهاى شایسته انجام دادند، بزودى آنها را در باغ‌هایى از بهشت وارد مى‏‌کنیم که نهرها از زیر درختانش جارى است همیشه در آن خواهند ماند و همسرانى پاکیزه براى آنها خواهد بود و آنان را در سایه‏‌هاى گسترده (و فرح بخش) جاى می‌دهیم.)
محکم ۴: «وَالَّذِینَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ سَنُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِینَ فِیهَا أَبَدًا وَعْدَ اللهِ ‌حَقًّا وَمَنْ أَصْدَقُ مِنَ اللهِ ‌قِیلاً»
سوره‌ی نساء، آیه‌ی ۱۲۲. ترجمه: و کسانى که ایمان آورده‌‏اند و اعمال صالح انجام داده‌‏اند، بزودى آن را در باغ‌هایى از بهشت وارد مى‏‌کنیم که نهرها از زیر درختانش جارى است جاودانه در آن خواهند ماند. وعده حق خداوند است و کیست که در گفتار و وعده‏‌هایش، از خدا صادقتر باشد؟!.
محکم ۵: «وَمَن یعْمَلْ مِنَ الصَّالِحَاتَ مِن ذَکرٍ أَوْ أُنثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَأُوْلَئِک یدْخُلُونَ الْجَنَّهَ وَلاَ یظْلَمُونَ نَقِیرًا»
سوره‌ی نساء، آیه‌ی ۱۲۴. ترجمه: و کسى که چیزى از اعمال صالح را انجام دهد، خواه مرد باشد یا زن، در حالى که ایمان داشته باشد، چنان کسانى داخل بهشت مى‏‌شوند و کمترین ستمى به آنها نخواهد شد.
محکم ۶: «وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْکتَابِ آمَنُواْ وَاتَّقَوْاْ لَکفَّرْنَا عَنْهُمْ سَیئَاتِهِمْ وَلأدْخَلْنَاهُمْ جَنَّاتِ النَّعِیمِ»
(سوره‌ی مائده، آیه‌ی ۶۵. ترجمه: و اگر اهل کتاب ایمان آورده و پرهیزگارى کرده بودند قطعا گناهانشان را مى‌‏زدودیم و آنان را به بوستان‌هاى پر نعمت درمى‌‏آوردیم.)
محکم ۷: «وَالَّذِینَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ لاَ نُکلِّفُ نَفْسًا إِلاَّ وُسْعَهَا أُوْلَئِک أَصْحَابُ الْجَنَّهِ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ * وَنَزَعْنَا مَا فِی صُدُورِهِم مِّنْ غِلٍّ تَجْرِی مِن تَحْتِهِمُ الأَنْهَارُ وَقَالُواْ الْحَمْدُ للهِ الَّذِی هَدَانَا لِهَذَا وَمَا کنَّا لِنَهْتَدِی لَوْلا أَنْ هَدَانَا اللّهُ لَقَدْ جَاءتْ رُسُلُ رَبِّنَا بِالْحَقِّ وَنُودُواْ أَن تِلْکمُ الْجَنَّهُ أُورِثْتُمُوهَا بِمَا کنتُمْ تَعْمَلُونَ»
(سوره‌ی اعراف، آیه‌ی ۴۲ و ۴۳. ترجمه: و کسانى که ایمان آورده و اعمال صالح انجام داده‌‏اند ـ البته هیچ کس را جز به اندازه تواناییش تکلیف نمى‏‌کنیم ـ آنها اهل بهشتند و جاودانه در آن خواهند ماند. و هر گونه کینه‌‏اى را از سینه‏‌هایشان مى‏‌زداییم از زیر [قصرهاى]شان نهرها جارى است و مى‏‌گویند ستایش خدایى را که ما را بدین [راه] هدایت نمود و اگر خدا ما را رهبرى نمى‏‌کرد ما خود هدایت نمى‌‏یافتیم در حقیقت فرستادگان پروردگار ما حق را آوردند و به آنان ندا داده مى‏‌شود که این همان بهشتى است که آن را به [پاداش] آنچه انجام مى‏‌دادید میراث یافته‌‏اید.)
محکم ۸: «الَّذِینَ آمَنُواْ وَهَاجَرُواْ وَجَاهَدُواْ فِی سَبِیلِ اللهِ ‌بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَهً عِندَ اللهِ ‌وَأُوْلَئِک هُمُ الْفَائِزُونَ * یبَشِّرُهُمْ رَبُّهُم بِرَحْمَهٍ مِّنْهُ وَرِضْوَانٍ وَجَنَّاتٍ لَّهُمْ فِیهَا نَعِیمٌ مُّقِیمٌ * خَالِدِینَ فِیهَا أَبَدًا إِنَّ اللهَ عِندَهُ أَجْرٌ عَظِیمٌ»
(سوره‌ی توبه، آیه‌ی ۲۰ تا ۲۲. ترجمه: کسانى که ایمان آورده و هجرت کرده و در راه خدا با مال و جانشان به جهاد پرداخته‌‏اند نزد خدا مقامى هر چه والاتر دارند و اینان همان رستگارانند. پروردگارشان آنان را از جانب خود، به رحمت و خشنودى و باغ‌هایى [در بهشت‏] که در آنها نعمت‌هایى پایدار دارند، مژده مى‏‌دهد. جاودانه در آنها خواهند بود، در حقیقت، خداست که نزد او پاداشى بزرگ است.)
محکم ۹: «إِنَّ الَّذِینَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ یهْدِیهِمْ رَبُّهُمْ بِإِیمَانِهِمْ تَجْرِی مِن تَحْتِهِمُ الأَنْهَارُ فِی جَنَّاتِ النَّعِیمِ»
(سوره‌ی یونس، آیه‌ی ۹. ترجمه: کسانى که ایمان آوردند و کارهاى شایسته انجام دادند، پروردگارشان آنها را در پرتو ایمانشان هدایت مى‏‌کند از زیر (قصرهاى) آنها در باغ‌هاى بهشت، نهرها جارى است.)
محکم ۱۰: «إِنَّ الَّذِینَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ وَأَخْبَتُواْ إِلَى رَبِّهِمْ أُوْلَئِک أَصْحَابُ الجَنَّهِ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ»
(سوره‌ی هود، آیه‌ی ۲۳. ترجمه: بى‏‌گمان کسانى که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده و [با فروتنى] به سوى پروردگارشان آرام یافتند آنان اهل بهشتند و در آن جاودانه خواهند بود.)

• ثمره‌ی دوم: برخوردار شدن از پاداش الهی:
محکم ۱: «وَلَوْ أَنَّهُمْ آمَنُواْ واتَّقَوْا لَمَثُوبَهٌ مِّنْ عِندِ اللَّه خَیرٌ لَّوْ کانُواْ یعْلَمُونَ»
(سوره‌ی یونس، آیه‌ی ۹. ترجمه: کسانى که ایمان آوردند و کارهاى شایسته انجام دادند، پروردگارشان آنها را در پرتو ایمانشان هدایت مى‏‌کند از زیر (قصرهاى) آنها در باغ‌هاى بهشت، نهرها جارى است.)
محکم ۲: «وَأَمَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ فَیوَفِّیهِمْ أُجُورَهُمْ»
(سوره‌ی آل عمران، آیه‌ی ۵۷. ترجمه: امّا آنها که ایمان آوردند، و اعمال صالح انجام دادند، خداوند پاداش آنان را بطور کامل خواهد داد و خداوند، ستمکاران را دوست نمى‏‌دارد.)
محکم ۳: «فَآمِنُواْ بِاللّهِ وَرُسُلِهِ وَإِن تُؤْمِنُواْ وَتَتَّقُواْ فَلَکمْ أَجْرٌ عَظِیمٌ»
(سوره‌ی آل عمران، آیه‌ی ۱۷۹. ترجمه: پس به خدا و پیامبرانش ایمان بیاورید و اگر بگروید و پرهیزگارى کنید براى شما پاداشى بزرگ خواهد بود.)
محکم ۴: «فَأَمَّا الَّذِینَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ فَیوَفِّیهِمْ أُجُورَهُمْ وَیزیدُهُم مِّن فَضْلِهِ»
(سوره‌ی نساء، آیه‌ی ۱۷۳. ترجمه: اما کسانى که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده‌‏اند پاداششان را به تمام [و کمال] خواهد داد و از فضل خود به ایشان افزونتر مى‏‌بخشد.)
محکم ۵: «وَعَدَ اللّهُ الَّذِینَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ لَهُم مَّغْفِرَهٌ وَأَجْرٌ عَظِیمٌ»
(سوره‌ی مائده، آیه‌ی ۹. ترجمه: خدا کسانى را که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده‏‌اند به آمرزش و پاداشى بزرگ وعده داده است.)
محکم ۶: «إِلَیهِ مَرْجِعُکمْ جَمِیعًا وَعْدَ اللهِ ‌حَقًّا إِنَّهُ یبْدَأُ الْخَلْقَ ثُمَّ یعِیدُهُ لِیجْزِی الَّذِینَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ بِالْقِسْطِ وَالَّذِینَ کفَرُواْ لَهُمْ شَرَابٌ مِّنْ حَمِیمٍ وَعَذَابٌ أَلِیمٌ بِمَا کانُواْ یکفُرُونَ»
(سوره‌ی یونس، آیه‌ی ۴. ترجمه: بازگشت همه شما به سوى اوست وعده خدا حق است هموست که آفرینش را آغاز مى‏‌کند سپس آن را باز مى‏‌گرداند تا کسانى را که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده‌‏اند به عدالت پاداش دهد و کسانى که کفر ورزیده‌‏اند به سزاى کفرشان شربتى از آب جوشان و عذابى پر درد خواهند داشت.)
محکم ۷: «وَمَنْ أَرَادَ الآخِرَهَ وَسَعَى لَهَا سَعْیهَا وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَأُولَئِک کانَ سَعْیهُم مَّشْکورًا»
(سوره‌ی اسراء، آیه‌ی ۱۹. ترجمه: و هر کس خواهان آخرت است و نهایت کوشش را براى آن بکند و مؤمن باشد آنانند که تلاش آنها مورد حق‏‌شناسى واقع خواهد شد.)
محکم ۸: «الْحَمْدُ للهِ الَّذِی أَنزَلَ عَلَى عَبْدِهِ الْکتَابَ وَلَمْ یجْعَل لَّهُ عِوَجَا * قَیمًا لِّینذِرَ بَأْسًا شَدِیدًا مِن لَّدُنْهُ وَیبَشِّرَ الْمُؤْمِنِینَ الَّذِینَ یعْمَلُونَ الصَّالِحَاتِ أَنَّ لَهُمْ أَجْرًا حَسَنًا * مَاکثِینَ فِیهِ أَبَدًا»
(سوره‌ی کهف، آیه‌ی ۱ تا ۳. ترجمه: ستایش خدایى را که این کتاب [آسمانى] را بر بنده خود فرو فرستاد و هیچ گونه کژى در آن ننهاد [کتابى] راست و درست تا [گناهکاران را] از جانب خود به عذابى سخت بیم دهد و مؤمنانى را که کارهاى شایسته مى‏‌کنند نوید بخشد که براى آنان پاداشى نیکوست. در حالى که جاودانه در آن [بهشت] ماندگار خواهند بود.)
محکم ۹: «وَأَمَّا مَنْ آمَنَ وَعَمِلَ صَالِحًا فَلَهُ جَزَاء الْحُسْنَى وَسَنَقُولُ لَهُ مِنْ أَمْرِنَا یسْرًا»
(سوره‌ی کهف، آیه‌ی ۸۸. ترجمه: و اما هر که ایمان آورد و کار شایسته کند پاداشى [هر چه] نیکوتر خواهد داشت و به فرمان خود او را به کارى آسان واخواهیم داشت.)
محکم ۱۰: «فَمَن یعْمَلْ مِنَ الصَّالِحَاتِ وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَا کفْرَانَ لِسَعْیهِ وَإِنَّا لَهُ کاتِبُونَ»
(سوره‌ی انبیاء، آیه‌ی ۹۴. ترجمه: پس هر که کارهاى شایسته انجام دهد و مؤمن [هم] باشد براى تلاش او ناسپاسى نخواهد بود و ماییم که به سود او ثبت مى‏‌کنیم.)
محکم ۱۱: «وَالَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَنُکفِّرَنَّ عَنْهُمْ سَیئَاتِهِمْ وَلَنَجْزِینَّهُمْ أَحْسَنَ الَّذِی کانُوا یعْمَلُونَ»
(سوره‌ی عنکبوت، آیه‌ی ۷. ترجمه: و کسانى که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده‌‏اند قطعاً گناهانشان را از آنان مى زداییم و بهتر از آنچه مى‏‌کردند پاداششان مى‏‌دهیم.)
محکم ۱۲: «وَقَالَ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ وَیلَکمْ ثَوَابُ اللهِ خَیرٌ لِّمَنْ آمَنَ وَعَمِلَ صَالِحًا وَلاَ یلَقَّاهَا إِلاَ الصَّابِرُونَ»
(سوره‌ی قصص، آیه‌ی ۸۰. ترجمه: و کسانى که دانش [واقعى] یافته بودند گفتند واى بر شما براى کسى که گرویده و کار شایسته کرده پاداش خدا بهتر است و جز شکیبایان آن را نیابند.)
محکم ۱۳: «لِیجْزِی الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ مِن فَضْلِهِ إِنَّهُ لاَ یحِبُّ الْکافِرِینَ»
(سوره‌ی روم، آیه‌ی ۴۵. ترجمه: تا [خدا] کسانى را که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده‌‏اند به فضل خویش پاداش دهد که او کافران را دوست نمى‏‌دارد.)
محکم ۱۴: «وَمَا أَمْوَالُکمْ وَلاَ أَوْلاَدُکم بِالَّتِی تُقَرِّبُکمْ عِندَنَا زُلْفَى إِلاَ مَنْ آمَنَ وَعَمِلَ صَالِحًا فَأُوْلَئِک لَهُمْ جَزَاء الضِّعْفِ بِمَا عَمِلُوا وَهُمْ فِی الْغُرُفَاتِ آمِنُونَ»
(سوره‌ی سبأ، آیه‌ی ۳۷. ترجمه: و اموال و فرزندانتان چیزى نیست که شما را به پیشگاه ما نزدیک گرداند مگر کسانى که ایمان آورده و کار شایسته کرده باشند پس براى آنان دو برابر آنچه انجام داده‌‏اند پاداش است و آنها در غرفه‏‌ها[ى بهشتى] آسوده خاطر خواهند بود.)
محکم ۱۵: «إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَهُمْ أَجْرٌ غَیرُ مَمْنُونٍ»
(سوره‌ی فصلت، آیه‌ی ۸. ترجمه: کسانى که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده‌‏اند آنان را پاداشى بى‏‌پایان است.)
محکم ۱۶: «وَیسْتَجِیبُ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَیزِیدُهُم مِّن فَضْلِهِ»
(سوره‌ی شورا، آیه‌ی ۲۶. ترجمه: و [درخواست] کسانى را که ایمان آورده و کارهاى شایسته انجام داده‏‌اند اجابت مى‏‌کند و از فضل خویش به آنان زیاده مى‏‌دهد و[لى] براى کافران عذاب سختى خواهد بود.)
محکم ۱۷: «وَ إِنْ تُؤْمِنُوا وَ تَتَّقُوا یؤْتِکمْ أُجُورَکمْ وَ لا یسْئَلْکمْ أَمْوالَکمْ»
(سوره‌ی محمد (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم)، آیه‌ی ۳۶. ترجمه: و اگر ایمان آورید و پرهیزگارى ورزید، (خداوند) پاداش‏‌هایتان را مى‌‏دهد و دارایى‏‌هایتان را از شما نمى‏‌خواهد.)
محکم ۱۸: «وَعَدَ اللهُ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ مِنْهُم مَّغْفِرَهً وَأَجْرًا عَظِیمًا»
(سوره‌ی فتح، آیه‌ی ۲۹. ترجمه: خدا به کسانى از آنان که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده‏‌اند آمرزش و پاداش بزرگى وعده داده ‏است.)
محکم ۱۹: «الَّذِینَ کفَرُوا لَهُمْ عَذَابٌ شَدِیدٌ وَالَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَهُم مَّغْفِرَهٌ وَأَجْرٌ کبِیرٌ»
(سوره‌ی فاطر، آیه‌ی ۷. ترجمه: کسانى که کفر ورزیده‏‌اند عذابى سخت‏ خواهند داشت و کسانى که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده‏‌اند براى آنان آمرزش و پاداشى بزرگ است.)
محکم ۲۰: «إِلاَ الَّذِینَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ لَهُمْ أَجْرٌ غَیرُ مَمْنُونٍ»
(سوره‌ی انشقاق، آیه‌ی ۲۵. ترجمه: مگر کسانى که گرویده و کارهاى شایسته کرده‏‌اند که آنان را پاداشى بى‏‌منت‏ خواهد بود.)
محکم ۲۱: «إِلاَ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ فَلَهُمْ أَجْرٌ غَیرُ مَمْنُونٍ»
(سوره‌ی تین، آیه‌ی ۶. ترجمه: مگر کسانى را که گرویده و کارهاى شایسته کرده‏‌اند که پاداشى بى‏‌منت ‏خواهند داشت.)

• ثمره‌ی سوم: در امان ماندن از خوف و حزن:
محکم ۱: «إِنَّ الَّذِینَ آمَنُواْ وَالَّذِینَ هَادُواْ وَالنَّصَارَى وَالصَّابِئِینَ مَنْ آمَنَ بِاللهِ وَالْیوْمِ الآخِرِ وَعَمِلَ صَالِحاً فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ وَلاَ خَوْفٌ عَلَیهِمْ وَلاَ هُمْ یحْزَنُونَ»
(سوره‌ی بقره، آیه‌ی ۶۲. ترجمه: در حقیقت کسانى که [به اسلام] ایمان آورده و کسانى که یهودى شده‌‏اند و ترسایان و صابئان هر کس به خدا و روز بازپسین ایمان داشت و کار شایسته کرد پس اجرشان را پیش پروردگارشان خواهند داشت و نه بیمى بر آنان است و نه اندوهناک خواهند شد.)
محکم ۲: «بَلَى مَنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ للهِ وَهُوَ مُحْسِنٌ فَلَهُ أَجْرُهُ عِندَ رَبِّهِ وَلاَ خَوْفٌ عَلَیهِمْ وَلاَ هُمْ یحْزَنُونَ»
(سوره‌ی بقره، آیه‌ی ۱۱۲. ترجمه: آرى هر کس که خود را با تمام وجود به خدا تسلیم کند و نیکوکار باشد پس مزد وى پیش پروردگار اوست و بیمى بر آنان نیست و غمگین نخواهند شد.)
محکم ۳: «إِنَّ الَّذِینَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ وَأَقَامُواْ الصَّلاَهَ وَآتَوُاْ الزَّکاهَ لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ وَلاَ خَوْفٌ عَلَیهِمْ وَلاَ هُمْ یحْزَنُونَ»
(سوره‌ی بقره، آیه‌ی ۲۷۷. ترجمه: کسانى که ایمان آوردند و اعمال صالح انجام دادند و نماز را برپا داشتند و زکات را پرداختند، اجرشان نزد پروردگارشان است و نه ترسى بر آنهاست، و نه غمگین مى‏‌شوند.)
محکم ۴: «مَنْ آمَنَ بِاللّهِ وَالْیوْمِ الآخِرِ وعَمِلَ صَالِحًا فَلاَ خَوْفٌ عَلَیهِمْ وَلاَ هُمْ یحْزَنُونَ»
(سوره‌ی مائده، آیه‌ی ۶۹. ترجمه: هر کس به خدا و روز بازپسین ایمان آورد و کار نیکو کند پس نه بیمى بر ایشان است و نه اندوهگین خواهند شد.)
محکم ۵: «وَمَا نُرْسِلُ الْمُرْسَلِینَ إِلاَّ مُبَشِّرِینَ وَمُنذِرِینَ فَمَنْ آمَنَ وَأَصْلَحَ فَلاَ خَوْفٌ عَلَیهِمْ وَلاَ هُمْ یحْزَنُونَ»
(سوره‌ی انعام، آیه‌ی ۴۸. ترجمه: و ما پیامبران [خود] را جز بشارتگر و هشداردهنده نمى‏‌فرستیم پس کسانى که ایمان آورند و نیکوکارى کنند بیمى بر آنان نیست و اندوهگین نخواهند شد.)
محکم ۶: «وَمَن یعْمَلْ مِنَ الصَّالِحَاتِ وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَا یخَافُ ظُلْمًا وَلَا هَضْمًا»
(سوره‌ی طه، آیه‌ی ۱۱۲. ترجمه: و هر کس کارهاى شایسته کند در حالى که مؤمن باشد نه از ستمى مى‏‌هراسد و نه از کاسته شدن [حقش].)

• ثمره‌ی چهارم: دارا شدن دنیای خوب و بهره‌های نیک دنیوی:
محکم ۱: «وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَى آمَنُواْ وَاتَّقَواْ لَفَتَحْنَا عَلَیهِم بَرَکاتٍ مِّنَ السَّمَاء وَالأَرْضِ وَلَکن کذَّبُواْ فَأَخَذْنَاهُم بِمَا کانُواْ یکسِبُونَ»
(سوره‌ی اعراف، آیه‌ی ۹۶. ترجمه: و اگر مردم شهرها ایمان آورده و به تقوا گراییده بودند قطعاً برکاتى از آسمان و زمین برایشان مى‏‌گشودیم ولى تکذیب کردند پس به [کیفر] دستاوردشان [گریبان] آنان را گرفتیم.)
محکم ۲: «أَلا إِنَّ أَوْلِیاء اللهِ ‌لاَ خَوْفٌ عَلَیهِمْ وَلاَ هُمْ یحْزَنُونَ* الَّذِینَ آمَنُواْ وَکانُواْ یتَّقُونَ * لَهُمُ الْبُشْرَى فِی الْحَیاهِ الدُّنْیا وَفِی الآخِرَهِ لاَ تَبْدِیلَ لِکلِمَاتِ اللهِ ‌ذَلِک هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ»
(سوره‌ی یونس، آیه‌ی ۶۲ تا ۶۴. ترجمه: آگاه باشید که بر دوستان خدا نه بیمى است و نه آنان اندوهگین مى‏‌شوند. همانان که ایمان آورده و پرهیزکارى ورزیده‏‌اند، در زندگى دنیا و در آخرت مژده براى آنان است وعده‏‌هاى خدا را تبدیلى نیست این همان کامیابى بزرگ است.)
محکم ۳: «مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِّن ذَکرٍ أَوْ أُنثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْیینَّهُ حَیاهً طَیبَهً وَلَنَجْزِینَّهُمْ أَجْرَهُم بِأَحْسَنِ مَا کانُواْ یعْمَلُونَ»
(سوره‌ی نحل، آیه‌ی ۹۷. ترجمه: هر کس از مرد یا زن کار شایسته کند و مؤمن باشد قطعاًً او را با زندگى پاکیزه‌‏اى حیات [حقیقى] بخشیم و مسلماًً به آنان بهتر از آنچه انجام مى‌‏دادند پاداش خواهیم داد.)
محکم ۴: «إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ سَیجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمَنُ وُدًّا»
(سوره‌ی مریم، آیه‌ی ۹۶. ترجمه: کسانى که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده‌‏اند به زودى [خداى] رحمان براى آنان محبتى [در دل‌ها] قرار مى‏‌دهد.)
محکم ۵: «وَعَدَ اللهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنکمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَیسْتَخْلِفَنَّهُم فِی الْأَرْضِ کمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِینَ مِن قَبْلِهِمْ وَلَیمَکنَنَّ لَهُمْ دِینَهُمُ الَّذِی ارْتَضَى لَهُمْ وَلَیبَدِّلَنَّهُم مِّن بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا یعْبُدُونَنِی لاَ یشْرِکونَ بِی شَیئًا»
(سوره‌ی نور، آیه‌ی ۵۵. ترجمه: خدا به کسانى از شما که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده‌‏اند وعده داده است که حتما آنان را در این سرزمین جانشین [خود] قرار دهد همان گونه که کسانى را که پیش از آنان بودند جانشین [خود] قرار داد و آن دینى را که برایشان پسندیده است به سودشان مستقر کند و بیمشان را به ایمنى مبدل گرداند [تا] مرا عبادت کنند و چیزى را با من شریک نگردانند.)
محکم ۶: «وَأَمَّا مَنْ آمَنَ وَعَمِلَ صَالِحًا فَلَهُ جَزَاء الْحُسْنَى وَسَنَقُولُ لَهُ مِنْ أَمْرِنَا یسْرًا»
(سوره‌ی کهف، آیه‌ی ۸۸. ترجمه: و اما هر که ایمان آورد و کار شایسته کند پاداشى [هر چه] نیکوتر خواهد داشت و به فرمان خود او را به کارى آسان واخواهیم داشت.)

• ثمره‌ی پنجم: برخوردار شدن از هدایت خداوند:
محکم ۱: «الَّذِینَ آمَنُواْ وَلَمْ یلْبِسُواْ إِیمَانَهُم بِظُلْمٍ أُوْلَئِک لَهُمُ الأَمْنُ وَهُم مُّهْتَدُونَ»
(سوره‌ی انعام، آیه‌ی ۸۲. ترجمه: کسانى که ایمان آورده و ایمان خود را به ظلمی نیالوده‌‏اند آنان راست ایمنى و ایشان راه‏‌یافتگانند.)
محکم ۲: «إِنَّمَا یعْمُرُ مَسَاجِدَ اللهِ ‌مَنْ آمَنَ بِاللّهِ وَالْیوْمِ الآخِرِ وَأَقَامَ الصَّلاَهَ وَآتَى الزَّکاهَ وَلَمْ یخْشَ إِلاَّ اللهَ فَعَسَى أُوْلَئِک أَن یکونُواْ مِنَ الْمُهْتَدِینَ»
(سوره‌ی توبه، آیه‌ی ۱۸. ترجمه: مساجد خدا را تنها کسانى آباد مى‏‌کنند که به خدا و روز بازپسین ایمان آورده و نماز برپا داشته و زکات داده و جز از خدا نترسیده‌‏اند پس امید است که اینان از راه‏یافتگان باشند.)
محکم ۳: «إِنَّ الَّذِینَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ یهْدِیهِمْ رَبُّهُمْ بِإِیمَانِهِمْ»
(سوره‌ی یونس، آیه‌ی ۹. ترجمه: کسانى که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده‌‏اند پروردگارشان به پاس ایمانشان آنان را هدایت مى‏‌کند.)

• ثمره‌ی ششم: بهره‌مند شدن از رحمت و غفران الهی:
محکم ۱: «وَإِنِّی لَغَفَّارٌ لِّمَن تَابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ صَالِحًا ثُمَّ اهْتَدَى»
(سوره‌ی طه، آیه‌ی ۸۲. ترجمه: و به یقین من آمرزنده کسى هستم که توبه کند و ایمان بیاورد و کار شایسته نماید و به راه راست راه‌سپر شود.)
محکم ۲: «فَالَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَهُم مَّغْفِرَهٌ وَرِزْقٌ کرِیمٌ»
(سوره‌ی حج، آیه‌ی ۵۰. ترجمه: پس آنان که گرویده و کارهاى شایسته کرده‏‌اند آمرزش و روزى نیکو براى ایشان خواهد بود.)
محکم ۳: «لِیجْزِی الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أُوْلَئِک لَهُم مَّغْفِرَهٌ وَرِزْقٌ کرِیمٌ»
(سوره‌ی سبأ، آیه‌ی ۴. ترجمه: تا کسانى را که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده‏‌اند به پاداش رساند آنانند که آمرزش و روزى خوش برایشان خواهد بود.)

• ثمره‌ی هفتم: همانند نشدن با فاسقان و بدکاران:
محکم ۱: «أَمْ نَجْعَلُ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ کالْمُفْسِدِینَ فِی الْأَرْضِ أَمْ نَجْعَلُ الْمُتَّقِینَ کالْفُجَّارِ»
(سوره‌ی ص، آیه‌ی ۲۸. ترجمه: یا [مگر] کسانى را که گرویده و کارهاى شایسته کرده‌‏اند چون مفسدان در زمین مى‏‌گردانیم یا پرهیزگاران را چون پلیدکاران قرار مى‏‌دهیم.)
محکم ۲: «وَ مَا یسْتَوِی الْأَعْمَى وَ الْبَصِیرُ وَالَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَلَا الْمُسِیءُ قَلِیلًا مَّا تَتَذَکرُونَ»
(سوره‌ی غافر، آیه‌ی ۵۸. ترجمه: و نابینا و بینا یکسان نیستند و کسانى که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده‏‌اند [نیز] با [مردم] بدکار [یکسان] نیستند چه اندک پند مى‏‌پذیرید.)
محکم ۳: «أًمْ حَسِبَ الَّذِینَ اجْتَرَحُوا السَّیئَاتِ أّن نَّجْعَلَهُمْ کالَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ سَوَاء مَّحْیاهُم وَمَمَاتُهُمْ سَاء مَا یحْکُمُونَ»
(سوره‌ی جاثیه، آیه‌ی ۲۱. ترجمه: آیا کسانى که مرتکب کارهاى بد شده‌‏اند پنداشته‏‌اند که آنان را مانند کسانى قرار مى‏‌دهیم که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده‌‏اند [به طورى که] زندگى آنها و مرگشان یکسان باشد چه بد داورى مى‏‌کنند.)

• ثمره‌ی هشتم: عاقبت به خیر شدن:
محکم ۱: «الَّذِینَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ طُوبَى لَهُمْ وَحُسْنُ مَآبٍ»
(سوره‌ی رعد، آیه‌ی ۲۹. ترجمه: کسانى که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده‏‌اند خوشا به حالشان و خوش سرانجامى دارند.)
محکم ۲: «فَأَمَّا مَن تَابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ صَالِحًا فَعَسَى أَن یکونَ مِنَ الْمُفْلِحِینَ»
(سوره‌ی قصص، آیه‌ی ۶۷. ترجمه: و اما کسى که توبه کند و ایمان آورد و به کار شایسته پردازد امید که از رستگاران باشد.)

• ثمره‌ی نهم: داخل شدن در رحمت الهی:
محکم ۱: «إِنَّ الَّذِینَ آمَنُواْ وَالَّذِینَ هَاجَرُواْ وَجَاهَدُواْ فِی سَبِیلِ اللهِ ‌أُوْلَئِک یرْجُونَ رَحْمَتَ اللهِ ‌وَاللّهُ غَفُورٌ رَّحِیمٌ»
(سوره‌ی بقره، آیه‌ی ۲۱۸. ترجمه: آنان که ایمان آورده و کسانى که هجرت کرده و راه خدا جهاد نموده‌‏اند آنان به رحمت‏ خدا امیدوارند خداوند آمرزنده مهربان است.)
محکم ۲: «فَأَمَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ فَیدْخِلُهُمْ رَبُّهُمْ فِی رَحْمَتِهِ ذَلِک هُوَ الْفَوْزُ الْمُبِینُ»
(سوره‌ی جاثیه، آیه‌ی ۳۰. ترجمه: و اما کسانى که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده‏‌اند پس پروردگارشان آنان را در جوار رحمت ‏خویش داخل مى‏‌گرداند این همان کامیابى آشکار است.)

• ثمره‌ی دهم: همنشین شدن با صالحین:
محکم ۱: «یؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَالْیوْمِ الآخِرِ وَیأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَینْهَوْنَ عَنِ الْمُنکرِ وَیسَارِعُونَ فِی الْخَیرَاتِ وَأُوْلَئِک مِنَ الصَّالِحِینَ»
(سوره‌ی آل عمران، آیه‌ی ۱۱۴. ترجمه: به خدا و روز قیامت ایمان دارند و به کار پسندیده فرمان مى‏‌دهند و از کار ناپسند باز مى‏‌دارند و در کارهاى نیک شتاب مى‏‌کنند و آنان از شایستگانند.)
محکم ۲: «وَالَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَنُدْخِلَنَّهُمْ فِی الصَّالِحِینَ»
(سوره‌ی عنکبوت، آیه‌ی ۹. ترجمه: و کسانى که گرویده و کارهاى شایسته کرده‌‏اند البته آنان را در زمره شایستگان درمى‏‌آوریم.)

• ثمره‌ی یازدهم: تبدیل شدن بدی‌ها به نیکی‌ها:
محکم ۱: «إِلاّ مَن تَابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ عَمَلاً صَالِحًا فَأُوْلَئِک یبَدِّلُ اللهُ سَیئَاتِهِمْ حَسَنَاتٍ وَکانَ اللهُ غَفُورًا رَّحِیمًا»
(سوره‌ی فرقان، آیه‌ی ۷۰. ترجمه: مگر کسى که توبه کند و ایمان آورد و کار شایسته کند پس خداوند بدی‌هایشان را به نیکی‌ها تبدیل مى‏‌کند و خدا همواره آمرزنده مهربان است.)

• ثمره‌ی دوازدهم: زدوده شدن بدی‌ها و بهبود یافتن حال:
محکم ۱: «وَالَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَآمَنُوا بِمَا نُزِّلَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَهُوَ الْحَقُّ مِن رَّبِّهِمْ کفَّرَ عَنْهُمْ سَیئَاتِهِمْ وَأَصْلَحَ بَالَهُمْ»
(سوره‌ی محمد (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم)، آیه‌ی ۲. ترجمه: و آنان که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده‏‌اند و به آنچه بر محمد [ص] نازل آمده گرویده‏‌اند [که] آن خود حق [و] از جانب پروردگارشان است [خدا نیز] بدی‌هایشان را زدود و حال [و روز]شان را بهبود بخشید.)

• ثمره‌ی سیزدهم: نجات یافتن از زیانکاری:
محکم ۱: «إِنَّ الْإِنسَانَ لَفِی خُسْرٍ * إِلاَ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ»
(سوره‌ی عصر، آیه‌ی ۲ و ۳. ترجمه: مگر کسانى که گرویده و کارهاى شایسته کرده و همدیگر را به حق سفارش و به شکیبایى توصیه کرده‌‏اند.)

• ثمره‌ی چهاردهم: خارج شدن از ظلمات به نور:
محکم ۱: «رَسُولاً یتْلُو عَلَیکمْ آیاتِ اللهِ مُبَینَاتٍ لِّیخْرِجَ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ»
(سوره‌ی طلاق، آیه‌ی ۱۱. ترجمه: رسولى به سوى شما فرستاده که آیات روشن خدا را بر شما تلاوت مى‏‌کند تا کسانى را که ایمان آورده و کارهاى شایسته انجام داده‏‌اند، از تاریکی‌ها به سوى نور خارج سازد.)

• ثمره‌ی پانزدهم: پرهیزکار واقعی شدن:
محکم ۱: «لَیسَ الْبِرَّ أَن تُوَلُّواْ وُجُوهَکمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ وَلَکنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللّهِ وَالْیوْمِ الآخِرِ وَالْمَلآئِکهِ وَالْکتَابِ وَالنَّبِیینَ وَآتَى الْمَالَ عَلَى حُبِّهِ ذَوِی الْقُرْبَى وَالْیتَامَى وَالْمَسَاکینَ وَابْنَ السَّبِیلِ وَالسَّآئِلِینَ وَفِی الرِّقَابِ وَأَقَامَ الصَّلاهَ وَآتَى الزَّکاهَ وَالْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذَا عَاهَدُواْ وَالصَّابِرِینَ فِی الْبَأْسَاء والضَّرَّاء وَحِینَ الْبَأْسِ أُولَئِک الَّذِینَ صَدَقُوا وَأُولَئِک هُمُ الْمُتَّقُونَ»
(سوره‌ی بقره، آیه‌ی ۱۷۷. ترجمه: نیکوکارى آن نیست که روى خود را به سوى مشرق و [یا] مغرب بگردانید بلکه نیکى آن است که کسى به خدا و روز بازپسین و فرشتگان و کتاب [آسمانى] و پیامبران ایمان آورد و مال [خود] را با وجود دوست داشتنش به خویشاوندان و یتیمان و بینوایان و در راه‌‏ماندگان و گدایان و در [راه آزاد کردن] بندگان بدهد و نماز را برپاى دارد و زکات را بدهد و آنان که چون عهد بندند به عهد خود وفادارانند و در سختى و زیان و به هنگام جنگ شکیبایانند آنانند کسانى که راست گفته‌‏اند و آنان همان پرهیزگارانند.)

• ثمره‌ی شانزدهم: قرار گرفتن محبتشان در دل مردم:
محکم ۱: «إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ سَیجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمَنُ وُدًّا»
(سوره‌ی مریم، آیه‌ی ۹۶. ترجمه: کسانى که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده‌‏اند به زودى [خداى] رحمان براى آنان محبتى [در دل‌ها] قرار مى‏‌دهد.)

• ثمره‌ی هفدهم: خلاص شدن از تبعات شاعری:
تبعاتی مانند این که گمراهان از آنان پیروی کنند یا این که در هر وادی، سرگردان باشند.
محکم ۱: «وَالشُّعَرَاء یتَّبِعُهُمُ الْغَاوُونَ * أَلَمْ تَرَ أَنَّهُمْ فِی کلِّ وَادٍ یهِیمُونَ * وَأَنَّهُمْ یقُولُونَ مَا لَا یفْعَلُونَ * إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَذَکرُوا اللهَ کثِیرًا وَانتَصَرُوا مِن بَعْدِ مَا ظُلِمُوا وَسَیعْلَمُ الَّذِینَ ظَلَمُوا أَی مُنقَلَبٍ ینقَلِبُونَ»
(سوره‌ی شعرا، آیه‌ی ۲۲۴ تا ۲۲۷. ترجمه: و شاعران را گمراهان پیروى مى‏‌کنند. آیا ندیده‏‌اى که آنان در هر وادیى سرگردانند. و آنانند که چیزهایى مى‏‌گویند که انجام نمى‏‌دهند. مگر کسانى که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده و خدا را بسیار به یاد آورده و پس از آنکه مورد ستم قرار گرفته‌‏اند یارى خواسته‌‏اند و کسانى که ستم کرده‌‏اند به زودى خواهند دانست به کدام بازگشتگاه برخواهند گشت.)

• ثمره‌ی هجدهم: امید رستگاری درباره‌شان می‌رود:
محکم ۱: «فَأَمَّا مَن تَابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ صَالِحًا فَعَسَى أَن یکُونَ مِنَ الْمُفْلِحِینَ»
(سوره‌ی قصص، آیه‌ی ۶۷. ترجمه: و اما کسى که توبه کند و ایمان آورد و به کار شایسته پردازد امید که از رستگاران باشد.)

• ثمره‌ی نوزدهم: چنگ زدن به عروه الوثقی:
محکم ۱: «وَمَن یسْلِمْ وَجْهَهُ إِلَى اللهِ وَ هُوَ مُحْسِنٌ فَقَدِ اسْتَمْسَک بِالْعُرْوَهِ الْوُثْقَى وَ إِلَى اللهِ عَاقِبَهُ الْأُمُورِ»
(سوره‌ی لقمان، آیه‌ی ۲۲. ترجمه: و هر کس خود را در حالى که نیکوکار باشد تسلیم خدا کند قطعا در ریسمان استوارترى چنگ درزده و فرجام کارها به سوى خداست.)

• ثمره‌ی بیستم: مستجاب شدن دعاهایشان:
محکم ۱: «وَیسْتَجِیبُ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَ یزِیدُهُم مِّن فَضْلِهِ وَ الْکافِرُونَ لَهُمْ عَذَابٌ شَدِیدٌ»
(سوره‌ی شورا، آیه‌ی ۲۶. ترجمه: و [درخواست] کسانى را که ایمان آورده و کارهاى شایسته انجام داده‏‌اند اجابت مى‏‌کند و از فضل خویش به آنان زیاده مى‏‌دهد و[لى] براى کافران عذاب سختى خواهد بود.)

• ثمره‌ی بیست و یکم: نجات یافتن از عذاب‌های دنیوی:
محکم ۱: «وَأَمَّا ثَمُودُ فَهَدَینَاهُمْ فَاسْتَحَبُّوا الْعَمَى عَلَى الْهُدَى فَأَخَذَتْهُمْ صَاعِقَهُ الْعَذَابِ الْهُونِ بِمَا کانُوا یکسِبُونَ * وَنَجَّینَا الَّذِینَ آمَنُوا وَکانُوا یتَّقُونَ»
(سوره‌ی فصلت، آیه‌ی ۱۷ و ۱۸. ترجمه: و اما ثمودیان پس آنان را راهبرى کردیم و[لى] کوردلى را بر هدایت ترجیح دادند پس به [کیفر] آنچه مرتکب مى‏‌شدند صاعقه عذاب خفت‏‌آور آنان را فروگرفت. و کسانى را که ایمان آورده بودند و پروا مى‏‌داشتند رهانیدیم.)

• ثمره‌ی بیست و دوم: راستگو و راست کردار شدن:
محکم ۱: «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِینَ آمَنُوا بِاللهِ وَ رَسُولِهِ ثُمَّ لَمْ یرْتَابُوا وَ جَاهَدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَ أَنفُسِهِمْ فِی سَبِیلِ اللهِ أُوْلَئِک هُمُ الصَّادِقُونَ»
(سوره‌ی حجرات، آیه‌ی ۱۵. ترجمه: در حقیقت مؤمنان کسانى‏‌اند که به خدا و پیامبر او گرویده و [دیگر] شک نیاورده و با مال و جانشان در راه خدا جهاد کرده‌‏اند اینانند که راست کردارند.)

موفق باشید
حاج فردوسی

کلمات کلیدی: , , ,

146

 
 
 
118 نویسندگان
28 پاسخ‌ها
0 دنبال کنندگان
 
مرتب کردن بر اساس بیشترین بازخورد
مرتب کردن بر اساس داغ‌ترین دیدگاه
5 نویسندگان برتر
  مشترک شوید  
جدیدترین نظرات قدیمی‌ترین نظرات نظرات با امتیاز بالا
اشتراک برای:
فروزان

سخن گفتن در اسلام آدابی دارد، اصلی‌ترین آن پاکیزه سخن گفتن است، سخن پاکیزه سخنی است که سنجیده، عاقلانه، به‌جا و به‌موقع، قابل فهم، جذاب، نرم و ملایم، مفید به فایده و پرثمر باشد. امام علی(ع) فرموده است: «بهترین گفتار آن است که نه خسته کننده و ملال‌آور باشد و نه بسیار کم و نارسا باشد». ممنون از حاج فردوسی و همکارانشون که تمام این نکات را در نشر مطالب و سخنرانی ها رعایت می کنند

نیما

امیرمؤمنان علی ‌علیه‌السلام :
چهار چیز است که به هر کس داده شود خیر دنیا و آخرت به او داده شده راستگویی ‌در سخن، اداء امانت، نگهداری شکم از حرام و حسن خلق. 

حیدر

کسی از رسول خدا پرسید: عملی که انسان را بهشتی می‌کند چیست؟ فرمود: 
راستگویی، زیرا هنگامی که انسان راست بگوید نیکوکاری می‌کند و هنگامی که نیکوکاری کند ایمان آورده و هنگامی که ایمان بیاورد داخل بهشت می‌شود. 
عرض کرد ای رسول خدا عملی که انسان را دوزخی می‌کند چیست؟ فرمود: دروغ است، هنگامی که دروغ بگوید کار بد انجام می‌دهد و هنگامی که کار بد انجام می‌دهد کافر می‌شود و هنگامی که کافر شود داخل دوزخ می ‌گردد. 

کسری

نیکی، تنها این نیست که به هنگام نماز، رویِ خود را به سوی مشرق و یا مغرب کنید و تمام گفتگوی شما، درباره قبله و تغییر آن باشد و همه وقت خود را صرف آن سازید؛ بلکه نیکی و نیکو کار کسی است که به خدا و روز رستاخیز و فرشتگان و کتاب آسمانی و پیامبران ایمان آورده و مال خود را، با همه علاقه‌ای که به آن دارد، به خویشاوندان و یتیمان و مسکینان و واماندگان در راه و سائلان و بردگان انفاق می‌کند نماز را برپا می ‌دارد و زکات را می ‌پردازد و همچنین کسانی که به عهد خود -به هنگامی که عهد بستند-وفا می ‌کنند؛ و در برابر محرومیت ‌ها و بیماری ‌ها و در میدان جنگ، استقامت به خرج می‌ دهند؛ این ها کسانی هستند که راست می ‌گویند و گفتارشان با اعتقادشان هماهنگ است و اینها هستند پرهیزکاران! .

اشک حسرت

رحمت از اوصاف خداوند است که معنای آن با آنچه بین ما انسانها متداول است فرق می کند در بین ما یعنی دلسوزی چه باجا و چه بیجا؛ اما در مورد خداوند یعنی لطف و افاضه نعمت به بندگانش.

این لطف و افاضه خداوند گاهی به شکل عام است که هر موجودی را در بر می گیرد مانند نعمت حیات که از آن به رحمت عام تعبیر می شود و گاه خاص است و ویژه‌ی بندگان مۆمن و با تقوا که به آن رحمت خاص گفته می شود. منظور حاج فردوسی از اقسمت مربوط به رحمت الهی، رحمت خاص الهی است که شامل ما منهاجی ها نیز می شود.

علی اکبر

صبر از اسباب بهره مندى از رحمت خاصّ خدا: «وَ بَشِّرِ الصَّابِرِینَ‏ … أُولئِکَ عَلَیْهِمْ صَلَواتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَ رَحْمَهٌ : و صبرکنندگان را بشارت ده … آنانند که درودها و رحمتى خاص از سوى پروردگارشان بر آنان است.»

عرفان

 صالح بودن سبب برخوردارى از رحمت خاصّ الهى‏: « وَأَدْخَلْنَاهُمْ فِی رَحْمَتِنَا إِنَّهُم مِّنَ الصَّالِحِینَ : و همه آنان را در رحمت خویش (منصب نبوت، کمالات نفسانى، کتاب آسمانى و تربیت جامعه) درآوردیم، زیرا که به حق از نیکان و شایستگان بودند.»

نیکا

آخرت طلبان، برخوردار از فضل و رحمت خاص خدایند: «مِنکُم مَّن یُرِیدُ الدُّنْیَا وَمِنکُم مَّن یُرِیدُ الآخِرَهَ ثُمَّ صَرَفَکُمْ عَنْهُمْ لِیَبْتَلِیَکُمْ وَلَقَدْ عَفَا عَنکُمْ وَاللّهُ ذُو فَضْلٍ عَلَى الْمُۆْمِنِینَ : برخى از شما خواهان این جهان و برخى خواستار آن جهانند سپس شما را [به هزیمت‏]- در جنگ احد- از آنها واگردانید تا شما را بیازماید، و هر آینه از شما درگذشت، و خدا خداوند فزون‏بخشى بر مۆمنان است.»

افشار

سوالی از حاج فردوسی رهبر معنوی نظام منهاج فردوسیان داشتم. آیا به طور قطع به یقین می شود گفت کسی که منهاجی شده است جزو مومنان است؟؟ و بهشت رفتن او حتمی است؟

فرهاد

اللَّهُ إِلَهُ کُلِّ شَیْ‏ءٍ الرَّحْمَنُ بِجَمِیعِ خَلْقِهِ وَ الرَّحِیمُ بِالْمُۆْمِنِینَ خَاصَّهً؛ خداوند معبود همه چیز است، نسبت به تمام مخلوقاتش رحمان، و نسبت به خصوص مۆمنان رحیم است

حسینی

براى خداوند متعال دو قسم رحمت وجود دارد، یکى رحمت عام که مۆمن و کافر، نیکوکار و بدکار و انسان و غیر انسان همه از آغاز خلقتشان تا مادامى که وجود دارند در پرتو آن به وجود آمده و با آن روزى مى خورند.
رحمت دیگر رحمت خاص است که خود عطیه اى است که خداوند آن را تنها به کسانى مى دهد که داراى ایمان و عبودیت باشند؛ مانند منهاجی شدن، حیات طیّب و زندگى نورانى در دنیا و بهشت و رضوان در آخرت که کفار و تبهکاران به دلیل کفر و جرمشان از آن بی بهره اند. آنچه نصیب ایشان می شود چیزى است در مقابل این رحمت؛ مانند زندگى نکبت بار و عذاب بنیان کَن در دنیا و آتش و رنج های آن در آخرت. 

کاتب

تنها مانعى که مى تواند از رسیدن فیض الهى به انسان جلوگیرى کند گناهان اوست که نمى‏گذارد بنده از کرامت قرب به خدا و لوازم قرب (بهشت و آنچه در آن است) برخوردار گردد.
توبه واقعی و طلب بخشش از خداوند یکتا و تلاش برای بین بردن اثر گناه از قلب، تنها کلیدى است که درِ سعادت را باز مى کند و آدمى را پذیرای دریافت باران های رحمت الهی می گرداند و هیچ ربطی به منهاجی شدن ندارد

همتی زاده

رحمت الهی چه مادی و چه معنوی از وسعت بی حد و حصری برخوردار است که محدود به شخص و یا گروه معین از بندگانش نیست و هیچ استثنایى نمى تواند رحمت خدا را مقید کند و هیچ چیزى نمى تواند او را مجبور به خوددارى از افاضه نماید؛ مگر اینکه فرد، خودش، قابلیت دریافت خیری را نداشته و یا مانعى را به سوء اختیار خود، پدید آورده باشد در نتیجه از آن فیض الهی محروم می شود. منهاج فردوسیان دقیقا بر عکس عمل کرده و باعث می شود افراد شامل رحمت الهی شوند. حتی اطرافیان که منهاجی نیستند از رحمت منهاجی ها برخوردار می شوند.

احسان

رحمت در خداوند متعال معنایش افاضه‌ی خیر بر مُستحقِّ خیر است، آن هم به مقدارى که او استحقاق آن را دارد؛ یعنی خداوند متعال بسته به زمینه و ظریفیت پذیرش خیر، به هر کس و هر چیز، خیر (رزق مادی و معنوی) به او عنایت می کند که این معنای رحمت خداوند است. آیا منهاج فردوسیان باعث رحمت (مادی) انسان ها نیز میشود!؟؟؟

جلال

یکی از مسائلی که در قرآن زیاد مطرح شده است، هدایت است. اصلا قرآن نیز خودش را برای اهل تقوا “کتاب هدایت” معرفی می کند: ذَٰلِکَ الْکِتَابُ لَا رَیْبَ فِیهِ هُدًى لِّلْمُتَّقِینَ

در قرآن با این آیه و شبیه آن زیاد مواجه می شویم که پروردگار عالم می فرماید:  وَاللَّـهُ یَهْدِی مَن یَشَاءُ إِلَىٰ صِرَاطٍ مُّسْتَقِیمٍ ؛خداوند هرکه را بخواهد به راه راست هدایت می کند
پس اگر ثمره منهاجی شدن هدایت باشد خداوند می خواهد که منهاجی هدایت میشود و منهاج فردوسیان چیزی جز حرف خدا و حق نیست.

روشن

بانام خداوسلام
منظور الگو گرفتن از پیامبر برای شناخت خدا و نزدیکی به خداس،،، نگفته برای دریافت نعمت وسیله پیدا کنید بلکه گفته برای نزدیک شدن بخدا،، یعنی شناخت خدا،،،، منظور همون الگوهای ما هستند،،، کلا الگو داشتن برای شناخت هر چیزی باعث سرعت رسیدن به خواسته میشه،،، مثلا دانش آموزی که معلمش درسش میده خیلی زودتر از دانش آموزی که خودش سعی میکنه درسو یاد بگیره موفق میشه،،،، رسول یعنی فرستاده ای از طرف خدا تا یچیزیرو بما بگه و راهمونو هموار کنه،،، پس الگوی خوبی هست که ما بواسطه پیروی از اون راحتتر به شناخت خدا برسیم و درنتیجه از نظر فرکانسی بهش نزدیکتر شیم
استاد همش میگن اگه میخواید زودتر نتیجه بگیرید چندماه منو حرفامو بپذیرید و عمل کنید و واقعا میبینیم کسانی که حرفای ایشون رو جدی گرفتن پیشرفت خیلی زیادی کردن،،،، پس میتونیم بگیم استاد الگویی هستند در زمان کنونی تا طبق درک و فهم امروزی ما تا ما با راه سعادت واقعی آشنا بشیم و این به این معنی نیست که ما توکلمون به استاده بلکه راه استاد رو راهی از هزاران راه خداوند بر روی زمین برای تقرب بخدا میدونیم،،،، فکر کنم منظور کلی این آیه درپیش گرفتن راه الگو هایی هست که به راه راست هدایت شدند و دوست دارن دیگران رو هم هدایت شده ببینن
شاد و پیروز باشید

رامین

تداوم ذکر خدا،کوتاهترین راه رسیدن به رشد

نکات مورد توجه آیات:

هر انسانی در معرض فراموشی قرار دارد به ویژه هر گاه که کارها و غم ها به اورو می آورند . وحتی برخی گفته اند: انسان را بدین سبب انسان گویند که فراموش می کند. خداوند به ما دستور داده است که در هنگام فراموشی او را یاد کنیم زیرا فراموشی یاد خدا مانع هدایت و رشد می شود. بنابراین تدارک و جبران یاد پروردگار با بروز هر گونه غفلت لازم است.
بنا بر آیات فوق ،کسانی که گفتن “ان شاءالله”را فراموش کنند باید اگر چه شده با تعبیری دیگر ذکر خدارا بر زبان آورند( ترجیحا استغفار)­ و امید به رشد و تعالی در اثر عنایت پروردگار داشته باشند.
نکته اول:درباره ی آینده، قطعی سخن گفتن برای یک انسان موحد، منطقی و صحیح نیست. بلکه انسان باید پیوسته خود را نیازمند به خدا بداند و هیچ گاه به امکانات و توان خود تکیه نکند. چنانچه در آیه فوق­می فرماید: هیچ وقت درباره ی کاری مگو که فردا چنین می کنم. “وَ لا تَقُولَنَّ لِشَیْ‏ءٍ إِنِّی فاعِلٌ ذلِکَ غَداً إِلاَّ أَنْ یَشاءَ اللَّهُ…”

خداوند به پیامبر و امتش دستور می دهد که درباره تصمیم برای کارهای آینده حتماً جمله ی ان شاءالله را ذکر کنند.

گفتن “ان شاءالله”که اعتقاد به قدرت و مشیت الهی را می رساند تکیه کلام اولیای الهی است. چنانکه در قران از زبان پیامبران نقل شده است.

یعقوب علیه السلام­ به فرزندانش می گوید : ادْخُلُوا مِصْرَ إِنْ شاءَ اللَّهُ آمِنینَ­(یوسف/۹۹)

وارد مصر شوید، ان شاءالله در امانید.

موسی علیه السلام­ به خضر علیه السلام­ می گوید: سَتَجِدُنی‏ إِنْ شاءَ اللَّهُ صابِرا (۶۹/کهف)

اگرخدا بخواهد مرا شکیبا خواهی یافت.

حضرت شعیب علیه السلام به حضرت موسی علیه السلام می گوید: سَتَجِدُنی‏ إِنْ شاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّالِحینَ به زودی اگر خدا بخواهد مرا از شایستگان خواهی یافت (۲۷/قصص)

و حضرت اسماعیل علیه السلام به پدرش حضرت ابراهیم علیه السلام می گوید: “سَتَجِدُنی‏ إِنْ شاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّابرین” (صافات ۱۰۲)

مرا ذبح کن که به خواست خدا­ مرا از شکیبایان خواهی یافت.

آوردن جمله (ان شاءالله) یک نوع ادب در پیشگاه خداوند است­ بلکه بیان این حقیقت­نیز می باشد­که ما از خود چیزی نداریم و هر چه هست از ناحیه اوست. این تعبیر توجه ما را به خدا افزایش داده و نیرو و قدرت ما را بیشتر نموده و ما را دعوت به پاکی و صحت عمل می نماید.

از پاره ای روایات استفاده می شود که اگر کسی سخنی را در ارتباط با آینده بدون انشاءالله بگوید خدا او را به خودش وا می گذارد و از زیر چتر حمایتش بیرون می برد.

در حدیثی از امام صادق علیه السلام می خوانیم:

امام دستور داده بود نامه ای بنویسند، هنگامی که نامه پایان یافت و به خدمتش دادند ملاحظه کردند، انشاء الله در آن نبود فرمودند

” فَقَالَ کَیْفَ رَجَوْتُمْ أَنْ یَتِمَّ هَذَا وَ لَیْسَ فِیهِ اسْتِثْنَاءٌ انْظُرُوا کُلَّ مَوْضِعٍ لَا یَکُونُ فِیهِ اسْتِثْنَاءٌ فَاسْتَثْنُوا فِیه ”

شما چگونه امیدوار بودید که این نامه (یا این کار) به پایان برسد در حالی که انشاءالله در آن نیست. نگاه کنید در هر جای آن نیست بگذارید.

نکته مهم اینکه در آنچه هم یقین داریم ،باید (ان شاءالله) بگوییم. چنانچه پیامبراسلام صلی علیه و آله وسلم هنگام ورود به قبرستان می فرمودند: ” … انا ان شاءالله بکم لاحقون” اگر خدا بخواهد ما هم به شما خواهیم پیوست. در حالی که مرگ حتمی است.

نکته دوم: سپس در ادامه این جمله می فرماید: هنگامی که یاد خدا را فراموش کردی بعد که متوجه شدی پروردگارت را بخاطر بیاور”…. وَ اذْکُرْ رَبَّکَ إِذا نَسیتَ ”
اشاره به اینکه اگر به خاطر فراموشی جمله انشاءالله را به سخنانی که از آینده خبر می دهی نیفزایی هر موقع بیادت آمد فورا جبران کن.

از آن جائیکه امر به یاد آوری مطلق آمده و معلوم نکرده که با چه عبادتی بیاد خدا بیفتد، لذا استفاده می شود که منظور فقط ذکر خدای تعالی است حال چه­ این ذکر به لفظ باشد و چه بیاد قلبی، انشاءالله باشد یا استغفار و یا هر ذکر دیگر چه فاصله از کار مورد نظر زیاد شده باشد یا کم . نکته سوم : خداوند متعال پس از اینکه امر میفرماید جبران از دست رفته را بنماید ،شخص را امیدوار به امدادهای الهی نموده و می گوید: بگو امیدوارم که پروردگارم مرا به راهی روشن تر از این هدایت کند.

“وَ قُلْ عَسى‏ أَنْ یَهْدِیَنِ رَبِّی لِأَقْرَبَ مِنْ هذا رَشَداً”

کلمه “هذا” اشاره به ذکر خدا بعد از فراموشی است و معنایش این است که امیدوارباش که پروردگارت تو را به امری هدایت کند که رشدش از ذکر خدا بعد از نسیان بیشتر باشد و آن عبارت است از ذکر دائمی و بدون نسیان در نتیجه آیه شریفه از قبیل آیاتی نظیر وَ اذْکُرْ رَبَّکَ فی‏ نَفْسِکَ تَضَرُّعاً وَ خیفَهً (اعراف/۲۰۵)می باشد.

یاور

در سوره مبارکه دهر ضمن بیان احوالات متقّین از پاداش عظیم آنان یاد می‌کند و می‌فرماید: «اِنّ الابرار یشربون من کأس مزاج‌ها کافوراً» (۱): نیکان از جامی می‌نوشند که با عطر خوشی آمیخته است و این شراب طهور بهشتی بسیار معطر و خوشبوست که هم ذائقه از آن لذت می‌برد و هم شامه؛ و در آیه بعد اعلام می‌دارد که نیکان از هرجا که اراده کنند این چشمه را جاری می‌سازند، «عیناً یشرب بها عبادالله یفجرونها تفجیرا» (۲): این چشمه چنان در اختیار و اراده ابرار و عباد الله است که هر جا اراده کنند از همانجا سر بر می‌آورد.
در روایتی از امام محمد باقر (ع) است که در توصیف این چشمه می‌فرمایند: «هی عین فی دار النبی تفجر الی دور الانبیاء و المؤمنین» (۳) این چشمه ای است در خانه پیامبر اسلام (ص) که از آنجا به خانه سایر مؤمنین و انبیاء جاری می‌شود. همانگونه که در دنیا چشمه های علم و رحمت از خانه پیامبر اکرم به سوی بندگان خدا و نیکان سرازیر است در آخرت که تجسم بزرگی از این برنامه است چشمه شراب طهور از همین بیت وحی می‌جوشد و به خانه های مؤمنین سرازیر می‌شود.

اسد

بهشتیان در بهشت چه نعمت و پاداش هایی نصیبشان می شود؟

مینا

با توجه به توصیفهای متنوعی که قرآن کریم از بهشت دارد می‌توان گفت که بهشت کانون نعمت‌های روحانی و جسمانی در آخرت است که مؤمنان نیکوکار و پرهیزکاران خداجو در آن وارد شده، تا ابد در آن خواهند بود.
شایع‌ترین واژه‌ای که در قرآن به بهشت اشاره می‌کند، واژه «جنه» است که به صورت، مفرد، تثنیه (جنتان) و جمع (جنّات)، در بیش از ۱۰۰ آیه شریفه، به کار رفته است،‌ جنه به معنای باغ و بوستان، از ریشه جَنَّ به معنای پوشانیدن است و باغ را از آن جهت که معمولاً درختان آن زمین را می‌پوشانند، «جنه» می‌گویند.
چنین می‌نماید که نامگذاری بهشت به جنه (باغ) با این حقیقت پیوند دارد که تفرّج در بوستانهای خرّم سراسر پوشیده از درختان زیبا و شاخسارهای شاداب و پرطراوت، یکی از لذت‌بخش‌ترین نعمتهای دنیوی است که طبع هر انسانی آن را می‌پسندد. بی‌تردید چهره واقعی بهشت بسیار والاتر از بوستان‌های دنیوی است، اما از آنجا که ما تجربه معمولی از آن نداریم، قرآن کریم ما را از رهگذر مفهوم آشنای «باغ» به مناسب‌ترین وجه ممکن با آن حقیقت آشنا ساخته است.[۱]
بهشتیان در این باغ بی همتا از نعمت‌های دائمی و پایدار برخوردارند:
«اُکلها دائم و ظلُّها»[۲]
میوه و سایه‌اش پایدار و دائمی است.
با توجه به ویژگی‌هایی که قرآن کریم برای بهشت و اهل آن برشمرده است می‌توان دو سنخ نعمت بهشتی را مورد توجه قرار داد یکی نعمت‌های روحانی و دیگری نعمت‌های جسمانی، که نشان می‌دهد معاد انسان دارای هر دو جنبه است.
از جمله نعمت‌های جسمانی مورد اشاره قرآن می‌توان به:
۱ . نهرها و سایه‌ها تعبیر لطیف «تجری من تحتها الانهار» که در ده‌ها آیه کریمه قرآن به کار رفته است حاکی از آن است که در بهشت جویبارها و چشمه‌ساران فراوانی از زیر سایه شاخساران گذر می‌کنند.
۲ . منازل شایسته، بهشتیان در منزلگاه‌های شایسته و منزه از هر گونه آلودگی و در نهایت آرامش و آسایش به سر می‌برند،
و یُدخِلکُم جنات تجری من تَحتِها الانهار و مساکِنَ طیبهً فی جنات عَدْنٍ (سوره صف / ۱۲)
و شما را در باغ‌هایی که از زیر (درختان) آن جویبار روان است و در منازلی پاکیزه و خوش، در بهشت‌های همیشگی درمی‌آورد.
۳ . فرش‌های نفیس و تخت‌های رفیع از دیگر نعمت‌های بهشت است که بهشتیان بر فرش‌های بسیار زیبا و نفیس می‌نشینند و بر تخت‌هائی باشکوه تکیه می‌زنند.
علَی سُرُرٍ موضوُنه مُتٍکئینَ عَلَیها متقابلین (سوره واقعه / ۱۵ و ۱۶)
بر تخت‌های جواهر نشان، که روبروی هم بر آن تکیه داده‌اند.
۴ .غذاهای بهشتی، بهشتیان از غذاها و میوه‌های مطبوع هر آنچه برگزینند برای ایشان آماده می‌شود.
وَ فاکِهَهٍ مِما یَتَخَیّرونَ (سوره واقعه/ ۲۰)
و (بر گرد آنان می‌گردند) با میوه از هر چه اختیار کنند.
وَ اَمْدَدناهم بفاکههٍ و لحمٍ مما یَشتَهونَ (سوره طور / ۲۲)
(با هر نوع) میوه و گوشتی که دلخواه آنهاست آنان را مدد (و پذیرائی) می‌کنیم.
۵ . نوشیدنی‌های گوارا افزون بر غذاهای مطبوع، انواع نوشیدنی‌های گوارا در بهشت وجود دارد که تازه، خالص و خوشبو و لذت‌بخش است.
یَسقُونَ من رحیقٍ مَختوُم (سوره مطفقین / ۲۵)
از باده‌های مهر شده نوشانده می‌شوند.
بیضاء‌ لَذَهٍ لشّاربین لافیها غَولٌ و لاهم عنها یُنزَفون (صافات/ ۴۶ و ۴۷)
باده‌ای سخت سپید که نوشندگان را لذتی خاص دهد، نه در آن فساد عقل است و نه ایشان از آن به مستی افتند.
۶ . لباس‌های فاخر و زینتهای آراسته از دیگر نعمت‌های بهشتیان است که بر اندام آنان پوشاکی فاخر پوشانده می‌شود و به انواع زینت‌ها آراسته می‌گردند.
در آنجا با دست‌بندهایی از طلا آراسته می‌شوند و جامه‌هائی سبز از پرنیان نازک و حریر ستبر می‌پوشند. (سوره کهف/ ۳۱)
۷ . خادمان بهشتی علی‌رغم اینکه بهشتیان نیاز به خادم ندارند چرا که هرچه طلب کنند حاضر می‌شود ولی نوجوانانی زیباروی گرد آنان می‌چرخند و از آنان پذیرائی می‌کنند.
یطوف علیها ولدانٍ مُخَلَّدونَ ý باکوابٍ و اَباریقَ و کَأسٍ مِن مَعینٍ (سوره واقعه/ ۱۷ و ۱۸)
بر گردشان پسرانی جاودان به خدمت، می‌گردند، با ‌جامها،آبریزها و کاسه‌هائی از باده ناب روان.
۹ . نعمت‌های بیکران، نعمت‌های بهشتیان در آنچه گفته شد محدود نمی‌گردند، زیرا اساساً نعمت‌ها و لذت‌های بهشت را حد و حصری نیست، از این رو، برخی آیات با تأکید بر نامحدود بودن مواهب بهشتی از جهت مقدار و کیفیت، بیان می‌دارد که بهره‌مندی از این نعمات تنها به خواست بهشتیان است:
و فیها ما تَشْتَهیه اِلاَنفُس و تلذ الاعین (سوره زخرف/ ۷۱)
و در آنجا آنچه را دل آنها بخواهد و دیدگانشان را خوش آید وجود دارد.
افزون بر نعمتهای جسمانی، بهشتیان از لذت‌ها و مواهب معنوی و روحانی نیز برخوردارند که درک آن نیاز به وساطت بدن ندارد. از جمله این نعمت‌ها:
۱ . درود خدا و فرشتگان، بهشتیان هنگام ورود به بهشت، مورد استقبال و خوش‌آمد گوئی فرشتگان بهشت قرار گرفته و همواره مورد درود الهی‌اند.
سلامٌ قولاً من ربٍّ رحیمٍ؛ از جانب پروردگار مهربان به آنان سلام می‌رسد. (سوره یس/ ۵۸)
بی‌تردید دریافت سلام محبوب و شنیدن ندای محبت‌آمیز او، برای اهل بهشت چنان لذت‌بخش و روح‌پرور است که با هیچ نعمتی برابری نمی‌کند.
۲ . محیطی آکنده از امنیت و مسالمت: بهشتیان در محیطی سراسر امن و به دور از هر گونه ترس و واهمه و غم و اندوهی به سر می‌برند:
ادخُلو الجنه‌ لاخَوفٌ علیکُم و لا اَنتُم تَحزَنونَ (سوره اعراف/ ۴۹)
به بهشت درآیید. نه بیمی بر شماست و نه اندوهگین می‌شوید.
۳ . همراهان و مصاحبان نیکو؛ یکی از نعمت‌های روحانی اهل بهشت مصاحبت با انسان‌های نیک و همدلان باصفاست، کسانی که هرگونه دشمنی و حسد و کینه‌توزی در میانشان وجود ندارد و روح صمیمیت و یکرنگی و برادری بر جمعشان حاکم است.
۴ .خشنودی خدا یکی از بزرگترین نعمت‌ها و لذت‌های بهشت ناشی از جلب رضایت و خشنودی الهی است.
و رضوانٌ مِنَ الله اَکبَر و هُو الفَوزُ العظیم (سوره توبه/ ۷۲)
و خشنودی خدا بزرگتر است. این همان کامیابی بزرگ است.
۵ . شادی و نشاط معنوی، بهشتیان بر اثر بهره‌مندی از نعمت‌های گوناگون معنوی و جسمانی همواره غرق شادی و سرورند و در چهره‌شان آثار نشاط و طراوت موج می‌زند.
و بسیاری نعمت‌های دیگر… که با انگشتانه کلمات،آب دریاها را نمی‌توان پیمانه کرد.

منا

نزدیکی به خداوند امری است که یک شبه نمی توان به آن رسید بلکه نیازمند زمان و انجام اقداماتی است.
باید دانست که چون تقرّب بنده به خداوند عزّوجلّ حاصل گردد حجاب های نفسانی او از میان برداشته می شود. قرب به خدا یعنی بی پرده بودن . تقرّب به خدا یعنی انجام دادن فعلی که موجب رفع حجاب شود. تمام عباداتی را که انجام می دهیم باید به نیّت تقرّب به سوی او بوده باشد، و گرنه آن عبادت باطل است و به پشیزی ارزش ندارد، گرچه پیکره عمل درشت و چشمگیر بوده باشد. قرب به خداوند، قرب مکانی و یا زمانی و یا سائر امور طبیعی نیست . چرا که خداوند محلّی ندارد تا انسان بدان محلّ نزدیک گردد. و در زمانی واقع نمی باشد تا انسان بدان زمان خود را نزدیک نماید. مکان و زمان و سائر عوارض و جواهر، مخلوق و آفریده خدا هستند، و در مشت قدرت وی قرار دارند.
امّا میان نفس انسان و خداوند حجاب هایی ست ، بلکه هفتاد هزار حجاب است . و هر عملی را که انسان انجام دهد، خواه فعل طاعت بوده باشد خواه ترک معصیت ، اگر از روی قصد قربت و نیّت نزدیکی به وی باشد، یک عدد از حجاب ها را بر می دارد یعنی نفس انسان یک مرحله به خداوند نزدیکتر می شود و خود را روشن تر می نگرد، و قساوت و ظلمات درونی اش را کمتر و سبک تر احساس می نماید؛ تا رفته رفته ، بنده جمیع حجاب هایش از بین می رود و میان وی و خدای وی هیچ فاصله و بعد نفسانی باقی و برقرار نمی ماند.

مریم

اگر انسان بخواهد عاقبت به خیر بشود همانگونه که هر روز در نماز از خداوند می‌خواهیم که ما را هدایت کند و از راه کسانی که غضب کرده است بر آنها نجات دهد، باید اول به ولایت و ریسمان الهی متمسک شود که پیامبر در حدیث ثقلین فرمودند: «انی تارک فیکم الثقلین کتاب الله وعترتی ما ان تمسکتم بهما لن تضلوا بعدی: من در میان شما دو امانت نفیس و گرانبها می‌گذارم یکی کتاب خدا قرآن و دیگری عترت و اهل بیت خودم. مادام که شما به این دو دست بیازید هرگز گمراه نخواهید شد.»

فاطمه

قرآن اوصافی برای راستگویان و همچنین پرهیزکاران و نیکوکاران برمی شمرد. می‌توان اوصاف مشترک راستگویان و پرهیزکاران و نیکوکاران را چنین یاد کرد: ایمان به خدا، معاد، فرشتگان، کتاب های آسمانی، پیامبران الهی و نیز انفاق به یتیمان و بینوایان، در راه ماندگان و مستمندان آبرومند، بر پاداشتن نماز، پرداخت زکات، وفا به عهد و پیمان و بردباری در سختی و دشواری. بنا بر آیات قرآن از جمله آیه ۱۷۷ سوره بقره کسانی که خویشتن را بدین اعمال و رفتار ارزشمند بیارایند اهل راستی و پرهیزگاری هستند: اولئک الذین صدقوا و اولئک هم المتقون؛ اینها کسانی هستند که راست می‌گفتند و گفتارشان با اعتقاداتشان هماهنگ است و اینها پرهیزکاران هستند.

یاسین

شهید اولین کسی است که وارد بهشت می‌شود، پس شهادت، کوتاه‌ترین راه رسیدن به فوض بزرگ الهی و باغ فردوس است.

جوان

بر اساس آیات و روایات بهشت، دارای مراتب و درجاتی است:
«قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام: لَا تَقُولُوا جَنَّهٌ وَاحِدَهٌ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یقول فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجاتٍ[۱]؛ امام صادق عَلَیْهِ السَّلَامُ فرمود: نگویید که بهشت یکى است، همانا خداوند عزّ و جلّ فرموده است: “و غیر از آن دو بهشت، دو بهشت دیگرى هست” و نگویید که (بهشت داراى) یک درجه و رتبه است، همانا که خداوند متعال فرموده است: بهشت داراى درجاتى است که بعضى بر بعض دیگر اشراف قرار دارد.»
پیامبر اعظم (صلی الله علیه و اله) به شیعیان امر کرده اند که برای رسیدن به مقامات و درجات بالاتر بهشت تلاش کنند:
«قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صَلَّی اللهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ) اتَّقُوا اللَّهَ مَعَاشِرَ الشِّیعَهِ، فَإِنَّ الْجَنَّهَ لَنْ تَفُوتَکُم‏ وَ إِنْ أَبْطَأَتْ بِکُمْ عَنْهَا قَبَائِحُ أَعْمَالِکُمْ، فَتَنَافَسُوا فِی دَرَجَاتِهَا[۲]؛ رسول خدا (صلّى اللَّه علیه و اله) فرمود: اى گروه شیعیان از خداوند بترسید، بهشت از دست شما نمى‏‌رود اگر چه گناهان شما موجب شود که شما از ورود در آن تاخیر داشته باشید، اکنون براى بدست آوردن درجات بهشت با هم مسابقه دهید.»

توجه به این نکته لازم است که میراث ارزشمند پیامبر در بین امّت دو چیز بوده که توجّه به آن دو ما را در رسیدن به درجات بالاتر بهشت یاری می‌دهند:

اوّلا قرآن کریم و توجّه و تدبّر در آیات آن و ممارست در قرائت آیات. در روایات فراوانی وارد شده که حتّی در روز قیامت هم به مومنین این اجازه داده می‌شود که با قرائت قرآن به درجات بالاتر بهشت برسند:
«مَنْ مَاتَ مِنْ أَوْلِیَائِنَا وَ شِیعَتِنَا وَ لَمْ یُحْسِنِ الْقُرْآنَ عُلِّمَ فِی قَبْرِهِ لِیَرْفَعَ اللَّهُ بِهِ مِنْ دَرَجَتِهِ فَإِنَّ دَرَجَاتِ الْجَنَّهِ عَلَى قَدْرِ آیَاتِ الْقُرْآنِ یُقَالُ لَهُ اقْرَأْ وَ ارْقَ فَیَقْرَأُ ثُمَّ یَرْقَى: [۳]؛ اگر کسی از موالیان و شیعیان ما بمیرد ولی در طول عمرش قرآن را به درستی نخوانده باشد، در همان قبر به او قرآن را آموزش میدهند تا با قرآن خواندن درجاتش بالا رود زیرا درجات بهشت به اندازه آیات قرآن است لذا به او میگویند: بخوان و بالا برو…»

ثانیا رسیدن به درجات بهشتی منوط به شناخت کامل انسان کامل و پذیرش ولایت اهل بیت (علیهم السلام) است:
«قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صَلَّی اللهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ) فِی الْجَنَّهِ ثَلَاثُ دَرَجَاتٍ وَ فِی النَّارِ ثَلَاثُ دَرَکَاتٍ فَأَعْلَى دَرَجَاتِ الْجَنَّهِ لِمَنْ أَحَبَّنَا بِقَلْبِهِ وَ نَصَرَنَا بِلِسَانِهِ وَ یَدِهِ وَ فِی الدَّرَجَهِ الثَّانِیَهِ مَنْ أَحَبَّنَا بِقَلْبِهِ وَ نَصَرَنَا بِلِسَانِهِ وَ فِی الدَّرَجَهِ الثَّالِثَهِ مَنْ أَحَبَّنَا بِقَلْبِهِ [۴]؛ پیامبر فرمودند: در بهشت سه درجه وجود دارد: در درجه اول که بالاترین درجه است کسانی قرار دارند که ما اهل بیت را با قلب خود دوست دارند و با دست و زبان خود ما را یاری داده اند و در درجه دوم کسانی اند که ما را با قلب خود دوست دارند و فقط با زبانشان ما را یاری میکنند. و در درجه سوم کسانی اند که فقط در قلب خود ما را دوست دارند.»

احمد

سوره مومنون را می توان به چند بخش تقسیم کرد:

بخش اول آن بیانگر صفاتی است که مایه رستگاری مومنان است و در این مطلب به آن خواهیم پرداخت.

]آیه ۱[ در آغاز این سوره به سرنوشت پر افتخار مومنان پیش از بیان صفات آنها اشاره شده تا شعله های شوق و عشق را در دلها برای رسیدن به چنین افتخار بزرگی زنده کند. می فرماید: «همانا اهل ایمان بفیروزی و رستگاری رسیدند».

]آیه ۲[ سپس به بیان صفات مومنان پرداخته میگوید: «آنانکه در نماز خاضع و خاشع هستند».

در حدیثی می خوانیم که پیامبر(ص) مردی را دید که در حال نماز با ریش خود بازی میکرد. فرمود: «اگر در قلبش خشوع بود اعضای بدنش نیز خاشع می شد».

اشاره به اینکه خشوع یک حالت درونی است که در برون اثر می گذارد.

]آیه ۳[ در بیان دومین صفت می گوید: «و آنان که از لغو و سخن باطل اعراض و احتراز میکنند».

در واقع تمام حرکات و خطوط زندگی آنان هدفی مفید و سازنده را دنبال می کند، زیرا «لغو» به معنی کارها، سخنان و افکار بی هدف و بی نتیجه است.

]آیه ۴[ آن گاه به سومین صفت مومنان راستین اشاره کرده میگوید «و آنانکه زکات(مال خود را بفقرا) می دهند».

]آیه ۵[ چهارمین ویژگی مومنان را مساله پاکدامنی قرار داده می گوید: «و آنان که فروج و اندامشان را از عمل حرام نگاه می دارند».

تعبیر به «محافظت فروج»، گویا اشاره به این است که اگر مراقبت مستمر و پیگیر در این زمینه نباشد بیم آلودگی فراوان است.

]آیه ۶[ «مگر بر جفتهاشان یا کنیزان ملکی متصرفی آنها که هیچگونه ملامتی (در مباشرت این زنان) بر آنها نیست».

]آیه ۷[ چون غریزه جنسی سرکش ترین غرایز انسان است و خویشتن داری در برابر آن نیاز به پرهیزگاری و ایمان قوی دارد، در این آیه بار دیگر روی همین مساله تاکید کرده و می گوید: «و کسیکه غیر از این (زنان حلال) را به مباشرت طلبد البته ستمکار و متعدی خواهد بود».

]آیه ۸[ در این آیه به پنجمین و ششمین صفت برجسته مومنان اشاره کرده می گوید: «وآنانکه بامانت ها و عهد و پیمان خود کاملا وفا میکنند».

در مفهوم وسیع «امانت»، امانتهای خدا و پیامبران الهی و نیز امانتهای مردم جمیع است. نعمتهای مختلف خدا هر یک امانتی از امانات او هستند. آیین حق، کتابهای آسمانی، دستورالعملهای پیشوایان راه حق، همچنین اموال و فرزندان، پستها و مقامها، همه امانتهای اویند که مومنان در حفظ و ادای حق آنها می کوشد. حکومت نیز از مهم ترین ودیعه های الهی است که باید آن را به اهلش سپرد.

]آیه ۹[ در این آیه هفتمین ویژگی مومنانرابیان کرده میگوید: «و آنانکه بر نمازهاشان محافظت دارند».

جالب اینکه نخستین ویژگی مومنان را خشوع در نماز و آخرین صفت آنها را محافظت بر نماز شمرده است، زیرا نماز مهم ترین رابطه خلق و خالق است که هر گاه با آدابش انجام گیرد، زمینه مطمئنی برای ابراز نیکیها خواهد بود.

]آیه ۱۰[ بعد از ذکر این صفات ممتاز، نتیجه نهایی آن را به این صورت بیان می کند: «چنین کسانی وارث مقام عالی بهشتند».

همانا اهل ایمان بفیروزی و رستگاری رسیدند(۱) آنانکه در نماز خاضع و خاشع هستند(۲) و آنان که از لغو و سخن باطل اعراض و احتراز میکنند(۳) و آنانکه زکات (مال خود را بفقرا) می دهند(۴) و آنان که فروج و اندامشان را از عمل حرام نگاه می دارند(۵) مگر بر جفتهاشان یا کنیزان ملکی متصرفی آنها که هیچگونه ملامتی (در مباشرت این زنان) بر آنها نیست(۶) و کسیکه غیر از این (زنان حلال) را به مباشرت طلبد البته ستمکار و متعدی خواهد بود(۷) وآنانکه بامانت ها و عهد و پیمان خود کاملا وفا میکنند(۸) و آنانکه بر نمازهاشان محافظت دارند(۹) چنین کسانی وارث مقام عالی بهشتند(۱۰) (سوره مومنون – آیه ۱ تا ۱۰).

شیدا

برادر مسلمان! خداوند تبارک و تعالی میفرماید:
إنّما یوفی الصابرون أجرهم بغیر حساب ]الزمر -۱۰[
[خدا صابران را به حد کامل و بدون حساب پاداش خواهد داد].
صبر علامت و نشانه ای است از نشانه های ایمان بنده به خدا، و نزدیک بودن او به خدای متعال. هرکس بر مْردن محبوب خود، از پسر و برادر و غیر اینها صبر کند، وارد بهشت میشود.
ابوهریرهدر حدیث قدسی از رسول اکرم (ص) روایت میکند که خداوند فرمود:
((قال یقول الله تعالی ما لعبدی المؤمن عندی جزاء إذا قبضت صفیه من أهل الدنیا ثم احتسبه إلاَّ الجنه)). [بخاری].
پاداش بنده مؤمن من آن است که اگر بر هر چیز گران بها و همدم و دوست او را از دنیا گرفتم صبر کرد، پاداش او بهشت است.
ابوموسی اشعری از رسول اکرم (ص) روایت میکند که آن حضرت فرمودند:
((إذا مات ولد العبد قال الله لملائکته: قبضتم ولد عبدی؟ فیقولون نعم، فیقول: قبضتم ثمره فؤاده، فیقولون نعم، فیقول: ماذا قال عبدی؟ فیقولون: حمدک واسترجع، فیقول الله: ابنوا لعبدی بیتاً فی الجنه وسموه بیت الحمد)). [ترمذی وحسنه الألبانی].
اگر پسر بنده بمیرد، خداوند خطاب به فرشتگان میفرماید: پسر بنده ام را قبض روح کردید؟ فرشتگان در جواب میگویند: بلی! خداونـد میفرماید: میوه دل بنده ام را قبض روح کردید؟ فرشتگان میگویند: بلی! خداوند میفرماید: بنده من چه گفت؟ فرشتگان میگویند: تو را سپاس گفت و به تو رجوع کرد، خداوند میفرماید: در بهشت خانه ای برای بنده من بسازید و آن را خانه حمد و سپاس بنامید.
هر کس که چشمش را از دست بدهد و بر آن صبر کند، وارد بهشت میشود. أنس میگوید:
از رسول اکرم (ص) شنیدم که میفرماید:
((إن الله قال إذا ابتلیت عبدی بحبیبتیه فصبر، عوضته منهما الجنه، یرید عینیه)). [بخاری].
خداوند در حدیث قدسی میفرماید: اگر دو چشمان بنده ام را نابینا کردم و صبر نمود، به جای آن دو، بهشت به او خواهم داد.

قادری

حسد و کینه مرض هایی است که انسان را از خداوند دور میکند و رسول اکرم (ص) مردی را توصیف نمود که به سبب این که سینه اش از کینه و حسد پاک بود، به بهشت وارد شده بود.
أنس بن مالک ، وصف آن مرد را در داستانی روایت کرده است که گفت:
((فقال یطلع علیکم الآن رجل من أهل الجنه، فطلع رجل من الأنصار تنطف لحیته من وضوئه، قد تعلق نعلیه فی یده الشمال، فلما کان الغد قال النبی مثل ذلک، فطلع ذلک الرجل مثل المره الأولی، فلما کان الیوم الثالث قال النبی مثل مقالته أیضاً، فطلع ذلک الرجل علی مثل حاله الأولی، فلما قام النبی تبعه عبدالله بن عمرو بن العاص فقال: إنی لاحیت أبی فأقسمت أن لا أدخل علیه ثلاثاً فإن رأیت أن تؤوینی إلیک حتی تمضی فعلت، قال: نعم قال أنس: وکان عبد الله یحدث أنَه بات معه تلک اللیالی الثلاث فلم یره یقوم من اللیل شیئاً غیر أنَه إذا تعار وتقلب علی فراشه ذکر الله عز وجل وکبر حتی یقوم لصلاه الفجر، قال عبدالله غیر أنی لم أسمعه یقول إلاَّ خیراً فلما مضت الثلاث لیال وکدت أن احتقر عمله قلت یا عبدالله إنی لم یکن بینی وبین أبی غضب ولا هجر ثم، ولکن سمعت رسول الله یقول لک ثلاث مرار یطلع علیکم الآن رجل من أهل الجنه فطلعت أنت الثلاث مرار فأردت أن آوی إلیک لأنظر ما عملک فاقتدی به، فلم أرک تعمل کثیر عمل فما الذی بلغ بک ما قال رسول الله فقال: ما هو إلاَّ ما رأیت، قال فلما ولیتُ دعانی فقال: ما هو إلاَّ ما رأیت غیر أنی لا أجد فی نفسی لأحد من المسلمین غشاً ولا أحسد أحداً علی خیر أعطاه الله إیاه، فقال عبدالله هذه التی بلغت بک وهی التی لا نطیق)). [احمد ونسایی وصححه الألبانی].
هنگامی که ما رو به روی رسول اکرم (ص) نشسته بودیم، آن حضرت فرمود: هم اکنون مردی از اهل بهشت بر شما وارد میشود. مردی از انصار وارد شد در حالی که آب وضو از ریشش میچکید و دو لنگه پا افزار خود را در دست چپ داشت. رسول اکرم (ص) سه روز این جمله را (اکنون مردی از اهل بهشت بر شما وارد می شود) در باره آن مرد تکرار میکردند و روز سوم، عبدالله بن عمرو بن عاصآن مرد را دنبال کرد و نزد او نشست تا ببیند آن مرد چه میکند پس از سه روز نزد او نشستن، عبدالله سبب وارد شدن به بهشت را از آن مرد پرسید، مرد در پاسخ گفت: من هیچ حقـد و کینه ای بر مسلمانی در سینه ام راه نمیدهم، و بر آن خیر و نعمتی که خدا به او عطا فرموده حسد نمیورزم، عبدالله گفت: این همان سبب است که تو را به این منزلت رسانده است، و این همان چیزی است که ما طاقت آن را نداریم.

مجد

آیا فردوس مختص کسانی است که از همه نظر کامل هستند؟ آیا شرط ورود به آن، انجام کامل عبادات (دعای ندبه، زیارت عاشورا، ختم سوره انعام، شرکت در مجالس ابا عبدالله، سینه زنی، پیاده روی تا کربلا، حدیث کساء، نماز غفیله، نماز شب و …) است؟

مرضیه

خداوند متعال خودش فرمود که چه کسانی وارد بهشت فردوس می‌شوند، تا هم بندگانش آگاه شوند و هم هیچ کس از سوی خودش و بر اساس ظن، گمان، اوهام و نظرات من‌درآوردی خودش، در این‌باره سخن نگوید:

« إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ کَانَتْ لَهُمْ جَنَّاتُ الْفِرْدَوْسِ نُزُلًا * خَالِدِینَ فِیهَا لَا یَبْغُونَ عَنْهَا حِوَلًا » (الکهف، ۱۰۷ و ۱۰۸)

ترجمه: بى‏گمان کسانى که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده‏اند، باغ‌هاى فردوس جایگاه پذیرایى آنان است * آنها در آنجا جاودانه بوده، هیچ گاه تغییر و تحول (انتقال) از آنجا را نمى‏طلبند

رضا

فردوس برترین جاى بهشت است و در آیات قرآن آمده که فردوس منزلگاه افراد با ایمان و صاحبان اعمال صالح است ممکن است در اینجا این سؤال پیش آید که اگر چنین است، مناطق دیگر بهشت نباید ساکنانى داشته باشد؛ چرا که غیر مؤمن را در بهشت راهى نیست.
در پاسخ این سؤال، مى توان گفت: آیه ۱۰۸ سوره «کهف» که خداوند مى فرماید: (کسانى که ایمان آوردند و عمل صالح انجام دادند باغ هاى فردوس منزلگاهشان است)؛ «إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ کانَتْ لَهُمْ جَنّاتُ الْفِرْدَوْسِ نُزُلاً».
به هر فردى که ایمان و عمل صالح دارد، اشاره نمى کند، بلکه درجه والائى از نظر ایمان و عمل صالح را معیار براى دخول در فردوس قرار داده، هر چند ظاهر آیه مطلق است، اما توجه به مفهوم کلمه «فردوس» آن را مقید مى کند.
لذا در سوره «مؤمنون» که صفات وارثان فردوس را بیان مى کند، حدّ اعلائى از صفات مؤمنان را ذکر کرده که در همه افراد وجود ندارد و این خود قرینه اى است بر این که: ساکنان فردوس باید داراى صفات ممتازى علاوه بر ایمان و عمل صالح باشند.
و نیز به همین دلیل، در حدیثى از پیامبر(صلى الله علیه وآله) مى خوانیم که مى فرماید: هر وقت از خدا تقاضاى بهشت را مى کنید مخصوصاً تقاضاى فردوس کنید که جامع ترین و کامل ترین منزلگاه هاى بهشت است.
اشاره به این که: همت افراد با ایمان، باید در همه چیز و در همه حال، عالى باشد، حتى در تمناى بهشت به مراحل پائین تر قناعت نکند، هر چند مراحل پائین تر هم غرق نعمت است.
بدیهى است کسى که چنین تقاضائى از خدا مى کند، لابد باید خود را براى رسیدن به چنین مقامى آماده کند، لابد باید حداکثر تلاش و کوشش را براى کسب برترین صفات انسانى و انجام صالح ترین اعمال به خرج دهد.
بنابراین آنها که مى گویند: خدا کند ما به بهشت راه یابیم، هر چند در پائین ترین مراحل آن باشیم، افرادى هستند که از همت والاى مؤمنان راستین بهره کافى ندارند.

جواد

بهشت میعادگاه کسانی است که خدا را به یگانگی دانستند، و او را پرستش کردند، و به سوی او رفتند، بهشت همان وعده ای که رسول اکرم (ص) مسلمانان را بر آن بیعت کردند.
بهشت وعده ای است که خدا به عمّار در وقت شکنجه شدن به وسیله آتش داده است.
مادرش کشته شد، سپس پدرش کشته شد، و آن ها اولین شهدای اسلام به شمار میروند.
بهشت امید هر عبادت کننده ای است که چشمانش از ترس خدا اشک آلود میشود، و آرزوی هر جـهاد کننده ای که خود را به خدا فروخت، و برای هر عالمی است که به علم خود عمل کرد و به مردم آموخت، و هر مؤمنی که نماز را ادا نمود، و فرایض خداوند را بجا آورد، و مردم ایمان او را تأیید کردند، و گفتند: او اوامر خدا را انجام داد، و از نواهی خدا پرهیز میکرد، و قلب او به دینش و به مسجد و اراده خدا وابسته بود.
اما بهشت دروازه هایی دارد، و برای ورود به آن دروازه ها اسبـابی لازم است، و هـر انسـانی به سببی چنگ میزند تا به یکی از دروازه های آن داخل شود.
مؤمنانی هستند که به وسیله نمازشان به بهشت وارد میشوند، و بعضی به وسیله روزه یا زکات مال و حج خانه خدا. بعضی با خوش خلُقی در خرید و فروش، و تعدادی از بهشتیان، جهادکنندگان در راه خدا هستند؛ چنان که فضل خدا وسیع و بخشایش او شاهد بر مدعای ماست. بعضی از بندگان به وسیله دور کردن درختی که مردم را اذیت و آزار میدهد به بهشت رفته و از دوزخ فاصله میگیرند و کسانیکه جگر تشنه ای را سیراب میکنند.
پس ای برادر مسلمان! اگر توانستی که اسباب ورود بهشت را به دست آوری، این دسته گل خوش بو از آیات و احادیث را بگیر، و از این اسباب آنچه میتوانی بهره گیر، تا بـه همه دروازه های بهشت راه یابی، و از هر دروازه که خواستی، به بهشت وارد شوی؛ چنانکه ابوبکر از رسول اکرم (ص) همین درخواست را کرد.

شیما

هدف از ورود به بهشت چیست؟

برخى اهداف، خود وسیله براى هدف برترند؛ به تعبیر دیگر اهداف دو گونه اند
۱. اهداف متوسط و مقدماتى
۲. اهداف اصلى و غایى.
انسان وقتى به اهداف مقدماتى مى رسد، هنوز مى پرسد هدف چیست؟! اما آن گاه که به هدف نهایى و غایى دست مى یابد دیگر پرسشى ندارد. درست مانند محصلى که هدف از درس خواندن را رسیدن به دانشگاه و هدف از دانشگاه رفتن را دکتر یا مهندس شدن و هدف از آن را خدمت به مردم و پول دار شدن و زندگى مرفه و ایده آل داشتن مى داند. وقتى از او پرسیده شود هدف از زندگى ایده آل براى تو چیست؟ پاسخ مى دهد هیچ، زیرا زندگى ایده آل، هدف اصلى اوست.
رسیدن به بهشت نیز هدف اصلى انسان است و معنا ندارد با رسیدن به هدف نهایى بپرسیم هدف از آن چیست و بعد از آن به کجا مى روى؟! زیرا بهشت، مکان رسیدن به زندگانى جاودانه است؛ انسان هر چه در این دنیا کاشته در آن جا درو مى کند و از آن بهره مى برد؛ مقصد نهایى است. ملاک انتخاب بدى و خوبى در این دنیاست، لذا وقتى به آخرت رسیدیم، دیگر پرسیده نمى شود هدف از این مقصد چیست؟

اشرف

قرآن اوصافی برای راستگویان و همچنین پرهیزکاران و نیکوکاران برمی شمرد. می توان اوصاف مشترک راستگویان و پرهیزکاران و نیکوکاران را چنین یاد کرد؛ ایمان به خدا، معاد، فرشتگان، کتاب های آسمانی، پیامبران الهی و نیز انفاق به یتیمان و بینوایان، در راه ماندگان و مستمندان آبرومند، بر پاداشتن نماز، پرداخت زکات، وفا به عهد و پیمان و بردباری در سختی و دشواری.

بنابر آیات قرآن از جمله آیه ۱۷۷ سوره بقره کسانی که خویشتن را بدین اعمال و رفتار ارزشمند بیارایند اهل راستی و پرهیزگاری هستند: اولئک الذین صدقوا و اولئک هم المتقون؛ اینها کسانی هستند که راست می گفتند و گفتارشان با اعتقاداتشان هماهنگ است و اینها پرهیزکاران هستند.

زیبا

«عن امیرالمؤمنین، علیّ‌بن‌أبی‌طالب(ع): قد أحیا عَقلَهُ وأماتَ نَفسَهُ، حتّی دَقَّ جلیلُهُ، ولَطُفَ غلیظُهُ، وبرَقَ لَه لامعٌ کثیرُ البَرقِ، فأبانَ لَه الطَّریقَ، وسلکَ بهِ السَّبیلَ، وتَدافَعَتهُ الأَبوابَ إلی بابِ السَّلامَهِ وَدارِ الإِقامَهِ، وثَبَتَت رِجلاهُ بِطُمَأنینَهِ بَدَنِهِ فى قَرارِ الأمنِ والرّاحَهِ بِمَا استَعمَلَ قَلبَهُ وأَرضَی رَبَّهُ»؛ همانا خرد، خویش را زنده گردانْد و نفس، خود را میرانْد، چندان که اندام درشت او، نزار شد و خشونتش (درشتى‌اش) به لطافت گرایید. درخشنده‌اى پر نور، بر وى تابید و راه را برایش روشن ساخت و او را در راه راست به پیش راند و از درى به درى برد، تا به در سلامت کشاند و خانه اقامت و دو پاى او در قرارگاه ایمنى و آسایش استوار گرددید به آرامشى که در بدنش پدیدار گردید، بدانچه دل خود را در آن به کار بُرد و پروردگار خویش را راضى گرداند –

شکور

رمز موفقیت همه انبیاء و اولیاء و صالحان و علماء مناجات در دل شب بوده است، اکثر عنایات ربّانی بر انبیاء عظام در سحرگاهان روی داده است. بزرگ ترین بنده خدا – حضرت محمّد (ص) در شب به معراج می‏رود، حضرت موسی (ع) ۴۰ شب به‏میقات می‏رو، قرآن مجید در شب نازل می‏شود و دهها مطلب دیگر نشان از اهمیّت و ویژگی شب‏زنده داری و نقش اساسی آن در سازندگی و تقویت روحی مؤمن است و به اومی‏آموزد که برای داشتن یک زندگی شرافتمندانه، حکیمانه، و مستقل، باید نیمه شب‏ها از بستر خواب برخیزد و به بندگی خالصانه بپردازد و از منبع علم و قدرت، توش وتوان بگیرد تا با سالم سازی ارتباط خویش با خدا، ارتباط انسانی و سالم با بندگان وآفرینندگان او برقرار سازد و به تعبیر امام عارفان و مولای متقیان علی (ع)” هر کس میانه خود و خدا را اصلاح کند، خداوند رابطه او با مردم را اصلاح می‏کند”.

جاوید

من چندوقتی است که نماز شب ونماز جعفر طیار می خوانم یعنی از خدا خواسته ام تا به من این اراده را بدهد که به توانم تا آخر عمر هرشب این فریضه را انجام دهم
انشاالله

فرزاد

صبر کلید حل مشکلات در دنیا و آخرت

قُلْ یَا عِبَادِ الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا رَبَّکُمْ لِلَّذِینَ أَحْسَنُوا فِی هَذِهِ الدُّنْیَا حَسَنَهٌ وَأَرْضُ اللَّهِ وَاسِعَهٌ إِنَّمَا یُوَفَّى الصَّابِرُونَ أَجْرَهُم بِغَیْرِ حِسَابٍ : بگو: «اى بندگان من که ایمان آورده‏اید، از پروردگارتان پروا بدارید. براى کسانى که در این دنیا خوبى کرده‏اند، نیکى خواهد بود، و زمین خدا فراخ است. بى‏تردید، شکیبایان پاداش خود را بى‏حساب [و] به تمام خواهند یافت.»(الزمر: ۱۰)

در روایات اسلامی شرائط متعددی برای انتخاب دوست بیان شده اند چرا که یک دوست می تواند مسیر زندگی انسان را کاملا تغییر دهد و او را را به جاده موفقیت و خوشبختی هدایت کند و یا زندگی او را با سوق دادن به مسیر انحرافی نابود کند

کسانی که در مواجه با گناه صبر می کنند و خود را آلوده نمی کنند و همچنین کسانی که در مصیبت ها و بلایا از صبر کمک می گیرند، اینها افرادی هستند که در قیامت برای آنها پرونده ای گشوده نمی شود و بدون سؤال و جواب وارد بهشت می‌شوند .

امین

برای ورود به بهشت جاویدان شرائطی در آیات الهی و روایات بیان شده است و چنانچه معروف است بهشت را “به بها دهند نه به بهانه” و این بها در آیات متعددی از قرآن مجید بیان شده است که به برخی از آنها اشاره می کنیم:

(جَابَ لَهُمْ رَبُّهُمْ أَنِّی لاَ أُضِیعُ عَمَلَ عَامِلٍ مِّنکُم مِّن ذَکَرٍ أَوْ أُنثَى بَعْضُکُم مِّن بَعْضٍ فَالَّذِینَ هَاجَرُواْ وَأُخْرِجُواْ مِن دِیَارِهِمْ وَأُوذُواْ فِی سَبِیلِی وَقَاتَلُواْ وَقُتِلُواْ لأُکَفِّرَنَّ عَنْهُمْ سَیِّئَاتِهِمْ وَلأُدْخِلَنَّهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ ثَوَابًا مِّن عِندِ اللّهِ وَاللّهُ عِندَهُ حُسْنُ الثَّوَابِ: پس پروردگارشان دعاى آنان را اجابت کرد [و فرمود که:] من عملِ هیچ صاحب عملى از شما را، از مرد یا زن، که همه از یکدیگرید، تباه نمى‏کنم پس کسانى که هجرت کرده و از خانه‏هاى خود رانده شده و در راه من آزار دیده و جنگیده و کشته شده‏اند، بدیهایشان را از آنان مى‏زدایم، و آنان را در باغ هایى که از زیر [درختان‏] آن نهرها روان است درمى‏آورم [این‏] پاداشى است از جانب خدا و پاداش نیکو نزد خداست.)(آل‏عمران: ۱۹۵)

در این آیه شریفه خداوند متعال پنج شرط مهم برای افرادی که در آرزوی ورود به بهشت هستند بیان می کند شرائطی همچون :

۱) کسانی که هجرت کرده اند.

۲) کسانی که از خانه های خود بیرون شده اند.

۳) کسانی که در راه حق اذیت و آزار دیده اند .

۴) کسانی که در راه حق جهاد کرده اند .

۵) کسانی که در راه خداوند به شهادت رسیده اند.

کسانی که در مواجه با گناه صبر می کنند و خود را آلوده نمی کنند و همچنین کسانی که در مصیبت ها و بلایا از صبر کمک می گیرند،اینها افرادی هستند که در قیامت برای آنها پرونده ای گشوده نمی شود و بدون سوال و جواب وارد بهشت می شوند

این پنج گروه جزء افرادی هستند که در انتهای آیه خداوند متعال به آنها وعده ورود در بهشت را می دهد و همچنین می‌فرماید: پاداشی بهتر از این ورود نیز در نزد خداوند متعال برای آنها وجود دارد.

علوی

ایمان و عمل صالح از اعمالی است که آدمی را به بهشت راه می نماید. قرآن کریم در این باره در آیه ۸۲ سوره بقره می فرماید: و کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته کرده اند، آنان اهل بهشتند و در آن جاودان خواهند بود.

مقصودی

امام على علیه السّلام:
الصِّدقُ یُنجیکَ وإن خِفتَهُ ،الکَذِبُ یُردیکَ وإن أمِنتَهُ .
راستگویى تو را نجات مى دهد گرچه از آن بیمناک باشى ، و دروغ تو را هلاک مى سازد گرچه از آن احساس ایمنى کنى.

یاسر

از پیامبر اکرم (ص) نقل شده که خداوند به حضرت داود (ع) وحی فرمود: همان طور که آفتاب بر کسی که در آن بنشیند تنگ نمی‌شود، همچنین رحمت من بر کسی که در آن داخل شود تنگ نخواهد گردید.

مجید

خداوند در سوره‌ی عصر می‌فرماید که انسان جز با داشتن چهار خصلت، زیانکار و بدبخت است: اوّل ایمان، دوّم عمل صالح، سوّم وادار کردن افراد، یکدیگر را به حق و چهارم توصیه‌ی افراد، یکدیگر را به صبر و خویشتن داری. این چهار رکن، چهار ستون کاخ سعادت بشر می‌باشند که منهاج فردوسیان بر پایه همین موضوعات بنا شده است.

حیدر

برای اینکه از متعلقات ایمان، یعنی آنچه را که باید به آن ایمان داشته باشیم، آگاهی یابیم، باید به خود قرآن رجوع کنیم و کتاب های منهاج فردوسیان نمی تواند ملاک و میزان قرار بگیرند

حدیث

خداوند متعال انسان را با هدفی به این عالم خاکی آورد و ایمان به خداوند و فرستادگان وی را رمز رسیدن به کمال حقیقی و سعادت دنیوی و اخروی وی مقرّر فرمود. با این حال، با رجوع به آیات و روایات معصومین(علیهم السلام) مشخّص می­شود که ایمان به خداوند نه شرط کافی بلکه شرط لازم برای نیل به سعادت انسانی است و عامل دیگری که همان عمل صالح در این طریق نیاز است

مهدی

کدوم بزرگ علم و معرفتی با منهاج فردوسیان به اینجا رسیده؟. اصلا اونموقع منهاجی نبوده پس نتیجه میگیریم که سیره زندگی و زندگانی علما رو باید نگاه کرد

مهدی سلطانی

ثمره بیست و یکم رو حدودا قبول ندارم یکی برام توضیح بده و بگه چطور منی که وارد منهاج فردوسیان شدم و به خودم هزاران سختی در دنیا دادم اما یک چیز ضدش می‌شود ثمره اش یعنی می‌گویند در دنیا هم سختی است و همزمان با سختی آسانی هم است نمی‌شود که؟.؟

طاها

سلام علیکم به نظر من فقط منهاجی شدن این چند موردی که فرمودید رو به آدم نمیده منظورم اینه که فقط این است و جز این نیست نداریم. این منهاجی شدن خودش به خودی خودش از یک سو گرفته شده

قوامی

حرفت رو کاملا قبول دارم و موندم این آقای حرفه ای چرا الان وارد بازار شده است و تا قبلا اصلا اسمی ازش نبود و یهو به صورت کامل پیداش شد 😳😳🤔🤔

احسان

خوب بود ولی حضرت حاج فردوسی رهبر معنوی ما شفاف سازی کامل کرده اند که اگر شما مراجعه به مطالب دیگر وبلاگ کنید متوجه میشید که رهبر معنوی ما یعنی حاج فردوسی تمام دلایل موجود رو گفته

حسنی

قشنگ بود خوشم اومد ولی باید برای امثال این آدم ها که دنبال خراب کردن رهبر معنوی ما حاج فردوسی هستند رو حواسمون بهشون باشه تا ذهن دیگران رو هم با آمار و افکار نا معلوم خودشون از بین نبریم

لیلا ابراهیم زاده

سلام یک موضوع خیلی نظر من را به خود جلب کرد که فکر میکنم به موضوع مرتبط نیست اما نگفتنش هم می تواند مضر باشد بپس دوست دارم که آن را بیان نمایم و آن این است که طبق آیه ای که من خواندم یعنی آیه ۱۱ سوره ی طلاق در ثمره ی چهاردهم نوشته است که رسولی به سوی شما فرستاده که آیات روشنش را بر شما تلاوت کند. خب قران خود دارد به صورت واضح می گوید که آیات روشن. یعنی آیاتی که قابل فهم است و می توان آن ها را درک کرد پس چرا بعضی از افراد می گویند که قران نیاز به علم خاصی داردو هر کس نمی تواند محتوای آن را درک کند و باید کسانی آن را بخوانند و تفسیر کنند که علمی در این موضوع دارند. مورد دیگر این است که چرا خداوند این آیه را به این شکل نازل کرده است که می گوید رسولش را بر شما فرستاده!! این نشان می دهد که کسی دارد نقل می کند این موضوع را! و این گفته ی خود خداوند نیست. ولی ما می گوییم که کتاب از جانب خداست. این هم ذهن مرا به خود درگیر نمود. البته که ممکن است بگوییم پیامبر این چنین نوشته ولی ایا یامبر غیر از انچه که بر او وحی می شده است را بر قلم می آورده اگر این را پیامبر گفته باشد یعنی او آن چیزی که در ذهنش می خواسته بنویسد را نوشته است نه آن چیزی که وحی شده! البته برای درک هر آیه باید آیات قبل و بعد از ان را خواند اما به طور کلی می خواستم این موضوع را مطلع بشوم چرا که ممکن است پاسخ بسیاری از افراد هم نیز باشد پس اگر کسی در این مورد مرا راهنمایی نماید از او ممنون خواهم شد قطعا با به اشتراک گذاشتن علم خود باعث می شود که جهان گسترش یابد و اشخاص بیشتری از حقیقت آگاه شوند که این واقعا عالیست. اما از این موضوع که بگذریم نکته ی دیگری این موضوع دارد که می گوید کسانی را که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام دادند از تاریکی ها به سوی نور خارج می سازد! یعنی همه ی افراد قبل از این در تاریکی بوده اند؟ به نظر من می خواهد اینگونه بیان نماید که هر کس که ایمان نیاورده و کار شایسته ای انجام نداده است قبل از آن در تاریکی بوده است! و مورد دیگر هم این است که می گوید خارج می سازد و من فکر میکنم در بخش هایی دیگر خواندم که می گوید هدایت می کند آیا خداوند در اینجا منظور دیگری دارد؟ این ها مواردی هستند که ذهن مرا به خود درگیر نموده اندو خیلی دوست دارم که برطرف شوندو پاسخی منطقی و قانع کننده به من داده شود. خیلی از افراد ممکن است که حرف مرا نوعی کفر بدانند که چرا این موضوع را بیان کردم اما من می خواهم به نتیجه ای برسم که واقعا اطمینان کافی نسبت به آن دارم نه آنکه تا آخر عمر با این شک زندگی کنم. موفق باشید

سلطان

بابا من هزار بار گفتم باز میگم طوری انتقاد و نظر مثبت و منفی و شبهه خودت رو بگو که طرفی که داره متن شما میخونه خسته نشه این متنی که تو نوشتی کسی اصلا سراغش نمیاد

شهره رضایی

سلام یک نکته را در میان آیات دیدم و آن هم عهد و وفای به عهد بود که فکر میکنم در جامعه ی امروزی بسیار کم است و دوست داشتم که در مورد ان کمی گفتگو کنم. مدتی پیش از یکی از دوستانم درخواستی کردم و ایشان در پاسخ به من گفت که به بهترین شکل ممکن خواسته ات را برآورده خواهم کرد. من بسیار از این موضوع خرسند شدم و به دلیل اطمینان خاطری که ایشان در دل من قرار داده دیگر به دنبال مسیری دیگر برای برطرف شدن خواسته ام نرفتم. زمان رسیدن به خواسته ام فرا رسید و این دوست من که چنان به من اطمینان خاطر داده بود متاسفانه حال نمی دانم از عمد بوده یا خیر یا ایشان منظوری داشته اند از این کار یا خیر اما به شکل بدی خواسته منرا براورده کردند و این در حالی بود که من واقعا دوست داشتم که آن خواسته براورده شود به بهترین شکل و اگر اینطور می شد می دانم که در پی آن ماجرا اعتماد به نفس بسیاری در من به وجود خواهد آمد اما به خاطر شیوه ی بسیار بدی که این شخص در پیش گرفت و این موضوع بر ضد سخنی بود که به من اظهار داشت کار به هیچ وجه طبق میل من پیش نرفت. او به نوعی عهدی را نزد من بسته بود و من به عهدی که بسته بود امیدوارم شدم اما متاسفانه به نوعی عهد شکنی کردند وباعث شدند که خواسته ی من به خوبی برطرف نشود. به هر حال از این موضوع که بگذریم خواستم خاطره ای از خودم را در میان بگذارم در مورد این موضوع و چه بسیار موارد مشابه می توانیم در جامعه ببینیم که حتی از جانب خود ما هم سر می زند که وفای به عهد به شکل درستی صورت نمی گیرد. ما ته دل انسان را از اینکه کارش انجام یم شود قرص میکنیم اما به بدترین شکل به او لطمه وارد میکنیم که این واقعا درست نیست. انسانی که می خواهد عهدی را ببندد اول از همه به شرایط خودش باید نگاه کند که آیا من توانایی این را دارم که به این عهد وفا کنم یا خیر؟ حتی اگر درصدی هم توانایی انجام کار را نداشتیم به نظر من عهد بستن کار نادرستی است چرا که در اینده چه به خودمان چه به طرف مقابلمان ممکن است ضربه ای جبران ناپذیر وارد شود که مقصر در این بین ما خواهیم بود. به نظر من عهد بستن بدون وفای به عهد نوعی حق الناس نیز هست چرا که ما در ق کسی عهدی می بندیم و ان را انجام نمی دهیم خب همین ممکن است که در زندگی او خللی وارد کند و ما به نوعی به او آسیبی وارد کرده باشیم و همین موضوع باعث می شود که حقی از او در گردن ما باشد. به هر حال این موضوع بسیار به نظر من با اهمیت است و جای بحث بسیار دارد. من نیز تا حد توان خواستم هر آنچه که در مورد آن می دانم و یا نظریه شخصی بنده است را در میان بگذارم. شاد و موفق باشید

امیر عرب

انسان می تواند با شناخت خویشتن به شناخت کافی به خداودن هم برسد به نظر بنده چرا که انسان خدایش را زمانی خواهد شناخت که در ابتدا از خودش حداقل شناختی داشته باشد. زمانی که آدمی نمی داند احساسش چیست و برای چه احساسش اینطور است، نمی داند که چه چیزهایی علایقش هستند، نمی داند که در زندگی هدفش چیست قطعا خدا را هم کامل نخواهد شناخت. این موضوع که عرض می کنم مبنی بر دلایلی است که در ادامه ذکر خواهم کرد. انسان اگر هدفش را نشناسد در زندگی سردرگم خواهد بود و یک فرد سردرگم به نظر شما چگونه می تواند با خدواند ارتباط درستی برقرار نماید؟ خداوند را زمانی می توان به طور کامل شناخت که ما این سردرگمی را در زندگی نداشته باشیم بدانیم حق ما از زندگی چیست و دقیقا چه می خواهم! یا مورد دیگر زمانی که انسان نمی داند که احساسی که هم اکنون دارد چیست و حتی حس های خودش را هم نمی فهمد چگونه می تواند به خداوند احساسی داشته باشد؟ شاید احساس او به خداودن یک نوع حس ترس باشد که در او شکل گرفته آن هم به دلیل آنکه خداوند را مبنی بر باور های اشتباه موجودی ترسناک می بیند ولی فکر میکند این حسش نسبت به خداوند نوعی علاقه است و او عاشق خداوندگار خودش است در صورتی که حقیقت چیز دیگریست و خود آن شخص هم نمی داند که حقیقت چیست و به طور کامل مسیر را اشتباه خواهد رفت. یا بگذارید این مثال را هم بزنم که می تواند کامل تر روشن کند این موضوع را اگر ما در زندگی ندانیم که به چه چیزی علاقه داریم؟ کاری که آن را میپسندیم را نمی دانیم و مشغول یک کار پر زحمت هستیم که کمترین علاقه ای نسبت به آن دناریم باز هم شناخت خداوند در این حال سخت است چرا آن شخص بیشترین وقتش را در سر همان کار می گذراند و اگر به آن علاقه نداشته باشد یعنی آنکه در چیزی است که به آن تنفر می ورزد و بیشتر وقتش را هم با همان کار است پس زمانی که بیشتر وقتش را با تنفر ابطال می کند پس دیگر جایی می توان گفت که برای خداودن در زندگی اش وجود ندارد چرا که خداوند حس عشق است و حس او تنفر. خداوند حس خوب است و حس او حس بد. پس به این موضوع نیز می بایست توجه کافی داشت. به نظر من که با منهاج فردوسیان تا حدود کمی آشنا هستم می توانم بگویم که انسان اگر منهاجی شود علاوه بر ثمراتی که در این مقاله به ان ها اشاره شد می تواند خودش را بشناسد واین چیز کمی نیست. کسی که به شناخت کافی از خود رسیده است سعادتمند می تواند زندگی کند و زندگی دنیاو آخرتش تضمین خواهند بود. در نهایت از حاج فردوسی برای آنکه این مقاله زیبا را قرار دادن متشکرم و همچنین مجموعه ای که می دانم زحمت و تلاشی فوق العاده برای این وب سایت می کشند که امیدوارم اجرشان ثمره ای بی نظیر برایشان داشته باشد. سعادتمند باشید و زندگی را به شکلی فوق العاده زندگی کنید

میکائیل سمیرایی

با عرض سلام و خداقوت. انسان تنبل است و مورد دیگری که در او وجود دارد این است که انسان همواره بر نیمه ی خالی لیوان متمرکز می شود که این واقعا بد است و انسان باید کاری کند که کم کم تمرکز او بر روی خوبی ها برود. با منهاجی شدنش انسان فکر می کنم که بتواند تمرکزش را از روی بدی ها بردارد وبر روی خوبی ها ونیکی ها بگذارد به خصوص اگر معملی دانا و روشنفکر مانند حاج فردوسی عزیز داشته باشد که در این وب سایت می تواند فعالیتش را شروع کند و کم کم خواهد دید که چطور می تواند زندگی اش را متحول نماید و تغییرو تحولی اساسی در زندگی خودش به وجود بیاورد. انسان همانگونه که گفتم همیشه سعی دارد بر نیمه ی خالی لیوان تمرکز کند چون از بچگی باور هایی در او نهادینه شده است از طریق والدین، رسانه ها، مدرسه و … که به او یاد داده اند شکست خورده باشد این موارد که گفتم باور ها را در وجود او نهادینه کرده اند اکثرا ناخودآگاه این کار را انجام می داده اند. به عنوان مثال در مدرسه خیلی وقت ها بدون آنکه بخواهند حتی بچیزی به دانش آموز بگویند اگر سئوال می پرسیدند که علم بهتر است یا ثروت همه ناخودآگاه علم را انتخاب می کردند و این مورد نیز از همان باور های مخرب است چرا که این دو نسب تبه یک دیگر برتری ندارند و مکمل یکدیگر هستند و اگر از هر دو به یک انداز بهره مند شد بسیار می توان موفق بود در زندگی. این تنها یکی از باور های مخرب بوده است که ذکر کرده ام. یا اینکه پول به سختی در می اید، اگر می خواهی بنده ی خاص خداوند باشی همیشه در تنگدستی باش و لباس های فرسوده به تن کن و … و اینگونه است که ذهن انسان کم کم توسط این موارد پر می شوند و انسانی ذهنی منفی نگر نسبت ب همه ی چیز های دور و اطرافش به وجود خواهد آورد. اگر کسی می خواهد این کار ها را تغییر دهد یکی از راه هایش می تواند منهاجی شدن انسان باشد. مورد دیگر که همان اول اشاره به آن کردم تنبل بودن انسان است، او نمی خواهد در مورد مسائل فکر کند و دوست دارد که بدو ن برنامه به پیش برود و این به خاطر همان ذهن انسان نیز می باشد اگر همیشه از یک راه حل پاسخ می گرفته سعی می کند از آن راه حل برای همه ی امور خود استفاده کند در صورتی که آن راه حل پاسخی برای دو یا سه مسئله بوده است نه همه ی مسائل. این مورد را خواستم بیان کن تا بگویم که اگر انسان مطالب این وب سایت را مطالعه نماید و قصد منهاجی شدن در او شکل بگیرد او می تواند یک زندگی فوق العاده برای خود بسازد واگر به همی قوانین خداوند عمل کند او یک انسان به تمام معنا ثروتمند و همچنین سعادتمند خواهد بود. موفق و پایدار باشید

مرتضی فداییان

ایمان به خدای راستین در دل آدمی امید را زنده می کند و او را نسبت به آینده امیدوار خواهد ساخت. شخصی که به آینده امیدوار است می تواند زندگی زیبایی برای خود خلق کند و همانطور که همیشه گفته اند و شنیده ایم که آدمی به امید زنده است واقعا هم همینگونه خواهد شد و انسان به واسطه ی امید واقعا خواهد توانست در زندگی خود به هر آنچه که می خواهد دست پیدا کند. آیاتی که در این مقاله آوردید بسیار زیبا بود و به نظر من شخصی که بخواهد منهاجی بشود ممکن است کم کم حتی اگر امید در وی مرده باشد کم کم بذر امید در دلش کاشته شود و به انسانی ا نشاط تبدیل شود. انسان می بایست که قوانین خداوند بر روی زمین را بشناسد و به آنها عمل کند اگر واقعا خواهان یک زندگی مرفح و بدون درد است. همه ی انسان ها با چالش هایی در زندگی رو به رو شده اند و این چالش ها آمده اند تا انسان را به پیشرفت وا دارند. انسانی که خود برای پیشرفت حرکت می کند دیگر با چالشی ان چنانی رو به رو نخواهد شد چرا که به صورت خود مختار قدم در مسیر گزاشته است و این بسیار ارزشمند نیز می باشد. شخصی که می خواهد از دام بالایا و مشکلات زندگی که خود نام آنها را بلا و مشکلات گذاشته است فرار کند ودیگر در انها گرفتار نشود پس باید بداند که چگونه عمل کند و چه کارهایی را انجام دهد و چه کارهایی را انجام ندهد تا بتواند آن شخصی که خود می خواهد را در خودش به وجود بیاورد و همچنین دیگر مشکلاتی که در گذشته داشته است را در زندگی اش با آنها مواجه نشود. اما باز هم دوست دارم این موضوع را تکرار کنم که شخصی که با چالشی رو به رو می شود و آن چالش به نوعی انسان را به شختی می اندازد تا انسان بخواهد و حرکت کند و زندگی اش را شکل دهد در واقع نامش همان چالش است اما انسان نامش را عوض می کند و مشکل می نامد اینگونه است که انسان فکر می کند دیگر بلا بر سر او آمده و دیر راهی برای نجاتش وجود ندارد. اما اگر انسان همین ها را چالش بداند و به دنبال راه حل باشد قطعا او خواهد توانست موفق بشود و از پس هر گونه مسئله ای در زندگی اش بر بیاید. خداودن نیز در قرآن اورده است که همانا با هر سختی آسانیست و این جمله را دو مرتبه تکرار کرده است پس اگر مشکلی به انسان می خورد راه حلش در درون همان مشکل نهفته است و انسانی که واقعا باهوش و زیرک باشد به جای انکه مدام نالان و گریان از چالش و مسئله اش باشد راه حل آن را در درون خود آن مسئله می جوید که من چطور می توان آن مشکل را برطرف نمایم و راه حل این مسئله در کجای این مشکل قرار دارد. برایتان آرزوی سعادتمندی و کامیابی در هر دو جهان را خواستارم. موفق باشید

رضوان رضایی

انسانی که همواره به دنبال ان است که حقیقت را مخفی نماید و راستگویی را فراموش کرده و سعی می کند که دائما دروغ بگوید و به نحوی به تعریف خود از موقعیت جان سالم به در ببر بیشتر به جای انکه اینگونه باشد این شخص خود واقعیش را گم خواهد کرد و خیلی زود از مسیر راست و درست خارج خواهد شد. شخصی که ایمان دارد که خدواند همراه و پشتیبان اوست و به کمک او می آیدو در هر لحظه یار و یاور اوست دیگر دلیلی نمی بیند که بخواهد ترس به دل خود راه بدهد یا بخواهد دروغی بگوید که او را از موقعیت نجات دهد. شخصی که دروغ می گوید ایمان ندارد. به همین سادگی تعریفش را می توان به زبان آورد، شخص دروغگو شخصی ترسوست که فکر می کند که همه کس می توانند بر او چیره شوند و چون اینگونه تفکری دارد پس سعی می کند با دروغ از این کار جلوگیری نماید درواقع کاری که ممکن است هیچگاه هم رخ ندهد اما او دائما در ذهنش این را ممکن است که بپروراند. شخص دروغگو نیازمند آن است که خویشتن را بازیابد و خود اصلی اش را درک کند. خدایش را بشناسدو در راه خدواندگارش قدم بگذارد. از اشخاصی که او را مجبور می کنند دروغ بگوید دوری کند و در یک کلام سعی کند ویژگی های انسان راستگو را در خود به وجود بیاورد. این اتفاقات در وجود کسی رخ می دهد که به دنباتل تغییر باشد و بخواهد واقعا یک تحول اساسی در زندگی خود به وجود بیاورد نه ان شخصی که فکر می کند دروغ گفتن به او سود می رساند. در واقع سود رسانی را هم ممکن است که داشته باشد اما باید واقعا دید که این سود برای او ماندگار است و ایا این سود برای او باقی خواهد ماند یا خیر خیلی زود از بین خواهد رفت. ای مسئله ای است که باید به آن توجه داشته و بر آن تمرکز کافی کرد تا بتوان واقعیت را در درون آن شناخت. گاهی انسان حتی به خودش هم دروغ می گوید و سعی نمی کند که واقعیت ها را ببیند به عنوان مثال با اشخاصی راه می رود که از او سوء استفاده می کنند اما به گونه با خود حرف می زند که انگار این اتفاق رخ نداده است و سعی می کند که موضوع را فقط بپوشاند در صورتی که این به همان مثال و ضرب المثلی اشاره دارد که می گوید مانند کبک سرش را زیر برف کرده و نمی خواهد که حقایق را ببیند. اشخاصی که به خود دروغ می گویند بسیار در معرض صدمه و ضربه هستند و بسیار باید مراقب باشند که مابادا گرفتار وسوسه های شیطانی شوند و کم کم این عادت خود را تغییر دهند وبا خود رو راست باشند. گاهی گفتن یک حرف به صورت رک و راست به دیگران ممکن است آنها را علیه ما کند اما اگر با خود رک و راست باشیم می توانیم واقعا یک تغییر اساسی در زندگی خود به وجود بیاوریم که کاملا و تماما به نفع ما نیز می باشد. موفق باشید