۱۲ مهر

ثمرات منهاجی شدن

سؤال: ثمرات منهاجی شدن چیست؟

جواب:

منهاجی شدن، همان تحقق «الَّذِین آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ» است یعنی منهاجی کسی است که ایمانش (دیدگاه‌هایش، باورهایش) را اصلاح می‌کند و کارهایش را نیز درست می‌نماید. پس برای کسانی که به تعبیر قرآن کریم، ایمان آورده و عمل صالح انجام دهند، یا به تعبیر مختصر، «منهاجی شوند»، چنین ثمرات و دستاورهایی برشمرده شده است:

• ثمره‌ی اول: رسیدن به بهشت برین پروردگار:
محکم ۱: «وَبَشِّرِ الَّذِین آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ أَنَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ کلَّمَا رُزِقُواْ مِنْهَا مِن ثَمَرَهٍ رِّزْقاً قَالُواْ هَذَا الَّذِی رُزِقْنَا مِن قَبْلُ وَأُتُواْ بِهِ مُتَشَابِهاً وَلَهُمْ فِیهَا أَزْوَاجٌ مُّطَهَّرَهٌ وَهُمْ فِیهَا خَالِدُونَ»
(سوره‌ی بقره، آیه‌ی ۲۵. ترجمه: به کسانى که ایمان آورده، و کارهاى شایسته انجام داده‌‏اند، بشارت ده که باغ‌هایى از بهشت براى آنهاست که نهرها از زیر درختانش جاریست. هر زمان که میوه‌‏اى از آن، به آنان داده شود، مى‏‌گویند: «این همان است که قبلا به ما روزى داده شده بود. (ولى اینها چقدر از آنها بهتر و عالی‌تر است)» و میوه‏‌هایى که براى آنها آورده مى‏‌شود، همه (از نظر خوبى و زیبایى) یکسانند. و براى آنان همسرانى پاک و پاکیزه است، و جاودانه در آن خواهند بود.)
محکم ۲: «وَالَّذِینَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ أُولَئِک أَصْحَابُ الْجَنَّهِ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ»
(سوره‌ی بقره، آیه‌ی ۸۲. ترجمه: و آنها که ایمان آورده، و کارهاى شایسته انجام داده‌‏اند، آنان اهل بهشتند و همیشه در آن خواهند ماند.)
محکم ۳: «وَالَّذِینَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ سَنُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِینَ فِیهَا أَبَدًا لَّهُمْ فِیهَا أَزْوَاجٌ مُّطَهَّرَهٌ وَنُدْخِلُهُمْ ظِلاًّ ظَلِیلاً»
(سوره‌ی نساء، آیه‌ی ۵۷. ترجمه: و کسانى که ایمان آوردند و کارهاى شایسته انجام دادند، بزودى آنها را در باغ‌هایى از بهشت وارد مى‏‌کنیم که نهرها از زیر درختانش جارى است همیشه در آن خواهند ماند و همسرانى پاکیزه براى آنها خواهد بود و آنان را در سایه‏‌هاى گسترده (و فرح بخش) جاى می‌دهیم.)
محکم ۴: «وَالَّذِینَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ سَنُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِینَ فِیهَا أَبَدًا وَعْدَ اللهِ ‌حَقًّا وَمَنْ أَصْدَقُ مِنَ اللهِ ‌قِیلاً»
سوره‌ی نساء، آیه‌ی ۱۲۲. ترجمه: و کسانى که ایمان آورده‌‏اند و اعمال صالح انجام داده‌‏اند، بزودى آن را در باغ‌هایى از بهشت وارد مى‏‌کنیم که نهرها از زیر درختانش جارى است جاودانه در آن خواهند ماند. وعده حق خداوند است و کیست که در گفتار و وعده‏‌هایش، از خدا صادقتر باشد؟!.
محکم ۵: «وَمَن یعْمَلْ مِنَ الصَّالِحَاتَ مِن ذَکرٍ أَوْ أُنثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَأُوْلَئِک یدْخُلُونَ الْجَنَّهَ وَلاَ یظْلَمُونَ نَقِیرًا»
سوره‌ی نساء، آیه‌ی ۱۲۴. ترجمه: و کسى که چیزى از اعمال صالح را انجام دهد، خواه مرد باشد یا زن، در حالى که ایمان داشته باشد، چنان کسانى داخل بهشت مى‏‌شوند و کمترین ستمى به آنها نخواهد شد.
محکم ۶: «وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْکتَابِ آمَنُواْ وَاتَّقَوْاْ لَکفَّرْنَا عَنْهُمْ سَیئَاتِهِمْ وَلأدْخَلْنَاهُمْ جَنَّاتِ النَّعِیمِ»
(سوره‌ی مائده، آیه‌ی ۶۵. ترجمه: و اگر اهل کتاب ایمان آورده و پرهیزگارى کرده بودند قطعا گناهانشان را مى‌‏زدودیم و آنان را به بوستان‌هاى پر نعمت درمى‌‏آوردیم.)
محکم ۷: «وَالَّذِینَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ لاَ نُکلِّفُ نَفْسًا إِلاَّ وُسْعَهَا أُوْلَئِک أَصْحَابُ الْجَنَّهِ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ * وَنَزَعْنَا مَا فِی صُدُورِهِم مِّنْ غِلٍّ تَجْرِی مِن تَحْتِهِمُ الأَنْهَارُ وَقَالُواْ الْحَمْدُ للهِ الَّذِی هَدَانَا لِهَذَا وَمَا کنَّا لِنَهْتَدِی لَوْلا أَنْ هَدَانَا اللّهُ لَقَدْ جَاءتْ رُسُلُ رَبِّنَا بِالْحَقِّ وَنُودُواْ أَن تِلْکمُ الْجَنَّهُ أُورِثْتُمُوهَا بِمَا کنتُمْ تَعْمَلُونَ»
(سوره‌ی اعراف، آیه‌ی ۴۲ و ۴۳. ترجمه: و کسانى که ایمان آورده و اعمال صالح انجام داده‌‏اند ـ البته هیچ کس را جز به اندازه تواناییش تکلیف نمى‏‌کنیم ـ آنها اهل بهشتند و جاودانه در آن خواهند ماند. و هر گونه کینه‌‏اى را از سینه‏‌هایشان مى‏‌زداییم از زیر [قصرهاى]شان نهرها جارى است و مى‏‌گویند ستایش خدایى را که ما را بدین [راه] هدایت نمود و اگر خدا ما را رهبرى نمى‏‌کرد ما خود هدایت نمى‌‏یافتیم در حقیقت فرستادگان پروردگار ما حق را آوردند و به آنان ندا داده مى‏‌شود که این همان بهشتى است که آن را به [پاداش] آنچه انجام مى‏‌دادید میراث یافته‌‏اید.)
محکم ۸: «الَّذِینَ آمَنُواْ وَهَاجَرُواْ وَجَاهَدُواْ فِی سَبِیلِ اللهِ ‌بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَهً عِندَ اللهِ ‌وَأُوْلَئِک هُمُ الْفَائِزُونَ * یبَشِّرُهُمْ رَبُّهُم بِرَحْمَهٍ مِّنْهُ وَرِضْوَانٍ وَجَنَّاتٍ لَّهُمْ فِیهَا نَعِیمٌ مُّقِیمٌ * خَالِدِینَ فِیهَا أَبَدًا إِنَّ اللهَ عِندَهُ أَجْرٌ عَظِیمٌ»
(سوره‌ی توبه، آیه‌ی ۲۰ تا ۲۲. ترجمه: کسانى که ایمان آورده و هجرت کرده و در راه خدا با مال و جانشان به جهاد پرداخته‌‏اند نزد خدا مقامى هر چه والاتر دارند و اینان همان رستگارانند. پروردگارشان آنان را از جانب خود، به رحمت و خشنودى و باغ‌هایى [در بهشت‏] که در آنها نعمت‌هایى پایدار دارند، مژده مى‏‌دهد. جاودانه در آنها خواهند بود، در حقیقت، خداست که نزد او پاداشى بزرگ است.)
محکم ۹: «إِنَّ الَّذِینَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ یهْدِیهِمْ رَبُّهُمْ بِإِیمَانِهِمْ تَجْرِی مِن تَحْتِهِمُ الأَنْهَارُ فِی جَنَّاتِ النَّعِیمِ»
(سوره‌ی یونس، آیه‌ی ۹. ترجمه: کسانى که ایمان آوردند و کارهاى شایسته انجام دادند، پروردگارشان آنها را در پرتو ایمانشان هدایت مى‏‌کند از زیر (قصرهاى) آنها در باغ‌هاى بهشت، نهرها جارى است.)
محکم ۱۰: «إِنَّ الَّذِینَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ وَأَخْبَتُواْ إِلَى رَبِّهِمْ أُوْلَئِک أَصْحَابُ الجَنَّهِ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ»
(سوره‌ی هود، آیه‌ی ۲۳. ترجمه: بى‏‌گمان کسانى که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده و [با فروتنى] به سوى پروردگارشان آرام یافتند آنان اهل بهشتند و در آن جاودانه خواهند بود.)

• ثمره‌ی دوم: برخوردار شدن از پاداش الهی:
محکم ۱: «وَلَوْ أَنَّهُمْ آمَنُواْ واتَّقَوْا لَمَثُوبَهٌ مِّنْ عِندِ اللَّه خَیرٌ لَّوْ کانُواْ یعْلَمُونَ»
(سوره‌ی یونس، آیه‌ی ۹. ترجمه: کسانى که ایمان آوردند و کارهاى شایسته انجام دادند، پروردگارشان آنها را در پرتو ایمانشان هدایت مى‏‌کند از زیر (قصرهاى) آنها در باغ‌هاى بهشت، نهرها جارى است.)
محکم ۲: «وَأَمَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ فَیوَفِّیهِمْ أُجُورَهُمْ»
(سوره‌ی آل عمران، آیه‌ی ۵۷. ترجمه: امّا آنها که ایمان آوردند، و اعمال صالح انجام دادند، خداوند پاداش آنان را بطور کامل خواهد داد و خداوند، ستمکاران را دوست نمى‏‌دارد.)
محکم ۳: «فَآمِنُواْ بِاللّهِ وَرُسُلِهِ وَإِن تُؤْمِنُواْ وَتَتَّقُواْ فَلَکمْ أَجْرٌ عَظِیمٌ»
(سوره‌ی آل عمران، آیه‌ی ۱۷۹. ترجمه: پس به خدا و پیامبرانش ایمان بیاورید و اگر بگروید و پرهیزگارى کنید براى شما پاداشى بزرگ خواهد بود.)
محکم ۴: «فَأَمَّا الَّذِینَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ فَیوَفِّیهِمْ أُجُورَهُمْ وَیزیدُهُم مِّن فَضْلِهِ»
(سوره‌ی نساء، آیه‌ی ۱۷۳. ترجمه: اما کسانى که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده‌‏اند پاداششان را به تمام [و کمال] خواهد داد و از فضل خود به ایشان افزونتر مى‏‌بخشد.)
محکم ۵: «وَعَدَ اللّهُ الَّذِینَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ لَهُم مَّغْفِرَهٌ وَأَجْرٌ عَظِیمٌ»
(سوره‌ی مائده، آیه‌ی ۹. ترجمه: خدا کسانى را که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده‏‌اند به آمرزش و پاداشى بزرگ وعده داده است.)
محکم ۶: «إِلَیهِ مَرْجِعُکمْ جَمِیعًا وَعْدَ اللهِ ‌حَقًّا إِنَّهُ یبْدَأُ الْخَلْقَ ثُمَّ یعِیدُهُ لِیجْزِی الَّذِینَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ بِالْقِسْطِ وَالَّذِینَ کفَرُواْ لَهُمْ شَرَابٌ مِّنْ حَمِیمٍ وَعَذَابٌ أَلِیمٌ بِمَا کانُواْ یکفُرُونَ»
(سوره‌ی یونس، آیه‌ی ۴. ترجمه: بازگشت همه شما به سوى اوست وعده خدا حق است هموست که آفرینش را آغاز مى‏‌کند سپس آن را باز مى‏‌گرداند تا کسانى را که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده‌‏اند به عدالت پاداش دهد و کسانى که کفر ورزیده‌‏اند به سزاى کفرشان شربتى از آب جوشان و عذابى پر درد خواهند داشت.)
محکم ۷: «وَمَنْ أَرَادَ الآخِرَهَ وَسَعَى لَهَا سَعْیهَا وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَأُولَئِک کانَ سَعْیهُم مَّشْکورًا»
(سوره‌ی اسراء، آیه‌ی ۱۹. ترجمه: و هر کس خواهان آخرت است و نهایت کوشش را براى آن بکند و مؤمن باشد آنانند که تلاش آنها مورد حق‏‌شناسى واقع خواهد شد.)
محکم ۸: «الْحَمْدُ للهِ الَّذِی أَنزَلَ عَلَى عَبْدِهِ الْکتَابَ وَلَمْ یجْعَل لَّهُ عِوَجَا * قَیمًا لِّینذِرَ بَأْسًا شَدِیدًا مِن لَّدُنْهُ وَیبَشِّرَ الْمُؤْمِنِینَ الَّذِینَ یعْمَلُونَ الصَّالِحَاتِ أَنَّ لَهُمْ أَجْرًا حَسَنًا * مَاکثِینَ فِیهِ أَبَدًا»
(سوره‌ی کهف، آیه‌ی ۱ تا ۳. ترجمه: ستایش خدایى را که این کتاب [آسمانى] را بر بنده خود فرو فرستاد و هیچ گونه کژى در آن ننهاد [کتابى] راست و درست تا [گناهکاران را] از جانب خود به عذابى سخت بیم دهد و مؤمنانى را که کارهاى شایسته مى‏‌کنند نوید بخشد که براى آنان پاداشى نیکوست. در حالى که جاودانه در آن [بهشت] ماندگار خواهند بود.)
محکم ۹: «وَأَمَّا مَنْ آمَنَ وَعَمِلَ صَالِحًا فَلَهُ جَزَاء الْحُسْنَى وَسَنَقُولُ لَهُ مِنْ أَمْرِنَا یسْرًا»
(سوره‌ی کهف، آیه‌ی ۸۸. ترجمه: و اما هر که ایمان آورد و کار شایسته کند پاداشى [هر چه] نیکوتر خواهد داشت و به فرمان خود او را به کارى آسان واخواهیم داشت.)
محکم ۱۰: «فَمَن یعْمَلْ مِنَ الصَّالِحَاتِ وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَا کفْرَانَ لِسَعْیهِ وَإِنَّا لَهُ کاتِبُونَ»
(سوره‌ی انبیاء، آیه‌ی ۹۴. ترجمه: پس هر که کارهاى شایسته انجام دهد و مؤمن [هم] باشد براى تلاش او ناسپاسى نخواهد بود و ماییم که به سود او ثبت مى‏‌کنیم.)
محکم ۱۱: «وَالَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَنُکفِّرَنَّ عَنْهُمْ سَیئَاتِهِمْ وَلَنَجْزِینَّهُمْ أَحْسَنَ الَّذِی کانُوا یعْمَلُونَ»
(سوره‌ی عنکبوت، آیه‌ی ۷. ترجمه: و کسانى که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده‌‏اند قطعاً گناهانشان را از آنان مى زداییم و بهتر از آنچه مى‏‌کردند پاداششان مى‏‌دهیم.)
محکم ۱۲: «وَقَالَ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ وَیلَکمْ ثَوَابُ اللهِ خَیرٌ لِّمَنْ آمَنَ وَعَمِلَ صَالِحًا وَلاَ یلَقَّاهَا إِلاَ الصَّابِرُونَ»
(سوره‌ی قصص، آیه‌ی ۸۰. ترجمه: و کسانى که دانش [واقعى] یافته بودند گفتند واى بر شما براى کسى که گرویده و کار شایسته کرده پاداش خدا بهتر است و جز شکیبایان آن را نیابند.)
محکم ۱۳: «لِیجْزِی الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ مِن فَضْلِهِ إِنَّهُ لاَ یحِبُّ الْکافِرِینَ»
(سوره‌ی روم، آیه‌ی ۴۵. ترجمه: تا [خدا] کسانى را که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده‌‏اند به فضل خویش پاداش دهد که او کافران را دوست نمى‏‌دارد.)
محکم ۱۴: «وَمَا أَمْوَالُکمْ وَلاَ أَوْلاَدُکم بِالَّتِی تُقَرِّبُکمْ عِندَنَا زُلْفَى إِلاَ مَنْ آمَنَ وَعَمِلَ صَالِحًا فَأُوْلَئِک لَهُمْ جَزَاء الضِّعْفِ بِمَا عَمِلُوا وَهُمْ فِی الْغُرُفَاتِ آمِنُونَ»
(سوره‌ی سبأ، آیه‌ی ۳۷. ترجمه: و اموال و فرزندانتان چیزى نیست که شما را به پیشگاه ما نزدیک گرداند مگر کسانى که ایمان آورده و کار شایسته کرده باشند پس براى آنان دو برابر آنچه انجام داده‌‏اند پاداش است و آنها در غرفه‏‌ها[ى بهشتى] آسوده خاطر خواهند بود.)
محکم ۱۵: «إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَهُمْ أَجْرٌ غَیرُ مَمْنُونٍ»
(سوره‌ی فصلت، آیه‌ی ۸. ترجمه: کسانى که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده‌‏اند آنان را پاداشى بى‏‌پایان است.)
محکم ۱۶: «وَیسْتَجِیبُ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَیزِیدُهُم مِّن فَضْلِهِ»
(سوره‌ی شورا، آیه‌ی ۲۶. ترجمه: و [درخواست] کسانى را که ایمان آورده و کارهاى شایسته انجام داده‏‌اند اجابت مى‏‌کند و از فضل خویش به آنان زیاده مى‏‌دهد و[لى] براى کافران عذاب سختى خواهد بود.)
محکم ۱۷: «وَ إِنْ تُؤْمِنُوا وَ تَتَّقُوا یؤْتِکمْ أُجُورَکمْ وَ لا یسْئَلْکمْ أَمْوالَکمْ»
(سوره‌ی محمد (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم)، آیه‌ی ۳۶. ترجمه: و اگر ایمان آورید و پرهیزگارى ورزید، (خداوند) پاداش‏‌هایتان را مى‌‏دهد و دارایى‏‌هایتان را از شما نمى‏‌خواهد.)
محکم ۱۸: «وَعَدَ اللهُ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ مِنْهُم مَّغْفِرَهً وَأَجْرًا عَظِیمًا»
(سوره‌ی فتح، آیه‌ی ۲۹. ترجمه: خدا به کسانى از آنان که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده‏‌اند آمرزش و پاداش بزرگى وعده داده ‏است.)
محکم ۱۹: «الَّذِینَ کفَرُوا لَهُمْ عَذَابٌ شَدِیدٌ وَالَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَهُم مَّغْفِرَهٌ وَأَجْرٌ کبِیرٌ»
(سوره‌ی فاطر، آیه‌ی ۷. ترجمه: کسانى که کفر ورزیده‏‌اند عذابى سخت‏ خواهند داشت و کسانى که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده‏‌اند براى آنان آمرزش و پاداشى بزرگ است.)
محکم ۲۰: «إِلاَ الَّذِینَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ لَهُمْ أَجْرٌ غَیرُ مَمْنُونٍ»
(سوره‌ی انشقاق، آیه‌ی ۲۵. ترجمه: مگر کسانى که گرویده و کارهاى شایسته کرده‏‌اند که آنان را پاداشى بى‏‌منت‏ خواهد بود.)
محکم ۲۱: «إِلاَ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ فَلَهُمْ أَجْرٌ غَیرُ مَمْنُونٍ»
(سوره‌ی تین، آیه‌ی ۶. ترجمه: مگر کسانى را که گرویده و کارهاى شایسته کرده‏‌اند که پاداشى بى‏‌منت ‏خواهند داشت.)

• ثمره‌ی سوم: در امان ماندن از خوف و حزن:
محکم ۱: «إِنَّ الَّذِینَ آمَنُواْ وَالَّذِینَ هَادُواْ وَالنَّصَارَى وَالصَّابِئِینَ مَنْ آمَنَ بِاللهِ وَالْیوْمِ الآخِرِ وَعَمِلَ صَالِحاً فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ وَلاَ خَوْفٌ عَلَیهِمْ وَلاَ هُمْ یحْزَنُونَ»
(سوره‌ی بقره، آیه‌ی ۶۲. ترجمه: در حقیقت کسانى که [به اسلام] ایمان آورده و کسانى که یهودى شده‌‏اند و ترسایان و صابئان هر کس به خدا و روز بازپسین ایمان داشت و کار شایسته کرد پس اجرشان را پیش پروردگارشان خواهند داشت و نه بیمى بر آنان است و نه اندوهناک خواهند شد.)
محکم ۲: «بَلَى مَنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ للهِ وَهُوَ مُحْسِنٌ فَلَهُ أَجْرُهُ عِندَ رَبِّهِ وَلاَ خَوْفٌ عَلَیهِمْ وَلاَ هُمْ یحْزَنُونَ»
(سوره‌ی بقره، آیه‌ی ۱۱۲. ترجمه: آرى هر کس که خود را با تمام وجود به خدا تسلیم کند و نیکوکار باشد پس مزد وى پیش پروردگار اوست و بیمى بر آنان نیست و غمگین نخواهند شد.)
محکم ۳: «إِنَّ الَّذِینَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ وَأَقَامُواْ الصَّلاَهَ وَآتَوُاْ الزَّکاهَ لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ وَلاَ خَوْفٌ عَلَیهِمْ وَلاَ هُمْ یحْزَنُونَ»
(سوره‌ی بقره، آیه‌ی ۲۷۷. ترجمه: کسانى که ایمان آوردند و اعمال صالح انجام دادند و نماز را برپا داشتند و زکات را پرداختند، اجرشان نزد پروردگارشان است و نه ترسى بر آنهاست، و نه غمگین مى‏‌شوند.)
محکم ۴: «مَنْ آمَنَ بِاللّهِ وَالْیوْمِ الآخِرِ وعَمِلَ صَالِحًا فَلاَ خَوْفٌ عَلَیهِمْ وَلاَ هُمْ یحْزَنُونَ»
(سوره‌ی مائده، آیه‌ی ۶۹. ترجمه: هر کس به خدا و روز بازپسین ایمان آورد و کار نیکو کند پس نه بیمى بر ایشان است و نه اندوهگین خواهند شد.)
محکم ۵: «وَمَا نُرْسِلُ الْمُرْسَلِینَ إِلاَّ مُبَشِّرِینَ وَمُنذِرِینَ فَمَنْ آمَنَ وَأَصْلَحَ فَلاَ خَوْفٌ عَلَیهِمْ وَلاَ هُمْ یحْزَنُونَ»
(سوره‌ی انعام، آیه‌ی ۴۸. ترجمه: و ما پیامبران [خود] را جز بشارتگر و هشداردهنده نمى‏‌فرستیم پس کسانى که ایمان آورند و نیکوکارى کنند بیمى بر آنان نیست و اندوهگین نخواهند شد.)
محکم ۶: «وَمَن یعْمَلْ مِنَ الصَّالِحَاتِ وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَا یخَافُ ظُلْمًا وَلَا هَضْمًا»
(سوره‌ی طه، آیه‌ی ۱۱۲. ترجمه: و هر کس کارهاى شایسته کند در حالى که مؤمن باشد نه از ستمى مى‏‌هراسد و نه از کاسته شدن [حقش].)

• ثمره‌ی چهارم: دارا شدن دنیای خوب و بهره‌های نیک دنیوی:
محکم ۱: «وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَى آمَنُواْ وَاتَّقَواْ لَفَتَحْنَا عَلَیهِم بَرَکاتٍ مِّنَ السَّمَاء وَالأَرْضِ وَلَکن کذَّبُواْ فَأَخَذْنَاهُم بِمَا کانُواْ یکسِبُونَ»
(سوره‌ی اعراف، آیه‌ی ۹۶. ترجمه: و اگر مردم شهرها ایمان آورده و به تقوا گراییده بودند قطعاً برکاتى از آسمان و زمین برایشان مى‏‌گشودیم ولى تکذیب کردند پس به [کیفر] دستاوردشان [گریبان] آنان را گرفتیم.)
محکم ۲: «أَلا إِنَّ أَوْلِیاء اللهِ ‌لاَ خَوْفٌ عَلَیهِمْ وَلاَ هُمْ یحْزَنُونَ* الَّذِینَ آمَنُواْ وَکانُواْ یتَّقُونَ * لَهُمُ الْبُشْرَى فِی الْحَیاهِ الدُّنْیا وَفِی الآخِرَهِ لاَ تَبْدِیلَ لِکلِمَاتِ اللهِ ‌ذَلِک هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ»
(سوره‌ی یونس، آیه‌ی ۶۲ تا ۶۴. ترجمه: آگاه باشید که بر دوستان خدا نه بیمى است و نه آنان اندوهگین مى‏‌شوند. همانان که ایمان آورده و پرهیزکارى ورزیده‏‌اند، در زندگى دنیا و در آخرت مژده براى آنان است وعده‏‌هاى خدا را تبدیلى نیست این همان کامیابى بزرگ است.)
محکم ۳: «مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِّن ذَکرٍ أَوْ أُنثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْیینَّهُ حَیاهً طَیبَهً وَلَنَجْزِینَّهُمْ أَجْرَهُم بِأَحْسَنِ مَا کانُواْ یعْمَلُونَ»
(سوره‌ی نحل، آیه‌ی ۹۷. ترجمه: هر کس از مرد یا زن کار شایسته کند و مؤمن باشد قطعاًً او را با زندگى پاکیزه‌‏اى حیات [حقیقى] بخشیم و مسلماًً به آنان بهتر از آنچه انجام مى‌‏دادند پاداش خواهیم داد.)
محکم ۴: «إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ سَیجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمَنُ وُدًّا»
(سوره‌ی مریم، آیه‌ی ۹۶. ترجمه: کسانى که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده‌‏اند به زودى [خداى] رحمان براى آنان محبتى [در دل‌ها] قرار مى‏‌دهد.)
محکم ۵: «وَعَدَ اللهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنکمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَیسْتَخْلِفَنَّهُم فِی الْأَرْضِ کمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِینَ مِن قَبْلِهِمْ وَلَیمَکنَنَّ لَهُمْ دِینَهُمُ الَّذِی ارْتَضَى لَهُمْ وَلَیبَدِّلَنَّهُم مِّن بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا یعْبُدُونَنِی لاَ یشْرِکونَ بِی شَیئًا»
(سوره‌ی نور، آیه‌ی ۵۵. ترجمه: خدا به کسانى از شما که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده‌‏اند وعده داده است که حتما آنان را در این سرزمین جانشین [خود] قرار دهد همان گونه که کسانى را که پیش از آنان بودند جانشین [خود] قرار داد و آن دینى را که برایشان پسندیده است به سودشان مستقر کند و بیمشان را به ایمنى مبدل گرداند [تا] مرا عبادت کنند و چیزى را با من شریک نگردانند.)
محکم ۶: «وَأَمَّا مَنْ آمَنَ وَعَمِلَ صَالِحًا فَلَهُ جَزَاء الْحُسْنَى وَسَنَقُولُ لَهُ مِنْ أَمْرِنَا یسْرًا»
(سوره‌ی کهف، آیه‌ی ۸۸. ترجمه: و اما هر که ایمان آورد و کار شایسته کند پاداشى [هر چه] نیکوتر خواهد داشت و به فرمان خود او را به کارى آسان واخواهیم داشت.)

• ثمره‌ی پنجم: برخوردار شدن از هدایت خداوند:
محکم ۱: «الَّذِینَ آمَنُواْ وَلَمْ یلْبِسُواْ إِیمَانَهُم بِظُلْمٍ أُوْلَئِک لَهُمُ الأَمْنُ وَهُم مُّهْتَدُونَ»
(سوره‌ی انعام، آیه‌ی ۸۲. ترجمه: کسانى که ایمان آورده و ایمان خود را به ظلمی نیالوده‌‏اند آنان راست ایمنى و ایشان راه‏‌یافتگانند.)
محکم ۲: «إِنَّمَا یعْمُرُ مَسَاجِدَ اللهِ ‌مَنْ آمَنَ بِاللّهِ وَالْیوْمِ الآخِرِ وَأَقَامَ الصَّلاَهَ وَآتَى الزَّکاهَ وَلَمْ یخْشَ إِلاَّ اللهَ فَعَسَى أُوْلَئِک أَن یکونُواْ مِنَ الْمُهْتَدِینَ»
(سوره‌ی توبه، آیه‌ی ۱۸. ترجمه: مساجد خدا را تنها کسانى آباد مى‏‌کنند که به خدا و روز بازپسین ایمان آورده و نماز برپا داشته و زکات داده و جز از خدا نترسیده‌‏اند پس امید است که اینان از راه‏یافتگان باشند.)
محکم ۳: «إِنَّ الَّذِینَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ یهْدِیهِمْ رَبُّهُمْ بِإِیمَانِهِمْ»
(سوره‌ی یونس، آیه‌ی ۹. ترجمه: کسانى که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده‌‏اند پروردگارشان به پاس ایمانشان آنان را هدایت مى‏‌کند.)

• ثمره‌ی ششم: بهره‌مند شدن از رحمت و غفران الهی:
محکم ۱: «وَإِنِّی لَغَفَّارٌ لِّمَن تَابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ صَالِحًا ثُمَّ اهْتَدَى»
(سوره‌ی طه، آیه‌ی ۸۲. ترجمه: و به یقین من آمرزنده کسى هستم که توبه کند و ایمان بیاورد و کار شایسته نماید و به راه راست راه‌سپر شود.)
محکم ۲: «فَالَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَهُم مَّغْفِرَهٌ وَرِزْقٌ کرِیمٌ»
(سوره‌ی حج، آیه‌ی ۵۰. ترجمه: پس آنان که گرویده و کارهاى شایسته کرده‏‌اند آمرزش و روزى نیکو براى ایشان خواهد بود.)
محکم ۳: «لِیجْزِی الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أُوْلَئِک لَهُم مَّغْفِرَهٌ وَرِزْقٌ کرِیمٌ»
(سوره‌ی سبأ، آیه‌ی ۴. ترجمه: تا کسانى را که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده‏‌اند به پاداش رساند آنانند که آمرزش و روزى خوش برایشان خواهد بود.)

• ثمره‌ی هفتم: همانند نشدن با فاسقان و بدکاران:
محکم ۱: «أَمْ نَجْعَلُ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ کالْمُفْسِدِینَ فِی الْأَرْضِ أَمْ نَجْعَلُ الْمُتَّقِینَ کالْفُجَّارِ»
(سوره‌ی ص، آیه‌ی ۲۸. ترجمه: یا [مگر] کسانى را که گرویده و کارهاى شایسته کرده‌‏اند چون مفسدان در زمین مى‏‌گردانیم یا پرهیزگاران را چون پلیدکاران قرار مى‏‌دهیم.)
محکم ۲: «وَ مَا یسْتَوِی الْأَعْمَى وَ الْبَصِیرُ وَالَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَلَا الْمُسِیءُ قَلِیلًا مَّا تَتَذَکرُونَ»
(سوره‌ی غافر، آیه‌ی ۵۸. ترجمه: و نابینا و بینا یکسان نیستند و کسانى که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده‏‌اند [نیز] با [مردم] بدکار [یکسان] نیستند چه اندک پند مى‏‌پذیرید.)
محکم ۳: «أًمْ حَسِبَ الَّذِینَ اجْتَرَحُوا السَّیئَاتِ أّن نَّجْعَلَهُمْ کالَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ سَوَاء مَّحْیاهُم وَمَمَاتُهُمْ سَاء مَا یحْکُمُونَ»
(سوره‌ی جاثیه، آیه‌ی ۲۱. ترجمه: آیا کسانى که مرتکب کارهاى بد شده‌‏اند پنداشته‏‌اند که آنان را مانند کسانى قرار مى‏‌دهیم که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده‌‏اند [به طورى که] زندگى آنها و مرگشان یکسان باشد چه بد داورى مى‏‌کنند.)

• ثمره‌ی هشتم: عاقبت به خیر شدن:
محکم ۱: «الَّذِینَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ طُوبَى لَهُمْ وَحُسْنُ مَآبٍ»
(سوره‌ی رعد، آیه‌ی ۲۹. ترجمه: کسانى که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده‏‌اند خوشا به حالشان و خوش سرانجامى دارند.)
محکم ۲: «فَأَمَّا مَن تَابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ صَالِحًا فَعَسَى أَن یکونَ مِنَ الْمُفْلِحِینَ»
(سوره‌ی قصص، آیه‌ی ۶۷. ترجمه: و اما کسى که توبه کند و ایمان آورد و به کار شایسته پردازد امید که از رستگاران باشد.)

• ثمره‌ی نهم: داخل شدن در رحمت الهی:
محکم ۱: «إِنَّ الَّذِینَ آمَنُواْ وَالَّذِینَ هَاجَرُواْ وَجَاهَدُواْ فِی سَبِیلِ اللهِ ‌أُوْلَئِک یرْجُونَ رَحْمَتَ اللهِ ‌وَاللّهُ غَفُورٌ رَّحِیمٌ»
(سوره‌ی بقره، آیه‌ی ۲۱۸. ترجمه: آنان که ایمان آورده و کسانى که هجرت کرده و راه خدا جهاد نموده‌‏اند آنان به رحمت‏ خدا امیدوارند خداوند آمرزنده مهربان است.)
محکم ۲: «فَأَمَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ فَیدْخِلُهُمْ رَبُّهُمْ فِی رَحْمَتِهِ ذَلِک هُوَ الْفَوْزُ الْمُبِینُ»
(سوره‌ی جاثیه، آیه‌ی ۳۰. ترجمه: و اما کسانى که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده‏‌اند پس پروردگارشان آنان را در جوار رحمت ‏خویش داخل مى‏‌گرداند این همان کامیابى آشکار است.)

• ثمره‌ی دهم: همنشین شدن با صالحین:
محکم ۱: «یؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَالْیوْمِ الآخِرِ وَیأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَینْهَوْنَ عَنِ الْمُنکرِ وَیسَارِعُونَ فِی الْخَیرَاتِ وَأُوْلَئِک مِنَ الصَّالِحِینَ»
(سوره‌ی آل عمران، آیه‌ی ۱۱۴. ترجمه: به خدا و روز قیامت ایمان دارند و به کار پسندیده فرمان مى‏‌دهند و از کار ناپسند باز مى‏‌دارند و در کارهاى نیک شتاب مى‏‌کنند و آنان از شایستگانند.)
محکم ۲: «وَالَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَنُدْخِلَنَّهُمْ فِی الصَّالِحِینَ»
(سوره‌ی عنکبوت، آیه‌ی ۹. ترجمه: و کسانى که گرویده و کارهاى شایسته کرده‌‏اند البته آنان را در زمره شایستگان درمى‏‌آوریم.)

• ثمره‌ی یازدهم: تبدیل شدن بدی‌ها به نیکی‌ها:
محکم ۱: «إِلاّ مَن تَابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ عَمَلاً صَالِحًا فَأُوْلَئِک یبَدِّلُ اللهُ سَیئَاتِهِمْ حَسَنَاتٍ وَکانَ اللهُ غَفُورًا رَّحِیمًا»
(سوره‌ی فرقان، آیه‌ی ۷۰. ترجمه: مگر کسى که توبه کند و ایمان آورد و کار شایسته کند پس خداوند بدی‌هایشان را به نیکی‌ها تبدیل مى‏‌کند و خدا همواره آمرزنده مهربان است.)

• ثمره‌ی دوازدهم: زدوده شدن بدی‌ها و بهبود یافتن حال:
محکم ۱: «وَالَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَآمَنُوا بِمَا نُزِّلَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَهُوَ الْحَقُّ مِن رَّبِّهِمْ کفَّرَ عَنْهُمْ سَیئَاتِهِمْ وَأَصْلَحَ بَالَهُمْ»
(سوره‌ی محمد (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم)، آیه‌ی ۲. ترجمه: و آنان که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده‏‌اند و به آنچه بر محمد [ص] نازل آمده گرویده‏‌اند [که] آن خود حق [و] از جانب پروردگارشان است [خدا نیز] بدی‌هایشان را زدود و حال [و روز]شان را بهبود بخشید.)

• ثمره‌ی سیزدهم: نجات یافتن از زیانکاری:
محکم ۱: «إِنَّ الْإِنسَانَ لَفِی خُسْرٍ * إِلاَ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ»
(سوره‌ی عصر، آیه‌ی ۲ و ۳. ترجمه: مگر کسانى که گرویده و کارهاى شایسته کرده و همدیگر را به حق سفارش و به شکیبایى توصیه کرده‌‏اند.)

• ثمره‌ی چهاردهم: خارج شدن از ظلمات به نور:
محکم ۱: «رَسُولاً یتْلُو عَلَیکمْ آیاتِ اللهِ مُبَینَاتٍ لِّیخْرِجَ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ»
(سوره‌ی طلاق، آیه‌ی ۱۱. ترجمه: رسولى به سوى شما فرستاده که آیات روشن خدا را بر شما تلاوت مى‏‌کند تا کسانى را که ایمان آورده و کارهاى شایسته انجام داده‏‌اند، از تاریکی‌ها به سوى نور خارج سازد.)

• ثمره‌ی پانزدهم: پرهیزکار واقعی شدن:
محکم ۱: «لَیسَ الْبِرَّ أَن تُوَلُّواْ وُجُوهَکمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ وَلَکنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللّهِ وَالْیوْمِ الآخِرِ وَالْمَلآئِکهِ وَالْکتَابِ وَالنَّبِیینَ وَآتَى الْمَالَ عَلَى حُبِّهِ ذَوِی الْقُرْبَى وَالْیتَامَى وَالْمَسَاکینَ وَابْنَ السَّبِیلِ وَالسَّآئِلِینَ وَفِی الرِّقَابِ وَأَقَامَ الصَّلاهَ وَآتَى الزَّکاهَ وَالْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذَا عَاهَدُواْ وَالصَّابِرِینَ فِی الْبَأْسَاء والضَّرَّاء وَحِینَ الْبَأْسِ أُولَئِک الَّذِینَ صَدَقُوا وَأُولَئِک هُمُ الْمُتَّقُونَ»
(سوره‌ی بقره، آیه‌ی ۱۷۷. ترجمه: نیکوکارى آن نیست که روى خود را به سوى مشرق و [یا] مغرب بگردانید بلکه نیکى آن است که کسى به خدا و روز بازپسین و فرشتگان و کتاب [آسمانى] و پیامبران ایمان آورد و مال [خود] را با وجود دوست داشتنش به خویشاوندان و یتیمان و بینوایان و در راه‌‏ماندگان و گدایان و در [راه آزاد کردن] بندگان بدهد و نماز را برپاى دارد و زکات را بدهد و آنان که چون عهد بندند به عهد خود وفادارانند و در سختى و زیان و به هنگام جنگ شکیبایانند آنانند کسانى که راست گفته‌‏اند و آنان همان پرهیزگارانند.)

• ثمره‌ی شانزدهم: قرار گرفتن محبتشان در دل مردم:
محکم ۱: «إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ سَیجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمَنُ وُدًّا»
(سوره‌ی مریم، آیه‌ی ۹۶. ترجمه: کسانى که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده‌‏اند به زودى [خداى] رحمان براى آنان محبتى [در دل‌ها] قرار مى‏‌دهد.)

• ثمره‌ی هفدهم: خلاص شدن از تبعات شاعری:
تبعاتی مانند این که گمراهان از آنان پیروی کنند یا این که در هر وادی، سرگردان باشند.
محکم ۱: «وَالشُّعَرَاء یتَّبِعُهُمُ الْغَاوُونَ * أَلَمْ تَرَ أَنَّهُمْ فِی کلِّ وَادٍ یهِیمُونَ * وَأَنَّهُمْ یقُولُونَ مَا لَا یفْعَلُونَ * إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَذَکرُوا اللهَ کثِیرًا وَانتَصَرُوا مِن بَعْدِ مَا ظُلِمُوا وَسَیعْلَمُ الَّذِینَ ظَلَمُوا أَی مُنقَلَبٍ ینقَلِبُونَ»
(سوره‌ی شعرا، آیه‌ی ۲۲۴ تا ۲۲۷. ترجمه: و شاعران را گمراهان پیروى مى‏‌کنند. آیا ندیده‏‌اى که آنان در هر وادیى سرگردانند. و آنانند که چیزهایى مى‏‌گویند که انجام نمى‏‌دهند. مگر کسانى که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده و خدا را بسیار به یاد آورده و پس از آنکه مورد ستم قرار گرفته‌‏اند یارى خواسته‌‏اند و کسانى که ستم کرده‌‏اند به زودى خواهند دانست به کدام بازگشتگاه برخواهند گشت.)

• ثمره‌ی هجدهم: امید رستگاری درباره‌شان می‌رود:
محکم ۱: «فَأَمَّا مَن تَابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ صَالِحًا فَعَسَى أَن یکُونَ مِنَ الْمُفْلِحِینَ»
(سوره‌ی قصص، آیه‌ی ۶۷. ترجمه: و اما کسى که توبه کند و ایمان آورد و به کار شایسته پردازد امید که از رستگاران باشد.)

• ثمره‌ی نوزدهم: چنگ زدن به عروه الوثقی:
محکم ۱: «وَمَن یسْلِمْ وَجْهَهُ إِلَى اللهِ وَ هُوَ مُحْسِنٌ فَقَدِ اسْتَمْسَک بِالْعُرْوَهِ الْوُثْقَى وَ إِلَى اللهِ عَاقِبَهُ الْأُمُورِ»
(سوره‌ی لقمان، آیه‌ی ۲۲. ترجمه: و هر کس خود را در حالى که نیکوکار باشد تسلیم خدا کند قطعا در ریسمان استوارترى چنگ درزده و فرجام کارها به سوى خداست.)

• ثمره‌ی بیستم: مستجاب شدن دعاهایشان:
محکم ۱: «وَیسْتَجِیبُ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَ یزِیدُهُم مِّن فَضْلِهِ وَ الْکافِرُونَ لَهُمْ عَذَابٌ شَدِیدٌ»
(سوره‌ی شورا، آیه‌ی ۲۶. ترجمه: و [درخواست] کسانى را که ایمان آورده و کارهاى شایسته انجام داده‏‌اند اجابت مى‏‌کند و از فضل خویش به آنان زیاده مى‏‌دهد و[لى] براى کافران عذاب سختى خواهد بود.)

• ثمره‌ی بیست و یکم: نجات یافتن از عذاب‌های دنیوی:
محکم ۱: «وَأَمَّا ثَمُودُ فَهَدَینَاهُمْ فَاسْتَحَبُّوا الْعَمَى عَلَى الْهُدَى فَأَخَذَتْهُمْ صَاعِقَهُ الْعَذَابِ الْهُونِ بِمَا کانُوا یکسِبُونَ * وَنَجَّینَا الَّذِینَ آمَنُوا وَکانُوا یتَّقُونَ»
(سوره‌ی فصلت، آیه‌ی ۱۷ و ۱۸. ترجمه: و اما ثمودیان پس آنان را راهبرى کردیم و[لى] کوردلى را بر هدایت ترجیح دادند پس به [کیفر] آنچه مرتکب مى‏‌شدند صاعقه عذاب خفت‏‌آور آنان را فروگرفت. و کسانى را که ایمان آورده بودند و پروا مى‏‌داشتند رهانیدیم.)

• ثمره‌ی بیست و دوم: راستگو و راست کردار شدن:
محکم ۱: «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِینَ آمَنُوا بِاللهِ وَ رَسُولِهِ ثُمَّ لَمْ یرْتَابُوا وَ جَاهَدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَ أَنفُسِهِمْ فِی سَبِیلِ اللهِ أُوْلَئِک هُمُ الصَّادِقُونَ»
(سوره‌ی حجرات، آیه‌ی ۱۵. ترجمه: در حقیقت مؤمنان کسانى‏‌اند که به خدا و پیامبر او گرویده و [دیگر] شک نیاورده و با مال و جانشان در راه خدا جهاد کرده‌‏اند اینانند که راست کردارند.)

موفق باشید
حاج فردوسی

کلمات کلیدی: , , ,

101
دیدگاه

77 نویسندگان
24 پاسخ‌ها
0 دنبال کنندگان
 
مرتب کردن بر اساس بیشترین بازخورد
مرتب کردن بر اساس داغ‌ترین دیدگاه
3 نویسندگان برتر
  مشترک شوید  
جدیدترین نظرات قدیمی‌ترین نظرات نظرات با امتیاز بالا
اشتراک برای:
مهدی

کدوم بزرگ علم و معرفتی با منهاج فردوسیان به اینجا رسیده؟. اصلا اونموقع منهاجی نبوده پس نتیجه میگیریم که سیره زندگی و زندگانی علما رو باید نگاه کرد

مهدی سلطانی

ثمره بیست و یکم رو حدودا قبول ندارم یکی برام توضیح بده و بگه چطور منی که وارد منهاج فردوسیان شدم و به خودم هزاران سختی در دنیا دادم اما یک چیز ضدش می‌شود ثمره اش یعنی می‌گویند در دنیا هم سختی است و همزمان با سختی آسانی هم است نمی‌شود که؟.؟

طاها

سلام علیکم به نظر من فقط منهاجی شدن این چند موردی که فرمودید رو به آدم نمیده منظورم اینه که فقط این است و جز این نیست نداریم. این منهاجی شدن خودش به خودی خودش از یک سو گرفته شده

قوامی

حرفت رو کاملا قبول دارم و موندم این آقای حرفه ای چرا الان وارد بازار شده است و تا قبلا اصلا اسمی ازش نبود و یهو به صورت کامل پیداش شد 😳😳🤔🤔

احسان

خوب بود ولی حضرت حاج فردوسی رهبر معنوی ما شفاف سازی کامل کرده اند که اگر شما مراجعه به مطالب دیگر وبلاگ کنید متوجه میشید که رهبر معنوی ما یعنی حاج فردوسی تمام دلایل موجود رو گفته

حسنی

قشنگ بود خوشم اومد ولی باید برای امثال این آدم ها که دنبال خراب کردن رهبر معنوی ما حاج فردوسی هستند رو حواسمون بهشون باشه تا ذهن دیگران رو هم با آمار و افکار نا معلوم خودشون از بین نبریم

لیلا ابراهیم زاده

سلام یک موضوع خیلی نظر من را به خود جلب کرد که فکر میکنم به موضوع مرتبط نیست اما نگفتنش هم می تواند مضر باشد بپس دوست دارم که آن را بیان نمایم و آن این است که طبق آیه ای که من خواندم یعنی آیه ۱۱ سوره ی طلاق در ثمره ی چهاردهم نوشته است که رسولی به سوی شما فرستاده که آیات روشنش را بر شما تلاوت کند. خب قران خود دارد به صورت واضح می گوید که آیات روشن. یعنی آیاتی که قابل فهم است و می توان آن ها را درک کرد پس چرا بعضی از افراد می گویند که قران نیاز به علم خاصی داردو هر کس نمی تواند محتوای آن را درک کند و باید کسانی آن را بخوانند و تفسیر کنند که علمی در این موضوع دارند. مورد دیگر این است که چرا خداوند این آیه را به این شکل نازل کرده است که می گوید رسولش را بر شما فرستاده!! این نشان می دهد که کسی دارد نقل می کند این موضوع را! و این گفته ی خود خداوند نیست. ولی ما می گوییم که کتاب از جانب خداست. این هم ذهن مرا به خود درگیر نمود. البته که ممکن است بگوییم… ادامه »

سلطان

بابا من هزار بار گفتم باز میگم طوری انتقاد و نظر مثبت و منفی و شبهه خودت رو بگو که طرفی که داره متن شما میخونه خسته نشه این متنی که تو نوشتی کسی اصلا سراغش نمیاد

شهره رضایی

سلام یک نکته را در میان آیات دیدم و آن هم عهد و وفای به عهد بود که فکر میکنم در جامعه ی امروزی بسیار کم است و دوست داشتم که در مورد ان کمی گفتگو کنم. مدتی پیش از یکی از دوستانم درخواستی کردم و ایشان در پاسخ به من گفت که به بهترین شکل ممکن خواسته ات را برآورده خواهم کرد. من بسیار از این موضوع خرسند شدم و به دلیل اطمینان خاطری که ایشان در دل من قرار داده دیگر به دنبال مسیری دیگر برای برطرف شدن خواسته ام نرفتم. زمان رسیدن به خواسته ام فرا رسید و این دوست من که چنان به من اطمینان خاطر داده بود متاسفانه حال نمی دانم از عمد بوده یا خیر یا ایشان منظوری داشته اند از این کار یا خیر اما به شکل بدی خواسته منرا براورده کردند و این در حالی بود که من واقعا دوست داشتم که آن خواسته براورده شود به بهترین شکل و اگر اینطور می شد می دانم که در پی آن ماجرا اعتماد به نفس بسیاری در من به وجود خواهد آمد اما به خاطر شیوه ی بسیار بدی که این شخص در پیش گرفت و این موضوع بر ضد سخنی بود که… ادامه »

امیر عرب

انسان می تواند با شناخت خویشتن به شناخت کافی به خداودن هم برسد به نظر بنده چرا که انسان خدایش را زمانی خواهد شناخت که در ابتدا از خودش حداقل شناختی داشته باشد. زمانی که آدمی نمی داند احساسش چیست و برای چه احساسش اینطور است، نمی داند که چه چیزهایی علایقش هستند، نمی داند که در زندگی هدفش چیست قطعا خدا را هم کامل نخواهد شناخت. این موضوع که عرض می کنم مبنی بر دلایلی است که در ادامه ذکر خواهم کرد. انسان اگر هدفش را نشناسد در زندگی سردرگم خواهد بود و یک فرد سردرگم به نظر شما چگونه می تواند با خدواند ارتباط درستی برقرار نماید؟ خداوند را زمانی می توان به طور کامل شناخت که ما این سردرگمی را در زندگی نداشته باشیم بدانیم حق ما از زندگی چیست و دقیقا چه می خواهم! یا مورد دیگر زمانی که انسان نمی داند که احساسی که هم اکنون دارد چیست و حتی حس های خودش را هم نمی فهمد چگونه می تواند به خداوند احساسی داشته باشد؟ شاید احساس او به خداودن یک نوع حس ترس باشد که در او شکل گرفته آن هم به دلیل آنکه خداوند را مبنی بر باور های اشتباه موجودی ترسناک می… ادامه »

میکائیل سمیرایی

با عرض سلام و خداقوت. انسان تنبل است و مورد دیگری که در او وجود دارد این است که انسان همواره بر نیمه ی خالی لیوان متمرکز می شود که این واقعا بد است و انسان باید کاری کند که کم کم تمرکز او بر روی خوبی ها برود. با منهاجی شدنش انسان فکر می کنم که بتواند تمرکزش را از روی بدی ها بردارد وبر روی خوبی ها ونیکی ها بگذارد به خصوص اگر معملی دانا و روشنفکر مانند حاج فردوسی عزیز داشته باشد که در این وب سایت می تواند فعالیتش را شروع کند و کم کم خواهد دید که چطور می تواند زندگی اش را متحول نماید و تغییرو تحولی اساسی در زندگی خودش به وجود بیاورد. انسان همانگونه که گفتم همیشه سعی دارد بر نیمه ی خالی لیوان تمرکز کند چون از بچگی باور هایی در او نهادینه شده است از طریق والدین، رسانه ها، مدرسه و … که به او یاد داده اند شکست خورده باشد این موارد که گفتم باور ها را در وجود او نهادینه کرده اند اکثرا ناخودآگاه این کار را انجام می داده اند. به عنوان مثال در مدرسه خیلی وقت ها بدون آنکه بخواهند حتی بچیزی به دانش آموز بگویند… ادامه »

مرتضی فداییان

ایمان به خدای راستین در دل آدمی امید را زنده می کند و او را نسبت به آینده امیدوار خواهد ساخت. شخصی که به آینده امیدوار است می تواند زندگی زیبایی برای خود خلق کند و همانطور که همیشه گفته اند و شنیده ایم که آدمی به امید زنده است واقعا هم همینگونه خواهد شد و انسان به واسطه ی امید واقعا خواهد توانست در زندگی خود به هر آنچه که می خواهد دست پیدا کند. آیاتی که در این مقاله آوردید بسیار زیبا بود و به نظر من شخصی که بخواهد منهاجی بشود ممکن است کم کم حتی اگر امید در وی مرده باشد کم کم بذر امید در دلش کاشته شود و به انسانی ا نشاط تبدیل شود. انسان می بایست که قوانین خداوند بر روی زمین را بشناسد و به آنها عمل کند اگر واقعا خواهان یک زندگی مرفح و بدون درد است. همه ی انسان ها با چالش هایی در زندگی رو به رو شده اند و این چالش ها آمده اند تا انسان را به پیشرفت وا دارند. انسانی که خود برای پیشرفت حرکت می کند دیگر با چالشی ان چنانی رو به رو نخواهد شد چرا که به صورت خود مختار قدم در مسیر… ادامه »

رضوان رضایی

انسانی که همواره به دنبال ان است که حقیقت را مخفی نماید و راستگویی را فراموش کرده و سعی می کند که دائما دروغ بگوید و به نحوی به تعریف خود از موقعیت جان سالم به در ببر بیشتر به جای انکه اینگونه باشد این شخص خود واقعیش را گم خواهد کرد و خیلی زود از مسیر راست و درست خارج خواهد شد. شخصی که ایمان دارد که خدواند همراه و پشتیبان اوست و به کمک او می آیدو در هر لحظه یار و یاور اوست دیگر دلیلی نمی بیند که بخواهد ترس به دل خود راه بدهد یا بخواهد دروغی بگوید که او را از موقعیت نجات دهد. شخصی که دروغ می گوید ایمان ندارد. به همین سادگی تعریفش را می توان به زبان آورد، شخص دروغگو شخصی ترسوست که فکر می کند که همه کس می توانند بر او چیره شوند و چون اینگونه تفکری دارد پس سعی می کند با دروغ از این کار جلوگیری نماید درواقع کاری که ممکن است هیچگاه هم رخ ندهد اما او دائما در ذهنش این را ممکن است که بپروراند. شخص دروغگو نیازمند آن است که خویشتن را بازیابد و خود اصلی اش را درک کند. خدایش را بشناسدو در راه… ادامه »

سینا

با سلام در آیه ی اخر در ثمره ی سوم نوشته شده است که هر کس کار شایسته انجام دهد در حالی که مومن باشد نگران نمی خواهد باشد که حقش ضایع شود و از ستمی هم نمی خواهد بهراسد که می توانید به این آیه مراجعه کرده و آن را بخوانید .(سوره ی طه آیه ۱۱۲ ) شرایط مومن بود چیست که لازمه ی آن است که همراه با کار های شایسته وجود داشته باشد؟ از جناب حاج فردوسی عزیز می خواهم که مرا در این امر کمک کننده و دوستان اگر اطلاعاتی در این زمینه دارند ممنون می شوم که با من در میان بگذارند و مرا راهنمایی نمایند. اما جدای از این مسئله به زیبایی این آیه می خواهم اشاره کنم که نوشته است هر کسی که کار درست و شایسته انجام دهد از ستم نهراسد. ما اگر کاری را درستی را انجام دهیم که از نظر قرآن شایسته است دیگر نمی خواهد نگران فلان شخص خاص باشیم که بر علیه ما اقدامی انجام دهد، فلان کشور که با تصویب فلان قانون ما را تحت تاثیر قرار دهد یا هر عامل دیگری. ما اگر کار درست را انجام بدهیم هرگز فکر می کنم که مراحل یا فضای… ادامه »

محبتی

سلام با اینکه دوستان می گویند انسان مسئول سرنوشت خویشتن است موافقم و واقعا هم همینطور است .اگر خداوند برای انسان سرنوشتی را از قبل می نوشت پس چرا به او قدرت انتخاب و تصمیم گیری داد؟ همین سئوال به طور کامل می توانم بگویم که این تمام این مسئله را از بین می برد اما مورد دیگری هم هست اگر خداوند از قبل تقدیر و سرنوشت انسان را شکل می داد پس این عدالت که آن همه از آن سخن می گویند که خداوند عادل است چگونه و چطور است؟ آیا خداوند خود تصمیم می گیرد که یکی از بندگانش در فقر و تهیدستی بسیار غرق شود و یکی دیگر به نعمات او دست یابد؟ اگر اینطور است پس چرا می گوید که همه بندگانش در پیشگاهش یکی هستند؟ آیا این واقعا عدالت او را نشان می دهد؟ اینکه بی عدالتی محض است! انسان هایی که بر این باورند که خداوند سرنوشت آنها را از قبل نوشته و برای تغییر چیزی که نامش را سرنوشت گذاشته اند هیچ تلاشی نمی کنند واقعا باید به سئوالات در پیشگاه خداوند پاسخ بدهند چرا که واقعا سئوالات منطقیو چالش بر انگیزی هستند . به هر حال انسانی که نیت منهاجی شدن کند… ادامه »

آیلین

با سلام چه زیبا ثمرات را ذکر کردید و هر کدام از این ثمرات چه اندازه که می توانند در زندگی انسان اثر بگذارند. هر انسانی خالق زندگی خویش است و چه زیبا هر کدام از این آیات نشان دادند که افسار زندگی انسان در دستان خودش است نه دولت، دولت مردان، سرنوشت، تقدیر یا هر چیز دیگری که نامش را این می نهد که همین است که مسیر زندگی مرا عوض می کند. چه زیبا این آیات نشان دادند که انسان خودش است که انتخاب می کند در کدام مسیر قدم بگذارد. از حاج فردوسی عزیز و بزرگوار متشکرم که این وب سایت را راه اندازی کرد و مقالاتی به این زیبایی که در این مقاله می توان یک شناخت قوی از خداوند در خود ایجاد کرد را منتشر کردند. جای تقدیر و تشکر مدیریت سایت نیز وجود دارد چرا که سایت به این زیبایی با رابط کاربری فوق العاده را راه اندازی و طراحی کرده اند و امکان کامنت گذاشتن را فراهم نموده اند که ما بتوانیم با راهنمای دینی خود ارتباط برقرار کنیم وبتوانیم از راهنمایی های ایشا نبهره بگیریم و اگر سئوالی در ذهن ما ایجاد شد آن را بپرسیم و حتی اگر خود حاج فردوسی… ادامه »

گلاره

با سلام در جایی شنیدم که میگفتند که اگر می خواهید خداوند را بهتر درک کنید اول در وجود او شک کنید این شک ابتدایی باعث خواهد شد که شما بتوانید درک بهتری از خدای خویش داشته باشید و همچنین بتوانید به صورت بهتری خداوند را درک کنید و از وجود او آگاه تر بشوید اما در آیه ی ثمره ی بیست و دوم آمده شده که شک نیاورید این موضوع مرا به فکر برد که آیا جایز است که ابتدا شک کرد یا خیر؟ به این دلیل این مسئله را مطرح می کنم که دلیل خیلی از افرادی که از دین خارج می شوند این است که می گویند ما حقی در انتخاب دین خود نداشته ایم و چون در بین یک خانوده به عنوان مثال مسلمان زاده شده ایم همین دین را تا بزرگسالی خود راهش را پیموده ایم اما به صورت دلی به آن عقیده ای نداریم و نمی خواهیم که در ان بمانیم. شاید همین شک ابتدایی که من مثالش را زدم برای خیلی از افرادی که این چنین عقیده ای دارند مفید باشد که ابتدا شک کنند و بعد به دنبال برطرف کردن شک خود بروند و در این مسیر چیزهایی که می اموزند و… ادامه »

ضیاء

ما هر چیزی که رد پایی از خداوند در آن است را می بایست که به دیده دل بنگریم نه به چشم. دل حقیقت هایی را می بیند که چشم از دیدن آن عاجز است. دل خدا را می بیند و چشم دنیا را. دل باطن را می نگرد و چشم ظاهر را. در نعمت هایی که خداوند آفریده و هر کدام از انها مقدمه ایست برای قدم گذاشتن در راه خداوند پس می بایست به چشم دل به آن نگریست و زیبایی خداوند را با بصیرت دل نظاره کرد و سفر کرد به جهانی که خداوند مایل است به آن پا بگذاریم. ما می بایست به منهاجی شدن خود راه رسیدن به خداوند را بیابیم و نعمت های بیشتری را وارد زندگی خود نماییم . هر آنکس که بهتر بتواند خدای خودش را بشناسد بهتر خواهد توانست سعادت بیشتری را کسب کند و همچنین بتواند درک بهتر و بیشتری از جهان پیرامون خود نیز داشته باشد. خداوند همواره یار و یاور انسان است و تا همیشه نیز باقی خواهد ماند اما این انسان است که دوست و یاور همیشگی خود را به فراموشی می سپارد وبه در هر کسی در می زند و سراغ هر کسی را می گیرد… ادامه »

فریال

سلام شرایط مستحاب شدن دعا را من در جایی خواندم که بسیار زیبا بود. اینکه دائما گریان و نالان باشیم که خدای چرا فلان دعایم مستجاب نمی شود، اینکه دائما منتظر باشیم و از زندگی عادی خود بگذریم و فقط بگوییم در صورت برآورده شدن این دعا است که من می توانم زندگی کنم و … شرایط استجابت دعای واقعا نیستند و ما باید به دنبال شرایط واقعی آن باشیم. یکی از شرایط آن این است که سپاس گذار نعمت هایی باشیم که خداوند هم اکنون به ما داده است. اگر به زندگی خود نظاره کنیم می بینیم به بی نهایت نعمت وجود داشته که ما چشمان خود را برروی انها بسته بودیم و فقط چیزی را می دیدیم که خداوند به ما نداده است. پدر و مادری مهربان، سقف بالای سر، فرشی که روی ان راه می رویم، گوشی تلفن همراه خود و … همه ی اینها نعماتی هستند که خداوند به ما داده اما شاید تا به حال خیلی کم برای آنها سپاس گذاری کرده ایم. در جایی حرف زیبایی شنیدم که البته آن شخصی که این حرف را زده بود به شوخی و دید طنز این مسئله را می گفت که با سپاس گذاری کردن خداوند را… ادامه »

مرضیه منتظری

سلام ثمره ی نوزدهم واژه عروه الوثقی برای من خیلی آشناست اما هر چه فکر میکنم نمیدانم که آن را کجا دسیده ام یا شنیده ام می شود اگر کسی معنی آن را می داند برای من بازگو کند؟ ممنون می شوم. خیلی جالب است که در همین ثمره در آیه اش شرط چنگ زدن به ریسمان الهی را تسلیم شدن در برابر خداوند می داند و این مشروط بر آن است که انسان نیکو کار باشد و شرایط نیکوکاری را هم در همین آیات توضیح داده بود که فکر میکنم تمام شرایط در آیات ذکر شده در همین مقاله آورده شده باشد که باز هم از این موضوع مطمئن نیستم اما در کل این موضوعات به یکدیگر وابسته هستند و انسانی که می خواهد خداگونه شود می بایست که تسلیم خداوندگارش بشود. و از شرایط تسلیم شدن نیکوکار بودن انسان است . کارهای شایسته انجام بدهد، ایمان بیاورد، توبه کند و آنچه که بر حضرت محمد خداوند فرستاده ایمان بیاورد . البته مسئله توبه کند جزء شرایط فکر نمی کنم باشد اما سه موضوع دیگر را دیدم در میان آیات که به آنها اشاره شده بود . که دوستان عزیزم در مورد آنها توضیحاتی را ارائه دادند که نظر… ادامه »

اسدالله

سلام من خیلی دوست دارم در مورد مسئله ی توبه بیشتر بیاموزم و بدانم که منظور خداوند دقیقا از توبه به چه شکل است و انسان چگونه می تواند توبه کند که دیگر خیال انجام دادن کار قبلی بر سر او نزند . این مورد را در ثمره ی هجدهم در آیه نوشته شده است که کسانی که توبه کنند و سایر اموری که ذکر شده در آیه را انجام بدهند امید است که رستگار شوند . شرایط توبه پذیری خداوند چیست؟ انسان در چه وضعیتی باید خود را قرار دهد که درصد پذیرش توبه او بیشتر بشود؟ آیا توبه دلی است یا خیر حتما باید همگان بدانند که انسان توبه کرده است و سئوالاتی متشابه واقعا در ذهن انسان شکل می گیرد که مهمترین آن به نظر من این است که آیا از اکنون که من احساس می کنم که توبه کرده ام و دیگر فلان کار خاص را انجام نمی دهم خداوند دیگر از سر تغصیرات گذشته من می گذرد یا خیر؟ آیا همین حس کافیست برای خداوند؟ هر انسانی خطایی ممکن است از او سر بزند و می گویند که انسان ممکن الخطاست. این نشان می دهد که خطاکار بودن انسان چیز عجیبی نیست و او در… ادامه »

محسن خدایی

سلام در مورد ثمره ی هفدهم من زیاد چیز کاملی دستگیرم نشد اما اینکه نوشته شده بود که در هر وادی سرگردان باشند نیز من برداشت هایی از ان کردم که در ادامه توضیح می دهم امیدوارم برداشت من همان چیزی باشد که منظور نویسنده بوده است. برداشتی که من از ثمره ی هفدهم داشتم این بود افرادی که در گمراهی قرار دارند یا مسیرشان را گم کرده اند و نمی دانند که به کدام مسیر قدم گذاشته اند در هر وادی که قدم بگذارند سرگردان خواهند بود و انسان با منهاجی شدن می تواند از این موضوع خلاصی یابد و به همان چیزی برسد که خداوندگارش دوست دارد او برسد یا اگر به طور کلی بخواهیم بگوییم با منهاجی شدن انسان خواهد توانست مسیرش را بشناسد، بداند که در کجای راه قرار داردو به کدامین سمت می رود . انسان هدفش را شناخته و در مسیر هدفش قدم می گذارد، موانع راه را شناسایی می کند و برای آنها راه چاره ای می اندیشد ، ابزار های رسیدن به هدفش را شناسایی می کند و در نهایت می داند که در کجا ایستاده و به کدام سمت متمایل است. او به این شکل که منهاجی می شود دیگر گمراهان… ادامه »

شهاب کیمیایی

سلام و عرض خدا قوت مورد شانزدهم واقعا یک ثمره ی بسیار نیکوست و می تواند در زندگی انسان اثرات بسیار بیافریند چرا که اگر محبت کسی در دل مردم بیفتد یا نزد مردمان محبوب گردد می تواند به بسیاری از خواسته های دنیوی و همچنین اخروی خود دست پیدا کند. امروزه همه چیز بر سر ارتباطات درست و زیبا می چرخد یعنی آنکه کسی که ارتباطاتی زیبا داشته باشد و بتواند با مردم درست ارتباط برقرار کند می تواند به اهداف خودش برسد. از فروش محصولاتش گرفته تا ایجاد یک رابطه ی عاطفی و … تماما به این بر می گردد که آیا انسان می تواند ارتباط درست برقرار کند یا خیر؟ با منهاجی شدن انسان می آموزد که مهم ترین ارتباط، ارتباط انسان به خدای خود است و سایر ارتباطات در سایه ی همین مسئله شکوفا خواهند شدن و می توانند از خود ثمره بدهند. به عنوان مثال کسی که با خودش و خدای خودش در صلح است دیگر مانعی وجود ندارد یا عاملی نیست که بخواهد او را مجبور کند با دیگر در صلح نباشد و به همین صورت ادامه خواهد یافت و خیلی زود او در دل مردم دیگر خواهد نشست این توفیقی است که خداوند… ادامه »

مهسا رنجبر

نمی دونم واقعا چه حس و حالی دارم الان با خودندن آیه ی موجود در ثمره ی پانزدهم! چه زیبا خداوند همه ی اونچه که نیاز هست رو به صورت کامل برای پرهیزگار شدن میگه. مال خود را با وجود دوست داشتن به اون چیزهایی که ذکر کرد بدیم. چند درصد از ما ایکار رو میکنیم؟ چند درصد از ما زمانی که پولمون در دستمونه اونقدر دلایل منطقی برای خودمون میاریم که قسمتی از او رو نبخشیم و اون رو به زخم خودمون بزنیم. چند درصد از ما زمانی که دشمن ما شروع به فحاشی کردن به دین ما میکنه به جای شکیبایی کردن همونطور که قران گفته و پیدا کردن پاسخی درست که دشمن رو در جای خودش میخکوب کنه شروع به فحاشی میکنیم و دقیقا همون چیزی میشیم که دشمن میخواد؟ آیا تا حالا عهد هایی که بستیم رو به اون عمل کردیم ؟ من همه ی این ها رو خطاب به خود می گم و جمع می بندم به این دلیل که امیدوارم هموطنرو که در من تاثیر گذاشت در بقیه هم تاثیر گذار باشه ! خدا چه قشنگ میگه که نیکو کاری کردن و انجام کار نیک این نیست که به سمت مشرق یا مغرب متمایل… ادامه »

الهه ملکی

چه جالبه که توی بیشتر آیات که من داشتم می خوندم خداوند همه ی کاری که از انسان توقع داره رو توضیح داده اون کارها به این سه تا کار مرتبط میشن که کار شایسته انجام بدیم، ایمان بیاریم و به آیات خداوند و اونچه که به حضرت محمد فرستاده شده ایمان بیاریم. خداوند تمام شروطش رو از اینکه یک انسان چطور خداگونه میشه رو توضیح داده پس واقعا برای چی ما هنوز در جهل و گمراهی موندیم و واقعا در این موندیم که خدا از ما چی میخواد؟ منهاجی شدن ما میتونه یک راهنمای خیلی خوب باشه در انجام دادن کارهای شایسته ی ما ، میتونه یک کمک کننده ی عالی باشه در ایمان آوردن ما و میتونه یک آموزش دهندی عالی باشه در جهت فراگیری آیات خدا. خدا همواره با انسان هست و هموطنرو که خودش میگه که هر گاه بندگان من درباره من از تو سئوال پرسیدند بگو که من نزدیک . در جای دیگری میفرمایند که من را اجابت کنند تا آن ها را اجابت نمایم. آیا واقعا این آیه صریح نیست؟ خداوند به طور کامل می فرماید اگر میخواهید دعایی از شما برآورده شود، اگر می خواهید در مسیر من قرار بگیرید مرا اجابت کنید… ادامه »

فاطمه آذرکار

چه زیبا امرو به معروف و نهی از منکر را داخل آیه ی ثمره ی سیزدهم می توانیم مشاهده کنیم .اما کلمه ای بسیار کلیدی داخل این آیه نهفته است در مورد همین امر به معروف و نهی از منکر و آن کلمه ی کلیدی همان کلمه ی حق می باشد . آیا واقعا کسی که در جایگاه ی امر به معروف و نهی از منکر خود را قرار می دهد از آن اطمینان دارد که کارش حق است، آیا تعریف درست حق از آن کار را می داند، آیا اگر این کارش درصدی اشتباه باشد قابلیت جلوگیری از ان وجود دارد؟ تمام این ها سئوالاتی هستند که شخص باید قبل از امر به معروف و نهی از منکر از خود بپرسد. تا واقعا ان چه که حق است را سفارش کند نه آن چیزی که خودش حق می داند. مدتی پیش متاسفانه ویدیویی در فضای مجازی چرخید که یک مامور زن گشت ارشاد دختری را در وسط خیابان شروع به کتک زدن کرده و همچنین روسری را از سر او کشیده است؟ آیا واقعا این حق است؟ حق آن بود که روسری را این خانم در سر آن دختر محکم تر نگه می داشت البته به خواسته ی خود… ادامه »

کامران

با عرض سلام پاداش دوزده مرا به فکر فرو برد چرا که تمام کارهایی که یک انسان می بایست انجام دهد تا حالش بهبود یابد را در آیه مشاهده می کنیم . پس اگر حال و روزمان خراب است، رمقی برایمان نمانده، افکارمان پریشان و آزرده خاطر است . خداوند به صورت کاملا روشن و صریح داخل این آیه می فرماید که انسان چه کند تا از این حال به در آید. اگر مشکلات امروزی حال ما را خراب کرده مانند اقساط، روابط بد خانوادگی، مشکلات اجتماعی و … راه حل آن داخل این آیه نهفته شده است. ایمان بیاوریم، کارهای شایسته انجام دهیم و آنچه که بر حضرت محمد نازل شده ایمان آوردن خداوند حال و روز آنها را بهبود خواهد بخشید. کارهای شایسته چیست؟ ایمان آورنده ی واقعی کیست این ها سئوال هایی هستند که این بین به جا می مانند و چه خوب که پاسخی شایسته و در خور آن بیابیم. کارهای شایسته از نظر شخص من همان کارهایی هستند که احساس آدمی را خوب می کنند از همان اوایل احساس آرامش در دل انسان می نشانند و دل آدمی را به یمن وجود خود سرشار از نشاط و لذت می کنند و البته که ان نشاط… ادامه »

ریحانه مشرقی

سلام کسی که توی مسیر خدا قدم بزاره حالا هر اسمی روی اون میخوایم بزاریم یعنی منهاجی شدن یا هر چیز دیگه ای رفتارهاش کم کم تغییر میکنه واون آدم متحول خواهد شد و تبدیل به انسان دیگه ای میشه چون کسی که توی مسیر خداوند هست ذفتارهاش خداگونه میشه، منش اون تغییر میکنه انتخاب هاش بیشتر به سمتی متمایل هستند که اون رو به خدا نزدیک کنند و همینطور که گفتم کلا انسان خداگونه تری میشه. پس بدیهی هست که طبق پاداش یازده بدی های او تبدیل به نیکی بشه چرا کسی که در قبل بدی ای رو انجام میداده حالا هر گناهی میخواسته باشه از زمانی که در مسیر خدا قدم گذاشته دیگه اون کار رو قاعدتا انجام نمیده و پیموده مسیر خداوندی مستلزم اینه که برخی رفتار های شایسته رو در خودمون به وجود بیاریم و سعی کنیم کارهایی بهتر و زیباتری نسبت به گذشته خودمون انجام بدیم خب همین موضوع هم باعث میشه که ما کم کم رفتارهای خوب رو جایگزین اون رفتارهای بد گذشته کنیم و اینطوری رفتارهای بد ما تبدیل به رفتارهای خوب میشه یا همونطور که در آیه اشاره شد خداوند بدی های انسان رو تبدیل به خوبی میکنه . و فقط در… ادامه »

ذهرا خرسند

همنشین شدن با صاحلین نیز نعمت دیگری است که منهاجی شدن می تواند در اختیارم ا قرار دهد و همنشینی را انسان هم اکنون نیز می تواند نعمتش را به دست بیاورد یعنی با کسانی تعامل داشت هباشد که طبق تعاریف قران و آموزش دهندگان دین نام آنها صاحلین می باشد و انسان را واقعا به کار خیر هدایت می کنند و انسان را مرتبه ای پیشرفت می دهند و به خدواند نیز نزدیک تر می کنند . انسان هایی نیز هستند که کسانی را به عنوان همنشین انتخاب می کنند که هیچ کار شایسته ای در زندگی خود از انها بر نمی آید یا اگر انجام داده باشند تعداد آن کار ها خیلی کم است بهتر است که انسان این افراد را از زندگی خود حذف کند چرا که او قصدش رشد و پیشرفت اگر باشد این انسان ها کوچکترین کمکی به او نمی توانند بکنند بلکه برخی مواقع مانع او می شوند و حتی باعث پسرفت او نیز خواهند شد به اینگونه که او را یا مسخره خواهند کرد، یا او را دلسرد می کنند یا بسیاری از موارد بازدارنده ی دیگر انسان از پیشرفت. این اشخاص کارشان همین است و اگر انسان می خواهد واقعا به سعادت… ادامه »

عصمت رضایی

با سلام کامیابی آشکار چیست؟ قطعا وارد شدن به رحمت خداوند همان کامیابی آشکار می توان نام آن را نهاد . کسانی که ایمان آوردند و کارهای شایسته انجام دادند. ایمان چیست ؟ ایمان همان باور قلبی انسان نسبت به یک موضوع است و خداوند واقعا از ما می خواهد که به چه چیزی ایمان بیاوریم؟ این ذهن من را خیلی به خود درگیر کرده است . البته که پاسخ خیلی ها این است که به خداوند ایمان بیاوریم خب این کاملا درست است اما آیا واقعا این یک کار ساده است ؟ در قسمت دیگر آیه در بخش دهم پاداش ها نوشته شده که کسانی که کارهای شایسته انجام داده اند . کارهای شایسته چه کارهایی هستند؟ چه خوب که ما بیاییم و تک تک این کار ها را در زندگی خود و با توجه به زندگی شخصیمان مشخص نماییم تا بتوانیم در رحمت خدواند وارد بشویم . اما کارهای شایسته برخی از انها ممکن است مبنی بر منطق ما درست و شایسته باشند در صورتی که به صورت کلی کار درستی نیستند پس می بایست با توجه به راهنمایی های قران آن کار ها را بدانیم که چه چیز هایی هستند . کسانی که در مقام آموزش نشسته… ادامه »

رحیم صولتی

سلام در پاداش هشتم یعنی عاقبت به خیر شدن در آیه ی دومی که اورده شده است یک بخش از آیه نظر من را خیلی به خود جلب کرد و این هم همان کلمه است که نوشته بود امید است. یعنی به طور قطعا وارد نمی شوند و این برای من جای سئوال دارد که چرا خداوند اینگونه بیان کرده است که امید است که رستگار شوند . به نظر من می تواند دلیل آن باشد که انسان در تمام طول عمر زندگی خود می تواند یک مسیر را برود و یا اواسط آن بازگردد یا کلا مسیر دیگری را انتخاب کند ودر آن قدم بگذارد. شخصی هم که توبه می کند ممکن است که توبه خود را بشکند و دوباره در زمره بدکاران قرار بگیرد به همین دلیل نمی توان تضمین قطعی داد که آن شخص رفتارش تصحیح بشود و البته واژه توبه را که من می گویم این معنی را از آن برداشت می کنم که کاری که قبلا انجام می شده دفع ی دیگر انجام نشود به هیچ وجه در غیر اینصورت نام آن توبه نخواهد بود و بر ان نام دیگری باید نهاد البته این نظر من است و همانطور که می گویم برایم شبهه ایجاد… ادامه »

مرتضی خزائی

با سلام اعمالی که فاسقان و بدکاران از سر می زنند می تواند بسیار ناشایست و بد باشد و همینطور هم هست و همینطور که در جامعه ی اکنون می توانیم مشاهده کنیم می بینیم که این افراد چگونه بساط ظلم را در زمین گسترده کرده اند و با انجام دادن گناهان مختلف مانند کشتن مردم بی دفاع و مظلوم، خوردن مال حرام و … زمین را به فساد کشانده اند . اما انسان امروزی که قصد منهاجی شدن را دارد می بایست از مکر و حیله ای که شیطان برای این افراد پهن کرده در امان بمانند و بهترین نوع در امان ماندن عمل کردن به همین قوانین و اعمالی است که سر پرچم داران سپاه مناهجیان به آنها می آموزند و اگر به این رفتارو اعمال پایبند باشند قطعا خواهند توانست که در زمره ی این افراد قرار نگیرند و همچنین بتوانند خود را در ردیف اشخاصی قرار دهند که خداوند نعمتش را بر انها ارزانی می داردو باران رحمت او به قول دیگر دوستان که در کامنت هایشان اشاره کرده اند بر سار آنها می بارد و این چه نعمت خوبی است که به دست انسان می آید. انسان می تواند این پاداش را به دست بیاورد… ادامه »

پروا

کسی از که از رحمت پروردگارش بهره مند شود می تواند امیدوار باشد که در بهشت جایگاهش خواهد بود چرا که خداوند بر بندگان خود رحیم و مهربان است و رحمت خود را بر سر آن ها ارزانی دارد. و انسانی که از خدواند طلب مغفرت نمایدو بخواهد که خود را جزء دوستان خداوند در بیاورد قطعا از این رحمت خداوند نیز بهره مند خواهد شد . و رحمت خدواند بر سر همگان می بارد بگذارید اینگونه بگویم که رحمت خداوند مانند بارانی است که بر سر همگان می بار و ما نیز سطل هایی در دست داریم که از این باران به دست بیاوریم اما سطل برخی خیلی کوچک است و سطل برخی خیلی بزرگ و اشتباه نکنید اینگونه نبوده که این سطل رو به آن ها بدهند بلکه سطل های انسان ها به واسطه ی خود آن ها ساخته شده است و هر بار که بخواهند می توانند عمق این سطل را بیشتر کنند تا از این باران بیشتر به دست بیاورند اما آنها خود را از آن منع می کنند و همیشه دوست دارند که بهترین ها از طریق بقیه به دست آنها دادهبشوند و خود نمی خواهند که هیچ تلاشی در این مسیر نمایند خب قادعتا… ادامه »

خلیل

هدایت الهی بهترین چیزی است که انسان می تواند از ان بهره مند بشود اینکه خداوند به واسطه ی الهامات خود به انسان نشان دهد که از کدام مسیر برود که به او نزدیک تر شود و در کدام مسیر ها قدم نگذارد. الهامات خداوند می تواند به شکل چیز های کوچک حتی باشد . گاهی انسان در خواب از الهامات خداوند بهره مند می شود ، گاهی دارد تلویزیون نگاه می کند و مجری تلویزیون چیزی می گوید که انسان باید بشنود ، گاهی متنی از ی کتاب را به اتفاق می خواند و همه ی این ها می توانند به عنوان الهاماتی از جانب خداوند به انسان یاد شوند اما فقط زمانی انسان می تواند به طور کامل به این الهامات دست یابد که به آنها عمل کند اگر هر بار که به او الهام می شود او نادیده بگیرد و یا توجهی نکند خب قاعدتا این الهامات کمرنگ تر خواهند شد . و اینکه الهامات به گونه ای نیست که به او بگوید این را انتخاب نکن آن را انتخاب کن و به صورت کامل مسیر را نشان دهند بلکه قدم به قدم به انسان راهنمایی می کنند و اگر انسان به آن ها عمل کرد قدم… ادامه »

مائده

سلام اگر خداوند در مسیر زندگی همراه انسان باشد بهترین بهره وری ها به انسان خواهد رسید و او واقعا لذت واقعی را در دنیا خواهد چشید. اگر انسان دنیایی خوب می خواهد باید برای خود مشخص کند که تعریف او از یک دنیای خوب چیست ؟ اگر می خواهد بگوید که من فقط دنیایی خوب می خواهم باید بگویم که دنیای خوب هزاران معنی داردو اگر او واقعا می خواهد که دنیایی خوب را به وجود بیاورد پس باید برای این واژه خوب تعریفی درست بیاورد. و منهاجی شدن نیز یکی از همین راه ها می باشد که انسان می تواند به واسطه ی آن یک دنیای زیبا و خوب و سرشار از زیبایی و بهره وری را شکل دهد . اما انسان باید بداند که هر آنچه که در جهان به او می رسد به واسطه ی خود اوست و افکار وباورهایی که داردو همچنین انتخاب هایی که می کند و در نهایت این انتخاب ها منجر می شود که او عملی را انجام دهد و این عمل بهره وری اش ممکن است مثبت باشد یا منفی که با منهاجی شدن انسان می تواند روی این موضوع اطمینان کند که بهره وری کارهایش خیلی خوب خواهند شد اما… ادامه »

آرمان

ناراحتی به واسطه ی انتخاب های خود آدمیست که در او به وجود می آید اگر او بتواند به درستی انتخاب هایش را مدیریت نماید قطعا این مورد تا حد خیلی زیادی برطرف خواهد شد و حزن در انسان شکل نمی گرد. ترس و حزن بدترین چیزهایی هستند که می توانند در انسان شکل بگیرند و او را از رسیدن به خداوند و هر چیزی که در زندگی خواهان آن هستند که به آن دست پیدا کنند منع خواهند کرد. می گویند نقطه ی مقابل ایمان ترس است و کاملا این مورد درست است چرا که ترس انسان او را متوقف می کند و نمی گذارد که او به خواسته هایش برسد و کاملا انسان بی دفاع خواهد شد. ترس مانند یک زندان بان است که انسان را در محاصره ی خود در اورده و در پشت میله هایی که نامش حزن نام دارد او را زندانی کرده است و تنها راهی که انسان می تواند این زندان بان بی رحم را از پای در اورد این است که بر روی ترس خود پای بگذارد و از ان عبور کند .می گویند همیشه که اولین قدم سخت ترین قدم است و این هم کاملا درست است به محض آنکه انسان… ادامه »

احمد موذنی

سلام در مورد پاداش الهی که فرمودید همین که انسان احساس خوبی به دست می اورد به نوعی می توان از پاداش الهی از آن نام برد چرا که احساس خوب چیز بسیار گران بهایی است و گاهی بزرگترین نعمت ها هم نمی توانند در انسان احساس خوبی یاجد کننده به عنوان مثال شخصی مال و ثروت بسیاری دارد اما گهگاهی این مال هرگز نمی تواند احساس او را خوب کند نه اینکه مال و ثروت بد باشد خیر اما در آن لحظه و آن وقت آن مال و ثروت نمی تواند احساس بد آن شخص را به احساس خوب تبدیل کند به همین جهت می گویم که احساس خوب بهترین نعمتی است که خداوند می تواند به انسان بدهد و البته که این نعمت دریچه رسیدن به آن در دستان خود انسان است و او خودش است که انتخاب می کند احساسش خوب باشد یا بد. پس اینکه خداودن به انسان لطف کند و خواسته اش را براورده کند بهترین آن خواسته برای انسان می تواند همین حس و حال خوب باشد. نعمات دیگر نیز به نوع خود می تواند زندگی انسان را زیبا نمایند . یکی از همین نعمت ها مال و ثروت است که متاسفانه بسیار برخی… ادامه »

محسن شکیبا

با عرض سلام چه آیات زیبایی در مورد رسیدن به بهشت وجود دارد و خداوند چه زیبا برای اتنسان بهشت را مثال می زند. البته که بهشت می تواند ده ها برابر از آنچه که اینگونه توصیف شده است زیبا تر باشد اما در خور فهم انسان همین مقدار بسنده است و انسان بیش از ان احساس می کنم که نمی تواند درک کند، بپذیرد، باور نماید چرا که زیبا تر از این نمونه هایی که قؤان به عنوان نعمت در بهشت به انسان معرفی کرده است در این دنیا وجود ندارد . و چه خوشبخت است انسانی که در جایگاه منهاج بهشت قرار گیرد و خداوند او را نعمت دهد و به شکرانه ی نعمت هایی که خداوند به او داده است خدایش را سپاس گوید و بندگی او را نماید و این چنین انسانی که در چنین جایگاهی از بهشت قرار گرفته است به طور حتم زندگیش در دنیای فانی نیز چیزی کمتر از بهشت نبوده است به واسطه ی نیکی که به دیگران می کرده، به واسطه ی سعادتی که در دنیا برای خود به وجود آورده، به واسطه ی سپاس گذاری هایی که از خدایش کرده و هزاران نمونه دیگر که جایش نیست که آنها را… ادامه »

مهرداد

وقتی فکر گناه میاد سراغمون تموم مطالبی که شما گفتین رو یادمون میره هرچی کتاب خوندیم ایمان داشتیم میره زیر سوال و فراموش می شه یه راهکار بدین برای اینجور وقت ها

محسن احمدی

هرگاه فکر گناه بر کسی هجوم برد، نباید آن را انجام دهد، بلکه با پناه بردن به خدا و توکل بر او از دام شیطان رهایی یابد، امام صادق (علیه‌السلام) فرمود: کسی که به فکر گناه افتاد، انجام ندهد؛ زیرا چه بسا بنده‌ای در حضور خدا مرتکب گناهی می‌شود و خدای بزرگ می‌فرماید: به عزت و جلالم قسم، از این پس تو را نمی‌آمرزم.

شب مهتاب

دوست عزیز بهترین راه برای امن ماندن از گناه ذکر است. کثرت ذکر خدا، دشمن او را دفع و منع می‌کند؛ زیرا ابلیس با همه سپاه و ستاد داخلی و خارجی خود در صدد وسوسه و نفوذ در حریم دل است که با ذکر مدام می‌توان او را رجم کرد و مانع نفوذ او شد، چنانکه از آسیب‌های او نیز رافع است؛ زیرا اگر در اثر سستی شخص، شیطان در او نفوذ کرد می‌توان اثر تلخ پدیده آمده را با کثرت ذکر رفع کرد، همچنین وسیله جذب است؛ زیرا جذب یاد خدا نسبت به بنده، مرهون یاد خدا بودن است. بنابراین باید دائما به یاد پروردگار بود، تا از این برکات فراوان بهره ‌مند شد. اگر چنین شد، خوف الهی سراسر وجودش را فراگیرد و دلش نرم و درونش آرام شود و اشک شوقش از دیده فرو ریزد.

زانیار

با سلام خدمت شما دوست بزرگوارم. ببینید شما از انجام این کار یعنی همان گناه لذت می برید درست است؟ این لذت ها به اندازه ای هستند که شما دیگر لذت های انجام ندادن آن را فراموش خواهید کرد. پیشنهاد من به شما این است که لذت های دور ماندن از گناه را برای خود بر روی یک کاغذ بنویسید هر آنچه که می توانید بنویسید تا آنجا که ذهنتان شما را یاری می کند . در هنگام گناه فکر وسوسه گر بر روی افکار درست و جلوگیر کار های ناشایست پوشش می گذارد واکری می کند که ذهن آنها را نادیده بگیرد اما زمانی که این افکار بر روی کاغذ نوشته شده اند یعنی همان لذت های دور ماندن از گناه شما می توانید آن کاغذ را در هنگامگناه باز کنید و بخوانید در این هنگام سعی کنید که ذهن خود را با این صحبت ها بمباران کنید و کم کم فکر مناسب را جایگزین فکر نادرست بکنید به این واسطه خواهد بود که شما خواهید توانست در مقابل انجام دادن آن گناه خود را حفظ کنید و به آن مرتکب نشوید. همچنین سعی کنید رنج های انجام دادن این گناه را هم بر روی کاغذی دیگر بنویسید و… ادامه »

فرهاد

با سلام خدمت شما دوست بزرگوار و عزیزم . شما برای آنکه گناهی را مرتکب نشوید می توانید که از فضا ها، مکان ها، محیط، افراط و شرایطی که منجر می شوند شما وسوسه شوید و آن گناه را مرتکب بشوید دوری نمایید. یعنی اگر مکانی هست که باعث می شود شما وسوسه شوید، دوستی هست که شما را وسوسه می کند، متن یا ویدیویی هست که شما را وسوسه می کند یا هر چیز دیگری را از خود دور نگه دارید اینگونه درصد انجام دادن گناه در شما خیلی پایین خواهد آمد. همچنین خود را در محیط هایی سعی کنید قرار دهید که دائما بر خلاف آن گناه صحبت می کنند اینگونه دلایلی مستحکم و قوی در ذهن شما برای انجام ندادن آن گناه نیز شکل خواهد گرفت. مورد دیگر که می بایست به آن توجه اشته باشید این است که اگر شما گناه را هم انجام دادید هرگز سعی نکنید که خود را ملامت کنید یا مورد سرزنش و شماتت قرار دهید به یاد داشته باشید که شما انسان هستیدو ممکن است خطایی از شما سر بزند پس اینکه مدام خود را سرزنش کنید و ملامت کنید هیچ ممکن است در بر نداشته باشد مگر انکه عزت نفس… ادامه »

پاکدست

نشست و برخاست با افراد بد انسان رونابود میکنه در عوض با یک آدم پاکدامن نشست و برخاست کن ببین چه حال خوشی بهت دست میده دوست داری همیشه در حال عبادت باشی

حسرت

شیطان توان وسوسه کردن بنده‌ای را ندارد، جز آنکه او را از یاد خدا اعراض کند و فرمانش را سبک شمرد و به نافرمانیش روی آورد و آگاهی خدا از اسرارش را فراموش کند، و نیز فرمود: هرگاه شیطان وسوسه‌ات می‌کند تا از راه حق گمراهت کند و خدا را از یادت ببرد، پس از او به خدا پناه ببر [و بر خدا توکل کن]، که او به کمک حق بر باطل آید و مظلوم را یاری رساند؛ چرا که خود فرمود: شیطان بر مومنان و بر کسانی که بر خدا توکل کنند سلطه‌ای ندارد.

جعفرپور

مهم ترین منشأ گناه و نافرمانی خداوند غفلت و جهل انسان است. اگر شیطان بتواند کسی را از مقام خود، عظمت، علم، حکمت و لطف خداوند، نعمت های بی شمار او، مضرات و عواقب گناه و… غافل کند، او را به آسانی به وادی گناه و نا فرمانی می کشاند. همچنین جهل و نادانی به ارزش‏های وجودی انسان، جهل به آثار ارزندۀ پاکدامنی و عفت، جهل به عواقب گناه و بالاخره جهل به اوامر و نواهی الاهی باعث ارتکاب بسیاری از گناهان است. حال ما چگونه این جهل و نادانی را از بین ببریم؟

اسدی

اگر انسان به ارزش و مقام والای خود در بین دیگر مخلوقات توجه کند و این که گناه این ارزش و مقام را از بین خواهد برد، حاضر نخواهد شد تا این ارزش بزرگ را برای لذت آنی و بی ارزش و زود گذر از دست بدهد.

احمدرضا

یادمان باشد که حتی اگر بزرگترین گناهان را هم کرده باشید نباید از لطف خدا و امید به بخشایش او ناامید شویم. همانطور که قوم بنی اسرائیل بعد از این که گوساله پرست شدند باز به درگاه خدا روی آوردند و از او طلب مغفرت کردند.

ازاد

 از آثار و فواید محبت خداوند در دل که به دنبال منهاجی شدن می آید این است که قدرت‌ آفرین است، یعنی یک قدرت بسیار بزرگ در مقابل دشمنان ایجاد می‌کند. و اوج این قدرت را می‌ توان بعد از ظهور حضرت دید. ان‌شاءالله ما باشیم و ظهور را ببینیم، و این روند رو به گسترش رشد دین هم خیلی امید ما را بالا می‌برد، چون می‌ بینیم که رشد دین تقریباً تصاعدی شده است. اصلاً این خاصیت دین است که رشد دین کم‌کم شروع می‌شود و بعد یک‌دفعه‌ای اوج می‌گیرد. همان‌طور که خداوند می‌فرماید: «إِذَا جَاءَ نَصْرُ اللَّهِ وَ الْفَتْحُ* وَ رَأَیْتَ النَّاسَ یَدْخُلُونَ فىِ دِینِ اللَّهِ أَفْوَاجًا»

Shojaee

بی‌دین‌ترین افراد هم در مقابل «دینداری توأم با محبت» تواضع می‌کنند 
 اگر دینداری توأم با محبت باشد، آثار و برکات و فواید زیادی دارد.  

ناشناس

با ارزش ترین ثمره منهاجی شدن محبت خداوند در دل بنده است که ریشه میکند
یکی از راه‌ها برای اینکه محبت خدا در دل‌مان بیاید و عاشق خدا بشویم این است که آن‌قدر به محبت خدا فکر کنیم تا از طریق این تفکر، به حب الله برسیم؛ خیلی باید به این محبت فکر کنیم. سعی کنید مدام فکرتان مشغول حب‌الله باشد، سرِ نماز هم فکرتان مشغول حب‌الله باشد و به این فکر کنید که اگر من خدا را دوست داشتم چه تحولی در دلم ایجاد می‌شد؟ خدایی که همۀ دوست‌داشتنی‌های عالم را آفریده است، قطعاً خودش از همۀ آنها دوست‌داشتنی‌تر است. وقتی سر به سجده می‌گذارید یا به رکوع می‌روید، به این فکر کنید که خدایا! کِی می‌شود این در به روی من باز شود و من واقعاً تو را دوست داشته باشم. یعنی فکر و ذکرش را رها نکنید.

مرادی

طبق گفته های دوستان این سوال اساسی برای من پیش اومد که آیا رویکرد قرآن به شعر، منفی است؟

حیدری

به رغم تأثیرهای شعر و کارآیی آن در عرصه‌های مختلف، و اقبال و روی کرد عمومی به آن، کسانی در اصل مشروعیت شعر تردید دارند. اکنون مهم‌ترین دلیل‌های آن را برمی شماریم: ۱. بنای شعر و شاعری بر خیال‌پردازی، اغراق ، مبالغه و تخیّلات است و شعر به گونه‌ای دروغ می‌پردازد؛ تا آن‌جا که ملاک قوّت و تأثیرگذاری شعر را دروغ و مبالغه آمیز بودن آن دانسته‌اند، یعنی هرچه شعر دروغی و تخیّلی‌تر باشد، مؤثر و جذّاب تر خواهد بود. برای همین، در وصف شعر گفته‌اند:(اکذبه اعذبه). ۲. قرآن‌ به‌طور ضمنی، شعر و شاعری را مذمت کرده و آن را موجب منقصت می‌داند:والشعراء یتّبعهم الغاوون. بنابراین، وقتی کافران و مشرکان به انگیزه تحقیر پیامبر و قرآن ، آن را شعر و پیامبر را شاعر می‌نامیدند، خداوند آن دو را از این نسبت دور یاد می‌کند و با صراحت، شعر و شاعری را از آنان نفی می‌سازد:(وما علّمناه الشعر وما ینبغی له.) شعر، در روایات نیز مورد نکوهش قرار گرفته است. ۳. با توجه به دوری و اجتناب صحابه از شعر و شاعری، ترویج فساد و فحشا از طریق شعر، گستاخی برخی شاعرانِ بی‌تعهد در سرودن شعر علیه قرآن و امثال آن، پدید می‌آید.  ۴. توجه بیش از اندازه به شعر و شاعری و کنار گذاشتن آیات قرآن و احادیث ،  به خدمت گرفتن شاعران توسط حاکمان ظلم و صاحبان زر و زور، کسب معیشت… ادامه »

ناشناس

من منظورتون از ثمره هفدهم رو نفهمیدم آیا منظور همون شاعر و شاعری که ما میشناسیم هست یا معنی دیگری داره؟ لطفا راهنمایی کنید چون خیلی برام عجیبه

حسین خان

برخی تصور می کنند که اسلام با شعر و شاعری سر ناسازگاری دارد در حالی که این توهّمی بیش نیست.
بدون شک ذوق شعر، و هنر شاعرى؛ مانند همه سرمایه‏هاى وجودى انسان در صورتى ارزشمند است که در یک مسیر صحیح به کار افتد و از آن بهره‏گیرى مثبت و سازنده شود، اما اگر به عنوان یک وسیله مخرب براى ویران کردن بنیان اعتقاد و اخلاق جامعه و تشویق به فساد و بى بند و بارى مورد استفاده واقع شود، و یا انسان ها را به پوچى و بیهودگى و خیال‏پرورى سوق دهد، یا تنها یک سرگرمى بى محتوى تلقى گردد، بى ارزش و حتى زیانبار است.
پس شعر وسیله‏ است و معیار ارزیابى آن هدفى است که شعر در راه آن به کار گرفته مى‏شود.

حلما051

زندگی من انقده تو مشکلات غرق شده که میدونم اون چیزی گه رفع مشکل میکنه اونم حل نمیشه ۱ ساله دارم از خدا میخوام اینسری این دعام قبول بشه و ۶ روز دیگه معلوم میشه نتیجه دعام ولی میدونم نمیشه نمیخوام ناامیدانه چیزی بگم ها نه بحث این حرف ها نیست ولی انقده چیز خواستم تاحالا نشده که این دفعه امیدی به شدنش ندارم شاید اونقدری بد باشم که دیگه دعاهام هم قبول نمیشه ولی کاش اینسری بشه تا بتونم باهاش چشمای مامانم رو عمل کنم کاش بشه تا بتونم بیماری بابام رو درمان کنم خیلی سخته اینطور ببینی و با این وضعیت جامعه بتونی کاری کنی با این گرونی کاشکی بشه خیلی میترسم. کاش حضرت فاطمه شفاعت کنه منو پیش عباسش پیش حسینش پیش اون نوزادی که تیر گلوش رو پاره کرد که اینسری اونا از خدا بخوان که بشه برام دعا کنید دعا کنید که رفع مشکل بشه فقط یه بار رو دیگع چیزی نمیخوام

نفس

من برای شما دعا میکنم .انشاالله مشکلتون حل میشه .اگر برای همدیگه دعا کنیم اثرش بیشتره از حاج فردوسی هم میخایم اگر این کامنت هارو میخونه دعا گوی ما و همه بچه های منهاجی باشه

ناهید

اگر میخواهید حاجتهاتون برآورده بشه و خبر خوش بهتون برسه برای ظهور مولامون صاحب الزمان (عج) خیلی دعا کنید برا من اتفاق افتاده البته دعاتون باید از ته قلب باشه
الهم عجل لولیک الفرج

مهناز

دعا یعنی درخواست از خدای متعال برای برآورده ساختن حاجتی می‏باشد و طبیعی است که این ارتباط در صورتی مؤثر است که فقط ظاهر دعا مورد توجه نباشد، بلکه در باطن انسان توجه به خدا و تضرع به پیشگاه او شکل بگیرد و انسان فقط خدا را مؤثر در امور بداند. رسول اکرم‏صلی الله علیه وآله می‏فرماید: «اعلموا ان الله لا یقبل دعاءً عن قلب غافل»؛ «بدانید که خداوند دعائی که از قلب غافل برخاسته باشد قبول نمی‏کند».
در واقع خدای متعال این گونه بندگان خود را تأدیب و تربیت می‏کند تا از راه خطا بازگشته و مسیر صحیح هدایت الهی را در زندگی خود انتخاب کنند.

کیهان

سلام من یه مدته منهاجی شدم ولی ثمره استجابت دعا شامل حالم نمیشه نمیدونم چرا

نفیسه

با وجود این که خداوند قدرت بی انتها و بی مرزی دارد ولی اصول دنیا این است که همه چیز مطابق قانون پیش رود. یعنی نظریه جهان داری اش این است که همه امور را از مجرای خودش و با همین راه هایی که آفریده انجام دهد. اگر محتوای دعا خواستن چیزی خلاف قانون دنیا و اسباب عادی آن باشد، خدا معذور است از اجابت آن از حضرت علی(ع) سوال شد: کدام دعا گمراهی است؟ فرمودند: دعا کردن و خواستن کارهای نشدنی و غیرممکن.
شاید هم آن آرزو بر خلاف مصلحت فرد آرزو کننده باشد که خداوند آن را اجابت نکرده است.

ریحانه

با سلام خدمت شما دوست عزیز شما باید به احساس خوب برسید از این کاری که انجام می دهید. انتظار هیچ برای شما نمی آفریند. آیا از خود سئوال پرسیده اید که اصلا برای چه منهاجی شده اید و برای چه دارید در مسیر خداوند قدم می گذارید؟ یکی از دلایلش رسیدن به همین ثمرات می تواند باشد! خب اگر شما ثمرات را می خواهید می بایست مقدمه ای برای به وجود آمدن ها ایجاد کنید. از شما می خواهم که آیات هر ثمره را بخوانید و مواردی را که خداوند در هر کدام از ایات ذکر کرده است را برای خود تعبیر کنید وبا توجه به زندگی شخصی خود و شرایط خود بگویید چگونه می توانم آن شوم که خدایم می خواهد . به عنوان مثال خداوند نوشته است کار های شایسته انجام دهید در زندگی خود بنگرید و بببینید که چه کارهای شایسته ای می تواند از شما سر بزند. یا به عنوان مثال نوشته است که توبه کنید با خود فکر کنید و ببینید که آیا تا به حال خلافی از شما سر زده است که بابت آن بخواهید توبه نمایید. سعی کنید تک تک کار های خود را به همین شکل درست نمایید. و واقعا این… ادامه »

ساینا

با سلام خدمت شما. در جایی متن زیبایی خواندم که با این حدیث رابطه ای نزدیک دارد ودوست دارم که آن را برای شما بیان کنم. خداودن در واقع تمام خواسته های ما را به ما داده است و در واقع هیچ چیزی وجود ندارد که خداوند بخواهد آن را به ما بدهد چرا که از قبل به ما داده. اما هر چیزی زمان و وقت خاص خود را دارد که نام آن را زمان الهی یا وقت الهی نامیده اند. یعنی آنکه هر چیزی در زمان خود در وقت خود در بهترین مکان و بهترین شکل و بهترین شرایط به شخص داده می شود و اگر شخص از این زمان بخواهد خارج شود و زودتر به دست بیاورد یا خواسته اش با کاستی رو به رو خواهد بود یا به آن شکل که باید از ان لذت ببرد لذت نخواهد برد. وقت الهی توسط میزان باور و ایمان ما نیز سنجیده می شود یعنی هر چه ما باور های قوی تری داشته باشیم زمان رسیدن به خواسته برای ما نزدیک تر خواهد شد و هر چه ما باور ها کهنه و پوسیده ای داشته باشیم زمان رسیدن به خواسته طولانی خواهد شد. پس این موضوع که حضرت باقر علیه… ادامه »

لقمان

گاهی تیرگی گناه های ما باعث می شود، دعا های انسان مستجاب نشود. امام باقر(ع) فرمودند: «انسان گاهی حاجتی دارد و از خدا طلب می کند و خداوند ضمن قبول آن انجامش را به وقت مناسبی وا می گذارد، ولی بنده در این مدت مرتکب گناه می شود. خداوند به مأمور اجابت دعا امر می کند خواسته اش را اجابت نکن و او را از این لطف محروم نما که خشم ما را برانگیخت و شایسته بی اعتنایی گردید.»

حسن صمدی

راستگویی از اعمال نیکوی انسانی و نزد دین و خرد از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است. فطرت پاک انسان ایجاب می‌کند که آدم سالم و متعادل، دل و زبانش هم سو و هماهنگ باشد، ظاهر و باطنش یکی باشد و آنچه را باور دارد بر زبان جاری کند. این خصلت ها با منهاجی شدن خیلی راحت در ما پدیدار می شوند.

شایان

سلام سخنی که گفتید بسیار جای تامل دارد. چرا که کدامین انسان است که ادعا کند همیشه و همه جا حرف و سخن دلش و زبانش یکی بوده؟ ظاهر و باطنش همیشه یکی بوده؟ و از همه مهمتر آنچه را باور داشته است بر زبان آورده است؟ بله افرادی پیدا می شوند که دارای فطرتی پاک و خداگونه هستند اما انسان ممکن الخطاست و از انجا که شیطان دشمن قسم خورده ی انسان است و هر لحظه برای او دامی پهن می کند انجام این کار بسیار سخت است. نمی گویم که نشدنی است اما انجام شدنش آسان هم نیست. اما از این موضوع که بگذریم مورد آخر بسیار ذهن مرا به خود درگیر کرد یعنی همان که می گوید آنچه را که باور دارد به زبان می آورد! متاسفانه در جامعه ی امروزی بسیاری از افراد برای آنکه به نیت و اهداف خود برسند به راحتی بر آنچه که اعتقاد دارند قدم می گذارند و آن را پایمال می کنند و انگار که نه انگار به آن عقیده ای داشته اند و صرفا جهت منافع شخصی خود را تبدیل به یک عروسک خیمه شب بازی می کنند و هر آنکس که دوست دارد آن ها را به آن جهت… ادامه »

نوال

بهترین ثمره منهاجی شدن راستگویی هست اسلام دینی فطری است و راستی نیز خواست فطرت است، پس این دو پیوندی ناگسستنی دارند و در روایات اسلامی با تعابیر گوناگونی بر راستگویی مسلمانان تأکید شده و آن را از اصول ایمان و تدیّن به حساب آورده اند.
رسول اکرم ـ صلی الله علیه و آله ـ می فرماید:«الصّدْقُ مُبارَک وَ الکِذْبُ مَشْؤُومٌ» (راستی، مبارک و دروغ نامیمون است).