۳ آبان

شباهت منهاج فردوسیان به تصوف!

سؤال: چرا منهاج فردوسیان به گونه‌ای شبیه به طریقت‌های عرفان و تصوف است؟

جواب: استاد عالی، حضرت امیرالمؤمنین علی (علیه‌السلام) در کلامی راهگشا می‌فرمایند: «رُدُّوا الحَجَرَ مِنْ حَیثُ جَاءَ؛ سنگ را از جایی که آمده برگردانید» به عبارت دیگر، همیشه این مقابله به مثل است که جوابگو بوده است‌. وقتی عرفان‌های کاذب و دکان‌های معرفت‌فروشی در قالب‌های جذاب و فریبنده اقدام به جذب جوانان و در نتیجه، منحرف کردن آنها می‌کنند، راه درست این است که با استفاده از همان قالب‌های جدید، مفاهیم اصیل و ناب را ارائه کنیم تا خطر آنان دفع گردد‌.
وقتی دشمنان اسلام برای ترویج افکار الحادی و باطلشان، فیلم می‌سازند، ما نباید در مقابل و برای مقابله، به نوشتن کتاب بسنده کنیم بلکه ما نیز باید از همان راه وارد شویم و با همان زبان سخن گوییم؛ زیرا هیچگاه کتاب نمی‌تواند در مصاف با فیلم و جاذبه‌های بصری، هماوردی کند‌.
وقتی صاحبان دعاوی باطنی (عرفا و صوفیه) با تشکیلات تربیتی، وارد عرصه‌ی شکار دل‌های صاف و نفوس مستعده (جان‌های آماده) می‌شوند، قالب‌های دیگر، ناکارآمد یا کم‌بازده خواهد بود و نیاز است مطالب حق در قالبِ جذابِ برنامه‌‌ی تربیتی و تشکیلات تکاملی ارائه گردد‌.
اگر ‌می‌شود مطالب پوسیده و انحرافی را در قالب‌های جدید و جذاب ارائه نمود و قربانی گرفت، لابد بشود آموزه‌های اسلام اصیل و تشیع ناب را به قالب جدید زد و موجب هدایت گردید‌. پس باید توجه داشت که گرچه «منهاج فردوسیان» در نگاه اول، همچون یک فرقه به نظر می‌رسد؛ ولی در مطالعه‌ی همه جانبه، روشن ‌می‌شود که متن شریعت غرای اسلام و تشیع ناب اثنی‌عشری است‌.

موفق باشید
حاج فردوسی

کلمات کلیدی: , , ,

54
دیدگاه

38 نویسندگان
16 پاسخ‌ها
0 دنبال کنندگان
 
مرتب کردن بر اساس بیشترین بازخورد
مرتب کردن بر اساس داغ‌ترین دیدگاه
3 نویسندگان برتر
  مشترک شوید  
جدیدترین نظرات قدیمی‌ترین نظرات نظرات با امتیاز بالا
اشتراک برای:
کمال

بسیارى از محققان معتقدند که عصر جدید عصر معنویت وبازگشت بشر به دین است به همین دلیل گرایش‌هاى معنوى شدیدى در میان مردم دنیا مشاهده مى‌شود؛ شواهد وقرائن این مدعا نیز فراوان است. یک عده مثل ما با منهاج فردوسیان آشنا شدم میشوند و راه حق را میابند و عده ای با تصوف برخورد میکنند و گمراه می شوند.

جابر حاتمی

کاملا درسته و در این شرایط، بازار عرفان‌سازها داغ شده است چراکه از یک‌سو لذات مادى که در عصر ما دامنه گسترده‌اى پیدا کرده وجمع میان آزادى در آن‌ها وکام‌جویى‌هاى جنسى وغیر جنسى وتوجه به مسائل معنوى جز در عرفان‌هاى کاذب پیدا نمى‌شود. آن‌ها مى‌گویند: مهم اصلاح قلب ودرون وباطن است، اما در برون، انسان مى‌تواند آزادى داشته باشد، همان چیزى که در تعبیر جمعى از صوفیان گذشته وحال آمده است که مى‌گویند: شریعت پوست است وطریقت مغز است ورسیدن به حقیقت نتیجه طریقت است

مسعود نعیمی

آیت الله فاضل لنکرانی: بسمه تعالی ـ معبد مسلمانان مسجد است و رفتن به خانقاه اگر برای این باشد که گمان کند آنجا خصوصیت و شرافتی بر سایر امکنه دارد، صحیح نیست. آیا حاج فردوسی چیزی خلاف این قانون می فرمایند؟؟؟

کسری

اگر چه بر اساس مولفه های اسلام ناب اسلامی، نمی توان گروه ها و فرقه های مختلف تصوف را ـ با شدت و ضعف های آنها ـ به علت عدم تبعیت از موازین شرعی و احکام الهی و سنّت نبوی (ص) و مکتب علوی، مومنان حقیقی و مسلمانان واقعی دانست ولی به هر حال و با تسامح باید گفت تا زمانی که دراویش اظهار اسلام می کنند، در دایره وسیع مسلمین می توانند داخل شوند؛ هر چند که برخی از گروه های افراطی آنها شاید دیگر از ربقه اسلام نیز شمرده نشوند.

علی نبیلی

«مسلک تصوف در اسلام، با دیانت مسیحی و اعمال رهبانان و افکار هندی و ایرانی و بودائی، مخلوط شده است و آنچه به تصوف شکل فلسفی داده، آمیزه های فلسفه یونان مخصوصا فلسفه نوافلاطونیان بوده است؛ بنابراین بهترین بستر برای رشد و تهذیب و سلوک و مجاهده نفسانی، تعالیم اسلام است که در متون دینی ـ قرآن، سنت نبوی و احادیث اهل بیت (ع ) ـ آمده است.

نعیم

یکی از ویژگی های باز تصوف اعتقاد داشتن به شریعت و طریقت و حقیقت در طول هم؛ به گونه ای که برخی از فرقه های آنها اعلان می دارند که اگر فردی به حقیقت رسید دیگر نیازی به شریعت ندارد و اعمال عبادی و وظایف شرعی خود را می تواند حذف کند! در صورتی که بنای اهلبیت (ع) تأکید بر حفظ شعائر و ظواهر شریعت محمدی (ص) در همه حال بوده است درصورتی که در هیچ یک از کتب منهاج این مطالب نیامده

سعید رئوفی

اولین و معروفترین چهره متصوفه، ابوهاشم کوفی بود که او، مرام و عقیده اش مورد نکوهش شدید امام صادق(ع) قرار گرفت؛ چنانکه از امام حسن عسکری (ع ) نقل است که از امام صادق (ع ) پرسیدند ابو هاشم کوفی چگونه آدمی است؟ فرمود: «انّه فاسد العقیده جدّاً؛ واقعاً او شخص فاسدالعقیده ای است».

کاظم

دراویش چه کسانی هستند، آیا مسلمان هستند؟ لطفا کتاب معرفی نکنید زیرا دسترسی نداریم؟

حسام

صوفیه با ورش زهد نمایی، نعمت‏ها را بر خود حرام کرده و از راه اعتدال خارج شده‏اند. این گروه همواره مزاحم امامان(ع) می‏شدند و با گستاخی به آن‏ها اعتراض می‏کردند. اما امامان(ع) که دارای زندگی اجتماعی بوده‏اند، با این طرز فکر مبارزه می‏نمودند و همگان را به استفاده صحیح از نعمت‏های الهی فرا می‏خواندند. فکر نمیکنم منهاجیون قصد چنین کارهایی داشته باشند و حاج فردوسی که رهبر معنوی ما هستن بخواهند چنین اعمالی رو رواج بدهند

ناشناس

به کسی که حضرت علی(ع) را تا مقام خدایی بالا می بره وبا ریاضت کشیدن می خواد به ایشان نزدیک بشه میگن صوفی واز دوران صفویه به وجود اومد
و فکر نمیکنم مطالب شما صحیح باشه

حمدانی

در روایتی از امام رضا(ع) نقل شده که: “هر کسی نزد او سخن از صوفیان به میان آید و او به زبان و دل خویش آن‏ها را مردود نداند و باطل نشمارد، از ما نیست. هر که آن‏ها را ردّ کند و گمراه داند، به منزلی کسی است که در رکاب پیامبر جنگیده باشد”.

جانان

صوفیه، فرقه‏ای منتسب به اسلام است که پیروان آن، راه وصول به حق را منحصر به این مسلک می‏دانند. در وجه نامگذاری آن‏ها گفته‏اند: از این جهت که پیشینیان آن‏ها پشمینه پوش بوده‏اند. 
پیدایش این مسلک از اواخر قرن دوّم هجری بوده است. درباره چگونگی پیدایش این فرقه گفته‏اند: چون برخی مسلمانان با مسیحیان ارتباط داشته و راهبان و تارکان مسیحی را دیده‏اند، مجذوب آن روش شدند و زهد و بی رغبتی به دنیا را که از اخلاق اسلامی بود، بدان ضمیمه کرده و به صورت مسلکی در آوردند. 
روایاتی در طرد این مسلک از پیشوایان دین وارد شده است. این مسلک علاوه بر مطالب الحادی و کفرآمیز مانند وحدت وجد و حلول خدا در انسان و نیز خرافاتی که به نام عبادت یا ریاضت معمول می‏باشد، به طور مسلّم بدعت است

ملک

تصوف‌ چیزی‌ جز ترک‌ لذات‌ نفسانی‌ نیست‌

کریم نظری

سلام خدمت جناب رهبر معنوی‌مان حضرت حاج فردوسی (روحی فداه) خیلی خیلی خوشحالم در جمعی قرار گرفته ام که رهبر آنها شما هستیدو چه سعادتی از این بزرگتر چرا که وقتی که آثار شما را می خوانم یعنی همین مقالاتی که در وب سایت منتشر می کنید می توانم دریابم که شما چه انسان خوب و شریفی هستید. از دوستانی که در بخش کامنت ها فعالیت نمی کنند می خواهم که کمی فعالیتشان را شروع کنند به این صورت قطعا خواهیم توانست مسیری بهتری به سوی خداودن برای خود بیابیم.

حامد بزرگمهر

با سلام خدمت شما خواستم بگویم که اولین و بزرگ ترین دشمن انسان برای او خود او می تواند باشد اگر که تمام زندگی خود را به بطالت بگذراند و نخواهد که برای هدف و رسالتی که آفریده شده است قدم از قدم بگذارد. به نظر من این بدترین نوع دشمنی است که برای یک شخص ممکن است به وجود بیاید. پس بیاییم قبل از آنکه دیگر دشمنان را شناسایی کنیم بر این فکر باشیم که آیا خود ما نیز دشمن خود نیستیم؟ به نظر من همینکه دشمنی به ما ضربه می زند و ما به جای پیشرفت بیشتر به دنبال این هستیم که با ضربه زدن به او این کار را تلافی کنیم خود نوعی دشمنی با خود می باشد. کاش ما انسان ها عزت نفسمان را کمی قدرت و قوت بدهیم و بر روی آن کار کنیم تا هر کسی نتواند در ان تاثیر بگذارد یا برای هر کسی از بین برود.

حمید فداییان

سلام به نظر من سخن شما درست می باشد از آنجا که فرمودید بزرگترین دشمن انسان برای او خود اوست و دوم آنکه گفتید که عزت نفس انسان اگر کم باشد کارهای نادرستی از انسان سر خواهد زد و به نظر من واقعا به همین شکل می باشد و اگر ما کمی در زندگی انسان های دیگر حال به جز خود دقت کنیم بهتر متوجه این موضوع خواهیم شد چراک ه انسان همیشه می توالند عیب های دیگران را ببینید اما عیب های خودش اغلب اوقات بر او پوشیده است و زمانی که این را در زندگی دیگران دید بررسی کند که ایا این مشکل در من هم وجود دارد یا خیر و اگر مشکلی وجود داشت سعی کنید که آن را برطرف کند و آن مشکل را از بین ببرد در اینصورت بسیار به نفع او نیز خواهد بود

یاسمین احمدی

سلام و عرض ادب خدمت تمامی عزیزانی که در این وب سایت فعالیت می کنند به خصوص جناب حاج فردوسی محترم رهبری معنوی ما که رحمت خداوند بر او باد. ما باید مسیری که دشمن به ما ضربه زده است را شناسایی کنیم یا از جایی که قصد دارد به ما ضربه بزند بر او وارد شویم به این گونه دشمن ما در برابر ما توان چندانی نخواهد داشت. ما با پیشرفت در زندگی خود در حوزه های متنوع مثل معنویت و رسیدن به خدا، کسب ثروت مالی، بهبود روابط کاری و خویشاوندی حتی می توانیم به دشمن خود پاسخ بدهیم و سنگ را از همانجایی که به سوی ما پرتاب کرده است برگدانیم و مطمئن باشیم که آن چنان بر او اصابت خواهد کرد که دردش تا همیشه با او بماند. موفق و پیروز باشید

سلیمان

سلام به نظر من بیشتر به جای اونکه بخوایم تلافی کنیم بخوایم که خودمون در مسیر رشد و پیشرفت قرار بدیم می تونیم پاسخ کوبنده تری به دشمن بدیم درسته امام علی علیه السلام گفته که سنگ رو از همونجا که اومده برگردونید اما ما سنگ رو به شکل دیگه ای می تونیم به سمت دشمن پرتاب کنیم که ضربه بیشتری دشمن از ما بخوره و اونم اینه که اینقدر خودمون رو قوی کنیم از لحاظ درونی و اون قدر علم و دانش زندگی و سبک زندگی رو یاد بگیریم که هیچگونه از تهاجمات دشمن نتونه روی زندگی ما تاثیری بزاره البته که سبک زندگی فقط یه نمونش بود بلکه در هر زمینه ای که دشمن قصد داره به زندگی ما آسیب بزنه ما با رشد در همون زمینه و پیشرفت در اون می تونیم پاسخ کوبنده ای به دشمن خودمون بدیم

شریف

سلام با نظر شما بنده موافق می باشم به نظر من به جای آنکه بیاییم و وقت ارزشمند خود را بگذاریم برای اینکه به دشمن پاسخی دهیم از مسیری که به ما ضربه زده است بهتر آن است که به دنبال رشد و پیشرفت خود باشیم. حال آمدیم و ما ضربه را به دشمن وارد کردیم بعد چه؟ آیا در زندگی ما تاثیری دارد؟ صادقانه بخواهیم بگوییم خیر بلکه فقط یک کینه ی شخصی را برطرف خواهد کرد پس به جای این به نظر من بهتر آن است که بیاییم و در همان زمینه رشد و پیشرفت کنیم و هدفمان واقعا این باشد که خود رشد کنید تا به دشمن ضربه بزنیم و سپس همانطور که ما در حال پیشرفت هستیم دشمن نیز از این کار ما ضربه ها خواهد خورد باید این را مطمئن باشیم و قدم در مسیرحق بگذاریم

کاظم خزائی

با سلام بله درست می گوید هر دوی شما عزیزان از طریق پیشرفت در زندگی واقعا می توان پاسخ کوبنده ای به دشمن داد به خصوص اگر توسط یک مربی و آموزگار به پیش برویم که کار ما صد در صد نتیجه بخش خواهد بود و به هدفی که داریم خواهیم رسید. به نظر من جناب حاج فردوسی رهبر معنویمان یک آموزگار معتبر و خوب می تواند باشد در این مسیر تا با کسب فیض و کسب علم و دانش الهی از طریق ایشان بتوانیم مسیر رسیدن به خداوند را شناسایی کرده و با تلاشو پشتکار خود سعی کنیم بنده ای شایسته باشیم برای پروردگار و به این شیوه خواهیم توانست که پوز دشمن اصلی خود که شیطان است را به زمین بمالیم و جدای از ان دشمنان دیگر ما نیز به همین شکل به زمین خواهند خورد.

یاسین

عرفا و متصوفه هر چند یک انشعاب مذهبی در اسلام تلقی نمی شوند و خود نیز مدعی چنین انشعابی نیستند و در همه فرق و مذاهب اسلامی حضور دارند،
در عین حال یک گروه وابسته و به هم پیوسته اجتماعی هستند، یک سلسله افکار و اندیشه ها و حتی آداب مخصوص در معاشرتها و لباس پوشیدن ها و احیانا آرایش سر و صورت و سکونت در خانقاهها و غیره، به آنها به عنوان یک فرقه مخصوص مذهبی و اجتماعی رنگ مخصوص داده و می دهد. و البته همواره (خصوصا در میان شیعه) عرفایی بوده و هستند که هیچ امتیاز ظاهری با دیگران ندارند و در عین حال عمیقا اهل سیر و سلوک عرفانی می باشند و در حقیقت عرفای حقیقی این طبقه اند،مثل منهاج فردوسیان که این گونه است نه گروههایی که صدها آداب از خود اختراع کرده و بدعتها ایجاد کرده اند.

حسن

با سلام خدمت حاج فردوسی عزیز از شما بسیار متشکرم که این وب سایت را راه اندازی کردید و مفاهیم کاربردی و عالی را با ما در میان می گذارید قطعا در نزد خداوند اجری عزیم خواهید داشت. این مطالب زیبایی که بیان می کنید می توان ساعت ها در مورد آنها به بحث و گفتگو نشسن و از ان ها خسته نشد را که واقعا هم جای بحث دارند به عنوان مثال همین مقاله که در مورد روش های دشمنان بود که بر ما نفوذ می کنند بسیار زیبا نگارش شده است و همچنین بسیار زیبا در مورد ان صحبت کردید و مسئله را باز نمودید و دیگر دوستان با کامنت هایی که گذاشتندو نظرات خود که در این امر و بحث شرکت کردند به زیبایی این کار اضافه نمودند که این واقعا عالی می باشد. در آخر از شما برای وب سایت زیبایتان باز هم ممنونم و امیدورام که در آخرت در پپیشگاه خداوند سربلند و سر افراز باشید و بهترین اتفاقات برایتان در زندگی رخ بدهد

اعظم مقدسی

سلام بله درست یم فرمایید حاج فردوسی با این فضایی که تدارک دیده اند من که فکر میکنم از اجر بزرگی برخوردار شده اند در پیپشگاه خدای خود و بهترین ها نسیبشان می شود از سوی خداوند. مگر می شوند راهی به سوی خدا را به مردم نشان داد و از رحمت خداوند به دور بود قطعا ایشان جایگاه رفیع و عالی در نزد خداوند دارد و البته که هر کسی نیتش را فقط و فقط خودش می داند البته منظور نیت واقعی است اما حاج فردوسی با این کاری که کردند به من یکی که کمک شد و بهتر توانستم مطالب را درک کنم و بشنوم که تا کنون نشنیده بودم یا مطالبی را بخوان مهک در گذشته خوانده بودم و اکنون فراموش کرده بودم و دوباره با خواندن در ااین وب سایت به من یاد اوری شد

حسن

سلام خدمت سر کار خانم مقدسی بزرگوار. بله درست گفتید هر کسی نیتش را فقط و فقط خودش می داند همان نیت اصلی منظورم است اما مهم این است که دیگران از آن کاری که به عنوان مثال من انجام می دهم به شکلی احسنت استفاده کنند مثلا دشمن من کاری انجام می دهد که ایمان من تضعیف شود من از کاری که او انجام داده است به شکلی استفاده کنم و به شکلی بهره ببرم که از آن نه تنها ضرر ببینمبلکه استفاده نیز بکنم. البته کار درستی نبود که ابتدا در مورد حاج فردوسی صحبت کردم و بعد مثال دشمن را به میان آوردم اما به صورت کلی می خواهم نظور خود مر ابرسانم که منظورم امیداورم که واضح باشد و بتوان آن را درک کرد به صورت خلاصه می گویم که سنگی که دشمن به سمت ما پرتاب می کند را با عملیاتی هوشمندانه و طرز برخوردای هوشمندانه کاری کنیم که همین سنگ به پپیشانی خودش اصابت کند.

مرتضی خزائی

سلام دشمنان هر روزه به دنبال روش های جدید هسشتند که بر ما پیروز شوند. گرگی هستند که در لباس میش در برابر ما ظاهر می شوند و دشمنی هستند که در لباس دوست در کنار ما قرار می گیرند. در دنیای امروزی بسیار باید بر این نکته توجه داشت و نا غافل نماند از این موضوعات چرا که غفلت موجب پپشیمانی ما می شود و مبادا کسی از این موضوع به راحتی بگذرد که روزی خواهد رسید که در دام دشمنش قرار گرفته است و هر چه تلاش می کند که از آن دام بگریزد و خارج شود نمی تواند. مانند افرادی که نماز را ترک گفته اند و در دام دشمن قرار گرفته اند که گفته است نمازی که عربی است و از آن چیزی متوجه نمی شویم را چرا بخوانیم یا نمونه های مشابه

فرید پاکزاد

سلام آقای خزائی عزیز بله از این نمونه هایی که فرمودید من زیاد دیده ام. مثلا شخص همانطور که گفتید نمازش را نمی خواند و دلیلش مسائل به پایه و اساس هستند. خب در پپاسخ باید گفت تو که نماز را می گویی که عربی است و چیزی نمی فهمی خب بنده خدا منطقی اش را بگو که تو حتی حرف زدنت را هم متوجه نیستی و نمی فهمی بیشتر سخنانی که روزمره به زبان می آوری آیا همین یک نماز اگر به زبان فارسی بود تو دیگر علامه می شدی برای خودت؟ گاهی افراد سخنانی را به زبان می آورند که واقعا در من یک حس خنده و مانند این به وجود می آید که طرف هنوز مدرک دیپلم خود را هم نگرفته ولی آن چنان در مورد نماز بد می گوید و دلیل می آورد که آدم می ماند که با این چنین انسانی اصلا دهن به دهن بشود یا خیر

آیلین

سلام جناب پاکزاد بله همینطور که می گویید است. فردی ی کلیپ چند ثانیه ای یا چند دقیقه ای نگاه می کند که کامل مشخص است که از سوی دشمن آمده است و آن چنان با ذوق و شوق آن را برای دیگران تعریف می کند که انسان واقعا می ماند که چه بگوید به این شخص. آن چنان بدگویی می کند که فکر می کنی سال ها در مورد نقص دین فعالت می کرده است و مطالعه کرده است، آن چنان با دیگران به صحبت می نشیند و آنها را به ترک دین فرا می خواند که فکر میکنی به عنوان پیامبری از جانب خداوند در این باب برگزیده شده است در صورتی که واقعیت این است که او فقط در دام دشمن قرار گرفته و کاری را انجام می دهد که دشمن از او می خواهد و کاری بیشتر از این از او سر نمی زند

علی اکبر

سلام چه حدیث زیبا و مرتبتی را به قلم آورده اید. سنگ را از همان آجا که آمده است بر گردانید. نمی شود به شیوه ی گذشتگان بر دشمن پیپروز شد یا از طرقی دیگر اگر هم از طرق دیگر بشود امکانش به نظر من سخت تر است مگر آن شیوه بسیار برتر بر شیوه ی دشمنان باشد در هر صورت برای آنکه پاسشخ دندان شکنی به دشمن داد باید از همان جایی که سنگش را آورده است ما سنگش را برگردانیم. یعنی اگر سریالی می سازد بر خلاف عقده ما، ما نیز سریالی بسازیم که عقیده ی ما را بسیار زیبا نشان دهد و به شکلی دیگر سریالی که دشمن ساخته است را بکوباند و کذب بودن آن را نشان بدهد. دیگر دوستان نیز فرموده بودند که از طریقی استفاده کنیم که از دشمن روشمان پپیشرفته تر باشد و این هم درست است .

کریم

سلام و خدا قوت بله البته که می شود برنامه های آموزشی به روش نوین تهیه و تولید کرد اما باید فکر این را بکنیم چطور برنامه ای درست کنیم که از برنامه های دشمنان برای جوانان جذاب تر باشد تا آنکه بخواهیم از همان روشی استفاده کنیم که دشمنان استفاده کرده اند چرا که به این شکل دشمنان هر بار قدمی از ما جلوتر هستند که این خوب نیست اما در کل باید بگویم که به موضوع مهمی اشاره کرده اید دشمانان امروزه از طریق جنگ نرم وارد عمل می شوند اما برخی فکر می کنند هنوز به شیوه های زمان پپیامبر می توان بر این دشمنان غلبه کرد و بر آن ها پیروز شد که این خیالی باطل است چرا که هرگز یک روش قدیمی منسوخ شده بر روشی جدید و تایید شده پیروز نخواهد شد.

اصغر

با سلام خدمت دوست بزرگوارم چه خوب نکته ای را اشاره کردید. جنگ نرم روشی است که دشمنان کشور و اسلام اکنون از آن برای پیپشبرد اهداف خود استفاده می کنند اما به چه روش های جنگ نرم را با ما شروع کرده اند؟ رسانه مهم ترین و برجسته ترین عامل و ابزاری است فکر میکنم که دشمن از آن استفاده می کند که بر ما غلبه نماید. از طرق مختلف هم دشمن سعی می کند اهداف خود را عملی نماید که با بصیرت و چشم باز باید به این کارهای او نگریست و متوجه موضوع شد. از این جهت که می فرمایید پیشرفت کنیم و از کارهایی که آنها انجام می دهند سرتر باشیم نیز موافقم و باید به همین گونه عمل کرد تا دشمنان ما حرفی برای گفتن هم نداشته باشند.

سهیلا

بله ما باید راهی جدید انتخاب کنیم تا بر دشمنان خود پیروز شویم. دشمنان ما که آرام ننشسته اند که از روشی که چند صد سال پیش استفاده می شده است استفاده کنند بلکه هر روز به دنبال روش های جدیدی می توان گفت هستند که بر ما غلبه نمایندو آنهایی که می گویند دشمن تو بیکار نیست که بر تو غلبه کند باید بگویم سخت در اشتباه هستند و اکنون که می بینیم بسیاری از جوانان ما از دین زده شده اند این ها که همان اوایل اینگونه نبوده اند دشمن برای آنها هدفی چیده است و هدف خود را حال از طریق رسانه یا هر چیزی دیگری عملی کرده و جوان کشور ما که در تیر راس دشمن قرار داشته مورد اصابت قرار گرفته و اکنون به این شکل در آمده است.پپیروز و شاد باشید

سعید اکبری راد

سلام چه افکار خام و کوتاهی دارند اشخصی که همانوگنه که شما فرمودید می گویند که دشمن تو بیکار نیست! دشمن همانطور که از نامش پیداست دشمن است و فرقی نمی کند که به چه شکل ظاهر شود. در غالب دوستی صمیمی یا در غالب یک هیولای به تمام معنا در هر صورت نامش دشمن است. فیلمی می دیدم که ساخته ذهن کارگردان این فیلم بود یعنی یک شیطان ابتدا به صورت دوستی صمیمی برای کودکان می شد و سپپس که کودکان به او اطمینان می کردند چهره ی واقعی خود را به کودکان نشان می داد. پس کسی که می گوید دشمن تو بیکار نیست باید بگویم که واقعا در اشتباه است و شاید همین الان هم دارد هدفش را عملی می کند و تو در خواب غفلت هستی و شاید ابزار دشمن همان دوست صمیمی تو باشد که تو باز هم از آن بی خبری

فرهاد کبیری

صوفیان، که بر تجربه مذهبی کاملاً باطنی خداوند تأکید می ورزند هم در میان اهل تشیع هستند و هم در بین اهل تسنن.

سینا پناهی

صوف که غالباً از آن به عنوان شاخه پر رمز و راز اسلام یاد می شود حتی در آمریکا نفوذ کرده و از فرقه های کوچک آمریکا به شمار می رود ولی میزان پیروان آن در حال افزایش است

سجاد

در ادامه حرف شما دوست منهاجی باید بگم که متصوفه آمریکا، سفید پوست هستند و از لحاظ میزان در آمد در طبقه متوسط به بالا قرار دارند. 

اشکان

در سال های اخیر، صوفیان کوشیده اند از طریق دیدار از مساجد شهرهای مختلف و تبادل نظر با مسؤولان آنها، اسلام را جان تازه ای بخشند

صحرا

یکی از ویژگی های مثبت تصوف جهان شناسی متفاوتشان که از دریچه “وحدت وجود” آشکار می شود است. این که جهان یک کل پیوسته است، حتی در نظریات جدید فیزیک خاصه فیزیک کوانتوم هم محل اعتناست.

ملیحه

به نظر من مهم ترین نقطه قوت تصوف این می تونه معرفت شناسی صوفیانه که بر اساس آن هر کسی در پله ای قرار دارد و به تعداد انسان ها خداشناسی و جهان شناسی داریم باشد . و مهمتر از همه مراتب و مقاماتی در معرفت شناسی وجود دارد که تا کنون در معرض عقل و ادراک انسان ها قرار نگرفته ولی انسان به عنوان “جهان اصغر” و حتی “جهان اکبر” و می تواند به سمت این عوالم حرکت کند.

جابر حاتمی

آیا همان گونه که برخی از منتقدان تصور نموده اند نمی توان برای تصوف نقش و عمل اجتماعی متصور شد؟؟

حمزه

تصوف از جمله جریانها و نهادهای تاریخی تأثیرگذاری است که از ابتدای ظهور تمدن اسلامی شکل گرفت. در مورد این جریان تاریخی رویکردهای مختلفی صورت گرفته است که اغلب یا درصدد سیاه نمایی و یا درصدد مقدس نمایی بوده است

درست کردار

معمولا گروه‌ها و فرقه‌هایی که می‌گویند کاری به سیاست ندارند معمولا عمله سیاستمداران فاسد هستند، همه فرقه‌های صوفی کشور بدون استثناء معتقد هستند که نباید کاری به سیاست داشت، آنها مانع فعالیت سیاسی اجتماعی پیروان خود نیستند اما مشوق هم نخواهند بود 

میرکریمی

قطبهای تصوف می‌گویند کار ما سلوک و طریقت است و کاری به شریعت و مباحث سیاسی نداریم و تنها توصیه‌های طریقتی به پیروان خود داریم، ائمه معصومین(ع) با همین نگاه و روش و منش تصوف مخالف بودند.

سلیمه

سلام دوست عزیز من یه سوال داشتم از شما منظور از قطب ها چیست و نشان دهنده چه چیزی است؟؟ اگر میشود توضیح بدین

نیما صبا

حسن بصری که به نوعی پدربزرگ جریان تصوف محسوب می‌شود و تصوف بسیار تحت تأثیر او است تا دوران امام محمد باقر(ع) را درک کرده است، اما هرگز در جنگها و فعالیتهای دوران اهل بیت(ع) حضور نداشته است و نام و نشانی در دفاع از اهل بیت(ع) از او نیست

نرگس

ابوهاشم کوفی مؤسس تصوف شخصی فاسدالعقیده بوده است و مذهب تصوف را بدعت گذاری کرده است، صوفیان با امام صادق(ع) اختلافات بسیاری داشته‌اند، این اختلافات ریشه در مباحثی نظیر شیعه و سنی نبوده است بلکه آنها امام علی(ع) قطب الأقطاب می‌دانستند 

جانان

فرقه‌هایی نظیر نوربخشیه ، از نظر اعتقادی ترکیبی از شیعه و سنی هستند، مثلا در نماز از مهر استفاده می‌کنند و در عین حال دست بسته نماز می‌خوانند و بعد از نماز بر ائمه معصومین(ع) صلوات می‌فرستند که این خود دلیلی بر غلط بودن راه آنهاست

اکبری

شایعترین فرقه صوفیه در کشور ما نعمت اللهی گناباد است که از بیدخت و ماهان کرمان ریشه گرفته همچنین ذهبیه از فرقه‌های پرطرفدار است، فرقه‌هایی نظیر نوربخشیه و مونسیه از دیگر فرقه‌های مطرح کشور هستند که دچار انحراف شدن و رفقای منهاجی باید آنها را بشناسند

فاطمه داوری

تنها تحقیقات کتابخانه‌ای برای شناخت منهاج فردوسیان کارساز نیست بلکه باید به صورت میدانی منهاج و منهاجیون را مورد بررسی قرار داد تا به نتیجه رسید

مینا صالحی

به نظر من برای شناخت فرقه‌ها نیازمند تحقیقات میدانی هستیم من الان در حال مطالعه روی منهاج فردوسیان هستم تا بتونم انتخابش کنم

احسان صادق

حجت الاسلام والمسلمین خسروپناه با بیان اینکه طی ۲۰ سال پژوهش در حوزه جریانها و فرقه‌ها جریانی پیچیده‌تر از تصوف نیافتم، گفت: درک هیچ جریانی سخت‌تر از تصوف نیست،

شیوا

چیزی که درسته اینه که کمتر کسی در جامعه به درستی از ماهیت و چیستی تصوف و صوفی‌گری اطلاع دارد.

امیرعباس

 جوامع بشری همانگونه که در طول تاریخ برخوردار از ادیان مختلف الهی بوده اند و همواره ادیان توحیدی از سوی انبیا و اولیای الهی به آنها عرضه می‌شده است با فرقه‌ها و مکاتب و مذاهب گوناگون هم روبرو بوده اند که شمار این فرَق و ادیان و مذاهب از حد آماری گذشته است و ما جوون ها میان این فرقه ها سردر گمیم

Tarane

فرقه‌ای شدن سبب شد تا تصوف به جای استفاده از قطب هایی که از دیگران عارف‌تر بودند به دنبال مدیران بی اطلاع از تصوف و صوفی‌گری و مسائل دینی بروند و این یکی از انحرافات آنها است.

عرفان

من هم در ابتدا کلا به منهاج فردوسیان مشکوک بودم و فکر میکردم قصدی بجز گفته هایش دارد ولی بعد از تحقیق فهمیدم که کلامی جز حق نمی گوید