۱۳ اسفند

«منهاج فردوسیان»، فرقه‌ی جدید؟!

سؤال: چنان که از ظواهر بر می‌آید، آنچه به نام «منهاج فردوسیان» شهرت یافته، فرقه‌ی جدیدی است و گرنه نباید با نام جدیدی معرفی می‌شد! آیا «منهاج فردوسیان» فرقه‌ی جدیدی است؟

جواب: معمولاً ساده‌لوحانی که هر عنوان جدید را فرقه‌ای جدید می‌شمارند و قدرت تمیز بین عنوان و محتوا ندارند، این اشکال را مطرح می‌کنند‌؛ ولی بر ارباب بصیرت معلوم است که «فرقه» به معنی انشعاب است که از ماده‌ی «فرق» می‌آید و به گروهک‌هایی که از یک جمعیت بزرگ منشعب می‌شوند، گفته ‌می‌شود‌. قواعد نظری منهاج فردوسیان و قوانین عملی منهاج فردوسیان، متن تشیع ناب است نه حاشیه؛ و اصل شریعت غرّای اسلام است نه انشعاب‌. کسانی که اندک آشنایی‌ای با منهاج فردوسیان دارند می‌دانند که نظام جامع تربیتی منهاج فردوسیان، عرضـه‌ی مواد اصیل و قدیمی تشیع ناب در قالبی جدید است‌.
خطر اساسی فرقه‌ها و نحله‌های نوظهور، اتکا بر مواد غیر اصیل و غیر معتبر است‌. یعنی در فرقه‌های نو ظهور، فقط مصطلحات جدید و تعابیر نـو به کار نمی‌رود بلکه «مواد احکام» تغییر داده ‌می‌شود‌. اگر فقط تعابیر و مصطلحات قدیم، بازسازی و نو شود ولی مواد حکم، همان ماده‌ی اصیل و معتبر باشد نه تنها عیب ندارد، بلکه از ضروریات تجدّد بشر و همگام شدن با نو گشتن روزگار و مردمان آن است‌.
فقهای بزرگ شیعه در طول بیش از هزار سال تلاش علمی، هر از گاهی تغییری بنیادین در نحوه‌ی اجتهاد و روش استنباط داده‌اند ولی در هیچ عصــری از آموزه‌های قرآن کریم و سنت معتبر، تعدّی و تخطّی نشده است‌. پس نو شدن قالب‌ها از امور غیر قابل اجتناب است‌.
از آنجا که ادبیات رساله‌های توضیح المسائل و متون فقهی شیعه، مناسب فضای تربیت مرحله به مرحله (به اصطلاح عرفانی: سیر و سلوک) نیست و قدرت رقابت با برنامه‌های تربیتی مختلف و رنگارنگ را ندارد، منهاج فردوسیان در قالبی جدید ولی با استفاده‌ی کامل از منابع معتبر و اصیل شیعی، برنامه‌ای جذاب و روشن می‌باشد که در اختیار نسل جوان مشتاق کمال، سعادت و تهذیب نفس قرار گرفته است‌.
کسانی که اهل مراجعه به کتب اصیل فقهی و حدیثی هستند و اهلیّت آن را هم دارند، می‌دانند که پیچیدگی‌ها و در هم تنیدگی کتاب‌ها و ابواب فقهی و حدیثی، راه را بسیار طولانی و دور و دراز نشان می‌دهد به حدّی که برخی گرفتار این توهّم شده‌اند که کسی نمی‌تواند تمام روایات یا مسائل فقهی را احصای علمی و عملی نماید! در حالی که منهاج فردوسیان با ارائه‌ی روشی جدید در دسته‌بندی روایات عملی و همراه ساختن آن با آیات قرآن کریم، بر این امر بزرگ و مهم فائق آمده و موفق به احصای روشن دستورات شارع مقدس شده است‌. آنچه مایه‌ی برتری مراجعه‌ی مشتاقان الی الله به منهاج فردوسیان نسبت به مراجعه‌ی آنان به کتب فقهی و حدیثی شده، صریح و روشن بودن قواعد و قوانین منهاج فردوسیان است‌.
در روش جدید (منهاج فردوسیان)، تردیدها و احتیاط‌های واجب و مستحب به حداقل ممکن رسیده و تصویر ذهنی شلوغ و درهم تنیده‌ی فردِ جویای کمال و سعادت، نسبت به تعالیم دین مبین اسلام، تبدیل به تصویری شفاف، بسیط، قابل فهـم و قابل اجرا ‌می‌شود‌. در نتیجه، زمانی که منهاجی، به تصویری روشن و احصاء‌ شده از تعالیم رسید، به راحتی می‌تواند به احصای عملی تعالیم و دستورات الهی نیز دست یابد‌.
دستاورد نقد و البته بسیار ارزنده‌ی این احصای علمی و عملی، رسیدن به آرامش خاطر نسبت به سیر تکامل است؛ به این معنی که رهرو منهاج فردوسیان، با خیال راحت و ضمیر آسوده می‌داند که در مسیر حق و قُرب الهی قرار دارد و هیچ گزینه‌ای از سعادت و کمال را فاقد نخواهد بود و از تمام موجبات ضرر و خسران و زیانکاری رهیده است‌.

موفق باشید
حاج فردوسی

**********

کلمات کلیدی: , , ,

85
دیدگاهتان در باره‌ی مطلب بالا را بنویسید

 
 
 
38 نویسندگان
47 پاسخ‌ها
1 دنبال کنندگان
 
مرتب کردن بر اساس بیشترین بازخورد
مرتب کردن بر اساس داغ‌ترین دیدگاه
8 نویسندگان برتر
  مشترک شوید  
جدیدترین نظرات قدیمی‌ترین نظرات نظرات با امتیاز بالا
اشتراک برای:
جمشید

پیشتر لازم است گفته شود که هر جریان و فرقه انحرافی عرفانی و شبه دینی لازم نیست همه نشانه های زیر را داشته باشد بلکه ممکن است تنها چند نشانه را داشته باشد و همین امر برای بر خطا وانحرافی بودن آن جریان کافی است، اگر چه به میزانی که این نشانه ها در جریانی بیشتر باشد، انحراف آن شدیدتر است و گاه نیز ممکن است جریانی نشانه ای را داشته باشد اما این امر به دلیل غفلت و نا آگاهی باشد و نه به دلیل تعمد در انحراف که در این صورت باید به آن جریان تذکر داد و در اصلاح آن کوشید.
حال اگر یکی لطف کنه و بمن نشانه ای رو با دلیل بگه ممنون میشم 🙏 🙏 🙏 ارادت

نوذری

سلام بر شما و عرض ادب
خدمت شما عرض کنم که نشانه ها زیاد می باشد و من سعی میکنم انشالله ب شما تا جایی که برسم توضیحی بدم و البته با اجازه از استاد و رهبر معنوی‌مان حضرت حاج فردوسی
نشانه های شناخت عرفانهای کاذب و معنویت گرایی دروغین که گاه در قالب یک فرقه و جریان اجتماعی و شبه دینی ظهور و بروز دارد، به شرح زیر است:

۱. خداشناسی غلط

اساس عرفان صحیح اسلامی و قرانی بر متعالی بودن و منزه بودن خداوند ازهر گونه شبیه و نظیر و حلول کردن در جهان و انسان و برتر بودن ازهر وهم و گمان است. سنخ وجودی خداوند به عنوان خالق هستی با سنخ وجودی مخلوقات در کنه و ذات متفاوت است و هیچ سنخیت و مشابهتی بین این دو وجود و موجود، نیست. اهل بیت علیهم السلام کسانی را که به آنها نسبت الوهیت و خدایی می دادند مورد لعن و نفرین قرار می دادند و تاکید می کردند که آنها بندگان خدا هستند و خداوند متعالی از آن است که شریک داشته باشد و یا در موجود و مخلوقی حلول کند و یا ذاتش با او متحد شود. رهبران و سازندگان بسیاری از فرقه های انحرافی و عرفانهای کاذب، برای فریب دادن پیروان خود و وادار کردن آنها به تسلیم در برابر خود، ادعای خدایی و یا اتحاد با ذات خداوند و یا حلول خداوند در خود دارند که همه اینها از مصادیق کفر و شرک بوده و از نظر شریعت مجازات مرگ دارد

مجید

سلام بر عزیز دل آقای نوذری ادامش رو بنده میگم اگر اجازه بدین
انسان خدایی و عقل بسندگی

برخی از فرقه های انحرافی عرفانی و یا غیر عرفانی سخن از خدا بودن انسان می گویند و انسان را معیار حق و باطل می دانند و اساسا نیاز به خدایی متعالی از هر موجودی را انکار می کنند و سخن از این می گویند که انسان خود واجد و معیار همه ارزشهاست و عقل آدمی برای هدایت و تمشیت امور مادی و معنوی انسان و جوامع کافی است.

بدیهی است این اعتقاد نیز باطل بوده و انسان تنها در پرتو هدایت الهی و تعالیم انبیاء علیهم السلام می تواند مسیر حق را از باطل تشخیص داده و به صراط مستقیم هدایت شود. عقل آدمی ظرف و بستری برای دریافت تعالیم انبیاء است و عقل بدون وحی و هدایت انبیاء مانند چشمی است که در تاریکی طی مسیر می کند و در برخورد با موانع و چاله ها و چاهها دچار سقوط می شود و این نور وحی است که باید در پیشاپیش چشم عقل تابانده شود تا راه را از چاه تشخیص دهد. البته معلوم است که اگر آدمی فاقد چشم عقل بود، نور و نور افکن وحی و انبیاء برای او سودی نداشت و مانند کوری بود که نور و چراغ برای او سودی ندارد و از همین روست که در قران و روایات برای عقل مقام والا و بلندی ترسیم شده است اما این بدان معنا نیست که عقل، مستقل از هدایت های وحیانی بتواند انسان را به مسیر سعادت رهنمون سازد. اگر چنین بود اساسا خداوند نباید انبیاء را مبعوث و انسانها را به اطاعت از آنان امر می فرمود.

مجید

من مجید هستم ادامه مبحث رو خدمتتون بگم
تحقیر علم و فقه و نفی تقلید از عالمان شایسته دینی

تحقیر علم و دانش حقیقی و منبعث از منابع و متون اصیل دینی و استفاده شده ازعالمان و فقهای شایسته از دیگر ویژگی های برخی فرق انحرافی عرفانی و یا غیرعرفانی است و این بدان دلیل است که می خواهند مریدان و طرفداران خود را از علما و فقها دور کرده و در دام خود گرفتار کنند. عرفانهای انحرافی گاه سخن از خودشناسی و حتی خلوص و خود سازی می زنند و علم و دانش و فقه را حجاب حقیقت اعلام می کنند. و این در حالی است که آیات قران و دهها روایت، مسلمین و مومنین را توصیه به علم آموزی تحت هر شرایطی می کنند مانند این روایت از امام صادق علیه السلام که فرمود: اطلبوا العلم و لو بخوض اللّجج و شقّ المهج.[۱] {به طلب دانش و علم برخیزید، هر چند با فرو رفتن در گردابها و در خطر افتادن جانها همراه باشد.} آنچه مسلم است هیچ امری حتی عبادت و ریاضت و خلوص و چله نشینی و … نمی تواند جای علم آموزی درست و صحیح را نزد عالمان و فقهای اصیل دینی بگیرد. و هر کس که به تحقیر علم و تفقه در دین پرداخت و علما و فقها را تحقیر کرد، به خطا رفته است و اگر ادعای عرفان دارد، در پی تحمیق مریدان خود و به انحراف کشاند آنهاست. به این روایت بنگرید که امام باقر علیه السلام چگونه فقه آموزی و طلب فهم دین را بر شیطان سخت تر و ناگوارتر از عبادت هزارعابد دانسته است: مُتَفَقِّهٌ فِی الدِّینِ أَشَدُّ عَلَی الشَّیْطَانِ مِنْ عِبَادَهِ أَلْفِ عَابِدٍ.[۲]

در همین راستا باید اشاره کنیم که نفی تقلید از مجتهدین و فقهای جامع الشرایط و یا توصیه به تقلید از فردی که شایستگی علمی و اخلاقی ندارد، نیز در اغلب فرقه های انحرافی که ادعای دینی و اسلامی بودن نیز دارند مشاهده می شود، در حالی که به حکم عقل و شرع وقتی کسی خود به مرحله اجتهاد نرسیده است باید در امور دینی و عقیدتی خود به تقلید و تبعیت از دین شناسان و فقهای واجد شرایط بپردازد.

جالب توجه این است که برخی از فرقه های انحرافی در عین حال که به نفی تقلید از عالمان دینی و فقهای جامع الشرایط می پردازند، در عین حال مریدان خود را به سرسپردگی بدون چون و چرا به رهبر و قطب فرقه توصیه می کنند.
ممنونم و تشکر میکنم از رهبر معنوی‌مان حضرت حاج فردوسی

اخشابی

چهارمین موضوع مهم ب نظر من رو هم بزارید ب بحثتون اضافه کنم 🌹🌹🙏🙏
۴. عدم پایبندی به شریعت

رعایت نکردن احکام شرعی و بی اعتنایی به واجبات و محرمات با توجیهات گوناگون از دیگر نشانه های انحراف و عرفانهای دروغین و فرقه های شیطانی است. گاهی چنین استدلال می شود که شریعت برای مراحل پایین سیر و سلوک است و وقتی انسان به مراحل بالاتر رفت و مثلا به حقیقت رسید، بی نیاز از شریعت و عمل به واجبات و ترک محرمات می شود. و یا گفته می شود که شریعت پوسته و حقیقت مغز آن است و هر گاه به مغز رسیدیم دیگر نیازی به پوست نداریم و آن را دور می اندازیم. و نیز گفته می شود که شریعت برای ظاهرگرایان است اما اهل باطن بی نیاز از آن هستند. بدیهی است اگر این حرف صحیح بود باید انبیاء الهی و امامان علیهم السلام چون به حقیقت رسیده بودند و مراحل عالی کمال را طی کرده بودند، اخکام و اعمال و عبادات شرعی را ترک می کردند در حالی که می دانیم آنان بیش از همه و تا آخرین لحظه حیاتشان بر همه احکام الهی مواظبت داشتند. امام حسین علیه السلام در ظهرعاشورا که تا شهادت و ملاقات با خداوند ساعاتی بیشتر نمانده است، به نماز می ایستد. بنا بر این سخن از نفی شریعت گفتن به هر بیان و زبانی و توجیهی که باشد باطل و انحراف محض است.

توکل

سلام بر شما و دوستان عزیز
این کامنت ها رو خوندم و منم مایل شدم تا از طرفداران رهبر معنوی حاج فردوسی بشوم و در این راه اگر بزارید یک شرط دیگه از شرایط رو بیان کنم با تشکر
تکیه بر امور خارق العاده و علوم غریبه

از آنجا که امور شگفت و خارق العاده برای اغلب افراد جذابیت دارد و اعجاب آنان را بر می انگیزد، رهبر یا رهبران بسیاری از فرقه های منحرف عرفانی و غیر عرفانی با ارائه چنین اموری و نشان دادن چشمه هایی از آن افراد ساده دل و بی خبر را جذب می کنند. در حالی که اولا باید بدانیم کسانی که بر این امور توانا هستند اغلب از راههای غیر شرعی مانند کمک گرفتن از جنیان و شیاطین و سحر و جادو و …، به این امور دست می زنند و جنیان و شیاطین نیز اغلب تا این افراد به مقدسات اهانت نکنند، آنان را در انجام امور خارق العاده و غیب گویی و خبر از آینده دادن و … یاری نمی کنند. ثانیا، توانایی بر انجام این امور حتی اگر از راههای حرام نباشد دلیلی بر موجه بودن اشخاص نیست. گاهی کسی ممکن است به خاطر عواملی طبیعی با غیر طبیعی توانایی هایی عجیب و خارق العاده پیدا کند و یا حتی ممکن است در موردی از باب تفضل خداوند در حق او باشد، چنان که در باره ابن سیرین مشهور است که قدرت بر تعبیر خواب را به دلیل آن که در برابر تقاضای نامشروع یک زن نامحرم مقاومت کرد در حالی که هیچ مانعی برای این کار وجود نداشت، خداوند به طور ناگهانی به او اعطاء کرد. اما در همین مورد نمی توان نتیجه گرفت که همه اعمال و گفتارهای ابن سیرین درست است و مثلا می تواند مرجعیت فکری و دینی پیدا کند و مراد عده ای شود.

نقل شده در زمان امام صادق(علیه السلام) شخصی مدّعی بود که قادر است از اشیایی که دیگران پنهان کرده اند خبر دهد. مردم به عنوان سرگرمی و تفریح از راه های مختلف وی را امتحان کردند. آن فرد برخلاف انتظار حاضرین به خوبی از پس امتحانات برآمد، تا اینکه امام صادق(علیه السلام) سر رسید، اوضاع را جویا شد، جریان را شرح دادند. حضرت دست خود را مشت کردند و از او پرسید؛ در دست من چه چیزی است؟ او بعد از لحظاتی تأمل و فکر، با حالت تحیّر و تعجّب به امام خیره شد. امام(علیه السلام) پرسید چرا جواب نمی دهی؟ گفت جواب را می دانم ولی در تعجبم شما از کجا آن را آورده اید. آن شخص ادامه داد: در تمام کره زمین همه چیز مسیر طبیعی خود را می گذراند فقط در یک جزیره مرغی دو تا تخم گذاشته که یکی از آنها مفقود شده و آنچه در دست توست باید همان تخم باشد. حضرت تصدیق کردند. امام(علیه السلام) از او پرسید چگونه به اینجا رسیدی؟ جواب داد: «با مخالفت با هوای نفس»، هرچه دلم خواست خلافش را انجام دادم. حضرت از او خواست مسلمان شود. جواب داد، دوست ندارم. امام (علیه السلام) فرمود؛ مگر قرار نبود با هوای نفست مخالفت کنی؟ طبق عهد خودت الان باید مسلمان شوی، چون دوست نداری مسلمان شوی. زمینه فراهم بود؛ هم به قدرت معنوی امام پی برد و هم در مقابل استدلال امام پاسخی نداشت. بعد از مسلمان شدن، قدرت غیبی خود را از دست داد. سراغ امام آمد و زبان به شکوه گشود: «قبلاً که مسلمان نبودم این قدرت را داشتم الان که خدا را پذیرفتم قدرتم را از دست داده ام! این چه دینی است؟» امام (علیه السلام) فرمود: «تاکنون متحمّل زحمتی شده بودی و خداوند در همین عالم مزد زحمت تو را می داد و بعد از دریافت مزد، طلبی از خدا نداشتی چون با خدا بیگانه بودی و از الان آنچه عمل می کنی خداوند برای آن جایی که به آن نیازمندی ذخیره می کند و آنچه که قبلاً داشتی برای نیل به سعادت ابدی، سودی به تو نمی رساند.» (قصص العلماء ص ۴۵)

توکلی

سلام بر دوستاران و. محبین حاج فردوسی رهبر معنوی ما خدمت شما عرض کنم که دو چیز بسیار مهم رو از بحث جا انداختین ک میتونید ب عنوان مبحث ۵ و ۶بحث کنید
۵. صراطهای مستقیم

حق بودن همه ادیان و مذاهب و این که حق نزد یک نفر و یک دین و آیین نیست و حقیقت بین همگان تقسیم شده و صراطهای مستقیم داریم نه صراط مستقیم، از دیگر حرفهایی است که فرقه ها وعرفانهای منحرف برای جا انداختن خود و جذب افراد با شکستن مقاومتهای اعتقادی آنها مطرح می کنند. گاهی این حرف باطل به استناد روایت فاقد سند و نامعتبری مطرح می شود که می گوید به تعداد آدمیان راه به سوی خداوند وجود دارد. (الطرق الی الله بعدد انفس الخلائق) در حالی که از مسلمات قرانی و مکتب اهل بیت علیهم السلام این است که تنها دین سزاوار تبعیت اسلام است (وَ مَنْ یَبْتَغِ غَیْرَ الْإِسْلامِ دِیناً فَلَنْ یُقْبَلَ مِنْهُ وَ هُوَ فِی الْآخِرَهِ مِنَ الْخاسِرِینَ‏ ـ ال عمران/ ۸۵) و تنها مذهب واجد حقانیت تشیع است. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در روایتی فرمود که امت من پس از من هفتاد و سه فرقه می شوند که یکی از آنها در بهشت و هفتاد و دو فرقه دیگر در جهنم خواهند بود. (خصال صدوق، ج ۲، ص ۵۸۵) همچنین قران کریم تصریح می کند که صراط مستقیم یکی است و باقی راهها انحراف است: وَ أَنَّ هذا صِراطِی مُسْتَقِیماً فَاتَّبِعُوهُ وَ لا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِکُمْ عَنْ سَبِیلِه‏ (انعام/ ۱۵۳) {همانا راه راست من همین (دین اسلام) است، از آن پیروی کنید، و به راههای دیگر مروید که شما را از راه خدا دور و پراکنده می‏سازند}

۶. اختلاط حرام زن و مرد و روابط نامشروع جنسی

برخی از نحله های عرفانی منحرف برای جذب مشتریان بیشتر حریمهای شرعی روابط بین محرم و نامحرم را نقض و بی اعتبار اعلام می کنند و از اختلاطهای نامشروع بین زنان و مردان در مجالس و محفلهای خود شروع کرده و در ادامه از انواع فساد جنسی و روابط نامشروع سر بر می آورند. گاه این انحراف تحت پوشش ستایش از عشق و عشق مجازی و این که عشق مجازی پلی به سوی عشق حقیقی است، مطرح می شود که تنها یک پوشش برای شکستن حریمهای شرعی است. برخی فرقه ها انحرافشان در این موضوع شدیدتر بوده و تا ستایش از همجنس گرایی به پیش می روند.

ربانی

همه دوستان مسائل رو تفصیلی گفتند منم از باب نهی از منکر وظیفه عمومی دارم تا تکمیل کنم ممنونم از حاج فردوسی ک این فرصت رو ب طرفداران زیاد خودش داد
۸. تشکیل محفل های دربسته

فرقه های انحرافی به دلیل آن که بسیاری از عقاید و اعمالشان بر خلاف عقل و شریعت است و اغلب افراد حتی معمولی نیز می توانند این تعارض را درک کنند، شیوه کاریشان بر این است که عقاید خود را در محفلها و جلساتی دربسته و محرمانه به مریدان و اعضای خود القا می کنند و از ورود افراد نامحرم و به خصوص افراد عالم و دارای قدرت نقد جلوگیری به عمل می آورند تا مبادا ابعاد غیر منطقی و غیر شرعی افکار و رفتارشان آشکار شود. اگر جریان و اندیشه ای به حقانیت و عقلانیت خود باور داشته باشد، از مواجهه انتقادی و مباحثه و مناظره پیرامون آن نه تنها شانه خالی نمی کند بلکه از آن استقبال می کند.

۹. عدم دشمنی و مخالفت با قدرتهای استعماری

از انجا که عرفانها و فرق انحرافی اغلب از حمایتهای مالی و تبلیغاتی دولتهای استعماری غربی برخوردارند و منافع این دولتها در ایجاد و پرورش چنین فرقه هایی است، سرکردگان و پیروان این فرقه ها با چنین دولت هایی مخالف نبوده و بعضا از آنها تمجید و ستایش نیز می کنند. در حالی که به حکم عقل و شرع و به تعبیر زیبای امیرالمؤمنین علیه السلام: کونوا للظالم خصما و للمظلوم عونا، انسانها باید دشمن ظالمان و یاور مظلومان باشند.

جدایی دین از سیاست، شعار بسیاری از فرقه های انحرافی است و این در راستای حمایت از منافع استعمارگرانی صورت می گیرد که دین را در تعارض با منافع و چپاولهای خود می بینند.

۱۰. ادعای شهود و مکاشفه و رؤیا

برخی ازعرفانهای انحرافی بر شهود و مکاشفه و یا الهام تاکید ویژه ای دارند و پیروان ساده دل خود را با ادعاهایی اغلب دروغ اغوا می کنند. در حالی که اولا چنین شهود و مکاشفه و الهامی به راحتی برای کسی رخ نمی دهد و بسیاری از مدعیان دروغ می گویند. ثانیا بسیاری از مکاشفات شیطانی اند یعنی شیاطین با تصرفاتی که در روح و ذهن بعضی افراد منحرف و تابع خود می کنند، گاه اموری غیبی یا عجیب و خارق العاده را به آنها می نمایانند. بر این اساس، این مکاشفات نه تنها دلیل بر درستی و حقانیت راه و اندیشه این افراد نیست بلکه دلیل بر بطلان و شیطانی بودن آنان است. ثالثا اگر مکاشفه و شهودی برای شخصی وجیه و ایمانی رخ دهد، هرگز محتوای آن نمی تواند در تعارض با عقل و شریعت باشد و باید به محک عقل و دین سنجیده شود. ضمن آن که چنین مکاشقه یا مکاشفاتی به معنای درستی اندیشه ها و باورها و رفتارهای شخص صاحب مکاشفه نیست و او نمی تواند به استناد این مکاشفه مثلا حقانیت اندیشه های عرفانی و یا فلسفی و یا فقهی و سیاسی خود را اثبات کند.

در همین جا باید به این موضوع نیز اشاره شود که کسانی هم به دروغ مدعی ملاقات با امام زمان علیه السلام هستند و از این طریق اعتماد عده ای را جلب کرده و مرید پروری می کنند. در مورد ملاقات با امام زمان علیه السلام اگر چه نظر مشهورعلمای شیعه این است که چنین چیزی ممکن است و امکان آن منتفی نیست اما بدون شک امری سهل نبوده و اثبات درستی آن و راستگویی شخص مدعی بسیار مشکل است و وقوع آن نیز در طول تاریخ غیبت به ندرت اتفاق افتاده است و کسانی که به این ملاقات نائل شده اند اغلب از اعلام عمومی و گاه حتی خصوصی آن امتناع می کنند چرا که می دانند ممکن است این امر باب ادعاهای دروغ را توسط شیادان باز کرده و با دین و اعتقادات مردم بازی شود.

رؤیا و خواب نیز دستاویزی دیگر برای فرقه های انحرافی است. بدین معنا که کسانی مدعی حرفها و عقاید و مطالبی می شوند که در خواب و رؤیا دیده اند و یا به آنها القا شده است. در این مورد نیز باید دانست که اگر چه رؤیا و خواب می تواند صادق باشد و از این طریق حقیقتی و یا وقوع حادثه و اتفاقی در آینده به شخصی القا شود اما باید توجه داشت که اولا، برخی خوابها شیطانی است و رحمانی نیست و تشخیص این که خوابی رحمانی و یا شیطانی است، گاه کاری دشوار است. ثانیا، باید ثابت شود که شخص مدعی رؤیای رحمانی راستگوست و دروغ نمی گوید. ثالثا، خوابها اغلب نیاز به معبر و مفسر دارند و هر کسی نمی تواند به سادگی تعبیر و تفسیر یک رؤیا را بفهمد. رابعا، اگر مدلول و مفهوم خوابی در تعارض با عقل و دین بود، آن رؤیا شیطانی است. خامسا، با خواب نمی توان حکمی شرعی و یا تکلیفی دینی را اثبات کرد و به عبارت دیگر خواب در زمره منابع استنباط احکام دینی و شرعی نیست. به عنوان مثال کسی نمی تواند مرجع تقلید خود را بر اساس خواب انتخاب کند و باید از همان طرقی که در رساله های عملیه آمده است، انتخاب نماید و یا شرعا نمی توان کسی را بر اساس آنچه در خوابی در باره وی دیده ایم، متهم به گناه و خلافی کنیم . و یا آن که حقانیت فکری و عقیدتی کسی با دیدن خواب در باره او ثابت نمی شود. بله اگر کسی با ملاکهای دینی و عقلانی، حقانیت و درستی راه و اندیشه هایش بر ما ثابت شود، آن گاه دیدن یک خواب مثبت در باره او می تواند نشانه و شاهدی بر تایید او باشد

ربانی

آخرین مطلب منم بگم و والسلام و تشکر از این رهبر معنوی ما حاج فردوسی
امتزاج حق و باطل

باید دانست که عموم فرقه ها و جریانهای انحرافی ممکن است مطالب درست و حقی نیز در حرفها و عقاید و رفتارشان باشد و همین امرگاه موجب می شود کسانی تامل و بررسی لازم را در همه حرفها و عقاید آنها نداشته و به آنها متمایل شوند. از همین رو لازم است همه عقاید و اعمال یک جریان و فرقه وارسی شود تا معلوم شود که در مسیر حقند یا باطل؛ و نیز باید دانست که گاه یک عقیده اساسی باطل در گروه و یا جریانی می تواند دلیل بر انحراف کلی آن باشد. در مثل گفته می شود مانند فضله ای در دیکی پلو است که کل دیک را نجس می کند. امیرالمؤمنین علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه می فرمایند یکی از عوامل انحراف افراد این است که با باطل ممزوج و آمیخته به حق مواجه می شوند و توان شناخت و تفکیک حق از باطل را پیدا نمی کنند و ای بسا موجب می شود که تحت تاثیر اجزای حق، عناصر باطل را بپذیرند. (خطبه ۵۰ نهج البلاغه)

در پایان باید متذکر شویم که مهمترین راه برای شناخت عرفانهای کاذب و فرقه های انحرافی مراجعه به عالمان شایسته دینی و فقهای شناخته شده و مورد اعتماد عموم مومنین، و سئوال و پرسش از آنان در باره این فرقه ها و عدم اتکا و اعتماد به دریافت شخصی خودمان است. بدون شک این مسیری نجاتبخش از افتادن به دام انحرافها و منحرفان خواهد بود.

علی ت

سلام بر استاد گرامی آقای حاج فردوسی رهبر معنوی ما
خدمت شما باید عرض کنم که جامعه اسلامی و انقلابی ما هم از حضور و آقات این پدیده در امان نبوده و جریانهای رنگارنگ به اصطلاح عرفانی و یا معنوی در گوشه و کنار کشور ظهور یافته اند و اگر چه با بسیاری ازآنها برخوردهای قانونی صورت گرفته اما ریشه کن نشده و مجددا به بازسازی خود پرداخته اند و یا با عناوینی جدید وارد میدان شده اند.

بحث در این موضوع مفصل و ابعادی وسیع دارد اما در این مقال سعی می شود به اختصار نشانه ها و معیارهایی برای شناخت عرفانهای کاذب و فرقه های انحرافی به ظاهر دینی از عرفان حقیقی و صراط مستقیم دیانت داده شود، بدان امید که در مقابله با گسترش این پدیده مخرب مفید و موثر افتد.

علیرضا

پدیده عرفانها و معنویات دروغین و فرقه های باطل و شیطانی در تمام گستره تاریخ بشری به موازات حضورعرفان و معنویت و شریعت اصیل و حقیقی انبیاِی الهی بوده و در واقع راههای بدیل و جایگزینی بوده است که شیاطین جن و انس آن را در پیش روی بشر برای منحرف کردن آنان از صراط مستقیم وحی و نبوت و امامت می گذاشته اند اما این پدیده در دوران جدید و با سرخوردگی بشر از زندگی مادی و ماشینی ابعاد گسترده تری یافته و در سرتاسر جهان از اقشار مختلف مردم یارگیری می کند.

علی محمدی

سلام بر رهبر معنوی عزیز دل ما حاج فردوسی
اول از همه مهمتر این است که باید ب کُنه ماجرا بریم و تخصصی این قضایا رو بحث کنیم
شیطان گرایی سه دوره را طی کرده است اول دوران بدوی که مربوط به ادیان باستانی است دوم وسطایی که مربوط به دوره رنسانس است و سوم دوران مدرن که از قرن شانزدهم آغاز شده است. در زمان حال دو جریان شیطان گرا وجود دارد، یکی جریان سیطنیسم با بنیان گذاریآنتوان لاوی و دیگری ستیانس با بنیان گذاری مایکل آکینو از قرن دوازدهم و سیزدهم بود که روند رونمایی شیطان گرایی آغاز شده و در شش مرحله به زمان ما می رسد که گوشه از آن به شرح زیر می باشد نخستین پرده برداری، ترویج و شیوع سحر و جادو در قرون یازده به بعد است؛پرده دوم، از قرن سیزدهم به بعد با علنی کردن عرفان یهود آغاز میشود؛ پرده سوم، دخالت در نهضت علمگرایی و روی آوری به دانش در عصر رنسانس بود؛در پرده چهارم با ایجاد سازمان ماسونی به جذب دانشمندان و درونی کردن ارزشهای شیطانی برای آنها پرداختند؛در پرده پنجم از سطح نخبگان به حوزه فرهنگ عمومی آمدند و موسیقی شیطانی را ابداع و ترویج نمودند و از طریق آن نمادها و آیینهای شیطانی را آشکارا به نام شیطان معرفی کردند؛ پرده ششم سینمای شیطانی است که ایدیولوژی شیطانگرایی را در سراسر جهان تبلیغ میکند و پرده جادویی به ذهن جهانیان انداخته است.
ممنونم از توجه بی دریغ شما 🙏🙏🙏
علی محمدی از شهر زیبای کاشان

محمد باقر

ب نظر من جناب آقای حاج فردوسی رهبر معنوی ما شما باید اول
مقابله با فرق انحرافی را بیان کنید سپس آشنایی کامل رو پیدا کنید ک من سعی میکنم تو چند مطلب ب شما بگم ممنونم از حسن خلق و توجهتون

فرقه های انحرافی به دلیل انکار حق و گرایش به باطل و نیز دعوت دیگران به مذهب انحرافی، مصداق این آیه شریف هستند:
(إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا وَ صَدُّوا عَنْ سَبِیلِ اللَّهِ قَدْ ضَلُّوا ضَلاَلاً بَعِیداً) (۱۰)
بى تردید ، کسانى که کافر شدند و [ مردم را ] از راه خدا باز داشتند ، در گمراهی دوری گرفتار شده اند.
بنابراین، آن ها هم خود به انحراف رفته اند و هم عامل گمراهی و هلاکت دیگران شده اند. بدون شک باید با چنین عناصر خطرناکی، مقابله کرده و از گسترش فساد و تباهی آن ها در جامعه اسلامی جلوگیری نمود.
مهم ترین راه های مقابله با فرقه های انحرافی عبارتند از:
الف. افزایش سطح آگاهی و شناخت مردم
شناخت عمیق به عقاید اسلامی و به ویژه اعتقاد به وجود امام غایب با تکیه بر دلایل قرآنی و عقلی و پرهیز از سطحی نگری و استناد به مطالب ضعیف و بی اساس، یکی از ضرورت ها و اولویت هاست.
بی تردید معرفت به عمیق به امام عصر (علیه السلام) و تشخیص وظیفه در زمان غیبت آن حضرت – که همانا رجوع به عالمان و فقیهان است – سدی محکم در برابر گرایش به فرقه های انحرافی خواهد بود.
ب. افشاگری نسبت به ماهیت اصلی فرقه های انحرافی
پیش از این گفتیم که فرقه های انحرافی با ظاهری مقدس و با رنگ و لعاب دین و کتاب آسمانی، ظهور می کنند؛ اما واقعیت و ماهیت اصلی آن ها انکار آیات و احکام الهی و دشمنی با اولیای خدا و جایگاه الهی آن هاست. گواه روشن این حقیقت، سخنان بی پایه و اساس و تعالیم و آموزه های ضد عقل و مخالف اسلام با قرآن (۱۰)، از جانب رهبران فرقه های انحرافی است که با کمال بی شرمی، به اسم دین به پیروان خود دیکته می کنند.
آری؛ افشای ماهیت حقیقی این مارهای سمی ولی خوش خط و خال که در پشت پرده با استعمارگران و دشمنان دیرین اسلام و مسلمین رابطه دارند و از حمایت مادی و معنوی آنها برخوردارمی شوند می تواند از گرایش انسان های ساده لوح و ظاهربین به این راه های انحرافی جلوگیری کرده و نیر فریب خوردگان و راه گم کردگان را به دامن حق و اسلام اصیل بازگرداند.
ج. سامان دهی اوضاع اجتماعی
دولت اسلامی و نخبگان جامعه در برابر مشکلات اجتماعی وظیفه دارند. سامان دهی وضعیت اقتصادی و معیشیتی مردم و رشد فرهنگی و علمی اقشار مختلف جامعه می تواند زمینه های ظهور و رشد مدعیان دروغین و فرقه انحرافی را از بین ببرد. نیز مدیریت سالم و قدرتمند سیاسی با برخورد قاطع و به دور از ملاحظات و مصلحت اندیشی های حزبی و گروهی، عرصه را بر فرصت طلبان و بانیان مذاهب باطل، تنگ می کند؛ همانطور که در جریان ظهور علی محمد باب، اقدام شجاعانه امیرکبیر در اعدام باب، به آشوب با بیان پایان داد

محمد باقر

سلام خسته نباشید من محمد باقر هستم بعد از تحقیقاتی پیرامون آشنایی با این فرقه حالا آمدم ب شما هم بیان کنم تا ببینم مورد تایید هست یا خیر با تشکر
شنایی با فرقه های انحرافی

فرقه های انحرافی ای که در اسلام به وجود آمده اند؛ بسیارند؛ ولی در میان فرق انحرافی که به موضوع مهدویت ارتباط دارند، سه فرقه در ایران شهرت دارند که عبارتند از شیخیه، بابیت و بهائیت. البته بابیت و بهائیت دو فرقه شناخته شده اند که کسی در انحراف آن ها از اسلام، تردیدی ندارد و پیروان این دو فرقه، دیدگاه های مخالف با اسلام و قرآن را آشکارا بیان می کنند؛ و شیخیه با انحراف در بعضی از امور اعتقادی زمینه ساز ظهور بابیت و بهائیت شد و مؤسسان این دو فرقه، بر اساس بعضی از عقاید غلط شیخیه به ادعاهای باطل روی آوردند. علی محمد باب شیرازی خود از پیروان و شاگردان سید کاظم رشتی بود و میرزا حسین علی نوری، بزرگان شیخیه را مبشران ظهور خود می دانست. (۱۱)
فرقه شیخیه

شیخیه مکتبی است که در اوایل قرن سیزدهم براساس تفکرات شیخ احمد احسائی پایه گذاری شد و پس از او به وسیله شاگردانش ادامه یافت و به تدریج در برخی از عقاید از تشیع فاصله گرفت.
شیخ احمد احسایی

احمد بن زین الدین (۱۱۶۶- ق) معروف به شیخ احمد احسایی که در شیخیه به «شیخ جلیل» معروف است، در روستای « مطیرفی» از استان «احساء» در عربستان به دنیا آمد. او، قرآن و علوم متداول را نزد پدرش فرا گرفت و برای ادامه تحصیل به کربلا و نجف هجرت کرد و در درس عالمان بزرگ آنجا شرکت نود. او علاوه بر فقه و اصول در علوم مختلف مانند طب و نجوم و علم حروف و اعداد مطالعاتی داشت.
شیخ احمد پس از مدتی راهی ایران و خراسان شد و پس از زیارت امام رضا (علیه السلام) به دلیل استقبال مردم یزد از وی، مدتی آن شهر را مسکن خود قرار داد و شهرت بسیاری کسب کرد. چندی بعی فتحعلی شاه قاجار او را به تهران دعوت کرد. شاه در حق او نهایت احترام را به جای آورد و از شیخ خواست تا در تهران بماند؛ ولی او نپذیرفت و به یزد بازگشت. در سال ۱۲۲۹ ق در مسیر زیارت عتبات، با استقبال مردم و حاکم کرمانشاه در آن شهر اقامت کرد و در سال ۱۲۳۷ در مسیر مشهد، مدتی را در قزوین ماند. در همین زمان بود که به دلیل برخی دیدگاه های انحرافی و غلوآمیز با مخالفت بعضی از علما روبه رو شد، تا آنجا که از سوی ملامحمد تقی برغانی (م ۱۲۶۴ق) معروف به شهید ثالث از علمای با نفوذ قزوین، تفکیر شد.
انتشار این خبر، سبب تضعیف پایگاه مردمی شیخ احمد و نیز صدور فتاوایی مشابه از سوی علمای کربلا و نجف شد. (۱۲) در نهایت عرصه بر شیخ احمد تنگ شد و پس از سفر به کربلا عازم وطن خود گردید؛ ولی در نزدیکی مدینه و در سال ۱۲۴۱ ق درگذشت و در قبرستان بقیع به خاک سپرده شد. (۱۳)
پس از وفات احسائی، پیروان او، سید کاظم رشتی را پیشوای خویش دانستند. سید کاظم از جوانی در مجلس درس احسائی شرکت می کرد و بسیار مورد احترام استاد بود. او شانزده سال، طایفه شیخیه را رهبری کرد و با بیان و قلم، افکار شیخ و نظریات خود را نشر داد. بسیاری از آرای باطل شیخیه به سید کاظم رشتی نسبت داده شده و ربطی به شیخ احمد احسائی ندارد؛ به همین سبب علمای بزرگ معاصر سید رشتی، در انحراف اعتقادی او تردیدی نداشتند.

جواد

سلام آقا محمد باقر شما خیلی از این فرقه ها رو معرفی نکردی و. حتی انشعابات شیخیه رو هم بیان نکردی ک من سعی میکنم با اجازه استاد گرامی و. عزیزم حاج فردوسی رهبر معنوی ما بیان کنم

سید کاظم رشتی بدون اینکه جانشینی برای خود تعیین کند از دنیا رفت؛ زیرا ظهور امام غایب را بسیار نزدیک می دانست. پس از او در میان شیخیه، بسیاری از ادعای جانشینی کردند که البته در عقاید و افکار، اختلافاتی داشتند. مدعیان جانشینی سید کاظم، عبارت بودند از:
۱- علی محمد شیرازی که در ادامه درباره ادعاهای او توضیح داده می شود.
۲- یکی از شاگردان رشتی به نام حاج محمد کریم خان کرمانی (م۱۲۸۸ ق) که با توجه به موقعیت ویژه نزد استاد و نیز نزدیکی به دربار قاجار، توانست رهبری اکثریت شیخیه را برعهده گیرد؛ ولی پس از مرگ وی، بر سر جانشینی او نیز اختلاف شد و انشعابات جدیدی رخ داد.
طرفداران کرمانی را «شیخیه کرمانیه و کریمخانیه» می گویند پیش تر مرکز آن ها کرمان بوده سپس به بصره عراق منتقل شدند. (۱۴)
۳- عده ای از شاگردان شیخ احمد احسائی در آذربایجان ایران به تبلیغ آرای شیخ پرداختند که مهم ترین آن ها میرزا محمد مامقانی معروف به حجهالسالام (۱۵)( م۱۲۶۹ ق) و میرزا شفیع تبریزی معروف به ثقه الاسلام و میرزا محمد باقر اسکویی (م ۱۳۰۱ ق) بزرگ خاندان احقاقی است. (۱۶

جواد

چند چیز دیگه موند که لازم دونستم بگم شاید مفید باشه در همین عقاید شیخیه بحث فرقه های نوظهور ک قطعا منهاج فردوسیان از اون ها نیست و فقط رهبر معنوی ما حاج فردوسی کمک ب رشد معنوی ما از طریق روایات اسلامی می‌کند
مبنای فکری عقاید احسائی

بدیهی است که در مذهب شیعه، منابع اصلی معارف و عقاید اسلامی، قرآن، سنت پیامبر و اهل بیت (علیه السلام)، می باشد، نیز راه دست یابی به سنت و سیره معصومان (علیه السلام) منحصر در روایاتی است که در کتب روایی معتبر، بیان شده و عالمان شیعه با دقت نظر و ریزبینی و بر پایه ی استدلال از این مجموعه گران سنگ، معارف فراوانی را استخراج کرده اند. این، مسیر روشنی است که عقل و عقلا و نیز سیره علما آن را تایید می کند. شیخ احمد احسائی گرچه عنایت ویژه ای به روایات معصومان (علیه السلام) داشت؛ ولی درباره دست یابی به کلام معصوم (علیه السلام) شیوه جدیدی را ابداع کرد. او مدعی شد که از راه مکاشفه و ارتباط با ائمه (علیه السلام)، در عالم خواب، حقایقی را بی واسطه از ایشان می گیرد. وی از رویایی در دوران تحصیل خود یاد کرده که ضمن آن، شخصی دو آیه قرآن را برای او تفسیر می کند و سرآغاز تحولی شگرف در زندگی او می شود. پس از آن، او از یک سلسله از رؤیاها به فرزندش خبر داده که در ضمن آن ها پاسخ مسائل خود را از ائمه اطهار (علیه السلام) می گرفته و در بیداری به درستی و مطابقت آن ها با احادیث پی می برده است.
احسائی با این دیدگاه، پای استدلال را در مطالب علمی بست و بدون اقامه دلیل، ادعاهای خود را نشر داد. وقتی در مباحث علمی به آرای وی ایرادی وارد می شد می گفت: «در طریق من مکاشفه و شهود است، نه برهان و استدلال».(۱۷) بدیهی است که چنین شیوه ای در مباحثات علمی، جایگاهی ندارد و از نظر عقل و نقل مردود و موجب انحراف و سقوط است و وچه بسا سر از شرک و کفر درآورد!!
عقائد شیخیه

شیخ احمد احسائی و شاگردان او درباره معاد جسمانی و معراج پیامبر (ص) و مقامات ائمه (علیه السلام) و نیز حیات امام زمان (علیه السلام) و چگونگی ارتباط با آن حضرت، نظرات خاصی دارند که با عقاید اسلامی، تفاوت دارد.
از آنجا که طرح همه دیدگاه های ایشان، از موضوع کتاب بیرون است، در این بخش تنها دیدگاه های شیخیه را درباره امام غایب بررسی می کنیم.
دیدگاه شیخیه درباره ی امام غایب

شیخ احمد احسائی و پیروانش بر این باورند که امام غایب در عالم دیگری به نام هورقلیا (۱۸) زندگی می کند و راز عمر طولانی او در همین است که با بدنی هورقلیایی و غیرمادی در آن عالم به سر می برد و هرگاه بخواهد به این دنیای مادی پاگذارد، صورتی از صورت های اهل زمین را می پوشد و کسی او را نمی شناسد. (۱۹)
این نظریه، مخالف با اعتقاد شیعه بوده و به دلیل زیر مردود می باشد:
۱- ادعای احسائی مبنی بر زندگی امام (علیه السلام) با بدن هورقلیایی و در عالم هورقلیا بدون پشتوانه عقلی و نقلی است و عمر طولانی امام زمان با بدن مادی و در همین دنیا نیز قابل توجیه است.
۲- بازگشت سخن شیخ احمد احسائی به انکار حیات مادی امام زمان ( علیه السلام) است و در این صورت بین امام حی و امامان گذشته تفاوتی نخواهد بود (۲۰)؛ چون هیچ یک بدن مادی ندارند و با جسم لطیف زندگی می کنند.
۳- طبق نظریه شیخ، امام زمان بر روی زمین زندگی نمی کند و حال آنکه ظاهر آیات و روایات برخلاف این عقیده است، مانند روایاتی که ضرورت وجود حجت الهی را بر زمین در همه زمان ها اثبات می کند و بقای زمین را بدون ایشان، غیرممکن می داند.(۲۱)
امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) می فرماید:
اللهم بلی لاتخلو الارض من قائم بحجه ظاهرٍ مشهورٍ او باطنٍ مغمور لئلاً تبطل حجُ الله و بیناتُه (۲۲)؛ آری این چنین است زمین از قیام کننده به حجت الهی خالی نمی ماند که او ظاهر و مشهور است و یا غائب و پنهان؛ تا حجت های الهی و بینات او باطل نشود.
اعتقاد به رکن رابع
اصول دین در نزد عموم شیعیان پنج اصل توحید، معاد، عدل و امامت است؛ ولی شیخیه کرمانیه معتقدند که اصول دین، ایمان به چهار اصل است: توحید، نبوت، امامت و پس از آن، رکن چهارم ایمان، یعنی شناخت شیعه کامل است که در زمان غیبت، واسطه فیض میان امام غایب و مردم است. او احکام را بی واسطه از امام (علیه السلام) می گیرد و به دیگران می رساند. (۲۳) به اعتقاد اینان پیشوایان شیخیه یعنی احسائی و جانشیان او، مصداق شیعه کامل و رکن رابع هستند و تنها کسانی هستند که می توانند احکام فقهی را برای دیگران بیان کنند. به همین دلیل این گروه از شیخیه به اجتهاد و تقلید عقیده ای ندارند. (۲۴)
این عقیده باطل، علاوه بر انحراف در رفتار دینی بعضی از شیخیه، بستری مناسب برای ادعای علی محمد شیرازی پدید آورد تا اینکه مدعی بابیت و نیابت خاصه امام شد و پس از آن ادعا کرد که همان امام غایب است که وعده ظهورش داده شده است. (۲۵)
ولی از مسلمات مذهب شیعه این است که در زمان غیبت کبرا، باب نیابت خاصه و ارتباط با امام غایب، بسته است (۲۶) و راه رسیدن به احکام الهی همان رجوع به عالم و فقیهان است و آنان بر اساس قرآن و سنت، استنباط کرده، احکام را برای مردم بیان می کنند؛ چنانکه در توقیع شریف آمده است:
و أما الحوادث الواقعه فارجعوا فیها إلی حدیثنا فإنهم حجتی علیکم و أنا حجه اله علیهم؛ (۲۷)
و اما در مسائلی که پیش می آید، به روایان حدیث ما [= فقها] رجوع کنید که آنان حجت من بر شما هستند و من نیز حجت خدا بر آنهایم

رحیمی

سلام بر رهبر معنوی ما حاج فردوسی
اولین چیزی که باید مورد توجه و جلب توجه قرار گیرد در مورد مفهموم فرقه است
با وجود تلاش گسترده امامان معصوم ( علیه السلام) و اصحاب و شاگردان ایشان، در همان دوره حضور امامان، فرقه هایی گمراه پدید آمدند و در مسیر عقیده امامت شیعه، انحراف های بزرگی ایجاد کردند. چنان که جریان های منحرف به اسم مهدویت در گوشه و کنار سرزمین های اسلامی سر بر آورده، عده ای را گرد خود جمع کردند. شکل گیری فرقه های انحرافی، پیامدهای بسیار ناگواری برای اسلام و مسلمانان داشته است؛ از سویی سبب سست شدن عقاید مردم به ویژه عقیده ی مهدویت و انتظار، و به دنبال آن، ظهور ناهنجاری های اخلاقی و رفتاری در جامعه اسلامی گردیده، و از سوی دیگر، سبب آشوب ها و جنگ های مذهبی در میان مسلمین شده است. همچنین وحدت و یکپارچگی امت اسلام را به خطر انداخته و در نهایت، زمینه را برای سلطه دشمنان اسلام بر کشورهای اسلامی فراهم ساخته است.
به دلیل اهمیت شناخت فرقه های انحرافی و مقابله با آسیب های آن ها لازم است زوایای گوناگون این موضوع را بررسی کنیم.

ابراهیمی

احسنت 👍 👍 ب خاطر همین من سعی میکنم مفهموم رو بشما بگم
«فرق» جمع «فرقه» به معنای گروهی از مردم است و در اینجا به معنای گروه جدا شده از جمع امت است. و مقصود ما فرقه های منحرفی هستند که در موضوع مهدویت از امت اسلام جدا شده و دیگران را نیز به راه منحرف خود فرا می خوانند.
بدون شک از وظایف مهم عالمان و اندیشوران، مرزبانی عقاید مسلمین و به ویژه شیعیان و پیروان مکتب اهل بیت (علیه السلام) است؛ بدین سبب لازم است فرقه های انحرافی و انحرافات آن ها به مردم و به ویژه نسل جوان معرفی شود و ماهیت واقعی و روند شکل گیری و رفتار فریبکارانه آن ها معلوم شده و دیدگاه های باطل آن ها نقد گردد.
این شناخت، دو فایده ی مهم را در پی خواهد داشت؛
– ماهیت باطل و بی اساس فرقه های انحرافی را نشان خواهد داد؛
– راه های درست مقابله با فرقه های انحرافی و رشد آن ها را در جامعه، معرفی خواهد کرد.

نجفی

سلام خسته نباشید
علل پیدایش و رشد فرقه های انحرافی

از مهم ترین ابعاد بحث فرقه های انحرافی، بررسی عواملی است که سبب ایجاد آن ها شده و نیز زمینه ها و بسترهایی است که این راه های انحرافی را به عنوان یک مذهب و دین در جامعه گسترش داده است.
خاستگاه اصلی فرقه های انحرافی در موارد زیر خلاصه می شود:
۱. جهل و نادانی

نادانی، ریشه بسیاری از گمراهی ها و انحرافات است؛ چنانکه علم و دانایی، اصل و اساس هدایت و نجات است. امیرالمومنین (علیه السلام) می فرماید:
العلم أصلُ کل خیرٍ و الجَهل کلِّ شر؛ (۲)
علم و دانایی، ریشه هر خیر، و جهل و نادانی، ریشه هر بدی است.
در موضوع فرقه های انحرافی، جهل و نادانی هم در تأسیس فرقه و تشکیل هسته اولیه آن بیشترین تاثیر را دارد و هم در گرایش مردم به مذهب انحرافی و تقویت و توسعه ی آن.
بانیان و مروجان فرقه های انحرافی در بستر جهل و ناآگاهی مردم از چ ابزارهایی استفاده میکنند؟.؟؟
یکیی ب من پاسخ بده خیلی ممنون از رهبر معنوی ما حاج فردوسی

ابوالفضل

سلام علیکم ادامه حرفم موند گفتم در پاسخ این حرف خودم بزنم ممنون میشم کامل مطالعه کنید 🙏 🙏 🙏
الف. برداشت نادرست از آیات و روایات

مدعیان دروغین حتی در لباس عالم دین و مروج شریعت، از ساده لوحی و نادانی عوام استفاده کرده، با برداشت های نادرست از آیات قرآن و روایات، مذهب باطل خود را جریانی الهی و دین مدار نشان می دهند. آنان به اسم شریعت، خداپرستی و آخرت جویی و به نام مهدویت، مردم را به سوی خود دعوت می کنند؛ چنانکه بهائیت با استناد به قرآن! خاتمیت پیامبر اسلام (ص) را نفی نموده، نبوت «بهاء» را مطرح می کند!
ب. سوء استفاده از علاقه مردم به امام زمان (علیه السلام)

در بستر جهل و نادانی، مدعیان مهدویت از ابزار عشق و علاقه مردم به مهدی موعود نیز بهره گیری می کنند. محبت فراوان شیعیان به امام زمان (عج) و اشتیاق آن ها به ظهور آن حضرت، آن گاه که با عدم اطلاع و ناآگاهی از موضوع مهدویت و انتظار همراه می شود، زمینه ای مناسب برای گرایش آنان به مدعیان بابیت و مهدویت می گردد و آن ها را در تشخیص مصداق درست مهدی و نائبان او دچار خطا می کند.
یکی از عالمان معاصر در تحلیل گرایش مردم به فرقه های انحرافی می نویسد:
بابیان فداکار و جان فشان اولیه که در قیام های خونین زمان باب شرکت داشتند و خود را به آب و آتش می زدند، بابی و بهایی – به معنای رایج آن نبودند!! بلکه شیعیانی ساده لوح و ره گم کرده بودند که در تشخیص مصداق به خطا رفته و به عشق هواداری از صاحب الزمان (علیه السلام) و قائم موعود، اسیر مشتی بازیگران سیاسی شده بودند. (۳)
به همین دلیل است که عده ای از مریدان علی محمد باب – مؤسس فرقه گمراه بابیت – که حتی در جنگ ها و شورش ها به طرفداری از او قیام کرده بودند پس از اطلاع از ادعای مهدویت و نبوت از سوی او، از اطرافش پراکنده شدند. (۴)
ج. نیرنگ بازی و عوام فریبی

میدان داران بازی فرقه سازی و حقیقت سوزی، در بستر جهل و نادانی توده ها، می کوشند با ابزار عوام فریبی و ظاهری مردم فریب و دین مدار، آنان را گمراه سازند. آن ها با زهدفروشی و ظاهر ساده و بی تشریفات، مدعی آخرت جویی و حق طلبی می شوند و افکار عمومی را تحت تأثیر دعوت باطل خود قرار می دهند؛ بدون اینکه برای سخن خود دلیل روشن و سند مستندی بیاورند. البته گاهی با نیرنگ بازی در قالبی عالمانه و پوششی که کلمات موزون و مشابه آیات و روایات، سخنان بی پایه و اساس و بافته شده را به عنوان کتاب آسمانی به خورد توده ناآگاه می دهند. نمونه روشن آن، سخنان سراسر باطل و پوچ باب شیرازی است. (۵)
۲. بی تقوایی و ضعف ایمانی

همان طور که تقوا و پرهیزکاری و ایمان به عقاید اسلامی، سبب استواری در جاده حقیقت و وفاداری به مذهب حق می شود، سست ایمانی و بی تقوایی از عوامل مهم گرایش به راه های انحرافی و مذاهب باطل است.
افراد سست ایمان، احکام و تکالیف دینی را مانند غل و زنجیری بر دست و پای خود می دانند و همواره در پی آنند که خود را از قید و بند تکلیف و الزام شرعی برهانند. حال اگر این رهایی از چارچوب وظایف شرعی در قالب تن دادن به یک مذهب و آیین جدید باشد، احساس بهتری دارند و دلخوشند که به اسم دین تازه از تنگناهای دین گذشته، آزاد شده اند.
بدون شک یکی از علل گرایش برخی از جوانان به مسلک بابیت و بهائیت به همین آسان گیری و بی پروایی اخلاقی بوده است. رهبران این فرقه ها به نام دین و تمدن دینی، حریم های شرعی بین زن و مرد را به سخره گرفته، بلکه برای تبلیغ مرام باطل خود و جذب جوانان به آن، از زنان استفاده می کردند. نمونه ی آشکار آن در بابیت قره العین است. این زن در محفل باب ها، بی حجاب ظاهر شد و در سخنرانی خود خطاب به پیروان باب گفت: «امروز تکالیف شرعیه، یک باره ساقط است و این صوم و صلاه کاری بیهوده است.» (۶)
۳. دنیاگرایی و منفعت جویی

دوستی دنیا و مظاهر مادی آن، از مهم ترین عوامل انحراف است. بدون شک از اصلی ترین عوام شکل گیری فرقه های انحرافی، دلبستگی بانیان این فرقه ها به دنیا و مادیات است. تاریخ اسلام نمونه های بسیاری را سراغ دارد که از این رهگذر به انحراف کشیده شده و عامل گمراهی دیگران شده اند.
بسیاری از فرقه های انحرافی مهدویت نیز به دلیل دنیاگرایی پدید آمده و ادامه یافته اند. شمار زیادی از مدعیان مهدویت و بابیت برای کسب نام و نان، فرقه ای تاسیس نموده و از عقاید عوام، سوء استفاده کرده اند. فرقه منحرف واقفیه – که در امامت امام هفتم (علیه السلام) توقف کردند و او را همان مهدی موعود دانستند که باز خواهد گشت – نمونه ای روشن از فرقه گرایی به دلیل دنیاخواهی و سودجویی مادی است (۷)؛ چنان که محمد بن علی بن بلال نیز در زمان نایب دوم امام زمان (علیه السلام) با همین انگیزه، مدعی نیابت خاصه شد و گروهی را گرد خود جمع کرد. (۸)
۴. مشکلات اجتماعی

نابسامانی اجتماعی، زمینه بسیار مناسبی برای رشد و توسعه فرقه های انحرافی و گرایش مردم به این فرقه هاست. افراد فرصت طلب، از مشکلات معیشتی مردم مسلمان، سوء استفاده نموده به بهانه رفع نیازهای ایشان، آنان را به فرقه های باطل جذب می کنند. سال هاست که مبلغان و هابی با تکیه بر منابع مالی مسلمین، از همین شیوه برای ترویج و تبلیغ وهابیت، استفاده کرده اند.
در مواردی نیز مشکل اجتماعی مردم به دلیل نظام سیاسی نالایقی است که بر جامعه ی حاکم است. این انحطاط سیاسی به رشد تکفرات باطل و انحرافی کمک می کند و دست آن ها را در اقدامات ضددینی باز می گذارد. در عصر امامان (علیه السلام) به دلیل بی کفایتی خلفای اموری و عباسی، فرقه های انحرافی زیادی در میان مسلمین شکل گرفت.
نمونه دیگر مشکل اجتماعی مردم، کوتاهی خواص و نخبگان و عدم موضع گیری مناسب آن ها در برابر فرقه های انحرافی است. روشن است که اگر عناصر تأثیرگذار و اندیشوران جوامع اسلامی در برابر ظهور فرقه های باطل و بدعت های آن ها در دین، اقدام لازم و به موقع را ترک کنند، بستر مناسب برای رشد و توسعه فرقه های انحرافی پدید خواهد آمد. نمونه ی روشن آن این نابسامانی اجتماعی در عصر امامت امیرالمومنین (علیه السلام) و در جنگ صفین بود که به علت کوتاهی خواص به شکل گیری فرقه انحرافی خوارج انجامید.
۵. دخالت بیگانگان

مستکبران عالم، همیشه به دنبال سلطه بر مسلمانان بوده اند؛ ولی اسلام و تعالیم متعالی آن، مانع زیاده خواهی و استثمارگری آن ها بوده است. استعمارگران برای شکستن این سد آهنین و برداشتن این مانع بزرگ، هر دسیسه ای را طراحی می کنند. از جمله می کوشند با راه انداختن فرقه های انحرافی، مردم مؤمن، ولی ناآگاه را به اسم دین و دینداری، گمراه کنند؛ همان طور که در مواردی، فرقه های منحرف موجود را پشتیبانی می کنند. تاریخ و سرگذشت بسیاری از فرق انحرافی، گواه روشنی بر نقش بیگانگان در شکل گیری یا تقویت آن فرقه هاست

رحیم

ادیان الهی و به ویژه دین مبین اسلام، پیوسته مورد دشمنی بدخواهان قرار گرفته و این دشمنی ها به گونه های مختلف بروز یافته است.
ادیان الهی و به ویژه دین مبین اسلام، پیوسته مورد دشمنی بدخواهان قرار گرفته و این دشمنی ها به گونه های مختلف بروز یافته است. یکی از مهم ترین آن ها راه اندازی فرقه های انحرافی است. بانیان مذاهب گمراه کننده کوشیده اند که راه انحرافی و باطل خود را مذهبی الهی و آسمانی معرفی کنند که همانند اسلام دارای اصول و فروع و نظام اجتماعی و تکالیف شرعی است، تا بدین وسیله، اهل ایمان را به دام بی دینی و بی ایمان بیفکنند و به اسم خدا و آخمرت و کتاب آسمانی، مردم را از مسیر سعادت به گرداب هلاکت منحرف کنند.

منتقد

نمی شود که مطلقا انرا فرقه دانست اما در افکار اینان می خوانیم که دوستان به برخی احکام سلیس اسلام بی توجه هستند… از این باب باید توجه و تفکر دو چندان کرد…فرقه ضاله بهاییت هم در ابتدا همین ادعاها را داشت. اما با جمیع جهات من نظر مثبتی نسبت به این سیر و سلوک دارم

زهرا

شما انسانی نا شناخته در مشهد مقدس هستید باید همه مردم نه تنها ایران بلکه جهان شما را بشناسند و از شما استفاده معنوی کنند و به مقامات عالیه و بزرگ برسند ولی متاسفانه در کشور ما در شناسایی افراد نخبه ضعیف هستند و من از این بابت از شما عذر خواهی می کنم امیدوارم روزی برسد شما رو در تلویزیون ببینیم

فاطمه زهرا

سلام علیکم خیلی بده که توهین به بقیه می‌ کنید و این از شما که بسیار عاقل و فهمیده و یک رهبر معنوی هستید و ما فقط یک رهبر معنوی به عنوان حاج فردوسی می شناسیم بعید است امید است حواستون باشه چی می گویید تا من هم و تمام محبین به شما! شما رو فراموش نکنند به خاطر بعضی اعمال نا شایست

نجمه

با توجه به معنای اصطلاحی فرقه و مذهب می توان گفت که «فرقه» به افرادی که از یک دین جدا شده و عقیده خاصی دارند، اطلاق می شود و به اعتقاد و روش خاص آن «مذهب» گفته می شود؛ بنابراین این دو کلمه به یک تعبیر، معنای مترادفی دارند با این تفاوت که کلمه فرقه به افراد خاص بودن آنها نظر دارد و کلمه مذهب روش خاص آنان را مورد توجه قرار می دهد. پس این دو کلمه می توانند به جای همدیگر به کار گرفته شوند. ولی باید توجه داشت که فرقه اسم سخت افزاری و مذهب اسم نرم افزاری یک گروه با عقیده خاص می باشد

کسری

من حس می کنم شما تعریف درستی از فرقه ندارید وگرنه منهاج رو فرقه فرض نمی کردین. اگر اینجوری باشه که شما می گید شیعه ها و سنی ها هم جزو فرقه ها هستن و این کاملا اشتباهه.

نیما

شیعه و سنی مذهب هستن نه فرقه.
کلمه فرقه در لغت به عده ای خاص از مردم اطلاق می شود و مذهب به اعتقاد و عقیده و روش خاص گفته می شود. بنابراین هر دو کلمه در اطلاقشان به امری خاص مشترک هستند با این تفاوت که فرقه به اشیاء و افراد و به تعبیر دیگر بر اعیان اطلاق می شود، ولی مذهب بر مسائل نظری و معنوی (به معنای مقابل عین) گفته می شود.

فاطمه یاری

اهل سنت چهار مذهب فقهی دارند که عبارت است از مالکی، شافعی، حنفی و حنبلی و ده ها فرقه ریز و درشت کلامی دارند مانند معتزله، اشعری، ماتریدی، اهل حدیث، مشبهه و… پس این درست نیست که خود اهل سنت رو فرقه بنامیم.

نیما

کلمه فرقه به شکلی که امروزه استفاده می‌ شود، عبارتی برای اشاره به جنبش‌ های نو پدید دینی یا سایر گروه‌ هایی است که اعتقادات آن‌ ها یا رفتار هایشان از نظر عموم مردم غیر عادی یا غریب محسوب می‌شود. از لغت فرقه به عنوان ابزاری برای تخریب علیه گروه‌ هایی استفاده می‌ شود که اعتقادات یا رفتار هایی غیر منطقی دارند، بدون آن که تعریف دقیق و ثابتی از کلمه فرقه ارائه شود.

شکیبا

طبق تعریف شما فرقه به گروهی گفته می شه که مسائل جدیدی رو وارد دین کردن ولی فقط اینجور که شما می گید نیست. خیلی از فرقه ها نه تنها چیز جدیدی وارد نکردن بلکه یه سری مسائل و اعتقادات رو حذف کردن. دقیقا مثل منهاج فردوسیان که خیلی از مطالب و مسائل رو قبول نداره و حذف می کنه

سهراب

مرسی از دوست عزیزمون که اینقدر قشنگ و دقیق مسئله رو برسی کردن و با دلیل محکم استدلال کردن. خیلی خوشحال می شویم پاسخ حاج فردوسی رو بدونیم.

علریضا

سلام . از کجا میشه این روش جدید منهج رو دید؟

فاطمه

سلام خدمت همه ی عزیزان من نظرم اینه که نسبت به این افراد بی توجه کنیم همه دشمنانی داشتن از پیامبر اسلام گرفته که کاملا در مسیر حق بود و چیزی که تبلیغ میکرد راست و درست بود تا حضرت حاج فردوسی که در زمان حال یک مسیر زیبا رو دارن به مردم نشون میدن این افرادی که مقاومت میکنن و نمیخوان بپذیرن خودشون واقعا باید سر به راه بشن وگرنه هیچ کس نمیوته برای اونها کاری بکنه حالا ما موثق ترین دلایل رو هم پیش روی اونها بزاریم کسی که خوابه رو میشه از خواب بیدار کرد ولی کسی که خودشو زده به خواب رو هرگز.

رستگار مقدم

حرف حقیقت رو گفتید و حرفی که کاملا درسته و حرف حساب جواب نداره پس از دوستان دیگه هم میخوام که نسبت به این افراد زیاد گارد نگیرن و بی توجه باشن فقط این افراد هیچ کاری نمیتونن بکنن زمانی که ما و حضرت حاج فردوسی در راه رسیدن به هدفمون مصمم باشیم و به خدا توکل و ایمان داشته باشیم و بدونیم که خدا ما رو به بهترین مسیر ها و به بهترین راه ها هدایت میکنه برای حضرت حاج فردوسی و تمام منهاج فردوسیان آرزوی موفقیت و شادی بی پایان رو از خداوند منان خواستارم. موفق باشید

لعیا فریادی

سلام بنده شخصا به منهاج فردوسیان و حضرت حاج فردوسی علاقه ی بسیار شدیدی دارم و اجازه نمیدم که اگر کسی در مقابل من از حضرت حاج فردوسی یا منهاج فردوسیان بد گفت به حرف اون گوش بدم یا اجازه بدم که اون حرفش رو ادامه بده و قطعا با این دلایل بسبار قانع کننده ی حضرت حاج فردوسی در مقابل اونها خواهم ایستاد و اونها رو متوجه اشتباهشون میکنم زمانی که درستی یک چیز واضح هست دیگه مقاومت در برابر اون یک کار اشتباهه و خیلی افراد رو از مسیر میتونه به در کنه همین مقاومت بیجا

پوریا ناهیدی

سلام خیلی خیلی خوشحالم که در جمع دوستانی قرار دارم که واقعا به دنبال کسب سعادت و کمال واقعی هستندو خیلی خیلی خرسندم که حضرت حاج فردوسی رهبر معنوی مشتاقان کمال و سعادت این مقاله ی بسیار زیبا رو منتشر کردند و دوباره پاسخ کوبنده ای به اون افرادی دادند که منهاج فردوسیان رو نوعی فرقه میدونن و میخوان به بقیه ثابت کنن که منهاج فردوسیان یک مسیر انحرافی هست ولی نمیدونن که خودشون در انحرافات به سر می برند و مثل کبک سرشون رو در زیر برف کردند و نمیخوان که این واقعیت رو ببینند.

صولتی

سلام به حضرت حاج فردوسی خیلی خیلی خوشحالم که در جمع شما دوستان بزرگوار قرار دارم و امیدوارم که همه ی ما در منهاج فردوسیان به اون درجه از بندگی خداوند برسیم که بتونیم واقعا حضور خدا رو در زندگیمون حس کنیم و همچنین کسایی که میگن منهاج فردوسیان یک فرقه هست امیدوارم روزی برسه که به این حقیقت دست پیدا کنن که سخنشون اشتباه بوده و جزء تهمت چیز دیگه ای نبوده و برای کسب حلالیت نزد حضرت حاج فردوسی رهبر معنوی مشتاقان کمال و سعادت بیان.

خدایاری

سلام چرا باید اصلا این افراد برای ما مهم باشن زمانی که میدونیم حرفشون کاملا اشتباه و نقیض منهاج فردوسیان هست اون چیزی که واقعا منهاج فردوسیان داره آموزش میده با این چیزی که این افراد میان و بیان میکنن زمین تا آسمون فرق داره و فقط کافیه سیل عظیمی از این افراد بیان و همین مقاله رو مطالعه کنند اون موقع کاملا از مسیرخودشون بر میگردن و متوجه اشتباهشون میشن خیلیا اصلا نمیدونن که دلیل مخالفتشون چیه ولی چون رهبر اونها با فلان چیز مخالفت میکنه اون افراد هم مخالفش میشن که این کاملا اشتباهه.

حسن

سلام، بر صدق منهاج فردوسیان همین بس که مطالب اون رو میشه در زندگی دست یافت بهشون یعنی داخل زندگی هرکس به احتمال زیاد حداقل یکی از تعاریف منهاج فردوسیان رخ داده یعنی شخصی احساس میکرده که گناهی بر دوش اون هست و طبق هدایت منهاج فردوسیان در زندگیش عمل کرده و بعد از اون تونسته که اون مشکل رو برطرف کنه اما این مخالفینی که میان و بر علیه منهاج فردوسیان حرف میزنن که آره اون یک فرقه هست یا چیزی مشابه به این میخوام بگم که شما از علمی که دارید تو زندگیتون چقدر استفاده کردید؟

روح الله قدیسی

سلام به همه ی منهاجیان من خدمت شما میخوام عرض کنم که هرگز اجازه ندید کسی که در مرود منهاج فردوسیان میاد و اینگونه صحبت میکنه صحبتش رو ادامه بده در هر جا که به این شکل بود واینطور اتفاقی ور مشاهده کردید فورا با دلایل کاملا منطقی حضرت حاج فردوسی به اون شخص پاسخی کوبنده بدید که نه تنها در اونجا بلکه در هیچ جای دیگه ای به خودس این اجازه رو نده در مورد چیزی که اطلاعاتی نداره و همچنین نمیدونه که واقعا اون چی هست و حتی یک تعریف اولیه در مورد اون هم نداره بیاد و اظهار نظر کنه.

مراد

سلام باز به نظر من باید به اینجور افراد بی توجهی کرد چون اتفاقا اونها که میدونن حرفشون اشتباهه پشت این کارشون هدفی دارن و بخش بیشتر هدف اونها احساس میکنم که جلب توجه هست و ما با اینکار یعنی پاسخ دادن به اونها وو قت گذاشت و وقت هدر دادن برای اونها بهشون اون چیزی رو که میخوان میدیم یعنی توجه بهشون میکنیم و این کاملا کار نادرستیه ما که میدونیم مسیرمون درسته، ما که میدونیم مسیرمون حقه پس بزاریم هر کسی هر چیزی که میخواد بگه مهم حرف نیست مهم نتیجه هست که نتایج اونها چیه و نتیجه ی منهاج فردوسیان چیه.

آیلین

سلام کاملا موافقم حتی در زمان پیامبر هم کلی افراد بودن که با پیامبر مخالفت می کردند آیا پیامبر به دنبال اون ها می دوید و میگفت که نه حرف شما اشتباهه و حرف من درسته؟ نه هرگز پیامبر اسلام اعراض می کردند از اینجور افراد و اینجور گفته و الان هم می تونیم نتیجه رو مشاهده کنیم که پیامبر چه نتیجه ای به دست آوردن و اون افراد چه نتیجه ای رو حاصل شدن به نظر من که باید این کار رو کرد اگر که میخوایم واقعا به موفقیتی در منهاج فردوسیان برسیم یعنی اعراض کنیم.

سامی

سلام میخواستم بگم که حتی این مورد رو خداوند در قرآن هم آورده یعنی بارها خداوند به پیامبر گفته که اونها مسئول اعمال خودشون هستند تو روی برگردان از اونها الانم به همین شکل هست ما باید روی برگردونیم، حضرت حاج فردوسی باید تمرکزشون رو از روی اونها بردارن که میدونم برداشتن و به روی چیزی تمرکز کنن که هدفشونه یعنی منهاج فردوسیان رو همه گیر و فراگیر کنند و کم کم این افرادی که مخالفن هم وارد دسته ی منهاج فردوسیان میشن به امید خدا اما به مرور زمان و صبر و تحمل.

امیر عباس

سلام چه واژه ی زیبایی رو به زبون آوردید !!!صبر!!! واژه ای که اگر به اون عمل بشه زیبا ترین اتفاقات در زندگی آدمی رخ میده و فقط با صبر کردنه که ما می تونیم تباهی قومی رو ببینیم که به خلاف منهاج فردوسیان حرکت کردند و دارن تبلیغات منفی و موج منفی در مورد اون به راه میندازن و خواستم فقط یک نکته رو بگم که اون ها دنبال جلب توجه هست پس ما چرا باید چیزی که اونا میخوان رو به اونا بدیم باید کاملا اونها رو شکست بدیم پس اولین چیزی که باعث شکست اونها میشه اینه که نسبت به اونها بی توجه باشیم

اکبر خزائی

سلام من منهاج فردوسیان رو بسیار قبول دارم و این رو هم قبول دارم که باید نسبت به افرادی که بر علیه ما هستند تمرکز نداشت. اما دوستان تمرکز نکردن تا توجه نکردن کلی فرق داره ها! اینکه تمرکز نکنیم خیلی خوب هست یعنی تمرکزمون رو بزاریم روی چیزی که میخوایم ولی اون توجه رو داشته باشیم که مثلا کسی که بر خلاف ما هست الان در چه مقطعیه و چه کارهایی رو داره انجام میده و از حال و روز اون آگاه باشیم اما برامون اهمیتی زیادی نداشته باشه بلکه اهداف خودمون باشه که اهمیت داشته باشه برامون

زهرا رضایی

سلام حرف من اینه همین کسایی که میان و میگن که منهاج فردوسیان یک فرقه هست خب بزرگوار تو بیا و با حضرت حاج فردوسی به صورت رو در رو در این مورد بحث کن نمیشه که پشت سر اون حرف زد و توقع داشت که به یک نتیجه رسید اگر کسی حاضر به انجام این کار نیست کاملا مشخصه که فقط برای اینکه وجه ی منهاج فردوسیان رو خراب کنه این گونه مسائل رو ذکر میکنه که کاملا این کار از معرفت خارج هست و هر کسی که این کار رو انجام میده یعنی مسیر راست و درست رو کج معرفی میکنه بسیار از درون تهی و شخصی از درگاه خداوند رانده شده هست.

سجاد علیزاده

سلام به حضرت حاج فردوسی خواستم این رو خدمتتون عرض کنم که اصلا برای این حرف ها ارزشی قائل نشید متاسفانه روند ما و کشور ما به همین شکل هست که تا می بینیم که یکی داره به پیشرفتی و موفقیتی میرسه فوری میایم و در مورد اون شایعه پراکنی میکنیم یا اتهاماتی رو به اون می چسبونیم که کاملا ساده لوحانه و کاملا احمقانه هست پس در این مورد خواستم بهتون بگم نگران نباشد کسی که مسیرش راست و درسته هرگز خداودن اون رو تنها نمیزاره ولی وای به حال کسانی که میدونن مسیری درسته ولی میان و اون رو به عنوان یک مسیر انحرافی معرفی میکنند.

صالح

سلام منهاج فردوسیان به نظر من بسیار برتری داره از منابع دیگه چون اولا برنامه ی کاملا واضح و دسته بندی شده داره و دوما به بازسازی مطالب پرداخته یعنی نه اینکه بخواد مطالب رو تغییر بده نه بلکه به شیوه ای اونها رو ارائه میده که به عنوان مثال جوانان امروزی ما میل به این داشته باشن که به سمت منهاج فردوسیان حرکت کنند و خودشون رو به عنوان یک منهاجی بدونن پس در هر صورت اینکه منهاج فردوسیان رو یک فرقه بدونیم کاملا امری اشتباه هست و نباید گفته بشه.

یونس

سلام من منهاج فردوسیان رو بسیار قبول دارم و اصلا برام مهم نیست که پشت سر اون چی میگن یا قرار چه اتفاقی بیفته مهم اینه که من مبنی بر دلایل مستحکمی که حضرت حاج فردوسی ارائه دادن منهاج فردوسیان رو پذیرفتم و باور کردم که برنامه ی اون یک برنامه ی کاملا درست و منطقی هست برای رسیدن به کمال و سعادت و زمانی که حضرت حاج فردوسی رهبر معنوی مشتاقان کمال و سعادت اون رو هدایت میکنن قطعا دیگه من کاملا به سمت منهاج فردوسیان خواهم رفت چرا که ملاک خوشبختی من در اون نهفته هست.

شهریار فدایی

سلام منهاج فردوسیان یک برنامه ی کاملا جذاب و روشن هست شما اگر میخواین که بدونید که منهاج فردوسیان به چه شکل هست سعی نکنید با خودتون در مورد اون بحث کنید خطابم به اون اشخاصی هست که میگن منهاج فردوسیان یک فرقه هست بلکه بیاین واز خود منهاجیان سئوال بپرسید تا براتون کامل توضیح بدن که منهاج فردوسیان چی هست و چه تغییراتی در زندگی اونها به وجود آورده و چقدر موجب زیبا تر شدن زندگی اونها شده به نظر من این بسیار بهتره و تاثیر گذار تره تا اینکه بخواین دور هم در مورد اون بدگویی کنید در صورتی که هیچگونه اطلاعاتی در مورد اون ندارید.

نسیم زنگنه

سلام اینکه بعضیا میان و محتوا رو تغییر میدن به نظر من جزای اون رو در همین دنیا هم خواهد دید پس ما می بینیم که حضرت حاج فردوسی روز به روز دارن پیشرفت میکنن و روز به روز مراحل سیر و سلوک رو دارن می پیمایند پس هرگز نمی تونیم به ایشون این انگ رو بچسبونیم که ایشون دارن یک فرقه رو راهنمایی میکنن یا یک فرقه درست کردن و در اون مردم رو دارن به این فرقه دعوت میکنن چون این یک تعریف کاملا ساده لوحانه هست از منهاج فردوسیان.

احمدی

سلام منهاج فردوسیان که شما عرض میکنید یک فرقه نیست درست اما از باید بدونیم که تنها منهاج فردوسیان که نیست که از طریق اون میشه به کمال رسید کلی راه های دیگه و کلی مسیر های دیگه هست که از طریق اونها میشه به سعادت و کمال دست یافت به نظر من برای رسیدن به خدا نباید مسیر مشخص کرد که مثلا فقط از طریق این مسیر باید به خدا برسیم بلکه باید بگیم که بی نهایت راه برای رسیدن به خدا هست چون دره ر چیزی که نگاه میکنیم ردپایی از خداوند رو در اونجا میبینیم.

سامان نجفی

سلام خدمت شما دوست بزرگوارم ببینید کاملا شما فکر میکنم که محتوای مقاله رو متوجه نشدید هرگز حضرت حاج فردوسی مردم رو مجبور نمیکنن که بیان وارد این مسیر بشن و همچنین ایشون نمیگن که تنها راه همینه بلکه میگن مطمئن ترین راه شاید این باشه چون مطالب به صورت دسته بندی شده هست و جدای از اون واضح و روشن به بیان روایات میپردازه که این واقعا عالیه و منبعی دیگه ای رو من سراغ ندارم که به مانند منهاج فردوسیان بخواد عمل کنه پس اگر حضرت حاج فردوسی این نکته رو ذکر کردن به نظر من به خاطر همین موضوع بده.

ستاره قطبی

سلام حضرت حاج فردوسی هرگز این رو بیان نکردند بلکه میگن که اگر ما بیایم و مطالب و محتوا رو به صورت به روز شده و نو شده بیان کنیم میتونیم اون رو با روزگار مردم اکنون همگام کنیم خب خودتون بیاین و بگین که آیا علمی که در هزار و چهارصد سال پیش پیامبر به مردم آموزش میداد رو میتونیم الان به مردم آموزش بدیم؟ مطالب پیشرفته ی اون موقع فکر میکنم که الان به کودکان ما آموزش داده میشه چون واقعا ذهن بشر از اون موقع تا به الان رشد کرده و تکامل پیدا کرده پس قطعا شیوه ی آموزش هم باید تغییر پیدا کنه.

شهاب مظفری

سلام دین اسلام کامل ترین دین هست و در این شکی به هیچ وجه نیست و همه ی ما اون رو قبول داریم اما منابعی که دارن دین اسلام رو آموزش میدن به صورت دسته بندی شده نیستن واقعا و منهاج فردوسیان این کار رو ساده کرده که جوان امروزی ما بیاد و وارد منهاج فردوسیان که شد مراحل سیر و سلوک رو به راحتی بتونه بگذرونه و این واقعا عالیه برخی از به قول حضرت حاج فردوسی ساده لوحان که اینطور فکر میکنند واقعا باید بیان و به این سئوالات و به این نکات پاسخ بدن که اگر شما فکر میکنید که منهاج فردوسیان یک فرقه هست پس پاسخ این ها رو هم بدید.

معین سمیری

سلام فکر میکنم که توضیحات کاملا صریح و واضح بود ودیگه کسی نیست که بتونه منهاج فردوسیان رو به عنوان یک فرقه بدونه فرقه میاد و محتوا رو تغییر میده یا معنی رو تغییر میده اما منهاج فردوسیان کجا این کار رو انجام داد؟! منهاج فردوسیان میاد محتوا رو بازسازی میکنه طوری که جوان امروزی حداقل رغبت این رو داشته باشه که به سمت دین حرکت کنه و این به نظر من کاملا عالی و خوبه و کسی نمیتونه از این مورد ایرادی بگیره در هر صورت که منهاج فردوسیان یک برنامه ی کامل برای هدایت بشر به سوی کمال و سعادت هست و من این رو قبول دارم.

حسین اکبری

سلام منهاج فردوسیان برنامه ای هست که بشر رو به سمت کمال و سعادت هدایت میکنه و رهبری اون به دست حضرت حاج فردوسی هست که واقعا دیگه لام نیست با آوردن نام حضرت حاج فردوسی تعریف دیگه ای از منهاج فردوسیان به عمل بیاریم. منهاج فردوسیان به هیچ وجه یک فرقه نیست اگر فرقه بود به قول دیگر دوستان محتوا رو تغییر میداد و سعی میکرد اون چیزی که خودش میخواد رو به کرسی بنشونه در صورتی که ممکنه اشتباه هم باشه اما منهاج فردوسیان کجا این کار رو انجام داد؟ کجا تعریف جدیدی از خودش ارائه داد هرچی که بوده باسازی منابه معتبر دینی بوده به نظر من!

بافر

به امید ظهور منجی عالم بشریت و سلامتی و تندرستی ولی خدا رهبر معنوی ما حاج فردوسی

زینب

به به‌به جواب کامل و جامع و مختصری رو به دوستانی که از روی جهل به شما توهین می‌کردند دادید امید است با معروف شدن و تبهر پیدا کردن بیشتر هوای ما رو هم داشته باشید

حسن

سلام بر رهبر معنوی ما حاج فردوسی خدا را شکر میکنم از این نعمت بزرگ که حاج فردوسی را به عنوان رهبر معنوی ما در شهر معنوی مشهد قرار داد و بازم خدا را شکر میکنم از اینکه توفیق شناخت این فرزانه و در گرانبها به ما عطا شد

حسنین

سلام دوست عزیز واقعا من اشک شوک از چشمانم سرازیر میشه تا می‌بینم شما عزیزان دل این طوری حرف می‌زنید و باعث افتخار ما هستید انشالله طی گذشت سال های متمادی بتوانیم در. کنار شما خدمت کنیم

ریحانه

خدا کند که باشند و به ما از علمیات خودشون بگن تا انشالله بالاخره توفیق این که دیگر از مراجع تقلید نکنیم رو داشته باشیم و فقط از شما می‌خواهم وارد جناح بندی های مختلف نشوید تا طرفداران زیادی تز خودتون رو هم از دست بدهید

فاطمه

با این تخریب هایی که شما میکنید من هنوز نفهمید صراط مستقیم و حق برای شما هست یا نیست چون واقعا توهین هم بین حرف هایتان به بقیه که از روی جهل و نادانی این حرف رو میزنن تند آمیز و تفرقه برانگیز بود گاها دیده می شود که در این صورت کاملا حق با کسی دیگر هس

نازنین

بله منم حرف شما رو کاملا باهاش موافقم و میتونم تایید کنم که این کار شما کاری علی رغم میل ظاهری و باطنی شما کاری دور از شان یک رهبر معنوی مانند حاج فردوس هست و قاعدتا وقتی میگید یک عده جاهل یعنی توهین پیامبر کسانی که بهش توهین هم می‌کردند میخواست به راه راست بیارتشون نه مثل شما که توهین میکنید

بابک

دوست عزیز چطوری تعریف از منهاجتون میکنی که خود را جدا از مردم می داند
این همه فقها دست به چنین کاری نزدن حالا این شخص مثلا میخواد دین رو این طوری جلوه بده

شمیم

سلام خدمت شما دوست بزرگوار میشه بگید که دقیقا حضرت حاج فردوسی در کجای مقالاتشون این رو ذکرکردند؟ یا در کجا این مسئله ر وبیان کردند؟ آیا شما این رو از کسی شنیدید؟ ببینید تمام مقالات حضرت حاج فردوسی فکر میکنم که بیانگر یک موضوع هستند و اون هم اینه که مردم رو به منهاجی شدن دعوت میکنند پس به نظر من اصلا ایشون خودشون رو جدای از مردم نمیدونن وگرنه که چرا بخوان اونها رو به چیزی که خودشون شناختن و درک کردند هدایت و راهنمایی کنند اگر کمی به محتوای مقالات به صورت عمیق تری نگاه کنید این مسئله کاملا صریح و اضح هست فکر میکنم.

سپهر

حضرت حاج فردوسی هیچ وقت خودشون رو فکر نمیکنم جدا از مردم بگیرند و هیچ وقت فکر نمیکنم که بخوان این کار رو انجام بدن کسی که از لحاظ شخصیتی رشد میکنه و بزرگ تر میشه بیشتر به این پی میبره که دنیا مزرعه ی آخرته و همچنین دنیا محل زودگذریه پس هرگز نه تنها غروری نداره بلکه به مردم هم کمک میکنه که مسیر درست رو بشناسن انصافا خودتون بیاین و در این مورد قضاوت کنید و من چیزی نمیگم که حضرت حاج فردوسی آیا دچار غرور هستند؟ آیا مردم رو به راه راست هدایت نمی کنند؟ تمام این ها نشون میده که ایشان کاملا خلاف چیزی هستند که شما میگید.

عبدالله

سلام کاش ابتدا حضرت حاج فردوسی رو میشناختید وبعد این حرف رو میزدید آیا اصلا تا به حال مقالات ایشون رو خوندید؟ اصلا من فکر میکنم که شما همین مقاله رو هم مطالعه نکردید چون نه تنها نظرتون مرتبط نبود به مقاله بلکه اصلا صحت هم نداره چون اگر کمی از شخصیت حضرت حاج فردوسی بدونید متوجه میشه که ایشون به دنبال کشف سعادت و کمال هستند و هرگز چنین مواردی که شما در مورد اینشون ذکر کردید صدق نمیکنه در موردشون.

اکرم صالحی

سلام منم همین رو میگم اگر ایشون خودشون رو جدای از مردم میدونستن پس چرا وب سایتی رو تاسیس کردند که در اون به مردم طریقت بندگی خدا رو آموزش بدن و جدای از اون چرا بیان احکام دین رو باسازی شده و دسته بندی و طبقه بندی شده در یک برنامه ی مشخص به اسم منهاج فردوسیان به مردم آموزش بدن؟ به نظر من این صحبت دوستمون کاملا بی محتوا و عاری از هر دلیلی هست و صرفا مبنی بر احساسات زده شده نه منطق که اگر کمی خودشان فکر کنند متوجه این موضوع میشن.

هاکان

سلام بالاخره هرکسی در بیان عقیده واحساساش آزاد هست تا زمانی که به شخص مقابل یا اشخاص مقابلش توهین نکنه این دوستمون هم توهینی فکر نمیکنم کردند فقط احساسشون رو بیان کردند که این احساس ممکنه که تغییر بکنه و موندگار نیست در هر جهت و در هر صورت که صحبتشون درست نبود ولی اینقدر شجاعت داشتن که بیان و این رو بیان کنند که این واقعا جای تبریک داره بهشون و امیدوارم که از این اشتباه در بیان و سعی کنند که بیشتر شخصیت رهبر معنوی ما به سوی کمال و سعادت یعنی حضرت حاج فردوسی رو بشناسن.

مجید نوری

سلام حضرت حاج فردوسی در مقام یک رهبر و یک عالم بزرگ دارن به مردم خدمت رسانی میکنن و اینکه اصلا وظیفه ی ایشون هم نیست که به مردم کمک کنن مردم خودشون باید رهبر زندگی خودشون باشند اما ایشون دارن این کار رو با خلوص نیت فکر میکنم انجام میدن که این واقعا جای تحسین داره پس دوست خوب من سعی کنیم که با این حرف ها دل ایشون رو نرنجونیم و سعی کنیم که بیشتر به عنوان نیروی انگیزاننده برای ایشون عمل کنیم تا اینکه بخوایم مانعی بشیم بر سر راه ایشون.

فضل الله

سلام رهبر معنوی ما حضرت حاج فردوسی هرگز فکر نمی کنم که از این صحبت ها ناراحت بشن یا نا امید بشن چون بارها دیدید که داخل مقالاتشون گفت که بعضیا از روی احساس صحبت میکنند و صحبتشون جنبه ی احساسی داره نه منطقی و همچنین داخل همین مقاله هم می تونید مشاهده کنید که دارن در مرود افرادی صحبت میکنن که بر ضد ایشون هستند ولی با این حال هر روز میبینیم که مقالات جدیدی از ایشون منتشر میشه و قدرتمند تر از دفعه ی قبل صحبت میکنن این ها همه رو کنار هم که بزاریم متوجه میشیم که نظرات منفی اصلا روی حضرت حاج فردوسی تاثیر نمیزاره بس که شخصیت قوی ای دارن.

هانیه مرادی

سلام اضافه بر این موضوع میخوام بگم که ایشون صضحبت های منفی رو از انتقادات جدا میدونن نقد خیلی چیز با ارزشیه و میتونه باعث پیشرفت انسان بشه به نظر من حضرت حاج فردوسی اگر نقدی بر ایشون میشه با روی باز اون رو میپذیرن و سعی میکنن که اون رو اصلاح کنند چون میدونن که نقد باعث میشه که انسان در زندگی پیشرفت کنه و به درجات بالایی برسه در صورتی که واقعا اون چیز نقد باشه و ما یک کار اشتباه رو انجام بدیم اما خیلی ها متاسفانه فقط میان یه چیزی میگن که بگن ما هم هستیم ما هم حضور داریم.

فریال

سلام در مورد نقد یکی از دوستان صحبت کرده بود میخوام بگم که حضرت حاج فردوسی آخه اصلا فکر نمیکنم شخصیتشون اینطور باشه که بخوان خودشون رو جدای از مردم بدونن و … و این صحبت یک کامنت منفیه فقط و چیز دیگه ای نیست چون نه دلیلی براش آوردن و نه اون صحبت رو باز کردن که بگن برای چی و بر چه دلیلی و بر چه استدلالی حضرت حاج فردوسی خودشون رو جدای از مردم میبینن ایشون حتی منبع حرفشون رو هم ذکر نکردند پس نمیشه به اون به شکل حتی یک نقد نگاه هم کرد.

طالبی

سلام به همگی. فکر کنم قبلا هم راجب این موضوع بحث شده بود و به طور واضح گفته بودین که منهاج فردوسیان فرقه نیست ولی نمیدونم چرا دوباره مطرح کردین. خیلی واضحه این موضوع

مجتبی

اگر حاج فردوسی دوباره این موضوع رو مطرح کردن بخاطر اینه که لازم بوده و یکسری افراد هنوز انگ فرقه بودن به منهاج فردوسیان میزنن و شایعه پراکنی می کنن. خدا کنه به گوششون برسه و دست از این کار ها بردارن

نسیم

سلام یک عده فقط قصد تخریب و ضربه زدن دارند و کار دیگه ای از اونها بر نمیاد و نمیخوان که کار دیگه ای رو انجام بدن مثلا فقط میخوان وجه ی حاج فردوسی رو خراب کنند حالا به دلیل تهی بودنشون یا هر چیز دیگه ای هم از این موضوع اطلاعی ندارند که کسی که در مسیر درست قرار داره خداوند با اون همراهه و نه تنها اونها بلکه تمام جهان هم اگر بیان و در مثابل اون قرار بگیرن نمی تونن کوچکترین صدمه ای به اون شخص وارد کنند و واقعا این افراد خودشون رو خسته می کنن وقتی به صورت عمیق تری به این مسئله نگاه می کنیم

محمود

سلام واقعا به همین شکله وگرنه که حاج فردوسی رهبر معنوی مشتاقان کمال و سعادت که خوش و خرم داره مسیری که باید بره رو میره ولی این افراد با موانعی که به فکر خودشون می تونن حاج فردوسی رو از راه بازدارند میان و میخان که سد راه بشن اما زمانی که عمیق تر به قوا شما دوستان به این مسئله نگاه کنیم می بینیم که همین موارد هم باعث میشه که به نوعی به حضرت حاج فردوسی کمک بشه خب من الان که این مقاله رو خوندم و دلایل حاج فردوسی رو خوندم بیشتر به منهاج فردوسیان ایمان آوردم نسبت به قبل

خیزران

سلام منهاج فردوسیان انشالله پایدار میمونه و پایدار خواهد موند و هیچ کسی نمی تونه وجه ی اون رو خراب کنه چون چیزی که در مسیر خدا باشه هرگز وجه اش خراب نمیشه بلکه دشمنان اون ار قبل رو سیاه تر میشن و بدتر از قبل در هلاکت قرار میگرند و امیدوارم که همه ی دشمنان منهاج فردوسیان به این روز بیفتند اگر واقعا حق با اونها نیست و هلاکت رو با چشم خودشون ببینند تا متوجه این موضوع بشن که منهاج فردوسیان حق بوده و اونها ناحق.

مهسا رنجبر

سلام بقیه هم گفتن که فقط اون اشخاص تنها کاری که میکنن اینه که وجه خودشون رو خراب تر میکنن و باعقث میشن که منهاج فردوسیان قوی تر بشن حالا تمام دنیا هم به قول یکی از کاربر ها بیان و در مقابل حضرت حاج فردوسی بایستند خب که چی زمانی که خدا همراه حاج فردوسی هست تمام انسان ها نه تمام موجودات زمین و آسمان و هر چی که بین اونهاست بیاد و در مقابل فرد بیاسته ذره ای نمی تونن اون رو از مسیرش متوقف کنن مگر اینکه خود اون شخص یعنی حضرت حاج فردوسی بخواد که متوقف بشه که هیچگاه این رو نخواهند خواست.

امیرحسین

حقیقتا منهاج فردوسیان به خاطر چیدمان جدید و در خور ستایش خود ٬ آنقدر شیرین و دوست داشتنی ست که هر مشتاق سعادتی رو به عمل گرایی سوق می دهد . ممنونم خدای من و ممنونم حاج فردوسی . و ممنون خودم هستم که منهاج فردوسیان را بر خلاف جامعه ای که در آن هستم پذیرفتم

حیدر

من هم مثل شما دوست عزیز خیلی خوشحالم که با منهاج فردوسیان آشنا شدم و توی مسیر درست زندگی قرار گرفتم

خلیل

سلام خدمت شما دوست عزیزم آقا امیر حسین عزیز من هم بسیار خرسند و خوشحالم که مثل شما در این راه بسیار زیبا و خداگونه قرار دارم و حتم دارم که این راه و این مسیر ما رو به بهترین ها میرسونه فقط باید صبر داشته باشیم و به خداودن امید داشته باشیم و دیدگاه منفی دشمنان این مسیر زیبا یعنی همون ها که میگن منهاج فردوسیان یک فرقه هست یا از این نوع دسته دیدگاه ها رو باور نکنیم و نپذیریم و با جدیت در مقابل دیدگاه ناشایست اونها با دلایل موثق حضرت حاج فردوسی بایستیم تا بتونیم به سعادت واقعی دست پیدا کنیم.

سهراب

سلام خدمت شما منم هم رضایت دارم از این مسیر و میخوام بگم که همه ی ما به دنبال کسب سعادت و کمال هستیم و اون لقب که میگن رهبر معنوی مشتاقان کمال و سعادت که برای حضرت حاج فردوسی هست اون مشتاقان ما هستیم و ما باید واقعا با اشتیاقی که داریم به حضرت حاج فردوسی انگیزه بدیم برای رفتن و ادامه ی مسیر رو پیمودن که مبادا دیدگاه این افراد کوچکترین حس منفی ای به حضرت حاج فردوسی بده به امید روزی که این افراد هم متوجه بشن که مسیرشون اشتباهه و به مسیر درست برگردن.