۲۵ مهر

روش سلوکی مرحوم بهجت (ره)

اشاره: می‌دانیم که همه‌ی بزرگان برای طی طریق و رسیدن به مقامات عالی معنوی دارای روش و شیوه‌ی خاصی در سلوک بوده‌اند و برای تربیت دیگران نیز این روش را مدّ نظر داشته‌اند. روش سلوکی و تربیتی فقیه وارسته و عارف واصل آیت الله العظمی بهجت (ره) ویژگی‌های متعددی دارد که در این مجال مختصر به ذکر عمده‌ترین آنها می‌پردازیم:

ویژگی اول: جامعیت در سلوک
سه روش در مورد سیر و سلوک وجود دارد: روش «معرفه النفس»، روش «ریاضت» و روش «عشق و دلدادگی به خدا و اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام». بعضی از بزرگان ما یک روش داشتند و این روش را تا آخر رفتند؛ ولی ایشان هر سه روش را با هم داشتند. آیت الله بهاءالدینی(ره) فرموده بود که الآن ثروتمندترین مرد جهان آیت الله بهجت است. مقصود چیست؟ اشاره کرده بودند به همین مسئله که بعضی از یک مسیر به کمال رسیدند، بعضی از دو مسیر؛ اما ایشان از سه مسیر رفتند؛ یعنی میان «معرفه النفس»، «ریاضت» و «عشق و دلدادگی» جمع کرده بودند. و به عبارت دیگر، آیت الله بهجت(ره) بین ذکر و فکر و عشق جمع کردند. ناگفته پیداست سخن درباره‌ی این روش‌ها در مجال این مقاله نیست از این رو تنها به گام‌های ریاضت بسنده می‌کنیم و اینکه در مباحث مربوط به شیوه‌های تربیت از عشق و دلدادگی سخن خواهد رفت.

گام‌های ریاضت
توضیح: در همه‌ی ادیان و ملل و نحله‌ها و رویکردهای معنوی ریاضت وجود داشته و دارد. حضرت امیر (علیه‌السلام) در نامه‌ی ۴۵ می‌فرماید: «و اِنّما هِی نَفْسی اَروضُها بِالتَّقوی» این نفس من است که با پرهیزگاری و تقوا به او ریاضت می‌دهم. و کلمه‌ی ریاضت چند بار در همین نامه آمده است.
ریاضت، شش رکن عمده دارد:
۱. اولین رکن آن، دل کندن از جاذبه‌ها و دل بستگی‌های مادی است. که انسان از تعلقات دنیوی و جاذبه‌های مادی مانند مقام، شهرت، پول پرستی و دنیاداری بگذرد. البته بایستی زندگی انسان به طور آبرومند اداره شود؛ اما نباید بیش از اندازه و نیاز باشد و انسان را سرگرم کند و از خدا غافل شود. دنیا و وابستگی‌های آن آیت الله بهجت(ره) را آلوده نساخت و همواره سعی داشت افراد را از تعلقات دنیا پرهیز دهد.
۲. دومین گام، انس با اذکار است. انسان باید اهل ذکر باشد. ذکر زبانی، ذکر عملی و ذکر قلبی. چه خوب است که انسان به جای حرف‌های لغو و بیهوده و پوچ، ذکر بگوید. از ایشان سؤال شد که بهترین ذکر را چه می‌دانید؟ ایشان فرمودند: صلوات بر محمد و آل محمد؛ به این دلیل که توحید و نبوت و امامت و معاد در این ذکر جمع است. «اللهم» نشانه اعتقاد به خدا و توحید است. «صل علی محمد»، نبوت است. «و آل محمد»، امامت است. از آن طرف می‌گویید: «صلّ»؛ یعنی رحمت بفرست؛ این به معنای اعتقاد به پاداش است یعنی اعتقاد به قیامت است. ایشان می‌فرمود: من کسی را می‌شناسم که چون دید اطراف ضریح حضرت ثامن الحجج (علیه السلام) خیلی شلوغ است و دوست داشت که بوسه‌ای به ضریح بزند، با چند صلوات راه برای او باز شد و خیلی راحت رفت، بوسید و برگشت. از این سخن فهمیده شد که خودشان را می‌گویند.
۳. سومین رکن ریاضت این است که همه‌ی هدف‌ها، آرمان‌ها، خواسته‌ها و لذت‌ها در یک هدف و آرمان خلاصه بشود و آن بندگی خداست. این رکن ریاضت واقعاً مشکل است. بنده‌ی خدا شدن و دل دادن به خدا دشوار است.
۴. چهارمین گام، مهار وسوسه‌ها و تخیلات درونی است. مخاطرات درونی و وسوسه‌هایی که به ذهن انسان می‌آید، او را مغلوب خودش می‌کند. حضرت امام راحل (ره) برای مهار کردن این تخیلات در کتاب چهل حدیث چند راه را بیان کرده است.
۵. پنجمین رکن، از اجتماعات معنوی غافل نماندن است؛ مانند نماز جماعت. ایشان حتی در ۹۶ سالگی، با وجود سن بالا در نماز جماعت حضور می‌یافت. برخی از همراهان بسیار نزدیک آقا می‌گفتند که ما بارها به ایشان می‌گفتیم امروز به نماز جماعت نروید؛ و گاهی با اینکه چند روز مریض بودند و ما برنامه‌ای برای رفتن به مسجد نداشتیم و می‌گفتیم امروز به جماعت نروید می‌گفتند امروز باید برویم.
۶. ششمین رکن ریاضت، بهره‌گیری از فرصت‌های درست در ایام الله است. ماه رجب، شعبان، رمضان و دیگر مناسبت‌ها از ایام الله به شمار می‌روند. بعضی از بزرگان این سه ماه را پشت سر هم روزه می‌گرفتند؛ ولی متأسفانه اینها فراموش شده. حضرت آیت الله بهجت در حالی روزه می‌گرفت که ۹۶ سال داشت، کهولت سن و ضعف مزاج و ضعف بنیه مانع از این کار نمی‌شد.

ویژگی دوم: عمیق و وثیق بودن تهذیب باطن
دومین ویژگی سلوکی آیت الله بهجت(ره) این بود که او معتقد بود که تهذیب نفس، باید از درونْ وثیق و عمیق باشد زیرا درمان واقعی این نیست که مثلاً در هفته، دعای کمیلی بخواند و حالت خوشی پیدا کند سپس به زندگی همراه با گناه خود ادامه دهد. لذا ایشان می‌گفتند اولین قدم ترک حرام و انجام واجب است. اگر انسان همه‌ی نمازها و نوافل و دعاها را بخواند، ولی گناه کند، اثر نمی‌کند. گناه مانند علف هرزه است. اگر در باغ وجودمان علف هرزه داشته باشیم، در آن گل رشد نمی‌کند.

ویژگی سوم: سلوک تدریجی
ایشان معتقد بودند که سیر و سلوک تدریجی و مرحله‌ای است. نباید انسان بپندارد که با یک ریاضت و عبادت در مدت کوتاهی، می‌توان نتیجه گرفت. می‌گفتند راه طولانی است و باید استواری و صبوری کرد تا به نتیجه رسید. ایشان از صاحب مکتبشان آسید علی قاضی (ره) و او از ملاحسینقلی همدانی (ره) نقل می‌فرمودند که تا انسان گناه می‌کند، درهای ملکوت به روی او باز نمی‌شود. راه رسیدن به ملکوت، ترک گناه است.

ویژگی چهارم: توجه به ظرفیت‌ها
مسئله‌ی دیگری که در واقع از ارکان مکتب تربیتی ایشان است، توجه به ظرفیت‌ها و استعدادهاست. افراد، متفاوت‌اند و ظرفیت وجودی بعضی با دیگری فرق می‌کند، که اگر در عبادات و دستورالعمل‌ها از تفاوت در ظرفیت‌ها و استعدادها غفلت شود، سالک آسیب می‌بیند. ایشان بین افراد تفاوت قائل بود و به بعضی از آنها مسائل را می‌گفتند و به بعضی دیگر نمی‌گفتند.

ویژگی پنجم: عمل به دانسته‌ها
ایشان می‌فرمودند: آنچه را می‌دانید عمل کنید. راه کمال از اینجا آغاز می‌شود مثلاً می‌دانید که نماز اول وقت، باب عرفان است و برکاتی را به دنبال دارد. نماز را اول وقت بخوانید – می‌دانید گناه مانع کمال است؛ ترکش کنید. روش بزرگان عمل به دانسته‌ها بود. این همان روشی است که قرآن کریم به آن توجه داده است و در مورد عالمان بی عمل می‌فرماید: «کمثلِ الحِمارِ یحْملُ اسفاراً». و در روایات با تعابیر متعدد آمده است: «مَنْ عَمِل بِما عَلِم عَلَّمَه اللهُ عِلْمَ مَا لَمْ یعْلَمْ؛ هر کس به آنچه می‌داند عمل کند خدا آنچه را که نمی‌داند به او می‌آموزد» [بحار الانوار، ج۷۵، ص۱۸۹]. از این رو عمل به دانسته‌ها، بسیار بسیار مورد تأکید و توصیه‌ی آیت الله بهجت(ره) بود.

ویژگی ششم: عشق به اهل بیت و توسل به آنها
آیت الله بهجت(ره) می‌گفتند توسل راه کمال را باز می‌کند البته این اندیشه را از استادش گرفته بود. حضرت آیت الله سید علی قاضی (ره) فرموده بود که من هر چه دارم، از دو چیز است: یکی تلاوت قرآن، دیگری زیارت عاشورا و توسل. آیت الله بهجت(ره)، شیفته و عاشق اهل بیت: بود. به حضرت سید الشهداء (علیه السلام) عشق می‌ورزید. یک عمر برنامه‌ی هر روزه‌اش این بود که بعد از نماز صبح به حرم حضرت معصومه (سلام الله علیها) مشرف شود. در زمانی که در نجف هم بودند برنامه روزانه ایشان تشرف به حرم حضرت امیرمؤمنان (علیه السلام) بوده است و زمانی که به مشهد نیز مشرف می‌شدند، زیارت حرم هر روز انجام می‌گرفت.
ایشان از سابق روزهای جمعه در منزلشان مجلس روضه داشتند که این برنامه بعدها در مسجد برگزار می‌شد، و هرگز ترک نشد. بارها دیده بودم که ایشان قبل از درس فقه و اصولشان مخصوصاً صبح‌ها، دل‌ها را به ساحت مقدس قطب عالم امکان حضرت ولی عصر (علیه السلام) توجه می‌دادند، و همیشه در صحبت‌هایشان به امام زمان (علیه السلام) توجه ویژه‌ای داشتند.
منبع: مجله خُلُق ـ خرداد و تیر ۱۳۸۸ ـ شماره ۱۱، صفحه ۱۰، نویسنده: محمد بهشتی

نقد و بررسی:
آنچه خواندید، یکی از ده‌ها تحلیلی است که بر روش سلوکی مرحوم بهجت (ره) نوشته و منتشر شده است. اما تمام اینها، به زبان بی‌زبانی، تأیید می‌کنند که آن مرحوم، روش تدوین‌شده‌ای از خود به جای نگذاشت که امروز بتوانیم به آن مراجعه کرده و راه راست را از ناراست و حرف درست را از نادرست بازشناسیم.
پس آنچه برای آن مرحوم و به عنوان «برنامه‌ی تربیتی و سلوکی آیت الله بهجت» می‌نویسند، از باب «هر کسی از ظن خود شد یار من» است. یعنی چیزهایی از این طرف و آن طرف، از گفتار پراکنده، از خاطرات، از مشاهدات شخصی و از خطورات ذهنی، در هم می‌آمیزند تا بتوانند برای ایشان، روش سلوکی، تعریف کنند.
پس یک بحث بسیار مهم این است که ایشان، خود، دست به نوشتن راه و برنامه‌اش نزد و بعدی‌ها دارند برای ایشان، خط و ربط می‌سازند و راه و روش تعریف می‌کنند.
از این مطلب که بگذریم، نوبت به اشکالات برنامه‌های تربیتی ترسیم‌شده به نام آن مرحوم می‌رسد. یکی از این چشم‌اندازها، همانی است که در بالا خواندید. متنی که نمی‌تواند جز چند راهکار کلی و عمده، فایده‌ی دیگری به حال جویندگان کمال و سعادت داشته باشد.
یکی از خصوصیت‌های مرحوم بهجت (ره) کلی‌گویی در امور تربیتی بود. تمام گفتار و نوشتار برجای مانده از ایشان را که بررسی می‌کنیم، جز چند دستور کلی مانند «عمل به واضحات» و «ترک معاصی در عمل و اعتقادات» و «انجام واجبات» نمی‌یابیم.
این دستورات کلی، پایه‌های بنای عظیمی به نام «منهاج فردوسیان» را پی‌ریزی کرد. کاش آن مرحوم، مهلتی می‌یافت که «منهاج فردوسیان» را ببیند تا اعتراف کند که این، همان چیزی است که ایشان در نظر داشت، یعنی عمل به دین، به جای عمل به آموزه‌های شرق و غرب؛ عمل به اسلام به جای روی آوردن به عرفان و فلسفه و روش‌های روشن‌بینی. روحش شاد

موفق باشید
حاج فردوسی

کلمات کلیدی: , , , ,

46
دیدگاه

41 نویسندگان
5 پاسخ‌ها
0 دنبال کنندگان
 
مرتب کردن بر اساس بیشترین بازخورد
مرتب کردن بر اساس داغ‌ترین دیدگاه
5 نویسندگان برتر
  مشترک شوید  
جدیدترین نظرات قدیمی‌ترین نظرات نظرات با امتیاز بالا
اشتراک برای:
محمد

آیت الله بهجت بینظیربودن ومن متاسفانه سعادت دیدن ایشون همراهم نشدوندیدمشون ازنزدیک.
مثل آخوندای الان دزدوریاکار(بلانسبتشون)نبودن…آیت الله بهجت وعلامه طباطبایی تکرارنشدنی های تاریخ جهان اسلامن.

احسان محمدی

سلام من رابطه ام با این موضوع که نباید به متعلقات دنیا چشم داشت و آن ها را به دست آورد کمی شکرآب است و رابطه ی زیاد خوبی با این مسئله ندارم .هر چیزی قبل از ان که بر روی آن نام متعلقات و … بگذاریم نعمت خداوند است و خداوند این نعمت را در این جهان برای ما قرار داده است که از ان استفاده کنیم وزندگی خود را بهبود ببخشیم پس چرا باید از ان دست بکشیم و چرا نباید آن را وارد زندگیمان نماییم؟ البته من فکر میکنم که منظور شما وابسته شده به آن هاست که بله وابستگی در هیچ چیزی کار خوبی نیست بگذارید اکنون که این مسئله را ذکر کردم در مورد روابط انسان ها که بسیار وابسته می شوند و فکر میکنم که از وابسته شدن به متعلقات دنیا بسیار جلو تر است کمی صحبت نمایم. انسان ها نام وابستگی که بین آنها به وجود می آید را کثرا عشق و علاقه می گذارند در صورتی که این واقعا عشق نیست. وابستگی یعنی به چیزی متمایل شویم که نبویش حال ما را بد کنم و احساس خوب را از ما بگیرد اما عشق تماما احساس خوب است و هر لحظه به انسان… ادامه »

میر

سلام وادب ، عزیز گرامی منظور استفاده نکردن نیست منظور دل بستن به ان است ، بر فرض مثال شما دارای یک خودرو هستید حال اگر در اثر تصادف ضربه ببیند اگر شما خواب و خوراک بر خود و خانواده حرام کردید این حرام است و باید تزکیه بیدا کنید

لیلا زمانی

با عرض سلام دل بستن به متعلقات دنیا همانا هیچ برای انسان در بر نخواهد داشت مگر پشینمانی و اینکه چرا این کار را انجام دادم وزمانی این را به خود خواهد گفت که دیگر خیلی دیر شده است. انسان چرا بنیه خود را به فراموشی می سپرد و چه شده است که انسان می پندارد که خداوند فقط زندگی این جهان را به او داده است و بعد از مرگ او تمام چیز ها از بین می رود آیا واقعا به همبن گونه است؟ خیلی ها نیز هستند که به وجود خداوند شک دارند ومی گویند که خدایی که نه می بینیم و نه می شنویمش به چه کار ما می آید در پاسخ این افراد باید گفت پس عقل تو نیز دیدنی نیست پس به وجودش شک کن چرا که چون آن را نمی بینی پس به کارت هم نخواهد آمد. خداوند را در هر چیزی در این جهان به قول دیگر دوستان می توان نظاره کرد و دید و قدرتش را در هر چیزی می توان مشاهده کرد خداوند آفریننده زمین و آسمان است و قطعا اوست که خالق ماست و اگر کمی دقت کنیم در وجود عالم هستی به این اصل مهم پی خواهیم برد. بگذارد… ادامه »

شهلا

با سلام به نظر من در مورد ویژگی پنجم به همان شکل که گفته شده وجود دارد یعنی آنکه کسی که چیزی می داند اما به آن عمل نکند هیچگونه فایده ای ندارد. به هیچ عنوان اطلاعات کافی نیست بلکه عمل کردن است که بسیار عالیست. شخصی در مورد خداوند و بهشت و جهنم هزاران آیه و حدیث یاد داشته باشم اما در نهایت به گناه مرتکب شود خب این اطلاعات به چه درد او می خورد مانند ابن ملجم مرادی که فکر میکنم خود او بوده است که صوت خوآندن قرانش به گونه ای بوده که هر کسی را مجذوب خود می کرده است اما در نهایت کسی که به امام علی علیه السلام ضربه می زند خود اوست او اطلاعات دارد اما عملی در این اطلاعات وجود نداشته پس در نهایت اطلاعات هیچ به کار او نیامدند. در بسیاری از افراد دیگر و حتی خود ما نیز این مورد در حوزه های مختلف مشاهده می شود و اینکه گفتیدید در روایات آمده است که هر که چیزی را که می داند به آن عمل کند خداوند چیزی را که نمی داند به او می آموزد هم به نظرم درست است چرا که ما زمانی که چیزی را که… ادامه »

آرمیتا سلامی

سلام می کنم خدمت جناب حاج فردوسی عزیز از شما بسیار سپاس گذارم که علم خود را در اختیار ما قرار می دهید. وب سایت شما بسیار کاربردی و عالی می تواند باشد. کامنت های دوستان بسیار زیبا است به طوری که می توان ساعت ها وقت گذاشت وبه مطالعه ی آنها پرداخت و همچنین مقالات که در آن ها نکاتی ریز و کاربردی بیان شده است که خیلی می تواند به پیشرفت آدمی در زندگیش کمک نماید. شخصیت آیت الله بهجت بسیار عالیست و هر کس که بخواهد به خداوند برسد اگر از شخصیت ایشان الگو بگیرد قطعا خواهد توانست خیلی سریع به خدایش برسد و خدایش را بشناسد. ایشان بنده واقعی خداوند می توان گفت بودند و متعلقات دنیا برای ایشان اهمیتی نداشت بلکه مهم آن بود که خدایش از او راضی باشد و به خدواندش برسد. اگر بندگی خدا برای هر انسانی به عنوان هدف اصلی شناخته شود در مسیر رسیدن به همین هدف به سایر اهداف زندگیش خواهد رسید چرا که سایر اهداف نیز زیر مجموعه ی همین هدف شناخته می شوند به نوعی و اگر انسان طبق قوانین خداوند در مسیر قدم بگذارد و راه برود و موانع را از بین ببرد هر آنچه که… ادامه »

راحله

با سلام در مورد موضوع توجه به ظرفیت ها واقعا به همین شکل است من می خواهم در مورد ثروت مال این مورد را بیان کنم که مطلبی که میخواهم بگویم را می توان به هر چیز دیگری مرتبط ساخت به خصوص ظرفیت انسان ها در هر حوزه ای. فرض کنید که زمین خداوند بسیار پهناور است که واقعا به همین گونه هم هست و دائما از آسمان خداوند باران می بارد. فردی در زیر این باران کاملا خیس می شود اما فردی دیگر فقط کمی لباس هایش نم پیدا می کند. اینکه آن شخصی که در زیر این باران کاملا خیس شده است خودش میخواسته و تمام بدنش خیس شده و کسی که فقط کمی لباس هایش نم پیدا کرده است هم خودش میخواسته و رفته جایی پناه گرفته است که این باران به او برخورد نکند. فرض کنید هر کدام از ما سطل هایی در اختیار داریم که از این باران می توانیم بهره بگیریم. برای همه باران یک سان است اما ممکن است که اندازه ی سطل های ما با هم فرق کند به عنوان مثال کسی ظرف کوچکی دارد پس نعمت باران کمتری در ظرفش جای می گیرد نسبت به کسی که ظرفش بزرگ تر است.… ادامه »

حسین

با عرض سلام در مورد سلوک تدریجی باید بگویم که واقعا نیز به همین شکل می باشد عده ای شرطی برای خداوند دعا می کنند و یا آنکه توقع آن را دارند که با یک دعای کوچک خیلی سریع خواسته ی آنها برایشان شکل بگیرد و آنان به آنچه که می خواهند دست پیدا کنند که این واقعا توقع زیادی می باشد. مگر می شود که یک بار غذا خورد و گفت دیگر من برای همیشه سیر هستم و نمی خواهم غذا بخورم؟ پس چرا ما فکر میکنیم که انجام دادن کارهای معنوی که بهترین غذای روح هستند را یک بار که انجام دهیم دیگر نیازی نیست که انجام شود و روح ما برای همیشه از آنها تامین خواهد بود. روح انسان مانند جسم انسان نیاز به غذا داردو این غذا باید به طور مداوم به او برسد در غیر اینصورت ضعف خواهد کرد و کم کم بنیه خود را از دست خواهد داد واین فقیر و غنی، با خدا و بی خدا، ارباب و برده و … نمی شناسد هر آنکس که این کار را انجام نداد خیلی زود بازخوردش را در زندگیش خواهد دید. پس برای آنکه به خدوادن نزدیک شویم بهتر آن است که به صورت مداوم… ادامه »

نرگس رنجبر

با عرض سلام و خدا قوت به نظر من ما نباید چیزی را به اسم واجب بشناسیم البته این سخن من ممکن است که طوری باد که خیلی ها در برابرش جبه بگیرند پس من فقط دلایلم را ذکر میکنم و تصمیم گیری را بر عهده خود افراد می گذارم واگر اشتباه است خوشحال می شوم که کسی با دلیل منطقی به من بگوید که این حرف اشتباه است اما بر می گردم سر بحث اصلی که چرا میگویم نباید بر روی کاری صفت واجب را بگذاریم. دلیلم این است که ذهن زمانی که چیزی را بایدی فرض کند یعنی باید انجام شود دیگر میل و رغبت به انجام دادن آن نخواهد داشت. به عنوان مثال او هر روز صبح از خواب بر میخیزد ساعت ۷ صبح و ورزش می کند و از زندگی لذت یم برد اما همین فرد اگر برای کارش مجبور باشد که هر روز ساعت ۷ صبح از خواب برخیزد بسیار ناراحت خواهد بود چرا که بر او واجب است که هر روز صبح از خواب برخیزد و این مسئله ای است که خیلی از ما با آن درگیر بوده ایم پس نمی توانیم بگوییم که اشتباه محض است. به جای ان کار می تواند فرد… ادامه »

عسل شریفی

سلام اینکه در مجالس عذاداری شرکت کنیم یا هر کار دیگری انجام دهیم اما ذات ما خراب باشد این کارها نمی تواند ذات ما را درست کند مگر اینکه خود واقعا بخواهیم. ما اگر بخواهیم می توانیم هر کاری را انجام بدهیم اگر در قعر بیچارگی و فقر باشیم می توانیم خود را به ثروت برسانیم و اگر در فرش باشیم می توانیم خود را به عرش برسانیم فقط می بایست طبق قوانین خداوند در زندگی خود عمل نماییم. همانگونه که آیت الله بهجت فرمودند اولین قدم ترک گناه وانجام واجبات است من می خواهم در مورد ترک گناه کمی سخن بگویم. ما اگر گناهی را مرتکب می شویم نباید خود را دائما سرزنش کنیم و اینکه بگوییم که چرا این کار را میکنی احمق، بی وجود یا هر صفتی که بسیار اعتماد به نفس ما را خرد میکند را به کار ببریم. این کارها هیچ نمی کنند مگر اینکه شرایط ما را بدتر نمایند پس برای آنکه بخواهیم تغییری را به وجود بیاوریم و گناهی را در زندگی خود پاک کنیم باید با خود مهربان باشیم و تصمیم بگیریم که اگر در گذشته آن کار را می کردیم دیگر اکنون از انجام دادن آن سر باز برنیم و آن… ادامه »

راضیه

سلام در مورد ویژگی دوم ایشان باید بگویم که متاسفانه امروزه خیلی از مردم به همین شکل که داخل متن توضیح داده شده بود هستند یعنی آنکه به دنبال آن هستند که در به عنوان مثال مجالس عذاداری شرکت کنندو اینگونه سرپوشی بر گناهان خود بگذارند ودوباره مشغول به همان گناه بشوند این واقعا امکان پذیر نیست و بسیار کاری ناپسند است مگر خداوند انسان است که با این کار بخواهیم سر او را گول بزنیم؟ هرگز به نظر من این کار فقط و فقط خود ما را در یک مخمصه می اندازدو در دامی که خود از قبل برای خودمان پهن کرده ایم قرار می دهد با این کار فقط فرصت توبه واقعی را از خود خواهیم گرفت و خود را در زمره اشخاصی قرارمی دهیم که غافل هستند و از دنیا و خداوند هیچ نمی دانند این به نظر من کاری ناشیست است و هر کس که این کار را انجام می دهد باید بداند که به عاقبت بدی گرفتار خواهد شد. حال جدای از این مسئله می خواهم بگویم که خود هم فکر میکنم در گذشته این چنین بودم و الان با نگاهی که به زندگی خود می نمایم می توانم مشاهده کنم که مقدار زیادی از… ادامه »

احمد

سلام در مورد مهار کردن تخیلات درونی من توضحیاتی دارم که خواستم بیان نمایم. تخیل با تصویر سازی ذهنی متفاوت است، خیلی از افراد ممکن است که با خود بگویند چون در این جمله نوشته شده است که تخیلات کار نادرستی است پس من نباید اهداف و خواسته هایم را در ذهن بپرورانم. اول باید به معنای تخیل بپردازیم که معنای واقعی آن چیست اگر کمی دقت کنیم متوجه خواهیم شد که تخیل یعنی ساختن چیزی در ذهن که وجود خارجی ندارد به عنوان مثال شخص خود را ماوراء الطبیعه بپندارد یا آن که می تواند بر روی هوا راه برود یا خیلی از موارد مشابه این ماورد در گروه تخیلات قرار می گیرند و ذهن انسان را به چیزهایی دخیل نگه می دارند و مرتبط می سازند که عملا وجود خارجی ندارند اما تصویر سازی ذهنی کاملا بر خلاف تخیلات است. تصویر سازی ذهنی یعنی آنکه فرد چیزی را که قرار است به آن برسد یا به دستش بیاورد را در ذهن مجسم می کند و احساس می کند که به آن رسیده با خود فکر میکند زمانی که به آن رسید چه می کند و تصویرش را در ذهنش می سازد و کم کم به آن خواسته اش… ادامه »

سمانه آزادی

با سلام در مورد اینکه فرمودید که آیت الله بهجت در سن ۹۶ سالگی روزه می گرفتند خواستم بگویم که این می تواند به چند دلیل باشد که انسان عادی از پس آن بر نمی آید.(دلیل آنکه می گویم عادی آن نیست که خداوند موهبت خاصی به آیت الله بهجت داده است که به انسان های دیگر نداده بلکه منظور من این است که آیت الله بهجت خود می خواسته است اما انسان هایی دیگر ممکن است که قلبا این را نخواهند). اول آنکه آیت الله بهجت به علم درستی از خداوند می توان گفت که دست پیدا کرده بود. یعنی فلسفه ی روزه گرفتن را کامل می دانست به احتمال و می دانست که برای چه روزه می گیردو روزه برای او چه فوایدی دارد. با چشم بصیرتی که می گویند داشته است می توانسته یقین را مشاهده کندو از باطل تشخیص دهد پس زمانی که از ثمرات موضوعی آگاه می باشد روزه می گیرد حتی اگر به جای ۹۶ سال ۱۹۶ سال سن داشتهباشد باز هم می داند که خدایش از او چه می خواهد و برای رضای خداوندش می کوشد. دوم آنکه ایشان به احتمال توانایی آن را داشته اند که روزه بگیرند به عنوان مثال مریضی… ادامه »

مهدیه

با عرض سلام من خود ارادت ویژه ای خدمت آیت الله بهجت دارم و در مورد شش رکن ریاضت رکن پنجم نیز بسیار زیبا بود و شرکت در اجتماعات بسیار مسئله ی مهمی بوده است از دید ایشان آنطور که شما گفتید و کار بسیار درستی نیز می تواند باشد همین مسئله به طور کامل می توانم بگویم که ایشان برای خود زندگی ای را می خواستند که واقعا آن طور که خداوند می خواهد باشد و آن را هم دریافت کردند فکر میکنم که باعث شد آنقدر در بین مردم زبان زد شوند و سالها بعد مرگشان هنوز که هنوز است مردم به یادشان بیاورند. عده ی زیادی از دنیا رفتند اما چطور اشخاصی مانند آیت الله بهجت هنوز یادشان در دل مردم زنده است؟ البته من نمیخواهم که در مورد دیگران حرفی بزنم که خدای نکرده آنها انسان درست و خوبی نبوده اند یا خیر بلکه می خواهم زیبایی مقام آیت الله بهجت را ذکر نمایم. در ایشان قطعا چیزی وجود داشت که بهجت را بهجت کرد. ان چیز به نظر من ایمان خالصانه است. ایمانی که به واسطه ی رسیدن به چیز خاصی در دل او شکل نگرفته بلکه فقظ برای رضای خدا و رسیدن به خدواند… ادامه »

رضا موسوی

سلام; بنده خدا شدن و دل دادن به خداوند دشوار است! آیا واقعا این چنین است؟ من نمی خواهم با شما مخالفتی داشته باشم چرا که شما علم بسیار دارید یحتمل اما اگر دل دادن به خداوند دشوار است چرا پس خداوند می گوید من به شما نزدیک، مرا اجابت کنیم تا اجابتتان کنم؟ به نظر من دل دادن به خداوند آسان است اما در این فضا ماندن کمی سخت است. انسان می تواند با یک جرقه یا اتفاق ساده به خدواند ایمان بیاورد و واقعا دلش خدایی شود اما کمی که بگذرد کم کم احساس او هم به همان مقدار کم خواهد شد به همین جهت میگویم که در آن فضا ماندن سخت است انسانی که می خواهد در فضایی الهی باشد باید دائما مواردی که باعث می شوند حال و هوای زندگیش خداگونه شوند را تجدید کند و در زندگی خود از انها استفاده نماید به این شکل به نظر بسیار می تواند به خدواند نزدیک شود و خداوند را به آن طور که باید وارد زندگیش نماید و البته که هدف اصلی رضای خداوند و بندگی خداوند است و غیر از این نیست که در یکی ازم قالات دیگرتان در مورد رضای خدواند سخن گفتید اما به… ادامه »

محسن یاری

سلام خدمت شما به نظر من به همین شکل که این دوستمان می گوید است و دادن به خداوند آسان است اما باید به این مسئله توجه کنید که منظور حاج فردوسی به نظر من این است که ایشان می خواهند عمق ماجرا را به گوش مخاطب برسانند که چقدر حیله و دام شیطان برای انسان پهن می کند و همه ی این دام ها باعث می شوند که دل دادن به خداودن واقعا کاری سخت بشود برای انسان اما شما نیز مطالب خوبی بیان کردید مانند اینکه انسان قلبا می خواهد به خداودن برسد و همه ی ما بخشی از خدواند هستیم اما با این وجود که خداوند به ما گفته است که به شما نزدیک و مرا اجابت کنید شیطان هم بر طبق قسم خود مانند خون در سراسر بدن انسان در جریان است و هر لحظه ممکن است که انسان را به واسطه زینت های خود و دام های زیبای خود از راه درست به در نماید پس به این نکته اگر توجه کنیم باعث می شود که این دل دادن که جناب حاج فردوسی عرض کردند را واقعا به خداوند بدهیم و یک زندگی خداگونه برای خود شکل دهیم.

شهریار

با سلام در مورد رکن دوم که می فرمایید خواستم بگویم که صلوات بسیار زیباست من هم در جایی شنیدم که جمله ایاک نعبد و ایاک نستعین یکی از بهترین جملات تاثیر گذار است که اگر انسان با خود تکرار نماید می تواند شخصیتی قوی در خود شکل دهد و همچنین به میزان ایمان خود بیفزایدو خداوند را در تک تک لحظات زندگیش ببینید. معنای این جمله می شود تنها تو را می پرستم و تنها از تو یاری می جویم. این آیه چیز های زیادی را می تواند به ما بفهماند به عنوان مثال همین که بسیاری ممکن است در زمان قرض و گرفتاری خداوند را فراموش کندو به هر دری الا در خداوند بکوبد که کمک بگیردو مشکلش را برطرف نماید اگر در ان زمان این عبارت را به خود بگوید و سعی کند که با این عبارت دل خود را آرام کندو غم و غصه اش را کم نماید می تواند بسیار سریع به هر ا«چه که می خواهد برسد. قطعا خدواند می خواهد که انسان مشکلاتش برطرف شود و قطعا یاری خداوند همراه انسان خواهد بود زمانی که به خداودن ایمان داشته باشد در غیر اینصورت هرگز این جمله را دوبار در قران تکرار نمی کرد… ادامه »

رقیه

با عرض سلام در مورد شش رکن که فرمودید در مورد ریاضیت برای رکن اول من خواستم توضیحاتی که منطق من بر من حکم فرماست را ارائه نمایم و امیدوارم که مثمر ثمر واقع بشود. در واقع اینکه ما بخواهیم دست از متعلقات دنیا بکشیم کاری نادرست است و دلیل آن را در ادامه ذکر خواهم کرد. کسی که در مسیر خداوند می رود خداوند به او روزی و نعمت می دهد و احساس او خوب است و لذت واقعی را تجربه می کند اما کسی که از راه نادرست به ثروت رسیده باشد ممکن است که ثروتش زیاد باشد اما لذت آن چنانی از دنیا نخواهد برد. کسی که ثروت به دستش می آید ثروت در اینجا در جایگاه نعمت خداوند قرار داردو نعمت های خدواند هیچکدام به خودی خود بد نیستند پس آن انسان اگر از ان نعمات لذت واقعی می برد هرگز مسیر خداوند را فراموش نخواهد کرد در مورد واژه لذت واقعی لطفا بر روی کلمه واقعی کمی فکر کنید که آیا این لذت تا آخر عمر یا طولانی مدت برایش احساس خوب می آفریند یا خیر؟ آیا این احساس در کل حس خداگونه ای که نتیجه اش خوبی است را به انسان می دهد یا… ادامه »

لیلی

این جانب تصمیم دارم که به خداوند، قرب پیدا کنم و سیر و سلوک داشته باشم، راه آن چیست؟

پاسخ مرحوم آیت الله بهجت (ره): بسمه تعالی – چنانچه طالب، صادق باشد، ((ترک معصیت)) کافی و وافی است برای تمام عمر، اگرچه هزار سال باشد. (به سوی محبوب، ص ۶۷)

مرحوم آیت الله بهجت (ره) می‌فرمایند: همه می‌دانند که رساله عملیه را باید بگیرند و بخوانند و بفهمند و تطبیق عمل بر آن نمایند و حلال و حرام را با آن تشخیص بدهند؛… پس نمی‌توانند بگویند: ما نمی‌دانیم چه بکنیم و چه نکنیم؟(به سوی محبوب، ص ۳۳)

فهیمه مرادی

با سلام خدمت کاربر گرامی این وب سایت سرکار خانم لیلی خواستم بگویم که جدای از پاسخ مراجعه که شما نوشتید اینکه چگونه به خداوند بخواهید نزدیک شویدو به راه خداوند وارد شوید را تنها و تنها خودتان می توانید تشخیص دهید. همانطور که دیگر دوستان اشاره کردند ما در هر نقطه از زندگی خود می توانیم رد پایی از خداوند را دریابیم و قدرت خدای متعال را مشاهده کنیم مهم نیست که در چه منطقه ای زندگی می کنیم، چقدر نعمت و ثروت داریم، چقدر رابطه مان با خداوند خوب هست و … همین که تصمیم بگیریم وبخواهیم که حرکت کنیم خدایم تعال خود نیز مسیر را به ما نشان می دهد چرا که احساس می کنم که خداوند خود بیشتر از بندگانش می خواهد که به او برسند و او را باور کنند و دلیل این امر فکر میکنم که این است که خداوند خود آگاهی است اما امکان تجربه را نداشت و ندارد به همین دلیل انسان را بر روی زمین گمارد تا انسان تجربه کند و با پیوستن به خداوند که آگاهی است هستی را به وجود بیاورد. انسان با درک خداوند موجب می شود که در زندگیش رشد کند و با رسیدن به خواسته هایش… ادامه »

منا

آیت الله بهجت(ره): معرفهاللّه، اعظم العبادات است، و همه تکالیف مقدمه معرفت خدا هستند، ولی معرفت خدا واجب و مطلوب نفسی است. اگر کسی اهلیت داشته باشد، یعنی طالب معرفت باشد و در طلب، جدیت و خلوص داشته باشد، در و دیوار به اذن اللّه معلمش خواهند بود؛ و گر نه سخن پیغمبر صلی اللّه علیه وآله هم در او اثر نخواهد کرد، چنان که در ابوجهل اثر نکرد!(افق حوزه،ص۱۵)

تارخ

توصیه مهم و کلیدی آیت الله بهجت برای عرفان عملی و سیر و سلوک: حضرت آیت‌الله بهجت دقیقا راه دیگری را پیموده بود. پدرم با استاد شروع نکرد بلکه با استاد تمام کرد. این یافته ایشان بود و می‌فرمود: ترک معصیت به دقت و نماز اول وقت، کافی است تا انسان به بالاترین مقامی که برای او امکان دارد برسد. به همین سادگی و از بس این ساده است، کسی باور نمی‌کند. یادم هست سال ۷۵ دو تا خانم آمده بودند جلوی منزل و با عبارات ادبی بسیار قوی و لطیفی نوشته بودند که ترک معصیت برایم مسئله‌‌ای نیست و این راهها را پیموده ‌ام ولی دنبال آب می‌گردم و به سراب می‌رسم. چه کنم؟ پدرم برایشان نوشت: ترک معصیت یک کمین‌‌گاه نشستن دائم می‌خواهد و اگر آن به نتیجه برسد، نتیجه می‌دهد. این تجربه خود حضرت آیت‌الله بهجت بود و می‌فرمود آقای قاضی در اواخر عمر که مثلا هشتاد سال عمر کرده بود به این نتیجه رسید و گفت ترک معصیت و نماز اول وقت برای رسیدن به مقامات عالیه کافیست. پدرم می‌فرمود من این نظریه استاد را جرأت نکردم برای هم کلاسی‌های خودم نقل کنم. به دلیل اینکه صد در صد با حرف قبلی و برنامه‌های سی چهل… ادامه »

فانوس

توصیه‌ حضرت آیت‌الله بهجت برای پیمودن مسیر عرفان عملی چه بود؟
ـ در عرفان عملی دو طریق وجود دارد. یک طریق، نظریه ‌‌ای ست که به علامه سید علی آقا قاضی هم نسبت می‌دادند و آن این است که اگر انسان نصف عمر را صرف این بکند که به استاد برسد، نصف راه را رفته است.
حضرت آیت‌الله بهجت این نظریه را نداشت. شاید اغلب اساتید همان نظر اول را دارند.
الآن خیلی‌ها به عنوان استاد مطرح هستند ولی خبری از این مطالب ندارند. آنهایی که خبر داشتند، حاضر نمی‌شدند بگویند داریم و آنها که نداشتند، می‌گفتند داریم. این معنا ندارد که خدا بشری را که آفریده و تشنه کلاسی است، حالا بری رسیدن به این کلاس برایش معما هم بگذارد

ب-56

نظر آیت‌الله بهجت درباره عرفان علمی چه بود؟ – پدرم فلسفه را مقدمه معرفت می‌دانست اما به خواندن عرفان علمی مقید نبود. البته ایشان مخالف هم نبود. مقید نبود که حتما انسان باید عرفان علمی یا نظری را بخواند و در آن صاحب نظر شود. می‌فرمود داشتن یک مقدار اطلاعات درباره عرفان علمی لازم هست اما بایدی وجود ندارد. دانستن کتب عرفای بزرگ را نیز توصیه می‌کرد. عرفان نظری به این صورت کلاسیک چند سالی است که بیشتر مطرح است و قبلا به این صورت نبود. پدرم مخالفتی با خواندن عرفان علمی نمی‌کرد اما از اینکه این موضوع به صورت بت شود هم خوشش نمی‌آمد. می‌فرمود اینها ابزارند برای حرکت و بت نیستند. اینکه خیلی‌ها می‌خوانند و اصرار دارند که ما این مطالب را می‌دانیم و دانا هستیم و … را هنر نمی‌دانست. دانستن هر دانش دیگری نیز همین طور است. فقه و اصول و کلام هم همینطور است مانند فیزیک و شیمی دانستن است. مهم این است که تو چه داری؟ تو چه یافتی و کجا رفتی. مثل این است که بگویی من آنم که رستم بود پهلوان. خود تو چه کرده‌ای؟ مهم این نیست که هرچه دانشمندان دیگر یافته‌اند در دست تو باشد. خودت کجای عالم هستی و… ادامه »

دلارام

در سؤالی از محضر آیت الله بهجت پرسیده شد: آیا این مسیر نیاز به استاد دارد؟ در جواب فرمودند: “استاد تو علم تو است، به آن چه می دانی عمل کن، آن چه را نمی دانی کفایت می شود”. پس استاد اوّلیه خداوند است و به همین جهت پیامبرانش را برای هدایت خلق فرستاده است و پس از آنها ائمۀ اطهار (علیهم السلام) و بعد از آنها انسان های وارسته، متقی و راه پیموده، سمت استادی خواهند داشت. انسان در نبود استاد خاص می تواند با استعانت از خداوند متعال و روح پیامبر اعظم (صلی الله علیه واله) و ائمۀ اطهار (علیهم السلام) راه را شروع نموده و ادامه دهد و علم خود را مانند معلمی بداند که او را به نیکی ها راهنمایی کرده و از معاصی باز می دارد و همین ترک معصیت و انجام واجبات، موجب رشد در این مسیر خواهد شد.

سینایی نژاد

آیت الله بهجت در جواب سؤالی که پرسیده شده: تصمیم به سیر و سلوک دارم، چه کنم؟ می گوید: ترک معصیت برای تمام عمر کافی و وافی است، اگرچه هزارسال باشد. پس در این مرحله باید واجبات الاهی را به اندازه ­ای که علم داریم، انجام داده و محرمات الاهی را نیز به اندازه علم­مان ترک کنیم. این مسئله باعث می شود خداوند علم های جدیدی به ما عطا کند و به این وسیله، در سیر و سلوک خود رشد پیدا کنیم. ما هر چه می دانیم عمل می کنیم و خداوند علم به ندانسته ها را به ما عنایت می کند و تا وقتی که ما به وظیفۀ خود عمل کنیم، این چرخه ادامه دارد. پیامبر (صلی الله علیه واله) فرموده اند: هر کس آن چه را می داند انجام دهد، خداوند علم مجهولات را به او می فهماند. این روایت، مطابق با آیه قرآنی است که می­ فرماید: “کسانی که در راه ما تلاش کنند، راه های خود را به آنان نشان داده و هدایت شان می کنیم”. علاوه بر این، باید دانست انسان تا زنده است، هیچ گاه ساکن نیست؛ یا به سوی نور (هدایت) در حرکت است و یا به سوی ظلمت (گمراهی)، و مطلب مهم،… ادامه »

محمدی

برای اینکه از نکات اخلاقی ایشان استفاده کنیم معمولاً چند دقیقه ای زودتر در جلسه درس حاضر می شدیم، و ایشان معمولاً پیش از درس تشریف می آوردند و در اتاق محل درس جلوس می فرمودند و به صورتهای مختلف و غالباً بلکه همیشه بطور غیر مستقیم نصیحت می کرد. یعنی همین که می نشستند یک حدیثی می خواندند، یا یک داستان تاریخی نقل می کردند، ولی حدیثی یا ذکر آن داستان تاریخی با رفتار روز گذشته چنان تناسب داشت که گویی ایشان دارند حالات ما را بیان می کنند، و به این صورت نقصها موجود در رفتار ما را با نقل حدیث یا ذکر داستان و یا جریان تاریخی به ما گوشزد می کرد. و این مطلبی بود که سایر دوستان نیز بدان اذعان داشتند و می گفتند: ایشان یک مطالبی می گویند که درست منطبق می شود بر زندگی ما، و با ذکر آن داستان یا حدیث مشکلات ما را در زندگی حل می کنند و قصور و اشتباهاتمان را به ما گوشزد می کنند. به هر حال روش تربیتی ایشان در برخورد با دیگران به طور مستقیم نبود و نمی گفتند که این کار را بکنید یا نکنید، یا فلان کار بد را انجام دادید بلکه با… ادامه »

مبینا بی دل

یکی از خصوصیات بارز آیت الله بهجت دائم الذکر بودن ایشان‌است.
روزی ایشان هنگام بازگشت پس از اقامه نماز جماعت از مسجد به طرف منزل، به طلابی که همراه و پشت سر ایشان حرکت می کردند، رو کردند و فرمودند: با من کاری دارید؟ گفتند: نه می خواهیم همراه حضرتعالی چند قدمی برداریم وهمراهی شما نصیب ما بشود. ایشان فرمودند: من از مسجد تا منزل برنامه ای برای ذکر گفتن دارم، چون فکر می کنم شما با من کاری دارید ذکر را متوقف می کنم، و وقتی منزل می رسم می بینم برنامه ام کامل انجام نشده است و ناراحت می شوم. »

pary

یکی از ویژگیهای آیت الله بهجت که ایشان را از دیگر عالمان، و بلکه مجتهدان ممتاز می کند، الگوی رفتاری برگرفته از شیوه معصومین علیهم السلام است که گفتار و کردار، اعمّ از نشست و بر خاست، و سخن گفتن و خاموش بودن، و در نحوه انجام عبادات و راز و نیاز با معبود یکتا، و برخورد با افراد، و … نمایان است. این ویژگی به گونه ای است که حتی هر انسان غافلی را به خدا متوجه می کند.

ساحل

ایشان با نماز جان می‌داد و با زیارت جان دوباره می‌گرفت، ایشان ۴۰ سال دو ماه و نیم از سال را به زیارت امام رضا(ع) می‌رفت اما در طی این ۴۰ سال یک چهل متری برای خودش آن‌جا تهیه نکرد همیشه ۲ ساعت قبل سحر بیدار می‌شد و به عبادت می‌پرداخت و نزدیک طلوع آفتاب به حرم می‌رفت.

محسن احمدی

آیت الله بهجت از زمانی که کودکی ۱۲ ساله بود چشمش در عبادت باز شده بود و می‌توانست باطن گناهان را ببیند و در سن ۱۴ سالگی نیز که در نماز جماعت مرحوم نائینی شرکت می‌کرد می‌توانست سیر آفاقی مرحوم نائینی را درک کند. آیت‌الله بهجت توانسته بود در زندگی‌اش عصمت کودکی‌شان را حفظ نماید و در حقیقت به این دلیل آلوده نبوده و می‌توانست به راحتی پرواز کنند

sepideh

حضرت آیت الله بهجت از آن دسته اولیای خداست که بر خلاف غالب مردم که از عالم غیب اطلاعی ندارند، به قدرت خداوند متعال به مقاماتی رسیده که می تواند عوالمی از غیب را مشاهده کند. و شاید کثرت تکرار ذکر« یا ستار » توسط ایشان در خلوت و جلوت، و در حال نشستن و برخاستن از این حقیقت حکایت داشته باشد. آیت الله مصباح یزدی در این باره می فرماید: « به نظر می رسد ایشان از نظر مراتب عرفانی و کمالات معنوی در مقامی هستند که غالباً عوالمی از غیب را شاهدند. و چه بسا در آن، حقایقی از جمله حقیقت بعضی افراد را آشکارا ( با دیده دل) می بینند، اما چون خود نمی خواهند افراد را این چنین ببینند، غالباً ذکر « یا ستار » را تکرار می کنند و از خداوند می خواهند آنچه را که می بینند بر ایشان پنهان سازد. » در واقع امثال این امور از جمله کراماتی محسوب می شود که از اولیای خدا صادر می گردد، و ظهور کرامات رهاورد مجاهدت و مخالفت ممتدّ با هوا و هوس می باشد، و آیت الله بهجت شخصیتی است که در طول عمر با قصد خالص و توجه تامّ به حضرت حقّ سبحانه… ادامه »

محسن احمدی

آیت الله بهجت از زمانی که کودکی ۱۲ ساله بود چشمش در عبادت باز شده بود و می‌توانست باطن گناهان را ببیند و در سن ۱۴ سالگی نیز که در نماز جماعت مرحوم نائینی شرکت می‌کرد می‌توانست سیر آفاقی مرحوم نائینی را درک کند. آیت‌الله بهجت توانسته بود در زندگی‌اش عصمت کودکی‌شان را حفظ نماید و در حقیقت به این دلیل آلوده نبوده و می‌توانست به راحتی پرواز کنند.

شایان مقدم

با سلام خدمت جناب احمدی عزیز در مورد اینکه این مسائل را فرمودید من نظری ندارم اما اینکه در اخر فرمودید چون در کودکی این چنین بوده است پس باعث شده در اینده چنین شخصیتی داشته باشد به نظر من تا حدودی نادرست است من کاملا بر این مسئله واقفم که رفتارهای ما از کودکی در ما نهادینه می شودو با این موضوع مخالف نیستم اما اینکه انسان کلا شخصیتش بخواهد شخصیت خوب یا بد باشد را نمی توان گفت چون او در کودکی چنین و چنان بوده. البته به طور کامل نمی شود گفت چون رفتارهای کودکی قطعا اگر تکرار می شدند اکنون یک باور قوی در ذهن انسان می ساختند ولی بر گردیم بر سر موضوع و بحث اصلی خود، من می خواهم بگویم که انسان اگر شخص خوبی می شود یا شخصیتی با فضایل اخلافی بسیار می شود دلیل این نیست که او در گذشته فلان کار وفلان کار را انجام داده تا حدودی بلکه او همین الان هم میخواهد شخص خوبی باشد و شخصیت درستی داشته باشد نمی توان این مسئله را تنها به کودکی او ربط داد. چه بسیار افرادی بوده اند که در کودکی به عنوان مثال به دنبال قران و … می رفتند… ادامه »

علی

آیت الله بهجت در سیروسلوک سابقه دهها ساله دارد، ایشان از شاگردان عارف کامل حضرت آیت الله سید علی آقای قاضی (ره) و مورد توجه خاص آن استاد بزرگ بوده و در اوان جوانی، مراحلی را در عرفان سپری کرده اند.
بعضی از نزدیکان مرحوم قاضی می گفتند:
« از مقامات و مراحلی که ایشان طی کرده اند اطلاع داریم، ولی عهدی داریم با ایشان که به احدی نگوییم. »

جانان

آیت‌الله بهجت می‌توانند ضمائر را ببینند ولی ایشان اصلا این چیزها برایشان مهم نبود و می‌گفتند غلط است که کسی دنبال این چیزها برود و بیان می‌داشتند اگر کسی دنبال گندم برود ممکن است در کنارش کاه هم به او بدهند.

بتول شیری

طول تاریخ شیعه علمای زیادی بوده‌اند که زحمت زیادی کشیده اند اما از این میان تعدادی در کنار سیر عملی‌شان، سیر انفسی داشته‌اند و مسلما تنها این افراد توانسته‌اند که به سیر الی الله و یقین برسند و آیت‌الله بهجت نیز از این دست علما بودند.

رضا محسنی

علی بهجت فرزند آیت الله بهجت گفت: از شدت ناراحتی برای اتفاقات دنیای اسلام توان پدر برای درس دادن تحلیل می‌رفت و می‌گفتند سفیانی از حتمیات است اینها به اسم می‌کشند. شما چه می‌دانید؟! با این درندگان چه کنیم؟ نمی دانیم، مرددیم دعا کنیم آیا بمانیم تا ظهور؟!

ناشناس

اگه ایشان بدون برنامه مشخص توانسته اند به سعادت برسند قطعا من با منهاج فردوسیان به درجاتی بالاتر از ایشان می توانم برسم چرا که به برکت منهاج فردوسیان هم دانسته هایم بیشتر و معتبرتر از ایشان هستش ٬ هم برنامه منهاج فردوسیان دارم که ایشان عمری در پی آن بوده اند و هم فرصت بیشتری از ایشان دارم چرا که حاج فردوسی کار چند ده ساله را در قالب منهاج فردوشیان به من هدیه کرده اند . ‌ خدا خیرشون بده و هم ما و هم ایشان را در فردوس ساکن کنند . ان شاء الله

ناشناس

سلام علیکم . سوالی که از دفتر مرکزی دارم اینه که ایشان چطور بدون برنامه مدون و نوشته شده ای مانند منهاج فردوسیان اینگونه استمراری در عمل داشته اند . اساسا آیا بدون برنامه امکان یک عمر استمرار بر عمل هست ؟

ستاره

آیت الله بهجت رحمه الله ، از جمله علمای تراز اولی بود که ویژگی های شخصیتی و رفتاری او زبانزد استادان، شاگردان و حتی دوستان و مردم کشور شده بود. مهربانی، صراحت لهجه و ابعاد عرفانی و دینی در بین شاخصه های دینی این عالم عالیقدر چنان گیرا بود، که در بین اطرافیان کرامتی منحصر به فرد پیدا کرده بود. یکی از ویژگی های درخشان و حائز اهمیت این عالم فقیه چشم برزخی و یا عبادت فراوان ایشان بود. آیت الله بهجت رحمه الله، یک صفت و ویژگی بارزی که داشتند، عبد بودند و روی سنگ مزارشان نوشته شده «العبد، محمد تقی بهجت». کسی که عبد خدا می شود، سه کار را در زندگی مشغول العین خود قرار می دهد. جذب نور، حفظ نور و نشر نور. این سه بخش از ویژگی های برتر آیت الله بهجت بوده که این جذب نور را از دو کانال قرآن و عترت کسب کرد، حفظ نمود و از طریق تربیت شاگردان این نور را نشر داد.

همایون

محمدتقی بهجت، تألیفات متعددی در فقه و اصول دارند که خود برای چاپ اکثر آن‌ها اقدام نکردند. وقتی گروهی خواستند آثارش را بدون استفاده از وجوه شرعی، چاپ کنند، به آنان گفت: «هنوز بسیاری از کتاب‌های علمای بزرگ، سال‌هاست که مخطوط باقی‌مانده‌اند. آن‌ها را چاپ کنید. این کتاب‌ها دیر نشده‌است».

نرگس

با توجه به اینکه بهجت به خاطر شهرت گریزی عمدتاً در منزل خود تدریس می‌کرد، با وجود این افراد بسیاری شاگرد وی بودند که برخی از آنان از قرار زیرند:

محمدتقی مصباح یزدی
کاظم صدیقی
سید عبدالله فاطمی‌نیا
علی پهلوانی تهرانی
مختار امینیان
محمود امجد
محمدحسن احمدی فقیه یزدی
محمدحسین احمدی فقیه یزدی
حسن لاهوتی اشکوری
مهدی هادوی

حیدری

وی در زمان طلبگی در نجف به تدریس نیز مشغول بود. پس از ورود به قم نیز مشغول تدریس شد و پس از قریب یک سال به تدریس خارج فقه و اصول همت گماشت که بیش از شصت سال و تا آخرین روزهای عمرش ادامه یافت. در سال‌های اخیر صبح‌ها به تدریس خارج فقه و عصرها به تدریس خارج اصول اشتغال داشت و به انگیزه دوری از شهرت، حجره‌های مدارس و سپس منزل خود را محل تدریس قرار داد؛ اما سرانجام با اصرار شاگردان، نخست در دو مسجد کوچک و از سال ۱۳۷۵ ش. در مسجد فاطمیه، واقع در گذر خان درس‌های خود را برگزار کرد و تا پایان عمر در این محل به تدریس اهتمام ورزید.

امیرحسین حاجی پور

به این که ایشان برنامه ارایه کرده اند یا خیر کاری ندارم . چیزی که توجه ام را جلب کرد و به نظرم بسیار هم مهم هستش استفاده ایشان از فرصت ها و استمرار بر عمل هستش که باید اعتراف کنم در این مورد بسیار به ایشان غبطه می خورم . ایشان با اینکه منهاج فردوسیان رو نداشتند و باید کلی وقت صرف می کردند تا به منهاج فردوسیان برسند اما جدیت و استمرار خوبی بر عمل به دانسته های خودشان داشتند ولی من با اینکه منهاج فردوسیان را آماده شده در اختیار دارم اما …..

عیسی اکبری

ایول امیر
چقدر زیبا