۱۹ بهمن

روش سلوکی مرحوم بهجت (ره)

زمان مورد نیاز برای مطالعه‌ی این مطلب، فقط: ۵ دقیقه

اشاره: می‌دانیم که همه‌ی بزرگان برای طی طریق و رسیدن به مقامات عالی معنوی دارای روش و شیوه‌ی خاصی در سلوک بوده‌اند و برای تربیت دیگران نیز این روش را مدّ نظر داشته‌اند. روش سلوکی و تربیتی فقیه وارسته و عارف واصل آیت الله العظمی بهجت (ره) ویژگی‌های متعددی دارد که در این مجال مختصر به ذکر عمده‌ترین آنها می‌پردازیم:

ویژگی اول: جامعیت در سلوک
سه روش در مورد سیر و سلوک وجود دارد: روش «معرفه النفس»، روش «ریاضت» و روش «عشق و دلدادگی به خدا و اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام». بعضی از بزرگان ما یک روش داشتند و این روش را تا آخر رفتند؛ ولی ایشان هر سه روش را با هم داشتند. آیت الله بهاءالدینی(ره) فرموده بود که الآن ثروتمندترین مرد جهان آیت الله بهجت است. مقصود چیست؟ اشاره کرده بودند به همین مسئله که بعضی از یک مسیر به کمال رسیدند، بعضی از دو مسیر؛ اما ایشان از سه مسیر رفتند؛ یعنی میان «معرفه النفس»، «ریاضت» و «عشق و دلدادگی» جمع کرده بودند. و به عبارت دیگر، آیت الله بهجت(ره) بین ذکر و فکر و عشق جمع کردند. ناگفته پیداست سخن درباره‌ی این روش‌ها در مجال این مقاله نیست از این رو تنها به گام‌های ریاضت بسنده می‌کنیم و اینکه در مباحث مربوط به شیوه‌های تربیت از عشق و دلدادگی سخن خواهد رفت.

گام‌های ریاضت
توضیح: در همه‌ی ادیان و ملل و نحله‌ها و رویکردهای معنوی ریاضت وجود داشته و دارد. حضرت امیر (علیه‌السلام) در نامه‌ی ۴۵ می‌فرماید: «و اِنّما هِی نَفْسی اَروضُها بِالتَّقوی» این نفس من است که با پرهیزگاری و تقوا به او ریاضت می‌دهم. و کلمه‌ی ریاضت چند بار در همین نامه آمده است.
ریاضت، شش رکن عمده دارد:
۱. اولین رکن آن، دل کندن از جاذبه‌ها و دل بستگی‌های مادی است. که انسان از تعلقات دنیوی و جاذبه‌های مادی مانند مقام، شهرت، پول پرستی و دنیاداری بگذرد. البته بایستی زندگی انسان به طور آبرومند اداره شود؛ اما نباید بیش از اندازه و نیاز باشد و انسان را سرگرم کند و از خدا غافل شود. دنیا و وابستگی‌های آن آیت الله بهجت(ره) را آلوده نساخت و همواره سعی داشت افراد را از تعلقات دنیا پرهیز دهد.
۲. دومین گام، انس با اذکار است. انسان باید اهل ذکر باشد. ذکر زبانی، ذکر عملی و ذکر قلبی. چه خوب است که انسان به جای حرف‌های لغو و بیهوده و پوچ، ذکر بگوید. از ایشان سؤال شد که بهترین ذکر را چه می‌دانید؟ ایشان فرمودند: صلوات بر محمد و آل محمد؛ به این دلیل که توحید و نبوت و امامت و معاد در این ذکر جمع است. «اللهم» نشانه اعتقاد به خدا و توحید است. «صل علی محمد»، نبوت است. «و آل محمد»، امامت است. از آن طرف می‌گویید: «صلّ»؛ یعنی رحمت بفرست؛ این به معنای اعتقاد به پاداش است یعنی اعتقاد به قیامت است. ایشان می‌فرمود: من کسی را می‌شناسم که چون دید اطراف ضریح حضرت ثامن الحجج (علیه السلام) خیلی شلوغ است و دوست داشت که بوسه‌ای به ضریح بزند، با چند صلوات راه برای او باز شد و خیلی راحت رفت، بوسید و برگشت. از این سخن فهمیده شد که خودشان را می‌گویند.
۳. سومین رکن ریاضت این است که همه‌ی هدف‌ها، آرمان‌ها، خواسته‌ها و لذت‌ها در یک هدف و آرمان خلاصه بشود و آن بندگی خداست. این رکن ریاضت واقعاً مشکل است. بنده‌ی خدا شدن و دل دادن به خدا دشوار است.
۴. چهارمین گام، مهار وسوسه‌ها و تخیلات درونی است. مخاطرات درونی و وسوسه‌هایی که به ذهن انسان می‌آید، او را مغلوب خودش می‌کند. حضرت امام راحل (ره) برای مهار کردن این تخیلات در کتاب چهل حدیث چند راه را بیان کرده است.
۵. پنجمین رکن، از اجتماعات معنوی غافل نماندن است؛ مانند نماز جماعت. ایشان حتی در ۹۶ سالگی، با وجود سن بالا در نماز جماعت حضور می‌یافت. برخی از همراهان بسیار نزدیک آقا می‌گفتند که ما بارها به ایشان می‌گفتیم امروز به نماز جماعت نروید؛ و گاهی با اینکه چند روز مریض بودند و ما برنامه‌ای برای رفتن به مسجد نداشتیم و می‌گفتیم امروز به جماعت نروید می‌گفتند امروز باید برویم.
۶. ششمین رکن ریاضت، بهره‌گیری از فرصت‌های درست در ایام الله است. ماه رجب، شعبان، رمضان و دیگر مناسبت‌ها از ایام الله به شمار می‌روند. بعضی از بزرگان این سه ماه را پشت سر هم روزه می‌گرفتند؛ ولی متأسفانه اینها فراموش شده. حضرت آیت الله بهجت در حالی روزه می‌گرفت که ۹۶ سال داشت، کهولت سن و ضعف مزاج و ضعف بنیه مانع از این کار نمی‌شد.

ویژگی دوم: عمیق و وثیق بودن تهذیب باطن
دومین ویژگی سلوکی آیت الله بهجت(ره) این بود که او معتقد بود که تهذیب نفس، باید از درونْ وثیق و عمیق باشد زیرا درمان واقعی این نیست که مثلاً در هفته، دعای کمیلی بخواند و حالت خوشی پیدا کند سپس به زندگی همراه با گناه خود ادامه دهد. لذا ایشان می‌گفتند اولین قدم ترک حرام و انجام واجب است. اگر انسان همه‌ی نمازها و نوافل و دعاها را بخواند، ولی گناه کند، اثر نمی‌کند. گناه مانند علف هرزه است. اگر در باغ وجودمان علف هرزه داشته باشیم، در آن گل رشد نمی‌کند.

ویژگی سوم: سلوک تدریجی
ایشان معتقد بودند که سیر و سلوک تدریجی و مرحله‌ای است. نباید انسان بپندارد که با یک ریاضت و عبادت در مدت کوتاهی، می‌توان نتیجه گرفت. می‌گفتند راه طولانی است و باید استواری و صبوری کرد تا به نتیجه رسید. ایشان از صاحب مکتبشان آسید علی قاضی (ره) و او از ملاحسینقلی همدانی (ره) نقل می‌فرمودند که تا انسان گناه می‌کند، درهای ملکوت به روی او باز نمی‌شود. راه رسیدن به ملکوت، ترک گناه است.

ویژگی چهارم: توجه به ظرفیت‌ها
مسئله‌ی دیگری که در واقع از ارکان مکتب تربیتی ایشان است، توجه به ظرفیت‌ها و استعدادهاست. افراد، متفاوت‌اند و ظرفیت وجودی بعضی با دیگری فرق می‌کند، که اگر در عبادات و دستورالعمل‌ها از تفاوت در ظرفیت‌ها و استعدادها غفلت شود، سالک آسیب می‌بیند. ایشان بین افراد تفاوت قائل بود و به بعضی از آنها مسائل را می‌گفتند و به بعضی دیگر نمی‌گفتند.

ویژگی پنجم: عمل به دانسته‌ها
ایشان می‌فرمودند: آنچه را می‌دانید عمل کنید. راه کمال از اینجا آغاز می‌شود مثلاً می‌دانید که نماز اول وقت، باب عرفان است و برکاتی را به دنبال دارد. نماز را اول وقت بخوانید – می‌دانید گناه مانع کمال است؛ ترکش کنید. روش بزرگان عمل به دانسته‌ها بود. این همان روشی است که قرآن کریم به آن توجه داده است و در مورد عالمان بی عمل می‌فرماید: «کمثلِ الحِمارِ یحْملُ اسفاراً». و در روایات با تعابیر متعدد آمده است: «مَنْ عَمِل بِما عَلِم عَلَّمَه اللهُ عِلْمَ مَا لَمْ یعْلَمْ؛ هر کس به آنچه می‌داند عمل کند خدا آنچه را که نمی‌داند به او می‌آموزد» [بحار الانوار، ج۷۵، ص۱۸۹]. از این رو عمل به دانسته‌ها، بسیار بسیار مورد تأکید و توصیه‌ی آیت الله بهجت(ره) بود.

ویژگی ششم: عشق به اهل بیت و توسل به آنها
آیت الله بهجت(ره) می‌گفتند توسل راه کمال را باز می‌کند البته این اندیشه را از استادش گرفته بود. حضرت آیت الله سید علی قاضی (ره) فرموده بود که من هر چه دارم، از دو چیز است: یکی تلاوت قرآن، دیگری زیارت عاشورا و توسل. آیت الله بهجت(ره)، شیفته و عاشق اهل بیت: بود. به حضرت سید الشهداء (علیه السلام) عشق می‌ورزید. یک عمر برنامه‌ی هر روزه‌اش این بود که بعد از نماز صبح به حرم حضرت معصومه (سلام الله علیها) مشرف شود. در زمانی که در نجف هم بودند برنامه روزانه ایشان تشرف به حرم حضرت امیرمؤمنان (علیه السلام) بوده است و زمانی که به مشهد نیز مشرف می‌شدند، زیارت حرم هر روز انجام می‌گرفت.
ایشان از سابق روزهای جمعه در منزلشان مجلس روضه داشتند که این برنامه بعدها در مسجد برگزار می‌شد، و هرگز ترک نشد. بارها دیده بودم که ایشان قبل از درس فقه و اصولشان مخصوصاً صبح‌ها، دل‌ها را به ساحت مقدس قطب عالم امکان حضرت ولی عصر (علیه السلام) توجه می‌دادند، و همیشه در صحبت‌هایشان به امام زمان (علیه السلام) توجه ویژه‌ای داشتند.
منبع: مجله خُلُق ـ خرداد و تیر ۱۳۸۸ ـ شماره ۱۱، صفحه ۱۰، نویسنده: محمد بهشتی

نقد و بررسی:
آنچه خواندید، یکی از ده‌ها تحلیلی است که بر روش سلوکی مرحوم بهجت (ره) نوشته و منتشر شده است. اما تمام اینها، به زبان بی‌زبانی، تأیید می‌کنند که آن مرحوم، روش تدوین‌شده‌ای از خود به جای نگذاشت که امروز بتوانیم به آن مراجعه کرده و راه راست را از ناراست و حرف درست را از نادرست بازشناسیم.
پس آنچه برای آن مرحوم و به عنوان «برنامه‌ی تربیتی و سلوکی آیت الله بهجت» می‌نویسند، از باب «هر کسی از ظن خود شد یار من» است. یعنی چیزهایی از این طرف و آن طرف، از گفتار پراکنده، از خاطرات، از مشاهدات شخصی و از خطورات ذهنی، در هم می‌آمیزند تا بتوانند برای ایشان، روش سلوکی، تعریف کنند.
پس یک بحث بسیار مهم این است که ایشان، خود، دست به نوشتن راه و برنامه‌اش نزد و بعدی‌ها دارند برای ایشان، خط و ربط می‌سازند و راه و روش تعریف می‌کنند.
از این مطلب که بگذریم، نوبت به اشکالات برنامه‌های تربیتی ترسیم‌شده به نام آن مرحوم می‌رسد. یکی از این چشم‌اندازها، همانی است که در بالا خواندید. متنی که نمی‌تواند جز چند راهکار کلی و عمده، فایده‌ی دیگری به حال جویندگان کمال و سعادت داشته باشد.
یکی از خصوصیت‌های مرحوم بهجت (ره) کلی‌گویی در امور تربیتی بود. تمام گفتار و نوشتار برجای مانده از ایشان را که بررسی می‌کنیم، جز چند دستور کلی مانند «عمل به واضحات» و «ترک معاصی در عمل و اعتقادات» و «انجام واجبات» نمی‌یابیم.
این دستورات کلی، پایه‌های بنای عظیمی به نام «منهاج فردوسیان» را پی‌ریزی کرد. کاش آن مرحوم، مهلتی می‌یافت که «منهاج فردوسیان» را ببیند تا اعتراف کند که این، همان چیزی است که ایشان در نظر داشت، یعنی عمل به دین، به جای عمل به آموزه‌های شرق و غرب؛ عمل به اسلام به جای روی آوردن به عرفان و فلسفه و روش‌های روشن‌بینی. روحش شاد

موفق باشید
حاج فردوسی

کلمات کلیدی: , , , ,

80

 
 
 
65 نویسندگان
15 پاسخ‌ها
2 دنبال‌کنندگان
 
مرتب کردن بر اساس بیشترین بازخورد
مرتب کردن بر اساس داغ‌ترین دیدگاه
7 نویسندگان برتر
  مشترک شوید  
اشتراک برای:
فخر

شکی نیست که بعضی راه خدا را سریع طی می‌کنند و ره صدساله را یک‌شبه می‌پیمایند. اما آیا مقصود از راه میان‌بر، سرعت سیر است؟

منهاجی

پاسخ: این است که میان این دو ملازمه است و نه تلازم، یعنی از راه میان‌بر رفتن سرعت سیر را به دنبال دارد، ولی سرعت سیر با راه میان‌بر پیوندی ندارد، یعنی ممکن است سالکی از راه غیر میان‌بر سریعاً سلوک کند و به مقصد برسد.

رستمی

«سالک باید آن‌قدر امیدش به پروردگار زیاد باشد که هر شب که می‌خوابد، امید داشته باشد صبح کامل‌شده برخیزد و شاهد وصل را در آغوش کشیده باشد». آیا آیت الله بهجت این گونه بودند؟؟

رها

سالک الی الله و رهرو راه قرب به پروردگار برای وصول به این عوالم، بعد از آن که اصول دین را از طرق معتبر شناخت و به فروع احکام دینی و اسلامی کاملا آشنا شد، بار سفر می بندد و به راه می افتد و با انجام دستورهای بیست و پنجگانه مخصوص به سوی مقصد همچنان پیش می رود.

امیر رضا

سلام و خسته نباشید در مورد تهذیب نفس که گفته شد باید بگویم
انسان موجودی دو بعدی است که هم صلاحیت تعالی، تکامل و رسیدن به درجات ملائکه و صعود به «قابَ قَوْسَیْنِ أَوْ أَدْنى» را دارد و هم قابلّیت تنزّل از مقام انسانیّت و رسیدن به درجه‎ای را داراست که از درجه چهار پایان نیز فروتر رفته و به فرموده قرآن «کَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ» می شود. نفس لوّامه‎ و قوّه عاقله بشر در پرتو ارشادات انبیاء الهی پیوسته اورا به سمت تکامل و ترقّی سوق می دهند و در مقابل، نفس امّاره همراه با وساوس شیطان همواره او را به ورطه حیوانیّت می کشانند. در اینجاست که ضرورت مجاهده دائمی با نفس، مراقبت و مهذب ساختن آن از هواهای نفسانی روشن می گردد، مجاهده‎ای که پیامبراکرم(ص) از آن به «جهاداکبر» تعبیر فرمودند و در صورت غفلت از آن انسان به وادی هلاکت سقوط خواهد کرد. از امام صادق (ع) نقل شده است که پیامبر اکرم (ص) لشگری را به جنگ فرستادند، بعد از اینکه بازگشتند فرمودند: مرحبا بقوم قضوا الجهاد الاصغر وبقی علیهم الجهاد الاکبر. فقیل: یا رسول الله، ما الجهاد الاکبر؟ قال: جهاد النفس

امیر حسین

سلام و خسته نباشید در ادامه سخنان دوست خوبم باید بگویم تهذیب نفس در کلام بزرگان چگونه میباشد برای مثال حضرت امام خمینی(ره): «تا فرصت از دست نرفته بیدار شوید،‌در مرحله اوّل در مقام تهذیب و تزکیه نفس و اصلاح خود بر آئید.» «اگر شما درس بخوانید ممکن است عالم شوید ولی باید بدانید که میان مهذّب و عالم خیلی فاصله است. هر چه این مفاهیم در قلب سیاه و غیر مهذّب انباشته گردد حجاب زیادتر می شود، در نفسی که مهذّب نشده علم حجاب ظلمانی است ، علم نور است ولی در دل سیاه دامنه ظلمت و سیاهی را گسترده‎تر می سازد.»

محمد امین

در همین بحث باید عرض کنم که ایه الله سید احمد کربلائی(ره) در دستور العملی به یکی از شاگردان خویش می نویسد:«مواظبت کامل بر اداء‌ واجبات و ترک محرمات داشته باش و اولاً: در ابتدای صبح در این اندیشه کن. ثانیاً: کمال مراقبت را در طول روز داشته باش. ثالثاً: هنگام اراده خوابیدن محاسبه نفس کن. رابعاً: در صورتی که نفس مخالفتی نموده آنرا جبران نما و نفس را با انجام ضّد میل آن مجازات و سیاست نما»

محمد حسین

سلام و خسته نباشید در ادامه باید بگویم که آیت الله العظمی بهاءالدینی (ره)میفرماید: «با تهذیب نفس علم به بار می نشیند و ثمر می دهد. قدرت، مفید می شود و خدمت، ارزش می یابد. ارج و بهای افراد به خود سازی، تهذیب نفس و توجه به خداست. هرچه تهذیب افزایش یابد، مشکلات و نابسامانی ها آسان و قابل تحمّل می شوند و در پی آن تائید الهی مسائل را حل می‎کند و اگر خدای نکرده این وظیفه اصلی فراموش شد، تمامی زحمات هدر می رود.»

فردین

سلام و عرض تسلیت برای ایام شهادت حضرت زهرا(س) در این جا دوستان میخواهم داستانی نقل کنم که نشان میدهد پیامبر چگونه مردم را به توسل نهی نکرده است بلکه راه درست را هم نشان داده است …مرد نابینایی نزد پیامبر (ص) آمد و گفت: از خدا بخواه تا مرا عافیت دهد. پیامبر فرمود: اگر می خواهی دعا کنم، و اگر مایل هستی به تأخیر می اندازم، و این بهتر است. مرد نابینا عرض کرد: دعا بفرمایید. پیامبر (ص) به او دستور دادند تا وضو بگیرد و در وضوی خود دقت نماید و دو رکعت نماز بخواند و این چنین دعا کند: «… اللهم انی اسئلک و اتوجه الیک بنبیک محمد نبی الرحمه یا محمد إنی توجهت بک الی ربی فی حاجتی هذه، فتقضی لی اللهم شفعه فیّ». [۱۳]

 

پروردگارا! من از تو درخواست می کنم و به وسیله محمد، پیامبر رحمت به تو روی می آورم. ای محمد من در مورد نیازم به وسیله تو به پروردگار خویش متوجه می شوم تا حاجتم را برآورده فرمایید. خدایا! او را شفیع من گردان

حسام

سلام و خسته نباشید خدمت عزیزان ببینید دوستان بدون شک آدمی برای تحصیل کمالات مادی و معنوی، به غیر خود؛ یعنی، خارج از محدوده وجودی خویش، نیازمند است.زیرا عالم هستی بر اساس نظام اسباب و مسببات استوار شده و تمسک به سبب ها و وسایل برای رسیدن به کمالات مادی و معنوی، لازمه این نظام است.

 

توسل به اولیای الهی و امامان معصوم(ع) که همان انسان های کامل هستند، یکی از امور مسلمی است که در آیات قرآن و احادیث آمده است.

 

قرآن در این زمینه خطاب به پیامبر اکرم (ص)می فرماید:   “و اگر این مخالفان، هنگامى که به خود ستم می‌‏کردند (و فرمان هاى خدا را زیر پا می‌‏گذاردند)، به نزد تو می‌‏آمدند و از خدا طلب آمرزش می‌‏کردند و پیامبر هم براى آنها استغفار می‌‏کرد، خدا را توبه پذیر و مهربان می‌‏یافتند

میلاد

در ادامه صحبت های شما دوست عزیزم باید عرض کنم که به علاوه با توجه به آنکه خداوند برای ارتباط بندگان با حضرتش، توصیه ی به اختیار نمودن وسیله و واسطه نموده است این امر یعنی توسل، سوء استفاده از واسطه و یا بکار گیری رابطه به جای ضابطه و به تعبیر شما پارتی بازی محسوب نمی شود.بلکه توسل، خود یک راه و طریق ویژه ای است که در اختیار همگان قرار دارد و همه می توانند از آن استفاده کنند و به همین دلیل که همگانی است دیگر “پارتی بازی” نیست. زیرا “پارتی بازی” امتیاز ویژه ای است که بدون ضابطه و تنها از روی رابطه در اختیار گروهی خاص قرار می گیرد و دیگران از آن محروم هستند. اما توسل دارای شرایط و ضوابطی است که همه مردم می توانند این شرایط را در خود ایجاد کرده و از آن استفاده نمایند، و از این طریق به سهولت با خدا ارتباط برقرار نموده و با کیفیتی مطلوبتر به نتیجه برسند.

محمد باقر جزینی

با سلام و تشکر …در مورد موضوع توسل میخواستم عرض کنم که انچه را در توسل به اولیای خدا باید در نظر داشت، این است که توسل برای تقرب به خداوند است و توسل به اولیای الاهی هیچ منافاتی با صحبت کردن با خدا بدون واسطه ندارد؛ یعنی انسان از دو راه می تواند با پروردگار و خالق خود ارتباط برقرار کند: ۱. با واسطه قرار دادن اولیای خداوند ۲. بدون واسطه.

 

بدون شک، تقرب به خداوند به وسیله اولیایش که مورد محبت اویند، چه بسا آسان تر باشد و باعث شود انسان راحت تر به بارگاه قرب الهی برسد.

حسین

با سلام و عرض تسلیت در مورد توسل باید عرض کنم که ما میتوانیم علمای بزرگی را در این راه پیشتاز خود قرار دهیم من جمله ایت الله دشتی …از جمله نکات مهم و مؤثر در زندگی استاد دشتی که می­توان آنرا از جمله رموز موفقّت ایشان برشمرد، توسّل و توکّل بسیار قوی به ائمّه‌ی اطهار است. ایشان توکّل را به عنوان کلید تمام مشکلات می­دانستند و از آن هرگز غافل نمی­شدند. ایشان دراین زمینه می­فرمودند:

«ائمّه‌ی اطهار واسطه‌ی فیض الهی هستند و نردبان ارتباط ما با خداوند متعال، با متوسّل شدن به این نورهای آسمانی، می­توان تمام مشکلات لاینحل را حل کرد.»

دربسیاری از موارد، با توسّل خاصی که بارها آنرا تجربه کرده بودند، مشکلات بسیار مهمّی را حل کردند. شیوه‌ی ایشان در اینگونه امور ، توسّل به یکی از ائمّه‌ی اطهار با هدیه کردن ۱۴ هزار صلوات به ساحت مقدّس ایشان بود.

استاد در سالهای آخر عمر پربرکتشان می­فرمودند:

«دیگر مزاحم تمام ائمّه‌ی اطهار شده­ام و حال به امامزاده­ها نیز با این شیوه توسّل را شروع کرده­ام. از حضرت معصومه سلام الله علیها شروع کردم و الان به شش ماهه‌ی اباعبدالله رسیدم

حسنی پناه

سلام … عزیزان منهاجی یکی از بهترین توسل ها توسل جوارحی میباشد حال به معنای این توسل میپردازم …در واقع این است که بعد از اعتقاد قلبی، جوارح که نیروهای عمل کننده‌ی قلب هستند، به انجام اعمالی بپردازند که زمینه‌ی هر بیشتر قرب و اتّصال به امامان معصوم را فراهم سازد به این معنا که دست و زبان و چشم و گوش و… همگی بخشی از توان خود را در راه اهداف معصومین و عملی کردن فرمایشات و توصیه­هایی ایشان صرف کند و از انجام هر عملی که مخالف با دستورات ایشان است، پرهیز نمایند.

اگر توسّل به معصومین به این مرتبه‌ی عالی رسید، نتیجه‌ی آن در اعمال انسان نمودار می­شود و رفتار و سلوک آدمی رنگ خدایی می­گیرد و شباهتی به اعمال معصومین می­یابد. در پی همین امر است که به واسطه‌ی نیکو شدن اعمال آدمی، خلق و خوی فرد نیز الهی شده و از این طریق به بالاترین مراتب قرب الهی نائل می­شود و به درجه­ای می­رسد که در مورد او گفته می­شود: «سلمان منّا اهل البیت

یوسف

با سلام خدمت دوستان و عرض تسلیت برای ایام شهادت حضرت زهرا(س) ببینید عزیزان از نظر من توسّل یعنی وسیله قرار دادن. وقتی انسان هدف و مقصدی عالی را می­بیند و توان و امکانات خود را برای رسیدن به آن هدف، کامل و تمام نمی­بیند، به سراغ وسیله­ای می­رود تا او را به هدف برساند.

قرب الی الله که عالی­ترین درجه‌ی کمال اخلاقی انسان می­باشد نیز هدفی متعالی است که رسیدن به آن تلاش و همّت والائی را می­طلبد که در حیطه‌ی توان و قدرت هر کسی نیست از اینرو نیاز به وسیله­ای است تا انسان را در این مسیر همراهی کند

یونس

سلام و تشکر از سایت بسیار خوبتون و استادعزیز و گرانقدرم …. در مورد مسأله‌ی توسّل باید عرض کنم که توسل ریشه‌ی عمیقی در ساختار شخصیّت فردی و اجتماعی انسان دارد و کسانی که با ائمّه‌ی اطهار علیهم السلام واولیای خدا در ارتباطند و به آنها توسّل می­جویند، عناصری آزاده، با عظمت و دارای طبع منیع و روح بلند هستند؛ زیرا هرکس به هرچه توجّه و ارادت دارد، از همان نقطه، الگو و راه و روش زندگی خود را برمی­گزیند.

اقتدا به ائمّه‌ی اطهار که در عظمت بی­همتایند، فضائل انسانی را در تار و پود وجود آدمی رشد و تعالی می­دهد، زیرا آنچه از اخلاص، پاکی، صداقت در یک جامعه قابل تصوّر است، هر کدام در وجود ائمّه‌ی اطهار در حد کمال وجود دارد.

بزرگا­ن و علمای دین، نمونه­های بارز کسانی هستند که به حقیقت این مسئله پی برده و با بذل توجّه تام به این مهم در زندگی خویش، به مراتب عالیه‌ی کمال دست یافتند.

ارمین

با سلام در مورد توسل به ائمه باید عرض کنم که ما باید توسل را از بزرگان فرا بگیریم برای مثال از نشانه های علاقه فراوان آیت الله طالقانی به اهل بیت(ع)، ارادت ایشان به امام حسین(ع) بود. یکی از هم بندهای زندان وی در خاطره ای می گوید: «من نمی دانم عاشورا با طالقانی چه می کرد که از لحظه اول روز عاشورا حال آرامی نداشتند. با وجود مخالفت پلیس، به حیاط زندان می آمد و بر سر و سینه زنان و بی تاب، نوحه می خواند و چنان این حرکت، پرضربه و با حال بود که بندیان دیگر از جمله چپی ها و بعضی بازماندگان شبکه نظامی که هم بند بودیم، پشت این دسته، اشک ریزان به راه می افتادند در ادامه باید بگویم که ایشان خالصانه و بدون هیچ ملاحظه نابجایی، همیشه محبت خویش را به خاندان پیامبر ابراز می داشت. احمدعلی بابایی درباره وی می گوید: «او مثل خیلی ها که از ترسِ لطمه خوردن به چهره روشن فکری شان، هیچ روضه نمی خواندند، برایش این گونه ظاهرسازی ها و مردم فریبی ها و آقایی کردن ها هرگز مطرح نبود. هرگاه حالی می یافت، زمزمه شعری، عبارتی و روضه ای سر می داد. خودش اشک می ریخت و دیگران را هم می گریاند

احمدی

با سلام خدمت همه ی دوستان و با عرض تسلیت شهادت خانوم جان فاطمه زهرا (س) در تایید حرف برادد عزیز و گرانقدرم باید بگویم که واقعا میتوان از راه و روش این بزرگ مردان توسل را یاد گرفت برای مثال در وجود آیت الله سعیدی،۱ عشق و علاقه به خاندان پیامبر، ریشه داشت. او به اهل بیت(ع) به ویژه امام حسین(ع) که از او راه و روش مبارزه با ستم را آموخته بود، عشق می ورزید و در ایام شهادت ایشان سوگواری می کرد. بر فراز منبرهای خود، همیشه یاد و نام آنان را با عظمت زنده نگاه می داشت و از فضایل آن بزرگواران برای مردم سخن می گفت. در مراسمی که برای ائمه(ع) برپا بود، چون خادمی مخلص خدمتگزاری می کرد و افتخارش این بود که روضه خوان اهل بیت(ع)، به ویژه جدش امام حسین(ع) است.

او شیوه مبارزه با جور و ستم را از مکتب اهل بیت(ع) فراگرفته بود و در بخش هایی از سخنان خویش در مجالس مختلف، شیوه مبارزاتی خود را وامدار قیام سیدالشهدا(ع) می دانست»

امیر حسین

سلام خدمت همه ی دوستان منهاجی در مورد توسل صحبت شد میخواهم در مورد توسل حاج اقا مصطفی صحبت کنم در امورد ایشان باید بگویم که حاج آقا مصطفی به پیامبر اسلام و اهل بیت او عشق می ورزید و هرگاه فرصت را مناسب می یافت، به زیارت آن بزرگواران می شتافت.

او در قم و حتی در دوره اوج فعالیت های سیاسی، بسیار به زیارت حضرت معصومه(س) می رفت. حاج آقا مصطفی در طول عمر بابرکت خود، دو بار به حج مشرّف شد و پس از زیارت خانه خدا به زیارت پیامبر اسلام(ص) و ائمه بقیع(ع) رفت و عشق زلال و جوشان خود را به آنان اظهار کرد.

او زمانی هم که در عراق بود، زیارت امامان معصوم(ع) را غنیمت می شمرد و به آنان ابراز علاقه می کرد. در ماه مبارک رمضان نیمه های شب به حرم امیرالمؤمنین علی(ع) می شتافت و به زیارت با معرفت و مناجات عاشقانه می پرداخت.

او به همه معصومان(ع) عشق می ورزید و در این میان، عشق او به امام حسین(ع) در اوج بود و سالی چند بار مسافت طولانی نجف تا کربلا را پیاده می پیمود.

احمد رضا

با سلام و عرض تسلیت به مناسبت شهدات حضرت زهرا …. چقدر زیبا بیان کردین دوست خوبم در طول در ادامه ی صحبت های شما و تکمیل سخنان شما بزرگوار باید عرض کنم که این اقا مصطفی مرد بسیار بزرگی بودن و باید توسل رو از ایشان یاد گرفت ببینید عزیزان ایشان اقامتش در نجف، در مناسبت های زیارتی حضرت سیدالشهدا(ع) مانند ایام محرّم، اربعین، عرفه، رجب و شعبان، همیشه عاشقانه و پیاده، چه در گرمای طاقت فرسای تابستان و چه در سوز سرمای زمستان پیشگام کاروان، به کربلا می رفت. هنگام رفتن سراپای وجودش معرفت بود و یاد خدا را در دل ها زنده می کرد. او پیشاپیش کاروان می رفت و دوستان پشت سرش بودند. به درخواست وی، یکی از همسفران گاه مرثیه می خواند و گاه دعا و زیارتی. کاروانِ همراه ایشان غرق معنویت بود. رهگذران وقتی آن چهره نورانی و صورت زیبای ملکوتی و آن اندام رشید را می دیدند که عارفانه با پای برهنه بر شنزارهای بیابان، در لابه لای خارها، سخت در تکاپوست، می ایستادند و تا دوردست ها با چشمانی حیران، آن سید عاشق را بدرقه می کردند.

سامان

سلام ….ایام شهادت حضرت فاطمه زهرا را به همه ی دوستان منهاجی عزیزم و همگی تسلیت عرض میکنم در مورد توسلی که استاد فرمودند و د مطالب گفته شد که توسل انسان را به مقام بالا و کمال میرساند باید بگویم که حجت الاسلام انصاری کرمانی، از اعضای دفتر امام خمینی(ره)، می گوید:

در روز شهادت حضرت فاطمه(س) از حضرت امام تقاضا شد، در جمع برادران دفتر جماران که مجلسی به همین مناسبت تشکیل داده بودند، حاضر شود. امام آمد و نشست. وقتی یکی از برادران شروع به خواندن مصیبت کرد، امام با صدای بلند گریست، به گونه ای که قطره های اشک، مانند دانه های مروارید بر گونه هایش فرومی غلتید.

حجت الاسلام سید علی اکبر محتشمی نیز نقل می کند:

تکریم شخصیت های معصوم و افشای مظلومیت اهل بیت(ع) چنان مورد توجه امام خمینی(ره) بود که هیچ حادثه و بحرانی ایشان را از چنین عملی بازنمی داشت، به گونه ای که در روز تاسوعا در پاریس، در جمع خبرنگاران دستور داد، یک ساعت به ظهر، مجلس روضه خوانی برپا کنند و یکی از آقایان روضه بخواند.

نعمتی

با سلام خدمت همه ی عزیزان در ادامه سخنان دوست خوبم و کامل کردن سخنان ایشان باید بگویم که تشرفّ امام خمینی(ره) به حرم مطهر امیر مؤمنان علی(ع) با آداب خاصی صورت می گرفت. ایشان با کمال ادب و متانت اذن دخول می خواند، از طرف پایین پا وارد حرم می شد و همواره مواظب بود از بالای سر مطهر حضرت علی(ع) عبور نکند. امام خمینی(ره) هنگامی که به ضریح مطهر می رسید، زیارت امین الله یا زیارت دیگری را با نهایت اخلاص می خواند. سپس دوباره به طرف پایین پای حضرت برمی گشت، در گوشه ای می نشست و زیارت نامه و دعا می خواند. در آخر، دو رکعت نماز می خواند، آن گاه با ادب خاصی حرم را ترک می کرد

محمد حسین

با سلام و عرض تسلیت ایام فاطمیه و شهادت حضرت فاطمه زهرا …

میخواهم در مورد توسلی که دوستان بیان کردن من هم عرضی داشته باشم از ویژگی های علامه امینی ببینید دوستان از ویژگی های اثرگذار و همیشگی علامه امینی، عشق و محبت کامل وی به خاندان عصمت و طهارت(ع) بود. هنوز صدای گریه ها و توسل ایشان در حرم امیرالمؤمنین، علی(ع) طنین انداز است. او به امامان معصوم(ع) بسیار متوسل می شد و هیچ گاه زیارت عتبات عالیات را ترک نمی کرد. هنگام ورود به حرم امامان(ع)، با صدای بلند می گریست و گریه ها و ناله هایش در رثای اهل بیت(ع) همگان را دگرگون می کرد. این حالت زمانی بیشتر اوج می گرفت که از مصیبت حضرت زهرا(س) یاد می شد.

زیارت جامعه کبیره را حفظ بود و پیوسته زیارت امین الله را می خواند و زیارتشان بیش از یک ساعت طول می کشید. زیارت حرم امام حسین(ع) را در شب های جمعه ترک نمی کرد. گاه نیز مسافت ۷۸ کیلومتری نجف ـ کربلا را به همراه دوستانشان در مدت سه روز یا بیشتر با پای پیاده می پیمود و در طول راه، مردم روستاهای اطراف را ارشاد می کرد

سروش

با سلام و تشکر از دوست خوبم در خصوص صحبت های ایشان و کامل نمودن سخنانشون باید بگوینم که شیخ آقا بزرگ تهرانی در این زمینه می گوید:

از خصوصیات علامه، محبت و ارادت کامل او به محمد و آل محمد(ص)، زبانزد همه است و می توان گفت الغدیر، اثری از آثار آن محبت هاست. در پرتو همین علاقه به اهل بیت(ع)، ایشان علاقه خاصی به شنیدن مصایب امام حسین(ع) و اصحابش دارند و به حقیقت، در مجلسی که ایشان حاضر است و ذکر مصیبت آل محمد(ص) می شود، گویا یکی از آل محمد(ص) در آن مجلس حاضر است

محمد رضا

سلام خدمت همه ی منهاجیون عزیز در مورد توسل به ائمه میخواهم از علامه نائینی سخنانی را عرض کنم ببینید دوستان علامه نائینی شیفته مقام ولایت بود و در طول عمر پربرکتش، همواره به آستان ائمه(ع) ادای احترام می کرد. او سحرگاهان پیش از آنکه درِ حرم سامرا به روی زائران گشوده شود، به شوق زیارت پشت در حرم به انتظار می نشست و در دوران اقامتش در سامرا، گاه گاهی برای آستان بوسی مرقد مطهر پیشوای پرهیزکاران، علی(ع) به نجف اشرف مشرّف می شد.

در ادامه فرزند ایشان می گوید:

آن بزرگوار همه ساله روزهای زیارت های مخصوص حضرت اباعبدالله الحسین(ع) به کربلای معلّا مشرّف می شد. در ماه ذی الحجه برای زیارت عرفه؛ در ماه محرّم برای زیارت عاشورا؛ در ماه صفر برای زیارت اربعین و اول رجب و نیمه شعبان، در این پنج سفر، پنج روز تا یک هفته، در کربلای معلّا اقامت می گزید

محمد امین

سلام خدمت منهاجیون عزیز …. در مورد توسل کردن باید عرض کنم که ایت الله بروجردی میفرمایند وقتی که من در بروجرد بودم، از دردِ چشم رنج می بردم. به پزشکان مراجعه نمودم، ولی آنها از معالجه من اظهار ناامیدی کردند. در ایام عاشورا، برخی هیئت های عزادار به منزل ما می آمدند. در یکی از همین روزها در مجلس عزای امام حسین(ع) نشستم و گریه کردم، درحالی که چشمم به شدت درد می کرد. در همان حال به نظرم رسید، خاک سر و صورت عزاداران را بگیرم و به چشم خود بمالم. پس بدون اینکه کسی متوجه شود، خاک را گرفتم و به چشم خود مالیدم و احساس کردم که کم کم درد برطرف می شود، به گونه ای که از آن روز تاکنون به هیچ وجه درد چشم من عود نکرده، بلکه چشمم پرنور شده است و احتیاج به عینک ندارم

شاهین افاق

ما باید بتوانیم حب ائمه را در دل خود افزون کنیم ببینید دوستان شیخ طوسی، عاشق دل باخته اهل بیت(ع)، از کودکی، مشمول توجه و عنایت های ثامن الحجج بود و در جوار بارگاه ملکوتی ایشان در شهر طوس، به موفقیت های بزرگی دست یافت.
او عشق خود به اهل بیت(ع) را با فراگیری دانش آنان ثابت کرد و در تمام عمر به ترویج علوم و معارف اهل بیت(ع) همت گماشت. وی چنان شیفته این خاندان بود که لحظه های پایانی عمرش را نیز به بارگاه امیر مؤمنان، علی(ع) پناه می برد و به نقل حدیث و نشر سخنان گهربار ائمه(ع) می پرداخت

مهدی

در ادامه ی فرمایشات شما باید عرض کنم که انسان تاجایی که میتواند باید توسل به ائمه را انجام دهد و برای آین بزرگواران مراسمات بگیرد در ادامه باید عرض کنم که آیت الله بروجردی عزاداری خامس آل عبا(ع) و دیگر ائمه اطهار(ع) را هر سال در خانه خودشان در قم برگزار می کردند و در بروجرد هم این وضع برقرار بوده است. در تمام ایام مصیبت و سوگواری ائمه(ع)، متأثر و منقلب بودند. هنگامی که سخنوران دینی موعظه می کردند و یا مصیبت می خواندند، به دقت گوش می کردند و زود منقلب می شدند و اشک از دیدگان فرو می ریختند. در این حالت، بدنشان هم به سختی تکان می خورد»

علی

سلام و با عرض تسلیت شهادت خانوم فاطمه زهرا میخواستم در مورد توسلی که گفته شد از ارادت ابوذر به اهل بیت بگویم شیخ مفید از انس بن مالک روایت کرده که گفت: من و ابوذر و سلمان و زید بن ارقم در خدمت پیامبر نشسته بودیم. در این موقع حسن و حسین وارد شدند و پیامبر(ص) آنها را بوسید و ابوذر نیز روی دست و پایشان افتاد و دستشان را بوسید.
ما به ابوذر گفتیم تو پیرمردی از اصحاب پیامبر هستی و این گونه روی دست و پای دو بچه از بنی هاشم می افتی و دستشان را می بوسی؟
ابوذر گفت: آری، اگر آنچه من درباره این دو از پیامبر شنیده ام، می شنیدید، شما هم بیشتر از این به آنها احترام روا می داشتید.
مالک بن انس پرسید: از پیامبر چه شنیده ای؟
گفت: شنیدم که درباره علی(ع) و این دو می فرماید: «ای علی اگر کسی نماز بخواند و روزه بگیرد تا به صورت نی خشکیده درآید، نماز و روزه به او سودی نمی رساند، مگر دوستی شما را داشته باشد. هرکس به وسیله شما به خدا توسل پیدا کند، سزاوار است که خدا او را رد نکند. ای علی هر کس شما را دوست بدارد و به شما تمسک جوید، به ریسمان محکم الهی تمسک جسته است»

ارمین

سلام خدمت تمام منهاجیون عزیز و عرض تسلیت ایام فاطمیه و شهادت بانوی بزرگوار اسلام حضرت فاطمه (ع) در مورد توسلی که فرموده شد باید نمونه ای از توسل یکی از پیامبران را نام ببرم برای مثال در این جا حضرت یوسف را مثال میزنم هنگامی که برادران یوسف او را در چاه افکندند و او تنها و غریب در ته چاه تاریک قرار گرفت، به دعا و مناجات پرداخت. در این هنگام، جبرئیل نزد یوسف آمد و گفت: اگر دوست داری از چاه خارج شوی، این دعا را بخوان:
اَللَّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُک بِاَّنَ لَک الْحَمْدُ لا اِلَهَ اِلّا اَنْتَ الْمَنّانُ بدیعُ السمواتِ وَ الْاَرْضِ ذُوالْجَلالِ وَ الْاِکرامِ اَنْ تُصَلِّی عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ اَنْ تَجْعَل لی عَمّا اَنا فیه خَرَجاً وَ مَخْرَجاً.
خدایا! من [فقط] از تو تقاضا می کنم؛ که حمد و ستایش برای توست، معبودی جز تو نیست، تویی که بر بندگان نعمت می بخشی، آفریننده آسمان ها و زمینی و صاحب جلال و اکرامی. تقاضا می کنم که بر محمد و آل او درود فرستی و گشایشی و نجاتی از آنچه در آن هستم، بر من قرار دهی.
او این دعا را خواند و نجات یافت.

خمیس ابادی

سلام خدمت همه ی منهاجیون عزیز در مورد توسل که انسان را حتی به کمال هم میرساند باید ایه ای بیاورم از قران کریم : وَإِذِ اسْتَسْقَی مُوسَی لِقَوْمِهِ فَقُلْنَا اضْرِب بِّعَصَاک الْحَجَرَ فَانفَجَرَتْ مِنْهُ اثْنَتَا عَشْرَهَ عَیناً قَدْ عَلِمَ کلُّ أُنَاسٍ مَّشْرَبَهُمْ کلُواْ وَاشْرَبُواْ مِن رِّزْقِ اللَّهِ وَلاَ تَعْثَوْاْ فِی الأَرْضِ مُفْسِدِینَ. (بقره: ۶۰)
و هنگامی که موسی برای قوم خود در پی آب برآمد، گفتیم: «با عصایت بر آن تخته سنگ بزن!» پس دوازده چشمه از آن جوشیدن گرفت، [به گونه ای که] هر قبیله ای [آن را] آبشخور خود را می دانست [و گفتیم:] «از روزی خدا بخورید و بیاشامید و[لی] در زمین سر به فساد برمدارید».
در تفاسیر اهل بیت(ع) آورده اند که چون تشنگی بر بنی اسرائیل غالب شده بود و بیم هلاکت می رفت، حضرت موسی(ع) دست به دعا برداشت و گفت: «[الهی!] بِحَقِّ مُحَمَّدٍ سَیدِ الْاَنْبیاء وَ بِحَقِّ عَلی سَیدِ الْاوْصِیاءِ وَ بِحَقِّ فاطِمَه سَیده النِساءِ وَ بِحَقِّ الْحَسَنِ سَیدِ الْاَوْلیا وَ بِحَقِّ الْحُسَینِ اَفْضَلِ الشُهَداء وَ بِحَقِّ عِتْرَتِهِم وَ خُلَفائِهِم سادَهِ الْاَزْکیا»، پروردگارا! به حق محمد سرور انبیاء و به حق علی سرور اوصیاء و به حق فاطمه سرور زنان عالم و به حق حسن سید اولیاء و به حق حسین افضل شهیدان و به حق خاندان و جانشینانشان که پاک ترین سروران هستند که این بندگان تشنه را آب دهی!
و خداوند بزرگ به واسطه مقام این خاندان عصمت، دعای حضرت موسی(ع) را اجابت فرمود

ملیحه

آیت الله بهجت پس از اتمام دوره سطح، و درک محضر استادان بزرگی چون آیات عظام: آقا سید ابوالحسن اصفهانی (ره)، آقا ضیاء عراقی (ره)، و میرزای نائینی (ره)، به حوزه گران قدر و پر محتوای آیتِ حقّ حاج شیخ محمد حسین غروی اصفهانی (ره)، معروف به کمپانی وارد شد و در محضر آن علامه کبیر به تکمیل نظریات فقهی و اصولی خویش پرداخت، و به یاری استعداد درخشان و تأییدات الهی از تفکرات عمیق و ظریف و دقیق مرحوم علامه کمپانی، که دارای فکری سریع و جوّال و متحرک و همراه با تیز بینی بوده، بهره ها برد. 

قاسمی

 گفته شده آیت الله بهجت از همان کودکی از بازیهای کودکانه پرهیز می کرد و آثار نبوغ و انوار ایمان در چهره اش نمایان بود، و عشق فوق العاده به کسب علم و دانش در رفتارش جلوه گر بود

رهنما

کربلایی محمود بهجت، پدر آیت الله بهجت از مردان مورد اعتماد شهر فومن بود و در ضمن اشتغال به کسب و کار، به رتق و فتق امور مردم می پرداخت و اسناد مهم و قباله ها به گواهی ایشان می رسید. وی اهل ادب و از ذوق سرشاری برخوردار بوده و مشتاقانه در مراثی اهل بیت علیهم السلام به ویژه حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام شعر می سرود، مرثیه های جانگدازی که اکنون پس از نیم قرن هنوز زبانزد مداحان آن سامان است.

محمد

آیت الله بهجت بینظیربودن ومن متاسفانه سعادت دیدن ایشون همراهم نشدوندیدمشون ازنزدیک.
مثل آخوندای الان دزدوریاکار(بلانسبتشون)نبودن…آیت الله بهجت وعلامه طباطبایی تکرارنشدنی های تاریخ جهان اسلامن.

fa فارسی
X