۲۳ آذر

راهکار تغییر صفات ذمیمه به حمیده

سؤال: چرا در منهاج فردوسیان راهکاری برای تغییر صفات ذمیمه به صفات حمیده نیامده است؟

جواب: نخست باید صفات یا خُلق را تعریف کنیم‌. ‏در مفردات راغب آمده است: «خُلق به معناى قوا و سجایا و صفات درونى است که با چشم دل دیده مى‌شود»[۱‌]. بنا بر این مى‌توان گفت: اخلاق، مجموعه صفات روحى و باطنى انسان است‌. ابن مسکویه مى‌گوید: «خُلق همان حالت نفسانى است که انسان را به انجام کارهایى دعوت مى‌کند بى آن که نیاز به تفکر و اندیشه داشته باشد، و آن بر دو قسم است:
۱‌‌ـ قسمى از آن طبیعى و به اصل مزاج آدمى بستگى دارد مانند کسى که از کوچک‌ترین ناملایمى خشمگین مى‌شود و یا مى‌خندد و یا افسرده مى‌شود‌.
۲‌‌ـ قسم دیگر ناشى از عادت و تمرین است و چه بسا در آغاز از روى فکر ناشى مى‌شده ولى بر اثر تکرار، رفته رفته به شکل ملکه و خُلق و خوى ثابت در مى‌آید، آن گاه بدون فکر و محاسبه عمل مى‌کند‌.
پس بنا بر این، حالات نفسانى تا به شکل خلق و خوى ثابت در نیامده، به عنوان اخلاق شناخته نمى‌شود؛ مثلاً‍ اگر کسى یک یا چند بار بذل و بخشش کند، نمى‌شود او را سخاوتمند نامید‌.
بعد از مشخص شدن تعریف صفات یا اخلاق، عرض می‌کنم این سؤال، یک جواب نقضی و یک جواب حلّی دارد‌.

جواب نقضی (زیر بار اشکال نرفتن) این است: اصلاً قبول نمی‌کنیم که هر انسان باید در سه میدان مجاهده کند و سه قلعه را فتح نماید تا بتواند به کمال واقعی و سعادت ابدی‌اش برسد‌. یعنی نمی‌پذیریم که هر جوینده‌ی کمال و سعادت،‌ باید هم اعتقاداتش را اصلاح کند، هم اخلاقش را تغییر دهد و هم اعمالش را صالح نماید‌.
دلیل اول برای این نپذیرفتن اشکال، نص صریح قرآن کریم است که در بیش از نود آیه، رسیدن به کمال و سعادت را منحصر در اصلاح اعتقادات و اعمال می‌داند و اسمی و یادی از تغییر صفات ذمیمه به صفات حمیده به میان نمی‌آورد‌. عبارت «الَّذِینَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ» و نظایر آن، تصریح در ضرورت مجاهده در دو جبهه (و نه سه جبهه) دارد‌.
دلیل دوم برای نپذیرفتن اشکال این است که تغییر دادن صفات از سوی انسان، امری محال یا نزدیک به محال است و فقط به عنایت خاصه‌ای از جانب حضرت حق تعالی صورت می‌گیرد‌. اموری که تغییرش به اختیار انسان نباشد، نمی‌تواند موضوع تکلیف قرار گیرد و بر اصلاح نکردنش توسط انسان،‌ مؤاخذه‌ای در پی داشته باشد‌.
مثلاً کسی که پوستی تیره‌رنگ دارد، نباید برای رنگین‌پوست بودنش مؤاخذه شود چون از اختیار او خارج بوده است‌. ولی اگر همین شخص، با اختیار خودش کاری کند و راهی برود که منجر به رنگین شدن پوستش گردد، می‌توان او را به خاطر انجام اختیاری مقدمات، مؤاخذه نمود‌.

جواب حَلّی (زیر بار اشکال رفتن): می‌پذیریم که انسان باید در سه جبهه مجاهده کند‌. راهکاری که در منهاج فردوسیان آمده، اصلاح دیدگاه‌ها و کنترل عمل ناشی از آن صفات است تا آرام آرام به نور ایمان و تفصیلی شدن اعتقادات، ریشه‌اش اصلاح و صفات ذمیمه به صفات حمیده تبدیل گردد و به حد اعتدال برسد‌. به عبارتی دیگر، با دقت در آیات و روایات (که زیر بنای تفکر اصیل اسلامی و جانمایه‌ی برنامه‌ی تکاملی است) چنین به دست می‌آید که آیات و روایات، در نگاه به مقوله‌های اخلاقی به دو قسم منقسم می‌گردد؛
قسم اول: آیات و روایاتی که صفت اخلاقی را از لحاظ نظری دارای حسن و یا قبح معرفی می‌کند؛ یعنی می‌کوشد در مرحله‌ی اول، دیدگاه پیروانش را نسبت به جایگاه آن صفت در دسته‌ی صفات حمیده یا رذیله مشخص نماید‌. مثلاً غیرت را برای مرد ممدوح و برای زن مذموم می‌شمارد‌.
قسم دوم: آیات و روایاتی است که مصادیق صفات را مشخص می‌نماید‌. یعنی راه را برای کسب صفات حمیده و رها شدن از صفات رذیله به صورت عملیاتی فراروی پیرو خود روشن می‌سازد‌. به بیان دیگر علاوه بر این که مشخص می‌کند که چه صفت‌هایی برای چه افرادی خوب و ممدوح و برای چه افرادی بد و مذموم است، مشخص می‌کند که انجام دادن فلان کار و فلان کار موجب ‌می‌شود تا انسان از متّصفین به آن صفت [در کوتاه مدت] معرفی شود و بر اثر ممارست و استمرار تا رسیدن به مرحله‌ی استقرار، از متصفین دائمی به آن صفت گردد‌.
همچنین مشخص می‌کند ترک کردن فلان کار و فلان کار، انسان را از موصوفین به فلان صفت رذیله دور کرده و بر اثر تداوم، ریشه‌ی آن را از ساحت وجود برکند‌.
برنامه‌ی تربیتی منهاج فردوسیان (که فقط مبتنی بر آیات شریفه و روایات معتبر است) همین رویکرد را در اصلاح و ترمیم صفات حمیده و رذیله دارد‌. یعنی در مرحله‌ی اصلاح دیدگاه‌ها و در قواعد نظری خود، حَسن یا قبیح بودن تک تک صفات بشری را روشن نموده است‌. سپس در قوانین عملی خود با حفظ مراتب ـ یعنی سیر اهم به مهم ـ مصادیق هر صفت را می‌آورد و تکلیف منهاجی در قبال انجام یا ترک آن را مشخص می‌سازد‌.
بدین ترتیب اگر کسی همپای این برنامه‌ی تکاملی، سَیر نماید، طی دو مرحله، موفق به کسب تمام صفات حمیده و رها شدن از تمام صفات رذیله خواهد گردید‌.

نتیجه‌ی نهایی این که: هر کس خالصانه به قواعد نظری منهاج فردوسیان معتقد شود و صادقانه به قانون‌های عملی منهاج فردوسیان عمل نماید، تمام صفات حمیده را به مرور زمان کسب کرده و تمام صفات رذیله را به مرور زمان از ساحت جان خواهد زدود، بدون این که بخواهد تقلای ویژه و تلاش خاصی از خود نشان دهد‌. پس چه بپذیریم که باید صفات را تغییر داد و چه نپذیریم، نتیجه‌اش برای اصحاب منهاج فردوسیان، یکی است زیرا آنان با التزام به قواعد و قوانین منهاج فردوسیان، خواسته یا ناخواسته، آگاهانه یا ناآگاهانه، جبهه‌ی سوم مجاهده (یعنی تغییر صفات ذمیمه به حمیده) را در می‌نوردند و به دستاوردهای شیرینش نایل می‌شوند‌.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۱. مفردات راغب، کلمه‌ی خلق، صفحه‌ی ۱۵۸.

کلمات کلیدی: , ,

145
دیدگاه

79 نویسندگان
66 پاسخ‌ها
0 دنبال کنندگان
 
مرتب کردن بر اساس بیشترین بازخورد
مرتب کردن بر اساس داغ‌ترین دیدگاه
5 نویسندگان برتر
  مشترک شوید  
جدیدترین نظرات قدیمی‌ترین نظرات نظرات با امتیاز بالا
اشتراک برای:
محدث

نخستین راه درمان که شاید جزء مقدمات یا یک عامل تسکین دهنده محسوب شود تا به درمان عمقى بپردازد، اختیار سکوت است در هر جا که احتمال مى دهد جدال به باطل باشد. و هرگاه این سکوت را مدتى ادامه داد، و به اصطلاح دندان بر جگر بگذارد و مشکلاتش را تحمل کند، زمینه بسیار مساعدى براى درمان نهایى فراهم مى شود. البتّه سکوت درمان بسیارى از رذایل اخلاقى است (حسد، کینه توزى، سخن چینى، ریاکارى، ناشکرى، تهمت، دروغ، برترى جویى، و بسیارى دیگر از رذایل اخلاقى است که از طریق سخن اعمال مى شود و سکوت مى تواند به عنوان یک راه پیشگیرى در تمام این موارد به کار گرفته شود، به همین دلیل در روایات اسلامى مدح و ستایش زیادى نسبت به سکوت شده است که ما شرح آن را در جلد اول این کتاب به طور مبسوط آورده ایم. راه دیگر براى ریشه کن کردن این رذیله اخلاقى دقت و بررسى آثار مرگبار و عواقب شوم این صفت است مانند محجوب ماندن از درک حقایق و گرفتارى در چنگال اوهام و تعصبها و ایجاد عداوت و دشمنى در میان دوستان و دور ماندن از حقیقت ایمان و گرفتارى در چنگال خشم و غضب الهى شکسته شدن ابهت… ادامه »

فاطمه

با سلام خدمت حاج فردوسی عزیز
می خوام تزکیه روح انجام دهم و در ابتدا تصمیم دارم صفات رذیله اخلاقی را بشناسم و به طور عملی آنها را در رفتار و عقایدم ترک کنم. در این زمینه مرا راهنمایی کنید. بفرمایید از چه کتاب هایی می توانم استفاده کنم؟ همچنین چطور می توانم یک استاد اخلاق برای تزکیه روح داشته باشم؟

غریب

سلام فاطمه جان من پاسخ شما را در یکی از مقالات پیدا کردم تزکیه به معنای نمو و رشد دادن است و زکوه نیز در اصل به معنی رشد و نمو است … سپس این واژه به معنی تطهیر و پاک کردن نیز آمده , شاید به این مناسبت که پاک سازی از آلودگی ها سبب رشد و نمو است تزکیه و تزکی به معنای لغوی عبارت است از پاک نمودن خود و یا پاک شدن از آنچه که باید از آن پاک شد . از مهمترین اهداف پیامبران الهی تزکیه نفوس , یعنی پاک کردن مردم از زشتی ها و پلیدی ها و اخلاق زشت است . کمال روح انسان , فقط در تزکیه است ؛ همچنان که قرآن کریم می فرماید : قد افلح من زکیها و قد خاب من د سیها هر کس نفس خود را از گناه و بدی پاک و منزه سازد به یقین رستگار خواهد بود و هر که او را به کفر و گناه پلید گرداند البته زیانکار خواهد گشت . آری رستگاری از آن کسی است که نفس خویش را تربیت کند و رشد و نمو دهد و از آلودگی به خلق و خوی شیطانی و گناه و عصیان و کفر پاک… ادامه »

مجد

سلام دوست عزیزم از نظر قرآن کریم، هدف زندگی چیزی جز خداشناسی و خداپرستی و رسیدن به قرب خداوند از طریق دین داری و خالص کردن دین برای خداوند، نیست. قرآن کریم می فرماید: و ما امروا الا لیعبدوا الله مخلصین له الدین (سوره بینه، آیه ۵ ). مردم هیچ ماموریتى ندارند جز این که دستورهاى دین را مخلصانه براى خدا انجام دهند; یعنى فهمشان و عملشان براى خدا باشد و محصول اخلاص نیز لقاى الهی است. خلاصه پیام این آیه شریفه آن است که ما جز عبادت خدای متعال و قرب به او کاری در این دنیا نداریم و تنها از این طریق است که به راستی استعداد هایمان شکوفا می شود و توانایی های نهفته در وجودمان به منصه ظهور می رسد و به کمال و سعادت می رسیم. البته مفهوم و حقیقت عبادت بسیار فراگیر است و شامل تمام فعالیت های انسان در زندگی می شود. حتی خوردن و خوابیدن و ازدواج انسان بیرون از حیطه عبادت و پرستش خداوند نیست. چه قدر این آیه زیبا است و چه مقدار تکلیف انسان را روشن می کند. دلیل آن هم این است که ما مخلوق مظهر خداوند هستیم و مظهر خدا کاری جز شناخت خدا و کسب رضایت… ادامه »

حجت

پیغمبر اکرم (ص) در حدیثی که خطوط اصلی زندگی انسانی مهذب را ترسیم میکند میفرمایند : اربع من کن فیه کان فی نور الله الاعظم : اگر این چهار اصل اعتقادی و اخلاقی در یک انسان وارسته راه یابد , او در فضای نور اعظم خدا زندگی میکند و روشن است که اگر کسی در فضای نور اعظم خدا زندگی کند محیط زیست او روشن است , نه خود او تیره است نه اطراف او و کسانی که با او مربوطند در تیرگی به سر میبرند …… آن ارکان چهار گانه چنین است : رکن اول : این که شخص در پناه توحید و نبوت زندگی کند و معصوم از گزند الحاد و آسیب شرک باشد . رکن دوم : اینکه اگر رویداد ناگواری متوجه او شود , متاثر نباشه بلکه کلمه استرجاع ( انا لله و انا الیه راجعون ) را بر زبان آورد . رکن سوم : اینکه اگر خیری از دست او نشئت گرفته یا نیت پاکی از قلب او گذشته و قدم خیری برداشته است آن کار خیر علمی یا عملی را به خود اسناد ندهد ؛ نگوید من کردم بلکه بگوید : خدا را شکر که توفیق آن علم یا عمل را به من ارزانی… ادامه »

ناشناس

سلام علیکم به افراد

اقایون وخانوم های محترم بنده حدود شش سالی هست که تفکرم به برنامه منهاج فردوسیان تغییر کرده صحبت اصلیم بابت ازدواج هست بنده دنبال خانومی میگردم که اصول وعقایدش اگر منهاجی باشد که خیلی عالی ولی اگر مذهبی در حد واجب حرام رعایت شود وپوشش مناسب وچهره آراسته خوبی داشته باشه اونم عالیه اگر هست به این آیدی در تلگرام پیام دهد تا ان شا الله با هم صحبت کنیم و آشنا شویم
ممنون ومتشکر

ایدی بنده
GALBSAFF@

سردار

سلام به حضرت حاج فردوسی از زمانی که من وارد منهاج فردوسیان شدم باید بگم که برخی از صفات ذمیمه رو داشتم اما پله به پله با شما پیشم رفتم و طبق برنامه ی منهاج فردوسیان حرکت کردم البته نه توسط کتاب های شما بلکه تسط مقالات شما که در وب سایت منتشر شد و میتونم بگم که نتایج خیلی خوبی گرفتم به همین جهت از شما حضرت حاج فردوسی بسیار متشکرم و بر این هم واقف هستم که منهاج فردوسیان کلا یک برنامه ی تبدیل به یک شخص حمیده و نیکو صفت هست.

فریده معظمی

سلام به شما دوست عزیز تبریک میگم که تونستید خودتون رو تغییر بدید و باید بگم که همین مسئله ی شما نشون داره بر صرق این صحبت که منهاج فردوسیان میتونه ویژگی های منفی افراد رو تبدیل به ویژگی های خوب اون افراد بکنه اما نکته ای رو هم دوستان به اون اشاره کردند که میخوام اون رو هم برای شما بیان کنم و اون هم این هست که شما خودتون خواستید که تغییر کردید پس کسی که ما میخوایم اون رو تغییر بدیم باید خودش بخواد و اگر نخواد هر گونه تلاش ما برای اون فرد بی فایده خواهد بود.

سمیه لاریجانی

سلام به حضرت حاج فردوسی محترم گفتن این نکته حائز اهمیت هست که هر کسی با هر دینی و با هر مذهبی تا خودش نخواد هیچ کس با هیچ برنامه و رویدادی نمیتونه که صفات ذمیمه ی اون شخص رو تبدیل به صفات حمیده ی اون شخص بکنه را که این شخص خودش قدرت انتخابی و تصمیم گیری داره و میتونه برگزینه که کدوم صفت در اون وجود داشته باشه و حالا کلا نظام منهاج فردوسیان بیاد و یک رویداد تنظیم کنه برای این شخص که اون صفت ذمیمه اش تبدیل به صفت حمیده بشه و این در حالیه که اون شخص خودش نمیخواد این رو و در این صورت تمام زحمات منهاج فردوسیان هدر میره و حتی اگر تمام مردج جهان برای تغییر اون برنامه ریزی کنن تا خود اون نخواد نمیتونه صفت بدش رو تبدیل به صفت نیک خودش بکنه.

فهیمه نادری

سلام خدمت شما کاملا موافقم شما حرف درستی رو میزنید برای اینکه بتونیم یک مشکل رو در خودمون حل کنیم و همچنین بتونیم که یک صفت ذممیه رو در خودمون به صفت حمیده تبدیل کنیم مهمترین نکته اینه که خودمون خواستار این موضوع باشیم و اگر ما خودمون نخوایم نه خداوند و نه پیمغبر نمیتونن برای ما کاری بکنن چه برسه به منهاج فردوسیان که دنباله رو پیمغبر خداوند هست و این دلیلش کاملا روشنه چون اون شخص خودش نمیخواد و این رو در خودتون تصور کنید مصلا به حضرت حاج فردوسی کلا جهان بیان و بگن که منهاج فردوسیان درست نیست آیا اون قبول میکنه؟ هرگز چون دلایل خودش رو داره و اون شخصی هم که صفت ذمیمه ای در اون وجود داره دلایل خودش رو داره که میگه این صفت من درسته!!

زانیار

سلام یک قسمت از کامنت شما توجه من رو به خودش جلب کرد و اون اینجا بود که شما میگید که هیچ کس حتی خدا و پیغمبر هم نمیتونن جلوی اون شخص رو بگیرن یا اینکه دیدگاه اون رو تغییر بدن و دلیل هم کاملا مشخصه چون اون شخص نظام فکری مربوط به خودش رو داره واین خلاف نظام و سیستم جهانی هست که خداوند خلق کرده که کسی دیگه ای بتونه کنترل این نظام فکری رو به دست بگیره البته از طریق جنگ نرم و … افرادی هستند که در ذهن افراد دیگر نفوذ میکنند اما باز هم نیازمند پذیرش خود اون شخص هست پس اگر ما میخوایم که یکی مطابق اون چیزی که ما میخوایم رفتار کنه نباید اون رو وادار کنیم بلکه باید بهش دلیل بدیم که روش ما درست هست.

محمد رخسار

سلام نکته ی کاملا خوب و عالی ای رو اشاره کردید و اون این بود که نباید کسی رو وادار به انجام کاری کنیم. برخی که دیگه حد رو گذروندن و برای مجبور کردن کسی مثلا برای اینکه یک صفت ذمیمه رو تبدیل به حمیده کنه کتک میزنن ببخشید از تمام منهاجیان عذر میخوام ولی اگر به کتک خوردن بود که الان الاغ خیلی قشنگ دیگه کارش رو درست انجام میداد یا این شاید مثال درستی نباشه شما افراد معتاد به مواد مخدر رو نگاه کنید که چقدر از خانواده شون کتک میخورن اگر به کتک خوردن بود که تمام معتاد ها الان پاک بودند پس این نشون میده که باید از طریق دیگه ای کار رو پیش برد.

نقی

سلام از طریق وادار کردن به هیچ وجه نمیشه کسی رو مجبور به انجام کاری کرد به عنوان مثال میخوام بگم که حضرت یوسف سالیان سال در بین اون همه بت پرست زندگی کرد اما آخرش چی شد؟ قطعا در این بین اون رو هم وادار کردند که کار اونها رو انجام بده اما نتیجه اش این شد که حضرت یوسف اصلا نپذیرفت دیدگاه اون افراد رو هر چند که اون رو وادار کردند به انجام کاری پس این داستان ها نشون میده که اگر بخوایم کسی رو وادار به انجام کاری کنیم در نهایت خودمون شکست میخوریم مثل همون بت پرست ها که در آخر نظامشون از بین رفت و یکتا پرستی به جای اون به وجود اومد.

شایسته مقدم

سلام بله درسته همه چیز به خواسته ی خود فرد بر میگرده و هیچ شخصی در دنیا نمیتونه اون رو مجبور کنه حتی کسانی که هدفشون خیر هم هست نمیتونن مثل منهاج فردوسیان پس اینکه حضرت حاج فردوسی این مقاله رو درج کردند و این پاسخ رو دادند شاید به همین دلیل بوده باشه و اگر شخصی بخواد تغییر کنه برنامه ی منهاج فردوسیان همه اش یک برنامه ی تبدیل صفات ذمیمه به صفات حمیده هست و به محض این که وارد منهاج فردوسیان بشه شروع به تغییر خواهد کرد.

نادر حکیمی

سلام بله کاملا درسته منهاج فردوسیان دارای برنامه ی مشخصی هست که پله به پله طبق یک دسته بندی شخص شروع به تغییر میکنه و این مزیت منهاج فردوسیان هست. و شخصی که منهاج فردوسیان رو برای شناخت خداوند انتخاب میکنه میتونه به بهترین ها در زندگی خودش دست پیدا کنه واین یک حقیقت محض هست در هر صورت که میخوام بگم نظام منهاج فردوسیان بسیار به زندگی انسان ها میتونه کمک کنه و اونها رو تبدیل به یک شخص کنه که تمام ویژگی های اونها رو تبدیل به ویژگی های حمیده بکنه.

کاظم موسویان

سلام شخصی که گناهان بسیاری رو مرتکب شده و به قول شما و این مقاله دارای صفات ذمیمه ی بسیاری هست آیا به نظرتون میتونه که یک منهاج ی بشه و با منهاجی شدن خودش، خودش رو از اون گناهان مبرا بسازه یا نه لطفا این مورد رو به من بگید چون برام خیلی مهمه و می بایست که از اون سر در بیارم و هم اینکه از شما بسیار متشکرم پیشاپیش که با پاسخ های زیباتون باعث میشید که ما به مسیر درست تر و راست تر هدایت بشیم. در پناه خداوند موفق و پیروز باشید.

نازنین فرودسیان

سلام به شما بزرگوار ببینید درسته که منهاج فردوسیان به انسان کمک میکنه که در مسیر درست قدم بزاره اما این رو فراموش نکنید که خداوند توبه پذیر مهربان هست و حتی اگر انسان وارد منهاج فردوسیان هم نشه و توبه ی واقعی بکنه خداوند اون رو خواهید بخشید اما اگر انسان میخواد که همزمان با از بین بردن گناهان خودش باعث بشه که زودتر و سریع تر مسیر کمال و سعادت رو پیمایش کنه وارد شدن به منهاج فردوسیان و منهاجی شدن اون یکی از بهترین پیشنهادات به اون شخص میتونه باشه.

پرهام اکبری

سلام البته که میتونه به خاطر داشته باشید که منهاج فردوسیان یک برنامه ی کمال برای رسیدن به کمال وسعادت هست و در گرو همین برنامه شخصی که دارای گنهان زیاد هم هست امکانش وجود داره که گناهان اون شخص بخشید بشه تنها یک مورد در این بین به وجود میاد که شخص باید به اون واقف باشه واون هم اینه که شخص اگر بابت گناهان خودش توبه میکنه دیگه واقعا توبه کرده باشه نه اینکه دوباره به سراغ وانها بره که در اینصورت هیچ کس نمیتونه به اون کمک کنه نه منهاج فردوسیان و نه هیچ چیز دیگه ای چون خودشم به خودش کمک نمیکنه.

لعیا نادریان

سلام خدمت شما دوست عزیز شخصی که وارد منهاج فردوسیان میشه در همون قدم های اول نتایجی رو از منهاج فردوسیان میبینه و زیبایی هایی نظر اون رو جلب میکنه که دیگه هرگز گناهان در پیش چشم اون اونقدر زیبا هم نخواهند بود به همین جهت کافیه که شخص بخواد که منهاجی بشه اون وقت هست که دنیا روی خوش خودش رو هم به اون شخص نشون میده و باعث میشه که وان شخص به کمال و سعادت برسه و همه ی گناهان اون هم بخشید بشه و لازم هم نیست که بابت گناهانش شرمسار بشه چون احساس گناه بدترین احساس هست بلکه همینکه توبه کرد دیگه از اونها درس بگیره و پشت سر بزاره.

روزبه فریانی

سلام بله کاملا درست گفتید احساس گناه بدترین نوع احساس هست و اگر انسانی به خاطر صفات ذمیمه گذشته اش احساس ناراحتی و احساس گناه بکنه هرگز خودش رو نمیتونه ببخشه پس باید به خاطر گناهانش حالا هر چی بوده باشه اول خودش، خودش روببخشه و بعد سعی کنه که از اون گناهان درس بگیره وبعد به فراموشی بسپره از این طریق میتونه وارد مسیر جدیدی بشه که خداوند برای اون قرار داده و میتونه اون شخص به مفوقیت های در دین خودش دست پیدا کنه که بی نظیره اما ابتدا باید اون احساس گناه رو در خودش از بین ببره.

شادی ثنایی

سلام احساس گناه بدترین نوع احساس هست که در آدمی به وجود میاد و انسان واقعا باید بتونه روی خودش و روی ذهنش کار کنه که این احساس گناه رو از بین ببره احساس گناه به عنوان یک ترمز بسیار قوی عمل میکنه که انسان از یک سو دلش میخواد به سوی خداوند حرکت کنه و پاش رو گذاشته بر روی گاز اما از یک سو هم افکار اون کار زشت و ناپسندش ولش نمیکنن و اون غرق در احساس گناه میشه که همین موضوع باعث میشه که پای دیگه ی اون بر روی ترمز قرار بگیره به همین جهت اون کوچکترین حرکتی نمیتونه به سوی خداوند بکنه تا خودش و احساسش رو ببخشه.

روح الله پناهی

سلام بهترین نکته رو ذکر کردید بلکه کسی که میخواد به سوی خداوند حرکتک نه وصفات حمیده رو در خودش شکل بده اولین کاری که باید بکنه این هست که اگر احساس گناهی در وجودش داره اون احساس گناه رو از بین ببره وسعی کنه که اون احساس گناه دیگه به سراغ اون نیاد این به معنی اون نیست که شخص دیگه کلا بیخیال گذشته اش بشه و حتی از اونها درس هم نگیره نه بلکه منظور این است که شخص با درسی که از اون اشتباهات میگیره دیگه اونها رو رها میکنه چون میدونه کمکی بهش نمیکنن و حتی باعث پسرفتش هم میشن پس سعی میکنه به خداوند از این طریق نزدیک تر بشه.

شکیبایی

سلام و عرض خدا قوت به نظر من که منهاج فردوسیان توسط برنامه ی کاملی که داره کاملا انسان رو از سمت صفات ذمیمه خارج میکنه و اون رو به سمت صفات خداگونه و یا همون حمیده میبره. منهاج فردوسیان یک برنامه ی کامل هست و اگر اون رو فرا بگیریم مثل این نیست که بیاد ماهی رو بهمون بده بلکه ماهی گیری رو یادمون میده که صد برابر از خود ماهی ارزشمند تره. پس ما اگر وارد منهاج فردوسیان بشیم راه کاری کلی برای از بین برده صفات ذمیمه و تبدیل اونها به صفات حمیده پیدا خواهیم کرد.

نادر سلیمانی

سلام کاملا با شما موافقم ما در دین اسلام هم برنامه ی کمالی داریم که اگر منهاج فردوسیان به کمک اون برنامه بشتابه قطعا این روند سریع تر میشه و منهاج فردوسیان هم به نظرم داره همین کار رو میکنه و دنباله رو روایات اسلام هست و با نوسازی اونها به جوون ها و انسان ها این فرصت رو میده که برای بار دیگه شناس خودشون رو امتحان کنند که اگر در باتلاق گناه گیر کردن توسط این طناب بسیار ضخیم و محکم خودشون رو بالا بکشن و بتونن که به خداوند نزدیک تر بشن.

فردوس احمدی

سلام منهاج فردوسیان یک مسیر کاملا قدرت مند هست که در دین اسلام وجود داره و به رهبری حضرت حاج فردوسی رهبر معنوی مشتاقان کمال و سعادت هم هست که به زیبایی اون می افزاید. پس منهاج فردوسیان کاملا نشون دهنده ی این که تمام اون یعنی تبدیل صفات ذمیمه به حمیده و اینطور نیست که بخواد یک راهکار خاص بده یا یک راه حل خاص بده چون برای انسان ها راه حل ها متفاوت ممکنه بوده باشه چون شرایطشون فرق میکنه اما منهاج فردوسیان روشی رو در پیش گرفته که هر کسی میتونه از اون برای رسیدن به خداوند استفاده کنه. توجه کنید که هر کسی با هر شرایطی اگر بخواد میتونه وارد منهاج فردوسیان بشه.

کاوه

شما رو واقعا و بدون مبالغه بدون تعریف به عنوان یک رهبر معنوی به نام حاج فردوسی می شناسم چون واقعا شما تجربیات کافی و وافی و.. که داشته اید رو در خدمت ما قرار دادید و من هم از این امر بسیار خوشم آمد و دیگر مرید شما شدم و آرزو دارم تا شما رو ببینم اگر اجازه بدهید و هم رو ببینیم و از شما استفاده معنوی بکنیم. تشکر با علی

حسنی

علامه حسن زاده آملی یک عارف بالله و بدون حاشیه است که در کشاکش بلا دیندار ماند و از عجایب معنوی استفاده کرد و شبیه این بزرگوار یکی مثل شما رهبر معنوی ما حاج فردوسی بوجود آمد که هر دو مفید در جامعه اسلامی می باشند و واقعا از این رهبر معنوی ما حاج فردوسی تشکر ویژه می کنم به خاطر این که تمام علم خود را در اختیار ما قرار گذاشت

پروانه

حدیث برزخی اگر صحت داشته باشد به نفع منهاجی ها هست یا خیر اگر بگویید ممنون می شم از شما

ایمان

در مقابل رهبری معنوی باید سکوت کرد و حرفی نزد چون ایشان استاد گرامی و کامل و وافی هستند برای هر کسی که بخواهد حداقل از این آقا استفاده معنوی کند و به درجات علوی برسد باشد ما هم با نصایح و خواندن کتب حضرت آقا حاج فردوسی به مقامات برسیم.

سید احمد

نمی دونم در مورد شب یلدا گرفتن چه حرفی رو بزنم و در واقع حرفی برای گفتن ندارم چون واقعا دهانم در مقابل قلم حاج فردوسی بسته است و وقتی حرف های شما رو می بینم بسیار خوشحال و شاداب می شوم به خاطر اینکه بسیار لحن زیبایی دارید انشاالله شما رو بتونیم ببینیم و از همه مهمتر از شما استفاده معنوی و مادی و.. بکنیم ممنون از شما.

سید احد

شب یلدا به خاطر نفس کاری که داخلش هست به نظرم خیلی خوب است و این صله رحم بسیار در روایات وارد و آمده شده است و بسیار حسن خوبی برای این شب به نظرم وارد شده است خیلی ممنون که به عنوان یک رهبر معنوی ما رو به سمت راست می کشانید.

مهدی نیا

وافعا نمی دانیم در این زمان و عصر کنونی و حاضر چه کار کنیم من باب ‌ شب یلدا؟ آیا جلوی این کار رو بگیریم یا به خاطر صله رحمی که داخل نفس این کار هست شب یلدا گرفتن رو توصیه کنیم؟

مهدی ا

شب یلدا گرفتن واقعا در این زمان حاضر و عصر کنونی ما یک سنت شده و خیلی ها فکر می کنند که این سنت سنتی اسلامی هست که کاملا اشتباه و غلط به عرضشون رسانده شده است و اما این رو بگم که صله رحم در این شب یلدا گرفتن بسیار زیبا و جدید و جذاب و دیدنی و خوب می باشد و دور از تمام این حرف هااا جز سنت اسلامی است و در دیگه سفارش شده است.

تاتاری

صفات حسنه داشتن و ترک کردن صفات رذیله یعنی رسیدن به مقام ائمه اطهار علیهم السلام که این کار کاملا متفاوت و سخت می باشد چون در این راه شیطان بسیار در ذهن خود من می‌ اید یه سوال داشتم از رهبر معنویمان حاج فردوسی حفظه الله و این سوال ان است که چطور شیطان و ابلیس و نفس خبیث رو از خودمون در این ایام بزرگی که در حال انجام واجب و ترک محرمات هستیم دور کنیم

حسن مجتبی

من یک مطلب از شما به طور مروری از سایت شما خوندم و بسیار جذب شیفته نویسنده و طراح این متن و صفحه در باب صفات رذیله و صفات حسنه و خوب شدم چون واقعا متن زیبایی توسط نویسنده نوشته شده بود و من رو شیفته خودش کرد وقتی کمی تحقیق کردم و بعد مراجعه کردم در کامنت ها و انتقاد ها فهمیدم شما حاج آقا فردوسی رهبر معنوی این دوستان هستید و اینجا بود که فهمیدم شما واقعا یک رهبر معنوی هستید امیدارم که ‌ شما رو بتونم بینیم و به صورت واضح و حضوری از شما فیض اکمل و اعظم رو ببریم

کاشانی

تبدیل کردن صفات رذیله به صفات حسنه و خوب بسیار کار مشکلی هست که نیاز به اراده قوی و مبارزه معنوی و مادی و.. می طلبد تا در این راستا شما به عنوان یک رهبر معنوی به ما کمک کنید تا به لطف خدای متعال و بلند مرتبه و در ذیل ان کمک بنده خدا به مقامات عالیه و بزرگ و دور از مقامات پایین و سافله بشویم.

زینب م

نظم و ترتیب و تناسب و هدفمندی بسیار در این امر شما مهم و قابل توجه است که باید توجه داشت که این مورد را به چشم ببینید و کلی هم توجه داشته باشید که رسیدن به ترک محرمات کار بسیار سختی است

فاطمه

این حرف ها فقَط تفرقه برای کم کردن جمعیت میلیونی مردم از دین اسلام است یعنی خیلی جوان هاا هستند و منتظر بهونه اند تا از دین اسلام خارج بشوند که تا شما این حرف ها رو می زنید بهونه ای برایشان پیش می آید و می روند و می گویند دین اسلام دین سختگیری است و از این دین خارج می شوند.

سید حسین الف

یکی از عوامل مهم در سعادتمندی حقیقی و حقوقی انسان ها و حیوان های ناطق دقیقا فقط این دو کلمه هست ترک محرمات و انجام واجبات خیلی مهم است ولی در عین حال کنار این هااا باید یک رهبر معنوی مانند حاج فردوسی باید باشد تا ما رو کمک کند

سید حسن

آیا صفات رزیله فقط یک مصداق بارز و معنی کامل و جامع دارد یا خیر معانی مختلفی دارد یعنی منظور شما از مبنا و جایگاه یک طرفه است و شایسته است که از دیدگاه های مختلف بحث بشود ممنون می شم اگر یکی توضیح بده تا فیض ببریم از رهبر معنویمان حاج فردوسی حفظه امیدوارم که این فداکاری عظیم را از جان و دل همگی بها و ثنا گویند و در آینده نزدیک شما جزو اسطوره ای جاوید بشوید تا همه از کتب شما به عنوان بزرگان مختلف استفاده کند

گودرزی

بعضی چیز های حرام دیگری هم هست که نباید انجام داد آیا این هااا هم اگر انجام بدهیم باعث نرسیدن به مقامات عالیه می شود مثلا مس کتابت قرآن یه اسما مکرمه یا مکروه مثلا زن حایض قرآن داخل جیبش بگزارد یا لمس کند حاشیه های قرآن یا بین خط ها رو لمس کند که این هااا مکروه می باشد در این صورت آیا از رسیدن به معنوی هاااا نمی شود

کاشانی

اگر واقعا بتوانیم ترک معصیت طبق گفته علمایی مانند العبد آیت الله بهجت رحم الله رو بجا بیاوریم و طبق کتاب های مختلفه یعنی کتب شما مخصوصا منهاج فردوسیان رو خوب بفهمیم و علاوه بر فهم عمل کنیم می توانیم در این رده بندی با کمک شما و اساتید معنوی به درجات مختلف معنوی از هر لحاظ برسیم

نازنین

ای رهبر معنوی ما حاج فردوسی با کمال تاسف و بی میلی خدمتتون عرض کنم که جنبه های مختلف و عملی ما به ترک معصیت و صفات رذیله نمی رسد شاید در حدودی به انجام صفات حسنه برسد ولی نمی شود هر دو رو انجام داد زیرا انجام این دو عمل نیاز به کمک عملی و معنوی و لفظی شما می باشد انشاالله که بتونیم با کتاب‌های منهاج فردوسیان شما رهبر معنوی به عنوان یک مقلد از شما به بالاترین سطح از میزان علومی که از شما کسب کرده ایم برسیم والسلام علیکم و رحمت الله

منیژه

همه این صفات ابدی مقاومت هستند و من نیز موافقم که بهتر است تا ترک صفات رذیله و انجام صفات حسنه با کمک و یاری یک رهبر معنوی به نام حاج فردوسی باشد تا ما را به اوج کمال با منهاج فردوسیان خودش برساند و البته این رو بگویم که منهاج فردوسیان هم نیازمند به درک این استاد بزرگوار و عظیم و درک جایگاه ویژه ای از این استاد می باشد باشد که انشالله با توفیقات و عنایات به مقامات عالیه برسیم

حسینی

سلام علیکم احسنت من اینجا فقط چشمم به این نکته خورد و متوجه شدم که شما واقعا و قطعی از رهبران معنوی هستی و می خواهم از این به بعد استفاده کامل و جامع و تفصیلی و وافی رو از شما بکنم تا به مرور زمان به استفاده معنوی برسیم

حسین

صفات حمیده و صفات رذیله از بهترین و بدترین حالت های خوب و بد یک انسان است که انسان را می تواند به صورت های مختلف دیگر به مقامات عالیه و سافله برساند که تمام این مدت به کمک یک رهبر معنوی مثل حاج فردوسی نیاز داریم تا به راه بیگانه نرویم و از طریقه امام خودمان را بشناسیم تا بتوانیم به مقامات عالیه برسیم

حمیده

صفات حمیده خیلی صفات خوبی است و شما به عنوان یک رهبر معنوی ما حاج فردوسی ما رو کمک کنید تا به مقامات عالیه برسیم و با ترک کردن صفات رذیله به بلند ترین مقامات برسیم انشاالله البته با دعای خیر استادی مثل شما

مملی

من کامل متوجه حرف شما نشدم میشه یکم واضح تر از این بیانیه ای که دادید بیان کنید تا ما هم که ادبیات ان چنانی نداریم فیض کامل و جامعی ببریم ای رهبر معنوی ما حاج فردوسی و این که بفرمایید اصلا صفات رذیله و صفات حسنه یعنی چی 😐 خیلی خیلی ممنون و متشکرم از اینکه اجازه می دهید تا ما با خیالت راحت حرفمان رو بزنیم

قوامی

به به من واقعا محتاج به این دلایل و کمک رساندن شما رهبر معنوی ما حاج فردوسی بودم که البته در این چند مدت که شما رو شناختم خیلی چیز هااا نصیب خود ما شده و در کل بگم من گناهکار بودم و در طی مدت هااا توبه ره برگشت داشتم اما باز بر میگشتم که الان با توفیق خداوند و دیدن روی شما به این نتیجه رسیدم که چطور صفات رزیله رو تبدیل به حسنه کنم ممنونیم از شما حاج فردوسی

سلطان

با سلام خدمت حاج فردوسی رهبر معنویمان
چگونه می توان صفت رذیله حسادت را از خود دور ساخت؟ آیا غبطه نیز ناپسند است؟

براتی

از نظر اسلام، حسادت، صفتى ناشایست و بیمارى اخلاقى بسیار خطرناکى است که باعث فساد و هلاکت روح و جسم آدمى مى‏شود. بى‏تردید، هنگامى که انسان مشاهده مى‏کند که دیگران نعمت یا امکاناتى دارد، که او ندارد، به طور طبیعى ملول و افسرده مى‏شود. در اصل این حالت که در تمامى انسان‏ها کم و بیش وجود دارد، شرّ و ضد ارزش نیست آنچه در اخلاق اسلامى به عنوان «صفت مذموم و ضد ارزشى» معرفى شده است، حالت افراطى و ظهور عملى آن است. هنگامى که فردى آرزو مى‏کند، نعمت و امکانات دیگران از ایشان سلب شود یا از بین برود و این آرزو را در عملکرد خود نیز آشکار مى‏سازد، «حسود» و عمل چنین شخصى نیز «حَسَد یا حسادت» نامیده مى‏شود. البته رقابت با حسادت فرق دارد. رقابت باعث رشد و شکوفایى انسان مى‏شود. «حسادت» آن است که انسان از نعمت دیگران ناراحت شود و آرزوى از بین رفتن آن را داشته باشد. اما در «غبطه»، انسان از نداشتن خود آزرده خاطر است؛ نه از بهره‏مندى دیگران، در نتیجه آرزو یا تلاش نمى‏کند که نعمت از دیگرى سلب گردد؛ بلکه از نعمت دیگران خوشحال است و دعا و تلاش مى‏کند که خود نیز به آن برسد. معمولاً در نعمت‏هاى عبادى… ادامه »

محمدجواد

رذایل اخلاقی از جمله غرور یک شبه از بین نمی رود؛ بلکه ریاضت و تمرین لازم دارد و احتیاج به زمان دارد. برای این که بتوانید غرورتان را زیر پا بگذارید باید توجه داشته باشید که صفت غرور ریشه در دو چیز دارد: ۱ – عدم شناخت صحیح و کافی از خداوند و انسان : اگر به این نکته توجه شود که انسان یک موجود ممکن و ضعیفی است که از خودش چیزی ندارد و آن قدر ضعیف است که در قرآن هیچ موجودی با صفت ضعف یاد نشده مگر انسان : «خلق الانسان ضعیفاً». از طرف دیگر اگر عظمت پروردگار عالم و این که هر چه هست از اوست روشن شود دیگر جایی برای غرور و عجب باقی نمی ماند ؛ چون می فهمد که اگر علمی و دانشی دارد از اوست و ابزار درک و فهم آن علم را خدا داده است و اگر قدرتی دارد از اوست و اگر عبادت و نیایشی می کند آن هم به توفیق اوست و … و نیز اگر بداند که خداوند با اندک اشاره ای می تواند همه این سرمایه ها وقدرت ها را از انسان سلب کند و بگیرد همیشه خودش را بدهکار او می بیند و عجب و غرور… ادامه »

زیبا

اخلاق حمیده، اخلاقی است که به وسیله آن، شئون مختلف تواضع و خضوع و پذیرش ولایت معصومین، محقق و جاری می شود. بنابراین، توکل یکی از مجاری نور ولایت آن هاست. همه صفات حمیده به شفاعت ولایت آن ها، عطا، و از طریق تولی به آن ها حاصل می شود که هم خضوع و تولی شرط آن است و هم شفاعت محقق می شود.

امیریان

با سلام با توجه به توضیجات کاملتون فکر کنم نخستین صفت از صفات رذیله که در داستان انبیاء و آغاز خلقت انسان به چشم مى ‏خورد و اعتقاد بسیارى از علماى اخلاق، ام المفاسد و منشاء بسیاری از رذایل اخلاقى و ریشه تمام بدبختیها و صفات زشت انسانى محسوب می شود، تکبر است!

معین

تکبر در لغت به معنای تَعَظُّم (خود را بزرگ پنداشتن) آمده است. برخی، کبر، استکبار و تکبر را برای اشاره به همین معنا به صورت یکسان به کار برده‌اند، ولی برخی میان کبر و تکبّر فرق گذاشته‌اند؛ یعنی کبر را امر باطنی و حالت نفسانی دانسته‌ و تکبر را به ثمراتِ آن امرِ باطنی، که به صورت افعال و اقوال ظاهر می‌شود، اطلاق کرده‌اند. اما در اصطلاح؛ کبر از صفات نکوهیدۀ نفسانی است که شخص متّصف به آن (متکبّر)، خود را در برابر دیگران بزرگ می‌بیند و دیگران را خوار و حقیر می‌شمارد. بر این اساس این مهم یکی از موضوعات مورد تاکید ائمه اطهار (ع) و به ویژه جانشین برحق پیامبر (ص)، امیرالمومنین علی (ع) می باشد. در این راستا این امام همام می فرمایند: مـَا لاِ بـْنِ آدَمَ وَالْفـَخـْرِ: أَوَّلُهُ نـُطـْفـَهٌ وَ آخـِرُهُ جـِیـفـَهٌ، وَ لاَ یـَرْزُقُ نـَفـْسـَهُ ، وَ لاَ یـَدْفـَعُ حَتْفَهُ؛ انـسـان را بـا تـکـبـر چـکـار؟ در آغـاز نطفه بود و سرانجام مرداری است. نه می تواند به خود روزی دهد و نه مرگ را از خود براند؛ و همچنین درباره خودرأیی می فرمایند: مَنِ اسْتَبَدَّ بِرَأْیِهِ هَلَکَ؛ هر که به رأی خود تکیه زند هلاک شود. حضرت در جایی دیگر تکبر را دام شیطان دانسته… ادامه »

احمدرضا

سلام خدمت رهبر فرزانه ام حاج فردوسی بنده سوالی داشتم آیا صفات رذیله در ذات انسان است یا با گذشت زمان و نوع برخوردها شکل می‌گیرد؟

سید حسن

سلام دوست منهاجیم با کسب اجازه از محضر حاج فردوسی من پاسخ شما رو از تیکه ای از مقالات میدهم امید وارم که مفید واقع شود با توجه به آیات قرآن در می‌یابیم که خداوند متعال برای انسان فطرتی قائل است.۱ این فطرت پاک به صورتی کاملاً معتدل بوده، در سوره شمس بعد از این‌که چند قسم یاد می‌کند می‌فرماید: (وَنَفْسٍ وَمَا سَوَّاهَا فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا)؛۲ قسم به نفس و آن حالت تسویه و تعدیل نفس. یعنی نفس انسان در حالتی قرار دارد که نسبت به خوبی و بدی یکسان است می‌تواند نیکی‌ها را بپذیرد می‌تواند بدی‌ها را بپذیرید و به تعبیر بهتر هم کارهایی که در راستای تقوی قرار گرفته به آن الهام می‌شود و هم فجور و بدی‌ها. در برخی از روایات ذیل آیات سوره ناس حکایت شده گویا انسان‌ها دو گوش دارند که در گوشی فرشته می‌دمد و در گوشی شیطان الهام می‌کند یکی انسان را به کارهای بد دعوت می‌کند و یکی به سوی کارهای خوب. این مطلب را ما نیز بالوجدان درک می‌کنیم که وقتی در مقابل کاری قرار می‌گیریم چه خوب باشد چه بد گویا از طرفی کسی به ما می‌گوید انجام بده و گویا کسی می‌گوید انجام نده. بنابراین انسان فطرت دارد و… ادامه »

ساغر

صفات ناپسند و رذائل اخلاقی ذاتی انسان نیست بلکه اکتسابی است و در پرتو تفکرات، انتخاب ها و عملکردهای نادرست و بدور از ارزش های الهی و انسانی، شکل می گیرد، و در اخلاقیات انسان نهادینه می شود.

کوثر

من هم موافق با نظر حاج فردوسی هستم انسان باید از اخلاق رذیله فاصله بگیرد و همان طور که باید ظاهرش آراسته باشد، باید از فساد و معصیت دوری کند و آراسته به طاعت و بندگی خدا باشد، باطن انسان هم باید آراسته به صفات حمیده باشد و از صفات رذیله فاصله بگیرد، بلکه ریشه فساد و صلاح ظاهری انسان در اصلاح باطن انسان است، اگر روح کسی از صفات رذیله پاک نشد و لو تظاهر به کارهای خوب بکند، نمی‌تواند ظاهر خودش را آراسته نگه دارد.

علیرضا

راه اساسی درمان رذائل اخلاقی منهاجی شدن و داشتن استادی همجون حاج فردوسی عزیز وگرامی است و به فرمایشات ایشون گوش دادن است و بدین‏گونه انسان به تدریج از تمام رذائل اخلاقی پاک می‏شود. اما به صورت موردی اگر کسی بخواهد صفتی نادرست مانند حسد را در خود درمان کند، اولین مرحله این است که بهآثار منفی این صفت توجه داشته باشد. وقتی که انسان فهیمد وجود صفتی در او چه آثار زیانبار و مخربی در شخصیت انسانی و دینی او وارد می‏کند، از آن صفت متنفر می‏شود وبه هر زحمت خود را از شر آن خلاص می‏کند. مثلاً در مورد حسد توجه به این نکته باید کرد که حسد به دیگران هیچ سودی برای من ندارد بلکه زیان‏های روحی و مادی به من می‏رساند. زیرا انسان معمولاً به دوستان و نزدیکان خود حسد می‏برد نه به غریبه‏ها و همین حسد؛ اولاً، دائما روح او را چون خوره فرسایشمی‏دهد و او را اسیر رنج و غصه می‏نماید. ثانیا، رفتار او را با شخص محسود تیره می‏نماید و چه بسا کاری می‏کند تا به شخص محسود لطمه‏ای وارد سازد یا نعمت او را از بین ببرد. در نتیجه به جای این که با روابط دوستانه بتواند از دوست خویش کمک بطلبد… ادامه »

زهرا

مبارزه با صفات رذیله و تلاش در جهت ریشه کنی رذائل اخلاقی برای همه واجب است و گرنه موجب می شود انسان در امتحان ها مردود شده و در روز قیامت سر افکنده باشد.

همچنین آراستن دل به فضائل اخلاقی و صفات حسنه، مخصوصاً با سرمشق قراردادن فضائل امیرالمؤمنین علی«سلام الله علیه» و سایر حضرات معصومین«سلام الله علیهم» امری ضروری است که غفلت از آن موجب خسران دنیا و آخرت می‌شود.که با الگو قرار دادن حاج فردوسی این اصل ممکن میشود

سجاد

باسلام طبق فرموده حاج فردوسی منم همچین نتیجه ای میگیرم رستگاری فقط و فقط متعلّق به کسی است که خودسازی کند، بتواند صفات رذیله را از دل خود بیرون کند و مملکت دل خود را به زیور فضائل اخلاقی مزیّن نماید. سعادتمند آن کسی است که بتواند ریشه حسادت، بخل، تکبّر، کینه توزی، هوی پرستی، پول پرستی، جاه طلبی و سایر رذائل اخلاقی را در دل خود نابود کند یا لااقل با آن رذائل مبارزه نماید.

و بدبخت ترین انسان‌ها آن کسی است که نتواند خودسازی کند و رذائل اخلاقی در وجود او حکمفرما باشد. چنین انسانی با علم به حقّانیّت امیرالمؤمنین«سلام الله علیه»، با علم به اینکه لااقل سیصد آیه در قرآن در شأن ایشان نازل شده است، با وجود آن همه روایت از پیامبر گرامی«صلی الله علیه و آله و سلم»، در مقابل امیرالمؤمنین«سلام الله علیه» می‌ایستد و با او مبارزه می‌کند! و کارش به جایی می‌رسد که با وجودی که پیشانی او از جای سجده، پینه بسته است، می‌شود ابن ملجم مرادی و به قول جرج جرداق مسیحی در کتاب «الامام علی صوت العداله الانسانیّه»، ولیّ خدا را در خانۀ خدا، برای رضای خدا می‌کشد!

مجرب

صفات رذیله از گناه برای روح خیلی بدتر است. صفت رذیله، حجابی برای روح ماست. صفت رذیله بدتر از حجاب، آن جنبهٔ ملکوتی و انسانیت ما را مریض می‌کند و بالاخره صفت رذیله روح ما را می‌کشد و قرآن می‌فرماید پست‌تر از هر درّنده‌ای آن کسی است که روح او مرده باشد: «إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللَّهِ الصُّمُّ الْبُکْمُ الَّذِینَ لاَ یَعْقِلُونَ»

ناصر

من به منهاجی بودن خودم افتخار می کنم و خوشحالم که این راهو انتخاب کردم

مقدسی

رذایل اخلاقی واقعاً آتش است و آتش، از خود سوزی شروع می‏ کند و سپس دیگران را می‏ سوزاند. قوّه غضبی که رذایلی مانند حسد از شعب فرعی آنهاست مادّه منفجره بی خاصّیتی است. اصل قوّه غضبیه را به منظور حمایت از دین و دفاع در برابر بیگانگان باید حفظ کرد؛ امّا آن را در درون جان نباید جای داد. این که گفته‌اند سگ را به خانه راه ندهید؛ زیرا خانه‌ای که سگ در آن باشد، فرشته به آن در نمی‌آید، معنای ظاهری دارد که سگ آلوده است و در خانه‌ای که در آن سگ هست فرشته ‏ها وارد نمی‌شوند. سگ جای مشخّصی دارد. سگ را در اتاق مخصوص و شخصی جا نمی‏ دهند. به همان معیار هم گفته‌اند به خانه دلی که در آن سگهایی مانند حرص، هوس و حسد باشد، فرشته فضیلت راه پیدا نمی ‏کند.

جابر

سلام خدمت رهبر معنویمان حاج فردوسی من سوالی داشتم راه ریشه کنی همه رذایل و خودیت چیه؟ چون اگه این خودیت از بین بره همه مشکلات حله؟

طاها

سلام دوست عزیزم راه‌کار کلی برای از بین بردن رذایل اخلاقی، تلاش در دو بعد نظری و عملی می‌باشد:بعد نظری: با کمک گرفتن از آیات الهی، روایات ائمه‌ی معصومین (سلام الله علیهم اجمعین) و مراجعه‌ی به کتب بزرگان دین در خصوص رذایل اخلاقی، می‌توانیم آن‌ها را شناسایی کرده و سپس خانه‌ی دل را از وجودشان، پاک کنیم. اگر انسان به ارزش‌های وجودی خود پی‌ببرد و متوجه گوهرهای ارزنده درون خود گردد و بفهمد تا چه مرحله‌ای می‌تواند پیش رود و درک کند، جایگاه او از فرشتگان مقرب الهی نیز می‌تواند فراتر باشد، آن گاه خود را رایگان نمی‌فروشد و کشور وجودش را تسلیم سپاه صفات بد و اخلاق ناپسند نخواهد کرد. بعد عملی: در این زمینه باید دانست: بطور کلی چون اخلاق بد به تدریج و به طور نامحسوس کشور ارزنده وجود انسان را اشغال کرده‌اند، نمی‌توان این مهمانان نامبارک و بد قدم را یک دفعه و ناگهانی از خانه بیرون کرد؛ بلکه باید به تدریج و با مدارا و دقت به این کار اقدام نمود. مراقبت از اعمال و اخلاق به طور پیوسته و محاسبه نفس و حساب کشیدن از فرد، در کم‌رنگ شدن و ریشه‌کنی صفات و اخلاق بد، نقش اساسی دارند. هر اقدامی در این راه ،… ادامه »

ترانه

سلام جابر جان برای درمان منیت و خودبینی نخست باید ریشه آن را شناخت و با کنارگذاشتن آن عامل به مبارزه با این بیماری خطرناک قیام کرد. به عبارت دیگر معالجه را باید در مبارزه با عامل شروع کرد نه معلول. پیامبر اسلام (صلی الله علیه و اله) می‌فرمایند: هر چیزی که در انسان غرور ایجاد می‌کند وی را مست می‌نماید و سزاوار است با آنها با احتیاط برخورد کند و آنها عبارتند از: مال و ثروت، قدرت و ریاست، علم و دانش، تعریف و ستایش اغراق آمیز، جوانی و نیروی جوانی که هر کدام باد غرور دارد (کنزالعمال، ج ۳، ص ۴۵۹).

حیدریان

سلام دوست منهاجی من برای ترک خود بینی یک سری راهکارهای کلی اشاره می‌کنیم. امید است مفید واقع شود: الف) به فقر وجودى خود نسبت به خداوند سبحان توجه کامل داشته باشید و یک لحظه از آن غفلت نورزید؛ یعنى، به یک خودشناسى و خداشناسى دقیق و صحیح باید برسید که شما چه هستید و چه مى توانید باشید و اگر لطف و فیض الهى نباشد چه خواهیم شد و آیا اصلاً وجود داشتم و مى توانیم موجود باشیم؟ اگر نازى کند یک دم فرو ریزند قالب ها لذا ضمن توجه به این که ما انسانیم و دارای کرامات انسانیت هستیم، در این آیه شریفه تفکر نماییم: قتل الانسان ما اکفره، من ای شیء خلقه، من نطفه خلقه فقدره، ثم السبیل یسره، ثم اماته فأقبره, (عبس, آیات ۱۷ – ۲۱). ب) جایگاه خود را در مجموعه نظام هستى بیابید که ذره اى هستید در بیکرانه عالم وجود، که گویا بود و نبود ما یکى است. همانند قطره اى در برابر اقیانوس انسان ها و یک ذره اى در مجموعه عالم هستى. علی (علیه السلام) در این زمینه می‌فرمایند: «تعجب می‌کنم از اشخاص مغرور که دیروز نطفه‌ای بودند و فردا لاشه‌ای بیش نخواهند بود» (نهج البلاغه، حکمت ۲۱). و امام باقر… ادامه »

گوهری

یک) هیچ گناهی را کوچک نشمارید. دو) در ابتدای روز با خدای متعال شرط کنید که صفات زشت را ترک کنید و در طول روز مراقب اعمال و رفتار خود باشید و در پایان روز از خویش حساب بکشید. اگر از عملکرد خویش راضی بودید، خدای را شکر گویید و در صورتی که راضی نبودید، بر خویش سخت بگیرید. سه). بدانید که همواره در محضر خدای بزرگ هستید ، او بر شراشر وجود شما اشراف دارد و از ظاهر و باطن شما آگاه است. چهار) از خداوند با دعا و نیایش استعانت و استمداد بجویید، زیرا که خود فرمود: اگر فضل و رحمت خدا بر شما نبود هیچ کدام به فضیلت و تزکیه روی نمی‌آوردید. (نور، آیه ۲۱) پنج) اعمال و عادات نیکو را جایگزین رفتار ناپسند نمایید; مانند شرکت دائمی در نماز جماعت، نماز شب، زیارت اهل قبور، دعا، امانتداری، راستگویی، خدمت به والدین و…. قرآن کریم می‌فرماید: خوبی‌ها سرانجام میدان را بر بدی‌ها تنگ خواهد کرد و آنها را از بین خواهد برد. (هود، آیه ۱۱۴) شش) مطالعه پیرامون زندگی پارسایان و زاهدان و مطالعه کتب اخلاقی را فراموش نکنید. ونکته ی پایانی اینکه: ریشه‌کن کردن رذایل اخلاقی، یک فرایند تدریجی و دراز مدت است؛ راهی است که… ادامه »

جهانی

سلام خدمت حاج فردوسی عزیز من هم با سخنان شما کاملا موافقم به نظر من ابتدایی‌ترین قدم برای ترک رذایل، قبل از توجه به بیماری و مبارزه با آن، رسیدن به نگاهی حقیقی به خویش و در نتیجه عشق به خود در مقیاس ابدی است. انسانی که تصمیم به مبارزه با ضعف و بیماری‌های اخلاقی خود گرفته است، باید قبل از هر چیز، «خودِ» ابدی‌اش را شناخته و به بلندای ابدیت عاشقِ این «خودِ حقیقی‌اش» شود. برای این منظور ابتدا باید «بهشت» و «جهنم» را باور کرد. البته مهم‌تر از باورِ جهنم، یقین به بهشت است که می‌تواند در انسان انگیزه و رغبت برای مبارزه با نفس ایجاد کند. «بهشت» یک حیاتِ طبیعیِ حداقل در شرایط ابدی است. کسی که بهشت را باور نموده و آن را از آنِ خود می‌داند، با خیالِ بهشت و نعمت‌های گوناگون آن نیز به قدرت رسیده و از آن لذت می‌برد.

سمیه

با سلام خدمت منهاجیان با تشکر از مطالب اموزنده برای تکمیل این بحث این سخن از امام علی بسیار کاربردیست
حضرت علی (ع) پنج اسلحه زیر جنگ‌افزارهایی قدرتمند و کارآمد برای حذف رذایل از باطن و رسیدن به سلامت نفس و باطن انسانی است؛

۱ـ اندیشیدن در عاقبت رذیله

۲ـ مبارزه با رذیله

۳- طلب فضیلت

۴- اصلاح امرِ آخرت

۵ـ لزوم بردباری

خوب است بدانیم که این پنج اسلحه‌، در حقیقت پنج بُعد اصلی و مهم از یک مراقبه صحیح در مسیر انسانی بوده و انسان‌ها بدین وسیله قادر به حذف بیماری‌های اخلاقی و روحی گوناگون از نفس خویش خواهند بود.

مسعود

نقش استاد در تهذیب نفس و سیر و سلوک، بسیار تعیین کننده است و عارفان تأکید فراوانى؛ آن کرده اند. بدون داشتن استاد، قدم نهادن در مسیر سلوک، مى تواند آفت هایى براى انسان داشته باشد که گاهى جبران ناپذیر است. مانند وارد آوردن فشار بیش از حد بر خود و خروج از تعادل روحى و روانى بر اثر ریاضت هاى شدید و غلبه اوهام بر ذهن انسان یا گرفتار شدن در دام کبر و عجب و یا عدم تشخیص القائات شیطانى از الهامات غیبى و آفات و مفاسد دیگر که هر یک از آنها، براى سقوط معنوى انسان کافى است.
البته در سیر و سلوک، کار اصلى را خود سالک انجام مى دهد؛ اما استاد، نقش یک راهنماى با تجربه اى است را دارد که از این راه آگاهى دارد و از خطرات و خصوصیات آن مطلع است و وسیله حرکت را به خوبى مى شناسد و آن را در اختیار سالک قرار مى دهد.
باید کسی همچون استاد گرامی و فرزانه همچون حاج فردوسی را استاد خود قرار داد

مهمان نواز

با سلام خدمت حاج فردوسی عزیز و منهاجیان با اینکه مطلب مفید و کامل بود ولی این مطلب نیز خالی از لطف نیست بدترین صفات از منظر قرآن: قرآن کریم برخی صفات را به عنوان بدترین صفت در وجود انسان ذکر می کند از جمله : ۱ . شرک به خدا: «.. یَـبُنَیَّ لاَ تُشْرِکْ بِاللَّهِ إِنَّ الشِّرْکَ لَظُـلْمٌ عَظِیمٌ.. . ؛ پسرم ! به خدا شرک نورز که به راستی شرک ستمی بزرگ است »[۱] ۲. کتمان حق: « إِنَّ الَّذِینَ یَکْتُمُونَ ما أَنْزَلْنا مِنَ الْبَیِّناتِ وَ الْهُدی‏ مِنْ بَعْدِ ما بَیَّنَّاهُ لِلنَّاسِ فِی الْکِتابِ أُولئِکَ یَلْعَنُهُمُ اللَّهُ وَ یَلْعَنُهُمُ اللَّاعِنُونَ؛ کسانی که دلائل روشن و وسائل هدایت را که نازل کرده‏ایم بعد از بیان آن برای مردم در کتاب آسمانی، کتمان می‏کنند خدا آنها را لعنت می‏کند (نه فقط خدا) بلکه همه لعنت کنندگان نیز آنها را لعن می‏کنند» [۲] ۳ . نفاق: «إِنَّ الْمُنَافِقِینَ فِی الدَّرْکِ الاَسْفَلِ مِنَ النَّارِ وَلَن تَجِدَ لَهُمْ نَصِیرًا ؛ آری ، منافقان در فروترین درجات دوزخند ، و هرگز برای آنان یاوری نخواهی یافت »[۳] . ۴ . کفر: «… وَمَن یَکْفُرْ بِهِ فَأُوْلَـئِکَ هُمُ الْخَـسِرُونَ ؛… وکسانی که بدان (کتاب)کفر ورزند، همانانند که زیانکارانند»[۴]. ۵. ایذاء: « وَ الَّذِینَ یُؤْذُونَ الْمُؤْمِنِینَ… ادامه »

مجید

وقتی صفت رذیله‌ای بر آدم حاکم باشد طبعش عقرب می‌شود. طبعش سگ درنده می‌شود. ما نمی‌توانیم توقع داشته باشیم که وقتی این سگ درنده با کودکی برخورد می‌کند فکر کند این بچه بی‌گناه است اگر پای او را گاز بگیرم ناراحت می‌شود و باید یکی دو ماه در بستر بخوابد. نه، اصلاً طبع سگ درندگی است، بدون اینکه فکر تبعاتش باشد و به آینده فکر کند، کارش را انجام می‌دهد.

وقتی صفت رذیله‌ای بر انسان حاکم باشد، طبعش طبع عقرب می‌شود، طبع سگ درنده می‌شود. در همین دنیا هم سگ و عقربی بیش نیست و اگر چشم بینایی باشد می‌بیند که این انسان دو پا، سگ است. روزی که چشمها همه تیزبین می‌شود، یعنی روز قیامت، این شخص به صورت سگ و عقرب و پلنگ به صف محشر می‌آید.

طاها

نخستین صفت از صفات رذیله که در داستان انبیاء و آغاز خلقت انسان به چشم مى ‏خورد و اعتقاد بسیارى از علماى اخلاق، ام المفاسد و منشاء بسیاری از رذایل اخلاقى و ریشه تمام بدبختیها و صفات زشت انسانى محسوب می شود، تکبر است!