۱۶ بهمن

سؤالاتی از حکایت مرحوم قاضی (ره)

مرحوم علامه طباطبایی نقل کرده‌اند از عارف عظیم الشأن حاج میرزا علی آقا قاضی که می‌فرموده است: در نجف اشرف در نزدیکی منزل ما مادر یکی از دخترهای افندی فوت کرد. این دختر در مرگ مادر بسیار ضجّه می‌کرد و جداً متألم و ناراحت بود و با تشییع‌کنندگان تا قبر مادر آمد و آن قدر ناله کرد که تمام جمعیت مشیعین را منقلب نمود تا وقتی که قبر را آماده کردند و خواستند مادر را در قبر بگذارند، فریاد می‌زد که من از مادرم جدا نمی‌شوم. هر چه خواستند او را آرام کنند مفید واقع نشد. دیدند اگر بخواهند با اجبار دختر را جدا کنند بدون شک جان خواهد سپرد. بالاخره قرار شد مادر را در قبر بخوابانند و دختر هم پهلوی بدن مادر در قبر بماند ولی روی قبر را از خاک انباشته نکنند و فقط روی آن را با تخته‌ای بپوشانند و سوراخی هم بگذارند تا دختر نمیرد و هر وقت خواست از آن دریچه و سوراخ بیرون بیاید.
دختر در شب اول قبر پهلوی مادر خوابید. فردا آمدند و سرپوش را برداشتند که ببینند بر سر دختر چه آمده است، دیدند تمام موهای سرش سفید شده است.
گفتند: چرا اینطور شده است؟
گفت: هنگام شب، من که پهلوی مادر خوابیدم دیدم دو نفر از ملائکه آمدند و در دو طرف ایستادند و یک شخص محترمی هم آمد و در وسط ایستاد. آن دو فرشته مشغول سؤال از عقاید مادرم شدند و او جواب می‌داد. سوال از توحید نمودند، جواب داد: خدای من واحد است. سؤال از نبوت کردند، جواب داد: پیغمبر من محمد بن عبدالله (ص) است. سؤال کردند: امامت کیست؟ آن مرد محترم که در وسط ایستاده بود، گفت: «لستُ لَه بِامام» یعنی من امام او نیستم. در این حال آن دو فرشته چنان با گرز بر سر مادرم زدند که آتش به آسمان زبانه کشید. من از وحشت و دهشت این واقعه به این حال که می‌بینید، درآمده‌ام.
مرحوم قاضی رضوان الله علیه می‌فرمود: چون تمام طایفه‌ی دختر، افندی بودند و این واقعه طبق عقاید شیعه اتفاق افتاد، آن دختر شیعه شد و تمام طایفه‌ی او که از افندی‌ها بودند، همگی به برکت این دختر شیعه شدند.
(معاد شناسی، علامه سید محمدحسین حسینی طهرانی، جلد ۳، صفحه‌ی ۱۰۸)

***

در مورد این حکایت، چند سؤال پیش می‌آید که امیدوارم مطلعین، جواب‌های منطقی و محترمانه بدهند.
۱. مو می‌تواند بر اثر غصه یا ترس، سفید بروید ولی مویی که روییده، نمی‌تواند بر اثر غصه یا ترس، سفید شود. برای سفید شدن مویی که روییده است، باید آن را دکلره کنند. ولی در این داستان آمده است که موهای آن دختر، بر اثر دیدن آن واقعه‌ی هولناک، سفید شد! سؤال من از افراد دارای اطلاع این است که چطور موهای آن دختر، در عرض چند ساعت، سفید شد؟

***

۲. بر طبق تصریح روایات شیعه، سؤال قبر، فقط از کسانی است که محض ایمان یا محض کفر باشند. به این روایات توجه کنید:
● سند ۱: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللهِ (علیه‌السلام): «لَا یسْأَلُ فِی الْقَبْرِ إِلَّا مَنْ مَحَضَ الْإِیمَانَ مَحْضاً أَوْ مَحَضَ الْکُفْرَ مَحْضاً وَ الْآخَرُونَ یلْهَوْنَ عَنْهُمْ»
ترجمه: امام صادق (علیه‌السلام) فرمودند: پرسیده نمی‌شود در قبر، مگر کسی که خیلی محض ایمان، یا خیلی محض کفر باشد و دیگران، از آنان غفلت می‌شود.
منبع: کافی، محدث کلینی، جلد ۳، صفحه‌ی ۲۳۵، باب المسأله فی القبر و من یسأل و من لا یسأل.
● سند ۲: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللهِ (علیه‌السلام): «إِنَّمَا یسْأَلُ فِی قَبْرِهِ مَنْ مَحَضَ الْإِیمَانَ مَحْضاً وَ الْکُفْرَ مَحْضاً وَ أَمَّا مَا سِوَى ذَلِک فَیلْهَى عَنْهُمْ»
ترجمه: امام صادق (علیه‌السلام) فرمودند: همانا پرسیده می‌شود در قبرش کسی که خیلی محض ایمان باشد و محض کفر باشد و اما جز این‌ها، از آنان غفلت می‌شود.
منبع: کافی، محدث کلینی، جلد ۳، صفحه‌ی ۲۳۵، باب المسأله فی القبر و من یسأل و من لا یسأل.
● سند ۳: عَنْ أَبِی بَکرٍ الْحَضْرَمِی قَالَ قُلْتُ لِأَبِی جَعْفَرٍ (علیه‌السلام) أَصْلَحَک اللهُ مَنِ الْمَسْئُولُونَ فِی قُبُورِهِمْ؟ قَالَ: «مَنْ مَحَضَ الْإِیمَانَ وَ مَنْ مَحَضَ الْکفْرَ» قَالَ قُلْتُ: فَبَقِیهُ هَذَا الْخَلْقِ؟ قَالَ: «یلْهَى وَ اللهِ عَنْهُمْ مَا یعْبَأُ بِهِمْ»
ترجمه: راوی می‌گوید: به امام باقر (علیه‌السلام) عرض کردم: خداوند شما را به صلاح بدارد، چه کسانی در قبرشان مورد سؤال قرار می‌گیرند؟ فرمودند: کسی که محض ایمان باشد و کسی که محض کفر باشد. گفتم: بقیه‌ی مردم چه؟ فرمودند: به خدا قسم از آنان سرگرم می‌شود و به آنان اعتنا نمی‌شود.
منبع: کافی، محدث کلینی، جلد ۳، صفحه‌ی ۲۳۷، باب المسأله فی القبر و من یسأل و من لا یسأل.
حال سؤال این است که مگر آن پیرزنی که مرده بود، محض کفر بود؟ یعنی از سرکرده‌های نواصب و خوارج بوده که چنین برخورد تندی با او شده است؟ یا این که شب اول قبر تمام اهل سنت، چنین است؟

***

۳. نجف شهر شیعه‌نشین است نه سنی‌نشین و منظور از افندی‌ها، سنی‌های دولت عثمانی هستند. آیا درست است که نجف، در آن زمان، سنی هم داشته است؟ از آن دست سنی‌هایی که وقتی زنی از آنان می‌میرد، قبرش پر از آتش می‌شود؟

***

۴. اگر چنین واقعه‌ای اتفاق می‌افتاد، باید بسیار سر و صدا می‌کرد در صورتی که این واقعه از غیر این طریق منتشر نشده است. یعنی با توجه به این که این واقعه در زمانِ روزنامه‌ها و دوربین‌های عکاسی بوده، جا داشت هم عکس و هم خبر آن در روزنامه‌ها منتشر می‌شد. یا حد اقل آن دختر را به محضر مراجع بزرگ آن زمان می‌بردند و او داستانش را نقل می‌کرد. چرا چنین اتفاقی نیافتاده است؟ و چرا شیعیان نجف، چنین واقعه‌ی مهمی را مسکوت گذاشته و هیچ واکنش در خور شأن آن انجام نداده‌اند؟

***

اگر این سؤالات، پاسخ داده شود، می‌توان به چنین کرامتی اذعان کرد ولی اگر جواب داده نشود، پذیرش آن، مشکل خواهد بود.

کلمات کلیدی: , , , , , , , , , ,

136

 
 
 
83 نویسندگان
53 پاسخ‌ها
4 دنبال کنندگان
 
مرتب کردن بر اساس بیشترین بازخورد
مرتب کردن بر اساس داغ‌ترین دیدگاه
8 نویسندگان برتر
  مشترک شوید  
اشتراک برای:
ناشناس

آيا سفيد شدن موى روئيده شده امكان ندارد يا ثبت نشده است از نظر تاريخى؟

سیستانی

چرا شیعیان نجف، چنین واقعه‌ی مهمی را مسکوت گذاشته و هیچ واکنش در خور شأن آن انجام نداده‌اند؟ این سوال منطقی نیست. همه جای دنیا روزانه هزاران اتفاق می افتد که کسی خبر دار نمی شود. که البته این موضوع در همه سایت های معتبر و چند کتاب آمده

جلال

محض ورود میت به قبر ، شب اول قبر آغاز می شود که ممکن است تحمل همان سختی های اولیه ، جهت آشنایی با جهان آخرت ، پذیرفتن حقایق هولناکی چون حساب و کتاب ،نکیر و منکر ،برزخ و قیامت و… باشد.

حسام

به دیدگاه فلاسفه، وقتی قبر به عالم برزخ معنا شد، شب آن جا هم مخصوص به وضع آن جا بوده و لازم نیست تا حتماً میت دفن شود تا مراسم شب اول قبر صورت پذیرد.

مسعود

کلینی روایت می ‌کند: «یونس بن عمار از امام صادق (ع) راجع به شخصی که به ‌دار آویخته شده سؤال کردم که آیا او را هم عذاب قبر می‌ دهند؟ حضرت فرمود: آری خداوند عزّ و جلّ به هوا امر می ‌کند که او را در فشار خود بگیرد».

افتخار

بر اساس برخی روایات، سؤال و جواب شب اول قبر عمومی است. برخی عالمان از این عمومیت دو مورد را استثنا کرده‌اند: افرادی که دارای شأنی والاتر از این هستند که مورد سؤال واقع شوند مانند پیامبران و امامان، و کسانی که شرایط سؤال کردن در آنها وجود ندارد مانند کودکان و دیوانگان. محمد باقر مجلسی با اشاره به عدم وجود روایت صریحی در این باره، معتقد است بهترین کار عدم اظهار نظر در این مسئله است.

فراز

برخی از روایات دیگر سؤال و جواب قبر را ویژه مؤمنین خالص و کافرین خالص دانسته و حساب بقیه را موکول به قیامت می‌کنند. در جمع بین این دو دسته از روایات بعضی از علما معتقدند که سؤال های خاص (بررسی دقیق اعمال) مربوط به مومن محض و کافر محض است و از دیگران فقط راجع به کلیات باور ها سؤال می‌ شود.

مختار

چه دلایل مسخره ای، دکلره چیه اخه،؟؟ مگر همه اتفاقات باید علمی باشه؟ مگر حصرت عیسی مرده رو زنده کرد شدنی بود که حالا سفید شدن مو شدنی نباشه؟؟ دلایلتون اصلا قابل قبول نیست

شاهین افاق

سلام به همه ی منهاجیون میخواهم عرض کنم که قران کریم گوهر اصلى انسان را به‌عنوان یک موجود شریف و کریم معرفى می‌کند که اگر انسان کریم بشود راه طبیعى خویش را پیموده و گوهر اصیل خود را بازیافته و چون اطاعت و صعود، مناسب با گوهر اصلى انسان است. بنابراین، عصیان و سقوط بر انسان تحمیل است، اما کرامت چنین نیست؛ زیرا گوهر آدمى کریم است. خداى بزرگ می‌فرماید: «ما انسان را گرامى داشتیم». (١٩) چون در خلقت او گوهرى کریم به کار رفته است. اگر انسان مانند سایر موجودات فقط از خاک خلق می‌شد، کرامت براى او ذاتى یا وصف اولى نبود. ولى انسان داراى فرع و اصلى است؛ فرع او به خاک برمی‌گردد و اصل او به الله منسوب است. خداى کریم در قرآن مجید روح را به خود نسبت داد و جسم را که به خاک و طبیعت مرتبط است به طین منسوب کرد

محمد رضا

در مورد کرامت بالاترین مطلبی که حضرات معصومین(ع) به ما یاد دادند و خواستند که به آن عمل کنیم، این است که ما در مقام تقوا قرار بگیریم تا بتوانیم وجود مقدسشان را درک کنیم و این درک از شفاعت آنها نیز بالاتر و برتر است که به ما امکان همراهی آن حضرات(ع) در آخرت را نیز می‌دهد، چراکه نفع آنها به این دنیا محدود نمی‌شود.

رضایی

با سلام خدمت شما منهاجیون عزیز واقعا زیبا گفتین در ادامه سخنان شما باید عرض کنم که همانگونه که در دعای کمیل می‌گوییم از این ترسانم که فردای قیامت از دوستان تو جدا شوم! و بهترین دوستان خدا حضرات معصومین(ع) هستند که اگر این را درک کنیم و متوسل به آنها شویم خیلی از مشکلات ما برطرف می‌شود. از این‌رو است که در عیون اخبارالرضا(ع) از اباصلت نقل شده که حضرت ثامن‌الائمه(ع) با هر ملیتی به زبان خودشان صحبت می‌کردند و حتی وقتی وارد نیشابور شدند با پیرزنی به زبان محلی سخن گفتند. اباصلت می‌گوید وقتی از چرایی این مسأله پرسیدم، امام(ع) فرمودند: ما امامیم و حجت خدا بر خلق.

سامان

ادامه سخنان شما باید عرض کنم که این گونه می شود برداشت کرد پس اگر معرفت داشته باشیم، درمی‌یابیم که قدرت در کف آنها است و این خواست خدا است که آنها پیشوای مردم قرار بگیرند و ما در دعای توسل می‌گوییم: ‌ای حجج خدا روی زمین و آنها بحق خلفای الهی روی زمین هستند که معرفت به آنها ما را به حقیقت رهنمون می‌شود.

سام

در مورد کرامت میخوام بگویم که با کمی تامل میشه به روشنى تقابل کرامت و لئامت در روایات ائمه دین(ع) بیان شد. کرامت، بزرگوارى و دورى از هر پستى و فرومایگى است، چراکه وصفى ارزشى است و از اسمای حضرت حق است، اما در مقابل هرچه انسان را از بزرگ‌منشى و قرب‌الهی دور سازد ریشه در دنائت، پستى و زشتى دارد. به فرموده رسول مکرم اسلام(ص): «دوستى دنیا ریشه هر معصیت و ابتداى هر گناه است». لذا دنیا، دنیا نامیده شد، چون که «بی‌مقدارتر از هر چیزى است». باتوجه‌به این‌که قبلا گذشت که دنائت در برابر کرامت و دنى در مقابل کریم است و چون دنى و دنائت و دنیا هم‌ریشه‌اند از این‌رو نمی‌توان کرامت و بزرگوارى را در دوستى دنیا جست‌وجو نمود، چرا که به فرموده حضرت علی(ع): «دنیا انسان را خوار و ذلیل می‌کند

شاهین

ببینید برادر از نظر من کرامت به معنای بزرگواری است و اصل کرامت در روایات ائمه معصوم(ع) ملاک دینداری انسان‌ها شناخته می‌شود، آنچنان که پیامبر اکرم(ص) فرمودند: بزرگواری مرد همان دین او است. همچنین، از پیامبر اکرم(ص) روایت است که کرامت دوری از گناهان است. بنابر روایاتی دیگر، کرم آن است که انسان دنیا را کوچک بشمارد. علاوه‌بر این، امیرالمومنین(ع) می‌فرمایند: هرکه برای خود کرامت قایل باشد، دنیا در نظرش خوار و کوچک می‌شود.

محمدیان

در تکمیل سخنان شما دوست خوبم باید عرض کنم که کرامت به معنای کوچک شمردن دنیا نیز هست. امیرالمومنین(ع) همچنین فرموده‌اند: کسی در حقیقت کرم و بخشندگی دارد که هوای نفس خود را مهار کند و به نفسش بخل بورزد. ایشان همچنین می‌فرمایند: هوای نفست را مهار کن و بر آن بخیل باش که اگر کسی بر نفس بخل بورزد، حقیقت کرامت را یافته است. برخی دیگر از روایات، وفاداری را به بزرگواری تعبیر می‌کنند. امیرالمومنین(ع) در این‌باره می‌فرمایند: وفاداری به پیمان‌ها از بزرگواری انسان است.

محمد باقر

دقیقا برادر خیلی خوب گفتین در کل ببینید دوستان کسی که دنیا در مقابلش کوچک باشد شکیبایی‌اش نیز بالا می‌رود و این فرد نه‌تنها برابر مشکلات کم نمی‌آورد بلکه بار مشکلات دیگران را نیز بر دوش می‌کشد و امیرالمومنین(ع) در این‌باره می‌فرمایند: بزرگواری و کرم این است که بار دیگران بر دوش کشیده شود. و این از دنیا شکایت نکردن نشانه کرامت است. همچنین، از اخلاق کریمان خلوص و یکرنگی است و ناخالصی از اخلاق انسان‌های فرومایه است.

امیرالمومنین(ع) می‌فرمایند: کریمان کسانی هستند که شکیباتر و پرتحمل ترند؛ همچنین ایشان می‌فرمایند: شتاب در عفو و گذشت از اخلاق کریمان است. اما همان حضرت(ع) تأکید همانگونه که در دعای کمیل می‌گوییم از این ترسانم که فردای قیامت از دوستان تو جدا شوم! و بهترین دوستان خدا حضرات معصومین(ع) هستند که اگر این را درک کنیم و متوسل به آنها شویم خیلی از مشکلات ما برطرف می‌شود. از این‌رو است که در عیون اخبارالرضا(ع) از اباصلت نقل شده که حضرت ثامن‌الائمه(ع) با هر ملیتی به زبان خودشان صحبت می‌کردند و حتی وقتی وارد نیشابور شدند با پیرزنی به زبان محلی سخن گفتند. اباصلت می‌گوید وقتی از چرایی این مسأله پرسیدم، امام(ع) فرمودند: ما امامیم و حجت خدا بر خلق.

محمد امین

پس اگر معرفت داشته باشیم، درمی‌یابیم که قدرت در کف آنها است و این خواست خدا است که آنها پیشوای مردم قرار بگیرند و ما در دعای توسل می‌گوییم: ‌ای حجج خدا روی زمین و آنها بحق خلفای الهی روی زمین هستند که معرفت به آنها ما را به حقیقت رهنمون می‌شود.
اگر کسی که کریم به او کرامت کرد، بی‌ادب‌تر شد دیگر نباید با کرامت با او برخورد کرد، بلکه اهانت و بی‌احترامی او را درست می‌کند

روح الله

درود بر همه ی منهاجیون نظرات شما عزیزان باعث دلگرمی منهاج فردوسیان است و شما با نظرات زیبایتان باعث میشوید که منهاج فردوسیان زیباتر و کامل تر شکل بگیرد از همه ی شما بزرگوارنا ممنون هستم و من به نوبه ی خود کامنت ها و نظرات خیلی از دوستان را میخوانم و در کنار مقاله ای که حضرت حاج فردوسی منتشر کرده اند کلی مطلب تازه یاد میگیرم و این همه اش برای وجود شما ارزشمندان است. از خدواند منان برایتان روزی بی نهایت را می طلبم و امیدوارم که در هر نقطه از زندگی خود که ایستاده اید به هر آنچه که میخواهید دست پیدا کنید و در ردیف دوستان خداوند قرار گیرید.

جواد

باز هم به نظر من این افراد اضافه بر صحبت همه ی دوستان به دنبال جلب توجه هستند. منظورم از این افراد کسانی هستند که اینگونه داستان هایی رو مینویسن و برای منفعت شخصی هم که شده یا هر مسئله ی دیگه ای سعی میکنند که این داستان ها رو به خورد مردم بدن و این داستان ها رو برای مردم به نوعی طبیعی جلوه بدن در صورتی که واقعیت اصلا طبیعی نیست و کاملا هم اشتباه هست و کلی مسئله رو میشه از داخل اون در آورد که حل نشده هستند مثل همین چیزهایی که حضرت حاج فردوسی گفتند پس بهتره که این داستان ها نادیده گرفته بشن تا این افراد هم به اون چیزی که میخوان نرسن.

سمانه

بله موافقم عده ی زیادی هستند که میخواهند با همین گونه مسائلی باعث شوند که نامشان در بین مردم زبان زد شود یا میخواهند که به نوعی مردم را با داستان های نادرست خود از مسیر درست خارج کنند و این افراد در گمراهی آشکار قرار دارند و هرگز مسیر حق را سعی نمی کنند که ببینند. ما به عنوان یک منهاجی و کسی که عضوی از منهاج فردوسیان است باید این را بدانیم که هرگز به این افراد چیزی که میخواهند را ندهیم یعنی توجه به آنها نکنیم تا آنها از این کار خود خسته شوند و خیلی زود بخواهند که تغییر مسیر بدهند اگر کسی به مسیر آنها توجه نکند قطعا آنها هم به درستی مسیرشان شک خواهند کرد و خیلی زود پشیمان می شوند.

صارمی

درود بر شما این حرف به گفتن آسونه ولی وقتی مدام چنین دالستان هایی رو میسازن وب ه قول یکی از دوستان که ما ایرانی ها عاشق چنین داستان هایی هستیم اصلا کسی نیست که توجه نکنه و همه دوست دارن بشنون که آخرش مثلا چی میشه خب این یک داستانی هست که برای مردم جذابه و دوست دارن بدونن که در نهایت چه اتفاقی مثلا برای این دختر رخ داد و چه مسئله ای برای اون پیش اومد پس تا آخرش رو میخونن و کلا هم داستان رو باور میکنن و به این شکل هست که کلی از جوانان ما از مسیر دین خارج شدن و کلی هم که در دین هستن خیلی مسائل رو نمیبینن یا به کلی از مسائل اعتقاد ندارند.

صادق اطلسی

سلام به همه بزرگواران ببینید این مطلب خیلی مهمه و نباید واقعا اون رو نادیده بگیریم مثل زمان حضرت محمد و امام علی هست که اونقدر داستانهایی دارن و بین مردم نقل میشه که مثلا شبی که حضرت محمد رفت به یک غار فکر میکنم که میگن که عنکبوت اومد و کل غار رو تار گرفت یا مثلا رفتن پیامبر به 7 آسمان و دیدن ابلیس یا جبرئیل و … این ها تماما مسائلی هستند که برای حضرت محمد هم به وجود اومدن پس نباید همینطور راحت از کنارشون رد بشیم شاید هم وجود داشته باشن ما باید همیشه شاید ها رو هم در نظر بگیریم و به اونها توجه داشته باشیم

محمدی

سلام بزرگوار اولین چیزی که باید در نظر بگیریم منابع و سند ها هستند که چه چیزی درست بودن اون داستان رو صدق میکنه این مهمترین اصل هست اگر که ما میخوایم که در مسیر خدواند قرار بگیریم باید ایبنطور پیش بریم و شاید ها رو بزاریم کنار و اون چیزهایی که قطعی هستند ور بپذیریم که اگر روزی خداودن از ما سئوال پرسید بدونیم که چی میخوایم بگیم و بدونیم که حرفی که میخوایم بزنیم توی اون شاید نیست و بگیم که مبنی بر این سند و چند سند دیگر من این کار رو کردم و اون موقع سر بلند بیرون بیایم از پیشگاه خداوند نه اینکه بگیم من این کار رو کردم شاید فلان اتفاق قرار بود بیفته

صدیقه میرزایی

خب همون داستان های پیامبران و … رو هم به نظر منکه باید در موردشون خوب فکر کنیم و خوب حرف بزنیم و تحقیق کنیم و کلی منبع به دست بیاریم که وان مسیئله رو صضدق کنه مثلا همین رفتن پیامبر هفت آسمان و اینکه میگین عنکبوت غار رو بسته باید در موردش تحقیق بشه حالا اون تار بستن عنکبوت میتونه منطقی به نظر برسه و جزو عوامل طبیعی به حساب میاد اما اون رفتن پیامبر به هفت آسمان یک چیزی مشابه به خیالات هست و باید در موردش بحث بشه و همینطظوری نباید اون رو پذیرفت صرفاً جهت اینکه اون داستان از سوی پیامبر گرامی اسلام هست

آتنا عرب

سلام کاملا موافقم اگر ما میخوایم که در مسیر خدواند قرار بگیریم و طبق چیزی که خدواند از ما میخواد در زندگی عمل کنیم باید به همین شکل باشیم وبه همین شکل رفتار کنیم مبادا اینکه کاری کنیم که اتفاقی خلاف این بیفته و ما در منهاج فردوسیان قرار داریم پس باید مانند یک منهاجی رفتار کنیم و مناهجی هرگز مسئله ای رو بدون منبع موثق نمیپذیره به عنوان مثال همین عزیزی که این روایت ها رو گفتن باید بگن که کدوم منابعی این حرف ها رو زده و کدوم منبعی درستی این ها رو تایید کرده و نباید چشم و گوش بسته اونها رو بپذیریم.

مرشدپور

سلام باید تحقیق بشه. حتی حضرت حاج فردوسی هم داخل یک مقاله از روایتی که برای حضرت محمد بود انتقاد کردند یعنی همون روایت بوسیدن دست کارگر و این نشون میده که این کار اصلا گناه نیست بلکه ما باید به این شیوه به حقیقت دست پیدا کنیم! پیدا کردن حقیقت بر هر مسئله ای اهمیت و الویت داره و ما نباید صرفاً جهت این که فکر میکنیم داریم گناه میکنیم کاری رو انجام ندیم چون در نهایت بایدپاسخ خداوند رو بدیم و خداوند از مام یپرسه که به چه دلیل این کار رو کردی و به چه دلیل اون رو پذیرفتی و اون موقع ما دیگه واقعا حرفی نداریم که در پیشگاه خداوند بزنیم و باید سرمون رو بندازیم پایین.

محبی

درود بر حضرت حاج فردوسی که این چنین دقیق در مورد یک مسئله حرف میبطزنن و منابع خودشون رو ذکر میکنن و سئوالاتی که باید در مورد یک داستان و درستی اون پرسیده بشه رو مطرح میکنن حضرت حاج فردوسی یک الگوی بی نظیر در جهت پیشرفت در دین هست و کسی که از حضرت حاج فردوسی الگو میگیره به نظر من موفق ترین فرد در زندگی خودش هست چون واقعا به نظر میتونه خدا رو در کنه و میتونه خدا رو بشناسه که این فوق العاده است. در هر صورت که برای همتون خیر و نیکی در دنیا و آخرت رو می طلبم شاد باشید همتون و در پناه خداوند به هر چه که میخواین برسین.

طاهر خانی

سلام با نظر شما موافقم حرف کاملا درستی رو به زبون آوردید حضرت حاج فردوسی هیچ وقت به نظرم بدون منبع حرف نمیزنن البته انسان ممکن الخطاست و حتی اگر این اتفاق هم بیفته میشه گفت که امکانش وجود داشته اما اینکه بخوان آگاهانه بدون منبع حرف بزنن رو من فکر نمیکنم که از ایشون دیده باشم چون در هر مسئلی تدبیر و اندیشه مهترین اصل هست و اگر تدبیر نداشته باشیم در یک مسیر و همینطوری به پیش بریم به امید پیروزی خیلی زود شکست میخوریم و خیلی زود از مسیر باز میمونیم که این اصلا به نفع ما نیست در هر صورت ما باید از حضرت حاج فردوسی در مسیر کمال و سعادت الگو بگیریم.

تینا

دقیقا درست میگید حضرت حاج فردوسی همیشه بهترین الگو برای مسیر کمال و سعادت هستند مگر اینکه بخوان از مسیر خدواند خارج بشن که این کاملا بر خلاف تفکر ما هست و چنین اتفاقی هرگز فکر نمیکنم که بیفته در هر صورت که اگر ما میخوایم که به کمال حقیقی برسیم پس راهش اینه که حضرت حاج فردوسی رو الگو قرار بدیم و از ایشون به عنوان یک راهنما در مسیر کمال و سعادت کمک بگیریم قطعا به بهترین نتایج میرسیم و قطعا بهترین اتفاقات در این مسیر برای ما خواهد افتاد. برای همتون آرزوی نیک بختی و سعادت مندی میکنم. شاد و پیروز باشید.

ستایش

منهاج فردوسیان هرگز به چنین داستان هایی احتیاج نداره برای پیشرفت و سکانی که این داستان ها رو جلوه میدن که مثلا مسیر خودشون رو بهتر نشون بدن باید بگم که در همون گمراهی آشکاری هستن که خدواند در قران ذکر میکنه و امید وارد و امیداورم که خیلی زود اونها بتونن بفهمن که این راهی که دارن میرن به ناکجا آباد هست و اگر نمیخوان که در او نمسیر موندگار بشن بهتر اینکه خیلی زود به اشتباهات خودشون پی ببرن و شاید بهترین کار این باشه که این افراد بیان و منهاجی بشن و در این صورت هست که با منهاجی شدن شاید طریقی برای توبه برای اونها باز بشه.

ابراهیمی

من نمیدونم که این افراد چطور این داستان ها رو از ذهن خودشون خلق میکنن اما همین رو میدونم که من میخوام مسیر منهاج فردوسیان رو تحت نظر حضرت حاج فردوسی بزرگاور برم و اصلا هم کاری ندارم که دیدگاه این داستان ها چیه اونی رو درست میدونم به نظر که حضرت حاج فردوسی میگن و بقیه اصلا برای من اهمیت نداره اما از اونجا که حضرت حاج فردوسی هم گفت که هیچ مطلبی رو بدون منابع معتبر نپذیرید من حتی حرف های حاج فردوسی رو هم باید در موردشون تحقیق کنم و بعد بپذیریم و به نظر من این دست ترین کاری هست که میتونه اتفاق بیفته

اسماعیل

عزیزان من شاید برامون درک این مطلب سخت باشه یا نتونیتم بپذیریم اما با وجود اینکه طی هزارو چهارصد سال قرآن دست نخورده مونده اما خیلی از آموزه های دینی ما تغییر کرده یعنی تغییر نکرده ها تغییرش دادن و الان میبینیم که چقدر مطالب حجو و بیهوده به عنوان دین داره آموزش داده میشه نیاز به مثال هم ندارم چون داخل همین داستان میتونید عمق فاجعه رو ببینید چه چقدر داره در حق دین و همچنین خداوند ظلم میشه در این وسط و این اصلا خوب نیست و تمام کسانی که این کارها رو میکنن باید بدونن که روزی باید پاسخ این کارهای اشتباه خودشون رو بدن.

فرهادی

ببینید اگر میخوایم که مطابق با خواسته ی پیامبر و امامان خودمون پیش بریم باید به این مسائل بی توجهی کنیم و اصلا نادیده شون بگیریم اما یک چیزی هم باعث میشه که ما نتونیم اینها رو نادیده بگیریم و اون هم این هست که ای نداستان ها به ظاهر دین وارد میشن و صدمه خودشون رو به ما وارد میکنن یعنی الان ببینید ظاهرش چقدر خوبه و چقدر زیباست اما باطنش رو که نگاه میکنیم زشتی و پلیدی این داستان رو درک میکنم پس بزراگواران و منهاجیون عزیز برای نجات یافتن از حیله ای شیطان به خاطر داشته باشید که بهترین راه این هست که ایمان داشته باشید و به مسیری که در پیش رگفتید با قدرت ادامه بدید و به اینگونه مواردی اصلا توجهی هم نکنید.

مرتضی بیلارسی

نادیده گرفتن قوانین جهان هستی رو با این داستان کاملا میتونیم درک کنیم . چقدر جالب قوانین جها نرو زیر سئوال برد! حتی آیت الله بهجت که میگن شخص کاملا دین داری بوده و چشم برزخی میگفتن که داره هرگز چنین داستانهایی رو نقل نکرد این شخص کی بوده که چنین حرفی رو زده و چرا هیچوقت منابع خبری در مورد واون حرف نزدن در صورتی که اگر یک اتفاق این چنینی بیفته یک سوژه بسیار عالی هست که منابع خبری به دنبال اونها برن و در مورد اونها اطلاع پیدا کنند پس از همین مسئله میشه به یقین رسید که چیزی جز مطالب حجو در این داستان ما نخوندیم.

محمدی

عزیزان من توجه داشته باشین که هدف این داستان ها خیر نیست و نویسنده ی اون برای ما خیر نمیخواد پس هرگز به این داستان ها توجه نکنید و هرگز اینگونه داستان هایی رو سعی نکنید بپذیرید این داستان ها محتواشون کاملا بر خلاف دین هست و هرگز نمیشه که اوناه رو پذیرفت و به دید منطقی به وانها نگاه کرد لحظه ای خوتوتن ببینید خب اگر چنین چیزهایی وجود داشت خدا که بین بندگانش فرق نمیزاره حد اقل یک بار باید شما هم چنین چیزهایی رو مشاهده می کردید حالا شما نه با دین ترین افرادی که میشناسید که شاید خودتون هم یکی از اونها باشید باید حداقل یک بار از اونها چنین داستان هایی رو شنیده باشید اما نشنیدید میتونم بگم و این مسئله نشون میده که چقدر دروغه این داستان ها

فاطمه موسوی

درود به همه ی بزرگواران فقط خواستم بگم که به قول حضرت حاج فردوسی اگر این داستان واقعیت داشت خب میومدن و داخل کلی از روزنامه ها و کلی از مراجعه خبری ذکر می کردند گذشته رو من نمیدونم چطوری بوده اما الان خیلی از رسانه های اینترنتی به وجود اومدن که فقط به دنبال سوژه هستند که مخاطب جذب کنند و به نظر من اگر چنین داستنی وجود داشت کلی از این نوع رسانه ها در اون موقع میرفتن که خبر بگیرن و جدای از این موضوع حتی اگر در اون زمان این رسانه ها وجود نداشت به یاد دارم که بازار مجلات خوب گرم بود و حد اقل یک یا دوتا مجله میرفتن که از این قضه خبر بگیرن که واقعا داستان چی بوده!

داوود

خیلی برام جالب شد چون دختران معمولا روحیه ی لطیف و حساسی دارند و حس ترس در اونها خیلی بیشتر از مردان هست همین قضیه رو به این داشستان ربط بدیم حتی مرد های خیسلی هیکل و به قول معروف قلدر اصلا دوست ندارن که چنین وضعیتی رو تحمل کنند اون وقت روحیه ی این دختر از چی بوده چه چنین کاری رو کرده و رفته داخل قبر با یک مرده خوابیده؟ اصلا نباید ما به این داستان به دید منطقی نگاه کنیم حتی تعریف کرده اون برای شب که بچه ها بخوان بخوابن هم نادرسته چون این قدر مضحک هست که نمیشه وصفش کرد و نباید در مورد اون ما حتی کوچکترین اعتمادی داشته باشیم.

سینا لواسانی

دین ما اسلام هست و اسلام یعنی راستی و درستی و چنین حرف نادرستی هرگز در دین اسلام جای نمیگیره اصلا بی حرمتی به مرده هست که بخوایم اجازه بدیم روی زمین بمونه و شخصی با اون داخل قبر به خواب بره و بعد اینقدر مرده ی انسان بوی بدی میده که هیچ کس نمیتونه تحمل کنه اون وقت این دختر چطور تونسته داخل قبر با بوی بد مردار کنار بیاد اون هم در وان محیط تاریک و کوچک؟ اصلا منطقی به نظر نمیرسه و چنین داستانی رو پیشنهاد میدم که اصلا نخونید چه برسه به اینکه بخواین در مورد اون تحقیق کنید و در مورد اون بحث کنید.

مریلا بابکی

اصلا داستانش منطقی نبود نویسنده ی این داستان رو باید واقعا سئوال و جواب کنند و بگن که چرا چنین چرت و پرت هایی رو به خورد مردم میده و چرا چنین داستان هایی رو سعی داره منطقی برای مردم نشون بده واقعا از این کار خودش به چه نتیجه ای میرسه و چه چیزی رو میبینه؟! به نظر من که اینها همشون توطئه های دشمنان اسلام هست که میخواتن ازراه دین وارد بشن و در داخل دین هرج و مرج راه بندازن و الان که ما این رو میدونیم نباید به اونها اجازه بدیم که چنین کاری رو انجام بدن چون انجام چنین کاری باعث میشه که خیلی از ما واقعا از دین خارج بشیم

نایلی

درود بر جامعه ی منهاجیون به این داستان های پوچ و بی ارزش هرگز نگاه هم نکنید این چی بود خدا وکیلی من وقتم رو گزاشتم و خوندمش به نظر من فقط باید یک راست بریم و توضیحات حضرت حاج فردوسیب رو بخونیم حتی وققت گذاشتن برای خوندن چنین داستان هایی هم ظلم به خودمون هست میدونید این داستان ها چون یک تم شگفت انگیز و خیالی داره خیلی افراد دوست دارن بشنونش یعنی کلا ما ایرانی ها فکر میکنم به مسائل ماوراء طبیعه خیلی علاقه مند هستیم ودوست داریم که در کوچکترین چیزها هم اثری از ماوراء طبیعه رو پیدا کنیم و به همین جهت چنین نویسنده هایی چنین داستان هایی رو می نویسن و در بین مردم رواج میدن و بعد خود مردم شبکه وار دیگه اون داستان رو پخش میکنن

کاظم

سلام من داستان های زیادی مشابه به این رو شنیدم مثل اینکه طرف قرآن رو پاره کرد و تبدیل به میمون شد یا طرف توی قضای مادر شوهرش گوشت گربه ریخت و تبدیل به روباه شد یا داستانی که یکی از عزیزان گفتند که دختری که یک سال داخل قبر بود و تنها یکم بدنش پوسیده شده بود و مسائل این چنینی اما همه ی این ها فکر میکنم که خرافه بیاشه به عنوان مثال همین میمون که میگن یک مجسمه بوده به نظرم داخل یکی ازم وزه های کشور های معروف که بعد ها مشخص شد که اصلا این دختر و اون میمون ارتباطی با هم نداشتن و تنها یک داسشتان خرافه و خیالی بوده.

حکمتیان

آقای حاج فردوسی واقعا متشکرم که ما رو از گمراهی در اوردید راستش منم فکر میکنم چند مدت پیش این داستان رو شنیده بودم البته یکی دیگه هم من شنیدم که میگفت یک دختر رو یک سال فکر میکنم در قبر گزاشتن و بعد از اینکه از قبر در آوردن دیدن که بدنش سالم هست و مواهش یکم فقط پوسیده شده اینجور داستانهایی رو میسازن و من از شمام تشکرم که با دلایل منطقی خودتون نادرست بودن این داستان ها رو به رخ می کشید و باعث میشید که ما این داستان ها رو باور نکنیم و خیلی راحت از کنار اونها بگذریم در صورتی که اگر شما نبودین شاید این گذشتنه وجود نداشته و ما اون داستان رو باور می کردیم.

آیلین بزرگمهر

منهاجیون !!!! خواستم به همه ی شما بگم که مسیر درست رو بشناسین و در مسیر درست قدم بردارین در این راه شیطان برای ما دام های خیلی زیادی چیده و خیلی میخواد که ما رو از مسیر درست بیرون کنه اما شما که این رو میدونید به شیطالن این اجاره رو ندید و نخواین بزاریم که شیطان به هدف خودش برسه شیطان دشمن قسم خورده ی انسان هست و هر کاری میکنه که انسان رو از مسیر درست خارج کنه حتی گاهی به ظاهر دین هم وارد میشه و درر قالب یک نویسنده چنین داستان هایی رو مینویسه که ما از مسیر درست خارج بشیم! پس همتون به این مسئله آگاه باشید و به شیطان این اجازه رو ندید.

جوادی

سلام به همه ی عزیزان و بزرگواران خواستم بگم که من داخل یکی از فیلم ها دیدم که طرف رو برای ساعاتی در قبر گذاشتند و روی اون خاک ریختند و موهای طرف کاملا سیاه بود فکر میکنم اما بعد از اینکه چند ساعت در قبر بود و بعد اون رو از قبر در آوردند کاملا موهای سفیدی داشت و همین مسئله به نظر من نشون میده که تا حدودی اینی که گفته درست هست البته این میک سریال ایرانی بود که داشت توش اینجور چیزا نشون میداد پس میشه گفت که چنین اتفاقی میتونه واقعی باشه چون خرافات رو که داخل سریال ها به کار نمیبرن که!

کریم نجفی

منهاجیون عزیز بدونید و باور داشته باشید که حضرت حاج فردوسی همیشه خیر ما رو خواستن و خواهند خواست و اگر در این داستان این ایرادات رو گرفتند به این منظور هست که ای منهاجیون دیگه به مسیر نادرست به واسطه ی این داستان ها نرید و همچنین درست بودن یک داستان رو مطلع بشید و نزارید که هر چیزی رو به عنوان داستان واقعی به شما بگن این داستان سراسر خرافات و مضحک بود و نمیشه واقعا به اون اعتمادی کرد و اینگونه داستان ها بهتره که وجود نداشته باشن و امیدارم تمام کسانی که با نیت بد چنین داستان هایی رو مینویسم و میگن آخرت دردناکی داشته باشن چون واقعا خیلی از افراد و مردم رو به مسیر نادرستی هدایت میکنن که این منصفانه نیست

زانیار

سلام و درود به همه ی عزیزان من میخوام بگم که نباید این داستان ها رو باور کنیم و نباید به این داستان ها توجه داشته باشیم حضرت حاج فردوسی در این سمیر راهنمای ما هستن اصلا ما چرا باید بریم دنبال داستان دیگه ما اگر خواهان مطالعه هستیم و اگر میخوایم راجع به دین تحقیق کنیم چرا بریم این داستان های خرافاتی رو بخونیم خب میریم کتاب های حضرت حاج فردوسی رو تهیه می کنیم و در اونجا نسبت به علم اندوزی نسبت به دین عمل میکنیم اینطوری به نظر من هم خیلی خیلی بهتره و اینطوری بهتر میتونیم که خداوند رو درک کنیم و خداوند رو بشناسیم.

شایان خدامراد

درود به همه جالب بود برام که نوشته موهای طرف سفید شده در صورتی که حتی حضرت حاج فردوسی که یک عالم دینی هستند و کاری به مسائل آرایشی و زیبایی هم ندارند می دونن که باید مو دکلره بشه یا چنین مسائلی که سفید بشه یعنی کسی که هیچ گونه ارتباطی با این مسئالل نداره هم متوجه این موضوع میشه ولی نمیدونم نویسنده ی این داستان با خودش چی فکر کرده که چنین مضخرفاتی رو به قلم آورده و واقعا نمیدونم مقصدشون چیه شاید بخوان اینطوری مردم رو به دین فرا بخونن اما با دروغ که کاملا بر ضد مسیر خدواند هست مگه میشه کسی رو به مسیر خدا دعوت کرد؟

احمد

جامعه ی منهاج فرودوسیان و منهاجیون هرگز چینن داستان های خرافه ای رو نمیپذیرند و باور نمی کنند چرا که کاملا اشتباه هست و کاملا معلومه که چنین داستان هایی چقدر ما رو از خدواند دور میکنه. جامعه ی منهاج فردوسیان همیشه به دنبال داستان هایی هست که منابع موثق داشته باشه نه اینکه کاملا دروغ بودن و کذب بودن اون داستان در ظاهرش هم مشخص بشه و اصلا نمیشه این مسئله رو نادیده گرفت چرا که این داستان ها تعدادشون خیلی زیاده و خیلی از افراد زود باور هم چنین داستان هایی رو باور می کنند که کاملا از عقل و منطق به دور هست.

نادر خدایاری

درود بر جامعه ی منهاج فردوسیان و عزیزانی که در این وب سایت فعالبیت می کنند می بینید چقدر حضرت حاج فردوسی مو شکافانه این مسئل هرو باز کردند و اون رو به ما گفتند؟! الحق که ایشون رهبر بزرگی در مسیر کمالو سعادت هستند و ما باید به ایشون به یدید یک کسی که واقعا میتونه به ما کمک کنه نگاه کنیم که ما در مسیر درست به واسطه ی راهنامیی های اون قرار بگیریم. عزیزان من اگر قصد دارید که منهاجی بشید در این تصمیم تاخیر نکنیدو با بررسی دقیق وارد منهاج فردوسیان بشید اگر خواستید که بهترین ثمرات و بهترین عاقبت به خیری ها برای شما رقم میخوره اگر باز هم میگم که خودتون بخواین.

رویا

راهی که پیامبر خدا و امام علی و سایر پیامبران و امامان به ما نشون دادند با مسیری که این افراد به اسم دین به ما نشون میدن خیلی فرق داره و اصلا نباید به چنین داستان های ایمان داشت یا اعتماد کرد چون کاملا به ضرر خود ما تموم خواهد شد و هیچ اثر و نتیجه ای برای ما در بر نخواهد داشت. به همین جهت ما باید همیشه به دنبال منابع موثق باشیم و همیشه به دنبال معتبر ترین منابع باشیم تا به وسیله ی اونها بتونیم راه خودمون رو تشخیص بدیم و به مسیر درست هدایت بشیم نه این مسیری که این افراد میان و میگن و کاملا هم میدونیم که اشتباه هست

سارا عقیلی

این داستان ها نه تنها هیچ تاثیری در جهت رسیدن ما به خدواندن داره بلکه باعث میشه که اگر حتی کسی هم به خداوند ایمان داشته با این داستان ها ایمان خودش رو از دست بده خب این افراد با عقل ناقص خودشون فکر میکنند که این داستان ها منطقی هست اما اگر یک فرد کامل منطقی مثل رهبر بزرگ جامعه ی منهاجی فرودسیان یعنی حضرت حاج فردوسی بیان و اون داستان رو تحلیل کنند می بینیم که کلی ایرادات میشه از اون داستان گرفت و همین مسئله نشون میده که این افراد چقدر گمراه هستند و چقدر در مسیر نادرست قرار دارند و امیداورم به مسیر درست برگرددند.

محمد علی عرب

سلام خدمت حضرت حاج فردوسی چنین داستان خرافه ای زیاد وجود داره و خودتون هم تا به حال چندین بار به توضیح و ذکر اون ها پرداختید و ایرادات اونها رو گرفتید و واقعا این داستان ها به جای اینکه مسیر دین رو به سمت درستی ببره به سمت نادرستی هدایت میکنه و باعث میشه که جامعه واقعا از مسیر اصلی خودش منحرف بشه و به هیچ وجه تاثیری در پیشرفت جامعه و دین نداشته و بلکه برعکس کاملا باعث میشه که دین از مسیر خودش همینطور که گفتم منحرف بشه و در مسیر نادرستی قرار بگیره و تماما هم این افراد مقصد هستند چرا که همین افراد این داستان ها رو به وجود آوردن و دین رو به شکل دیگه ای نشون دادند.

محمد امین

در مورد سوال های فرشته نکیر و منکر باید بگویم که امام سجاد علیه السلام جمعه ها در مسجد النبی به موعظه مردم می پرداخت، و درباره ی پایان عمر، سوال نکیر و منکر چنین می گفت؛« از خدایی که می پرستی، از پیامبری که برای تو مبعوث شد، از دینی که بر آن هستی، از کتابی که می خوانی، از امامی که پیروی می کنی، از عمری که سپری کردی و از مالی که بدست آوردی و خرج کرده ای، سوال می کنند و در روایت دیگر آمده است: «از قبله اش، از دوستانش، از نمازش، زکاتش و روزه اش پرسش می شود

سهیل

در مورد این دو فرشته یعنی نکیر و منکر باید بدانیم که این دو فرشته چهره هایی هول انگیز دارند و حضورشان باعث احساس غربت و وحشت مرده می شود. صدایشان چون رعد و برق و نگاه شان همچون تندر آسمان است.
پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله در روایتی در توصیف نکیر و منکر می فرمایند: آن دو مَلَک سختگیر و خشن هستند. صدایشان مانند رعد غرّنده، چشمانشان چون برق خیره کننده، با موهای بلند که زیر پای آنها قرار می گیرد و روی آنها راه می روند. دارای دندان هایی که با آن زمین را می شکافند و از تو می پرسند

امیررضا

البته دوست خوبم باید یه چیزی رو خیلی خوب بدانیم ان هم این هستش که پرسش در قبر برای کافران و فاسقان توسط نکیر و منکر با حالت ترسناک و برای مؤمن توسط مبشّر و بشیر با حالت فرحناک انجام می شود و این حالات ارتباط مستقیمی با اعمال و نیّات ما در این دنیا دارد. لذا نگرانی ما باید از جانب اعمال باشد و نه چیزی غیر از آن
سید نعمت الله جزایری چنین آورده است: از ظاهر دعاهایی که از ائمه ی اطهار رسیده است، بر می آید که نکیر و منکر، جهت بازجویی کفار و فساق می آیند و بشیر و مبشر با بهترین هیئت و صورت به بازجویی مومنان می آیند و سبب خشنودی آنها می شوند

امیر حسین

چقدر زیبا گفتین برادر واقعا باید این مواردو خیلی خوب دانست…. ممنونم ازتون …و ممنون از حاج فردوسی که راه مستقیمو نشونم داد…واقعا ایشون فوقالعاده هستن

احسان

در مورد نکیر و منکر میخواهم حدیثی بگویم از امام صادق(ع) که می فرمایند: فرد چون در قبر خود داخل شود، دو فرشته قبر نزد او آیند درحالی که موهای خود را به زمین می‌کشد و با پاهای خود زمین را می‌شکافند و صدای ایشان مانند صدای سخت رعد و برق چشمهایشان همچون برق خیره کننده است و به میت می‌گویند «کیست پروردگار تو و چیست دین تو و کیست پیغمبرتو؟» فرد می‌گوید: خداوند پروردگار من و اسلام دین من و محمد(ص) پیغمبر من است پس به او می‌گویند خداوند تو را در آنچه که دوست می‌داری و به آن راضی و خشنودی ثابت و استوار گرداند.

نیما جان

ببینید دوست خوبم در مورد فرشته ی نکیر و منکر باید بگویم که از رخدادهاى مهم و حتمى عالم برزخ سؤال دو فرشته «نکیر» و «منکر» است. از روایات و گفتار متکلمان اسلامی بر می‌آید که سؤال نکیر و منکر حقیقتی غیر قابل انکار است. شیخ صدوق در این باره می‌نویسد: «اعتقاد ما درباره سؤال قبر این است که حق است و ناچار به پذیرش آن هستیم.

شاکر

برادردر ادامه ی صحبت های شما باید عرض کنم که روایات در این‌باره فراوان‌اند؛ از جمله امام جعفر صادق(ع) فرمود: «هر کس سه چیز را انکار کند از شیعیان ما نیست: معراج، سؤال قبر و شفاعت
همچنین نقل شده است: امام سجاد(ع) در هر جمعه در مسجد رسول خدا(ص) مردم را موعظه می‌فرمود و از جمله مواعظش این بود: «اى فرزند آدم! اجل تو سریع‌ترین چیزها به سوى تو است و نزدیک است تو را دریابد و ملک الموت روح ترا قبض کند و به سوى منزلِ تنها بروى، پس روح ترا به سوى تو برگردانند و منکر و نکیر براى سؤال و امتحان سخت تو بیایند همانا اول چیزى که از تو سؤال کنند از دین تو است که به آن معتقد بوده‌اى و از کتاب تو است که آن‌را تلاوت کرده و از امامی است که ولایت او را اختیار نموده و می‌پرسند از عمر تو که در چه چیز فانى کردى و از مال تو که از کجا کسب، و در چه راه مصرف نمودى، پس عذر خود را بگیر و براى جواب آماده شو

جزینی

باید عرض کنم که شب اول قبر تنها برای کسانی نیست که دفن می شوند حتی کسانی هم که بدنشان دفن نمی شود، باز عذاب قبر دارند سؤال قبر دارند شب اول قبر هم خواهند داشت وقتی قبر را به معنی عالم برزخ گرفتیم و شب آنجا را هم، مخصوص به وضع آنجا دانستیم لذا لازم نیست تا حتماً میت دفن شود آنگاه مراسم شب اول قبر برزخ صورت پذیرد

محمد حسین

در تکمیل سخنان شما باید بگویم که ان چه به درجة اول مایة نجات و رهایی از عذاب قبر می شود، کارهای نیک و گفتار پسندیده ای است که انسان در طول حیات خود انجام داده است، اما پاسخ پرسش نخست این است که در مواردی شرع مقدس سرنوشت اموات را بوسیله ی کارهای نیک یابد دیگران قابل تغییر معرفی کرده است در ادامه باید بدانیم که در یک قانون کلی حدیث می فرماید:هر کسی سنت و روش نیکی بنیاد گذارد برای او ثواب هر کسی که به آن عمل کند می رسد و هر کسی سنت و روش بدی بنیاد نهد برای او گناه و عقابی هر کسی که به آن عمل کند می رسد

محمد صادق

در همین مورد میخواهم داستان بسیار زیبایی را برای شما عزیزان نقل کنم پیامبرـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمود:روزی حضرت عیسی ـ علیه السّلام ـ از کنار قبری گذشت که صاحب آن در عذاب بود، سال بعد نیز گذر کرد ولی از عذاب صاحب قبر خبری نبود، سبب را از خداوند پرسید، وحی آمد که از این میّت فرزندی صالحی به بلوغ رسید و برای مردم راهی درست کرد و یتمی را پناه داد به برکت آن از پدر گذشتیم

حمید

برادر برای کم شدن فشار قبر باید عرض کنم که زیارت اهل قبور مستحب و سفارش شده است همچنین دعا و قرآن خواندن برای میّت مفید است. زیارت اهل قبور در روزهای جمعه موجب می شود امواتی که در تنگی و تنگناه باشند در فراخی قرار گیرند. امام صادق ـ علیه السّلام ـ فرمود:هرگاه شخصی به نیّت میتی صدقه دهد، خداوند جبرئیل را فرمان می دهد که این هدیه را به قبر او برساند[11] و نیز فرمود:بواسطة نمازی که برای میت خوانده می شود تنگی قبر او به فراخی تبدیل می شود.

شاهین افاق

در مورد عذاب قبر و شب اول قبر باید عرض کنم که در روایت مفصّلی است از حضرت امیرالمؤمنین هستش که آن حضرت در وصف مرگ انسان و انتقال او به قبر و شاهدات او در قبر توضیحاتی می فرماید که ما به قسمتی از آن اشاره می کنیم، در بخشی که مربوط به مرگ مؤمنان و مشاهدات آنان است این چنین می فرماید:… او می شناسد کسی را که او را غسلمی دهد و قسم می دهد افرادی را که جنازة او را حمل می کنند که به سرعت ببرند و زودتر به خاک بسپارند و وقتی که او را وارد در قبرش می کنند دو مَلَک به نزد او می آیند و آن دو، دو فرشتة بازپرسی و باز جوئی کننده از عقائد و کردار او هستند …

جواد

دوست عزیز باید عرض کنم که شبه اول قبری که در روایات ما برای اموات ذکر شده و شرح حال آنها در قبر می باشد مراد شب اولی که ما به حساب دنیایی می سنجیم نیست یعنی این چنین نیست که اگر قسمتی را صبح دفن کنند حتما 10 یا 12 ساعت باید بگذرد تا شب هنگام شود آنگاه فرشتگان پرس و جو بیایند و از او سؤالاتی بنمایند بلکه به محض دفن شدن فرشتگان بازپرس به سراغ میت می آیند چرا که عالم برزخ شب و روزی چون عالم دنیا ندارد و اگر شبی برای میّت ذکر شده است، شاید شب برای او مشتمل می شود درست شبیه حالت خواب که آدم در خواب می بیند

نادری

در مورد عذاب قبر و روز قیامت باید عرض کنم که قرآن شریف صراحت دارد که پس از مرگ تا قیامت عالَمی است به نام برزخ یا عالَم قبر که چون این عالَم بین دنیا و قیامت کبری است. برزخ یعنی حد فاصل نام دارد.(1) علاه بر آن قرآن صراحت دارد که در عالم برزخ عذاب و پاداش وجود دارد، یعنی کافران و ستمگران عذاب می‌چشند و مۆمنان و صالحان از نعمت‌های خداوند برخوردارند، گرچه کمال عذاب و ثواب در قیامت است. قرآن در مورد فرعونیان می‌فرماید: «فرعونیان صبح و شام بر آتش عرضه می‌شوند [و از حرارت آن رنج می‌کشند] و چون روز قیامت برپا شود، خطاب آید که فرعونیان را به سخت‌ترین عذاب وارد کنید».(2) صبح و شام مربوط به برزخ است که پیرو دنیا می‌باشد. بنابر آیه بالا که عرض کردم فرعونیان در برزخ بر آتش عرضه می‌شود و با مشاهده آن و چشیدن حرارت و شنیدن زفیر آن عذاب می‌گردند و در قیامت آنان را در آتش وارد می‌سازند.

قادر

در مورد بحث عذاب قبر باید بگویم که در روایات به چیزهایی که باعث می شود انسان در قبر نور و صفا و روشنایی داشته و ظلمت و تاریکی و فشار نداشته باشد اشاره شده . یکی از آن موارد ذکر صلوات بر حضرت محمّد (صلی الله علیه واله وسلم) و آل ایشان است و یکی از کاربردهایش در قبراست
ذکر شریف ” لا إله إلا … الملک الحق المبین ” را اگر در هر روز صد بارخوانده شود یکی از آثارش این است که وحشت قبر از انسان برداشته می شود و باعث توانگری و وسعت رزق می شود، درهای بهشت و درهای خیر به سوی او باز می شود
پیامبر(صلی الله علیه واله وسلم) فرمود: بر من زیاد صلوات بفرستید ” فإنّ الصلاة علیّ نور فی القبر و نور علی الصراط و نور فی الجنة ” صلوات بر من فرستادن نوری است در قبر و نوری است بر صراط و نوری است در بهشت. البته معنای نور حیات و هستی است و جایی که نور هست، فشار نیست پس فشار قبر و عذاب ، گرسنگی و تشنگی نیست…. باتشکر از سایت و استاد گرانقدرم ….

کاشف

در ادامه و تکمیل سخنان شما دوست خوبم روایتی می اورم از امام رضا (علیه السلام) که فرمودند ” علیکم بصلاة اللیل ” به نماز شب عنایت زیادی داشته باشید و بر شما باد اقامه نماز شب ؛ سپس فرمود هیچ بنده ای نیست که آخر شب بلند می شود و هشت رکعت نماز نافله شب و دو رکعت نماز شفع و یک رکعت نماز وتر می خواند و در قنوت نماز وتر هفتاد مرتبه استغفار می کند مگر اینکه خداوند او را از عذاب قبر حفظ کرده و در پناه خودش قرار می دهد. پس اولین خاصیت نماز شب این است که انسان از عذاب قبر در پناه خدا خواهد بود. و من عذاب النار و از عذاب جهنم هم نجات پیدا خواهد کرد و در پناه خواهد بود و مدّ له فی عمره ، عمرش طولانی می شود و وسّع علیه فی معیشته ، و روزیش هم فراوان می شود.

محمدی

با سلام ببخشید سوال و جوابی که در قبر مطرح می شود به چه صورتی است؟ و چه عوامل ی سبب می شوند عذاب از قبر برداشته شود و چه اموری که موجب تخفیف فشار قبر می شوند؟

شاهین

ببین دوست خوبم در جواب شما باید بگم که در روایت آمده قبر هر روز فریاد می زند: ” أنا بیت الغربة أنا بیت الوحشة، أنا بیت الدودة ” قبر می گوید من خانه وحشت هستم. قبر برای همه وحشتناک نیست بلکه برای خیلی ها مأنوس ترین جاست. مثلا یک استراحتگاه است البته برای کسی که اعمالش را انجام داده.

در قبر که همان عالم برزخ است حوادثی رخ می دهد که این حوادث در واقع نتیجه و اثر اعمال انسان است. به تعبیر دقیق تر ما می توانیم با کارهایی که انجام می دهیم قبر را نورانی بکنیم ، فشار را برداریم و وحشتی نداشته باشیم.

شاکر

در ادامه صحبت های شما بزرگوار و در جواب دوست خوبم باید عرض کنم که در روایات داریم که میت را ناگهانی وارد قبر نکنید بلکه نزدیک قبر روی زمین بگذارید تا یک حالت انسی نسبت به آن مکان برایش ایجاد شود. یکی از چیزهایی که باعث این استیناس و از بین رفتن وحشت قبر می شود نماز وحشتی یا نماز لیلة الدفن است که این نماز به دو صورت خوانده می شود. یک صورتش، نماز دو رکعت است که در شبی که مرده دفن شده از سر شب تا آخر شب می توان خواند. و کیفیت آن به این ترتیب است که در یک صورتش در رکعت اول بعد از حمد دوبار سوره «توحید » خوانده می شود و در رکعت دوم هم بعد از حمد ده بار «سوره الهکم التکاثر» بعد از سلام این ذکر خوانده می شود «اللهم صلّ علی محمد و آبعث ثواب ها إلی قبر ذلک المیّت فلان بن فلان. اسم میت را می برند که خدایا ثواب این نماز را برسان به قبر امرده ای که امشب دفن شده. »

بهنام

در مورد عذاب قبر باید حدیثی نقل کنم از امام علی (علیه السلام) : عذاب القبر یکون من النمیمه و البول و عذب الرجل عن أهله ، عذاب قبر به خاطر سه چیز است: نمامی( سخن چینی)، دوم پرهیز نکردن از بول، سوم اینکه مرد خانواده اش را رها بکند و بی جهت از آنها کناره گیری بکند می لرزد و دو نفر(نکیر و منکر) وارد قبر می شوند و شروع به پرسش و پاسخ هایی می کنند. هر کس با توجه به اعتقاداتی که در دنیا داشته است به این پرسش ها پاسخ می دهد. اولین پرسشی که می شود این است که خدای تو کیست؟ اگر فرد به خدای یکتا ایمان داشته باشد می گوید خدای ما معبود یگانه است و سپس می پرسند: پیغمبر تو کیست؟ اگر فرد مسلمان باشد می گوید: حضرت محمد صلی الله علیه و آله آخرین پیغمبر خداست. در این هنگام چهره های نکیر و منکر روشن می شود و وحشت و ترس از بین می رود، سپس از کتاب و قبله و امام و خلیفه و … سوال می کنند.

نامی

دوسته عزیز ایا عذاب قبر برای مومنین هم میباشد؟

بهنام

ببین دوست خوبم اگر مومنی با وجود گناهان کمی از دنیا رود فشار قبری کمی را متحمل می شود اما دلیلی ندارد کسی که پاک و پرهیزگار است به عذاب الهی گرفتار شود. لذا اگر مومنی هم به فشار قبر دچار می شود بخاطر آن نعمت هایی است که ضایع کرده است. “سعدبن معاذ”، یکی از بهترین یاران پیامبر بود. وقتی او از دنیا رفت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در تشییع جنازه اش شرکت کرد و هفتاد هزار فرشته هم همراه جبرئیل، در تشییع او حضور داشتند.
اما همین سعدبن معاذ هم عذاب قبر داشت. از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) پرسیدند: “آیا واقعا سعد عذاب قبر کشید.”
حضرت فرمود: آری، زیرا که با خانواده اش قدری بداخلاق بود.

محمد رضا

در ادامه ی صحبت های شما دوست عزیز و تکمیل فرمایشاتون باید عرض کنم که از امام علی (علیه السلام) نقل شده: ” عذاب القبر یکون من النمیمه و البول و عذب الرجل عن أهله ، عذاب قبر به خاطر سه چیز است: نمامی( سخن چینی)، دوم پرهیز نکردن از بول، سوم اینکه مرد خانواده اش را رها بکند و بی جهت از آنها کناره گیری بکند. لذا کسانی که دچار این گناهان نشوند عذاب قبر نخواهند داشت و در برخی از روایات نقل شده است که هر کس در شب جمعه و یا جمعه بمیر عذاب قبر نخواهد داشت اما منظور از این روایات مطلق انسانها نیستند چرا که امام باقر(علیه السلام) می‌فرماید: «شخصی که در روز جمعه بمیرد، در حالی‌که به حق ما اهل ‌بیت آگاه باشد؛ خداوند او را از آتش جهنم رهایی می‌بخشد و او را از عذاب دور می‌کند.» لذا مرگ در این زمان ها و برخی از ایام خاص و مبارک همچون روز عاشورا، اربعین، مبعث حضرت رسول(صلی الله علیه و آله) و…. تنها کمک کننده انسان هستند و در اصل همان اعمال انسان هاست که نجات بخش خواهد بود

محمد باقر

ببینید دوستان با تفکر در ایات میشود گفت نساء در شب جمعه، قرآن خواندن و صدقه دادن بازماندگان برای اموات، مرگ در شب جمعه یا روز جمعه، چهار بار حج رفتن و صلوات فرستادن تنها باعث کاهش فشار قبر می شود و بالعکس برخی از اعمال همچون بداخلاقی باعث افزایش فشار قبر خواهد شد. در همین بحث داستانی برای شما دوستان تعریف کنم ….به رسول خدا (صلی الله علیه و آله) خبر رسید که سعد بن معاذ مرده، آن حضرت با اصحاب خود آمدند و دستور دادند سعد را غسل دهند و خود بر در ایستاد و چون حنوط و کفنش کردند و تابوتش برداشتند رسول خدا بى‏کفش و رداء او را تشییع کرد و گاهى سمت راست تابوتش را می گرفت و گاهى سمت چپ آن را ، وقتی به مزارش رسیدند، خود میان قبر او رفت و لحدش را درست کرد، خاک بر او ریخت و قبرش را ساخت … چون از کار قبرش فارغ شدند مادر سعد برخاست و گفت: اى سعد بر تو گوارا باد بهشت ودر ادامه رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود: اى مادر سعد آرام باش. زیرا سعد گرفتار فشار قبر شد. گویند رسول خدا(صلی الله علیه و آله) برگشت و مردم برگشتند و به آن حضرت گفتند یا رسول اللَّه ما دیدیم با سعد آن کردى که با احدى نکردى تو بى‏رداء و کفش دنباله جنازه‏اش رفتى. باز می گویید سعد فشار قبر دارد؟ فرمود آرى او با خاندان خودبداخلاقی می کرد.

محمد امین

سلام به همه ی دوستان …واقعا چقدر زیبا بیان کردین برادر واقعا داستان تامل برانگیزی بود ممنونم از کامته بسیار خوب شما دوسته عزیزم و ممنونم بابت این داستان بسیار عالی…من واقعا هر روز سایت استادو چک میکنم تا از مطالب زیبای ایشون بتونم بهره مند بشم و حتی بتونم از کامنت های شما عزیزان بهره ببرم …ممنونم از سایت بسیار خوب و پر محتوای استاد…. من توانستم از ایشون مطالبه بسیار خوبی رو یاد بگیرم و داخل زندگیم به اجرا بذارم .

محمدیان

من همیشه از عذاب قبر وحشت داشتم و همین طور از فشار قبر بسیار میترسیدم ولی وقتی سخنان استاد و کامنت های عزیزانو خوندم فهمیدم که چقدر میشه درس گرفت ….واقعا ممنونم ازسایت بسیار خوبتون ….

محمد حسین

ببینید دوستان باید عرض کنم که داشتن فشار قبر و وحشت از مرگ بستگی به اعمال انسان دارد که به هر میزان ترازوی بدی انسانها سنگین تر باشد به همان میزان فشار قبر سنگین تر خواهد بود لذا اگر از فشار قبر می ترسید با انجام اعمال صالح و ضایع نکردن نعمت های الهی خود را در معرض آرامش قرار دهید…ممنون از سایت خوب و مطالب مفیدتون ….

بهنیا

از نظر من در مورد عذاب قبر اگر کسی در حالی که در بستر به سر می برده است و دورانی را با درد و رنج سپری کرده باشد بعد از مرگ هیچ اثری از درد و بیماری نخواهد بود . همین که جنازه را در قبر می گذارند ترس و وحشت متوفی را فرا می گیرد و ناگهان میبیند که جانوران مختلف به سمت جسمش روانه می شوند در حالی که هیچ کس اقدامی نمیکند؛ گویی آنهایی که اطراف جنازه هستند جانوران را نمی بینند و خودش اقدام می کند تا جانوران را دور کند . پس از تمام این اتفاقات، سنگ لحد را بر روی جنازه می گذارند و تمام افراد حتی از نزدیکترین افراد همچون همسر و فرزندان جنازه را رها می کنند.

سهراب

کجای قران در مورد قبر و شب اول قبر توضیحی هست؟

یاسین

«وَ مِنْ وَرائِهِمْ بَرْزَخٌ إِلى‏ یَوْمِ یُبْعَثُونَ؛[مومنون/۱۰۰] پیش روى آنها (عالم) برزخ است تا روزى كه برانگیخته شوند.»
ظاهر در وجود چنین عالمى است، … تعبیر به” إِلى‏ یَوْمِ یُبْعَثُونَ” (تا روز رستاخیز) دلیل بر این است كه این برزخ در میان دنیا و آخرت قرار گرفته . از آیاتى كه” صریحا” وجود چنین جهانى را اثبات مى‏ كند آیات مربوط به حیات شهیدان است مانند:
«وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ أَمْواتاً بَلْ أَحْیاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ؛[آل عمران/۱۶۹] هرگز گمان نكن كسانى كه در راه خدا كشته شدند مردگانند آنها زنده ‏اند و نزد پروردگارشان روزى داده مى‏ شوند»
… نه تنها در مورد مؤمنان عالی مقامى همچون شهیدان جهان برزخ وجود دارد بلكه درباره كفار طغیانگرى همچون فرعون و یارانش نیز وجود برزخ صریحا در آیه ۴۶ سوره مؤمن آمده است:
«النَّارُ یُعْرَضُونَ عَلَیْها غُدُوًّا وَ عَشِیًّا وَ یَوْمَ تَقُومُ السَّاعَةُ أَدْخِلُوا آلَ فِرْعَوْنَ أَشَدَّ الْعَذابِ؛[مومن/۴۶] ” آنها (فرعون و یارانش) هر صبح و شام در برابر آتش قرار مى‏ گیرند و به هنگامى كه روز قیامت بر پا مى‏ گردد فرمان داده مى‏شود آل فرعون را در شدیدترین كیفرها وارد كنید.

ظهور

درباره احوال کسانی که وارد عالم قبر می شوند، به چند آیه می توان اشاره کرد:
«الَّذینَ تَتَوَفَّاهُمُ الْمَلائِكَةُ طَیِّبینَ یَقُولُونَ سَلامٌ عَلَیْكُمْ ادْخُلُوا الْجَنَّةَ بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ؛[نحل/۳۲] همانها كه فرشتگان (مرگ) روحشان را مى‏ گیرند در حالى كه پاك و پاكیزه ‏اند به آنها مى ‏گویند: «سلام بر شما! وارد بهشت شوید به خاطر اعمالى كه انجام مى ‏دادید!»
«الَّذینَ تَتَوَفَّاهُمُ الْمَلائِكَةُ ظالِمی‏ أَنْفُسِهِمْ فَأَلْقَوُا السَّلَمَ ما كُنَّا نَعْمَلُ مِنْ سُوءٍ بَلى‏ إِنَّ اللَّهَ عَلیمٌ بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ * فَادْخُلُوا أَبْوابَ جَهَنَّمَ خالِدینَ فیها فَلَبِئْسَ مَثْوَى الْمُتَكَبِّرینَ؛[نحل، آیات ۲۸-۲۹] همانها كه فرشتگان (مرگ) روحشان را مى ‏گیرند در حالى كه به خود ظلم كرده بودند! در این موقع آنها تسلیم مى‏شوند (و بدروغ مى‏گویند:) ما كار بدى انجام نمى‏ دادیم! آرى، خداوند به آنچه انجام مى‏ دادید عالم است. (به آنها گفته مى‏شود:) اكنون از درهاى جهنم وارد شوید در حالى كه جاودانه در آن خواهید بود! چه جاى بدى است جایگاه مستكبران!»
«فَكَیْفَ إِذا تَوَفَّتْهُمُ الْمَلائِكَةُ یَضْرِبُونَ وُجُوهَهُمْ وَ أَدْبارَهُمْ؛[محمد/۲۷] حال آنها چگونه خواهد بود هنگامى كه فرشتگان (مرگ) بر صورت و پشت آنان مى‏زنند و جانشان را مى‏گیرند؟»

آیات دیگری نیز می تواند بیانگر شب اول قبر باشد، که علم ما به آن احاطه ندارد. مثلا در حدیثی آیه ذیل مربوط به عالم قبر دانسته شده است:
«وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْری فَإِنَّ لَهُ مَعیشَةً ضَنْكاً؛[طه/۱۲۴] و هر كس از یاد من روى گردان شود، زندگى (سخت و) تنگى خواهد داشت.»

رشید

توضیح بیشتر درباره عالم قبر را باید از روایات دریافت نمود، به عنوان نمونه در روایت فوق، توصیفات دیگری درباره عالم قبر وجود دارد:
« اى بندگان خدا! از مرگ و بیهوشى و رنجهاى جان كندن بهراسید، و ساز و برگ آن را فراهم كنید كه مرگ بطور ناگهانى با یكى از دو چیز بزرگ بسراغ شما خواهد آمد: (خیر یا شر) … بندگان خدا! آن كس كه آمرزیده نشده پس از مردن چیزى دشوارتر از آن در پیش دارد و آن قبر است، پس از تنگى و فشار و تاریكى و تنهائى آن بیم دارید، قبر هر روز مى‏گوید: من خانه تنهائى‏ام، خانه خاكى‏ام، من خانه وحشتم، من خانه كرمها و گزندگانم، قبر یا باغى از باغهاى بهشت، یا چاهى از چهاههاى دوزخ است. بنده مؤمن چون بخاك سپرده شود زمین باو گوید: آفرین، خوش آمدى، تو از جمله كسانى هستى كه دوست داشتم بر پشت من راه رود، حال كه تو را در بر گرفتم خواهى دانست كه چگونه با تو عمل مى‏كنم! پس تا آنجا كه چشم كار مى‏كند براى او گشاده گردد. و كافر چون بخاك سپرده شودزمین باو گوید: تو را آفرین و خوشامد مباد، تو از دشمن‏ترین كسانى هستى كه دوست نداشتم بر پشت من راه رود، حال كه تو را در بر گرفتم خواهى دانست كه چگونه با تو عمل مى‏كنم! پس چنان او را بفشارد كه استخوانهاى پهلویش بهم برخورد. و همانا آن زندگى سخت و دشوارى كه خداوند دشمن خود را از آن بیم داده عذاب قبر است، كه خداوند بر كافر نودونه اژدها مسلّط كند كه گوشت بدنش را بدندان گزند، و استخوانش را بشكنند، و پیوسته بر سر او در آمد و شدند (او را پایمال كنند) تا روزى كه از قبر برانگیخته شود، كه اگر یكى از آن اژدهاها در زمین بدمد هرگز زمین زراعتى نرویاند.

میثم

سلام،اولا که مسولان قبرستان اجازه همچین کاری نمیدن،دوما شخص بر اثر گرمای محیط بدن شروع به گندیده شدن میکنه ،که بوش قابل تحمل نیست،سوما میگن فشار شب اول قبر اینقدر زیاده که قفسه سینه مرده شکسته میشه،پس نمیشه یه نفر پیش یه مرده بخوابه،و مطمعن باشید تا خاک روی مرده ریخته نشه اعمال شب اول قبر اجرا نمیشه،هر حرفی رو باور نکنید،،،

حمید

سلام نظرمن اینه که مردم ما ازقران هیچ اگاهی ندارند من هم اول به چیزی اعتقاد نداشتم..اغلب اوقات کتابهای علمی که درموردپیدایش زمین وچگونگی پدیدارشدن زمین بود رومطالعه میکردم تا اینکه یروز مطلب جالبی روکه دانشمندان محقق به ان رسیده بودندروخوندم.انها به این نتیجه رسیده بودندکه که زمین جهان دریک انفجار بزرگ تشکیل شده وروزب روز بزرگترمیشود ودرنهایت مانندیک طومارجمع میشود.من آمدم قرآن روبررسی کردم آیه ای دیدم که 1400ساب قبل دقیقا همین قضیه رونوشته بود درمورو سیاه چاله ها تحقیق کروم بازم خبرقران دقیق بود الان میدونم که قران بزرگترین معجزه خداوند بر روی زمین است هرکس قران خوانده باشد متوجه میسودکه 1400 سال قبل خداوند درموردهرچی که الان دانشمندان به ان میرسند توضیح داده وایین نشانه عظمت خداست یه لحظه به بدنیا امدن انسان فکرکنید ایا امنسانها از چی متولدشدند مگرمیشودبدون دلیل انسانی درست شوداونم دوانسان چرا بعضیها اینقدرسوادندارند والکی نظرمیدهند من بهمین قران که بزرگه قضیه ای حقیقی رو بهتون میگم ینفر که ربا میخوردو بخدا اعتقاد نداشت درشب اول قب قبرش شکاف خورد ودوداز ان بیرون امد بیایید تحقیقات کنید اونم نه از ینفر بعد نظر بدید درقران نوشته ما زمین را بوجود اوردیم وخود انرا مثل یک طومار برهم میپیچیم دانسمندان درقرن بیست ویکم با ابن همه امکانات تاره به ابن نتبجه رسبدند ولی قران 1400سال پیش.انها که مخالفند میتونن برن قران رو بخونن وباچشم خود ببینند سخنان پروردگار رو

ساغر

سلام به نظرمن داستان واقعی نبود اخه نمیشه همچین چیزی ازطرفی هم فکرمیکنم واقعه یعنی قلبم میگخ واقعیه عقلم شک میکنه

حسن

سلام 1- چرا در مسائل مذهبی اینقدر شک داریم ولی مسائل غربی مثل هیپنوتیزم روانشناسان یا مسائل شرقی مثل نگهداشتن قطار با چشم توسط مرتاضان را راحت باور میکنیم؟ 2- البته سند این داستان مهم است ولی بسیاری از اتفاقات عجیب بعد از رسول الله تاکنون افتاده (حتی در کشورهای غیر مسلمان) که لازم میشود بعضی شگفتی ها را باور کنیم. 3- چرا خبرهایی که از دنیای مادی (جسمی) میشنویم فوری باور میکنیم ولی خبر فوق مادی و متافیزیکی را باور نداریم؟ در این داستان مگر همه ندیده اند که موی دختر سفید شده است؟ آیا پیامبر (ص) نفرمود نزول سوره هود موی مرا سپید کرد؟ 4- عقل ملاک تعیین شرعی بودن هر امری است چرا که قرآن، عقل را تأیید کرده است. 5- آیا قبول داریم که میزان عقل افراد متفاوت است؟ پس چرا انتظار داریم هر چیزی که امثال علامه طباطبایی با عقلشان توانسته اند تجزیه و تحلیل کنند، ما هم بتوانیم درک کنیم؟ 6- امام صادق میفرمایند: میزان ایمان و باور افراد متفاوت است و سعی نکنید اعتقادات بالاتر را بر افراد تحمیل کنید چرا که همان مقدار را هم از دست میدهند. لذا به نویسندگان عزیز پیشنهاد میکنم از درج مسائل فوق درک افراد عادی در رسانه های عمومی خودداری بفرمایند.

tahereh

ببینید اقای میرزا علی قاضی کسی بود که قدرت معنوی عجیبی داشت داشت اگه به من بگن اقای قاضی مرده زنده میکنه من باور میکنم چه برسد به این حرف که تو قبر از ولایت حضرت وصی سوال وجواب داریم این از مسلمات است که از مولا در قبر سوالشود ولی اینکه یک زنده این سوال وحواب را ببیند باید کفت که خداوند بعضی وقتها برای اشکار شدن حق واتمام حجت یه کارهای میکنه که خارق عادت است ما اونقدر غرق ومست دنیا شدیم که این مسائل بعید مییاد

زینب

موضوع,بالا,ممکن,است,بانام حضرت علامه,جعل,شده,باشد,چراکه,شخصیتی,مانندحضرت علامه,باشناختی که,این,حقیرازحضرت علامه,دارم,ایشان,باچنین,موضوعی,که,بااصل,شیعه,مرتبط,باشد,اینطوربی محابا,واردنمیشد,وموضوعی,که جای اشکال,داشت,واردش,نمیشد

دانیال

با سلام خدمت حاج فردوسی ومنهاجیان پرسش و سؤال در قبر چگونه است و برای غیر مسلمانان به چه صورتی است؟

داوود

رزخ، در لغت به معنای پرده و حائل است که بین دو چیز واقع می شود؛ اما در اصطلاح، برزخ عالمی است که خدای متعال بین دنیا و آخرت قرار داده است و اولین منزل انسان پس از مرگ است.

مراد از عالم برزخ، همان عالم قبر است؛ عالمی که انسان در آن یک نوع زندگی خاصّی تا قیامت دارد.

منظور از قبر در اینجا همان مکانی نیست که میّت را داخل آن می گذارند، بلکه از آیات و روایات استفاده می شود که قبر عالمی است که انسان در آن زندگی می کند و منعم می شود و یا عذاب می گردد و به طور کنایه از آن به قبر تعبیر شده است؛ یعنی از باب این که انسان در مرگ دنیوی اولین جایی که او را می گذارند، داخل قبر است.

در قبر کلیاتی از عقاید و اعمال پرسیده می شود؛ مثلا به میّت گفته می شود: خدایت که بود، پیغمبرت که بود، چه دینی داشتی؟ این را از هر فردی خواه مؤمن و خواه کافر و غیر مسلمان می پرسند.

فاطمه

منظور از قبر در اینجا مکانی نیست که میّت را داخل آن می گذارند، بلکه از آیات و روایات استفاده می شود که قبر عالمی است که انسان بعد از مرگ در آن زندگی می کند و منعم می شود و یا عذاب می گردد و به طور کنایه از آن به قبر تعبیر شده است؛ یعنی از باب این که انسان در مرگ دنیوی اولین جایی که او را می گذارند، داخل قبر است.

با توجه به این که انسان ها در عالم برزخ دارای حیات هستند، و زنده نیز در عالم برزخ مسئول کارهای خودش است و یا متنعم است یا معذّب.

مسأله حیات در عالم برزخ، در اخبار معصومین نیز آمده است:حضرت امام صادق (ع) فرمود:« ارواح مؤمنین در اتاق های بهشت برزخی هستند و آنجا زندگی می کنند و می خورند و می نوشند، ولی ارواح کفّار در آتش برزخی گرفتار عذاب هستند».

در قبر از عقاید و اعمال کلی پرسیده می شود. به میّت می گویند: خدایت که بود، پیغمبرت که بود، چه دینی داشتی؟ این را از هر فردی خواه مؤمن و خواه کافر و غیر مسلمان می پرسند، مگر از بچه های نابالغ، دیوانه و کم عقل؛

دو ملک به نام «نکیر» و «منکر»، از انسان مواردی را سؤال می کنند که حضرت امام سجاد (ع) در این باره می فرماید: اولین سؤال آن دو فرشته این است که آیا خدا را پرستش می کردی یا مشرک بودی؟ دوم این که از پیامبر و مکتب و دین و کتاب (قرآن) سؤال می شود؛ سوم این که از رهبری و ولایت می پرسند که کدام رهبر (حق یا باطل) را تقویت و یا تضعیف می کردی؟ چهارم این که از عمر می پرسند که در چه راهی مصرف کردی؟ پنجم این که از مال و درآمدها می پرسند که از چه راهی به دست آوردی و در چه راهی مصرف نمودی؟ بعد در ادامه می فرمایند: خودتان را برای پاسخ گویی به سؤالات شب اول قبر آماده نمایید

سبحان

انسان بعد از مرگ کجا میرود آیا روح انسان بعد مرگ با ما ارتباط دارد؟

غریب

روح پس از آن كه به وسیله فرشته مرگ قبض شد، در جهان دیگری به نام برزخ قرار می‌گیرد و ارتباط او با دنیا قطع می‌گردد؛ البته رابطه روح با افرادی كه در دنیا هستند، امری محال و غیرممكن نیست‌، امّا چنین نیست كه روح هر فردی بتواند با هر كسی كه بخواهد رابطه برقرار كند، چنان كه انسان‌های زنده هم نمی‌توانند با ارواح مردگان تماس بگیرند.

یاور

بنابراین‌، رابطة روح مرده یا افراد دیگر، در مواردی امكان‌پذیر است‌، لكن چنین نیست كه در هر شرایطی این امر تحقق پیدا كند؛ البته از روایات استفاده می‌شود كه روح مرده در بعضی اوقات‌، به ویژه در شب و روزهایی كه انتظار مردگان برای احسان و نیكی به آن‌ها بیش‌تر است‌، مانند شب‌های جمعه و قدر، به خانوادة خود سركشی كرده التماس می‌كند كه به یاد من باشید و به من كمك كنید؛ با سیر كردن گرسنه‌ای و یا پوشاندن برهنه‌ای‌، مرا یاری كنید، لیكن چنین نیست كه بستگان وی ندای او رابشنوند، و این هشداری است كه باید به یاد مردگان بود و با انجام كارهای نیك به نیّت آن‌ها، كمی از مشكلات آن‌ها در جهان برزخ را كاهش داد.

در مورد دیدار روح مرده از بستگان خود، روایات فراوان رسیده كه دو نمونه از آن‌ها در این جا بیان می‌شود: ۱. اسحاق بن عمّار می‌گوید: از موسی بن جعفر(ع)پرسیدم‌: آیا روح مؤمن كه مرده‌، به زیارت خانواده خود می‌آید، فرمود: آری‌، عرض كردم‌: در چه مدت و زمان‌، فرمود: به مقدار رتبه و فضیلتی كه مؤمن دارد، بعضی از آن‌ها هر روز به كسان خود سر می‌زنند، بعضی دو روز یك بار، برخی در سه روز یك مرتبه و كم‌ترین فرد مؤمن از نظر منزلت‌، در هر جمعه به بستگان و خانواده خود سركشی می‌كند، اسحاق می‌پرسد در چه ساعتی‌؟ حضرت فرمود: هنگام زوال خورشید، روح مؤمن وقتی می‌بیند بستگان او در طاعت وبندگی خدا مشغول هستند، مسرور و شادمان می‌شود.[۳] در روایت دیگر امام صادق(ع) می‌فرماید: هیچ فرد مؤمن و كافری نیست‌، مگر این كه هنگام زوال شمس‌، به خانه خود می‌آید، هنگامی كه خانواده و بستگان خود را مشغول به عمل صالح می‌بیند، مسرور می‌شود و حمد و ثنای الهی به جای می‌آورد، ولی كافر اگر خانواده خود را مشغول به كار خیر ببیند، باعث حسرت و حُزن او می‌شود، زیرا خود او به واسطه ترك اعمال خیر، گرفتار عذاب شده‌

ازیتا

مگه بعد از مرگ جسم بی معنی نمیشه روح از بدن جدا میشه وجسم میمیره،چه طور میشه که گرز آهنی بزنن و….ما اول باید مفهوم مرگ را بشناسیم بدونیم مرگ یعنی چی بعد میشه فهمید که اینها توهماتن.من به دنیای بهد از مرگ اعتقاد دارم ولی شما با این حرفاتون دنیای بعد مرگ را دقیقا مثل این دنیای مادی و خدا رو با شخصی مثل فرعونی ظالم اشتباه گرفته اید

اسدی

بعد از قرار گرفتن در قبر و چوشوندن قبر روح به بدن برمی گرده. واسه همین میگن بعد از اینکهمراسم تموم شد و همه دارن میرن چلو کباب بخورن مرده هی اسم نزدیکا رو صدا می زنه که تنهاش نذارن. میگن نزدیک طرف بره بالای سر قبرش و تلقینات و با صدای بلند برای مرده تکرار کنه چون مرده می شنوه. و منتظر نهی ومنکر …. خدا عاقبتمونو به خیر کنه این دنیا که خیری ندیدیم

جواد

با عرض سلام وخسته نباشید باید خدمت مبارکتان عرض کنم انچه که بنده با عقل ناقص خود از اسلام ودین تشیع فهمیدم اینست پیرو باشید رهرو باشید نه بخاطر ترس بلکه بخاطر زندگی سالم تر وروحی آرام تر واستفاده کردن از دستورات امامان صا لح برای رسیدن به سعادت دنیوی وآخروی بنده معتقدم امامان وپیامبران درکمال رفعت وعطوفت هستند وچه دراین دنیا وحتی آن دنیا منجی ومایه آرامش واسایش اهل دنیا چه پیروان خودشان وچه پیروان ادیان دیگر درضمن مادر که از سواد وتحقیق وتفحص چیزی نمیداند اول با عملش وبعد با عرضه دوبار دین اسلام ودین تشیع مورد باز خواست قرار میگیرد وامامان ما ر‌‌إوف تراز ان هستند که درجای باشند وبا گرز مادری که بهشت زیر پای اوست را اذیت کنند درضمن مطالبتان با سندیت و قاطعیت بیشتری باشد مثلآ از کتاب نحج البلاغه استفاده شود یا کتاب اسمانی چون تنها شیعیان خواننده مطالب شما نیستند وقضاوت آنها از مذهب ما با مطالب شما شکل میگیرد ورفتار ما شیعیان

شقایق

امیر متقیان علی (علیه السلام) در ادامه ی همین فراز از خطبه ی نورانی ۸۳ به این مهّم پرداخته و در این باره به زیبایی فرموده است: «هنگامی که تشییع کنندگان بروند و مصیبت زدگان بازگردند، او را برای پرسش های حیرت آور، و امتحان لغزش زا، در گودال قبر می نشانند»۲ با دقت در کلام امیر بیان علی (علیه السلام) می یابیم که موضوع پرسش و پاسخهای عالم قبر حقیقتی است که هیچ گونه شک و تردیدی در موردش روا نیست. در روایتی که از ششمین اختر تابناک آسمان ولایت و امامت، امام صادق (علیه السلام) در این زمینه وارد شده است، آن حضرت می فرماید: «هنگامی که جنازه ی انسان را دفن می کنند، دو فرشته به نام نکیر و منکر نزد او می آیند، که صدایشان مانند رعد غرّنده، و چشم هایشان مانند برق خیره کننده است که زمین را با نیش های خود می شکافند، و پاهای خود را همراه با موهای خود به شدت بر زمین می کوبند و به سوی مرده می آیند.»۳

البته چگونگی برخورد آنها با میّت، براساس میزان ایمان و انحراف او متفاوت خواهد بود، و آنها متناسب با وضعیت ایمان و عقیده ی میت با او رفتار خواهند نمود.

ثنا

امیر بیان علی (علیه السلام) آن است که انسان ها به هنگام مرگ و لحظات غم انگیز تشییع جنازه، حالت یکسان و یکنواختی ندارند، بلکه به تناسب ایمان و کفر و نیز شدت و ضعفی که در این زمینه دارند، حالات گوناگونی خواهند داشت. مطابق روایات معتبری که در این باره وجود دارد، انسانهای مومن و پرهیزکار، در این لحظات حساس، بسیار خوشحال و شادمان بوده، و از اینکه رخت از این جهان بسته و به دیار باقی سفر می نمایند، سر از پا نمی شناسند، چرا که دنیا برای آنها قفس تنگ و تاریکی بوده که بودن در آن، خاطرشان را آزرده و روح و جانشان را معذّب می ساخته است، و لذا مطابق روایاتی که از پیشوایان معصوم (صلوات الله علیهم اجمعین) در این زمینه وارد شده است، هنگامی که جنازه ی او را حرکت می دهند، صدا می زند که مرا زودتر به منزلم برسانید، و نیز هنگام غسل دادن در جواب فرشته ای که به او می گوید: آیا دلت می خواهی به دنیا بازگردی؟! می گوید: خیر، دیگر نمی خواهم به سختی و تعب دنیا برگردم.

اما در مقابل کافران و نیز گنهکارانی که عمری در مسیر ضلالت و گمراهی قدم نهاده اند و غرق در شهوت و هواپرستی دنیا بوده اند، از اینکه مرگ به سراغشان آمده، و قصد شکارشان را دارد بسیار خشمگین و ناراحتند، زیرا دنیا در منظرشان همچون کاخ زیبا و دلربایی بوده که در آن بزم عیش و شادی به راه انداخته، و به خیال خام خود از این طریق لحظات شیرین و لذت بخشی را برای خود دست و پا کرده اند، و لذا از مرگ که بساط عیش و نوش آنها را بر هم زده، و کاخ آرزوهایشان را ویران ساخته است، بسیار غمگین و هراسانند.

ارزو

در مذهب تشیع عقل حجت است وکسی برای اثبات معارف دین از این حکایتها استفاده نمیکند!بلکه اینها تنها یک یادآوری و تذکار است!شما هم از مطلب بد برداشت کردی و هم عجولانعه اظهار نظر کردی!

رضا

حالا که اینطوره بزارین قضیه آیت الله بحرالعلوم رو با یک عالم محترم تسنن که سوالی از آقای بحرالعلوم که در باغ مشغول کشاورزی بودند میکنه. چرا شما شیعه ها قائل به این هستید که بعضی علمای آخرالزمان از پیامبران پیشین بهتر بودند؟ آیت الله بحرالعلوم بیل همراهش را به زمین می اندازد, به اژدها تبدیل میشود و میگوید تا اینجا ثابت شد که مثل آن پیامبرانیم و وقتی بدون ترسیدن وفرار کردن آن را به دست میگیرد و تبدیل به همان بیل میشود میگوید از آنان حتی بهتریم چون موسی از اژدها در لحظه ی اول فرار کرد ولی من نترسیدم. یا الله.

دلیر

من منکر حقانیت شیعه نیستم ولی باور این حکایت کمی سخته ،کافیه شما خودتون را درون این داستان تصور کنید ، براستی کدوم آدم عاقلی یک دختر بچه را تنها کنار جنازه مادرش می خوابونه و روش رو هم می پوشونه و خودش با خیال آسوده به منزلش میره و صبح میاد ببینه چه بر سر دختره اومده، این در صورتی ممکنه که بگیم همه تیر و طایفه این دختر دیوونه بوده اندو یا بگیم این دختر خودش به تنهایی جنازه مادرش رو خاک کرده و هیچ کس همراهش نبوده.

محمود

لطفاً عزیزانى که مى خواهند پاسخ بدهند، پاسخ چهار سؤال حاج فردوسى را بدهند و از پاسخ هاى حاشیه اى دورى کنند.

gol4174

آقاي حاج فردوسي به نوعي دارن ايجاد طريقت و فرقه سازي مي كنند و ولي آقاي قاضي (ره) به دنبال طريقت سازي و سرسلسله سازي و فرقه سازي نبودند افرادي هم مثل آقاي محمد محسن طهراني كه كتابهاي پدرشون محمد حسين طهراني رو مي نويسند و جلسات علمي و اخلاقي دارند و درباره سخن هاي آقاي سيد هاشم حداد (ره) و سيد قاضي (ره) رو مي گن و طريقت عرفاني خودشون رو از راه آقاي قاضي به جناب حضرت سلمان فارسي مي رسانند و اكثر سلسله هاي طريقتي عرفاني خودشون رو وابسته به يكي از صاحبه پيامبر مي رسانند و حتي آقاي قاضي هيچ وقت دوس نداشتن و قبول نداشتن شخصي ازشون پيروي كنند و ديگران را به مراجع و مجتهدين ديگر مي فرستادن و ما بايد قبول داشته باشيم كه خود شيعه يك حزب و طريقه عرفاني است كه به امام علي (ع) مي رسند و كه فقه را قبول دارند و باور دارند كه عمل به فقه يعني عرفان در باور ما شيعيان شخصي اول از هر چيز عارف هستش كه اهل فقه باشد و مجتهد باشد و ديگران را هم كه ممكنه حالات عرفاني داشته باشن شايد به طور طبيعي به دستورات دين را رعايت كردن و يا خداوند خواسته و مي خواسته خودش هدايتشان كندوبايد اينم بگيم كه بله نجف سني هم دارد و سني هاي عراق اكثرا شافعي هستند و سوالي كه از آيت قاضي كرديد ديگر نمي شود از ايشان سوال كرد چون ايشان حرمت خدا رفتن و حتي آقاي قاضي با اينكه علم زيادي داشتند كتابي هم ننوشتند و نخواستن آثاري از ايشان در جهان باقي باشد و فقط يك دعاي سمات رو گفتن نوشته استفقط براي برخي سوالات مي شود به نوادگان ايشان رجو كرد كه سخناني درباره ايشان گفتن يا اينكه از طريق يك عارف واقعي خدا شناس از طريق مكاشفه با روح ايشان شايد بشود به سوالات درباره ايشان جواب داد اينكه آقاي حاج فردوسي گفتن كه عده اي از شيعيان فقهي وأهل قرآن و روايات هستند و عده اي هم اهل برپايي مراسمات و برخي اعتقادات خب صحيح هستش حتي متاسفانه انواع ديگر شيعيان هم هستن و انواع ديگر مسلمين و درست و صحيح آن همين اهل فقه بودن هستش حتي براي عارف شدن و خود آقاي حاج فردوسي نيز چون تخصصشون با قرآن و احاديث هستش به فقه نزديكه و چيزي مانند مسلك فقهي هستش سوال اينجا هستش كه چرا در قرآن تحول ايجاد كردند و خط حاج فردوسي ساختن و ايشان كه بايد بدانند دست بردن دو قرآن يك بدعت هستش و نبايد گفت قرآن حتي خط آن قديمي و يا جديد هستش و قرآن متعلق به همه زمان ها و مكان ها هستشفقط قرآن رو به شكل ايراني كردند كه تغيير خط والفباي در قرآن ممكن هستش معني تغيير كند و با تغيير معني قرآن ديگه اثر گذاري قرآن از بين مي روداهل علم نبايد بگن به ديگران كه شيعيان و مسلمانان چنين و چنانند بايد به دنبال وحدت و اتحاد بين شيعيان و مسلمين باشنداگر يك عالم بگوييد قرار باشه يك عده اي هدايت شوند و يك عده اي قراره خاص بشوند اين نوعي بدعت هستش چون اسلام و شيعه حقيقي شدن و اهل فقه شدن متعلق به همه جهانيان هستش نه فقط يك عده خاص

بهنام

سلاپ شب بخیر
خیلی ساده زنگ بزنید مرکز ملی پاسخگویی.
بخش فقه داره حدیث داره عرفان داره اخلاق داره…..
سوالتون رو اونجا مطرح کنید و از کارشناس خبره ش جواب بگیرید.
تو همچین فضایی و با این مدل جواب خواستن ممکنه کسایی رو هم‌که ایمان قوی ندارن به تردید بندازید.
یا علی

حسين

ايمان به چى دارن؟ ايمان به آقاى قاضى يا آقاى طباطبايى و يا آقاى تهرانى؟ ايمان به شخصيت ها؟

لعیا رحمتی

سلام خیلی خوشحالم که با سایت شما آشنا شدم و از این بابت واقعا خدا رو شکر میکنم چون خدا بهترین نعمت رو به من داد و اون هم سایت شماست که در اون میتونم خدا رو بهتر بشناسم و بهتر زندگی کنم و با قوانین خدا از طریق کامنت های دوستان بهتر آشنا بشم. مقالات زیبایی رو منتشر می کنید و در این مقالات میشه رد پایی از قوانین خداوند رو دید که بسیار برای انسان میتونه کمک کننده باشد تا این قوانین رو بشناسه و در راه خدای خودش قدم بزاره واین چه نیکو هست که انسان بتونه این کار رو انجام بده و جدای از این مسئله انسانی که رسالت خودش رو روی زمین شناخته باشه خیلی خیلی خوشبخت و سعادتمند هست و عاقبت خیری در انتظار اونه چون هر انسانی مبنی بر هدفی در این جهان خلق شده و هدفی رو دنبال باید بکنه که برای اون خلق شده تا به اون برسه و از این طریق به گسترش جهانش کمک کنه. از همین جهت گفتم سعادتمند چون افراد خیلی زیادی هستند که سنشون بالا رفته اما هنوز که هنوز نتونستن هدف زندگی خودشون رو پیدا کنن و خیلیا هم این رو ربط میدن به سرنوشت یعنی سرنوشت برای اونها خواسته که اونها این چنین باشن. ومگه همچین چیزی امکان داره؟ تا انسان خودش نخواد خدا چطور میخواد اونو راهنمایی کنه و تا اینکه انسان خودش نخواد چطور میتونه هدف زندگیش رو بشناسه. در مورد این داستان هم نظرم با نظر شما یکیه و اینکه واقعا باید به این سئوالات پاسخ داد که درستی این روایت مشخص بشه اما من خیلی کم فکر میکنم که درست باشه چون اصلا تمام قوانین خداوندی و زیستی رو تغییر داده. مگه میشه تو چند اعت رنگ موی بدن انسان تغییر کنه؟ و اینکه مردار انسان بسیار بد بوع هست مگه یک شخص میتونه در کنار اون مرده یک شب کاملا اون هم در جای تنگ و تاریک و همچنین داغ(چون هر چی زمین رو میکندیم و وارد میشیم داغ تر میشه) بمونه. هر شخصی هم به هر اندازه که علاقه داشته باشه ه میت در هر صورت نمیتونه ولی بازم نمیدونم چطوری اتفاق افتاده. موفق باشید

ذهرا

با سلام خدمت حاج فردوسی عزیز. توضیحات زیبایی دادید در مورد این داستان. از شما متشکرم که این وب سایت خوب و عالی را راه اندازی کردید و راه و مسیری به سوی خداوند برای ما ایجاد کردید که بتوان راحت و با موانع کمتر به خداوند رسید. قطعا اگر به آنچه که خداوند می خواهد عمل کنیم و طبق قوانین او در زندگی پیش برویم خواهیم توانست سعادتمند واقعی باشیم و لذت را به معنای کامل آن در زندگی تجربه نماییم .انسان با منهاجی شدن می تواند این نعمت را به دست بیاورد اما قبل از هر چیزی انسان نیازمند آن است که خود بخواهد خدایش را بشناسد اگر خود انسان نخواهد حتی در زمان امامن هم زندگی کند وبا امامان هم در ارتباط باشد هم نخواهد توانست خدایش را درک کند مانند شمر ملعون که می توانیم در آیات و روایات ببینیم که حتی نماز میخوانده اما در آخر خطایی بزرگ را مرتکب شد و این نشان می دهد که خدایش را کامل نشناخته است و این بسیار بد است. در این داستان نیز فکر میکنم به همین گونه باشد به این دلیل که شخص نویسنده خداوند را خوب درک نکرده است و از خداوند چهره ای ظالم می خواهد نشان دهد البته من برای این حرفم دلیلی دارم و آن هم اینه است که آن چنان بد داستان را جلوه داده است که می گوید با گرز آتشین بر سر میت می زند خب این واقعا در دل انسان رعب و وحشت ایجاد میکند در صورتی که خدواند عادل و مهربان است و بر پایه ی عدالت رفتار می کند با انسان. اما جدای از این مسئله من فقط خواستم که از شما تشکری کرده باشم و بخواهم از شما که این مسیر زیبا را ادامه دهیدو این وب سایت مانند اکنون پویایی خود را داشته باشد و همچنان فعالیت کند قطعا با این کار وارد مسیر های زیباتری هم خواهیم شد و با هم و در کنار هم توفیق دست یافتن به نعمات خداوند به بهترین شکل را به دست خواهیم آورد و خداوند باران نعماتش را بر سر ما خواهد باراند و اقیانوسی از رحمت خداوند وارد زندگی ما خواهد شد. موفق باشید

رها صفوی

سلام میکنم خدمت شما و از شما متشکرم که در مورد این مسئله ی مهم صحبت کردید و این دلایل و سئوالات را ذکر کردید و گفتید که اگر به آنها پاسخ داده شود می توان به آن داستان اتکا کرد. خیلی از همین موارد را راحت مردم می پذیرند و با جان و دل به آنها توجه می کنند که واقعا کار اشتباهی است. من نمی دانم که چرا مردم امروز با آنکه طبق گفته ی دیگر دوستان آنقدر علم پیشرفت کرده و سخن اول را منطق می زند باز هم به این مسئله توجه دارند و خرافه را به راحتی می پذیرند. مگر آن قبرستانی که مادر این دختر را به خاک سپردند در آن بی صاحب است که هر آنکس کمی نالید وگریان بود به خاطر او اجازه دهند مرده دفن نشود و به راحتی اجازه دهند که مرده بر روی زمین بماند؟ بعد هم اگر درصد خیلی کمی برای آن دختر اتفاقی می افتاد آیا دولت یا قاضی همان زمانه مدیریت قبرستان را سئوال و جواب نمی کرد؟ چرا ما این موضوعات را نادیده می گیریم؟ خب اگر این مورد شدنی است شما خود این کار را انجام بدهید یعنی یک مرده را بروید و خود را به زمین و آسمان بزنیدو بگوید که حتما امشب من باید در کنار ان باشم ببینید اصلا قبول می کنند؟ همین سئوال کلی باید به آن توجه کرد و به نظرم کافیست و نیاز به سئوال دیگری ندارد اگر همین سئوال را توانستند پاسخ دهند جای امید دارد که یک درصد هم این اتفاق درست باشد!
به جای این موارد اگر ما دو کتاب بخوانیم از دین خود و بخواهیم که دینمان را بهتر درک کنیم و بدانیم که قوانین خداوند چیستند به نظرم بسیار بهتر است و بهتر می توانیم دین را بپذیریم و درک کنیم تا اینکه این موارد را بخوانیم که نه با عقل و منطق انسان جور در می آیند و نه منبع درست و مشخصی دارند. خب منابعی که حاج فردوسی اعلام کردند مشخص هستند و اگر منابع این داستان هم مشخص باشد خب معلوم می شود در میان منابع دین ما ضد و نقیض وجود دارد و این مورد، مورد دیگر را نقض می کند. این ها را واقعا باید به آنها فکر کرد و راحت از کنار آنها عبور نکرد. شاد و پیروز باشید

ساینا مرادی

با عرض سلام و خدا قوت. واقعا برای من یکی که خنده آور بود شنیدن این داستان. این داستان را من مدت ها پیش هم شنیده بودم. چند داستان مشابه هم ساخته شده بودو حتی برخی عکس هم داشتند که واقعا اندیشیدن به آنها انسان را به خنده وا می دارد. یکی دیگر که من شنیده بودم و عکسش را هم دیده بودم این بود که دختری نمی دانم به مادرش توهین کرده بود یا قران را پاره کرده بود و بعد خداوند او را تبدیل به یک میمون کرد و عکس یک میمون را که شبیه به انسان است گذاشته بودند اما با تحقیقاتی که انجام داده بودند مشخص شد که این یک نمی دانم مجسه بوده است یا نوع خاصی از یک حیوان که بسیار به انسان شباهت دارد و می توانید ببینید که چگونه از یک عکس مجسمه(؟) ساده چه داستان خرافه ی بزرگی به راه انداخته بودند. این هنوز یکی از این موارد است. سال ها قبل یک ویدیو منتشر شده بود که می گفتند شخصی در خانه اش گاهی اوقات در آینه یک امام زاده می بیند یعنی همان فکر میکنم حرم و … که بعد ها آمدند زمین آن خانه را کندند و یک امام زاده کشف کردند. این موارد واقعا جای خنده دارد که چطور می توان به آن ها اتکا کرد در جهانی که همه چیز بر پایه ی منطق است و همه چیز طبق قوانین مخصوص خودش اداره می شود چطور می توان به این داستان ها اتکا کرد و عقل خود را چنین به دست آنها سپرد. در موارد دینی هم به همین شکل است و در مورد زندگی امامان و پیامبران موارد زیادی ممکن است که افراد داستان از خود خلق کننده که البته می گویند که این نوعی هنر در تعزیه خانی است که من به آن کاری ندارم اما داستان هایش واقعا برخی بسیار دور از عقل است و مردم می بینیم که چطور به پای ان صحبت ها می نشینند و گوش فرا می دهند و توده ی این افراد را هم اگر نظاره کنیم می بینیم که افراد سالخورده و پیر هستند چرا که زودتر قانع می شوند و زودتر یک مسئله را می پذرند تا جوانان. یکی از مسائلی هم که امروز جوانان دین در بین آنها بسیار کمرنگ شده است می توان همین موضوع را دانست یعنی از بس خرافه تحویل به آن ها داده شده است و با منطق به آنها چیزی توضیح داده نشده آنها از دین روی برگردانده اند و توجه زیادی به دین نمی کنند

نادر

سلام با پیشرفت علم و تکنولوژی و همچنین پیشرفت جهان فکر میکنم اهمیت دادن به چنین مسائلی خیلی حجو و بیهوده است. آیا واقعا خداوند پیامبران و امامان را برای هدایت ما خلاق کرد تا ما بر سر این بینمان اختلاف بیفتد که کدام یک زودتر به خلافت رسید و کدام یک دیر تر؟ چرا ما واقعا سعی نمیکنیم که کمی بزرگ تر ببینیم این موضوع را و ببینیم که واقعا هدف اصلی امامان ما چه بوده است و برای چه آنها جان خود را با کمال میل تقدیم کرده اند تا بتوانند از دین اسلام محافظت کننده و باعث پیشرفت آن بشوند. اکنون قرن بیست و یک است و انسان کنونی می بایست ذهنش بسیار رشد کرده باشد و اگر کسی نسبت به خرافه و این چنین مواردی بخواهد کوچکترین اهمیتی نشان بدهد معلوم می شود که این از کوچک بودن ذهن اوست البته که بعضی از موارد را نمی توان انکار کرد اما مواردی که فقط باعث تفرقه می شوند و از ظاهر آن روایت یا داستان کامل می توان فهمید که هدف آن چیست اصلا نباید کوچکترین اهمیتی به آن داد. این موضوع را به این دلیل ذکر میکنم چرا که رشته درسی بنده روابط عمومی می باشد و در کلاس های درسی بنده در مورد جنگ نرم و … صحبت های بسیار شده است و در مورد اینکه چگونه در ذهن مردم حتی از طریق اعتقادات آنان وارد می شوند بسیار بحث و گفتگو شده است. مدتی پیش که یک کلیپ نیز منتشر شد که گربه ای در حال رد شدن بود و شخصی با آوردن اسم مجید باعث می شد که گربه رویش را برگرداند و تا مدت خیلی زیادی این در فضای مجازی چرخیده بود و باعث شد که افراد زیادی ان را ببینند. عده ی زیادی با ان مخالفت کردند و عده ی زیادی هم با آن موافق بودند. اما واقعا باید به این سئوال پاسخ داد که چرا ما بین آن همه اسم فقط اسم مجید که نام کتاب قران خداوند است را بر زبان آورد؟ یا موارد دیگری که بحثش در اینجا نمی گنجد اما همانطور که می بینیم حتی با یک کلیپ طنز اعتقادات چقدر ساده نشانه گرفته می شوند و به راحتی دشمن در ذهن انسان نفوذ می کند

مریم السادات

با عرض سلام روایتی بود که می توان گفت برای تفرقه نیز می توان از آن استفاده کرد برای ایجاد پراکندگی میان شیعیان و سنی ها و اصلا چند مورد در ان دیده می شد که کلا قوانین جهان را تغییر داده است که این کاملا از منطق به دور است. اول آنکه گفته شده مو های دختر سفید شده به قول جناب حاج فردوسی چطور ممکن است که مو های یک شخص در رعض چند ساعت سفید بشوند؟ آیا چنین واکنشی در بدن یک انسان ممکن است رخ بدهد؟ مورد بعدی آنکه نوشته شده است دختر دیده است که این اتفاقات افتاده است و خداوند پرده حجاب و یا همان چشم بصیرت را در اختیار افرادی محدود فکر میکنم که قرار دهد نه هر کسی و این مورد هم واقعا جای تامل دارد که به آن اندیشید که چطور شده است که این دختر اصلا توانسته چیزی از ان دنیا را ببیند! مورد بعدی آنکه خداوند فکر نمی کنم در قران در مورد مذهب چیزی سخن گفته باشد و در مورد دین صحبت کرده است که در یکی از آیه های سوره بقره به یاد دارم که نوشته بود در هر کدام از دین ها در صورتی که به خدا ایمان داشته باشند(؟) وارد بشهت می شوند که البته در این آیه از افعال ماضی استفاده شده بود و در یکی از آیه های سوره آل عمران اشاره کرده بود که هر دینی به جز اسلام مورد قبول نیست! اما در مورد هذب ننوشته است که این اتفاق رخ داده! مورد دیگر این است که فکر نمی کنم سنی ها امامشان را به طور کامل قبول نداشته باشند فقط در مورد خلافت و … است که همانطور که در روایت ها می توانیم ببینیم اما علی به اندازه چهار خلیفه صبر کرده است که بعد نوبت خلافت او رسیده پس این مورد که او فقط بر سر خلافت خودش پیروان دین اسلام را شفاعت نکند خیلی از عقل به دور است و اینکه خود آن حضرت اگر برایش این موارد اهمیت داشت نشان از علاقه به مال دنیا بوده که این رسم پیمابران تا حدودی نبوده است پس نمی توان این مورد را هم نادیده گرفت. امر دیگری که خیلی می توان آن را به چشم دید در این روایت این است که هرگز هیچ قبرستانی چه در زمان قدیم و چه در زمان جدید فکر نمیکنم مدیریتش و یا کسانی که آنجا را اداره می کنند اجازه دهند مرده بر روی زمین بماند و یا آنکه یکی از عزیزان ان مرده در کنار او بماند چرا که اگر اینطور می بود اولا بی حرمتی فکر میکنم که به مرده است و دوما همه ی افراد دیگر راهش را پیدا میکردند وبا کمی لجاجت می خواستند که شبی را در کنار مرده خود بگذرانند که این واقعا جای تعجب دارد! اما مورد دیگر هم هست و آن اینکه آیسا بدن آن مرده به بو نیامده است؟ چطور دختر توانسته تمام شب را با بوی بدن آن مرده سر کند که می گویند بدترین بوی ممکن بوی جسد بدن انسان است! به این موارد فکر میکنم باید توجه کرد و بدون هیچ منطق و علمی این قضیه را قبول نکرد

ناشناس

آقاي حاج فردوسي به نوعي دارن ايجاد طريقت و فرقه سازي مي كنند و ولي آقاي قاضي (ره) به دنبال طريقت سازي و سرسلسله سازي و فرقه سازي نبودند
افرادي هم مثل آقاي محمد محسن طهراني كه كتابهاي پدرشون محمد حسين طهراني رو مي نويسند و جلسات علمي و اخلاقي دارند و درباره سخن هاي آقاي سيد هاشم حداد (ره) و سيد قاضي (ره) رو مي گن و طريقت عرفاني خودشون رو از راه آقاي قاضي به جناب حضرت سلمان فارسي مي رسانند
و اكثر سلسله هاي طريقتي عرفاني خودشون رو وابسته به يكي از صاحبه پيامبر مي رسانند و حتي آقاي قاضي هيچ وقت دوس نداشتن و قبول نداشتن شخصي ازشون پيروي كنند و ديگران را به مراجع و مجتهدين ديگر مي فرستادن
و ما بايد قبول داشته باشيم كه خود شيعه يك حزب و طريقه عرفاني است كه به امام علي (ع) مي رسند و كه فقه را قبول دارند و باور دارند كه عمل به فقه يعني عرفان
در باور ما شيعيان شخصي اول از هر چيز عارف هستش كه اهل فقه باشد و مجتهد باشد و ديگران را هم كه ممكنه حالات عرفاني داشته باشن شايد به طور طبيعي به دستورات دين را رعايت كردن و يا خداوند خواسته و مي خواسته خودش هدايتشان كند
وبايد اينم بگيم كه بله نجف سني هم دارد و سني هاي عراق اكثرا شافعي هستند
و سوالي كه از آيت قاضي كرديد ديگر نمي شود از ايشان سوال كرد چون ايشان حرمت خدا رفتن و حتي آقاي قاضي با اينكه علم زيادي داشتند كتابي هم ننوشتند و نخواستن آثاري از ايشان در جهان باقي باشد و فقط يك دعاي سمات رو گفتن نوشته است
فقط براي برخي سوالات مي شود به نوادگان ايشان رجو كرد كه سخناني درباره ايشان گفتن يا اينكه از طريق يك عارف واقعي خدا شناس از طريق مكاشفه با روح ايشان شايد بشود به سوالات درباره ايشان جواب داد

محسنین

شما پرسیدین که ایا درست است که نجف، در آن زمان، سنی هم داشته است؟ بله طبق تحقیقات من سنی ها در نجف هستن و دیده شدن

وحید خراسانی

در کنار سلول‌های ریشه مو که وظیفه‌شان تقسیم سلول و ساختن سلول‌های جدید رشد طولی موست، سلول‌های رنگدانه‌ساز یا ملانوسیت‌ساز هم وجود دارد.

در واقع رنگدانه‌ها به درون سلول‌هایی تزریق می‌شود که در حال ساخت ریشه موست و رنگ و طیف موها به میزان رنگدانه‌ها و جنس آنها بستگی دارد.

داوودی با اشاره به اینکه سفید شدن مو حاصل توقف رنگدانه‌سازی سلول‌های رنگدانه‌ساز است، می‌گوید: سفید شدن موها روندی تدریجی است که از ریشه مو آغاز می‌شود و مهمترین عامل در زمان و چگونگی سفید شدن مو به زمینه‌های ژنتیکی در هر فرد بازمی‌گردد.

مرضیه

با توجه به صحبت برخی افراد که می گویند: فلانی یک شبه موهایش سفید شد، می توان گفت تنها راه سفید شدن موها در یک شب، نفوذ ماده‌ای در ساقه ی مو از ریشه تا نوک آن است که بتواند همه رنگدانه ها را از بین ببرد. چنین ماده‌ای تا کنون شناخته نشده است.

افرادی که موهای سفید و رنگی دارند، ممکن است در یک شب همه موهای رنگی شان بریزد و فقط موهای سفیدشان باقی بماند، زیرا ریزش منطقه‌ای موها به طور انتخابی تمایل دارد که موهای دارای رنگدانه را درگیر کند و موهای سفید دست نخورده باقی می‌مانند، بنابراین در صورت درگیری موها، موهای سفید نمی‌ریزند. این اتفاق در فرم غیرمعمول ریزش موها دیده می‌شود.

غلام علی

سخن درباره عالمی است فقیه و عارفی است عظیم که از بحر عشق و معرفت و توحید گوهرها در کف داشت و این تنها شاگردان او بودند که توانستند در نور چنین گوهری مست و حیران شوند. هر چند که آن ها نیز هر کدام به قدر سعه وجودشان بهره ها بردند و قاضی به آن ها هم می گفت: “به شما هم کامل ندادم”.

نیما

در حدود سال ۱۳۵۶ خورشیدی هنگام دفن دختر سید علی قاضی در کنار قبر پدرش مشخص می‌گردد که بدن پدرش پس از حدود چهل سال هنوز تازه است و متلاشی نشده است.

محمود

لطفاً عزيزانى كه مى خواهند پاسخ بدهند، پاسخ چهار سؤال حاج فردوسى را بدهند و از پاسخ هاى حاشيه اى دورى كنند.

اخترشناس

سید علی قاضی از نوجوانی تحت تربیت پدرش، سید حسین قاضی بود و جوهره حرکت و سلوک وی از پدرش است. وی پس از آن که به نجف رفت، نزد شیخ محمد بهاری و سید احمد کربلایی معروف به واحدالعین به یادگیری مکارم اخلاقی و عرفانی پرداخت و این دو نیز از شاگردان ملا حسین قلی همدانی بودند. سلسله استادان ملا حسینقلی همدانی به سید علی شوشتری و سپس به شخصی گمنام به نام ملاقلی جولا می‌رسد.

نرگس

لقب افندی معمولاً پس از نام افراد می‌آمد و نشانگر سطح سواد بالای فرد یا برخورداری وی از منصب دولتی بود. در زمان عثمانی بیشترین پسوند در نام مردان صاحب‌منصب پس از آقا واژه افندی بود. افندی‌ها در زمان عثمانی معمولاً بیشتر از دانش‌آموختگان مدرسه رشدیه یا مدارس دینی بودند.

نازنین زهرا

امير المؤمنين مي فرمايند :زماني كه ميت را داخل در قبر مي كنند خداوند دو ملك به سراغ او مي فرستد.(اسم آنها منكر و نكير است )اول چيزي كه از آن سؤال مي كنند از پروردگارش است ، سپس ازپيامبر و بعد از آن از امام و ولي او سوال خواهند نمود . اگر توجه کنید امام گفتن میت و تفاوتی برای کافر یا دیندار قائل نشدن پس سوال شب اول قبر از همه پرسیده می شود.

فهمیه

سلام خدمت شما دوست بزرگوار به نظر من هم به همین گونه است اما باید توجه داشت که جناب حاج فردوسی شاید منابعی بر این حرف خود دارند و بدون منبع ایشان سخنی به زبان نمی آورند پس باید دانست که منبع آن چیست اما جدای از این مسئله می خواهم در مورد همین مسئله نیز کامنت خود را بنویسم و چون به کامنت شما مرتبط است در پاسخ به کامنت شما آن را درج می کنم. انکه انسان به دنبال ان باشد که مدام بخواهد شیوه ی پاسخ دادن به نکیر و منکر را بیاموزد و … می تواند برای او کاری سخت باشد پس بهتر است به دنبال زیبا کردن دنیای خود باشد کسی که در دنیا از شیوه ی درست سعادتمند شده باشد و با خداوند ارتباط درستی برقرار نماید پس خواهد توانست به این سئوالات هماسخ درست بدهد اما متاسفانه اکنون می توانیم ببینیم که این موضوع برعکس شده وا واقعا به جای آنکه بر موارد مهم توجه شود بر موارد جزئی که گره آن چنانی از زندگی ما نمی گشاید صحبت می شود. مانند همین داستان که به قول دیگران دوستان هدف تفرقه در آن بیداد می کند خب معلوم است که کسی که اهل تسنن باشد نسبت به این داستان جبهه خواهد گرفت وبا خود می گوید که مگر من جهنمی هستم و بسیار ممکن است نسبت به شیعه و شیعیان در دل خود نفرت بیافریند غافل از اینکه کاملا دارد بر اساس خواسته ی نویسنده ی داستان راه می رود و عمل میکند در صورتی که شاید شیعیان واقعا چنین چیزی را قبول نداشته باشد اما این داستان چیز دیگری را در ذهن مخاطبش جای می دهد و اگر ما به جای تمرکز به این موضوع بیاییم وبا خود بگوییم که چگونه می شود بندگی خداوند را بهتر کرد و با خداوند ارتباط زیباتری گرفت قطعا به نظر من بهترین نتیجه را خواهد داد و همانطور که گفتم دیگر لازم نیست که نگران پاسخ دادن به این سئوالات هم باشیم. شاد و پیروز باشید

امیر عباس

آشنایی با زبان و ادبیات عرب به اندازه ای که فهمیدن معنای ظاهری قرآن کریم و روایات معصومان (علیهم السلام) به آن نیازدارد ، برای متخصص و کسی که می خواهد اظهار نظر کند لازم است ;زیرا عدم آشنایی با زبان و ادبیات عرب و عدم آگاهی بر خصوصیات و ویژگیهایی آن به اشتباه و خلاف واقع افتادن و استنباط نادرست می انجامد

احمد رضا

با سلام چه موضوع را ذکر کردید که نیاز به ریز بینی فوق العاده داشت و از این موضوع از شما متشکرم. بله همینگونه است کسی که این داستان را هم ترجمه کرده است را باید شناخت و بدانیم که آیا به شکل درستی ترجمه شده است یا خیر. در زبانی عربی که با تغییر یک فتحه یا ضمه ممکن است معنا کاملا تغییر کند باید دانست که نباید به یک معنی خاص توجه کرد و باید به شکل کامل تری تحقیق کرد تا معنای جمله را دانست مخصوصا برای کسانی که از زبان عربی علمی ندارند یا علم آنها بسیار اندک است پس به این موضوع باید توجه کافی نمود.
در جایی دیدم که شخصی می گفت (البته درستی حرف او را من خودم نمی دانم چرا که تحقیق نکرده ام) که بسیاری از افراد قرآن را طوری معنا کرده اند که ترجمه ی آنها تعریف آیات را به سمت اهداف خود می کشاند در صورتی که شاید واقعا معنای اصی آیاه آن نباشد. برای اینکه این موضوع شامل حال ما نشود و حتی اگر این حرف درست باشد ما در دسته افراد فریب خورده قرار نگیریم بسیار بهتر است که حداقل چندین معنا را از چندین ترجمه کننده بخوانیم و جدای از این موضوع به دنبال قوی کردن زبان عربی خود نیز باشیم تا بتوانیم همان جلمات اصلی قرآن یا همان کلمات عربی را خوانده و خود ترجمه نماییم. اما همانگونه که دیگر دوستان در کامنت هایشان می بینم در این داستان قصد تفرقه اندازی میان شیعیان و اهل تسنن وجود دارد و به مانند نظر یکی از دوستان یک شخص شیعه و سنی می بایست آنقدر باهوش و زیرک باشد که مبادا در دام نویسنده ی داستان قرار بگیرد و آن چه را که نویسنده انتظارش را دارد عمل نماید.

نغمه

کسی می تواند در مسایل دینی اظهار نظر کند که به اصطلاح فقها«شم الحدیث » داشته باشد ; یعنی تمام زوایای یک حدیث رابفهمد . زمان مدور حدیث ، جو سیاسی اجتماعی حدیث ، مکان حدیث ،افراد مستمع حدیث و دهها مساله دیگر را باید به خوبی بداند ;مثلا در حدیثی از پیامبر اسلام (ص) آمده است : «اختلاف امتی رحمه » امروزه بسیاری برای توجیه احزاب و گروههای سیاسی به این حدیث تمسک می کنند و اختلاف در دین را به عنوان بحث قرائتهای جدید از دین در جامعه مطرح می کنند . در حالی که اگر به تفسیرصحیح این حدیث مراجعه و در آن دقت شود ، منظور چیزی دیگری است

رحمت

چه ربطى داشت الان؟

نسترن

در پاسخ به این سوال تون که چطور موهای آن دختر، در عرض چند ساعت، سفید شد؟ باید بگم که ما جای اون نبودیم که بدونیم اگر ما بودیم شاید برای ما اتفاق می افتاد و از قدرت خدا هیچ کاری خارج نیست چون من در فیلم حضرت مسیح هم دیدم وقتی مرده رو زنده کرد موهاش در اثر عذاب سفید شده بود

ستاره

چه استدلال مسخره اى!
فيلم رو دارى مبنا قرار مى دى؟

مصطفى

قل هاتوا برهانكم ان كنتم صادقين
بگو دليل بياوريد اگر راست مى گوييد.

fa فارسی
X