۲۲ بهمن

علامه طباطبایی چه دید؟

زمان مورد نیاز برای مطالعه‌ی این مطلب، فقط: ۲ دقیقه

یکی از اساتید علامه طباطبایی، مرحوم قاضی بود و ایشان شاگردان خود را بر طبق موازین شرعیه و با رعایت آداب باطنیه اعمال و حضور قلب در نمازها و اخلاص در کردار، دستورات خاص اخلاقی‌ای می‌دادند و دل آن‌ها را آماده‌ی پذیرش الهامات عالم غیب می‌نمودند. خود ایشان (مرحوم قاضی) در مسجد کوفه و مسجد سهله حجره داشتند و بعضی از شب‌ها را به تنهایی در آن حجرات بیتوته می‌کردند و شاگردان خود را نیز توصیه می‌کردند تا بعضی از شب‌ها را به عبادت در مسجد کوفه و یا سهله بیتوته کنند و دستور داده بودند که چنانچه در بین نماز و یا قرائت قرآن و یا در حال ذکر، فکری برای شما پیش آمد و یا صورت زیبایی را دیدید و یا بعضی از جهات دیگر عالم غیب را مشاهده کردید، توجه ننمایید و دنبال عمل خود باشید!
استاد علامه طباطبایی می‌فرماید: روزی من در مسجد کوفه نشسته و مشغول ذکر بودم، در آن بین یک حوریه‌ی بهشتی از طرف راست من آمد و یک جام شراب بهشتی در دست داشت و برای من آورده بود و خود را به من ارائه می‌نمود. همین که خواستم به او توجه کنم یاد حرف استاد افتادم و لذا چشم پوشیده و توجهی نکردم. پس آن حوریه برخاست و از طرف چپ من آمد و آن جام را به من تعارف کرد، من نیز توجهی ننمودم و روی خود را برگرداندم، پس آن حوریه‌ی بهشتی رنجیده شد و رفت و من تا به حال، هر وقت آن منظره به یادم می‌افتد، از رنجش آن حوریه متاثر می‌شوم!
منبع: مهر تابان، یادنامه و مصاحبات تلمیذ (سید محمد حسین حسینی تهرانی) و علامه طباطبایی.

***

در روایات شیعه آمده است:
قَالَ رَسولُ اللهِ‌ (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم): «إِنَّ أَدنَى أَهلِ الجَنَّهِ مَنزِلَهً لَمَن یغدى عَلَیهِ وَ یراحُ بِعَشرَهِ آلافِ صَحفَهٍ … وَ لَو أَنَّ حُورِیا مِن حُورِهِم بَرَزَت لِأَهلِ الأَرضِ لَأَعشَت ضَوءَ الشَّمسِ، وَلاَفتَتَنَ بِها أَهلُ الأَرضِ»
منبع: مسند زید، صفحه‌ی ۴۱۷.
ترجمه: رسول خدا‌ (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم): فرمودند: «[حتی] برای دون‌پایه‌ترینِ اهل بهشت، هر بامداد و شامگاه، ده هزار سینی می‌آورند … اگر حوریه‌ای از حوریان بهشتی، برای اهل زمین آشکار شود، نور خورشید را تار می‌کند و زمینیان، سرگشته [و حیران] او می‌شوند».

***

قَالَ الصادقُ (علیه‌السلام): «لَوْ أَنَّ حَوْرَاءَ مِنْ حُورِ الجَنَّهِ أَشْرَفَتْ عَلَی أَهْلِ الدُّنْیا وَ أَبْدَتْ ذُؤَابَهً مِنْ ذَوَائِبِهَا لَأَمَتْنَ أَهْلَ الدُّنْیا أَوْ لَأَمَاتَتْ أَهْلَ الدُّنْیا»
منبع: الزهد، حسین بن سعید، صفحه‌ی ۱۰۲؛ بحار لأنوار، علامه مجلسی، جلد ۸، صفحه‌ی ۱۹۹.
ترجمه: امام صادق (علیه‌السلام) فرمودند: «اگر حوری از حوریه‌های بهشت بر اهل دنیا سَرَک بکشد و زلفی از گیسوان او نمایان گردد، اهل دنیا [از لذت فوق العاده‌ی آن] می‌میرند»

***

در روایات عامه آمده است:
قَالَ رَسولُ اللهِ‌ (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم): «لَو أَنَّ حُوراً أَطلَعَت إِصبَعاً مِن أَصابِعِها، لَوَجَدَ رِیحَها کُلُّ ذِی رُوحٍ»
منبع: المعجم الکبیر، جلد ۶، صفحه‌ی ۵۹؛ حلیه الاولیاء، جلد ۱، صفحه‌ی ۲۴۷؛ تاریخ دمشق، جلد ۲۱، صفحه‌ی ۱۴۷؛ کنز العمال، جلد ۱۴، صفحه‌ی ۵۱۹.
ترجمه: رسول خدا‌ (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم): فرمودند: «اگر حوریه‌ای [از حوریه‌های بهشتی،] انگشتی از انگشتانش را [در فضای دنیا] آشکار سازد، هر جانداری بوی خوش آن را حس خواهد کرد».

***

قَالَ رَسولُ اللهِ‌ (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم): «لَو أَنَّ امرَأَهً مِن أَهلِ الجَنَّهِ اطَّلَعَت إِلَى أَهلِ الأَرضِ لَأَضاءَت ما بَینَهُما، وَ لَمَلَأَتهُ رِیحاً، وَ لَنَصِیفُها عَلى رَأسِها خَیرٌ مِن الدُّنیا وَما فِیها»
صحیح بخاری، جلد ۳، صفحه‌ی ۱۰۲۹؛ سنن ترمذی، جلد ۴، صفحه‌ی ۱۸۲؛ مسند ابن حنبل، جلد ۴، صفحه‌ی ۲۸۳؛ صحیح ابن حبان، جلد ۱۶، صفحه‌ی ۴۱۳؛ مسند ابی یعلی، جلد ۴، صفحه‌ی ۴۵؛ کنز العمال، جلد ۴، صفحه‌ی ۳۰۴.
ترجمه: رسول خدا‌ (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم): فرمودند: «اگر زنی از بهشتیان برای زمینیان نمایان گردد، از آسمان تا زمین را روشن می‌کند و عالم را آکنده از بو[ی خوش خود] می‌سازد. روسری [یا چادر] او از دنیا و هر آنچه در دنیاست، بهتر است».

***

قَالَ رَسولُ اللهِ‌ (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم): «لَو أَنَّ امرَأَهً مِن أَهلِ الجَنَّهِ أَشرَفَت إِلَى أَهلِ الأَرضِ لَمَلَأَتِ الأَرضَ رِیحَ مِسک، وَ لَأَذهَبَت ضَوءَ الشَّمسِ وَالقَمَرِ»
منبع: المعجم الکبیر، جلد ۶، صفحه‌ی ۵۹؛ زهد ابن مبارک، صفحه‌ی ۷۷؛ تاریخ دمشق، جلد ۲۱، صفحه‌ی ۱۴۵؛ المصنف ابن ابی شیبه، جلد ۸، صفحه‌ی ۷۹؛ کنز العمال، جلد ۱۴، صفحه‌ی ۴۷۳.
ترجمه: رسول خدا‌ (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم): فرمودند: «اگر زنی از اهل بهشت بر مردم زمین نمایان شود، زمین را از بوی مشک پُر می‌کند و [درخشندگی‌اش] نور خورشید و ماه را محو [و بی‌فروغ] می‌سازد».

***

نتیجه‌گیری: این طور به نظر می‌رسد که آنچه مرحوم علامه طباطبایی (ره) دیده‌اند، بانویی از جنیان بوده است نه حوریه‌ای بهشتی. گزارش‌های متعددی از ظاهر شدن زنانی از طایفه‌ی جن به صورت‌های بسیار زیبا و خیره‌کننده برای انسان‌ها، در دست است؛ زیرا آمدن حوریه به دنیا، نظام عالم را به هم می‌ریزد.

کلمات کلیدی: , , , , , , , , ,

108

 
 
 
56 نویسندگان
52 پاسخ‌ها
0 دنبال‌کنندگان
 
مرتب کردن بر اساس بیشترین بازخورد
مرتب کردن بر اساس داغ‌ترین دیدگاه
15 نویسندگان برتر
  مشترک شوید  
اشتراک برای:
ناشناس

حقیقتاً تعابیر شما بسیار بد هست!! بسیار بسیار سطحی‌نگرانه به مسائل می‌نگرید! با آوردن چند روایت که ممکن است ظاهری از هدف شما را بیانگر باشد کار را تمام شده می‌پندارید و می‌گویید که همین است!!! سبحان الله…
در روایتی آمده است که روزی ام سلمه، همسر پیامبر (ص) عرض کرد: یا رسول الله؛ اگر ما زنان دنیا وارد بهشت شویم، آیا بر حورالعین فضیلتی داریم؟
حضرت فرمودند: وَ الذی نَفسی بِیده! اِنَ فَضل المَخدومِ عَلی الخادِم کَفضل القَمَر لَیلَه البَدر عَلی سائر الکَواکب؛ قسم به کسی که جان من در دست اوست! حوریان بهشتی خادم شما زنان دنیا می‌باشند و فضیلت و برتری شما نسبت به آنان، مانند ماه است در شب چهارده بر سایر ستارگان…
خوب دقت کردید؟! تمامی موجودات عقلی مانند ملائکه، حوری و… برای آمدن به دنیای مادی باید متنزل بشوند! یعنی وجود زن مومنه، برای اینکه در دنیا باشه باید تنزل پیدا کنه! مثل آیات قرآن که تنزل پیدا کرده‌اند! مثل جبرائیل (علیه‌السلام) که تنزل پیدا می‌کردند! مثل ۱۴ معصوم (علیهم‌السلام) که آنقدر تنزل کردند که جاهلان جرأت آنهمه جسارت را به ایشان پیدا کردند!!!
اگر حوریه‌ی بهشتی با قامت بهشتی‌اش در دنیا جلوه می‌کرد، حرف شما درست بود و روایات مربوطه را در اینجا می‌شود جای داد! اما در مورد تنزلش چه می‌گویید؟؟ مگر حوریه‌ی بهشتی مقامش و لطافتش از حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها) بالاتر است؟ پس چگونه حضرت به قامت یک انسان معمولی زیست می‌کردند؟؟!!
همین قرآن را که فرموده اگر بر کوهی نازل می‌گشت، کوه خرد می‌شد، چطور به صورت کلماتی به ظاهر ساده نازل گشته که هر کسی می‌تواند در حد خودش به آن دست پیدا کند؟؟!
و بسیاری از این موارد که متأسفانه شما سطحی گرفته‌اید و هم خود را در یک ذهنیات خام و سربسته فرو برده‌اید و هم بسیاری از جوانان عزیز را …

حسین

با سلام و عرض ادب
از حاج فردوسی تقاضا دارم مطالب بیشتری در مورد حوریان منتشر کنید مخصوصا درباره ی علت و فلسفه خلق حوریان بهشتی به عنوان پاداش و اجر انسان
ممنون با ارزوی توفیق و سلامتی

حمید

مطلب بسیار جالبی بود
متشکرم از حاج فردوسی بخاطر این مطالب

هادیه

علامه طباطبایی چقدر دل نازک و مهربان بوده که از رنجش حوریه ناراحت شده

صادق

با اهدای سلام و تحیت
اگر فرض را بر جن بودن بگذاریم بی شک اگر حوریه هم برای علامه جلیل القدر به نمایش درمی آمد ایشان توجه شان از عبادت و عملشان بر نمی گشت

عبد

به نظر شخصی من انچه حضرت علامه دیده حوریه بوده نه جن زیرا حوریه برای اهل عالم به نمایش درنیامده فقط برای شخص علامه ظاهر شده و مقام حضرت علامه انقدر بالا و دارای کرامات بوده که با دیدن حوریه هیچ عکس العملی نشان نداده است

علی

حالا چه شخص مورد نظر حوریه باشد چه جن چه تفاوتی برای ما دارد فعلا که عالم غیب و اسرار عالم بر چشم ما نهان است بنابراین قضاوتی نمیتونم در این مورد کنم

مرتضی

ما کجا امثال علامه کجا ان شاءالله خداوند توفیق بدهد که ما هم آدم بشویم
ملا شدن چه آسان،آدم شدن چه مشکل

حسن

امیدوارم که ما هم بتوانیم روزی حوریان بهشتی رو ببینیم امیدمون به ارحم الراحمین هست خدایا ما رو پاک بگردان و در زمره صراط الذین انعمت علیهم مانند مرحوم عالم بزرگوار سید طباطبایی قرار ده

امیر

رسد ادمی به جایی که به جز خدا نبیند
مرحوم علامه طباطبایی (ره) به علو درجات رسیده بود ان شاءالله که همه ی ما عاقبت بخیر بشیم

حجت خدا

از اتفاقات حیات فکری علامه طباطبایی در دوره زندگی در قم، آمدن هانری کوربن از فرانسه به ایران و ملاقات با علامه طباطبایی در قم و تهران است. این ملاقات‌ها که باعث شکل‌گیری حلقه فلسفی مهمی در آن دوران می‌شود، به همت هانری کربن تشکیل شد و بسیاری از فلاسفه بعدی ایران معاصر به همراه کربن در محضر علامه طباطبایی به فلسفه آموزی و مباحث عمیق فلسفی پرداختند.

نعیمه

از صدر اسلام تاکنون عارفی به جامعیت قاضی نیامده‌است. … آقای قاضی یک عالمی بود که از جهت فقاهت بی‌نظیر بود. از جهت فهم روایت و حدیث بی‌نظیر بود. از جهت تفسیر و علوم قرآنی بی‌نظیر بود، حتی، از جهت تجوید و قرائت قرآن؛ و در مجالس فاتحه‌ای که احیاناً حضور پیدا می‌نمود، کمتر قاری قرآن بود که جرات خواندن در حضور وی را داشته باشد، چرا که، اشکال‌های تجویدی و نحوهٔ قرائتشان را می‌گفت.

مشتاق

سید علی قاضی در تفسیر قرآن و معانی آن مهارت داشت و علامه طهرانی از قول علامه طباطبائی (از شاگردان سید علی قاضی) می‌گوید:

«ما هر چه داریم از قاضی داریم. قاضی در تفسیر قرآن کریم ید طولایی داشت و این سبک تفسیر آیه به آیه را قاضی به ما تعلیم دادند و ما در تفسیرالمیزان، از مسیر و روش ایشان پیروی می‌کنیم. 

حیدری

بسیاری از استادان بزرگ فلسفه و عرفان اسلامی از شاگردان سید علی قاضی بودند. از میان شاگردان مشهور وی می‌توان به سید عبدالاعلی سبزواری سید محمدحسین طباطبایی اشاره کرد

کسری

موضوع جالب برای من در باره آیت الله قاضی این است که در حدود سال ۱۳۵۶ خورشیدی هنگام دفن دختر سید علی قاضی در کنار قبر پدرش مشخص می ‌گردد که بدن پدرش پس از حدود چهل سال هنوز تازه است و متلاشی نشده است.

Sadaf

میرزا حسین قاضی خود اهل معرفت و از شاگردان میرزا محمد حسن شیرازی بوده و کتابی در تفسیر سوره حمد و انعام نوشته است.

fa فارسی
X