۱۳ بهمن

آیا کیفر عالِم، مانند کیفر پیامبر است؟

زمان مورد نیاز برای مطالعه‌ی این مطلب، فقط: ۲ دقیقه

باسمه تعالی

چندی است که سؤالی، ذهنم را مشغول کرده است. برای طرح این سؤال، نیاز به بیان ده مقدمه است.

مقدمه‌ی اول: اعتقاد ما این است که برنامه‌ی کمال و سعادت بشر، از ناحیه‌ی خدای تعالی نازل شده است. پس اصل برنامه که به نام «شریعت» یا «منهاج» مشهور است، از خدای تعالی برای انسان است.
«لِکُلٍّ جَعَلْنا مِنْکُمْ شِرْعَهً وَ مِنْهاجاً؛ براى هر یک از شما شریعت و راه روشنى قرار دادیم‏» (مائده/۴۸)
«تَنزِیلٌ مِّن رَّبِّ الْعَالَمِینَ؛ [پیام] فرودآمده‌‏اى است از جانب پروردگار جهانیان» (حاقه/۴۳)

مقدمه‌ی دوم: این برنامه توسط فرشته‌ای با کرامت، به پیامبران رسیده است:
«إِنَّهُ لَقَوْلُ رَسُولٍ کَرِیمٍ؛ که آن، قطعاً گفتار فرستاده‏‌اى بزرگوار است» (حاقه/۴۰)
یعنی جبرئیل امین نیز، واسطه‌ای بیش نیست و اجازه‌ی کم یا زیاد کردن در دین خدا ندارد.

مقدمه‌ی سوم: برنامه‌ی تکامل، سخن شاعران خیال‌پرداز یا کاهنان غیبگو نیست:
«وَ مَا هُوَ بِقَوْلِ شَاعِرٍ قَلِیلًا مَا تُؤْمِنُونَ * وَلَا بِقَوْلِ کَاهِنٍ قَلِیلًا مَا تَذَکَّرُونَ؛ و آن گفتار شاعرى نیست [که] کمتر [به آن] ایمان دارید. و نه گفتار کاهنى [که] کمتر [از آن] پند مى‏‌گیرید». (حاقه/۴۱ و ۴۲)

مقدمه‌ی چهارم: خدای تعالی برای رساندن این برنامه، مردانی راستگو و راست‌کردار را برگزیده تا «واسطه»ی رساندن این برنامه باشند:
«وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِکَ إِلاَّ رِجالاً نُوحِی‏ إِلَیهِمْ؛ و پیش از تو جز مردانى که به آنان وحى مى‏‌کردیم، نفرستادیم» (نحل/۴۳)

مقدمه‌ی پنجم: تمام پیامبران، واسطه‌ی رساندن پیام بودند:
«فَهَلْ عَلَى الرُّسُلِ إِلاَّ الْبَلاغُ الْمُبینُ؛ پس آیا بر عهده پیامبران جز رساندن آشکار [پیام وحى، وظیفه‏‌اى‏] هست؟» (نحل/۳۵)

مقدمه‌ی ششم: رسول اعظم (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) نیز چنین مأموریتی داشتند و واسطه‌ی رساندن پیام بودند:
«فَاعْلَمُوا أَنَّما عَلى‏ رَسُولِنَا الْبَلاغُ الْمُبینُ؛ و بدانید که بر عهده‌ی پیامبر ما فقط رساندن آشکارِ [پیام وحى‏] است» ‏(مائده/۹۲)

مقدمه‌ی هفتم: اگر پیامبر ـ که واسطه‌ی رساندن پیام خداست ـ چیزی غیر از آنچه خدای تعالی فرستاده را به خدا و دین خدا نسبت دهد، مجازات سختی خواهد داشت:
«وَلَوْ تَقَوَّلَ عَلَینَا بَعْضَ الْأَقَاوِیلِ * لَأَخَذْنَا مِنْهُ بِالْیمِینِ * ثُمَّ لَقَطَعْنَا مِنْهُ الْوَتِینَ؛ و اگر پاره‏‌اى گفته‏‌ها بر ما بسته بود. دست راستش را سخت مى‏‌گرفتیم. سپس رگ قلبش را پاره مى‌‏کردیم». (حاقه/۴۴ تا ۴۶)

مقدمه‌ی هشتم: اگر پیامبر چنین کاری می‌کرد، هیچ کسی نمی‌توانست مانع عقاب و عذاب الهی‌ شود:
«فَمَا مِنکُم مِّنْ أَحَدٍ عَنْهُ حَاجِزِینَ؛ و هیچ یک از شما مانع از [عذاب] او نمى‏‌شد» (حاقه/۴۷)

مقدمه‌ی نهم: این هشدار، تنها برای پیامبران نیست بلکه برای پرهیزکاران نیز هست:
«وَإِنَّهُ لَتَذْکِرَهٌ لِّلْمُتَّقِینَ؛ و این که گفتیم، در حقیقت یادآوری‌ای براى پرهیزکاران است» (حاقه/۴۸)

مقدمه‌ی دهم: دانشمندان دینی، وارثان پیامبران هستند:
«إِنَّ الْعُلَمَاءَ وَرَثَهُ الْأَنْبِیاء؛ همانا دانشمندان، وارثان پیامبران هستند» (بصائر الدرجات/۱/۱۰)
اینان، هم «امانت» را و هم «امانت‌داری» را به ارث برده‌اند.

سؤال اساسی:
اینک سؤال من این است که اگر عالمی ـ که خود را وارث پیامبر می‌داند ـ رسم امانت در انتقال شریعت را مراعات نکند و آن را با سخن شاعران و کاهنان در آمیزد، مستحق کیفرهای پیش‌گفته خواهد بود؟
یعنی می‌توان گفت:
«وَلَوْ تَقَوَّلَ عَلَینَا بَعْضَ الْأَقَاوِیلِ؛ و اگر پاره‌‏اى گفته‏‌ها بر ما بسته بود». (حاقه/۴۴)
کیفرش این است که:
«لَأَخَذْنَا مِنْهُ بِالْیمِینِ * ثُمَّ لَقَطَعْنَا مِنْهُ الْوَتِینَ؛ دست راستش را سخت مى‏‌گرفتیم. سپس رگ قلبش را پاره مى‏‌کردیم». (حاقه/۴۵ و ۴۶)
بدون این که کسی بتواند کمکش کند و عذابش را سبک سازد:
«فَمَا مِنکُم مِّنْ أَحَدٍ عَنْهُ حَاجِزِینَ؛ و هیچ یک از شما مانع از [عذاب] او نمى‏‌شد» (حاقه/۴۷)
آن دانشمندان که اهل تقوا هستند، این تهدید را جدی می‌گیرند:
«وَإِنَّهُ لَتَذْکِرَهٌ لِّلْمُتَّقِینَ؛ و این که گفتیم، در حقیقت یادآوری‌ای براى پرهیزکاران است» (حاقه/۴۸)
البته برخی از دانشمندان اسلام، این تهدید را جدّی نخواهند گرفت و حتی آن را انکار خواهند کرد:
«وَإِنَّا لَنَعْلَمُ أَنَّ مِنکُم مُّکَذِّبِینَ؛ و ما به راستى مى‏‌دانیم که از شما [مسلمانان،] تکذیب‏‌کنندگانى هستند». (حاقه/۴۹)
و البته این انکار، مایه‌ی حسرت انکارکنندگان خواهد بود:
«وَإِنَّهُ لَحَسْرَهٌ عَلَى الْکَافِرِینَ؛ و این [تکذیب کردن] واقعاً بر کافران، حسرتى است» (حاقه/۵۰)

خلاصه‌ی سؤال به بیان ساده چنین می‌شود:
آیا اگر دانشمندی که باید واسطه‌ی رساندن پیام خدا بر طبق متون دینی از پیامبر و جانشینان پیامبر به متدینین باشد، از نزد خودش یا از نزد شاعر و کاهن یا از فلسفه و عرفان و مکاشفه و خواب یا از تفاله‌های فکری هند و یونان و جندی شاپور، برای مسلمانان سخن گفت، خدای تعالی، دست راستش را سخت مى‏‌گیرد، سپس رگ قلبش را پاره مى‏‌کند؟
و سؤال دیگر این که: آیا چنین عذابی در مُلک است یعنی دست راست ظاهری‌اش را سخت می‌گیرد و رگ قلب ظاهری‌اش را پاره می‌کند یا در ملکوت است یعنی دست راست ملکوتی‌اش را سخت می‌گیرد و رگ قلب ملکوتی‌اش را پاره می‌کند؟

حاج فردوسی

کلمات کلیدی: , ,

 
 
 
  مشترک شوید  
اشتراک برای:
fa فارسی
X