۱۴ بهمن

دوست دارم آدم خوبی باشم، چه کنم؟

سلام
به تازگی با احکام منهاج فردوسیان آشنا شده‌ام و جرقه‌ای در وجودم برای هزارمین بار زده شد. بنده نماز نمی‌خوانم البته قبلاً می‌خواندم. فهمم از دین کم است. معتقد هستم ولی عمل نمی‌کنم. تنبیل شده‌ام. غذای روح به من نمی‌رسد. در مسایل اعتقادی تنها هستم و همراه ندارم. خودم را خوب جلوه می‌دهم و ظاهرم از شما مذهبی‌تر است ولی هنوز نتوانستم استمناء را کنار بگذارم. بنده سی و چهار سال دارم و هر روز که می‌گذرد از عاقبت خودم بیشتر می‌ترسم. دو سال قبل جرقه‌ای در وجودم زده شد و خودم را از مال حرام پاک کردم. تمام زندگی خود را به مردم دادم چون مال خودشان بود و در حال حاضر، دو سال است که بیکار هستم … حرف برای گفتن زیاد است و نمی‌خواهم بیش از این، اعتراف به گناه کنم. من گناهکارم و گناهکار هر لحظه در حسرت بهشت می‌ماند و یقین دارم که جهنمی هستم. نمی‌دانم چند سال دیگمنر زنده خواهم ماند ولی دوست دارم انسان خوبی باشم و در روز قیامت شرمسار نباشم. چه کنم؟

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
باسمه تعالی

سلام علیکم
توجه شما را به دو نکته جلب می‌کنم:

اول اینکه ـ همانطور که خودتان هم اعتراف کرده‌اید ـ بدون شک، جهنمی هستید. چون مرز ایمان و کفر، نماز است و کسی که نماز نمی‌خواند کافر است و کافر در جهنم.

دوم اینکه از جرقه‌هایی که در دلتان زده می‌شود به راحتی می‌شود فهمید که خدای مهربان شما را فراموش نکرده است و به جهنمی بودن شما راضی نیست. هر از چندی جرقه‌ای می‌فرستد، شاید در هیزم نمناک وجود شما بگیرد و آتشی الهی افروخته گردد.
راه چاره‌ی تمام مشکلات شما یک چیز است و آن «منهاجی شدن» است.
بی نمازی و بیکاری و استمناء و … با یک همت بلند و مردانه برای منهاجی شدن، حل می‌شود (ان شاء الله)

مریضی به پزشک فوق تخصص مراجعه کرد و از بیماری‌اش اظهار ناراحتی نمود. در ضمن گفت: به هر پزشکی که مراجعه کرده از معالجه‌ی وی عاجز شده‌اند. پزشک متخصص او را دلداری داد که حتماً مریضی‌ات را به سلامتی تبدیل خواهم کرد. پزشک برایش داروهایی نوشت و به بیمار گفت: این داروها را در وقت تعیین شده و به همان کیفیتی که نوشته‌ام، مصرف کن. بیمار گفت: همتی که بتوانم به دستورات شما عمل نمایم در خودم سراغ ندارم!! حالا می‌فرمایید چه کنم؟ پزشک فوق تخصص از مداوای آن مریض، درمانده شد.

برادر عزیزم نکند حکایت شما، حکایت آن مریض بی‌همت باشد. اگر همت نباشد نه برنامه‌ی صحیح و نه استاد کامل، نمی‌توانند کاری از پیش ببرند.

در پایان عرض می‌کنم پیشنهاد من برای شعله‌ور کردن آتش همت، مطالعه‌ی کتاب «بهشت و جهنم در منهاج فردوسیان» است.

برایتان آرزوی موفقیت می‌کنم
موفق باشید
حاج فردوسی

کلمات کلیدی: , , , , , , ,

217

 
 
 
98 نویسندگان
119 پاسخ‌ها
2 دنبال کنندگان
 
مرتب کردن بر اساس بیشترین بازخورد
مرتب کردن بر اساس داغ‌ترین دیدگاه
8 نویسندگان برتر
  مشترک شوید  
اشتراک برای:
ناصر

دوست عزیز هیچ چیز هیچ حقیقتی مهم‌تر وبالاتر از این نیست که هر کدوم از ماها قبل از همه چیز و همه‌کس «خودمان» را بشناسیم در واقع ما می‌تونیم مدت‌های طولانی، حتی تمام طول عمرمان خودمان نباشیم ولی در نهایت این خود جعلیمون مثل همه‌ی چیزهای جعلی دیگه نمایان میشه ایمان داشته باش فقط وقتی می‌تونب بهترین باشی که در قالب های اصلی مسبرهای اصلی خودت زندگی کنی اگهومیخوای بهترین دوست باشی یا بهترین همسر، بهترین کارمند و یا حتی بهترین بنده برای خدا باید خودت اصلیتو خود فطری که خدا افریده رو پیدا کنی در وجود خودت و خود اصلیت باشی نه یک خود جعلی

احمدی

در مورد بیکاری که در صحبت های استاد هستش باید عرض کنم که طبق تحقیقات بیکاری یکی از مهم‌ترین دلایل بروز افسردگی است. به همین دلیل است که در زندان‏‌های بسیاری از کشورها، مشاغل مختلف برای گذراندن اوقات زندانیان در نظر گرفته می‏‌شود تا از بروز بسیاری از ناهنجاری‏‌ها در زندان جلوگیری شود. کار، تحرک اجتماعی فرد را افزایش می‏دهد و زمینه پیشرفت او را فراهم می‏کند. در مقابل، فرد بیکار در جامعه منزوی می‏شود و نمی‏‌تواند توانایی‏‌های خود را در عرصه‏‌های اجتماعی به اثبات برساند. کار منزلت اجتماعی افراد را ارتقا می‏دهد. فرد به علت دارا بودن زمینه فعالیت در رشته مورد علاقه خود به کسب سرمایه‏‌ی اجتماعی اقدام می‏کند و با افزایش سطح تحصیلات، درآمد، منزلت و موقعیت اجتماعی بهتری به دست می‏‌آورد

احمد رضا

در تکمیل سخنان شما از نظر من بیکاری مهم‌ترین علت افزایش بزهکاری‏‌های اجتماعی است و ارتباط افزایش بیکاری با افزایش بزهکار در جامعه مدت‏هاست که ثابت شده است. کاهش روابط اجتماعی و سست شدن پیوند فرد با پیکره اجتماع از دیگر آثار سوء بیکاری است. اجتماعی که در آن بیکاری ریشه دوانیده باشد، به سرعت شاهد کاهش جریان‏‌های اجتماعی مثبت خواهد بود و مباحثی هم چون سازگاری، همکاری، توافق در مقابل تعارض و مخالفت رنگ می‏بازد. در چنین شرایطی نیازهای فردی و خانوادگی فرد مغفول می‏‌ماند و او برای برآورده کردن نیازهای خود به هر وسیله‏‌ای متوسل می‏شود.

ناصر

درسته در واقع بیکاری یکی از بزرگترین معضلاتی است که توازن و تعادل هر جامعه رو میتونه به هم می‌ریزه و همچنین باعث ایجاد بحران‌های متعدد در عرصه‌های مختلف هم اجتماعی، هم اقتصادی، و حتی هم روانی و سیاسی بشه
اصلا بیکاری در واقع علت اصلی همه ی معضلات وناهنجاری‌های‌ اجتماعی است و حل آن بسیاری از مشکلات اجتماعی، روانی، اقتصادی جامعه را برطرف می‌کنه

هاتف

دقیقا همینطورهما میتونیم تاثیرات سوء و مخرب بیکاری رو از دیدگاه های مختلف مثل جامعه‌شناسی، اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و روانی بررسی کنیم . از اهمیت پرداختن به مسئله ی بیکاری همین بس که حداقل در جوامع امروزی بیکاری مهمترین علت افزایش بزهکاری‌های اجتماعی است و ارتباط افزایش بیکاری با افزایش بزهکار در جامعه مدت‌ها است که ثابت شده که مثبت است یعنی با افزایش بیواری بزهکاری ها خلاف ها و کج روی های اجتماعی جانعه افزایش میابد

یاسر

برای درک اهمیت بیکاری باید اول تعریف اون رو بلد باشیم در واقع بیکار در اقتصاد به فردی گفته می‌شه که در سن کار (۱۵ تا ۶۵ سال) و جویای کار باشه اما هیچ شغل یا منبع درآمدی پیدا نکنه. کودکان و افراد مسن هم به اون خاطر که قادر به انجام کار نیستن ، جزو جمعیت فعال به حساب نمیان و جز بیکاران هم حساب نمیشن زنان خانه‌دار و دانشجویان اگر جویای کار نباشند، و حتی کسانیکه با وجود منبع در آمد کافی مشغول به انجام کاری نیستن هم جز جمعیت فعال حساب نمیشن

شایان

تعریف دیگه ای هم از بیکاری داریم به این صورت که جمعیت بیکار به تعداد افراد بیکاری گفته می‌شودکه جویای کار هستند اما شغلی نمیابند بیکار از منظر مرکز آمار ایران، فردی بالای ۱۰ سال است که در هفتهٔ قبل از آمارگیری فاقد کار باشد، و در آن هفته یا بعد از آن آمادهٔ کار باشد و در آن هفته و سه هفته قبل از آن در جستجوی کار باشد. همچنین افرادی که به دلیل آغاز به کار در هفتهٔ آینده یا انتظار بازگشت به شغل قبلی جویای کار نیستند، بیکار محسوب می‌شوند

ناصر

در تکمیل حرف های شما باید بگم که انواع بیکاری داریم که هر کدوم علت و منشا خاصی دارن و تاثیر خاصی هم بر ابعاد جانعه میزارن پس همه ی جمعیت بیکار از یک نوع نیستند

فاضل

کسی از دوستان میتونه انواع بیکاری رو تعریف کنه با اثار و منشاء هر کدوم

حنانه

بیکاری اصطکاکی در مدت زمان بین دو اشتغال در هنگام تغییر شغل

بیکاری فصلی: زمانی‌که تقاضا برای کاری در فصل مشخصی وجود نداشته باشد؛ مثلاً برخی آموزگاران که در تابستان نمی‌توانند تدریس کنند یا کشاورزان و کارگران ساختمانی

بیکاری پنهان: وقتی است که شخص به کاری مشغول است و منبع درآمدی دارد اما کار او در اقتصاد کشور اثر مثبت ندارد

راحیل

بیکاری ادواری : زمانی رخ می‌دهد که رکود گریبان اقتصاد را گرفته باشد که در این حالت باید با استفاده از سیاست‌های کلان اقتصاد این تورم را کنترل کرد .

بیکاری ساختاری : بیکاری که به علت ساختارهای اقتصادی رخ می‌دهد، گاهی بیکاری فصلی را در این دسته قرار می‌دهند .
در واقع به علت عدم تطابق بین مهارت‌های شغلی و مورد نیاز تولید کنندگان ایجاد می‌شود

طاهر

دوست عزیزجواب سوال شما یک مبحث پر اهمیت و تخصصی است ولی به طور خطلاصه بگم که افزایش جمعیت و کمبود تقاضای نیروی کار، اتوماسیون، مهم‌ترین علل بیکاری هستند.
یک عامل مهم دیگه در بیکاری، افزایش رقابت بین‌المللی در صنایعی است که پیش‌رفت روزافزون غرب بر پایه آن بنیاد نهاده شده بود. یکی از عوامل دیگر بیکاری عدم برنامه‌ریزی درست دولت و خانواده است که دلیل اصلی بیکاری در برخی کشورها هم نیز همین موضوع است.

فاتح

۱- بیکاری ساختاری

این نوع بیکاری ناشی از رشد و توسعه در برخی از فعالیت های فعلی در اقتصاد مربوط در کشور است و این در کیفیت انتخابِ مهارت ها تأثیر می گذارد.
۲- بیکاری اصطکاکی

این نوع بیکاری توسط جنبش مستمر بین پرسنل در مناطق و حرفه های مختلف و ناشی از تغییرات اقتصاد ملی ایجاد می شود.
۳- بیکاری طبیعی

باید بین عرضه و تقاضا برای مهارت ها تعادل وجود داشته باشد.
۴- بیکاری منطقه ای

در این نوع بیکاری وضعیت اقتصادی در برخی از صنایع و قلمروها رو به وخامت است

یاسر

بیکاری فصلی

برخی از فعالیت های اقتصادی که در طبیعت فصلی هستند در این نوع بیکاری اثر می گذارند. مانند کشاورزی، ساخت و ساز، گردشگری
بیکاری فقر

افرادی که پول لازم برای سرمایه گذاری را ندارند درگیر این نوع از بیکاری هستند.
بیکاری آشکار

این نوع بیکاری به این معنی است که افراد نمی توانند کار متناسب با شرایط و تخصص خود را پیدا کنند.
بیکاری پنهان

انتخاب ضعیف افراد برای مشاغلی که فایده و سودی برایشان ندارد، بیکاری رفتاری نیز نام می گیرد

قادر

چندتا از دلایل عمده اشکار و شاخص بیکاری رو میگم
اولیش دستمزد آستانه،
حداقل سطحی از دستمزد است که هر فرد تمایل دارد در دستمزدهای بالاتر از آن وارد شده، بخشی از ساعات شبانه‌روز خود را به‌کار تخصیص بدهد
دومیش پذیرفتن و قرار گرفتن در وضعیت بیش‌ازحد ماهر در دوره قبل و بیکاری در آیننده
یعنی استخدام کننده هنگام بکارگیری و استخدام نیروی کار به گذشته کاری او به‌عنوان علامتی از کیفیت کار و تضمینی برای اثبات توانایی انجام ان کار و شغل نگاه می‌کند مطالعات تجربی نشان می‌دهند که ناکامی‌های دوره گذشته در بازار کار می‌تواند اثر منفی قابل‌لمسی در موفقیت فرد در آینده شغلی او در این بازار داشته باشد. این اثر منفی می‌تواند به دلیل پذیرش یک شغل نامناسب ازنظر میزان مهارت حرفه‌ای و تحصیلی فرد با سطح مهارت موردنیاز یک شغل پذیرفته‌شده (“هرچند موقتی”) از سوی فرد باشد. به این معنی که فرد ممکن است درگذشتهٔ حرفه‌ای خودش، به‌عنوان‌مثال به دلیل بیکاری، به‌طور موقت تن به پذیرش مشاغلی بدهد که این فرد ازنظر تحصیل یا میزان مهارتی که دارد برای آن شغل، در وضعیت مهارت یا تحصیل بیش از میزان لازم (بیش‌ازحد ماهر) قرار داشته باشد که این پدیده یک علامت منفی برای یافتن یک شغل مناسب در بازار کار دانسته می‌شوند، در نتیجه اگر داوطلبِ به‌دست آوردنِ یک فرصت شغلی، درگذشته بنا به دلایلی تن به مشاغل نامناسب ازنظر تحصیلی‌اش داده باشد، احتمال اینکه در آینده بتواند از کامیابی بالایی در بازار کار برخوردار شود، ضعیف است

فروغی

بیکاری میتونه علل مختلفی داشته باشه ولی به طور کلی علل بیکاری عبارتند از :
۱_ مهاجرت از روستا به شهر
۲_ نقص در تولید و توسعه و عدم سرمایه مالی
۳_ سطح درسی و آموزشی
۴_ زشت و ناپسند بودن برخی از کارهای دستی مانند فروشندگی
۵_ عدم ارتباط مراکز آموزشی با برخی الزامات بازار کار
۶_ انصراف دولت از برخی خدمات کارگران از صندوق بین المللی و خصوصی سازی
۷_ اختلال در ساختار اقتصاد ملی کشور
۸_ برتری جنسیت و قومیت در برخی مکان ها بین افراد گوناگون
۹_ رشد جمعیت بیش از تولید داخلی
۱۰_ کار و تجارت خارج از کشور
۱۱_ افزایش ترکیب ارگانیک سرمایه

سام

ببینید دوستان در مورد بیکاری باید عرض کنم که در اسلام و کلام بزرگان دین تاکید زیادی بر نقش کار و تلاش شده است. بیکاری تمامی ابعاد زندگی فردی و اجتماعی فرد را تحت تاثیر قرار می‏‌دهد. فرد بیکار به علت این که تولید کار نمی‏‌کند، احساس بی‏ارزشی می‏‌کند. ارزش هر انسانی به کاری است که عهده‏‌دار انجام آن است. به همین دلیل است که وقتی یک روز کار مفیدی انجام نمی‏دهیم، احساس بی‏ارزشی و بی‏‌فایده بودن می‏‌کنیم

ابوالفضل جزینی

چقدر زیبا گفتین د ر ادامه ی صحبت های شما باید بگم که از طرفی وقتی فردی کاری نمی‏‌کند، احساس نشاط و شادابی هم ندارد. انسان به هنگام کار شور و شوق و انگیزه و نشاط برای ادامه زندگی پیدا می‏کند و احساس مفید بودن و سازندگی دارد. در حالی که انسان بیکار احساس بی‏ارزشی و حقارت پیدا می‏کند. کار باعث افزایش منزلت اجتماعی و ارزش فردی می‏شود. فرد فعال در خانواده احساس رضایت‌مندی دارد و افراد خانواده نیز در کنار سرپرست خانوار احساس امنیت و آرامش می‏‌کنند.

ارش

در تکمیل صحبت های شما دوست خوبم باید بگم که بیکاری در بیشتر موارد باعث بروز تنش در خانواده و برهم خوردن آرامش می‏‌شود و مشکلات اقتصادی و فشار مالی وارده بر خانواده اختلاف نظر بین زوج‏‌ها را تشدید و جایگاه مرد خانواده بعد از از دست دادن شغل تنزل پیدا می‏‌کند و توازن قدرت در خانواده به هم می‏‌ریزد. یک پدر بیکار نمی‏‌تواند الگوی مناسبی برای فرزندان خود باشد و او پس از از دست دادن عزت نفس، قدرت و اختیار کافی را برای اداره خانواده از دست می‏دهد، همه این‏ها در کنار هم رضایت‌مندی از زندگی را کاهش می‏دهد و زمینه بروز اختلالات روانی از جمله افسردگی را تشدید می‏کند.

محمدیان

از نظر بنده با دقت و تامل مبشود فهمید که هر چه آثار معنوى و مثبت و پرفایده در خوردن مال حلال است ، ضدّش در مال حرام است .صرف غیر مجاز در اموال دیگران که از آن به خوردن مال حرام یا همان لقمه حرام یاد می شود؛ خواه ناخواه آثاری را در پی دارد که می توان آنها را با وضوح و تاکید قابل توجه ای در منابع دینی و کلام بزرگان آیین مشاهده کرد. ترک نماز واجب، ترك نماز شب، قساوت قلب، بى‏میلى به حقایق اصیل، تاریكى دل، سرسختى نشان دادن در مقابل حق، كسالت روح، ظلمت جان، سستى در دین، دست زدن به كارهاى زشت و ناشایست و بسیارى از امور شیطانى به طورى كه قرآن مجید و روایات مى‏گویند ، از آثار شوم حرام‏خوارى است .

ارمین

در ادامه بحث شما باید از اثار حرام خواری بگویم که در واقع یکی از ان اوردن قساوت قلب میباشد ببینید عزیزان خوراکى که انسان مى خورد به منزله ى بذرى است که در زمين ريخته مى شود پس اگر آن خوراک پاکيزه و حلال باشد اثرش در قلب که به منزله سلطان بدن است از رقت و صفا ظاهر مى شود و از اعضا و جوارحش جز خير و نيکى تراوش نمى کند و اگر آن خوراک پليد و حرام باشد ، قلب را کدر و تيره نموده ، در اثر قساوت و ظلمت اميد خيرى به او نخواهد بود و پند و اندرز در او اثر نمى کند و سخت ترين مناظر رقت بار او را متأثر نمى کند چنانچه حضرت سيد الشهداء به لشکريان پسر سعد ضمن خطبه اش فرمود : « شکم هايتان از حرام پر شده و بر دلهايتان مهر خورده ديگر حق را نمى پذيريد . واى بر شما آيا انصاف نمى دهيد ؟ آيا گوش فرا نمى گيريد »[5] ؟

جوزانی

در سخنان گران بهای استاد به ماله حرام و نتایج آن اشاره ای کوتاه شد باید بگویم کهلقمه ی حرام در فرزند انسان اثرهای بد و جیران ناپذیری دارد از قصّه پر غصّه آدم که گندم بهشت خورد، حکایت قابیل که می گویند نطفه وجود او از آن گندم بسته بود، به عبرتی برگیر؛ خاصیّت دو دانه گندم منهیّ مباح بهشت که آن باشد، خاصیت چرب و شیرین مهملات حرام و شبهه دار دنیا چه خواهد بود و بدان که تأثیر غذا در نطفه از قبیل تأثیر ساعت و حالت مرد و زن و اثر ترک ذکر حق در زمان جماع خواهد بود که به سر حدّ الجاء و اجبار نرسد و لهذا آن شخص مکلّف می باشد و تصحیح نیّت و قوّت تدبیر خود مناز و با قوت لایموت بساز که ضرر طعام دغدغه دار بدان از آن منفک نمی شود

محمد رضا

در ادامه ی صحبت های شما برادر عزیزم اینم باید عرض کنم که از دیگر اثرات بسیار جبران ناپذیر ماله حرام باطل کردن روزه میباشد برای درک بیشتر داستانی را عرض میکنم در خبر است که دو زن در عهد رسول صلی الله علیه و آله به روزه بودند. در آخر روز گرسنگی ایشان را چنان به رنج آورد که نزدیک بود، هلاک شوند. دستوری خواستند از رسول صلی الله علیه و آله که روزه بگشایند. رسول صلی الله علیه و آله دستوری داد. چون روزه بگشادند، قدحی بدیشان فرستاد و ایشان را فرمود: قی کنید در این قدح. به هر دُوان، قدح پر از خون تازه و گوشت تازه کردند، مردمان شگفت بماندند. رسول صلی الله علیه و آله گفت: عجب مدارید از این حال که ایشان از رزق حلال به روزه بوده اند و به رزق حرام روزه بگشادند.

محمد

در مورد مال حرام باید بگویم که در فرهنگ تعالی بخش اسلام، لقمه حرام مختص مواد خوراکی نبوده و حرام بودنش هم منحصر در روانه کردن آن به دستگاه گوارش نمی‌باشد. لقمه حرام، اصطلاحاً به مالی گفته می‌شود که از راه غیر شرعی به دست آمده و هرگونه تصرف در آن (نه فقط خوردن) نیز ممنوع است و حرام.

خلیفه

ببین دوست خوبم در کل باید گفت که مال حرام مالی است که از راه نامشروع به دست آید و مطلق تصرّف در آن، حرام است. خواه به مصرف خوردن و آشامیدن برسد، خواه صرف پوشاک و مسکن و نظیر آن شود. و حرام‌خوار علاوه بر اینکه گناه بزرگی مرتکب شده است، از مال حرام که در آن تصرّف نموده، نفع نمی‌برد و آن مال برکت ندارد . پس اگر کسی پولی را ظالمانه به دست آورد؛ اما آن را خرج خوراک نکرد؛ بلکه لباسی خرید و پوشید یا با آن کرایه ماشین داد او نیز مصداق خورنده مال حرام محسوب می‌شود و این همان تعبیری است که آیات و روایات هماهنگ با فرهنگ محاوره مردم از آن استفاده کرده است و می گوید که او پول مردم را خورد در حالی که ریالی از این پول لقمه‌ ای نشد و از گلوی او پایین نرفت.

مهدی

ببینید عزیزان با کمی تامل میشه فهمید لقمه حرامی که با تعابیر گوناگون در آیات و روایات مشاهده می‌شود محدود به چند دانه برنج و لقمه‌ای نان نمی‌شود؛ بلکه مراد از این واژه هر گونه ما لیست که از راهی ناحق و بدون مجوز شرعی به دست آید و مراد از خوردن آن نیز فرو بردن آن به داخل گلو نمی‌باشد بلکه منظور هر گونه تصرف در آن مال، بدون مجوز شرعی و رضایت صاحب آن است.

میثم

دوستان ببینید یکی از صفات رذیله مال حرام خوردن و از آن اجتناب نکردن است و آن از نتایج حبّ دنیا و حرص بر آن است و از اشدّ مهلکات و اعظم موانع وصول به سعادت است.
بخواهم ببشتر توضیح دهم باید بگویم که بیشتر کسانی که به هلاکت رسیده اند، سببش آن بوده و اکثر مردم که از فیوضات و سعادات محروم مانده اند، به واسطه آن شدی. سدّی از این محکم تر در راه توفیق نیست و پرده ای از این مانع تر بر چهره تأیید نه و کسی که تأمل کند، می داند که خوردن حرام، اعظم حجابی است بندگان را از وصول به درجه ابرار و قوی تر مانعی است از اتصال به عالم انوار. سراچه دل را از آن، تیرگی و ظلمات و خباثت و غفلت حاصل و نفس انسانی به واسطه آن به اسفل درکاتِ هلاکت و ضلالت واصل می گردد.

خانی

در ادامه ی صحبت های شما دوستان باید عرض کنم که ماله حرام باعث شکایت زن و فرزند در روز قیامت میشود ببینید عزیزان وارد شده است که زن و فرزندان آدمی در روز قیامت به او می آویزند و او را در موقف حضور پروردگار باز می دارند و می گویند: پروردگارا! حق ما را از این شخص بستان. به درستی که ما جاهل به احکام شریعت بودیم و او ما را تعلیم نکرد و غذای حرام به ما خورانید و ما عالم به آن نبودیم.

قدیانی

استاد از مال حرام در سخنان خود پرداختند باید عرض کنم که مال حرام باعث میشود انسان دعا هایش استجابت نشود در واقع وقتی که پیامبر صلی الله علیه و آله از حریص بر دنیا یاد می کرد، می فرمود: چه بسیار آدم ژولیده موی، خاک آلوده و دورافتاده در سفرها که طعام و لباسش حرام و خوراکش حرام است و دست هایش را بلند می کند و یارب یارب می گوید. پس کجای آن دعا مستجاب می شود.

محمد حسین

در مورد مال حرام صحبت شد باید بگم که از نظر من علت اینکه انسان لازم است از خوردن مال حرام اجتناب کند، این است که حرام، قلب را تاریک می کند و بصیرتش را از بین می برد؛ ولی خوردن حلال سبب روشنایی و بیناییِ دل می شود و تاریکی یا روشنایی دل از اعتقاد قلبی پدید می آید نه از مالی که انسان به حرام یا حلال بودنش معتقد است.

رویای تاریک

مى دانیم یکى از عوامل موفقیت و نشاط عبادت و استجابت دعا کسب حلال است تا آنجا که در کتاب شریف کافى از امام صادق(علیه السلام) نقل شده است که فرمود: «مَنْ سَرَّهُ أنْ یُسْتَجابَ دَعْوَتُهُ فَلْیَطِبْ مَکْسَبَهُ;
کسى که خوشحال مى شود از این که دعایش مستجاب گردد باید کسب خود را پاک و حلال کند».

حسین ناظمی

امام على (علیه السلام) نخستین وصف انسان خوب را همان تواضع و فروتنى ذکر کرده است، زیرا مى دانیم تکبّر که نقطه مقابل آن است سرچشمه انواع گناهان است. نخستین معصیتى که در زمین شد تکبّر شیطان بود که منشأ همه بدبختى ها براى خود و دیگران گردید.

ناصر

 نماز مهم ترین یاد خداست. نماز بخوانیم. در نماز مراقب فکر های مزاحم باشیم. هر وقت متوجه شدیم که توجه مان پرت شده است، آن فکر ها را رها کنیم.

احسان یاری

کار و مشغله های درآمد، خانه داری، روابط اجتماعی، مدیریت درآمدها و هزینه ها، رسیدگی به خانواده و فرزندان، همه و همه اموری وقت گیر و انرژی بر هستند و می توانند ما را از یاد خدا باز دارند اما آنانکه “اهل ذکر” هستند در کشاکش همین امور از یاد خدا باز نمی مانند. خدا در قرآن ما را موعظه کرده که مشغولیت به امور مالی و خانوادگی باعث نشود که از یاد خدا باز بمانیم و خودش افرادی را ستایش کرده است که هیچ کسب و هیچ کاری آنها را از یاد خدا و نماز باز نمی دارد.

پاکرو

خدا فرموده که “هر کس مرا بخواند اجابتش می کنم. یعنی اگر واقعا خدا را صدا بزنیم درک می کنیم که خدا می شنود و پاسخ می گوید. هر چند رسیدن ما به حاجتمان ممکن است موانعی داشته باشد که باعث تأخیر شود، اجابت خدا و شیرینی پاسخ خدا در همان لحظه دعا قابل فهم است.

رها

این تفکر که “نکند خدا ما را فراموش کرده است ” زنگ خطری برای روحیه ماست و نشانه آن است که در طول زندگیمان خدا را یاد نمی کنیم و او نیز ما را یاد نمی کند که در نتیجه به این فکرهای باطل دچار شده ایم. زیرا خدای ما همان خدای قدیمیهاست با همان قدرت و شوکت و خدایی اش را در لابلای همین شرایط نیز نشان می دهد.

سهراب

ما در دنیای کنونی، کمتر خود را با طبیعت مرتبط می بینیم و مشغولیت ها و جذابیت ها و اعداد و رقم ها و رسانه ها، فضای فکری ما را آن چنان به تسخیر در آورده اند که یاد خدا برای ما مشکل شده است. این درست است که دوران ما تبدیل به یک فراموش خانه بزرگ از یاد خدا شده است؛ اما می دانیم که خدا نیز فعال است و برای هدایت بشر کار می کند. خدا راهگشایی های نو در زمانه ما ایجاد کرده است که به جویندگان راهش کمک کند.

افسر

دوستان ممکن است مشکلات مختلفی در زندگی پیدا کنند اما دچار شکست روحیه و ذلت و حقارت نمی شوند. یاد خدا باعث شکوفایی درونی ما و به قول قرآن “فلاح” ما می شود

صحرا

کلید توجه خدا در حقیقت در دستان خود ماست. گویا خدا متوجه ماست ولی تا ما خود را متوجه خدا نکنیم او توجه خود را به ما نشان نمی دهد. در قرآن کریم فرمود که “فَاذْكُرُونی أَذْكُرْكُمْ وَ اشْكُرُوا لی وَ لا تَكْفُرُونِ” بنابراین اگر دوست داریم خدا ما را یاد کند باید خدا را یاد کنیم. به عبارت دیگر مانعی از جنس “خود ما” است که یاد خدا را در ما تأخیر می اندازد و برطرف کردن این مانع هم به همت و شوق و اراده خود ما مربوط است.

نیاز

کلید توجه خدا در حقیقت در دستان خود ماست. گویا خدا متوجه ماست ولی تا ما خود را متوجه خدا نکنیم او توجه خود را به ما نشان نمی دهد. در قرآن کریم فرمود که “فَاذْكُرُونی أَذْكُرْكُمْ وَ اشْكُرُوا لی وَ لا تَكْفُرُونِ” بنابراین اگر دوست داریم خدا ما را یاد کند باید خدا را یاد کنیم. به عبارت دیگر مانعی از جنس “خود ما” است که یاد خدا را در ما تأخیر می اندازد و برطرف کردن این مانع هم به همت و شوق و اراده خود ما مربوط است.

نیاز

در حقیقت توجه خدا به ما ریشه ای در درون خودمان دارد یعنی اگر کاری نکنیم که توجه خدا را به خود جلب کنیم، او به سراغ ما نمی آید، با همه مهربانی و کرامتش. در کتاب خودش فرموده: “بگو پروردگارم به شما توجهی نمی کند اگر دعایتان نباشد”

سما

در کشاکش زندگی گاه مواقعی پیش می آید که ممکن است احساس کنیم، خدا به ما کاری ندارد یا گویا ما را فراموش کرده است. این پندار گرچه ظاهری کفرآمیز دارد اما ممکن است در ذهن بسیاری از ما به وجود آمده باشد و مناسب است که درباره آن اندیشه کنیم

صالح

ما وظیفه داریم ذکر و یاد خدا را همواره در دل خود و دیگر افراد جامعه زنده نگه داریم. همان طور که خداوند می فرماید: “ما آن ها که خدا را در حال ایستاده و نشسته، و آن گاه که بر پهلو خوابیده‏اند، یاد می ‏کنند.”زنده کردن یاد خدا به هر نحو ممکن است و لازم نیست که حتما به نحو خاصی باشد، ولی با وجود این در دین برای زنده کردن یاد خدا اسباب و روش های خاصی نیز معرفی شده است 

اعتمادی

گناه و نافرمانی پروردگار متعال همچون پرده ای است که بین انسان و خدا آویخته می شود و موجب می شود انسان خدا و مبدأ هستی خویش را فراموش کرده از او غافل گردد . چنانکه از امام رضا (ع) نقل شده است که آن حضرت در جواب مردی که سؤال کرد چرا خدا در پرده می باشد؟ فرمود: به خاطر گناه زیادی که اشخاص مرتکب می شوند

همت

تلاش شیطان این است که سرمایه خدا خواهی را از انسان بگیرد و اگر کسی این سرمایه را باخت ، خودش را از یاد می برد.

تارا

این که فراموش کردن خدا سبب “خود فراموشى” می شود، دلیل آن نیز روشن است، زیرا از یک سو فراموشى پروردگار سبب می ‏شود که انسان در لذات مادى و شهوات حیوانى فرو رود، و هدف آفرینش خود را به دست فراموشى بسپارد و در نتیجه از ذخیره لازم براى فرداى قیامت غافل بماند.

محمدی

نظر من فراموش کردن خداوند در زندگی ما آثاری دارد که جبران ناپذیر است و از جمله این آثار می‌توان به بحران هویت یا همان خود فراموشی، اشاره کرد که بدترین و خطرناک‌ترین عاقبت فراموشی خدا در زندگی است به این معنا که خداوند متعال برای انسان جایگاه والایی مشخص کرده به طوری‌که در میان تمام مخلوقات او را شرافت و منزلت بخشیده است، بهشت برین و مقام قرب خود را برای انسان تعیین کرده است ولی این انسان به‌خاطر فراموش کردن هویت الهی خود، همه این نعمت‌های ارزشمند را به فراموشی می‌سپارد.

محمد صادق

بسیار زیبا گفتین پس میتوان گفت با فراموش کردن خدا حتی امکان دارد که خدا ما رو فراموش نکنه و با جرقه ای در زندگی این بنده ی گنهکار خود را به راه راست بیاورد

محمد رضا

در ادامه ی صحبت های شپا دوست عزیزم باید عرض کنم که قرآن کریم به صراحت می‌گوید: فراموش کردن خدا سبب خودفراموشی می‌شود علت آن این است که از یک سو، فراموشی پروردگار سبب می‌شود که انسان در لذت‌های مادی و شهوات حیوانی فرو رود و هدف از آفرینش خود را فراموش کند و در نتیجه از ذخیره لازم برای فردای قیامت غافل بماند، از سوی دیگر فراموشی خدا همراه با فراموش کردن صفات پاک اوست .

احسان

در مورد بحث فراموش شدن انسان توسط خدا باید بگویم که ما در دنیای کنونی، کمتر خود را با طبیعت مرتبط می بینیم و مشغولیتها و جذابیتها و اعداد و رقمها و رسانه ها، فضای فکری ما را آنچنان به تسخیر درآورده اند که یاد خدا برای ما مشکل شده است. این درست است که دوران ما تبدیل به یک فراموشخانه بزرگ از یاد خدا شده است؛ اما می دانیم که خدا نیز فعال است و برای هدایت بشر کار می کند. خدا راهگشایی های نو در زمانه ما ایجاد کرده است که به جویندگان راهش کمک کند.

شاهین افاق

دقیقا دوست خوبم به نکته ی بسیار خوبی اشاره کردین بنابراین این تفکر که “نکند خدا ما را فراموش کرده است ” زنگ خطری برای روحیه ماست و نشانه آن است که در طول زندگیمان خدا را یاد نمی کنیم و او نیز ما را یاد نمی کند که در نتیجه به این فکرهای باطل دچار شده ایم. زیرا خدای ما همان خدای قدیمیهاست با همان قدرت و شوکت و خدایی اش را در لابلای همین شرایط نیز نشان می دهد.

یونسی

برادر با کمی تدبر میشود دید که خدا فرموده که “هر کس مرا بخواند اجابتش می کنم. یعنی اگر واقعا خدا را صدا بزنیم درک می کنیم که خدا می شنود و پاسخ می گوید. هر چند رسیدن ما به حاجتمان ممکن است موانعی داشته باشد که باعث تأخیر شود، اجابت خدا و شیرینی پاسخ خدا در همان لحظه دعا قابل فهم است.

ایمان

در کل باید بگویم که فراموشی خدا، به معنای بی توجهی خدا، یکی از دردناکترین عذاب هایی است که در آخرت وجود دارد و خدا هشدار آن را به ما داده و سبب آن را نیز بیان نموده است: آنانکه مرگ و قیامت را فراموش می کنند و یاد نمی کنند، خدا نیز در قیامت فراموششان می کند: وَ قیلَ الْیَوْمَ نَنْساكُمْ كَما نَسیتُمْ لِقاءَ یَوْمِكُمْ هذا وَ مَأْواكُمُ النَّارُ وَ ما لَكُمْ مِنْ ناصِرینَ (سوره جاثیه، آیه 34)

نادر

دوستان عزیزم باید دانست که کار و مشغله های درآمد، خانه داری، روابط اجتماعی، مدیریت درآمدها و هزینه ها، رسیدگی به خانواده و فرزندان، همه و همه اموری وقت گیر و انرژی بر هستند و می توانند ما را از یاد خدا باز دارند اما آنانکه “اهل ذکر” هستند در کشاکش همین امور از یاد خدا باز نمی مانند. خدا در قرآن ما را موعظه کرده که مشغولیت به امور مالی و خانوادگی باعث نشود که از یاد خدا باز بمانیم و خودش افرادی را ستایش کرده است که هیچ کسب و هیچ کاری آنها را از یاد خدا و نماز باز نمی دارد.

ارمین

از نظر من هر کس خدا را در کشاکش کارهای روزمره یاد کند، خواهد دید که خدا به وعده خود عمل می کند یعنی با وجود خود درک می کند که خدا با اوست و خدا هم به یاد اوست. شیرینی این ذکر از آنجاست که گاهی که به یاد خدا نیستیم، ناگهان خدا ما را به یاد خودش می اندازد و لذتی از بندگی نصیبمان می کند که با هیچ چیز قابل مقایسه نیست. این نمونه ای از یاد خداست

ارش

در مورد فراموش شدن توسط خدا باید عرض کنم که در حقیقت توجه خدا به ما ریشه ای در درون خودمان دارد یعنی اگر کاری نکنیم که توجه خدا را به خود جلب کنیم، او به سراغ ما نمی آید، با همه مهربانی و کرامتش. در کتاب خودش فرموده: “بگو پروردگارم به شما توجهی نمی کند اگر دعایتان نباشد

شاهین

در مورد بحث زیبای نماز باید دانست از آنجا که خداوند وجودی نامحدود و نامتناهی و پیراسته از هر گونه نقص و نیاز است احتیاجی به پرستش ما ندارد پس پرستش و عبادت او فی الواقع وسیله تکامل و سعادت ماست و دستور او به عبادت، یک نوع لطف و مرحمت و راهنمائی خواهد بود که ما را به کمال شایسته برساند و کلاً عبادت و خصوصاً نماز دارای یک سلسله آثار گرانبهای فردی و اجتماعی است زیرا حس تقدیر و شکر گزاری را در انسان زنده می کند

نیما جان

در مورده بحث مطرح شده ی نماز بهتر است بدانیم که نماز، نماد تسليم و عبوديت در برابر خداوند است. اگر قرار باشد که هر انساني طبق خواسته خود عمل نمايد و آن را به جا بياورد، نه آن چيزي که خداوند از او خواسته، ديگر بندگي خداوند نمي شود؛ بلکه بندگي خود و عمل طبق خواسته خود است. اميرمؤمنان (ع) در روايتي پس از بيان اين که معناي اسلام را تسليم شدن در مقابل پروردگار مي داند. که نشان تسليم در عمل آشکار مي شود

نادر

در ادامه ی حرف دوست عزیزم اقا نیما باید عرض کنم که شايد يکي از رموز خواندن نماز به همان صورتي که پيامبر فرمود، حفظ شکل و ساختار عمل بعد از قرن ها است که در نتيجه آن، ماهيت و روح کلي و ساختار اساسي خود دين هم در پرتو آن زنده و پا برجا باقي مي ماند؛ در حالي در اديان ديگر ما چنين عمل معيني را نمي بينيم. به همين دليل، آن روح کلي اديان ديگر و ساختار اصلي به مرور زمان از دست رفته است

شاکر

از نظر من در ادامه ی سخنان شما باید عنوان کرد که علاوه بر آن که نماز عبادت پروردگار است، موجب طراوت مکتب و احياي دين هم هست. در جمع بندي مي توان گفت هم شکل و ساختار ظاهري نماز، زيبا و جذاب و اثربخش است و هم معارف بلند اسلامي در آن وجود دارد، هم تسبيح و تقديس لفظي است و هم تقديس عملي؛ رکوع و سجود و تسبيح و ستايش و دعا و تکبير و سلام و خلاصه همه زيبايي ها در نماز موجود است.

صالحی

از نظر من و دیدگاه من باید بگم که نیایش بخش مهمی از تمام ادیان موجود در جهان به حساب می‌آید. برای بعضی از ادیان، انجام نیایش یک فریضه‌ی واجب است. در بعضی ادیان دیگر آیینی مهم برای ارتقاء سطح معنویت افراد است. با وجود این، هر دینی نوع نیایش و سبک مختص به خود را در زمینه‌ی ادای آن دارند. بعضی‌ها دوست دارند نیایش را ساده برگزار کنند، بعضی دیگر پیچیده، بعضی‌ها به اسباب و تجهیزات نیاز دارند، و بعضی‌ها اصلا به چیزی احتیاج ندارند.

محمدیان

طبق تحقیقات نشان داده شده نماز شکل بدن را درست میکند اگه بخواهم توضیحی بدهم در این مورر باید بگم که اکثر آدم‌ها به خاطر عادات روزانه‌شان، مثل حمل کردن بار سنگین روی پشت‌شان در تمام طول روز شکل بدنی نادرستی به خود می‌گیرند و ممکن است دچار گوژپشتی شوند. از آنجایی که هر حرکتی در نماز حالت و شکلی صاف و درست دارد و هر روزه انجام می‌شود قطعا به بهتر شدن شکل و حالت بدن‌تان کمک خواهد کرد.

حسین باقری

یکی از اثرات نماز بصیرت میباشد ببینید دوستان با آرام شدن ذهن‌تان و قدرت تفکر شفاف‌تر، نسبت به بسیاری از چیزها صاحب بینش و بصیرت بخصوصی خواهید شد. بصیرت فقط برای کسانی اتفاق خواهد افتاد که ذهنی مه‌آلود و غبار آلوده نداشته باشند یا قضاوت‌های غیر منطقی نکنند، در نتیجه بینش و بصیرت شما هنگام نماز خواندن قطعا افزایش پیدا خواهد کرد.

فردین

از نظر بنده به عنوان یک مسلمان خوب، قطعا نمی‌توانید انسان تنبلی باشید. پنج وعده‌ی نماز واجب روزانه، که هر وعده رکعت‌های واجب مخصوص به خودش را دارد پشتکار خوبی را می‌طلبد. لازم به ذکر نیست که نمازهای مستحب دیگری نیز داریم. این مسئله ممکن است در ابتدا خسته کننده به نظر برسد، اما از طریق پشتکار، ثابت خواهد شد این کارهای روزمره اصلا خسته کننده نیستند. پس در واقع یکی از اثرات نماز زیاد کردن پشتکار در ادمی میباشد

فرزین

یکی از فواید نماز کاهش خشم میباشد ببینید دوستان هدف اصلی نماز یا عبادت پرستش خداوند است. هر کسی که عقل سلیم داشته باشد می‌داند که با خشم و خشونت نمی‌تواند به آن دست پیدا پیدا کند. قبل از آنکه کسی نماز بخواند، باید تدارکاتی فراهم آورد مانند از بین بردن خشونت و غضب در دل و ذهن خود.

نادر صافی

یکی از اثرات نماز این است که خشوع را افزایش میدهد در ادامه باید بگم که در مطالعه‌ای آشکار شده است که نماز خواندن به صورت روزانه می‌تواند منیت و خود پرستی را در انسان‌ها کاهش و خشوع و فروتنی را افزایش می‌دهد. یعنی اگر به شیوه‌ی درست انجام شود، نماز می‌تواند آگاهی فرد را نسبت به قادر مطلق و وجود برتر افزایش دهد و از این رو از خودخواهی بکاهد. به این ترتیب مرتبا نماز خواندن هر روز که می‌گذرد خشوع را در انسان بیشتر افزایش می‌دهد.

ناصحی

کامنت های تمام دوستان صحیح اما از نظر من مهمترین چیزی که باید یادتان باشد آن است که هدف اصلی از نماز خواندن پرستش خداوند است، نه اینکه فایده‌هایی مانند تسکین درد مفاصل، خوش هیکل‌تر شدن، و غیره از آن به دست آوریم. با همه‌ی این‌ها، و علم به تمام فایده‌های نماز خواندن قطعا مسلمانان به ادای منظم و سر وقت این فریضه‌ی الهی بیشتر ترغیب خواهند شد.

ابوالفضل جزینی

از نظر من میشه گفتش که نماز یک نوع ورزش یوگا میباشد هر حرکت و تمام حرکات موجود در رکعات نماز فایده‌های خاص خودشان را دارند، من جمله وضعیت ایستادن. اجرای یک حالت صاف و ایستاده برای یک مدت مشخص با تقویت ستون فقرات‌تان باعث خواهد شد حالت بدنی بهتری پیدا کنید.

محمد رضا

یکی از اثار نماز از نظر من شادابی و نشاط و جلوگیری از استرس میباشد بیدار شدن برای نماز صبح و در ساعات سحرگاهی و انجام عبادت در این موقع، عامل افزایش هورمون کورتیزول وحالت شادی و نشاط سرمست کننده می شود که بر زندگی روزانه نماز گزار بسیار موثر است و باعث افزایش مقاومت بدن در برابر استرس ها و فشارهای روحی و روانی است که این در مضامین عرفانی تحت عنوان اسرار سحر بیان شده است.

حسن

یکی از اثرات فوق العاده نماز که واقعا برای من عجیب بود تاثیر هورمون ملاتونین در بیداری و نماز شب میباشد بر طبق تحقیقات دکتر مدحت الشامی پزشک مصری، میزان ترشح ملاتونین در شب و سحر نیاز به هیچ دارویی ندارد به جز انجام عبادات و نیایش و دوری از گناهان که باعث آرامش روحی و روانی می شود و به تبع آن تاثیرات مثبت بر جسم و روان می گذارد. بیشترین حالت اورژانسی بیماری قلب پنج تا نه صبح است که با بیدار شدن در نماز صبح ترشح ملاتونین حداکثرشده و باعث جلوگیری از عوارض قلبی می شود.

حسنی پناه

واقعا یکی از اثرات فوق العاده ای هم هستش که من دیدم در ادامه صحبت های شما باید بگم که افزایش هورمون ملاتونین در نماز شب باعث حفظ سلول های مغز و شکوفایی نیروی فکر و اندیشه و افزایش توان گلبول های سفید در مکانیسم دفاعی بدن و در برابر کلسترول و تنگی عروق می شود. افزایش هورمون ملاتونین در نماز شب و صبح باعث حفاظت سلو ل های چشم شده و از کدر شدن عدسی یا کپسول جلوگیری می کند چنان که امام صادق (ع)فرمود:نماز شب دید انسان را زیاد می کند.

حسین

ببینید دوستان یکی از اثرات خیلی خوب نماز افزایش طول عمر انسان میباشد افزایش هورمون هائی همچون کورتیزول، ملاتونین و دوپامین در بیداری نماز شب و سحر باعث سلامتی و طول عمر می شود.

نامی

همان طور که گفته شد فرق بین نماز خواندن و نخواندن گناه بسیار بزرگ ی است که انسان را به جهنم میبرد باید بگویم که نماز یک واجب الهی است که خداوند در پنج وعده روزانه مقرر فرموده است و از مهمترین اثرات آن تقرب به خداوند و دریافت رحمت بی کران اوست. خداوند هر فریضه ای را که بر انسان واجب کرده، دارای فواید بسیار زیاد و عامل رشد و تکامل فردی و اجتماعی اوست و دانش بشری به مرور و بامطالعه و تحقیقات علمی گوشه ای از اثرات آن را دریافت کرده وخواهد کرد.

عارف

از نظر بنده نماز باعث میشود که انسان از گناه دوری کند یعنی این که نمازگزار ناچار است كه براي صحت و قبولي نماز خود از بسياري از گناهان اجتناب ورزد؛ مثلا، يكي از شرايط نماز مشروع بودن و مباح بودن تمام وسايلي است كه درآن به كار مي‏رود، مانند آب وضو و غسل، جامه‏اي كه با آن نماز مي‏گزارد و مكان نمازگزار، اين موضوع سبب مي‏شود كه گرد حرام نرود و در كار و كسب خود از هر نوع حرام اجتناب نمايد؛ زيرا بسيار مشكل است كه يك فرد تنها در امور مربوط به نماز به حلال بودن آنها مقيد شود و در موارد ديگر بي پروا باشد

محمد رضا

حرف شما کاملا صحیح میباشد در ادامه باید بگم که اگر نمازگزار متوجه باشد كه شرط قبولي نماز در پيشگاه خداوند اين است كه نمازگزار زكات و حقوق مستمندان را بپردازد؛ غيبت نكند؛ از تكبر و حسد بپرهيزد؛ از مشروبات الكلي اجتناب نمايد و با حضور قلب و توجه و نيت پاك به درگاه خدا رو آورد و به اين ترتيب نمازگزار حقيقي ناگزير است تمام اين امور را رعايت كند. روي همين جهات، پيامبر گرامي ما(صلي‌الله‌عليه‌و‌آله) مي‏فرمايد: نماز چون نهر آب صافي است كه انسان خود را در آن شست و شو دهد، هرگز بدن او آلوده و كثيف نمي‏شود. همچنين كسي كه در شبانه روز پنج مرتبه نماز بخواندو قلب خود را در اين چشمه صاف معنوي شست و شو دهد، هرگز آلودگي گناه بر دل و جان او نمي‏نشيند.

نادر

ببینید عزیزان از نظر من نماز یکی دیگر از کاربرد هایش در بهداشت و تمیزی میباشد از آنجا كه نمازگزار در برخي از مواقع همه بدن را بايد به عنوان «غسل» بشويد و معمولا در شبانه روز چند بار وضو بگيرد و پيش از غسل و وضو تمام بدن خود را از هر نوع كثافت و آلودگي پاك سازد؛ ناچار يك فرد تميز و نظيف خواهد بود. از اين نظر نماز به بهداشت و موضوع نظافت كه يك امر حياتي است كمك مي‏كند

محمد باقر

ببینید عزیزان در مورد نماز باید بگم که اثرات بسیار فراوانی دارد برای مثال در احادیث آمده است که آب وضو را خشک نکنید، دلیل پزشکی آن این است که بدن در برابر سرمایی که حس می کند خود به خود درجه حرارت را بالا می برد تا قسمتهای خیس را خشک کند که همین تحریکات باعث بازشدن منافذ پوست و ورود اکسیژن بیشتر به بافت ها و عضلات زیر پوست می شود که باعث شادابی و نشاط می گردد.

محمد امین

در ادامه ی صحبت های شما برادر گرامی باید عرض کنم که حتی بنا به تحقیقات پروفسور لای، امواج مغناطیسی خارجی به DNA سلول های مغزی آسیب می زند و در طول روز مغز در برابر میدان های مغناطیسی بیرونی ناشی از امواج و نیروگاه ها و از طرفی میدان مغناطیسی زمین قرار می گیرد که به شدت برای مغز مضر است، وقتی انسان در نماز رو به قبله می ایستد و در هنگام سجده، میدان مغناطیسی بدن و زمین برهم منطبق شده و مثل رسانا باعث دفع مواد الکتریسته از سر به زمین می شود.

فرشاد

در مورد نماز باید بگم که دوستان نماز موجب یاد خدا میشود و یاد خدا بهترين وسيله براي خويشتن داري و كنترل غرايز سركش و جلوگيري از روح طغيان است. «نمازگزار» همواره به ياد خدا مي‏باشد، خدايي كه از تمام كارهاي كوچك و بزرگ ما آگاه است، خدايي كه از آنچه در زواياي روان ما وجود دارد و يا از انديشه ما مي‏گذارد، مطلع و باخبر است و كمترين اثر ياد خدا اين است كه به خودكامگي انسان و هوسهاي وي اعتدال مي‏بخشد، چنان كه غفلت از ياد خدا و بي خبري از پاداشها و كيفرهاي او، موجب تيرگي عقل و خرد و كم فروغي آن مي‏شود.

فرشاد مهر

دقیقا دوست من از نظر من انسانی که غافل از خدا باشد در عاقبت اعمال و كردار خود نمي‏انديشد و براي ارضاي تمايلات و غرايز سركش خود حد و مرزي را نمي‏شناسد و اين نماز است كه او را در شبانه روز پنج بار به ياد خدا مي‏اندازد و تيرگي غفلت را از روح و روانش پاك مي‏سازد.

راهب

راه حلّ سستى و كاهلى در نماز:
براى رسيدن به اين هدف، رعايت امور زير لازم است:

۱. معرفت خداوند بزرگ كه مانع توجّه به مسائل كم‌اهميّت دنيوى مى‌شود.

۲. شناخت فلسفه و معناى نماز

۳. آگاهى از عواقب ترك نماز و سستى در آن

۴. انتخاب دوست مناسب و اهل نماز.

۵. شركت در نماز جماعت.

بانو

من جوری بودم که تا اذان می گفتند اگه نمازم و نمی خوندم آروم نمی شدم ولی حالا که ازدواج کردم و به اصطلاح دینم کامل شده نمیتونم همیشه نمازم و بخونم نمی دونم چرا ؟ چندین بار هم سعی کردم ترک نکنم و بشم مثل سابق ولی نمیشه چی کار کنم خیلی از این بابت در عذابم

حوا

بزرگوار
انسان اکر مواظف خود نباشد و اعمال و کردار و رفتار خود را کنترل ننماید و از نفس خود حساب نکشد و بر کارهای خوب خود نظارت نکند که بیشتر کند و بر کرده های بد خود توبه نکند و ترک نکند

معلوم نیست از کجا سر در بیاورد

این که گفتم خوشحال باشید که متوجه عقب کرد خود بودید مساله مهمی است و واقعا جای خوشحالی دارد

هستند انسانهایی که چنان غرق در شهوات و گناه و اعمال زشت هستند و به روی خود هم نمی اورند که گناه کرده اند و از فرمان خداسرپیچی نموده اند

محبی

بزرگوار

شما نه یک شبه نماز اول وقت خوان شدید و نه یک شبه بر ترک ان اقدام کردید

اصولا مباحث اخلاقی و مسایل معنوی ای طور اند یک شبه نه راه انحراف میروند و نه راه پیشرفت

همه اعمال انسان در مسیر تعالی بر همدیگر اثر می گذارد اگر دروغی از دهان انسان خارج شود بر تماز اول وقت تاثیر دارد
اگرغیبتی بشنود و اکر تهمتی بزند و اگر ظلمی بکند و …………

همه اعمال انسان این گونه بر یکدیکر تاثیر می گذارند اعمال بد انسان؛ انسان را از انجام اعمال نیک باز می دارد و تاثیر خود را می گذارد

و البته این چنین است اعمال خوب
انسان هر چه اعمال نیک انجام دهد به سوی تعالی حرکت کرده است و توفیق انجام اعمال خوب را پیدا می کند

شما بزرگوار
محاسبه ای از نفس خود بکنید از نفس خود حیژساب بکشید
کارهای خود را بسنجید
برنامه ای برای اعمال روزانه خود تهیه کنید و بر انجام انها اصرار ورزید
با مراکز دینی در ارتباط باشید
با افراد با تقوا نشست و برخواست کنید
از همنشینی با افرادی که شما را به کارهای غیر دینی دعوت میکنند بپرهیزید
کنترل بر صحبت ها و شنیده ها ودیده های خود داشته باشید
و………….

مریم

عبادت و بندگی احتیاج به توفیق دارد …….. یعنی خدای بزرگ باید اجازه بدهد نامش بر زبان ما جاری شود و رکوع و سجود بر او کنیم و این توفیق به دست نمی آید مگر اینکه دل را از گناه پاک کنم.
بگذارید برایتان داستان بنده ای را بگویم که گناه میکند و هرچه خداوند مهربان سعی دارد او برگردد ….. اما او نمیخواهد …… عاشقی نمیکند ….. خدای من چه خبر است؟ چرا بندگان تو این عشق و نور را رها میکنند؟!!!
پیامبر گرامی اسلام میفرمایند: دل مانند برگه ای سفید است و گناه مانند لکه جوهر که بر این برگه بیفتد.
دل سیاه و کثیف و کوچک دیگر سفید و پاک و بزرگی ندارد.

با خودتان کلنجار بروید و به دل بقبولانید که بیا و دیگر هرزگی نکن تا شیرینی و لذت نماز را بچشی.

صحرا

بنده در طول سالها تجربه مشاوره،زیاد دیدم کسانی که از این مساله ناراحت بودند،در حالی که با ایجاد نظم در زندگی به راحتی حل مساله نموده اند.
اگر نگاهی اجمالی به دین اسلام داشته باشیم متوجه این مطلب میشویم که نظم در زندگی خواسته اول دین اسلام از یک مسلمان است.
به اهل بیت نگاهی داشته باشیم آنجایی که امیرالمومنین علیه السلام به فرزندش امام حسن مجتبی علیه السلام سفارش های پدرانه و خواص دارد میفرماید:
پسرم برای پیروزی در زندگی نظم داشته باش.
و این سفارش ادامه دارد که بعد از مطالعه این نکته در نهج البلاغه فکر میکنیم
اولین و آخرین راز موفقیت در زندگی نظم است.
نهج البلاغه.

معین

امیر المومنین علی علیه السلام میفرماید: … تنهایی از همنشین بد،بهتر است ….
اثر اطرافیان در رفتارمان آنقدر زیاد است که اسلام در بعضی موارد دستور به ترک واجب میدهد تا از آنها اثر بد نپذیریم.
مثلا درباره ترک کننده نماز با شرائطی دستور به قطع رحم میدهد(البته مقطعی و …) و حتی از ما خواسته جواب سلام او را هم ندهیم.
پیامبر گرامی صلی الله علیه و آله میفرماید : جواب سلام چند گروه را ندهید …. و ترک کننده نماز .
و باز هم از این موارد در دستورهای دینی وجود دارد.
باید اطراف و اطرافیانم را تصفیه کنم.

حشمت کوهستانی

درود بر حضرت حاج فردوسی به نظر من نباید اینقدر دوستمان را نامید می کردید که می گفتید بله تو جهنمی هستی! بلکه میشد به شکل و شمایلی دیگر به ایشان توضیح داده و صحبت خود را به او بگویید که او از خواندن پاسخ شما ناامید نشود و از خواندن متن پیام شما ناراحتی بیشتری به او دست ندهد و به همین جهت از شما خواستارم که از این به بعد این مسئله را مد نظر قرار داشته باشید که شیوه ی گفتار شما به عنوان رهبر معنوی خیلی تاثیر می گذارد پس هر چه بیشتر به منهاجیون روحیه بدهید آنها با قدرت بیشتری به مسیر ادامه خواهند داد. این نکته ای است که ذهن مرا به خود درگیر کرد وبا خود گفتم که بهتر است بگویم.

نادیا

باید بالاخره حقیقت رو بدونن این شخص وگرنه که اگر حضرت حاج فردوسی بیان و برای اون صحبتای قشنگی بکنن که هیچکدوم درست نیست خب این هم که مسئله ی مناسبی نیست و ایشون مسیرش رو پیدا نمیکنه و این شخص باید در مسیر درست قرار بگیره و بچه هم نیست که بخواد با یک حرف ناامید بشه و یا اینکه با یک حرف بخواد مسیرش رو گم کنه اگ حضرت حاج فردوسی این حرف رو به ایشون زدن دلیل این نیست که ایشون رو بخوان ناامید کنند بلکه میخوان فقط و فقط مسیر رو به ایشون نشون بدن وبعد همه چیز بر عهده ی خود اون شخص هست.

صادق

حرف های شما هم کاملا درسته ها ولی ببینید باید به مسئله ی بزرگتری دقت کنید الان خود شما یکی بهتون بگه تو جهنمی هستی خوب خوش حال میشید؟ قاعدتاً اینطور نیست دیگه منظور این بزرگوار هم همین بود که حقیقت رو حضرت حاج فردوسی بگن به طرف اما طوری باشه که شخص بفهمه که امکان بازگشت هم وجود داره.

محمد علی عرب

خب خدا خیرتون بده الان حضرت حاج فردوسی اگر جمله های اول اون حرف رو زدن بعدش کلی مسیر به ایشون نشون دادن و گفتن که چطور یمتونن به راه برگردن پس ایشون حقیقت رو هم گفتن و مسیر بازگشت به اون شخص نشون داده و این مسئله نسبتاً نشون میده که حضرت حاج فردوسی به فکر این موضوع هم هستند.

پوپک گلستانی

سلام به همه ی عزیزان اینکه ما در این جهان قدم گذاشتیم یعنی یک انسان خاص بودیم و ما از همون اول برنده بودیم چون از بین میلیون ها اسپرم ما بودیم که انتخاب شدیم. این نشون میده که ما انسان ها ذاتاً از همون لحظه تولد هم قهرمان زندگی خودمون بودیم اما چون کم کم شکست ها رو دیدیم در ما تاثیر گذاشته و نمیتونیم که درست تصمیم بگیریم یا نمیتونیم که درست در زندگی خودمون قدم برداریم به همین جهت من به شما بزرگواری که اینقدر ناامید هستید میخوام بگم که خودتون رو پیدا کنید و خود قهرمان تون رو بشناسید و سعی کنید از این مخمصه ای که گیر کردید رهایی پیدا کنید.

مریلا نجفی

سلام به همه عزیزان این مشکل دوستمون یک مشکلی هست که باید برطرف بشه وگرنه که خیلی میتونه زندگی ایشون رو با اختلال رو به رو کنه ببینید اولین مسئله ای که میشه در مورد این عزیز پیدا کرد این هست که ایشون فکر میکنم الان به شدت از خودشون متنفر هستند. تنفر باعث نمیشه که شما مشکلتون رو برطرف کنید پس این تنفر رو کنار بزارید و نکات مثبتی رو در وجود خودتون پیدا کنید تا بتونید کم کم به حول قوه الهی در خودتون قدرت رو پیدا کنید و در نهایت با تلاش سعی کنید که خودتون رو در مسیر خداوند قرار بدید. به امید روزی که چنین اتفاقی رخ بده. شاد و سعادتمند باشید.

مختار داوودی

سلام دوست عزیز با شما موافق هستم باید این شخص احترام به خودش رویاد بگیره اینکه میادو میگه که من جهنی هستم باید بدونه که کسی به حالش ترحمی نمیکنه که اون بخواد این حرف رو بزنه بلکه فقط داره احساس خودش رو نسبت به خودش بد تر میکنه پس با توجه به این موضوع باید سعی کنه که اون شخص قدرتمندی رو در خودش شکل بده که میتونه بر همه مشکلات غلبه کرده و همچنین بتونه تمام آثار این گناهان رو در زندگی خودش از بین ببر! حق الناس رو بده و برای گناهانش طلب استغفار و توبه کنه و همچنین برای گناهان حق الناس تا در نهایت بتونه به عنوان یک انسان پاک زندگی کنه

مهلا

سلام انسان باید به وجود خودش احترام بزاره خداوند اون رو بنا به دلیلی آفریده و بی دلیل هیچکدام از انسان های روی کره زمین خلق نشدن پس بسته به همین موضوع این شخص باید رسالت خودش رو در زندگیش پیدا کنه پس بزارید یک مثال از شخصیتی بزنم که همه ی ما میشناسیم و اون هم رهبر بزرگ جامعه ی فردوسیان و رهبر مشتاقان کمال و سعادت حضرت حاج فردسی هستند که ایشون رسالتشون رو در رهبری منهاج فردوسیان شاید دیدن پس می بینید که در این سمیر قدم گذاشتن و به یک موفقیت بزرگ هم در این زمینه دست پیدا کردن .این مسئله رو ما باید در همه چیز ببینیم دیگه!

رحیم ذرتی

سلام آره پیدا کردن رسالت خیلی مهم هست و باعث میشه که انسان بتونوه اون چیزی که واقعا به عهده اش در این جهان هست رو پیدا کنه. این شخص از زمانی که غرق درگ ناه بوده گذشته خب اون موقع رو دیگه نمیتونه عوض کنه ولی الان رو میتونه اون زمان رسالتش رو نشناخته بود ولی الان شناخته پس به همین جهت ما باید بدونیم که حضرت حاج فردوسی در این مسیر هم راهنمای ایشون هستن پس با منهاجی شدن خودش رو میتونه از بار تمام اون گناهان رها کنه و در نهایت بتونه به یک موفقیت عظیم در زندگی خودش دست پیدا کنه. براتون آرزوی موفقیت در تمام لحظه های زندگی می کنم.

ولایت

رسالت و هدف زندگیش رو اگر انسان بشناسه در نهایت میتونه که به هر آنچه که در زندگی میخاود برسه. الان هدف این دوستمون مشخص شده فکر میکنم در بین حرفشون خواسته ی خودشون رو گفتن. همیشه میگن که اگر میخوای خواسته هات رو بشناسی، ناخواسته هات رو مشخص کن تا خواسته هات از بین اونها خودش رو نشون بده. الان ایشون ناخواسته هاشون رو ذکر کردن که نمیخوان جهنمی باشن، نمیخوان که استمناء کنند خب الان که این رو نشاختن باید به دنبال راه حل باشن کسی نمیتونه راه حل بده به ایشون چون جای ایشون زندگی نمیکنه و باید راه حلی رو پیدا کنن که مطابق با زندگیشون هست یعنی نوع و سبک زندگی ای که دارن رو بفهمن چی هست و با توجه به اون به دنبال یک روش خوب باشن برای بیرون آمدن از این گناهان.

فاطمه شکوری

سلام دقیقا من نمیدونم که چرا ما دنبال کسی میگردیم که از اون راه حل بگیریم مگه خدا به اون شخص قدرت بیشتری داده که به ما نداده این ها همشون نشون میدن که ما به دنبال این میگردیم در زندگیمون که کسی رو پیدا کنیم که اگر راه حل اشتباهی داد و ما اون رو پیش گرفتیم و به شکست خوردیم دلیل شکستمون رو اون شخص بدونیم یا اینکه تقصیر رو بر گردن اون شخص بندازیم این واقعا اشتباه هست و ما باید برای زندگی خودمون ارزش قائل بشیم و از کسی راه حل نخوایم بلکه خودمون دنبال راه حل باشیم و خودمون با توجه به زندگیمون یک راه حل مناسب برایم سالئمون به وجود بیاریم.

میهن دخت

سلام این موضوع که شما گفتید رو روانشناس منم به من زد من زمانی که میرم پیش روانشناس میگه که تو از من راه حل نخواه که هیچ کس نمیتونه بهتر از خودت به تو راه حل بده و اگر میخوای از زبون من راه حلی بشنوی که بعد از شکست خوردن بگی این تقصیر ها گردن روانشناسم هست باید بدونی که سخت در اشتباهی چون افسار زندگی تو به جز خودت در دست کس دیگه ای نیست و نباید به کس دیگه ای بسپری و دقیقا مثل همین دوستمون هم هست که شاید توی ذهنشون اینکه من بیام از حضرت حاج فردوسی راهنمایی بخوام که بعد اگر اشتباه هم کردم نگم که من خودم بودم بلکه بگم که حضرت حاج فردوسی این راهنمایی اشتباه رو به من کردن

شهریار لاهیجانی

سلام البته باید بهتون بگم که این مسئله اصلا چیز درستی نیست ها یعنی اینکه بخوایم این کار رو بکنیم اما این بزرگوار از روی ناچاری واقعا این حرف رو زدن بعضی وقتا چنان آدم تحت فشار قرار میگیره که اصلان ذهنش کار نمیکنه و میخواد که از زبون یکی فقط دلداری بشنوه یا میخواد یکی دیگه بهش راه حل بده الان توی پیام این شخص توجه کنید میبینید که چقدر ناراحتی و نگرانی در وجود ایشون موج میزنه و شاید در همین مرحله باشن پس باید به راه بیاریمشون نه به واسطه اینکه راه حل بدیم بلکه به این شکل که همراهشون بشیم و قدم به قدم طبق مسیری که خودشون میخوان همراهیشون کنیم اما باید مسیر درست رو هم نشون بدیم بهشون و بگیم که تصمیم بر عهده خودشون هست که میخوان وارد بشن یا نه

زهره

چگونه میتوان یک آدمی که نماز خواندن را ترک کرده دوباره نماز خوان نمود

فیروز

ما باید منطقی عمل کنیم ،حتی اگر 1درصد هم احتمال بدیم که قیامتی وجود داره و از اعمال این دنیامون سوال میشه باید به واجبات عمل کنیم و از محرمات دوری کنیم.

شمیم

به قول فیلم مارمولك و به نقل از كتاب شازده كوچولو اول باید اهلیش كرد یعنی باید در او ایجاد علاقه كرد و شیرینی نماز را باید به او چشاند نه اینكه او را ترساند و كاری نباید كرد كه از روی ترس بخواهد نماز بخواند منصفانه نگاه كنید اگر كسی ما را حتی برای خوردن یك غذای لذیذ مجبور كند ایا خوردن ان غذا برای ما لذت بخش خواهد بود؟

هادی

راستیتش آدم خودش باید بخواد تا نخواد نمی شه منم هی سعیمو میكنم ولی نمی دونم چرا نمی تونم فك كنم به خاطر این دخترای تو خیابونه

مرتضی خزائی

باز هم مقاله ای زیبا وباز هم نکات قابل تاملی که حضرت حاج فردوسی دراین مقاله ذکر کردند. قسمتی از متن پیام دوستمون نظر من رو جلب کرد که گفتن دو سال از عمرم رو برای مردم گذاشتم چون مال اونها بود. در اینجا دو تا برداشت میشه کرد یکی اینکه به مردم میون بودن و خواستن که این دِین رو ادا کنند و دوم اینکه فکر کردن برای توبه کردن باید عمر خودشون رو وقف مردم کنند. در مورد گزینه ی اول که این کار درسته اما در مورد گزینه ی دوم هرگز این درست نیست چون در کنار حق الناسی که شما می پردازید مسئله ی دیگه ای به وجود میاد به اسم حل النفس که شما در حق خودتون دارید باز بدی می کنید! پس کاری کنید که نه از اینور بوم بیفتید و نه از اونور بوم

کاظم مولایی

سلام به نظر منکه بیشتر تاکید ایشون رو حق الناس پرداخت کردن بوده یعنی به قول شما ایشون دِین داشتن که باید ادا میکردن و به همین دلیل این مسئله دو سال از عمرشون رو گرفت. و من میخوام بگم که خیلی بده که انسان در ظاهر انسان خوبی باشه اما در باطن شخصیتی نادرست داشته باشه. این شخصیت بد باعث میشه که وان شخص از مسیر درست خارج میشه برای دوستمون دعا میکنم که این مشکلشون برطرف بشه چون واقعا فکر نمیکنم که رابطه ی خوبی بین خود و شخصی که ظاهر رو فقط درست میکنه وجود داشته باشه! هر چند که خداوند رو نمیشه تعریف کرد چون بهترین عدالت به وجود آورنده هست!

رویا طاهریان

حق النفس واژه ی خیلی زیبایی بود که شما بیان کردید و این دوست زعیزی که زندگی خودش رو وقف مردم میکنه باید به این مسئله هم توجه کنه که این هم مسئله ی خیلی مهمی هست اون میتونه زندگی خودش رو هم بکنه و بعد از اینکه از لحاظ زندگی خودش تعمین شد به فکر زندگی بقیه هم باشه که جبران کنه وگرنه اینقدر استرس و عذاب به اون شخص وارد میشه که اون هرگز نمیونه به درستی حق مردم رو ادا کنه چون تو ذهنش مشکلات خودش هم هستن و اگر اون ها برطرف نشده باشه دیگه جایی برای مشکلات بقیه در ذهن باقی نمیمونه این هم مسئله ی مهمی هست که باید به اون توجه ویژه ای بشه.

اقدس مسلمی

درود بر شما حرف کاملا حق و درستی زدید ما انسان ها اول از همه باید به فکر خودمون باشیم این اصلا خودخواهی نیست بقیه فکر نکنن که خود خواهی هست و من میخوام خود خواهی کنم اتفاقا به نوعی میشه گفت که ما با این کار مقدمات رو برای برطرف کردن مشکلات بقیه میزاریم یعنی اگر ما خودمون رو از درون زیبا کنیم و اول حق النفس رو سعی کنیم که بپردازیم پس کم کم زمینه ای به وجود میاد که آرامش در ما شکل میگیره و زمانی که آرامش در ما به وجود اومد بهترین زمان هست که به واسطه ی اون بتونیم مشکلات رو از بین ببریم و همچنین بتونیم حق بقیه رو که به گردن ما هست ادا کنیم.

کتایون بابکیان

ببینید این مسئله که شما میگید درست اما شاید عمر انسان اونقدر ها هم کفاف نده که بخواد اول به درست کردن خودش بپردازه و بعد به درست کردن بقیه! و اینکه میتونه حالا خود از حق خودش بگذره و حق النفس نادیده گرفته بشه اما حق الناس خیلی چیز مهمی هست و نباید نادیده گرفته بشه چون حق الناس رو نمیشه دیگه بعد از مرگ درست کرد مگر اینکه اولاد و خانواده ی ما کاری بکنن وگرنه ما که مردیم و دیگه دستمون از دنیا کوتاهه پس نمیتونیم که برایح ق الناس انسان ها کاری انجام بدیم و این به نظر من کار ما رو یکم مشکل تر میکنه و الویت ها رو تغییر میده.

بابک مختاری

سلام نظر شما و دوستان رو خوندم و باید بگم که این حرف شما متین هست یعنی اینکه حق الناس در الویت قرار میگیره اما شما لحظه ای فکر کنید مثلا دارم میگن که خودتون الان کاملا شکمتون گرسنه هست و باید یک چیزی بخورین و در کنار اون حق الناسی هم دارین که باید پرداخت بشه خب شما اگر اون حق الناس رو پرداخت کنید شاید واقعا شکمتون گشنه بشه و همین گشنگی باعث بشه برای شما مشکلات زیادی به وجود بیاد و در اثر این مشکلات توانایی خودتون رو از دست بدین پس در نهایت نمیتونین که جهت حل مسائل حق الناس خودتون کاری کنید پس اگر شما اون شکم رو اول سیر کنید انرژی میگیرید و با انرژی خودتون میتونید مسائل رو پشت سر بزارید.

خلیل

سلام به نظر من این حرف شما باز منطقی تر هست اما باز هم نمیتونه پاسخ مناسبی برای این باشه که ملا عمر ما کوتاهه و ممکنه حتی همون موقع که مثلا شما گقفتید شکم خودمون رو سیر کنیم بمیریم پس اون موقع دیگه نمیتونیم که حق الناس رو بدیم و این به نظر من خیلی خیلی مشکل ایجاد میکنه برای انسان در اون زمان. به نظر من میانه روی همیشه در همه جا میتونه خوب جواب بده و ما اگر در کنار حق الناس، حق النفس رو هم بپردازیم خوب میشه گفت که از این بابت راحتیم و میتونیم در کناره م هر دو رو پیش ببریم و به اون چیزی کع میخوایم دست پیدا کنیم.

نورالله هدایتی

دقیقا! شخصی که فقط ظاهر رو میچسبه و فقط به فکر درست کردن ظاهر هست باید از اون ترسید وگرنه شخصی که کارهای نیک انجام میده وباطن خوبی داره اونقدر به رشد و پیشرفت رسیده که نخواد مدام خودش رو در چشم مردم جا کنه و فقط خودش هست و خدای خودش. پس اگر کسی رو دیدیم که داره اینطور برخود میکنه و ظاهر خودش رو خیلی خوب نشون میده و مدام منم منم میزنه بدونیم که این شخص یکم از درون تهی هست و این شخص فکر میکنه که ظاهر رو درست کنه خدا هم گول ظاهر اون رو میخوره و اون شخص وارد بهشت میشه که اینها تماما خیالاتی خام هستند.

گوهر ملایری

سلام شخصی که ظاهر خودش رو سعی میکنه درست کنه اما از درون شخصی هیچ هست باید بگم که هرگز در این جهان و در اون جهان به کمال و سعادتی که حضرت حاج فردوسی حرفش رو زدن نمیرسه چون اون طرف فقط ظاهرش خوبه اما باطن که مهمترین بخش زندگی هر انسانی هست رو اون فراموش کرده. به یاد داشته باشیم که ظاهر ما هرچیزی هم باشه فانی هست و خیلی زود از بین میره اما مهم باطن ماست که چطور میخواد باشه و به چه شکلی هست و ما باید در جهت زیبا کردن باطن خودمون حرکت کنیم نه اینکه بخوایم به فکر زیبا کردن ظاهر باشیم البته که ظاهر هم تاثیر گذار هست اما نه اونقدر ها.

جواد مخمل باف

سلام درسته دیگه ظاهر ما خیلی زود گندیده میشه و از بین میره و نباید زیاد مورد توجه قرار بگیره اما توجه کنید که من گفتم نباید زیاد مورد توجه قرار بگیره اما توجه کردن به اون هم امر واجبی هست یعنی ما اگر از باطن انسان خوبی هستیم ظاهراً هم اون رو نشون بدیم چه اشکالی داره؟! اصلا هم ریا کاری نیست چون ما از باطن خودمون اطمینان داریم و میدونیم که باطن ما درست هست پس اون موقع دیگه دلیلی نداره که برای ظالهر بخوایم غصه بخوریم که اگر من به فکر ظاهر خودم باشم انگار که از خدواند دور شدم نه اتفاقا باطن و ظاهر رابطه مستقیمی هم میتونن با هم داشته باشن.

نفس

كسی كه با خدا قهر میكند و این همه عظمت را نادیده میگیرد تا سرش به سنگ نخورد بر نمیگردد تنها میتوان بزرگی خدا را به متذكر شد و خدا توبه را نیز پذیرا میباشد

احمد

سلام به همه دوستان. عزیزان من اگر میخواین به مسیر درست هدایت بشید پس منهاجی بودن رو انتخاب کنید. علم منهاج فردوسیان بسیار نایاب و کمیاب هست و به واسطه ی این عل مشما میتونید به کمال و سعادت واقعی دست پیدا کنید! پس ازتون میخوام که اگر واقعا میخواین که به سعادتی عالی و بی نظیر در این جهان دست پیدا کنید، حتما و حتما منهاجی بودن رو فراموش نکنید و همیشه و همیشه خوتون رو در مسیر درست قرار بدید و اطمینان داشته باشید که حضرت حاج فردوسی در این مسیر با شما و در کنار شماست و اصلا لازم نیست که نگران باشید. براتون بهترین ها رو از خدواند منان خواستارم. شاد و موفق باشید

آیلین خدابنده لو

سلام و درود بر حضرت بزرگ ما رهبر معنوی مشتاقان کمالو سعادت خیلی خرسندم که هر روز شما مقالاتی رو منتشر میدید و باعث میشید که ما منهاجیون این مقالات رو بخونیم و از اونها استفاده کنیم. حضرت حاج فردوسی محترم اینقدر از این بابت خوشحالم که یک منهاجی شدم بین شما د وستان منهاجی که واقعا نمیشه حرفی زد یا روی اون اسمی گذاشت و فقط و فقط میخوام از اتون بخوام که در این مسیر بسیار پر قدرت باشید و نظرات مخالف روی شما تاثیر نزاره اگر میخواین به موفقیتی برسین و هم اینکه از شما میخوام تشکر کنم برای وقتی که برای ما منهاجیون میزارید. از شما بی نهایت متشکرم.

جواد خیرآبادی

سلام به همه ی عزیزان به خصوص حضرت حاج فردوسی محترم خیلی خوشحالم که در بیسن منهاجیونی قرار دارم که تلاش میکنند برای رسوندن خودشون به کمال و سعادت لایتناهی خداوند انسان شایسته ای بر روی زمین باشن. باید بگم که وجود چنین انسان هایی در روی کره ی زمین واقعا داره منقرض میشه و به قول دوستانی که داشتن حرف میزن فقط ظاهر رو خوب میکنن در صورتی که باطنشون خیلی خیلی خراب هست و امیدوارم که همه ی این افراد به خودشون بیان و بدونن که کجای دنیا قرار دارن و سریعتر در مسیر درست قرار بگیرن. باشد که خدواند این افراد رو هدایت کنه

صادق زیبا کلام

ببینید جهان تفاوت و تضاد داره و اگر یکی هست که خوبه یکی هم بده و اگر یکی هست که اعمال شایسته ای رو انجام میده یکی هم هست که اعمال خیلی نادرستی از اون سر میزنه پس نمیشه که همه رو به یک شکل دونست و نمیشه که همه رو به شکلی ببینیم که مثلا دارن رو به تباهی میرن یا مثلا همه دارن به سمت درست میرن. ببینید حتی زمان پیامبر هم انسان های نادرستی وجود داشتن پس این نشون میده اگر انسان بد کاره ای وجود داره انسانی با کارهای نیک و شایسته هم وجود داره که تلاش میکنه خودش رو در مسیر درست قرار بده و تلاش میکنه که در مسیر درست قرار بگیره.

محمد حسین

کاملا موافقم در این جهان که تضاد زیادی وجود داره انسان های متفاوتی وجود دارن و اتفاقا باید بگم که هیم نافراد هستن که باعث میشن جهان شکل طبیعی خودش رو به چیش ببره لحظه ای فکر کنید اگر همه ی اسان ها به یک شکل بودن و تفاوت دیدگاه و عقیده ای وجود نداشت اون موقع چقدر زندگی ها یکنواخت میشد و اصلا اون موقع دیگه نه کشفی بود و نه اختراعی. چون اگر یکی میگه نمیشه و یکی میگه میشه هر دو دلایل خودشون رو روی هم میزارن و در نهایت یک چیز خوب خلق میکنن و در این مورد هم همین طور هست اگر انسان های بد وجود دارن اون مقوع هست که مسیر خوب خودش رو خیلی قشنگ نشون میده و همین مسئله ی مهمی هست.

سلیمان

سلام اولین مورد در مورد شما این هست که خودتون رو ببخشید. از بین حرف های شما کاملا میشه فهمید که شما با خودتون در صلح نیستید و زمانی هم که با خودتون در صلح نباشید قثطعا نمیتونید حتی با خدواند هم صلح کنید چون قسمتی از روح خداوند در شما دمیده شده و شما باید با خدای درون خودتون ابتدا صلح کنید تا با انرژی منبعی که روح شما از اون تغذیه می کنه وارد صلح بشید. دوست بزرگوار من به خاطر داشته باشید که خدا توبه پذیر مهربان هست. بر روی واژه مهربان تاکید فراوانی داشته باشید و بدونید که خدواند هرگز شما رو فراموش نمیکنه وبلکه بسیار در حق شما مهربان هم هست.

مبینا احمدی

درود بر همه ی منهاجیون سخنی که حضرت حاج فردوسی در اخر حرفشون زدن واقعا باید با طلا نوشت مبادا مثلا اون بیماری بشه که بی همت هست همی نرو ما باید مانند نقل قولی در ذهنمون داشته باشیم که هر جا که احساس کردیم ضعیف شدیم این رو به یادمون بیاریم که نکنه مثل ما بشه مثل همون بیماری که حضرت حاج فردوسی تعریفش رو در این مقاله به قلم آوردند. در هر جهت که ایمان واقعی باعث میشه که انسان همت داشته باشه و در مسیر خداوند بخواد قرار بگیره و این خیلی مهم هست که انسان از مسیر خودش باز نمونه و با قدرت به مسیرش ادامه بده که بتونه بالاخره موفق بشه

رضا

هشام بن حکم می گوید: از امام صادق ـ علیه السلام ـ پرسیدم چرا نماز واجب شده است با آنکه مردم را از کار و رسیدن به مشکلات و نیازهایشان باز می دارد و باعث زحمت و رنج جسمی آنها می شود؟ حضرت در پاسخ فرمود:

«اگر به مردم به غیر از آمدن دین و وجود قرآن در بین آنها تذکری داده نمی شد و بدون یاد و خاطره پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ رها می شدند، به همان سرنوشت پیروان ادیان پیشین دچار می شدند؛ آنها برای خود دینی و کتابی داشتند و عده ای را به سوی آیین خود فرا خواندند و در راه آن، جنگیدند. اما با رفتن آنها، دین و آیینشان هم کهنه شد و از بین رفت. خدای تبارک و تعالی چنین خواست که مسلمانان نام و یاد پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ و دین او را از یاد نبرند. از این رو نماز را بر ایشان واجب فرمود تا روزی پنج مرتبه به یاد او باشند و نامش را بر زبان آورند و نماز و یاد خدا از آنان خواسته شد تا مبادا از یاد خدا غافل شوند و فراموشش کنند و در نتیجه یاد و نامش محو شود

ارمان

سول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ فرمود: «نماز، کلید بهشت است.»

آن حضرت در روایتی زیبا برای نماز ده ویژگی ذکر کرده است:

«نماز ستون دین است؛ و در آن ده ویژگی وجود دارد: نورانی شدن صورت، نورانی شدن قلب، آرامش دهنده جسم، انیس قبر، محل فرود رحمت، چراغ آسمان، باعث سنگینی کفه ترازوی اعمال صالح، باعث کسب خشنودی خداوند، بهای بهشت، سپر آتش؛ آن گاه فرمود: هر کس نماز را به پا دارد، به راستی دین خود را به پا داشته است و هر کس آن را ترک کند پس بی گمان دین خود را نابود کرده است.»

در تفسیر نمونه نیز آثاری برای اقامه نماز ذکر شده است:

1ـ نماز سدی در برابر گناهان آینده است؛ چرا که روح ایمان را در انسان تقویت می کند و نهال تقوی را در دل پرورش می دهد، و می دانیم «ایمان» و «تقوی» نیرومندترین سد در برابر گناه هستند؛

از حکیم بودن خداوند می فهمیم که در وجوب و اقامه نماز فایده ها و آثار بسیار زیادی وجود دارد که چیزی جای آن را نمی گیرد.

2ـ نماز غفلت زداست؛ نماز به حکم اینکه در فواصل مختلف و در هر شبانه روز پنج بار انجام می شود، مرتباً به انسان اخطار می دهد، هشدار می دهد، هدف آفرینش و موقعیت او را در جهان به او گوشزد می کند؛

3ـ نماز، خودبینی و کبر را درهم می شکند؛ چه آنکه انسان وقتی در هر شبانه روز 17 رکعت و در هر رکعت دو بار در برابر خدا پیشانی بر خاک می گذارد، خود را ذره کوچکی در برابر عظمت او می بیند و پرده های غرور و خودخواهی را از خود کنار می زند؛

4ـ نماز وسیله پرورش فضائل اخلاقی و تکامل معنوی انسان است؛ چرا که انسان را از جهان محدود ماده و چهار دیوار عالم طبیعت بیرون می برد و به ملکوت آسمانها دعوت می کند؛ با فرشتگان هم صدا می شود و خود را بدون نیاز به هیچ واسطه در برابر خدا می بیند. تکرار این عمل در شبانه روز، آن هم با تکیه بر صفات خداوند، اثر قابل ملاحظه ای در پرورش فضایل اخلاقی در وجود انسان دارد؛

5ـ نماز قطع نظر از محتوای خود، با توجه به شرایط صحت، به پاکی در زندگی دعوت می کند؛ چرا که می دانیم مکان نمازگزار، لباس نمازگزار، آبی که با آن وضو یا غسل را انجام می دهد باید از هرگونه غصب و تجاوز به حقوق دیگران پاک باشد. بنابراین تکرار نماز در پنج وقت، خود دعوتی است به رعایت حقوق دیگران؛

6ـ نماز روح انضباط را در انسان تقویت می کند؛ چرا که دقیقاً باید در اوقات معینی انجام گیرد و تأخیر و تقدیم آن، هر دو، موجب بطلان نماز است.

زمانی

می دانیم یکی از صفات خداوند متعال، حکیم است؛ یعنی هیچ کاری را بدون حکمت انجام نمی دهد. اینکه خداوند نماز را واجب کرده است ـ با اینکه می توانست به صرف راز و نیاز اکتفا کند ـ حتماً دلیلی و حکمتی داشته که او با علم و تدبیر بی نهایتش از آن اطلاع دارد؛ چون اگر این گونه نباشد باید ـ نعوذ باللّه ـ بگوییم خداوند در واجب کردن نماز، کار عبث و بیهوده ای انجام داده است. پس، از حکیم بودن خداوند می فهمیم که در وجوب و اقامه نماز فایده ها و آثار بسیار زیادی وجود دارد که چیزی جای آن را نمی گیرد.

راحله

سلام خدمت حضرت حاج فردوسی پیرو دیدگاهی که دوست عزیزمون نوشته بودن خواستم بگم که منهاجی شدن چاره کار ایشون هست. در منهاج فردوسیان ما به سمت و سوی کمال و سعادت حرکت می کنیم و همین باعث شده که بتونیم در راه خداوند قرار بگیریم و تبدیل به یک بنده ی واقعی بشیم. با منهاجی شدن انسان یک بنده ی کامل خداوند میشه و در مسیر درست خودش رو قرار میده به نظر من منهاجی شدن چاره کار ایشون هست و اگر میخوان که ثمره ی دنیا و آخرت به ایشون برسه حتما منهاجی بشن و به دستورات شما عمل کنن که قطعا براشون نتیجه ای جز خیر و صلاح نخواهد داشت.

کریم

قطعا از سوی دکتر های دینی بهترین دارو برای این بیمار دیی این هست که منهاجی بشن و باید و باید به توصیه حضرت حاج فردوسی گوش بدن که اگر میخوان شفا پیدا کنن پس حتما دارویی که حضرت حاج فردوسی براشون تجویز کردن رو استفاده کنند و در زندگی خودشون به کار ببرن مبادا اینکه فراموش کنند و دوباره روز از نو روزی از نو بشه که فقط و فقط برای خودشون مشکلاتی رو به وجود میاره واین واقعا زیبا نیست و به نظر من اگر ایشون منهاجی بشن روز به روز با علمی که حضرت حاج فردوسی دراختیار ایشون قرار میدن یعنی انتشار همین مقالاتی باعث میشن که این فرد گمراه به راه درست هدایت بشه

مهیار کرامتی

درسته خب اگر این شخص بخواد که منهاجی بشه با اولین قدم هاش خب حضرت حاج فردوسی هم با ایشون همراه میشن و به اون راهنمایی هایی رو دارن و به نظر من که این واقعا فوق العاده هست و حضرت حاج فردوسی رهبر معنوی مشتاقان کمال و سعادت بهترین راهنمایی کنندگان میتونه باشه و این شخص با مقالاتی که از ایشون میخونه و با مشاهده ی ویدیو هایی که از ایشون میبینه میشه گفت که واقعا به مسیر کمالو سعادت حقیقی دست پیدا میکنه و میتونه اون چیزی برسه که واقعا حقش هست و بندگی رو در حق خداوند کامل کنه که البته من فکر نمیکنم کسی بتونه بندگی رو در حق خداوند کامل کنه اما به صورت کلی گفتم این مسئله رو.

قاسم محرابی

سلام منهاجی فردوسیان یک برنامه ی تکامل به ایشون میده که اگر ایشون طبق این برنامه عمل کنند میتونن اطمینان داشته باشن که در نهایت به کمال و سعادت دست پیدا میکنن و اینکه اصلا نگران نباشن و اینطور حرف نزنن هر کسی در زندگی خودش اشتباهاتی رو انجام میده حالا اون اشتباهات کوچک باشه یا بزرگ ولی مهم این هست که خدواند فرصت توبه رو برای بندگان خودش به وجود آورد پس تا زمان دارید توبه کنیدو از درگاه خداوند طلب استغفار کنید و بخواین که خداوند شما رو ببخشه و قطعا خداوند هم این کار رو شاید انجام بده و اینطور شما به موفقیت در این مسیر فوق العاده میرسید

نادر

سلام به دوست بزرگوارمان به نظر من ایشان باید ایمان واقعی را در وجود خویش شکل دهند. ایمان واقعی باعث می شود که حتی از خدا بی خبران هم به مسیر درست هدایت شوند ایشان که خود در مسیر درست دارند قرار می گرند پس صرفا با حرف زدن نمی شود این مشکل را حل کرد و ایشان باید عمل را هم سر لوحه کار خود کنند تا در نهایت بتوانند آن ایمانی که باید را در وجود خود شکل دهند و در نهایت تبیدل به یک انسان مومن کامل شوند. البته به یاد داشته باشید که خدواند تک تک این لحظات و مسیر را کنار شما خواهد بود و شما تنها نیستید! پس نگران این موضوع نباشید

سمیرا

برادری دارم که به هیچ وجه نماز نمی خواند و رفیق ناباب دارد ، ولی هر چه او را موعظه می کنیم ، گوش نمی دهد. لطفا راهنمایی بفرمائید؟

مراد

فضائل و رذائل زنجیره ای اند. یعنی یک گناه ، گناهان دیگری رو به دنبال می آره. برای همین گاهی افراد با مطالعه و مذهبی که کامل به اهمیت و فواید نماز واقف اند هم در خواندن نماز کاهل می شوند. این تاثیر گناهانی است که فرد در طول روز انجام میده . خصوصا گناهانی که با اختیار انجام بشوند ، یعنی فرد با اینکه می دونه کاری که انجام میده گناهه ، با اختیار خودش گناه می کنه. این با نادانسته گناه کردن و از دست در رفتن خیلی فرق داره.
گناه، غفلت، فراموشی، بی تفاوتی و…

دلارام

فقط باید یک نکته بسیار مهم را در نظر بگیرید هرکس را در گور خود می خوابانند به ما چه که نماز نمی خونه، روز قیامت حمد و سوره اش رو که خوندن تازه متوجه میشه که باید نماز میخوند حالا ما هرچه بگوییم به گوشش نمیره، از قدیم گفتن نرود میخ آهنین برسنگ.

احمد

حرف شما رو تا اندازه ای می پذیرم اما هر کسی مسئولیت خودش را دارد.
شهید مطهری می فرماید: هيچ مى‏دانيد كه ما مسئول نماز خواندن خاندان خودمان، يعنى زن و فرزند خودمان هستيم يا نه؟ هر فردى از ما، هم مسئول نماز خودش است و هم مسئول نماز اهلش يعنى زن و بچه‏اش. خطاب به پيغمبر اكرم است: وَ أْمُرْ اهْلَكَ بِالصَّلوةِ وَ اصْطَبِرْ عَلَيْها اى پيامبر! خاندان خودت را به نماز امر كن و خودت هم بر نماز صابر باش.
اين اختصاص به پيامبر ندارد، همه ما به اين امر موظف هستيم.بچه‏ها را چه بايد كرد؟ بچه‏ها را از كوچكى بايد به نماز تمرين داد. دستور رسيده است كه به بچه از هفت سالگى نماز تمرينى ياد بدهيد. البته بچه هفت ساله نمى‏تواند نماز صحيح بخواند ولى صورت نماز را مى‏تواند بخواند. از هفت سالگى مى‏تواند به نماز عادت كند، چه پسر و چه دختر. يعنى همان اولى كه بچه به دبستان مى‏رود، بايد نماز را در دبستان به او ياد بدهند، در خانواده هم بايد به او ياد بدهند.
ولى اين را توجه داشته باشيد كه ياد دادن و وادار كردن با زور نتيجه‏اى ندارد.كوشش كنيد كه بچه‏تان از اول به نماز خواندن رغبت داشته باشد و به اين كار تشويق بشود. به هر شكلى كه مى‏توانيد موجبات تشويق بچه‏تان را فراهم كنيد كه با ذوق و شوق نماز بخواند؛ زياد به او بارك اللَّه بگوييد، جايزه بدهيد، اظهار محبت كنيد كه بفهمد وقتى نماز مى‏خواند، بر محبت شما نسبت به او افزوده مى‏شود. ديگر اينكه بچه را بايد در محيطِ مشوّق نماز خواندن برد. به تجربه ثابت شده است كه اگر بچه به مسجد نرود، اگر در جمع نباشد و نماز خواندن جمع را نبيند، به اين كار تشويق نمى‏شود، چون اصلًا حضور در جمع مشوّق انسان است.
آدم بزرگ هم‏ وقتى خودش را در جمع اهل عبادت مى‏بيند، روح عبادت بيشترى پيدا مى‏كند، بچه كه ديگر بيشتر تحت تأثير است. متأسفانه كم رفتن ما به مساجد و معابد و مجالس دينى و اينكه بچه‏ها كمتر در مجالس مذهبى شركت مى‏كنند، سبب مى‏شود كه اينها از ابتدا رغبت به عبادت پيدا نكنند ولى اين براى شما وظيفه است.
اما اسلام كه مى‏گويد بچه‏ات را وادار به نماز خواندن كن، نمى‏گويد آقامآبانه فرمان بده، تشر بزن، دعوايش كن؛ نه، از هر وسيله‏اى كه مى‏دانيد بهتر مى‏شود براى تشويق او به عبادت و نماز خواندن استفاده كرد، شما بايد استفاده كنيد. بايد ما با بچه‏هاى خودمان برنامه مسجد رفتن داشته باشيم تا آنها با مساجد و معابد آشنا بشوند.
ما خودمان كه از بچگى با مساجد و معابد آشنا بوديم، در اين اوضاع و احوال امروز چقدر به مسجد مى‏رويم كه بچه‏هاى ما- كه هفت ساله شده‏اند، به دبستان رفته‏اند و بعد به دبيرستان و بعد به دانشگاه ولى اصلًا پايشان به مساجد نرسيده است- بروند. اينها قهراً از مساجد فرارى مى‏شوند. على عليه السلام در آخرين وصايايش- كه مكرر شنيده‏ايد و با جمله اللَّه، اللَّه شروع مى‏شود، همان وصايايى كه وقتى تمام شد چند لحظه بيشتر طول نكشيد كه جان به جان آفرين تسليم كرد- راجع به نماز فرمود: اللَّهَ اللَّهَ بِالصَّلوةِ فَانَّها عَمودُ دينِكُمْ خدا را، خدا را درباره نماز كه نماز استوانه خيمه دين شماست.

دلارام

همین اندازه که قبول داری خوب است شهید مطهری در عصری زندگی می کرد که کمی توجهات مردم به دین اسلام مثبت بود.
اما در این عصر و زمان دین اسلام همین که در ذهن و فکر باشد کفایت می کند و به کسی که نماز نمی خواند اگر بگویی شهید مطهری چنین گفته و نماز چه فوایدی دارد می گوید بسیار خشک مقدس هستی و باید افکارت را کمی پاکسازی کنی.

سمانه

ه نام خدا
در مرحله نخست باید علت بی توجهی به نماز را بررسی كرد و بر اساس آن برنامه ریزی و كارهایی را اجرا نمود. چه بسا افراد به دلیل عدم شناخت از وظیفه خود نماز را ترك می‏كنند كه در این صورت لازم است سطح آگاهی آن‏ها را بالا ببرید، مثلاً جلسات گفتگو تشكیل دهید و یا كتاب هایی را كه درباره اهمیت نماز نوشته شده، در اختیارشان قرار دهید.
در مواردی افراد تحصیل كرده‏ای هستند كه چون از فلسفه و آثار نماز بی خبرند، برای آن اهمیتی قائل نمی‏شوند. از این رو لازم است مطالعه بعضی از كتاب‏ها مانند سرالصلاة از امام خمینی، اسرار عبادت از آقای جوادی آملی و رساله لقاء اللَّه از آمیرزا جواد ملكی تبریزی را توصیه نمایید. نكته مهم دیگر استفاده از روش الگویی است، یعنی به هنگام معاشرت با افراد فامیل، در اوّل وقت نماز خود را با توجه بخوانید.
با آن‏ها برخورد كنید كه نمودار یك انسان با فضیلت و اهل نماز باشد تا اثر عملی نماز را در زندگی فردی و اجتماعی شما تحسین نمایند.
خواه ناخواه این كار در روحیه آن‏ها اثر خواهد گذاشت. اگر روش‏های فوق تأثیر نكرد، نوبت به اجرای نهی از منكر با حفظ مراتب آن می‏رسد. مراتب نهی از منكر عبارتند از:
1- انكار قلبی: مسلمان باید نفرت خود را از منكر نشان دهد و علاوه بر این كه در دل از ان عمل بیزاری می‏جوید، نارضایتی خود را در رخسار و حركات نشان دهد. امیر مؤمنان(ع) می‏فرماید: “رسول خدا(ص) به ما فرمان داد تا با معصیت كاران، با چهره هایی گرفته رو به رو شویم”.(1)
البته این مرتبه نیز درجاتی دارد، مانند نگاه نكردن، خاموش ماندن، سر به زیر انداختن، روی گرداندن .
2- انكار زبانی: انكار قلبی نتیجه نداد، مرحله بعد پیش می‏آید و آن انكار زبانی است، یعنی با زبان نرم بخواهیم به نماز اهمیت قائل شویم و این مسئله را در مواقع مختلف كه شرایط تأثیر گذاری فراهم است، به آن‏ها
تذكر دهیم.
3- اقدام عملی: در موارد خاصی، لازم است اگر احتمال اثر می‏دهید، با بی اعتنایی یا كم كردن روابط و غیره، نارضایتی خود را ابراز دارید

نفس

با گذران بودن عمر وزندگی دنیوی و فانی بودن آن و بی ارزش نشان دادن مادیات و بر شمردن ثواب های اخروی ، میتوان در او برای حرکت به سوی خداوند انگیزه ایجاد کرد.

وحید

سلام دوست عزیز ،
برای این منظور شما باید فرد مورد نظر را نه نصیحت کنید نه نکوهش شما باید فقط فواید را یاد آوری کنید و به اون گوش زد کنید که در هنگام نماز سرشاد و سر زنده بودن و با ترک اون به چه مشکلاتی بر خوردن باید با اون طوری رفتار کنید که مستقیم متوجه نشه بلکه با ایما و اشاره به قول معروف به در بگید که دیوار بشنوه . ولی با این همه باز هم سن فرد بستگی داره .

فریال

سلام بر شما!

نماز باید در روح و جان رخنه کند. نماز را باید با لذت خواند.نماز نباید یک عادت باشد.نباید یک گفتگوی تکراری باشد.نباید یک ورزش تکراری باشد …

وقتی به تمام راههای جهانی رسیدیم . آن موقع به خدا و اصل و مرجع خویش بازخواهیم گشت. به آن امید که عمرمان کفاف پیمودن این راه را بدهد!

خلاصه و در مفهموم عام
“باید سرمان به سنگ بخورد”!!!

دلیر

سلام خدمت شما دوست عزیز
شما نمیتونین کسی رو مجبور به کاری کنین
شما اول باید دید مخاطبت خودتون رو به دین
و مهم تر از دین به خدا باز کنین
چوب معلم ار بود زمزمه ی محبتی/جمعه به مکتب آورد طفل گریز پای را
باید متوجه شه نماز کمترین کار واسه تشکر از خداست
امام جعفر صادق میفرمایند: در تمام طول عمر نماز میخوانیم که دو رکعت قبول شه و خدا مارو ببخشه
باید خودش بخواد
از دست شما کاری بر نمیاد
جز اینکه با دین آشناش کنین
و اونو عاشق دین کنین
امیر مومنان علیه السلام می فرمایند: ما عبدتک خوفاً من نارک و لا طمعاً فی جنّتک، ولکن وجدتک أهلاً للعباده فعبدتک یعنی:
«تو را نه از ترس آتش تو و نه از برای طمع در بهشت تو نپرستیدم؛ ولیکن تو را سزاوار پرستیدن یافتم، پس عبادتت کردم.»
ما که هیچ وقت علی نمیشیم ولی بیایم علی وار باشیم
پاینده باشین

سعیده

سلام
آدم هرچی ترک نمازش طولانی تر باشه حس معنوی و اون آرامشی که نماز و ارتباط با خدا داره براش کمرنگ تر میشه . باید ازش بخواهیم درهرحال حتی وقتی تنهاست نماز بخونه و یا با خودمون به مسجد ببریمش. ارتباط با افرادی که به نماز اهمیت میدن میتونه تاثیر زیادی روی این فرد بگذاره به شرط اینکه احساس کنه این افراد دوستش هستند و جذبشون بشه. نباید مدام به خاطر بی نمازی سرزنشش کنیم ولی ازش بخواهیم نماز رو به عنوان آرامبخش استفاده کنه و بهش یادآوری کنیم هیچ آرامبخشی بهتر از حرف زدن با خالق همه زیباییها و قدرت مطلق نیست که البته شامل نماز و دعا میشه ولی این نماز هست که هم تکلیف ماست هم باعث رضایت خدا و محبوبیت ما نزدش میشه و دعای ما با نماز شنیده خواهد شد.
موفق باشید.

...

بیخیال بذار عشق و حالشو بکنه بعدا توبه می کنه دنیا 2 روزه

رویا

به نظر من هیچ كس را نباید در نماز خواندن اجبار كنیم باید شخص خودش از ته وجودش معرفت نماز ونعمت های خدارا درك كند.

بیتا

سلام من خیلی ذوست دارم نماز خون بشم
من همیشه حجابم کامله
تمام روزه هامو تا امروز گرفتم
اما نماز خون نیستم
پدرم خیلی مقیده منم همینطور اون همیشه نمازاشو می خونه منم دوست دازم مثل اون نمازمو بخونم اما نمی شه لطفا راهکار بدین که مماز خون شیم

علی

به نظر من برای اینکه حوصله نماز خوندن داشته باشیم باید به این فکر کنیم که چطور خدا در تمام شرایط سخت و راحت زندگی حواسش به ما هست اونوقت ما یه پنج دقیقه براش وقت نمی زاریم؟ یا به این فکر کنیم که اگه در یه کشتی در حال غرق شدن باشیم کیو صدا میزنیم؟ از کی کمک میخوایم؟ معلومه خدا ، پس همون طور که تون هوامونو داره ما هم هواشو داشته باشیم .

سعید

با سلام و خسته نباشید . خدمت شما عارضم که چگونه است نماز بخودی خود اثری ندارد مثلا شیطان چندین هزارسال نماز میخواند اما هیچ اثری در بندگی اون نسبت به خداوند متعال ندارد . چگونه است که ابن ملجم شمر و امثالهم نمازهای طولانی میخوانند و حتی نماز شب شان هم یکبار قضا نمی شود قرآن را از حفظ میخوانند اما باز در زندگی شان اثری ندارد . مثل این است که از غذایی بسیار تعریف و تمجید بشود اما هرچه میخوریم نه سیر میشویم و نه اثری در بنیه جسمی یا روحی مان دیده میشود . شماچگونه این سوال من را جواب مید هید که من قانع بشوم ؟

رحمان

نماز آرامش است . باید ما دقت کنیم که با چه کسی صحبت می کنیم . انسان باید آرامش نماز را درک کند . نماز و صبر درکنار هم هستند .
ما باید نماز را با عشق بخوانیم و احساس کنیم که یک نوع شویندگی در آن وجود دارد. با توجه به اینکه این خانم هیجده سال دارد ، نه سال از تکلیف ایشان گذشته است . این خانم باید جوابگو باشند . نماز نردبان ترقی و رشد است .نماز اولین و آخرین سفارش انبیاء است . اولین سوره ی قرآن با نماز آغاز شده است . آسمان می گیرد، زمین می لرزد ،بارا ن نمی بارد و فردی فوت می کند در همه ی موارد باید نماز خواند .
با وجود اینکه شهادت اینقدر ارزش دارد باز هم در شب عاشورا امام حسین (ع) وقتی را برای نماز اختصاص می دهند ویا درظهر عاشورا در مقابل دشمن به نماز می ایستند . رسول خدا (ص) زمانی که وقت نماز می شد گویی با همسر و فرزندان خود بیگانه می شدند ..
نماز یک عبادت بین المللی است . حضرت عیسی می فرماید که خدا من را به نماز سفارش کرده است . همانطور که ما به جسم خود اهمیت می دهیم باید به روح خود نیز اهمیت دهیم . چرا ما باید در ناراحتی ها و سختی های خود به سمت خدا برویم . باید در خوشی های خود خدارا بخوانیم تا در زمان ناخوشی به فریاد ما برسد . نباید نماز را یک باری بر روی دوش خود ببینیم . نماز یک مرکبی است که ما را به تعالی و ترقی می رساند .

سمیه

چه کار کنیم که عبادات برای ما عادت نشود و وقتی نماز می خوانیم ، اثر مستقیم در زندگی ما داشته باشد ؟

فردا

امام رضا (ع) می فرماید : وقتی بنده سر به سجده میگذارد یعنی از خاک هستیم و وقتی سر از سجده بر می دارد یعنی ما از این خاک بدنیا آمده ایم . دوباره که سر میگذارد یعنی ما به این خاک سر می گذاریم و سر که بر می دارد یعنی دوباره مبعوث میشویم . ببینید در دو سجده چقدر یاد معاد شده است

رسول

حتی انبیای اولی العزم نیز از نماز معاف نشده‌اند.پس ترک نماز به هر بهانه‌ای از تنبلی گرفته تا ماسک عرفان و کنار گذاشتن نماز به بهانه گذشتن از شریعت و طریقت و رسیدن به حقیقت (تصوف) مجاز نیست.

*- خدا به این نماز و هیچ عبادت دیگر مخلوقاتش محتاج نیست، و اگر امر نمود که نماز به پا دارید و هم چنین سایر احکام، همه نیاز بشر و ضرورت‌های رشد و کمال او و ملزومات فلاح دنیوی و اخروی خود اوست.لذا پس از امر به نماز، بلافاصله متذکر قیامت و حیات اخروی ‌گردید.

اسمان

سلام
بنده خیلی علاقه دارم به نماز اعتیاد پیدا کنم و همیشه اول وقت بخونم ولی بعد از چند روز تلاش انگار یک وزنه چند تنی به دست و پام از درونم بسته میشه و دیگه رغبتی به این کار پیدا نمی کنم و نمی دونم چطور می تونم اینکار رو بکنم و گاها این نفس درونی آنقدر قدرتمند میشه که مثلا یک هفته کلا نماز رو بی میل میخونم و یا گاها قضا می خونم.
کمکم کنید تا از نماز لذت ببرم.

الهه

همانطور که می دانید هر عبادتی داراى روح و جسم است، جسم عبادت همان اعمال و افعال ظاهرى است. جسم نمازهم، قرائت صحيح، ركوع، سجده و ساير افعال و اركان نماز است كه بايد به طور صحيح انجام شود، ولى روح‏ نماز توجّه به مضامين بلند اذكار، و صيقل دادن روح زنگار گرفته است .عبادت واقعى هم ،آن عبادتی است که در آن به هر دو جنبه توجه شود.آيه 45 سوره عنكبوت به فلسفه نماز اشاره دارد: «نماز انسان را از زشتيها و منكرات بازمى ‏دارد» (ان الصلوة تنهى عن الفحشاء والمنكر).
در قلب و روح انسانى که نماز می خواند جنبشى به سوى حق و حركتى به سوى تقوا پيدا مى‏ شود.وهمین جنبش زمینه ای می شود برای ترک گناه در واقع نمازسد نيرومندى در برابر گناه محسوب مى‏ شود.

منتها هر نمازى به همان اندازه كه از شرايط كمال و روح عبادت برخوردار است نهى از فحشاء و منكر م ى‏كند، گاه نهى كلّى و جامع و گاه نهى جزئى و محدود.

حضرت آیه الله مکارم شیرازی در در رابطه با نماز چنین می فرمایند:ممكن نيست كسى نماز بخواند و هيچگونه اثرى در او نبخشد هر چند نمازش صورى باشد هرچند نمازگزار آلوده به گناه باشد، البته اين گونه نماز تأثيرش كم است، اين گونه افراد اگر همان نماز را نمى‏ خواندند از اين هم آلوده‏ تر بودند.در واقع نهى از فحشاء و منكر سلسله مراتب و درجات زيادى دارد و هر نمازى به نسبت رعايت شرايط داراى بعضى از اين درجات است.

ماجده

این که گاهی به نماز اهمیت می دهید وگاها دچار غفلت می شوید ناشی از عدم شناحت اهمیت واقعی نماز وعدم آگاهی نسبت به تاثیرگذاری نماز است.اگر انسان به اهمیت موضوعی به خوبی پی ببرد حاضر نیست تحت هیچ شرایطی آن را از دست بدهد به عنوان مثال وقتی رفتن به جایی یا دادن آزمونی ویا ملاقات کسی برای شما قابل اهمیت وارزش باشد مدام به دنبال برنامه ریزی هستید تا سر موقع به کار خود برسید چرا که آن کار را ارزشمند می دانید در رابطه با عبادات نیز اینگونه است کسانی که به اهمیت نماز به خوبی واقف هستند مشتاقانه به انجام این فریضه می پردازند ودر انجامش کوتاهی نمی کنند

حکیمی

البته شرایط زندگی وکار ودرس ومشکلات گوناگون ممکن است توجه ما را آنقدر به خود معطوف نماید که گاها از نماز غافل شویم پس بر ما لازم است در مرحله ی اول برای این که فرصت بجا آوردن این فریضه را در اول وقت از دست ندهیم با برنامه ریزی برای کارهای خود ساعت نماز را فقط وفقط به اقامه نماز اختصاص دهیم کافیست مدتی با برنامه پیش رویم وبعد از آنکه تمرکز لازم را برای ادای به موقع آن بدست آوردیم خودبخود واز روی اشتیاق سراغ نمازخواهیم رفت. توجه به این نکته نیز ضروری است که خود نماز نیز ، غفلت زدا است، نماز به حكم اينكه در فواصل مختلف، و در هر شبانه روز پنج بار انجام م ى‏شود، مرتباً به انسان اخطار مى ‏كندو هشدار مى‏ دهد وانسان را از خواب غفلت بیدار می نماید

جعفری

همین که شما خود را با برنامه ریزی مقید کنید که سر ساعت ودر اول وقت نماز بخوانید خود عاملی می شود برای احیای روح انضباط در وجود شما.همین سر موقع خواندن روحیه منظم بودن را در شما تقويت مى ‏كند، چرا كه دقيقاً بايد در اوقات معينى انجام گيرد كه تأخير و تقديم آن هر دو موجب بطلان نماز است.
البته همانطور که اشاره کردیم تاثیرگذاری محیط خانواده ومحیط تحصیل وکار ومعاشرت با دوستان وارتباط با افراد مختلف در طول روز می تواند در میزان توجه ما به نماز وکاهش یا افزایش این نوع توجه تاثیرگذار باشد پس بر شما لازم است با کسانی بیشتر ارتباط برقرار کنید که به نماز اهمیت فراوانی می دهند.

فدایی

تسویف یکی از راهکارهای خوب شیطان است که مدام به ما تلقین می کند ودر واقع با سوف سوف کردن یعنی کار را به آینده محول کردن ما را از رسیدن به هدف باز می دارد در رابطه با نماز نیز شیطان تیزبینانه تر عمل می کند ومدام به ما القا می کند که نماز را چند دقیقه دیگر وچند دقیقه دیگر و….به تاخیر بیندازیم وتا به خودمان میاییم می بینیم نمازمان قضا شده است پس مواظب این حیله ی شیطان نیز باشیم.گاهی سستی وتنبلی افراد باعث می شود که در خواندن نماز اول وقت کوتاهی کنند که این خود نیز به سستی اعتقاد برمی گردد.توجه کردن به آثار زیانبار بی نمازی نیز ما را از کوتاهی در نماز باز خواهد داشت.

نوید

سلام
نماز مکالمه و گفتگو با خداست لذا تا طرف خطاب خود را نشناسید مکالمه چنگی به دل نمی زند
پس عمده تلاش شما در مسیر کسب معرفت نسبت به این مخاطب گرانقدر خود باشد
هرقدر معرفت بیشتر حضور قلب و لذت بیشتر
در این مسیر کسب طهارت قلبی هم بسیار موثر است
در معرفت مخاطبتان همین اندازه عرض کنم که سراسر هستی و شوون وجودی شما بند به اوست
والله الموفق

بهرام

بهترین کار برای رهایی از تنبلی در نماز، این است که خود را ملزم به نماز اول وقت کنید. البته در روزهای اول، به تلاش و همت بیشتری نیاز دارید، ولی اطمینان داشته باشید که به تدریج عادت می ­کنید، و نماز هم جزء برنامه ­های زندگی شما خواهد شد.

شرکت در نماز جماعت مسجد هم، راه ­کار دوم برای غلبه بر این حس می ­باشد. سعی کنید در طول روز، حداقل یک وعده از نماز را در مسجد و به جماعت بخوانید. این کار علاوه بر ثمرات و نشاط معنوی فراوانی که برای شما دارد، موجب می­شود تا به هیچ وجه به فکر ترک نماز و کنار گذاردن آن نباشید.

گاهی اوقات ممکن است خواستۀ دل ما با خواستۀ خدای متعال در تضاد باشد. از یک سو خداوند به ما دستور می ­دهد تا نماز بخوانیم و بندۀ مطیع او باشیم؛ و از سوی دیگر، دل و هوای نفس، ما را به تنبلی و تن پروری دعوت می­کنند، و از ما می­خواهند در نماز و بندگی خداوند کوتاهی کنیم. جهت سرکوب کردن این میل نفسانی و ایجاد انگیزۀ لازم در درون خود، به این حدیث قدسی توجه کنید:

خداوند متعال ـ در حدیثی قدسی ـ می­فرماید: «به جلال و جمال، بلندی و رفعتم قسم، که هیچ بنده ­ای خواست مرا بر هوای نفس و خواستۀ دل خود بر­نمی­ گزیند، مگر آن که از دیگران بی­ نیازش می­ سازم، و همت و تلاشش را برای آبادانی آخرتش قرار می ­دهم. از هلاکت و نابودی در امانش داشته و آسمان و زمین را ضامن روزیش می ­گردانم و برای او از تجارت هر تاجری سودمند­تر خواهم بود»

یاور

با سبام خدمت حاج فردوسی عزیز و منهاجیان چگونه خودم را تشويق كنم كه نماز اول وقت بخوانم؟

جوادی

به ترتيب سه امر مهم را در خود محقق سازيد:

1- باور كردن اهميت نماز اول وقت : گاهي انسان به يك چيزي اعتقاد دارد اما باور و ايمان ندارد. مثلا” مي داند انسان مرده ترسي ندارد, اما باز هم مي ترسد. وجود اين ترس در انسان دليل است كه آن اعتقاد، تبديل به باور دل و ايمان قلبي نشده است . چه بسا اعتقاد به اهميت نماز اول وقت باشد اما باور و ايمان به آن نباشد. براي به دست آوردن اين باور مي توان از اسباب باوربخش استفاده كرد, مثل مطالعه كردن كتاب هايي كه در موضوع نماز اول وقت نگاشته شده است كه اين مطالعه بايد پياپي و پيوسته باشد, سپس به فكر كردن و تفكر بپردازد كه با نخواندن نماز اول وقت مشمول چه زيان ها و سرزنش هايي مي شود و با خواندن آن مشمول چه سود ها و پاداش ها مي گردد. رواياتي كه در اين باب وارد شده است بسيار مفيد و باوربخش است به شرط اين كه مطالعه آنها استمرار داشته باشد و فكر كردن در آنها نيز هر روز باشد هر چند مختصر و كم . مثلا” به اين دو روايت دقت شود: عن الصادق (ع ) قال قال رسول الله (ص ): «ليس مني من استخف بالصلوه لايرد علي الحوض لا والله ; امام صادق (ع ) فرمود كه رسول اكرم (ص ) فرموده است : به خدا قسم از من نيست كسي كه نماز را سبك بشمارد و در حوض كوثر بر من وارد نمي شود» (سفينه البحار, شيخ عباس قمي , ماده صلاه).

تأخير انداختن نماز مصداق بارز سبك شمردن نماز است . عن النبي (ص ): «ما من عبد اهتم بمواقيت الصلوه و مواضع الشمس الا ضمنت له الروح عند الموت وانقطاع الهموم والاحزان والنجاه من النار; هيچ بنده اي نيست كه به وقت هاي نماز (اول وقت ) و حركت هاي خورشيد براي نماز اهتمام ورزد مگر اين كه من سه چيز را برايش ضمانت مي كنم : 1- نشاطي آرامش بخش هنگام مردن , 2- جدايي از ناراحتي ها و اندوه ها, 3- نجات از آتش . در اين باب پيوسته بايد بخواند, بگويد, بشنود و بينديشد تا رفته رفته اعتقاد به باور بدل گردد».

2- اراده و تصميم : باور كردن اهميت نماز اول وقت خود زمينه ساز اراده و تصميم مي شود اما با اراده و تصميم فاصله دارد زيرا ممكن است يك چيزي باور قلبي باشد ولي اراده و تصميم انسان به آن تعلق نگيرد. مثلا” مسلمان روزه دار تشنه باور قلبي دارد كه آب او را از تشنگي مي رهاند ولي هرگز آب نمي آشامد تا روزه اش باطل نشود, اينجا اراده و تصميم بر آشاميدن آب تعلق نگرفته گرچه باور قلبي هست كه آب رفع تشنگي مي كند. اگر كسي نسبت به اهميت نماز اول وقت باور قلبي پيدا كرد ممكن است به خاطر موانعي اراده و تصميمش به خواندن نماز اول وقت تعلق نگيرد, هر چند آن موانع، غيرموجه باشد, بنابراين بعد از باور قلبي بايد اراده و تصميم بگيرد و تمامي موانع خواندن نماز اول وقت را كنار بزند.

3- مداومت تا سر حد ملكه شدن : پس از طي آن دو مرحله گذشته بايد در مقام عمل آن قدر نماز اول وقت خواندن را ادامه دهد تا عادت و ملكه گردد اين مداومت عملي در ابتداي كار, امري دشوار و سخت مي باشد ولي پس از گذشت يك سال يا دو سال و يا حتي كمتر از اين مدت , امري عادي و آسان مي گردد, (نگا: نماز اول وقت , محمد حسين رجايي خراساني).

البته بايد توجه داشته باشيد كه در رسيدن به اين هدف بايد سياست تدريج را پيش گيريد؛ يعني كسي كه عادت به خواندن نماز در اول وقت نداشته نبايد انتظار داشته باشد يك دفعه و در مدتي كوتاه بتواند به راحتي و سهولت در اول وقت نماز بخواند بلكه بايد در اين راه با آهستگي و تدريج پيش رود. يعني بايد سعي كند مثلا در طول يك هفته حداقل يك روز نمازش را در اول وقت بخواند و اين كار را يك ماه ادامه دهد و بعد اين يك روز را به دو روز تبديل كند و در اين راه استقامت و پايداري نمايد يعني هيچ كار غيرضروري و غير لازمي او را از نماز در اول وقت منصرف ننمايد و همين طور به تدريج بر تعداد روزهايي كه در آنها نماز اول وقت مي خواند بيفزايد تا تمام طول هفته اش را در بر بگيرد و همه نمازها را در اول وقتش بخواند.

سبحان

عادت، بی‌حوصلگی، تنبلی از اقامه نماز ، تنبلی از مقدمات نماز مانند پاک نمودن خود و وضو گرفتن، به ویژه برای آقایانی که طهارت را رعایت نمی‌کنند یا خانم‌هایی که عادت به لاک و آرایش دارند و… همه از موانع بازدارنده قلمداد می‌گردند، ولی تردیدی نیست که اغلب، آن گناهانی که به آنها بی‌توجه هستیم توفیق نماز را سلب می‌کند و بیشتر از آن، شناخت اندک از خود و خدا، از توحید و معاد و هم چنین عدم توجه به او و محبت الهی سبب ترک یا تنبلی در نماز می‌گردد

سهراب

نماز از نظر اسلام اهمیت ویژه ای دارد؛ تا آن جا که ترک نماز از گناهان کبیره به حساب آمده است.
پیامبر فرمود: ” از ما نیست کسی که نماز را خوار شمارد “.
آشنایی به حقیقت آن و احساس نیاز نکردن نسبت به آن، از عوامل ترک نماز و سستی در آن به شمار می‌آید. انسان بر اساس فطرت خود، همواره به سوی چیزی که برایش اهمیت دارد، توجه و اهتمام می‌کند. اگر برای انسان، امری مهم و ضروری جلوه کند، آن را به هر صورت ممکن انجام خواهد داد. آشنا شدن به حقیقت نماز و این که نماز جزء نیاز ما است، جزء زندگی حیات ما است . فایده و آثار نماز در دنیا و آخرت تجلّی می‌کند، باعث می‌شود انسان با شوق بیش تری به اقامة نماز بپردازد . از سستی در نماز و یا ترک آن خودداری نماید.
کسی که نماز را سربار خود و صرفاً یک تکلیف طاقت فرسا بداند، به حقیقت آن پی نبرده و اهميتی به آن نمی‌دهد.
‌ نماز مهم‌ترین فریضه از فرایض الهی است، اقامه آن مایه سعادت و ترک آن باعث شقاوت می‌باشد. امام ‌صادق(ع) فرمود:
“‌محبوب‌ترین اعمال پیش خداوند نماز است، و آخرین وصیت پیامبران الهی نماز‌ است”(6) حضرت در حدیث دیگر فرمود:
“‌تارک الصلاة بهره‌ای از اسلام نبرده است” اگر انسان به درستی فکر‌کند که خداوند چرا دستور داده که بندگانش نماز بخوانند، هیچ‌گاه نماز را ترک نمی‌کند . چنانچه به هر علتی‌ نمازش ترک شود، فوراً جبران نموده و قضا می‌کند.

عاشق

سلام من مدتی هست نسبت به نماز حس خوبی ندارم بزار این طوری بگم نمازم رو هم ترک کردم ولی وقتی میبینم کسی نماز می خونه حرص می خورم لطفا کمکم کنید

توحید

واقعا عالی بود ممنون خدا اجرتون بده جدی میگم من کاهل نمازم نمازام زیاد قضا میشن متاسفانه اومدم راه حل برای رفعش سرچ کنم که واقعا حرفای شما ارومم کرد و فهمیدم مشکل از کجاست …اجرتون با امام حسین

زارعی

من یک پسر ۱۷ساله هستم و از امشب هم تصمیم به ترک استمناء گرفتم و هم خواندن نماز ممنون از حاج فردوسی

زارعی

چندین بار سعی کردم نماز بخونم.تا دو هفته راهت این کارو انجام میدم ولی دوباره ترک نماز میکنم.
خومم از این موضوع شرم دارم.
لطفا کمکم کنید..

بتول

1ـ عدم آشنایی به فلسفه و حقیقت نماز که مهم ترین عامل سستی در نماز و ارتباط با خدا است. آنچه که موجب می‏گردد برخی از نماز، رویگردان باشند و یا نسبت به آن تساهل کنند، ندانستن فلسفه نماز و یا درکی غلط از آن است. برخی می‏پندارند که نماز انسان، نیازی را از خداوند برطرف می‏کند که البته خیالی واهی است. خداوند نیازی به هیچ مخلوقی ندارد.
2ـ تنبلی و سستی و تن پروری:
عادت به سستی و از زیر بار مسئولیت‌ها در رفتن باعث می‌شود که جوان برای خواندن نماز بی اهمیت باشد.
3ـ مسامحه و سهل انگاری که در بعضی از کارها دامنگیر جوانان است، در مسئله ای مانند نماز و عبادت خدا نیز وجود دارد.
جوانان باید این روحیه وحالات را در تمام کارها از خود دور کنند . به مسئولیت‌های اجتماعی و فردی خود اهمیت دهند.
4ـ عدم شناخت آثار سبک شمردن نماز:
اگر افراد به اهمیت نماز آگاه شوند و بدانند نماز ستون دین و بازدارنده از فحشا و منکرات است و سستی در انجام نماز چه پیامدهایی دارد، قطعاً سستی نخواهند کرد.
پیامبر گرامی(ص) فرمود: «چیزی که مسلمان را کافر می‌کند، ترک عمدی نماز واجب است یا خوار و سبک شمردن و به جا نیاوردن آن. فاصله ای بین ایمان و کفر وجود ندارد جز به ترک نماز».
کسی که نماز را سبک شمرد، به تدریج آن را ترک خواهد کرد. ترک نماز دلیلی جز سبک شمردن دین و مسخره کردن آیین ندارد. امام صادق(ع) هنگام وفاتش فرمود:
«به شفاعت ما اهل بیت نمی‌رسد کسی که نمازش را سبک شمرد»

ارام

من باید چکار کنم که بتونم درست و حسابی نماز بخونم من دوروز میخونم یکماه نمیخونم تو رو قرآن بگید چکار کنم؟

ستاره

اول باید بدونیم نماز حسابش از همه چیز جداست می گن کسی اگر همه ی ارتباطهایش را با خدا قطع کرده باشد فقط نماز رو نگه داشته باشه امید به بازگشتش هست.
افرادی که نماز رو ترک می کنند عموما دو دسته اند یک دسته آدم هایی که خیلی اوضاعشون بده اصلا هیچی رو قبول ندارند خدا رو هم قبول ندارند خب با اینها که کاری نداریم اما عده ای هستند که خدا و دین و پیامبر رو قبول دارند با این حال کاهل نمازند اینکه شما سوال کردید و دنبال جوابش هستید یعنی جزء اون دسته ای که امیدی به یافتن ذره ای انسانیت در وجودشون نیست، نیستید درین باره بیشتر توضیح می دهیم

زیبا

لطف خدا به ما خیلی بیشتر از این حرف هاست بلکه قابل مقایسه نیست فکر کردن به این مسئله شاید از همان اموری باشه که بسیار ارزشمند شمرده شده و معادل سالها عبادت است سعی کنیم نعمتهای خدا را در نظر بگیریم وقتی آن را کنار خوبی های مشابه دیگران می گذاریم تا اندازه ای به قدر آن پی می بریم مثلا اگر پزشکی وسیله می شود که ما را مداوا کند خداوند تمام سلولهای بدن ما را آفریده و حتی جزئیات خیلی لطیفی رو در مورد بدن ما رعایت کرده که عجیب است

اسد

الطاف خدا بی نهایته اگر یک شاخه گل بخواهیم از گلفروشی بخریم از ما کلی پول می گیرد خدا برای بنده هاش هکتارها جنگ و صحراهای پر از گل آفریده

یکی از دوستانم می گفت خدایا اگر می خواستی برای بنده هایت گل بیافرینی یک نوعش هم از سرمون زیاد بود چند هزار نوع گل از هر نوع چند گونه چند رنگ چند مدل چقدر عطر چقدر ما رو آدم حساب کردی چقدر برای ما گل آفریدی هزاران نوع و طرح و رنگ و بو

یا میوه می تونست دو سه نوع میوه برای ما قرار دهد ما اگر بخواهیم برای مهمان باارزشی خیلی سنگ تمام بزاریم چند نوع میوه تهیه می کنیم خدا هزاران نوع میوه آفریده در هر فصلی و هر منطقه ای متناسب با طبع و خصوصیات مردم آن منطقه و آن آب و هوا . همان دوستم می گفت یک دوست نقاش دارد و او برایش گفته هروقت به رنگ آمیزی هلو دقت می کنه مدهوش میشه از این همه زیبایی به کار رفته در آن

خورشید و ماه و ستارگان که دنیای شگفتی دارند و می فرماید همه را برای شما آفریدم

و خیلی چیزها که ما ازش بی خبریم مثلا یک بار یک نفر داشت از فایده های رعد و برق می گفت آدم به وجد می آمد از این همه خوبی خدا

دانیال

از همه بالاتر اجازه ی انس با خودش را داده ببینید هرکس به جایی می رسد یک مدیری می شود وزیری می شود باید از او وقت قبلی گرفت تازه آیا وقت بدهد یا ندهد کی وقت بدهد ؟ خدای مهربان در هر لحظه از شبانه روز به ما اجازه ی ملاقات داده با هر زبانی با هر بیانی در هر حالتی در هر زمانی نیمه شب صبح زود سرظهر مغرب هیچ وقت از بودن با ما خسته نیست دربان و منشی نمی گیره حتی اگر در موقعیتی باشیم که نتونیم بلند حرف بزنیم از عمق دلمون صدامونو می شنوه برای بدی هامون سریع تنبیهمون نمی کنه به محض پشیمونی رحمتش ما رو در بر می گیره اشکامونو می بینه توبه مونو می پذیره همیشه دستمونو می گیره همیشه هست همیشه هست

حالا همین خدا که در خدایی تمامه از ما که بنده هاش هستیم چند تا کار رو خواسته و واجب کرده و چند تا کار رو حرام کرده -که رعایت همه اش هم به نفع جسم و روح و دنیا و اخرتمونه- اما بین واجب ها دو تا مورد هست که خیلی خاص هستند و مهم یکی از آن دو نمازه

لیلا

هرکس ذره ای انسانیت داشته باشه حاضر نیست در برابر خدا بی ادب باشه تازه نماز کار سختی نیست وقت زیادی نمی گیره و بدتر از همه اینکه ترکش هم هیچ لذتی نداره که بشه بعدا بگوییم گول فلان لذت رو خوردیم و ترکش کردیم نه ترک نماز هیچی جز دهن کجی به امر خدا نیست

نماز حداقل قدرشناسی ماست حتی بعضی از حیوانات در برابر کسی که به آنها یک خوبی معمولی و حداقلی می کنند قدرشناسند مثلا کافیه یک تکه استخوان جلوی یک سگ بیندازید او تا آخر عمر بین شما و بقیه فرق می زاره و هروقت شما رو ببینه جلوی شما یک ادب خاص داره

ادب ما در برابر پروردگار که تمام هستی ما روزی ما سلامت ما امید ما به اوست اینه که وقتی صدای اذان رو می شنویم وقتی حی علی خیر العمل می شنویم سر قرار روزانه مون بی اعتنایی نکنیم

نماز خیلی مهمه کسی که نماز رو ترک کنه انگار همان ذره ای از انسانیت هم در وجودش نیست چنین کسی به مرور نورانیت قلبشو از دست می ده برای همین هرکاری هم بکنه دیگه تو آسمون همه می دونند از خوبی او نیست هر دلیلی داشته باشه از روی انسانیت نیست شاید برای همین باشه که اگر نماز قبول نشه هیچ عمل خوب دیگری هم قبول نمیشه

مطمئنا می دونید نماز ستون دینه و فرموده اند اگر در خیمه ای همه چیز سرجایش باشد چادر و ریسمان و میخ اما ستون را از وسط آن برداریم خیمه فرو می نشیند دیگه خیمه نیست

نماز خیلی مهمه شاید چون خیلی بی صفتیه ترک کردنش

شیلا

مهمترین عامل تقویت اراده در انجام واجبات کسب معرفت و انجام خودسازی است. با افزایش معرفت و تهذیب نفس و تکرار و تمرین انسان به جائی می رسد که کارهای خیر برای او به صورت ملکه درمی آید ملکه یعنی صدور فعل از مکلف بدون تأمل و تردید- وقتی انسان به خدا و قیامت باور داشته باشد انسان احساس مسئولیت می کند و مسئولیت می کند و مسئولیت های خود را انجام می دهد- در اثر تهذیب نفس و ریاضت و مخالفت با نفس و هوا هوس قوه عاقله او تقویت می شود و انگیزه های غیر الهی در او ضعیف می شود. و در اثر تکرار و تمرین بجایی می رسد که تکلیف خود را به صورت خودکار و منظم سر وقت انجام می دهد. قرآن کریم می فرماید: « وَ اسْتَعینُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاهِ وَ إِنَّها لَکَبیرَهٌ إِلاّ عَلَى الْخاشِعینَ؛ از صبر و نماز یاری بجویید و این کار جز برای خاشعان سنگین و گران است- انجام نماز برای غیر خاشعین سنگین و گران و سخت است لکن برای کسانی که خشوع و خداترسی و احساس مسئولیت های خود را انجام می دهد به راحتی و آسانی گناهان را ترک می کند.

موسی

اگر بخواهیم نقش نماز را در طول زندگى به چیزى تشبیه کنیم، باید بگوییم: نماز همانند چراغ‏هایى نورانى در مسیرى تاریک و ظلمانى و پیچ در پیچ است که انسان را به پیمودن راه اصلى و منحرف نگشتن و اسیر غول بیابان نشدن دعوت مى‏کند. این چراغ‏ها باید همواره روشن باشد وگرنه آدمى ممکن است در مرحله‏اى به بیغوله‏اى بیفتد و چه بسا بازگشت از آن میسر نباشد. فلسفه اصلى نماز و دیگر عبادات همین است. بدون نماز و عبادت انسان تربیت نمى‏شود و توان لازم را براى پیمودن راه کمال نمى ‏یابد.

اسما

مهمترین راهی که خداوند برای بندگان خود قرار داده تا با او ارتباط مستمر داشته باشند نماز می باشد .فلسفه عبادت انس با خدای تعالی است و در اثر انس با خدا است که انسان به او نزدیک می شود و به کمال و سعادت می رسد.

یاسین

من یک نوجوان هستم و دوست دارم بدانم وظایف یک نوجوان مسلمان چیست ؟

دوست دارم از خاصان درگاه حق باشم لطفا کمکم کنید

روشنک

علاقه همه انسان ها به خوبی­ها و کمالات از فطرت پاکشان نشأت می­گیرد , مخصوصاً نوجوانان و جوانان، آنان که هنوز فطرت پاکشان آلوده نشده است. آری انسان هر چه باپستی­ها و گناهان و زشتی ها مأنوس و همراه باشد، فطرت پاک خدادادی زنگار می گیرد و کم کم فساد همهء وجود انسان را فرا می گیرد.در مقابل، هر چه از تعلّقات دنیا و زیبایی های پر جلوه که انسان را به خود مشغول کند ـ مخصوصاً اگر انسان را به گناه سوق دهد ـ دوری کند و دل بکَند, راحت تر وسالم تر و پاک تر و مفیدتر خواهد بود. انسان پاک و با تقوا هیچ فسادی برای جامعه ندارد، بلکه وجودش پر از نفع است. علاقه به خدا از همان فطرت پاک ناشی می شود. اگر بخواهیم مسلمان واقعی باشیم، باید به قرآن و دستورهای الهی که نسخه واقعی برای ایجاد حیات پاکیزه و طیبه است، عمل کنیم. آن را بخوانیم و به آیه آیه آن عمل کنیم. اگر قرآن می فرماید: نماز بخوانید، زکات بدهید, غیبت نکنید,مسخره نکنید، به پدر و مادر نیکی کنید، شرک نورزید، حکومت الهی را بپذیرید، از طاغوت پیروی نکنید، از دوستان بد و هرزه دوری کنید، با خوبان باشید و خوبان رادوست بدارید، همه ندای آن فطرت پاک انسانی است، که قرآن بدان سفارش کرده است. ان شاءاللّه با عمل کردن به دستورهای اسلامی بتوانید آیندهء خوبی برای خود فراهم کنید. چون شما نوجوان و در آستانه جوانی هستید، رعایت چند نکته برای شما ضروری است:
1- دوران نوجوانی و جوانی بسیار حساس است. احساسات و هواهای نفسانی مخصوصاً شهوت جنسی در حد نسبتاً بالایی وجود دارد؛ بنابراین، جوانان باید حواسشان جمع باشد که در بحران قرار نگیرند.
2- روحیه طغیانی و پرخاشگری و تصمیم گیری سریع و نا به هنگام در جوانان گاهی مشکلاتی را به وجود می­آورد.
3- روحیه دوست یابی و علاقه به رفیق و دوست در این زمان بسیار است.
یک نوجوان یا جوان با یک برخورد مثلاً در زمین فوتبال یا در کوچه با افرادی دوست می شود. اگر آن افراد خدای نخواسته از نظر اخلاقی و عملی و گفتاری منحرف و یا اندک انحرافی داشته باشند، تأثیر به سزایی در روحیه انسان دارد.
4- نماز و شرکت در مسجد برای نماز جماعت از بهترین فرصت هایی است که باید جوانان از آن بهره­مند شوند وگرنه در دام­های دیگری خواهند افتاد.
5- از خوبان و افراد متدین خود را دور نکنید و شکل و شمایل خود باختگان را به خود نگیرید.
6-سعی در انجام واجبات و ترک محرمات داشته باشید و آنچه که میدانید زیر پا نگذارید و برای موفقیت در این زمینه دست به دامن پرودگار شوید و توسل به اهل بیت(ع)داشته باشید و حضور قلب در نمازتان را تقویت کنید.
7-از مطالعه کتابهای دینی مثل کتابهای حاج فردوسی تفسیر نمونه و…غفلت ننمایید.

سجاد

خوب بودن از نظر قرآن کریم و روایات اهل بیت(ع) حد اقل و به صورت اجمال دارای سه مرحله است1- ایمان به مبدا و معاد و نبوت و امامت 2- تقوا و انجام وظیفه عبودیت و بندگی خدا 3- تقویت محبت خداوند و اولیای او.
همچنین برای اینکه انسان بنده خوب خدا باشد حد اقل باید ابتدا در سه مورد اطلاع و آگاهی کافی داشته باشد.
اول. شناخت کسی که می خواهد بنده او باشد و به او نزدیک شود.
دوم. راه و رسم بندگی و احکام و آداب آن را بداند تا عملا توانایی بندگی را در خویش ایجاد نماید.
سوم. فلسفه بندگی را هم بداند تا عمل و رفتارش آگاهانه انجام شود و سودمند باشد.
T}توضیح بیشتر:{T
کمال انسان در قرب به خدا و شکوفا شدن استعداد های الهی نهفته در او است. برای رسیدن به قرب الهی که همان هدف نهایی زندگی و دین است ، چاره ای جز این نیست که انسان خودش را در ظرف ایمان ، تقوا و عبودیت حق تعالی قرار دهد، منتهی این ظرفیت بیشتر یک ظرفیت کیفی است تا کمی، یعنی آنچه مهم است، کیفیت عمل و عبادت است تا کمیت آن. ممکن است کسی با یک عمل مخلصانه در راه خدا ،مانند شهادت در راه خدا، این راه را طی نماید و به مقصد برسد و یا عارفی با چند سال تلاش و ریاضت به کمال خود نهایی خود واصل گردد و در مقابل کسی هم صدو بیست سال عبادت کند، نماز بخواند و روزه بگیرد ولی به کمال و رشد معنوی قابل قبولی نرسد.
آنچه در این مسیر مهم است، اول . بودن در راه است و دوم. خلوص نیت و خالی بودن از هر شایبه ریا و انگیزه های غیر الهی. سرعت و کندی انسان در وصول به کمال بسته به مرتبه اخلاص او متفاوت خواهد بود. در این مسیر حتی ممکن است کسی همان گونه که در روایات هم آمده، با چهل روز رعایت اخلاص در نیت و عمل، چشمه هایی از حکمت از درونش بجوشد و به کمالات مهمی نایل گردد.
برای اینکه انسان در راه خدا قرار بگیرد و به سمت اخلاص حرکت کند و به کمال نهایی خود واصل شود، طی مراحل زیر ضرورت دارد.
1- قرب فرایض ، یعنی ظرف انجام واجبات و ترک محرمات و به عبارتی ظرف تحصیل تقوی
2- قرب نوافل، که به معنی انجام مستحبات و ترک مکروحات و به عبارتی ظرف تحصیل ورع
T}چند تذکرمهم :{T
1- انسان به وسیله نوافل و مستحبات به اوج در کمال می رسد ، ولی این ظرفیت هنگامی در ساخت انسان و تعالی او مؤثر می افتد که شخص سالک، نسبت به تحصیل تقوی و انجام واجبات به اطمینان رسیده باشد؛ زیرا مرتبه نافله پس از واجب است و بدون تقوی ، ورع حاصل نمی شود.
2- ظرف عبودیت با دو مانع بزرگ روبرو است که تا این دو مانع از سر راه انسان مرتفع نشود ،موفقیتی حاصل نمی گردد.
مانع اول: خلقیات و ملکات اخلاقی رزیله : رزایل اخلاقی مانع می شوند که شخص بتواند به وظایف عبودی خود به نحو صحیح و احسن عمل نماید ، به طور مثال، کسی که دارای رزیله بخل است ، هرگز قادر نخواهد بود به انجام واجبات مالی خود اقدام نماید.
مانع دوم: اسارت های انسان: عادتهای بد، دلبستگی به لذتها و شهوتهای دنیوی، وابستگی ها و برخی گرایشهای افراطی مادی، مانع موفقیت انسان در ظرف عبودیت و بندگی خداوند است. بدین منظور سالک اگر بخواهد در این مسیر موفق باشد باید برای تحصیل آزادی معنوی و اخلاقی تلاش مستمر نماید و خویش را از اسارت هواهای نفسانی و خواسته های شیطانی برهاند.
اگر انسان در تحصیل آزادی و تهذیب نفسانی از اسارتها و ملکات رزیله موفق شود ،آنگاه در مسیر عبودیت نیز موفق خواهد بود.
3- طی تمامی این مراحل بسته به تحصیل عقلانیت معنوی و تقویت عقل معاد است. در روایت بسیار مهمی در این زمینه آمده است «العقل ما عبد به الرحمن و اکتسب به الجنان؛ عقل آن چیزی است که به وسیله ان خدای عبادت می شود و بهشت به دست می آید» V} (اصول کافی، ج 1 – کتاب العقل و الجهل، ج 3، ص 11، از امام صادق(ع)).{V
هر کس به مقدار عقل خود در این مسیر حرکت می کند و موفق می شود . حتی ملاک سنجش انسانها به لحاظ ارزشی و ملاک محاسبه اعمال در قیامت به مقدار عقل انسان بستگی دارد.
راه پرورش عقل:
عقل انسان با دو چیز پرورش می یابد:
1- تحصیل دانش و بینش معنوی و الهی ( انسان شناسی- خدا شناسی- دین شناسی- جهان شناسی- معاد شناسی).
2 – کسب تجربه عملی ، انسان به هر میزان که در این مسیر حرکت می کند و مزه ، لذت و آثار عبودیت حق تعالی را با جان خویش احساس می نماید ، عقلش فراتر می رود و حرکت و زندگی عقلانیش به سوی خداوند و قرب او قوت می گیرد.
در پایان به این نکته توجه کنید که هرگز برای پیمودن راه حق و رشد و کمال، احساس ضعف و ناتوانی و یا بی لیاقتی نداشته باشید که این بزرگترین آفت و مانع حرکت است. پس با تکیه بر قدرت لایزال الهی و استمداد از ذات هستی بخش خداوند، مسیر الی الله را آغاز نموده و مطمئن باشید موفق می شوید.
لازم به ذکر است همین اندیشه که می خواهید و تصمیم گرفته اید به کمالات معنوی نزدیک و نزدیک تر شوید خود یک توفیق الهی است که خداوند در قلب پاک شما قرار داده و به شما حالت اقبال به کمالات عطا کرده است. پس حرکت را آغاز کنید و هرگز از روی کسالت و ضعف و بی اعتمادی به خود و ناامیدی به آینده، اندیشه ای را در سر خود بپرورانید. با یک رویکرد مثبت و امیدوارانه به این امر نگاه کنید و با تقویت اعتماد به نفس و اجتناب از خودکم بینی، در فکر کمالات معنوی بالاتر و بیشتر باشید.
فلسفه بندگی:
خداوند سرچشمه همه خوبیهاست و دارنده همه توانمندیهاست . و عبادت و بندگی خدا به معنای گام نهادن در مسیر خوبیها و توانمندی ها است و ثمره آن آزادی از هرگونه محدودیتها و اسارت ها است. در پرتو بندگی خدا علاوه بر اینکه آدمی به «ازادی» دست می یابد بلکه به مقام «ازادگی» در برابر هوای نفس خویش نیز می رسد. از این رو در قالب شعر گفته شده:
P}خدایا چو گفتی بنده من{E} از عرش بگذرد خنده من{P
بنابراین اگر چه واژه بندگی با محدودیت و تحمیل امیخته است دلیل برای پرستش و بندگی خداوند ان است که خداوند «بی نیاز» است و از هرگونه ظلم و ستیز منزه و پاک است. بنابراین هر دستوری که به انسان بدهد از روی خیر خواهی و در مسیر رشد و سعادت بشر است.
اما تجربه های شخصی و یا ایین نامه های محصول فکر بشری چه بسا، ناقص و حتی براساس سود جویی و خود خواهی تنظیم شده باشد. درباره اهمیت عبادت و آثار آن در زندگی توجه شما را به مطالب زیر جلب می کنیم:
«عبادات» هدف و فلسفه‏اى دارد که اگر انسان به آن بى‏توجه باشد نصیبى از آن نمى‏برد. اگر انسان شرایط باطنى عبادت‏ها را رعایت نکند، بهره لازم از عبادت را نخواهد برد. برخى هستند که رنج و مشقت عبادت را بر خود هموار مى‏سازند؛ اما از روح عبادت غافل‏اند! عبادات آنها به جاى اینکه در روح‏شان خشوع و خضوع و کمالات دیگر را به وجود آورد؛ عجب و غرور و رذایل دیگر را ایجاد مى‏کند! چنین عبادتى قطعا جز خستگى نتیجه‏اى ندارد؛ اما نباید این نکته کسى را از انجام عبادت باز دارد و نا امید کند؛ بلکه فقط هشدارى است که عبادت انسان باید داراى باطن باشد و وى روح عبادت را دریابد و مراقبت کند که عبادتش همراه با خشوع و حضور قلب باشد تا از آن بهره برده و مصداق این آیه قرار گیرد: A}«الذینهم فى صلاتهم خاشعون»{A. V}(مؤمنون (23)، آیه 2.){V
پس فلسفه عبادات را تنها در پرتو بینش توحیدى اسلام، مى‏توان دریافت کرد. بدیهى است تا زمانى که ابعاد مختلف این بینش، به درستى شناخته نشود، جایگاه عبادات و نیز دیگر برنامه‏هاى عملى آن، روشن نخواهد شد. در بینش اسلام و ادیان توحیدى، انسان و مجموعه هستى، آفریده‏هاى خداوند و در مسیر حرکت به سوى او و معرفت مبدأ خویش‏اند.
در این دیدگاه، هیچ غایتى جز معرفت خداوند، براى انسان متصوّر نیست و کمال انسان، تنها در این محدوده رقم مى‏خورد و تمامى جاذبه‏هاى دیگر، جملگى براى به حرکت درآوردن آدمى و فراخوان وى به معرفت خداوند هستند. در این مسیر است که «عبادت» جایگاه خود را پیدا مى‏کند؛ آن هم به صورت عبادتى موزون و حساب شده که باید به صورتى خاص به جاى آورده شود. بدون این عبادت، سرّ حیات بى‏رنگ خواهد شد و انسان در بیغوله جاذبه‏هاى دیگر، راه اصلى را به فراموشى خواهد سپرد؛ مثلاً نمازهاى پنج گانه در تمامى عمر، همانند تابلوها و چراغ‏هایى است که در مسیرى سخت، طولانى و پرحادثه، انسان را به تبعیت از خود فرا مى‏خواند تا او را از پرتگاه‏هاى سقوط و گزند حوادث سنگین، باز دارد. بدون نماز، آدمى در مسیر زندگى، گوهر عبودیت خویش را در برابر ذات لایزال احدیت، به فراموشى خواهد سپرد و در نتیجه از کمال خویش باز خواهد ماند. از همین‏رو، تمامى پیامبران الهى و کتاب‏هاى آسمانى، آدمى را به نماز دعوت کرده‏اند. آنچه گفته شد، تنها اشاره‏اى کوتاه به فلسفه فردى نمازبود و نماز و دیگر عبادات، از جهات مختلف اجتماعى، فرهنگى، سیاسى و … داراى حکمت‏هاى عمیقى است. خلاصه سخن آنکه:
1. خداى متعال کمال محض است و جامع همه کمالات بلکه عین کمال است.
2. یکى از کمالات الهى حکمت است؛ به همین دلیل تمام افعال الهى هدفمند است.
3. از افعال الهى، آفرینش جهان هستى و گل سرسبد آن (انسان) است.
4. هدف آفرینش، رسیدن به کمال (تکامل) است.
5. این حقیقت جز از راه صحیح (صراط مستقیم) میسر نمى‏شود.
6. صراط مستقیم همان بندگى خداوند است: A}«أَنِ اعْبُدُونِى هذا صِراطٌ مُسْتَقِیمٌ»{

راضیه

قرآن و حدیث زیادی بخوانید. درباره ی آیات قرآن عمیقاً فکر کنید. با دوستان خود راجع به آن بحث نمایید و از آن نتیجه گیری کنید. هر گاه دریافتید که نمی توانید معنی آیات را بفهمید به تفسیر قرآن از مفسران برجسته مراجعه نمایید. این کار باعث می شود علم و دانسته های شما بیشتر شود و روح و دورن تان را تصفیه می کند. برای هر کلمه که بر زبان می آورید صواب و پاداش نصیب شما می گردد. پیامبر صلی الله علیه وسلم می فرماید: “دو ساعت فکر کردن به مفهوم و معنای قرآن، بهتر از یک سال نماز خواندن می باشد”.

ساغر

هیچ گاه دروغ نگویید. این موضوع از اهمیت زیادی برخوردار است. خداوند از کسی که به دیگران دروغ می گوید بیزار است. راستی و بی نقص بودن شما شأن و شخصیت تان را تحت تأثیر قرار می دهد. اگر مطلبی را صادقانه بیان کنید مردم با دیده ی احترام به شما می نگرند. مگر اینکه رسوایی کسی را بپوشاند و یا از به هم ریختن افکار دیگران جلوگیری نماید اشکالی ندارد، با این حال دروغ جایز نمی باشد. به عنوان مثال اگر دوست شما مقداری پول از والدینش دزدیده است شما نباید این موضوع را به دیگران بگویید.

سعید

به خاطر تمام آنچه که دارید از لحاظ جسمی، روحی و معنوی شکرگزار باشید. هر چند شما بخشنده و خیرخواه تر باشید، بیشتر می فهمید که چقدر مورد رحم و لطف خداوند قرار گرفته اید. با انجام این کار، به خواست پروردگار، شما قوی و استوارتر می شوید زیرا ایمان دارید که خدا در هر جا حاضر است.

زهرا

مخلصانه و صادقانه نماز بخوانید. به طور قطع خدا خیلی به شما نزدیک است، همیشه سر وقت نماز بخوانید و هیچ وقت آن را به تعویق نیاندازید. هرگز کاری نکنید که شما را از وظایف دینیتان که بسیار مهم هستند دور نماید. هیچ چیز نمی تواند با اهمیت تر از عباداتی که خداوند از شما خواسته است باشد. به عنوان مثال، حتی موقعی که مشغول مطالعه و یا کار هستید آن را متوقف نمایید و برای نماز به نزدیک ترین مسجد بروید. اگر کسی از شما پرسید که با این عجله کجا می روید، بگویید که می خواهم به ندای پروزدگار برای ادای نماز لبیک بگویم.

ناهید

بنابراین ترك این گناهان خیلی مشكل نیست و ما خودمان مشكلش می‌كنیم. آن‌وقت شیطان می‌آید در قلب آدم لانه می‌كند. حسب نقلی از امیرالمؤمنین علیه‌السلام سؤال كردند كه شما از كجا به این مقام رسیدی؟ فرمودند: من یك دیواری دور قلب خودم كشیدم. یك دری هم برای آن گذاشتم. خودم كنار در ایستادم و نگذاشتم غیر از خدا وارد قلبم شود.

امیرالمؤمنین علیه‌السلام الگو است. البته كسی نمی‌تواند به علی علیه‌السلام برسد و كسی نمی‌گوید كه تو مثل علی علیه‌السلام باش، اما می‌توانی در راه علی علیه‌السلام باشی. مثلاً آدم ببیند كاری را كه می‌خواهد انجام دهد، آیا خدا راضی است یا نه؟ آیا پیغمبر خدا راضی است یا نه؟ آیا علی علیه‌السلام راضی است یا نه؟ خیلی غامض و پیچیده نیست. وقتی می‌گویند «حرام نخور»، نخور. این كه دیگر سؤال ندارد!

حسین

امیرالمؤمنین علیه‌السلام در حدیثی می‌فرمایند: «نَبِّه بالتَّفَكُرِ قَلبَكَ و جافِ عَن اللّیلِ جَنبَكَ و اتَّقِ اللهَ رَبَّكَ» (اصول كافی باب التّفكر حدیث ۱) قلبت را با فكر كردن بیدار كن. كلیدش تفكر است. بنشین و فكر كن. اصلاً مقابل آینه‌ای بایست و با خودت بگو من آدمم یا حیوان؟ اگر آدم هستی پس چرا برنامه‌ی حیوانات را عمل می‌كنی؟ چرا برنامه‌ی شیاطین را عمل می‌كنی؟ آدم هستی یا از آدمیت استعفا داده‌ای؟ حضرت می‌فرماید: با تفكر قلبت بیدار می‌شود و می‌فهمد كه راه آدمیت را باید طی كند. راه حیوانات كه راه من نیست. بله؛ جنبه‌ی حیوانیت هم دارم، اما نه طوری كه تمام عمرم را به این جنبه بدهم.

در ادامه می‌فرماید: «و جافِ عَن اللّیلِ جَنبَكَ». وقتی بخواهی خودت را بسازی، شیاطین زیاد سر به سرت می‌گذارند. لذا فاصله بگیر از این‌ها و به انبیاء نزدیك شو و با خدا ارتباط پیدا كن. پس شب‌ها بلند شو و مقداری با خدا مناجات كن. همه‌ی شب تا صبح را نگیر بخواب. اگر با خدا مناجات نكنی، نمی‌توانی از شرّ شیاطین در امان باشی.

در آخر امیرالمؤمنین می‌فرمایند: «و اتَّقِ اللهَ رَبَّكَ». تقوای الهی، یعنی چیزهایی را كه خدا بر تو حرام كرده، همه را باید ترك كنی. غیبت نكن. دروغ نگو. مال مردم را تصرف نكن. پشت سر مردم حرف نزن. نقشه برای مردم نكش. عباداتت را بجا بیاور. نمازت را سر وقت بخوان. روزه ات را بگیر و …

قابل

اگر كسی واقعاً بخواهد انسان باشد و از انسانیت استعفا ندهد، راهش از مكتب انبیاء الهی است. تعلیمات انبیاء دور از دسترس نیست و اگر افراد به این تعالیم عمل كنند، هیچ‌وقت گمراهی و فساد و فرورفتن در لجنزارها واقع نخواهد شد. شما یك بوته‌ی گُل را تصور كنید كه اگر بخواهید رشد كند و گل بدهد و زیبا باشد، باید مواظب آفت‌ها باشید تا آن را فاسد نكنند وگرنه آن گل رشد نمی‌كند. انسان هم همین‌گونه است.

بعضی از امور با انسانیت انسان منافات دارد و شناخت این امور چندان دشوار نیست. انبیاء به واسطه‌ی ارتباط با وحی الهی گفته‌اند كه فلان كار را نكنید فلان كار را بكنید و اگر می‌خواهید انسان باشید، این‌ها را انجام دهید و آنها نه. اگر می‌خواهید شیاطین سر به سر شما نگذارند و در شما فساد ایجاد نكنند، این كارهای حرام را نكنید. همه‌ی این‌ها روشن است.
ترك این گناهان خیلی مشكل نیست و ما خودمان مشكلش می‌كنیم. حسب نقلی از امیرالمؤمنین علیه‌السلام سؤال كردند كه شما از كجا به این مقام رسیدی؟ فرمودند: من یك دیواری دور قلب خودم كشیدم. یك دری هم برای آن گذاشتم. خودم كنار در ایستادم و نگذاشتم غیر از خدا وارد قلبم شود.

شاهد

تکاپوی انسان ها برای “خوب بودن” در ارتباط مستقیم با تمام اعمالی است که در طول زندگی خود انجام می دهند. به منظور رساندن خوشی و لذت در زندگی به بالاترین میزان ممکن، باید قادر به تشخیص تفاوت های میان “خوبی های مادی” و “خوبی های معنوی” بشویم.

عباس

جایگاه همچین آدمی جهنمه پس بیشتر ماها جهنمی هستیم البته زندگی الانمون هم با جهنم فرقی نداره هرروز بدبخت تر میشیم و امید ب زندگی به صفر رسیده تو جوونا

یاسر

جوونای اینجوری زیاده و هرروز داره به تعدادشون اضافه میشه و متاسفانه بخاطر وضعیت بیکاری و تورم شدید هیچ بستری برای جوونا وجود نداره ک ازدواج کنن کار کنن پیشرفت کنن و هزار بار هم اگر جرقه زده بشه تو دلشون باز فردا ناامید تر از دیروز به زندگی ادامه میدن و این سرنوشت هزاران جوونه ایرانیه که تباه بشن

لیانا

ولی ما خودمون باید سرنوشتمونو تغییر بدیم شما زیادی ناامید حرف میزنید و اون حسو به بقیه هم منتقل میکنید

یاسر

چیو تغییر بدیم؟ اگر زور ما به تغییرات میرسید که اینجا نبودیم. به خدا ایمان بیاریم؟؟ از خدا بخایم؟ فکر کردی نخاستیم نکردیم؟؟ من خیلی ب خدا التماس کردم زاری کردم ولی هرروز وضع بدتر شد و الان حس میکنم دیگه خدایی نیست و من تنها تر از هر روز دیگم

لیانا

خدا همیشه هست کنار همه بنده های مومنش. شاید اینم یک امتحان الهیه که باید سربلند بیرون بیایم به بقیه نگاه نکنید ببینید خدا چی میخاد آخر همه چیز خیره اگر نبود بدون اخرش نیست یکم صبرو تحمل لازمه

صفورا

حاج فردوسی عزیز شما مثل یه پزشک برای روح ما هستین و آرامش رو به ما هدیه میدید کتاباتون و مطالبتون عالیه و چراغ راه ماست همیشه سلامت بمونید و توی راهتون موفق باشید من همیشه منهاجی میمونم و به شما افتخار میکنم ک رهبر من هستین

مبینا زهرایی

با سلام ایمان بدون عمل قطعا هیچ ارزشی نخواهد داشت چرا که ثمره ای نمی آفریند و صرفا یک باور باقی خواهد ماند باور تا زمانی که تبدیل به ایمان بشود می توان گفت که زمانی نیاز دارد اما این زمان ممکن است برای شما هنوز طی نشده باشد .ایمان یعنی اعتقاد قلبی، ایمان یعنی باور همراه با عمل و در کل ایمان یعنی انجام دادن کاری که نسبت به آن اطمینان دارید و یقین قلبی نسبت به آن پیدا کرده اید! آِیا شما نسبت به دین به این صورت هستید؟ چهره، لباسٌ ظاهر و … را رها سازید همه ی اینها مواردی هستند از جسم شما که بعد از مرگ از بین می روند پس برروی ظاهر تمرکز نکنید با خود بگویید که قلب من چقدر مذهبی است، روح من چه اندازه می خواهد به خدا نزدیک شود . اگر خواسته شما نزدیکی به خداوند است اما در ذهنتان تکرار میکنید که این بار گناه را انجام بدهم و بار دیگر انجام نخواهم داد نشان از ضعف شما در ایمانتان می باشد.
این موضوع را درک کنید که هیچوقت برای شروع کردن دیر نیست و شما هر لحظه که بخواهید از همان موقع خواهید توانست دوباره شروع کنید اما یادتان باشد که لحظه شروع شما که رقم خورد دیگر سعی نکنید دوباره همان انسان قبلی باشید چرا که هر بار قسم خود را لگد کنید و از روی آن رد بشوید و دوباره همان کارهای قبلی را انجام بدهید تنها چیزی که از بین خواهد رفت شما و عزت نفستان خواهید بود چرا که آن موقع دیگر خودتان هم به خودتان ایمان و اعتقاد نخواهید داشت چه برسد به آنکه دیگران نسبت به شما این احساس را داشته باشند.
از خداوند منان برایتان توفیق رسیدن به خواسته تان را دارم و امیدوارم این مسیر را هر چه زودتر بپیمایید و به مسیری که حق و درست است قدم بگذارید.

آریاپور

سلام دوست بزرگوارم همه ی ما دارای کم و کاستی هایی هستیم و هیچ یک کامل نیستیم و می بایست خود را با همین کم و کاستی ها بپذیریم اما نباید باعث شویم که این موارد باعث نوقف ما به سوی رسیدن به خداوند باشد . این سخن زیبای پیامبر را به یاد داشته باشید که می فرمایند نیت شرک در میان امت من از راه رفتن مورچه سیاه بر روی سنگی صاف در شبی ظلمانی مخفی تر است . پس هرگز به دنبال این نباشید که انسانی کامل را در خود بیافرینید بلکه سعی کنید شخصی باشید که حتی نسبتی خیلی کم به دیروز خود بهتر و برتر است و این موضوع را به یاد داشته باشید که شما انسان هستید و همانطورذ که دیگر دوستان اشاره کردند ممکن است که اشتباه کنید.
اگر دین را نمی فهمید باید بدانید که باید به دنبال فهمیدن آن بروید و این آیه قران را به یاد داشته باشید که محتوایش این است که زمانی که فرشتگان می خواهند روح آدمی را از جسم بگیرند به انسان می گویند آیا زمین خداوند گسترده نبود؟ پس چرا مهاجرت نکردید؟ قطعا محتوای موضوع سوال شما نیز به همین گونه است آیا هیچ راهی برای فهمیدن دین وجود ندارد برای شما ؟ پس اگر نمی خواهید چنین سوالی از شما بشود به دنبال فهمیدن معنای اساسی دین باشید و بخواهید که آن را درک کنید و در مسیری که حضرت محمد فرستاده خداوند بر روی زمین برای مردم نشان داده اند قدم بگذارید و بدانید که پیروزی قطعی شما با قدم گذاشتن در همین مسیر خواهد بود و ایمان نیز در همین مسیر در دل شما رشد می کند اما ممکن است همانطور که دیگر افراد به شما گفتند در ابتدا خیلی کم باشد که این هم چیزی طبیعی و در خور فهم هرکسی است که هر چیز به صورت تکاملی و کم کم رشد می کند نه به یک باره و تمام اساس جهان نیز به همین شکل است یعنی تکاملی و کم کم.
سعادتمند باشید

مرتضی خزائی

با سلام خدمت شما دوست عزیزم همانطور که فرمودید نماز نشانه کم دینی است اما به یاد داشته باشید که خداوند آرام کننده دل هاست پس اگر می خواهید که دلتان آرامشود، زندگیتان رنگ و رو ببیند ، وضعیتتان از حالت سیاه و سفید به حاللت رنگی در بیاید تنها راهش کاشتن دوباره بذر ایمان در دلتان است. این بذر را در دلتان بکارید و به آن رسیدگی کنیدو شک نداشته باشید که اگر ایمان در دل شما شکل گرفت خداوند را دره ر گوشه از زندگی خود خواهید یافت، بر هر گوشه که بنگرید خداوند را در ان خواهید دید.به پرندگان آسمان، به مردمی که در خیابان ها راه می روند، به گل و گیاهی که در اطرافتان می بینید و حتی خبر بدی که از اخبار می شنوید در همه ی آنها رد پای خداوند را احساس خواهید کرد . این کار را انجام دهید واحساس گناه را در خود از بین ببرید و بدانید با وجود احساس گناه نمی توانید این بذر ایمان را پرورش دهید چرا که مانند علفی هرز از وجود شما تغذیه می کند و نمی گذارد که ایمان رشد کند.
سعی کنید وارد جمع های مذهبی بشوید، کم کم افرادی را وارد زندگیتان کنید که می دانید با خدواند ارتباط زیبایی دارند و سعی کنید این جلوه ای که از نظر شما بسیار بد است را از زندگیتانپاک کنیدو جلوه ای آرامش بخش به آن اضافه کنید و همانطور که به پیش می روید و به ایمان خود می افزایید بدانید که ممکن است هر لحظه شیطان برای شما دام پهن کند پس مراقب دام های شیطان باشید و هرگز هم فکر نکنید که ممکن نیست که خطایی بکنید وبدانید که انسان ممکن الخطاست و اگر خطایی از شما سرزد تنها از آن پند بگیرید و از ان بگذرید.
برایتان آروی موفقیت در این کار را می کنم

ساینا مرادی

با عرض سلام و خدا قوت. می خواستم در مورد مشکل دوستمان کمی از دانسته های خود بگویم که اضافه بر مطالب گوهر باری که حاج فردوسی در پاسخ به ایشان دادند امیدوارم که برای ایشان مثمر ثمر واقع بشود.
اول آنکه هرگز ایمان خود را از دست ندهید وبه خداوند ایمان داشته باشید . ایمان تعریف ظاهری بودن آن نیست که در ظاهر نماز بخوانید، روزه بگیرید، قران بخوانید اما در باطن مدام حرص روزگار بخورید، غم و غصه بخورید و همه چیز و همه کس را بزرگ بپندارید حتی بزرگتر از خود و خدای خود .
احساس گناه بدترین احساسی است که می تواند در یک فرد شکل بگیرد این احساس را در خود از بین ببرید چرا که بزرگترین مانع شما برای برگشت به مسیر زیبای خداوندی همین احساس گناه می باشد تا زمانی که بگویید من گناهکارمهرگز مشکلی از شما برطرف نخواهد شد . خداوند را به دید یک انسان نگاه نکنید که هر چه جلوی او گریه و زاری کنید و بگویید من گناه کارم او دلش برای شما بسوزد و بخواهد گره از کار شما بگشاید. خداوند می گوید از تو حرکت و از من برکت اما هرگز گفتن چنین جملاتی به خود مانند اینکه من گناهکارم ، من نمی توانم و گریه و زاری کردن به عنوان حرکت کردن شناخته نمی شوند حرکت کردن این است که از روزی که شما فهمیدید دارید اشتباهی را انجام می دهید تصمیم قطعی بگیرید که می خواهیدآن اشتباه را برطرف سازید و آن را از بین ببرید که اگر به این شکل عمل کردید تردید نداشته باشید که خداوند هم به شما کمک خواهد کرد و دیدگاه خداوند هرگز یک دیدگاه احساسی نیست بلکه نگاهی سیستمی است. یعنی او طوری نیست که خشمگین بشود وبه یک باره شما را عذاب کند، او خوشحال نمی شود که به یک باری اقیانوسی از نعمت را وارد زندگی شما کند بلکه این نگاه سیستمی او با باورهای شما رابطه ای نزدیک و مستقیم دارد و هر چه شما خود تلاش کنید به همان میزان خداوند به شما پاسخ خواهد داد.
موفق باشید

آیدین نیک منش

با سلام و عرض خداوند قوت خدمت حاج فردوسی عزیز و دیگران بزرگوارانی که در این سایت فعالیت می کنند چه پاسخ زیبایی دادید و چه داستان جالبی در آن تعریف کردید کلمه همت دارای تعاریفی است که اگر بخواهیم به آن بپردازیم می بایست شب و روز خود را برای به تعریف در اوردن آن صرف کنیم . همت چیزی است که اگر در هر کاری چاشنی آنکار بشود قطعا هر شخصی می تواند به هر آنچه که در زندگی خود مایل است که به آن برسد خواهد رسید، همت وسیله و ابزاری است که به انسان کمک می کنند کوه را تبدیل به کاه کند و سخت ترین مشکلات را تبدیل به کوچکترین مسائل زندگیش نماید اما واقعا چه کسی می تواند همت را در خود به وجود بیاورد؟
معلوم است شخصی که به خود و خدای خود ایمان دارد. به دوست بزرگوارمان پیشنهاد می دهم که در ابتدا سعی نکنند که برای بزرگترین مسئال از خود همت نشان دهند چرا که معلوم است شکست می خورند چون این برنامه روتین زندگی ایشان بوده است و اگر بخواهند به یک باره تغییر کنند چیزی جز شکست نسیبشان نخواهد شد چون ذهن طبق همان کارهای گزشته تربیت شده است و تغییر دادن برنامه ای که در ذهن شکل گرفته نیاز به زمان دارد اما چگونه تغییر کنیم؟
دقیقا به همان شکلی که کار اشتباه برای شما به شکل یک لذت در امد می بایست انجام ندادن آن نیز برای شما لذت آور باشد و نیاز به همان زمانی دارد که آن کار تبدیل به لذت شد.
به عنوان مثال در مورد استمنائ که فرمودید می خواهم بگویم که در ابتدا شما در مورد آن هیچ نمی دانستید و کم کم از طریق دوستان و … با آن آشنا شدید ، کم کم ممکن است رو به فیلم های غیر اخلاقی روی آورده باشید، کم کم خلوت گزشن شدید و کم کم روی به این کار اوردید می بینید همه ی اینها به صورت تکاملی بوده است یعنی کم کم شکل گرفت و اکنون برای شما تبدیل به یک معضل شده است پس سعی کنید کم کم آن را از بین ببرید یعنی اگر هر روز این کار را انجام می دهید به یک روز در میان تغییرش دهید، سعی کنید از مکان هایی که شما را وسوسه به انجام این کار می کنند دوری کنید، از دوستانی که پیشنهاد کارهای غیر اخلاقی به شما می دهند دوری کنید و کم کم سعی کنید این موضوع را برای خود برای همیشه به یک مسئله تمام شده تبدیل کنید این تنها یک مثال بود و شما می توانید درم ابقی کارهایتان نیز از همین قالب کار استفاده کنید .
شاد و پیروز باشید

کیمیا

این درسته که همت ما سست شده ولی توقع میره شما یک راه کار برای ترغیب شدن به نماز به ما ارایه کنید مرسی از مطالب خوبتون

نسترن

با سلام خدمت دوست عزیزم سرکار خانم کیمیا خواستم مبنی بر پرسشی که داشتید بنا بر فهم خود مطالبی را خدمت شما ارائه کنم که امیدوارم برایتان مثمر ثمر واقع بشود .
انسان هر کاری را انجام می دهد تا به لذتی برسد و رنجی را از بین ببرد . در واقع هر کار انسان برایش یا رنج آور خواهد بود و یا لذت آور و خارج از این دو نیست ! اکنون از خود بپرسید که نماز برای شما نتیجه اش چیست؟ لطفا به صورت احساسی نباشد و نظر واقعی خود را بگویید جدای از اینکه ممکن است آن نظرت بسیار بد طلقی شود از دید دیگران یا … توجه داشته باشید که شما می خواهید واقعا می خواهید ترغیب شوید به نماز پس صادقانه پاسخ بدهید!
بعضب از پاسخ ها به این گونه است که می گویند نماز برای من رنج آور است چون باید روزانه سه مرتبه آن را بخوانم و وقتم گرفته می شود، برخی می گویند رنج آور است چون نمی توانم آرایش کنم، برخی می گویند آداب خیلی سنگینی و طاغت فرسایی دارد و من نمی توانم از پس آن آداب بر بیایم و نظرات مثبت هم وجود دارد مثلا من نماز که می خوانم احساسم خوب می شود ، دلم پاک می شود و … .
شما باید دلیل منطقی خود را بیابید که واقعا چرا می خواهید نماز بخوانید؟ شما باید در دل نماز لذتی واقعی بیابید که بتوانید به آن روی بیاورید که من اکنون که دارم نمازم یخوانم به فلان لذت دارم نزدیک می شوم یا رسیده ام و همین ابزاری قدرتمند است که باعث می شود شما روی به نماز بیاورید.
مورد دیگری وجود دارد و آن این است که فلسفه حقیقی نماز را بفهمید پس به دنبال معنی حقیقی آن باشید ترغیب شوید که نماز بخوانید و احکام مربوط به آن را انجام بدهید.

مجید

واقعا میتوان از نماز به عنوان بهترین و مؤثرترین عامل خوش بختی و عاقبت به خیری انسان و بهترین و محبوب ترین عمل نزد خداوند متعال نام برد

شهریار

با سلام خدمت شما خواستم بگویم که نماز علاوه بر اینکه محبوب می کند ما را نزد خداوند نزد خود ما محبوبیت بیشتری می آفریند. انسانی که نماز می خواند با نماز اعتماد به نفس و عزت نفسش افزایش می یابد شخصی که هر روز در نماز قدرتمند ترین عبارت تاکیدی جهان را به کار می برد یعنی تنها از تو یاری می جویم و تنها از تو یاری می خواهم قدرتی در او شکل می گیرد که اگر تمام جهان دست به دست هم دهند که بخواهند او را به زمین در اورند نخواهند توانست پس این محبوبیت بیشتر از هر چیزی نزد خود ما بیشتر و بیشتر می شود و روی خود ما و زندگیمان تاثر می گذارد.
ما می بایست معنای حقیقی نماز را درک کنیم که بتوانیم واقعا از خواندن آن لذت ببریم و زمانی که دیگران یا جوانانی که از دین زده شده اند یا افرادی مانند دوست بزرگوارمان که سوال پرسیده اند با ما برخورد می کنند بتوانیم با توجه به همان فلسفه اصلی او را ترغیب کنیم به نماز خواندن و فواید نماز را برای او ذکر کنیم تا او با میل خود به دین وارد بشود وبتواند نماز بخواند و نماز راه به شکل یک وظیفه نپندارد بلکه لحظه شماری کند که کی زمان نماز خواندن می شود تا بتواند با خالق خود ارتباط برقرار کند و راز دل خود را به او بگوید و با او راز و نیاز کند .
نماز دل آدمی را شاد و خرسند می کند و در او طراوتی تازه و نشاطی بی نظیر می آفریند انسانی که نماز میخواند نزد خداوند همانطور که گفتید محبوب است و پیرو راه حضرت محمد و فرستادگان دیگر خداوند برروی زمین خواهد بود .
در نهایت از جناب حاج فردوسی عزیز برای راه اندازی این وب سایت نهایت سپاس گذاری را دارم و هم برای ایشان و هم دیگران آرزوی سعادتمندی در دنیا و آخرت را می کنم.
موفق باشید

مریم حداد

شیطان از انسانی که نمازهای پنج گانه را در اول وقت بخواند، می ترسد اما نسبت به هر کس که نمازهای خود را به تاخیر بیفکند جرأت پیدا می کند و او را به ارتکاب گناهان بزرگ وادار می نماید.

ساره

با سلام خدمت شما دوست بزرگوارم در مورد این مسئله که فرمودید خواستم خدمتتان بگویم که درست است که انسان اگر نماز اول وقت بخواند برای او بهتر است اما نباید با گفتن جملاتی این چنینی ته دل او را خالی کرد به خصوص در زمان حالی که مشکلات بر او غلبه کرده اند و بسیاری از افراد مبنی بر تعریف های اشتباهی که از دین می شنوند و می بینند از دین زده می شوند .
می بایست انسان ها و همینطور خود را کم کم به راه آورد و اینکه در همان ابتدا بخواهیم تمام اصول و قواعد یک چیز را به او تذکر بدهیم قطعا یا فراموش خواهد کرد یا به دلیل زیاد بودن و حجیم بودن مطالب آنها را نادیده خواهد گرفت یا زیاد جدی نمی گیرد.
پس کسی که می گوید از دین فهم کمی دارد و همپنین خود را شخصی گناه کار می داند گفتن چنین چیزی به او باعث می شود که بیشتر احساس گناه کند و خود را مقصر بداند و این مسئله موجب کمک به او نخواهد شد بلکه می بایست از زیبایی های نماز در برابر او به زبان آوردو گفت که او نیز ترغیب بشود و به سمت نماز روی بیاورد و قطعا که این کامنت شما زیبا بود و تاثیر به سزایی دارد در زندگی هر کسی که نماز خود را اول وقت بخواندو به تعویق نیندازد.
از حاج فردوسی بزرگوار هم سپاس گذارم که این وب سایت را راه اندازی کردند و باعث شدند که این همه مطالب جدید را من بیاموزم و همچنین اگر حرف یا سخنی نسبت به مقاله ای دارم یا نقدی بر صحبت ها دارم یا هر چیزی دیگری آنها را بیان کنم و نظر خود را به دیگران ابراز نمایم.
برای شما دوست بزرگوارم که در این وب سایت حضور دارید و می خواهید که مسیر به سوی خداوند را بهتر درک نمایید آرزوی موفقیت در تک تک لحظات زندگیتان را می نمایم.
پیروز باشید

حجت

خوشبحال اون اقایی ک تونسته مالشو از حرام پاک کنه خدا واقعا بهش نظر کرده که تونسته از مال دنیا دل بکنه خدایا به همه کمک کن از مال دنیا و مادیات دل بکنن

ناصر

سلام نسبت به پیام شما انتقادی داشتم که خواستم بیان کنم ! چرا انسان باید از مال دنیا دست بکشد؟ اگر مال دنیا بد بود چرا خداوند آن را خلق کنید ؟ چرا خداوند خود پیشنهاد استفاده از ان را بدهد؟ چرا خداوند بارها بیان کند در قرآن که روزی برای انسان آفریده تا از انها استفاده کند؟ آیا این دل کندن همان کفر یعنی پوشاندن نعمات خداوند یا دستور خداوند نیست؟ من منظور شما را درک کرده ام که می گویید که افراد از مال دنیا دل بکندند اما جمله شما بسیار دارای شبهه بود من می دانم که شما می گویید شخصی گرفتار مال دنیا نشود اما اینگونه که نوشته شده بسیاری از افراد دیگر ممکن است اینگونه بیندیشند که تماما این دنیا ناچیز و بی ارزش است که این کاملا یک باور نادرست و اشتباه است چرا اگر ناچیز و بی ارزش بود خداوند خلیفه خود را بر آن نمی گمارد! آنهمه زیبایی و نعمت در ان قرار نمی داد !! هر روز شاهد تحولات جدید در این دنیا هستیم که زیبایی قدرت خداوند را در ان می بینیم! آیا انها بی ارزش است؟ آیا نعمتی که از سوی خداوند بر ما نازل شده است فاقد ارزش می باشد؟ هرگز اینطور نیست این باوری است که به اشتباه در ذهن ما جا گرفته و می بایست که تغییر کند .
آیا فکر نمی کنید که خداوند از ما در جهان دیگر پرسش کند که در این دنیا چه به دست آوردی؟ آن زمان جواب ما چه خواهد بود؟ اگر بگوییم ایمان و اعتقاد به تو ولی در صورتی که زندگی فقیرانه و بسیار پوچی داشتیم آیا این نقض خداوند نیست که می گوید شکر مرا به جا آورید تا به روزی شما بیفزایم؟ اگر ما شکر گزار بودیم چرا به روزی ما افزوده نشد؟ چرا نعمتی در این جهان به زندگی ما اضافه نشد؟ مال دنیال بسیار ارزشمند است اما زمانی پوچ و بی ارزش خواهد شد که شخص تمام خود را به آن ببازد.
موفق باشید

تمنا

استمناء عملی زیان بار، مذموم و ناپسند است که در دو سوره از سورهای قرآن و همچنین در روایات فراوانی به آن اشاره و تصریح شده است و از گناهان کبیره می باشد و از آن جهت که انجام آن دارای زیان های جسمی و معنوی زیادی می باشد، خدای مهربان آن را حرام فرموده  است. تکرار این عمل باعث سستی اراده ایمان و دوری از خداوند میشه

امیر عباس

خداوند در قرآن کریم می فرماید: “لیس للانسان الا ما سعی”  سعادت هر کس در گرو عمل اوست. (نجم: 39)

هانیه

با سلام چه خوب و زیبا و به جا این آیه را استفاده کردید از این بابت از شما ممنون و سپاس گذارم .بله کاملا درست است سعادت هر کس در گرو عملی است که او انجام می دهد اما عمل از چه چیز نشات می گیرد؟ قطعا از یک نیروی ذهنی به نام ایمان و باور . ایمانی که انسان را وا می دارد که عملی را انجام دهد که در نهایت به خوشبختی او منجر خواهد شد و چه زیبا این موضوع در زندگی انسان ها خود را نمایان می کند .
از انسان هایی که هر روز بی نهایت کار و تلاش می کنند اما سعادت نمی یابند تا انسان هایی که بدون کوچکترین زحمتی به خود سعادتمند هستند . این در گرو نوع عمل آنها نیست بلکه در نوع ایمان آنهاست چرا که هر که ایمان بیشتری نسبت به خداوند داشته باشد به همان میزان خدواند بر روزی او خواهد افزود.
ایمان یعنی اعتقاد قلبی همانطور که دوستان در کامنت هایشان ذکر کردند. پس همانطور که مشاهده می کنیم دیدیم که ایمان با عمل رابطه ای مستقیم دارد .
اما عملم ی بایست سنجیده شده باشد نه آنکه بدون هیچگونه برنامه ریزی یا پیش بینی خاصی انجام داده شود چرا که اینده آن بر حسب اتفاقاتی است که پیش می آید و از آنجا که شخص برای آن اتفاقات برنامه ای ندارد افسار اسب زندگی از دست او رها خواهد شد و به هر سمت که اتفاقات اسب را هدایت کنند خواهد رفت و اگر انسان می خواهد دوباره افسار را در دست گیرد می بایست همت کند و دوباره برخیزد و تلاش کند تا به یک سوار کار حرفه ای تبدیل بشود، درست مانند دوستمان و همینطور خیلی از ما که می بایست دوباره به مسیر زندگی بازگردیم و طعم بندگی خداوند را دوباره بچشیم.

ملک

داشتن اراده قوی، اولین قدم برای تحصیل موفقیت است. اگر صدها کتاب خوانده شود صدها نفر موعزه کنند ولی فرد اراده ای نداشته باشد هیچ تاثیری ندارد

رضا عباسی

سلام دوست خوب من دقیقا به همین شکل است که شما می گویید و اگر کمی دقت کنیم در زندگی امروزی بسیاری از جوانان متوجه این مسئله می شود که بسیاری از آنها مهارت بسیاری دارند، توانایی حل مسئله بسیاری دارند اما قدرت این را ندارند که بخواهند اقدام کنند برای شروع مسیر اهدافشان و یا اینکه همت نمی کنند که از سر جای خود برخیزند و به سوی اهدافشان حرکت کنند همه ی اینها به همان اراده بر می گردد. و البته باید توجه داشته باشیم که اراده چیزی نیست که در همه ی مسائل زندگی به یک اندازه باشد به عنوان مثال شخصیمدر مدیریت روابط زندگی اراده بسیاری قوی ای دارد و می تواند به بهترین شکل آنرا مدیریت کند و در این کار از خود اراده نشان می دهد اما همان فرد زمانی که وارد کسب و کاری می شود ضعف نشان می دهد در اراده خود چرا که به اندازه ی روابطی که می تواند مدیریت کند خود را قوی نمی داند در مدیریت این کسب و کار . این مثال را زدم که بهتر متوجه این موضوع بشویم شاید این دوست بزرگوار ما هم به همین شکل است یعنی از چندین و چند سال پیش به صورت مداوم از خود ضعف در اراده نشان می داده است و اکنون که به خود آمده می بیند که مسیری پر ازز موانع در پیش رو دارد که می بایست تک تک آنها را برطرف کند تا بتواند چیزی که واقعا لایق اوست را به دست بیاورد. برای تقویت قوای خود در این مسیر در مورد اراده اش می بایست از اشخاصی کمک بگیرد که در این امر در جایگاه معلم یا استاده قرار دارند مانند حاج فردوسی عزیز تا بتواند این مسیر را با کمترین خسارت بپیماید.
شاد و موفق باشید و در پناه الله یکتا برایتان آرزوی سعادتمندی و خوشبختی در دنیا و آخرت را می نمایم.

جابر

فرد و یا جامعه ای اگر کاری را اراده کنند، می توانند آن را انجام دهند. توفیق انجام کار، همان عزم و اراده انجام آن است. خداوند این توفیق رو نصیب همه جوون ها بکنه

امیر

اصولا معیار ارزش انسان به اراده اوست. به مقتضای همت انسان و ارج و قدر هر کسی به قدر همت اوست که عالی باشد یا دانی، بلند همت باشد یا دون همت. 
انسان با همت خویش اوج می گیرد، چنان که پرنده با بال هایش آسمان ها را در هم می نوردد. امیرمؤمنان حضرت علی علیه السلام در این باره می فرماید: «قدر و ارزش هر انسانی به قدر همت اوست.» 

احمدی

من هم مثل این آقا گناه زیاد دارم ولی توانی برای جبران ندارم هیچ دلخوشی توی زندگی ندارم ک بخاد بهم انگیزه بده

کیانی

من حتی نمیتونم به گناهام اعتراف کنم حتی نمیتونم بهشون فکر کنم

سارا مقامی

سلام جناب کیانی عزیز خداوند هر گناهی را می بخشد مگر شرک! امید داشته باشید و به او ایمان داشته باشید که گاناهان شما همگی جز خطاهایی انسانیست و همانطور که دوستان در کامنت هایشان اشاره کردند انسان ممکن الخطاست و ممکن است که خطایی را انجام دهد. در اینجا ذکر کنم که دلیل اینکه از کلمه ممکن به جای جائز در پیشوند کلمه خطا استفاده می شود این است که انسان جائز به خطایی نیست که خود را جائز بداند که خطایی انجام دهد و بعد به واسطه ی همین برروی آن سرپوش بگذارد بلکه ممکن است خطا کند و باید مراقب رفتار و کردار خویش باشد و اگر هم خطایی رخ داد باید بداند که ممکن بوده که این خطا برای او رخ بدهد و اکنون به وقوع پیوسته وباید به دنبال حل کردن آن باشد.
همه ی ما انسان ها هم دچار خطاهایی شده ایم! کیست که بگوید من عاری ازهر گونه خطا هستم؟ هیچگونه خطایی در زندگی خود انجام نداده ام؟ اگر خطایی کرده ایم یا گناهی مرتکب شده ایم باید به دنبال برطرف کردن آن باشیم نه آنکه در گوشه ای بنشینیم و زانوی غم در بغل گرفته و از عالم و آدم نالان باشیم که چرا من آن خطا را انجام دادم، دیگران به من گوشزد نکردند، به من راه درست را نشان ندادند و … . این شما هستید که افسار زندگیتان در دستانتان است پس تغصیر را اگر به کس دیگری جز خود نسبت می دهید همین حالا دست نگه دارید.
به دنبال برطرف کردن عیوب خود بروید ، از کوچک تا بزرگ رات شانسایی کنید. گناهان خود را به یاد بیاورید وبابت آن ها از خداوند طلب مغفرت و آمرزش کنید تا هر زمان که از به یاد اوردن آنها شرم کنید تنها زمانتان برای جبران آنها می گذرد این را به خاطر بسپارید.
موفق و سعادتمند باشید

ندا کریمیان

سلام دوست عزیز شما تا صبح بگویید توانی ندارم ببینید مشکلی از شما حل خواهد شد یا خیر! خداوند در وجود انسان قدرت اختیارو تصمیم گیری قرار داده است و شما متاسفانه باید بگویم که خود تصمیم گرفته اید که توانی نداشته باشید و اگر این تصمیم را عوض کنید کم کم راه های تغییر به شما نشان داده خواهد شد . زمانی که یوسف پیامبر در زندان احساس نا امیدی کرد خداوند از او خواست که زمین زندان را بکند و زمانی که کند گیاهی را زیر زمین یافت که در حال رشد کردن بود . خداوند این چنین به حضرت یوسف نشان داد که همواره به فکر اوست و زمانی که یک گیاه در دل زمین را این چنین می بیند و مراقب اوست قطعا بنده خود که آن را خلیفه خود بر روی زمین به شمار می آورد را مراقبت خواهد کرد اما به راستی چه می شود که ما این چنین فکر می کنیم و در خود هیچ توانی نمی بینیم؟
من به شما خواهم گفت که یکی از دلایل آن می تواند این باشد که همیشه ما کامل گرا بوده ایم یعنی این خواسته را داشتیم که همیشه در صدر هر چیز باشیم و زمانی که دیدیم این امکان وجود ندارد یا به دست آوردن آن جایگاه خیلی سخت است این عدم توانایی را در خود دیدیم!
یا همیشه خود را با دیگران مقایسه کرده ایم که ببین فلانی در چه جایگاهی است و تو در چه جایگاهی و باز هم احساس ناتوانی و عجز کردیم و خود را شخصی نا لایق دیدیم.
می گویید هیچ دلخوشی در زندگی ندارم! آیا شما منتظر هستید که عامل دلخوشی خود به خود در زندگیتان به وجود بیاید؟ چه فرد یا افرادی را مشاهده کرده اید که عامل دلخوشی برایشان از آسمان به زمین بیفتد؟ اگر دلخوشی می خواهید پس آن را به وجود بیاورید و از زندگی خود نهایت استفاده را ببرید.
شاد و موفق باشید

fa فارسی
X