۷ مهر

چرا بیشتر درس‌های اخلاق، گره‌گشا نیست؟

سؤال: چرا بیشتر درس‌های اخلاق، گره‌گشا نیست و بهره‌ی لازم را به ما نمی‌دهد؟

جواب:
درباره‌ی درس‌های اخلاق، درد دل بسیار است. ساعاتی را که انسان در درس‌های اخلاق بی‌روح سپری می‌کند، «گاهی وقت‌ها» ضررش بیشتر از ساعاتی است که در تماشای فوتبال و رفتن به سینما تلف می‌نماید. به این دلیل که اولی «گاهی وقت‌ها» موجب دلزدگی نسبت به دین و معارف حقّه می‌شود ولی دومی «گاهی وقت‌ها» انسان را به عذاب وجدان گرفتار می‌کند و همین عذاب وجدان، زمینه‌ی توبه را فراهم می‌آورد.
نمی‌دانم شما در چه شهری زندگی می‌کنید ولی درس‌های اخلاق شهر قم و حوزه‌ی علمیه‌ی آن، چنگی به دل نمی‌زند و گرهی از کار بسته‌ی دلسوختگان باز نمی‌نماید، چه برسد به درس اخلاقی که در فلان اداره یا نهاد دولتی به سفارش کسی که می‌خواهد رأی جمع کند یا پست بالاتری بگیرد، برگزار می‌شود.
البته توصیه‌ی من به رفقای منهاجی این است که یکدیگر را در شهر محل سکونتشان شناسایی کنند و خودشان جلسات هفتگی برگزار نمایند. همیشه می‌گویم: برای خودتان دوستان خدایی و باتقوا پیدا کنید تا در دنیا و آخرت، یاور داشته باشید.
به پیش‌بینی قرآن کریم، فقط دوستان خدایی و با تقوا در روز قیامت با یکدیگر دشمن نخواهند بود، بقیه مانند گرگ گرسنه به جان یکدیگر خواهند افتاد. «الْأَخِلاَّءُ یوْمَئِذٍ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ إِلاَّ الْمُتَّقین‏» (زخرف/۶۷) «دوستان [یکدیگر در دنیا] در آن روز [قیامت] برخى از آنان برخى دیگر را [براى زیان داشتن دوستیشان در دنیا] دشمن‏انند، مگر پرهیزکاران [که در آن روز از دوستی‌شان در دنیا بهره‌‏مند می‌گردند، چون دوستی‌شان در دنیا براى معاونت و کمک یکدیگر براى نیکوکارى و پرهیزکارى بوده است]»

موفق باشید
حاج فردوسی

کلمات کلیدی: , ,

25
دیدگاه

17 نویسندگان
8 پاسخ‌ها
0 دنبال کنندگان
 
مرتب کردن بر اساس بیشترین بازخورد
مرتب کردن بر اساس داغ‌ترین دیدگاه
1 نویسندگان برتر
  مشترک شوید  
جدیدترین نظرات قدیمی‌ترین نظرات نظرات با امتیاز بالا
اشتراک برای:
سلمان

ولی بعضی وقتا توی همون فلان اداره یا نهاد دولتی کسایی میان حرف میزنن ک حرف دل مردمو میگن همیشه هم اینجوری نیست ک شما میگین

امیررضا

عزیزان آرزوی من پیدا کردن دوستان منهاجی است که با هم به کمال برسیم و در درجه بعدی پیدا کردن همسری منهاجی که همیشه همراه من باشه

سارا وحیدی

من معتقدم که ایمان های ما سست شده و این دروس در ما رخنه نمیکند و باید ابتدا راهی برای تقویت امان پیدا کنیم بعد به اخلاق و انسانیت بپردازیم مشکل جوونایی مثل من امروزه همینه که ایمان سستی داریم که به وزش بادی از کف میره

یاسین

صحبت های شما درسته ولی همین سخنرانی ها باید باعث تقویت ایمان بشه که نمیشه!! مشکل اینجاست که چرا نمیشه؟ مشکل تویه جوون نیستی اونی که باید کارشو درست انجام بده نمیده ما به گفته حاج فردوسی کتابشون رو مطالعه میکنیم انشاالله که توفیقی باشد التماس دعا

فریال موسوی

با سلام و عرض خدا قوت متاسفانه همانطور که شما می گویید می باشد ومن در این باره توضیحاتی مفصل دارم که با توجه به برداشت شخصی که آنها را ذکر میکنم امیدوارم مثمر ثمر واقع بشود. اولین موردی که به سراغ آن می رویم آموزش است. کودکان از زمانی که متولد می شوند چیزی در ذهن ندارند و کم کم بزرگ می شوند و باورهای والدین و اطرافیانشان در انها شکل می گیرد، به واسطه حرف هایی که می شنوند ، چیزهایی که می بینند و … و کم کم باور در ذهن آنها به وجود خواهد آمد. اما سئوال اینجاست که این باور در ذهن آنها که مانند سیمان چسبیده آیا درست است یا خیر؟ اول آنکه یک باور به خودی خود بد نیست بلکه برداشت ما از ان مهم است. متاسفانه از کودکی ممکن است فرد در میان خانواده ای بزرگ شده باشد که تعصبات بی جا و غیر منطقی دارند و این باور ها در ذهن او شکل می گیرد اما زمانی که این شخص کم کم وارد جامعه می شود و دوستان خود را می بیند که چه زیبا زندگی می کنند بدون آنکه آن باور را داشته باشند و چه در زندگی خود موفق… ادامه »

شقایق اصلانی

با سلام موردی که باید بسیار به آن توجه کنیم بحث فرق ما بین اعتقاد و ایمان است. اعتقاد یعنی یک نوع باور که نسبت به یک موضوع داریم اما ایمان یعنی چیزی که از قبل ما بر میخیزد، چیزی که ضمیر ناخودآگاه ما آن را در خود می پروراند و دارد، چیزی که عمیقا در ما نفوذ کرده و ما به آن شدیدا ایمان داریم. حال سئوال اینجاست که آیا واقعا ما به خداوند آنگونه که تعریف از ایمان شد، ایمان داریم؟ آیا به همان اندازه خداوند را قبول داریم ؟ بسیار از ما همانطور که دوستا عزیزم خانم فریال موسوی فرمودند فقط ایمان زبانی داریم یعنی زبانا می گویم که یک چیز را قبول داریم و به آن ایمان داریم اما زمانی که جایش می رسد پا پس می کشیم و انگار نه انگار که آن حرفی که از ایمان زده بودیم را به یاد آوریم یا آن را ما زده باشیم. پس این موضوع بسیار اهمیت داردو باید به آن توجه وافری بشود. علاوه بر این موضوع خواستم نکته ی دیگری را ذکر کنم و آن هم سختگیری های بی مورد بر جوانان می باشد که باعث می شود آنها از دین و ایمانی که دارند زده… ادامه »

سمیه

سلام و خسته نباشید به حاج فردوسی عزیز و همکارانشون آیا اعتقاد بدون عمل هم میتواند دلیل این باشد که دروس اخلاقی تاثیری ندارد؟

نازنین علوی

با سلام قطعا ایمانی که همراه با عمل نباشد ایمان نخواهد بود چرا که همانطور که در میان کامنت ها می خوانیم ایمان از قلب انسان می آید و اگر ایمانی منجر به عمل نشد قطعا ایمان نیست . و شما فرمودید اعتقاد که باید بگویم اعتقاد مبحثی جدا از ایمان دارد ایمان درجه ای برتر از اعتقاد است که عمیقا در وجود انسان نفوذ پیدا کرده و وجود آدمی را در بر گرفته است. اگر انسانی کاری را انجام می دهد تماما به واسطه ی باور ها و ایمانی است که در او شکل گرفته. گاهی اوقات انسان ها کارهایی را هم انجام می دهند که واقعا به آن ایمان ندارند ولی مبنی بر شرایطی که دارند مجبور می شوند آن کار را انجام بدهند مانند بسیاری از افرادی که دینی را نمی توانند بپذیرند و قلبا به آن ایمانی ندارند اما شرایط حال هر چه می خواهد باشد، فرهنگ جامعه، قانون کشور و … مجبور است که آن را بپذیرد و یا در خفا کاری را انجام دهد و دینی را به جا بیاورد که به آن ایمان راستین دارد. البته که دین اسلام می توان کامل ترین دین است و در برخی از موارد دیده شده که… ادامه »

تمنا

من از دوستی های امروز میترسم و سعی میکنم با کمتر کسی رفاقت و صمیمیت داشته باشم چون کمتر کسی پیدا میشه که منو یاد خدا بندازه و اکثرا منو از خدا غافل میکنن نمیدونم باید چیکار کنم تنهایی هم بسیار سخته

اتنا رحیمی

چرا توی مطلبتون گفتین که:((ساعاتی را که انسان در درس‌های اخلاق بی‌روح سپری می‌کند، «گاهی وقت‌ها» ضررش بیشتر از ساعاتی است که در تماشای فوتبال و رفتن به سینما تلف می‌نماید))
مگر فوتبال دیدن یا سینما رفتن ضرر دارد؟؟؟

یحیی

سلام ب خاهر عزیز در جوابتون خاستم بگم که اگر دید منهاجی به زندگی داشته باشید بله ضرر داره وقتی میشه از اوقات فراغت برای نزدیک شدن ب خدا و یاد گیری دین و علم استفاده کرد چنین کارهایی مضر و وقت تلف کردن هست

اتنا رحیمی

اینجوری که آدم از دین و خدا زده میشه وقتی هیچ تفریحی نداشته باشه و خداوند لذت بردن حلال که با کار حرامی همراه نیستو هیچ منعی براش نزاشته و دلیلی نداره ضرر داشته باشه

یحیی

دیدگاه شما محترمه ولی همین تفاوت در نگاه به دنیا و دین هست که یکی میشود حاج فردوسی و دیگری انسانی معمولی اگر بخواهید به سعادت برسید باید دیدگاهتون رو به منهاجیون و حاج فردوسی نزدیک کنید

رویا تیموری

سلام دوست بزرگوارم دیدن فوتبال یا رفتن به سینما به خودی خود دارای ضرر نیستند اما ضرر جایی خود را نمایان می کند که این کارها که تعریفی از تفریح دارند جایگزین کارهای اصلی ما بشوند و ما ساعت های طلایی روز خود را به آنها اختصاص دهیم. ممکن است در ذهنتان این سئوال پیش امده باشد که ساعات طلایی چیست؟! ساعات طلایی همان ساعاتی هستند که شما بهترین بهره وری را می توانید داشته باشید و بهترین نتیجه را در زندگی از خود خلق کنید اما به جای این کار وقت خود را به ابطال بگذرانید و کارهایی را انجام بدهید که بی فایده هستند و ثمره ای برای شما در بر نخواهند داشت دانستن این نکته که ما حق تفریح و سرگرمی داریم خیلی مهم است و هر فردی باید این تفریح و سرگرمی را داشته باشد در غیر اینصورت افسردگی به سراغ او خواهد آمد اما زمانی که این تفریح جای خود را به کار های ضروری انسان بدهد آن موقع واقعا نتیجه ای جز ضرر نخواهند داشت . من فکر میکنم که منظور جناب حاج فردوسی بزرگوار نیز همین بوده است و قصد ایشان از اینکه فرموده اند گاهی وقت ها ضررش بیشتر است همین مواقع… ادامه »

حیدر

دین مبین اسلام، بالاترین سعی خود را در انتقال و تحقق مفاهیم اخلاقی قرار داده است. یک سوم قرآن در باره ی اخلاق است، لذا با کمی دقت، اخلاقی بودن احکام شرعی را دریافت می کنیم. اما چرا این مباحث امروزه تاثیری ندارد؟؟ به گفته شما چرا گره گشا نیست؟
اخلاق و ارزش های انسانی از مبانی فکری خاصی برخوردارند که با تقویت آن مبانی، نیرومند و با تضعیف و ایجاد تردید در آن، ارزش های اخلاقی پژمرده می شوند.

فرزاد

سلام
یه سوال با سیر و سلوک چی میشه ? انسان به کجا میرسه ? چه اتفاقی براش میفته ?

تمیمی

سلام علیکم
در شناختن استاد سیر و سلوک جذابیت و به دل نشستن و یافتن سنخیت روحی هم مهمه
مثالی عرض میکنم
ممکن است کسی باشد که اهل فن در این حرفه باشد و مورد تأیید استادش باشد و کاملا مستدل هم باشد اما موقع گوش دادن به سخنرانی ایشان حس خاصی نداریم یا حتی نسبت به صحبت هایشان جاذبه و کشش نداریم این نکته بسیار مهمیه

اعتمادی

دوستان فقط بگویم اگر قرار باشد کسی راه را طی کند بدون استاد هم میتواند طی کند
مثلا در عصر معاصر استاد رجب علی خیاط بدون استاد بود . یا اویس قرنی در زمان پیامبر
نکته دیگر اینکه در برخی موارد به لطف خدا ممکن است خود استاد پیش شما بیاید.
درست بخاطر ندارم اما یکی از عرفای زمان ایمه استادش مثلا امام باقر بود
بعد از فوت امام باقر اندوه بدون استاد شدن را داشت که امام صادق را پیدا کرد
باز بعد از فوت امام صادق اندوه گرفتش اما امام موسی کاظم را پیدا کرد
البته این موردی که گفتم یک مثال بود اما مطمینم چنین شخصی بوده که استادش را بعد از فوت استاد قبلی پیدا میکرد.
که این نشانه بارز لطف خدا و گوشه ای از بحث توحید افعالی است

صادق

این یک اصل بزرگی است که انسان برای خود در طول زندگی خودش یک مربی انتخاب کند. انسانی که در هر مقطع سنی از یک نفر و یا یک گروه تقلید می‌کند، تا آخرش معلوم نیست چیزی بشود. اگر ابتدا از خدای متعال و ولی او حضرت بقیه‌الله ارواحنا‌له‌الفداء بخواهد که کسی را که مورد تأیید وجود مقدسش هست به او معرفی کند پایان و سرانجامی نیک در پیش خواهد داشت

مصطفی

یکی از توصیه های مکرر اساتید اخلاق و عرفان انتخاب استاد برای طی طریق می باشد

نیکراد

جوانان این مرز و بوم نشان دهیم که سایر مکاتب، از تحریفات و انحرافات فراوانی برخوردارند.چراکه امثال افشا، جوانان را به بیدینی دعوت میکنند و چه بسا جوانان پس از انحراف صلاح را در دینداری مجدد ببینند؛ اما در مقابل کسان دیگری هم هستند که با کپی کردن مطالب سایت افشا در وبسایتهایشان و سپس تبلیغ مکاتب دیگر سعی در انحراف ایشان به سوی سایر مذاهب دارند

مریم حداد

ممنون از مطلب خوبتون واقعا صحیح و بجا فرمودین کاش اون هایی که باید بشنوند، به گوششون برسه و عمل کنند

لیلا داور پور

خیلی از سخنرانی ها و همین درسهای اخلاق باعث زده گی و بی محبتی ب اسلام میشه. شما یی که بلد نیستید سخنرانی کنید و حرف هاتون دید بقیه نسبت ب اسلام رو خراب میکنه لطفا کنار برید و بزارید کسایی ک کار بلد هستن ب میدون بیان مانند حاج فردوسی که خیلیا قبولشون دارند

رضافرد

امام زین العابدین (علیه السلام) فرموده اند: هَلَک مَن لَیسَ لَه حَکیم یُرشِده؛ هر کس عالم و حکیمی نداشته باشد که او را ارشاد کند هلاک می شود. انسان باید در دو چیز استاد داشته باشد: یکی اخلاقیات و دیگری عُرفیات.

امیر عباس

واقعا درسته گاهی ساعت ها پای این درسهای اخلاق میشینیم و دریغ از اندکی تغییر و تاثیر با خودم میگم شاید من دلم سیاه باشه و پند و اندرز توی اون راه نداره ولی همیشه ک اینجوری نیست همه ک اینجوری سیاه دل نیستن و توی موجی از سر در گمی فرو میرم و اخرش به نتیجه ای نمیرسم