۱۰ بهمن

چرا بیشتر درس‌های اخلاق، گره‌گشا نیست؟

سؤال: چرا بیشتر درس‌های اخلاق، گره‌گشا نیست و بهره‌ی لازم را به ما نمی‌دهد؟

جواب:
درباره‌ی درس‌های اخلاق، درد دل بسیار است. ساعاتی را که انسان در درس‌های اخلاق بی‌روح سپری می‌کند، «گاهی وقت‌ها» ضررش بیشتر از ساعاتی است که در تماشای فوتبال و رفتن به سینما تلف می‌نماید. به این دلیل که اولی «گاهی وقت‌ها» موجب دلزدگی نسبت به دین و معارف حقّه می‌شود ولی دومی «گاهی وقت‌ها» انسان را به عذاب وجدان گرفتار می‌کند و همین عذاب وجدان، زمینه‌ی توبه را فراهم می‌آورد.
نمی‌دانم شما در چه شهری زندگی می‌کنید ولی درس‌های اخلاق شهر قم و حوزه‌ی علمیه‌ی آن، چنگی به دل نمی‌زند و گرهی از کار بسته‌ی دلسوختگان باز نمی‌نماید، چه برسد به درس اخلاقی که در فلان اداره یا نهاد دولتی به سفارش کسی که می‌خواهد رأی جمع کند یا پست بالاتری بگیرد، برگزار می‌شود.
البته توصیه‌ی من به رفقای منهاجی این است که یکدیگر را در شهر محل سکونتشان شناسایی کنند و خودشان جلسات هفتگی برگزار نمایند. همیشه می‌گویم: برای خودتان دوستان خدایی و باتقوا پیدا کنید تا در دنیا و آخرت، یاور داشته باشید.
به پیش‌بینی قرآن کریم، فقط دوستان خدایی و با تقوا در روز قیامت با یکدیگر دشمن نخواهند بود، بقیه مانند گرگ گرسنه به جان یکدیگر خواهند افتاد. «الْأَخِلاَّءُ یوْمَئِذٍ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ إِلاَّ الْمُتَّقین‏» (زخرف/۶۷) «دوستان [یکدیگر در دنیا] در آن روز [قیامت] برخى از آنان برخى دیگر را [براى زیان داشتن دوستیشان در دنیا] دشمن‏انند، مگر پرهیزکاران [که در آن روز از دوستی‌شان در دنیا بهره‌‏مند می‌گردند، چون دوستی‌شان در دنیا براى معاونت و کمک یکدیگر براى نیکوکارى و پرهیزکارى بوده است]»

موفق باشید
حاج فردوسی

کلمات کلیدی: , ,

104

 
 
 
62 نویسندگان
42 پاسخ‌ها
0 دنبال کنندگان
 
مرتب کردن بر اساس بیشترین بازخورد
مرتب کردن بر اساس داغ‌ترین دیدگاه
9 نویسندگان برتر
  مشترک شوید  
اشتراک برای:
مهدی رضایی

کلاس اخلاق زیاد میریم ولی فقط همون لحظه که پای منبر هستیم متآثر میشیم و دوباره به همون دنیا و افکار قبلیمون برمی‌گردیم.از شما خواهش میکنم ، به ما یاد بدین چیکار کنیم که همیشه زندگیمون منهاجی باشه

رحیم بابایی

سلام به حضرت حاج فردوسی اگر هر کدوم از ما سعی کنیم که در مسیر درستی قرار بگیریم و هر کدوم از ما سعی کنیم که اون چیزی که حق هست رو بپذیریم و اون چیزی که واقعیت هست رو قبول کنیم دیگه کم کم به مسیر درست هدایت میشیم و کم کم اون چیزی حق هست رو باور میکنیم دین ما اسلام و مسیر ما یعنی منهاج فردوسیان بر حق هست فکر میکنم و ما باید بر اساس مسیر همون ها پیش بریم که به موفقیتی در مسیری برسیم. تنها در چنین زمانی هست که این افراد که سخنان نادرست میزنن نمیتونن در ما تاثیری بزارن.

ملا حسن کاویانی

سلام جناب حاج فردوسی چقدر خوشحال شدم که در مورد این مسئله ی خیلی مهم مقاله ای رو منتشر کردید واقعا همینطوره و من امیدوارم که هرگز کسانی در پای منبر اشخاصی ننشینند که حرف های نادرست یمزنند چون انسان رو از مسیر درست به در میکنن حرف هایی به ظاهر زیبا اما در باطن زشت و ناپسند که به هیچ وجه مورد تایید نیستند و به نظر من این اشخاص باید دیگه کنار برن چون دیگه حنای اونها رنگی نداره و خیلی از مردم اونها رو میشناسن و دیگه نباید برای مردم فیلم بازی کنند و حرف های نادرست خودشون رو به مردم بگن.

سردار خرمی

اما همینجوری افرادی هم هستن که به حرف های اونها گوش بدن و حرف های اونها رو سر لوجه زرندگی خودشون قرار بدن در جهان ما تفاوت هست و اگر انسان های زرنگ وجود دارن انسان های ساده اندیش هم هستند و به راحتی ممکنه که حرف های این افراد رو گوش بدن و به رحف های اونها عمل کنن و این واقعا نادرست هست و من از خداوند میخوام که این افراد به مسیر درست هدایت بشن مسیری که در اون بدونن که راه درست کدوم هست وراه نادرست کدوم هست که مبادا دوباره در دام چنین اشخاصی گیرکنند و با اشتیاق به پای حرف های نادرست اونها بنشینند.

علی

آره خیلی جالبه همچین با اشتیاق هم گوش میدن که میگی داره علم نازل شده از سوی خدا به اونها گفته میشه ولی وقتی حرف های اون کسی که حرف میزنه رو گوش میدی و تجزیه و تحلیل میکنی و سعی میکنی که منابع حرف اون رو به دست بیاری اینقدر اشتباه میبینی و اینقدر باگ و خطا میبنی که کم کم دست میکشی و میگی با این چه آدمیه چجوری جرات میکنه چنین حرف هایی رو به زبون بیاره و خیلی راحت هم اتفاقا به زبون میارن در هر صورت برای این افرادفقط و فقط من از خدواند آرزوی هدایت میکنم که به مسیر درست هدایت بشن چون واقعا مسیری که در اون قرار دارن اشتباه هست.

رامین

به نظر من به این افراد اصلا ما نباید بها بدیم حتی زمانی که منبر برگزار میکنن نباید بریم و توی مجلس بشینیم چون اونها اعتماد به نفسش رو به دست میارن و فکر میکنن که آره حتما حرف های خیلی خوبی میزنن که مردم به پای حرف های اونها میشنن و این رو واقعا ما باید از مد بندازیم چون واقعا مد شده تو هر مسجدی یک روحانی یا شخصی مشابه میارن(البته به مقالم روحانیون عزیز بر نخوره من فقط مثال میزن) و اون شخص ذره ای از علم قرآن، پیامبر و خداوند رو نمیدونه و شروع میکنه به حرف زدن و اون هم چه حرفاهایی که از دهان این شخص خارج نمیشه. به نظر من بهتره که اصلا شرکت نکنیم.

پور اندخت کاظمیان

سلام خب ما باید شرکت کنیم که به علممون افزوده بشه حالا این افراد نه کسانی دیگه ولی نمیشه که کلا شرکت نکنیم دیگه و به نظر من اگر به حرف های حضرت حاج فردوسی عمل کنیم خیلی میتونیم در اینزمینه موفق بشیم .یعنی اینکه دوستان منهاجی خودمون رو پیدا کنیم و خودمون مجالسی رو برگاز کنیم تا اینکه بخوایم به پای حرف های اشتباه اونها بشینیم. اینکه ما منهاجی شدی یعنی چی؟ یعنی اینکه کاملا به دین عمل کنیم و اون رو مد نظر قرار بدیم و همچنین فقط یک منهاجی بمونیم واز علم منهاجی روح خودمون رو تغذیه کنیم نه اینکه بریم باز به پای منبر کس دیگه ای بشینیم.

سامیار

دقیقا و به نظر من اگه ما بیایم و یک مقاله از وب سایت حضرت حاج فردوسی رو بخونیم خیلی خیلی ارزش داره که ساعت ها بشینیم به پای یک منبر که یک جمله ی درست هم مکنه که در اون گفته نشه .البته منبر خوب هم خیلی هست و سخنرانان عالی ولی اگر ما قدرت تشخیصشون رو نداریم بهتر این هست که بیایم به وب سایت حضرت حاج فردوسی و در اینجا مقاله رو بخونیم و دیدگاه بزرگواران و منهاجیون محترم رو هم مطالعه کنیم قطعا اینطور علم بهتری به دست ما میرسه تا اینکه بخوایم در اون منبر شرکت کنیم. براتون آرزوی پیروزی میکنم.

سالاریان

سلام بر شما دین اسلام رو نمیشه به پای این حرف ها نوشتن و انتقاد کرد ودر مورد اون نظر داد چون این ها رو ما خودمون هم قبول نداریم و کسانی که از دین اسلام به این شکل میخوان ایراد بگیرن بهتر اینه که بدونن ما خودمون هم این منبر ها رو ارزشی براش قائل نمیشیم و اینکه ما به قول شما باید بیایم داخل وب سایت حضرت حاج فردوسی مقاله مطالعه کنیم تا اینکه بریم به پای حرف یک انسان بشینیم که هیچ چیز در مورد خداوند واقعیت و درست نمیدونه و اون چیز درستی هم که میخواد بگه دست و پا شکسته هست و به هیچ درد ما نمیخوره به نظر من اگر اینطور عمل کنیم برای ما خیلی خیلی بهتر خواهد بود.

طلا طارمی

درود بر حضرت حاج فردوسی رهبر معنوی مشتاقان کمال وسعادت خیلی خوش حال هستیم که در این وبسایت حضور دارم و از علم بی نظیر شما استفاده می کنم حضرت حاج فردوسی من هم با دیدگاه خیلی از عزیزانی که پیشنهاد داده بودن که در منهاج فردوسیان موج راه بیفته که خود منهاج فردوسیان منبر نشینانی رو تربین کنه موافقم چون واقعا علم منهاج فرزدوسیان نسبت به علمی که در موررد دین در جامعه وجود داره خیلی بهتر هست و زمانی که این علم در بین مردم رواج پیداک نه باز حداقل میتونیم امیدوارمباشیم که دین اسلام زنده نگه داشته بشه

علی بارداریان

درود بر شما با عمل کردن به همین مقالات هم ما دیگه نیاز نداریم که کسی بر منبر بشینه وبرای ما حرف بزنه میدونید یکی از بدی های حرف زدن این هست که ممکنه زود فراموش بشه اما اگر به شکل مقاله همون حرف ها در بیاد چون مستند هست هر باره میتونیم به اون بخشش مراجعه کنیم واونجا رو بخونیم و در موردش حرف بزنیم و فکر کنیم تا در نتیجه اون رو درک کنیم اما در صحبت کردن حتی همون موقعیت فکر کردن هم پیش نمیادو باید خیلی سریع از یک موضوع بگذریم تا به موضوعات دیگر برسیم و همین به نظر من نادرست هست و نباید باشه.

پور اشرفی

سلام منظور ما این هست که به پای منبر های اشتباه نشینیم بزرگوار و اینکه حرف های اونها رو قبول نکنیم و به جای این منبر ها بیایم و از علم منهاج فردوسیان کمک بگیریم و کسانی رو به عنوان منبر نشین تربیت کنه منهاج فردوسیان که بتونه علم منهاجی رو به بقیه یاد بده منظور این هست وگرنه ما هم میدونیم که مقاله شاید تاثیر بیشتری داشته باشه اما اگر قرار هم هست منبری برگزار بشه بهتر این هست که به شیوه درستش برگزار بشه نه به شیوه ای اشتباه که فقط موجب گمراهی انسان ها بشه و ثمره ی دیگه ای در پی نداشته باشه به نظر من اینطور بهتر هست.

نرگس سلطانی

سلام من هم با دیدگاه شما موافقم باید کسانی در مقام منبر نشینی باشن که به عنوان یک منهاجی علم منهاج فردوسیان رو به ما بیاموزن اگر هم قراره کسانی بر منبر بشینن. و اگر قرار نیست از منهاج فردوسیان کسی باشه خب نباشه کلا به نظر من بهتره و ما با همون مقالات روح خودمون رو سیر کنیم و از علم منهاجیون کمک بگیریم عالی هست. این نظر من در مورد این مسئله هست و ممکنه با دیدگاه بقیه فرق داشته باشه اما در کل اگر بخوایم در مرودش حرف بزنم باید این رو بگم که منهاج فردوسیان باید موجب هدایت انسان ها بشه که میشه پس بهترین گزینه شاید برای منبر نشینی باشه.

شیوا لاهیجانی

سلام گناه این افراد از کسانی که مسقیما علیه دین اسلام هستن فکر میکنم بیشتر باشه چون اینها کارهایی میکنن و حرف هایی میزنن که باعث میشه که کلا دین از درون به هم بریزه حرف هاشون در ظاهر خیلی زیبا هست ها ولی وقتی باطن حرف های اونها رو نگاه می کنیم متوجه میشیم که چقدر اشتباه هست حرف های اونها و چقدر نادرست هست و موجب ضربه زدن به دین میشه به نظر منکه باید کاملا این کارهای اونها مورد بررسی قرار بگیره و هر کس که نادرست هست و مسیرش اشتباه هست از جمع کسانی که منبر میزارن بره کنار که کسانی که واقعا علمش رو دارن در منبر بشینن.

نادر اکبری

قطعا گناه کسانی که می آیند و در مورد دین توضیحات نادرست می دهند از کسانی که مستقیما در برابر دین ایستاده اند بیشتر است لحظه ای فکر کنید که این افراد چقدر به دین ضربه واردم یک نند. ممکن هم هست خود ندانند اما با علم اشتباهی که به ذهن مردم تزریق می کنند باعث می شوند که مردم مسیر نادرست را در پیش گیرند و در مسیر نادرست قدم بگذارند که این واقعا بد است و من می خواهم اینطور این مسئله را بیان کنم که ما باید و باید به حرف کسانی عمل کنیم وبه حرف کسانی گوش بسپاریم که از سوی منهاج فردوسیان مورد تایید هستند که مبادا حرف نادرستی بزنند و ما در مسیر نادرست گم بشویم.

صدیقه داوودی

سلام چرا ما فکر میکنم که حتما باید به حرف بعضی ها گوش کنیم که به مسیر درست هدایت بشیم ما اگر خودمون نخوایم هیچ کس نمیتونه ما رو هدایت کنه وم ا باید خودمون به دنبال بهترین راه باشیم با تحقیق و کسب تجربه اون مسیر رو پیدا کنیم اما اینکه بخوایم به حرف کسانی گوش بدیم و سمیر خودمو نر ودرذ پیش بگیریم شاید اون شخص اشتباهاتش رو با ما در میون بزاره و ما با عمل کردن به اشتباهات اون همون اشتباهات رو در زندگی خودمون رقم بزنیم به نظر من انسان باید در این مورد کاملا فکر کنه که مبادا مشکلاتی این چنینی برای او به وجود بیاد.

برمکی

سلام به حضرت حاج فردوسی بهترین کار این هست که در مجالس این افراد شرکت نکنیم تا کم کم خودشون سر به راه بیان و بفهمن که مسیرشون نادرست هست. راستش الان تو خونه ی ما که بخوام حقیقت رو بگم تا یک منبر تلویزیون پخش میکنه خانواده ی من نگاه نمیکنن که این کی هست روی منبرف چه حرفی میزنه، منبع حرفش چی هست، اصلا اون شخص کی هست و چه سابقه ای داره! اونها فقط میگن چون در جایگاه رسول خدا قرار گرفته دیگه حرف هاش وحی منزل هست که واقعا بارها من خودم حرف های چندین نفر رو شنیدم و واقعا خندیدم به سطح درک اونها و ما باید این بینش رو حتی در افراد مسن هم به وجود بیاریم که بعضی از این منبری ها واقعا حرف های نادرستی میزنن.

طاهره میرزایی

سلام خدمت شما ما اگر میخوایم به پای منبر یکی بشینیم و حرف های اون رو گوش بدیم یعنی اینکه اون رو به عنوان یک مقام اعلم تر از خودمون پذیرفتیم حالا اگر این شخص کسی باشه که به اندازه بچه ای ده ساله سواد خداوندی نداره و صرفا جهت هر موضوعی که ما نمیدونم اون بالا قرار گرفته واقعا اگر بخوایم به پای حرف های اون شخص بشینیم حماقت هست دیگه کاملا واضح و صریح بگم چون داریم حرف های کسی رو میشنویم و باور میکنم که شاید اصلا درست نباشه و باید این افراد رو خود ما از اون منبر بیاریم پایین وگرنه افراد زیادی رو گمراه میکنن.

مرتضی لاهوری

سلام این حرفی که شما زدید درست هست حتی اون یکی که گفتید خودمون این افراد رو بیاریم پایین اما چیزی که شما داخل پرانتز یادتون رفت بگید رو من میگم واون این هست که ما باید حتما به نادرست بودن حرف اون شخص یقین داشت هباشیم نه به واسطه ی دیدگاه شخصی خودمون بلکه به واسطه ی مدارک و منابع معتبری که در دست داریم اون موقع باید اون شخص از منبر پایین آورده بشه یا حتی بالای همون منبر درستی حرف خودش رو به ما ثابت کنه اگر یک یا دوبار اونها حرفی زدن و ما پاشیم و از اونها به خاطر حرفشون توضیح بخوایم دیگه این کار ها رو نمیکنن که حرف نادرستی به زبون بیارن.

محمد علی یدالهیی

سلام به حضرت حاج فردوسی باز هم یک مقاله عالی دیگه و من از این بابت از شما بی نهایت سپاس گذار هستم حضرت حاج فردوسی محترم اینقدر مقالات شما دلنشین هست و اینقدر راز ها بر ملا میکنه و حقایق رو نشون میده که آدم دوست داره ساعت ها بشینه وبا دوستان منهاجی خودش در زیر همون مقاله بحث کنه اما چه حیف که وقت تنگ هست و مشکلات و گرفتاری ها زیاد و باید به این مشکلات و گرفتاری ها غلبه کرد و اونها رو از بین برد. جناب حاج فردوسی محترم هر چقدر از شما تشکر کنم کمه. در پناه الله یکتا به هر آنچه که میخواهید برسید. شاد باشید

احمد رضا بابکی

منهاج فردوسیان یعنی هر چقدر هم که ناقص باشه که اینطور نیست و میشه گفت کامله باز هم به حرف های این افراد خیلی خیلی بهتره. اینا واقعا حرفاشون خنده داره و غیر قابل باور هست و من نمیدونم که چطور و با چه منطقی اون حرف ها رو به زبون میارن و زمانی هم که میگن واقعا اونهایی که نشستن و دارن گوش میدن باور میکنن باز در حق اونها من خیلی ناراحت هستم نمیدونم واقعا چطور میشه که حرف های اونها برای این افراد تبدیل به باور میشه امیدوارم که همه ی ما به خودمون بیایم تا زمانی که خیلی دیر نشده و بتونیم همگی ما در مسیر درست قرار بگیری. آمین

مریم سادات

رهبر معنوی بزرگ ما احسنت بر شما. هر کسی جرئت نمیکنه که چنین سخنانی رو به زبون بیاره اما شما میارید واین واقعا عالی هست و خدا رو شکر میکنم که در مسیر رهبری قرار داریم که اینقدر شجاعانه حرف های خودشون رو میزنن واقعیت من هم اصلا از مجالسی که این افراد برگزار میکنند رضایتی ندارم و بارها سخنانی رو میشنوم از زبون اونها که فقط افسوس میخورم به حال کسانی که نشست به پای حرف های این فرد و با جان و دل دارن حرف های نادرست اون شخص رو برای خودشون تبدیل به باور میکنن کاش این افراد بتونن که مثل منهاجیون خوب و غلط رو از هم تشخیص بدن.

سعید محمدی

سلام به حضرت حاج فردوسی حرف دل خیلی از مردم رو شما زدید متاسفانه خیلی از این افراد حرف هایی میزنن که کاملا نادرست هست. یعنی واقعا خندت میگیره موقعی که این افراد اون سخنان رو به زوبن میارن و یک حرف هایی میزنن که انگار خدا ایستاده و می خواد با ما بازی کنه یا ایستاده یک چوب هم دستش و منتظره که آدما اشتباه کنن که وان چون رو بزنه به آدما و خود این افراد بیان بگن که چوب خدا صدا نداره وقتی میخوره دوا نداره. این حرف ها رو میان و میزنن و متاسفانه جو و محیطی که انسان ها میخوان دراون به ستایش خداوند بپردازن رو تبدیل میکنن به مکانی برای ترس از خدواند که این واقعا درست نیست و امیدوارم که این افراد به خودشون بیان.

سعید کرامتی

سلام به حضرت حاج فردوسی چقدر خوشحالم که در جمع شما منهاجیون قرار دارم حضرت حاج فردوسی با این علم بی نظیر و خوبی که دارند باعث میشن که ما به سمت و سوی درست حرکت کنیم و در مسیر درست قرار بگیریم از همین جا از حضرت حاج فردوسی متشکرم و از ایشون میخوام که این مسیر رو با قدرت ادامه بدن و همچنین در مسیر خدواند همیشه باقی بمونن و سعی کنند که علم منهاجیون رو همیشه بیشتر وبیشتر کنند تا جوری که همه ی منهاجیون در مسیر خداوند حرکت کنند و همگی خداوند را بشناسند و از خداوند برای خود توفیق بطلبند.

ملایری

سلام بدون اینکه ما بگیم هم حضرت حاج فردوسی خودوشن میدونن که باید همیشه در مسیر درست قرار داشته باشه، ایشون با علم بی نظیرشون که ما میتونیم به این علم در کتاب های ایشون دست پیدا کنیم قدرت تشخیص پیداکردن و میتونن مسیر درست رو از مسیر نادرست تشخیص بدن شاید این برای خیلی از ما افراد سخت باشه اما حضرت حاج فردوسی در این مسیر پر قدرت ظاهر شدن و با نهایت تلاش سعی می کنند که منهاج فردوسیان رو به همه بشناسونن و ما هم باید به نوبه خودمون تلاش کنیم که منهاج فردوسیان رو برای دیگران هم بشناسونیم.

جواد مظلومی

درود. اما ما کی میتونیم که به نوبه خودمون تلاش کنیم؟ من پاسخ رو خدمت شما میدم زمانی که خودما سعی کنیم در مسیر درست قرار داشته باشیم اینکه ما در مسیبر درست نباشیم و مدام بقیه رو سرزنش کنیم که چرا اون ها در مسیر اشتباهی هستند کار نادرستی هست و نباید اون کار انجام بشه بلکه ما اول از همه باید تغییرات رو در خودمون به وجود بیاریم و زمانی که از اون تغییرات به نتیجه رسیدم فقط تعداد اندک باری به کسی دیگه پیشنهاد بدیم و اون شخص خودش میتونه تصمیم بگیره که به مسیر ما قدم بزاره یا نه و ما نمیتونیم که برای اون شخص تصمیمی بگیریم.

خشایار هدایت

بله درسته ما که نمیتونیم برای اون شخص تصمیمی بگیریم و اینکه ما باید اول باطن زندگی خودمون رو درست کنیم. متاسفانه یک عادت خیلی بد که ما انسان ها داریم این هست که همیشه سعی میکنیم ویترین زندگی خودمون رو درست کنیم واز درست کردن باطن زندگیمون دست میکشیم صرفاً به این دلیل که مورد رضایت مردم قرار بگیریم شاید دلیلی که خیلی از ما هم به مسیر نادرست هدایت شدیم همین موضوع باشه و باید سعی کنیم طبق آموزشان درست از رهبران درست به مسیر درست بیایم و مسیر اشتباه رو کلا دیگه از بین ببریم و در اون قرار نگیریم.

زانیار

سلام خدمت همه ی بزرگواران قدم گذاشتن درمسیر این افراد و گوش دادن به حرف های اونها یعنی ساختن جایگاه ویژه ای در جهنم برای خودمون چون در پیشگاه خداوند که احساس که نیست که بگیم خدا موجودی احساسی هست و اگر اشتباهی کنیم میبشخه بلکه دیدگاه خداوند سیستمی هست و طبق یک الگوریتم خاص همه چیز انجام میشه و همین هست که میگن عدالت خداوند بی نظیر هست چون همه چیز طبق یک الگوریتم خاص هست و بهتره این رو به شکل زبون برنامه نویسی ببینیم که بهتر متوجه بشیم. در هر صورت بر میگردم سر صحبت اصلی خودم که این صحبت ها هم صفر و یکی میتونه باشه یعنی یا خوبه یا بد که بیشتر اوقات بد هست و در نهایت موجب گمراهی ما میشه.

فاطمه خسروی

سلام از شما بسیار ممنونم مثال خیلی خوبی زدید در مورد این افراد و این مثال بسیار زیبا بود و من فکر میکنم در هر جا از زندگی میشه از این مثال استفاده کرده. مقلا در جاهایی که کسی میگه عدالت خداوند وجود نداره میتونیم از مثال شما استفاده کنیم و این واقعا فوق العاده بود ممنون از شما و در مورد این افراد میخوام بگم که اونها دقیقا مخالف سیستم ایستادن و اگر ضربه ای به اونها وارد بشه یا شکستی بخورن کاملا به واسطه ی عملکرد خودشون بودن نه عملکردی که ما داشتیم پس نباید نگران این موضوع باشیم بلکه بیشتر اوقات هم اونها باعث گمراهی ما میشن که بهتره خدواند اونها رو به سزای اعمالشون برسونه.

روناک خشایار

سلام آره دیگه علمی که اونها در اختیار مام یزارن یا میتونه خوب باشه یا میتونه بد باشه که بیشتر اوقات هم این علم بده و بیشتر به ضرر ما هست تا اینکه بخواد به منفعت ما باشه و من به همه ی عزیزان پیشنهاد میدم که دیدگاه دوستمون رو در خودتتون به وجود بیارید و اگر قرار هست خداوند ببخشه باید ما طبق این سیستم عمل کنیم که خداوند ما رو ببخشه و گرنه که بخششی در کار نیست و بیشتر این افراد شکنجه میشن چون در مسیر نادرست بودن و من میخوام بگم که با وارد شدن به منهاج فردوسیان و شرکت در جلسات اون میتونه که موفقیت آمیز تر باشه نسبت به مسائل دیگه.

حسن جاویدی

سلام قطعا منهاج فردوسیان باعث خوبی و خوش حالی افراد میشه چون علم اون درست هست وزمانی که علمی درست باشه خب موجب خوشنودی انسان ها میشه شما لحظه ای فکر کنید که مسیر نادرست اون افراد رو در پیش بگیرید و طبق حرف های ترس آوری که اونها میزنن پیش برید دیگه معلومه که نتیجه ی کار شما چی میشه و جالبه که از همون اول هم مشخصه که قرار چی پیش بیاد و نشونه هاش رو شما می بینید اما این افراد به قدری این نشونه ها رو برای ما طبیعی ممکنه جلوه بدن که ما چشم های خودمون رو روی اونها ببندیم و نخوایم که واقعیت رو ببیینیم.

جواد آملی

سلام بهترین راه مقابله با این افراد هم به نظر من اینه که با اونها رو در رو بایستیم و مبارزه کنیم نه اینکه چوب و چماق در دست خودمون بگیریم بلکه منظور من با دانش نادرست اونها هست که باید مبارزه انجام بشه و ما سعی کنیم که علم منهاجیون رو در سرتاسر کشور پخش کنیم و هر جا که میشینیم از منهاج فردوسیان حرف بزنیم تا مردم بیشتر با اون آشنا بشن و سعی کنند که کم کم منبر های این افراد رو ترک کنند و به پای منبر های منهاج فردوسیان بنشینند که قطعا سعادت و کمال بسیار زیادی این منبر ها برای اونها خواهد داشت.

کاظم صائی

سلام علم منهاج فردوسیان اینقدر هست که علم ناچیز این افراد نخواهد جلوگیر اون بشه و کافیه که منهاج فردوسیان رهبرانی رو تربیت کنه که منبر نشین باشن اون موقع دیگه علم نادرست خیلی کم در بین مسلمین پخش میشه و علمی که درست هست اون موقع در بین مردم رواج پیدا میکنه پس ما باید به دنبال جانشین هایی برای حضرت حاج فردوسی باشیم حضرت حاج فردوسی هر چقدر هم که علمشون بالا باشه بالاخره یک نفر هستند و یک دست صدا نداره اما وقتی منهاجیون به کمک ایشون می شتابند قطعا اون موقع دیگه اوضاع فرق میکنه و نمیشه با قبل اوضاع رو مقایسه کرد.

احمد سعیدی

آره موافقم باید یک سری جانشین برای حضرت حاج فردوسی آماده بشن که روی منبر ها می نشینن و درس های درست منهاج فردوسیان رو به مردم بیاموزند و کم کم این افرد ساده گو و افراد فریبکار از میدون به در برن اینطوری خیلی خیلی بهتر هست و علم با کیفیت تری به دست ما انسان ها خواهد رسید و قطعا هم دیگه مانعی برای این علم منهاجیون وجود نخواهد داشت چرا که این موانع با همون بر کنار کردن این افراد از بین رفته و جایگزین اون شده و این واقعا عالی هست و من واقعا از این بابت خوشحال هستم و خداوند رو شکر میکنم.

محمد رضایی

سلام زمانی که ما رفقای منهاجی رو پیدا کردیم یادمون باشه که دیگه نباید اون چیزهایی رو که بقیه میگن گوش کنیم یا بهشون توجه کنیم چرا که معلومه برای ما چه عاقبتی رو به وجود میاره همین مسئله! عاقبتش اینه که بر سر و راهی گیر میکنیم اونها ممکنه مسائل غلط رو خیلی منطقی برای ما جلوه بدن و چون ما در مرود اون مسائل نمی دونیم، فکر میکنیم که اون اشخاص درست میگین خب اون موقع علم اشتباه اونها قطعا با حرف منهاج فردوسیان در تضاد هست و در این زمان ما بر سر دوراهی گیر میکنیم که خیلی خیلی بد هست که انسان سر دوراهی گیر کنه چون تکلیفش با خودش هم اون زمان روشن نیست.

کریم

سلام پیدا کردن رفقا و دوستان منهاجی در شهر خودمان به ما کمک میکنه که دیگه درس های متفاوتی از افراد دیگه نخوایم که بگیریم و فقط در مسیر منهاج فردوسیان حرکت کنیم. وجود یک فکر جمعی از منهاج فردوسیان بسیار موجب رشد و پیشرفت هر کدام از ما در مسیر علم و دانشی هست که منهاج فردوسیان میخواد که ما به اون دست پیدا کنیم و پیدا کردن دوستان این چنینی به نظر من خیلی خیلی بهتر هست و خیلی خیلی میتونه در این زمینه به ما کمک کنه و کلا دیگه ما به سمت نادرست هدایت نمیشیم اون موقع چون هر کدوم ازمنهاجیون با علم منهاجی خودشون سعی میکنند که راه درست رو به هم نشون بدن.

هومن

درود بر حضرت حاج فردوسی با این سخن زیبایشان متاسفانه به این شکل است و بسیاری از کسانی که جلساتی را برگزار می کنند خود در مورد آنچه که بیان می کنند اطلاعاتی ندارند، بیشتراوقات خدواند را آنگونه توصیف می کنند که نباید و بیشتر زمان ها بر خلاف دین حرکت می کنند تا اینکه به سوی دین حرکت کنند و مردم را فرا می خوانند به راهی که خود در ان قرار گرفته اند این بسیار بد است و بد سر انجامی برای چنین اشخاصی است اما کاش بدانند که این مسیر که می روند به ناکجا آباد است و کاش بدانند که بهتر است زودتر از مسیر بازگردند و به مسیر اصلی وارد شوند. باشد که در مسیر رستگاران قرار گیرند.

علی عبادی

کامت های دوستانو خوندم به نظرم میشه به حریث امام صادق مراجعه کرد در کلام امام صادق علیه السلام دوستی می تواند لایق دوستی باشد؛ 1- از آنچه در دست دارد، از تو مضایقه نکند، 2- هنگام ناراحتی و سختی‌ها، تو را تنها نگذارد، 3- دست یافتن او به جاه و مقام در چگونگی رابطه اش با تو تغییری ایجاد نکند، 4- ظاهر و باطنش با تو یکسان باشد، 5- زینت تو را زینت خود و زشتی و پلیدی تو را زشتی خود بداند.

محمد رضا

از نظره من ویژگی یک دوست خوب عاقل بودن است ویژگی عاقل بودن دوست در مکتب تربیتی اسلام به قدری ارزشمند است که داشتن چنین دوستی با عقل تیزبین و روشنفکر؛ مایه خوشبختی و کامیابی انسان می شود و می توان گفت کسی که دوست عاقل و لبیب دارد از نعمت بسیار بزرگی در زندگی برخوردار است باید قدر آن نعمت ارزشمند را بداند و از وجود چنین دوست لایق به نحو نیکو استفاده کند.

محمد باقر

دقیقا برادرمحمد رضا یک دوست عاقل موجب نشاط روحی، ایمنی و آرامش و خلاصه همنشینی با عاقل بهره مندی از عقل اوست. دوست عاقل داروی دردهای زندگی و حلال مشکلات اجتماعی است، او می تواند در مواقع حساس و خطرناک زندگی بزرگترین خدمت را نسبت به دوست خود بنماید و با عقل خویش او را از سقوط و بدبختی نجات دهد. امام علی(ع) فرموده است: دشمن عاقل و خردمند بهتر از دوست احمق است.

علی

دوستان از نظره من وفاداری از دیگر شرایط و صفات دوست خوب است دوست باید متعهد و پایبند به قول و سخنش باشد، به وعده و وعیدها و به تعهد و قراردادهایش عمل کند.

نادر احمدی

ببینید دوستان از نظره من باید دوسته خوبو وقتی ادم تماشا میکند یاده خدا بیفتد در واقع گروهی از دوستان به علت ارتباط خالصانه که با محبوب واقعی خود یعنی خداوند متعال و ائمه پیدا کرده اند و آنان که به شدت شیفته لقای پروردگار بوده و این اشتیاق در تمامی رفتار و کردار اجتماعی آنان به وضوح دیده می شود و ناخودآگاه انسان را به یاد امور معنوی و عبادت با خداوند می اندازد. دوست حقیقی این چنین باید باشند یعنی دیدار و گفتگو با آنان آدمی را به یاد معبود حقیقی و الهی بیندازد. این گونه دوستان ما را به یاد خدا متذکر می شوند و فضایل و کمالات معنوی را به ما یاد می دهند.

دارایی

در مورده دوست خوب که در سخنان استاد دیده شد میشه بگم که توصیه میکنم که با انسان های دیندار دوستی کنیم؛ یعنی با افرادی که تعهد دینی اخلاقی و الهی دارند، زیرا دوست متدین و دیندار موجب شرافت به سعادت و عزت دو دنیاست

محمدی

به نظره شما برادر ایا شخصی که با خدا تعهدی ندارد با دوست خود خواهد داشت و آیا فردی که پایبند به اجرای فرامین و دستورات خداوند نباشد پایبند به تعهدات نسبت به دوست خود خواهد بود؟

دارایی

در مورده سوالتون حدیثی میارم از پیامبر اکرم(ص) که فرمودند: همنشین با متدینین و دینداران شرف دنیا و آخرت است ما انسان ها همواره باید با افراد دیندار و آگاه نشست و برخاست کنیم و اگر این گونه افراد را برای دوستی و معاشرت پیدا نکردیم تنها بودن بهتر و مطمئن تر خواهد بود.

احسان

میشه در مورده دوستان خدایی و باتقوایی که در سخنان استاد دیدیم بیاین و ویژگی هایی بیان کنین؟ممنون از لطفه بیکرانتون.

نادری احمد

دوسته عزیزم افراد با تقوا خصوصیات و ویژگی هایی دارند، از جمله:
1- صبر در برابر مشکلات، صبر بر ترک گناهان و صبر بر انجام واجبات.
2- صداقت در گفتار و رفتار.
3- خضوع و فروتنی در انجام دستورات و دوری از غرور و خود برتربینی.
4- انفاق از هر چه خداوند به آنان روزی کرده است.

نادر

از نظره من در کل برای تدریس هر درسی و مخصوصا دروس اخلاق نخستین گام برای تأثیرگذاری استاد آن است که ویژگی های سنی و شخصیتی گروهی را که با آنها رو به روست، دریابد. شناخت و درک اندیشه ها، توانایی ها و خواسته های مخاطبان، در کارآمدی فرایند تعلیم و تربیت ضروری و راهگشاست.

راستین

حرفه شما صحیح میباشد اما از نظره من جویا شدن استاد از حال دانش آموزان و دانشجویان و گفت و گوی صمیمانه با آنان رابطه میان شان را از حالت یک طرفه، خشک و بی روح درمی آورد و موجب علاقه مندی بیشتر آنان به حضور فیزیکی در کلاس می شود و شخصیت مثبت تأییدشده ای را از استاد در نظر آنان جلوه گر می سازد

فرشاد

دقیقا برادر در ادامه ی فرمایشه شما باید بگم که حضرت علی علیه السلام می فرماید: «گشاده رویی موجب دوام دوستی است.» همچنین باید استاد در پرهیز از خشونت لفظی و کلامی بکوشد. حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله در ارتباط با این قضیه صریحا به معلمان دستور می دهد که مطالب را به مردم بیاموزید، ولی خشونت نداشته باشید و بدانید آموزگاری، ارزشمندتر از خشونت ورزی است. ناگفته نماند رفتار همراه با عطوفت و صداقت و برقراری ارتباطی دوستانه با دانش آموزان و دانشجویان، یکی از عوامل مهم ایجاد شوق و انگیزه در آنها، برای یادگیری و پژوهش است

علی

در قرآن آمده است خداوند ملت ناسپاس {{ مردمانی که شکرگزار خداوند نیستند }} گرفتار حاکمان جور {{ ظالم و ستمگر }} میکند . این ااست حال و روز ما …

مصطفی

به نظر منراه‌حل‌های آموزشی کارساز اند. ارائه مفاهیم دینی باید در قالب نو و جذاب مطرح شوند.
اگر کودکان را دائماً در معرض آموزش‌ها و توصیه‌های تکراری و یک‌نواخت مفاهیم دینی قرار دهیم و پیوسته آنها را از این‌گونه تعالیم اشباع سازیم تا حدی که همه مفاهیم دینی برای آنها یک‌نواخت و عادی جلوه‌گر شود دیگر انگیزه و تحرک و شوق درونی برای دریافت بینش و احساس دینی در خود نخواهند داشت. بنابراین باید ذهن کودک را همواره در هاله‌ای از نیاز، سؤال و تشنگی نگاه داشت، تا آنها به میل درونی و به تبع اصل «تعادل‌جویی» مشخصاً با حرص و ولع و شوق و اشتیاق به دنبال آن بگردند.

نفیسه

«درك جوان» از جمله مسائلي است كه لازم است در مورد جوانان رعايت شود. به دليل آنكه جوان خود را در اين سنين غريب و تنها مي بيند، اغلب سعي مي كند عليه

سنّت ها و آداب و رسوم قيام نمايد، از والدين خود و جامعه كناره گيري كند و فقط با همسالان خود تماس بگيرد. در چنين حالتي، جوان به يك يا چند راهنما نياز دارد تا او را درك كرده و محرم اسرار و همراز او گردند. وقتی چنین کسی را در کنار خود ندارد توقع دارید درس های اخلاقی بر جوان تاثیر بگذارد؟؟؟

مختار

البته بايد اذعان كرد كه اين انكار و زدگي از دين به خاطر خود دين نيست، بلكه علل اين مسئله بيشتر به رفتارهاي دين داران و مدعيان دين برمي گردد. بخش عمده اين رفتارهاي انكارگونه جوانان و گرايش هاي آنان به فرهنگ بيگانه به خاطر تبليغات كاذب و دروغين درباره دين و القاي شبهه در بين جوانان مي باشد و چون جوانان براي اين سؤالات و شبهات خود پاسخ قانع كننده اي نمي يابند، از دين گريزان شده، به فرهنگ بيگانه و غربي گرايش پيدا مي كنند.

افتخاری

هر فردي با مراجعه به زندگي جوانان و مطالعه رفتارهاي اجتماعي آنها، اين مسئله را به صورت ملموس درخواهد يافت كه در سال هاي اخير و بخصوص پس از پايان هشت سال دفاع مقدّس، گرايش به فرهنگ بيگانه و فرهنگ غربي در بين جوانان ما رشد صعودي يافته است و گروه هايي از جوانان به علل گوناگون از دين و فرهنگ حالت گريز پيدا كرده اند. همین امر باعث شده دروس اخلاق تاثیری بر جوانان ما نداشته باشه

سید علی

سلام به تمام منهاجیان
مگه نباید با دیدن روحانیون یاد ایمه بیفتیم ولی چرا الان اینطور نیست بنظر من مشکل تو روحانیته
روحانیون از سیره معصومین فاصله گرفتند

احسان

سلام خدمت حاج فردوسی عزیز و دوستان منهاجیم من خودم به شخصه چند تن از روحانیون رو دیدم که وقت موعظه یه جور لباس میپوشند و بعد از اون با کت و شلوارند
یعنی صحبت هاشون فقط برا مردمه برا خودشون نیست

عالیه

سلام به همه منهاجیون اول اینکه من انتقاد داشتم چرا از عکس این عزیز استفاده کردید
وبعد از ان به نظر من چون بعضی از روحانیون حرف های قلمبه میگند که اصلا نمیفمی منظورش چیه برا همین دیگه در جلسات شرکت نمیکنی

شادی

با سلام خدمت حاج فردوسی عزیز
به نظر من چون روحانیون به حرف فایی مه کیزنند خودشون عمل نمیکنند

سوسن

سلام خدمت تمامی عزیزان
منم با نظر شادی جون موافقند چون روحانیون تو مردم نیستند الان بیشترشون تو مجلس هستند و به فکر اختلاس

طهورا

مردم در زمان پیامبر (ص) با رفتارهای متواضعانه شیفته دین شده‌اند و حضرت با تواضع و مهربانی آن‌ها را به سوی خود جلب کرد.
اگر من به عنوان یک روحانی و عالم دینی، رفتارم از موضع تکبر، سیاست و … باشد، مردم جذب من نخواهند شد. مردم وقتی یک روحانی را می‌بینند باید به یاد پیامبر (ص)، امیرالمومنین (ع)، امام حسین (ع) و در رتبه‌های بعدی، به یاد شیخ مفید و شیح طوسی بیفتند. اگر من را دیدند و یاد این عزیزان نیفتادند، مشکل از من است و نباید به مردم انتقاد کرد. من باید به خودم شک کنم که چرا مردم گرد من نیستند.

مسعود

خداوند بزرگترین معلّم اخلاق و مربّى نفوس انسانى و منبع تمام فضائل است، و قرب و نزدیکى به خدا جز از طریق تخلّق به اخلاق الهى امکان‌پذیر نیست!

بنابراین، هر فضیلت اخلاقى رابطه‌اى میان انسان و خدا ایجاد مى‌کند و او را گام به گام به ذات مقدّسش نزدیکتر مى‌سازد.

زندگى پیشوایان دینى نیز سرتاسر بیانگر همین مسأله است که آنها در همه جا به فضائل اخلاقى دعوت مى‌کردند، و خود الگوى زنده و اسوه حسنه‌اى در این راه بودند و همین بس که قرآن مجید به هنگام بیان مقام والاى پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله مى‌فرماید:

«وَانَّکَ لَعَلى‌ خُلُقٍ عَظِیْم[1]ٍ؛ تو اخلاق عظیم و برجسته‌اى دارى!»

پی نوشت:
[1] .سوره قلم، آیه 4.

بهرام

امام صادق از امیرمومنان علی(ع) نقل می‌کند که ایشان همواره می‌فرمود:

از حق عالم است که بسیار از وی نپرسی و جامه اش را نگیری و چون نزدش درآیی و کسانی با او باشند، بر همه درود فرستی و او را به تحیت مخصوص گردانی. پیش رویش نشینی و پشت سرش ننشینی و نزد او به گوشه چشم و دست اشارت نکنی و پرنگویی که فلان کس و بهمان کس خلاف نظرت را گفته‌اند و از طول صحبتش دل تنگ نشوی، چون عالم همانند نخل خرماست، باید منتظر باشی تا از آن برایت چیزی فرو افتد. اجر عالم از روزه گیر شب زنده دار و مجاهد در راه خداوند بزرگ تر است. (الوسائل ج/8 ص.551 اصول کافی، کتاب فضل العلم، باب حق العالم)

در روایت دیگر آمده است که آن حضرت(ع) فرمود: از حق عالم است که زیاد از او نپرسی و در پاسخ بر او پیش دستی نکنی و چون اعراض کرد پافشاری نکنی و به دامن وی نیاویزی چون خسته شد، با دست اشاره به سویش اشاره نکنی و به گوش چشم اشارت نکنی و در مجلس وی حرکت نکنی و از نهانش جست و جو ننمایی و نگویی فلان بر خلاف نظرت گفت و سر و رازش را پخش نکنی و در نزدش غیبت کسی نگویی و بر شاهد و غایب مواظبت کنی و بر کسانی که در نزدش می‌باشند سلام جمعی بفرستی و او را به تحیت و سلام خاص مختص کنی و پیش رویش بنشینی و اگر نیازی دارد در انجام آن بر دیگران پیش دستی کنی و از طول مصاحبت با او خسته نشوی، چرا که او همانند درخت خرماست، پس منتظر باش تا بر تو از منفعت خویش فرو افکند و سود دهد. عالم همانند روزه دار شب زنده دار مجاهد در راه خداوند است و زمانی که عالم بمیرد در اسلام رخنه‌ای پدید می‌آید که تا روز قیامت پر نمی‌شود و هفتاد هزار فرشته از فرشتگان مقرب آسمان جنازه طالب علم را تشییع و همراهی کنند. (همان)

این گونه است که روح آسمانی عالم در جان و تن شخص متعلم تاثیر می‌گذارد و او رابه سوی حکمت عالی می‌برد و جهان دیگر و جانی دیگر به وی می‌بخشد.

زهرا

بن بست اخلاقي يعني :
دلايل غير طبيعي كه باعث مي شه قلب پشت كنه و انسان از معنويات دلزده و خسته بشه .

حامد

1 ـ عدم شناخت و بي ريشگي : الان خيلي خوب براي خدا گريه مي كنيد . چرا ؟ چون اون نوايي كه در جلسه هست ، اين نوحه و موزيك متن ، گريه مردم ، دلهاي شما رو تكون مي ده ، خيلي خوب هم گريه مي كنيد ، اما چرا بعد از جلسه ، بعد از اين كه اين گرية قشنگ رو كردي ، نمي ري خداي خودت رو بهتر بشناسي ؟ خوب بشناسي ؟

چرا ؟ چون دفعه دوم اشكت كمتر مي شه ، دفعه سوم كمتر ، تا خشك مي شه . دفعه پنجم ، ششم مي شيني نگاه مي كني ، دفعه هفتم هم خسته مي شي ، مي گي : بيام چكار ؟ به اونهايي كه شصت هفتاد ساله اشك و طراوت دارند ، ( اشك به معني طراوت هست ، يعني ارتباط قلبي ، ارتباطي كه شوق برانگيز هست ) به اونهايي كه اين ارتباط رو با خداوند دارند نگاه كنيد ، ببينيد كه چقدر زيبا كار كرده كه 90 سال اينقدر با خدا راحته . شناخت خداوند ! اينكه فرمودند اصول دين تقليدي نيست ، بايد بري ياد بگيري يكي از دلايلش همينه . شناخت خداوند .

حامد

2 ـ نااميدي از رحمت خداوند : آقا ! ما همه مي گيم خدا مهربونه ، اما واقعاً هيچ كدوم از ما در عمل اين اعتقاد رو نداريم . مهمترين و بارزترين عملي كه ما انجام مي ديم كه عدم اعتماد و اطمينان ما رو به رحمانيت خداوند نشون مي ده اين هست كه بعضي وقتها غُر مي زنيم ، مي گيم : اِه ! خدا چرا اينجوري كرد ؟

مگه تو نمي گي : خدا مهربونه ؟ اگه مهربونه ، هر كاري كرده از روي مهرش بوده چرا غُر مي زني ؟

اوني كه ” اِن قُلت ” مي ياره در اعمال و رفتار خداوند اين اعتقاد به مهربوني خدا نداره . اگه اعتقاد داشت اينطوري نمي شد .

اوني كه با مصلحت نمي تونه بسازه ، اعتقادي به مهربوني خداوند نداره .

تمام صفتهاي خداوند از مهر خداوند نشأت مي گيره . مصلحتش ، غفاريتش ، غضبش ، قهرش ، اينها همه از مهر نشأت گرفته . و منشأ همه اينها مهر است . انساني كه مهرشناس هست ، هيچ وقت ناراحت نمي شه .

به باباهه مي گي : آقا ! چرا بچه ات اين قدر بد باهات برخوردمي كنه ؟ مي گه : من رو دوست داره ، به اعمال ظاهريش نگاه نكن ،

به يارو مي گي : چرا به فلاني كه داره فحشت مي ده هيچي نمي گي ؟ مي گه : شما نمي دونيد اين فحش ريشه اش محبته ، من رو دوست داره . به فحش ظاهريش نگاه نكن . خيلي به من علاقه داره ، داره از اين راه خودش رو نشون مي ده .

نسبت به خلايق اين طور هست كه اگه يه كسي دوستمون داشته باشه و باما مهربون باشه ، تمام اعمالش رو توجيه مي كنيم ، مي گيم اين از مهرش بود ، اما چون اعتقاد به مهربوني خدا نداريم ، لذا رو همة مسائل گير مي ديم . مثلاً مي گيم :

چرا من خلق شدم ؟ خدايا چرا اين شكلي خلق شدم ؟ چرا اين جا خلق شدم ؟ چرا اين جوريم ؟ چرا اون جوري نيستم ؟ چرا مي ميرم ؟ چرا قدم كوتاه هست ؟ چرا قدم بلنده ؟ اين چه دماغيه ؟ اين چه لب و دهنيه ؟ چرا خِنگم ؟ چرا باهوشم ؟ به همه چيز خدا ايراد داريم بعد هم مي گيم خدا مهربونه .

چطوري خدا باورش مي شه كه تو اين اعتقاد رو داري ؟ چون به مهر خداوند اعتقاد راسخ نداريم در اخلاق به بن بست مي رسيم . چون آدمي كه با مهربان سر و كار نداره نااميد مي شه . و اين نااميدي يعني بن بست ! آدمي كه به زور داره زندان رو تحمل مي كنه ، نااميد مي شه و اين بن بست هست .

مي گي : چي شد آقا ؟ مي گه : چه فايده خدا كه جواب ما رو نمي ده . نمي دونه كه حتي جواب دادن ها و جواب ندادن هاي خدا بر پاية مهر خداوند استوار هست .

اون اولياي خدايي كه وقتي خدا جواب اونها رو نمي ده شكر مي كنند ، چقدر زيبا هستند ؟! وقتي هم جواب مي ده شكر مي كنند . جواب نمي ده مي گه : ممنونم ! چقدر تو مهربوني ؟! حتماً برام خوب نبوده . خيلي ممنونم كه كارم رو به من وانگذاشتي ، نگفتي با عقل خودت هرچي دوست داري انتخاب كن . يه سيستم ايمني بالاي سر من ، گذاشتي ، يه سري چيزها رو به من نمي دي ، چقدر تو خوبي كه بعضي چيزها رو نمي دي .

شهریار

3 ـ سومين دليل بن بست اخلاقي : توقعات زياد ؟ قبول داريم و درك مي كنيم كه جوان پرتوقع هست ، چهار سال يه جوان رو تيمار كن ، بعد يك جمله بگو ،‌ بهش برمي خوره . پشت مي كنه و مي ره . جوان اين طوريه . بزرگترها درك كنيد ! خودتون هم جوون بوديد همين طوري بوديد . اما تويِ جوان وقتي در مقابل خداوند قرار گرفتي ، توقعاتت رو در حد عقلت ميزان كن . ( توقعات مادي و معنوي )

لاله

چهارمين دليلي كه انسان به بن بست اخلاقي مي رسد محيط است . محيط جامعه ما

حامد

5 ـ پنجمين دليل به بن بست رسيدن : درك نكردن معناي توبه .

مي گه : آقا من امروز از فلان گناه توبه كردم ، نه ، بگو : از فلان گناه دست كشيدم !
توبه يعني اينكه يك دفعه بياي بگي ديگه هيچي از اين ور نمي خوام ، هرچي مي خوام از راست مي خوام .

هيچي ديگه از گناه نمي خوام ، همه گناهها رو گنار گذاشتم . و بعد كه كنار گذاشتي معناي بعدش هم درك نكردي .

هنوز تو اين فكره ، مي گه : ” هنوز اثرات گناهان قبلي مونده ، ما ديگه آدم نمي شيم ! شما كه سابقه ما رو نمي دونيد . ” اصلاً به سابقه ات كار نداره ،

پيغمبر اكرم (ص) فرمودند : ” توبه مثل يه در هست ، كه باز مي كني ، وارد يه خونه اي مي شي و در رو پشت سرت مي بندي ، محيط زندگي تو از اين به بعد اين خونه هست ، ديگه اصلاً كاري به بيرون نداري . اون عقب هرچي بودي ، بودي . انگار گناهي نكردي . ”

طرف توبه كرده اما هنوز اون كثافت هايي كه از قبل انجام داده ، تو ذهنش هست و اينها براش دست و پاگيره . لذا نااميده . يك مؤمن توبه كرده و نااميده . مي گه : حالا قبلي ها رو چكار كنم ؟ نه ، هر وقت دوباره گناه كردي ياد قبلت بيفت . چون ممكنه برگردي ، اگه الان پاكي ، هيچ غصه نخور ، پاكي ديگه . راحت بشين ! خدا خودش گفته : تقصير ما چيه ؟ ، گفته بعد از توبه كردن اينقدر پررو بشيد ، گويا اصلاً گناه نكرديد . چي مي خواي بندة من ؟ حرف بزن .

فاطمه

حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه وآله) فرموده اند: «بدترین علمای امت من کسانی هستند که مردم را از ما گمراه می کنند و راه هایی که به سوی ما است قطع می کنند. مردم بر این ها درود می فرستند در حالی که این ها مستحق لعنت هستند». و همچنین امام صادق (علیه السلام) فرموده اند: «که عیسی بن مریم (علیه السلام) فرمود: وای بر علمای بد که چگونه آتش دوزخ بر آن ها زبانه کشد.» اگر این عرفیات را رعایت نکردی پیش نماز نشو. چرا که رعایت نکردن عرفیات به فتوای بعضی از مراجع تقلید به عدالت ضرر می زند و پشت سر تو نمی شود نماز خواند.

بتول

اگر درس بخوانی و استاد اخلاق نداشته باشی، بر فرض، آیت الله هم بشوی، نَفس تو هم، آیت الله می شود، آن وقت بی چاره می شوی. همان طور که به دکتر می روی و دستور رژیم غذایی می گیری باید پیش استاد بروی و دستور اخلاق بگیری، باید نزد او بروی که باد کبر و غرور تو را خالی کند، فکر نکنی حالا که این کتاب ها را می خوانی به جایی رسیده ای و حتماً مورد تأیید امام زمان (عج) قرار گرفته ای.

حضرت آیت الله العظمی حاج شیخ عبدالکریم حائری (ره) فرمودند: وقتی شخصی طلبه می شود مانند انگور است که بر اثر جوشاندن نجس می شود و راه پاک شدن آن، ثُلثان است. پس باید طلبه، استاد اخلاق بگیرد و خود را تزکیه کند زیرا علم و دانش و مدرک، آدمی را مغرور و متکبر می سازد و یک طلبه باید آن قدر تلاش کند و بجوشد تا دوسوم او یعنی صفات و اخلاق بد او بخار شود و از بین برود. اما مواظب باش گرفتار نااهل نشوی، گرفتار خودنمایی نشوی، اگر کسی پیدا شد که دلش می خواهد همه بفهمند آدم خوبی است، به او اعتماد نکن.

درس اخلاقی را که شما را بی حال کند، چُرتی کند، شل و وِل کند و درس اخلاقی که شما را از درس بیندازد، درس اخلاق نیست. این ها را کنار بگذار. مواظب باش تو را گول نزنند. ما اگر قدری خوب بشویم و نیتمان را درست کنیم استاد خوب هم گیرمان می آید. استاد اخلاق ما یکی حاج آقا حسین فاطمی (ره) بود که در قم، شب های جمعه به درس اخلاق ایشان می رفتیم. در آن زمان، قم، هفتصد ـ هشتصد طلبه بیشتر نداشت. ما هفتاد ـ هشتاد نفر بودیم که از ایشان استفاده می کردیم و یکی هم جمعه ها به درس اخلاق حضرت آیت الله العظمی امام خمینی (ره) می رفتیم. از جملاتی که از حضرت امام (ره) به یاد دارم این است که ایشان فرمودند: ما می توانیم با علم و اخلاق، انسان واقعی بشویم ولی حیوانات نمی توانند، پس باید در انسانیت بکوشیم.

سیده

استاد من در عُرفیات، حاج شیخ علی اکبر برهان (ره) بودند. عرفیات غیر از اخلاقیات است. ممکن است شخصی استاد اخلاق باشد ولی از عرفیات هیچ نفهمد. باید استادی را پیدا کرد که عرفیات را برای انسان بگوید. عرفیات یک سری مسائلی است که شاید خلاف شرع نباشد ولی خلاف عُرف جامعه است و عوام الناس از انجام آن ها، توسط ما روحانیون خوششان نمی آید. ما هم برای این که مردم به دین و روحانیت علاقه مند شوند و طرد نشوند باید این ها را مراعات کنیم. حالا چند نمونه از عرفیات را می گوییم:

1ـ دقت در معاشرت با مردم: روحانی نباید با کسی که به دین و دستورات دین اهمیت نمی دهد معاشرت کند (مگر این که قصد راهنمایی او را داشته باشد) و نباید چنین افرادی به منزل او رفت و آمد کنند.

استاد ما حضرت آیت الله حاج شیخ علی اکبر برهان (ره) می فرمودند: روزی به خانه رفتم و متوجه شدم که عده ای میهمان از طرف آشنایان و فامیل های همسرم، تشریف دارند، و بعضی از آن ها بدون رعایت این که ما روحانی و آخوند هستیم، و مردم از ما بیش از دیگران توقع دارند، با ظاهری شرعی ولی نامتناسب با عرفیات طلبگی ما، حضور داشتند، لذا به اهل بیت گفتم که برای آن ها توضیح دهند که متوجه بشوند، و آن ها هم الحمدلله متذکر شدند و بعد از این جریان هر وقت به منزل ما می آیند عرفیات را رعایت می کنند.

کسانی که بد حجاب اند نباید در منزل شما رفت وآمد کنند. من حتی گفته ام بچه های کوچک را بدون چادر به منزلمان نیاورند. اگر در کوچه و خیابان حتی یکی از محرم هایت را دیدی اگر حجاب کامل هم داشت با او صحبت نکن یا اگر صحبت می کنی او را نگاه نکن. گوش خود را نزدیک او بیاور و به صحبت هایش گوش کن. چرا که مردم نمی دانند این زن محرم شما است.

2ـ خرید اجناس: در خرید کردن برای منزل دقت کن که مورد سوء تفاهم از سوی مردم واقع نشوی. حضرت آیت الله العظمی سیدمحمدکاظم یزدی (ره) می فرمودند: همیشه از یک قصابی گوشت نخرید، می گویند این آخوندها چقدر گوشت می خورند.

یا مثلاً یک روحانی حتی المقدور سعی کند که کم تر با همسرش در خیابان راه بیفتد و به خرید برود. به مغازه هایی که چیزهای گران قیمت می فروشند نرود؛ مثلاً به بنگاه های ماشین فروشی و فروشگاه های تلویزیون و غیر ذلک. اگر هم نیازی داشت می تواند محارم خود یا افراد مورد اطمینان و با تجربه را بفرستد. نقل می کنند که یک روحانی با همسرش، وارد فروشگاه لوازم آرایش بانوان شده و پس از انتخاب یکی از اقلام آن، و در خارج از فروشگاه و بدون توجه به اطراف خود، آن را به همسرش نشان می داد که کدامیک بهتر است، در حالی که این عمل می تواند در اذهان مردم نسبت به مقام روحانیت اثر بدی داشته باشد. لذا طلاب محترم باید این گونه امور را رعایت کنند.

3ـ به هر مکانی نرود: روحانی هر جایی نباید برود، هر جایی نباید بنشیند. مثلا کنار خیابان روی جدول ننشیند یا در مکان های عمومی و پر رفت و آمد، یا جایی که همه روی زمین نشسته اند، بالای صندلی ننشیند و اگر مجبور بود بنشیند در نشستن هم مراعات کند، مثلاً یک پا را روی پای دیگر نیندازد. و همچنین نباید دست زن و بچه را بگیرد و برود پارک یا شهر بازی یا سینما. یا برود ساندویچی و یک ساندویچ بگیرد و پشتش هم نوشابه بخورد. البته این گونه امور حرام نیست ولی بعضی از مردم این اعمال را از ما روحانیون توقع ندارند، لذا ما باید رعایت عرفیات طلبگی را بکنیم.

4ـ وضع ظاهری: روحانی باید از نظر لباس پوشیدن، لباسی ساده و تمیز و در عین حال منظم و مرتب داشته باشد و خدای نکرده لباس هایش چرکین نباشد و بوی عرق ندهد.

5ـ دقت در خرج: روحانی نباید مهمانی های مفصل راه بیندازد، یا مثلا در تالارها مراسم عقد و یا مراسم دیگر بگیرد و سورها و خرج های بی مورد کند. آیت الله حاج آقامرتضی حائری (ره) با کاروانی به مکه رفتند. قرار شد علمای دیگر از مکه به دیدن ایشان بیایند. مدیر کاروان از خرج خودش اتاقی آماده کرد و میوه های مختلف در اتاق آماده نمود. وقتی ایشان وارد اتاق شدند و صحنه را دیدند ناراحت شدند و به مدیر کاروان فرمودند: چرا می خواهی مردم را با من دشمن کنی؟ این ها را جمع کن. فقط چای کفایت می کند (یعنی ممکن بود که حاجی های کاروان فکر کنند که هزینه انجام شده، از بودجه کاروان است و دچار سوءظن نسبت به آیت الله مرتضی حائری شوند). وقتی هم روحانی به مهمانی می رود یا برای او مهمان می آید باید مراعات اخلاقیات و عرفیات را هم بکند.

روزی که طلبه بودیم با استادمان حاج شیخ علی اکبربرهان (ره) به دیدار یک حاجی که تازه از مکه آمده بود رفتیم. ایشان به ما فرمودند: حق دست زدن به هیچ چیز را ندارید. کاری نکنید که بگویند آخوند جزء مطهرات است و همه چیز را پاک می کند و می خورد. بنشین و به هیچ چیز دست نزن. بگذار به زور به تو، چیزی تعارف کنند.

6ـ وضعیت سر و صورت: در حرم امام رضا(علیه السلام) عبور می کردم، دیدم روحانی جوانی موهایش را از زیر عمامه تا وسط پیشانی بیرون ریخته است. به او گفتم: ببخشید آقا، مثل این که اصلاح شما دیر شده است. گفت: مدرکی هم دارید؟ یعنی اگر این کار من خلاف است آیا برای این کار خلاف، مدرک و سند روایاتی دارید؟ اگر دارید ارائه بدهید؟ در حالی که خیلی از موارد هست که حرام و خلاف شرع نیست ولی عرف، آن را نمی پسندد. لذا روی این اصل به او گفتم: چرا با لباس زیر به حرم نمی آیی؟ با وجود این که برای مردان فقط پوشاندن عورتین واجب است و پوشاندن بقیه بدن واجب نیست. (با وجود این، رعایت عرف را می کنی، و کاری نمی کنی که مردم از تو ناراحت شوند، پس در طلبگی و آخوندی هم چنین باش و رعایت عرفیات طلبگی را بکن و کاری که مراجع و علما و فقها نمی کنند تو هم نکن.)

7ـ ساده زیستی: مهم ترین مطلب عرفی، ساده زیستی است. انگشتر زیاد دستت نکن، گران قیمتش را هم همین طور. تسبیح رنگی یا گران قیمت هم دستت نگیر. خودکار و خودنویس خارجی و نعلین گران قیمت که برای طلبه و روحانی سزاوار نیست، استفاده نکن. روحانی حتی المقدور باید زندگی و خانه ای ساده داشته باشد.

نقل می کنند آیت الله فشارکی(ره) یک اتاق داشتند که وسط آن را پرده کشیده بودند. یک طرف درس می دادند و طرف دیگر محل زندگی ایشان بود. اگر امام خمینی (ره) وقتی که از پاریس آمدند، می رفتند کاخ نیاوران شاید این قدر محبوب مردم نمی شدند و دیگر حرفشان چندان در مردم اثر نداشت، امام با آن همه عظمت، در یک خانه ساده و معمولی و یک حسینیه که دیوارهایش کاه گلی بود ساکن بودند.

من حدود چهل سال پیش این خانه ای را که اکنون ساکن هستم خریده ام؛ با این که می توانم بهترین خانه را در بهترین جای شهر تهران بخرم.

در حدیث است که نظر به چهره عالم عبادت است اما نه عالمی که خانه آن چنانی دارد که نگاه کردن به خانه و وسائل خانه اش حسرت بر دل آدمی می گذارد، و داخل خانه را با تزئینات کامل گچ بری کرده و آنتن ماهواره را هم روی پشت بام علم کرده و با ماشین گران قیمت رفت وآمد می کند.

یک بار به جایی رفته بودم و موقع برگشت، یک بنز و یک وانت ترمز کردند. هر دو آشنا بودند. مردم هم نگاه می کردند که من کدام ماشین را سوار می شوم. رفتم از راننده بنز عذرخواهی کردم و گفتم: اولاً این راننده وانت یک لحظه از شما زودتر ترمز کرد، ثانیاً اگر ماشین شما را سوار شوم ممکن است راننده وانت ناراحت شود و فکر کند چون ماشینش وانت بود سوار نشدم لذا مرا ببخشید و تشریف ببرید، من با وانت می روم.

یک بار با یک ژیان قُراضه به دیدن یکی از علمای بزرگ تهران رفتیم، به ایشان گفتم با ماشینی آمده ایم که دیدنش انسان را به یاد خدا می اندازد. موقع برگشت، ایشان تا در منزل آمدند و ماشین را دیدند و فرمودند: این ماشین ما را به یادِ گاری انداخت نه خدا.

غرض این که هر چه ساده تر باشی بیشتر در دل مردم اثر می گذاری. قیافه ظاهری روحانی هم باید ساده باشد، نه این که عبای گرانقیمت و کفش براق آن چنانی بپوشد، عینک طلایی یا گرانقیمت بزند، یا کیف سامسونت در دست بگیرد، و امثال این ها، خلاصه، نظر به هر عالِمی عبادت نیست. عالمی که پشت فرمان ماشین آن چنانی می نشیند، زلف گذاشته، ساعت مچی بسته، شلوار اتو کرده، زیر شانه قبا، لائی گذاشته، و کیف به دست گرفته و سیگار به لب گذاشته؛ نظر به چنین شخصی عبادت نیست.

آیا چنین شخصی روحانی است؟ آیا مردم اگر چنین شخصی را ببینند به یاد خدا می افتند؟ روحانی یعنی کسی که روحش را چنان پرورش داده که جسم و علائق نفسانی را از مادیات و زینت و زیورآلات دنیا باز داشته، و به مرحله تهذیب نفسانی رسیده، نه این که فقط به فکر جسم و زینت آلات ظاهری بدن باشد. چنین شخصی جسمانی است نه روحانی. لذا نمی تواند در افراد اثر روحانی و معنوی بگذارد. این را یقین بدان که امام زمان (عج) از این زندگی ها و قیافه ها راضی نیست. این ها کسانی هستند که با وضع بسیار مرفه و زندگی تجملاتی و با قیافه آن چنانی خودشان، مردم را از دین دور می کنند. زیرا رفتار و گفتار آن ها با اصول و اخلاق و عرفیات اسلام منطبق نیست. شما مردم اگر چنین اشخاصی را می شناسید با آن ها در ارتباط نباشید. این جور آخوندها اصلاً مرید حسابی هم ندارند و کسی به این ها میل نمی کند. اصلاً نباید به چنین عالمی نگاه کنی باید بروی علما و بزرگان را نگاه کنی، مراجع تقلید، علمای ربانی و معلمین اخلاق.

این ها بعضی از عرفیات است که باید رعایت شود بقیه را هم خودت با این ها قیاس کن البته ممکن است یک کار در جایی عرف باشد و همان کار در جای دیگر خلاف عرف باشد.

نمی گویم این ها حرام است ولی از باب حَسَناتُ الأبرارِ سَیئاتُ المُقَرَّبین است.

بعضی کارها، برای عوام مردم، اشکالی ندارد ولی برای ما روحانیون خوب نیست. ممکن است یکی در اخلاق خیلی عالی باشد ولی با وضع زندگی و با قیافه اش و با رعایت نکردن این عرفیات مردم را از دین بیزار کند.

حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه وآله) فرموده اند: «بدترین علمای امت من کسانی هستند که مردم را از ما گمراه می کنند و راه هایی که به سوی ما است قطع می کنند. مردم بر این ها درود می فرستند در حالی که این ها مستحق لعنت هستند». و همچنین امام صادق (علیه السلام) فرموده اند: «که عیسی بن مریم (علیه السلام) فرمود: وای بر علمای بد که چگونه آتش دوزخ بر آن ها زبانه کشد.» اگر این عرفیات را رعایت نکردی پیش نماز نشو. چرا که رعایت نکردن عرفیات به فتوای بعضی از مراجع تقلید به عدالت ضرر می زند و پشت سر تو نمی شود نماز خواند.

سینا

امام زین العابدین (علیه السلام) فرموده اند: هَلَک مَن لَیسَ لَه حَکیم یُرشِده؛ هر کس عالم و حکیمی نداشته باشد که او را ارشاد کند هلاک می شود. انسان باید در دو چیز استاد داشته باشد: یکی اخلاقیات و دیگری عُرفیات.
خداروشکر ما استاد خوبی مثل حاج فردوسی را داریم

فرهاد

سلام به منهاجیان یکی از دلایلش اینه که گره گشایی تو این درس ها نیست یا اگر هست کسی به ان عمل نمیکنه
مرحوم کلینی روایتی در کتاب شریف کافی از امام صادق«سلام الله علیه» نقل می کند که حقیقتاً بهت آور است. ابان بن تغلب می گوید: از امام صادق«سلام الله علیه» شنیدم که فرمودند: هرکس خانۀ خدا را طواف کند، خداوند عزّوجلّ شش هزار حسنه برای او می نویسد و شش هزار گناه از او می آمرزد و شش هزار درجه به وی عطا می فرماید و شش هزار حاجت از او برآورده می سازد. سپس فرمودند: «گره گشایی از کار یک مؤمن، ده برابر این طواف فضیلت دارد!»

فرهاد

سلام خدمت حاج فردوسی عزیز بانوجه به این روایات دلیل اینکه این درس ها تاثیری ندارئ این است که روحانیون فاصله گرفتند از مردم
پیامبر اکرم«صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم» در روایتی می‌فرمایند: «مَنْ‏ أَصْبَحَ‏ لَا يَهْتَمُ‏ بِأُمُورِ الْمُسْلِمِينَ فَلَيْسَ بِمُسْلِمٍ»[1]؛ یعنی هرکه صبح کند و اهتمامی به امور مسلمان‌ها نداشته باشد، مسلمان نیست.

در روایات متعدّدی، برای کسی که راجع به خلق خدا بی‌تفاوت باشد و هنگام احتیاج و گرفتاری دیگران، با اینکه توان دارد، کمک و گره‌گشایی نکند، گناهان بزرگی بار شده است.

از روایات استفاده می‌شود که اسلام عزیز به یک اعتبار، دو قانون دارد؛ یکی قانون «مساوات» و دیگری قانون «مواسات».

معنای قانون «مساوات» این است که همه در برابر قانون یکسانند؛ مثلاً اگر گفته‌اند: نماز بخوانید، همۀ مسلمان‌ها و از جمله شخص پیامبر اکرم«صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم» باید نماز بخوانند و در این خصوص تفاوتی بین اشخاص نیست.

قانون «مواسات»، غیر از «مساوات» است و معنای آن برادری، اتّحاد و دیگر خواهی است. این قانون، در آیات قرآن کریم و در روایات اهل بیت«سلام‌الله‌علیهم» اهمیّت فراوانی دارد. بر اساس این قانون، مسلمان‌ها باید به فکر یکدیگر باشند و حوائج همدیگر را برآورده سازند و در گرفتاری‌ها به یاری هم بشتابند. به قول قرآن شریف: «لِيُنْفِقْ ذُو سَعَةٍ مِنْ سَعَتِهِ وَ مَنْ قُدِرَ عَلَيْهِ رِزْقُهُ فَلْيُنْفِقْ مِمَّا آتاهُ اللَّهُ»[2]

قانون مواسات همان است که سعدی با استفاده از آیات و روایات می‌گوید:

بنی آدم اعضای یکدیگرند

که در آفرینش ز یک گوهرند

تو کز محنت دیگران بی‌غمی

نشاید که نامت نهند آدمی

سوسن

اگر بین روحانیون و مردم فاصله بیفتد، دین و اعتقاد لطمه می‌خورد، و اگر این اعتقاد لطمه بخورد، هیچ چیز سر جای خودش استوار نخواهد بود. این خطری است که ما باید احساس کنیم و هر کدام از ما در حد خودمان در ایجاد فضای ارتباطی بین مردم و روحانیت مؤثر باشیم

حاج محسن

به نظر حقیر درس اخلاق را باید یک صاحب نفس یک عامل به گفتار بزند و آن هم تخصصی و موضوعی بندی نه اینکه امروزه هر کسی برای جمع کردن یک عده مرید و اسم درکردن خود را استاد اخلاق نامیده و درس اخلاق می گذارد و جامعه هم می رود به این جلسات پوچ و بی تاثیر و هیچی دستش را نمی گیرد و به کل استاد و درس اخلاق حمله می کند

سید مرتضی

صحیح نیست که از عکس آقای مکارم شیرازی استفاده کردید بهتر بود یک عکس با عنوان درس اخلاق می گذاشتید نه این عکس را که مخاطب فکر کند منظور شما درس اخلاق ایشان است که این جلسه نیز خصوصی و ویژه طلاب است
نکته دوم نقد تمام جلسات اخلاق حوزه قم به مصلحت نیست و همین باعث دشمنی و حمله به شما خواهد شد
و نکته سوم در همین قم درس اخلاق ایت الله توکل انقلاب ساز است و انسان را از غفلت بیدار می کند و نمی توان به نگاه کلی همه را رد نمود و همینطور در تهران جلسات آقامجتبی و آقا مرتضی تهرانی و آقای ضیاءابادی به حق درس اخلاق بود

جذاب ترین جوان عالم بیا

مشکل کلاس اخلاق اینه خودشون اهل عمل نیست و حرفاشونم به دل نمیشینه .

سلمان

ولی بعضی وقتا توی همون فلان اداره یا نهاد دولتی کسایی میان حرف میزنن ک حرف دل مردمو میگن همیشه هم اینجوری نیست ک شما میگین

امیررضا

عزیزان آرزوی من پیدا کردن دوستان منهاجی است که با هم به کمال برسیم و در درجه بعدی پیدا کردن همسری منهاجی که همیشه همراه من باشه

سارا وحیدی

من معتقدم که ایمان های ما سست شده و این دروس در ما رخنه نمیکند و باید ابتدا راهی برای تقویت امان پیدا کنیم بعد به اخلاق و انسانیت بپردازیم مشکل جوونایی مثل من امروزه همینه که ایمان سستی داریم که به وزش بادی از کف میره

یاسین

صحبت های شما درسته ولی همین سخنرانی ها باید باعث تقویت ایمان بشه که نمیشه!! مشکل اینجاست که چرا نمیشه؟ مشکل تویه جوون نیستی اونی که باید کارشو درست انجام بده نمیده ما به گفته حاج فردوسی کتابشون رو مطالعه میکنیم انشاالله که توفیقی باشد التماس دعا

فریال موسوی

با سلام و عرض خدا قوت متاسفانه همانطور که شما می گویید می باشد ومن در این باره توضیحاتی مفصل دارم که با توجه به برداشت شخصی که آنها را ذکر میکنم امیدوارم مثمر ثمر واقع بشود.
اولین موردی که به سراغ آن می رویم آموزش است. کودکان از زمانی که متولد می شوند چیزی در ذهن ندارند و کم کم بزرگ می شوند و باورهای والدین و اطرافیانشان در انها شکل می گیرد، به واسطه حرف هایی که می شنوند ، چیزهایی که می بینند و … و کم کم باور در ذهن آنها به وجود خواهد آمد. اما سئوال اینجاست که این باور در ذهن آنها که مانند سیمان چسبیده آیا درست است یا خیر؟ اول آنکه یک باور به خودی خود بد نیست بلکه برداشت ما از ان مهم است. متاسفانه از کودکی ممکن است فرد در میان خانواده ای بزرگ شده باشد که تعصبات بی جا و غیر منطقی دارند و این باور ها در ذهن او شکل می گیرد اما زمانی که این شخص کم کم وارد جامعه می شود و دوستان خود را می بیند که چه زیبا زندگی می کنند بدون آنکه آن باور را داشته باشند و چه در زندگی خود موفق هستند کم کم فکر می کند که پایه و اساس دین همان تعصبات بی جا و غیر منطقی است که خانواده او داشته است و از انجا که باور های او در ابتدا از طریق خانواده در ذهن او نهادینه شده و کم کم مدرسه و … پس او می پندارد که همه ی دین همنان چیزی است که خانواده ی او قبول داردو چون تا به حال از آن باور نتیجه ای نگرفته یا نتوناسته آن باور را در زندگی خود پیاده سازی کند به طوری که بتواند از آن ثمره ببرد پس نسبت به آن چبهه می گیرد و همانطور که در قبل ذکر کردم پایه و اساس دین را همان باور اشتباه فرض می کند.
دومین موردی که باعث می شود افراد از دین برگردند به دلیل آن است که خود دینشان را انتخاب نکرده اند بلکه فقط همان چیزی را قبول کرده اند که اجدادشان پذیرفته بودند و این ها هم به ناچار و بدون اینکه حق انتخاب داشته باشند آن دین را پذیرفته اند به همین دلیل چون نمی دانند دلیل پذیرش دین از سوی انها چیست پس روی گردان می شوند و به آن دین علاقه ای از خود نشان نمی دهند و کم کم همین مسئله در ایمان آنها تاثیر خواهد گذاشت. برای آنکه چیزی را بپذیریم در ابتدا باید به وجود آن شک کنیم این ممکن است کمی شبهه بر انگیز باشد و در ذهن خیلی ها این را به وجود بیاورد که این شرک است یا گناه است و … اما اگر ما بخواهیم که واقعا بفهمیم که چطور است که دین اسلام کامل ترین دین است پس اول باید به دنبال تحقیق و جستجو در مورد آن باشیم بی طرفانه تا بالاخره متوجه بشویم که چرا به اسلام می گویند کامل ترین دین و چرا دین با ایمان رابطه دارد و … اینطور خواهد بود که ما می توانیم اگر بگوییم که واقعا ایمان داریم منظورمان چیست و چگونه است که این رحف را می زنیم این مورد را دوست داشتم که با شما و دیگر دوستانم که در این وب سایت فعال هستند در میان بگذارم چرا که ذهن من را به خود خیلی درگیر می کند و احساس می کنم که برای شما هم نیز به همین گونه باشد در هر صورت اگر ما ایمان واقعی می خواهیم باید بدانیم که ایمان یعنی اعتقاد قلبی و اعتقادی که به صورت قلبا و درونا باشد به راحتی در انسان شکل نمی گیرد درست است ممکن است زبانا بگویند ایمان دارم اما قلبا فقط خود او می داند و خدایش

شقایق اصلانی

با سلام موردی که باید بسیار به آن توجه کنیم بحث فرق ما بین اعتقاد و ایمان است. اعتقاد یعنی یک نوع باور که نسبت به یک موضوع داریم اما ایمان یعنی چیزی که از قبل ما بر میخیزد، چیزی که ضمیر ناخودآگاه ما آن را در خود می پروراند و دارد، چیزی که عمیقا در ما نفوذ کرده و ما به آن شدیدا ایمان داریم. حال سئوال اینجاست که آیا واقعا ما به خداوند آنگونه که تعریف از ایمان شد، ایمان داریم؟ آیا به همان اندازه خداوند را قبول داریم ؟ بسیار از ما همانطور که دوستا عزیزم خانم فریال موسوی فرمودند فقط ایمان زبانی داریم یعنی زبانا می گویم که یک چیز را قبول داریم و به آن ایمان داریم اما زمانی که جایش می رسد پا پس می کشیم و انگار نه انگار که آن حرفی که از ایمان زده بودیم را به یاد آوریم یا آن را ما زده باشیم. پس این موضوع بسیار اهمیت داردو باید به آن توجه وافری بشود.
علاوه بر این موضوع خواستم نکته ی دیگری را ذکر کنم و آن هم سختگیری های بی مورد بر جوانان می باشد که باعث می شود آنها از دین و ایمانی که دارند زده بشوند بسیار از افراد خود دین را به درستی درک نکرده اند، ایمان کافی نسبت به دین ندارند اما آن چنان بر جوانان حکم می کنند و آنها را امر نهی می کنند که باعث می شود جوانان به طور کامل این حرف ها را نشنیده بگیرند و از دین روی برگردانند.
مورد دیگر امر به معروف و نهی از منکر های اشتباهی است که برخی دارند واحساس می کنند که این کار درست است و غافل از آنند که این اشتباهی است که انجام می دهند و ممکن است آن جوان برای همیشه از دین زده بشود. البته که امر به معروف و نهی از منرک بسیار اهمیت داردو باید به آن توجه بسیار بالایی داشت اما باید بدانیم که در چه زمانی، در چه مکانی و به اشخاصی نصحیت می کنیم و آیا آن افراد با حرف های ما کنار می آیند یا خیر! نمونه ی بارز آن که هم اکنون می توانیم مشاهده کنیم که در فضای مجازی دست به دست می شود نصحیت های اشتباه برخی از افراد به اشخاصی است که حجاب کامل ندارند و زمانی که این افراد شروع به امر به معروف و نهی از منکر می کنند شخص مقابل به جای انکه به حرف وی گوش کند کاملا حجاب را از سر بر می دارد حال می خواهد بنا بر غرور جوانی باشد یا هر چیز دیگری ولی متاسفانه کاملا اتفاقی عکس رخ می دهد . دلیل هم این است که شخصی که میخواهد امر به معروف کند فقط و فقط اعتقادات خود را می بیند و برای آنها ارزش قائل می شود و به خود اجازه نمی دهد که سحنی از طرف مقابل بشنود و بخواهد که اعتقادات شخص مقابل را هم حداقل گوش کند تا طرف مقابل او متوجه این موضوع بشود که دارای ارزش و شخصیت است نه یک عروسک خیمه شب بازی.
مورد دیگری که بسیار بر روی آن می شود تاکید کرد این است که جوانان امروزی دین و ایمان رو نوعی چیز کهنه و قدیمی می پندارند وبسیار از انها میل به روز شدن و به قول معروف و خودشان مد دارند پس اگر ایسمان در بین آنها کم شده باید به شیوه ی آموزش دین و ایمان به آنها نیز توجه کرد . قطعا نمی توان به وسیله ی آموزش هایی که پیامبر هزار و چهارصد سال پیش به مردم میداده امروز هم به همان وسیله به مردم آموزش داد چرا که کلا ذهنیت ها متفاوت شده، مردم فرق کرده اند، فرهنگ ها فرق می کند ، آن زمان درک و فهم واقعا بسیار ناچیز بود تا جایی که دختران را زنده به گور می کردند به جرم دختر بودن پس باید توجه کرد که آموزش هایی که برای آن مردم داده میشده با آموزش هایی که هم اکنون داده می شود باید متفاوت باشد البته که محتوا یکی است اما شیوه ی آموزش باید فرق کند .
این نکته ببسیار حائز اهمیت بود که دوست داشتم آن را بیان نمایم. امر دیگری که جوانان را از راه دین به در می کند می توان گفت که ابزار رسانه و مطبوعات است. رسانه قوی ترین مرجع ایجاد باور و عقیده در افراد است و هم اکنون می توانیم ببینیم که به چه شکل ریزبینانه ای سعی در تغییر باور ها و عقاید مردم دارند تا جایی که دیگر از صلاح و ابزار جنگی خیلی کم استفاده می شود ورسانه به عنوان قدرتمند ترین صلاح جنگی به شمار می آید که نام آن را جنگ نرم گذاشته اند . دشمنان این ایمان و باور سعی دارند به نفوذ در عقاید جوانان باور آنها را خدشه دار کرده و کم کم آن را تغییر دهند وبه شکل در اونرد که خود می خواهند و برای آن طرح ریزی و برنامه ریزی کرده اند . کسانی که در مقام آموزش دهنده هستند باید این موضوع را متوجه شوند و سعی کنند پاسخی مناسب در برابر این هجومات دشمن بدهند به طوری که بتوانند جوانان را از این حملات حفظ کنن و سیستم باوری و اعتقادی آنها را به همان شکل گذشته نگه دارند و یاحتی قوی تر نمایند. البته که این کاریس زمان بر است و باید بسیار با برنامه و طرح ریزی شده باشد که مباد از ان طرف بام بیفتیم به طوری که با آموزش های خود جوانان را از راه به در کنیم همانطور که در قبل ذکر کردم.
موفق باشید

سمیه

سلام و خسته نباشید به حاج فردوسی عزیز و همکارانشون آیا اعتقاد بدون عمل هم میتواند دلیل این باشد که دروس اخلاقی تاثیری ندارد؟

نازنین علوی

با سلام قطعا ایمانی که همراه با عمل نباشد ایمان نخواهد بود چرا که همانطور که در میان کامنت ها می خوانیم ایمان از قلب انسان می آید و اگر ایمانی منجر به عمل نشد قطعا ایمان نیست . و شما فرمودید اعتقاد که باید بگویم اعتقاد مبحثی جدا از ایمان دارد ایمان درجه ای برتر از اعتقاد است که عمیقا در وجود انسان نفوذ پیدا کرده و وجود آدمی را در بر گرفته است.
اگر انسانی کاری را انجام می دهد تماما به واسطه ی باور ها و ایمانی است که در او شکل گرفته. گاهی اوقات انسان ها کارهایی را هم انجام می دهند که واقعا به آن ایمان ندارند ولی مبنی بر شرایطی که دارند مجبور می شوند آن کار را انجام بدهند مانند بسیاری از افرادی که دینی را نمی توانند بپذیرند و قلبا به آن ایمانی ندارند اما شرایط حال هر چه می خواهد باشد، فرهنگ جامعه، قانون کشور و … مجبور است که آن را بپذیرد و یا در خفا کاری را انجام دهد و دینی را به جا بیاورد که به آن ایمان راستین دارد. البته که دین اسلام می توان کامل ترین دین است و در برخی از موارد دیده شده که اگر دینی غیر از اسلام وجود داشته باشد آن دین پذیرفته نخواهد شد که در سوره آل عمران و بقره خود نیز مشاهده کردم که در جایی نشوته شده بود هر دینی اگر به خدا ایمان داشته باشد ان دین از او پذیرفته خواهد شد اما در سوره آل عمران فکر میکنم بود که می گفت هیچ دینی غیر از اسلام پذیرفته نیست (چنین محتوایی به فکر میکنم در بر داشت) (که البته در سوره بقره که گفته بود انسان در هر دینی باشد اگر به خدا ایمان داشته باشد جایگاهش بهشت است از افعال گذشته یا ماضی استفاده کرده بود که با این حال از جناب حاج فردوسی عزیز میخواهم که این موضوع را برای ما روشن نمایند) اما اگر برگردیم بر سر موضوع اصلی بحث اگر دینی هم خلاف اسلام داشته باشد ولی ایمان راستین در وی به وجود آمده باشد می توان گفت که به خداوند نزدیک شده است.
جدای از این مسائل می خواهم نکته ی دیگر را نیز ذکر کنم که خداوند راه و چاه را کامل در کتابی به نام قرآنبه انسان آموخته است و اگر انسانی به گفته های کتاب دینی اش عمل نکند قطعا نخواهد توانست ایمانش را منجر به عملی شدن نماید پس اگر کسی در مسیر انبیا الهی و قران بخواهد قرار بگیرد لازمه اش این است که قوانین آن ها را پذیرفته و همچنین به هر آنچه که آن شرط دانسته اند و می خواهند از انسان که انجام بدهد را انجام بدهد و در انجام آن ها تنبلی نکند . این مورد را خواستم یاد آوری کرده باشم که بسیار مهم است و می تواند زندگی هر کسی را متحول کند اگر به چشم دل به آن ها نظاره کرد و واقعا بخواهد که ایمان را عمیقا بشناسد و بداند که چه کاری ایمان نام دارد والبته که خواندن کتب دینی و آموزشی در این باره می تواند به انسان ها کمک نماید در شناخت بهتر ایمان چرا که ایمان یک کلمه است اما توضیحاتی که می توان برای آن داد می تواند چندین و چند صفحه نیز باشد.
همچنین نمی توان گفت که کسی که ایمان دارد عمل نمی کند چرا که اگر آن شخص واقعا ایمان در او شکل گرفته بود قطعا عمل می کرد و کارهایی که بر عهده و دوش او بود را انجام می داد و وظایفش را به درستی تکمیل می کرد.
ایمان جایگاهش همانطور که در قبل اشاره کردم قلب انسان است پس اگر کسی کاری را میخواهد انجام دهد که نتیجه اش مثبت و درست باشد باید آن کار دلی باشد یعنی از ته قلب بخواهد که آن کار را انجام بدهد. در این جا نکته ی دیگری نیز روشن می شود و آن هم این است که تا کنون حتما عده ی زیادی از افراد را دیده اید که وارد کسبو کاری می شوند و شکست می خورند شاید بتوان آن موضوع را به همین مسئله ربط داد چرا که ان ها به آن کسب و کار علاقه ای نداشته اند و همین عم علاقه باعث شده بود که آن ها دلی و قلبا دل به کار ندهند و به آن کار ایمان کافی نداشته باشند و همین موضوع باعث می شود که آنها با شکست مواجه بشوند و نتوانند در آن کار به موفقیتی دست پیدا کنند. در واقع مبحث ایمان در همه ی امور به همین شکل می باشد نه تنها بحث دین و مذهب در هر کاری مشاهده کنیم می توانیم رد پایی از ایمان را مشاهده کنیم از کارهایی که با موفقیت رو به رو شده اند تا آنها که شکست خورده اند. آنها که موفق شده اند نشان می دهد که چقدر به نتیجه ی کار خود ایمان داشته اند و یقین داشته اند که در آن کار موفقیت ازآن آنهاست به همین جهت دست به کار زده اند و توانسته اند که در آن کار موفق بشوند . پس بحث ایمان چیزی نیست که در یک یا دو کامنت بتوان آن را توضیح دادو بسیار باید به دنبال درک مفهوم و معنای ان بود تا بتوان آ نرا به صورت کامل درک کرد که البته بنده شک دارم که باز هم بتوان آن را فهمید ولی در کل می توان آگاهی به نسبت قبل بسیاری بیشتری در خود شکل داد و انسان جدیدی را در خود به وجود آورد.
شاد باشید

تمنا

من از دوستی های امروز میترسم و سعی میکنم با کمتر کسی رفاقت و صمیمیت داشته باشم چون کمتر کسی پیدا میشه که منو یاد خدا بندازه و اکثرا منو از خدا غافل میکنن نمیدونم باید چیکار کنم تنهایی هم بسیار سخته

اتنا رحیمی

چرا توی مطلبتون گفتین که:((ساعاتی را که انسان در درس‌های اخلاق بی‌روح سپری می‌کند، «گاهی وقت‌ها» ضررش بیشتر از ساعاتی است که در تماشای فوتبال و رفتن به سینما تلف می‌نماید))
مگر فوتبال دیدن یا سینما رفتن ضرر دارد؟؟؟

یحیی

سلام ب خاهر عزیز در جوابتون خاستم بگم که اگر دید منهاجی به زندگی داشته باشید بله ضرر داره وقتی میشه از اوقات فراغت برای نزدیک شدن ب خدا و یاد گیری دین و علم استفاده کرد چنین کارهایی مضر و وقت تلف کردن هست

اتنا رحیمی

اینجوری که آدم از دین و خدا زده میشه وقتی هیچ تفریحی نداشته باشه و خداوند لذت بردن حلال که با کار حرامی همراه نیستو هیچ منعی براش نزاشته و دلیلی نداره ضرر داشته باشه

یحیی

دیدگاه شما محترمه ولی همین تفاوت در نگاه به دنیا و دین هست که یکی میشود حاج فردوسی و دیگری انسانی معمولی اگر بخواهید به سعادت برسید باید دیدگاهتون رو به منهاجیون و حاج فردوسی نزدیک کنید

رویا تیموری

سلام دوست بزرگوارم دیدن فوتبال یا رفتن به سینما به خودی خود دارای ضرر نیستند اما ضرر جایی خود را نمایان می کند که این کارها که تعریفی از تفریح دارند جایگزین کارهای اصلی ما بشوند و ما ساعت های طلایی روز خود را به آنها اختصاص دهیم. ممکن است در ذهنتان این سئوال پیش امده باشد که ساعات طلایی چیست؟! ساعات طلایی همان ساعاتی هستند که شما بهترین بهره وری را می توانید داشته باشید و بهترین نتیجه را در زندگی از خود خلق کنید اما به جای این کار وقت خود را به ابطال بگذرانید و کارهایی را انجام بدهید که بی فایده هستند و ثمره ای برای شما در بر نخواهند داشت دانستن این نکته که ما حق تفریح و سرگرمی داریم خیلی مهم است و هر فردی باید این تفریح و سرگرمی را داشته باشد در غیر اینصورت افسردگی به سراغ او خواهد آمد اما زمانی که این تفریح جای خود را به کار های ضروری انسان بدهد آن موقع واقعا نتیجه ای جز ضرر نخواهند داشت .
من فکر میکنم که منظور جناب حاج فردوسی بزرگوار نیز همین بوده است و قصد ایشان از اینکه فرموده اند گاهی وقت ها ضررش بیشتر است همین مواقع را ذکر کرده اند .
در هر صورت ما می بایست که به عمق مفاهیم نگاه کنیم و با چشم دل به آن نظاره کنیم. بسیاری از البته در ابتدا لازم است ذکر کنم که منظور من شخص شما نیستید سعی می کنیم به جای آنکه نکته ای آموزشی از یک مسئله برداشت کنیم دائما بر روی آن عیب بگذاریم و یا آن را نقد کنیم. نقد کردن بسیار خوب است و باعث بهتر شدن کارها می شود اما اگر دائما انتاد بشود ودائما بر روی یک کار عیب گذاشته شود واقعا کار ناشایستی است و اگر آن کار هم طوری باشد که می تواند به ما ثمره ای رساند اما ما با این کار جلوی رساندن ثمره به خود را بگیریم یم توان گفت که کاری بس ناپسند است و قطعا شخص عاقل چنین کاری را انجام نمی دهد . البتهباز هم ذکر می کنم که منظور من شما نیستید و در دید کلی این مسئله را ذکر کردم که اگر هر کدام از ما به اینگونه هستیم سعی کنیم این مشکل را در خود برطرف کنیم چرا که فقط در های رسیدن نعمت به خود را می بندیم چه بسا اگر این چشم بدبینی خود را کنار بگذاریم چه سود ها که به ما نمی رسد!!
البته باز هم شایان ذکر است که بگویم که بحث نقد وانتقاد بسیار خوب است و اگر سئوالی برای ما پیش آمد چه خوب که آن را بپرسیم مانند شما اما این موضوع در جایی بد می شود که نیت ما از پرسیدن سئوال خراب کردن وجه شخص مقابل باشد که این نه تنها به ما کمک می کند بلکه باعث می شود چهره ی شخص دیگری را در برابر انظار عمومی حال چه درست و چه غلط خراب کنیم .
در نهایت از جناب حاج فردوسی عزیز و دست اندر کاران این وب سایت نهایت تشکر و سپاس گذاری را دارم که باعث شدند که با راه اندازی این وبسایت به معلومات ما چیزی اضافه بشود و همچنین عزیزانی که وقت می گذارند و کامنت درج می کنند و در کامنت های خود توضیحاتی علاوه بر توضیحات جناب حاج فردوسی ارائه می دهند و قطعا اگر هر کدام از این کامنت ها خوانده شود به همراه مقالا و آنها را در زندگی به کار گرفت می توان نتایج بسیار خارق العاده و زیبایی برای خود آفرید و این نتایج نه تنها باعث بهتر شدن زندگی خود انسان بلکه در بعضی اوقات باعث زیباتر شدن زندگی دیگر انسان ها نیز می شود.

حیدر

دین مبین اسلام، بالاترین سعی خود را در انتقال و تحقق مفاهیم اخلاقی قرار داده است. یک سوم قرآن در باره ی اخلاق است، لذا با کمی دقت، اخلاقی بودن احکام شرعی را دریافت می کنیم. اما چرا این مباحث امروزه تاثیری ندارد؟؟ به گفته شما چرا گره گشا نیست؟
اخلاق و ارزش های انسانی از مبانی فکری خاصی برخوردارند که با تقویت آن مبانی، نیرومند و با تضعیف و ایجاد تردید در آن، ارزش های اخلاقی پژمرده می شوند.

فرزاد

سلام
یه سوال با سیر و سلوک چی میشه ? انسان به کجا میرسه ? چه اتفاقی براش میفته ?

تمیمی

سلام علیکم
در شناختن استاد سیر و سلوک جذابیت و به دل نشستن و یافتن سنخیت روحی هم مهمه
مثالی عرض میکنم
ممکن است کسی باشد که اهل فن در این حرفه باشد و مورد تأیید استادش باشد و کاملا مستدل هم باشد اما موقع گوش دادن به سخنرانی ایشان حس خاصی نداریم یا حتی نسبت به صحبت هایشان جاذبه و کشش نداریم این نکته بسیار مهمیه

اعتمادی

دوستان فقط بگویم اگر قرار باشد کسی راه را طی کند بدون استاد هم میتواند طی کند
مثلا در عصر معاصر استاد رجب علی خیاط بدون استاد بود . یا اویس قرنی در زمان پیامبر
نکته دیگر اینکه در برخی موارد به لطف خدا ممکن است خود استاد پیش شما بیاید.
درست بخاطر ندارم اما یکی از عرفای زمان ایمه استادش مثلا امام باقر بود
بعد از فوت امام باقر اندوه بدون استاد شدن را داشت که امام صادق را پیدا کرد
باز بعد از فوت امام صادق اندوه گرفتش اما امام موسی کاظم را پیدا کرد
البته این موردی که گفتم یک مثال بود اما مطمینم چنین شخصی بوده که استادش را بعد از فوت استاد قبلی پیدا میکرد.
که این نشانه بارز لطف خدا و گوشه ای از بحث توحید افعالی است

صادق

این یک اصل بزرگی است که انسان برای خود در طول زندگی خودش یک مربی انتخاب کند. انسانی که در هر مقطع سنی از یک نفر و یا یک گروه تقلید می‌کند، تا آخرش معلوم نیست چیزی بشود. اگر ابتدا از خدای متعال و ولی او حضرت بقیه‌الله ارواحنا‌له‌الفداء بخواهد که کسی را که مورد تأیید وجود مقدسش هست به او معرفی کند پایان و سرانجامی نیک در پیش خواهد داشت

مصطفی

یکی از توصیه های مکرر اساتید اخلاق و عرفان انتخاب استاد برای طی طریق می باشد

نیکراد

جوانان این مرز و بوم نشان دهیم که سایر مکاتب، از تحریفات و انحرافات فراوانی برخوردارند.چراکه امثال افشا، جوانان را به بیدینی دعوت میکنند و چه بسا جوانان پس از انحراف صلاح را در دینداری مجدد ببینند؛ اما در مقابل کسان دیگری هم هستند که با کپی کردن مطالب سایت افشا در وبسایتهایشان و سپس تبلیغ مکاتب دیگر سعی در انحراف ایشان به سوی سایر مذاهب دارند

مریم حداد

ممنون از مطلب خوبتون واقعا صحیح و بجا فرمودین کاش اون هایی که باید بشنوند، به گوششون برسه و عمل کنند

لیلا داور پور

خیلی از سخنرانی ها و همین درسهای اخلاق باعث زده گی و بی محبتی ب اسلام میشه. شما یی که بلد نیستید سخنرانی کنید و حرف هاتون دید بقیه نسبت ب اسلام رو خراب میکنه لطفا کنار برید و بزارید کسایی ک کار بلد هستن ب میدون بیان مانند حاج فردوسی که خیلیا قبولشون دارند

رضافرد

امام زین العابدین (علیه السلام) فرموده اند: هَلَک مَن لَیسَ لَه حَکیم یُرشِده؛ هر کس عالم و حکیمی نداشته باشد که او را ارشاد کند هلاک می شود. انسان باید در دو چیز استاد داشته باشد: یکی اخلاقیات و دیگری عُرفیات.

امیر عباس

واقعا درسته گاهی ساعت ها پای این درسهای اخلاق میشینیم و دریغ از اندکی تغییر و تاثیر با خودم میگم شاید من دلم سیاه باشه و پند و اندرز توی اون راه نداره ولی همیشه ک اینجوری نیست همه ک اینجوری سیاه دل نیستن و توی موجی از سر در گمی فرو میرم و اخرش به نتیجه ای نمیرسم

fa فارسی
X