۵ بهمن

نقدی بر مناجات عبدالله انصاری

صوفی گفت:
الهی گُل بهشت در چشم عارفان خار است و جوینده‌ی تو را با بهشت چه کار است؟
الهی اگر بهشت، چشم و چراغ است، بی‌دیدار تو درد و داغ است.
الهی بهشت بی‌دیدار تو زندان است و زندانی به زندان برون، نه کار کریمان است.
الهی اگر به دوزخ فرستی دعوی‌دار نیستم و اگر به بهشت فرمایی، بی‌جمال تو خریدار نیستم. مطلوب ما بر آر که جز وصال تو طلبکار نیستم.

روز محشر عاشقان را با قیامت کار نیست *** کار عاشق جز تماشای وصال یار نیست
از سرکویش اگر سوی بهشتم می‌برند *** پای ننهم که در آنجا وعده‌ی دیدار نیست
(مناجات نامه‌ی عبد الله انصاری)

اما در منهاج فردوسیان عرض می‌کنیم:
«یا مَنْ فِی الْجَنَّهِ ثَوَابُهُ، یا مَنْ فِی النَّارِ عِقَابُهُ؛ ای خدایی که پاداش‌هایت در بهشت است و کیفرهایت در جهنم».
و عرض می‌کنیم:
«وَ الْجَنَّهَ وَ النَّارَ حَقٌّ، وَ الْوَعْدَ وَ الْوَعِیدَ بِهِمَا؛ بهشت و جهنم، حق است و وعده و وعید به آن دو نیز حق است».
یعنی یکی از اصول اعتقادی ما، اعتقاد به بهشت و جهنم است ولی این بینوای دور افتاده از معارف اهل بیت (علیهم‌السلام) آن را به مسخره می‌گیرد و «وصال» می‌جوید. و خیال خامش این است که در عالم آخرت، جهنمی است برای بدکاران (که در آن عذاب می‌شوند) و بهشتی است برای خوبان (که در آن به عیش و نوش مشغولند) و محضر خاصی است برای «عارفان» که رو در روی خدای تبارک و تعالی می‌نشینند و فقط به قد و قامت و دست و پای خدا نگاه می‌کنند و لذت می‌برند!!
و بسیار شنیده‌ایم که فلان عارف و صوفی، خدای را در خواب دید و با خدای تعالی در عالم رؤیا گفتگو کرد!! خدایی که در بهشت به دنبال آدم می‌دوید و با او قایم‌باشک‌بازی می‌کرد (چنان که در صحیح بخاری آمده است)، خدایی که شب‌های جمعه به آسمان دنیا پایین می‌آید مثل پایین آمدن احمد حنبل از منبر! خدایی که در روز قیامت پاچه‌ی شلوارش را بالا می‌کشد تا مردم با دیدن ساق پایش او را بشناسند (روایت ابوهریره)
بله رفقا، هر کس دینش را از غیر مسیری که خدای تعالی مقرر داشته بگیرد، چنین مناجات‌های سخیفی از خود به یادگار خواهد گذاشت.

الا لعنه الله علی القوم الظالمین
و الحمد لله علی الهدایه و الولایه
حاج فردوسی

کلمات کلیدی: , , , , ,

41
دیدگاهتان در باره‌ی مطلب بالا را بنویسید

 
 
 
9 نویسندگان
32 پاسخ‌ها
0 دنبال کنندگان
 
مرتب کردن بر اساس بیشترین بازخورد
مرتب کردن بر اساس داغ‌ترین دیدگاه
7 نویسندگان برتر
  مشترک شوید  
جدیدترین نظرات قدیمی‌ترین نظرات نظرات با امتیاز بالا
اشتراک برای:
خواجه

سلام
این دیگه چه برداشتی بود از این مناجات خواجه( البته بنده از روی حرف شما که گفتید این از مناجات خواجه است گفتم مناجات خواجه) یا سخن هر کسی که میخواهد باشد. این سخن داره شمه ای از احوال اون دسته ای از بندگان خدا رو معرفی میکنه که خدا رو برای اون که سزاوار بهشت است عبادت میکنند نه برای ترس از جهنم یا شوق بهشت….این چه عیبی داره؟

خواجه

سزاوار عبادت است…….

خواجه

البته خوبه که خوبی و بدی چیزی با هم دیده شود. بنده هم شاید خوشبینانه نظر دادم . الله اعلم.

محمد

با سلام
از وقتی با منهاج فردوسیان آشنا شدم، متوجه شدم که خیلی از باورهای دینی ما مشکل داره،چه بسا سخنان زیبا و عارفانه ای که در جان ما نشسته ولی مورد تایید دین ما نیست.کاش در مورد حدیث ثقلین که رسول خدا صلوات الله علیه فرمودند که – اگر برای نجات یافتن به قرآن و اهل بیت تمسک جویید هرگز گمراه نمی شوید- بجای عمل کردن به دستورات دین با مشغول شدن به حواشی زیور داده شده با سخنان عرفا که دینی تصنعی ساخته اند، خود را از صراط مستقیم دور نکنیم.

باران

سلام و بااحترام به نظر من این تحلیل خیلی به درد این مناجات نمیخورد او خدارا خواسته و بهشت وجهنم هم برایش مهم نیست

محمد

سلام به نظر من دوستانی که عبدالله انصاری رو قضاوت کردن نباید واقعا این کار رو بکنن شاید نیت اون از نوشتن این متن یک چیز دیگه بوده ما انسان ها چرا وقتی که هنوز مدرک معتبر ی در دست ندارمی اینقدر در مورد یکی اینطور حرف میزینم مگه حضرت حاج فردوسی مدام به ما تاکید نمیکنن که منابع معتبر رو همیشه مد نظر قرار بدید پس دلیل چی هست که ما این کار رو نمیکنیم و دلیل چی هست که فکر میکنیم کار درست رو انجام میدیم و نظر درست رو میدیم شاید واقعا اشتباه کنیم پس بهتره به خودمون بیایم و بفهمیم که ما جای خدا نیستیم که سی رو قضاوت کنیم.

طاهره غروی

آره دقیقا من میخوام همین رو بگم که دوستان بزرگوار من نباید کسی رو چنین بیاریم پایین هر کسی اشتباهاتی داره در زندگی خودش و اگر ما بخوایم مدام راجع به اون اشتباهات حرف بزنیم عمر مفید یک نفر رو زیر سئوال میبریم به جای اون اگر یک اشاره به اشتباه اون میکنیم بهتر این هست که ده اشاره به کارهای نیک اون شخص بکنیم تا بقیه بفهمن که این شخص حالا ممکنه اشتباه کرده باشه و از اونجا که انسان ممکن الخطاست پس خطا از اون سر میزنه و نباید کسی رو سرزنش کرد چه اون شخصی که چنین متنی رو نوشته و چه من و شمایی که میایم و در مورد متن یک نفر حرف میزنیم.

حسین رضایی

حرف حق جواب نداره و شما کاملا حرف درستی رو زدید به امید روزی که همه ما بفهمیم که اگر خبوایم در باغچه بقیه دنبال کرم بگردیم در باغچه خودمون مار پیدا میشه پسر سرمون تو زندگی خودمون باشه و اینقدر ریز و دقیق میام مشکلات اون فرد رو پیدا میکنیم به خودمون تذکر بدیم که آی فلانی تویی که این همه مشکل از اون شخص میگیری آیا واقعا خودت درست هستی و خودت در جایگاه درست قرار داری. البته من منظور حضرت حاج فردوسی نیست چون ایشون جهت اطلاع مردم این رو گفتن تا مردم چشمشون رو باز کنن و نخوان که حرف ناحق در لباس حرف حق رو بپذیرن.

امیر مومنی

سلام به نظر من که اصلا نباید این کار رو میکرد چرا باید این کار رو بکنه زمانی که میدونی این کارش اشتباه هست الان با این همه ضربه ای که به اسلام وارد شده میخواد چه کارک نه در اون دنیا؟ واقعا ضربه هستند این ماورد فکرش رو بکنید یک نفررو از راه راست و درست بخوای به در کنی با مطالب خودت شاید بدترین گناه باشه و یک نوع کفر چون همونطور که شاید اطلاع داشته باشید کفر به معنی پوشاندن هست و این فرد داره با این کارش چیزی رو میپوشونه که گناه خیلی بزرگی هست در هر صورت امیدوارم که دیگه چنین اتفاقاتی رو در دین اسلام نبینیم.

کامران ستایش

سلام کاملا موافقم این کار اون شخص هیچ فرقی با کفر نداره یعنی پوشندن دیگهخ وکار اون هم پوشاندن حق بوده و باید ما به این مسئله واقف باشیم که مسیر هر کسی رو نریم و به راه هر کسی قدم نزاریم که در نهایت مثل خود اون شخص گمراه نشیم حالا من نمیدونم با این اشتباهات چطور این شخص جزء بزرگان ما شناخته شده و درخیلی از جاها میتونیم آثار اون رو ببینیم البته من میفهمم که منظورش در میان گزاشتن احساساتش بوده اما خیلی از واقعیت به دور شده و حقیقت رو به نوعی پوشانده که خود اون شخص می بایست به این مسئله واقف می بود که مبادا چنین روزی به وجود میومد که اتفاقا اومد.

احمد خاتمیان

سلام خب تمام آثار ایشون هم فکر نکنم مثل این باشه ایشون آثار خوب هم داشتن، آثار بدی هم داشتن به نظر من همه از لحاظ علم و آگاهی در پیشگاه خداوند یک اندازه نیستن و هر کس بیشتر برای شناخت خداوند تلاش کنه به همون اندازه خدواند رو میشناسه خب حضرت حاج فردوسی تلاش کردن و به نتیجه رسیدن اما این فرد شساید تلاشی نداشته و به همین واسطه این دیدگاه نادرست رو در اشعار خودش ذکر کرده و اینکه جزء بزرگان ما شناخته شده چون همونطور که در این متن می بینید ظاهر اثر خیلی خوب هست و مردم هم عقلشون به چشمشونه وبه همین دلیل بزرگ نمایی میکنند یک نفر رو.

اصغر شرافت نیا

درود بر شما آره دقیقا به همین شکله متاسفانه ما این مشکل رو داریم که خیلی از افراد رو بی دلیل بزرگ می کنیم نه تنها در این جا بلکه در فضای مجازی هم اگر دقت کنید متوجه میشید که خیلی از افراد جاهل و نادان به عنوان الگو برای جامعه ی ما شناخته شدن که این واقعا نادرست هست و باید جلوش گرفته بشه حالا در این زمان به این شکل بزرگ نمایی میکنن افراد رو و در زمان گذشته هم به شکل دیگه ای البته من نمیخوام به ایشون و آثارشون بی احترامی کنم صرفا جهت این متن و اثری که از خودشون به جا گذاشتن دارم حرف میزنم و در مورد اون بحث میکنم.

محمد حسین روحانی

سلام من میخوام از جای دیگه ای به کامنت شما اشاره کنم و اون هم این هست که چقدر بده که ما بیایم و داخل کامنتمون ذکر کنیم که من برای فلان مقصد خاص این حرف رو زدم و این متن رو نوشتم یعنی جامعه ی ما متاسفانه سعی نمیکنه اصل رو بفهمه و به دنبال جزئیات هست و اینکه شما اصل حرفتون چیه رو ول میکنه و به دنبال این میچسبه که آره شما عبدالله انصاری رو کوچک کردید با این حرفاتون و … در صورتی که اگه اصل حرف رو ببینند متوجه میشن که واقعا حرف شما متین و درست هست به امید اون روز که ما دیگه نخوایم برای حرفی که میزنیم توضیح اضافه ای بدیم و مردم خودشون حرف اصلی رو درک کنند.

جلال خالدینی

سلام این حرفی هم که شما می زنید درسته اما بپذیرید که برای رد این موضوع و اتهام از سوی خودمون بهتره که این مسئله رو بیان کنیم گاهی اوقات جدای از مردم ممکنه حتی دشمنان منهاج فردوسیان بیان و این حرف ها رو بر علیه منهاج فردوسیان استفاده کنند و بگن که منهاجیون چنین به یکی توهین میکنند و اگر ما این رحف رو بزنیم دیگه این اتهام از ما رفع میشه و دیگه کسی نمیتونه که به سوی ما انگشت اتهام بی احترامی به کسی رو دراز کنه باز از این جهت اگه به مسئله نگاه کنیم بهتره ولی حرف شما هم متینه ما باید اصل رو در نظر بگیریم نه فرعیات رو که متاسفانه هنوز فرهنگش درک شور ما جا نیفتاده.

یونس

بدترین گناه به نظر من یکی که فکر میکنم همین باشه که بخوایم یک نفر رو از راه راست و درست به در کنیم فکرش رو بکنید یکی از بنده های خدا رو ما میخوایم از مسیر درست خارج کنیم چقدر این کار ما گناه داره و چقدر برای ما ممکنه عذاب نوشته بشه! خدا به هر انسان قدرت تشخیص داده و به شیطان دو تا بچه که انسان رو بخوان از راه درست به در کنن اون موقع اگر ما بخوایم به این کار دست بزنیم و شخص دیگه ای رو از راه به در کنیم تعداد اون شیطان ها میشه ۴ تا که کاملا دیگه نشون میده که ما از مسیر درست خارج شدیم امیدوارم که همه ی ماهایی که دست به این کار می زنیم روزی به این مشکل خودمون برسیم که جز گناه کار دیگه ای نمی کنیم.

پرویز بلال الدین

سلام این روایتش رو من جایی شنیدم الان خدمتتون میگم. زمانی که خداوند شیطان رو خواست از درگاهش به در کنه شیطان به او گفت که حالا که من رو به در میکنی خواسته های من رو به خاطر بزرگی خودت بپذیر. شیطان از خداوند به ازای هر فرزند انسان دو بچه گرفت و اینکه مثل خون در وجود انسان در جریان باشه و به خداوند قول داد که انسان ها رو از مسیر درست به در کنه و خداوند به اون میگه همه از راه به در میشن مگه بندگان حقیقی من و این روایتش به این شکل بوده و زمانی که انسان اعتراض میکنه خداوند به انسان میگه که نگران نباش هرچی به شیطان دادم دو برابرش رو به تو بخشیدم.

احمد رضا موسوی نیا

سلام چه روایت زیبایی باید بیشتر در مورد این تحقیق کنم خیلی برام جالب بود و آره دیگه مثل خون در وجود انسان در جریان هست شیطان اما خداوند هم در قران خودش گفته که از رگ گردن به انسان نزدیک تره لحظه ای فکرک نید از رگ گردن چی میتونه دیگه به انسان نزدیک تر باشه پس کسی که از راه درست خارج میشه دیگه واقعا نخواسته که خدواند رو ببیینه چون اگر شیطان در وجود انسان جریان داره خداوند هم از رگ انسان به اون نزدیک تره که همه ی این ها نشونی این رو میده که اگر انسان بخواد درست کار و پرهیزگار برای خدواند باشه قطعا میتونه اما نمیخواد.

سعید

به امید اون روز که انسان بخواد اما نمیخواد من خودمو نمیخوام که نسبت به دیگران بهتر بدونم اما بعضی از افراد هستن که خیلی اعمال ناشایستی از اونها سر میزنه و این افراد باید به فکر این باشن که اعمال خودشون رو تصحیح کنن و این اعمال دیگه از اون ها سر نزنه وگرنه از راه درست دورتر میشن. من خودم که وارد منهاج فردوسیان شدم واقعا حس هدایت شدن به من دست داد و خداوند به نوعی به من فهموند که داری در مسیر درستی قدم میزاری و همین مسئله باعث شد که بیشتر این مسیر رو ادامه بدم و به امید روزی که افراد با منهاجی شدن خودشون به این تصمیم برسن و بخوان که به همین گونه عمل کنند.

راحله جوادی

سلام این حرفی که شما زدید هیچ وقت فکر نکنم که اتفاق بیفته و دلیسل هم داره ودلیلش این هست که این جهان، جهان تفاوت هاست و انسان ها با همین تفاوت هاست که دارن به زندگیشون ادامه میدن واگر این تفاوت ها نباشه زندگی انسان دچارم شکل میشه و هیچ کس نمیفهمه که حق کدومه و باطل کدومه و هر انسانی حق داره در مسیری که خودش میدونه درست هست قدم برداره و قضاوت با خداست ما نباید در مورد دیگران قضاوت کنیم که آره فلانیم یره جهنم چو.ن متفاوته یا فلانی چون فلان کار متفاوت رو کرد دیگه اهل جهنم هست نه به هیچ وجه بلکه هر کسی هر طور که هست فکر میکنم خداوند اون رو به همون شکل قضاوت میکنه.

لاله اخلاقی

سلام خدمت شما بزرگوار حرف درستی زدید واقعا نمیشه چنین شخصی رو بخشید نه تنها در حق دین اسلام خیلی ظلم بزرگی میکنه بلکه باعث میشه که انسان از مسیرز درست خارج بشه دوستان من این مورد رو جدی بگیرید این متن الان ظاهرش خیلی قشنگ به نظر میرسه اما باطنش رو که نگاه میکنید متوجه میشید که چه باور های نادرستی رو داره به انسان انتقال میده امیدوارم که کسانی مثل حضرت حاج فردوسی زیادو زیادتر بشن که در نهایت بتونن تشخیص بدن این افراد رو و خیلی زود دست اونها رو، رو کنن که مبادا باعث گمراه شدن عده ی زیادی از افراد جامعه بشن. به امید اون روز.

سام نجفی

سلام خب آره دیگه دقیقا همینطوریه زمانی که شخصی این کار رو میکنه نه تنها در حق دین بلکه در حق انسان ها هم همین کار ناشایست رو انجام میده وگرنه اگر انسان ها به مسیر واقعا درستی هدایت بشن خب این خیلی هم عالیه اما بعضی از افراد مانع میشن و نمیزارن که انسان به مسیر درست هدایت بشه برخی هم مانع هستند اما فکر می کنند که عامل انگیزاننده هستند برای انسان ها که به سمت مسیر درست هدایت بشن در هر صورت که امیدوارم که همه ی ما انسان ها مسیر حق رو از باطل بشناسیم و به سمت مسیر حق قدم برداریم که همین راه و مسیر درست هست و لاغیر.

ستاره نظریان

سلام بر شما من فکر میکنم مسیر حق به نوعی میتونه منهاج فردوسیان هم شناخته بشه چون هدف منهاج فردوسیان که مشخصه یعنی رسیدن به کمال و سعادت هست و حضرت حاج فردوسی رهبر گروه منهاجیون به سوی کمال و سعادت هستند که این واقعا این مسیر رو زیباتر میکنه و اگر کسی خواهان هدایت هست فکر میکنم که اگر وارد منهاج فردوسیان بشه در واقع بهشت خداوند رو برای خودش خریده که این بسیار ارزشمند هست و من فکر میکنم و مطمئن نیستم که منهاجیون جاشون در بهشت هست و همیشه در بهشت هستند و از نعمت های خدواند نهایت استفاده رو میکنن. از منهاج فردوسیان بی نهایت سپاس گذار هستم برای این مسیر بسیار زیبایی که برای ما تداعی کرده.

نعیمی

هرکس آزاده خدای خودشو اون جوری که عقلش میگه بفهمه و عبادت کنه و هیچ حد مرزی خدا براش تعیین نکرده

رستمیان پور

با درود و سلام به شما بزرگواران عزیز من کاری ندارم که محتوای این متن چی هست اما ظاهر خیلی قشنگی داره و باید این رو بپذیریم ما اگر بخوایم با ایبنگونه متن ها مقابله کنیم باید از قدرت نویسندگی نویسندگان بزرگ کمک بگیریم و از اونها در ساخت متن های احساسی اما با محتوای درست کمک بگیریم. شاید واقعا عبدالله انصاری از این مسئله نیت بدی نداشته و میخواسته که فقط عشق خودش رو به خداوند نشون بده اما در کل میخوام بگم که به خاطر این عشق اون به خداوند عده ی زیادی از افراد در مسیر نادرست وارد میشن که این کار درستی نیست.

صدیقه خزائی

بله من هم موافقم ما باید به جهت همین مسئله خیلی دقت داشته باشیم این نویسندگان ماهر هستن در ساخت متن خب معلومه متن هایی رو مینویسن که خیلی رو ما تاثیر میزاره و حالا شما فکر کنید که متن هایی بنویسن که با ذهن ما سر و کار داشته باشه اون موقع دیگه چقدر برای ما مشکل ایجاد میکنه و اون موقع چقدر برای ما مسئله به وجود میاره به همین جهت از همه ی عزیزان خواهش میکنم که اگر کسی قدرت نویسندگی در این جمع داره اقدام به ساخت متن های حرفه ای در این زمینه بکنه و اگر کسی هم این قدرت رو نداره سعی کنید قدرت تشخیص خودش رو تقویت کنه.

کاظم احمدی

سلام این حرف ها رو اشخاص از روی احساسات میزنن و نه از روی منطق اگر به حرف ها دقت کنید متوجه میشید که این حرف ها همشون از احساست شخص گرفته شده و نه چیز دیگه ای و نباید ما اونها رو به هم ربط بدیم در هر صورت که چنین کاری اشتباه هست در جریان باشید که حرفی که از احساسات آدم زده میشه درستی نداره و صرفا به عنوان یک متن احساسی شناخته میشه مثل هزاران متنی که ما در روز در کانال های تلگرامی و … میخونیم این متن هم دقیقا مثل همون ها هست و نباید ما به اونها خرده ای بگیریم چون محتوای اونها مهم نیست بلکه احساسی که در مخاطب ایجاد میکنن مهمه.

یونس کرمی

چطور شما میگید مهم نیست؟ بزرگوار از همین متن ها هست که باورهای انسان ها شکل میگیره ما نباید این چنین در مورد اونها حرف بزنیم انگار که اصلا وجود ندارن بله اونها وجود دارن و می بینید که جامعه رو چقد همین حرف ها به انحراف کشوندن به این دلیل که حرف های درستی در اونها زده نشده و صرفا از روی احساس بوده خب شخصی که اونها رو میخونه که نمیدونه که این حرف ها نادرسته و یا از روی احساست هست پس ما نباید به این مسئله اونقدر دامن بزنیم که در نهایت برای مام شکل به وجود بیاره و اونقدر هم نباید نسبت بهشون بی اهمیت باشیم که روز به روز به تعدادشون افزوده بشه.

صادق برمکی

سلام کار نادرستی هست این موضوع که شما می فرمایید متن خیلی تاثیر داره روی ذهن و روان انسان ها و برای اونها اگر تکرار بشه تبدیل به باور میشه حالا شما هزار بار بیاین و بگین که این حرف از روی احساسات زده شده و نه از روی منطق دیگه جواب نمیده برای مردم تبدیل به یک باور شده پس باید این افراد بیان و حرف های درستی رو به قلم بیارن نه اینکه صرفا جهت اینکه یک متن احساسی بنویسن کل نظام خداوند رو ببرن زیر سئوال. اصلا هدف اونها از این کار چیه؟ هدف بزرگتر باید این باشه که انسان بهتر بتونه خدا رو بشناسه خب از این طریق که انسان از خداوند دور تر میشه.

سهیلا کاظمیان فر

در مورد حرفتون در مورد باورها خواستم بگم که کاملا درسته اگر یک چیز مدام خونده بشه برای انسان ها تبدیل به باور میشه و حالا شما بیان و هزار بار بگید که این کار امکان نداره سیستم ذهنی انسان ها به همین شکل هست و تکرار تبدیل به عادت و باور و رفتار میشه و حالا اگر این متن ها خونده بشه دیگه برای انسان ها تبدیل به یک امر طبیعی میشه و دیگه به محتوای اونها دقت نمیکنن و خیلی زود اونها رو میپذیرن خب همین متن رو اگر حضرت حاج فردوسی باز نمیکردن شاید خود من هم که میخوندم میگفتم چه متن قشنگی در صورتی که کلمات اون متن قشنگه اما محتوای قشنگی نداره.

شاهین پروشاد

سلام آره دیگه این افراد قدرت نویسندگی زیادی دارن و چنان متن هایی رو مینویسن که خیلی روی افراد تاثر میزاره به همین جهت هم هست که باید خیلی خیلی دقت کنن کهم بادا متنی رو بنویسن که احساسی هست اما خیلی محتوای مناسبی نداره مردم حرف های احساسی رو زودتر میپذیرن .ما انسان ها اسمش اینه که منطقی هستیم در صورتی که موجوداتی کاملا احساساتی هستیم و همیشه مبتنی بر احساس تصمیم میگیریم که این مسئله به ضرر ما برخی جاها تموم میشه به خصوص اگر یک متن احساسی رو بخونیم خیلی زود روی ما تاثیر میزاره.

نگار

بله متن های احساسی خیلی روی ذهن انسان تاثیر میزارن و موجب میشن که گاهی انسان مسیر رو اشتباهی بره اما انسان واقعا بعضی جاها باید بیاد و منطق رو هم جایگزین اون احساس بکنه وگرنه خیلی زود شکست میخوره به عنوان مثال شما فرض کنید که انسان ها همش احساساتی بودن خب اون موقع که چیزی پیش نمیرفت. پس دوستان منهاجی من اکنون که این رو میدونیم بهتره این متن ها رو از لحاظ منطقی مانند حضرت حاج فردوسی هم بیایم و مورد بررسی قرار بدیم که مبادا اشتباهی بشه و اون متن احساسی نادرست برای ما تبدیل به باور بشه.

فرزاد نجفی

بله حرف حق رو میزینید. هدف همه ی مسائل باید طوری به خداوند ختم بشه که بتونیم اون رو کار نیک بدونیم خب این متن ها در ظاهر ممکنه به خداوند نزدیک باشن ولی در باطن هرگز اینطور نیستن و مشکل به وجود میارن و اصلا باور های درستی در ما به وجود نمیارن خب ما هدفمون نزدیک شدن به خداوند هست اما اگر بخوایم با این کار ها خداوند رو بشناسیم قطعا در شناخت خداوند دچار مشکل میشیم ما انسان ها باید خیلی در خوندن این متن ها دقت کنیم که مبادا در مسیر نادرست قرار بگیریم و کسانی مثل حضرت حاج فردوسی رهبران ما در این مسیر باشن که مبادا به بیراهه برسیم.

محمد علی

قطعا اگر انسان بتونه اون درک کاملا خداوندی رو در خودش به وجود بیاره دیگه هیچ چیزی نیست که اون رو به بیراهه بکشونه و اون شخص میتونه با قدرت تمام در مسیر قدم بزاره و به سوی خداوند حرکت کنه و اکنون که همه ی ما این رو میدونیم باید به دانسته های حضرت حاج فردوسی عمل کنیم و اونها رو به شکل باور در وجود خودمون شکل بدیم تا در نهایت بتونیم به اون چیزی که لایقش هستیم برسی و امیدوارم اشخاصی که مثل عبدالله انصاری چنین متن هایی رو مینویسن زودتر به خودشون بیان که مبادا روزی برسه که از کارخودشون پشیمون بشن اما برای پشیمونی خیلی دیر باشه.

علی

سلام خدمت حضرت حاج فردوسی بله کاملا درست می فرمایید و ما از افرادی به عنوان یک شخص بزرگ یاد می کنیم که شاید آنطور که باید خدا را نشناخته و خداوند را درک نکرده اند این واقعا یک مسئله ی بزرگ است وباید به آن توجه شود که هرکسی به عنوان یک شخص بزرگ شناخته نشود و کسانی فقط به این معروفیت برسند که بتوانند در جهت دین پیشرفتی داشته باشند نه کسانی که حتی خدای خود را هم خوب نشناخته اند و نتوانسته اند ک به درستی خداوند را درک کنند و از خود آثاری به جای می گذارند که حقیقت و درست نیست و این واقعا مایه ی خجالت دین است.

حسین رمضان علی

بله موافقم هرکسی را ما نباید بزرگ کنیم چرا که آن شخص به قول معروف جنبه ی شاید بزرگ شدن را ندارد به همین جهت می خواهم خدمت شما عرض کنم طبق تعاریفی که تا کنون از حضرت حاج فردوسی داشته ایم می توانیم متوجه شویم که چه کسی واقعا عالم است و چه کسی عالم نیست و عالم نما است و در چنین وضعیتی می توانیم تشخیص دهیم که به مسیر چه کسی برویم و به مسیر چه کسی پشت کنیم و حرف هر کسی را باور نکنیم عبدالله انصاری را اگر حضرت حاج فردوسی چنین نمی گفتند خود من حتی که آنچنان پیگیر مطالب حضرت حاج فردوسی هستم شاید باور می کردم.

محمد میثاق

سلام بر شما دقیقا برای همین هم هست که حضرت حاج فردوسی میان میگن که حرف هر کسی رو باور نکنید و این هر کس خب در جزء همین افراد هم قرار میگیره حالا هرچقدر جامعه اونها رو بزرگ بدونه میبینید که در بین آثارشون چقدر راحت میشه اشتباهات رو پیدا کرد و چقدر راحت اینقدر اطمینانی که ما به اونها داشتیم الان دیگه نداریم و به همین جهت حضرت حاج فردوسی فکر میکنم منهاج فردوسیان رو به وجود آوردن که در اون در مسیر درست قدم برداریم و کسانی که فقط برحق هستند رو بپذیریم نه کسانی که ادای برحق بودن رو دارند اما واقعا حق و درست نیستند.

امیر حسین مبارکی

واقعا ما باید از حضرت حاج فردوسی ممنون باشیم که چنین چیزهایی رو به ما یاد میدن شاید واقعا اگر ایشون نبودن ما در همون گمراهی مونده بودیم میدونید این افراد میان همون دین رو به ما میگن ها ولی جوری تعریف میکنن که ما به سمت مقاصد خودشون حرکت کنیم در صورتی که شاید در ظاهر اشکال چندانی نداشته باشه اما وقتی باطن حرف های اونها رو نگاه میکنیم و با استدلالی که حضرت حاج فردوسی دارن اونها رو بررسی میکنیم متوجه میشیم که چقدر اشتباه توی حرف های اونها هست و چقدر اوین افراد در مسیر نادرستی هستند.

سعادت نیا

آره واقعا این دسته از افراد زیاد شدن و واقعا باید حذف بشن چرا که یک سم هستند برای جامعه حالا اون شخص هرقدر که خواسته باشه دعا کنه، هر چقدر که میخواد عالم باشه زمانی که حرف نادرستی رو بزنه به عنوان یک سم برای جامعه شناخته میشه و نباید به حرف های اون شخص اطمینان کرده به همین جهت ما باید واقعا چشم های خودمون رو باز کنیم و در این جامعه ی امروزی به حرف هرکسی اعتماد نکنیم میبینیم که کسی که سالیان سال نزد ما ایرانیان اینقدر اعتبار داشت چطور حرف نادرستی زد که حضرت حاج فردوسی از حرف ایشون ایراداتی گرفتند پس نشون میده که حتی حرف های عارفان رو هم نباید اینقدر روشون مانور بدیم و باید خودمون تحقیق کنیم تا به نتیجه درستی برسیم.

شکیبا

سلام خدمت شما حضرت حاج فردوسی باعلم بی نظیرشون تونستن که این افراد رو بشناسن و این افراد رو خیلی خوب و عالی خط می زنند از بین اشخاصی که معرفت دینی دارند چرا که کسی که معرفت دینی داشته باشه هرگز نمیاد برای اینکه یک متن زیبا از خودش به جا بزاره حرف های نادرستی رو به زبون بیاره یا چیزهایی رو بگه که حقیقت نداره و باورهای نادرستی رو در ذهن مردم به وجود بیاره به نظر من حضرت حاج فردوسی با این کاری که الان دارن میکنن واقعا یک قدم خیلی بزرگ جهت پیشرفت جامعه ی بشری برداشتن و انشالله اگر همین مسیر ادامه پیدا کنه افراد خدا به دور رو ما بهتر میتونیم بشناسیم.

نصرت امامی

درود بر شما و دقیقا در همینجا هست که فرق بین یک شخص با معرفت دینی و یک شخص عاری از معرف مشخص میشه کسی که واقعا دین دوست باشه و خداشناس باشه هیچ وقت به نظر من چنین کاری رو نمیکنه اما کسی که خدا رو خوب نشناخته برای منفعت شخصی، ساده لوحی در شناخت خدا و هر چیزی که بشه اسمش رو گذاشت چنین حرف هایی رو میاد و میزنه که نادرست هستند و چند نفر ساده تر اونها رو باور میکنن و این چنین میشه که ما میایم و میگیم که دین اسلام به درد نمیخوره یا دین اسلام هیچ چیزش درست نیست! نه عزیزان من کسانی که دین رو به شما یاد دادم امثال این افراد آموزششون بد بوده.

خدیجه رضایی

بله کاملا دین ما به کسانی مثل حضرت حاج فردوسی نیاز داره که در مسیر درست حرکت کنه و کسانی که برای منفعت شخصی خودشون یا ساده لوحیشون میان و این حرف ها رو میزنن باید بدونن که آخرت خوبی در انتظار اونها نیست اونها دارن با اعتقادات مردم سر و کله میزنن و اعتقادات مسئله ای نیست که بشه راحت از کنار اون گذشت البته عبدالله انصاری که الان نیست و کسانی مثل اون هستند که چنین حرف هایی رو بزنن پس از اونها میخوام که دلشون به حال خودشون بسوزه و اینطور نیان و در مورد دین حرف بزنن که کاملا در مسیر نادرست قرار میگیرن و عده ی زیادی رو هم به مسیر نادرست با خودشون میبرن.