۲۸ دی

نمونه‌ای از مریضیِ «دیده‌ی کرامت‌بین!»

صوفیه معتقدند که مرید، باید «دیده‌ی کرامت‌بین» داشته باشد وگرنه نخواهد توانست کرامت‌ها و عجایب و غرایب قطب یا مرادش را دریابد. چند روز پیش، مطلبی را دیدم که از مصادیق همین دیده‌ی کرامت‌بین بود. نوشته بود:
«صبح سه شنبه هفته گذشته (مصادف با روز عاشورا) بود که در حال عبور از خیابان روبروی منزل حضرت علامه بودیم. یکی از قدیمی‌ترین شاگردان حضرت علامه حسن زاده آملی (حفظه الله) را در آنجا زیارت کرده و حدود سه ربع ساعت از اندوخته‌های معنوی و تجربیات عملی و خاطرات همکلاسی‌های مسجد سبزه میدان آمل و کلاس‌های حضرت علامه در آن دوران شنیدیم و حظّ بردیم الحمدلله…
اما غرض این مطلب، ذکر خاطره‌ای آموزنده از ایشان مربوط به سال‌ها قبل از این است که تقدیم می‌شود:
زمانی، من و فلانی (یکی از همکلاسی‌های قدیمشان را نام بردند) آمدیم محضر حضرت علامه که به تهران برویم. ما گاهی برای رفتن به تهران و قم خدمت حضرت علامه بوده و چندین بار در معیت حضرت آقا به منزل حضرت علامه شعرانی (رحمه الله علیه) نیز رفته بودیم و …. اما روزی که ما دو نفر آمدیم دم درب منزل حضرت علامه برای رفتن به تهران، ایشان با تأخیری چند دقیقه‌ای تشریف آوردند بیرون منزل، این عزیز خدمت آقا عرض کردند: آقاجان، شما دقیقاً سر قول و قرارهایتان حاضر می‌شدید، جسارتاً آیا علت تأخیر امروز مشکل خاصی بود؟ فرمودند: «خیر، داشتم محاسنم را اصلاح می‌کردم».
بعد از آن سکوتی حکمفرما شد و این رفیق عزیز که از این پاسخ حضرت علامه، نتیجه‌ای ایهامی و اخلاقی گرفته بود، به آرامی به من گفت: فلانی! ببین ما کجائیم و ایشان کجا؟ حضرت آقا محاسنشان را اصلاح می‌کنند اما ما هنوز فکر اصلاح معایبمان هم نیستیم… ای وای … ای وای…»

************

علامه حسن زاده آملی گفته‌اند: داشتم محاسنم [یعنی ریشم] را اصلاح می‌کردم [یعنی کوتاه و مرتب می‌کردم] ولی آن مرید ذوب در مراد! چنین برداشت فوق عرفانی کرده که ایشان مشغول اصلاح نیکی‌هایشان هستند در حالی که ما در صدد اصلاح بدی‌ها و عیب‌هایمان هم نیستیم!
نتیجه: خاطراتی که از مریدهای ذوب در مراد، نقل می‌شود، به علت وجود مرضی به نام «دیده‌ی کرامت‌بین» اعتبار لازم و ارزش اعتنا ندارد. رفقای منهاجی‌ام حواسشان جمع باشد.

موفق باشید
حاج فردوسی

کلمات کلیدی: , , , ,

63

 
 
 
25 نویسندگان
38 پاسخ‌ها
0 دنبال کنندگان
 
مرتب کردن بر اساس بیشترین بازخورد
مرتب کردن بر اساس داغ‌ترین دیدگاه
3 نویسندگان برتر
  مشترک شوید  
اشتراک برای:
کریم

آیا شایسته نیست در برخورد با افرادی که بسان دیگر می اندیشند و تراوش این اندیشه آن ها را با ما متفاوت گردانیده همچو انسان های والا و فرهیخته آنان را برتابیم و اصل احترام متقابل را رعایت کنیم؟ آیا همه باید مثل ما بی اندیشند؟

نفسیه

یکی از ویژگی های انسان محبت و دلبستگی و به عبارت دیگر عشق و دلدادگی اوست . این خصوصیت مختص به انسان بوده و گاه در میان انسان با انسان دیگری هویدا می شود و گاه میان انسان با موجود جانداری مثل گل وگیاه و یا حیوانات نمایان می گردد و یا حتی دلبستگی میان انسان با شیء بی جان نیز می تواند وجود داشته باشد. شاید در این داستان پای عشق در میان است

نسیم

باورِ دینی اعتقاد به واقعیت از جنبه‌های اساطیری،فراطبیعی، یا معنوی یک دین است. باور دینی متمایز از عمل دینی یا رفتارهای دینی است و قدرت زیادی دارد. جوری که باعث می شود کسی را بخاطر درجه بالایش در دین خدا بپنداریم

فرح

ارزیابی نقادانه فعالیت روشن فکران و علما ، یکی از نیاز های اساسی فضای فکری ماست. ارزیابی که در نتیجه آن میتوان نقاط ضعف را روشن و نکات برجسته را باز شناخت. با این وجود، مواجه نقادانه و به دور از ستیزه‌ جویی با کار روشن فکران کمیاب است. باور های کور کورانه از نقد مفید جلو گیری می کند و باعث می شود نقاط ضعف را نبینیم و مشکلی که حاج فردوسی با روایت یک داستان بیان کردن پیش بیاید.

فاطمه

سلام به حضرت حاج فردوسی همونطور که شما عرض کردید واقعا نباسید ما چنین چیزهایی رو بپذیریم و باید از کنار این موضوعات رد شیم یا به قول شما چشم و گوشمون باید باز باشه و آگاه باشیم و هم هی ما منهاجیون در برابر هم مسئول هستیم و باید به هم اطلاعات بدیم در مورد این موضوع و باید و باید همه ی ما دیگه این عادت رو در خودمون به وجود بیاریم که چیزی بدون منبع رو نپذیریم وچیزی بدون مستند رو قبول نکنیم این برای خود ما بهتر خواهد بودو برای ما نتیجه ای بهتر در بر خواهد داشت چرا که هیچوقت دیگه به بیراهه نخواهیم رفت.

آوینا

بله موفقم ما باید دیدمون رو باز کنیم و نسبت به مسائل با آگاهی کامل برخرود کنیم که مبادا مشکلاتی برای ما به وجود بیاد در این زمینه و مبادا برای ما اتفاق بدی بیفته اتفاق بد نه اینکه مثلا چیزی که به ذهن همه میاد ور بگم مثلا به خطر افتادن سلامت جسم ما یا چیزی شبیه به این! منظور من این نیست بلکه منظور من از لحاظ اعتقادی هست زمانی که ما چنین چیزهای احمقانه ای رو به زبون بیاریم دیگران حتما نسبت به ما دلایل منطقی تری دارن که بگن مسیر ما اشتباه هست و خیلی زود اعتقاد ما رو زیر سئوال میبرن و دیگه ما اون آدم سابق با اون اعتقادات قوی نخواهیم شد.

محسن کاری

آره سلامت اعتقادی ما به خطر میفته و این ها همه به واسطه ی همون دیدگاه اشتباهی هست که ما داشتیم یعنی باوری مشابه به باور همین دیدگاه مریدان ذوب مراد یا دیدگاه حتی بد تر از اونها حالا این ها که حرفی زدند به خاطر اینکه دقیقا تحقیق نکردن یعنی دقیق متوجه موضوع نشدن ولی بعضیا که میان دیگه حرف ها رو از خدوشون میسازن مثل همون داستانی که طرف میگفت از حضرت موسی بهتره و چوب دستی خودش رو تبدیل به اژدها کرده به نظر من بهتره که دیگه این کارها رو نکنیم چون فقط و فقط حماقت خودمون رو نشون میدیم با این کار ها.

احمد رضا پودر معینی

سلام کاش که بفهمند بقیه ای که این کار ها رو انجام میدن این کار از نظر اونها خیلی خوب هم هست ها یعنی اینکه فکر میکنند این کار ها رو که بکنند دیگه وارد بهشت میشن و بهشت خداوند برای اونها خواهد بود اما این رو نمیدونن که در خیالات خام هستند وهرگز این اتفاق برای اونها رخ نمیده و نباید برای این دیدگاه اشتباه منتظر اتفاقی خاص باشند چون واقعا اتفاقی نمیفته به جای اون ما باید در دین ثابت قدم باشیم و دلایل منطقی که هم در قران اومده هم به شکل حدیث اومده و هم در دیگر کتاب های دینی اومده رو باور کنیم و این چیزها رو بریزیم واقعا دور چون ارزشی نداره دیگه.

سودابه نظری

سلام اتفاقا اگر نگه داریم اینجور منابع رو و به نسل جدید بخوایم آموزش بدیم خیلی بهتره مثلا بیایم دیدگاه درست رو بیان کنیم برای اونها و به اونها بگیم که زمانی انسان ها چنین دیدگاه های اساده لوحانه ای داشتند زمانی و به اونها بگیم که دین ما در طی زمان چقدر پیشرفت کرده و چقدر رهبران دینی ما از جمله حضرت جحاج فردوسی باعث شدند که دین سمت و سوی درستی به خودش بگیره و به سمت درستی حرکت کنه در هر صورت که دین اسلام وجب هدایت جامعه ی بشری میشه اما باید با منابع درست اون رو باعث و بانی هدایت کنیم.

پرویز بازغی

سلام کاملا ماوفقم ما باید اون رو با چیزهای درستی به مردم بفهمونیم و برای مردک قابل درکش کنیم و یعنی منظور از چیزهای درست همون منابع معبری هستند که باعث میشن دیدگاه های نادرست دیگه وجود نداشته باشه و همه یچز طبق مستندات خودش رو نشون بده این واقعا به نظر من بی نظیر و بهتر هست نسبت به مسائل دیگه ای که میاد و بددون هیچگونه منبع معتبری در دین پخش میشه.

یاسمن دلداری

در مورد این موضوع گفتید که همه ی ما به صورت شبکه وار باید به هم اطلاعات بدیم کاملا من موافقم همه ی ما باید این کار رو انجام بدیم و همه ی ما باید اینطور رفتارک نیم تا بتونیم این دیدگاه نادرستی و اشتباه رو از بین ببریم باید ب هاخطر داشته باشیم که همه ی ما به یک هدف امومدیم و وارد دین شدیم و اون هم این هست که به سعادتحقیقی دست پیدا کنیم و خداوند رو بهتر بشناسیم اما با وجود چنین دیگداه های اشتباهی هرگز این اتفاق رخ نمیده و اتفاقا ما خیلی زود از دین زده میشیم تا اینکه بخوایم وارد دین بشیم، اون رو بشناسیم، خداوند رو بشناسیم و در مسیر حقیقت قدم برداریم.

نجف الدین پور احد

سلام خب اینطوری هم نمیشه دیگه چنین دیدگاه هایی وجود نداشته باشه در هر جایی به نظر من تفاو ها وجدو داره و علاوه بر اینکه انسان های عاقلی هستند که باعث میشن که دین به مسیر درست هدایت بشه انسان هایی هم هستند که عقل کاملی ندارند و به همین جهت حرف هایی رو میزنند که باعث میشه دین به بیراهه کشیده بشه و اون جا هست که دین خودشو رو واقعا نشون میده در زندگی افراد و اون موقع هست که همی نتفاوت ها باعث میشن که شخص بتونه مسیر رو بشناسه و بتونه خدا رو درک کنه وگرنه که شما فکر کنید همه هم رنگ بودن اینطوری به نظر من اصلا خوب نبود.

سامیار

سلام و درود. شما حرف درستی رو زدید اما فکر میکنم کمی مبهم بود و دوستان شاید متوجه نشن ببینید دوستان عزیبز منظور این دوستمون این بود که اگر این افراد در کنار افراد عاقل وجود داشته باشند اون موقع نشون میدیدم به همه ی دنیا که آره دین ما هر نوع انسانی رو داره و با وجود چنین افراد کج اندیشی داره مسیر خودش رو پیش میره و داره به موفقیت های بسیاری در هر زمینه ای دست پیدا میکنه اینطور هست که به نظر من که دین ما میشه موفق ترین دین و باعث میشه که خیلی خیلی خوشبختی و سعادت وارد زندگی ما بشه.

لاله عباسی

سلام از طریق همین روش عده ی زیادی هستند که فرقه ها و گروه های متعدد نادرست و اشتباهی را راه اندازی می کنند و برای خود سعی می کنند که به سمت و سویی دیگر بروند البته این دسته از افراد همین مریدا ذوب مرادی هستند که همه چیز را کاملا برعکس برداشت می کنند و نسبت به احساسات و هیجانات خود هیچگونه کنترلی ندارند و به زبان عامیانه جو گیر می شوند. این افراد قبل از هر چیزی بهتر است که بر روی احساسات خود بتوانند کنترل به دست بیاورند که در هر جایی هر مسئله ای را عنوان نکنند و هر چیزی را به چیز دیگر ربط ندهند.

مرتضی

متاسفانه همین کار آنها باعث شده است که آنها از مسیر هدایت بی بهره بمانند و نتوانند که در مسیر درستی قدم بگذارند این افراد فکر می کنند که کارهای نیک و شایسته ای را انجام می دهند اما حقیقت چیز دیگریست و حقیقت خود را در واکنش آنها نشان می دهد به این شکل که آنها با اعمال ساده لوحانه ی خود باعث می شوند که دید همگان نسبت به دین ممکن است که تغییر کند و این واقعا کار درستی نیبست و باید هر چه سریعتر این افراد به خود آیند و دست از این کار ها برد ارند این کار به نفع دین نخواهد بود و آنها خود این را بهتر از هر کسی می دانند پس بهتر است که از این کار دست بکشند.

عباس

درگیر شدن به احساسات بی مورد را می توان به آنها حق داد اما این که بیایند و این افکار و اعمال را پخش کنند و در بین مردم منتشر کنند واقعا چیز نادرستی است خب شما لحظه ای فکر کنید جوانی امروزی که سراش ازهر چیزی در می آید زمانی که چنین چیزی را بشنود و یا بخواند دیگر به دین ایمانی می آورد و یا اینکه ارزش های دینی برای او اهمیتی دارد؟ پس از همه ی این عزیزانی که هستندو نمی توان گفت که وجود ندارند و در همه جا هم یافت می شوند خواهش می کنم که مبنی بر احساس آن هم در مورد مسئله ی مهمی مانند دین تصمیم نگیرند و حرفی نزنند.

امیریان

واقعا جوون های امروزی خیلی سرشون از همه چی در میادو دیگه نمیشه اونها رو با این چیزها به راه راست آورد واقعا خب خودتون به محتوای این مقاله نگاه کنید یعنی برداشتی که این دو مرید داشتن و چیزی که حقیقت داشته چقدر زمین تا آسمون با هم فرق میکنه اصلا ایسن برداشت رو بچه های کوچک 4 یا 5 ساله هم ندارند که این دو مرید چنین برداشتی کردند خب این نشون میده که کم کم دین ما داهر از مسیر درست خارج میشه و دین ما داره کبه مسیر نادرستی هدایت میشه البته که هدف دین مشخص هست اما کسانی که دین رو دارن رهبری میکنن خدا نکنه که این مریدان بخوان رهبران اون باشند در غیر اینصورت دیگه از او ندین چیزی باقی نمیمونه.

حمید نستعلیق

سلام از این بابت نباید ما نگران باشیم چون رهبران بزرگی مانند حضرت حاج فردوسی و کسانی مانند ایشان هستند که مسیر واقعی را می دانند و می خواهند که واقعا به کمال و سعادت حقیقی دست پیدا کنند پس دیگر لازم به نگران بودن نیست و دیگر لازم نیست که ما برای این موضوع غم بخوریم اما واقعا باید دین را از وجود چنین افرادی پاک کنیم و آنها را سر عقل بیاوریم که این مسیری که در پیش گرفته اند به هیچ وجه نه تنها درست نیست بلکه باعث صدمات زیادی می شود که اغلب جبران ناپذیر هستند و نمی توان که آنها را جبران کرد.

شایان

واقعا هم به همین شکل هست به قول دوستان همون جوونی که میاد و این برداشت رو از دین میکنه شما لحظه ای فکر کنید آیا زمانی که اون چنین چیز احمقانه ای رو بشنوه دیگه به دین اصلا ایمانی داره؟ هرگز اینطور نمیشه به نظر منکه و هر جا هم که بره بشینه در مورد دین بد میگه و همی نداشستان احمقانه رو ذکر میکنه و همه ی اونها مطمئن باشید که دور هم به دین می خندند این نتیجه ی کار همین مریدان ذوب مرادی هست که حضرت حاج فردوسی فرمودند در مرود آنها و گفتند که این اشخاص چه کسانی هستند و واقعا ما باید چشممون باز باشه و هر چیزی رو نپذیریم.

پوپک

اون جوون دیگه هرگز به سمت دین نمیاد این رو مطمئن باشید الان خیلی از جوون های ما رو که میگی بیا به شهر مشهد میگه که شهر مشهد چون مذهبی هست نمیام این یعنی چی؟ یعنی اینکه جوون های ما دارن از دین زده میشن و همش هم به خاطر چنین اشتباهاتی هست جوون های ما که از همون اول از دین زده نبودند اتفاقاتی افتاد و واکنش هایی رو از سمت دین دیدند که واقعا مال خود دین نبودند بلکه به خاطر همین انسان های جو زده بود که دیگه کلا از سمت دین و اینجور چیزا دور شدن و نمیخوان دیگه به سمت دین بیان و این هست واقعیبت زندگی جوان های ما.

گلاره مرشد نیا

فقط امیدوارم این افراد بتونن جواب خدا رو بدن این ها فکر میکنن که خیلی کارخوبی می کنن و خیلی دیگه بنده ی مخلصی هستند که این کارها رو میکنن اما نمیدونن که چقدر دارن به دین لطمه میزنند دوستان دین اسلام اینقدر منطق در خودش داره که به واسطه ی این افکار نادرست شما بخواد به مردم معرفی بشه و اینقدر میتونه دلیل مستند بیاره که دیگه دلیل های بی پایه و اساس شما رو نیاز نداشته باشه پس لاطفا از حوزه ی دین بکشید بیرون و در مورد دین این کار ها رو نکنید که هم به جامعه لطمه میزنید همه وجه ی دین رو خراب میکنید نزد بقیه که این اصلا کار درستی نیست.

نجفیان

البته من به شما بگم که وجه ی دین خراب نمیشه اما کمی کارش سخت تر میشه دین ما اینقدر زیبایی داره واینقدر خوبی در درون خودش داره که به واسطه ی این چیزها نخواهد که از چشم بقیه بیفته اما قطعا این گونه دیدگاه های احمقانه و ساده لوحانه به قول بقیه روی اون تاثیر میذاره و روی نظر جوون های ما به خصوص یک اثر خیلی بد خواهد گذاشت پس به امید اون روزی که همه ی این افراد ساده لوح به خودشون بیان و بدونن که به واسطه ی این کارها هیچ وقت به پیشرفت دین کمک نمی کنند بلکه باعث میشن که دین وجه ی خیلی بدی بگیره بین بقیه.

قاسم علیمردانی

من فکر میکنم این افراد میخوان که در هر چیزی یک نکته پیدا کنند که در مورد اون حرف بزنن و از اون برداشت دینی و معجزه وارانه داشته باشن در صورتی که شاید واقعا اینطور نباشه این افراد فقط این قصد رو دارن که از یک موضوع خاص بسازند و در مورد اون مدام حرف بزنن و قدرت اون رو ستایش کنن در صورتی که شاید یک مسئله ی ساده رخ داده بوده باشه اما این افراد به دلیل اینکه در بزرگ نمایی کردن یک مسئله ی پوچ تبهر خاصی دارن پس میان و شروع میکنن به حرف های نادرست زدن در مورد اون مسئله ی خاص و این ما هستیم که نباید به حرف های اونها توجه کنیم.

شکیب لاهیجانی

با سلام خب ما نباید به این افراداین میدون رو بدیم که بیان و این چنین حرف بزنن وقتی ما به حرف های اونها توجه میکنیم و در پاسخ اونها کلمات تاکیدی به کارم یبریم مثل چه جالب، نمیدونستم و این حرفا واقعا اونها فکر میکنند که حرفشون خیلی درست هست و سعی میکنند که اون رو بیشتر انتشار بدناما وقتی که اونها میان و این حرف ها روبه ما میزنن اگر ما توجه نکنیم و حتی در پاسخ به اونها از عبارات منفی به کار ببریم خب این آتش اشتیاق در وجود اونها خاموش میشه و دیگه اونها این قدر سعی نمیکنن که در مرود یک مسئله توضیحات زیادی به کار ببرن که اون توضیحات هم درست نیست.

حامد شهابیان

تنها کار این هست که ما حرف های اون اشخاص رو جدی نگیریم و از کنار حرفاشون بگذریم اگر ما توجه نکنیم خب دیگه اون افراد هم نمیان که اون حرف ها رو دوباره بزنن اما اگر این توجه به اونها بشه اونها بیشتر انرژی میگیرن و این دسته از افراد زیاد میشن که از حرف های پوچ میان و یک بت بزرگ درست میکنن به قول دیگر کاربران و میان و مدام در مورد اون صحبت میکنند و اون رو مورد ستایش و تعریف و تمجید قرار میدن این واقعا یک کار اشتباه هست وامیدوارم که این کار اونها اینثقدر گسترش پیدا نکنه که همه بخوان اون مدل کار رو انجام بدن.

یوسف

خب ما نباید این انرژی که شما میگید رو به اونها بدیم حرف های ما به عنوان یک محرک و نیروی انگیزاننده میتونه برای اونها کار کنه زمانی که میبینیم یک نفر داره اشتباه میکنه برای اینکه دل اون رو نشکونیم میایم و حرف های نادرست اون رو تایید میکنیم در صورتی که این کار یک ظلم بزرگ اول از همه به خود اون شخص هست اما اگر این توجه به اونها صورت نگیره و خیلی زود اون توجهی که اونها مایلش هستن رو دریافت نکنن از این کار خارج میشن و میرن سراغ کارهای بهتری تا شایعه پخش کردن یا حرف های نادرست زدن در مورد یک موضوع خاص.

سلیمان بیبیری

سلام مطمئن باشید که انجام میدن زمانی که بدونن بقیه بهشون توجه میکنن این توجه خیلی چیز مهمی هست اگر به اونها اون توجهی که میخوان نشه اونها دیگه میل و رغبتی ندارن که بخوان همون مسیر رو دوباره برن چون یمدونن که توجهی به حرف های اونها نمیشه خب الان خدوتون بشینید و کلاه خودتون رو قاضی کنید آیا چنین حرفی رو یک بچه ی 5 ساله هم میزنه؟ که یکی ریش هاش رو بره کوتاه کنه و چنین برداشت بزرگی بخواد از اون حرف ها بشه؟ نه قطعا پس اگر ما به حرف های اون ها توجه نکنیم اونها امکان این وجود داره که بخودشون بیان و نخوان که این کار های اشتباه رو دوباره تکرار کنند.

تورج

سلام به حضرت حاج فردوسی چقدر این حرف مضحک و مسخره بود واقعا یعنی نمی خوام ارزش ها رو پایین بیارم اما لحظه ای خودتون فکر کنید که این حرف رو چطور اومدن نقل کردن و اون روایت رو چطور نقل کردن واقعا به نظر من اینطور درست نیست و نباید به این شکل باشه علمای ما باید جلوی این کار رو بگیرن این مرید های ذوب مراد که شما می فرمایید باعث سست شدن پایه های دین میشن و خیلی زود همه از دین فراری میشن چون همین افراد حرفهایی رو در مورد دین میزنن که درست نیست و خیلی زود بر ملا میشه حقیقت مثل همین الان و فقط شاید بشه گفت که اعتبار دین به این شکل پایین میاد.

نادیا حسینی

سلام به شما ببینید اعتبار دین با این حرف ها پایین نمیاد چون بنیان گذاران دین ما افراد خیلی قوی ای بودن از جمله حضرت ابراهیم حنیف یا حضرت محمد این ها کسانی بودند که دین ما رو سر و سامان دادند پس به این راحتی ها پایه های اون سست نمیشه اما این رو قبول دارم که از اعتبارش کم میشه و این اعتبار خیلی چیز مهمی است و اگر یک بار دروغ برملا بشه دیگه نمیشه به منبعی که از اون دروغ ساخته شده اعتماد کرد به خصوص که افرادی که از خارج دین به این مسئله نگاه می کنند به کوته فکری اون افراد اشاره نمی کنند بلکه میگن دینشون رو ببین که به چه شکلی هست.

شهرام خدایاری

سلام آره درست می گید وقتی یک دروغ بر ملا بشه دیگه نمیشه به اون اعتماد کرد هب خصوص اگر از جهت دین باشه پس این افرادی که چنین حرف هایی رو میزنن و پخش میکنن باید این مسائل رو توجه داشته باشند به عنوان مثال چند وقت پیش هم حضرت حاج فردوسی نادرستی روایتی رو نقل کردن که داستان اون روایت از این اقراد بود که شخصی میاد و کاری میکنه و میگه کمه معجزه ی من از حضرت موسی بزرگ تر هست و نادرستی اون رو حضرت حاج فردوسی با دلایل منطقی با مدارک و منابع معتبر میگن اما من منظورم اینه که اینجور داستان ها رو لطفا نسازید که فقط دارید به جامعه ظلم میکنید.

حمید نیک منش

آره کاملا این کار ظلم به جامعه هست شما فکر کنید این افراد از خودشون که علم خاصی ندارند همون چیزی رو هم که ناقص یاد میگیرن هیچان زده میشن و شروع به گسترش اون میکنند و متاسفانه امروزه فضای مجازی زیاد شده و رسانه هم در دست اشخاصی قرار گرفته که زیاد علم خاصی ندارند اما خیلی زود هیجان زده میشن و یک مطلب رو منتشر میکنن که خیلی هم درست نیست به همین جهت از اونها باید واقعا خواهش کرد که این کار های نادرست خودشون رو ادامه ندن لحظه ای وارد منهاج فردوسیان بشن نه برای اینکه به یک منهاجی تبدیل بشن و بگن که ما میخوایم عقثاید خودمون رو به اون ها تحمیل کنیم اما لحظه ای بیان و در مورد اعتبار سنجی یک حرف نکاتی رو یاد بگیرن این واقعا به نفع خودشون بیشتر.

سودابه نصرتی

سلام نباید اینطوری هم بگید که پایه های دین سست میشه! پایه های دین به حرف دو مرید ذوب مراد به قول حضرت حاج فردوسی رهبر معنوی مشتاقان کمال و سعادت سست نمیشه بلکه اگر ما دامن بزنیم به حرف اونها این پایه ها سست میشه لحظه ای رو شما فکر کنید که ما بیایم و اون حرف ها رو جدی بگیریم و در همه جا از اون حرف ها استفاده کنیم کم کم این حرف ها تبدیل به باور میشن و کم کم جای خودشون رو در بین مسلمین باز میکنند در صورتی که یک حرف و باور کاملا احمقانه و غیر قابل پذیرش هست در هر صورت که من فکر می کنم باید به این مسائل توجه داشت.

کرامت صادقی

سلام با دامن زدن به حرف اونها که گفتید موافقم خبلی از افراد میان و به حرف اونها دامن میزنن البته منظور من از دامن زدن این هست که حرف همین مریده ای ذوب مراد رو پخش میکنن ودر موردش بحث می کنند خب وقتی که این کار انجام میشه اون افراد فکر میکنن که خیلی کار خوبی انجام دادن و دوباره هم مشغول به همین کار میشن ولی اگر بی توجهی بشه خیلی ساده این موضوع برطرف میشه و دیگه لازم نیست که ما کلی وقت خودمون رو بزاریم و در مورد این افراد ناآگاه صحبت کنیم و خیلی زود اون افراد هم به خودشون میان و دیگه اون مسیر اشتباه رو نمیرن.

نسرین

درود بر شما! کاش واقعا همینطور بود که میگین شما اما این افراد زمانی که ببینند کسی جلوشون مقاومت نمیکنه خیلی بیشتر از اینکه الان صحبت کردن حرف میزنن و باور های نادرست خودشون رو به خورد مردم میدن و اگر ما جلوی این افراد نایستیم و حرف اونها رو نقض نکنیم این افراد دیگه باورشون یمشه که حتما منطقشون درست هست و شروع به پخش کردن منطق خودشون میکنن در صورتی که واقعا به این شکل نیست و این اگر اونها یک ظلم بزرگ هست در حق جامعه پس ما نباید که در مقابل حرف اونها بدون واکنش باشیم.

شهاب اکبری

سلام نکته ی بیشتر حرف دوستمون این بودک ه توجه نکنیم به اون افراد یعنی اگر هم بحثی بود بیایم و بکنیم اما این طور نباشه که توجهی که اون افراد دوست دارن بهشون بشه رو ما بهشون بکنیم بلکه خیلی ساده و حتی با دید حماقت اون افراد بهشون نگاه کنیم تا متوجه این مسیر اشتباه خودشون بشن و بخوان که از این مسیر نادرست خودشون دست بکشن که چیزی جز گمراهی و تباهی به همراه نداره در هر جهت این افراد باید و باید به مسیر درست هدایت بشن وگرنه یک سم هستند برای جامعه ی مسلمین به خصوص که از یک مسئله ی مسخره مثل کوتاه کردن ریش اومدن ببین به چه چیز بزرگی اشاره کردن.

احمد رضا نجفیان

سلام این حرف رو نزنید که به این واسطه دیگه اعتبار دین از بین میره یا پایه های اون سست میشه اگر ما چنین افراد ساده اندیشی رو داریم در کنار همین افراد، اشخاصی هم هستند که به گسترش دین به روش کاملا درست کمک می کندن از جمله حضرت حاج فردوسی رهبر معنوی مشتاقان کمال و سعادت و این افراد طیف خیلی کمی از مسلمین رو میگیرن یا همون مریدان رو در صورتی که ما مرید هایی هم داریم که سطح علمیشون در سطح خود رهبر و استاد دینی هست پس این مورد رو هم باید بهش توجه کرد و تنها از یک وجه به مسئله نگاه نکرد.

کامبیز فرضیائی

کاش تعداد این افراد یعنی همون اشخاصی که مانند حضرت حاج فردوسی هستند بیشترو بیشتر بشه تا این گونه اشخاصی مثل همین مرید های ذوب مراد خیلی تعدادشون کمتر بشه به امید اون روز واقعا من نمیدونم که چطور باید در مورد این افراد صحبت کنم واقعا در ذهن اونها چی میگذره لحظه ای به صورت اون فرد نگاه نکردن که ببینن این ریش بنده خدا اصلاح شده یا نه اصلا تغیرات چهره ی اون رو ندیدن اون موقع اومدن و در مورد تغییرات محاسن اون حرف میزنن این واقعا مسخره هست و کاش بشه که دیگه از این افراد به ظاهر مرید نداشته باشیم چون واقعا به ظاهر مرید هستند وگرنه یک مرید واقعی اون هم از چنین علمای بزرگی قطعا این قدر سطح درک پایینی نداره.

نصرت کرامتی

کسی که بخود دین رو واقعا درک کنه به این شکل عمل نمیکنه به نظر من که بره چنین برداشتی رو بکنه اولین چیز در دین ما فکر میکنم پیدا کردن منابع معتبر هست در مرود یک حرف وگرنه که حرف رو هر کسی میتونه بزنه اما اینکه اون حرف چقدر اعتبار داره و چقدر دست هست رو باید در موردش بررسی کرد و اینکه این افراد چنین ساده لوحانه در مورد یک موضوع برداشت داشتن و اومدن حرف زدن یعنی اینکه در دین زیاد پیشرفتی نداشتن وگرنه که بیشتر سئوال میپرسیدن و بیشتر سعی می کردند که در مورد اون مسئله ی خاص حرف بزنن که به نتیجه گیری درستی برسن.

روح الله نظامی

خب دقیقا اون افراد الان هیجان زده میشن مثلا و همو نبرداشت اشتباه خودشون رو میان و به چند نفر دیگه هم میگن و همینطور ادامه داره و هیچ یک مسئله ی خیلی بزگر میسازن و در مرودش بحث میکنن دقیقا همینطوره و نباید به این شکل اتفاق بیفتهچ ون دین ما در خطر میشه و اون وقت هست که واقعا شاید دیگه دیر بشه برای اینکه بتونیم اون مسئله ی خاص رو درست کنیم و همینطور این مسئله ی اشتباه نمود پیدا میکنه و ادامه داره تا زمانی که دیگران حرف های ما رو نمیپذیرن و باور نمیکنن چون از دروغ هم یک چیز اونورتر هست این موضوع.

[…] جایی زیاد است که موجب کرامت‌تراشی می‌شود. در باره‌ی «دیده‌ی کرامت بین» در جایی دیگر با ذکر مثال، توضیح […]

محمود

داستان زیبایی بود برای اونایی خوبه که از بعضی ها برای خودشون خدا میسازن و همه جوره قبولش دارن در صورتی ک انسان هر لحظه امکان خطا کردن داره و فقط باید معصومين رو بی خطا بدونیم و بدون قید و شرط ازشون اطاعت کنیم

ریاض

درآوردن اینجور آدم ها از اشتباه و جهل کار به مراتب سخت تریه تازه اگر بعد از اون کامل ایمانشو از دست نده و مرتد نشه

محمد براتی

سلام خدممتون عرض میکنم و میخوام بگم که من تازه با وب سایت حاج فردوسی آشنا شدم اما اینقدر مطالب قشنگ و زیبایی در اون یافتم که از دل نمیام از اون خارج بشم و نخوام که این مطالب رو تا آخر مطالعه کنم.خیلی خوبه که مطالب به این زیبایی در اختیار دیگران به صورت رایگان قرار داده می شه چرا که به هر کدوم از اونها که بخوایم عمل کنیم زندگی ما 180 درجه تغییر میکنه و ما خیلی خیلی می تونم به کیفیت زندگی خودمون چیزی اضافه کنیم و بتوینم به هرآنجه که در زندگی خودمون میخوایم دست پیدا کنیم اما یک مسئله خیلی مهم هست که اونم اینه که ما می بایست دائما با این مطالب خودمون رو تغذیه کنیم و روحمون رو نسبت به دیروز خودمون قوی تر کنیم تا موانع راه به ما آسیبی نرسونن یا باعث نشن که ما توقف کنیم چرا که اگر این اتفاق بیفته ممکنه که ما از اون جایگاه قبلی هم که داشتیم بیشتر پایین تر بریم و این اصلا به نفع ما نیست. عده ای میان از این مطالب میخونن، استفاده میکنن و بعد رها می کنند ممکنه که برای اونها نتایج لحظه ای به وجود بیاد اما این نتایج موندگار نخواهند شد چرا که همونطور که چسم ما نیاز داره که هرروز غذا بخوره تا قوی بشه و بتونه دوام بیاره روح هم همینطور هست و باید تغذیه بشه و چه چیزی بهتر از مطالب این وب سایت که بخوایم به واسطه ی اونها راح خودمون رو تغذیه کنیم و از این دانش زیبایی که حاج فردوسی عزیز در اختیار ما قرار می دن نهایت استفاده رو بکنیم . هر مقاله رو چندین و چند دفعه بخونیم تا بتونیم منظور ایشون رو کامل درک کنیم، کامنت ها رو مطالعه کنیم تا با نظر افراد دیگه آشنا بشیم و در نهایت همه ی این ها باعث خواهد شد که ما به همون انتهای مسیر یعنی کرامت دست پیدا کنیم.

کمالی

خاستم خدمت دوستمون بگم ک مطالبی که اینجا گذاشته میشه فقط بخش کوچکی از منهاج فردوسیان است اگر واقعا میخاید که منهاجی بشید باید کتاب های حاج فردوسی رو مطالعه کنید و اون وقت متوجه میشید که چقدر توی زندگیتون تاثیر میزاره

ندا الهیه

کرامت را انسان می تواند در وجود خویش دریابد با نظاره کردن قوانین طبیعت و جهانی که در ان خلق شده و خداوند او را برای کسب تتجربه در ان قرار داده است . خداوند انسان را اشراف مخلوقات آفرید و بر او قدرت تعقل و اندیشه را عطا فرمود پس راز رستگاری و سعادت و کرامت در همین ابزار است یعنی تعقل و اندیشه و شخصی که خواهان آن است که مسیر کرامت را بپیماید می بایست از این ابزار بیشترین استفاده را نماید.
گاهی انسان آنقدر دغدغه ذهنی پیدا میکند و مسائل و مشکلاتش زیاد می شود که از کرامت دوری می کند و یا از ان فاصله می گیرد ولی انسان می بایست این را در ذهن خود ماندگار کند که این زندگی گذراست و خیلی زود می گذرد پس چه خوب که این کرامت حفظ شود و خوشبختی او به دلیل نبود کرامت از بین نرود چرا که زندگی بدون کرامت قطعا بیراهه نسیبش می شود و آدمی نمی تواند بدون داشتن کرامت به درستی مسیر زندگی را بپیماید.
زندگی انسان ارزشی فوق العاده دارد که گاه او از این ارزطش غافل می شود اما راز سعادت در همین است که انسان دائما این موضوع را به خود یادآوری کند و هرروز به خود بگوید که چطور می توانم این ارزش را بیشتر و بیشتر کنم به نحوی که بتوانم در همان مسیر سعادتی که انسان را به خداوند نزدیک می کند قدم بگذارم و آن را بپیمایم.
دوستان خوبم ما می توانیم کرامت خود را بیشتر کنیم ، کرامت از دست رفته خود را بازگردانیم تا در نهایت به خداوند برسیم اما هرگز فراموش نکنید که خداوند از ما دور نیست و از رگ گردن به ما نزدیک تر است پس اگر در قعر این مسیر قرار دارید ناامید نشوید .بخواهید و حرکت کنید . قطعا خداوند به کسانی که حرکت می کنند برکت خواهد داد.
موفق باشید

محسن ضیائی

با سلام جدای از نظراتی که دوستان فرمودند من نکته ای دیگر بر این مقاله کشف کردم که گفتنش خالی از لطف نیست و می تواند تاثیر گزار باشد و آن هم این است که چرا واقعا ما در جایی که لازم است سوال نمی پرسیم تا بسیاری از ابهامات برطرف شوند تا دیگر به شیوه ی ابتدایی خود به مسائل نظار نکنیم و بتوانیم به دید عقلانی و درست آن را مشاهده کرده و برداشت خود را از آن ذکر کنیم.
اینکه بسیاری از افراد بدون سئوال پرسیدن و درست تشخیص دادن مسائل ظهار نظر می کنند بسیار امری ناشایست است چرا که باعث می شود که همان مسئله به ظاهر کوچک زمانی آنقدر بزرگ شود که مسیر افکار عمومی را تغییر بدهد حال من از منظر این داستان و محتوای آن به موضوع نگاه نمی کنم بلکه از دیدی بزرگتر آن را می بینم که سعی دارم را بیان کنم.
در هر صورت این هم مهارتی هست که به ما به درستی آموزش داده نشده و با برخورد به یک موضوع به راحتی در دل خود نسبت به آن قضاوت کرده و این قضاوت را حتی به دیگران هم انتقال می دهیم بدون آنکه فکر کنیم عواقب آن چه خواهد شد و چه پیشامد هایی برای ما به ارمغان خواهد آورد پس فکر کردن در این زمینه و بر روی این موضوع خیلی می تواند به ما کمک کند که بهتر زندگی کنیم و بهتر مسائل را حل کنیم و بر مسائلی که به پیش روی ما می آیند راه چاره سازیم.
در نهایت از انتشار این مقاله زیبا ممنون و سپاس گذارم که باعث شد من نسبت به این موضوع کمی عمیق تر فکر کنم و باعث شد که نظر خود را در این بخش ذکر کنم و در این بحث جمعی شرکت نموده و به اندازه ی خود برداشتم را نسبت به این مسئله بیان نمایم.
موفق باشید

ناصر محمدی

سلام میکنم خدمت تمامی کاربرانی که در این وب سایت با نظرات خود به مقالات بسیار زیبای جناب حاج فردوسی چاشنی هایی را اضافه می کنند که بسیار شیرین و دلپسند می شود و باعث آن خواهد شد که من و کسانی مانند مانند من ساعت ها بر پای کامنت ها و مقالات بنشینیم و آنها را بخوانیم و از خواندن آنها لذت ببریم و علاوه بر این موضوع بتوانیم از انها درس و عبرت زندگی بیاموزیم و مسیر رسیدن به خداوند و جاده کمال را به شیوه ای آسانتر بگذرانیم.
قطعا موانع و مشکلات در زندگی ما وجود دارند چرا که تضاد ها بخشی از زندگی انسان ها هستند واگر نباشند زندگی انسا نرنگ و بویی نخواهد داشت اما اینکه چگونه بآ آنها برخورد کرد بسیار مهم است.یکی از وسایل و ابزارهای برخورد با آنها آموزه های دینی و به کاربردن آنها در زندگی است. اگر بتوان از اموزه های دینی به نحو احسنت استفاده کرد سعادت دنیا و آخرت برای ما به وجود خواهد شد و ما می توانیم بندگی خداوند را به معنای کامل آن انجام دهیم.
این وب سایت این امر را برای ما سهل و آسان کرده است و این بزار را در اختیار ما قرار داده که به واسطه ی آن بتوانیم بر این تضاد ها غلبه کرده، راه از بین بردن آن را پیدا کرده و در نهایت با نهایت راحتی آنها را از بین ببریم.
اگر از حوضه دین و مذهب به مسائل زندگانی نظاره شود مشاهده خواهد شد که چه میزان این مشکلات حل شدنی و ساده هستند و چقدر ما آنها را بر خود سخت می گرفتیم و غیر قابل حل می پنداشتیم و دلیل این امر تنها آن است که نتوانتیم از منطقی درست بر آن وارد شویم و بتوانیم آن را برای خود حل نمایم.
در نهایت آرزوی خرسندی و خوشحالی برای تک تک شما عزیزان می نمایم.موفق باشید

ساینا احمدی

با عرض سلام و خداقوت من کاملا متوجه منظور دیده کرامت بین نشدم آیا منظور همان دیدن محاسن دیگران است؟
اگر به این منظور است که می توان در دو جهت بر این داستان نظر کرد.
جهت اول آن است که این شخص که نسبت به جناب علامه اینگونه صحبت کرد نشان می دهد که چقدر نسبت به او ارادت دارند و چقدر نسبت به روحانیون احترام قائل هستند و آنها را دوست دارند تا حدی که خود را در فرش می دانند و روحانیون را در عرش و دو جنبه مثبت و منفی دارد جنبه مثبت آن است که اگر روحانیون مسیر پیامبر اسلام را در پیش گرفته باشند خب کسانی که از ایشان الگو می گیرند قطعا نهایت برای آنها سعادت خواهد بود اما جنبه منفی آن است که همانطور که در کامنت دیگر دوستان خواندم شخص خود را خیلی کوچک می شمارد و دیگران را بزرگ کهاین نشانه کمبود احترام برای شخص خود می باشد.
و جهت دوم این است که قبل از هر چیز می بایست تعقل در امر نمود ! یعنی آنکه قبل از هر چیزی و هر کاری فکر کرد در مورد آن تا اشتباه رخ ندهد که این شخص اینکار را انجام نداد و نشان دهنده ی آن است که آموزه هایی که به آن شخص انجام میشده غیر اصولی بوده است چرا که اول باید به او آموزش دهند در مورد یک کار فکر کند تا مسائل دیگر. متاسفانه چنین افرادی هم در جامعه ما زیاد دیده می شوند و بنا بر همین قضاوت های اشتباه شایعاتی بزرگ در جامعه به راه می اندازند که اگر کسانی که در مقام آموزگار هستند مانند منبر نشینان و … این مسئله را بر آنها و مردم ذکر کنند قطعا بروز چنین اشتباهاتی کمتر خواهد شد.
موفق باشید

نازنین کرمانی

سلام خدمت حاج فردوسی عزیز ببخشید من خیلی به دین و اینجود موارد اعتقاد دارم اما یه مسئله ای هست که خیلی ذهن من رو درگیر کرده و نمی تونم از ذهنم بیرونش کنم چون دلیل منطقی برای اون پیدا نمی کنم ممنون میشم از شما اگر میتونید کمکم کنید واگر دوستان جوابی منطقی دارن ارائه بدن.
اون هم این هست که اون همه حدیث و اون همه روایت از ائمه و … از کجا میاد؟ هر سال هزاران تا داستان مختلف در مورد پیامبرا و امام ها برای ما میان و میگن. آخه هر چی باشه پیامبرا و امام های ما مربوط به یک کشور دیگه هستن و تاریخ یک کشور دیگه رو ما داریم بررسی میکنیم. ما از تاریخ کشور خودمون از چهارصد شال پیش شاید کمترین منابعی داشته باشیم که حال و هوای اون زمان رو برای ما تشریح کنه اما از زمان امام ها تا غذا خوردن پیامبر رو هم روایت داریم و داستان تعریف میکنند برامون این واقعا من رو به خودش درگیر کرده که چطور ممکنه !
اگر امکان داره لطفا پاسخ من رو بدید ممنون میشم چون واقعا مسئله ای هست که برای من به وجود اوده و همیشه میگن که سوال پرسیدن عیب نیست ندونستنه که عیبه و من فقط جهت دونستن سوال رو پرسیدم نه در جهت ایجاد شبهه و بر هم زدن افکار مذهبی مردم چرا که خیلیا میگن این موضوع رو و واقعا من نمی تونم نسبت به این مسئله واکنش نشون ندم و همینطور بزارم داخل ذهنم به عنوان یه مسئله ی حل نشده بمونه چون اینجور شخصیتی ندارم پس اگر به من کمک کنید و به من توضیح بدید این مسئله رو کمک خیلی زیادی به من کردید و ممکنه این چالش ذهنی برای خیلی از افراد فعال در این سایت وجود داشته باشه پس این مسئله برای اونها هم حل خواهد شد.
متشکرم ازتون

روح الله

با سلام نکته ای در میان مقاله شما بود که خیلی من را به فکر فرو برد و آن هم این بود که شما فرمودید که ما در صدد برطرف کردن بد هایمان هم نیستیم و این برای من کمی دارای شبهه بود برای همین دوست داشتم که در این مورد کمی بحث کنم و نظر خود را اضافه بر صحبتی که شما فرمودید ذکر کنم و آن هم این است که انسان با انسان دیگر متفاوت است! انسان ممکن الخطاست و می تواند خطایی را انجام دهد و تا آخر عمر این ویژگی با او خواهد بود اما این نیست که دیگر نتواند او بدهایی که جلوی روی اوست را برطرف کند.
بگذارید مثالی بزنم که کمی مسئله ای که میخواهم ذکر کنم روشن تر باشد.
شخصی هرروز به مجالس مختلف می رود و از دیگرانی که در آن مجلس حضور ندارند مداوم غیبت می کند اما خود او هم می داند که این غیبت کردن کاری ناپسند است و سعی می کند هرروز مقداری از این ویژگی بد خود بکاهد و آنقدر روی خود کار می کند که در نهایت دیگر غیبت نخواهد کرد .خب این نوعی برطرف کردن بدی است و نمی توان گفت که او نمی تواند حتی در صدد برطرف کردن همین بدی باشد و دلیل آنکه گفتم انسان ممکن الخطاست برای همین است که ممکن است او در آینده دوباره غیبت کند و این به خاطر همان فطرت و ذاتی است که انسان دارند و دائما نمی تواند در همه جا یک رنگ باشد اما می تواند حداقل سعی خود را بکند.
به همین جهت میخواستم پیشنهاد بدهم که در متن مقاله تغییری به وجود بیاید و البته که ممکن است شما دلیلی مستحکم تر داشته باشید مبنی بر این موضوع پس نمی توان این موضوع را فقط از این جهت نظاره کرد.
از شما برای وب سایت خوبتان سپاس گذارم .شاد باشید

زانیار احمدی

با عرض سلام داستان بسیار زیبا و دارای نکات اخلاقی خیلی زیبایی بود و بله متاسشفانه به همین شکل است و اما من میخواهم نکته ای دیگر در این داستان که خود کمی به آن اندیشیدم ودریافتم را ذکر کنم و آن نکته این بود که بسیاری از ما دیگران را به خود برتری می دهیم در صورتی که فقط خداوند است که بر انسان برتر است و خیلی از انسان ها محاسن خویش را نمی یابند ودائما بدی هایشان در پیش رویشان است که این بسیار بد است چرا که کسی که نتواند خوبی و حُسن را در خود ببیند قطعا در بقیه هم نخواهد دید و این طرق بندگی می تواند مقصدش بیراهه باشد . زمانی که آن شخص گفت ببین فلانی کجاست و ما کجا یعنی در خود آنقدر توانایی نمی بیند که بتواند روزی در این جایگاه آماده شود و البته که جناب علامه ممکن است از علم بسیار برخوردار باشد اما خود آن شخص هم ویژگی های بسیار خوبی دیگری داشت که اگر کمی دقت می کرد و به جای توجه دائم به خوبی های دیگران کمی هم به خوبی های خود می نگریست قطعا می توانست آن ها را ببینید و این سخن را به زبان نیاورد. والبته که ممکن است قصد ایشان نشان دادن کرامت جناب علامه باشد اما اگر به صورت ریشه ای بررسی شود ممکن است در نهایت به این مسئله برسیم و این برای من واقعا جای تامل داشت و دوست داشتم که آنم را با شما و دیگر دوستان نیز در میان بگذارم و امیدوارم که برای شما هم مثمر ثمر واقع شود چرا که احساس کرامت و ارزشمندی انسان نزد خود می تواند او را به عرش برساند و هیچ یک از بندگان خداوند در پیشگاه او از دیگری جلوتر نیست وبه همه ی ما یک میزان عقل و هوش داده شده است اما اینکه چقدر از ان استفاده کنیم مهم است .

زهرا نوروزی

کرامت به معناى دورى از پستى و فرومایگى است و روح بزرگوار و منّزه از هر پستى را کریم گویند.
کرامت در مقابل دنائت، ذلّت و خوارى است و براى رسیدن به قلّه بلند کرامت باید به سلاح تقوا و پرهیزگارى مجهّز گشت ولی آیا کرامت میتواند مایه ذلت شود؟؟؟

آیلین

با عرض سلام و خدا قوت خدمت شما دوست بزرگوارم. همانطور که فرمودید کرامت به معنای دوری از پستی و فرمایگی است و همچنین کرامت با دنائت رابطه ای کاملا متضاد دارد . و کرامت در انسان باعث می شود که او عزت نفس داشته باشد و سلاح ایمان را جایگزین ترس نماید در کارها و امور مختلف که توضیح این مسئله در اینجا نمی گنجد اما از انجا که فرمودید که کرامت مایه ذلت می شود تا آنجا که من اندیشیدم نتوانستم دلیلی بر این امر بیابم چرا که کرامت کاملا معنایش مشخص است و باعث می شود که انسان به سربلندی برسد نه فرومایگی .
اما مشکل آنجاست که انسان کرامت را با غرور اشتباه بگیرد اما غرور چه رابطه ای با این موضوع دارد؟
انسانی که کریم است با توجه به معنای شما از واژه کریم دارای روح منزه و بلند مرتبه است امام شکل آنجاست که شخصی فقط فکر کند که اینگونه است در صورتی که در واقعیت هیچگونه از نشانه های کرامت را ندارد و دارا نیست اما با خود چنان می اندیشد که شخصی دارای کرامت اخلاقی، فکری و … است و خود را انسانی کریم می شناسد، در اینجا است که می توان گفت کرامت به راستی مایه ذلت آدمی می شود چرا که معنای او از کرامت نادرست است یا پرده ای بر جلوی جشمان شخص گرفته شده که نمی تواند واقعیت را ببینید و با همین تعریفی که از خود دارد در مجالس مختلف ممکن است حرمت را بشکند و در اینجاست که او ذلت خواهد کشید.
در نهایت می توان گفت که اگر به اینگونه بخواهیم به کرامت نظاره کنیم به این تعریف می رسیم و اگر به معنای واقعی آن بخواهیم نگاه کنیم خیر! من فکر میکنم که کرامت مایه ذلت نخواهد شد.
در پناه الله یکتا، شاد، سالم، سعادتمند در دنیا و آخرت باشید

زهرا نوروزی

ممنون از پاسخ کاملتون ولی در این داستان اون فرد حس میکنم دچار یک ذلتی شد بر مبنای کرامت و تصوراتی که از طرف مقابل داشت این بود ک منو دچار مشکل کرد و به فکر فرو برد و باعث مطرح کردن این سوال شد

محسن احمدی

داستان شیرینی بود و البته مفید مرسی از تذکر هوشمندانه و ظریفتون

آیلار صمیمی

با سلام من هم موافقم داستانی آموزنده بودو می توان از ان پند های مختلفی گرفت که می تون در کامنت های کاربران و دوستان مشاهده کرد .وجود چنین داستان هایی باعث می شود که آدمی مسیر زندگی خود را بیابد و به سوی آن حرکت کند و اشخاصی مانند حاج فردوسی مانند مشعل راه عمل می کنند و راه را برای ما روشن می کنند تا ما به سوی رستگاری وسعادت حرکت کنیم و البته که موانع راه با خود ماست و ما خود می بایست موانع را از بین ببریم و هیچ کس غیر از خود ما نمی تواند به ما کمک کند چرا که آنها به جای ما زندگی نمی کنند پس اگر مایل هستیم که در این مسیر قدم بگذاریم می بایست که بر صبر و اراده خود بیفزاییم و بدانیم که ممکن است تله هایی در مسیر وجود داشته باشد، مسیر های گمراه کننده بسیار بر سر راه بیابیم و … اما اینجاست که می توانیم از ان مشعل که در قبل گفتم استفاده کنیم و آن همان استفاده از دانش و تجربیات این اشخاص است که بسیار می تواند ما را در این مسیر همراهی کند و نحوه به کاربردن این دانش هم بسیار مهم است ممکناست برخی به معنای واقعی آن پی ببرند و کاری که درست است را انجام بدهند اما برخی دیگر معنایی که خود دوست دارند را از ان برداشت می کنند نه معنای واقعی آن را و در نهایت با مشکل رو به رو خواهند شد پس می بایست به این موضوع توجه بسیار کردو تاکید بسیار برروی آن داشت که مبادا در طول مسیر این مشعل را از دست بدهیم یا نورش کم شود چرا که با هر کدام از این کارها میزان رسیدن ما به انتهای راه خیلی دشوار خواهد شد .
در آخر ممنونم از حاج فروسی عزیز که این وب سایت را راه اندازی کردند.شاد و موفق باشید

محسن احمدی

ممنون دوست عزیز از توجهتون به کامنت من و توضیح مفصل و زیباتون

دنیا

اسلام مکتبی است که برای انسان، افزون بر کرامت اکتسابی، به کرامت ذاتی قایل است و آن را مبنای عدالت، آزادی و صلح در جهان می‌داند، هرچند انسان، بتواند این حیثیّت را برای خویش درک نماید، آموزه‌های دینی نقش مهمّی در بنیان‌گذاری اندیشه کرامت ذاتی انسان داشته است.شاید برداشت غلط از این آموزه ها باعث چنین اشتباهی در این فرد شده

جابر

یکی از مباحث مهم در حوزه انسان‌شناسی، کرامت انسان است. از آنجا که امروزه کرامت انسانی با مباحث حقوق بشر رابطه‌ای ناگسستنی یافته است، تحلیل و تبیین آن در چارچوب قرآن کریم امری ضروری است.

نادری

کاملا درسته از نظر من هرچیزی که در چهار چوب قرآن کریم بیان شود صحیح و درست است و تناقضی در آن راه ندارد و قبول مطالبی ک اساس آن قرآن است راحت تر و قابل اعتماد تر است.

مهدی یار

داستان زیبایی بود نکته ظریفی داشت و مفید بود.
التماس دعا

زهیر

ممنون از تذکرتون حتما اعمال خواهد شد

احمد

چه جالب مرسی از توصیه خوبتون

fa فارسی
X