۲۵ دی

نگاهی به ازدواج موقت در مذاق منهاج فردوسیان

شایسته دیدم قسمتی از روایات رسیده از استادان منهاج فردوسیان (علیهم‌السلام) را برای روشن شدن رفقای منهاجی در رابطه با ازدواج موقت بازگو کنم، شاید اثر کلام اولیای دین، تعصب جاهلی عمری را از دل‌های شیعیان مولا برکند و سنت را به جای بدعت قبول کنند. (اللهم تقبّل منّا)
در منهاج فردوسیان، همیشه «مذاق منهاج فردوسیان» منتهی به استجماع یک قاعده‌ی نظری یا قانون عملی می‌شود. آنچه دستمایه‌ی قانون ۸۰۹ شده که می‌گوید: «در منهاج فردوسیان،‌ به ازدواج موقت کردن، اهمیت می‌دهند» به شرح زیر است. البته توجه داشته باشید که این، همه‌ی مذاق منهاج فردوسیان درباره‌ی موضوع ازدواج موقت نیست بلکه قسمت دیگری از مذاق منهاج، منتهی به این قوانین شده است:
قانون ۸۱۰: «در منهاج فردوسیان،‌ زنان با ایمان و پاکدامن را برای ازدواج موقت بر می‌گزینند» و قانون ۱۱۳۸: «در منهاج فردوسیان،‌ در ازدواج موقت، زیاده‌روی نمی‌کنند».
برادران و خواهران منهاجی، بعد از خواندن تمام این روایات، باید قانون ۸۰۹ را نتیجه بگیرند.

حدیث: قَالَ الصَّادِقُ (علیه‌السلام): «إِنَّ اللَّهَ تَبَارَک وَ تَعَالَى حَرَّمَ عَلَى شِیعَتِنَا الْمُسْکرَ مِنْ کلِّ شَرَابٍ وَ عَوَّضَهُمْ مِنْ ذَلِک الْمُتْعَهَ»
ترجمه: خدای تبارک و تعالی هرگونه نوشیدنی مست‌کننده را بر شیعیان ما حرام کرده و به جایش، ازدواج موقت را مقرر فرموده است.
منابع: رساله المتعه/ شیخ مفید/ ۷؛ خلاصه الإیجاز/شیخ مفید/۴۲؛ من لایحضره الفقیه/ شیخ صدوق/ /۳/۴۶۷؛ وسائل ‏الشیعه/ محدث عاملی/۲۱/۷؛ مستدرک الوسائل/ محدث نوری/۱۴/۴۵۲؛ بحار الأنوار/۱۰۰/۳۰۶.

حدیث: قَالَ الباقِرُ (علیه‌السلام): «إِنَّ اللَّهَ رَأَفَ بِکمْ فَجَعَلَ الْمُتْعَهَ عِوَضاً لَکمْ مِنَ الْأَشْرِبَهِ»
ترجمه: خدا بر شما رأفت آورد، پس ازدواج موقت را به جای نوشیدنی ها[ی حرام] برای شما قرار داد.
منابع: الکافی/ محدث کلینی/ ۸/۱۵۱؛ وسائل ‏الشیعه/ محدث عاملی/۲۱/۷.

حدیث: جَاءَ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ عُمَیرٍ اللَّیثِی إِلَى أَبِی جَعْفَرٍ (علیه‌السلام) فَقَالَ: مَا تَقُولُ فِی مُتْعَهِ النِّسَاءِ؟ فَقَالَ: «أَحَلَّهَا اللَّهُ فِی کتَابِهِ وَ عَلَى سُنَّهِ نَبِیهِ فَهِی حَلَالٌ إِلَى یوْمِ الْقِیامَهِ».
فَقَالَ: یا بَا جَعْفَرٍ مِثْلُک یقُولُ هَذَا وَ قَدْ حَرَّمَهَا عُمَرُ وَ نَهَى عَنْهَا؟!
فَقَالَ (علیه‌السلام): «وَ إِنْ کانَ فَعَلَ» فَقَالَ: فَإِنِّی أُعِیذُک بِاللَّهِ مِنْ ذَلِک أَنْ تُحِلَّ شَیئاً حَرَّمَهُ عُمَرُ. فَقَالَ لَهُ: «فَأَنْتَ عَلَى قَوْلِ صَاحِبِک وَ أَنَا عَلَى قَوْلِ رَسُولِ اللَّهِ (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) فَهَلُمَّ أُلَاعِنْک أَنَّ الْحَقَّ مَا قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) وَ أَنَّ الْبَاطِلَ مَا قَالَ صَاحِبُک».
ترجمه: یکی از مخالفین (به نام عبد الله بن عمیر لیثی) به نزد اما باقر (علیه‌السلام) آمد و عرض کرد: درباره‌ی متعه‌ی زنان چه می‌گویی؟
حضرت فرمودند: خدا آن را در کتابش و همچنین بر سنت پیامبرش حلال ساخته، پس تا روز قیامت حلال است.
[آن مرد] گفت: ای ابوجعفر آیا شخصیتی مثل تو چنین حرفی می‌زند [و چنین فتوایی می‌دهد] در حالی که عمر آن را حرام کرده و از انجامش نهی نموده است؟!
حضرت فرمودند: هر چند که آن شخص، چنین کاری کرده باشد [ولی باز هم من بر نظر خویش هستم]
[آن مرد] گفت: تو را به پناه خدا می‌سپارم از اینکه حلال بدانی چیزی را که عمر حرام کرده است.
حضرت فرمودند: تو بر رأی و فتوای یار خویش [یعنی عمر بن خطاب] باش و من بر رأی رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) هستم. پس بیا با هم ملاعنه کنیم (یعنی یکدیگر را لعنت کنیم) بر این اساس که حق آن است که رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) فرموده‌اند و باطل آن است که صاحب تو (عمر بن خطاب) می‌گوید.
منابع: الکافی/ محدث کلینی/ ۵/ ۴۴۹؛ تهذیب الاحکام/ شیخ طوسی/ ۷/۲۵۰؛ وسائل ‏الشیعه/ محدث عاملی/ /۲۱/۶.

حدیث: قَالَ الصَّادِقُ (علیه‌السلام): «الْمُتْعَهُ نَزَلَ بِهَا الْقُرْآنُ وَ جَرَتْ بِهَا السُّنَّهُ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم)»
ترجمه: [حلال بودن] ازدواج موقت در قرآن آمده و سنت رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) بر آن جاری شده است.
منابع: الکافی/ محدث کلینی/ ۵/ ۴۴۹؛ تهذیب الاحکام/ شیخ طوسی/ ۷/ ۲۵۱؛ الإستبصار/ شیخ طوسی/ ۳/ ۱۴۱؛ وسائل ‏الشیعه/ محدث عاملی/ ۲۱/ ۶.

حدیث: قَالَ الصَّادِقُ (علیه‌السلام): «لَیسَ مِنَّا مَنْ لَمْ یؤْمِنْ‏ بِکرَّتِنَا وَ لَمْ یسْتَحِلَّ مُتْعَتَنَا»
ترجمه: از ما نیست کسی که به رجعت ایمان نداشته باشد و ازدواج موقت را حلال نشمارد.
منابع: وسائل ‏الشیعه/ محدث عاملی/ ۲۱/ ۷؛ بحار الأنوار/ علامه مجلسی/ ۵۳/ ۹۲.

حدیث: عَنْ الصادقِ (علیه‌السلام) قَالَ: ذَکرْتُ لَهُ الْمُتْعَهَ أَ هِی مِنَ الْأَرْبَعِ؟ فَقَالَ: «تَزَوَّجْ مِنْهُنَّ أَلْفاً فَإِنَّهُنَّ مُسْتَأْجَرَاتٌ»
ترجمه: راوی می‌گوید از امام صادق (علیه‌السلام) پرسیدم: آیا متعه [یعنی زنی که به صورت موقت به عقد کسی در آمده] جزء [سهمیه ی] چهار زن حساب می‌شود؟ فرمودند: [نه] هزار تا [همزمان] بگیر [اشکال ندارد] چون آنها اجاره‌ای هستند.
منابع: الکافی/ محدث کلینی/ ۵/ ۴۵۲؛ وسائل ‏الشیعه/ محدث عاملی/ ۲۱/ ۱۸.

حدیث: أَبِی بَصِیرٍ قَالَ سُئِلَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (علیه‌السلام) عَنِ الْمُتْعَهِ أَ هِی مِنَ الْأَرْبَعِ؟ فَقَالَ: «لَا وَ لَا مِنَ السَّبْعِینَ»
ترجمه: ابوبصیر می‌گوید: از امام صادق (علیه‌السلام) پرسیدم آیا متعه، جزء چهار زن [که نهایت سهمیه‌ی هر مرد است] محسوب می‌شود؟ فرمودند: نه و جزء هفتاد تا هم محسوب نمی شود [یعنی هفتاد زن موقت هم بگیری جایز است]
منابع: الکافی/ محدث کلینی/ ۵/ ۴۵۱؛ من لایحضره الفقیه/ شیخ صدوق/ ۳/ ۴۶۱؛ تهذیب الاحکام/ شیخ طوسی/ ۷/ ۲۵۸؛ الإستبصار/ شیخ طوسی/ ۳/ ۱۴۷؛ رساله المتعه/ شیخ مفید/ ۷؛ خلاصه الإیجاز/ شیخ مفید/ ۵۲؛ وسائل ‏الشیعه/ محدث عاملی/ ۲۱/ ۱۹؛ مستدرک الوسائل/ محدث نوری/ ۱۴/ ۴۳۰؛ بحار الأنوار/ علامه مجلسی/ ۱۰۰/ ۳۰۹.

حدیث: قَالَ الباقِرُ (علیه‌السلام): «… وَ لَهُ أَنْ یتَمَتَّعَ إِنْ شَاءَ وَ لَهُ امْرَأَهٌ وَ إِنْ کانَ مُقِیماً مَعَهَا فِی مِصْرِهِ»
ترجمه: هر کس بخواهد می‌تواند ازدواج موقت کند هر چند زن [دائم] داشته باشد و زنش با او در همان شهر مقیم باشد [و دسترسی جنسی به او داشته باشد].
منابع: من لایحضره الفقیه/ شیخ صدوق/ ۳/ ۴۶۴؛ وسائل ‏الشیعه/ محدث عاملی/ ۲۱/ ۲۳.

حدیث: عَنْ بَکرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِی‏ عَبْدِ اللَّهِ (علیه‌السلام) قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الْمُتْعَهِ، فَقَالَ: «إِنِّی لَأَکرَهُ لِلرَّجُلِ الْمُسْلِمِ أَنْ یخْرُجَ مِنَ الدُّنْیا وَ قَدْ بَقِیتْ عَلَیهِ خَلَّهٌ مِنْ خِلَالِ رَسُولِ اللَّهِ (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) لَمْ یقْضِهَا»
ترجمه: راوی می‌گوید از امام صادق (علیه‌السلام) درباره‌ی ازدواج موقت پرسیدم، فرمودند: نمی پسندم برای مرد مسلمان که از دنیا خارج شود و بر او یک صفت [و ویژگی] از صفات [و ویژگی های] رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) باقی بماند که انجامش نداده باشد. [یعنی نمی پسندم که متعه نکرده از دنیا برود]
منابع: من لایحضره الفقیه/ شیخ صدوق/ ۳/ ۴۶۳؛ وسائل ‏الشیعه/ محدث عاملی/ ۲۱/ ۱۲.

حدیث: قَالَ الصَّادِقُ (علیه‌السلام): «إِنِّی لَأَکرَهُ لِلرَّجُلِ أَنْ یمُوتَ وَ قَدْ بَقِیتْ عَلَیهِ خَلَّهٌ مِنْ خِلَالِ رَسُولِ اللَّهِ (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) لَمْ یأْتِهَا» فَقُلْتُ: فَهَلْ تَمَتَّعَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم)؟! قَالَ: نَعَمْ وَ قَرَأَ هَذِهِ الْآیهَ «وَ إِذْ أَسَرَّ النَّبِی إِلى‏ بَعْضِ أَزْواجِهِ حَدِیثاً إِلَى قَوْلِهِ ثَیباتٍ وَ أَبْکاراً»
ترجمه: امام صادق (علیه‌السلام) فرمودند: البته نمی پسندم برای مرد [مسلمان] که بمیرد و بر [عهده ی] او صفتی از صفات رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) مانده باشد که بجا نیاورده باشد. [با تعجب] پرسیدم: آیا رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) ازدواج موقت کردند؟!
فرمودند: آری و این آیه را تلاوت نمودند: «و چون پیامبر با یکى از همسرانش سخنى نهانى گفت و همین که وى آن را [به زن دیگر] گزارش داد و خدا [پیامبر] را بر آن مطلع گردانید [پیامبر] بخشى از آن را اظهار کرد و از بخشى [دیگر] اعراض نمود پس چون [مطلب] را به آن [زن] خبر داد وى گفت چه کسى این را به تو خبر داده گفت مرا آن داناى آگاه خبر داده است. اگر [شما دو زن] به درگاه خدا توبه کنید [بهتر است] واقعا دلهایتان انحراف پیدا کرده است و اگر علیه او به یکدیگر کمک کنید در حقیقت ‏خدا خود سرپرست اوست و جبرئیل و صالح مؤمنان [نیز یاور اویند] و گذشته از این فرشتگان [هم] پشتیبان [او] خواهند بود. اگر پیامبر شما را طلاق گوید امید است پروردگارش همسرانى بهتر از شما مسلمان مؤمن فرمانبر توبه کار عابد روزه‏دار بیوه و دوشیزه به او عوض دهد». (سوره‌ی تحریم/ آیات ۳ تا ۵) [یعنی این آیه و رازی که پیامبر با بعض همسرانشان فرمودند، جریان ازدواج موقت آن حضرت بود]
منابع: من لایحضره الفقیه/ شیخ صدوق/ ۳/ ۴۶۶؛ وسائل ‏الشیعه/ محدث عاملی/ ۲۱/ ۱۳.

حدیث: عَنْ صَالِحِ بْنِ عُقْبَهَ عَنْ أَبِیهِ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ (علیه‌السلام) قَالَ: قُلْتُ لِلْمُتَمَتِّعِ ثَوَابٌ؟ قَالَ: «إِنْ کانَ یرِیدُ بِذَلِک وَجْهَ اللَّهِ تَعَالَى وَ خِلَافاً عَلَى مَنْ أَنْکرَهَا لَمْ یکلِّمْهَا کلِمَهً إِلَّا کتَبَ اللَّهُ لَهُ بِهَا حَسَنَهً وَ لَمْ یمُدَّ یدَهُ إِلَیهَا إِلَّا کتَبَ اللَّهُ لَهُ حَسَنَهً فَإِذَا دَنَا مِنْهَا غَفَرَ اللَّهُ لَهُ بِذَلِک ذَنْباً فَإِذَا اغْتَسَلَ غَفَرَ اللَّهُ لَهُ بِقَدْرِ مَا مَرَّ مِنَ الْمَاءِ عَلَى شَعْرِهِ» قُلْتُ: بِعَدَدِ الشَّعْرِ؟! قَالَ: «بِعَدَدِ الشَّعْرِ»
ترجمه: راوی می‌گوید به امام باقر (علیه‌السلام) عرض کردم آیا برای کسی که ازدواج موقت کند، ثواب هم نوشته می‌شود؟
فرمودند: اگر به خاطر خدا و [ابراز] مخالفت نسبت به آن کسی که انکار می‌کند [یعنی عمر و عمریون] باشد، هیچ کلمه‌ای نمی گوید مگر اینکه خدا برایش حسنه‌ای می‌نویسد [و عطا می‌فرماید] و دستش را به سوی آن [زن موقت] دراز نمی کند مگر این که خدا برایش حسنه می‌نویسد [و عطا می‌فرماید]؛ پس هنگامی که به او نزدیک شود [یا با او نزدیکی کند] خدا گناهی از او را می‌آمرزد. پس چون [پس از آن نزدیکی]، غسل [جنابت] کند، خدا به اندازه‌ی هر مویی که آب [غسل] بر آن بگذرد، گناهانش را می‌آمرزد.
[راوی می‌گوید: با تعجب] پرسیدم: به اندازه‌ی هر مویی؟! فرمودند: [آری] به اندازه‌ی هر مویی.
منابع: خلاصه الإیجاز/ شیخ مفید/ ۴۲؛ وسائل ‏الشیعه/ محدث عاملی/ ۲۱/ ۱۳؛ مستدرک الوسائل/ محدث نوری/ ۱۴/ ۴۵۲.

حدیث: قَالَ الباقِرُ (علیه‌السلام): «إِنَّ النَّبِی (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) لَمَّا أُسْرِی بِهِ إِلَى السَّمَاءِ قَالَ لَحِقَنِی جَبْرَئِیلُ (علیه‌السلام) فَقَالَ: یا مُحَمَّدُ (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) إِنَّ اللَّهَ تَبَارَک وَ تَعَالَى یقُولُ: «إِنِّی قَدْ غَفَرْتُ لِلْمُتَمَتِّعِینَ مِنْ أُمَّتِک مِنَ النِّسَاءِ»
ترجمه: امام باقر (علیه‌السلام) فرمودند: چون رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) برای سفر معراج به آسمان‌ها برده شدند، جبرئیل به ایشان عرض کرد: ای محمد، خدای تبارک و تعالی می‌فرماید: من زنانی از امت تو که به ازدواج موقت در می‌آیند را بخشیدم.
منابع: من لایحضره الفقیه/ شیخ صدوق/ ۳/ ۴۶۳؛ وسائل ‏الشیعه/ محدث عاملی/ ۲۱/ ۱۳.

حدیث: رُوِی أَنَّ الْمُؤْمِنَ لَا یکمُلُ حَتَّى یتَمَتَّعَ
ترجمه: روایت شده که مؤمن، تا زمانی که ازدواج موقت نکرده، کامل نمی‌شود.
منابع: من لایحضره الفقیه/ شیخ صدوق/ ۳/ ۴۶۶؛ وسائل ‏الشیعه/ محدث عاملی/ ۲۱/ ۱۴.

حدیث: قَالَ الباقِرُ (علیه‌السلام): «لَهْوُ الْمُؤْمِنِ فِی ثَلَاثَهِ أَشْیاءَ التَّمَتُّعِ بِالنِّسَاءِ وَ مُفَاکهَهِ الْإِخْوَانِ وَ الصَّلَاهِ بِاللَّیلِ»
ترجمه: امام باقر (علیه‌السلام) می‌فرمایند: سرگرمی مؤمن در سه چیز است: ازدواج موقت، خوش و بش کردن با برادران [دینی] و نماز شب خواندن.
منابع: الخصال/ شیخ صدوق/ ۱/ ۱۶۱؛ وسائل ‏الشیعه/ محدث عاملی/ ۲۱/ ۱۴؛ بحار الأنوار/ علامه مجلسی/ ۷۳/ ۵۹ و ۸۴/ ۱۴۲ و ۱۰۰/ ۲۹۹.

حدیث: قَالَ الصَّادِقُ (علیه‌السلام): «إِنِّی لَأُحِبُّ لِلرَّجُلِ أَنْ لَا یخْرُجَ مِنَ الدُّنْیا حَتَّى یتَمَتَّعَ وَ لَوْ مَرَّهً»
ترجمه: من دوست دارم که مرد [مسلمان] از دنیا خارج نشود مگر این که ازدواج موقت کرده باشد ولو یک بار [در تمام عمرش].
منابع: مصباح ‏المتهجد/ شیخ طوسی/ ۳۶۴؛ وسائل ‏الشیعه/ محدث عاملی/ ۲۱/ ۱۴؛ بحار الأنوار/ علامه مجلسی/ ۸۶/ ۲۱۷.

حدیث: عَنْ بِشْرِ بْنِ حَمْزَهَ عَنْ رَجُلٍ مِنْ قُرَیشٍ قَالَ: بَعَثَتْ إِلَی ابْنَهُ عَمٍّ لِی کانَ لَهَا مَالٌ کثِیرٌ قَدْ عَرَفْتَ کثْرَهَ مَنْ یخْطُبُنِی مِنَ الرِّجَالِ فَلَمْ أُزَوِّجْهُمْ نَفْسِی وَ مَا بَعَثْتُ إِلَیک رَغْبَهً فِی الرِّجَالِ غَیرَ أَنَّهُ بَلَغَنِی أَنَّهُ أَحَلَّهَا اللَّهُ فِی کتَابِهِ وَ سَنَّهَا رَسُولُ اللَّهِ (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) فِی سُنَّتِهِ فَحَرَّمَهَا زُفَرُ فَأَحْبَبْتُ أَنْ‏ أُطِیعَ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ فَوْقَ عَرْشِهِ وَ أُطِیعَ رَسُولَ اللَّهِ (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) وَ أَعْصِی زُفَرَ فَتَزَوَّجْنِی مُتْعَهً. فَقُلْتُ: لَهَا حَتَّى أَدْخُلَ عَلَى أَبِی جَعْفَرٍ (علیه‌السلام) فَأَسْتَشِیرَهُ. قَالَ: فَدَخَلْتُ عَلَیهِ فَخَبَّرْتُهُ فَقَالَ: «افْعَلْ صَلَّى اللَّهُ عَلَیکمَا مِنْ زَوْجٍ»
ترجمه: مردی از قریش می‌گوید: دختر عمویم، که ثروت بسیار دارد، برایم قاصد فرستاد که: تو می‌دانی که چقدر خواستگار دارم ولی من قبول نمی کنم و این قاصد را به خاطر رغبت به مردان [و نیاز جنسی] به سوی تو نفرستادم بلکه به این دلیل است که به من رسیده که خدا در کتابش، آن [یعنی ازدواج موقت] را حلال کرده و سنت رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) بر آن جاری شده و عمر آن را حرام کرده است، دوست داشتم خدا و رسولش را اطاعت کنم و عمر را نافرمانی نمایم. پس مرا به صورت موقت به ازدواج خود در آور.
[مرد قریشی می‌گوید: به قاصد] گفتم: باش تا از امام باقر (علیه‌السلام) مشاوره بگیرم. پس داخل شدم بر آن حضرت و ماجرا را عرض کردم، فرمودند: انجام بده، درود خدا بر شما زن و شوهر باد.
منابع: الکافی/ محدث کلینی/ ۵/ ۴۶۵؛ وسائل ‏الشیعه/ محدث عاملی/ ۲۱/ ۱۴ و ۷۳.

حدیث: قَالَ الصَّادِقُ (علیه‌السلام): «یسْتَحَبُّ لِلرَّجُلِ أَنْ یتَزَوَّجَ الْمُتْعَهَ وَ مَا أُحِبُّ لِلرَّجُلِ مِنْکمْ أَنْ یخْرُجَ مِنَ الدُّنْیا حَتَّى یتَزَوَّجَ الْمُتْعَهَ وَ لَوْ مَرَّهً»
ترجمه: امام صادق (علیه‌السلام) فرمودند: مستحب است برای مرد [مسلمان] که ازدواج موقت نماید و دوست ندارم که مردی از شما [شیعیان] از دنیا خارج شود مگر این که ـ ولو یک بار [در تمام عمرش] ـ ازدواج موقت کرده باشد
منابع: رساله المتعه/ شیخ مفید/ ۷؛ خلاصه الإیجاز/ شیخ مفید/ ۴۰؛ وسائل ‏الشیعه/ محدث عاملی/ ۲۱/ ۱۵؛ بحار الأنوار/ علامه مجلسی/ ۱۰۰/ ۳۰۵.

حدیث: عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ الصَّادِقِ (علیه‌السلام) قَالَ: قَالَ لِی: «تَمَتَّعْتَ؟» قُلْتُ: لَا. قَالَ: «لَا تَخْرُجْ مِنَ الدُّنْیا حَتَّى تُحْیی السُّنَّهَ»
ترجمه: راوی می‌گوید: امام صادق (علیه‌السلام) به من فرمودند: آیا [تا کنون] ازدواج موقت کرده‌ای؟ عرض کردم: نه. فرمودند: از دنیا خارج مشو مگر اینکه سنت [رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) در ازدواج موقت] را احیاء کنی.
منابع: رساله المتعه/ شیخ مفید/ ۷؛ خلاصه الإیجاز/ شیخ مفید/ ۴۱؛ وسائل ‏الشیعه/ محدث عاملی/ ۲۱/ ۱۵؛ بحار الأنوار/ علامه مجلسی/ ۱۰۰/ ۳۰۵.

حدیث: عَنْ إِسْمَاعِیلَ الْجُعْفِی قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (علیه‌السلام): «یا إِسْمَاعِیلُ تَمَتَّعْتَ الْعَامَ» قُلْتُ: نَعَمْ. قَالَ: «لَا أَعْنِی مُتْعَهَ الْحَجِّ» قُلْتُ: فَمَا؟! قَالَ: «مُتْعَهَ النِّسَاءِ» قُلْتُ: فِی جَارِیهٍ بَرْبَرِیهٍ. قَالَ: «قَدْ قِیلَ یا إِسْمَاعِیلُ تَمَتَّعْ بِمَا وَجَدْتَ وَ لَوْ سِنْدِیهً»
ترجمه: راوی می‌گوید: امام صادق (علیه‌السلام) به من فرمودند: آیا امسال متعه کرده ای؟ گفتم: آری. فرمودند: منظورم متعه‌ی حج نیست. عرض کردم: پس منظورتان چیست؟ فرمودند: متعه‌ی زنان [یعنی ازدواج موقت]. گفتم: [بله] با یک کنیز بربری. فرمودند: گفته شده ازدواج موقت کن به هر چه یافتی ولو با [زن] سندی باشد [که گویا سیاه و زشت و بدبو بوده است].
منابع: رساله المتعه/ شیخ مفید/ ۷؛ وسائل ‏الشیعه/ محدث عاملی/ ۲۱/ ۱۵؛ بحار الأنوار/ علامه مجلسی/ ۱۰۰/ ۳۰۶.

حدیث: عَنْ إِسْمَاعِیلَ بْنِ الْفَضْلِ الْهَاشِمِی قَالَ: قَالَ لِی أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (علیه‌السلام): «تَمَتَّعْتَ مُنْذُ خَرَجْتَ مِنْ أَهْلِک؟» قُلْتُ: لِکثْرَهِ مَا مَعِی مِنَ الطَّرُوقَهِ أَغْنَانِی اللَّهُ عَنْهَا. قَالَ: «وَ إِنْ کنْتَ مُسْتَغْنِیاً فَإِنِّی أُحِبُّ أَنْ تُحْیی سُنَّهَ رَسُولِ اللَّهِ (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم)»
ترجمه: راوی می‌گوید: امام صادق (علیه‌السلام) به من فرمودند: آیا از وقتی از نزد خانواده ات خارج شده ای، ازدواج موقت کرده ای؟ گفتم: به خاطر نزدیکی زیاد[ی که قبل از سفر داشته ام] خدا مرا از آن [یعنی ازدواج موقت] بی‌نیاز کرده است. فرمودند: هر چند [از لحاظ جنسی] بی‌نیاز باشی [باز هم متعه کن] که من دوست دارم سنت رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) را زنده بداری.
منابع: رساله المتعه/ شیخ مفید/ ۷؛ خلاصه الإیجاز/ شیخ مفید/ ۴۱؛ وسائل ‏الشیعه/ محدث عاملی/ ۲۱/ ۱۵؛ مستدرک الوسائل/ محدث نوری/ ۱۴/ ۴۵۲؛ بحار الأنوار/ علامه مجلسی/ ۱۰۰/ ۳۰۶.

حدیث: عَنْ أَبِی بَصِیرٍ قَالَ دَخَلْتُ عَلَى أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (علیه‌السلام) فَقَالَ لِی: «یا أَبَا مُحَمَّدٍ تَمَتَّعْتَ مُنْذُ خَرَجْتَ مِنْ أَهْلِک؟» قُلْتُ: لَا. قَالَ: «وَ لِمَ؟!» قُلْتُ: مَا مَعِی مِنَ النَّفَقَهِ، یقْصُرُ عَنْ ذَلِک. قَالَ: فَأَمَرَ لِی بِدِینَارٍ. قَالَ: «أَقْسَمْتُ عَلَیک إِنْ صِرْتَ إِلَى مَنْزِلِک حَتَّى تَفْعَلَ»
ترجمه: راوی می‌گوید: بر امام صادق (علیه‌السلام) وارد شدم، به من فرمودند: ای ابومحمد، آیا از وقتی از نزد خانواده ات بیرون آمده ای، ازدواج موقت کرده ای؟ عرض کردم: نه، فرمودند: چرا؟! گفتم: مقدار نفقه‌ای که دارم برای آن کار، کم است [یعنی پول کافی برای ازدواج موقت ندارم] پس حضرت امر فرمودند که [یکی از خادمانشان] یک دینار [تقریباً معادل یک مثقال طلا] به من داد. سپس [حضرت] فرمودند: تو را قسم می‌دهم وقتی به منزلت [مثلاً کاروانسرای محل سکونتت] رسیدی، ازدواج موقت کن [و این پول را خرج آن نما]
منابع: رساله المتعه/ شیخ مفید/ ۷؛ خلاصه الإیجاز/ شیخ مفید/ ۴۲؛ وسائل ‏الشیعه/ محدث عاملی/ ۲۱/ ۱۶؛ بحار الأنوار/ علامه مجلسی/ ۱۰۰/ ۳۰۶.

حدیث: قَالَ الصَّادِقُ (علیه‌السلام): «مَا مِنْ رَجُلٍ تَمَتَّعَ ثُمَّ اغْتَسَلَ إِلَّا خَلَقَ اللَّهُ مِنْ کلِّ قَطْرَهٍ تَقْطُرُ مِنْهُ سَبْعِینَ مَلَکاً یسْتَغْفِرُونَ لَهُ إِلَى یوْمِ الْقِیامَهِ وَ یلْعَنُونَ مُتَجَنِّبَهَا إِلَى أَنْ تَقُومَ السَّاعَهُ»
ترجمه: امام صادق (علیه‌السلام) فرمودند: هیچ مردی نیست که ازدواج موقت کند سپس [از جنابت حاصل از آن] غسل نماید، مگر این که خدا از هر قطره [آبی] که از او می‌ریزد، هفتاد فرشته می‌آفریند که برایش تا روز قیامت استغفار می‌کنند و [همچنین] تا روز قیامت لعنت می‌فرستند بر کسی که از ازدواج موقت دوری نماید.
منابع: رساله المتعه/ شیخ مفید/ ۷؛ خلاصه الإیجاز/ شیخ مفید/ ۴۳؛ وسائل ‏الشیعه/ محدث عاملی/ ۲۱/ ۱۶؛ بحار الأنوار/ علامه مجلسی/ ۱۰۰/ ۳۰۷.

حدیث: عَنْ عَلِی السَّائِی قَالَ قُلْتُ لِأَبِی الْحَسَنِ (علیه‌السلام): إِنِّی کنْتُ أَتَزَوَّجُ الْمُتْعَهَ فَکرِهْتُهَا وَ تَشَأَّمْتُ بِهَا فَأَعْطَیتُ اللَّهَ عَهْداً بَینَ الرُّکنِ وَ الْمَقَامِ وَ جَعَلْتُ عَلَی فِی ذَلِک نَذْراً أَوْ صِیاماً أَنْ لَا أَتَزَوَّجَهَا. ثُمَّ إِنَّ ذَلِک شَقَّ عَلَی وَ نَدِمْتُ عَلَى یمِینِی وَ لَمْ یکنْ بِیدِی مِنَ الْقُوَّهِ مَا أَتَزَوَّجُ بِهِ فِی الْعَلَانِیهِ. قَالَ فَقَالَ لِی: «عَاهَدْتَ اللَّهَ أَنْ لَا تُطِیعَهُ؟! وَ اللَّهِ لَئِنْ لَمْ تُطِعْهُ لَتَعْصِینَّهُ»
ترجمه: راوی می‌گوید به حضرت موسی بن جعفر (علیهما السلام) عرض کردم: من ازدواج موقت می‌کردم ولی ناپسندم آمد و بدشگونش یافتم. پس بین رکن و مقام [در کنار کعبه] با خدا عهد بستم و نذر و روزه برای خودم قرار دادم که [هیچوقت] ازدواج موقت نکنم. ولی [بعد از مدتی، عمل به نذرم] بر من سخت آمد و از قسمی که خورده ام پشیمان شدم و [از سویی] آنقدر توانایی [مالی] ندارم که بتوانم ازدواج دائم کنم، [چاره چیست؟] حضرت فرمودند: با خدا عهد کرده‌ای که او را اطاعت نکنی؟! [آگاه باش که] اگر او را اطاعت نکنی، هر آینه، هر آینه، هر آینه نافرمانی اش خواهی کرد.
منابع: الکافی/ محدث کلینی/ ۵/ ۴۵۰؛ تهذیب الاحکام/ شیخ طوسی/ ۷/ ۲۵۱ و ۸/ ۳۱۲؛ خلاصه الإیجاز/ شیخ مفید/ ۴۴؛ نوادراشعری/ ۳۸؛ وسائل ‏الشیعه/ محدث عاملی/ ۲۱/ ۱۶؛ بحار الأنوار/ علامه مجلسی/ ۱۰۱/ ۲۳۷.

حدیث: عَنْ جَمِیلِ بْنِ صَالِحٍ قَالَ إِنَّ بَعْضَ أَصْحَابِنَا قَالَ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ (علیه‌السلام) إِنَّهُ یدْخُلُنِی مِنَ الْمُتْعَهِ شَی‏ءٌ فَقَدْ حَلَفْتُ أَنْ لَا أَتَزَوَّجَ مُتْعَهً أَبَداً. فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (علیه‌السلام): «إِنَّک إِذَا لَمْ تُطِعِ اللَّهَ فَقَدْ عَصَیتَهُ»
ترجمه: راوی می‌گوید: به امام صادق (علیه‌السلام) عرض کردم از ازدواج موقت دلزده شده ام و قسم خورده ام که هیچگاه ازدواج موقت انجام ندهم. حضرت فرمودند: اگر اطاعت خدا نکنی [و ازدواج موقت را برای همیشه ترک کنی] نافرمانی و معصیتش کرده ای.
منابع: من لایحضره الفقیه/ شیخ صدوق/ ۳/ ۴۶۲؛ وسائل ‏الشیعه/ محدث عاملی/ ۲۱/ ۱۷.

حدیث: عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَعْفَرٍ الْحِمْیرِی أَنَّهُ کتَبَ إِلَى صَاحِبِ الزَّمَانِ (عجل الله تعالی فرجه الشریف) یسْأَلُهُ عَنِ الرَّجُلِ مِمَّنْ یقُولُ بِالْحَقِّ وَ یرَى الْمُتْعَهَ وَ یقُولُ بِالرَّجْعَهِ إِلَّا أَنَّ لَهُ أَهْلًا مُوَافِقَهً لَهُ فِی جَمِیعِ أُمُورِهِ وَ قَدْ عَاهَدَهَا أَنْ لَا یتَزَوَّجَ عَلَیهَا وَ لَا یتَمَتَّعَ وَ لَا یتَسَرَّى وَ قَدْ فَعَلَ هَذَا مُنْذُ تِسْعَ عَشْرَهَ سَنَهً وَ وَفَى بِقَوْلِهِ فَرُبَّمَا غَابَ عَنْ مَنْزِلِهِ الْأَشْهُرَ فَلَا یتَمَتَّعُ وَ لَا تَتَحَرَّک نَفْسُهُ أَیضاً لِذَلِک … وَ یحِبُّ الْمُقَامَ عَلَى مَا هُوَ عَلَیهِ مَحَبَّهً لِأَهْلِهِ وَ مَیلًا إِلَیهَا وَ صِیانَهً لَهَا وَ لِنَفْسِهِ لَا لِتَحْرِیمِ الْمُتْعَهِ بَلْ یدِینُ اللَّهَ بِهَا فَهَلْ عَلَیهِ فِی تَرْک ذَلِک مَأْثَمٌ أَمْ لَا؟
الْجَوَابُ: «یسْتَحَبُّ لَهُ أَنْ یطِیعَ اللَّهَ تَعَالَى بِالْمُتْعَهِ لِیزُولَ عَنْهُ الْحَلْفُ فِی الْمَعْصِیهِ وَ لَوْ مَرَّهً وَاحِدَهً»
ترجمه: راوی می‌گوید: نامه‌ای به صاحب الزمان (ارواحنا فداه) نوشتم که مردی از شیعیان ـ که متعه را حلال می‌داند و رجعت را قبول دارد ـ چون همسر دائم بسیار موافقی در تمام کارها دارد، با او عهد کرده که ازدواج دائم دیگری نداشته باشد و ازدواج موقت هم نکنند و چیزی از او پنهان ندارد و نوزده سال است که به این عهد پایبند است. گاهی که ماه‌ها از خانه اش دور است نه ازدواج موقت می‌کند و نه اقدامی در این راه انجام می‌دهد … و دوست دارد به خاطر محبتی که به همسرش دارد بر این عهد پایدار بماند، نه به خاطر اینکه متعه را حرام می‌داند بلکه آن را جزء دین خدا [و شریعت اسلام] می‌شمارد، [با این اوصاف] آیا بر این شخص در ترک ازدواج موقت گناهی نوشته می‌شود یا نه؟
[آن حضرت در جواب، مرقوم فرمودند] مستحب است که خدای را با ازدواج موقت ـ ولو یک بار ـ اطاعت کند تا آن قَـَسَمی که در معصیت [خدا] خورده، باطل شود.
منابع: الاحتجاج/ شیخ طوسی/ ۲/ ۴۸۵؛ غیبه/ شیخ طوسی/ ۳۸۳؛ وسائل ‏الشیعه/ محدث عاملی/ ۲۱/ ۱۷؛ بحار الأنوار/ علامه مجلسی/ ۱۰۱/ ۲۱۸.

کلمات کلیدی: , , ,

143
دیدگاهتان در باره‌ی مطلب بالا را بنویسید

 
 
 
108 نویسندگان
35 پاسخ‌ها
1 دنبال کنندگان
 
مرتب کردن بر اساس بیشترین بازخورد
مرتب کردن بر اساس داغ‌ترین دیدگاه
8 نویسندگان برتر
  مشترک شوید  
جدیدترین نظرات قدیمی‌ترین نظرات نظرات با امتیاز بالا
اشتراک برای:
فرید

گنجینه معارف
ازدواج موقت
تاریخ انتشار : ۱۳۸۵/۵/۳ بازدید : ۸۱۳۵ منبع : مجوعه آثار ج ۱۹ , مطهری، مرتضی
من بر خلاف بسیاری از افراد،از تشکیکات و ایجاد شبهه هایی که در مسایل اسلامی می شود- با همه علاقه و اعتقادی که به این دین دارم- به هیچ وجه ناراحت نمی شوم،بلکه در ته دلم خوشحال می شوم زیرا معتقدم و در عمر خود به تجربه مشاهده کرده ام که این آیین مقدس آسمانی در هر جبهه از جبهه ها که بیشتر مورد حمله و تعرض واقع شده،با نیرومندی و سرافرازی و جلوه و رونق بیشتری آشکار شده است.

خاصیت حقیقت همین است که شک و تشکیک به روشن شدن آن کمک می کند. شک مقدمه یقین،و تردید پلکان تحقیق است.در رساله زنده بیدار از رساله میزان العمل غزالی نقل می کند که:

«…گفتار ما را فایده این بس باشد که تو را در عقاید کهنه و موروثی به شک می افکند زیرا شک پایه تحقیق است و کسی که شک نمی کند درست تامل نمی کند. و هر که درست ننگرد، خوب نمی بیند و چنین کسی در کوری و حیرانی بسر می برد.»

بگذارید بگویند و بنویسند و سمینار بدهند و ایراد بگیرند،تا آنکه بدون آنکه خود بخواهند وسیله روشن شدن حقایق اسلامی گردند.

یکی از قوانین درخشان اسلام از دیدگاه مذهب جعفری-که مذهب رسمی کشور ماست-این است که ازدواج به دو نحو می تواند صورت بگیرد:دائم و موقت.

ازدواج موقت و دائم در پاره ای از آثار با هم یکی هستند و در قسمتی اختلاف دارند. آنچه در درجه اول ایندو را از هم متمایز می کند،یکی این است که زن و مرد تصمیم می گیرند به طور موقت با هم ازدواج کنند و پس از پایان مدت اگر مایل بودند تمدید کنند تمدید می کنند و اگر مایل نبودند از هم جدا می شوند.

دیگر اینکه از لحاظ شرایط،آزادی بیشتری دارند که به طور دلخواه به هر نحو که بخواهند پیمان می بندند.مثلا در ازدواج دائم خواه ناخواه مرد باید عهده دار مخارج روزانه و لباس و مسکن و احتیاجات دیگر زن از قبیل دارو و طبیب بشود،ولی در ازدواج موقت بستگی دارد به قرارداد آزادی که میان طرفین منعقد می گردد;ممکن است مرد نخواهد یا نتواند متحمل این مخارج بشود یا زن نخواهد از پول مرد استفاده کند.

در ازدواج دائم،زن خواه ناخواه باید مرد را به عنوان رئیس خانواده بپذیرد و امر او را در حدود مصالح خانواده اطاعت کند،اما در ازدواج موقت بسته به قراردادی است که میان آنها منعقد می گردد.

در ازدواج دائم،زن و شوهر خواه ناخواه از یکدیگر ارث می برند،اما در ازدواج موقت چنین نیست.

پس تفاوت اصلی و جوهری ازدواج موقت با ازدواج دائم در این است که ازدواج موقت از لحاظ حدود و قیود«آزاد»است،یعنی وابسته به اراده و قرارداد طرفین است;حتی موقت بودن آن نیز در حقیقت نوعی آزادی به طرفین می بخشد و زمان را در اختیار آنها قرار می دهد.

در ازدواج دائم،هیچ کدام از زوجین بدون جلب رضایت دیگری حق ندارند از بچه دار شدن و تولید نسل جلوگیری کنند،ولی در ازدواج موقت جلب رضایت طرف دیگر ضرورت ندارد. در حقیقت،این نیز نوعی آزادی دیگر است که به زوجین داده شده است.

اثری که از این ازدواج تولید می شود یعنی فرزندی که به وجود می آید،با فرزند ناشی از ازدواج دائم هیچ گونه تفاوتی ندارد.

مهر،هم در ازدواج دائم لازم است و هم در ازدواج موقت،با این تفاوت که در ازدواج موقت عدم ذکر مهر موجب بطلان عقد است و در ازدواج دائم عقد باطل نیست، مهر المثل تعیین می شود.

همان طوری که در عقد دائم،مادر و دختر زوجه بر زوج،و پدر و پسر زوج بر زوجه حرام و محرم می گردند،در عقد منقطع نیز چنین است،و همان طوری که خواستگاری کردن زوجه دائم بر دیگران حرام است خواستگاری زوجه موقت نیز بر دیگران حرام است.همان طوری که زنای با زوجه دائم غیر،موجب حرمت ابدی می شود زنای با زوجه موقت نیز موجب حرمت ابدی می شود.همان طوری که زوجه دائم بعد از طلاق باید مدتی عده نگه دارد زوجه موقت نیز بعد از تمام شدن مدت یا بخشیدن آن باید عده نگه دارد با این تفاوت که عده زن دائم سه نوبت عادت ماهانه است و عده زن غیر دائم دو نوبت یا چهل و پنج روز.در ازدواج دائم جمع میان دو خواهر جایز نیست،در ازدواج موقت نیز روا نیست.

این است آن چیزی که به نام ازدواج موقت یا نکاح منقطع در فقه شیعه آمده است و قانون مدنی ما نیز عین آن را بیان کرده است.

بدیهی است که ما طرفدار این قانون با این خصوصیات هستیم.و اما اینکه مردم ما به نام این قانون سوء استفاده هایی کرده و می کنند،ربطی به قانون ندارد.لغو این قانون جلوی آن سوء استفاده ها را نمی گیرد بلکه شکل آنها را عوض می کند بعلاوه صدها مفاسدی که از خود لغو قانون برمی خیزد.

ما نباید آنجا که انسانها را باید اصلاح و آگاه کنیم،به دلیل عدم عرضه و لیاقت در اصلاح انسانها مرتبا به جان مواد قانونی بیفتیم،انسانها را تبرئه کنیم و قوانین را مسؤول بدانیم.

اکنون ببینیم با بودن ازدواج دائم چه ضرورتی هست که قانونی به نام قانون ازدواج موقت بوده باشد.آیا ازدواج موقت-به قول نویسندگان «زن روز»-با حیثیت انسانی زن و با روح اعلامیه حقوق بشر منافات دارد؟آیا ازدواج موقت اگر هم لازم بوده است،در دوران کهن لازم بوده است اما زندگی و شرایط و اقتضای زمان حاضر با آن موافقت ندارد؟

ما این مطلب را تحت دو عنوان بررسی می کنیم:

الف.زندگی امروز و ازدواج موقت.

ب.مفاسد و معایب ازدواج موقت.

زندگی امروز و ازدواج موقت
چنانکه قبلا دانستیم ازدواج دائم مسؤولیت و تکلیف بیشتری برای زوجین تولید می کند.به همین دلیل پسر یا دختری را نمی توان یافت که از اول بلوغ طبیعی که تحت فشار غریزه قرار می گیرد آماده ازدواج دائم باشد.خاصیت عصر جدید این است که فاصله بلوغ طبیعی را با بلوغ اجتماعی و قدرت تشکیل عائله زیادتر کرده است.اگر در دوران ساده قدیم یک پسر بچه در سنین اوایل بلوغ طبیعی از عهده شغلی که تا آخر عمر به عهده او گذاشته می شد برمی آمد،در دوران جدید ابدا امکان پذیر نیست.یک پسر موفق در دوران تحصیل که دبستان و دبیرستان و دانشگاه را بدون تاخیر و رد شدن در امتحان آخر سال و یا در کنکور دانشگاه گذرانده باشد،در ۲۵ سالگی فارغ التحصیل می گردد و از این به بعد می تواند درآمدی داشته باشد.قطعا سه چهار سال هم طول می کشد تا بتواند سر و سامان مختصری برای خود تهیه کند و آماده ازدواج دائم گردد.همچنین است یک دختر موفق که دوران تحصیل را می خواهد طی کند.

جوان امروز و دوره بلوغ و بحران جنسی
شما اگر امروز یک پسر محصل هجده ساله را که شور جنسی او به اوج خود رسیده است تکلیف به ازدواج بکنید،به شما می خندند.همچنین است یک دختر محصل شانزده ساله.عملا ممکن نیست این طبقه در این سن زیر بار ازدواج دائم بروند و مسؤولیت یک زندگی را-که وظایف زیادی برای آنها نسبت به یکدیگر و نسبت به فرزندان آینده شان ایجاد می کند-بپذیرند.

کدامیک؟رهبانیت موقت یا کمونیسم جنسی یا ازدواج موقت؟
از شما می پرسم:آیا با این حال،با طبیعت و غریزه چه رفتاری بکنیم؟آیا بیعت حاضر است به خاطر اینکه وضع زندگی ما در دنیای امروز اجازه نمی دهد که در سنین شانزده سالگی و هجده سالگی ازدواج کنیم دوران بلوغ را به تاخیر بیندازد و تا ما فارغ التحصیل نشده ایم غریزه جنسی از سر ما دست بردارد؟

آیا جوانان حاضرند یک دوره «رهبانیت موقت »را طی کنند و خود را سخت تحت فشار و ریاضت قرار دهند تا زمانی که امکانات ازدواج دائم پیدا شود؟فرضا جوانی حاضر گردد رهبانیت موقت را بپذیرد،آیا طبیعت حاضر است از ایجاد عوارض روانی سهمگین و خطرناکی که در اثر ممانعت از اعمال غریزه جنسی پیدا می شود و روانکاوی امروز از روی آنها پرده برداشته است صرف نظر کند؟

دو راه بیشتر باقی نمی ماند:یا اینکه جوانان را به حال خود رها کنیم و به روی خود نیاوریم;به یک پسر اجازه دهیم از صدها دختر کام برگیرد،و به یک دختر اجازه دهیم با دهها پسر رابطه نامشروع داشته باشد و چندین بار سقط جنین کند،یعنی عملا کمونیسم جنسی را بپذیریم;و چون به پسر و دختر«متساویا»اجازه داده ایم،روح اعلامیه حقوق بشر را از خود شاد کرده ایم،زیرا روح اعلامیه حقوق بشر از نظر بسیاری از کوته فکران این است که زن و مرد اگر بناست به جهنم دره هم سقوط کنند دوش به دوش یکدیگر و بازو به بازوی هم و بالاخره «متساویا»سقوط کنند.

آیا اینچنین پسران و دخترانی با چنین روابط فراوان و بیحدی در دوران تحصیل، پس از ازدواج دائم مرد زندگی و زن خانواده خواهند بود؟

راه دوم ازدواج موقت و آزاد است.ازدواج موقت در درجه اول زن را محدود می کند که در آن واحد زوجه دو نفر نباشد.بدیهی است که محدود شدن زن مستلزم محدود شدن مرد نیز خواه ناخواه هست.وقتی که هر زنی به مرد معینی اختصاص پیدا کند قهرا هر مردی هم به زن معینی اختصاص پیدا می کند،مگر آنکه از یک طرف عدد بیشتری باشند.بدین ترتیب پسر و دختر دوران تحصیل خود را می گذرانند بدون آنکه رهبانیت موقت و عوارض آن را تحمل کرده باشند و بدون آنکه در ورطه کمونیسم جنسی افتاده باشند.

ازدواج آزمایشی
این ضرورت اختصاص به ایام تحصیل ندارد،در شرایط دیگر نیز پیش می آید. اصولا ممکن است زن و مردی که خیال دارند با هم به طور دائم ازدواج کنند و نتوانسته اند نسبت به یکدیگر اطمینان کامل پیدا کنند،به عنوان ازدواج آزمایشی برای مدت موقتی با هم ازدواج کنند;اگر اطمینان کامل به یکدیگر پیدا کردند ادامه می دهند و اگر نه از هم جدا می شوند.

من از شما می پرسم:اینکه اروپاییان وجود یک عده از زنان بدکار را در محل معین از هر شهری تحت نظر و مراقبت دولت لازم و ضروری می دانند برای چیست؟ آیا جز این است که وجود مردان مجردی را که قادر به ازدواج دائم نیستند خطر بزرگی برای خانواده ها به حساب می آورند؟

راسل و نظریه ازدواج موقت
برتراند راسل فیلسوف معروف انگلیسی در کتاب زناشویی و اخلاق می گوید:

«…در واقع اگر درست بیندیشیم پی می بریم که فواحش معصومیت کانون خانوادگی و پاکی زنان و دختران ما را حفظ می کنند.هنگامی که این عقیده را لکی در بحبوحه عصر ویکتوریا ابراز کرد،اخلاقیون سخت آزرده شدند بی آنکه خود علت آن را بدانند،اما هرگز نتوانستند خطای عقیده لکی را به ثبوت رسانند.زبان حال اخلاقیون مزبور با تمام منطقشان این است که «اگر مردم از تعلیمات ما پیروی می کردند دیگر فحشاء وجود نمی داشت »اما ایشان به خوبی می دانند که کسی توجه به حرفشان نمی کند».

این است فرمول فرنگی چاره جویی خطر مردان و زنانی که قادر به ازدواج دائم نیستند و آن بود فرمولی که اسلام پیشنهاد کرده است.آیا اگر این فرمول فرنگی به کار بسته شود و گروهی زن بدبخت به ایفای این وظیفه اجتماعی!اختصاص داده شوند، آن وقت زن به مقام واقعی و حیثیت انسانی خود رسیده است و روح اعلامیه حقوق بشر شاد شده است؟

برتراند راسل رسما در کتاب خود فصلی تحت عنوان ازدواج تجربی باز کرده است. وی می گوید:

«قاضی لیندزی که سالیان متمادی مامور دادگاه دنور بوده و در این مقام فرصت مشاهده حقایق زیادی داشته پیشنهاد می کند که ترتیبی به نام «ازدواج رفاقتی »

داده شود.متاسفانه پست رسمی خود را(در امریکا)از دست داد،زیرا مشاهده شد که او بیش از ایجاد حس گناهکاری در فکر سعادت جوانان است.برای عزل او کاتولیکها و فرقه ضد سیاه پوستان از بذل مساعی خودداری نکردند.

پیشنهاد ازدواج رفاقتی را یک محافظه کار خردمند کرده است و منظور از آن ایجاد ثباتی در روابط جنسی است.لیندزی متوجه شده که اشکال اساسی در ازدواج فقدان پول است.ضرورت پول فقط از لحاظ اطفال احتمالی نیست،بلکه از این لحاظ است که تامین معیشت از جانب زن برازنده نیست.و به این ترتیب نتیجه می گیرد که جوانان باید مبادرت به ازدواج رفاقتی کنند که از سه لحاظ با ازدواج عادی متفاوت است:اولا منظور از ازدواج تولید نسل نخواهد بود.ثانیا مادام که زن جوان فرزندی نیاورده و حامله نشده طلاق با رضایت طرفین میسر خواهد بود. ثالثا زن در صورت طلاق مستحق کمک خرجی برای خوراک خواهد بود…من هیچ تردیدی در مؤثر بودن پیشنهادات لیندزی ندارم و اگر قانون آن را می پذیرفت تاثیر زیادی در بهبود اخلاق می کرد.»

آنچه لیندزی و راسل آن را«ازدواج رفاقتی »می نامند گر چه با ازدواج موقت اسلامی اندک فرقی دارد اما حکایت می کند که متفکرانی مانند لیندزی و راسل به این نکته پی برده اند که تنها ازدواج دائم و عادی وافی به همه احتیاجات اجتماع نیست.

مشخصات قانون ازدواج موقت و ضرورت وجود آن و عدم کفایت ازدواج دائم به تنهایی برای رفع احتیاجات بشری بالاخص در عصر حاضر،مورد بررسی قرار گرفت.اکنون می خواهیم به اصطلاح آن طرف سکه را مطالعه کنیم،ببینیم ازدواج موقت چه زیانهایی ممکن است در بر داشته باشد.مقدمتا می خواهم مطلبی را تذکر دهم:

در میان تمام موضوعات و مسائل و زمینه های اظهار نظر که برای بشر وجود داشته و دارد،هیچ موضوع و زمینه ای به اندازه بحث در تاریخ علوم و عقاید و سنن و رسوم و آداب بشری گنگ و پیچیده نیست و به همین جهت در هیچ موضوعی بشر به اندازه این موضوعات یاوه نبافته است و اتفاقا در هیچ موضوعی هم به اندازه این موضوعات شهوت اظهار نظر نداشته است.

از باب مثال اگر کسی اطلاعاتی در فلسفه و عرفان و تصوف و کلام اسلامی داشته باشد و آنگاه پاره ای از نوشته های امروز را-که غالبا اقتباس از خارجیها و یا عین گفته های آنهاست-خوانده باشد،می فهمد که من چه می گویم.مثل این است که مستشرقین و اتباع و اذنابشان برای اظهار نظر در این گونه مسائل همه چیز را لازم می دانند مگر اینکه خود آن مسائل را عمیقا بفهمند و بشناسند.

مثلا در اطراف مساله ای که در عرفان اسلامی به نام «وحدت وجود»معروف است چه حرفها که زده نشده است!فقط جای یک چیز خالی است و آن اینکه وحدت وجود چیست و قهرمانان آن در عرفان اسلامی از قبیل محیی الدین عربی و صدر المتالهین شیرازی چه تصوری از وحدت وجود داشته اند؟

من وقتی که برخی اظهار نظرهای مندرج در چند شماره مجله زن روز را درباره نکاح منقطع خواندم بی اختیار به یاد مساله وحدت وجود افتادم;دیدم همه حرفها به میان آمده است جز همان چیزی که روح این قانون را تشکیل می دهد و منظور قانونگذار بوده است.

البته این قانون چون یک «میراث شرقی »است این اندازه مورد بی مهری است و اگر یک «تحفه غربی »بود این طور نبود.قطعا اگر این قانون از مغرب زمین آمده بود امروز کنفرانسها و سمینارها داده می شود که منحصر کردن ازدواج به ازدواج دائم با شرایط نیمه دوم قرن بیستم تطبیق نمی کند،نسل امروز زیر بار اینهمه قیود ازدواج دائم نمی رود،نسل امروز می خواهد آزاد باشد و آزاد زندگی کند و جز زیر بار ازدواج آزاد که همه قیود و حدودش را شخصا انتخاب و اختیار کرده باشد نمی رود…

و به همین دلیل اکنون که این زمزمه از غرب بلند شده و کسانی امثال برتراند راسل مساله ای تحت عنوان «ازدواج رفاقتی »پیشنهاد می کنند،پیش بینی می شود که بیش از آن اندازه که اسلام خواسته استقبال شود و ازدواج دائم را پشت سر بگذارد و ما در آینده مجبور بشویم از ازدواج دائم دفاع و تبلیغ کنیم.

معایب و مفاسدی که برای نکاح منقطع ذکر شده از این قرار است:

۱.پایه ازدواج باید بر دوام باشد.زوجین از اول که پیمان زناشویی می بندند باید خود را برای همیشه متعلق به یکدیگر بدانند و تصور جدایی در مخیله آنها خطور نکند. علیهذا ازدواج موقت نمی تواند پیمان استواری میان زوجین باشد.

اینکه پایه ازدواج باید بر دوام باشد،بسیار مطلب درستی است ولی این ایراد وقتی وارد است که بخواهیم ازدواج موقت را جانشین ازدواج دائم کنیم و ازدواج دائم را منسوخ نماییم.

بدون شک هنگامی که طرفین قادر به ازدواج دائم هستند و اطمینان کامل نسبت به یکدیگر پیدا کرده اند و تصمیم دارند برای همیشه متعلق به یکدیگر باشند پیمان ازدواج دائم می بندند.

ازدواج موقت از آن جهت تشریع شده است که ازدواج دائم به تنهایی قادر نبوده است که در همه شرایط و احوال رفع احتیاجات بشر را بکند و انحصار به ازدواج دائم مستلزم این بوده است که افراد یا به رهبانیت موقت مکلف گردند و یا در ورطه کمونیسم جنسی غرق شوند.بدیهی است که هیچ پسر یا دختری آنجا که برایش زمینه یک زناشویی دائم و همیشگی فراهم است خود را با یک امر موقتی سرگرم نمی کند.

۲.ازدواج موقت از طرف زنان و دختران ایرانی-که شیعه مذهب می باشنداستقبال نشده است و آن را نوعی تحقیر برای خود دانسته اند.پس افکار عمومی خود مردم شیعه نیز آن را طرد می کند.

جواب این است که اولا منفوریت متعه در میان زنان مولود سوء استفاده هایی است که مردان هوسران در این زمینه کرده اند و قانون باید جلو آنها را بگیرد و ما درباره این سوء استفاده ها بحث خواهیم کرد.ثانیا انتظار اینکه ازدواج موقت به اندازه ازدواج دائم استقبال شود-در صورتی که فلسفه ازدواج موقت عدم آمادگی یا عدم امکان طرفین یا یک طرف برای ازدواج دائم است-انتظار بیجا و غلطی است.

۳.نکاح منقطع بر خلاف حیثیت و احترام زن است،زیرا نوعی کرایه دادن آدم و جواز شرعی آدم فروشی است;خلاف حیثیت انسانی زن است که در مقابل وجهی که از مردی می گیرد وجود خود را در اختیار او قرار دهد.

این ایراد از همه عجیب تر است.اولا ازدواج موقت با مشخصاتی که در مقاله پیش گفتیم،چه ربطی به اجاره و کرایه دارد و آیا محدودیت مدت ازدواج موجب می شود که از صورت ازدواج خارج و شکل اجاره و کرایه به خود بگیرد؟آیا چون حتما باید مهر معین و قطعی داشته باشد کرایه و اجاره است؟که اگر بدون مهر بود و مرد چیزی نثار زن نکرد،زن حیثیت انسانی خود را باز یافته است؟ما درباره مساله مهر جداگانه بحث خواهیم کرد.

از قضا فقها تصریح کرده اند و قانون مدنی نیز بر همان اساس مواد خود را تنظیم کرده است که ازدواج موقت و ازدواج دائم از لحاظ ماهیت قرارداد هیچ گونه تفاوتی با هم ندارند و نباید داشته باشند;هر دو ازدواجند و هر دو باید با الفاظ مخصوص ازدواج صورت بگیرند و اگر نکاح منقطع را با صیغه های مخصوص اجاره و کرایه بخوانند باطل است.

ثانیا از کی و چه تاریخی کرایه آدم منسوخ شده است؟تمام خیاطها و باربرها، تمام پزشکها و کارشناسها،تمام کارمندان دولت از نخست وزیر گرفته تا کارمند دون رتبه،تمام کارگران کارخانه ها آدمهای کرایه ای هستند.

ثالثا زنی که به اختیار و اراده خود با مرد بخصوصی عقد ازدواج موقت می بندد آدم کرایه ای نیست و کاری بر خلاف حیثیت و شرافت انسانی نکرده است.اگر می خواهید زن کرایه ای را بشناسید،اگر می خواهید بردگی زن را ببینید،به اروپا و امریکا سفر کنید و سری به کمپانیهای فیلمبرداری بزنید تا ببینید زن کرایه ای یعنی چه. ببینید چگونه کمپانیهای مزبور،حرکات زن،ژستهای زن،اطوار زنانه زن،هنرهای جنسی زن را به معرض فروش می گذارند.بلیطهایی که شما برای سینماها و تئاترها می خرید،در حقیقت اجاره بهای زنهای کرایه ای را می پردازید.ببینید در آنجا زن بدبخت برای اینکه پولی بگیرد تن به چه کارهایی می دهد.مدتها تحت نظر متخصصان کار آزموده و شریف!باید رموز تحریکات جنسی را بیاموزد،بدن و روح و شخصیت خود را در اختیار یک مؤسسه پول درآوری قرار دهد برای اینکه مشتریان بیشتری برای آن مؤسسه پیدا کند.

سری به کاباره ها و هتلها بزنید،ببینید زن چه شرافتی به دست آورده است و برای اینکه مزد ناچیزی بگیرد و جیب فلان پولدار را پرتر کند چگونه باید همه حیثیت و شرافت خود را در اختیار مهمانان قرار دهد.

زن کرایه ای آن مانکنها هستند که اجیر و مزدور فروشندگیهای بزرگ می شوند و شرف و عزت خود را وسیله پیشرفت و توسعه حرص و آز آنها قرار می دهند.

زن کرایه ای آن زنی است که برای جلب مشتری برای یک مؤسسه اقتصادی،با هزاران اطوار-که اغلب آنها تصنعی و به خاطر انجام وظیفه مزدوری است-روی صفحه تلویزیون ظاهر می شود و به نفع یک کالای تجارتی تبلیغ می کند.

کیست که نداند امروز در مغرب زمین،زیبایی زن،جاذبه جنسی زن،آواز زن، هنر و ابتکار زن،روح و بدن زن و بالاخره شخصیت زن وسیله حقیر و ناچیزی در دمت سرمایه داری اروپا و امریکاست؟و متاسفانه شما-دانسته یا ندانسته-زن شریف و نجیب ایرانی را به سوی اینچنین اسارتی می کشانید.من نمی دانم چرا اگر زنی با شرایط آزاد با یک مرد به طور موقت ازدواج کند زن کرایه ای محسوب می شود،اما اگر زنی در یک عروسی یا شب نشینی در مقابل چشمان حریص هزار مرد و برای ارضاء تمایلات جنسی آنها حنجره خود را پاره کند و هزار و یک نوع معلق بزند تا مزد معینی دریافت دارد زن کرایه ای محسوب نمی شود.

آیا اسلام که جلو مردان را از این گونه بهره برداری ها از زن گرفته است و خود زن را به این اسارت آگاه و او را از تن دادن به آن و ارتزاق از آن منع کرده است،مقام زن را پایین آورده است یا اروپای نیمه دوم قرن بیستم؟

اگر روزی زن به درستی آگاه و بیدار شود و دامهایی که مرد قرن بیستم در سر راه او گذاشته و مخفی کرده بشناسد،علیه تمام این فریبها قیام خواهد کرد و آن وقت تصدیق خواهد کرد یگانه پناهگاه و حامی جدی و راستگوی او قرآن است،و البته چنین روزی دور نیست.

مجله زن روز در شماره ۸۷ صفحه ۸ رپرتاژی از زنی به نام مرضیه و مردی به نام رضا تحت عنوان «زن کرایه ای »تهیه کرده است و بدبختی زن بیچاره ای را شرح داده است.

این داستان طبق اظهارات رضا از خواستگاری زن آغاز شده،یعنی برای اولین بار از فرمول «چهل پیشنهاد»پیروی شده است و زن به خواستگاری مرد رفته است. بدیهی است داستانی که از خواستگاری زن از مرد آغاز گردد،پایانی بهتر از آن نمی تواند داشته باشد.

اما طبق اظهارات مرضیه مردی هوسران و قسی القلب،زنی را به عنوان اینکه می خواهد او را زوجه دائم خود قرار دهد و از او و فرزندان او حمایت و سرپرستی کند اغفال کرده و بدون آنکه زن بدبخت خواسته باشد،او را به نام اینکه صیغه کرده است مورد کامجویی و سپس بی اعتنایی قرار داده است.

اگر این اظهارات صحیح باشد،عقدی است باطل.مردی قسی،زنی بی خبر و بی اطلاع از قانون شرعی و عرفی را مورد تجاوز قرار داده و باید مجازات شود.

قبل از اینکه امثال رضاها مجازات شوند،باید تربیت شوند و قبل از آن که رضاها مجازات یا تربیت شوند باید مرضیه ها آگاهانیده شوند.

جنایتی که از قساوت مردی و بی خبری و غفلت زنی سرچشمه گرفته است،چه ربطی به قانون دارد که مجله زن روز قیافه حق به جانب به رضا می دهد و بعد نیز تیغ خود را متوجه قانون می کند؟آیا اگر قانون ازدواج موقت نمی بود،رضای قسی القلب مرضیه غافل و بی خبر را آرام می گذاشت؟

چرا از زیر بار تربیت و آگاهانیدن زن و مرد شانه خالی می کنید،حقوق و وظایف شرعی زن و مرد را کتمان می کنید و زنان بیچاره را اغفال کرده یگانه قانون حامی و راستگوی زن را دشمن او معرفی می کنید و با دست خود او می خواهید یگانه پناهگاه او را بکوبید؟

نکاح منقطع و تعدد زوجات
۴.نکاح منقطع چون به هر حال نوعی اجازه تعدد زوجات است و تعدد زوجات محکوم است، پس نکاح منقطع محکوم است.

راجع به اینکه نکاح منقطع برای چه گونه افرادی تشریع شده،در دنباله همین مبحث و راجع به خود تعدد زوجات به یاری خدا جداگانه و مفصل بحث خواهیم کرد.

سرنوشت فرزندان در ازدواج موقت
۵.نکاح منقطع از نظر اینکه دوام ندارد،آشیانه نامناسبی برای کودکانی است که بعدا به وجود می آیند.لازمه نکاح منقطع این است که فرزندان آینده،بی سرپرست و از حمایت پدری مهربان و مادری دلگرم به خانه و آشیانه محروم بمانند.

این ایراد ایرادی است که مجله زن روز بسیار روی آن تکیه کرده است،ولی با توضیحاتی که دادیم گمان نمی کنم جای بحث و ایرادی باشد.

در مقاله پیش گفتیم که یکی از تفاوتهای ازدواج موقت و ازدواج دائم مربوط به تولید نسل است.در ازدواج دائم هیچ یک از زوجین بدون جلب رضایت دیگری نمی تواند از زیر بار تناسل شانه خالی کند،بر خلاف ازدواج موقت که هر دو طرف آزادند.در ازدواج موقت،زن نباید مانع استمتاع مرد بشود ولی می تواند بدون آنکه لطمه ای به استمتاع مرد وارد آید مانع حاملگی خود بشود و این موضوع با وسایل ضد آبستنی امروز کاملا حل شده است.

علیهذا اگر زوجین در ازدواج موقت مایل باشند تولید فرزند کنند و مسؤولیت نگهداری و تربیت فرزند آتیه را بپذیرند،تولید فرزند می کنند.بدیهی است که از نظر عاطفه طبیعی فرقی میان فرزند زوجه دائم با زوجه موقت نیست و اگر فرضا پدر یا مادر از وظیفه خود امتناع کند قانون آنها را مکلف و مجبور می کند،همان گونه که در صورت وقوع طلاق قانون باید دخالت کند و مانع ضایع شدن حقوق فرزندان گردد،و اگر مایل نباشند که تولید فرزند نمایند و هدفشان از ازدواج موقت فقط تسکین غریزه است از به وجود آمدن فرزند جلوگیری می کنند.

همچنانکه می دانیم کلیسا جلوگیری از آبستنی را امر نامشروع می داند ولی از نظر اسلام اگر زوجین از اول مانع پیدایش فرزند بشوند مانعی ندارد اما اگر نطفه منعقد شد و هسته اولی تکوین فرزند به وجود آمد،اسلام به هیچ وجه اجازه معدوم کردن آن را نمی دهد.

اینکه فقهای شیعه می گویند هدف ازدواج دائم تولید نسل است و هدف ازدواج موقت استمتاع و تسکین غریزه است،همین منظور را بیان می کنند.

انتقادات
نویسنده «چهل پیشنهاد»در شماره ۸۷ مجله زن روز نکاح منقطع را مورد نقد قرار داده است.

اولا می گوید:

«موضوع قانون نکاح یا ازدواج منقطع طوری ناراحت کننده است که حتی نویسندگان قانون ازدواج نتوانسته اند در خصوص آن شرح و تفصیل بدهند.مثل اینکه از کار خودشان ناراضی بوده اند که فقط برای حفظ ظاهر،به موجب مواد ۱۰۷۵،۱۰۷۶،۱۰۷۷ الفاظ و عباراتی سرهم بندی کرده گذشته اند.

تنظیم کنندگان مواد قانونی مربوط به نکاح منقطع(متعه)طوری از کار خودشان ناراضی بوده اند که اساسا عقد مزبور را تعریف نکرده اند و تشریفات و شرایط آن را توضیح نداده اند…»

سپس آقای نویسنده خودشان این نقص قانون مدنی را جبران می کنند و نکاح منقطع را تعریف می کنند و می گویند:

«نکاح مزبور عبارت است از اینکه زن مجرد در برابر اخذ اجرت و دستمزد معین و مشخص در مدت و زمانی معلوم و معین و لو چند ساعت و یا چند دقیقه خودش را برای قضای شهوت و تمتع و اجرای اعمال جنسی در اختیار مرد می گذارد.»

آنگاه می گویند:

«برای ایجاب و قبول عقد نکاح مزبور در کتب فقه شیعه الفاظ عربی مخصوص ذکر شده است که قانون مدنی به آنها اشاره و توجه نکرده و مثل اینکه از نظر قانونگذار به هر لفظی که دلالت بر مقصود بالا(یعنی مفهوم اجاره و دستمزد گرفتن)نماید و لو غیر عربی هم باشد واقع می شود».

از نظر آقای نویسنده:

الف.قانون مدنی نکاح منقطع را تعریف نکرده و شرایط آن را توضیح نداده است.

ب.ماهیت نکاح منقطع این است که زن خود را در مقابل دستمزد معینی به مردی اجاره می دهد.

ج.از نظر قانون مدنی هر لفظی که دلالت بر مفهوم مورد اجاره واقع شدن زن بکند،برای ایجاب و قبول نکاح منقطع کافی است.

من از آقای نویسنده دعوت می کنم یک بار دیگر قانون مدنی را مطالعه کنند و با دقت مطالعه کنند و همچنین از خوانندگان مجله زن روز خواهش می کنم هر طور هست یک نسخه از قانون مدنی تهیه و در قسمتهای ذیل دقت کنند.

در قانون مدنی،فصل ششم از«کتاب نکاح »مخصوص نکاح منقطع است و سه جمله ساده هم بیش نیست:

اول اینکه نکاح وقتی منقطع است که برای مدت معینی واقع شده باشد.دوم اینکه مدت نکاح منقطع باید کاملا معین شود.سوم اینکه احکام مربوط به مهر و ارث در نکاح منقطع همان است که در فصلهای مربوط به مهر و ارث گفته شده است.

نویسنده محترم «چهل پیشنهاد»خیال کرده است که آنچه از اول کتاب نکاح در پنج فصل گفته شده است همه مربوط به نکاح دائم است و تنها این سه ماده به نکاح منقطع مربوط است،غافل از اینکه تمام مواد آن پنج فصل،جز آنجا که تصریح شده است مانند ماده ۱۰۶۹ و یا آنچه مربوط به طلاق است،مشترک است میان نکاح دائم و منقطع.مثلا ماده ۱۰۶۲ که می گوید:«نکاح واقع می شود به ایجاب و قبول به الفاظی که صریحا دلالت بر قصد ازدواج نماید»مخصوص نکاح دائم نیست،به هر دو نکاح مربوط است.شرایطی که برای عاقد یا عقد یا زوجین ذکر کره است نیز مربوط به هر دو نکاح است.اگر قانون مدنی نکاح منقطع را تعریف نکرده است،برای این است که نیازی به تعریف نداشته است همچنانکه نکاح دائم را نیز تعریف نکرده است و مستغنی از تعریف دانسته است.قانون مدنی هر لفظ صریحی که دلالت بر ازدواج و وقوع زوجیت بکند برای عقد کافی دانسته است، خواه در نکاح دائم خواه در نکاح منقطع. ولی اگر لفظی مفهوم دیگری غیر از زوجیت داشته باشد از قبیل معاوضه و داد و ستد و اجاره و کرایه،برای صحت عقد نکاح(چه دائم و چه منقطع)کافی نیست.

من به موجب این نوشته متعهد می شوم که اگر عده ای از قضات فاضل و کارشناسان واقعی قانون-که خوشبختانه در دادگستری زیادند-تشخیص دادند که ایراد وارده بر قانون مدنی که در بالا شرح داده شد وارد است،من از هم اکنون از انتقاد سایر نوشته های «زن روز»خودداری می کنم.

ازدواج موقت و مساله حرمسرا
یکی از سوژه هایی که مغرب زمین علیه مشرق زمین در دست دارد و به رخ او می کشد و برایش فیلمها و نمایشنامه ها تهیه کرده و می کند،مساله تشکیل حرمسراست که متاسفانه در تاریخ مشرق زمین نمونه های زیادی می توان از آن یافت.

زندگی برخی از خلفا و سلاطین مشرق زمین،نمونه کاملی از این ماجرا به شمار می رود و حرمسرا سازی مظهر اتم و اکمل هوسرانی و هوا پرستی یک مرد شرقی قلمداد می گردد.

می گویند مجاز شمردن ازدواج موقت مساوی است با مجاز دانستن تشکیل حرمسرا که نقطه ضعف و مایه سرافکندگی مشرق زمین در برابر مغرب زمین است، بلکه مساوی است با مجاز شمردن هوسرانی و هواپرستی که به هر شکل و هر صورت باشد منافی اخلاق و پیشرفت و عامل سقوط و تباهی است.

عین این مطلب درباره تعدد زوجات گفته شده است.جواز تعدد زوجات را به عنوان جواز تشکیل حرمسرا تفسیر کرده اند.

ما درباره تعدد زوجات جداگانه بحث خواهیم کرد و اکنون بحث خود را اختصاص می دهیم به ازدواج موقت.

این مساله را از دو جهت باید بررسی کرد:یکی از این نظر که عامل تشکیل حرمسرا از جنبه اجتماعی چه بوده است؟آیا قانون ازدواج موقت در تشکیل حرمسراهای مشرق زمین تاثیری داشته است یا نه؟

دوم اینکه آیا منظور از تشریع قانون ازدواج موقت این بوده است که ضمنا وسیله هوسرانی و حرمسراسازی برای عده ای از مردان فراهم گردد یا نه؟

علل اجتماعی حرمسراسازی
اما بخش اول.پیدایش حرمسرا معلول دست به دست دادن دو عامل است:

اولین عامل حرمسراسازی تقوا و عفاف زن است;یعنی شرایط اخلاقی و اجتماعی محیط باید طوری باشد که به زنان اجازه ندهد در حالی که با مرد بخصوصی رابطه جنسی دارند با مردان دیگر نیز ارتباط داشته باشند.در این شرایط مرد هوسران عیاش متمکن چاره خود را منحصر می بیند که گروهی از زنان را نزد خود گرد آورده حرمسرایی تشکیل دهد.

بدیهی است که اگر شرایط اخلاقی و اجتماعی،عفاف و تقوا را بر زن لازم نشمارد و زن رایگان و آسان خود را در اختیار هر مردی قرار دهد و مردان بتوانند هر لحظه با هر زنی هوسرانی کنند و وسیله هوسرانی همه جا و هر وقت و در هر شرایطی فراهم باشد، هرگز این گونه مردان زحمت تشکیل حرمسراهایی عریض و طویل با هزینه هنگفت و تشکیلات وسیع به خود نمی دهند.

عامل دیگر،نبودن عدالت اجتماعی است.هنگامی که عدالت اجتماعی برقرار نباشد، یکی غرق دریا دریا نعمت و دیگری گرفتار کشتی کشتی فقر و افلاس و بیچارگی باشد، گروه زیادی از مردان از تشکیل عائله و داشتن همسر محروم می مانند و عدد زنان مجرد افزایش می یابد و زمینه برای حرمسراسازی فراهم می گردد.

اگر عدالت اجتماعی برقرار و وسیله تشکیل عائله و انتخاب همسر برای همه فراهم باشد،قهرا هر زنی به مرد معینی اختصاص پیدا می کند و زمینه عیاشی و هوسرانی و حرمسراسازی منتفی می گردد.

مگر عده زنان چقدر از مردان زیادتر است که با وجود اینکه همه مردان بالغ از داشتن همسر برخوردار باشند،باز هم برای هر مردی و لا اقل برای هر مرد متمکن و پولداری امکان تشکیل حرمسرا باقی بماند؟

عادت تاریخ این است که سرگذشت حرمسراهای دربارهای خلفا و سلاطین را نشان دهد، عیشها و عشرتهای آنها را مو به مو شرح دهد اما از توضیح و تشریح محرومیتها و ناکامیها و حسرتها و آرزو به گور رفتن های آنان که در پای قصر آنها جان داده اند و شرایط اجتماعی به آنها اجازه انتخاب همسر نمی داده است سکوت نماید. ده ها و صدها زنانی که در حرمسراها بسر می برده اند،در واقع حق طبیعی یک عده محروم و بیچاره بوده اند که تا آخر عمر مجرد زیسته اند.

مسلما اگر این دو عامل معدوم گردد;یعنی عفاف و تقوا برای زن امر لازم شمرده شود و کامیابی جنسی جز در کادر ازدواج(اعم از دائم یا موقت)ناممکن گردد و از طرف دیگر ناهمواریهای اقتصادی،اجتماعی از میان برود و برای همه افراد بالغ امکان استفاده از طبیعی ترین حق بشری یعنی حق تاهل فراهم گردد،تشکیل حرمسرا امری محال و ممتنع خواهد بود.

یک نگاه مختصر به تاریخ نشان می دهد که قانون ازدواج موقت کوچکترین تاثیری در تشکیل حرمسرا نداشته است.خلفای عباسی و سلاطین عثمانی که بیش از همه به این عنوان شهرت دارند،هیچ کدام پیرو مذهب شیعه نبوده اند که از قانون ازدواج موقت استفاده کرده باشند.

سلاطین شیعه مذهب با آنکه می توانسته اند این قانون را بهانه کار قرار دهند، هرگز به پایه خلفای عباسی و سلاطین عثمانی نرسیده اند.این خود می رساند که این ماجرا معلول اوضاع خاص اجتماعی دیگر است.

آیا تشریع ازدواج موقت برای تامین هوسرانی است؟
اما بخش دوم.در هر چیزی اگر بشود تردید کرد،در این جهت نمی توان تردید کرد که ادیان آسمانی عموما بر ضد هوسرانی و هوا پرستی قیام کرده اند،تا آنجا که در میان پیروان غالب ادیان ترک هوسرانی و هوا پرستی به صورت تحمل ریاضتهای شاقه درآمده است.

یکی از اصول واضح و مسلم اسلام مبارزه با هوا پرستی است.قرآن کریم هواپرستی را در ردیف بت پرستی قرار داده است.در اسلام آدم «ذواق »یعنی کسی که هدفش این است که زنان گوناگون را مورد کامجویی و«چشش »قرار دهد،ملعون و مبغوض خداوند معرفی شده است.ما آنجا که راجع به طلاق بحث می کنیم مدارک اسلامی این مطلب را نقل خواهیم کرد.

امتیاز اسلام از برخی شرایع دیگر به این است که ریاضت و رهبانیت را مردود می شمارد،نه اینکه هواپرستی را جایز و مباح می داند.از نظر اسلام تمام غرایز(اعم از جنسی و غیره)باید در حدود اقتضاء و احتیاج طبیعت اشباع و ارضاء گردد.اما اسلام اجازه نمی دهد که انسان آتش غرایز را دامن بزند و آنها را به شکل یک عطش پایان ناپذیر روحی درآورد.از این رو اگر چیزی رنگ هوا پرستی یا ظلم و بی عدالتی به خود بگیرد،کافی است که بدانیم مطابق منظور اسلام نیست.

جای تردید نیست که هدف مقنن قانون ازدواج موقت این نبوده است که وسیله عیاشی و حرمسراسازی برای مردم هوا پرست و وسیله بدبختی و دربدری برای یک زن و یک عده کودک فراهم سازد.

تشویق و ترغیب فراوانی که از طرف ائمه دین به امر ازدواج موقت شده است، فلسفه خاصی دارد که عن قریب توضیح خواهم داد.

حرمسرا در دنیای امروز
اکنون ببینیم دنیای امروز با تشکیل حرمسرا چه کرده است.دنیای امروز رسم حرمسرا را منسوخ کرده است.دنیای امروز حرمسراداری را کاری ناپسند می داند و عامل وجود آن را از میان برده است.اما کدام عامل؟آیا عامل ناهمواریهای اجتماعی را از میان برده است و در نتیجه همه جوانان رو به ازدواج آورده اند و از این راه زمینه حرمسراسازی را از میان برده است؟

خیر،کار دیگری کرده است;با عامل اول یعنی عفاف و تقوای زن مبارزه کرده و بزرگترین خدمت را از این راه به جنس مرد انجام داده است.تقوا و عفاف زن به همان نسبت که به زن ارزش می دهد و او را عزیز و گرانبها می کند،برای مرد مانع شمرده می شود.

دنیای امروز کاری کرده است که مرد عیاش این قرن نیازی به تشکیل حرمسرا با آنهمه خرج و زحمت ندارد.برای مرد این قرن از برکت تمدن غرب همه جا حرمسراست. مرد این قرن برای خود لازم نمی داند که به اندازه هارون الرشید و فضل بن یحیی برمکی پول و قدرت داشته باشد تا به اندازه آنها جنس زن را در نوعهای مختلف و رنگهای مختلف مورد بهره برداری قرار دهد.

برای مرد این قرن،داشتن یک اتومبیل سواری و ماهی دو سه هزار تومان در آمد کافی است تا آنچنان وسیله عیاشی و بهره برداری از جنس زن را فراهم کند که هارون الرشید هم در خواب ندیده است.هتلها و رستورانها و کافه ها از پیشتر آمادگی خود را به جای حرمسرا برای مرد این قرن اعلام کرده اند.

جوانی مانند عادل کوتوالی در این قرن با کمال صراحت ادعا می کند که در آن واحد بیست و دو معشوقه در شکلها و قیافه های مختلف داشته است.چه از این بهتر برای مرد این قرن!مرد این قرن از برکت تمدن غربی چیزی از حرمسراداری جز مخارج هنگفت و زحمت و دردسر از دست نداده است.

اگر قهرمان «هزار و یک شب »سر از خاک بردارد و امکانات وسیع عیش و عشرت و ارزانی و رایگانی زن امروز را ببیند،به هیچ وجه حاضر به تشکیل حرمسرا با آنهمه خرج و زحمت نخواهد شد،و از مردم مغرب زمین که او را از زحمت حرمسراداری معاف کرده اند تشکر خواهد کرد و بی درنگ اعلام خواهد کرد تعدد زوجات و ازدواج موقت ملغی،زیرا اینها برای مردان در برابر زنان تکلیف و مسؤولیت ایجاد می کند.

اگر بپرسید برنده این بازی دیروز و امروز معلوم شد،پس بازنده کیست؟ متاسفانه باید بگویم آن که هم دیروز و هم امروز بازی را باخته است،آن موجود خوش باور و ساده دلی است که به نام جنس زن معروف است.

منع خلیفه از ازدواج موقت
ازدواج موقت از مختصات فقه جعفری است;سایر رشته های فقهی اسلامی آن را مجاز نمی شمارند.من به هیچ وجه مایل نیستم وارد نزاع اسلام بر انداز شیعه و سنی بشوم. در اینجا فقط اشاره مختصری به تاریخچه این مساله می کنم.

مسلمانان اتفاق و اجماع دارند که در صدر اسلام ازدواج موقت مجاز بوده است و رسول اکرم در برخی از سفرها که مسلمانان از همسران خود دور می افتادند و در ناراحتی بسر می بردند،به آنها اجازه ازدواج موقت می داده است.و همچنین مورد اتفاق مسلمانان است که خلیفه دوم در زمان خلافت خود نکاح منقطع را تحریم کرد. خلیفه دوم در عبارت معروف و مشهور خود چنین گفت:«دو چیز در زمان پیغمبر روا بود، من امروز آنها را ممنوع اعلام می کنم و مرتکب آنها را مجازات می نمایم:متعه زنها و متعه حج ».

گروهی از اهل تسنن عقیده دارند که نکاح منقطع را پیغمبر اکرم خودش در اواخر عمر ممنوع کرده بود و منع خلیفه در واقع اعلام ممنوعیت آن از طرف پیغمبر اکرم بوده است.ولی چنانکه می دانیم عبارتی که از خود خلیفه رسیده است،خلاف این مطلب را بیان می کند.

توجیه صحیح این مطلب همان است که علامه کاشف الغطاء بیان کرده اند.خلیفه از آن جهت به خود حق داد این موضوع را قدغن کند که تصور می کرد این مساله داخل در حوزه اختیارات ولی امر مسلمین است;هر حاکم و ولی امری می تواند از اختیارات خود به حسب مقتضای عصر و زمان در این گونه امور استفاده کند.

به عبارت دیگر،نهی خلیفه نهی سیاسی بود نه نهی شرعی و قانونی.طبق آنچه از تاریخ استفاده می شود،خلیفه در دوره زعامت،نگرانی خود را از پراکنده شدن صحابه در اقطار کشور تازه وسعت یافته اسلامی و اختلاط با ملل تازه مسلمان پنهان نمی کرد; تا زنده بود مانع پراکنده شدن آنها از مدینه بود;به طریق اولی از امتزاج خونی آنها با تازه مسلمانان قبل از آن که تربیت اسلامی عمیقا در آنها اثر کند ناراضی بود و آن را خطری برای نسل آینده به شمار می آورد،و بدیهی است که این علت امر موقتی بیش نبود.و علت اینکه مسلمین آنوقت زیر بار این تحریم خلیفه رفتند این بود که فرمان خلیفه را به عنوان یک مصلحت سیاسی و موقتی تلقی کردند نه به عنوان یک قانون دائم،و الا ممکن نبود خلیفه وقت بگوید پیغمبر چنان دستور داده است و من چنین دستور می دهم و مردم هم سخن او را بپذیرند.

ولی بعدها در اثر جریانات بخصوصی «سیره »خلفای پیشین،بالاخص دو خلیفه اول،یک برنامه ثابت تلقی شد و کار تعصب به آنجا کشید که شکل یک قانون اصلی به خود گرفت. لهذا ایرادی که در اینجا بر برادران اهل سنت ما وارد است بیش از آن است که بر خود خلیفه وارد است.خلیفه به عنوان یک نهی سیاسی و موقت-نظیر تحریم تنباکو در قرن ما-نکاح منقطع را تحریم کرد،دیگران نمی بایست به آن شکل ابدیت بدهند.

بدیهی است که نظریه علامه کاشف الغطاء ناظر بدین نیست که آیا دخالت خلیفه از اصل صحیح بود یا نبود،و هم ناظر بدین نیست که آیا مساله ازدواج موقت جزء مسائلی است که ولی شرعی مسلمین می تواند و لو برای مدت موقت قدغن کند یا نه، بلکه صرفا ناظر بدین جهت است که آنچه در آغاز صورت گرفت با این نام و این عنوان بود و به همین جهت مواجه با عکس العمل مخالف از طرف عموم مسلمین نگردید.

به هر حال نفوذ و شخصیت خلیفه و تعصب مردم در پیروی از سیرت و روش کشورداری او سبب شد که این قانون در محاق نسیان و فراموشی قرار گیرد و این سنت که مکمل ازدواج دائم است و تعطیل آن ناراحتیها به وجود می آورد،برای همیشه متروک بماند.

اینجا بود که ائمه اطهار-که پاسداران دین مبین هستند-به خاطر اینکه این سنت اسلامی متروک و فراموش نشود آن را ترغیب و تشویق فراوان کردند.امام جعفر صادق علیه السلام می فرمود:یکی از موضوعاتی که من هرگز در بیان آن تقیه نخواهم کرد موضوع متعه است.

و اینجا بود که یک مصلحت و حکمت ثانوی با حکمت اولی تشریع نکاح منقطع توام شد و آن کوشش در احیاء یک «سنت متروکه »است.به نظر این بنده آنجا که ائمه اطهار مردان زندار را از این کار منع کرده اند به اعتبار حکمت اولی این قانون است، خواسته اند بگویند این قانون برای مردانی که احتیاجی ندارند وضع نشده است، همچنانکه امام کاظم علیه السلام به علی بن یقطین فرمود:

«تو را با نکاح متعه چه کار و حال آنکه خداوند تو را از آن بی نیاز کرده است.»

و به دیگری فرمود:

«این کار برای کسی رواست که خداوند او را با داشتن همسری از این کار بی نیاز نکرده است.و اما کسی که دارای همسر است،فقط هنگامی می تواند دست به این کار بزند که دسترسی به همسر خود نداشته باشد.»

و اما آنجا که عموم افراد را ترغیب و تشویق کرده اند،به خاطر حکمت ثانوی آن یعنی «احیاء سنت متروکه »بوده است زیرا تنها ترغیب و تشویق نیازمندان برای احیاء این سنت متروکه کافی نبوده است.

این مطلب را به طور وضوح از اخبار و روایات شیعه می توان استفاده کرد.

به هر حال آنچه مسلم است این است که هرگز منظور و مقصود قانونگذار اول از وضع و تشریع این قانون و منظور ائمه اطهار از ترغیب و تشویق به آن این نبوده است که وسیله هوسرانی و هوا پرستی و حرمسرا سازی برای حیوان صفتان و یا وسیله بیچارگی برای عده ای زنان اغفال شده و فرزندان بی سرپرست فراهم کنند.

حدیثی از علی علیه السلام
آقای مهدوی نویسنده «چهل پیشنهاد»در شماره ۸۷ مجله زن روز می نویسد:

«در کتاب الاحوال الشخصیه تالیف شیخ محمد ابو زهره از امیر المؤمنین نقل شده است: لا اعلم احدا تمتع و هو محصن الا رجمته بالحجاره.»

آقای مهدوی این عبارت را اینچنین ترجمه کرده اند:

«هر گاه بدانم شخص نا اهلی متعه کرده است،حد زنای محصن را بر او جاری ساخته و سنگسارش خواهم کرد.»

اولا اگر بناست ما در مقابل گفتار امیر المؤمنین علیه السلام تسلیم باشیم، چرا اینهمه روایاتی که از آن حضرت در کتب شیعه و غیر شیعه در باب متعه روایت شده کنار بگذاریم و به این یک روایت که ناقل آن یکی از علمای اهل تسنن است و سند معلومی ندارد بچسبیم؟

از سخنان بسیار پر ارزش امیر المؤمنین این است که:

«اگر عمر سبقت نمی جست و متعه را تحریم نمی کرد،احدی جز افرادی که سرشتشان منحرف است زنا نمی کرد».

یعنی اگر متعه تحریم نشده بود،هیچ کس از نظر غریزه اجبار به زنا پیدا نمی کرد;تنها کسانی مرتکب این عمل می شدند که همواره عمل خلاف قانون را بر عمل قانونی ترجیح می دهند.

ثانیا معنی عبارت بالا این است:«هر گاه بدانم شخص زنداری متعه کرده است،او را سنگسار می کنم ».من نمی دانم چرا آقای مهدوی کلمه «محصن »را که به معنی مرد زندار است «نا اهل »ترجمه کرده اند.

علیهذا مقصود روایت این است که افراد زندار حق ندارند نکاح منقطع کنند.و اگر مقصود این بود که هیچ کس حق ندارد متعه بگیرد،قید«و هو محصن »لغو بود.

پس این روایت،اگر اصلی داشته باشد،آن نظر را تایید می کند که می گوید: «قانون متعه برای مردمان نیازمند به زن یعنی افراد مجرد یا افرادی که همسرانشان نزدشان نیستند تشریع شده است ».پس این روایت دلیل بر جواز ازدواج موقت است نه دلیل بر حرمت آن.
با تشکر از رهبر معنوی ما حاج فردوسی

ناشناس

دوست من سواد خیلی ضعیفی دارید و پیشنهاد میکنم در مقام توضیح شبهات قرار نگیرید که فرد باهوشی به راحتی شما و استدلال هایان را در هم میکوبد هرچند حق با شما باشد

مهرداد

منع خلیفه از ازدواج موقت متاسفانه عامل خراب کاری 😢😭😭😭
ازدواج موقت از مختصات فقه جعفری است;سایر رشته های فقهی اسلامی آن را مجاز نمی شمارند.من به هیچ وجه مایل نیستم وارد نزاع اسلام بر انداز شیعه و سنی بشوم. در اینجا فقط اشاره مختصری به تاریخچه این مساله می کنم.

مسلمانان اتفاق و اجماع دارند که در صدر اسلام ازدواج موقت مجاز بوده است و رسول اکرم در برخی از سفرها که مسلمانان از همسران خود دور می افتادند و در ناراحتی بسر می بردند،به آنها اجازه ازدواج موقت می داده است.و همچنین مورد اتفاق مسلمانان است که خلیفه دوم در زمان خلافت خود نکاح منقطع را تحریم کرد. خلیفه دوم در عبارت معروف و مشهور خود چنین گفت:«دو چیز در زمان پیغمبر روا بود، من امروز آنها را ممنوع اعلام می کنم و مرتکب آنها را مجازات می نمایم:متعه زنها و متعه حج ».

گروهی از اهل تسنن عقیده دارند که نکاح منقطع را پیغمبر اکرم خودش در اواخر عمر ممنوع کرده بود و منع خلیفه در واقع اعلام ممنوعیت آن از طرف پیغمبر اکرم بوده است.ولی چنانکه می دانیم عبارتی که از خود خلیفه رسیده است،خلاف این مطلب را بیان می کند.

توجیه صحیح این مطلب همان است که علامه کاشف الغطاء بیان کرده اند.خلیفه از آن جهت به خود حق داد این موضوع را قدغن کند که تصور می کرد این مساله داخل در حوزه اختیارات ولی امر مسلمین است;هر حاکم و ولی امری می تواند از اختیارات خود به حسب مقتضای عصر و زمان در این گونه امور استفاده کند.

به عبارت دیگر،نهی خلیفه نهی سیاسی بود نه نهی شرعی و قانونی.طبق آنچه از تاریخ استفاده می شود،خلیفه در دوره زعامت،نگرانی خود را از پراکنده شدن صحابه در اقطار کشور تازه وسعت یافته اسلامی و اختلاط با ملل تازه مسلمان پنهان نمی کرد; تا زنده بود مانع پراکنده شدن آنها از مدینه بود;به طریق اولی از امتزاج خونی آنها با تازه مسلمانان قبل از آن که تربیت اسلامی عمیقا در آنها اثر کند ناراضی بود و آن را خطری برای نسل آینده به شمار می آورد،و بدیهی است که این علت امر موقتی بیش نبود.و علت اینکه مسلمین آنوقت زیر بار این تحریم خلیفه رفتند این بود که فرمان خلیفه را به عنوان یک مصلحت سیاسی و موقتی تلقی کردند نه به عنوان یک قانون دائم،و الا ممکن نبود خلیفه وقت بگوید پیغمبر چنان دستور داده است و من چنین دستور می دهم و مردم هم سخن او را بپذیرند.

ولی بعدها در اثر جریانات بخصوصی «سیره »خلفای پیشین،بالاخص دو خلیفه اول،یک برنامه ثابت تلقی شد و کار تعصب به آنجا کشید که شکل یک قانون اصلی به خود گرفت. لهذا ایرادی که در اینجا بر برادران اهل سنت ما وارد است بیش از آن است که بر خود خلیفه وارد است.خلیفه به عنوان یک نهی سیاسی و موقت-نظیر تحریم تنباکو در قرن ما-نکاح منقطع را تحریم کرد،دیگران نمی بایست به آن شکل ابدیت بدهند.

بدیهی است که نظریه علامه کاشف الغطاء ناظر بدین نیست که آیا دخالت خلیفه از اصل صحیح بود یا نبود،و هم ناظر بدین نیست که آیا مساله ازدواج موقت جزء مسائلی است که ولی شرعی مسلمین می تواند و لو برای مدت موقت قدغن کند یا نه، بلکه صرفا ناظر بدین جهت است که آنچه در آغاز صورت گرفت با این نام و این عنوان بود و به همین جهت مواجه با عکس العمل مخالف از طرف عموم مسلمین نگردید.

به هر حال نفوذ و شخصیت خلیفه و تعصب مردم در پیروی از سیرت و روش کشورداری او سبب شد که این قانون در محاق نسیان و فراموشی قرار گیرد و این سنت که مکمل ازدواج دائم است و تعطیل آن ناراحتیها به وجود می آورد،برای همیشه متروک بماند.

اینجا بود که ائمه اطهار-که پاسداران دین مبین هستند-به خاطر اینکه این سنت اسلامی متروک و فراموش نشود آن را ترغیب و تشویق فراوان کردند.امام جعفر صادق علیه السلام می فرمود:یکی از موضوعاتی که من هرگز در بیان آن تقیه نخواهم کرد موضوع متعه است.

و اینجا بود که یک مصلحت و حکمت ثانوی با حکمت اولی تشریع نکاح منقطع توام شد و آن کوشش در احیاء یک «سنت متروکه »است.به نظر این بنده آنجا که ائمه اطهار مردان زندار را از این کار منع کرده اند به اعتبار حکمت اولی این قانون است، خواسته اند بگویند این قانون برای مردانی که احتیاجی ندارند وضع نشده است، همچنانکه امام کاظم علیه السلام به علی بن یقطین فرمود:

«تو را با نکاح متعه چه کار و حال آنکه خداوند تو را از آن بی نیاز کرده است.»

و به دیگری فرمود:

«این کار برای کسی رواست که خداوند او را با داشتن همسری از این کار بی نیاز نکرده است.و اما کسی که دارای همسر است،فقط هنگامی می تواند دست به این کار بزند که دسترسی به همسر خود نداشته باشد.»

و اما آنجا که عموم افراد را ترغیب و تشویق کرده اند،به خاطر حکمت ثانوی آن یعنی «احیاء سنت متروکه »بوده است زیرا تنها ترغیب و تشویق نیازمندان برای احیاء این سنت متروکه کافی نبوده است.

این مطلب را به طور وضوح از اخبار و روایات شیعه می توان استفاده کرد.

به هر حال آنچه مسلم است این است که هرگز منظور و مقصود قانونگذار اول از وضع و تشریع این قانون و منظور ائمه اطهار از ترغیب و تشویق به آن این نبوده است که وسیله هوسرانی و هوا پرستی و حرمسرا سازی برای حیوان صفتان و یا وسیله بیچارگی برای عده ای زنان اغفال شده و فرزندان بی سرپرست فراهم کنند

موسوی نیا

آقای حاج فردوسی رهبر معنوی ما شما مسئله حرمسرا در دنیای امروز رو مورد بحث قرار دادید؟؟؟؟
اکنون ببینیم دنیای امروز با تشکیل حرمسرا چه کرده است.دنیای امروز رسم حرمسرا را منسوخ کرده است.دنیای امروز حرمسراداری را کاری ناپسند می داند و عامل وجود آن را از میان برده است.اما کدام عامل؟آیا عامل ناهمواریهای اجتماعی را از میان برده است و در نتیجه همه جوانان رو به ازدواج آورده اند و از این راه زمینه حرمسراسازی را از میان برده است؟

خیر،کار دیگری کرده است;با عامل اول یعنی عفاف و تقوای زن مبارزه کرده و بزرگترین خدمت را از این راه به جنس مرد انجام داده است.تقوا و عفاف زن به همان نسبت که به زن ارزش می دهد و او را عزیز و گرانبها می کند،برای مرد مانع شمرده می شود.

دنیای امروز کاری کرده است که مرد عیاش این قرن نیازی به تشکیل حرمسرا با آنهمه خرج و زحمت ندارد.برای مرد این قرن از برکت تمدن غرب همه جا حرمسراست. مرد این قرن برای خود لازم نمی داند که به اندازه هارون الرشید و فضل بن یحیی برمکی پول و قدرت داشته باشد تا به اندازه آنها جنس زن را در نوعهای مختلف و رنگهای مختلف مورد بهره برداری قرار دهد.

برای مرد این قرن،داشتن یک اتومبیل سواری و ماهی دو سه هزار تومان در آمد کافی است تا آنچنان وسیله عیاشی و بهره برداری از جنس زن را فراهم کند که هارون الرشید هم در خواب ندیده است.هتلها و رستورانها و کافه ها از پیشتر آمادگی خود را به جای حرمسرا برای مرد این قرن اعلام کرده اند.

جوانی مانند عادل کوتوالی در این قرن با کمال صراحت ادعا می کند که در آن واحد بیست و دو معشوقه در شکلها و قیافه های مختلف داشته است.چه از این بهتر برای مرد این قرن!مرد این قرن از برکت تمدن غربی چیزی از حرمسراداری جز مخارج هنگفت و زحمت و دردسر از دست نداده است.

اگر قهرمان «هزار و یک شب »سر از خاک بردارد و امکانات وسیع عیش و عشرت و ارزانی و رایگانی زن امروز را ببیند،به هیچ وجه حاضر به تشکیل حرمسرا با آنهمه خرج و زحمت نخواهد شد،و از مردم مغرب زمین که او را از زحمت حرمسراداری معاف کرده اند تشکر خواهد کرد و بی درنگ اعلام خواهد کرد تعدد زوجات و ازدواج موقت ملغی،زیرا اینها برای مردان در برابر زنان تکلیف و مسؤولیت ایجاد می کند.

اگر بپرسید برنده این بازی دیروز و امروز معلوم شد،پس بازنده کیست؟ متاسفانه باید بگویم آن که هم دیروز و هم امروز بازی را باخته است،آن موجود خوش باور و ساده دلی است که به نام جنس زن معروف است.

مشک افشان

آیا تشریع ازدواج موقت برای تامین هوسرانی است؟
اما بخش دوم.در هر چیزی اگر بشود تردید کرد،در این جهت نمی توان تردید کرد که ادیان آسمانی عموما بر ضد هوسرانی و هوا پرستی قیام کرده اند،تا آنجا که در میان پیروان غالب ادیان ترک هوسرانی و هوا پرستی به صورت تحمل ریاضتهای شاقه درآمده است.

یکی از اصول واضح و مسلم اسلام مبارزه با هوا پرستی است.قرآن کریم هواپرستی را در ردیف بت پرستی قرار داده است.در اسلام آدم «ذواق »یعنی کسی که هدفش این است که زنان گوناگون را مورد کامجویی و«چشش »قرار دهد،ملعون و مبغوض خداوند معرفی شده است.ما آنجا که راجع به طلاق بحث می کنیم مدارک اسلامی این مطلب را نقل خواهیم کرد.

امتیاز اسلام از برخی شرایع دیگر به این است که ریاضت و رهبانیت را مردود می شمارد،نه اینکه هواپرستی را جایز و مباح می داند.از نظر اسلام تمام غرایز(اعم از جنسی و غیره)باید در حدود اقتضاء و احتیاج طبیعت اشباع و ارضاء گردد.اما اسلام اجازه نمی دهد که انسان آتش غرایز را دامن بزند و آنها را به شکل یک عطش پایان ناپذیر روحی درآورد.از این رو اگر چیزی رنگ هوا پرستی یا ظلم و بی عدالتی به خود بگیرد،کافی است که بدانیم مطابق منظور اسلام نیست.

جای تردید نیست که هدف مقنن قانون ازدواج موقت این نبوده است که وسیله عیاشی و حرمسراسازی برای مردم هوا پرست و وسیله بدبختی و دربدری برای یک زن و یک عده کودک فراهم سازد.

تشویق و ترغیب فراوانی که از طرف ائمه دین به امر ازدواج موقت شده است، فلسفه خاصی دارد که عن قریب توضیح خواهم داد.

محمود

علل اجتماعی حرمسراسازی
اما بخش اول.پیدایش حرمسرا معلول دست به دست دادن دو عامل است:

اولین عامل حرمسراسازی تقوا و عفاف زن است;یعنی شرایط اخلاقی و اجتماعی محیط باید طوری باشد که به زنان اجازه ندهد در حالی که با مرد بخصوصی رابطه جنسی دارند با مردان دیگر نیز ارتباط داشته باشند.در این شرایط مرد هوسران عیاش متمکن چاره خود را منحصر می بیند که گروهی از زنان را نزد خود گرد آورده حرمسرایی تشکیل دهد.

بدیهی است که اگر شرایط اخلاقی و اجتماعی،عفاف و تقوا را بر زن لازم نشمارد و زن رایگان و آسان خود را در اختیار هر مردی قرار دهد و مردان بتوانند هر لحظه با هر زنی هوسرانی کنند و وسیله هوسرانی همه جا و هر وقت و در هر شرایطی فراهم باشد، هرگز این گونه مردان زحمت تشکیل حرمسراهایی عریض و طویل با هزینه هنگفت و تشکیلات وسیع به خود نمی دهند.

عامل دیگر،نبودن عدالت اجتماعی است.هنگامی که عدالت اجتماعی برقرار نباشد، یکی غرق دریا دریا نعمت و دیگری گرفتار کشتی کشتی فقر و افلاس و بیچارگی باشد، گروه زیادی از مردان از تشکیل عائله و داشتن همسر محروم می مانند و عدد زنان مجرد افزایش می یابد و زمینه برای حرمسراسازی فراهم می گردد.

اگر عدالت اجتماعی برقرار و وسیله تشکیل عائله و انتخاب همسر برای همه فراهم باشد،قهرا هر زنی به مرد معینی اختصاص پیدا می کند و زمینه عیاشی و هوسرانی و حرمسراسازی منتفی می گردد.

مگر عده زنان چقدر از مردان زیادتر است که با وجود اینکه همه مردان بالغ از داشتن همسر برخوردار باشند،باز هم برای هر مردی و لا اقل برای هر مرد متمکن و پولداری امکان تشکیل حرمسرا باقی بماند؟

عادت تاریخ این است که سرگذشت حرمسراهای دربارهای خلفا و سلاطین را نشان دهد، عیشها و عشرتهای آنها را مو به مو شرح دهد اما از توضیح و تشریح محرومیتها و ناکامیها و حسرتها و آرزو به گور رفتن های آنان که در پای قصر آنها جان داده اند و شرایط اجتماعی به آنها اجازه انتخاب همسر نمی داده است سکوت نماید. ده ها و صدها زنانی که در حرمسراها بسر می برده اند،در واقع حق طبیعی یک عده محروم و بیچاره بوده اند که تا آخر عمر مجرد زیسته اند.

مسلما اگر این دو عامل معدوم گردد;یعنی عفاف و تقوا برای زن امر لازم شمرده شود و کامیابی جنسی جز در کادر ازدواج(اعم از دائم یا موقت)ناممکن گردد و از طرف دیگر ناهمواریهای اقتصادی،اجتماعی از میان برود و برای همه افراد بالغ امکان استفاده از طبیعی ترین حق بشری یعنی حق تاهل فراهم گردد،تشکیل حرمسرا امری محال و ممتنع خواهد بود.

یک نگاه مختصر به تاریخ نشان می دهد که قانون ازدواج موقت کوچکترین تاثیری در تشکیل حرمسرا نداشته است.خلفای عباسی و سلاطین عثمانی که بیش از همه به این عنوان شهرت دارند،هیچ کدام پیرو مذهب شیعه نبوده اند که از قانون ازدواج موقت استفاده کرده باشند.

سلاطین شیعه مذهب با آنکه می توانسته اند این قانون را بهانه کار قرار دهند، هرگز به پایه خلفای عباسی و سلاطین عثمانی نرسیده اند.این خود می رساند که این ماجرا معلول اوضاع خاص اجتماعی دیگر است.

صادقی

جناب آقای حاج فردوسی رهبر معنوی ما ازدواج موقت و مساله حرمسرا رو شما مطرح نکردید
یکی از سوژه هایی که مغرب زمین علیه مشرق زمین در دست دارد و به رخ او می کشد و برایش فیلمها و نمایشنامه ها تهیه کرده و می کند،مساله تشکیل حرمسراست که متاسفانه در تاریخ مشرق زمین نمونه های زیادی می توان از آن یافت.

زندگی برخی از خلفا و سلاطین مشرق زمین،نمونه کاملی از این ماجرا به شمار می رود و حرمسرا سازی مظهر اتم و اکمل هوسرانی و هوا پرستی یک مرد شرقی قلمداد می گردد.

می گویند مجاز شمردن ازدواج موقت مساوی است با مجاز دانستن تشکیل حرمسرا که نقطه ضعف و مایه سرافکندگی مشرق زمین در برابر مغرب زمین است، بلکه مساوی است با مجاز شمردن هوسرانی و هواپرستی که به هر شکل و هر صورت باشد منافی اخلاق و پیشرفت و عامل سقوط و تباهی است.

عین این مطلب درباره تعدد زوجات گفته شده است.جواز تعدد زوجات را به عنوان جواز تشکیل حرمسرا تفسیر کرده اند.

ما درباره تعدد زوجات جداگانه بحث خواهیم کرد و اکنون بحث خود را اختصاص می دهیم به ازدواج موقت.

این مساله را از دو جهت باید بررسی کرد:یکی از این نظر که عامل تشکیل حرمسرا از جنبه اجتماعی چه بوده است؟آیا قانون ازدواج موقت در تشکیل حرمسراهای مشرق زمین تاثیری داشته است یا نه؟

دوم اینکه آیا منظور از تشریع قانون ازدواج موقت این بوده است که ضمنا وسیله هوسرانی و حرمسراسازی برای عده ای از مردان فراهم گردد یا نه؟

صادق

انتقاداتی که من می‌خواهم بکنم و امیدوارم جواب هم بدهید با تشکر از رهبر معنوی ما حاج فردوسی
نویسنده «چهل پیشنهاد»در شماره ۸۷ مجله زن روز نکاح منقطع را مورد نقد قرار داده است.

اولا می گوید:

«موضوع قانون نکاح یا ازدواج منقطع طوری ناراحت کننده است که حتی نویسندگان قانون ازدواج نتوانسته اند در خصوص آن شرح و تفصیل بدهند.مثل اینکه از کار خودشان ناراضی بوده اند که فقط برای حفظ ظاهر،به موجب مواد ۱۰۷۵،۱۰۷۶،۱۰۷۷ الفاظ و عباراتی سرهم بندی کرده گذشته اند.

تنظیم کنندگان مواد قانونی مربوط به نکاح منقطع(متعه)طوری از کار خودشان ناراضی بوده اند که اساسا عقد مزبور را تعریف نکرده اند و تشریفات و شرایط آن را توضیح نداده اند…»

سپس آقای نویسنده خودشان این نقص قانون مدنی را جبران می کنند و نکاح منقطع را تعریف می کنند و می گویند:

«نکاح مزبور عبارت است از اینکه زن مجرد در برابر اخذ اجرت و دستمزد معین و مشخص در مدت و زمانی معلوم و معین و لو چند ساعت و یا چند دقیقه خودش را برای قضای شهوت و تمتع و اجرای اعمال جنسی در اختیار مرد می گذارد.»

آنگاه می گویند:

«برای ایجاب و قبول عقد نکاح مزبور در کتب فقه شیعه الفاظ عربی مخصوص ذکر شده است که قانون مدنی به آنها اشاره و توجه نکرده و مثل اینکه از نظر قانونگذار به هر لفظی که دلالت بر مقصود بالا(یعنی مفهوم اجاره و دستمزد گرفتن)نماید و لو غیر عربی هم باشد واقع می شود».

از نظر آقای نویسنده:

الف.قانون مدنی نکاح منقطع را تعریف نکرده و شرایط آن را توضیح نداده است.

ب.ماهیت نکاح منقطع این است که زن خود را در مقابل دستمزد معینی به مردی اجاره می دهد.

ج.از نظر قانون مدنی هر لفظی که دلالت بر مفهوم مورد اجاره واقع شدن زن بکند،برای ایجاب و قبول نکاح منقطع کافی است.

من از آقای نویسنده دعوت می کنم یک بار دیگر قانون مدنی را مطالعه کنند و با دقت مطالعه کنند و همچنین از خوانندگان مجله زن روز خواهش می کنم هر طور هست یک نسخه از قانون مدنی تهیه و در قسمتهای ذیل دقت کنند.

در قانون مدنی،فصل ششم از«کتاب نکاح »مخصوص نکاح منقطع است و سه جمله ساده هم بیش نیست:

اول اینکه نکاح وقتی منقطع است که برای مدت معینی واقع شده باشد.دوم اینکه مدت نکاح منقطع باید کاملا معین شود.سوم اینکه احکام مربوط به مهر و ارث در نکاح منقطع همان است که در فصلهای مربوط به مهر و ارث گفته شده است.

نویسنده محترم «چهل پیشنهاد»خیال کرده است که آنچه از اول کتاب نکاح در پنج فصل گفته شده است همه مربوط به نکاح دائم است و تنها این سه ماده به نکاح منقطع مربوط است،غافل از اینکه تمام مواد آن پنج فصل،جز آنجا که تصریح شده است مانند ماده ۱۰۶۹ و یا آنچه مربوط به طلاق است،مشترک است میان نکاح دائم و منقطع.مثلا ماده ۱۰۶۲ که می گوید:«نکاح واقع می شود به ایجاب و قبول به الفاظی که صریحا دلالت بر قصد ازدواج نماید»مخصوص نکاح دائم نیست،به هر دو نکاح مربوط است.شرایطی که برای عاقد یا عقد یا زوجین ذکر کره است نیز مربوط به هر دو نکاح است.اگر قانون مدنی نکاح منقطع را تعریف نکرده است،برای این است که نیازی به تعریف نداشته است همچنانکه نکاح دائم را نیز تعریف نکرده است و مستغنی از تعریف دانسته است.قانون مدنی هر لفظ صریحی که دلالت بر ازدواج و وقوع زوجیت بکند برای عقد کافی دانسته است، خواه در نکاح دائم خواه در نکاح منقطع. ولی اگر لفظی مفهوم دیگری غیر از زوجیت داشته باشد از قبیل معاوضه و داد و ستد و اجاره و کرایه،برای صحت عقد نکاح(چه دائم و چه منقطع)کافی نیست.

من به موجب این نوشته متعهد می شوم که اگر عده ای از قضات فاضل و کارشناسان واقعی قانون-که خوشبختانه در دادگستری زیادند-تشخیص دادند که ایراد وارده بر قانون مدنی که در بالا شرح داده شد وارد است،من از هم اکنون از انتقاد سایر نوشته های «زن روز»خودداری می کنم.

مهدی

نکاح منقطع و تعدد زوجات
۴.نکاح منقطع چون به هر حال نوعی اجازه تعدد زوجات است و تعدد زوجات محکوم است، پس نکاح منقطع محکوم است.

راجع به اینکه نکاح منقطع برای چه گونه افرادی تشریع شده،در دنباله همین مبحث و راجع به خود تعدد زوجات به یاری خدا جداگانه و مفصل بحث خواهیم کرد.

سرنوشت فرزندان در ازدواج موقت
۵.نکاح منقطع از نظر اینکه دوام ندارد،آشیانه نامناسبی برای کودکانی است که بعدا به وجود می آیند.لازمه نکاح منقطع این است که فرزندان آینده،بی سرپرست و از حمایت پدری مهربان و مادری دلگرم به خانه و آشیانه محروم بمانند.

این ایراد ایرادی است که مجله زن روز بسیار روی آن تکیه کرده است،ولی با توضیحاتی که دادیم گمان نمی کنم جای بحث و ایرادی باشد.

در مقاله پیش گفتیم که یکی از تفاوتهای ازدواج موقت و ازدواج دائم مربوط به تولید نسل است.در ازدواج دائم هیچ یک از زوجین بدون جلب رضایت دیگری نمی تواند از زیر بار تناسل شانه خالی کند،بر خلاف ازدواج موقت که هر دو طرف آزادند.در ازدواج موقت،زن نباید مانع استمتاع مرد بشود ولی می تواند بدون آنکه لطمه ای به استمتاع مرد وارد آید مانع حاملگی خود بشود و این موضوع با وسایل ضد آبستنی امروز کاملا حل شده است.

علیهذا اگر زوجین در ازدواج موقت مایل باشند تولید فرزند کنند و مسؤولیت نگهداری و تربیت فرزند آتیه را بپذیرند،تولید فرزند می کنند.بدیهی است که از نظر عاطفه طبیعی فرقی میان فرزند زوجه دائم با زوجه موقت نیست و اگر فرضا پدر یا مادر از وظیفه خود امتناع کند قانون آنها را مکلف و مجبور می کند،همان گونه که در صورت وقوع طلاق قانون باید دخالت کند و مانع ضایع شدن حقوق فرزندان گردد،و اگر مایل نباشند که تولید فرزند نمایند و هدفشان از ازدواج موقت فقط تسکین غریزه است از به وجود آمدن فرزند جلوگیری می کنند.

همچنانکه می دانیم کلیسا جلوگیری از آبستنی را امر نامشروع می داند ولی از نظر اسلام اگر زوجین از اول مانع پیدایش فرزند بشوند مانعی ندارد اما اگر نطفه منعقد شد و هسته اولی تکوین فرزند به وجود آمد،اسلام به هیچ وجه اجازه معدوم کردن آن را نمی دهد.

اینکه فقهای شیعه می گویند هدف ازدواج دائم تولید نسل است و هدف ازدواج موقت استمتاع و تسکین غریزه است،همین منظور را بیان می کنند.
با تشکر از رهبر معنوی ما حاج فردوسی

مهدی

سلام بر رهبر معنوی ما حاج فردوسی
یک مطلب بسیار زیاد رو باید بگم امیدوارم این همه زحمت رو دوستان ب هدر ندهند و بخوانند و نظر هم بدهند
ازدواج آزمایشی
این ضرورت اختصاص به ایام تحصیل ندارد،در شرایط دیگر نیز پیش می آید. اصولا ممکن است زن و مردی که خیال دارند با هم به طور دائم ازدواج کنند و نتوانسته اند نسبت به یکدیگر اطمینان کامل پیدا کنند،به عنوان ازدواج آزمایشی برای مدت موقتی با هم ازدواج کنند;اگر اطمینان کامل به یکدیگر پیدا کردند ادامه می دهند و اگر نه از هم جدا می شوند.

من از شما می پرسم:اینکه اروپاییان وجود یک عده از زنان بدکار را در محل معین از هر شهری تحت نظر و مراقبت دولت لازم و ضروری می دانند برای چیست؟ آیا جز این است که وجود مردان مجردی را که قادر به ازدواج دائم نیستند خطر بزرگی برای خانواده ها به حساب می آورند؟

راسل و نظریه ازدواج موقت
برتراند راسل فیلسوف معروف انگلیسی در کتاب زناشویی و اخلاق می گوید:

«…در واقع اگر درست بیندیشیم پی می بریم که فواحش معصومیت کانون خانوادگی و پاکی زنان و دختران ما را حفظ می کنند.هنگامی که این عقیده را لکی در بحبوحه عصر ویکتوریا ابراز کرد،اخلاقیون سخت آزرده شدند بی آنکه خود علت آن را بدانند،اما هرگز نتوانستند خطای عقیده لکی را به ثبوت رسانند.زبان حال اخلاقیون مزبور با تمام منطقشان این است که «اگر مردم از تعلیمات ما پیروی می کردند دیگر فحشاء وجود نمی داشت »اما ایشان به خوبی می دانند که کسی توجه به حرفشان نمی کند».

این است فرمول فرنگی چاره جویی خطر مردان و زنانی که قادر به ازدواج دائم نیستند و آن بود فرمولی که اسلام پیشنهاد کرده است.آیا اگر این فرمول فرنگی به کار بسته شود و گروهی زن بدبخت به ایفای این وظیفه اجتماعی!اختصاص داده شوند، آن وقت زن به مقام واقعی و حیثیت انسانی خود رسیده است و روح اعلامیه حقوق بشر شاد شده است؟

برتراند راسل رسما در کتاب خود فصلی تحت عنوان ازدواج تجربی باز کرده است. وی می گوید:

«قاضی لیندزی که سالیان متمادی مامور دادگاه دنور بوده و در این مقام فرصت مشاهده حقایق زیادی داشته پیشنهاد می کند که ترتیبی به نام «ازدواج رفاقتی »

داده شود.متاسفانه پست رسمی خود را(در امریکا)از دست داد،زیرا مشاهده شد که او بیش از ایجاد حس گناهکاری در فکر سعادت جوانان است.برای عزل او کاتولیکها و فرقه ضد سیاه پوستان از بذل مساعی خودداری نکردند.

پیشنهاد ازدواج رفاقتی را یک محافظه کار خردمند کرده است و منظور از آن ایجاد ثباتی در روابط جنسی است.لیندزی متوجه شده که اشکال اساسی در ازدواج فقدان پول است.ضرورت پول فقط از لحاظ اطفال احتمالی نیست،بلکه از این لحاظ است که تامین معیشت از جانب زن برازنده نیست.و به این ترتیب نتیجه می گیرد که جوانان باید مبادرت به ازدواج رفاقتی کنند که از سه لحاظ با ازدواج عادی متفاوت است:اولا منظور از ازدواج تولید نسل نخواهد بود.ثانیا مادام که زن جوان فرزندی نیاورده و حامله نشده طلاق با رضایت طرفین میسر خواهد بود. ثالثا زن در صورت طلاق مستحق کمک خرجی برای خوراک خواهد بود…من هیچ تردیدی در مؤثر بودن پیشنهادات لیندزی ندارم و اگر قانون آن را می پذیرفت تاثیر زیادی در بهبود اخلاق می کرد.»

آنچه لیندزی و راسل آن را«ازدواج رفاقتی »می نامند گر چه با ازدواج موقت اسلامی اندک فرقی دارد اما حکایت می کند که متفکرانی مانند لیندزی و راسل به این نکته پی برده اند که تنها ازدواج دائم و عادی وافی به همه احتیاجات اجتماع نیست.

مشخصات قانون ازدواج موقت و ضرورت وجود آن و عدم کفایت ازدواج دائم به تنهایی برای رفع احتیاجات بشری بالاخص در عصر حاضر،مورد بررسی قرار گرفت.اکنون می خواهیم به اصطلاح آن طرف سکه را مطالعه کنیم،ببینیم ازدواج موقت چه زیانهایی ممکن است در بر داشته باشد.مقدمتا می خواهم مطلبی را تذکر دهم:

در میان تمام موضوعات و مسائل و زمینه های اظهار نظر که برای بشر وجود داشته و دارد،هیچ موضوع و زمینه ای به اندازه بحث در تاریخ علوم و عقاید و سنن و رسوم و آداب بشری گنگ و پیچیده نیست و به همین جهت در هیچ موضوعی بشر به اندازه این موضوعات یاوه نبافته است و اتفاقا در هیچ موضوعی هم به اندازه این موضوعات شهوت اظهار نظر نداشته است.

از باب مثال اگر کسی اطلاعاتی در فلسفه و عرفان و تصوف و کلام اسلامی داشته باشد و آنگاه پاره ای از نوشته های امروز را-که غالبا اقتباس از خارجیها و یا عین گفته های آنهاست-خوانده باشد،می فهمد که من چه می گویم.مثل این است که مستشرقین و اتباع و اذنابشان برای اظهار نظر در این گونه مسائل همه چیز را لازم می دانند مگر اینکه خود آن مسائل را عمیقا بفهمند و بشناسند.

مثلا در اطراف مساله ای که در عرفان اسلامی به نام «وحدت وجود»معروف است چه حرفها که زده نشده است!فقط جای یک چیز خالی است و آن اینکه وحدت وجود چیست و قهرمانان آن در عرفان اسلامی از قبیل محیی الدین عربی و صدر المتالهین شیرازی چه تصوری از وحدت وجود داشته اند؟

من وقتی که برخی اظهار نظرهای مندرج در چند شماره مجله زن روز را درباره نکاح منقطع خواندم بی اختیار به یاد مساله وحدت وجود افتادم;دیدم همه حرفها به میان آمده است جز همان چیزی که روح این قانون را تشکیل می دهد و منظور قانونگذار بوده است.

البته این قانون چون یک «میراث شرقی »است این اندازه مورد بی مهری است و اگر یک «تحفه غربی »بود این طور نبود.قطعا اگر این قانون از مغرب زمین آمده بود امروز کنفرانسها و سمینارها داده می شود که منحصر کردن ازدواج به ازدواج دائم با شرایط نیمه دوم قرن بیستم تطبیق نمی کند،نسل امروز زیر بار اینهمه قیود ازدواج دائم نمی رود،نسل امروز می خواهد آزاد باشد و آزاد زندگی کند و جز زیر بار ازدواج آزاد که همه قیود و حدودش را شخصا انتخاب و اختیار کرده باشد نمی رود…

و به همین دلیل اکنون که این زمزمه از غرب بلند شده و کسانی امثال برتراند راسل مساله ای تحت عنوان «ازدواج رفاقتی »پیشنهاد می کنند،پیش بینی می شود که بیش از آن اندازه که اسلام خواسته استقبال شود و ازدواج دائم را پشت سر بگذارد و ما در آینده مجبور بشویم از ازدواج دائم دفاع و تبلیغ کنیم.

معایب و مفاسدی که برای نکاح منقطع ذکر شده از این قرار است:

۱.پایه ازدواج باید بر دوام باشد.زوجین از اول که پیمان زناشویی می بندند باید خود را برای همیشه متعلق به یکدیگر بدانند و تصور جدایی در مخیله آنها خطور نکند. علیهذا ازدواج موقت نمی تواند پیمان استواری میان زوجین باشد.

اینکه پایه ازدواج باید بر دوام باشد،بسیار مطلب درستی است ولی این ایراد وقتی وارد است که بخواهیم ازدواج موقت را جانشین ازدواج دائم کنیم و ازدواج دائم را منسوخ نماییم.

بدون شک هنگامی که طرفین قادر به ازدواج دائم هستند و اطمینان کامل نسبت به یکدیگر پیدا کرده اند و تصمیم دارند برای همیشه متعلق به یکدیگر باشند پیمان ازدواج دائم می بندند.

ازدواج موقت از آن جهت تشریع شده است که ازدواج دائم به تنهایی قادر نبوده است که در همه شرایط و احوال رفع احتیاجات بشر را بکند و انحصار به ازدواج دائم مستلزم این بوده است که افراد یا به رهبانیت موقت مکلف گردند و یا در ورطه کمونیسم جنسی غرق شوند.بدیهی است که هیچ پسر یا دختری آنجا که برایش زمینه یک زناشویی دائم و همیشگی فراهم است خود را با یک امر موقتی سرگرم نمی کند.

۲.ازدواج موقت از طرف زنان و دختران ایرانی-که شیعه مذهب می باشنداستقبال نشده است و آن را نوعی تحقیر برای خود دانسته اند.پس افکار عمومی خود مردم شیعه نیز آن را طرد می کند.

جواب این است که اولا منفوریت متعه در میان زنان مولود سوء استفاده هایی است که مردان هوسران در این زمینه کرده اند و قانون باید جلو آنها را بگیرد و ما درباره این سوء استفاده ها بحث خواهیم کرد.ثانیا انتظار اینکه ازدواج موقت به اندازه ازدواج دائم استقبال شود-در صورتی که فلسفه ازدواج موقت عدم آمادگی یا عدم امکان طرفین یا یک طرف برای ازدواج دائم است-انتظار بیجا و غلطی است.

۳.نکاح منقطع بر خلاف حیثیت و احترام زن است،زیرا نوعی کرایه دادن آدم و جواز شرعی آدم فروشی است;خلاف حیثیت انسانی زن است که در مقابل وجهی که از مردی می گیرد وجود خود را در اختیار او قرار دهد.

این ایراد از همه عجیب تر است.اولا ازدواج موقت با مشخصاتی که در مقاله پیش گفتیم،چه ربطی به اجاره و کرایه دارد و آیا محدودیت مدت ازدواج موجب می شود که از صورت ازدواج خارج و شکل اجاره و کرایه به خود بگیرد؟آیا چون حتما باید مهر معین و قطعی داشته باشد کرایه و اجاره است؟که اگر بدون مهر بود و مرد چیزی نثار زن نکرد،زن حیثیت انسانی خود را باز یافته است؟ما درباره مساله مهر جداگانه بحث خواهیم کرد.

از قضا فقها تصریح کرده اند و قانون مدنی نیز بر همان اساس مواد خود را تنظیم کرده است که ازدواج موقت و ازدواج دائم از لحاظ ماهیت قرارداد هیچ گونه تفاوتی با هم ندارند و نباید داشته باشند;هر دو ازدواجند و هر دو باید با الفاظ مخصوص ازدواج صورت بگیرند و اگر نکاح منقطع را با صیغه های مخصوص اجاره و کرایه بخوانند باطل است.

ثانیا از کی و چه تاریخی کرایه آدم منسوخ شده است؟تمام خیاطها و باربرها، تمام پزشکها و کارشناسها،تمام کارمندان دولت از نخست وزیر گرفته تا کارمند دون رتبه،تمام کارگران کارخانه ها آدمهای کرایه ای هستند.

ثالثا زنی که به اختیار و اراده خود با مرد بخصوصی عقد ازدواج موقت می بندد آدم کرایه ای نیست و کاری بر خلاف حیثیت و شرافت انسانی نکرده است.اگر می خواهید زن کرایه ای را بشناسید،اگر می خواهید بردگی زن را ببینید،به اروپا و امریکا سفر کنید و سری به کمپانیهای فیلمبرداری بزنید تا ببینید زن کرایه ای یعنی چه. ببینید چگونه کمپانیهای مزبور،حرکات زن،ژستهای زن،اطوار زنانه زن،هنرهای جنسی زن را به معرض فروش می گذارند.بلیطهایی که شما برای سینماها و تئاترها می خرید،در حقیقت اجاره بهای زنهای کرایه ای را می پردازید.ببینید در آنجا زن بدبخت برای اینکه پولی بگیرد تن به چه کارهایی می دهد.مدتها تحت نظر متخصصان کار آزموده و شریف!باید رموز تحریکات جنسی را بیاموزد،بدن و روح و شخصیت خود را در اختیار یک مؤسسه پول درآوری قرار دهد برای اینکه مشتریان بیشتری برای آن مؤسسه پیدا کند.

سری به کاباره ها و هتلها بزنید،ببینید زن چه شرافتی به دست آورده است و برای اینکه مزد ناچیزی بگیرد و جیب فلان پولدار را پرتر کند چگونه باید همه حیثیت و شرافت خود را در اختیار مهمانان قرار دهد.

زن کرایه ای آن مانکنها هستند که اجیر و مزدور فروشندگیهای بزرگ می شوند و شرف و عزت خود را وسیله پیشرفت و توسعه حرص و آز آنها قرار می دهند.

زن کرایه ای آن زنی است که برای جلب مشتری برای یک مؤسسه اقتصادی،با هزاران اطوار-که اغلب آنها تصنعی و به خاطر انجام وظیفه مزدوری است-روی صفحه تلویزیون ظاهر می شود و به نفع یک کالای تجارتی تبلیغ می کند.

کیست که نداند امروز در مغرب زمین،زیبایی زن،جاذبه جنسی زن،آواز زن، هنر و ابتکار زن،روح و بدن زن و بالاخره شخصیت زن وسیله حقیر و ناچیزی در دمت سرمایه داری اروپا و امریکاست؟و متاسفانه شما-دانسته یا ندانسته-زن شریف و نجیب ایرانی را به سوی اینچنین اسارتی می کشانید.من نمی دانم چرا اگر زنی با شرایط آزاد با یک مرد به طور موقت ازدواج کند زن کرایه ای محسوب می شود،اما اگر زنی در یک عروسی یا شب نشینی در مقابل چشمان حریص هزار مرد و برای ارضاء تمایلات جنسی آنها حنجره خود را پاره کند و هزار و یک نوع معلق بزند تا مزد معینی دریافت دارد زن کرایه ای محسوب نمی شود.

آیا اسلام که جلو مردان را از این گونه بهره برداری ها از زن گرفته است و خود زن را به این اسارت آگاه و او را از تن دادن به آن و ارتزاق از آن منع کرده است،مقام زن را پایین آورده است یا اروپای نیمه دوم قرن بیستم؟

اگر روزی زن به درستی آگاه و بیدار شود و دامهایی که مرد قرن بیستم در سر راه او گذاشته و مخفی کرده بشناسد،علیه تمام این فریبها قیام خواهد کرد و آن وقت تصدیق خواهد کرد یگانه پناهگاه و حامی جدی و راستگوی او قرآن است،و البته چنین روزی دور نیست.

مجله زن روز در شماره ۸۷ صفحه ۸ رپرتاژی از زنی به نام مرضیه و مردی به نام رضا تحت عنوان «زن کرایه ای »تهیه کرده است و بدبختی زن بیچاره ای را شرح داده است.

این داستان طبق اظهارات رضا از خواستگاری زن آغاز شده،یعنی برای اولین بار از فرمول «چهل پیشنهاد»پیروی شده است و زن به خواستگاری مرد رفته است. بدیهی است داستانی که از خواستگاری زن از مرد آغاز گردد،پایانی بهتر از آن نمی تواند داشته باشد.

اما طبق اظهارات مرضیه مردی هوسران و قسی القلب،زنی را به عنوان اینکه می خواهد او را زوجه دائم خود قرار دهد و از او و فرزندان او حمایت و سرپرستی کند اغفال کرده و بدون آنکه زن بدبخت خواسته باشد،او را به نام اینکه صیغه کرده است مورد کامجویی و سپس بی اعتنایی قرار داده است.

اگر این اظهارات صحیح باشد،عقدی است باطل.مردی قسی،زنی بی خبر و بی اطلاع از قانون شرعی و عرفی را مورد تجاوز قرار داده و باید مجازات شود.

قبل از اینکه امثال رضاها مجازات شوند،باید تربیت شوند و قبل از آن که رضاها مجازات یا تربیت شوند باید مرضیه ها آگاهانیده شوند.

جنایتی که از قساوت مردی و بی خبری و غفلت زنی سرچشمه گرفته است،چه ربطی به قانون دارد که مجله زن روز قیافه حق به جانب به رضا می دهد و بعد نیز تیغ خود را متوجه قانون می کند؟آیا اگر قانون ازدواج موقت نمی بود،رضای قسی القلب مرضیه غافل و بی خبر را آرام می گذاشت؟

چرا از زیر بار تربیت و آگاهانیدن زن و مرد شانه خالی می کنید،حقوق و وظایف شرعی زن و مرد را کتمان می کنید و زنان بیچاره را اغفال کرده یگانه قانون حامی و راستگوی زن را دشمن او معرفی می کنید و با دست خود او می خواهید یگانه پناهگاه او را بکوبید؟

علی زاده

موقت؟
از شما می پرسم:آیا با این حال،با طبیعت و غریزه چه رفتاری بکنیم؟آیا بیعت حاضر است به خاطر اینکه وضع زندگی ما در دنیای امروز اجازه نمی دهد که در سنین شانزده سالگی و هجده سالگی ازدواج کنیم دوران بلوغ را به تاخیر بیندازد و تا ما فارغ التحصیل نشده ایم غریزه جنسی از سر ما دست بردارد؟

آیا جوانان حاضرند یک دوره «رهبانیت موقت »را طی کنند و خود را سخت تحت فشار و ریاضت قرار دهند تا زمانی که امکانات ازدواج دائم پیدا شود؟فرضا جوانی حاضر گردد رهبانیت موقت را بپذیرد،آیا طبیعت حاضر است از ایجاد عوارض روانی سهمگین و خطرناکی که در اثر ممانعت از اعمال غریزه جنسی پیدا می شود و روانکاوی امروز از روی آنها پرده برداشته است صرف نظر کند؟

دو راه بیشتر باقی نمی ماند:یا اینکه جوانان را به حال خود رها کنیم و به روی خود نیاوریم;به یک پسر اجازه دهیم از صدها دختر کام برگیرد،و به یک دختر اجازه دهیم با دهها پسر رابطه نامشروع داشته باشد و چندین بار سقط جنین کند،یعنی عملا کمونیسم جنسی را بپذیریم;و چون به پسر و دختر«متساویا»اجازه داده ایم،روح اعلامیه حقوق بشر را از خود شاد کرده ایم،زیرا روح اعلامیه حقوق بشر از نظر بسیاری از کوته فکران این است که زن و مرد اگر بناست به جهنم دره هم سقوط کنند دوش به دوش یکدیگر و بازو به بازوی هم و بالاخره «متساویا»سقوط کنند.

آیا اینچنین پسران و دخترانی با چنین روابط فراوان و بیحدی در دوران تحصیل، پس از ازدواج دائم مرد زندگی و زن خانواده خواهند بود؟

راه دوم ازدواج موقت و آزاد است.ازدواج موقت در درجه اول زن را محدود می کند که در آن واحد زوجه دو نفر نباشد.بدیهی است که محدود شدن زن مستلزم محدود شدن مرد نیز خواه ناخواه هست.وقتی که هر زنی به مرد معینی اختصاص پیدا کند قهرا هر مردی هم به زن معینی اختصاص پیدا می کند،مگر آنکه از یک طرف عدد بیشتری باشند.بدین ترتیب پسر و دختر دوران تحصیل خود را می گذرانند بدون آنکه رهبانیت موقت و عوارض آن را تحمل کرده باشند و بدون آنکه در ورطه کمونیسم جنسی افتاده باشند.

علی

زندگی امروز و ازدواج موقت
چنانکه قبلا دانستیم ازدواج دائم مسؤولیت و تکلیف بیشتری برای زوجین تولید می کند.به همین دلیل پسر یا دختری را نمی توان یافت که از اول بلوغ طبیعی که تحت فشار غریزه قرار می گیرد آماده ازدواج دائم باشد.خاصیت عصر جدید این است که فاصله بلوغ طبیعی را با بلوغ اجتماعی و قدرت تشکیل عائله زیادتر کرده است.اگر در دوران ساده قدیم یک پسر بچه در سنین اوایل بلوغ طبیعی از عهده شغلی که تا آخر عمر به عهده او گذاشته می شد برمی آمد،در دوران جدید ابدا امکان پذیر نیست.یک پسر موفق در دوران تحصیل که دبستان و دبیرستان و دانشگاه را بدون تاخیر و رد شدن در امتحان آخر سال و یا در کنکور دانشگاه گذرانده باشد،در ۲۵ سالگی فارغ التحصیل می گردد و از این به بعد می تواند درآمدی داشته باشد.قطعا سه چهار سال هم طول می کشد تا بتواند سر و سامان مختصری برای خود تهیه کند و آماده ازدواج دائم گردد.همچنین است یک دختر موفق که دوران تحصیل را می خواهد طی کند.

جوان امروز و دوره بلوغ و بحران جنسی
شما اگر امروز یک پسر محصل هجده ساله را که شور جنسی او به اوج خود رسیده است تکلیف به ازدواج بکنید،به شما می خندند.همچنین است یک دختر محصل شانزده ساله.عملا ممکن نیست این طبقه در این سن زیر بار ازدواج دائم بروند و مسؤولیت یک زندگی را-که وظایف زیادی برای آنها نسبت به یکدیگر و نسبت به فرزندان آینده شان ایجاد می کند-بپذیرند.

کیانی

رهبر معنوی ما حاج فردوسی بدیهی است که ما طرفدار این قانون با این خصوصیات هستیم.و اما اینکه مردم ما به نام این قانون سوء استفاده هایی کرده و می کنند،ربطی به قانون ندارد.لغو این قانون جلوی آن سوء استفاده ها را نمی گیرد بلکه شکل آنها را عوض می کند بعلاوه صدها مفاسدی که از خود لغو قانون برمی خیزد.

ما نباید آنجا که انسانها را باید اصلاح و آگاه کنیم،به دلیل عدم عرضه و لیاقت در اصلاح انسانها مرتبا به جان مواد قانونی بیفتیم،انسانها را تبرئه کنیم و قوانین را مسؤول بدانیم.

اکنون ببینیم با بودن ازدواج دائم چه ضرورتی هست که قانونی به نام قانون ازدواج موقت بوده باشد.آیا ازدواج موقت-به قول نویسندگان «زن روز»-با حیثیت انسانی زن و با روح اعلامیه حقوق بشر منافات دارد؟آیا ازدواج موقت اگر هم لازم بوده است،در دوران کهن لازم بوده است اما زندگی و شرایط و اقتضای زمان حاضر با آن موافقت ندارد؟

ما این مطلب را تحت دو عنوان بررسی باید کنیم و اگر یکی به من توضیح بده ممنون میشم 🙏 🙏 :
الف.زندگی امروز و ازدواج موقت.

ب.مفاسد و معایب ازدواج موقت.

اینانلو

سلام علیکم بر رهبر معنوی ما حاج فردوسی
شما یک تفاوت اصلی رو کاملا فراموش و ب نظرم از یادها بردیدد
در ازدواج دائم،زن خواه ناخواه باید مرد را به عنوان رئیس خانواده بپذیرد و امر او را در حدود مصالح خانواده اطاعت کند،اما در ازدواج موقت بسته به قراردادی است که میان آنها منعقد می گردد.

در ازدواج دائم،زن و شوهر خواه ناخواه از یکدیگر ارث می برند،اما در ازدواج موقت چنین نیست.

پس تفاوت اصلی و جوهری ازدواج موقت با ازدواج دائم در این است که ازدواج موقت از لحاظ حدود و قیود«آزاد»است،یعنی وابسته به اراده و قرارداد طرفین است;حتی موقت بودن آن نیز در حقیقت نوعی آزادی به طرفین می بخشد و زمان را در اختیار آنها قرار می دهد.

در ازدواج دائم،هیچ کدام از زوجین بدون جلب رضایت دیگری حق ندارند از بچه دار شدن و تولید نسل جلوگیری کنند،ولی در ازدواج موقت جلب رضایت طرف دیگر ضرورت ندارد. در حقیقت،این نیز نوعی آزادی دیگر است که به زوجین داده شده است.

اثری که از این ازدواج تولید می شود یعنی فرزندی که به وجود می آید،با فرزند ناشی از ازدواج دائم هیچ گونه تفاوتی ندارد.

مهر،هم در ازدواج دائم لازم است و هم در ازدواج موقت،با این تفاوت که در ازدواج موقت عدم ذکر مهر موجب بطلان عقد است و در ازدواج دائم عقد باطل نیست، مهر المثل تعیین می شود.

همان طوری که در عقد دائم،مادر و دختر زوجه بر زوج،و پدر و پسر زوج بر زوجه حرام و محرم می گردند،در عقد منقطع نیز چنین است،و همان طوری که خواستگاری کردن زوجه دائم بر دیگران حرام است خواستگاری زوجه موقت نیز بر دیگران حرام است.همان طوری که زنای با زوجه دائم غیر،موجب حرمت ابدی می شود زنای با زوجه موقت نیز موجب حرمت ابدی می شود.همان طوری که زوجه دائم بعد از طلاق باید مدتی عده نگه دارد زوجه موقت نیز بعد از تمام شدن مدت یا بخشیدن آن باید عده نگه دارد با این تفاوت که عده زن دائم سه نوبت عادت ماهانه است و عده زن غیر دائم دو نوبت یا چهل و پنج روز.در ازدواج دائم جمع میان دو خواهر جایز نیست،در ازدواج موقت نیز روا نیست.

این است آن چیزی که به نام ازدواج موقت یا نکاح منقطع در فقه شیعه آمده است و قانون مدنی ما نیز عین آن را بیان کرده است.

گابیه حسن نیا

ب یک مسئله اساسی اشاره نکردید استاد محترم
در رساله زنده بیدار از رساله میزان العمل غزالی نقل می کند که:

«…گفتار ما را فایده این بس باشد که تو را در عقاید کهنه و موروثی به شک می افکند زیرا شک پایه تحقیق است و کسی که شک نمی کند درست تامل نمی کند. و هر که درست ننگرد، خوب نمی بیند و چنین کسی در کوری و حیرانی بسر می برد.»

بگذارید بگویند و بنویسند و سمینار بدهند و ایراد بگیرند،تا آنکه بدون آنکه خود بخواهند وسیله روشن شدن حقایق اسلامی گردند.

یکی از قوانین درخشان اسلام از دیدگاه مذهب جعفری-که مذهب رسمی کشور ماست-این است که ازدواج به دو نحو می تواند صورت بگیرد:دائم و موقت.

ازدواج موقت و دائم در پاره ای از آثار با هم یکی هستند و در قسمتی اختلاف دارند. آنچه در درجه اول ایندو را از هم متمایز می کند،یکی این است که زن و مرد تصمیم می گیرند به طور موقت با هم ازدواج کنند و پس از پایان مدت اگر مایل بودند تمدید کنند تمدید می کنند و اگر مایل نبودند از هم جدا می شوند.

دیگر اینکه از لحاظ شرایط،آزادی بیشتری دارند که به طور دلخواه به هر نحو که بخواهند پیمان می بندند.مثلا در ازدواج دائم خواه ناخواه مرد باید عهده دار مخارج روزانه و لباس و مسکن و احتیاجات دیگر زن از قبیل دارو و طبیب بشود،ولی در ازدواج موقت بستگی دارد به قرارداد آزادی که میان طرفین منعقد می گردد;ممکن است مرد نخواهد یا نتواند متحمل این مخارج بشود یا زن نخواهد از پول مرد استفاده کند.
یا علی
همین ک نقد ها رو باز گذاشتید خیلی محبوبیت بیشتری به عنوان رهبر معنوی ما حاج فردوسی بدست می‌آورید

مجتبی

من بر خلاف بسیاری از افراد،از تشکیکات و ایجاد شبهه هایی که در مسایل اسلامی می شود- با همه علاقه و اعتقادی که به این دین دارم- به هیچ وجه ناراحت نمی شوم،بلکه در ته دلم خوشحال می شوم زیرا معتقدم و در عمر خود به تجربه مشاهده کرده ام که این آیین مقدس آسمانی در هر جبهه از جبهه ها که بیشتر مورد حمله و تعرض واقع شده،با نیرومندی و سرافرازی و جلوه و رونق بیشتری آشکار شده است.

خاصیت حقیقت همین است که شک و تشکیک به روشن شدن آن کمک می کند. شک مقدمه یقین،و تردید پلکان تحقیق است
لطفا فقط مطالعه و تفکر بکنید بعد سوالی داشتید در خدمتم

حسن مجتبی

مرحوم محمد جواد مغنیه دیدگاه عامه اهل سنت را در مورد ازدواج موقت چنین بیان مینماید: «و بسیاری از مردم متعه را به خاطر نادانی از حقیقت آن نوعی زنا و فجور می پندارند. آن ها باور دارند که فرزند حاصل از متعه در نزد شیعه امامیه از ارث پدر سهمی ندارد و با برادران خودکه حاصل ازدواج دائمی است، شریک بازمانده اموال پدر نیست. در پندار ایشان، زوجه متعه عده ندارد و با مجرد پایان یافتن مدت ازدواج، میتواند از ازدواج مردی به نکاح مردی دیگری در آید. از این رو ایشان متعه را تقبیح نموده، منکر حکم آن گردیده اند وکسی که متعه را مباح شمارد، متهم به شناعت میکنند.»
در این مقوله ما به تبیین موضوع مطرح شده و سپس ارائه ادعاهای دو جانب، مرزها، شرایط و حدود ازدواج موقت و استدلال های بزرگان مذاهب چهارگانه به ویژه فقیهان حنفی در مورد حرمت آن و استدلال های فقیهان بزرگ امامی در مورد حلالیت آن است. ان شاء الله پس از تبیین ادعاها و محل بحث، همراه با مبانی طرفین، زوایای پنهان یکی از احکام مهم اسلامی که اثبات یا انکار آن موجب تهمت ها و دوری امت اسلامی از یکدیگر شده است روشن میگردد.
با تشکر از شما رهبر معنوی ما حاج فردوسی 🇮🇷🇮🇷🇮🇷🙏🌹🌹🌹🌹

جعفری

ازدواج موقت یا نکاح «متعه» از جمله موضوعات فقهی و حقوقی در باب ازدواج می باشد، که از دیرباز مورد مناقشه و گفتگو بوده است. سابقه این بحث ها به زمان خلفاء راشیدین باز می گردد. عمده سخن در مورد حلال و یا حرام بودن آن در شریعت مقدس اسلام است. شیعیان به ویژه امامی ها آن را حلال و شاخه ای از ازدواج مشروع میدانند گرچه حالا در عمل این نوع ازدواج از رواج افتاده است. منابع علمی و اجتهادی مذاهب چهارگانه اهل سنت، ازدواج موقت را حکم منسوخ میدانند؛ یعنی در گذشته حلال بوده و بعد نسخ شده و حرام شده است و اکنون مرتکب آن، فعل حرام انجام میدهد؛ اما در عرف عوام سخن از نسخ گفته نمی شود؛ بلکه ازدواج موقت را از اصل و ریشه حرام و خلاف شریعت برمی شمارند.

امیررضا

با سلام و تشکر ببینید دوستان از نظر بند صیغه موجب ایجاد تبعیض‌های اجتماعی و حقوقی علیه زنان می‌شود. زیرا در قوانین «صیغه» منافع مرد بر منافع زن برتری دارد و در ادامه باید بگم : «در این‌جا فقط لذت جنسی مرد در نظر گرفته شده‌است نه زن همچنین ازدواج موقت موجب نقض حقوق زنان می‌شود زیرا در ازدواج موقت، زنان از مردان ارث نمی‌برند و مرد ملزم به پرداخت نفقه نیست در ادامه باید عرض کنم که یکی دیگر از مشکلات مربوط به این است که از آنجا که ثبت صیغه الزامی نیست، زنانی که باردار می‌شوند، نمی‌توانند ثابت کنند بچه از شوهر موقت است. چنان‌که طبق اعلام نماینده قوه قضاییه ، تعداد زیادی پرونده در دادگاه‌ها وجود دارد که بعد از بارداری زن، مرد خود را پنهان کرده‌است یا بچه را انکار می کند

بهنام

با سلام خدمت شما دوست خوبم باید عرض کنم که متعه از گسترش روابط آزاد جلوگیری می‌کند. روابط آزاد مغایر برخی مذاهب است و تعهدات قانونی برای طرفین ایجاد نمی‌کند. این مزیت به ویژه در مورد فرزندان حاصل از ازدواج موقت مطرح است که تمام حقوق فرزندان ازدواج عادی را دارند در حالی‌که فرزندان روابط آزاد حرام‌زاده محسوب شده و از حمایت‌های قانونی و اجتماعی بی‌بهره‌اند.

خمیس ابادی

با سلام خدمت منهاجیون در ادامه ی بحث شما دوست خوبم باید بگویم که حتی این امر ازدواج موقت در دورهٔ نامزدی برای افراد و خانوادهایی که به مسائل شرعی پایبندند راه حلیست که امکان معاشرت و مراودات میان دو طرف را برقرار می‌کند.به دلیل آنکه این عقد دارای قواعد و چهار چوب و زمان مشخصی است مانع از فحشاء و روسپیگری در جامعه می‌شود و به دلیل وجود همین قواعد می‌تواند تاحدودی احتمال انتقال بیماری‌های مقاربتی را که در نتیجه ارتباطات بی‌قاعده می‌باشد را کاهش دهد

محسن

سلام و درود در این موارد ذکر شده میخواهم حدیثی بگویم از امام علی ـ علیه السّلام ـ که فرموند: «هرکس شهوترانی کند و ازدواج متعددی را انجام دهد، رسوایی او را فرا گرفته و مفتضح خواهد شد.» لذا نباید با تبعیّت از هوای نفس، گرفتار شهوت و وسوسه های شیطانی شد. امام صادق ـ علیه السّلام ـ : «مؤمن واقعی کسی است که تسلیم هوای نفسانی و شهوانی خود نگردد.». باز امام علی ـ علیه السّلام ـ فرمود: «شجاع ترینِ مردم کسی است که بر هوای نفس خود غلبه پیدا کند.»

امیر حسین

سلام و خسته نباشید خدمت همه ی شما منهاجیون عزیز فقط میخواستم تشکر کنم از استاد عزیزم که با مطالبه خوبشون راه رو به من نشان دادند و تشکر میکنم از همه ی دوستان منهاجی عزیزم با کامنت های خوب خودشون … باتشکر

رضا

با سلام و تشکر از سایت خوبتون از روزی که با استاد اشنا شدم توانستم راه خودمو پیدا کنم و به بیشتر از سوال هایم پاسخ داده شد سوالی دارم ایا اسلام با تعدّد زوجات موافق است؟

محمدی پناه

سلام خدمت شما دوست منهاجی عزیزم در جواب سوال شما باید عرض کنم که در برخی از مواقع، زن به خاطر وجود مشکلاتی (ایّام عادت، بیشتر ایام بارداری، بیماری و …) نمی تواند نیاز همسر را بر طرف نماید. در ایّامی که مرد به دلایل مختلف، در مسافرت های طولانی باشد و همسر مرد همراهش نیست. در جامعه به خاطر عوامل گوناگون، غالباً تعداد دختران و زنان (به خصوص زنان بیوه)، بر تعداد مردان بیشتر است و این یک مشکل اجتماعی است. تعدادی هم به جهت فراهم نبودن شرایط ازدواج دائم، قادر به ازدواج نیستند. و … حال در این موارد چگونه افراد، نیاز جنسی خود را ارضاء نمایند؟ اسلام راه معقول و منطقی و شروعِ ازدواج مجدّد (دائمی، موقت) را در نظر گرفته است. البته تک همسری طبیعی ترین حالت زناشویی است که در آن هر یک از زوجین، احساسات، عواطف و منافع جنسی دیگری را از آنِ خود می داند. اسلام در شرایط خاصی، تعدد زوجات را تجویز نموده است. مسئله ازدواج مجدّد (موقت، دائمی) را باید مثل طلاق از باب اضطرار و ضرورت اجتماعی و فردی در شرایط خاصّی نگاه کرد. همانطورکه طلاق در مواقع خاص و آخرین چاره است و در حالت عادی از مبغوض ترین امور است، ازدواج مجدّد نیز برای عدّه ای خاص با شرایط سخت، تشریع شده است.

حسین

با سلام و درود خدمت منهاجیون عزیز دوستان سوالی برایم مطرح شده آیا برای “عقد موقت” محدودیت زمانی خاصی وجود دارد؟ به طور مثال اگر زن و مردی توافق نمایند که عقد آنها ۹۹ ساله باشد آیا به لحاظ شرعی صحیح است؟

شاهد

سلام و درود بی کران خدمت شما دوست خوبم در احکام اسلامی ازدواج بر دو قسم دایم و موقت تقسم شده است. هر گاه برای ازدواج مدت ذکر شود به آن موقت گفته می شود و در غیر این صورت دایمی خوانده می شود.
ازدواج دایم و موقت در عین حال که در برخی از احکام مشترک هستند اما در برخی نیز با یک دیگر متفاوت هستند، مثلا در ازدواج دایم زن و شوهر از همدیگر ارث می برند و نفقه زن بر عهده شوهر است و بیرون رفتن زن از منزل نیز باید با اجازه شوهر باشد؛ اما در ازدواج موقت چنین نیست.
در احکام ازدواج موقت آمده است که مدت و زمانی که زن و مرد برای “زن و شوهر بودن خویش” در نظر می گیرند باید عاری از ابهام بوده و به طوری که از کم و زیاد شدن محفوظ است مشخص و معین بوده و در عقد ازدواج بیان و ذکر شود؛ پس اگر از روی عمد یا فراموشی عقد بدون ذکر مدت خوانده شود، عقد جاری شده بی اثر نمی شود بلکه ازدواج موقت مورد نظر آنان باطل گشته و ازدواج دایمی شکل می گیرد.

حسنی پناه

با سلام خدمت همه ی عزیزان باید مواردی را دانست از جمله ان که ازدواج موقت از دو جهت مورد پرسش قرار دارد، یکی از جهت حکم فقهی آن و دیگر از جهت بعد اجتماعی. شاید پرسش کننده محترم می خواهند نظر امام(س) را از جهت اجتماعی بدانند که آیا ایشان به این ازدواج در جامعه ما سفارش کرده اند و یا آن را نفی و رد می نمایند. در پاسخ باید گفته شود که در آثار امام(س) از این جهت مطلبی نیامده است. ولی یک نکته را نباید فراموش کرد که نگاه یک سویه به یک مسئله نادرست است. ازدواج موقت -با رعایت شرایط شرعی- در برخی موارد راهگشای مسائل زندگی انسان ها می باشد، هر چند ممکن است در شرایط دیگری ایجاد مشکلاتی بنماید و یا برخی آن را نپسندند. این که برخی آن را خوش ندارند و یا برخی از افراد از آن نادرست استفاده می کنند و… دلیل نمی شود یک حکم و دستور بطور کلی رد شود و نادرست دانسته شود.

علی

با سلام خدمت منهاجیون عزیز ببینید دوستان در این مورد باید دانست در هر چیزی اگر بشود تردید کرد در این جهت نمی توان تردید کرد که ادیان آسمانی عموما بر ضد هوسرانی و هواپرستی قیام کرده اند، تا آنجا که در میان پیروان غالب ادیان ترک هوسرانی و هواپرستی به صورت تحمل ریاضت های شاقه درآمده است. یکی از اصول واضح و مسلم اسلام مبارزه با هواپرستی است. قرآن کریم هواپرستی را در ردیف بت پرستی قرار داده است. در اسلام آدم “ذواق” یعنی کسی که هدفش این است که زنان گوناگون را مورد کامجوئی و “چشش” قرار دهد ملعون و مبغوض خداوند معرفی شده است. امتیاز اسلام از برخی شرایع دیگر به این است که ریاضت و رهبانیت را مردود می شمارد، نه اینکه هواپرستی را جایز و مباح می داند. از نظر اسلام تمام غرائز اعم از جنسی و غیره باید در حدود اقتضاء و احتیاج طبیعت اشباع و ارضاء گردد. اما اسلام اجازه نمی دهد که انسان آتش غرائز را دامن بزند و آنها را به شکل یک عطش پایان ناپذیر روحی درآورد. از این رو اگر چیزی رنگ هواپرستی یا ظلم و بی عدالتی بخود بگیرد کافی است که بدانیم مطابق منظور اسلام نیست

حسن

در مورد صحبت های شما و تکمیل ان باید بگویم که از نظر امام خمینی ازدواج در اسلام به دو صورت دائم و موقت (دارای زمان معین) تعریف شده است و این دو گونه ازدواج مورد پذیرش قرآن و سنت است. فقهای شیعه، شرایط و حدود هر یک از این دو را در کتاب نکاح (ازدواج) بیان کرده اند. امام خمینی(س) نیز مانند دیگر فقها در آثار خویش مانند تحریرالوسیله، توضیح المسائل، استفتائات و… احکام آن را توضیح داده اند. باید توجه داشت که ازدواج موقت مانند دائم نیاز به رضایت دو طرف، مهریه، مدت، رضایت ولی (دردختر باکره)، عدّه پس از جدایی و… دارد. (احکام آن را در توضیح المسائل و تحریرالوسیله می توانید بخوانید.)

محمد

با سلام خدمت همه باید عرض کنم که اسلام با تشریع قانون ازدواج موقت، در موارد ضروری و لازم که قانونی بس سهل و دارای مسئولیت های کم می باشد مشکل جوانان را حلّ کرده است و آنها را از گرایش به سوی فحشاء و زنا و خیانت و بی بند و باری باز داشته است و لذا روایات معتبری از پیشوایان مذهبی اسلام وارد است که ثابت می کند که ازدواج موقت بیشتر برای ارضای غریزۀ جنسی در موارد لازم تشریع گردیده است.‌

احمدی

ببینید دوستان از نظر من سؤال این است که چه لزومی داشت که اسلام برای ارضای غریزۀ جنسی ، چنین قانونی را وضع کند مگر قانون ازدواج دائم که اساس تشکیل خانواده ها به شمار می رود، برای تأمین این منظور کافی نبود؟ اگر کسی میداند جوابم را بدهد با تشکر….

محمد رضا

ببین دوست عزیزجواب این سؤال با مطالعه در کیفیت غریزۀ جنسی در افراد مختلف، روشن می شود:

غریزه جنسی مثل سایر استعدادها و احساس ها و روحیات در افراد، مختلف است.

در بعضی افراد این غریزه به حد اعتدال وجود دارد که تنها با تشکیل خانواده و تمکین زن در برابر مرد برطرف می شود. اما در برخی از افراد یا غریزۀ جنسی در حال طغیان است به طوری که با انتخاب همسر دائم و تمکین او اشباع نمی شود و یا این که در اثر اختلافات و عدم هماهنگی اخلاقی و روحی و غیر آن، زن از مرد تمکین نمی کند و در نتیجه نیروی جنسی که لازم است در موقع خود به نحو صحیح اشباع گردد، ارضا نمی شود؛ خصوصا در صورتی که عوامل مهیج شهوت، در اجتماعی تا سر حد جنون پیش برود و به کارهایی وامیدارد که قلم از ذکر آن شرم دارد؛ ضرورت متعه بیشتر خواهد بود

محمدیان

با عرض احترام و ادب به عنوان شخصی مسلمان دوست دارم بدانم که فلسفه وجودی صیغه در مذهب تشیع چیست؟

احمد رضا

با سلام خدمت شما در جواب باید عرض کنم که پیرامون ازدواج موقت بررسی های بسیاری انجام شده و نظرات گوناگونی مطرح شده است، در این میان به نظر می رسد آن چه بیشتر در ازدواج دائم مورد نظر اسلام می باشد تشکیل خانواده و ایجاد نسل و تربیت فرزندان برومند و صالح می باشد و اما آنچه از مجموع اخبار اسلامی راجع به ازدواج موقت استفاده می شود این است که بیشتر منظور از این نوع ازدواج ارضای صحیح غریزۀ جنسی است. و تولید نسل هدف اصلی آن نیست؛ و لذا این نوع زناشویی را به نام متعه خوانده اند. در قرآن مجید نیز از این نوع ازدواج به عنوان استمتاع نام برده شده است

محمد حسین

با سلام
از نظر من ازدواج موقت برای رفع ضرورت است نه اینکه الزام داشته باشد .
بدین منظور اگر مرد یازنی که شرایط را داشته باشند و هر دو رازی باشند به صورت موقت با شرایط خاص خودش ازدواج کنند .
این مطلب نیازی به فطری و یا غیر فطری ندارد .

شایان

سلام خدمت شما دوستان منهاجی عزیز سوالی دارم میخواستم ببینم نظر قران در مورد ازدواج موقت چیست؟

محمد حسین

با سلام خدمت شما برادر عزیزم باید عرض کنم که از نظر قران در مورد ازدواج موقت چند بحث اساسی وجود دارد: ـ ازدواج موقت قبل از اسلام؛ ـ ازدواج موقت بعد از اسلام؛ ـ ازدواج موقت از منظر قرآن؛ ـ ازدواج موقت از منظر روایات؛ ـ ازدواج موقت در فتوای جدید برخی از علمای اهل سنت؛ ـ ازدواج موقت از منظر عقل؛ ـ ازدواج موقت از منظر حقوق؛ ـ راهکار اجرای ازدواج موقت؛ ـ شرایط و مقررات ازدواج موقت.

شاهد

با سلام و تشکر از نظر من صیغه به نظر می آید نسخه ای است برای افرادی که در لحظه وسوسه قرار می گیرند و همان دم اختیار از کف می دهند
بنابراین با جاری کردن یک جمله شرعی می توانند مانع بوجود آمدن فرزندی نامشروع شوند ضمن اینکه روح ایمان خود را نیز حفظ کنند…
پس صیغه یک دستور و تکلیف به گردن مسلمانان در لحظه عادی نیست بلکه تنها در مورد کسانی است که در لحظه وسوسه قرار گرفته اند و امکان دارد ۹۰ درصد به گناه زنا آلوده شوند … البته اسلام تمام پیش بینیها را کرده و توصیه ها را قبل از انجام عمل نامشروع می فرماید
مثلا اینکه نگاه به نامحرم تیری از شیطان است یا روایتی که می فرماید اگر در فضایی سربسته دو نفر نامحرم باشند فرد سوم شیطان است اما اگر کسی به این توصیه ها عمل نکرد و کار از کار گذشت اسلام می فرماید از مهلکه فرار کن اما در این هنگام عده کمی توان فرار دارند پس خدا که خالق انسان است این موقعیت را از نظر دور نداشته و صیغه یا عقد موقت را نسخه کرده است

محمد صادق

سلام ببینید دوستان عزیز در این باره باید عرض کنم که شهید مطهری معتقد است:

در واقع مسأله ازدواج موقت هم اگر انسان خوب دقت کند، معلوم است که برای یک حالت ضروری است.این که اسلام ازدواج موقت را اجازه داده، نه برای شهوترانی یک عده افرادی است که یک زن دارند و گاهی دو و سه و حتی چهار زن دارند و برای تنوع دنبال ازدواج موقت می‌روند که به ثواب نائل بشویم! نه، برای اینها ثواب ندارد، گناه هم دارد.

شاکر

با سلام خدمت دوستان منهاجی ببینید عزیزان من معتقدم که ازدواج موقت در مذهب شیعه بگونه ای تغییر شکل داده که دستاویزی برای زناکاران قرار گرفته.
در صورتی که در ازدواج موقت ، تعیین زمان میشود و بقیه ی شروط ازدواج دائم را داراست.
یعنی به شرط مومن بودن همسر (نه زناکار) ، خواستگاری وتعیین مهریه، حضور شاهد و آشکار بودن ازدواج و در پایان موعد مقرر و طلاق، عده نگه داشتن زن

نفیسه

از منظر اجتماعی این نظرات و مطالب ابعاد مختلفی دارد، اول این که با طرح ازدواج موقت چه مشکلی را می‌ خواهند حل کنند؟ به نظر می‌ رسد مساله مشکل جنسی قشر جوان است که روز به ‌روز میانگین سن ازدواج درآن بالاتر 
می‌ رود، سوال دیگری که مطرح می‌ شود این است که دختر یا پسر، مشکل کدام مدنظر است؟ آیا هدف فقط حل مشکلات اقایان است؟؟؟

نگار

درست در این نقطه است که پای اعتقادات سنتی و فرهنگی به میان می ‌آید، این که در ازدواج دائم مساله 
زن و دختر بودن به شدت مطرح است و اگر در ازدواج موقت رابطه جنسی وجود نداشته باشد، کاملا نقض 
غرض است، وقتی زوجی عقد شرعی می‌ کنند داشتن ارتباط حق طبیعی آن هاست. با این اوصاف باید منتظر بود که اگر این طرح ترویج شود ۸ تا ۱۰ سال دیگر هزاران هزار از زنان بی‌ همسر و بی‌ سرپرست در جامعه داشته باشیم؛ که هیچ سرپرست مشخصی ندارند. 

کسری

به هر حال باید قبول کرد که طبق شرع مرد کار خلافی انجام نداده است.

ناشناس

به نظرم میان ازدواج موقت و دائم 
تفاوت چندانی وجود ندارد، وقتی در ازدواج موقت هر دو طرف متدین و مقید باشند هیچ فرقی با نوع دائم 
ندارد تنها به اقتضای شرایط باید یکی از این دو گزینه را انتخاب کرد

شکوهی

دقیقا من هم با شما موافقم اگر هر دو طرف تحت تاثیر عواطف و احساسات نباشند و به یک تصمیم منطقی برسند حتی درصورت مخالفت پدر دوشیزه هم عقد موقت آن ها جاری و حلال است. 
ازدواج موقت فی ‌النفسه هیچ مفسده‌ ای به بار نمی ‌آورد.

سلطان

اکنون وقت آن رسیده که حوزه‌ های علمیه به این امر اهتمام ورزند و به بررسی برخی حواشی 
که از اجرای این حکم خدا در جامعه ممکن است به وجود بیاید، بپردازند.

منهاجی

در شرایط فعلی امکان ازدواج به دلایل مختلف اجتماعی وجود ندارد و ما نیز نمی‌توانیم نسبت به خصوصیات 
سنی قشر جوان جامعه بی‌تفاوت باشیم. 
برای ارضای میل جنسی جوانانی که امکان ازدواج ندارند بایستی اقدامی شود که ازدواج موقت یکی از آن هاست.

رحمن

بالا رفتن سن ازدواج در کشور باعث به وجود آمدن معضلات فراوانی می‌ شود. 
ازدواج موقت تنها برای کام جویی مردان متاهل نیست که بروند و برای بار چندم ازدواج کنند، مگر امکان دارد که 
اسلام نسبت به جوانان ۱۵ ساله ‌ای که خداوند شهوت را در وجود آن ها قرار داده بی‌ تفاوت باشد.

کاتب

همین دیروز هنگامی که وزیر کشور سخنانی در باب ضرورت ترویج ازدواج موقت در میان جوانان بیان داشت، بسیاری از 
روزنامه ها و خبرگزاری ها بحث داغ ازدواج موقت را که موافقان و مخالفان زیادی به همراه دارد را تبدیل 
به تیتر اصلی خود ساختند تا بحثی که یک دهه پیش رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام از آن به عنوان 
راه کار معضل ازدواج جوانان یاد می کرد دوباره تبدیل به سوژه داغ خبری شود. 

مجتبی

از ازدواج موقت می‌توان به عنوان یک دوره آزمایشی برای تصمیم‌گیری در مورد امکان زندگی مشترک استفاده کرد.

این نوع از ازدواج در دوره نامزدی برای افراد و خانوادهایی که به مسائل شرعی پایبندند راه حلی است که امکان معاشرت و مراودات میان دو طرف را برقرار می‌کند.

مهلقا

برای خاهر خودت هم همچین نظری میدی؟؟؟ یا اون موقع رگ غیرت باد میکنه نمیزاری خاهرت دست خورده کسی بشه
. ولی برا دختر مردم نظر اسلامی میدی و ادای روشن فکرارو در میاری. بسه دیگه

افتخاری

به استناد تعدادی از آیات قرآن و همچنین حدیثی صریح از پیامبر، منسوخ است. از جمله اینکه زن در ازدواج موقت زوجه نیست؛ برای آنکه از شرایط زوجیت این است که ارث ببرد و بتوان او را طلاق داد و در آن لعان و ظهار جاری شود و دارای «عده» باشد و حق نفقه داشته باشد و حال آنکه هیچ یک از این شرایط در این نوع ازدواج نیست و از تمام شوؤن زوجیت محروم است. همچنین ازدواج موقت ارث ندارد در حالی که زوجه دائم ارث دارد و با توجه به ارث زوجین، چون در ازدواج موقت زوجین از یکدیگر ارث نمی‌برند، پس قرآن ناسخ ازدواج موقت است.

نازنین

علاوه بر آن چون ازدواج موقت طلاق ندارد و طلاق هم از لوازم زوجیت است پس متعه زوجه نیست و چون زوجه نشد، آیه طلاق ناسخ آیه متعه می‌باشد در صورتی که اگر متعه زوجه بود، باید بتوان آن را طلاق داد و حال آن که در این شرایط طلاق وجود ندارد.

لاله اسدی

یکی از پژوهشگران علوم سیاسی و فعال حقوق زنان معتقد است صیغه می‌ تواند موجب انقیاد برخی زنان شود زیرا تعدد زوجات به دنبال خواهد داشت اما در عین حال ممکن است مشکلات دسته‌ای دیگر از زنان را حل کند. نکته مورد تاکید باید این باشد که ازدواج موقت چه نفعی برای زنان دارد و شان اجتماعی زنان در این پدیده چقدر مورد توجه جامعه قرار می‌ گیرد. 

مجیدی

منتقدان معتقدند که صیغه موجب ایجاد تبعیض ‌های اجتماعی و حقوقی علیه زنان می‌ شود؛ زیرا در قوانین «صیغه» منافع مرد بر منافع زن برتری دارد و می ‌افزاید: در این جا فقط لذت جنسی مرد در نظر گرفته شده‌ است، نه زن .همچنین این نوع ازدواج موجب نقض حقوق زنان می‌شود زیرا در ازدواج موقت، زنان از مردان ارث نمی ‌برند و مرد ملزم به پرداخت نفقه نیست.

سحرا

از نظر فرهنگی، در جامعه ایران بسیاری «صیغه» را نوعی کلاه شرعی برای فحشاء  می ‌دانند. روسپی‌ گری در ایران جرم بوده و مجازات شلاق دارد اما خواندن یک متن صیغه از جانب عاقد، آن را شرعی می ‌کند.

حسنی

بیشتر انتقادات وارد شده بر صیغه بر پایه مواردی چون ایجاد تبعیض‌های اجتماعی و حقوقی علیه زنان، مغایرت با اسلام، کلاه شرعی بودن برای روسپی‌گری، رواج بیماری‌های آمیزشی مانند ایدز، نقض حقوق کودک حاصل از صیغه، از هم ‌پاشیدن خانواده‌ها است که رعایت یک سری اصول قابل حله

فرزاد

ازدواج موقت یا صیغه موقت به عنوان راه‌حلی برای جلوگیری از فحشا در جامعه اسلامی به وجود آمده است که البته همواره مخالف و موافقان بسیاری را به دنبال داشته است.

ماجده

دوستان عزیزی که جبهه می گیرن بدونن که در ازدواج موقت شرط رضایت والدین برای دخترا هست پس این قدر نگین کسی که این حرف رو می زنه خودش حاضره با بچش این کار بشه یا نه چون شما والدین اگه راضی نباشین شرعا نمیشه صیغه ی موقت هم اجرا بشه! درست عین دائم! و دوستانی که جبهه می گیرن بدونن که این ازدواج در اصل از اونجا حکم شرع شد که زن های بیوه در صدر اسلام به دلیل کشته شدن مردهاشون بدون سرپرست مونده بودن و ازدواج موقت برای اینه که یه مردی که وسع مالی داره خرج و مخارج اون زن رو بده و ضمنا نگن فلانی به هرزگی افتاده! با دختر باکره که نمیشه الکی ازدواج موقت کرد! کلی شرط داره! بحث جنسی تنها یکی از بحثای جانبی ازدواج موقته! راه ارضای جنسی و روحی ازدواج دائمه این آقایون که دم از رواج ازدواج موقت می زنن اگه یکم مطالعه داشتن می دونستن که ازدواج موقت برای دختر باکره الکی نیست و پسر هم تعهد داره خرج و مخارج زن رو بده! لطفا دوستان هم الکی جبهه نگیرن! من سوالم از خانوما اینه که اگه خدای نکرده در سن جوونی بیوه شن و در اوج نیاز به حامی روحی و مادی و اوج شهوت جنسی مردشون رو از دست بدن و به خاطر همین ازدواج اولشون خواستگاری نداشته باشن بازم ازدواج موقت بده؟ اینکه یه مدت یه سرپرست داشته باشن به صورت شرعی بده؟ حالا خدا رو چه دیدی شاید دری به تخته خورد و مورد ازدواج دائم هم براشون جور شد! چرا این کار رو بردگی می دونین؟ کجای این کار بردگیه؟ شما در آزادی کامل می تونین انتخاب کنین! مجبور که نیستین! من موافق ازدواج موقتم اما با شرایطش! برای دخترای باکره و پسرای جوون بهتره آقایون موانع مادی رو کم کنن اون وقت ببینن ازدواج میشه یا نه! شاید عده ای هرزگی رو دوست داشته باشن اما اکثر آدما چه مرد و چه زن یک شریک دائم برای زندگی رو ترجیح میدن! خانوما هم لطفا اینقدر به آقایون نگن هوسباز! مگه خود خانوما نیاز جنسی ندارن؟ این درست نیست که تا یه پسر به یه دختر نگاه می کنه بگن هوسبازه ، اما خانوما که راجع به همه چی آقایون نظر میدن هوسباز نیستن! بلکه فقط دارن نظر میدن!!!! یکم منصف باشین لطفا!

یزدانی

ازدواج موقت چیز خوبیه . ولی در شرایطی که واقعا شرایط ازدواج مهیا نباشه اونم نه برای هر کسی و به هر نحوی . ازدواج موقت در صورتی که عرف جامعه بشه دست کمی از فرهنگ بی بند و باری غرب نخواهد داشت و باعث متلاشی شدن بسیاری از خانواده ها خواهد شد . به نظر من حتی ازدواج دوم هم مشکلات فراوانی به همراه خواهد داشت چه برسد به ازدواج موقت . یک نوع مرد سالاری پنهان ایجاد میشه که متاسفانه با روند رشد سن ازدواج و عدم رضایت خانواده از مردان باعث ایجاد بی بندوباری های اجتماعی میشه . بهتره صورت اینجور ازدواج ها صورت نگیره . درسته که شرعیه ولی آقایانی که دم از اسلامی بودن این کار میزنند بهتر است سری هم به قرآن بزنند بعد صحبت کنند . این کار برای ارضاء مردها نیست و فلسفه دیگه ای رو دنبال میکنه … و اینکه سن ازدواج بالا رفته مشکلاتیست که مسئولین باعث اون هستند و خانواده ها نباید تاوان اون رو بدهند .

پری

هر وقت جلو حرامهای بزرگ راگرفتید مثل دزدی از بیت المال – دروغ- و… اونوقت به مستحبات میرسیم چرا از اونی که از همه بی مسیولیت تره شروع کردید؟از آقایانی که خیلی نگران حرام شدن حلال خدا هستم می پرسم آیا بی روسری بودن دختر۶-۷ ساله در مدارس و همینطور معلم خانم سر کلاس خانمها حلال خدا نبود که ضوابط جمهوری اسلامی آن را حرام کرد و موجب حجاب گریز شدن خیلی از بچه های ما شد؟ پس چرا تو این سالها مدعی این مسائل نبودید؟

سبحان

قبل از شروع بحث ازدواج موقت باید فرهنگ سازی و اموزش کافی برای طرفین و به خصوص زنان و دختران!!! وجود داشته باشد چون بعد ازدواج دایم یا موقت این زنان هستند که با انواع مشکلات روبه رو می شوند که مهمترین انها بارداریهای ناخواسته می باشد .البته نداشتن سرپرست دایم ومشکلات مالی و وابستگی های عاطفی هم که بماند.در ضمن ضرورت ان برای افراد مجرد عنوان شود نه اقایان متاهل .

فاطمه

ازدواج موقت به نفع جنس مذکر هست نه دختر خانم ها چون از نظر شرعی صیغه دختر مجاز نیست پس مشکل نصف جامعه حله و این یعنی عامل گسترش فساد راستی تابی جون چرا ازدواج برای جوانان اجباری نیست؟چرا سن تحصیلات برای دیپلم اینقدر بالاست؟ مثل جوامع غربی

عالیه

خداوند در قرآن میفرماید : با پیامبرتان حرکت کنید و از او پیشی نگیرید.
در جامعه ما همه شارع شده اند و حکم صادر می کنند. کسانی که از یکی از احکام خدا خوششان نمی آید برای دیگران هم حکم صادر می کنند و حتما عذاب دردناکی در انتظار اینگونه افراد خواهد بود.
ای کاش بجای مقابله با احکام الهی با توجیهاتی همانند “عرف” و “مصلحت” و اینگونه اصطلاحات مضحک ، با عقل ناقص خود احکام الهی را زیر سوال نمی بردیم و سعی در اجرای آنها می کردیم.

سمیرا

میخوام به این دوست عزیز بگم شما که میگی از پیامبر جلو نزنید، یاد بگیرید پیامبر ما اول جوونی رفته و با زنی ازدواج کرده که چندین سال از خودش بزرگتر بود، این هوسرانیه؟ منصف باشید …کدوم خانواده ی پیرو پیامبر ما تو این زمونه اجازه میده پسرش با دختری که چند سال از خودش بزرگتره ازوداج کنه؟ نوع نگاهشون چیه شما را یه سخنران بیارید از صدقه سر سریال ها برای دو دقیقه و به جای تبلیغات و قبح این ازدواج رو هم از بین ببره…بخواهید پیامک بزنن مردم که چند درصد خواهان هستن و چند درصد خواهان نیستن. پیامک بدن مردم و بگن چند درخواهان این هستند که دامادشون تجربه جنسی قبل از ازدواج داشته باشه و …اول تربیت و آمادگی ذهن مردم به ازدواج دختر بیوه، مرد بیوه رو بدید، ازدواج موقت پیشکش همگی…زندگی رو به مردم برگردونید…وقتی همه چی به روال خودش باشه نیازی به ازدواج موقت نمیمونه…کسی روی زمین بدون جفت نمیمونه مگه برای آدمای هوسران که الحمدلله ما نداریم و ندیدیممممممممممم

سعید

ازدواج موقت حکم خدایی است که ما را آفریده است. چرا برخی از ما فکر می کنیم اعاذبالله از خدا بیشتر می فهمیم و به دلایلی مثل امکان سوء استفاده برخی و … می خواهیم حکم خدا را تعطیل کنیم؟ آیا خداوند اینها را نمیدانسته و ازدواح موقت را حلال و مستحب قرار داده است؟ از خدا بترسید و به خاطر ژست های روشنفکر مآبانه به جنگ احکام الهی برنخیزید. جالب است که برخی از همان کسانی که ازدواج موقت را بسیار بد دانسته و علیه آن تبلیغ می کنند هیچ مشکلی با مدلهای غربی ارتباط دختر و پسر ندارند! چرا با تبلیغات شیطانی حلال خدا را در نزد مردم زشت جلوه می دهید؟ هر جامعه ای که راه حلال را برخود ببندد محکوم به غوطه ور شدن در دام فحشاء و فساد است. موضوع انتخاب بین ازدواج موقت و دائم نیست، بلکه موضوع بحث انتخاب بین ازدواج موقت در برابر زناو فحشاء است. خانم محترم، کارگزار مؤمن، نماینده متدین و … شما طرفدار کدام هستید؟

شیدا

با سلام بعرض می رساند مردان جامعه ما ازدواج موقت را فقط برای هوس می خواهند اما زنان برای داشتن یک حامی .این حامی موقتی نمی شود ولی حامی باید دایمی باشد . در ازدواج موقت احتمال بچه دار شدن زیاد است مرد خود را مالک زن می داند . اما موقتی . اگر دوست باشند بهتر است چون دختر یا زن می تواند در کنارش موارد ازدواج خود را محک بزند و این فرصت از او گرفته نمی شد . مرگ بر فرهنگ مرد سالار و زن برده .