۲۸ اردیبهشت

نمونه‌ای برای تفکر و رسیدن به قدرت خالق متعال

قال امیرالمؤمنین (علیه‌السلام):

«وَ لَوْ فَکرُوا فِی عَظِیمِ الْقُدْرَهِ وَ جَسِیمِ النِّعْمَهِ لَرَجَعُوا إِلَى الطَّرِیقِ وَ خَافُوا عَذَابَ الْحَرِیقِ وَ لَکنِ الْقُلُوبُ عَلِیلَهٌ وَ الْبَصَائِرُ مَدْخُولَهٌ أَ لَا ینْظُرُونَ إِلَى صَغِیرِ مَا خَلَقَ کیفَ أَحْکمَ خَلْقَهُ وَ أَتْقَنَ تَرْکیبَهُ وَ فَلَقَ لَهُ السَّمْعَ وَ الْبَصَرَ وَ سَوَّى لَهُ الْعَظْمَ وَ الْبَشَرَ انْظُرُوا إِلَى النَّمْلَهِ فِی صِغَرِ جُثَّتِهَا وَ لَطَافَهِ هَیئَتِهَا لَا تَکادُ تُنَالُ بِلَحْظِ الْبَصَرِ وَ لَا بِمُسْتَدْرَک الْفِکرِ کیفَ دَبَّتْ عَلَى أَرْضِهَا وَ صُبَّتْ عَلَى رِزْقِهَا تَنْقُلُ الْحَبَّهَ إِلَى جُحْرِهَا وَ تُعِدُّهَا فِی مُسْتَقَرِّهَا تَجْمَعُ فِی حَرِّهَا لِبَرْدِهَا وَ فِی وِرْدِهَا لِصَدَرِهَا مَکفُولٌ بِرِزْقِهَا مَرْزُوقَهٌ بِوِفْقِهَا لَا یغْفِلُهَا الْمَنَّانُ وَ لَا یحْرِمُهَا الدَّیانُ وَ لَوْ فِی الصَّفَا الْیابِسِ وَ الْحَجَرِ الْجَامِسِ وَ لَوْ فَکرْتَ فِی مَجَارِی أَکلِهَا فِی عُلْوِهَا وَ سُفْلِهَا وَ مَا فِی الْجَوْفِ مِنْ شَرَاسِیفِ بَطْنِهَا وَ مَا فِی الرَّأْسِ مِنْ عَینِهَا وَ أُذُنِهَا لَقَضَیتَ مِنْ خَلْقِهَا عَجَباً وَ لَقِیتَ مِنْ وَصْفِهَا تَعَباً فَتَعَالَى الَّذِی أَقَامَهَا عَلَى قَوَائِمِهَا وَ بَنَاهَا عَلَى دَعَائِمِهَا لَمْ یشْرَکهُ فِی فِطْرَتِهَا فَاطِرٌ وَ لَمْ یعِنْهُ عَلَى خَلْقِهَا قَادِرٌ وَ لَوْ ضَرَبْتَ فِی مَذَاهِبِ فِکرِک لِتَبْلُغَ غَایاتِهِ مَا دَلَّتْک الدَّلَالَهُ إِلَّا عَلَى أَنَّ فَاطِرَ النَّمْلَهِ هُوَ فَاطِرُ النَّخْلَهِ لِدَقِیقِ تَفْصِیلِ کلِّ شَی‏ءٍ وَ غَامِضِ اخْتِلَافِ کلِّ حَی وَ مَا الْجَلِیلُ وَ اللَّطِیفُ وَ الثَّقِیلُ وَ الْخَفِیفُ وَ الْقَوِی وَ الضَّعِیفُ فِی خَلْقِهِ إِلَّا سَوَاءٌ وَ کذَلِک السَّمَاءُ وَ الْهَوَاءُ وَ الرِّیاحُ وَ الْمَاءُ فَانْظُرْ إِلَى الشَّمْسِ وَ الْقَمَرِ وَ النَّبَاتِ وَ الشَّجَرِ وَ الْمَاءِ وَ الْحَجَرِ وَ اخْتِلَافِ هَذَا اللَّیلِ وَ النَّهَارِ وَ تَفَجُّرِ هَذِهِ الْبِحَارِ وَ کثْرَهِ هَذِهِ الْجِبَالِ وَ طُولِ هَذِهِ الْقِلَالِ وَ تَفَرُّقِ هَذِهِ اللُّغَاتِ وَ الْأَلْسُنِ الْمُخْتَلِفَاتِ فَالْوَیلُ لِمَنْ أَنْکرَ الْمُقَدِّرَ وَ جَحَدَ الْمُدَبِّرَ زَعَمُوا أَنَّهُمْ کالنَّبَاتِ مَا لَهُمْ زَارِعٌ وَ لَا لِاخْتِلَافِ صُوَرِهِمْ صَانِعٌ وَ لَمْ یلْجَئُوا إِلَى حُجَّهٍ فِیمَا ادَّعَوْا وَ لَا تَحْقِیقٍ لِمَا أَوْعَوْا وَ هَلْ یکونُ بِنَاءٌ مِنْ غَیرِ بَانٍ أَوْ جِنَایهٌ مِنْ غَیرِ جَانٍ»

ترجمه: اگر در عظمت قدرت و بزرگی نعمت او می‌اندیشیدند به راه راست باز می‌گشتند و از آتش سوزان می‌ترسیدند. اما دلها بیمار و چشمها معیوب است. آیا به مخلوقات کوچکش نمی نگرند که چگونه آفرینش آنها را استحکام بخشیده و ترکیب و به هم پیوستگی آنها را متقن گردانیده است و گوش و چشم برای آنان به وجود آورده و استخوان پوستشان را نظام بخشیده.
به همین مورچه با آن جثه‌ی کوچک و اندام ظریفش بنگرید که چگونه لطافت خلقتش با چشم و اندیشه درک نمی گردد. نگاه کنید چگونه روی زمین راه می‌رود و برای به دست آوردن روزیش تلاش می‌کند. دانه‌ها را به لانه منتقل می‌نماید و در جایگاه مخصوص نگهداری می‌کند. در فصل گرما برای زمستان و به هنگام امکان برای زمانی که جمع کردن برایش ممکن نیست ذخیره می‌کند. روزیش تضمین گردیده و خوراک لازم و موافق طبعش آفریده شده. خداوند منان از او غفلت نمی کند و پروردگار پاداش دهنده، محرومش نمی سازد. گو اینکه در دل سنگی سخت و صاف و یا در میان صخره‌ای خشک و بی‌رطوبت باشد.
اگر در مجاری خوراک و قسمتهای بالا و پائین دستگاه گوارشش و عضلات و اعضائی که برای حفظ این دستگاه آفریده و چشمها و گوشهایش اندیشه نمائی، در تعجب فرورفته و به شگفتی خلقتش اعتراف خواهی کرد و از توصیف آن به زحمت خواهی افتاد [و خواهی گفت:] خداوندی که مورچه را بر روی دست و پایش برقرار و پیکره‌ی وجودش را به استحکام خاصی بنا گذارد از همه چیز برتر و بالاتر است. هیچ آفریننده‌ای در آفرینش این حشره با او شرکت نداشته و هیچ قدرتی در آفرینش آن وی را یاری نکرده است.
اگر راه‌های خرد را بپیمائی تا به آخر برسی، دلایل به تو می‌گویند که آفریننده‌ی این مورچه‌ی کوچک، همان آفریدگار درخت عظیم الجثه‌ی خرماست. زیرا با تمام تفاوتهائی که دارند هر دو ساختمانشان دقیق و پیچیده است و به هر حال، موجودات بزرگ و کوچک، سنگین و سبک، توانا و ناتوان، همه در خلقتش یکسانند [و در برابر قدرت او بی‌تفاوت است].
آفرینش آسمان و جهان، همین گونه است. آفرینش آسمان و هوا و باد و آب، خورشید و ماه، گیاه و درخت، آب و سنگ و اختلاف این شب و روز و جریان دریاها و کوههای فراوان و بلندی قله‌ها و تفرق و جدائی این لغات و زبانهای گوناگون را بنگر [تا خدا را بشناسی].
وای بر آن کس که ناظم و مدبر اینها را انکار کند. گروهی می‌پندارند که آنها همچون گیاهی هستند که زارعی ندارند و برای اشکال گوناگون آنها آفریننده‌ای نیست. اینها برای ادعای خود دلیلی اقامه نکرده‌اند و برای آنچه در مغز خود پرورانده، تحقیقی به عمل نیاورده‌اند. آیا ممکن است ساختمانی بدون سازنده و یا حتی جنایتی بدون جنایتگر پدید آید؟!

(قسمتی از خطبه‌ی ۱۸۵ نهج البلاغه)

کلمات کلیدی: , , , ,

104

 
 
 
72 نویسندگان
32 پاسخ‌ها
1 دنبال کنندگان
 
مرتب کردن بر اساس بیشترین بازخورد
مرتب کردن بر اساس داغ‌ترین دیدگاه
6 نویسندگان برتر
  مشترک شوید  
اشتراک برای:
منهاج دوست

سلام بر حاج فردوسی
سوالی که ذهنم درگیر کرده اینه مقصد اصلی ما بهشت وجهنم هست چرا خداوند این دو چیز به صورت جدا گانه مثلا سوره بنام جنه وسوره بنام نار داشته باشد وکاملا به طور مفصل وصفش در سوره خودش بیاید این خیلی برام عجیب هست ووصف های که در روایات هست تو سوره خودش میورد به صورت محکم

شایان

با سلام و تشکر از استاد خوبم و نظرات دوستان ببینید عزیزان آفرینش خداوند در همه چیز بی نقص و تمام عیار است؛ زیرا پروردگار جهان هر چه را که صلاح آفریدگان و سبب آسایش زندگی شان بود، به آنان بخشد و در نهاد همه آنها تدبیر چگونه زیستن را به ودیعه نهاد، گرچه آن آفریده، موجود ریز و ناچیزی همانند مورچه باشد

محمدجواد

در مورد این شگفتی خلق باید بدانیم نظرات دانشمندان بزرگ را که به سه مورد ان اشاره میکنم در اول باید بدانیم که آینده نگری مورچه و مدیریت او بسیار جالب است: در تابستان با الهام درونی به فکر زمستان سخت است، در صورتی که چه بسا هنوز زمستانی ندیده است. دانه های غذایی را به طور مناسبی نگه داری می کند، گاه آنها را از لانه بیرون می آورد تا هوا بخورند و فاسد نشود و گاه آنها را به دو یا چند قسمت تقسیم می کند تا سبز نشوند و فاسد نگردند. حتی نوشته اند دانه گشنیز را به چهار قسمت تقسیم می کند؛ زیرا اگر کمتر از آن باشد، سبز می شود و از بین می رود.
2. بیشتر مورچه ها سری بزرگ و اندامی کوچک دارند و نسبت به جثه خود بسیار قوی هستند، چنان که دانه ای را با چندین برابر وزن خود، به دندان می گیرند و از دیوار بالا می روند؛ کاری که برای هیچ زورمندی امکان پذیر نیست.
3. مورچه ها در اندام کوچک خود که گاهی فقط به دو میلی متر می رسد، همه دستگاه هایی را که در یک حیوان عظیم الجثه هست، دارند.

شاهین افاق

با سلام خدمت دوستان منهاجی در ادامه صحبت های شما دوست عزیز باید دونوع دیگه از این خلق شگفت انگیز و تامل برانگیز هم خدمت عزیزان عرض کنم . اولین آن که باید بگویم نوعی از مورچه ها هستند که «سپاهی» نامیده شده اند و مانند عشایر، از جایی به جای دیگر کوچ می کنند. آنها حشره هایی درنده هستند که حتی فیل ها نیز مراقبند سر راه آنها قرار نگیرند، وگرنه آسیب جدی می بینند. گروهی از این مورچگان که در مناطق حاره زندگی می کنند، گوشت خوارند و هرگاه دسته جمعی به جانوری حمله کنند، به زودی او را از پای درمی آورند و در مدت کوتاهی همه عضله های حیوان را می خورند و تنها اسکلتی از او به جا میگذارند و در ادامه باید عرض کنم که موقعیت شناسی مورچه نیز عجیب است. بنا به گفته برخی از دانشمندان، مورچه ای را میان دایره ای از آتش قرار دادند، او برای نجات خود به هر سو حرکت کرد و چون راه فراری پیدا نکرد، از میان رفت. پس از اندازه گیری نقطه ای که او در آنجا نابود شد، فهمیدند که آن مورچه درست در مرکز دایره قرار داشت؛ یعنی دورترین نقطه به آتش اطراف.

سید

با سلام و تشکر که اجازه میدهید ما هم نظرات خود را بگوییم و از نظرات دیگران هم بهره کافی را ببریم در مورد مخلوقات باید بگویم اب یکی چیز هایی است که بشیار شگفت انگیز میباشد از نظر بنده در ادامه باید بگویم که عزیزان با مخلوق خدا به گونه ای معاشرت نما، همچنانکه آب با اشیاء مخلوط و ممزوج می شود، و حق هر چیز را به او می رساند. اما از معنا و ماهیتش تغییر پیدا نمی کند، بنا بر این رسول خدا صلی الله علیه و آله فرموده است: مثل المومن الخالص کمثل الماء [بحارالانوار،ج 7، ج 339] مؤمن به آب می ماند؛ یعنی مومن شکستنی نیست زیرا پیوسته تحت تابش نور الهی است برخلاف منافق که همواره دور از خداست و از این رو سرد و افسرده شده و به انجماد کشیده می شود، و در نتیجه شکستنی می شود.
د ر ادامه باید عرض کنم که ندیده ای انسان وقتی کنار آدم های دور از خدا می نشیند سرد شده و گرما و حرارت و انرژی خود را از دست داده و دیگر عبادات برای او حال و حلاوت پیشین را ندارد.
پس صفای تو با خدای تعالی در تمام اطاعت هایت، مثل شفافیت آب باشد آن وقتی که از آسمان نازل می شود و آنرا طهور نامیده است.
وقتی که اعضایت را با آب پاک می کنی، دل خود را نیز با آب تقوا و یقین پاک کن.

محمد باقر

امام علی در نهج البلاغه در مورد این شگفتی خداوند میفرمایند :اگر [مردم] در عظمت قدرت [خداوند] و اهميت نعمت او مي انديشيدند، به راه راست باز مي گشتند و از آتش سوزان دوزخ مي ترسيدند، ولي دل ها بيمار و چشم هاي بصيرت معيوب است. آيا به مخلوقات كوچكي كه خدا آفريده است، نمي نگرند كه چگونه آفرينش آنها را دقيق و حساب شده و تركيب آنها را متقن ساخته، گوش و چشم براي آنها آفريده و استخوان و پوست آنها را مرتب كرده است.
به اين مورچه نگاه كنيد. با آن جثه كوچك و اندام ظريفش كه به واسطه كوچكي، به سختي ديده مي شود و درك همه پيچيدگي هاي وجود او در انديشه نمي گنجد، چگونه روي زمين [ناهموار و پرسنگلاخ] راه مي رود و به روزي اش دست مي يابد. دانه ها را [از راه هاي دور و نزديك] به لانه اش منتقل و در مكاني معين نگه داري مي كند.
در فصل گرما براي سرما و به هنگام توانايي براي روز ناتواني، ذخيره مي كند. روزي اش [از سوي خدا ]تضمين شده و خوراك موافق طبعش در اختيار او قرار گرفته است. خداوند منان هرگز از او غافل نمي شود و پروردگار مدبر محرومش نمي سازد، هر چند در دل سنگ سخت و خشك و ميان صخره اي بدون رطوبت باشد.

محمد امین

با سلام خدمت شما دوست منهاجی عزیز باید عرض کنم که میشود از این سخنان گران بها امام علی فهمید که 1 – انديشيدن در عظمت خداوند و نعمت هاي او، انسان را به سوي مبدأ هستي هدايت مي كند و او را از آتش دوزخ ترسان مي سازد.
2. همه عقل بشر از درك شگفتي هاي موجود در آفرينش مورچه ناتوان است.
3. ظريف و ضعيف بودن مورچه، محكم و استواري آفرينش او را رد نمي كند.
4. در پيشگاه قدرت خداوندي، آفرينش ريزترين موجودات با خلق بزرگ ترين موجودات، برابر است

احمدی

با سلام خدمت دوستان منهاجی عزیز …دوستان درک افرینش خدا از روی بسیاری از موجودات او قابل فهم است گوش کنید به سخنانم در ادامه …..باید بگویم و اگر خواهی در شگفتی ملخ سخن گو، که خدا برای او دو چشم سرخ، دو حدقه چونان ماه تابان آفرید، و به او گوش پنهان، و دهانی متناسب اندامش بخشیده است، دارای حواس نیرومند، و دو دندان پیشین که گیاهان را می چیند و دو پای داس مانند که اشیاء را برمی دارد.
کشاورزان برای زراعت از آنها می ترسند و قدرت دفع آنها را ندارند گر چه همه متحد شوند. ملخ ها نیرومندانه وارد کشتزار می شوند و آنچه میل دارند می خورند؛ در حالی که تمام اندامشان به اندازه یک انگشت باریک نیست

محمد رضا

سلام و تشکر از مطالب مفید سایت بسیار خوبتون میخواهم در ادامه سخنان دوست خوبم عرضی داشته باشم … باید بگویم که پس بزرگ است خداوندی که تمام موجودات آسمان و زمین، خواه و ناخواه او را سجده می کنند و در برابر او با خضوع چهره بر خاک می سایند و رشته اطاعت او را در تندرستی و ناتوانی به گردن می نهند، و از روی ترس و بیم زمام اختیار خود را به او می سپارند.
پرندگان، رام فرمان اویند، از تعداد پرها و نفس های پرندگان آگاه است؛ برخی را پرنده آبی و گروهی را پرنده خشکی آفرید و روزی آنها را مقدر فرمود و اقسام گوناگون آنها را می داند؛ این کلاغ است و آن عقاب، این شترمرغ است و آن کبوتر، هر پرنده ای را به نام خاصی فراخواند، و روزیش را فراهم کرد؛ خدایی که ابرهای سنگین را ایجاد و باران های پی درپی را فرستاد و سهم باران هر جایی را معین فرمود، زمین های خشک را آبیاری کرد و گیاهان را پس از خشکسالی رویاند

مهدی

چقدر زیبا گفتین واقعا یکی از راه های درک خلقت خدا نگاه به افرینش های اوست برای مثال همین مورچه ….نگاه کنید! چگونه روی زمین راه می رود و برای به دست آوردن روزی خود تلاش می کند؛ دانه ها را به لانه خود منتقل می سازد و در جایگاه مخصوص نگه می دارد. در فصل گرما برای زمستان تلاش کرده و به هنگام درون رفتن، بیرون آمدن را فراموش نمی کند.
روزی مورچه تضمین گردیده و غذاهای متناسب با طبعش آفریده شده است. خداوند منان از او غفلت نمی کند و پروردگار پاداش دهنده محرومش نمی سازد؛ گرچه در دل سنگی سخت و صاف یا در میان صخره ای خشک باشد.
اگر در مجاری خوراک و قسمت های بالا و پایین دستگاه گوارش و آنچه در درون شکم او از غضروف های آویخته به دنده تا شکم و آنچه در سر اوست از چشم و گوش، اندیشه نمایی؛ از آ فرینش مورچه دچار شگفتی شده و از وصف او به زحمت خواهی افتاد.
پس بزرگ است خدایی که مورچه را بر روی دست و پایش برپا داشت، و پیکره وجودش را با استحکام نگاه داشت در آفرینش آن هیچ قدرتی او را یاری نداد و هیچ آفریننده ای کمکش نکرد

احمد رضا

با سلام خدمت شما دوست منهاجی خوبم ببین عزیز اگر اندیشه ات را بکار گیری تا به راز آفرینش پی برده باشی، دلائل روشن به تو خواهند گفت که آفریننده مورچه کوچک همان آفریدگار درخت بزرگ خرماست؛ به جهت دقتی که جدا جدا در آفرینش هر چیزی بکار رفته، و اختلافات و تفاوت های پیچیده ای که در خلقت هر پدیده حیاتی نهفته است، همه موجودات سنگین و سبک، بزرگ و کوچک، نیرومند و ضعیف، در اصول حیات و هستی یکسانند، و خلقت آسمان و هوا و بادها و آب یکی است. پس برادر اندیشه کن در آفتاب و ماه، و درخت و گیاه، و آب و سنگ، و اختلاف شب و روز، و جوشش دریاها، و فراوانی کوه ها، و بلندای قله ها، و گوناگونی لغت ها، و تفاوت زبان ها که نشانه های روشن پروردگارند ممنونم از توجه شما..

نادر شریفی

سلام از حضرت حاج فردوسی متشکرم که این وب سایت بسیار زیبا را راه اندازی کردند و باعث شدند که ما منهاجیون در آن به دور هم جمع شویم و در ورد مسائل مهمی صحبت کنیم و یکی از این مسئال مهم همین امر قدرت پروردگار می باشد که در این مقاله با نقل سخن حضرت علی علیه السلام واقعا حضرت حاج فردوسی کار را تمام کردند و اینقدر زیبا این نکته را بیان کردند که ما به صورت کامل می توانیم این موضوع را درک کنیم و در مسیر درست قدم برداریم از حضرت حاج فردوسی محترم متشکرم.

طاها

سلام واقعا به همین شکل است هدایت های حضرت حاج فردوسی بی نظیر است و اگر کسی نخواهد که از این هدایت بهره مند شود جزء ناآگاه ترین انسان هاست چرا که مسیر خدواند همیشه برای ما کمال و سعادت در پی دارد به خصوص مسیر منهاج فردوسیان که از اول تا آخر آن کمال وسعادت برای انسان است و انسان امروزی به واسطه ی هدایت های حضرت حاج فردوسی و همچنین دیگر منهاجیون می تواند به درجات والای بهشت دست پیدا کند که این برای هر کسی رخ نمی دهد و مگر انسانی بخت خوبی داشته باشد که این مسئله برایش رخ دهد.

علی گرجی

سلام تنها مورچه و درخت نخل نیستند که کلی مورد دیگه هست که در تموم اونها ما می تونیم قدرت خداوند رو دریابیم شما لحظه این تصور کنید اگر همین گوشی دستمون بود، لحظه ای تفکر کنید اگر همین پرنده های کوچکی که در روز آواز میخونن نبودن چقدر زندگی ما دچار مختل میشد همه ی جهان دست به دست هم دادن که به پیشرفت جهان کمک کنند چه از همون مروچه ی کوچک چه تا ما که انسان هستیم همه ی ما به نوعی در گسترش جهان هستی دخیل هستیم و در جهت دین حرکت می کنیم و باید در اون به موفقیت برسیم.

سیما عباس منش

درست است اما خیلی از افراد چشمشان بر روی نعمات خداوند بسته می شود خیلی فکر می کنند که نعماتی که اکنون دارند به واسطه ی زحمتان خودشان است البته که همینطور است اما این نعمات را چه کسی به آنها داده؟ این را هرگز نباید فراموش کنیم و همیشه باید به خاطر بسپریم که ما هر چه که داریم به وسطه ی قدرت پروردگارمان است و اگر ما در دنیای خود نقصان داشتیم نه اینکه خدواند آن نقص را برای ما خواسته بلکه ما خود آن نقص را به وجود آورده ایم همه ی این ها نکاتی هستند که باید به آن ها توجه شود در غیر اینصورت ما به راه نادرست هدایت می شویم.

کاظم بهرامپور

خداوند همواره همیار انسان است و با قدرت بی نظیرش انسان را به مسیر هدایت می کند البته اینکه انسان در کدام مسیر باشد کاملا در دست خودش است نه خدواند در هر چهت که من خداوند را شکر می کنم که در زمان آفریده شده ام که چیزی به اسم منهاج فردوسیان ظهور کرده و من به واسطه ی تعلیمات منهاج فردوسیان می توانیم که خداوند را درک کنیم و در مسیر درست هدایت شویم و اگر به این تعلیمات ما عمل نکنیم قطها جزء گمراه ترین انسان ها خواهیم بود چرا که واقعا ما از مسیر درست خارج می شویم و از مسیر درست به دور می مانیم.

حلیمه نائمی

سلام قدرت و عظمت پروردگار به قدری است که کسی که بر او کفر می ورزد نمی توان آن قدرت را ببیند چون به واسطه ی کفر خود بزرگی خداوند رو بر چشمش پوشانده و نمی تواند که حقیقت را ببیند اما اگر شخصی باشد که او را به مسیر درست هدایت کند قطعا او هم می تواند طعم خوش بندگی را بچشد و بتواند که در سایه ی علم خداوندی به هر آنچه که در جهان و آخرت می خواهد دست پیدا کند. در هر جهت دین اسلام و در ادامه ی آن منهاج فردوسیان برنامه ای برای تغییر این افراد دارند که توسط این برنامه آن افراد به بهترین شکل تغییر خواهند کرد.

زهرا خرسند

سلام همین الان به شما بگم که دیدگاهتون کاملا اشتباه هست چرا که همه ی ما انشسان ها قدرت تعقل و اندیشه داریم و هر کدام از ما انسان ها میتونیم فکر کنیم و نسبت به یک مسئله تصمیم بگیریم اون شخصی که خلاف دین هست فکر کرده و تعقل کرده و از دین خارج شده پس ما نمیتونیم بدون دلیل معتبر اون رو به مسیر برگردونیم و اگر این کار رو انجام بدیم تنها یک کار اشتباه انجام دادیم و اون شخص هم ممکنه که نسبت به دین بیشتر زده بشه پس تا اینکه یک برنامه ی درست نداریم عمل کنیم تنها و تنها برای ما اشتباه به وجود میاره.

فرهاد اصلانیان

این برنامه را منهاج فردوسیان برای منهاجیون تدارک دیده است برنامه ی کامل تغییر و تحول در زندگی که اگر به آن عمل شوذد قطعا هر منهاجی می تواند در زندگی خود بهشتی را بسازد و اگر به آن عمل نکند همان انسان قبلی خواهد بود. منهاج فردوسیان در جهت پیشرفت آدمی بسیار قدم برداشته است و باعث می شود که شخص در مسیر کمال و سعادت قدم بردارد پس اگر کسی در این مسیر به منهاج فردوسیان کمک کرد در واقع دارد به خودش کمک می کند و مراحل ترقی را طی می کند و قطعا پیروزی و لذت ازآن این شخص خواهد بود.

پویا ذرتی

اگر عمل کند!!! اما خیلی از افراد متاسفانه عمل نمی کنند و دلیل این موضوع این است که نسبت به این مسئله ایمانی ندارند و همین عدم ایمان باعث می شود که آنها دست به اقدام نزنند ولی در منهاج فردوسیان باید این ایمان افزایش پیدا کند و این ایمان رشد کند تا ما بتوانیم در مسیر خداوند بدون دغدغه حرکت کنیم وگرنه در هر بار توسط دشمنان ممکن است از مسیر اصلی خود منحرف شده و به مسیر نادرست هدایت شویم در هر صورت اگر ما رشد و پیشرفت می خواهیم لازمه ی آن منهاجی شدن ما هست و تمام و این را کسی نمی تواند نقض کند.

شهاب الدین ضیائی

همانطور که آنها را به مسیر درست هدایت می کنیم می توان گفت که بر روی ایمان خود هم کار می کنیم. ایمان تنها این نیست که ما شروع به ذکرگفتن کنیم گاهی اوقات به هدایت یک انسان به مسیر خودی به خواسته ی خود او می تواند بهترین نشانه از ایمان باشد و بسیار باعث شود که ایمان ما تقویت شود به همین جهت نمی توان گفت که فقط ایمان و دعا خودش را در ذکر گفتن نشان می دهد پس همین که ما به دنبال این باشیم هک بندگان خداوند را به مسیر درست هدایت کنیم در صورتی که خود آنها خواهان این موضوع باشند قطعا به ثمرات نیکوی دنیوی و اخروی خواهیم رسید.

توحید خدایاری

به نظر من که عبث ترین کار دنیا همین هست که بخوایم مسیر کس دیگه ای رو تغییر بدیم .اشتباه نکنید من هم با تبلیغ دین موافق اما با تبلیغ زوری دین خیر ظهر برنامه ای رو نگاه می کردم که در اون شخص می گفت که برای نماز خواندن کسی اون رو مجبور کنیم و برای اون عذاب هایی به وجود بیاریم که در صورت نماز نخواندن اون عذاب ها به اون میرسه خب به نظر شما واقعا این شخص به نماز بر مگیرده یک درصد هم فکر نکنم احتمالش باشه مگه اینکه خود اون شخص بخواد و این در او نزمان درست خواهد بود.

آیلین خزائی

در واقع کلمه کلیدی جمله ی شما و دوست عزیز ما هم همین بود یعنی تا وقتی که خود اون شخص نخواهد ما نمیتونیم روی اون تغییری به وجود بیاریم پس هر کسی در فکرش اینه که کسی رو اجبار کنه که تغییری رو در خودش شکل بده هرگز این اتفاق رخ نمیده برای مثال معتاد ها رو شما نگاه کنید کلی اونها رو زور میزنن کلی اونها رو کتک میزنن اما باز هم نمیخوان که از مسیر خودشون بر گردن اون شخص که یک فرد معتاد ضعیف هست از را هخودش بر نمیگرده پس کسی که عاقل و هوشیار هست که به هیچ وجه بدون خواسته ی خودش از مسیری بر نمیگرده.

سورنا فدائی

در هر جهت ما می بایست در جهت گسترش جهان هستی قدم برداریم و اگر نخواهیم که این کار را انجام بدهیم برای ما فکر میکنم که گناهی در پی خواهد داشت چرا که امر به معروف و نهی از منکر را انجام نداده ایم به همین جهت دوستان بزرگوارم به این مسئله ی مهم توجه کنید که ما باید برای تغییر دیگران قدم برداریم و اگر کسی تغییر نکرد آن موقع دیگر می توانیم دست بکشیم اما این اقدام کردن بسیار اهمیت دارد و اگر اقدامی نباشد خب تغییری هم نخواهد بود و همین عدم تغییر هم باعث می شود که جهان از مسیر درست خود خارج شود.

احمدیان فر

اگر انسان بخواهد تغییر کند تمام کائنات به او کمک خواهند کرد که او تغییر نماید و اگر انسان نخواهد که تغییر ی در او به وجود آید تمام کائنات و تمام هستی دست در دست هم بگذارند که بخواهند تغییری در آن شخص به و جود آورند نخواهند توانست چرا که این شخص خود قبول ندارد موضوعی را که همه به او می گویند درست است پس در نتیجه نمی تواند به خوبی این موضوع را بپذیرد به همین جهت است که آنها هرگز از مسیر خود باز نمی گردند پس ما کار بیهوده ای نباید انجام دهم در جهت بازگشت آنها بلکه باید خود بر روی ایمانمان کار کنیم.

رمضان رضایی

منهاج فردوسیان نمیتونه دردی دوا کنه زمانی که باطن خرابه ما باید باطن رو درست کنیم البته منظور از ما یعنی همون دسته ازگناه کاران که قدرت خداوند رو نادیده میگیرن و شروع به کفر و جهل در زمین می کنند چقدر این افراد گمراه هستند و چقدر این افراد از نور حقیقت به دور هستند و امیدوارم روزی برسه که همه ی این افراد به راه و مسیر درست هدایت بشن وگرنه که برای اونها عذاب آخرت شدیدی در نظر گرفته میشه که فوق تصور هست به همین جهت من به اون افراد پیشنهاد میدم که منهاج فردوسیان رو برای تغییر انتخاب کنند.

فاطمه علیزاده

میزان گمراهی این افراد رو نمیشه تشخیص داد این افراد انیقدر در اندیشه های کفر الو خودشون غرق شدن که دیگه نمیخوان نور حقیقت رو ببینند اونها یعنی همین افراد گناهکار زمان پیامبر که پیامبر دیگه حرف حق کامل میزد اون رو رد می کردند حال اونها میخوان به مسیر راست و درست هدایت بشن به نظر شما؟ به نظر من که این امر کار ناشدنی هست و این افراد هرگز از مسیر نادرست بر نمی گردن چرا که اونها باورهاشون طبق این مسیر درست شده و تنها در صورتی تغییر می کنند که خودشون خواهان این قضیه باشند وگرنه که کس دیگه ای نمیتونه زندگی اونها رو تغییر بده.

حسین رمضان علی

منهاج فردوسیان میتونه تغییر بده! منهاج فردوسیان برنامه ای عملی داره که این برنامه بازسازی شده ی علم پیامبر هست یعنی علمی به روز شده و توسط اون علم اقدام به هدایت انسان ها میکنه و چقدر انسان هستند که به واسطه ی معلومات منهاج فردوسیان به راه راست و درست هدایت شدن پس به همین منظور میخوام من این رو بگم که منهاج فردوسیان میتونه که کمال وسعادت رو وارد زندگی انسان کنه اما این کار در جهت اون هست که خود انسان هم بخواد اگر انسان نخواد که سنگ روی سنگ بند نمیشه.

حمیرا تلفات

در پاسخ به پاراگراف اول این مقاله که حضرتعلی علیه السلام متن خودشون رو آوردن و گفته شون رو به قلم آوردن باید بگم که نه واقعا کسی نمی اندیشه چرا که اندیشمندان واقعی هیچ وقت در مورد خداوند قضاوت نمی کنند و همیشه به بزرگی و عظمت او می اندیشند اما خیلی از گمراهان این کار رو انجام نمیدن و در نهایت منجر به گمراهی بیشتر اونها خواهد شد در همین جهت هست که من میگم که منهاج فردوسیان بهترین گزینه و انتخاب هست که ما برای ورود به کمال و سعادت و رضایت خداوند و درک قدرت خداوند باید در اون وارد بشیم.

یونس فریدونی

اگر ما بخواهیم در جهان هستی به دنبال دلایلی باشیم تا به ما ثابت کنند که همه ی آنچه که در این جهان است، آنچه که در زمین است، آنچه که در آسمان است و آنچه که میان این دوست همه و همه از جانب خداوند هستند و همه ی آنچه که ما نظاره می کنیم از سوی پروردگار متعال است پس همین موضوع به ما می تواند ثابت کند که ای انسان اگر دلیلی می خواهی برای اثبات وجود پروردگارت لازم نیست جستجو کنی کافیست چشمان دل را باز کنی و با چشم دل جهان را بنگری آن موقع خواهد بود که پروردگارت را خواهی یافت.

بیژن عالی مقام

انسان با جستجو در جهان هستی به دنبال دلایل است اما غافل از انکه هر قدمی که او بر می دارد هزاران دلیل است که می تواند وجود خدواند را اثبات کند و قدرت خداوند را به انسان نشان دهد همینکه او قدمی بر میدارد همین که زمینی هست که او بر روی آن قدم می گذارد، همینکه هوایی هست و او نفس می کشد همه ی اینها قدرت خداوند را به انسان یادآوری می کنند اما انسان واقعا خودش هم نمی داند که چه چیزی را می خواهد بیابد که قدرت پردورگارش را به او نشان دهد برخی حتی دست به مهارت می زنند که قدرت خداودن را بیابند من نمیخواهم بگویم که کار آنها اشتباه است اما آنها نعماتی که هم اکنون در اختیار دارند را فکر میکنند به صورت مادرزاد با آنها بوده در صورتی که همه ی اینها نشان دهنده ی قدرت خداوند هست و لازم نیست که ما مهاجرت کنیم بلکه به راحتی می توانیم در هر چیزی قدرت خداودن را ببینیم.

آمنه سادات

سلام این مورد که شما گفتید یکم برام سنگین بود که به راحتی دره ر چیزی قدرت خداوند رو ببینیم به نظر من این درست نیست یعنی ما به راحتی نمیتونیم قدرت خدا رو مشاهده کنیم وگرنه خیلی از افراد به قول شما برای دیدن نعمات و قدرت خداوند که مهاجرت نمی کردن این نشون میده که دیدن قدرت خداودن متعال برای برخی از انسان ها سخت هست و واقعا نمی تونن که اون رو ببینند به همین جهت دست به مهاجرت و … میزنن به همین دلیل با خودم گفتم هک شاید واژه ی به راحتی قدرت خداوند رو دیدن مناسب نباشه.

قاسم بامری

سلام کاملا مناسب هست اتفاقات و من در ادامه با توضیحاتی که به شما میدم این موضوع رو روشن می کنیم .ببینید به قول یکی از دوستان لازمه ی دیدن قدرت خداودن این هست که ما چشم دل باز کنیم وبا چشم دل نگاه کنیم زمانی که ما چیزی بزرگ میخوایم که با رسیدن به اون قدرت خدا رو ببینیم پس به دنبال اون چیز بزرگ حرکت می کنیم فکر میکنیم که فقط خداوند آن چیز بزرگ رو آفریده و چیزهای کوچک خالق خدواند نیستند اما اگر انسان یاد بگیره که حتی در اینکه میتونه چیزی رو در دست بگیره خداوند رو سپاس بگه اون موقع دیدن قدرت خداوند زیاد سخت نخواهد بود.

شیوا

وای به حال کسانی که قدرت خداوندگار را نادیده می گیرند و فکر می کنند که این خود هستند که در این جهان حکومت می کنند و حکم فرمایی می کنند چنین افرادی در خیال خام هستند و امیدوارم که هر چه زودتر به خود آیند چرا که کسی که قدرت خدا را نادیده بگیرد کفر محض کرده است کفر به معنی پوشاندن است و کسی که قدرت خدایش را نادیده بگیرد یعنی دارد بر روی قدرت خدواندش سرپوش می گذاردو به نوعی در این بین کفر می کند پس دوستان من اگر ما خواهان آن هستیم که خدواند را در کنیم باید و باید قدرت او را در زندگی خود ببینیم.

بابک تالاری

به نکته ی خوبی اشاره کردید همه ی ما منهاجیون باید در جهت این کار حرکت کنیم تا بتوانیم قدرت خداوند را در زندگیمان روشن کنیم و بتوانیم که آن را ببینم داخل مقاله ذکر شد که برخی احساس می کنند که خدایی ندارند و برخی احساس می کنند که بی خدا هستند و وای بر حال این افراد مگر می شود که شما به خودی خود خلق شوید برخی زندگی را محدود به همین دنیا می بینند و چقدر این افراد کوته نظر هستند و چقدر این افراد در گمراهی آشکار قرار دارند و امیدوارم که هر چه زودتر آنها هم مسیر خود را بیابند مبادا در عذاب خشم خداوند گرفتار شوند.

جواد حیدری

خداوند خشمی ندارد تنها عدالت اوست که در این بین کار می کند. چرا فکر میکنیم که خداوند انسان است و مانند ما انسان ها نسبت به سنجش اعمال دیگران رفتار می کند. هرگز چنین نیست بلکه خداوند سیستمی در این جهان نهاده و مبنی بر آن سیستم این جهان پیش می رود و هر کس که خلاف آن سیستم حرکت کند نه آنکه خداوند بخواهد او را عذاب کند خیر آن فرد به واسطه ی تصمیمات خود بر خلاف سیستم حرکت کرده و خلاف سیستم گمراهی آشکار و عذابی علیم است و در این بین خداوند نخواسته که با آن فرد چنین کند بلکه آن فرد خودش مقصر بوده است.

بهادر طارمی فر

موضوعی آشکار را ذکر کردید بعضیم ی گویند باید از خداوند ترسید برخی می گویند که باید از قدرت او هراس داشت اما من می گویم که اینطور نیست خداوند ترس ندارد بلکه اعمال ما هستند که ترس انگیز هستند و این اعمال ما هستند که باعث عذاب ما انسان ها می شوند پس اگر ما میخواهیم که از عذاب رهایی یابیم نه اینکه بخواهیم از جانب خداوند در امان باشیم که عذاب نشویم خیر باید از جانب اعمال خودمان در امان باشیم و اعمال صحیح داشته باشیم که این عذاب بر ما نازل نشود در غیر اینصورت در این بین خداوند بی تقصیر است.

کامران فرضیائی

همین موضوع ساده رو نمیدونم چرا برخی در برابر فهمیدنش مقاومت می کنن و برخی نمی خوان که همین موضوع رو درک کنند و مدام میان میگن که از عذاب خدا بترسید بابا مگه خدا ترسناکه که ما بخوامی از عذاب اون بترسیم هرگز چنین نیست بلکه این ما هستیم که باید از خودمون بترسیم نه از خداوند این نکته ی خیلی کوچکی هست که هیچ کس اون رو شاید نبینه اما حقیقت همین هست اگر کسی در مسیر درست قدم برداره و تصمیماتش درست باشه دیگه چه دلیلی در این بین وجود داره که اون بخواد از خدواند بترسه واقعا؟

پرویز نادریان

قدرت خداوند بی نهایت هست همونطور که بقیه ی دوستان اشاره کردند اما ما باید برای این قدرتی که به ما داده خداوند هم سپاس گذاری کنیم .من برخی از دوستان رو دیدذم که میگن برای قدرت خدا سپاس گذاری کنیم این خیلی خوبه اما قدرتی که خدا در اختیار ما گذاشته رو هم بناید فراموش کنیم و ما باید برای اون قدرت خداوند رو شکر گذار باشیم و ابرای اون از خدواند منان سپاس گذاری کنیم در هر صورت که توفیق رسیدن به خاوسته ها به کسی داده میشه که بتونه اولا قدرت خداوند رو در زندگی خودش پیدا کنه و دوما بتونه قدرت خود رو در زندگیش یافت کنه.

سلیمان لواسانی

اون کسی که قدرت خودش رو در زندگی بتونه پیدا کنه یعنی قدرت خدواند رو هم درک کرده چون کسی که در این جهان قدرتمند هست قطعا ارتباط خوبی با خدای خودش داره پس چنین شخصی میشه گفت که سعادتمند واقعی هست و هدف همه ی ما منهاجیون هم رسیدن به سعادت هست و این رشته ی ارتباط نشون میده که اگر ما خواهان رسیدن به کمال و سعادت هستیم پس باید چند کار انجام بدیم که یکی از اون کار ها این هست که قدرت خدواند رو در زندگی خودمون پیدا کنیم تا خودمون هم قدرت مند بشیم و در سایه ی قدرت خدواند توفیق رسیدن به خواسته و آرزوی های خودمون رو داشته باشیم و در جهت اونها حرکت کنیم. به امید رسیدن همه ی شما عزیزان به خواسته هایتان.

کریم آقا مقامی

به واسطه ی قدرت بی نظیر خداوند در زندگی میشه به هر چیزی دست یافت اما لازم هی این کار سپاس گذاری و شکر گذاری کردن ماست ما اگر نتونیم که از خدای خودمون بابت اون چیز هایی که به ما داده شپاس گذار باشیم و برای اونها شکر خدواند رو به جا بیاریم قطعا نخواهیم تونست که قدرت اون رو هم کامل بشناسیم چون اول هر چیز شکر گذاری کردن هست و ما اگر برای یک چیزی شکر گذار باشیم و خداودن رو سپاس بگیم قطعا خدواند به ما بهترین ها رو میده و قدرت اون رو به صورت کامل میتونیم که در زندگی مشاهده کنیم.

شایسته

سپاس گذاری کردن یکی از چیزهایی هست که به واسطه ی اون میشه از خدواند تشکر کرد و قدرت خداوند رو واقعا در زندگی دید. این که خداوند قدرت بسیار داره و داخل این مقاله کاملا این موضوع خودش رو نشون میده یک چیز مشخص هست و اینکه ما برای اون قدرت بخواهیم که سپاس گذاری خداوند رو به جا بیاریم یک امر درونی هست و ما باید واقعا از تمام وجود سپاس گذار باشیم که بتونیم اون حس رو در خودمو نبه وجود بیاریم در غیر این صورت این کار ما امکان پذیر نخواهد بود. برای همه ی دوستان آرزوی سعادتمندی و کمال رو دارم.

محمد معین غلامی

بله قدرت سپاس گذاری بی نهایت هست تا جایی که خداوند داخل قران گفته که سپاس گذاری کنید تا بر شما بیفزایم یعنی شما رو از لحاظ درونی گسترش بدم و چقدر زیباست شناختن چنین خدایی. خدایی که مورچه ای ور این چنین خلق میکنه و باعث میشه که همون مورچه گاهی چنان کمکی به گسترش جهان بکنه که چندین و چند انسان که جانشین خداوند بر روی زمین هستند نتونن که این کار رو انجام بدن و در هر صورت که خداوند مظهر زیبایی و قدرت است و سپاس گذاری کردن از او قطعا برای ما ثمرات خیر و نیکویی در پی خواهد داشت.

ساره خورشیدی

خداوند بی نهات به انسان روزی داده و مهم نیست که انسان از کدام مسیر می خواهد به سوی خداوندگارش حرکت کند بلکه از هر جهت که بخواهد حرکت کند خداوندگارش را خواهد دید و این نعمات بزرگ خداوند است برای انسان و انسان نمی تواند به راحتی آنها را فراموش کند .ممکن است از خود بپرسیم که چه چیزی ما را به خدواند نزدیک تر می کند پاسیخ کاملا روشن است هر چیزی که ما با آن بهتر خدواند را درک می کنیم چه چیزی است که وقتی به دست ما می رسد واقعا خدواند را حس می کنیم و از ته وجود خود می خواهیم که خدواند را دریابیم.

احمد رضا کریمی

خداوند را در هر چیزی نظار کنیم می توانیم قدرتش را دریابیم مهم نیست که آن چیز چه می خواهد باشد یک نفر ممکن است در چند چیز قدرت خداوند را کشف کند پس باید آن چیزی را انتخاب کند که او را به خداوندش نزدیک می کند اما چه چیزی او را به خداوند نزدیک تر می کند؟ پاسخ در داخل کامنت شما مشخص بود همان چیزی که به انسان حس بهتری می دهد پس انسان از تک تک لحظات زندگیش می تواند برای رسیدن به خداوند استفاده کند و از ان ها برای رسیدن به خداوند به عنوان ابزار به کار ببرد و چقدر چنین انسانی خوشبخت است.

باران احمدی

خوشبخت واقعی کسی است که همه ی آنچه که دارد را از جانب پروردگارش ببیند نه مردم و خودش و اینکه توانسته قدرت و مقامی در این جهان به وجود بیاورد به واسطه خواسته ی پروردگارش بوده است و نه کس دیگری و همین موضوع نشان می دهد که خدواندی که خالق مورچه ای ریز جثه است و یا خداوندی که خالق درخت خرمای بزرگ است می تواند به انسان هر چیزی که می خواهد را عطا نماید و می تواند به انسان هر آنچه که می خواهد را بدهد فقط کافیست که انسان بخواهد این خواستن نه زبانا بلکه قلبا است.

سمیه اکبری

از قدیم هم گفته اند که هر آنچه که از دل بر آید لاجرم بر دل نشیند این ضرب المثل حکایت از همین کامنت شما دارد هر آنچه که قلبا خواسته شود جرم وارد زندگی می شود و هر آنچه که ما را به خداوند نزدیک تر کند باعث عزت و شرافتمندی ما می شود پس جستجو کنیم آنچه را که ما را به خداوندگارمان نزدیک تر می کند و بیابیم آنچه را که باعث می شود خدواند را بهتر درک کنیم و در مسیر خداوند قرار بگیریم و به سعادت و کمال نیز دست پیدا نماییم. به امید موفقیت همه منهاجیون در مسیر رسیدن به خداوندگارشان.

امیر علی

سلام خداوند بزرگ برای ما نعماتی آفرید تا از آنها استفاده نماییم ما در هر یک از این نعمات نظاره کنیم قدرت خدای متعال را خواهیم یافت و خداوند را می توانیم در این نعمات نظار کنیم. خدای بزرگ برای ما در اینجهان ابزاره دایت آفرید و هر چیز می تواند ما را به سوی خداوند هدایت کند چرا که خدواند است که خالق همه ی این هاست و هر چه که از سوی خدا خلق شود به سوی او هدایت می کند پس در هر چیز که ما بنگریم نشانه ای از هدایت خداوند را در خواهیم یافت و خوشا به حال آن کسی که مورد هدایت و رحمت الهی قرار می گیرد.

فرزاد

از جمله اوصاف افراد با ایمان این است که وقتی آیات الهی به آنان گوش زد می‌ شود، یا آن ها را به خاطر می ‌آورند، مانند کوران و کران با آن برخورد نمی کنند، بلکه کاملا به آن دل می‌ سپارند، در آن تفکر و تدبّر می‌ کنند و در رفتار و حالشان اثر می‌ گذارد. 

حوا

با تربیت فکر و دل ‌سپاری به آیات الهی، و تأمّل و تدبّر در آن ها، می‌توان نشانه‌های حضور قلب و ایمان رادر خود زنده کرد و به سراغ سخنان بیهوده و باطل نرفت. اگر این کار به درستی انجام شود سخنان حاج فردوسی همچون قندی شیرین و دلنشین است

ثریا

مشرکان وقتی با آیات الهی مواجه می‌شوند، چنان کور و کرند که با وجود برخورداری از چشم و گوش ظاهری، نه آنها را می‌بینند و نه می‌شنوند. اینان چشم و گوش ظاهری دارند، اما از چشم و گوش باطنی بی‌بهره‌اند. علاوه بر این دو گروه، برخی از مؤمنان گاهی در مواجهه با آیات الهی یا سخنان حکیمانه، احساس کسالت و بی‌حوصلگی می‌کنند و در مقابل، علاقه به لغو از خود نشان می‌دهند. علت این امر این است که آنان اولاً، نفس و دل خود را خوب تربیت نکرده اند. ثانیاً، دل به سمت و سویی متمایل می‌شود که بدان علاقه دارد. از این رو، در نماز حضور قلب و به هنگام مطالعه، تمرکز کافی ندارند، و در مجموع، مالک فکر و احساس خود نیستند.

محمد

1. اندیشیدن در عظمت خداوند و نعمت های او، انسان را به سوی مبدأ هستی هدایت می کند و او را از آتش دوزخ ترسان می سازد.
2. همه عقل بشر از درک شگفتی های موجود در آفرینش مورچه ناتوان است.
3. ظریف و ضعیف بودن مورچه، محکم و استواری آفرینش او را رد نمی کند.
4. در پیشگاه قدرت خداوندی، آفرینش ریزترین موجودات با خلق بزرگ ترین موجودات، برابر است.

داوود

در مورد مورچه، در کتاب های حیوان شناسی مطالب زیادی نقل می کنند که خیلی جالب است. مثلاً یکی از چیزهائی که بسیاری از مردم دیده اند این است که دانه گندم را که بدست می آورد، از وسط دو تکّه اش می کند زیرا انقدر خداوند به آن هوش داده است که اگر دانه کامل باشد ممکن است سبز شود، لذا آن را دو نیم می کند تا سبز نشود. می گویند: تمام دانه ها و تخم ها اگر نصفه شود، سبز نمی شود مگر تخم گشنیز (کزبره) که نصفه اش هم سبز می شود، لذا اگر مورچه تخم گشنیزی را پیدا کرد، آن را چهار قسمت می کند برای اینکه می داند اگر دو قسمت کند باز هم سبز می شود! و این از عجایب خلقت مورچه است.

سهراب

آیا واقعا باور کردنی است خدایی که بیش از همه مهربانان عالم، خواهان کمال و سعادت جاودانی ماست نکته‌ای که در تکامل ما بسیار تأثیر دارد را مخفی کند؟! برعکس باید بگوییم: هر چه که در قرآن بیشتر مورد تأکید واقع شده، بیشتر در کمال ما مؤثر است. خداوند قرآن را نازل کرد تا ما را به کمال برساند. پس هرچه در این راستا از اهمیت بیشتری برخوردار باشد بیشتر مورد تأکید قرار گرفته است.

ارام

شگفت‌انگیزترین پرندگان در آفرینش طاووس است که خداوند آن را در استوارترین شکل آفریده و با زیباترین رنگ‌ها رنگ آمیزی نموده است و در کلام مولا علی(ع) به زیبایی‌های آن اشاره شده است.
امام علی(ع) درباره این شگفتی آفرینش در خطبه ۱۶۵ نهج البلاغه می‎فرماید:(از شگفت‌انگیزترین پرندگان در آفرینش، طاووس است که آن را در استوارترین شکل موزون بیافرید و رنگ‌های پر و بالش را به نیکوترین رنگ‌ها بیاراست.
با بال‌های زیبا که پرهای آن به روی یکدیگر انباشته و دُم کشیده‌اش که چون به سوی ماده می‌رود آن را چونان چتری گشوده و بر سر خود سایبان می‌سازد، گویا بادبان کشتی است که ناخدا آن را برافراشته است.)
همچنین حضرت علی(ع)در فراز دیگری از خطبه ۱۶۵ ادامه می‌دهد: (اگر رنگ‌های پر طاووس را به روییدنی‌های در زمین تشبیه کنی خواهی گفت آن دسته گلی است که از شکوفه‌های رنگارنگ بهاری فراهم آمده است
و اگر آن را با پارچه‌های پوشیدنی همانند سازی چون پارچه‌های زیبای پر نقش و نگار و یا پرده‌های زیبای یمن است و اگر آن را با زیور آلات مقایسه کنی چون نگین‌های رنگارنگی است که در نواری از نقره با جواهرات زینت شده است)
حضرت بعد از بیان این شگفتی‌ها انسان را به توحید و خداشناسی توجه می‌دهد و در ادامه بیان خلقت طاووس می‌فرماید: (هوش‌های ژرف‌اندیش و عقل‌های پرتلاش چگونه این همه از حقایق موجود در پدیده‌ها را درک کند.. پس ستایش خداوندی را سزاست که عقل‎ها را از توصیف پدیده‌ای که برابر دیدگان جلوه‌گرند ناتوان ساخت)

محراب

مولای ما نمونه دیگر نداشته است/اعجاز خلقت است و برابر نداشته است/هنگام طواف با خود فکر می کنم/ این خانه بی دلیل ترک بر نداشته است

سعید

بدبخت مردمی که جواهری چون علی را رها کردند و به دنبال خرمهره رفتند

کمال

یک دانشمند باید این سخن 15 قرن پیش را بررسی کند:‌ لو فکرت في مجاري اکلها ، في علوها و سفلها ،و ما في الجوف من شراسيف بطنها ، و ما في الراس من عينها و اذنها ، لقضيت من خلقها عجبا… اگر در مجارى خوراك و قسمتهاى بالا و پايين دستگاه گوارش و آنچه در درون شكم او از غضروف‏هاى آويخته به دنده و شكم، و آنچه در سر اوست از چشم و گوش، انديشه نمايى، از آفرينش مورچه دچار شگفتى شده و از وصف او به زحمت خواهى افتاد.

علی

حضرت علی در 1400 سال پیش ،این گونه صحبت می کنند الحق که علم ایشان الهی است

مهتاب احمدی

موضوعاتی که انسان می‌تواند درباره آن‌ها فکر کند هیچ حد و حصری نداشته، عملا انسان نمی‌تواند درباره همه آن‌ها فکر کند. به ناچار باید موضوعات را اولویت‌بندی کرده، از میان آن‌ها انتخاب کند. با توجه به هدفی که ما در پی آن هستیم اولویت با موضوعاتی است که تفکر در باره آن‌ها به انسان کمک می‌کند تا دانسته‌های او در رفتارش مؤثر واقع شود؛ رفتاری که موجب سعادت و کمال حقیقی او شده، به تعبیر قرآن انسان را به قرب خدا برساند.

سیمین

با سلام خدمت منهاجیان محترم واقعاً خداوندی که برای مورچه اینگونه ظرافت بکاربرده است و روزی او را که تضمین نموده است آیا برای ما انسانها که اشرف مخلوقات قرار داده شده ایم روزی ما را تضمین ننموده است؟ قطعا که تضمین گردیده است ولی این ایمان و اعتقادات ما می باشد که مقداری در این خصوص سست و ضعیف گردیده است. یا علی مددی

آرامش

آگاهی ‌های ما کاملا در کانون توجه ما قرار دارند و در صفحه ذهن ما زنده و بیدارند و گاهی بایگانی شده، مورد غفلت و فراموشی واقع می ‌شوند به طوری ‌که اگر از ما در باره آن ‌ها سؤال کنند می ‌توانیم پاسخ دهیم. اما در شرایط عادی زندگی به گونه‌ای رفتار می ‌کنیم که گویا چنین دانسته ‌هایی نداریم.

مجید

آن طور که از آموزه‌های دینی استفاده می‌شود یکی از راه‌های کمک به زنده ماندن این دانسته‌ها و مؤثر بودن آن‌ها در رفتار انسان «تفکر» است.

فردا

اين موجود ضعيف و ناتوان به قدرى هوشيار است که راه و رسم زندگى خود را به خوبى مى داند، با اين دست و پاى کوچک کوه و دشت و بيابان و درختها را جولانگاه خود قرار مى دهد و آن دسته از مواد غذايى که با مزاج او سازگار است از ميان مواد مختلف بر مى گزيند و دانه هاى غذايى را از راه هاى دور و نزديک به لانه خود مى برد; دانه هايى را انتخاب مى کند که از پيچ و خم لانه بگذرد و مشکلى براى عبور و مرور ساير همنوعانش ايجاد نکند. دانه ها را در جايگاه مخصوص جاى مى دهد به گونه اى که فاسد نشود. در فصل تابستان با يک الهام درونى بى آن که زمستان را ديده باشد ـ يعنى متولّد همان سال باشد ـ پيش بينى ايّامى را که برف و باران سراسر روى زمين را گرفته و جمع آورى روزى را بر او غير ممکن ساخته مى کند و درست به اندازه نيازش با دورانديشى مواد غذايى را ذخيره مى سازد.

سفیر

قرآن پدیده‌های هستی را «آیت» نام می‌نهد و آن‌ها را نشانه‌های خداوند می‌داند. تفکر در آیات الهی باعث می‌شود که انسان از افکار روزمره و احیانا نفسانی و شیطانی جدا شده، به عالم نور توجه پیدا کند.

لادن

واقعا صحت داره که صدای مورچه اینقدر بلنده که انسان قادر به شنیدنش نیست؟!

علیرضا

سلام میخوام در خصوص بحث اول بگم كه یك دانشمند دقیقا نمی دونم كجایی است بعد از دیدن این ایه تحقیقی را انجام داد و دید 75%غشای سلول مورچه شیشه است شیشه میدونید یعنی چی (خدایا قربونت برم )وبعد اون دانشمند مسلمان شد

فاطمه

بنا بر نص صریح آیه 19 سوره نمل، وقتی حضرت سلیمان (ع) و همراهانش به وادی مورچگان وارد می شوند، مورچه ای می گوید: ” ای مورچگان به لانه های خود داخل شوید که سلیمان و سپاهیانش شما را در هم نشکنند، در حالیکه( به عمل خود) آگاه نیستند.”

با خواندن این آیه سوالاتی در اذهان ایجاد می گردد که مورچه با چه وسیله ای صحبت می کند؟ اصلاً تشکیلات مورچه ها از چه قرار است؟ و با پاسخ به این سوالات است که رازی از رازهای آفرینش فاش می شود.

مقدسی

آفرینش خداوند در همه چیز بی نقص و تمام عیار است؛ زیرا پروردگار جهان هر چه را که صلاح آفریدگان و سبب آسایش زندگی شان بود، به آنان بخشد و در نهاد همه آنها تدبیر چگونه زیستن را به ودیعه نهاد، گرچه آن آفریده، موجود ریز و ناچیزی همانند مورچه باشد.

صادق

مورچه ها به سبب فراوانی و ریز بود نشان، برای بیشتر انسان ها موجودی ناچیز و بی اهمیت هستند، ولی برای دانشمندانی که گاه به مدت بیست سال درباره زندگی آنها پژوهش علمی کرده اند، بسیار شگفت آورند. ما نیز با مطالعه یافته های اینان درباره ویژگی های این موجود کوچک، بیش از پیش به عظمت آفریدگارمان پی می بریم. برخی از این ویژگی ها از این قرار است:

1. آینده نگری مورچه و مدیریت او بسیار جالب است: در تابستان با الهام درونی به فکر زمستان سخت است، در صورتی که چه بسا هنوز زمستانی ندیده است. دانه های غذایی را به طور مناسبی نگه داری می کند، گاه آنها را از لانه بیرون می آورد تا هوا بخورند و فاسد نشود و گاه آنها را به دو یا چند قسمت تقسیم می کند تا سبز نشوند و فاسد نگردند. حتی نوشته اند دانه گشنیز را به چهار قسمت تقسیم می کند؛ زیرا اگر کمتر از آن باشد، سبز می شود و از بین می رود.

2. بیشتر مورچه ها سری بزرگ و اندامی کوچک دارند و نسبت به جثه خود بسیار قوی هستند، چنان که دانه ای را با چندین برابر وزن خود، به دندان می گیرند و از دیوار بالا می روند؛ کاری که برای هیچ زورمندی امکان پذیر نیست.

3. مورچه ها در اندام کوچک خود که گاهی فقط به دو میلی متر می رسد، همه دستگاه هایی را که در یک حیوان عظیم الجثه هست، دارند.

4. گروهی از مورچه ها کشاورزی نیز می کنند. نوعی مورچه که به «چتری» معروف است، باغچه ای در اطراف لانه خود ترتیب می دهد و در آن، قارچ های کوچک می پروراند. این گونه مورچه های کارگر برای کمک به رشد قارچ ها، قطعه های کوچکی از انواع برگ ها را جدا و با خود حمل می کنند. در این حالت، گویی مورچه ها چتری بالای سر دارند و بدین ترتیب، به آنها مورچه چتری گفته می شود.

5. نوعی از مورچه ها «سپاهی» نامیده شده اند و مانند عشایر، از جایی به جای دیگر کوچ می کنند. آنها حشره هایی درنده هستند که حتی فیل ها نیز مراقبند سر راه آنها قرار نگیرند، وگرنه آسیب جدی می بینند. گروهی از این مورچگان که در مناطق حاره زندگی می کنند، گوشت خوارند و هرگاه دسته جمعی به جانوری حمله کنند، به زودی او را از پای درمی آورند و در مدت کوتاهی همه عضله های حیوان را می خورند و تنها اسکلتی از او به جای می گذارند.

6. موقعیت شناسی مورچه نیز عجیب است. بنا به گفته برخی از دانشمندان، مورچه ای را میان دایره ای از آتش قرار دادند، او برای نجات خود به هر سو حرکت کرد و چون راه فراری پیدا نکرد، از میان رفت. پس از اندازه گیری نقطه ای که او در آنجا نابود شد، فهمیدند که آن مورچه درست در مرکز دایره قرار داشت؛ یعنی دورترین نقطه به آتش اطراف.

7. مورچه ها به طور دسته جمعی زندگی می کنند. در نتیجه، هر کدام وظیفه ای خاص برعهده دارند و آن را انجام می دهند. در میان آنها، گروهی نیز به صورت نیروهای مسلح هستند که آرواره های قوی دارند و از لانه ها در برابر هجوم دشمنان پاسداری می کنند.

فجر

ان بیش تر اوقات به ارزش و اهمیت بسیاری از فضایل اخلاقی واقف است، اما برای رسیدن به آن ها انگیزه و همت لازم را ندارد. به بیان دیگر، انسان می خواهد به مواعظ اخلاقی انبیا و اولیای الهی علیهم السلام عمل کند، اما چون از انگیزه و همت قوی در این زمینه برخوردار نیست، امور مربوط به زندگی دنیا را بر آن ها مقدم می دارد. این جاست که این سؤال مطرح می شود که چگونه می توان به مقامات عالیه نایل شد و نسبت به این مهم تصمیمی جدّی اتخاذ نمود؟

حسن امیری

برای پاسخ به این سؤال ابتدا باید بدانیم که هر تصمیمی نیاز به زمینه ها و مقدماتی دارد؛ یعنی یک سلسله شناخت هایی که انسان باید آن ها را مدنظر قرار دهد تا زمینه ساز ایجاد اراده و تصمیم قوی در او باشد. یکی از مسائلی که انسان باید نسبت به آن شناخت داشته باشد، تفکر درباره نعمت های خداست؛ یعنی این که بداند خداوند چه نعمت های فراوانی به او عطا کرده است.

کاظم لطیفی

مطالبی که گفته شد به طور دقیق شامل حكمت علمي خداوند متعال است که عبارت است از برترين علم به برترين معلوم كه مصداق آن علم خداوند به ذات و افعال خويش است. البته به اين معنا، حكمت از علم خداوند و حب الهي به كمال و خير كه صفت ذاتي است نشأت مي‌گيرد. يعني خداوند كه كمال مطلق و منشأ خيرات است علم دارد به كمال و خير خودش، اين معناي حكمت علمي است.

سلیمان

خدا وند بی‌نیاز مطلق و کمال محض است و هیچ کمبودی در ذات او راه ندارد. هر نقص و نیازی متوجه مخلوقات خداست. قرآن مجید می‌ فرماید:
«یا ایها الناس انتم الفقراء الی الله و الله هو الغنی الحمید» 
«ای مردم شما (همگی) نیازمند به خدائید تنها خداوند است که بی‌ نیاز و شایسته هر گونه حمد و ستایش است!»

حیدر

سوالی خدمت حاج فردوسی داشتم. سخنان آقایمان حضرت علی بن ابی‌طالب در کتاب نهج البلاغه در سه باب آمده ‌است:
باب اول: خطبه‌ها و اوامر
باب دوم: نامه‌ها و رسائل و وصایا
باب سوم: کلمات قصار، حکمت‌آمیز و مواعظ
این مطلبی که شما منتشر کردین جزو کدام باب است؟؟؟

مسعود

خیلی متن زیبایی بود. بار ها خواندمش تا به عمق مطالب پی ببرم و به قول حاج فردوسی عزیز توی روح و جسمم نفوذ کنه. کاش من هم بتونم مثل حضرت علی دلی بزرگ ایمانی قوی و سخنی نافذ داشته باشم

یاوری

به قربان مو لامون علی. چقدر زیبا گفتن حضرت علی که دلها بیمار و چشمها معیوب است. واقعا این روز ها با تمام وجود حس میشه کرد این دل های بیمار رو که پر از گناه و کینه و حب دنیاست. این چشم های معیوب که جز خطا و اشتباه دیگران رو نمی بینه. جز عیب و نقص آدم ها را نمی شماره. التماس تفکر

مریم جون

باران – این موهبت الهی- نه تنها طبیعت که جان آدمی را نیز زنده و شاداب می سازد؛ قطرات باران گویی همچون رشته هایی زمین و آسمان را به هم پیوند می دهند و قدرت لایزال خداوند و رحمت بی پایان او را به نمایش می گذارند با ریزش باران، همه چیز بوی زندگی و حرکت و نشاط می گیرد؛ جنگلهای انبوه، سبزه زارهای باصفا، کشتزارهای زیبا و گلستانهای دل انگیز همه به برکت نزول باران، زینت بخش زمین شده اند.

قرآن کریم، درآیات متعددی به زیبایی و با ظرافت هایی خاص از آب باران و کارکردهای این موهبتهای الهی یاد کرده است؛ در سوره انبیاء قسمتی از آیه ۳۰ ، آب سرچشمه حیات و زندگی معرفی شده است و می خوانیم:

« و جعلنا من الماء کل شی ء حی ؛ و هر چیز زنده ای را از آب قرار دادیم .»

خداوند، در قرآن با اشاره به حرکت ابرها و نزول باران، از رویش گیاهان و سبزی و خرمی زمین یاد کرده است، همچنین فایده های متعدد آب را بیان کرده که با آن چگونه زمینهای خشک و مرده، حیاتی دوباره می یابند؛ در سوره فصلت آیه ۳۹ می خوانیم:

« از آیات خداوند این است که زمین را خشک می بینی، اما هنگامی که آب بر آن می فرستیم ، به جنبش درمی آید و نمو می کند همان کسی که آن را زنده کرد، مردگان را هم زنده می کند و او بر همه چیز تواناست.»

در سوره نحل آیه ۱۰ نیز می خوانیم: « او کسی است که از آسمان آبی فرستاد که شرب (نوشیدنی) شما از آن است و گیاهان و درختان که حیوانات خود را در آن به چرا می برید نیز از آن است. »

با بارش باران، بذرهای کوچک که در اعماق خاکها نهفته اند، درنهایت ظرافت و لطافت از خاک تیره سر بر می آورند و در معرض تابش آفتاب و وزش نسیم قرار می گیرند و سرانجام این بذرها به گیاه و یا درختانی تنومند تبدیل می شوند؛ قطرات باران نه چندان درشتند که زراعتها و زمین را ویران کنند و نه چندان کوچکند که در فضا سرگردان بمانند اینجاست که خداوند به مقتضای لطفش باران را به اندازه ای معین می فرستد.

تینا

قرآن کریم در سوره نباء (آیات ۶ و ۷) از کوهها به عنوان میخ هایی در روی زمین تعبیر می کند:

« الم نجعل الارض مهادا و الجبال اوتادا؛ آیا ما زمین را مهد آسایش و کوهها را میخهایی نگردانیدم؟»

در تعبیری دیگر در قرآن کریم، کوهها به عنوان پناهگاه هایی محکم و ثابت یاد می شوند.

در سوره لقمان( آیه ۱۰ ) نیز به تعبیر جالب دیگری از کوهها برمی خوریم؛ در این آیه از کوهها به عنوان لنگر یاد شده است و چنین می خوانیم:

« و القی فی الارض رواسی ان تمید بکم؛ و در زمین لنگرهایی (کوهها) قرار دادیم، تا شما را نلرزاند.»

امنه

حضرت علی (ع) درباره حکمت آفرینش کوهها می فرماید: « آفریدگار حکیم، به وسیله میخهای بلند کوهها که در اعماق و اکناف زمین کوبیده ، حرکات آن را نظم بخشیده و آن را آرام کرد.»

تارخ

انسان همواره به دریا به عنوان محلی پر از شگفتیها و اسرار نگریسته است دریا آنچنان مملو از اسرار و معماهاست که حتی اقیانوس شناسان بزرگ نیز نمی توانند ادعا کنند که به تمامی رازهای آن پی برده اند هزاران سال است که انسان، کشتیهای خود را بر پهنه دریا می راند و از آن ماهی صید می کند یا مایحتاج خود را بدست می آورد.

دریاپر از شگفتیهاست کوچکترین گیاهان ذره بینی و همچنین تنومندترین گیاهان در دریاها می رویند تاکنون راهی برای پی بردن به شماره موجودات دریایی و حتی تخمین میزان آنها که سر به میلیاردها می زند، پیدا نشده است دانشمندان ثابت کرده اند که حتی در عمیق ترین نقاط دریا، نیز جانورانی یافت می شوند. در اعماق دریا آنجا که نوری نیست، جانورانی وجود دارند که از خودشان نور ساطع می کنند؛ می توان گفت این تدبیری ازسوی آفریدگار جهان است که در آن تاریکی مطلق، جانوران دریایی بتوانند براحتی زندگی کنند اندام چنین جانورانی ، چنان مقاوم و محکم است که می تواند فشار زیاد آب را در اعماق دریا تحمل کنند عظیم ترین جانوران روی زمین را نیز در دریاها می توان پیدا کرد.

همانطور که می دانید، آب تمام دریاها شور است براستی اگر آب دریا شیرین بود، چه اتفاقی می افتاد ؟ مسلما مقاومت آب شور دربرابر فاسد شدن از آب شیرین بیشتر است اگر آب دریاها و اقیانوسها شیرین بود، خطر گندیدن آب بیشتر می شد در آن صورت، در آب دریاها و اقیانوسها موجودی زنده باقی نمی ماند بدین ترتیب بخش عظیمی از منبع غذایی و حتی دارویی انسانها، ازمیان می رفت ازطرف دیگر با فاسد شدن آب دریاها و اقیانوسها، حیات انسانها و سایر حیواناتی که در خشکی زندگی می کنند، نیز مورد تهدید قرار می گرفت اینجاست که باید تدبیر خداوند مهربان و حکیم را سپاس گفت.

mohamad

زیبائیها و ظرافتهایی که در آفرینش به کار رفته، توصیف کردنی نیست؛ مناظر طبیعت چنان چشمگیر و زیباست که هیچ نقاش و صورتگر چیره دستی نمی تواند به آن زیبایی و ظرافت، منظره ای را ترسیم کند؛ منظره کوهها، دریاها و رودها و جنگل های انبوه و زیبا بسیار شورانگیز است که همه دلها شیفته آن می شود گلها مظهر زیبایی هستند و در میدان شگفتی گویی با یکدیگر مسابقه می دهند وقتی انسان این همه زیبایی را در طبیعت می نگرد، به قدرت و لطف خداوند در آفرینش پی می برد.

عرب

حضرت علی (ع) در کتاب نهج البلاغه در مورد آفرینش خورشید و ماه می فرماید:

« (خداوند) آسمان را با ستارگان زینت داد و در آنها چراغ نورافشان خورشید و ماه درخشان را به جریان انداخت و خورشید را که روشنایی دهنده است ، علامت روز قرار داد و ماه را نشانه شب. پس آنها را در راههایی که مسیرشان است، روانه ساخت و حرکتشان را در راههایی که باید سیر کنند، تعیین نمود.»

در سوره شمس به این دو پدیده عظیم خلقت، سوگند یاد شده است؛ در این سوره می خوانیم: « سوگند به خورشید و تابش آن و قسم به ماه که از پس خورشید روان است.»

حامد

شبی که آیات ۱۹۰ تا ۱۹۵ سوره آل عمران بر پیامبر گرامی اسلام (ص) نازل شد،ایشان تا سپیده دم به مناجات ایستاده بود و می گریست یادم می آید که سحرگاه وقتی برای نماز صبح به خدمت آن حضرت رفتم، چشمان اشک آلود ایشان را دیدم و تعجب کردم سپس به ایشان عرض کردم: یا رسول الله چرا گریه می کنی درحالی که مشمول عنایات خداوند هستی؟

حضرت در جواب من فرمود: «در شبی که گذشت، خداوند آیات تکان دهنده ای را بر من نازل کرد ای بلال، وای به حال کسی که این آیات را بخواند و در آنها اندیشه نکند.

سپس رسول گرامی اسلام حضرت محمد (ص) با صدای دلنشین خود این آیات را قرائت فرمود:

«مسلما در آفرینش آسمانها و زمین و آمد و شد شب و روز، نشانه های (روشنی) برای صاحبان خرد و عقل است، همانها که خدا را در حال ایستادن و نشستن و آنگاه که بر پهلو خوابیده اند یاد می کنند و در اسرار آفرینش آسمانها و زمین می اندیشند و می گویند بار الها این را بیهوده نیافریده ای، تو پاک و منزهی، ما را از عذاب آتش نگه دار.»

علی

آیات متعددی از قرآن کریم از انسانها دعوت کرده تا به تفکر و بررسی در نظام هستی بپردازند در این کتاب الهی، حدود ۷۵۰ آیه در زمینه خداشناسی از راه توجه به پدیده های طبیعی به چشم می خورد؛ در این آیات خداوند متعال از پدیده های طبیعی به عنوان آیه و نشانه های الهی یاد می کند و هدف قرآن از دعوت به تفکر در هستی، رساندن بشر به حقیقتی بزرگ است.

زهرا

جهان آفرینش مجموعه ای از شگفتی هاست و وقتی این شگفتی ها را می نگریم، عظمت خداوند را در جان خویش احساس کرده و هرچه را جز او، کوچک و حقیر می شماریم.

حمید

با یک نگاه ساده به جهانى که در آن زندگى مى کنیم به این حقیقت مى رسیم که جهان هستى درهم و برهم نیست، بلکه تمام پدیده ها بر خط سیر معینى در حرکتند و دستگاه هاى جهان همچون لشکر انبوهى هستند که به واحدهاى منظم تقسیم شده و به سوى مقصد معینى در حرکتند.

منا

قران با ذکر پدیده شگفت انگیز«حیات و مرگ»، انسان ها را متوجه وجود پرودگار ساخته و می فرماید: «چگونه شما خدا را انکار مى کنید در حالى که اجسام بى روحى بودید و او شما را زنده کرد». در حقیقت خداوند به ما یادآورى مى کند که شما موجودات مرده ای بودید که اکنون داراى نعمت حیات مى باشید؛ آیا این هستى را خود به خویشتن دادید؟ سپس به مسأله «مرگ» پرداخته و می فرماید: «سپس خداوند شما را مى میراند». در واقع پس این گرفتن حیات دلیل بر این است که دیگرى آن را بخشیده. و این دو بزرگ ترین سند اثبات وجود خدا است.

صادق

امام (ع) وقتى از جنگ صفين برگشت و به قبرستان پشت دروازه كوفه رسيد رو به مردگان كرد فرمود:
اى ساكنان خانه هاى وحشت زا و محله هاى خالى و گورهاى تاريك ، اى خفتگان در خاك ، اى غريبان ، اى تنها شدگان ، اى وحشت زدگان ، شما پيش از ما رفتيد و ما در پى شما روانيم و به شما خواهيم رسيد. اما خانه هايتان ديگران در آن سكونت گزيدند و اما زنانتان با ديگران ازدواج كردند و اما اموال شما در ميان ديگران تقسيم شد اين خبرى است كه ما داريم حال شما چه خبر داريد ؟ سپس به اصحاب خود رو كرد و فرمود : بدانيد كه اگر اجازه سخن گفتن داشتند ، شما را خبر مى دادند كه بهتين توشه تقوا است.

امنه

حکمت 126 نهج البلاغه:
در شگفتم از بخيل : به سوى فقرى مى شتابد كه از آن مى گريزد ، و سرمايه اى را از دست مى دهد كه براى آن تلاش مى كند در دنيا چون تهيدستان زندگى مى كند ، اما در آخرت چون سرمايه داران محاكمه مى شود و در شگفتم از متكبرى كه ديروز نقطه اى بر ارزش و فردا مردارى گنديده خواهد بود و در شگفتم از آن كس كه آفرينش پديده ها را مى نگرد و در وجود خدا ترديد دارد و در شگفتم از آن كس كه مردگان را مى بيند و مرگ را از ياد برده است و در شگفتم از آن كس كه پيدايش دوباره را انكار مى كند در حالى كه پيدايش آغازين را مى نگرد و در شگفتم از آن كس كه خانه نابودشدنى ، را آباد مى كند اما جايگاه هميشگى را از ياد برده است.

زهرا

عرب، عادت دارد كه در رويارويي با دشمن، گاهي از ضرب‌المثل و گاهي از شعر بهره گيرد. قرآن كريم نيز از اين شيوه استفاده كرده و از حيوان، ضرب‌المثل آورده است. مثلاً پشه، حشره ضعيفي است و انسان مي‌پندارد، موجود بيهوده‌اي است و سزاوار ضرب‌المثل نيست قرآن تمثل جسته تا نظرها را به سوي او متوجه كند تا بينديشد كه خداوند هيچ چيز را بيهوده نيافريده و بر اساس حكمتي كه تنها خودش مي‌داند، آفريده است. علم به خوبي دريافته است كه از اين پشه به ظاهر ناتوان، كاري ساخته است كه بشر قادر به انجام آن نيست او قادر است، بر روي آب راه برود چنان كه مي تواند در هوا پرواز كند. پشه خطرناك‌ترين حشره‌هاست و عامل انتقال بسياري از بيماريها كه مهمترين آن مالارياست اين همان حشره است كه خواب از چشم انسان مي‌ربايد و خونش را مي‌مكد و خداوند بدين گونه از او ياد كرده است.
إِنَّ اللَّهَ لاَ يَسْتَحْيِي أَن يَضْرِبَ مَثَلًا مَّا بَعُوضَهً فَمَا فَوْقَهَا (1 -35)
(خدا را باك از آن نيست كه به پشه و چيزي بزرگتر از آن مثل زند)
مگس كه به سبب كثافت و انتقال ميكروب‌ها عرصه حيات را بر انسان تنگ كرده است علم امروز دريافته كه عامل انتقال سي نوع بيماري است و خداوند در تحدي با مشركان بدان مثل زده است.
إِنَّ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ لَن يَخْلُقُوا ذُبَابًا وَلَوِ اجْتَمَعُوا لَهُ دإِن يَسْلُبْهُ الذُّبَابُ شَيْئًا لَّا سْتَنقِذُوهُ مِنْهُ ضَعُفَ الطَّالِبُ وَ الْمَطْلُوبُ. (35) (2 -35)

علی

در يك دسته‌بندي كلي، قرآن كريم حيوانات را به اقسام زير تقسيم كرده است:
1 – (مَّن يَمْشِي عَلَى بَطْنِهِ)؛
“حيواناتي كه بر شكم راه مي‌روند (خزندگان) مانند: مارهاي كوچك و بزرگ؛
2 – (مَّن يَمْشِي عَلَى رِجْلَيْنِ) آنان كه بر روي دو پا راه مي روند مانند: انسانها و پرندگان ـ موقعي كه بر زمين فرود مي‌آيند؛
3 -مَّن يَمْشِي عَلَى أَرْبَعٍ: حيواناتي كه روي چهار دست و پا راه مي‌روند مانند مهره‌داران
علاوه بر اينها از دو حيوان آبزي مهم، يعني حوت و سمك نيز تحت عنوان “حوت” نام برده است.
و در محلهاي متعددي از “طيور” ياد كرده اما ذكري از انواع فراوان آنها به ميان نياورده است به جز سه قسم كه به نامشان اشاره كرده و عبارتند از: “غراب”، “هدهد” و “سلولي” چنان كه از طيور خانگي و اهلي (ماكيان) مانند “دجاج” و “بط” و هم خانواده‌هاي آنها به رغم اهميت اقتصاديشان، يادي نموده است.

فاطمه

درختان ازنشانه های قدرت بی پایان آفریدگارتوانا و وسیله ای برای شناخت او به شمار می روند. با وجود این که امروزه ، اهمّیّت درختان ، بر کسی پوشیده نیست متاسّفانه ، این طراوت آفرینان حیات ، گاهی با رفتارهای غفلت آمیز آدمیان ، در معرض آسیب و نابودی قرار می گیرند که یقیناً این گونه رویکردها در تضادّ با آموزه های الهی و مغایر بایدهای عقلانی هستند.
خداوند متعال در قرآن کریم بارها ، نقش این آفریده ی خود را مورد اشاره وتوضیح قرار داده است . مثلا ، آن گاه که در آیه ی شصتم سوره نمل ، به بارش باران ، رویش باغ ها و سرانجام به ایجاد زندگی در درختان تاکید می شود ، باید دریافت ، بشر می تواند با اندیشیدنی ژرف در ماهیّت و اجزای درختان ، جلوه ای از قدرت خالق بی همتا را درک نماید.
درختان ، خاضعان پیشگاه احدیّت اند و این خضوع در آیه هایی از قرآن مجید تبیین گردیده به گونه ای که در آیه ی هیجدهم سوره ی مبارک » حجّ « و نیز آیه ی ششم سوره ی» الرّحمن«، درختان از جمله سجده کنندگان به درگاه خداوند معرّفی شده اند، پس می توان نتیجه گرفت درختان ، علاوه براین که مشمول بیان عمومی آیه ی نخست سوره التّغابن » یُسَبِّحُ لِلَّهِ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الْأَرْضِ… «بوده و چون همه ی آنچه که در آسمان ها و زمین هستند تسبیح معبود متعال را به جا می آورند به طور اخصّ نیز از ساجدان حضرت سبحان به شمار می روند.
درنگاهی حتّی گذرا آشکار می شود پرداختن به درختان در لابه لای کلام الهی پیوستگی دارد و بی گمان ، این
استمرار ، نه از سر تصادف ، بلکه برخاسته از علم بی پایان دانای مطلق ودرراستای دست یابی به هدف متعالی تربیت انسان رخ داده اند .
قرآن کریم، در شرح زندگانی برخی پیامبران از جمله داستان اخراج حضرت آدم از بهشت به خاطر نزدیک شدن او و همسرش به « شجره ی ممنوعه » و تناول نمودن از میوه ی آن درخت ویا در داستان یونس (ع) در سوره ی صافّات که متعاقب بیرون آمدن از شکم ماهی ، خداوند ، درختی بر سر راه او رویاند ( تا در سایه ی آن آرامش یابد و از میوه‌اش بخورد ) ، به نقش و رسالت درختان هم اشاراتی دارد امّا شاید داستان مریم ، وقتی که پس از به دنیا آوردن عیسی (ع) ، از قومش دور شد و در بیابان در کنار درخت خرمایی فرود ‌آمد و خداوند به او فرمود : »وَهُزِّی إِلَیْکِ بِجِذْعِ النَّخْلَةِ تُسَاقِطْ عَلَیْکِ رُطَبًا جَنِیًّا..« ، معروفیّت بیش تری داشته باشد.
نکته ی ارزشمندتر ، نقش درخت در جریان بعثت موسی (ع) است که به موجب آیه ی سی ام سوره ی مبارک قصص ، » … مِنَ الشَّجَرَةِ أَنْ یَا مُوسَی إِنِّی أَنَا اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِینَ « از درخت ، ندا داده شد که ای موسی همانا من پروردگار جهانیان هستم و به این گونه ، توانای ازلی و ابدی از پس درختی با بنده اش سخن راند.
مانستگی درختان در برخی آیه های قرآن برای فهماندن مفاهیم معنوی هم درخور تدبّرند. دراین خصوص می توان آیه ی شصتم سوره ی اسراء را دلیل آورد که از مفهوم آن می شود درک کرد خداوند ، گروهی از آدمیان را به لحاظ کارهای ناشایست شان به درختی که مورد لعنت الهی قرار دارد تشبیه فرموده ویا درآیه ی بیست و چهارم سوره ی ابراهیم (ع ) » … کَلِمَةً طَیِّبَةً کَشَجَرَةٍ طَیِّبَةٍ أَصْلُهَا ثَابِتٌ وَفَرْعُهَا فِی السَّمَاءِ « ، گفتار و اعتقاد پاکیزه ( کلمه ی طیّبه ) را به درختی پاک مانند نموده که ریشه‌اش استوار و شاخه‌ اش آسمان را فراگرفته است

مژده

سلام خیلیا هستن که انکار می کنن اینها موارد رو البته بگم که من هم جزئی از اون افراد بودم و نمیدونم که الان هم هستم یا نه خیلیها که بهشون می گی چزا نماز نمیخونی میگن چرا باید نماز رو به زبون عربی بخونم؟ یا نماز خوندن دلیه و خدا تو دل انسانه پس لازم نیست که اینکار رو انجام بدم اما من واقعا توی نماز خودنن چیزی رو می بینم که من رو وادار میکنه که اینکار رو انجام بدم . من هر موقع که نماز میخونم واقعا حس بعدی که دارم بسیار لذت بخش و زیبا هست و خیلی حال من بهتر است تا زمانی که نمیخونم. مورد بعدیشم این هست که زمانی که امتحانی دارم، زمانی که مشکلی توی کارم دارم و حرکت میکنم و نماز میخونم بعد از نماز خوندن و دوباره برگشت سر همون کار مشکل می بینم که ذهنم چقدر آروم شده و اون همه فشار عصبی برطرف شده و کم کم از بین رفته و دوباره با ذهنی راحت نماز میخونم. من کاری ندارم به اینکه ثواب اخروی داره یا نه من همین حالا که حالم خوبه و با نماز خوندن احساس بهتری دارم پس اینکار رو انجام می دمو چرا کاری که به نفع من هست و به من سود میرسونه رو انجام ندم؟ خیلیا واقعا دلی میخوان نماز خوندن رو اما نوعی لجاجت دارن و انگار میخوان که خودشونو ثابت کنن و نماز نمیخونن پس این افراد هم به نوعی دارن این لذت رو از خودشون دریغ می کنن ، مهم نیست که به چه زبونی خداوند رو بخونیم ، خداوند به ما پاسخ میده . و در آخر بگم که بعضیا میگن چرا به زبون عربی باید بخونیم من میگم که چون زبون عربی کامل ترین زبونه و بعضی از واژه ها در عربی واقعا معادل فارسی ندارن یا اگر داشته باشن یک کلمه عربی رو باید در چند کلمه گفت که بشه معنای فارسی اون رو متوجه شد مثلا کلمه اتقوا که یک کلمه هست در عربی اما توی زبان فارسی باید با سه کلمه اون رو توضیح داد . یعنی تقوا پیشه سازید.

ابراهیم

از فرمایشات امام هادی صلوات الله علیه است که حضرت فرمودند: آن چه را که تقدیر الهی است و خداوند آن را برای شما انسان ها مقدر می کند، به شما چیزی را نشان می دهد که به خاطره شما خطور نکرده باشد

هادی مظلومی

سلام دوست عزیز خداوند اونچه رو برای ما مقدر کرده که ما به واسطه انتخاب های خودمون در زندگی اون رو به وجود میاریم. خدا تاس نمیندازه که بگه فلان بنده من بدبخت باشه و فلان بنده من خوشبخت یا بگه فلان بنده من یکتا پرست باشه و فلان بنده من شیطان پرست یا هر چیز دیگه ای . خداوند افسار زندگی رو به واسطه قدرت انتخاب و تصمیم گیری در اختیار ما گذاشته و ما هستیم که زندگی رو شکل می دیم هر طور که بخوایم و اگر زندگی ما شکل نادرستی به خودش گرفت، یا اگر زندگی ما غرق در باتلاق گناه شد نباید بگیم که خدا برای ما اون رو خواسته چون خداوند برای هیچکدوم از بندگانش بدی و بدبختی رو نمیخاد بلکه این بندگان هستن که اینطور فکر می کنند.
عده ای هم هستن که مهر اتفاق بدی که براشون میفته میگن خدا خواسته و اگر اتفاقی خوبی برای اونها رخ بده میگن خودم به وجود آوردم اینجور آدما هم نمیخوان که مسئولیت صد در صد زندگی خودشون رو به عهده بگیرن و طوری وانمود میکنن که بگن خدا برای اونها اینطور میخواد تا مسئولیت سخت زندگجی از روی شونه های اونها برداشته بشه البته طوری که خودشون فکر میکنن اینه در صورتی که هیچوقت این مسئولیت از اونها سلب نمیشه و تا اخر عمر باهاشونه و اینکار اونها دقیقا مثل کبکی هست که سرخودش رو زیر برف میکنه و نمیخاد جهان پیرامونش رو ببینه و به این شکل هست که ما فکر میکنیم اگر بدبخت هستیم تقدیر الهی بوده و ما خواستیم اینطور باشه و اگر خوشبخت بودیم ما خودمون زندگیمون رو به وجود آوردیم نه کس دیگه ای.
تقدیر الهی رابطه ی مستقیمی داره با انتخاب هایی که ما در زندگیمون انجام می دیم.
براتون آرزوی موفقیت می کنم و ازتون متشکرم که این حدیث گرانبها رو به اشتراک گذاشتید.

امیر عباس

همه خلقت تجلی و نشانه‌ی اوست، یعنی او را نشان می‌دهد و به سوی او رهنمایی دارد.

مهیار مسلمی نژاد

سلام کاملا درسته و به هر جا که نگاه کنیم میتونیم قدرت خدای متعال رو در اون چیز ببینیم، به آسمون، زمین و هر جا، هر جایی که نظاره کنیم می تونیم رد پای خداوند رو توی اون ببینیم و چه زیبا خداوند انسان رو خلق کردو هر چیزی که در اونهاس ترو مسخر اون کرد تا انسان بتونه بندگی خدای رو به جا بیاره و بتونه تجربه کنه و به خداوند بپیونده و هستی رو شکل بده و این هست چرخه ی آفرینش انسان که متولد میشه ، تجربه می کنه و به خداوند می پیونده و در این بین انسانی پیروزه که بتونه بهترین تجارب رو برای خودش رقم بزنه و شکل بده و بتونه بهترین زندگی از نگاه خودش رو برای خودش خلق کنه جدای از اینکه بقیه چی میگن و در مورد اون چه چیزی فکر میکنن بتونه یک زندگی سرشار از آرامش رو رقم بزنه بدون اینکه به کسی کوچترین صدمه ای وارد کنه یا حقی رو از کسی ضایع کنه واین نوع زندگی چقدر زیبا و لذت بخش هست و اگر کمی تامل و اندیشه کنیم در این مسئله می بینیم که همه ی ما قدرت خلق این اتفاق رو داریم فقط اون قدر سرگرم زندگی روزمره شدیم که این مسئله رو فراموش کردیم که هدف اصلی انسان لذت بردن از زندگی و همچنین کسب تجربه هست و خیلی از ما غرق در مشکلات زندگی شدیم و این هم به نوعی حق النفس و هم حق الله هست چون اولا که نسبت به خودمون بدی کردیم که نتونستیم زندگی خوبی برای خودمون رقم بزنیم و به این دلیل حق الله هست چون خداوند یک زندگی در اختیار ما گذاشت تا بتونیم بندگی اون رو به جا بیاریم اما نهایت کاری کردیم غرق شدن بیشتر و بیشتر در این مشکلات بود.
از خداوند براتون پیروزی در تک تک لحظات زندگیتون رو خواستارم.

حسین معظمی

سلام میکنم خدمت حاج فردوسی عزیز و دست اندرکاران این وب سایت و همچنین تمامی عزیزانی که در این وب سایت حضور دارند .از شما متشکرم مکه این وب سایت بسیار عالی رو راه اندازی کردین و میخوام بگم که این وب سایت می تونه یک ابزار قدرتمند باشه که به وسیله اون بتونیم خدای واقعی رو بهتر بشناسیم و به سمت اون حرکت کنیم و بتونیم همینطور ائمه رو بهتر بشناسیم و درک کنیم و این کار شما قطعا پاداش چه دنیوی و چه اخروی بسیار زیادی خواهد داشت دنیوی از جهت افزایش بازدید کننده وب سایت و … و اخروی به واسطه مسیری که راهشو باز کردین برای اشخاصی مثل ما که بتونیم بهتر با آثار این بزرگوار در ارتباط باشیم.
همچنین از شما متشکرم که این قابلیت رو برای وب سایت گذاشتید که بتونیم کامنت بزاریم و در مورد یک پست که از حاج فردوسی بزرگوار هست بحث و گفتگو کنیم و این یعنی برقراری فضای پرس و پاسخ با ایشون به صورت مجازی که بسیار عالی هست چون اولا زمان و مکان نمیشناسه و ثانیا میتونیم همه نظرات رو داشته باشیم و تا هر موقع که میخوایم در دست نگه داریم و ازشون استفاده کنیم که این واقعا عالی است.
تشکر بعدی من از دوستانی هست که میان نظرات خودشون رو درج میکنن چرا که کمک میکنن این فضای پرسش و پاسخ شکلی جدی به خودش بگیره و بتونیم بهتر به نتیجه برسیم و قطعا کسانی که در این پرسش و پاسخ شرکت می کنند علاوه بر افزایش آگاهی خودشون به افزایش آگاهی دیگران هم کمک می کنند که این خودش پاداش چه دنیوی و چه اخروی بسیار زیادی داره.
در آخر هم آروزی سعادت و خوشبختی می کنم برای تک تک شما عزیزان و از خداوند میخوام که به هر آنچه که در زندگی خواهان رسیدن به اون هستید برسید و نهایت خوشبختی رو در این دنیا حس کنید.
بهروز و کامروا باشید

سامان گلستانی

سلام و خیلی ممنونم ازتون مطلب زیبایی رو انتشار دادید و مخصوصا که این مطلب نقل شده از امام علی هست که دیگه واقعا برای خودش میتونه خیلی زیبا و ارزشمند باشه و واقعا هم همینطور هست من در زندگی خودم بارها وجود خود را نقض کردم چرا دروغ بگم اما زمانی که به بطن کارهای خودم دقت کردم دیدم در همه ی اونها رد پایی از خداوند وجود داره و اگر من به تنهایی می خواستم از پس اون کارها بر بیام باید بگم که تا آخر عمرم حتی از یکیشون هم نمی تونستم عبور کنم چه برسه که بخوام از پس همشون بر بیام ولی خداوند با الهاماتش، با امداد رسانی هاش با لطف و کرم بسیارش باعث شد که مسیر مستقیم و راه درست به من نشون داده بشم و من بتونم مشکلم رو حل کنم.

محسن

متن خیلی زیبایی بود و میشه ساعت ها در مورد اون حرف زد مخصوصا که این حدیث از امام علی علیه السلام هست و ایشون با کوله باری از دانش و معرفت سخنانی ناب و زیبا رو از خود به ماندگار گذاشتن .
واقعا انسان اگر به همچین مواردی فکر کنه دیگه چهره فریبنده ی دنیا اون رو به خودش وارد نمیکنه و میتونه خدای واقعی خودش رو بشناسه و به سمت اون حرکت کنه و قطعا میتونه اینکار رو انجام بده.
امام علی (ع) الگوی ما مسلمانان جهان هستن و میشه از زندگی ایشون درس های بسیار زیادی رو فرا گرفت فقط باید به خوبی سخنانشون رو درک کرد و به اونها عمل کرد تا بشه واقعا دین رو درک کرد و به سعادت واقعی در این دنیا رسید.
خیلیا هستن که میگن دین وجود نداره و خیلیا هم هستن که میگن دین وجود داره باید بپذیریم که همیشه در هر موضوعی نظرات مخالف و موافق وجود داره اما در این باب واقعا کسی که میگه دین وجود نداره و چیزی به اسم خدا نیست چرا واقعا دلیلی معتبر براش نمیارن و زمانی که از اونها دلیلی میخای خیلی زود پرخاش میکنن و خودشون رو خیلی عاقل میگیرن و تو رو یک موجود حقیر و عقب افتاده ! آیا واقعا به همین صورته ؟ اگر اینطور می بود و دنیا در دست این افراد می چرخید که الان باید فاتحه ای برای دنیا خوند چرا که آدمی که نتونه خشم خودش رو کنترل کنه و مدام با این و اون در ستیز باشه که حرف من درسته وبرای حرفش هم دلیلی نداشته باشه خب قطعا دنیا رو به زوال می رفت اما خداروشکر تعداد این افراد کمتر داره میشه با اطلاع رسانی های درست و به امید روزی که واقعا دیگه این افراد وجود نداشته باشن.
شاد و پیروز باشید

مهسا

بسیار زیبا و بسیار تاثیر گذار بود از شما متشکرم که این حدیث زیبا را منتشر کردید

فرهاد کیمیایی

بند آخر حدیث بسیار زیبا بود آنجا که می فرمایند عده ای فکر میکنند که مانند گیاهی هستند که زارعی ندارد و برای این حرف خود هم دلیلی ارائه نمی دهند و چه جالب تصویر امروزی دنیای ما را نشان می دهند که عده ای از جوانان فقط بر پایه غرور یا موارد دیگر که اصلا مرتبط با بحث دیدن نیست آن را انکار می کنند و دین خداوند را رد می کنند و آن را ناحق می خوانند و زمانی که با آنها به صحبت می نشینی و از آنها دلیلی معتبر می خواهی یا به ناسزا تحویل می دهند و یا شرایط بد جامعه و اوضاع اقتصادی را دلیل آن می دانند و می گویند که اگر خدایی می بود اینگونه نبود وضعیت اکنون جامعه ما .
در نگاه اول باید بگوییم که خداوند بی نهایت نعمت در اختیار بندگان خود گذاشته است و اگر آنها می گویند که خداوند اوضاع بد جامعه را نمی بیند پس باید بگویند چگونه افرادی هستند که با همین اوضاع بد بسیار ثروتمند هستند و روزی خود را از راه حلال به دست آورده اند و در نگاه دیگر برخی فقط می خواهند که متفاوت باشند و این تفاوت خود را سعی می کنند با نادیده گرفتن دین ابراز نمایند و چه کوته فکر هستند اینگونه افرادی چرا که اگر واقعا به دین عمل کرد می توان به همه آنچه که خواهان آن هستیم برسیم ! مگر می شود مطابق خواسته خداوند عمل کرد و از اقیانوس نعمات او بهره نبرد؟ خیر هرگز اینگونه نیست پس اینگونه افرادی اگر بدانند که با عمل کردن درست به دین می توانند تفاوتی زیبا را در خود به وجود بیاورند هرگز دست به این کار نمی زنند و این از همان جهل و نادانی آنها سرچشمه می گیرد .
در نهایت امیدوارم که چهره ی زیبای دین اسلام بر همه ی مردمان جهان پوشیده نماند .

ستایش موسوی

با سلام چه زیبا خلقت خداوند را به تصویر می کشد این حدیث گوهر بار و بسیار می تواند تاثیر گزار باشد اگر به دیده خرد به آن نگریست و چه می تواند آدمی را از ظلالت و گمراهی بیرون کشاند اگر به آن عمل کند.
چه زیبا مثال مورچه ریز نقش را زدند که برروی زمین راه می رود و خداوند از یاد او غافل نمی شود و در نهایت حدیث مثال جنایتی را می زنند که بدون جنایت کار رخ داده است و باز هم می گویم که چه زیبا و دلپذیر بود و بسیار در من تاثیر گزاشت و بارها می بایست این حدیث را خواند تا شرک در دل آدمی کمرنگ شود.
شرک در دل مومن مانند مورچه ای است که در دل سیاهی شب برروی سنگی سیاه راه می رود و نمی توان آن را تشخیص داد اما می توان آن را کمرنگ تر کرد پس اگر می خواهیم که شرک را در خود محدود کنیم خواندن چنین احادیثی لازم است که بدانیم خداوند که ناظر بر همه امور است ممکن نیست که ما را فراموش کند، ممکن نیست که ما را از یاد ببرد، ممکن نیست که به ما پشت کند بلکه این ما هستیم که او را فراموش میکنیم، از یاد می بریم و به او پشت می کنیم و در نهایت نالان و عصبانی رو به خداوند کرده و از او شاکی هستیم که چرا زندگی من چنین است، چرا من نمی توانم پیشرفتی کنم و … و اندکی به زندگی خود نگاه نمی کنیم که چه تصمیماتی ممکن است گرفته باشیم که ما را به اینجا رسانیده و چه انتخاب هایی داشته ایم که خلاف مسیری بوده که خداوند به ما نشان داده و همانطور که گفتم زمانی که در این مسیر ها به بن بست می خوریم یا به قول معروف سرمان به سنگ میخورد آن موقع است که یاد خداوند می کنیم.

fa فارسی
X