19 ژوئن

جایگاه ادیسون در عالم آخرت

چند شب قبل به مراسم ختمی رفته بودم. واعظ در بین صحبت‌هایش گفت: جناب ادیسون در آخرین لحظات زندگی‌اش گفت: باغ بزرگی در مقابل خودم می‌بینم و جان داد. بله، خدا اجر کسی را ضایع نمی‌کند. [یعنی به پاداش اختراعاتش به او بهشت برین داده شده است!]
این فرمایش روحانی محترم ـ که مخالف صریح قرآن و روایات است – مرا به فکر انداخت که طی نوشته‌ای، این مطلب را برای رفقای منهاج‌ام روشن کنم تا در موارد مشابه نیز با قاطعیت بتوانند حکم کنند و در حیرت و سرگردانی نمانند.

با دو برهان زیر، سخن را آغاز می‌کنیم:
برهان اول:
صغری: ادیسون (در بهترین فرض) مسیحی بود.
کبری: هر مسیحی (بعد از ظهور اسلام)، کافر است.
نتیجه: ادیسون، کافر است.
برهان دوم:
صغری: ادیسون کافر است. (نتیجه‌ی برهان قبلی)
کبری: هر کافر در جهنم است.
نتیجه: ادیسون در جهنم است.

***

حال به اثبات ماده‌های این استدلال (یعنی صغری و کبرای قیاس) می‌پردازیم.

اثبات صغرای قیاس اول (یعنی ادیسون، مسیحی است):
از زندگینامه اش چنین بر می‌آید که در بهترین فرض، معتقد به مسیحیت تحریف شده بوده است گرچه نزدیکتر به واقع این است که او را بی‌دین بدانیم تا دیندار مسیحی. او در تمام سال‌های عمرش فقط به اختراعات و نوآوری‌های صنعتی اش می‌اندیشید و فرصتی برای دینداری نیافت.

اثبات کبرای قیاس اول (یعنی هر مسیحی ـ بعد از ظهور اسلام ـ کافر است)
قرآن کریم می‌فرماید: «لَقَدْ کفَرَ الَّذِینَ قَالُواْ إِنَّ اللَّهَ هُوَ الْمَسِیحُ ابْنُ مَرْیمَ وَ قَالَ الْمَسِیحُ یا بَنىِ إِسرَائِیلَ اعْبُدُواْ اللَّهَ رَبىّ‏ وَ رَبَّکمْ إِنَّهُ مَن یشرِک بِاللَّهِ فَقَدْ حَرَّمَ اللَّهُ عَلَیهِ الْجَنَّهَ وَ مَأْواهُ النَّارُ وَ مَا لِلظَّلِمِینَ مِنْ أَنصَارٍ» (سوره‌ی مائده، آیه‌ی ۷۲)
ترجمه: آنها که گفتند: «خداوند همان مسیح بن مریم است»، به یقین، کافر شدند، (با اینکه خود) مسیح گفت: اى بنى اسرائیل! خداوند یگانه را، که پروردگار من و شماست، پرستش کنید! زیرا هر کس شریکى براى خدا قرار دهد، خداوند بهشت را بر او حرام کرده است و جایگاه او دوزخ است و ستمکاران، یار و یاورى ندارند.
همچنین می‌فرماید: «لَقَدْ کفَرَ الَّذِینَ قَالُواْ إِنَّ اللَّهَ ثَالِثُ ثَلَثَهٍ وَ مَا مِنْ إِلَاهٍ إِلَّا إِلَاهٌ وَاحِدٌ وَ إِن لَّمْ ینتَهُواْ عَمَّا یقُولُونَ لَیمَسَّنَّ الَّذِینَ کفَرُواْ مِنْهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ» (سوره‌ی مائده/آیه‌ی ۷۳)
ترجمه: آنها که گفتند: «خداوند، یکى از سه خداست» به یقین کافر شدند. معبودى جز معبود یگانه نیست و اگر از آنچه مى‏گویند دست بر ندارند، عذاب دردناکى به کافران آنها (که روى این عقیده ایستادگى کنند،) خواهد رسید.

اثبات صغرای قیاس دوم (یعنی ادیسون، کافر است)
وقتی دو مقدمه‌ی قیاس منطقی ما صحیح بود، نتیجه نیز صحیح است. صغرای قیاس دوم، همان نتیجه‌ی یقینی قیاس اول است. در اصل، قیاس اول برای اثبات صغرای قیاس دوم ترتیب داده شده است.

اثبات کبرای قیاس دوم (یعنی هر کافر در جهنم است)
قرآن کریم می‌فرماید: «وَ مَن لَّمْ یؤْمِن بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ فَإِنَّا أَعْتَدْنَا لِلْکافِرِینَ سَعِیرًا» (سوره‌ی فتح / آیه‌ی ۱۳)
ترجمه: و هر کس به خدا و پیامبر او ایمان نیاورده است [بداند که‏] ما براى کافران آتشى سوزان آماده کرده‏ایم.
همچنین می‌فرماید: «إِنَّ الَّذِینَ کفَرُواْ مِنْ أَهْلِ الْکتَابِ وَ الْمُشْرِکینَ فىِ نَارِ جَهَنَّمَ خَلِدِینَ فِیهَا أُوْلَئک هُمْ شَرُّ الْبَرِیهِ» (سوره‌ی بینه/آیه ی۶)
ترجمه: کسانى از اهل کتاب (یعنی مسیحیان و یهودیان) که کفر ورزیده‏اند و [نیز] مشرکان در آتش دوزخند، [و] در آن همواره مى‏مانند اینانند که بدترین آفریدگانند.
همچنین می‌فرماید: «قُلْ هَلْ نُنَبِّئُکُمْ بِالْأَخْسَرِینَ أَعْمَالًا * الَّذِینَ ضَلَّ سَعْیُهُمْ فِی الْحَیَاهِ الدُّنْیَا وَهُمْ یَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ یُحْسِنُونَ صُنْعًا * أُولَئِکَ الَّذِینَ کَفَرُوا بِآیَاتِ رَبِّهِمْ وَلِقَائِهِ فَحَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فَلَا نُقِیمُ لَهُمْ یَوْمَ الْقِیَامَهِ وَزْنًا * ذَلِکَ جَزَاؤُهُمْ جَهَنَّمُ بِمَا کَفَرُوا وَاتَّخَذُوا آیَاتِی وَرُسُلِی هُزُوًا» (سوره‌ی کهف/ آیات ۱۰۳ تا ۱۰۶)
ترجمه: بگو آیا به شما خبر دهیم که زیانکارترین (مردم) در کارها، چه کسانى هستند؟ آنها که تلاشهایشان در زندگى دنیا گم (و نابود) شده با این حال، مى‏پندارند کار نیک انجام مى‏دهند! آنها کسانى هستند که به آیات پروردگارشان و لقاى او کافر شدند به همین جهت، اعمالشان حبط و نابود شد! از این رو روز قیامت، میزانى براى آنها برپا نخواهیم کرد! (آرى،) این گونه است! کیفرشان دوزخ است، بخاطر آنکه کافر شدند، و آیات من و پیامبرانم را به سخریه گرفتند!»
همچنین رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) می‌فرمایند: «فَمَنْ کفَرَ بی ‌مِنَ الْأَوَّلِینَ وَ الْآخِرِینَ فَفِی النَّار» (امالی صدوق/مجلس ۳۵/ص ۱۸۹؛ علل ‏الشرائع/ج ۱/ص ۱۲۶؛ معانی ‏الأخبار/ ص۵۱؛ بحار الأنوار/ج ۹/ ص۲۹۴)
ترجمه: هر کس ـ از اولین و آخرین انسان‌ها ـ به من کافر شده باشد،‌ جایش در آتش است.

سؤال: پس تلاش‌هایی که کرده و زحمت‌هایی که کشیده و اختراعاتی که در راه رفاه انسان‌ها انجام داده، کجا می‌رود؟ مگر خدای متعال نمی‌فرماید: «أَنِّی لاَ أُضِیعُ عَمَلَ عَامِلٍ مِّنکم» (سوره‌ی آل عمران، آیه‌ی ۱۹۵) یعنی: من عمل هیچ صاحب عملى از شما را تباه نمى‏کنم. [و پاداش کامل به او می‌دهم]
پس چطور آنهمه تلاش ادیسون (و سایر مخترعین و مکتشفین) بی‌نتیجه و تباه باشد؟!
جواب:

اولاً: این قسمت از آیه به تنهایی نیست بلکه همراه قبل و بعدش معنی می‌شود. قرآن کریم در آیات ۱۹۰ تا ۱۹۵ سوره‌ی آل عمران می‌فرماید:
إِنَّ فِی خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَاخْتِلاَفِ اللَّیلِ وَالنَّهَارِ لآیاتٍ لِّأُوْلِی الألْبَابِ ﴿۱۹۰﴾
الَّذِینَ یذْکرُونَ اللّهَ قِیامًا وَقُعُودًا وَعَلَىَ جُنُوبِهِمْ وَیتَفَکرُونَ فِی خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَذا بَاطِلاً سُبْحَانَک فَقِنَا عَذَابَ النَّارِ ﴿۱۹۱﴾
رَبَّنَا إِنَّک مَن تُدْخِلِ النَّارَ فَقَدْ أَخْزَیتَهُ وَمَا لِلظَّالِمِینَ مِنْ أَنصَارٍ ﴿۱۹۲﴾
رَّبَّنَا إِنَّنَا سَمِعْنَا مُنَادِیا ینَادِی لِلإِیمَانِ أَنْ آمِنُواْ بِرَبِّکمْ فَآمَنَّا رَبَّنَا فَاغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَکفِّرْ عَنَّا سَیئَاتِنَا وَتَوَفَّنَا مَعَ الأبْرَارِ ﴿۱۹۳﴾
رَبَّنَا وَآتِنَا مَا وَعَدتَّنَا عَلَى رُسُلِک وَلاَ تُخْزِنَا یوْمَ الْقِیامَهِ إِنَّک لاَ تُخْلِفُ الْمِیعَادَ ﴿۱۹۴﴾
فَاسْتَجَابَ لَهُمْ رَبُّهُمْ أَنِّی لاَ أُضِیعُ عَمَلَ عَامِلٍ مِّنکم مِّن ذَکرٍ أَوْ أُنثَى بَعْضُکم مِّن بَعْضٍ فَالَّذِینَ هَاجَرُواْ وَأُخْرِجُواْ مِن دِیارِهِمْ وَأُوذُواْ فِی سَبِیلِی وَقَاتَلُواْ وَقُتِلُواْ لأُکفِّرَنَّ عَنْهُمْ سَیئَاتِهِمْ وَلأُدْخِلَنَّهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ ثَوَابًا مِّن عِندِ اللّهِ وَاللّهُ عِندَهُ حُسْنُ الثَّوَابِ ﴿۱۹۵﴾
ترجمه: مسلماً در آفرینش آسمان‌ها و زمین و در پى یکدیگر آمدن شب و روز براى خردمندان نشانه‏‌هایى [قانع کننده] است. (۱۹۰)
همانان که خدا را [در همه‌ی احوال] ایستاده و نشسته و به پهلو آرمیده، یاد مى‏‌کنند و در آفرینش آسمان‌ها و زمین مى‏‌اندیشند [که] پروردگارا اینها را بیهوده نیافریده‏‌اى، منزهى تو، پس ما را از عذاب آتش دوزخ در امان بدار (۱۹۱)
پروردگارا هر که را تو در آتش درآورى یقیناً رسوایش کرده‌‏اى و براى ستمکاران یاورانى نیست (۱۹۲)
پروردگارا ما شنیدیم که دعوتگرى به ایمان فرا مى‌‏خواند که به پروردگار خود ایمان آورید پس ایمان آوردیم. پروردگارا گناهان ما را بیامرز و بدی‌هاى ما را بزداى و ما را در زمره‌ی نیکان بمیران (۱۹۳)
پروردگارا و آنچه را که به وسیله‌ی فرستادگانت به ما وعده داده‌‏اى به ما عطا کن و ما را روز رستاخیز رسوا مگردان زیرا تو وعده‌‏ات را خلاف نمى‏‌کنى (۱۹۴)
پس پروردگارشان دعاى آنان را اجابت کرد [و فرمود که] من عمل هیچ صاحب عملى از شما را از مرد یا زن، که همه از یکدیگرید، تباه نمى‌‏کنم. پس کسانى که هجرت کرده و از خانه‏‌هاى خود رانده شده و در راه من آزار دیده و جنگیده و کشته شده‏‌اند بدی‌هایشان را از آنان مى‌‏زدایم و آنان را در باغ‌هایى که از زیر [درختان] آن نهرها روان است درمى‏‌آورم. [این] پاداشى است از جانب خدا و پاداش نیکو نزد خداست (۱۹۵)
پس این بشارت (که اجرشان ضایع و تباه نمی شود) برای کسانی است که به خدا و رسولش ایمان آورده باشند و شامل تلاش‌های کافران نمیگردد.
ثانیاً: پاداش هر کار، پیرو نیت انجام دهنده اش است. اگر پاداش دنیوی بخواهد، در دنیا و اگر اخروی بخواهد در آخرت، پاداش می‌یابد. قرآن کریم می‌فرماید: «مَنْ کانَ یریدُ حَرْثَ الدُّنْیا نُؤْتِهِ مِنْها وَ ما لَهُ فِی الْآخِرَهِ مِنْ نَصیبٍ» (سوره‌ی شورا/ آیه ی۲۰)
ترجمه: کسى که تنها بهره‌ی دنیا را مى‏خواهد، تنها از دنیا به او مى‏دهیم، و دیگر در آخرت بهره‏اى ندارد.
همچنین می‌فرماید: «مَن کانَ یرِیدُ الْحَیاهَ الدُّنْیا وَزِینَتَهَا نُوَفِّ إِلَیهِمْ أَعْمَالَهُمْ فِیهَا وَهُمْ فِیهَا لاَ یبْخَسُونَ * أُوْلَئِک الَّذِینَ لَیسَ لَهُمْ فِی الآخِرَهِ إِلاَّ النَّارُ وَحَبِطَ مَا صَنَعُواْ فِیهَا وَبَاطِلٌ مَّا کانُواْ یعْمَلُونَ» (سوره‌ی هود / آیات ۱۵ و ۱۶)
ترجمه: کسانى که زندگى دنیا و زیور آن را بخواهند [جزاى] کارهایشان را در آنجا به طور کامل به آنان مى‏دهیم و به آنان در آنجا کم داده نخواهد شد. اینان کسانى هستند که در آخرت جز آتش برایشان نخواهد بود و آنچه در آنجا کرده‏اند به هدر رفته و آنچه انجام مى‏داده‏اند باطل گردیده است.
به گواهی تاریخ،‌ ادیسون در زمان خودش اختراعاتش را به ثبت رساند و با ساختن چندین کارخانه‌ی بزرگ،‌ آنها را به تولید انبوه رسانید و از این راه،‌ ثروت کلانی به دست آورد. نمونه‌ی ادیسون در زمان ما،‌ «بیل گیتس» صاحب شرکت ماکروسافت است که با ساخت و تولید انبوه سیستم‌های عامل به ثروت هنگفتی رسیده است.
نتیجه: ادیسون (با هزار و چند صد اختراعش) و انیشتین (با فرضیه‌هایش) و گراهام بل (با تلفنش) و گوته (با اشعارش) و ویکتور هوگو (با داستان‌هایش) و لئوناردو داوینچی (با نقاشی‌هایش) و میکل آنژ (با مجسمه‌هایش) و … در جهنم سوزان قرار دارند و بویی از جوار و قُرب حضرت حق ندارند و نخواهند بُرد و تا ابد، محروم از آن ساحت قُدس و آن نعمت‌های عالی و کرامت‌های عظیم خواهند بود.
امیدوارم با این بیان اجمالی، روشن شده باشد که هر مخترع یا مکتشفی به صِرف داشتن اختراعات متعدد به بهشت نمی‌رود بلکه کلید رفتن به بهشت،‌ ایمان به خدا و رسول و اولی الامر، همراه با انجام اعمال نیک است.

و له الحمد
حاج فردوسی

کلمات کلیدی: , , , , , , , , , , , , , , , ,

120

 
 
 
70 نویسندگان
50 پاسخ‌ها
3 دنبال کنندگان
 
مرتب کردن بر اساس بیشترین بازخورد
مرتب کردن بر اساس داغ‌ترین دیدگاه
12 نویسندگان برتر
  مشترک شوید  
اشتراک برای:
احسان

باسلام به نظر میرسد شما در جایگاهی نیستید که نظر دهید.چرا که تسلط کافی به قرآن ندارید.خداوند در آیاتی از یهودیان ونصاری به دلیل نحوه عبادتشان تمجید می کند وهدف اصلی را گرایش به توحید می داند. درست است که دین اسلام کاملترین دین است ولی برایمان به تمامی کتب آسمانی تاکید می کند( آیه ۴ سوره بقره )همچنین احترام به همه رسولان( آیه۲۸۶بقره ).اجازه دهید قضاوت به خداوند موکول شود وبیش از این مردم را از اسلام متنفر نکنید.

ناشناس

ادیسون کافر تف به قبرت و تف به قبر همه مخترعین چه پزشکش چه فیزیک شناسش چه و چه چه عشق است شیعیان

مهدی

با سلام خدمت دوستان منهاجی عزیزم باید دقت کنیم که از نظر جهان بيني اسلام مطالعه نفس عمل به تنهائي كافي نيست، بلكه عمل به ضميمه، محرك و انگيزه آن ارزش دارد، بسيار ديده شده كساني بيمارستان يا مدرسه يا بناي خير ديگري مي‌سازند و تظاهر به اين هم دارند كه هدف شان صد در صد خدمت انساني است به جامعه‌اي كه به آن مديونند، در حالي كه زير اين پوشش مطلب ديگري نهفته شده است و آن حفظ مقام يا مال و ثروت يا جلب توجه عوام، و تحكيم منافع مادي خود، و يا حتي دست زدن به خيانت هائي دور از چشم ديگران است

حسین باقری

سلام از نظر من معمولاً كساني كه داعيه روشنفكري دارند، با قاطعيت مي‌گويند هيچ فرقي ميان مسلمان و غير مسلمان، بلكه موحد و غير موحد نيست. هر كس عمل نيكي انجام دهد! خدمتي از راه تأسيس يك مؤسسة خيريه و يا اكتشاف و اختراع و يا از راه ديگر انجام دهد، استحقاق ثواب و پاداش از جانب خداوند دارد. مي گويند خداوند عادل ميان بندگان خود تبعيض نمي‌كند. . . ”
طرفداران اين نگرش هم به دليل عقل استدلال كرده‌اند و هم به دليل نقل.

سامان

ببینید دوست خوبم در ادامه ی سخن شما باید عرض کنم که دو دیدگاه پیش می اید اول این که خداوند با همه موجودات نسبتي مساوي داشته . . . بندگان و مخلوقات براي او يكسان هستند و با هيچ‌ كس خويشاوندي و رابطه خصوصي ندارد؛ بر اين اساس به افعال و عملكرد همگان پاداش و ثواب مي‌دهد؛ و چون نسبت خداوند به همة موجودات يكسان است، دليلي ندارد كه عمل نيك از يك نفر مقبول باشد و از يك نفر ديگر مقبول نباشد
و دوم این که خوبی و بدي اعمال، قراردادي نيست، بلكه واقعي است، يعني حسن و قبح افعال ذاتي بوده و هر كدام آثار خود را دارد؛ از اين رو پاداش و ثواب آن در راستاي حسن ذاتي آن است. هر گاه اعمالي به‌وجود آمد كه حسن ذاتي داشته باشد، ثواب دارد.

ارمین

با سلام و تشکر از مطالب مفید سایت …سوالی دارم …آیا دانشمندانی مانند ادیسون و پاستور که با اکتشافات خود به مردم کل جهان سود رساندند بیشتر به درد مردم خورده اند یا اشخاصی مانند آیت الله بهجت که ممکن است دامنه فعالیتشان از شهر و کشور خودشان فراتر نرفته باشد؟

حامد

سلام خدمت شما دوست خوبم سوال خوبی پرسیدین در جواب این سوال باید بگویم که جواب شما وابسته به برداشت افراد از انسان و جامعه انسانی است. اگر نگاه کسی به انسان این باشد که انسان یعنی همین موجود دو پای راست قامتی که حدود هفتاد ، هشتاد سال عمر می کند و آنگاه مرده و خاک می شود و دیگر ادامه ای ندارد ، در آن صورت جای این پرسش خواهد بود که واقعاً ادیسون برای چنین بشری زیاد زحمت کشیده یا مثلا عالمی همچون آیت الله بهجت؟ و البته جای این پرسش هم هست که آیا زحمت کشیدن برای چنین موجودی اساساً ارزشی هم دارد یا نه؟ امّا اگر نگاه کسی به انسان این باشد که او موجودی است مرکّب از روح و بدن که هفتاد ، هشتاد سال میهمان این دنیاست و آنگاه از آن کوچ کرده به دیار برزخ کوچ خواهد نمود و از پس برزخ در عالم آخرت تا ابد زندگی خواهد کرد ، آنگاه چنین سوالی حقیقتاً خنده دار خواهد بود. چون از طرفی شکّی نیست که هفتاد ، هشتاد سال در مقابل ابدیّت چیزی نیست؛ و از طرف دیگر شکّی هم در این نیست که اختراع ادیسون فقط به درد همین هفتاد، هشتاد سال زندگی دنیا می خورد نه به درد ابدیّت انسان؛ امّا تعالیم علما که برگرفته از دین است افزون بر اینکه سعادت حقیقی دنیا را نصیب انسان می کند سعادت ابدی اخروی را هم در پی دارد. پس چگونه می توان این دو کار را باهم مقایسه نمود.ممنونم از توجه شما

ارمین

خیلی خیلی ممنونم که جوابه سوال بنده رو دادین باز هم خیلی خیلی تشکر میکنم از سایت مفیدتون و مطالبه گران بهایی که در آن قرار میدهید و دوستانی که با کامنت های زیبای خود ادم را از سر در گمی در میاورند.

ali karami

خب شما بفرمایید اگر خداوند بر همه چیز آگاه است و آینده را میداند و بر هم چیز تواناست، چرا اصلا باید موجوداتی خلق کند که کافرند و بعد آنها را عذاب دهد؟ و چون آینده را میداند خب دیگه یه باره کافرین رو ببره به جهنم.
ضمن اینکه مشخصاتی که برای بهشت میگید به هیچ عنوان با علم جور در نمیاد و تنها راه ماست مالی کردن این اشتباهات علمی که ناشی از بی علمی نویسنده آن داره(که خداوند هم نیست) . مثلا ویسکوزیته عسل در دمای بهشت زیاده و عسل جاری نمیشه. پس یه راه حل برای شما باقی میمونه که بیاین بگین که شرایط بهشت با دنیا فرق داره و مثلا اونجا عسل ویسکوزیتش مثل آبه. حالا من چجوری میتونم قبول کنم که شرایط بهشت فرق داره؟
ضمن اینکه اگر قرآن کتاب آسمانیست و محمد یا عیسی یا موسی پیامبران خدا بودند (البته عیسی و موسی که در تاریخ اصلا وجود ندارن) و قرآن مملو از اعجاز های علمیست چرا توپ و تفنگ و جنگنده موشکی رو مسلمانان در صدر اسلام و زمان جنگ های صلیبی نساختن که باهاش کل دنیا رو مسلمون کنن و اینقدر مومن کشته نشه؟ چرا دورترین جایی که محمد بلد بود چین هست؟ چرا اسمی از آمریکا نیاورد تا کافران همه از دم به دینش ایمان بیارن؟

محمد صادق

سلام خدمت همه ی دوستان منهاجی عزیزان به نظرم باید به نکته ای دقت کرد در این میان اون هم این هست که غیر مسلمانان و کافران باهم دیگر یکی نیستند در واقع گروهی که اصطلاحاً به جاهل مقصر و کافر معاند معروفند؛ یعنی اسلام به آن‌ها رسیده و آنان به حقانیت آن پی برده‌اند، اما با لجاجت و سرکشی حاضر به پذیرش حق نشده اند.
گروه دیگر کفارى هستند که جاهل قاصرند. اینها کسانی هستند که پیام اسلام و حقانیت آن به آن‌ها نرسیده یا غیر واقعی رسیده است، لذا علم به حقانیت دین اسلام ندارند و در عدم پذیرش خود مقصر نیستند تا گناهکار محسوب شوند.
روشن است که این گروه چه در مناطق دور افتاده زمین زندگی کنند و چه در قاره اروپا و امریکا و به اصطلاح مهد تمدن زندگانی بگذرانند، ممکن است به دلیل عدم امکانات، تبلیغات سوء دشمنان ایمان دینی، رفتار ناشایست پیروان دین حق و… شرایطی برایشان فراهم آید که در استضعاف فکری بمانند و حق برای آنان ان چنان که شایسته است روشن نشود.

امیر حسین

با سلام و تشکر میخواهم در همین بین به نکته ای اشاره کنم میدانم طولانی میشود اما از دوستان منهاجی خودم تقاضا میکنم تا ان را بخوانند ببینید دوستان خداوند در قرآن می فرماید: «انا لا نضیع اجر من احسن عملا» ما اجر کسی را که عمل نیکی انجام داده است، ضایع نمی کنیم. و همچنین در آیه دیگری می فرماید: «فَمَن یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَیْرًا یَرَهُ»(سوره : الزلزلة آیه : 8) «پس هر کس به وزن ذره ای نیکی کرده باشد آن را می بیند.» با توجه به این آیات معلوم می شود که عمل خیر از هر کس سر بزند خداوند متعال پاداشی متناسب با آن به او عطا می‌کند اما باید توجه داشت که این پاداش همیشه پاداش اخروی نیست، بلکه بستگی به نیت آدم از آن عمل دارد. اگر منظورش نتیجه‏اى دنیوى باشد نتیجه‏اى که شانى از شؤون زندگى ‏دنیاى او را اصلاح مى‏کند، از مال و جمال و جاه، و یا بهتر شدن وضعش، عملش آن نتیجه را مى‏دهد ، و عملى که به این منظور انجام شده نتایج أخروى را ببار نمى‏آورد، زیرا فاعل آن، قصد آن نتایج را نداشته تا آن نتایج به دستش بیاید. (تفسیر المیزان ص260) واگر منظورش کسب ثواب آخرت و رضای خدا باشد به آن خواهد رسید. چنانچه خداوند میفرماید: « مَن کَانَ یُرِیدُ حَرْثَ الْآخِرَةِ نَزِدْ لَهُ فِی حَرْثِهِ وَمَن کَانَ یُرِیدُ حَرْثَ الدُّنْیَا نُؤتِهِ مِنْهَا وَمَا لَهُ فِی الْآخِرَةِ مِن نَّصِیبٍ» کسى که بهره آخرت را مى‏خواهد به بهره‏اش مى‏افزاییم، و کسى که تنها بهره دنیا را مى‏خواهد تنها از دنیا به او مى‏دهیم، و دیگر در آخرت بهره‏اى ندارد

کریم

با سلام و درود فراوان خدمت شما دوست خوبم من مطلب شما را خواندم وچیزی به ذهنم امد تا بگویم به نظرم باید دقت کرد که اینطور نیست که نیت افراد همیشه یا از سر خودخواهی محض باشد و یا از سر خداخواهی محض بلکه بین این دو، مراتب زیادی وجود دارد. به عنوان مثال اگر شخص غیر مسلمانی در بیابانی که هیچ کس او را نمی بیند که زمینه ریا فراهم باشد به شخص درمانده یا حیوانی کمک کند و از این کار هیچ سودی عاید او نشود و حتی هیچ چشم داشت و انتظار تمجیدی نداشته باشد، عمل او با کسی که کار خیری را تنها از روی خودخواهی انجام داده قطعا یکی نیست. کافران و غیرمسمانانی که در بی دینی خود مقصر نیستند به هر میزان که انگیزه شان از عمل، به دور از خودخواهی باشد و مثلا به خاطر بشردوستی و نیات خیر دیگر باشد، به همان میزان اهل نجات خواهند بود. مثلا به این صورت که از عذابشان کاسته شود یا اینکه اگر موحد باشند در درجات پایین بهشت قرار بگیرند و خلاصه خداوند عادل اعمال خیر آنها را بیاثر نخواهد گذاشت

ابوالفضل جزینی

با سلام و تشکر از مطالبه مفید سایت در این مورد که برادر عزیزم گفتن میخواهم حدیثی از امام موسی کاظم(ع) عرض کنم : «در بنی اسرائیل مرد با ایمانی بود که همسایه کافری داشت، مرد بی ایمان، نسبت به همسایه با ایمان خود، نیک رفتاری می‌کرد، وقتی از دنیا رفت، خدا برای او خانه‌ای بنا کرد که مانع از گرمای آتش شود… و به او گفته شد: این به سبب نیک رفتاریت نسبت به همسایه مؤمنت می‌باشد»

محمدی پناه

سلام خدمت منهاجیون عزیز و درود بر همه ی شما عزیزان در این مورد که دوست خوبم فرمودند من هم میخواهم حدیثی نقل کنم از امام صادق (ع): در زمان موسى صلوات اللَّه علیه پادشاه جبّارى بود که با شفاعت بنده صالحى حاجت بنده مؤمنى را بر آورده ساخت، اتفاقا آن بنده صالح و آن پادشاه جبّار هر دو در یک روز وفات یافتند، و مردم براى تشییع جنازه پادشاه قیام کردند و سه روز بازار را به احترام و سوگ او بستند، امّا جنازه آن بنده صالح در خانه‏اش باقى ماند و موریانه‏ها و حشرات زمینى از گوشت روى او ارتزاق کردند تا اینکه بعد از سه روز موسى او را یافت و با تعجّب به درگاه الهى عرضه داشت: پروردگارا آن پادشاه جبّار دشمن تو بود و این بنده صالح دوست و ولىّ تو پس چگونه با آنها این طور معامله شد؟ آن وقت به او وحى شد: اى موسى این بنده صالح و ولىّ من از این پادشاه جبّار درخواستى کرد که آن پادشاه درخواست او را انجام داد، پس من به جبران آن عمل نیک در اداى درخواست مؤمن آن پادشاه را با عزّت روانه گورستان کردم و این بنده صالح را به مکافات درخواست از ظالم به این بلیّه مبتلا نمودم.

نادر صافی

سلام و درود بیکران از نظر من قضاوت در مورد اینکه آیا شخص خاصی همچون ادیسون بهشتی است یا جهنمی، از حوزه علم ما خارج است. چنین کاری از هیچ کسی غیر از خداوند امکان پذیر نیست. فقط خداوند از نیات و باطن افراد خبر دارد و می‎تواند بصورت قطعی حکم کند که عمل چه کسی پاداش دارد و عمل چه کسی پاداش ندارد. البتّه فقط دربارة افرادی می‎توان اظهار نظر قطعی کرد که اولیاء الهی سرنوشت نهائی آنها را مشخص کرده باشند. اما از نظر اسلام، اساسی‌ترین منشأ ارزش عمل، نیّت شخص است. یعنی صرف اینکه ظاهر عملی خوب باشد (مثلا کمک به دیگران) کافی نیست بلکه مهم تر از آن باطن و روح این عمل است که به چه نیتی این کار انجام شده است. از کتاب تهذیب از نبی اکرم( صلی الله علیه و آله) نقل شده که فرمود: «اِنَّما الاَعْمالُ بِالنّیّاتِ وَلِکُلِّ امْرِء ما نَوی؛ محققاً (ارزش) کارها به نیّت‌هاست و فقط برای انسان آنچه نیّت کرده است می‌ماند».
همچنین امام صادق ( ع ) می فرماید: کارتان را برای خدا قرار دهید نه برای مردم ، زیرا هر چه برای خدا است‏ برای خدا ( بسوی خدا ) است و هر چه برای مردم است بسوی خدا بالا نمی‏رود.

محمد باقر

چقدر زیبا گفتین میخواهم در تکمیل فرمایش شما دوست خوبم و در ادامه ی سخنان شما عرض کنم که این تعبیری که شما گفتین در واقع یعنی اگر ما کاری را به خاطر رضای خدا انجام دهیم، خداوند کریم پاداش آن را به ما خواهد داد اما اگر کاری را به نیت کسب شهرت، لذت و دیگر مواهب دنیایی انجام دهیم دیگر نباید انتظار داشته باشیم که خداوند، بهشت را به ما پاداش دهد.
و همچنین ارزش اعمال خیر به کیفیت آنهاست نه به کمیت. مثلا اگر شخص سرمایه داری، بیمارستان خیلی بزرگ و مجهزی را برای بیماران فقیر احداث کند اما هدفش از این کار خودنمایی و کسب شهرت باشد عملش ارزشی در بارگاه الهی نخواهد داشت ولی از آن طرف کسی 100 تومان به فقیری قربة الی الله کمک کند نزد خداوند متعال اجر و منزلت عظیمی خواهد داشت. حضرت محمد(ص){گفتم وسطش صلوات بذارم بتونی یه نفسی تازه کنی} فرمودند: «ضربت علی در روز خندق افضل از عبادت ثقلین است» .

شاکر

سلام خدمت همه ی منهاجیون از نظر بنده اگر کسی بی ایمان و یا بی نیت الهی کاری کند که فرهنگ دینی آن را شایسته بداند، خداوند با او در همین دنیا تسویه حساب می کند؛ یعنی اثر و نتیجه ای را که او به دنبالش بود و یا پیامد دنیایی آن کار را به صاحب عمل می رساند و بر آن عمل مترتب می سازد. چنین عملی که از پشتوانه ایمان و نیت الهی برخوردار نیست به مثابه اسکناس بی پشتوانه ای می ماند که در قیامت هیچ ارزشی نخواهد داشت و بهشت و یا حتی ثواب اندکی را نصیب صاحبش نخواهد کرد.

نامی

اگر اجازه دهید حدیثی نقل کنم از امام صادق(ع) : گروهی از یمن برای بحث و جدال خدمت پیامبر(ص)آمدند و در میان آن‌ها مردی بود که از همه بیشتر سخن می‌گفت و خشونت و لجاجت خاصی در برابر پیامبر(ص)می‌نمود، پیامبر(ص) آن چنان عصبانی شد که آثارش در چهره مبارکش کاملاً آشکار گردید، در این هنگام جبرئیل آمد، و پیام الهی را این چنین به پیامبر(ص)ابلاغ کرد: خداوند می‌فرماید: این مردی است سخاوتمند. پیامبر(ص)با شنیدن این سخن خشمش فرو نشست. رو به سوی او کرد فرمود، پروردگار با من چنین پیامی داده است و اگر به خاطر آن نبود آن چنان بر تو سخت می‌گرفتم که عبرت دیگران گردی
آن مرد پرسید: آیا پروردگارت سخاوت را دوست دارد؟

فرمود: بلی! عرض کرد: من شهادت می‌دهم که معبودی جز «الّله» نیست، و تو رسول و فرستاده او هستی، و به همان خدایی که تو را مبعوث کرده، سوگند که تاکنون هیچ کس را از نزد خود محروم برنگردانده‌ام.

حسین

سلام خدمت همه ی منهاجیون از نظر من اگر کسی کار و یا کشف و اختراعی کند که خدمت به تمام مردم باشد؛ اما به نیت کسب شهرت و ثروت و مانند آن و اصلا خدا و قیامت و بهشتی را در نظر نداشته باشد. بی تردید در ازای کار او (به شرطی که دیگر عوامل تحقق خواسته او نیز مساعدت کنند) آنچه به دنبالش بوده نصیبش خواهد شد؛ نه ثواب اخروی و بهشت برین
گزیده

حسنی

چقدر زیبا گفتین برادر در تکمیل سخنان شما باید عرض کنم که علامه طباطبایی در این باره میفرمایند عمل آدمى تنها نتیجه‏اى را كه منظور آدمى از آن عمل است به او مى‏دهد؛ اگر منظورش نتیجه‏ى دنیوى باشد نتیجه‏اى كه نصیب او می شود اصلاح و یا رونق شأنى از شۆون دنیاى اوست (البته در صورتى كه سایر اسبابى كه در حصول این نتیجه مۆثرند نیز مساعدت بكنند) و چنین عملى نتایج أخروى در پی نخواهد داشت؛ زیرا کننده کار، قصد آن نتایج را نداشته تا آن نتایج نصیبش شود و صرفِ خوب بودنِ ظاهر عمل هم برای رستگارى آخرت و نعمتهای بهشتی كافى نیست و آن را نتیجه نمى‏دهد.
برای مثال: نیکی به مردم و خوش اخلاقی با آنها هم مى‏تواند به قصد جاه‏طلبى انجام شود و هم می تواند به نیت پاداش اخروى و تحصیل خشنودى خداى تعالى که اگر به نیت خشنودى خدا انجام نشود باعث اجر و پاداش اخروى و بلندى درجات نخواهد شد

شاهین

در ادامه ی سخنان شما دوست خوبم باید بگویم که خود علامه درهمین مورد عرض کردند که مراد از پرداخت كامل اعمالشان به آنها در دنیا (نُوَفّ‏ِ إِلَیهِْمْ أَعْمَالَهُمْ فِیهَا)، رساندن ایشان به تمام آثارى است كه اعمالشان در این نظام هستی در پی دارد؛ نه آن نتایجى كه خود آنها از اعمالشان انتظار داشتند. برای همین است كه در دنیا هر كس به هر آرزویى كه دارد نمی رسد؛ بلكه به چیزی مى‏رسد كه برآیند عوامل مۆثر در زندگى و افعال اوست.

محمد امین

با سلام و تشکر در این خصوص باید عرض کنم که قرآن کریم شرط ورود به بهشت را ایمان و عمل صالح می داند (آیاتی مانند 25 و 85 سوره بقره) و هیچکدام را به تنهایی برای کسب رضای الهی و نیل به ثواب اخروی کافی نمی داند؛ نه ایمان بی عمل را (158 سوره انعام) و نه عمل بی ایمان را (آیات 15 و 16 سوره هود (علیه السلام) ودر ادامه باید بگویم که كسانى كه زندگى دنیا و زیور و زینتش را بخواهند، ثمره تلاششان را به طور كامل در [همین‏] دنیا به آنان مى‏دهیم و در آن چیزى از آنان كاسته نخواهد شد.
أُوْلَئكَ الَّذِینَ لَیْسَ لهَُمْ فىِ الاَْخِرَةِ إِلَّا النَّارُ وَ حَبِطَ مَا صَنَعُواْ فِیهَا وَ بَاطِلٌ مَّا كَانُواْ یَعْمَلُونَ
اینان كسانى هستند كه در آخرت، سهمى جز آتش براى آنان نیست و آنچه [در دنیا از كار خیر] كرده‏اند، در آخرت تباه و بى‏اثر مى‏شود، و آنچه همواره [ریاكارانه‏] انجام مى‏دادند، باطل است

محمد

ببینید دوستان در مورد بهشت رفتن و نرفتن این دانشمندان باید عرضی داشته باشم …در جمیع روایات آنچه در این حدیث بخاری آمده است برداشت می شود؛ که همان نوشتن حسنات قبل از اسلام شخص است. مازری می گوید: تقرب برای شخص کافر صحیح نیست، پس اعمال صاحی که انجام داده است، در زمان شرک و کفرش؛ ثواب و پاداشی برای او نخواهد داشت چرا که از شروط متقرب این است به کسی که تقرب می جوید شناخت داشته باشد؛ در حالی که کافر چنین نیست. قاضی عیاض این اشکال را قبول ندارد و رد می کند. همچنین امام نووی رحمه الله می گوید: قول صحیح و صواب که محققان – بعضی اجماع را بر آن نقل کرده اند- بر آن هستند این است که: اگر کافری که افعالی نیکو مانند صدقه و صله رحم داشته باشد و سپس مسلمان شود و ایمان بیاورد و بر این اسلام وفات کند؛ ثواب چنین اعمالی برای او نوشته می شود و اینکه گفته شود، این کلام مخالف با قواعد اسلام است، صحیح نیست؛ چرا که بعضی از افعال دنیوی کفار مانند کفاره ظهار بعد از اسلام او اعاده نمی شود

شاهد

با سلام و تشکربرای این که بدانیم چه کسانی به بهشت میروند و یا نمی روند با کمی تامل میشود فهمید بر اساس آموزه هاي ديني سرنوشت و سعادت هر كس در گرو ايمان و عمل صالح و باور و پذيرش دين حق در زمان خود او است . (1) همه اديان الهي تا وقتي كه دين الهي بعدي نيامده، دين حق محسوب مي شوند . افرادي كه قبل از ظهور حضرت مسيح (ع) به دين حقيقي موسي (ع) باور داشته و به آموزه هاي وحياني آن عمل نموده اند، از نظر قرآن مؤمن محسوب مي شوند. همچنين مسيحياني كه قبل از بعثت پيامبر اسلام (ص) به دين عيسي مسيح (ع) باور داشته و طبق دستورات او عمل نموده اند، مؤمن اند و رستگار . تفاوتي از حيث درجه با مؤمنان ساير اديان در زمان حقانيت دين خودشان ندارند ، بلكه ملاك و ميزان ايمان و تقوا و عمل صالح، و پيروي از دين حق مي باشد

محسن

با سلام خدمت منهاجیون باید در ادامه ی صحبت های دوست خوبم عرض کنم که وظيفه هر كس در هر زمان تحقيق و يافتن دين حق و باور عمل طبق آموزه هاي آن دين است . برهمين اساس ملاک بهشتی و جهنمی بودن افراد پيروي از دين حق و حقیقت جوئی و حق طلبی انسان ها و تسلیم بودن در مقابل آن، و یا در مقابل نتيجه انکار آن حقیقت است. اما در مورد مسيحياني كه پس از ظهور اسلام زندگي كرده اند و اكنون زندگي مي كنند ،بايد به اين نكته توجه كرد كه افرادي كه حقانيت دين اسلام بر آن ها آشكار و واضح گشت، ولي از روي تعصب و يا عناد و يا هواي نفس و يا عوامل ديگر از حق پيروي نكردند ،آن ها قطعا در قيامت در عذاب خواهند بود و حتي اگر اعمال صالحي هم در دنيا انجام داده باشند، چون بر اساس ايمان حقيقي و باورديني درست نبوده و در راستاي اهداف دنيائي و جلب نظر مردم و یا فريب بوده ،براي آن ها مفيد نخواهد بود .

محمد رضا

با سلام خدمت همه ی منهاجیون و با تشکر از مطالب خوب و مفیدتون باید در ادامه سخنان شما سخنانی از شهید مطهری را بازگو کنم که ایشان میگویند «اگر کسى در روایات دقت کند، مى‏یابد که ائمه (ع) تکیه‏شان بر این مطلب بوده که هر چه بر سر انسان مى‏آید، از آن است که حق بر او عرضه بشود و او در مقابل حق، تعصب و عناد بورزد و یا لااقل در شرایطى باشد که مى‏بایست تحقیق و جستجو کند نکند اما افرادى که ذاتاً و به واسطه قصور فهم و یا به علل دیگر در شرایطى به سر مى‏برند که مصداق منکر و یا مقصر به شمار نمى‏روند، آنان در ردیف منکران و مخالفان نیستند. ائمه اطهار بسیارى از مردم را از این طبقه مى‏دانند. این گونه افراد داراى استضعاف و قصور هستند و امید عفو الهى درباره آنان مى‏رود».

قادر

با سلام و تشکربرای این که بدانیم چه کسانی به بهشت میروند و یا نمی روند با کمی تامل میشود فهمید بر اساس آموزه هاي ديني سرنوشت و سعادت هر كس در گرو ايمان و عمل صالح و باور و پذيرش دين حق در زمان خود او است . (1) همه اديان الهي تا وقتي كه دين الهي بعدي نيامده، دين حق محسوب مي شوند . افرادي كه قبل از ظهور حضرت مسيح (ع) به دين حقيقي موسي (ع) باور داشته و به آموزه هاي وحياني آن عمل نموده اند، از نظر قرآن مؤمن محسوب مي شوند. همچنين مسيحياني كه قبل از بعثت پيامبر اسلام (ص) به دين عيسي مسيح (ع) باور داشته و طبق دستورات او عمل نموده اند، مؤمن اند و رستگار . تفاوتي از حيث درجه با مؤمنان ساير اديان در زمان حقانيت دين خودشان ندارند ، بلكه ملاك و ميزان ايمان و تقوا و عمل صالح، و پيروي از دين حق مي باشد

یونس

با سلام خدمت منهاجیون باید در ادامه ی صحبت های دوست خوبم عرض کنم که وظيفه هر كس در هر زمان تحقيق و يافتن دين حق و باور عمل طبق آموزه هاي آن دين است . برهمين اساس ملاک بهشتی و جهنمی بودن افراد پيروي از دين حق و حقیقت جوئی و حق طلبی انسان ها و تسلیم بودن در مقابل آن، و یا در مقابل نتيجه انکار آن حقیقت است. اما در مورد مسيحياني كه پس از ظهور اسلام زندگي كرده اند و اكنون زندگي مي كنند ،بايد به اين نكته توجه كرد كه افرادي كه حقانيت دين اسلام بر آن ها آشكار و واضح گشت، ولي از روي تعصب و يا عناد و يا هواي نفس و يا عوامل ديگر از حق پيروي نكردند ،آن ها قطعا در قيامت در عذاب خواهند بود و حتي اگر اعمال صالحي هم در دنيا انجام داده باشند، چون بر اساس ايمان حقيقي و باورديني درست نبوده و در راستاي اهداف دنيائي و جلب نظر مردم و یا فريب بوده ،براي آن ها مفيد نخواهد بود

کریم

با سلام خدمت همه ی منهاجیون و با تشکر از مطالب خوب و مفیدتون باید در ادامه سخنان شما سخنانی از شهید مطهری را بازگو کنم که ایشان میگویند «اگر کسى در روایات دقت کند، مى‏یابد که ائمه (ع) تکیه‏شان بر این مطلب بوده که هر چه بر سر انسان مى‏آید، از آن است که حق بر او عرضه بشود و او در مقابل حق، تعصب و عناد بورزد و یا لااقل در شرایطى باشد که مى‏بایست تحقیق و جستجو کند نکند اما افرادى که ذاتاً و به واسطه قصور فهم و یا به علل دیگر در شرایطى به سر مى‏برند که مصداق منکر و یا مقصر به شمار نمى‏روند، آنان در ردیف منکران و مخالفان نیستند. ائمه اطهار بسیارى از مردم را از این طبقه مى‏دانند. این گونه افراد داراى استضعاف و قصور هستند و امید عفو الهى درباره آنان مى‏رود».

نازی بانو

سلام.به نظر من قضاوت فقط مختص خداست،چه بسا عالمان دینی در دورانهای مختلف واز هر دینی ،عالمان دیگر را مرتد وبه راحتی معدوم نمودند.در آیات مختلفی از قرآن کریم آمده که خطاب به مؤمنان که ما شما را با پیامبرانتان محشور میکنیم وهر پیامبری شفیع مردمانش خواهد بود.خطاب قرآن به مسیحیان زمان پیامبر ودر حوزه زیست پیامبر بود که لجاجت میکردند.هنوز که هنوزه در قرن اینترنت بسیاری نمیدانند اسلام چیست ونام اسلام بیشتر با فرقه داعش بر سر زبانها افتاد…از طرفی راجع به ادیسون ما نمیدانیم او عیسی را خداوند میدانست یا پسر خدا یا بنده خدا،چون با وجود فرقه های مسیحیت ،دیگر نمیتوان گفت مسیحی امروز دیدگاه مسیحی دوهزار سال پیش را دارد.ادیسون حتی اگراختراعاتش که مسلما ابتدا با نیت خیر وکمک به مادرش انجام شد به کسب مال هم انجامید ولی به هر حال عمل او باقیات صالحات بود.او منشا تمام اختراعات امروزی است از رسانه ای که امروز برای توسعه دین در دست ماست گرفته تا علوم مهندسی پزشکی که در جهت خدمت به خلق هست.امروزه پزشکان برای تمام اعمال جراحی ها وپیوند قلب وکلیه و….ازمایشات و رادیولوژی واسکن وغیره محتاج برق وعلوم الکترونبک هستند وتمام دانشمندان وپدر آنها یعنی ادیسون مشمول ثواب وباقیات صالحات ودعای مردم میشوند…..ذکریای رازی مسلمان بود وشاگرد امام صادق ، پس با اکتشافات شیمی و کشف الکلی که خوردنش حرام هست باید جایگاهش در جهنم باشد؟ چون مسلمانی بوده که از نظر دین کشف نابهنجاری مرتکب شده؟؟؟!!!
در حدیث آمده که علم عالم از عبادت هزار عابد بالاتر است.آیا علم فقط علوم دینی است؟پس چطور است که پیامبر میفرمایند اگر علمی در ثریا باشد سلمان به آن دست خواهد یافت!!!نگرش در جهان هستی که بسیار به آن اشاره شده به این معنی نیست که فقط ببینید وبگویید تبارک الله احسن الخالقین یا خدارو شکرت که نعمت به ما عطا کردی ، بلکه پی بردن به رازهایی است که خداوند در میان آنها قرار داده برای بهبود شرایط انسانها یعنی همان اختراعات واکتشافات….خداوند از انسان انتظار دارد همان طور که از روح خود بر انسان دمید،انسان در تعریف وسایز بسیار ریزتر نمونه ای از شمایل وجودی وخصوصیات وی باشد برای همین به انسان هم عقل وهم شعور وهم معرفت داد تا به جهان هستی رنگی از هر نوع زند.بسازد وبیافریند وشکر کند، نه اینکه بنشیند ومنفعل فقط از خدا وکتاب بگوید.از رفتار حسنه وثواب وگناه بگوید .چرا که انسان با همان عقل وشعور ومعرفت هم میتواند تشخیص دهد چه عملی درست یا نادرست یا چه تفکر ونیتی غلط یا نادرست است ودین فقط شمشیری است در برابر کسانیکه عمدا عناد میورزند یا غرق اوهام وتلقین قرار گرفته اند وبا پروردگار مخالفت میکنند.

صادق

باسلام وتشکر در این باره از جنبه های مختلف جای سخن است عجالتا به نکته ها اشاره می شود :
در ابتدا باید گفت از آیات و روایات استفاده می‏شود بهشت برای کسانی است که ایمان به خدا و پیامبر داشته و عمل صالح و تقوا پیشه کرده باشند: “الذین آمنوا و عملوا الصالحات طوبی لهم و حسن مآب؛ کسانی که ایمان و عمل صالح دارند، خوشا به حال آنان که خوش جایگاهی خواهند داشت”.
مراد از عمل صالح، عمل به دستورهای قرآن و اطاعت از پیامبر است که از جمله دستورها اطاعت از اولی‏الامر است. محبت و اطاعت از امیرالمؤمنین(ع) و اهل بیت جزء خمیره ایمان است.
پیروان ادیان الهی هم به حکم کتاب خودشان که در آن اشاره به آمدن پیامبر اسلام شده است و هم به حکم عقل که باید به آخرین پیام الهی گوش فرا دهند، باید دین اسلام را بپذیرند. .
خداوند از آیه 85 سوره آل عمران می‏فرماید: “و من یتبغ غیر الاسلام دیناً فلن یقبل منه و هو فی الاخرة من الخاسرین؛ هر کس غیر از اسلام (دین واقعی) دینی را بپذیرد، هرگز از او پذیرفته نیست و او در آخرت از زیانکاران خواهد بود.
بنابراین کفار و پیروان سایر ادیان الهی وظیفه دارند درباره دین خود و دین اسلام تحقیق کنند و دستورهای ادیان را با هم مقایسه کنند. پس از تحقیق دقیق و علمی، به حقیقت اسلام و حقانیت این دین پی خواهند برد. حال اگر پس از تحقیق واقعا و صرفا با انگیزه حقیقت جویانه به این نتیجه رسیدند که دین خودشان بر حق است و از طرفی به محتوای دین خود عمل کردند و بر کسی ظلم نکرده و درست کردار باشند، چون حجت و دلیل و برهان بر اعتقاد خود دارند، خداوند آنان را عذاب نمی‏کند، ولی اگر تحقیق نکردند و با لجاجت بر دین خود پای فشاری کردند و با این که احتمال دادند دین اسلام دین حقی باشد، به دنبال آن نرفتند، در وظیفه خود کوتاهی کرده، در نتیجه مورد محاسبه و مجازات قرارخواهند گرفت.
شهید مطهری(ره) در این باره می‏گوید: “اگر کسی در روایات دقت کند، می‏یابد که ائمه(ع) تکیه‏شان بر این مطلب بوده که هر چه بر سر انسان می‏آید، از آن جهت است که حق بر او عرضه بشود و او در مقابل حق، تعصب و عناد بورزد و یا لااقل در شرایطی باشد که می‏بایست تحقیق و جستجو کند، نکند اما افرادی که ذاتاً و به واسطه قصور فهم و یا به علل دیگر در شرایطی به سر می‏برند که مصداق منکر و یا مقصر به شمار نمی‏روند، آنان در ردیف منکران و مخالفان نیستند.
ائمه اطهار بسیاری از مردم را از این طبقه می‏دانند. این گونه افراد دارای استضعاف و قصور هستند و امید عفو الهی درباره آنان می‏رود. وی از مرحوم علامه طباطبایی نقل می‏کند: “همان طوری که ممکن است منشأ استضعاف، عدم امکان تغییر محیط باشد، ممکن است این جهت باشد که ذهن انسان متوجه حقیقت نشده باشد و به این سبب از حقیقت محروم مانده باشد”. (2)
اما در مورد کسانی نظیر ادیسون وانیشتین ویا پزشکان که گام های موثری در راه آسایش و خدمت به بشر برداشته اند، آیا آنان در روز رستاخیز درباره این نوع خدمات، اجر و پاداش خواهند داشت ؟
پـیش از آن که منطق اسلام را در این موضوع تشریح کنیم، لازم است به برخی از نظرها که در این مـوارد اظـهـار می‌شـود، اشاره کنیم :
1 – برخی تصور می‌کنند که هر نوع عمل نیکی که به نفع جامعه تمام گردد، در پیشگاه خداوند دارای ارزش خواهد بود. در این موضوع میان موحد و غیر مـوحـد، مـسلمان و غیر مسلمان فرقی نیست. هرگز خداوند عادل و دادگر میان بندگان در این قسمت فرقی نمی‌گذارد.
آنان می‌گویند : اصولا ایمان به خدا و اعتقاد به نبوت آخرین پیامبر الهی، چه تاثیری در حال عمل دارد. یـک عـمل نیک همواره به حال جامعه مفید و سودمند خواهد بود – خواه عامل آن موحد یا مشرک، مسلمان یا غیر مسلمان باشد.
2 – در برابر این گروه، دسته دیگری هستند که برای این نوع اعمال انسانی حتی در صورتی که با نـیت پاک توام باشد، کوچک ترین ارزشی قائل نشده و همه را نادیده می‌گیرند. به حکم این که از عقاید صحیح برخوردار نیستند، کارهای خوب آنان بی ارزش خواهد بود.
ولی هر دو طرز تفکر که در نقطه مقابل یکدیگر قرار گرفته‌اند، نادرست است و نظر سومی که در ایـن‌جا هست که منطقی به نظر می‌رسد، هر کار خوبی که انجام شود دو جنبه دارد :
1- جنبه شخصی و منافعی که به خود انسان باز می‌گردد.
2 – جنبه اجتماعی که فایده آن مربوط به عموم بشر بوده و همه افراد از آن بهره مند می‌گردند.
هرگاه هدف مخترعان و مکتشفان از زحمات توان فرسایی که در طریق کشف حقایق واختراع صنایع تحمل می‌کنند، این باشد که در میان جامعه انسانی، نام و شهرتی پیداکنند و یا از درآمدهای مادی اختراعات و اکتشافات خود بهره ای ببرند، پاداش خود را در همین دنیا منظور داشته و گاهی نیز دریافت داشته اند و به هدف نهایی و مقصد خویش رسیده اند. دیگر معنی ندارد که در روز رستاخیز از خداوند پاداش بطلبند ؛ زیرا فرض این است که آن ها در این خدمت، خدا و جامعه بشری را در نظر نداشته و هرگز به فکر آن نیز نبوده­اند، بلکه محرک و انگیزه آنان شهرت و نام و پول و درآمدهای مادی بوده و فرض این است که به چنین اهداف مادی خود رسیده اند. ولی هرگاه محرک آنان در کاوش های علمی و خدمات اجتماعی این باشد که در راه رفاه و آسایش بندگان خدا کاری انجام دهند، گره‌های کور زندگی و مشکلات طبقات مختلف را بگشایند و باری از دوش جامعه انسانی بردارند، در پیشگاه خدا اجر و پاداش خواهند داشت. عدل الهی ایجاب می‌کند که نتیجه این کار نیک خود را ببینند. اگر چه شاید آن پاداش به اندازه پاداش مومنان نباشد.
در احادیث اسلامی می‌خوانیم که حاتم طایی با این که مشرک و بت پرست بود و به هیچ یک از ادیان آسمانی ایمان نداشت، ولی چون پناهگاهی برای محرومان و بینوایان بود و همواره از همنوعان خود پذیرایی می‌کرد و گره از زندگی آنان می‌گشود، درروز رستاخیز پاداش مناسبی خواهد داشت.
جهت اطلاع بیش تر در این موضوع به کتاب عدل الهی، اثر استاد شهید مطهری مراجعه فرمایید.
پی‌نوشت‏ها:
1. آل عمران (3) آیه 133.
2. مرتضی مطهری، مجموعه آثار، ج 1، ص 320 به بعد.

یاسین

کسانی که خداوند در همین دنیا با آن‌ها تسویه حساب می‌کندمَن کاَنَ یُرِیدُ الْحَیَوةَ الدُّنْیَا وَ زِینَتهََا نُوَفّ‌ِ إِلَیهِْمْ أَعْمَالَهُمْ فِیهَا وَ هُمْ فِیهَا لَا یُبْخَسُونَ * أُوْلَئکَ الَّذِینَ لَیْسَ لهَُمْ فیِ الاَْخِرَةِ إِلَّا النَّارُ وَ حَبِطَ مَا صَنَعُواْ فِیهَا وَ بَاطِلٌ مَّا کَانُواْ یَعْمَلُونَ(15-16/ هود علیه‌السلام)آیه شریفه در صدد بیان این مطلب است که عمل آدمی، تنها آن نتیجه‌ای را پی خواهد داشت که او قصد کرده است؛ که اگر منظورش نتیجه‌ دنیوی باشد نتیجه دنیوی هم نصیبش می‌شود؛ مثلاً وضع مالی‌اش بهتر می‌شود، مشهور می‌شود، به نام و نانی می‌رسد و مانند آن. البته این در صورتی است که سایر عوامل لازم هم کمک بکنند.
نکته مهم این است که چنین عملی، فواید اخروی برای صاحبش نخواهد داشت؛ زیرا او که قصد آن نتایج را نداشته تا نصیبش شود و صرف اینکه عملی صلاحیت دارد که در طریق آخرت واقع شود، برای رستگاری و رسیدن به نعمت‌های اخروی کافی نیست.(1)از این آیه پاسخ این سوال مشهور و مانند آن هم روشن می‌شود که می‌پرسند: آیا ادیسون در اثر این خدمت بزرگی کرده است به بهشت می‌رود؟ جواب این سوال از همین آیه شریفه روشن می‌شود که اگر این خدمت را برای رضای خدا انجام داده باشد؛ بله از جزای اخروی بهره‌مند خواهد شد اما اگر برای شهرت و نام آوری این کار را کرده باشد با شهرتی که خداوند برای او در دنیا فراهم کرد در حقیقت او را به مقصودش رساند و او دیگر بابت این عملش، بهره‌ای از بهشت نخواهد داشت.
(1) المیزان ج10 ص 175-176

ستاره

اگر کسی بی ایمان و یا بی نیت الهی کاری کند که فرهنگ دینی آن را شایسته بداند، خداوند با او در همین دنیا تسویه حساب می کند؛ یعنی اثر و نتیجه ای را که او به دنبالش بود و یا پیامد دنیایی آن کار را به صاحب عمل می رساند و بر آن عمل مترتب می سازد. چنین عملی که از پشتوانه ایمان و نیت الهی برخوردار نیست به مثابه اسکناس بی پشتوانه ای می ماند که در قیامت هیچ ارزشی نخواهد داشت و بهشت و یا حتی ثواب اندکی را نصیب صاحبش نخواهد کرد.

زینب

در حدیث دیگری از امام صادق(ع) می‌خوانیم: گروهی از یمن برای بحث و جدال خدمت پیامبر(ص)آمدند و در میان آن‌ها مردی بود که از همه بیشتر سخن می‌گفت و خشونت و لجاجت خاصی در برابر پیامبر(ص)می‌نمود، پیامبر(ص) آن چنان عصبانی شد که آثارش در چهره مبارکش کاملاً آشکار گردید، در این هنگام جبرئیل آمد، و پیام الهی را این چنین به پیامبر(ص)ابلاغ کرد: خداوند می‌فرماید: این مردی است سخاوتمند. پیامبر(ص)با شنیدن این سخن خشمش فرو نشست. رو به سوی او کرد فرمود، پروردگار با من چنین پیامی داده است و اگر به خاطر آن نبود آن چنان بر تو سخت می‌گرفتم که عبرت دیگران گردی!

مجرب

با مطالعه تاریخ علوم و اختراعات و اکتشافات مى بینیم که جمعى از دانشمندان بشر، سالیان دراز زحمات طاقت فرسائى کشیده اند، و انواع محرومیتها را تحمل کرده تا بتوانند اختراع و اکتشافى کنند که بارى از دوش همنوعانشان بردارند.

فى المثل (ادیسون) مخترع برق چه زحمات جانکاهى براى این اختراع پربارش متحمل شد و شاید جان خود را در این راه نیز از دست داد، اما دنیائى را روشن ساخت، کارخانه ها را به حرکت درآورد، و از برکت اختراعش، چاههاى عمیق، درختان سرسبز، مزارع آباد به وجود آمد، و خلاصه چهره دنیا دگرگون شد.

چگونه مى توان باور کرد او یا اشخاص دیگرى همچون «پاستور» که با کشف میکرب، میلیونها انسان را از خطر مرگ رهائى بخشید و دهها مانند او همه به قعر جهنم فرستاده شوند، به حکم اینکه فرضاً ایمان نداشتند، ولى افرادى که در عمرشان هیچ کار چشمگیرى در راه خدمت به انسانها انجام نداده اند جایشان در دل بهشت باشد؟

زهره

از نظر جهان بینى اسلام مطالعه نفس عمل به تنهائى کافى نیست، بلکه عمل به ضمیمه، محرک و انگیزه آن ارزش دارد، بسیار دیده شده کسانى بیمارستان یا مدرسه یا بناى خیر دیگرى مى سازند و تظاهر به این هم دارند که هدفشان صددرصد خدمت انسانى است به جامعه اى که به آن مدیونند، در حالى که زیر این پوشش مطلب دیگرى نهفته شده است و آن حفظ مقام یا مال و ثروت یا جلب توجه عوام، و تحکیم منافع مادى خود، و یا حتى دست زدن به خیانتهائى دور از چشم دیگران است!.

ولى به عکس ممکن است کسى کار کوچکى انجام دهد، با اخلاص تمام و انگیزه اى صددرصد انسانى و روحانى.

ایمان

آیا این جمله نمیتونه شامل این افراد باشه که میگه : خداوند از حق خودش میگذره اما از حق بندش نمیگذره

حالا این اشخاص که کمک کردن به بنده های خدا پس خداوند یعنی این ها رو میبخشه ؟

فاتح

سلام…اگر بخواهیم با در نظر گرفتن آیات قرآن و حقانیت وجود خدا نظر بدیم..من دو سه تا آیه توی ذهنم اومده در این مورد..فقط عین آیات در خاطرم نیست..امیدوارم اشتباه نکرده باشم…یک آیه هست که می گه اگر از روی جهالت عملی ولو زشت و بد رو انجام بدید به خاطر اون عمل زشتتون بر شما خرده و عذاب و بازخواستی نخواهد بود…
یعنی من این طور فکر می کنم بنا به این آیه…البته اگر آیه رو اشتباه نگفته باشم…اگر کسی از روی جهالت و ندانم کاری و نه از روی تامل و قصد و قرض و دانش و اینها رفت به خدا شرک ورزید و نمی دونم حتی امامی معصوم را هم کشت و در ظاهر جنایتی رو هم انجام داد…بر او بازخواستی نیست..گاهی پیش خودم می گم…ادیسون که هیچ، حتی اگر هیتلر هم همه اون جنایاتش رو از روی جهالتش انجام داده باشه…بر هیتلر هم بازخواستی نیست….
حالا شاید ادیسون هم حساب کتاب کرده و تفکر کرده و واقعا حب و بغضی هم نداشته و بعد شاید نتونسته معادلات رو حل کنه و اینها و بعد گفته خدا وجود ندارد…اینجا اگر خدایی باشه…اون از روی جهالتشه که می گه خدا نیست….این از رو جهالت بودن تفکر ادیسون زمانی بیشتر می تونه خودشو نشون بده که ببینیم…ادیسون در چه محیطی زندگی می کرده…ادیسون در محیطی بوده که مردمش اعتقاد داشتن که خدا پسری داشته و پسرش آمده و خودش رو فدا کرده که گناهان دیگران بخشوده بشه… و اینها و هیچ کتاب و کلام و نشانه ای دال بر وجود خدا نمی بینه در عوض همونطور که گفتم ادعایی مثل فدا شدن پسر خدا می شنوه…در یک همچین محیطی انسان بیشتر و بیشتر مستعد این می شه که به جهالت بیافته….والا ما که قرآن دستمونه و از بچگی گفته اند کلام خود خود خداست نه کلام مریدان و بنده هاشه و از بچگی بهمون می گن و ما هم دیدیم که در قرآن گفته شده که اگر شک دارید عین آن را بنویسید و اینها…ما در همچین محیطی شاید یک بار شده باشه حداقل در عمرمون که به وجود خدا یک شک کوچولو کرده باشیم…حالا ادیسون که این قرآن و این ها رو هم نداشته… خوب دیگه هیچی…و پس در کل به نظرم بنا به اون آیه فکر نمی کنم ادیسون از این بابت بگیم حتما قراره جهنمی بشه…
ولی خوب آخه قرآن که فقط یک آیه ندازه
آیات دیگری هم بررسی می کنیم….کمی پاسخ گویی دشوار تر می شه…و گاها شاید به تناقض گویی بیافتیم…مثلا شاید از بعضی از آیات اینطور بشه استنباط کرد که عدم اعتقاد به خدا از اون دست اعتقادات و مواردی نیست که بشه اونها رو جزء مواردی دانست که از روی جهالت صورت می گیرد و ب نظر اعتقاد به خدا باید که امری باشد تحت تاثیر جهالت نباید قرار بگیرد و همه چه جاهل و چه غیر جاهل باید به خدا اعتقاد داشته باشند که اگر نداشته باشند مورد مجازات قرار می گیرند….

شرفی

دانشمندانی مثل ادیسون یا انیشتین که هر دو یهودی بودن چطور…؟یا بعضی دانشمندان علوم زیستی که خدارو قبول نداشتن اما کارهای خیلی مفیدی کردن که به درمان خیلی بیماریها و نجات خیلی انسانها کمک کرد چطور..؟ یعنی کسی که تو زندکیش زیاد کار خوبی نکرده اما مسلمون کامله با کسی که دین نداره اما جون میلیونها نفرو نجات داده چه فرقی باهم دارن..؟

فرشته

سلام دوست عزیز

گرامی راهکار های جلب رضایت خدا برای ما مشخص است

ولی اینکه چه کس بهشتی است یا جهمنی را ما نمیتوانیم بگوییم

چرا که خدواند بسیار بزرگ است و وسعت دید ما بسیار محدود

رسول و معصوم هم که نیستیم

پس با توجه اینکه میدانیم که اعتبار اعمال ما به نیت ما برمیگردد و عدم آگاهی از نیت افراد نمیتوان قضاوتی کرد

چه بسا در بسیاری موارد به علت ظاهر بینی و سطحی نگری قضاوت ما معکوس باشد

نهایت ما کسی نیستیم که بخواهیم بهشت و جهنم را برای همنوعان خود تعیین کنیم .

امّا باید به رحمت خداوند امیداور بود.

مریم

پس با توجه اینکه میدانیم که اعتبار اعمال ما به نیت ما برمیگردد و عدم آگاهی از نیت افراد نمیتوان قضاوتی کرد

با سلام خدمت خواهر گرامی فرشته در تکمیل فرمایش ایشون یک حدیث ذکر کنم:
اساسی‌ترین منشأ برای ارزش دهی به کارها چیست ؟
ذکر این موارد کافی است برای آنکه این حقیقت را دریابیم که در فلسفه اخلاق اسلامی، اساسی‌ترین منشأ ارزش کار نیّت خواهد بود و این از مسائل مهمی است که در قرآن روی آن خیلی تأکید می‌شود. روایات نیز در این زمینه فراوان است از آن جمله روایتی است که شیعه و سنی از پیامبر اکرم (ص) نقل کرده‌اند که فرمود: «اِنَّما الاَْعْمالُ بِالنّیّاتِ وَلِکُلِّ امْرِء ما نَوی؛ محققاً (ارزش) کارها به نیّت‌هاست و فقط برای انسان آنچه نیّت کرده است می‌ماند».

ثنا

این که قطعا بگیم این شخص بهشتیه یا جهنمی اون هم از نظر خودمون اصلا صحیح نیست .. قاضی مطلق خداست که بسیار رحمن و رحیم ست .ممکنه به خاطر خدمتی که به بشریت داشته این شخصرو ببخشه یا حتی قبل از مرگ ممکنه ادیسون که وجود خدا رو نفی می کرده از نظر خودش برگشته باشه ولی دیگه فرصت بیان پیدا نکرده باشه ! همون طور هست که می گن توبه تا لحظه ی مرگ هم ممکنه مورد قبول درگاه حق قرار بگیره ! ما نمی تونیم به جای خدا که آگاه از لحظه لحظه ی زندگی ماست قضاوت کنیم … ممکنه از چیزهایی اطلاع نداشته باشیم و در زندگی این قسم دانشمندان وجود داشته باشه که خدا اون رو ملاک قضاوتش قرار بده . پس فقط به صورت کلی می تونیم بگیم که …البته اون هم بر اساس آیات قرآن و احادیث هر کاری که با نیت خدایی انجام نگیره هر چند در راه خیر و نیکویی هم بوده باشه از بین می ره و سودی برای آخرت نخواهد داشت !
در جایی خوندم که دانشمندانِ بی دین که وجود خداوند متعال رو نفی می کنند بی شک در صف جهنمیان قرار خواهند گرفت اما مانند جهنمیان دیگه با اون ها برخورد نمیشه و وضع اون ها کمی بهتر از سایر جهنمیان خواهد بود اون هم به سبب خدمتی که داشتند !

ساغر

سوره مبارکه الكهف آیه ۱۰۴
الَّذينَ ضَلَّ سَعيُهُم فِي الحَياةِ الدُّنيا وَهُم يَحسَبونَ أَنَّهُم يُحسِنونَ صُنعًا
ترجمه:
آنها که تلاشهایشان در زندگی دنیا گم (و نابود) شده؛ با این حال، می‌پندارند کار نیک انجام می‌دهند!»

علامه طباطبایی(ره) در ذیل این آیه میفرمایند:
این آیه خبر مى دهد از آنهائى که در عمل از هر زیانکارى زیانکارترند. و آنها کسانى هستند که در آیه قبلى پیشنهاد کرد که به مشرکین معرفیشان کند و حال معرفى مى کند و مى فرماید کسانى هستند که در زندگى دنیا نیز از عمل خود بهره نگرفتند، چون ضلال سعى همان خسران و بی نتیجگى عمل است ، آنگاه دنبالش اضافه فرموده که (و هم یحسبون انهم یحسنون صنعا – در عین حال گمان مى کنند که کار خوبى انجام مى دهند)، و همین پندار است که مایه تمامیت خسران ایشان شده است .

توضیح اینکه : خسران و خسارت در کسب و کارهایى صورت مى گیرد که به منظور استفاده و سود انجام مى شود و وقتى خسران تحقق مى یابد که کاسب از سعى و کوشش خود به غرضى که داشته ، نرسد، بلکه نتیجه عمل این شود که مثلا چیزى از سرمایه هم از بین برود، و یا حداقل منفعتى عاید نگردد در نتیجه سعیش بی نتیجه شود. و این همان است که آیه شریفه آن را (ضلال سعى ) خوانده ، کانه راه استفاده گم شده ، و راهى که پیموده به خلاف آن هدفى که داشته است منتهى گردیده .

اینکه کسى با روشن شدن بطلان اعمالش ، باز هم آن را حق بپندارد از این جهت است که دلش مجذوب زینتهاى دنیا و زخارف آن شده.

با توجه به تفسیر مطرح شده تعمیم این آیه به گروه سوم از دانشمندان منتفی است و شاید بشود به گروه دوم و اول اییه را تعمیم داد
برای درک بهتر میتونید این سوال را از کارشناس سایت هم بپرسید

مسعود

مگه هدف آدما رسیدن به سعادت و کمال نیست؟ خب کسی که برای مردم کاری میکنه هم به سمت کمال خودش و هم کمال جامعه رفته! وگرنه اگه مثلا سر قضیه هابیل و قابیل هردو بخشنده و خوب بودن کسی جهنمی میشد بینشون!؟

پرنس

سلام
من تحقیق کردم:
هر کس خودشون تسلیم حق نکنه (حق شامل خدا و دین هر مرسلی بود)
چند حالت پیش میاد
آنقدر راضی نمیشه و میگه این نعمت از من بوده تا جایی که تمام نعمت رابهش میدن و خیلی از نعمت هایی را که بخواطر تسلیم شدن بدست میآره از دست میده و عاقبتش همون خواب مومنی بود که دید دانشمندی در جهنم هست و در کنارش پنکه هم گذاشتند.(دانشش سودی برای بهشتی شدنش نداشت چون حق نشناس بود)
حالات دیگه هم هست که با توجه به اینکه بهشت و جهنم هم درجاتی داره میتونه صورت بگیره
در حدیثی دیدم که امیرالمومنین ع فرمودند کسی واقعی منو دوست داره که اگر با شمشیرم نوک دماغش را هم بزنم باز منو دوست داره (هدف تربیت فرزند و پدر هست – که قبول کنیم او مانند پدر امت هست و گاهی برای تربیت فرزند نیاز به تنبیه هم هست)
هر کس ذره ای خوبی کنه نتیجه اش را میبینه و در حدیث دیگه دیدم که فرمودند شاهان بر مردم حکومت میکنند و دانشمندان بر شاهان
در دین ما اسلام هم خداوند نعمت را هم تمام داده به اهل بیت که هم عالم باشند و هم مطیع

تقی پور

اگر بنا باشد اعمال غير مسلمان و يا مسلمان غير شيعه مقبول درگاه خداوند باشد، پس فرق ميان مسلمان و غير مسلمان در چيست؟ اصولاً اگر تفاوت مسلمانان با غير مسلمانان در پاداش ظهور نكند اسلام و تشيع لغو خواهد بود. برخي از آيات نيز آمده است كه عمل كافر غير مقبول است.

در آيه ۱۸سوره ابراهيم اعمال كفار به خاكستري تشبيه شده است كه به وسيله تند بادي پراكنده شود: “مثل الّذين كفروا بربهم اعمالهم كرماد اشتدت به الريح في يوم عاصف لا يقدرون مما كسبوا علي شيء ذلك هو الظلال البعيد”؛(ابراهيم ، آيه ۱۸ و تفسير نمونه ، ج ۱۰، ص ۳۰۸)اعمال كساني كه به پروردگارشان كافر شدند همچون خاكستري است در برابر تندباد در يك روز طوفاني ، آن‌ها توانايي ندارند كمترين چيزي از آن چه را انجام داده‌اند به دست آورند و اين گمراهي دور است .

کاملا واضح و روشن است که اين آيه فقط در بر گيرنده کفار مي باشد يعني کساني که حقيقت اسلام را به روشني دريافته اند ولي با اين حال کفر و عناد مي ورزند .لذا اسلام نداشتن کساني که عناد و ستيزه جويي با دين ندارند وتنها بخاطر اينکه حقيقت اسلام به آنها نرسيده،مسلمان نيستند، شامل کفار اين آيه نمي شوند.

علي عليه السلام مي فرمايند “بهشت را هشت در است اولين آن براي انبيا وصديقين دومين آن براي شهدا وصالحين وپنج در بعدي براي مومنان راستين و در هشتم براي مردمان که با حق وحقيقت در ستيز نباشند(خصال صدوق،ج۲،ص۴۰۷-۴۰۸)

در نتيجه حکم کردن به کفر وعناد مخترعيني مانند اديسون که به بشريت خدمت کرده اند کار مشکلي مي باشد.در اين صورت ما هيچ دليلي نداريم كه جمله ان الله لا يضيع اجر المحسنين شامل اين‌گونه اشخاص نشود.

ظاهر

آية فمن يعمل مثقال ذرة خيراً يره و من يعمل مثقال ذرهْ شراً يره.(زلزال ،آيه۷-۸) ” هر كس به اندازه سنگيني ذره اي كار نيك كند آن را مي‌بيند و هر كس به مقدار ذره اي كار بد كند آن را خواهد ديد ” به وضوح شامل اين‌گونه اشخاص مي‌شود؛ زيرا درآيه تصريح شده، عمل نيك پاداش و عمل بد عقاب را در پي دارد. خوبي و بدي اعمال، قراردادي نيست، بلكه واقعي است و آثار خود را دارد؛ پس هر گاه اعمالي به‌وجود آمد كه ذاتا خوب باشد، بالطبع ثواب دارد.لذاست که قرآن مي فر مايد:”انا لا نضيع اجر من احسن عملاً”. ما اجر کسانی را که کار نیکو کنند ضایع نمی کنیم( كهف،آيه ۳۰)

مرادی

با سلام خدمت حاج فردوسی و منهاجیان این حدیث مکمل کننده بحث است
«عاصِ ٍمَثَلُ الَذينِ كفَروا بِرَبِهِمْ أعْمالُهُمْ كرَماد اشْتدَتْ بِهِ الرِيحُ فىِ يَوْمٍ لاتَقْدِرونَ مِمَا كسَبوُا عَلى شَى ذلِك هُوَ الضَلالُ البَعيدُ»(ابراهيم: 18)
«اعمال كساني كه به پروردگارشان كفر ورزيده اند مانند خاكستري است در برابر تندباد در يك روز طولاني كه نمي توانند كمترين بهره اي از آنچه را كه انجام داده اند به دست آورند و اين همان گمراهي دور و دراز است.»

تهرانی

سلام

امیدوارم جای درستی سوال کرده باشم

دوستان من یه سوالی دارم که خیلی وقته فکرم رو مشغول کرده یه شخصی هست که واقعآ به دیگران کمک میکنه به پیر مرد و جوان ……

حتی بعضی مواقع خودش تعریف میکنه که چطور به طرف کمک کرده من که اعتقاد دارم از خودم خجالت میکشم که شاید با بی تفاوتی از کنار کسی که کمک میخواست رد میشدم

اما در مقابل این خوبی ها یه چیز دیگه ای هم هست . این شخص شراب خوار و زنا کار و حتی خدا رو هم قبول نداره و همچنین امامان و پیامبران را هم قبول نداره.

میخواستم بدونم در آخرت آیا خدا این شخص رو میفرسته بهشت ؟ کلآ چی میشن اینطور افراد که کم هم نیستن.؟

مرسی

قادری

با سلام خدمت شما دوست گرامی

چند مطلب:

– مسئله نخست آن است که در مورد بهشتی بودن یا جهنمی بودن افراد نمی توان نظر قطعی داد. این مسئله در اختیار خداوند است و ما نمی توانیم بر اساس دید محدود و اطلاعات ناقص خود تعیین کنیم که چه کسی به بهشت خواهد رفت و چه کسی جهنمی خواهد بود.

– مطلب دیگر دو اصطلاحی است که باید به آن توجه کنیم: 1 حسن فعلی 2. حسن فاعلی
حسن فعلی به فعل مربوط است. در واقع هرگاه فعلی که از سوی فردی صادر می شود، فعل مطلوبی باشد مانند کمک کردن به یک فقیر، این عمل دارای حسن فعلی است یعنی خود کنش و رفتار، دارای خوبی و مطلوبیت است.
حسن فاعلی، نه به فعل انجام شده که به فاعل فعل و نیت او مربوط است. اینکه فاعل به چه قصد و نیتی یک عمل را انجام داده است. آیا به خاطر خودش آن عمل را انجام داده است یا برای خدا یا هر نیت دیگری؟
اعمالی که در دین اسلام به عنوان عمل صالح نام برده شده اند، اعمال هستند که هر دوی حسن فعلی و حسن فاعلی را دارا باشند. به این معنا که هم عمل، عمل خوبی باشد مانند کمک به فقیران و هم نیت فاعل، رضایت خداوند و انجام فرمان او باشد. مجموع این دو عمل موجب می شود که عملی، عمل صالح باشد.
در این زمینه شهید مطهری چنین می فرماید:
“حسن فعلی برای پاداش اخروی عمل کافی نیست، حسن فاعلی هم لازم است. حسن فعلی به منزله تن و حسن فاعلی به منزله روح و حیات است و بیان کردیم که ایمان به خدا و روز رستاخیز، شرط اساسی و لازم حسن فاعلی است و این شرطیت یک شرطیت قرار دادی نیست، یک شرطیت ذاتی و تکوینی است، مانند شرطیت هر راه معین برای مقصد معین. در اینجا فقط اشاره به یک نکته لازم است و آن اینکه ممکن است کسی بگوید برای حسن فاعلی ضرورت ندارد که حتما قصد تقرب به خداوند در کار باشد، اگر کسی عمل خیری را به انگیزه وجدان و به خاطر عطوفت و رحمتی که بر قلبش مستولی است انجام دهد، کافی است که عمل او حسن فاعلی پیدا کند. به عبارت دیگر انگیزه انسان دوستی برای حسن فاعلی کافی است، همین که انگیزه انسان “خود” نباشد حسن فاعلی پیدا می کند اعم از اینکه انگیزه “خدا” باشد یا “انسانیت”.
این نکته قابل تأمل است. هر گاه عملی به منظور احسان و خدمت به خلق و به خاطر انسانیت انجام گیرد در ردیف عملی که انگیزه اش فقط “برای خود” است نیست. البته خداوند چنین کسانی را بی اجر نمی گذارد. در برخی احادیث وارد شده است که مشرکانی نظیر “حاتم” با اینکه مشرکند، به خاطر کارهای خیری که در دنیا کرده اند معذب نخواهند بود و یا تخفیفی در عذاب آنها داده می شود.” (1)

موفق باشید

1. مرتضی مطهری- عدل الهی- صفحه 374-375

طلایی

برای پاسخ به سوال شما
ابتدا باید به این سوال جواب داد هدف اصلی از اختراع چیست؟
1.گاهی هدف اصلی از اختراع، صرفاً یک عمل تخریبی است (همانند کشف انرژی اتمی که نخستین بار به منظور ساختن بمب‌های اتمی صورت گرفت)، سپس در کنار آن منافعی برای نوع انسان نیز به وجود آمده که هدف واقعی مخترع یا مکتشف نبوده و یا در درجه دوم قرار داشته است، تکلیف این دسته از مخترعان کاملاً روشن است.

2.گاهی مخترع یا مکتشف ، هدفش بهره گیری مادّی، و یا اسم و آوازه و شهرت است و در حقیقت، حکم تاجری دارد

3.گروه سومی هستند که مسلّماً انگیزه‌های انسانی دارند و یا اگر معتقد به خدا باشند، انگیزه‌های الهی، و گاهی سالیان دراز از عمر خود را در گوشه لابراتوارها با نهایت فلاکت و محرومیت به سر می‌برند، به امید اینکه خدمتی به نوع خود کنند، و ارمغانی به جهان انسانیت، تقدیم دارند، زنجیری از پای دردمندی بگشایند و گرد و غباری از چهره رنجیده‌ای بیفشانند. این گونه افراد اگر ایمان داشته باشند و محرّک الهی که بحثی در آن نیست و اگر نداشته باشند اما محرّکشان انسانی و مردمی باشد بدون شک پاداش مناسبی از خداوند دریافت خواهند داشت، این پاداش ممکن است در دنیا باشد، و ممکن است در جهان دیگر، مسلّماً خداوند عالم و عادل آن‌ها را محروم نمی‌کند.
دلیل:
دلیل این مسأله، علاوه بر حکم عقل، اشاراتی است که در آیات و یا روایات آمده است. ما هیچ دلیلی نداریم که جمله «انَّ الّلهَ لایُضِیعُ أجْرَ الْمُحْسِنِیْنَ» شامل این گونه اشخاص نشود; زیرا «محسنین» در قرآن فقط به مؤمنان اطلاق نشده است، لذا می‌بینیم برادران «یوسف»(ع)هنگامی که نزد او آمدند، بی آنکه او را بشناسند و در حالی که او را «عزیز مصر» می‌پنداشتند، به او گفتند:«ما تو را از نیکوکاران می‌دانیم».

حدیث:

در حدیثی از امام موسی کاظم(ع)می‌خوانیم: «در بنی اسرائیل مرد با ایمانی بود که همسایه کافری داشت، مرد بی ایمان، نسبت به همسایه با ایمان خود، نیک رفتاری می‌کرد، وقتی از دنیا رفت، خدا برای او خانه‌ای بنا کرد که مانع از گرمای آتش شود… و به او گفته شد: این به سبب نیک رفتاریت نسبت به همسایه مؤمنت می‌باشد».

در حدیث دیگری از امام صادق(ع) می‌خوانیم: گروهی از یمن برای بحث و جدال خدمت پیامبر(ص)آمدند و در میان آن‌ها مردی بود که از همه بیشتر سخن می‌گفت و خشونت و لجاجت خاصی در برابر پیامبر(ص)می‌نمود، پیامبر(ص) آن چنان عصبانی شد که آثارش در چهره مبارکش کاملاً آشکار گردید، در این هنگام جبرئیل آمد، و پیام الهی را این چنین به پیامبر(ص)ابلاغ کرد: خداوند می‌فرماید: این مردی است سخاوتمند. پیامبر(ص)با شنیدن این سخن خشمش فرو نشست. رو به سوی او کرد فرمود، پروردگار با من چنین پیامی داده است و اگر به خاطر آن نبود آن چنان بر تو سخت می‌گرفتم که عبرت دیگران گردی!

آن مرد پرسید: آیا پروردگارت سخاوت را دوست دارد؟
فرمود: بلی! عرض کرد: من شهادت می‌دهم که معبودی جز «الّله» نیست، و تو رسول و فرستاده او هستی، و به همان خدایی که تو را مبعوث کرده، سوگند که تاکنون هیچ کس را از نزد خود محروم برنگردانده‌ام.

لاله

وعلیکم
عجب داستانی طرف اختراع کرده الانم هفتاد کفن پوسونده ما جمع شدیم دوره هم شب با بیل میندازیمش جهنم صبح با فرقون میبریمش بهشت.

اول هر کسی به دین خودش جواب ثواب میده
دویوم اَ کجا بدونم خدا رو قلبن قبول نشته شاید قبول داشته مگه ما تو قلبشیم
سیوم کار خوب کرده جون ادما رو نجات داده عقل میگه خدا مهربون در دنیا و اخرت جایز کار خوبشه میده.

تنها

به نظر من اگه بهشت و جهنمی وجود داشته باشه ، آدم اگه خوب باشه و سرش تو کار خودش باشه،فرقی نمی کنه مسلمان باشه یهودی باشه مسیحی باشه و … یا حتی کمونیست باشه ، جاش وسط بهشته. و شماهام بجای نظر دادن در مورد کسی بهتره سرتون تو کار خودتون باشه ، با این حرفا به هیچ جا نمی رسید .

خردمند

سلام خدمت حاج فردوسی عزیز من سوالی داشتم آیا امثال ادیسون بیشتر برای انسان ها سودمند بوده اند یا مثلا آیت الله فلان که تمام عمر به عبادت مشغول بوده است ولی مثلا در سطح جهانی کارهای بزرگ و تاثیرگذاری انجام نداده است؟

بی نام

قضاوت در مورد اینکه آیا شخص خاصی همچون ادیسون بهشتی است یا جهنمی، از حوزه علم ما خارج است. چنین کاری از هیچ کسی غیر از خداوند امکان پذیر نیست. فقط خداوند از نیات و باطن افراد خبر دارد و می‎تواند بصورت قطعی حکم کند که عمل چه کسی پاداش دارد و عمل چه کسی پاداش ندارد. البتّه فقط دربارة افرادی می‎توان اظهار نظر قطعی کرد که اولیاء الهی سرنوشت نهائی آنها را مشخص کرده باشند.

حکیمی

از نظر اسلام، اساسی‌ترین منشأ ارزش عمل، نیّت شخص است. یعنی صرف اینکه ظاهر عملی خوب باشد (مثلا کمک به دیگران) کافی نیست بلکه مهم تر از آن باطن و روح این عمل است که به چه نیتی این کار انجام شده است. از کتاب تهذیب از نبی اکرم( صلی الله علیه و آله) نقل شده که فرمود: «اِنَّما الاَعْمالُ بِالنّیّاتِ وَلِکُلِّ امْرِء ما نَوی؛ محققاً (ارزش) کارها به نیّت‌هاست و فقط برای انسان آنچه نیّت کرده است می‌ماند».
همچنین امام صادق ( ع ) می فرماید: کارتان را برای خدا قرار دهید نه برای مردم ، زیرا هر چه برای خدا است‏ برای خدا ( بسوی خدا ) است و هر چه برای مردم است بسوی خدا بالا نمی‏رود.

یعنی اگر ما کاری را به خاطر رضای خدا انجام دهیم، خداوند کریم پاداش آن را به ما خواهد داد اما اگر کاری را به نیت کسب شهرت، لذت و دیگر مواهب دنیایی انجام دهیم دیگر نباید انتظار داشته باشیم که خداوند، بهشت را به ما پاداش دهد.
و همچنین ارزش اعمال خیر به کیفیت آنهاست نه به کمیت. مثلا اگر شخص سرمایه داری، بیمارستان خیلی بزرگ و مجهزی را برای بیماران فقیر احداث کند اما هدفش از این کار خودنمایی و کسب شهرت باشد عملش ارزشی در بارگاه الهی نخواهد داشت ولی از آن طرف کسی 100 تومان به فقیری قربة الی الله کمک کند نزد خداوند متعال اجر و منزلت عظیمی خواهد داشت. حضرت محمد(ص){گفتم وسطش صلوات بذارم بتونی یه نفسی تازه کنی} فرمودند: «ضربت علی در روز خندق افضل از عبادت ثقلین است» .

بتول

همه ی غیرمسلمانان و کافران با هم مساوی نیستند و به دو گروه تقسیم می شوند:
گروهی که اصطلاحاً به جاهل مقصر و کافر معاند معروفند؛ یعنی اسلام به آن‌ها رسیده و آنان به حقانیت آن پی برده‌اند، اما با لجاجت و سرکشی حاضر به پذیرش حق نشده اند.
گروه دیگر کفارى هستند که جاهل قاصرند. اینها کسانی هستند که پیام اسلام و حقانیت آن به آن‌ها نرسیده یا غیر واقعی رسیده است، لذا علم به حقانیت دین اسلام ندارند و در عدم پذیرش خود مقصر نیستند تا گناهکار محسوب شوند.
روشن است که این گروه چه در مناطق دور افتاده زمین زندگی کنند و چه در قاره اروپا و امریکا و به اصطلاح مهد تمدن زندگانی بگذرانند، ممکن است به دلیل عدم امکانات، تبلیغات سوء دشمنان ایمان دینی، رفتار ناشایست پیروان دین حق و… شرایطی برایشان فراهم آید که در استضعاف فکری بمانند و حق برای آنان ان چنان که شایسته است روشن نشود.

این گروه در قرآن «مُرجَونَ لامر الله» معرفى شده‏ اند یعنی چشم امید دارند به امر خدا که چه حکمی را با توجه به عدالت و رحمت خود در مورد آنها صادر کند. اعمال خیر این گروه اگر با انگیزه های خودخواهانه و خائنانه همراه نباشد و مثلا بر اساس عواطف پاک انسانی و نوع دوستی باشد، متناسب حالشان پاداش داده می شود. گرچه این گروه از راهنمایی حجت ظاهری که همان پیامبر است بی بهره بوده اند اما از هدایت عقل که به عنوان حجت باطنی خداوند معرّفی شده است برخوردار بوده اند و بنابراین خداوند به میزان عقلشان به حسابرسی آنها خواهد رسید. امام صادق (ع) در مورد مستضعفان می فرمایند:« خداوند با آنها بر حسب‌ اعمالی‌ که‌ انجام‌ داده‌اند رفتار می‌نماید ؛ اگر اعمال حسنه داشته باشند و از محرمات اجتناب کرده باشند داخل در بهشت می شوند.

جیران

خداوند در قرآن می فرماید: «انا لا نضیع اجر من احسن عملا» ما اجر کسی را که عمل نیکی انجام داده است، ضایع نمی کنیم. و همچنین در آیه دیگری می فرماید: «فَمَن یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَیْرًا یَرَهُ»(سوره : الزلزلة آیه : 8) «پس هر کس به وزن ذره ای نیکی کرده باشد آن را می بیند.» با توجه به این آیات معلوم می شود که عمل خیر از هر کس سر بزند خداوند متعال پاداشی متناسب با آن به او عطا می‌کند اما باید توجه داشت که این پاداش همیشه پاداش اخروی نیست، بلکه بستگی به نیت آدم از آن عمل دارد. اگر منظورش نتیجه‏اى دنیوى باشد نتیجه‏اى که شانى از شؤون زندگى ‏دنیاى او را اصلاح مى‏کند، از مال و جمال و جاه، و یا بهتر شدن وضعش، عملش آن نتیجه را مى‏دهد ، و عملى که به این منظور انجام شده نتایج أخروى را ببار نمى‏آورد، زیرا فاعل آن، قصد آن نتایج را نداشته تا آن نتایج به دستش بیاید. (تفسیر المیزان ص260) واگر منظورش کسب ثواب آخرت و رضای خدا باشد به آن خواهد رسید. چنانچه خداوند میفرماید: « مَن کَانَ یُرِیدُ حَرْثَ الْآخِرَةِ نَزِدْ لَهُ فِی حَرْثِهِ وَمَن کَانَ یُرِیدُ حَرْثَ الدُّنْیَا نُؤتِهِ مِنْهَا وَمَا لَهُ فِی الْآخِرَةِ مِن نَّصِیبٍ» کسى که بهره آخرت را مى‏خواهد به بهره‏اش مى‏افزاییم، و کسى که تنها بهره دنیا را مى‏خواهد تنها از دنیا به او مى‏دهیم، و دیگر در آخرت بهره‏اى ندارد.

شیدا

صرف اینکه عملی خیر باشد نتایج اخروی به بار نخواهد آورد بلکه فاعل باید آن را به انگیزه رضایت خدا انجام دهد تا پاداش آخرت داشته باشد. مثلا صدقه دادن عمل خیری است که طبق سنت الهی آثاری دنیایی همچون افزایش روزی در پی دارد. حال اگر دو نفر صدقه بدهند که یکی تنها به خاطر کسب شهرت و ریا آن را انجام می دهد و دیگری برای رضای خدا، هر دو نتیجه عمل خود را میگیرند؛ اما اولی فقط از مزایای دنیایی آن همچون افزایش روزی و شهرت برخوردار می شود ولی دومی هم از آثار دنیایی و هم از اخروی آن. چنانچه هم اکنون هم سرمایه داران بی دینی در دنیا هستند که هر ساله کمک زیادی به یتیمان و نیازمندان میکنند و از مزایای دنیایی آن برخوردار میشوند.

البته اینطور نیست که نیت افراد همیشه یا از سر خودخواهی محض باشد و یا از سر خداخواهی محض بلکه بین این دو، مراتب زیادی وجود دارد. به عنوان مثال اگر شخص غیر مسلمانی در بیابانی که هیچ کس او را نمی بیند که زمینه ریا فراهم باشد به شخص درمانده یا حیوانی کمک کند و از این کار هیچ سودی عاید او نشود و حتی هیچ چشم داشت و انتظار تمجیدی نداشته باشد، عمل او با کسی که کار خیری را تنها از روی خودخواهی انجام داده قطعا یکی نیست. کافران و غیرمسمانانی که در بی دینی خود مقصر نیستند به هر میزان که انگیزه شان از عمل، به دور از خودخواهی باشد و مثلا به خاطر بشردوستی و نیات خیر دیگر باشد، به همان میزان اهل نجات خواهند بود. مثلا به این صورت که از عذابشان کاسته شود یا اینکه اگر موحد باشند در درجات پایین بهشت قرار بگیرند و خلاصه خداوند عادل اعمال خیر آنها را بیاثر نخواهد گذاشت

علی جان

در حدیثی از امام موسی کاظم(ع)می‌خوانیم: «در بنی اسرائیل مرد با ایمانی بود که همسایه کافری داشت، مرد بی ایمان، نسبت به همسایه با ایمان خود، نیک رفتاری می‌کرد، وقتی از دنیا رفت، خدا برای او خانه‌ای بنا کرد که مانع از گرمای آتش شود… و به او گفته شد: این به سبب نیک رفتاریت نسبت به همسایه مؤمنت می‌باشد».

همچنین از امام صادق (ع) نقل شده است: در زمان موسى صلوات اللَّه علیه پادشاه جبّارى بود که با شفاعت بنده صالحى حاجت بنده مؤمنى را بر آورده ساخت، اتفاقا آن بنده صالح و آن پادشاه جبّار هر دو در یک روز وفات یافتند، و مردم براى تشییع جنازه پادشاه قیام کردند و سه روز بازار را به احترام و سوگ او بستند، امّا جنازه آن بنده صالح در خانه‏اش باقى ماند و موریانه‏ها و حشرات زمینى از گوشت روى او ارتزاق کردند تا اینکه بعد از سه روز موسى او را یافت و با تعجّب به درگاه الهى عرضه داشت: پروردگارا آن پادشاه جبّار دشمن تو بود و این بنده صالح دوست و ولىّ تو پس چگونه با آنها این طور معامله شد؟ آن وقت به او وحى شد: اى موسى این بنده صالح و ولىّ من از این پادشاه جبّار درخواستى کرد که آن پادشاه درخواست او را انجام داد، پس من به جبران آن عمل نیک در اداى درخواست مؤمن آن پادشاه را با عزّت روانه گورستان کردم و این بنده صالح را به مکافات درخواست از ظالم به این بلیّه مبتلا نمودم.

این حدیث بیانگر این است که خداوند مهربان حتی پاداش کار نیک ظالمان را هم میدهد اما چون آن پادشاه ظالم خداپرست نبوده و این عمل را تنها جهت نفع دنیوی انجام داده خدا هم در همین دنیا جزایش داده است.

رسول

جواب این سوال وابسته به برداشت افراد از انسان و جامعه انسانی است. اگر نگاه کسی به انسان این باشد که انسان یعنی همین موجود دو پای راست قامتی که حدود هفتاد ، هشتاد سال عمر می کند و آنگاه مرده و خاک می شود و دیگر ادامه ای ندارد ، در آن صورت جای این پرسش خواهد بود که واقعاً ادیسون برای چنین بشری زیاد زحمت کشیده یا مثلا عالمی همچون آیت الله …؟ و البته جای این پرسش هم هست که آیا زحمت کشیدن برای چنین موجودی اساساً ارزشی هم دارد یا نه؟ امّا اگر نگاه کسی به انسان این باشد که او موجودی است مرکّب از روح و بدن که هفتاد ، هشتاد سال میهمان این دنیاست و آنگاه از آن کوچ کرده به دیار برزخ کوچ خواهد نمود و از پس برزخ در عالم آخرت تا ابد زندگی خواهد کرد ، آنگاه چنین سوالی حقیقتاً خنده دار خواهد بود. چون از طرفی شکّی نیست که هفتاد ، هشتاد سال در مقابل ابدیّت چیزی نیست؛ و از طرف دیگر شکّی هم در این نیست که اختراع ادیسون فقط به درد همین هفتاد، هشتاد سال زندگی دنیا می خورد نه به درد ابدیّت انسان؛ امّا تعالیم علما که برگرفته از دین است افزون بر اینکه سعادت حقیقی دنیا را نصیب انسان می کند سعادت ابدی اخروی را هم در پی دارد. پس چگونه می توان این دو کار را باهم مقایسه نمود.

خدمت حقیقی به مردم، یعنی خدمت به انسانتر شدن آنها، نه خدمت به جنبه های حیوانی آنها. آیة الله بهجت، هزاران نفر را مستقیم و غیر مستقیم، انسانتر کرده است.

فاطمه

آیه 39 سوره نور می فرماید کسانی که کفر ورزیدند عمل شان مانند سراب است مانند تشنه ای که سراب را آب می داند و آیه 19 سوره اسراء می فرماید کسی که آخرت را اختیار کرده و برایش تلاش می کند اگر مومن بود خداوند عملش را می پذیرد. با توجه به اینکه آیه قرآن سرنوشت افرادی مانند ادیسون معلوم می شود البته اولا ما که نمی دانیم اشخاصی مانند ادیسون مومن بوده است یا کافر و ثانیا ما که در جلسه خلقت و یا در مقام خداوندی قرار نداریم تا سرنوشت انسان ها را بدانیم.

fa فارسی
X