۱۸ دی

ضرورت تشکیلات رسمی تربیتی

بعد از مطالعات بسیار در مسائل تربیتی و سلوکی، به این نتیجه رسیدم که مع الاسف، تصوف (با تمام اشکالات و انحرافاتش) تنها تشکیلات رسمی تربیتی و سیر و سلوکی موجود است.
با این حساب، ضرورت تأسیس یک تشکیلات رسمی تربیتی با برنامه‌ای منسجم و منظم بر اساس عقاید حقه‌ی شیعه‌ی اثنی عشری (در بخش نظر) و فقه شیعی (در بخش عمل)، که مورد تأیید همه‌ی فقهای بزرگوار (که امنای امت در عصر غیبت‌اند) باشد، را به شدت احساس کردم.
نبودن چنین سیستم تربیتی منسجمی برای تربیت نفوس مستعده، دو نتیجه‌ی عمده دارد؛

اول: گرایش مشتاقان مسائل معنوی و روحی به فرقه‌های منحرف صوفیه. (افرادی که روشنگری‌های علمای راستین در آنان اثر نکرده و به هر صورت می‌کوشند تا خود را به برنامه‌ای متصل کنند)

دوم: هرز رفتن استعداد‌های فطری و الهی مؤمنین و مؤمنات (کسانی که روشنگری علما را قبول دارند و از آلوده شدن به فرقه‌ها و نحله‌های مشکل‌دار پرهیز می‌کنند. این افراد گرچه به انحراف نمی افتند ولی به خاطر نبودن برنامه‌ی رسمی و روشن، پیشرفت قابل توجهی هم نمی کنند)

خلاصه‌ی کلام این که، کوبیدن تصوف، بد گفتن از صوفیه، تخریب برخی اماکن منتسب به آنان، چاپ و انتشار کتاب‌هایی علیه آنها و افشاگری علمای راستین، (گرچه لازم است ولی) کفایت نمی کند و نیاز مبرم وجود دارد که جایگزین سالم و مورد تأییدی به مشتاقان امور روحی و معنوی ارائه گردد.

(قسمتی از مقدمه‌ی نسخه‌ی اول مجموعه‌ی قواعد نظری و قوانین عملی منهاج فردوسیان)

 

کلمات کلیدی: , , , , , , ,

17
دیدگاه

12 نویسندگان
5 پاسخ‌ها
0 دنبال کنندگان
 
مرتب کردن بر اساس بیشترین بازخورد
مرتب کردن بر اساس داغ‌ترین دیدگاه
4 نویسندگان برتر
  مشترک شوید  
جدیدترین نظرات قدیمی‌ترین نظرات نظرات با امتیاز بالا
اشتراک برای:
محسن احمدی

در واقع نظام یعنی نظم دادن چیزهای گوناگون تحت یک ضابطه. نظام؛ منطق و محوریتی است که می‌تواند پدیده‌های گوناگون را در حول خود انتظام بخشد.نظام تربیتی حاج فردوسی مانند نخ تسبیح تمام مسائل دینی رو کنار هم جمع کرده و یک شیوه جدیدی رو خلق کرده

زیبا

جامعه و امت اسلامی زیر سایه قرآن کریم از تمام آسیب‌ها و مشکلات در امان می‌ماند.

النازی

تلاش و همت جامعه اسلامی کنار امداد خداوند ویاری قران کریم قطعا لازم هیچ امتی با دست روی دست گذاشتن به موفقیت نمیرسه این روزهاهم که دشمنان اسلام لعنت الله علیهم بیشتر از قبل برای از بین بردن ارزشهای اسلامی تلاش میکنن..منهاج شدیدن لازمه که با این جریانات و فرقه ها مبارزه کنه و حقیقت رو به مردم نشون بده..ماهم میتونیم با انتشار مطالب منهاج فردوسیان و اشنا کردن دوستان و نزدیکامون کمک بزرگی بهشون بکنیم قطعا اجرشو هم در دنیا و هم در اخرت خواهیم دید .با تشکر

رحمن

در واقع صوفیان می خواستند با ژنده‏ پوشى و صوفی گرى و بی اعتنایى به دنیا و لذات آن کسب عرفان کنند و بدین طریق خود را به صفات عالیه فرزانگان آراسته سازند. چنان که در کتاب «اصطلاحات الصوفیه» از مجموعه رسایل محمد طبسى آمده است:
«صوف را سه حرف است و هر حرفى را نشانى از حالى و مقامى .صاد نشان صبر و صدق، و او- نمونه وصل الهى و مراد نفس را ترک گفتن وفا اشارت به فراغ از دنیا و هر چه در اوست».

جمال

دلم می خاست این نکته را در مورد تصوف بگویم
گفته‏ اند: تصوف و صوفى به «اهل صفه» منسوب است که جماعتى از مسلمانان مخلص و فقیر صدر اسلام بودند و در صفه مسجد النبى سکونت داشتند و از صدقات روزى مى خوردند. این دسته از محققین به مناسبت مشابهت ظاهر احوال صوفیه به اهل صفه، کلمه صوفى را مشتق از آن می دانند.

ناجی

عرفان واژه ‏اى است که با عنوان تصوف ارتباط نزدیک دارد، تا آن جا که گاهى آن دو به جاى هم استعمال می شوند. لکن اگر با نگاه محققانه و عمیق به آن بنگریم به تفاوت هاى ظریفى بین آنها پى می بریم.

حسن امیری

تردیدى نیست که جوهره لطیف عرفان را عشق و هسته مرکزى تصوف را عرفان تشکیل می دهد و تصوف و صوفى مسلکى، به عنوان یک قشر اجتماعى تنها نمود ناچیزى از عرفان حقیقى است که بعضا نیز انحرافاتى در جریانات صوفیانه سبب شده، تا چهره واقعى عرفان ناشناخته بماند و حتى به غلط از آن به اجتماع ‏گریزى، انزوا طلبى، درویش مسلکى و احیانا سحر و جادوگرى یاد می ‏شود.

کمیل

در وادى عرفان ابزار حس و عقل کارساز نیست.
آینه دل را باید مصفا کرد و آن را جلوه‏گاه تجلیات الهى قرار داد.
هر چه عارف‏اند از دل خوانده است
از کتاب و درس دست افشانده است

ثریا

عارف الهى و حکیم ربانى، ملا صدراى شیرازى گوید:
«و الحق ان علوم الا ذواق و معارف المقامات لا یسع فى جلابیب الحروف و الکلمات على ما هو حقه.و من لم یذوق لم یعرف».
ترجمه: واقعیت این است که علوم ذوقى و معارف مربوط به مقامات عرفانى آن چنان که هستند در قالب حروف و کلمات نمی گنجند و کسى که آن ها را نچشیده باشد درک نمی کند.

صبا

من خیلی متوجه مطالبتون نشدم چند بار هم خوندم ولی چیزی دستگیرم نشد کاش یکم روان تر و ساده تر توضیح می دادین. سطح سواد همه ما در حد حاج فردوسی نیست و کمی دچار مشکل می شویم

جلالی

تصوف جوری در افکار و روان جوان ها و حتی افراد مسن رخنه می کنه که انگار از روز اول صوفی بوده اند. خدایا ما را از شر دروغ گویان و گمراه کنندگان حفظ کن

نرگس

الهی آمین. همچنین حاج فردوسی عزیز رو برای ما و همه منهاجی ها حفظ کند. به امید روزی که اکثریت مردم منهاجی بشوند

شمیم

حاج فردوسی موفق شدن بهترین تشکیلات و نظام تربیتی رو تدارک ببینن و این مطلب بر هیچ کسی که با منهاج فردوسیان آشنا است پوشیده نیست. خیلی ها سعی در انکار منهاج فردوسیان و این نظام هستند ولی در آخر این منهاجی ها و منهاج فردوسیان است که پیروز می شود

روح‌الله

روشهای سیر و‌ سلوک بسیاری تاکنون توسط علما و مراجع عالیقدر چون حضرت امام خمینی (ره) و سایر اصحاب ایشان ذکر شده است. بنظر جنابعالی، روش شما با روشهای ایشان متفاوت است یا در موازات هم قرار دارند؟