۱ بهمن

نصیحتی از مولایمان امیرالمؤمنین (علیه‌السلام)

آقا امیر المؤمنین (علیه‌السلام) بر طبق آنچه در ابتدای خطبه‌ی ۱۲۰ نهج البلاغه آمده، می‌فرمایند:

«تَاللَّهِ لَقَدْ عُلِّمْتُ تَبْلِیغَ الرِّسَالَاتِ وَ إِتْمَامَ الْعِدَاتِ وَ تَمَامَ الْکلِمَاتِ وَ عِنْدَنَا أَهْلَ الْبَیتِ أَبْوَابُ الْحُکمِ وَ ضِیاءُ الْأَمْرِ أَلَا وَ إِنَّ شَرَائِعَ الدِّینِ وَاحِدَهٌ وَ سُبُلَهُ قَاصِدَهٌ مَنْ أَخَذَ بِهَا لَحِقَ وَ غَنِمَ وَ مَنْ وَقَفَ عَنْهَا ضَلَّ وَ نَدِمَ اعْمَلُوا لِیوْمٍ تُذْخَرُ لَهُ الذَّخَائِرُ وَ تُبْلَى فِیهِ السَّرَائِر»

یعنی: به خدا سوگند! تبلیغ رسالت‏‌ها، وفاى به پیمان‏‌ها، و تفسیر اوامر و هشدارهاى الهى به من [و یازده جانشین برحق آن حضرت،] آموزش داده شده، درهاى دانش و روشنایى امور انسان‏‌ها نزد ما اهل بیت پیامبر (علیهم‌السلام) است. آگاه باشید که قوانین دین، یکى و راه‌هاى آن، آسان و راست است، کسى که از آن برود به قافله و سرمنزل رسد، و غنیمت بَرَد، و هر کس که از آن راه نرود گمراه شده و پشیمان گردد. مردم! براى آن روز که زاد و توشه ذخیره مى‏کنند، و اسرار آدمیان فاش مى‏گردد، عمل کنید.

من (حاج فردوسی) نیز همین سخنان را برای رفقایم تکرار می‌کنم: «آگاه باشید که قوانین دین، یکى و راه‌هاى آن، آسان و راست است، کسى که از آن برود به قافله و سرمنزل رسد، و غنیمت بَرَد، و هر کس که از آن راه نرود، گمراه شده و پشیمان گردد.»
رفقای من، رفقای خوب من، قوانین منهاج فردوسیان را با جدّیّت تمام، پیگیری کنید تا همراه قافله‌ی منهاجیّون و منهاجیّات، رهسپار به سوی منازل عالیه‌ی بهشت باشید.

ان شاء الله

کلمات کلیدی: , , , , ,

62
دیدگاهتان در باره‌ی مطلب بالا را بنویسید

 
 
 
34 نویسندگان
28 پاسخ‌ها
0 دنبال کنندگان
 
مرتب کردن بر اساس بیشترین بازخورد
مرتب کردن بر اساس داغ‌ترین دیدگاه
19 نویسندگان برتر
  مشترک شوید  
جدیدترین نظرات قدیمی‌ترین نظرات نظرات با امتیاز بالا
اشتراک برای:
فاروغی

در واقع دنیا مقدمهو درگاهی است جهت رسیدن و تقرب به خداوند و نزدیکی به او و دراین دنیا خداوند وسایلی را قرار داده است که تحقق این هدف را تسریع می بخشد و مارا در راه رسیدن به این هدف یاری کند . نزدیکی به خداوند امری است که یک شبه نمی توان به آن رسید بلکه نیازمند زمان و انجام اقداماتی است که یکی از این راه ها مودت ائمه ی اطهار است

ساجده

منظورتون از مودت اهل بیت چیست

کاظم

مودت همان محبت و دوست داشتن قلبی و درونی است که انسان ها نسبت به اهل بیت دارند

راحیل

خیر دوست عزیز مودت و محبت باهم متفاوت اند

ساجده

میشه فرق بین مودت و محبت رو توضیح بدین

یاسر

شاید در نگاه اول مودت و محبت یکسان باشتد و هم معنی چون حتی مفسّران قرآن هم از جهت استعمالات قرآنی، مودّت و محبّت را هر دو به یک معنی و «دوستی» ترجمه نموده اند و ظاهراً اینگونه برداشت میشود که فرق قابل توجهی بین این دو کلمه و معنی هایشان از جهت استعمالات قرآنی و مفهومی قائل نشده اند؛ مانند آنچه ذیل آیه شریفه «إلا المودّه فی القربی» گفته اند.
اما در واقع این ۲ کلمه از جهت درجه و مقام دوستی، با توجه به روایات، متفاوت اند و حتی شاید بتوان گفت که مودّت درجه ای بالاتر از محبت دارد

حاج علی

دقیفا همینه واژه ی مودت و محبت در زبان فارسی یکسان در ترجنه شده اند ولی در واقع اینگونه نیست و متفاوت اندهر زبان و ادبیاتی، نسبت به زبان‌های دیگر، کم و کاستی‌هایی در کلمات و واژگان جایگزین دارد و به همین علت، در ترجمه و انتقال مفهوم، گاها با مشکل مواجه می شود مثلا در همین موردی که شما فرمودین هم این نکته صادق است

ساجده

چ نکته ریز و جالبی رو بیان کردین میشه بیشتر مثال بزنید

حاج علی

بله مثلا درمورد همین ۲ کلمه ی مورد بحث ما مودت و محبت ما در فارسی، کلمه «دوست» را برای “صدیق – رفیق، محبوب و معشوق” جایگزین می‌نماییم و همه را دوست داشتن می‌گوییم، و حال آن که بسیار تفاوت است میان «صداقت، رفاقت، محبت و مودت». آدمی می‌تواند نسبت به دشمن خود نیز صداقت داشته باشد، اما محبت یا مودت ندارد

احسان

اگر چه مودت نیز ریشه در «محبت» دارد و محبت هم چنان اساسو ریشه ی کلمه ی مودت است اما در واقع در معنای این دو واژه بسیار متفاوت هستند
تفاوت‌های زیادی برای این دو واژه میتوان بیان کرد اما درواقع می توان گفت که اصلی‌ترین آن دلایل این است که «به ظهور و بروز محبت» در اندیشه، گفتار و رفتار آدمی را «مودت» می‌گویند؛ یا به تعبیری دیگر: «محبت در وادی عمل را مودت می‌گویند». مثل “دوست داشتن و دوستی کردن”

مرصاد

واژه ی محبت در اصل یک گرایش و تعلق روحی و جانی و قلبی است که نه تنها انسان بلکه همه ی موحدات میتوانند ان را نسبت به کسی یا چیزی داشته باشند ساده‌ترین راه و طریق ظهور و احساس کردن درونی معنی ان کلمه نیز «لفظ و گفتار» است، مثل این که کسی به دیگری بگوید: «تو را دوست دارم»؛ اما مودت در واقع نمایش محبت و انجام ان است

مریم

بسیار جامع توضیح دادید و دقیقا همینجاست که محبت ازمون و تجربه میشود در واقع مودت راه اثبات محبت و عملی نشان دادن است اکر کسی را دوست داریم خب چقدر و تا چ اندازه و ایا اصلا واقعا درونن و قلبا دوست داریم یا صرفا لفظی بر گفتار است اثبات این سوال ها و به جواب رسیدن از طریق مودت است که امکان پذیر میشود

هانیه

کاملا صحیح و در واقع به خاطر همین است که در یکی از ایات مبارکه از ایات قران میخوانیم که : «بگو که اجر رسالت من، در مودت به اهل بیت علیهم السلام می‌باشد»، یعنی نه تنها نسبت به آنها معرفت (شناخت) و محبت (علاقه قلبی) داشته باشید، بلکه این محبت و گرایش را در تمامی شئون وجودی و زندگی فردی و اجتماعی خود، ظاهر نمایید. این می‌شود «اسلام ناب محمدی صلوات الله علیه و آله»

علی کاظمی

یکی از مقام هایی که انسان در مسیر تکامل معنوی باید تلاش کرده تا به آن برسد مقام محبت خدا است که علاوه بر دوست داشتن پروردگار و اولیا خدا باید اعمالی که انسان را به خدا نزدیک می کند نیز، دوست بدارد.

راحیل

دوستان کسی درمورد مودت ایجابی و سلبی چیزی شنیده؟

تیموری

دوست عزیز واژه‌ی «الموده» یا به فارسی همون مودت ، سه بار در قرآن کریم تکرار شده است که همان طور که خودتان فرموده اید یکی جنبه‌ی ایجابی دارد و دو تای دیگر جنبه‌ی سلبی دارد جالب اینجاست که هر دو حالت هم ایجابی و هم سلبی یک آیه تکرار شده اند

یاسر

حالت ایجابی ان

« … قُل لَّا أَسْأَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّهَ فِی الْقُرْبَى … » (الشّوری، ۲۳)

ترجمه: بگو: «به ازاى آن [رسالت‏] پاداشى از شما خواستار نیستم، مگر دوستى (مودت) درباره خویشاوندان»

هاتف

حالت سلبی ان

« یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا عَدُوِّی وَعَدُوَّکُمْ أَوْلِیَاء تُلْقُونَ إِلَیْهِم بِالْمَوَدَّهِ وَقَدْ کَفَرُوا بِمَا جَاءکُم مِّنَ الْحَقِّ یُخْرِجُونَ الرَّسُولَ وَإِیَّاکُمْ أَن تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ رَبِّکُمْ إِن کُنتُمْ خَرَجْتُمْ جِهَادًا فِی سَبِیلِی وَابْتِغَاء مَرْضَاتِی تُسِرُّونَ إِلَیْهِم بِالْمَوَدَّهِ وَأَنَا أَعْلَمُ بِمَا أَخْفَیْتُمْ وَمَا أَعْلَنتُمْ وَمَن یَفْعَلْهُ مِنکُمْ فَقَدْ ضَلَّ سَوَاء السَّبِیلِ » (الممتحنه، ۱)

ترجمه: اى کسانى که ایمان آورده‏اید، دشمن من و دشمن خودتان را به دوستى برمگیرید [به طورى‏] که با آنها اظهار دوستى کنید، و حال آنکه قطعاً به آن حقیقت که براى شما آمده کافرند [و] پیامبر [خدا] و شما را [از سرزمین‌هایتان] بیرون مى‏کنند که [چرا] به خدا، پروردگارتان ایمان آورده‏اید، [پس] اگر براى جهاد در راه من و طلب خشنودى من بیرون آمده‏اید. [شما] پنهانى با آنان رابطه دوستى برقرار مى‏کنید در حالى که من به آنچه پنهان داشتید و آنچه آشکار نمودید داناترم. و هر کس از شما چنین کند، قطعاً از راه درست منحرف گردیده است

الهام

همه امور انسان باید به گونه ای باشد که بهترین نیت و براساس کار برای محبت خدا برنامه ریزی شود لذا حضرت محمد(ص)، احسن نیت را به شاکله ای تعبیر کردند که اعمال انسان بر مبنای آن شکل می گیرد و این شاکله تا زمانی که رغبت به غیر خدا باشد، نمی تواند عمل خالص برای خدا را در خود ببیند.

صبا

محبت حضرت حق اگر در وجود انسان نمایان شود، باید تبدیل به محبت اولیا شده تا مومنان بدانند که هموار شدن راه رسیدن به خدا جز از طریق محبت اولیا امکان پذیر نیست لذا از معرفت رجال که همان معصومان(ع) و انبیاء الهی(ع) هستند می توان دریافت که پروردگار مقدر ساخته تا از طریق معرفت امام به معرفت خدا برسیم.

یاسر

طبق آیات قرآن راه رسیدن به خدا از مسیر اهل بیت(ع) می گذرد

محمد نقیبی

یگانه راه، و تنها طریق وصول به قله معرفت و قرب الی الله، تنها و تنها امام معصوم است که ولیّ و حجت خدا بر روی زمین بوده و دیگر راه‌ها و دیگر افراد مشروعیت ندارند و انسان را نه تنها به خدا نمی‌رسانند، بلکه سبیل طاغوت بوده و انسان را از خداوند متعال دور کرده و به همان اندازه به سوی شقاوت و بدبختی انسان رهنمون خواهند شد.

سینا پناهی

امام علی(ع) در خطبه ۴۹ نهج البلاغه می فرماید: «ستایش مخصوص خداوندى است که از اسرار پنهانی ها آگاه است و نشانه‏ هاى واضح‏ و روشن، بر هستى او دلالت مى‏ کنند، هرگز در برابر چشم بینایان آشکار نمى‏ شود، ولى نه‏ چشم کسى که وى را ندیده انکارش تواند کرد و نه قلب کسى که او را نشناخته مشاهده‏ اش‏ تواند نمود

یاوری

امیر مؤمنان علیذ(ع) در باره خداشناسی می‌ فرمایند: «معرفه الله سبحانه، اعلی المعارف؛ شناختن خدای پاک و منزه، والاترین معرفت‌هاست». ایشان در تعبیر دیگر می‌ فرمایند: «العلم بالله، افضل العلمین: خداشناسی با فضلیت‌ ترین علم است.»

معصومه الهی

من سر این مسئله موندم که اگه قوانین دین آسونه و حتی امام علی علیه السلام این مورد رو ذکر کردن پس چرا حاکمان گذشته اونقدر در برابر او مقاومت داشتند و خیلی از اونها حاضر به جنگ می شدند و نمی پذیرفتند که به قوانین دین عمل کنند.
به عنوان مثال الان در ایام عذاداری امام حسین علیه السلام هستیم پس در مورد ایشان ذکر می کنم که مگه عمل قوانین دین برای یزید و یارانش انقدر سخت بود که الان بخوان از طرف تمام مسلمین لعن و نفرین بشن؟ و آیا واقعا اونقدر سخت بود که حاضر بشن اینقدر ظلم به خانواده امام حسین و خود ایشون بکنند؟
البته که من در جایگاه این نیستم که بخوام در موردش نظر قطعی بدم و تحقیقی هم نکردم در این موضوع اما اینطور که از این حدیث برداشت کردم این بود که قوانین دین ساده هستند و هر کس به اونها عمل کنه به نعمت و ثروت میرسه .خب قطعا همه هم که نعمت و ثروت رو دوست دارن پس دلیل پشت کردن به اون چیه؟
من فکر میکنم این باشه که قوانین دین رو بد به ما آموزش دادن یا یک راه حل ساده رو به شکل خیلی پیچیده به ما نشون دادن یا بهتر بگم لقمه ای که مستقیم میشد داخل دهان کرد رو دور سر چرخوندن و وارد دهن کردند. چون واقعیت خود من هم الان در این زمونه اونقدر اعتقاداتم به دین قوی نیست اما از مطالب این وبسایت خوشم اومد و خواستم که نظرم رو بگم و از دوستان هم میخوام که در بحث من اگر ممکنه شرکت کنن و این موضوع رو روشن کنن که آیا واقعا همینطور نیست؟ در مدرسه چقدر به ما گفتن که اگه فلان کار بد رو بکنی دیگه خدا می بردت جهنم! پس ببخش خدا چی میشه؟ آیا همون حرف ها باعث نشد که خیلی از ما نسبت به این قوانین و حتی خود دین سرد بشیم ؟

مریم عباسی

حتما همینطوره حاج فردوسی عزیز ما به یاری شما روز به روز به بیشتر به انجام حقیقی احکام دین نزدیک میشیم وفلاح و رستگاری رو خواهیم دید و به زودی خیلی های دیگه هم منهاجی میشن به شرط تداوم تبلیغ ما ..راه طولانی در پیش هست ک اخرش قطعا سعادت تمام منهاجی هاست … ان شاء الله خداوند بزرگ هم” اهدنالصراط المستقیم ”
با تشکر از شما و تمام کسانی که برای توسعه این سایت و نشر مطالب زیبا تلاش میکنند.

محمد

دوری از تقوا به معنای عمل به هر کار زشت عقلانی و عقلایی و گرایش به پلیدی ها عامل اصلی است که موجبات گمراهی و عدم بهره گیری از هدایت الهی را سبب می شود.

آرزو

با سلام خدمت دوست بزرگوارم با اینکه می فرمایید گرایش به پلیدی ها عامل اصلی است که موجب گمراهی فرد می شود واز هدایت الهی بهره مند نخواهد شد موافق هستم اما باید ببینیم که چرا اشخاص پلیدی ها برایشان زیبا می شود و خوبی ها به نظرشان نمی آید.قطعا در پلیدی ها آنها چیزی می یابند که دوست دارند به آن برسند و آن لذت دنیوی نیز می باشد . عملا انسان هر کاری که انجام می دهد یا برای او رنج می آفریند و یا لذت و اگر کاری را انجام می دهد که با عنوان پلیدی یاد می شود در آن لذت می بیند. اما آیا واقعا این لذت پایدار است؟ اگر بخواهیم به صورت عمیق به این مسئله نگاه کنیم خواهیم دید که هرگز این برای او پایدار نخواهد بود و بعد از مدتی این لذت تبدیل به رنج خواهد شد .مشابه به خوردن آب است ما زمانی که تشنه هستیم یک لیوان آب می تواند بزرگ ترین لذت برای ما باشد اما اگر چند بار همین لیوان آب را بخوریم برای دفعات بعد ازرگ ترین رنجش خواهد شد .انجام پلیدی ها نیز به همین صورت است اوایل لذت می آفریند اما بعد از چند بار تکرار موجب رنجش خواهد شد . اما این مسئله را می بایست که به اشخاص به خصوص به خودمان نیز بیاموزیم که در هر کاری لذت واقعی را بسنجیم و ببینیم نه لذت زودگذر که خیلی زود از بین خواهد رفت.
از حاج فردوسی عزیز همن سپاس گذارم که باعث شدند با تاسیس این وب سایت ما لذت واقعی را بهتر بتوانیم ببینیم و بسنجیم و با دقت بیشتری مسیر را انتخاب نماییم.
برایتان آرزوی موفقیت می کنم و از خداوند منان می خواهم که بهترین ها را همیشه وارد زندگیتان کند و لذتی پایدار و ابدی نسیبتان گرداند .شادو موفق باشید

مصطفی

مگرمیشه به نصیحت مولامون علی گوش ندیم. یا علی چقدر به عدالتت امروزه محتاجیم

فرزانه

سلام دوست خوبم موضوعی با خواندن کامنت شما به ذهن من رسید که گفتنش خالی از لطف نیست و البته که طرف صحبت من شما نیستید و بسیاری از افراد هستند که در ردیف اول آنها خودم نیز می باشم.در مورد اینکه فرمودید یا علی چقدر به عدالت تو در امروز محتاجیم کمی می خواهم صحبت کنم.
ببینید عدالت از خود افراد شروع می شود یعنی آنها می بایست در برابر دیگران عادل باشند تا عدالت در سرتاسر جامعه برقرار شود اما بد زمانی می شود که ما دوست داریم که فقط عدالت برای ما اجرا بشود و هرگز خود برای دیگران عدالتی اجرا نمی کنیم بگذارید مثالی را بزنم که بهتر متوجه بشوید.
کارمندی را می بینیم که از مردم رشوه می گیرد و کارشان را زودتر انجام می دهد و در برابر دیگران ناعدالتی می کند و حق دیگران ضایع می شود در اینجا اگر به آن کارمند بگوییم که چرا این کارت را انجام می دهی و این ظلم است در حق دیگران او میگوید از ما بهتر ها هستند که مبالغ بیشتر می گیرند، مقامات بالاتر هستند که پول بیشتری دریافت می کنند چرا من این کار را نکنم و این پول را از سر سفره زن و بچه خودم جمع کنم .
اما همین کارمند زمانی که یک ناعدالتی در حق خود می بیند شروع می کند به گلایه کردن و شکایت از اینکه حق مرا خورده اند و در این جهان بی عدالتی وجود دارد(در اینجا لازم به ذکر است که دوباره تکرار کنم که طرف صحبت من شما دوست بزرگوار نیستید) در صورتی که اگر مقام بالاتری به عنوان مثال بگوییم دزد بزرگ است پس او خود دزد کوچک به حساب می آید و در دنیای دزد ها هرگز عدالتی وجود ندارد . و همیشه هم گلایمند هستند که چرا عدالت برقرار نمی شود در صورتی که اگر خود قدم پیش بگذارند و به اندازه ی خود عدالت را برقرار کنند و به این نگاه نکنند که چقدر کار آنها می خواهد ثمره داشته باشد یا خیر قطعا بهتر خواهد بود.
موفق باشید

کریمی

این انسان است که باید خودش راه مستقیم را انتخاب کند، یا از طریق نهر بزرگ صراط مستقیم به عمق دریا برسد و یا از طریق جویبارهای پیچ در پیچ برود و در کناره های دریا بماند .

نادر عظیمی

چه کامنت زیبایی گذاشتید به طوری که باعث شد من دقایقی غرق در معنای آن بشوم که چه زیبا معنی صراط مستقیم را بیان می کند و کاملا درست فرمودید اینکه انسان خودش صراط مستقیم را انتخاب می کند و هیچکس نمی تواند راه درست را برای او به ارمغان بیاورد مگر اینکه خودش بخواهد و حرکت کند وبه دنبال راه مستقیم باشد.
و راه مستقیم چه راهی است؟ قطعا همان مسیری است که انسان غرق در نعمت الهی می شود، زندگی نه تنها دنیوی او بلکه اخروی اش سرشار از نعمت می شود و به طور کامل سعادت واقعی را در آن احساس می کند و خداوند را به صورت واقعی بندگی می کند و به تکامل جهان کمک می کند و باعث میشود که نه تنها خود بلکه دیگران هم از او بهره مند شوند و از طریق او وارد این مسیر بشوند این گونه مسیری صراط مستقیم است و کسی که وارد این مسیر شود قطعا پپیروزی ازآن او خواهد بود و اوست که در دنیا و آخرت سعادمتند خواهد شد.
اما موضوعی که می خواهم به آن تاکید کنم آن است که ممکن است در مسیر رسیدن به صراط مستقیم موانعی برای ما وجود داشته باشد ما می بایست با ایمان و توکل خود به خداوند این موانع را از بین بببریم و از سر راه خود برداریم و به واسطه آن ایمان کم کم آنها را نابود سازیم .قطعا ایمان بهترین سلاح خواهد بود که به واسطه آن موانع از بین می روند . موانع چه می توانند باشند؟ قطعا نمی توان به صورت کامل آنها را نامگذاری کرد! گاهی طرد شدن از بین دوستان می باشد چون آنها شخص مذهبی را در بین خود راه نمی دهند! گاهی می تواند طرد شدن از جامعه باشد چون جامعه آن مذهبی را قبول نمی کند و گاهی می تواند حتی نجواهای درونی باشد که انسان به سرزنش خود می پردازد که این نجواها همان سخنان شیطان با انسان می باشند.

مرشد

راه مستقیم، از نظر قرآن، پرستش خدا و تمسک به خدای سبحان و در راه اهل نعمت قرار گرفتن است . مراد اهل نعمت، در دیدگاه قرآن و سنت، همان انبیا و صدیقین و شهدا و صالحین و امامان معصوم (ع) است .

فریال اصلانی

با سلام خدمت دوست بزرگوارم در یکی از کامنت ها به صورت کامل در موردئ صراط مستقیم صحبت کردم و فکر میکنم اضافه بر گفته های شما پرستش خداوند می تواند از طریق سپاس گذاری بابت نعماتی باشد که به ما داده است .در واقع با سپاس گذاری است که خداوند دریچه های نعمت بیشتری را وارد زندگی ما می کند .البته مبحث سپاس گذاری خیلی مرتبط به کامنت شما نیست اما با دیدن آن سر شوق آمدم که در مورد آن در پاسخ به کامنت شما مطالبی را ارائه بدهم.
اگر قصد داریم که خداوند نعماتش را به ما ارزانی دارد می بایست سپاس گذار نعماتی باشیم که داریم در واقع با سپاس گذاری است که ما به خواسته های خود می رسیم.خیلی از افراد دعا می کنند و می گویند چگونه است که من دعایی که می کنم اجابت نمی شود و می توان آن موضوع را در همین مسئله دید که ما مدام نالان هستیم که چرا به آن نمی رسیم و در دعاهای خود هم معمولا این نگرانی و ناراحتی خود را ذکر می کنیم در صورتی که همین دعا اگر به صورت سپاس گذاری ذکر شود و احساس واقعی سپاس گذاری در ما شکل بگیرد قطعا زمان رسیدن به آن برای ما کمتر خواهد شد و اگر موجب منفعت ما باشد قطعا خداوند آن را وارد زندگی ما می کند همانطور که خداوند می فرماید چه چیزهایی که انسان می خواهد اما به نفع او نیست و چه چیزهایی که نمی خواهد و به نفع اوست پس اگر گگاهی اوقات دعایی از ما هم مستجاب نمی شود می توانیم به همین مسئله برگردیم که آیا اصلا آن دعا منفعتی برای ما دارد یا خیر.
به هر حال از شما عذرخواهم که بیشتر از حد توضیحات دادم و امیدوارم که مثمرثمر واقع شود .
شاد و موفق باشید

منصوره

پیامبراکرم صلی الله علیه و آله فرمود: خداوند آن قدر از فهم و دانش به او (علی علیه السلام) عطا فرمود که اگر فهم و دانش او (علی علیه السلام) را بین زمینیان تقسیم کنند، همه را در برخواهد گرفت (و همه دانا می شوند).

سینا پناهی

در عصر امروزی تبلیغ وظیفه‌ای همگانی است و هر مسلمانی وظیفه دارد که به اندازه توان خود، اسلام را با کردار و گفتار خود معرفی نماید.

نرگس ضیائی

سلام دوست خوبم معرفی بله اما اجار نه ! خیلی از افراد فکر می کنند که اگر کسی را مجبور به انجام کاری کنند آن شخص آن کار را می پذیرد و از ان به بعد سر لوجه زندگی خود خواهد کرد که این یک امر کاملا عَبَس و اشتباه است و هیچ شخصی تا به اکنون از روی اجبار کاری را انجام نداده که باب میلش باشد .
در واقع اگر میخواهیم دین را به کسی معرفی کنیم می بایست از مسیر آن وارد شویم و اینکه هرگز او را مجبور نکنیم و اگر شخص ممانعت به عمل آورد باید بدانیم که ما مسئول زندگی خود هستیم و نه او و قطعا آن شخص اگر بخواهید روزی خود برخواهد گشت و به سراغ شما می آید.
پس خواستم که اضافه بر صحبت های شما این مسئله را هم ذکر کنم و بگویم که ما منجی کسی نیستیم، مسئول کسی نیستیم، بهتر بگویم صاحب کسی هم نیستیم که او را مجبور کنیم به کاری عمل کند که خود دوست ندارد و کاری را انجام دهد که مایل به انجام دادن آن نیست.
مثال های بسیاری هم وجود دارد که می توانیم به آن رجوع کنیم به عنوان مثال فرزند حضرت نوح که با اینکه پدرش فرستاده خداوند برروی زمین بود اما مسیری را رفت که خودش میخواست و هرگز پدرش که پیامبر نامیده میشد نتوانست او را به مسیر واقعی بیاورد پس همین امر نشان می دهد که اگر پیامبر خدا نتوانسته پس ما هم نمی توانیم .
به عنوان کلام آخر ذکر کنم که خیلی از جوانان ما از دین خارج می شوند و شاید به واسطه همین اجبارهایی باشد که خیلی از افرادی که احساس می کنند مسئول رفتارهای دیگران هستند این امر اتفاق افتاده که نیاز است تغییراتی را در خود به وجود بیاورند.
شاد و موفق باشید و در پناه الله یکتا از اقیانوس نعمات او بهره ببرید

جاوید

امام صادق(علیه‌السلام) وجود مبلغان راستین را مایه احیای دین و آثار امامت و نبود آنان را سبب نابودی دین دانسته است.

حسین منفرد

بله واقعا همینطور هست و ممنونم که این موضوع رو در قالب کامنت انتشار دادید

یسری

 تبلیغ و دعوت، ارشاد و هدایت مردم به ارزش‌های الهی از اصول رسالت پیامبران الهی بوده و خط اصلی برنامه آنان را تشکیل می‌داده است. اگر شما برای دین تبلیغ میکنید راه پیامبران را ادامه میدهید خداقوت

سایه

سلام میکنم به شما دوستم خوبم در مورد اینکه ایشان و افرادی مانند حاج فردوسی عزیز بخوان مسیر پیامبر رو ادامه بدن که مسئله ای نیست اما باید بدونیم که از زمان پیامبر چند صد سال گذشته و کلا آدما فرق کردن و مدل ذهنیت افراد هم همزمان با تاریخ تغییر پیدا کرده پس باید مسیر پیامبر رو رفت اما نه به شیوه ی اون بلکه به شیوه ای دیگه و البته که اگر اون شیوه هم پاسخگو بود که خیلی خیلی بهتر هست .به عنوان مثال در زمان پیامبر که فضای مجازی وجود نداشت پیامبر به صورت مخفیانه مردم رو دعوت میکردن حالا به روش خودشون یا دیدار حضوری بوده یا در جایی مخفی قرار میزاشتن یا کلی موارد دیگه اما الان فضای مجازی هست و راحت با یک گروه تلگرامی میشه اطلاع رسانی کرد در هر موضوعی اما نمیدونم چرا برخی از افراد تاکید دارن که حتما همون مسیر با همون امکانات باید طی بشه خب این اشتباه هست چرا که کلا جهان تغییر کرده اما بعضیا میخان همون دیدگاه هزار چهارصد سال پیش رو به مردم نشون بدن.
همین مسئله رو خواستم بگم که گرچه که خنده دار هست اما ممکنه واقعیت داشته باشه و خیلی از افراد به همین دلیل از دین زده بشن و هرگز نخوان که دوباره حتی به ذهنشون بیاد که وارد دین بشن و از حاج فردوسی عزیز هم متشکرم که این وب سایت زیبا رو راه اندازی کردن که ما بتونیم داخل اون به راحتی با هم به بحث و گفتگو بپردازیم از طریق امکاناتی که الان داریم و می تونیم ازشون استفاده بکنیم و به جای وقت گذرانی در جاهای دیگه در اینجا به صحبت بپردازیم و در جهت پیشرفت زندگی خودمون بتونیم قدم هایی هرچند کوچک برداریم.
براتون آرزوی موفقیت میکنم و از خداوند میخام که بهترین ها رو وارد زندگیتون کنه

کمالی

هر فردی از اعضای جامعه اسلامی موظف است که مردم را به ارزش‌ها دعوت و از ضد ارزش‌ها باز دارد.

مرتضی خزائی

با عرض سلام خدمت جناب کمالی عزیز انتتقادی داشتم من به دیدگاه شما که میخواهم آن را بیان کنم و امیدوارم که بتوانیم به نتیجه ای خوب و عالی برسیم .
انتقاد من این است که هیچ کس وظیفه ای در قبال اشخاص دیگر ندارد مگر زندگی خودش ! درست است دعوت می کند اما هیچ وظیفه ای ندارد که برروی نظر خود پافشاری کند و مردم را به نوعی مجبور کند که این کار را انجام دهند والبته در کامنت شما این مورد نیامده بود اما دوست دارم که عنوانش کنم چرا که به بحث مرتبط است ! همانطور که پیامبر هرگز در دعوت دیگران به دین اجبار نکردند ایشان فقط دعوت را انجام می دادند و بقیه به سمت ایشان می آمدند یا حضرت نوح هرگز کسی را مجبود نکرد سوار کشتی شواد بلکه کسانی که فقط ایمان داشتند سوار شدند و ما بقی غرق شدند.ممکن است در ذهن برخی به وجود بیاید که آیا دیگر باید مردم را رها کنیم ؟ یا مسیری که می دانیم اشتباه است و دیگران آن را می پیمایند را نادیده بگیریم؟ در پاسخ به این مسئله باید بگویم که اولا شما دلایل خود را دارید که مسیر انها اشتباه است و آنها هم حتما دلایلی برای خود دارند که درستی راه آنها را نشان می دهد پس هرگز نگویید که فقط انها اشتباه می کنند نه من چرا که انسان ممکن الخطاست و ثانیا اگر کسی بخواهد و تصمیم جدی بگیرد به راهی برود شما هر کاری بکنید او از مسیر خود بازنخواهد گشت باز در این باب حضرت نوح را مثال میزنم که او حتی پسرش را هم نتوانست از مسیری که میخواست بپیماید برگرداند این نشان می دهد کسی که سیستم ذهنی خلاف سیستم ذهن ما را دارد هرگز نمی تواند وارد مسیری شود که ما به او پیشنهاد میدهیم یا ذهن ما آن را درست می داند.
شاد و موفق باشید

شهاب مرادی

سلام و عرض ادب کسی که راهش حق و درست باشد ممکن است حتی بزرگترین موانع بر سره راه او سبز شوند اما در نهایت اوست که پیروز میدان می باشد و می تتواند بر این موانع غلبه کند و به خواسته واقعی اش برسد ممکن است حال کمی زمان ببرد اما نتیجه مهم است که به نفع او تمام خواهد شد.
و بهترین نمونه پیامبر اسلام هستند که با اینکه موانع زیادی بر سره راه داشتند و تنها خود بود و خودش توانست بر دین اسلام را زنده کند و مردمان را به دین اسلام دعوت نماید.
اما باید بدانیم که در دین اجباری نیست و نباید آنقدر بر انسانی سخت گیری کرد و این را به خورد او داد که تو حتما باید وارد این دین شوی چرا که نتیجه ای معکوس خواهد داشت چرا که نه تنها در این امر بلکه در اومر دیگر هم می تواند نظاره گر باشید زمانی که به زور می خواهید به کسی چیزی را بفهمانید بیشتر دوری خواهد کرد از شما پس می بایست به دنبال راه صحیح و درست آن بود که بتوان به صورت اصولی و طبق عقاید خود همان شخص او را راضی به انجام دادن کاری کرد و این تنها یک الگوریتم مشخص ندارد که بیگوییم فقط همین راه است و همه ی مردمان را باید از همین راه وارد دین کردن خیر اینگونه نیست ممکن است کسی با دیدن معجزه ایمان بیاورد مانند دریایی که با چوب موسی شکفته شد و خیلی ها ایمان آوردند و برخی هم هیچگونه دعوتی برای انها صورت نگیرد بلکه خود مشتاق وارد شدن به دین باشند مثل سلمان فارسی و این نشان می دهد که هر کدام مسیری جداگانه برای رسیدن به دین را پیموده اند و از یک راه مطلق استفاده نکرده اند

ناصر

سلام خیلی از افراد فقط در فضای مجازی توان گفتن حرف هایی را دارند که در واقعیت نمی توانند بزنند و این شخصیت واقعی آنها را نشان می دهد و چنین افرادی نیز شخصیتی دوگانه دارند یعنی جایی رفتاری می کنند که در مکانی دیگر خلاف آن رفتار از انها سر می زند .
به هر حال شخصی که خداوند را به خوبی درک کرده باشد و پیرو مسیر رسیدن به خداوند باشد و همچنین دعوت کننده دیگران به این مسیر باشد قطعا از این مسئله آگاه است که ممکن است بسیار در این مسیر آزار ببیند یا حتی شکنجه شود و می بایست مخالفین را هم بپذیرد همانطور که پیامبر اسلام پذیرفت.
در جایی مطلب زیبایی را خواندم که در گوشه ای از دنیا شخصی پشت ماشین خود نوشت که فردی است که در هیچ فضای مجازی از جمله تلگرام، اینستاگرام، توییتر و … فعالیت ندارد اما با این حال تعداد فالوور ها یا دنبال کننده های او بالای یک میلیارد نفر است و او کسی نیست جز پیامبر اسلام .
این موضوع همین مسئله را نشان می دهد که اگر مسیر، مسیری درست باشد و در نهایت به خداوند برسد پیروزی از ان کسی است که در آن قدم بگذارد و آن را بپیماید و قطعا چنین مسیری ممکن است که کمی زمان بر باشد اما پیروزی حتمی منتظر آن است.
زمانی که پیامبر خواست مردم را دعوت کند به اسلام تنها وتنها خودش بود آن هم چند صد سال پیش که هیچگونه ابزار ارتباطی وجود نداشت و هم اکنون می توانید ببینید که یک کشور با ابزار پیشرفته از صد سال قبل خود نمی تواند به درستی سخن بگوید اما دین اسلام که توسط پیامبر در چند صد سال پیش تعریف شد هم اکنون بالای یک میلیارد پیرو دارد و این نشان دهنده حق بودن آن است.
سعادتمند باشید

روح الله

با سلام خدمت حاج فردوسی عزیز و بزرگوار از شما بسیار متشکرم که راهی به سوی خداوند را برای ما نشان می دهید و چراغ راهی شده اید برای ما که به خداوند و نعمات او چه در دنیا و چه در آخرت دست پیدا کنیم.این تلاش شما مطمئن باشید که ثمره خواهد داد اگر به زیبایی مسیرش طی شود و قطعا چیروان بسیاری خواهید داشت اگر مخلصانه و در راه خداوند این تلاش انجام بشود و قطعا همینگونه خواهد بود چرا که از این مقاله شما می توان چنین برداشت کرد.
تشکر می کنم بابت راه اندازی این وب سایت بسیار زیبا و کاربر پسند چرا که علاوه بر مقالاتی که می خوانیم امکان آن را داریم که نظر هم بگذاریم و برای تلاش های شما سپاس گذاری خود را اعلام نماییم و همچنین در بحث ها شرکت کنیم و با دیگر کاربران نظرات خود را در میان بگذاریم همیشه گفته اند که چند دست بیشتر از یک دست صدا می دهد پس زمانی که اضافه بر سخنان زیبای شما کاربران خود بحث می کنند و سعی می کنند که نتیجه گیری نمایند قطعا نتایج زیباتری به بار خواهد آورد و همگی به مسیری هدایت خواهیم شد که نتیجه آن خشنودی هم ما و خدای ما از ما می باشد.
در نهایت برخی از کامنت ها ممکن است حاوی توهین باشد که از شما می خواهم اینگونه کامنت هایی در شا تاثیر نگذارد چرا که برخی از افراد فقط در زمان نوشتن و پشت کامپیوتتر یا لپتاپ خود می توانند اینگونه حرف ها را به زبان بیاورند و زمانی که رو در رو می شوند هیچگونه حرفی برای گفتن ندارند چرا که از گفتن آن بیم دارند یا شرم می کنند و این همان اصطلاح لات کوچه خلوت است که می توان برای آنها به کار برد خواستم این موضوع را خدمت شما عارض شوم و بازم هم از شما بابت زحماتتان و دست اندرکاران این وب سایت متشکرم.
شاد و موفق باشید

مریم

عرض سلام خدمت تمام کاربران این وب سایت.خواستم این مسئله را ذکر کنم که درست است که مطالبی که در وب سایت گزاشته می شود ممکن است غنی باشد اما باید بدانیم که نباید فقط به دنبال همین مطالب باشیم بلکه اگر واقعا میخواهیم مسیری بهتر و رو به رشد برای خود پیدا کنیم می بایست منابع دیگر را هم مورد مطالعه قرار داد، نظرات مخالف و منابع مخالف را هم دید و نظر آنها را هم خواند و در نهایت بتوان نتیجه گیری کرد و دید که کدام یک می تواند مسیری زیبا به وجود بیاورد.
خب اوایل ممکن است که قدرت تشخیص نباشد و نتوانیم واقعا مسیر درست را تشخیص دهیم این منجر به آن نباید بشود که چشم و گوش بسته دیگر هر چه گفتند را بپذیریم بلکه می بایست در ان تفکر و تعقل نمود تا بتوان بهتترین مسیر را شناسایی کرد.
در مورد این مقاله باید بگویم که همانطور که امام علی (ع) فرمودند قوانین دین یکی است یعنی کسی نمی تواند قانون دیگری برای آن وضع کند و اگر هم وضع بشود طولی نخواهد کشید که به شکست خواهد رسید وما این را در تاریخ می توانیم نظاره کنیم که چه بسیار افرادی دروغ ها و تهمت هایی را به دین بستند، چه بسیار افرادی بهشت را به مردم می فروختند و … ولی در نهایت کار نادرست آنها روشن شد و نمایان شد چرا که قانونی خلاق قانون دین را عمل می کردند و نتیجه ای جز شکست برای انها وجود نداشت.
من از حاج فردوسی عزیز سپاس گذارم که این وبسایت را راه اندازی کردند چرا که می توان در آن همانطور که دیگر دوستان اشاره کردند به بحث پرداخت و به یک نتیجه درست و زیبا رسید . کامنت ها تاثیر شگرفی در من به وجود آورد و اطلاعات خیلی خوبی به من اضافه کرد و از دوستانی که زمان می گذارزند و این مطالب زیبا را در غالب کامنت و بحث و گفتگو انتشار می دهند هم سپاسگذارم

ناصر

با سلام خدمت کاربر روح الله عزیز بله درست می فرمایید خیلی از افراد فقط در فضای مجازی توان گفتن حرف هایی را دارند که در واقعیت نمی توانند بزنند و این شخصیت واقعی آنها را نشان می دهد و چنین افرادی نیز شخصیتی دوگانه دارند یعنی جایی رفتاری می کنند که در مکانی دیگر خلاف آن رفتار از انها سر می زند .
به هر حال شخصی که خداوند را به خوبی درک کرده باشد و پیرو مسیر رسیدن به خداوند باشد و همچنین دعوت کننده دیگران به این مسیر باشد قطعا از این مسئله آگاه است که ممکن است بسیار در این مسیر آزار ببیند یا حتی شکنجه شود و می بایست مخالفین را هم بپذیرد همانطور که پیامبر اسلام پذیرفت.
در جایی مطلب زیبایی را خواندم که در گوشه ای از دنیا شخصی پشت ماشین خود نوشت که فردی است که در هیچ فضای مجازی از جمله تلگرام، اینستاگرام، توییتر و … فعالیت ندارد اما با این حال تعداد فالوور ها یا دنبال کننده های او بالای یک میلیارد نفر است و او کسی نیست جز پیامبر اسلام .
این موضوع همین مسئله را نشان می دهد که اگر مسیر، مسیری درست باشد و در نهایت به خداوند برسد پیروزی از ان کسی است که در آن قدم بگذارد و آن را بپیماید و قطعا چنین مسیری ممکن است که کمی زمان بر باشد اما پیروزی حتمی منتظر آن است.
زمانی که پیامبر خواست مردم را دعوت کند به اسلام تنها وتنها خودش بود آن هم چند صد سال پیش که هیچگونه ابزار ارتباطی وجود نداشت و هم اکنون می توانید ببینید که یک کشور با ابزار پیشرفته از صد سال قبل خود نمی تواند به درستی سخن بگوید اما دین اسلام که توسط پیامبر در چند صد سال پیش تعریف شد هم اکنون بالای یک میلیارد پیرو دارد و این نشان دهنده حق بودن آن است.
سعادتمند باشید

روح الله

با سلام خدمت ناصر عزیز از شما سپاس گذارم که نظر به این زیبایی را در پاسخ به کامنت من درج کردید بله درست می فرمایید کسی که راهش حق و درست باشد ممکن است حتی بزرگترین موانع بر سره راه او سبز شوند اما در نهایت اوست که پیروز میدان می باشد و می تتواند بر این موانع غلبه کند و به خواسته واقعی اش برسد ممکن است حال کمی زمان ببرد اما نتیجه مهم است که به نفع او تمام خواهد شد.
و بهترین نمونه که شما هم مثالش را زدید پیامبر اسلام هستند که با اینکه موانع زیادی بر سره راه داشتند و تنها خود بود و خودش توانست بر دین اسلام را زنده کند و مردمان را به دین اسلام دعوت نماید.
اما باید بدانیم که در دین اجباری نیست و نباید آنقدر بر انسانی سخت گیری کرد و این را به خورد او داد که تو حتما باید وارد این دین شوی چرا که نتیجه ای معکوس خواهد داشت چرا که نه تنها در این امر بلکه در اومر دیگر هم می تواند نظاره گر باشید زمانی که به زور می خواهید به کسی چیزی را بفهمانید بیشتر دوری خواهد کرد از شما پس می بایست به دنبال راه صحیح و درست آن بود که بتوان به صورت اصولی و طبق عقاید خود همان شخص او را راضی به انجام دادن کاری کرد و این تنها یک الگوریتم مشخص ندارد که بیگوییم فقط همین راه است و همه ی مردمان را باید از همین راه وارد دین کردن خیر اینگونه نیست ممکن است کسی با دیدن معجزه ایمان بیاورد مانند دریایی که با چوب موسی شکفته شد و خیلی ها ایمان آوردند و برخی هم هیچگونه دعوتی برای انها صورت نگیرد بلکه خود مشتاق وارد شدن به دین باشند مثل سلمان فارسی و این نشان می دهد که هر کدام مسیری جداگانه برای رسیدن به دین را پیموده اند و از یک راه مطلق استفاده نکرده اند

عمار

ما عاشقان حاج فردوسی تااخرین لحظه منهاجی میمونیم

عماد

خیلیا دین رو برای جوون ها سخت میکنن و سد بزرگی میکنن ک نمیزاره از زندگی لذت برد

عاطفه

با سلام و عرض خدا قوت خدمت شما دوست بزرگوارم درست است که بسیاری از افراد دین را برای جوانان سخت و مشکل می کنند اما در ابتدا باید دانست که دین چه می خواهد از ما؟ این پاسخی ساده دارد و آن هم صراط مستقیم و راه درست است راهی که نتیجه اش برای ما خوشبختی و سعادت در دنیا و آخرت را به وجود بیاورد و همچنین به تکامل جهان هستی کمک نماید اکنون که این را می دانیم می بایست در برابر هجوم افکاری که ما را از دین بر می گرداند یا دین را برای ما سخت می کند بایستیم و ابزار دفاع ما در برابر این افکار چیست؟ کاملا مشخص است همان ذهن و تفکر با خود بیندیشیم که اینگونه باوری که هم اکنون دارند به ما القا می کنند چه نوع احساسی را برای ما به وجود می اورد آیا احساس خوبی است یا خیر شما را نسبت به دین سرد می کند و احساس خوب شما را نسبت به دین از بین می برد.
البته بعضی از موارد مانند نماز و … وجود دارند که ممکن است به نظر برخی کاری مشکل به نظر آید پس در اینجا می بایست به صورت ریشه ای تر این عمل را مورد بررسی قرار داد تا متوجه شویم که واقعا این کار به ضرر ما است و فقط سختی برای ما به بار می آورد یا خیر ! خب عملی مانند نماز قطعا نتیجه ای جز شادی و سرور برای انسان نمی آفریند و دلایل محکمی دارد که در این بحث نمی گنجد و قطعا ممکن است کمی زمان از انسان بگیرد اما اگر ما درک درستی از عمل نماز داشته باشیم قطعا چند برابر آن زمان را برای نماز خواندن خواهیم گزاشت اما چون فلسفه درست آن را نمی دانیم از آن به عنوان کاری سخت یاد می کنیم و آن را مانعی می دانیم در برابر خود و عمل به دستورات دین چرا که می گوییم برای ما کار را سخت می کند.
شاد و سعادتمند باشید

عماد

مرسی از توجه و پاسختون استفاده بردیم

سارا وحیدی

قربان کلامت یا علی. مگر هست زیباتر و تاثیر گزار تر از کلام امیرمومنان
من نهج البلاغه رو در نو جوانی خوندم و به تمام نو جوان های عزیز توصیه میکنم بخونن

حسام

تابتونیم برای دینمون تبلیغ میکنیم
تا بتونیم از شما حمایت میکنیم.
شما پشتیبان ما باشیذ

مرضیه باوی

ما تمام قوانین و صحبت های شما رو با جدیت دنبال میکنیم و این سر نخیه برای رسیدن ب بهشت

آرمان

با سلام کامنت شما را خواندم و فقط خواستم این موضوع را ذکر کنم که اضافه بر حرف شما درست است که ما این حرف ها را عمل می کنیم تا به بهشت خداوند وارد شویم اما قبل از ان می بایست این حرف ها را در زندگی خود به کار ببریم تا جدای از بهشت و زندگی آخرت زندگی دنیوی خود را هم زیبا و آراسته کنیم.متاسفانه یا خوشبختانه زندگی اخروی در جلوی چشم ما خیلی با اهمیت شناخته شده است و واژه متاسفانه را به این دلیل به کار بردم که خیلی از افراد دیگر زندگی دنیوی خودرا رها می کنند و فقط به زندگی اخروی خود می رسند خب این کاری نمی توان گفت که درست و شایسته است چرا که اگر خداوند می خواست که ما فقط به زندگی اخروی خود برسیم چس جرا ما را وارد این جهان کند؟ پس هدفی داشته است حتما ما می بایست تمام تلاش خود را بکنیم تا به این هدف در این دنیا برسیم اینگونه زندگی دنیوی ما هم زیبا خواهد شد و ما به زندگی اخروی خود هم خواهیم رسید.
در کامنت ها خواندم که یکی از دوستان گفته بود که برخی دین را برای جوانان سخت می کنند شاید یکی از دلایلش رنگین نشان دادن جهان اخرت و تیره و تار نشان دادن دنیا از طرف برخی باشد وزمانی که جوانان می بینند که قراراست که به چیزی عمل کنند که زندگی اکنون آنها را زیبا نمی کند و دارند برای چیزی تلاش می کنند که به گفته خودشان ممکن است وجود داشته باشد و ممکن هم هست که وجود نداشته اشد چس از دین کناره گیری می کنند ولی اگر زیبایی های عمل به این سخنان در زندگی دنیوی را همانند زندگی اخروی پررنگ نشان دهیم قطعا نه تنها خود ما بلکه دیگران هم مجاب می شوند که وارد دین شوند.

مرتضی

یا علی نزار گمراه بشیم. بی راهه بریم
حاج فردوسی ما رو رها نکن

امیر عباس

درهاى دانش و روشنایى امور انسان‏‌ها نزد ما اهل بیت پیامبر (علیهم‌السلام) است.
الهی اهل‌بیت دستگیر ما باشند

مسعود

جانم ب فدایت یا علی

جانان

راهنمایی های شما همیشه چراغ راه ما خواهد شد

فرهاد

ان شاء الله حاج فردوسی عزیز ماهم تا اخر این راه کنار شما قدرتمند ایستاده ایم ..و به این که پدر معنوی ما شما هستین افتخار میکنم و همه جا بدون هیچ تردیدی برای شما و منهاج تبلیع خواهم کرد..به امید روزی که تمام مردم دنیا منهاجی شوند
امروز و هرروز میگم با افتخار عضو کوچکی از منهاج فردوسیان هسستم.