۲۱ دی

نمونه‌ای از استنهاجات (بررسی حکایت ملا صادق)

چندی قبل، فیلم مجلسی را می‌دیدم که یک روحانی در حال سخنرانی برای جمع کثیری بود. سخنران، حکایت عجیبی را نقل نمود. برای آشنا شدن رفقا با چگونگی فرایند استنهاج، این حکایت را بررسی می‌کنیم.

********************

نخست، اصل حکایت را بشنوید: «عالمی در گذشته بوده به نام ملا صادق آقا که در قم مدفون است. وی صاحب نفس و صاحب کرامت بوده است. در یکی از روزها که داشت در کنار مزرعه اش کار می‌کرد، عده‌ای از علمای یهود به دیدنش آمدند و گفتند: سؤالی داریم. گفت: بپرسید. گفتند: در روایات شما آمده است که پیامبر شما فرموده: «علماء امتی افضل من انبیاء بنی اسرائیل». یعنی: دانشمندان امت من از پیامبران بنی اسرائیل برتر و با فضیلت ترند. شما یکی از علمای این امت هستید و جناب موسای کلیم یکی از انبیای بنی اسرائیل است. بفرمایید چگونه شما از موسای کلیم (علیه‌السلام) برتر و افضل هستید؟
ملا صادق آقا، بیلی را که در دست داشت، به زمین انداخت که در دَم تبدیل به اژدها شد. سپس با شجاعت تمام، حلقوم اژدها را گرفت و به حال اول برگشت و بیل شد.
علمای یهود گفتند: این که همان کار حضرت موسی (علیه‌السلام) بود، پس برتری شما به چیست؟
ملا صادق آقا گفت: حضرت موسی وقتی عصایش اژدها شد، وحشت کرد و ترسید که خدا فرمود: نترس. ولی من با کمال شجاعت آن را گرفتم و هیچ نترسیدم». پایان

********************

اما بررسی این داستان:
چه کسی این داستان را نقل کرده است؟ خود ملا صادق یا علمای یهود؟
جواب: معلوم نیست.

این حکایت در چه کتابی نقل شده است؟
جواب: معلوم نیست.

ملا صادق آقا کیست؟
جواب: شاید منظور، ملا محمد صادق قمی، متولد ۱۱۸۶ و متوفای ۱۲۶۰ شمسی و مدفون در قبرستان شیخان باشد.

این عالم صاحب کرامت، کتاب و تألیفی هم دارد؟
جواب: بعضی از شرح‌حال‌نویسان ادعای دیدن بعضی حواشی از ملا صادق قمی کرده‌اند.

********************

موسای کلیم کیست؟
جواب: حضرت موسی بن عمران (علیه‌السلام) کسی است که:

الف. به او کتاب آسمانی داده شده است:
«وَ إِذْ آتَینا مُوسَى الْکتابَ‏» (بقره/۵۳)
«وَ لَقَدْ آتَینا مُوسَى الْکتاب‏» (بقره/۸۷ و هود/۱۱۰ و مؤمنون/۴۹ و فرقان/۳۵ و قصص/۴۳ و سجده/۲۳ و فصلت/۴۵)
«وَ آتَینا مُوسَى الْکتابَ» (اسراء/۲)
«وَ لَقَدْ آتَینا مُوسَى الْهُدى‏ وَ أَوْرَثْنا بَنی‏ إِسْرائیلَ الْکتابَ» (غافر/۵۳)‏
«وَ لَقَدْ جاءَکمْ مُوسى‏ بِالْبَیناتِ» (بقره/۹۲)

ب. خدای متعال، بی‌واسطه با او سخن گفته است:
«وَ کلَّمَ اللَّهُ مُوسى‏ تَکلیماً» (نساء/۱۶۴)
«وَ لَمَّا جاءَ مُوسى‏ لِمیقاتِنا وَ کلَّمَهُ رَبُّه‏» (اعراف/۱۴۳)
«قالَ یا مُوسى‏ إِنِّی اصْطَفَیتُک عَلَى النَّاسِ بِرِسالاتی‏ وَ بِکلامی‏» (اعراف/۱۴۴)
«فَلَمَّا أَتَاهَا نُودِىَ یمُوسىَ * إِنىِّ أَنَا رَبُّک فَاخْلَعْ نَعْلَیک إِنَّک بِالْوَادِ الْمُقَدَّسِ طُوًى» (طه/۱۱ و ۱۲)

ج. فرستاده‌ی خدا برای ابلاغ هدایت الهی به بشر بود:
«وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا مُوسى‏ بِآیاتِنا وَ سُلْطانٍ مُبینٍ» (هود/۹۶)
«وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا مُوسى‏ بِآیاتِنا أَنْ أَخْرِجْ قَوْمَک مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ وَ ذَکرْهُمْ بِأَیامِ اللَّه‏» (ابراهیم/۵)
«وَ لَقَدْ آتَینا مُوسى‏ وَ هارُونَ الْفُرْقانَ وَ ضِیاءً وَ ذِکراً لِلْمُتَّقینَ» (انبیاء/۴۸)
«ثُمَّ أَرْسَلْنا مُوسى‏ وَ أَخاهُ هارُونَ بِآیاتِنا وَ سُلْطانٍ مُبینٍ» (مؤمنون/۴۵)
«وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا مُوسى‏ بِآیاتِنا وَ سُلْطانٍ مُبینٍ» (غافر/۲۳)

د. مأمور ویژه‌ی خدای متعال برای سرکوب ظلم و فساد فرعون بود:
«ثُمَّ بَعَثْنا مِنْ بَعْدِهِمْ مُوسى‏ بِآیاتِنا إِلى‏ فِرْعَوْنَ وَ مَلاَئِه‏» (اعراف/۱۰۳)
«وَ قالَ مُوسى‏ یا فِرْعَوْنُ إِنِّی رَسُولٌ مِنْ رَبِّ الْعالَمینَ» (اعراف/۱۰۴)
«ثُمَّ بَعَثْنا مِنْ بَعْدِهِمْ مُوسى‏ وَ هارُونَ إِلى‏ فِرْعَوْنَ وَ مَلاَئِهِ بِآیاتِنا» (یونس/۷۵)
«وَ إِذْ نادى‏ رَبُّک مُوسى‏ أَنِ ائْتِ الْقَوْمَ الظَّالِمینَ» (شعراء/۱۰)
«وَ قارُونَ وَ فِرْعَوْنَ وَ هامانَ وَ لَقَدْ جاءَهُمْ مُوسى‏ بِالْبَیناتِ فَاسْتَکبَرُوا فِی الْأَرْضِ وَ ما کانُوا سابِقینَ» (عنکبوت/۳۹)
«وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا مُوسى‏ بِآیاتِنا إِلى‏ فِرْعَوْنَ وَ مَلاَئِهِ فَقالَ إِنِّی رَسُولُ رَبِّ الْعالَمینَ» (زخرف/۴۶)
«وَ فی‏ مُوسى‏ إِذْ أَرْسَلْناهُ إِلى‏ فِرْعَوْنَ بِسُلْطانٍ مُبینٍ» (ذاریات/۳۸)

هـ . خدای متعال او را مخصوص خودش آفرید:
«وَ اصْطَنَعْتُک لِنَفْسىِ» (طه/۴۱)

و. برگزیده‌ی خداست:
«وَ أَنَا اخْترَتُک فَاسْتَمِعْ لِمَا یوحَى» (طه/۱۳)

ز. از بندگان خالص شده است:
«وَ اذْکرْ فِی الْکتابِ مُوسى‏ إِنَّهُ کانَ مُخْلَصاً وَ کانَ رَسُولاً نَبِیا» (مریم/۵۱)

ح. عصایش را به اراده‌ی خود نیانداخت بلکه در پی دستور مستقیم از جانب خدای متعال بود:
«وَ أَوْحَینا إِلى‏ مُوسى‏ أَنْ أَلْقِ عَصاک فَإِذا هِی تَلْقَفُ ما یأْفِکونَ» (اعراف/۱۱۷)

ط. دارای ۹ نشانه‌ی خاص از سوی خدای متعال است:
«وَ لَقَدْ آتَینا مُوسى‏ تِسْعَ آیاتٍ بَینات‏» (اسراء/۱۰۱)

ی. خدای متعال بر او سلام فرستاده و از بندگان با ایمان، معرفی نموده است:
«سَلامٌ عَلى‏ مُوسى‏ وَ هارُونَ * إِنَّا کذَالِک نَجْزِى الْمُحْسِنِینَ * إِنَّهُمَا مِنْ عِبَادِنَا الْمُؤْمِنِینَ» (صافات/ آیات ۱۲۰ تا ۱۲۲)

ک. در ۱۳۴ مورد، نام او در قرآن کریم آمده است.

********************

آیا حضرت موسی (علیه‌السلام) کتابی هم دارد؟
جواب: کتاب مقدس تورات، وحی خدای متعال بر موسای کلیم (علیه‌السلام) است. تورات را قرآن کریم اینگونه وصف می‌نماید:

الف. هدایت و رحمت:
« ثُمَّ آتَینا مُوسَى الْکتابَ تَماماً عَلَى الَّذی أَحْسَنَ وَ تَفْصیلاً لِکلِّ شَی‏ءٍ وَ هُدىً وَ رَحْمَهً» (انعام/۱۵۴)

ب. نور و هدایت:
«قُلْ مَنْ أَنْزَلَ الْکتابَ الَّذی جاءَ بِهِ مُوسى‏ نُوراً وَ هُدىً لِلنَّاس‏» (انعام/۹۱)

ج. پیشوا و رحمت:
«وَ مِنْ قَبْلِهِ کتابُ مُوسى‏ إِماماً وَ رَحْمَه» (هود/۱۷ و احقاف/۱۲)

د. مایه‌ی بصیرت و هدایت و رحمت:
«وَ لَقَدْ آتَینا مُوسَى الْکتابَ مِنْ بَعْدِ ما أَهْلَکنَا الْقُرُونَ الْأُولى‏ بَصائِرَ لِلنَّاسِ وَ هُدىً وَ رَحْمَهً لَعَلَّهُمْ یتَذَکرُونَ» (قصص/۴۳)

********************

حدیث «علماء امتی …» در چه منبعی آمده است؟

جواب:

اولاً: کلمه‌ی «افضل» در هیچ منبعی (اعم از معتبر و غیر معتبر) یافت نشد. بلکه عبارت «کانبیاء» آمده یعنی: مثل پیامبران نه برتر از پیامبران بنی اسرائیل. «عُلَمَاءُ أُمَّتِی کأَنْبِیاءِ بَنِی إِسْرَائِیل»

ثانیاً: منظور از علما در این فرمایش رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم)، جانشینان دوازده‌گانه‌یشان هستند. قال الصادق (علیه‌السلام): «نحن العلماء و شیعتنا المتعلمون و سائر الناس غثاء» (بصائر الدرجات/۹)

ثالثاً: اگر هم علما را به دانشمندان و فقها معنا کنیم، باید توجه داشت که دانشمندانی را شامل می‌شود که اثری پیامبرگونه داشته باشند. برخی از علما، چنان نقشی در هدایت مردم داشته‌اند که برخی از انبیائی که بر خودشان یا بر خانواده‌شان مبعوث شده بودند، نداشته‌اند. چنین عالمی نمی‌تواند در گمنامی و بی‌نشانی باشد.
(پایان بررسی)

دیدید که نخست، ملا صادق را بررسی کردیم که تقریباً بی‌نشان بود. سپس حضرت موسای کلیم (علیه‌السلام) را بررسی کردیم که کاملاً برجسته بود. ایشان بعد از رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) بزرگترین پیامبر الهی با کاملترین شریعت است. سپس به بررسی حدیث مورد استشهاد پرداختیم که علاوه بر اشکال در متن (که کلمه‌ی افضل وجود نداشت) چند تفسیر قوی هم می‌توانست داشته باشد.
اکنون می‌توانیم به راحتی به راست و دروغ بودن این حکایت، رأی بدهیم. قضاوت با شما.

********************

در پایان متذکر می‌شوم که خیال‌بافی و دروغ پردازی، هیچ زحمتی، هزینه‌ای و پیش نیازی ندارد. برای روشن شدن این سخن، افسانه‌ای در همین مورد را برایتان می‌سازم. تأکید می‌کنم که این افسانه، کاملاً ساختگی و بی‌اساس است و فقط جهت اثبات اینکه دروغ گفتن کاری ندارد، ساخته ام.

********************

شخصی بوده (مثلاً) به نام ملا عباسعلی آقا که صاحب کرامت و عجایب و غرایب بوده و (مثلاً) در نجف اشرف مدفون است. روزی جمعی از نصارا (مسیحیان) به دیدنش می‌روند و همان حدیث را برایش می‌خوانند و از تفسیرش می‌پرسند که شما برترید یا عیسای روح الله (علیه‌السلام). ملا عباسعلی آقا سنگی بر می‌دارد و به هوا پرتاب می‌کند، ناگهان به شکل پرنده‌ای می‌شود و پرواز می‌کند و می‌رود. علمای نصارا می‌گویند: تا اینجا که مثل عیسی مسیح شدید، دلیل برتری شما چیست؟ ملا عباسعلی آقا می‌گوید: حضرت عیسی از گِل می‌ساخت و من از سنگ، حضرت عیسی به شکل پرنده در می‌آورد ولی من شکلی به او ندادم، حضرت عیسی در آن می‌دمید و به اذن خدا زنده می‌شد ولی من بدون دمیدن، زنده اش کردم!!

********************

اکنون انصاف بدهید، افسانه‌ای که من ساختم، جالبتر و عجیبتر از افسانه‌ای که آن شیخ تعریف کرد، نیست؟
پیام نهایی: هر مطلب و ادعایی را بدون تحقیق، قبول نکنید.

و الحمد للّه
حاج فردوسی

کلمات کلیدی: , , , , , , , , ,

65
دیدگاهتان در باره‌ی مطلب بالا را بنویسید

 
 
 
30 نویسندگان
35 پاسخ‌ها
1 دنبال کنندگان
 
مرتب کردن بر اساس بیشترین بازخورد
مرتب کردن بر اساس داغ‌ترین دیدگاه
5 نویسندگان برتر
  مشترک شوید  
جدیدترین نظرات قدیمی‌ترین نظرات نظرات با امتیاز بالا
اشتراک برای:
احمدی

سلام بر دوستان منهاجی عزیز …ببینید عزیزان باید عرض کنم که قرآن نسخه شفا بخشی است که دل‌های ایمانی را با جاذبه‌های الهی و معنوی به زندگی نیکو و حیات طیبه نوید می‌دهد. در قاموس قرآن، سلامت انسانی در سلامت روحی‌ـ‌معنوی او خلاصه شده است. بیماری تن به عوامل طبیعی و مادی بستگی دارد که گریزی از آن نیست و گریبان هر کسی را می‌گیرد و چه بسا که مایه آزمایش و امتحان الهی می‌باشد.

بیماری‌ها دو گونه‌اند: بیماری‌های روانی و بیماری‌های جسمانی؛ و این بیماری‌ها گاه متأثر از یکدیگرند و چه بسا بیماری‌هایی که علل روانی دارند و با درمان آن بیماری روانی، بیماری جسمانی پدید آمده از آن هم بهبود می‌یابد.

احمد رضا

سلام بر همه ی منهاجیون عزیز در ادامه و تکمیل سخنان دوست منهاجی عزیزم باید بگویم که قرآن به فرموده خود، شفا دهنده دل‌هاست. بدیهی است دل‌هایی که با خواندن و عمل کردن به قرآن به تزریق ایمانی می‌رسند، از بیماری‌های روحی زیادی در امان می‌مانند و به آرامشی می‌رسند که بازدارنده بسیاری از بیماری‌های روانی و جسمانی است. اما این گونه هم نیست که افراد مؤمن از امراض طبیعی و از ویروس‌های پراکنده در محیط در امان باشند، بلکه به دلایل گوناگونی بیمار می‌شوند و نیازمند طبیب و دارو می‌گردند.

خداوند متعال برای هر چیزی سببی آفریده و اقتضای مشیتش بر آن است که جریان امور از طریق همان اسباب تعیین شده انجام پذیرد و هر دری با کلید مخصوص خود گشوده شود، مگر اینکه اعجازی در کار بوده باشد که مراحل و موقعیت‌های خاص خود را می‌طلبد.

زهرا

دوست عزیزم در ادامه صحبت های شما و تکمسل فرمایشاتون باید بگویم که حضرت امام صادق علیه السلام می‌فرماید: «أبی الله أن یجری الاشیاء الاّ بالاسباب فجعل لکلّ شیءٍ سبباً و جعل لکلّ سبب شرحاً و جعل لکلّ شرح مفتاحاً و …» (محمد بن حسن صفار،/۶)
«خداوند پرهیز دارد از اینکه کارها را از مجرای غیر طبیعی خود اجرا نماید. از این رو برای هر چیزی سببی، و برای هر سببی گشایشی، و برای هر گشایشی کلیدی قرار داده است.»
کلید پیشگیری از بیماری، رعایت برنامه‌های بهداشتی، و کلید درمان بیماری‌های جسمانی، استفاده از داروهای ویژه آنهاست، هر چند که نقش دعا و ذکر به همراه مصرف دارو انکارناپذیر می‌باشد. اما استفاده از سوره‌ها و آیات قرآنی صرفاً به جای عمل جراحی و داروی تب‌بر، رفع سردرد، مسهل، دفع یبوست، خواب‌آور، رفع دیابت و … جز به وهن اسلام نخواهد انجامید.

کریم

سلام دوستان چگونه میتوان احادیث جعلی را تشخیص داد ؟؟

فرشاد

سلام به دوست خوب و عزیزم ببین دوست خوبم تشخیص احادیث جعلی به تخصص ویژه‌ای وابسته است. کسانی که در دانش‌های «علوم الحدیث»، «رجال» و «تراجم» ماهر می‌باشند، می‌توانند با توجه به یکسری ضوابط و معیار تا اندازه‌ای به احادیث جعلی پی ‌ببرند.
حدیث‌شناسان برای اعتبار روایات دو دسته شرایط و معیار را در نظر می‌گیرند:
یک دسته مربوط به سند و شرایط راوی است و دسته دیگر مربوط به متن و محتوای روایت در زمینه شرایط راوی گفته‌اند: اسلام، بلوغ، عقل،‌ عدالت، ثبت، حفظ و فراموشکار نبودن، از جمله شرایطی است که راوی می‌‌بایست از آن بهره‌مند باشد تا بتوان روایتش را ارزشمند و معتبر به حساب آورد

شاهین

سلام عذر میخوام میشود چند نمونه از احادیث جعلی که در کتب روایی شیعه وارد شده است را بگویید؟؟باتشکر از سایت خوبتون

کوچک علی

سلام برای پاسخ به سوالتون باید بگم که بعد از رحلت پیامبر گرامی اسلام حضرت محمد ـ صلّی الله علیه و آله ـ خلیفه اول نقل و کتابت حدیث پیامبر را ممنوع و با ناقلان احادیث برخورد می کرده و این منع تا زمان خلافت عمر بن عبدالعزیز (۹۹ هـ ق) ادامه داشت. با توجه به این مقدار زمان ممنوعیت، هم حلقه اتصال اسناد روایات از بین می رفت و از طرفی موجب (ره) یافتن احادیث جعلی در بین روایات می شد.
ولی شیعه به پیروی از امامان خود و از طرفی وجود آنها به عنوان جانشینان پیامبر به این ممنوعیت ارزشی قائل نشده و از ضررهای آن مصون ماندند. فلذا احادیث جعلی در روایات شیعه خیلی به ندرت یافت می شود.[۱] البته برای زدودن و شناسایی آنها راهنمایی در کتب علوم حدیث ذکر گردیده است یکی از اقسام حدیث، حدیث ضعیف است. حدیث ضعیف به حدیثی اطلاق می شود که برخلاف احادیث صحیح و موثق و حَسن) فاقد اتصال سند بوده ویا راویان آن فاقد صفت عدالت یا وثاقت باشند.[۲] حدیث ضعیف خود تقسیماتی دارد که بدترین نوع آن حدیث جعلی و یا موضوع است، که روایت آن نیز حرام می باشد زیرا اعانه بر گناه است

فرهنگ

سلام دوستان میخواهم در مورد احادیث صحبتی داشته باشم  در این مورد احادیث باید گفت ، که روایات جعلی در حوزه مهدویت و ظهور امام زمان به سه دسته تقسیم می شوند ۱) احادیثی که راوی آن از نظر علمای رجال ( حدیث شناس ) مردود و مطرود بوده است ، که از این دسته می توان از محمد بن علی کوفی معروف به ابو سمینه لعت الله علیه نام برد .۲) احادثی که راوی آن مجهول است مثلا بیان شده محمد ابن ابوذر از امام صادق شندید …. در اینجا اصلا مشخص نیست این شخص کیست ! اصلا وجود خارجی دارد یا خیر ۳)احادیثی که توسط افرادی از مذاهب و ادیان غیر نقل شده که طبیعی است این افراد دل خوشی از امام زمان و ظهور نخواهند داشت لذا دست به تحریف و ناگوار نشان دادن ظهور بزنند .

فریدونی ایلینی

درود واقعا مقاله ی زیبایی بود دلایل شما را که خواندم بر حقانیت شما در منهاج فردوسیان پی بردم و چقدر خوشحالم که در جمع منهاجیونی قرار دارم که چنین در مورد یک مسئله بحث میکنند واقعا فوق العاده است و انسان دوست دارد که ساعت ها در پای سایت شما بنشیند و فقط مقالات و کامنت ها را مطالعه کنید و این بی نظیر بودن شما را نشان می دهد حضرت حاج فردوسی در هر جای دنیا که هستید خداوند پشت و پناه شما باشد و شما را به بهترین ها در زندگیتان برساند. شاد و موفق باشید و در پناه خداوند به هر آنچه که میخواهید دست یابید.

آزاده نیک منش

سلام به حضرت حاج فردوسی باز هم یک مقاله و باز هم مالیدن بینی دشمن به خاک چقدر خوبه که شما هستید و این ایرادات رو از بعضی داستان ها میگیرید که دشمنان اسلام هوشیار باشن که دیگ نمیتونن با ساختن چنین داستان های دروغین یا استفاده از روش های خیلی ساده بر مسلمین و منهاجیون غلبه کنند و شما با قدرت خودتون در این مسیر به راحتی میتونید که بینی اونها رو به خاک بمالید و به اونها بفهمونید که دیگه برای این کارهای خیلی سطحی زمان گذشته و ما الان هستیم که بر اونها غلبه میکنیم نه این اشخاص کوتاه فکر.

ریما کاتبی

سلام به نظر من داستان هایی که از افرادی هست که تازه دارای جایگاه و مقام شدند یا داستان از فردی هست که نمیتونه حرف هاش زیاد معتبر باشه ابتدا توسط یک عالم بزرگ حرف های اون سنجیده بشه و بعد نشر پیدا کنه در بین مردم در این بین ممکنه که به اون فرد هم بی احترامی بشه اما این بی احترامی خیلی بهتره تا اینکه یک جامعه و ملت بخوان به مسیر نادرست برن به خاطر حرف ناشایست و نا به جای اون شخص خب داخل مقاله بوسیدن دست کارگر هم چنین مواردی رو آروده بودن و به نظر منکه نباید چنین اتفاقاتی رخ بده.

احمد رضا

اما این اتفاق ها رخ میده و این مسائل به وجود میان به همین دلیل ما باید سعی کنیم که خودمون منابع معتبر رو پیدا کنیم شاید کمی سخت باشه اما انسان اگر منهاجی بشه توسط دستورات رهبر بزرگ معنوی مشتاقان کمال و سعادت یعنی حضرت حاج فردوسی میتونه همیشه حق رو بر باطل تشخیص بده و وارد مسیر درست بشه و به امید روزی که همه ی انسان ها منهاجی بشن و بتونن که حق رو از باطل تشخیص بدن که هیچ فرد کوته فکری دیگه فکر نکنه که میتونه با ساختن داستان های دروغین به هدفش برسه و مردم رو از مسیر درست بیرون کنه.

بهادر طارمی

سلام واقعا برای من جای تاسف هست که داستان هایی ساخته میشه با ظاهر دینی اما باطنی کثیف البته منظور من به این داستان ها نیست البته ممکنه هم که این داستان ها در گروه همین ماوردی که گفتم وجود داشته باشن اما نمیشه کاملا تایید کرد به همین جهت نمیخوام که اونها رو داخل این دسته از افراد بیارم اما به طور کلی میخوام بگم که واقعا ما باید تاسف بخوریم به حال کسانی که چنین داستان هایی رو خلق میکنن خب الان اون شخص از دین به در شد منظورم همون کسی هست که داستان رو خونده خب به گیر تو چی میرسه جز بار گناهان بزرگ.

قاسم یلدایی

درود بر شما موافقم این دسته از افراد به نظر من گمراه شدن و نیاز دارن به یک رهبر و کسی که اونها رو به مسیر درست هدایت کنه، رهبری که به زبون خودشون بخواد اونها رو هدایت کنه نه به زبون دیگه و همچنین رهبری که بتونه اونها رو کاملا به مسیر درست بیاره به همین جهت به نظر من اگر اونها همین که بخوان منهاجی بشن توسط دستورات رهبر بزرگ معنوی ما یعنی حضرت حاج فردوسی پیش برن میتون از این گمراهی خلاصی پیدا کنند و به مسیر درست هدایت بشن و به امید اینکه همه ی این گناه کاران بخوان که هدایت بشن.

سامان

عصایش را بر زمین نینداخت بلکه دستور خداوند بود که این اتفاق افتاد و چقدر این حرف برای خود اردو چه قدر اهمین مسئله نشان می دهد سخنانی که در این روایت گفته شده کاملا پوچ و بی ارزش هستند اگر ما به محتوای روایات دقت کنیم کاملا متوجه می شویم که کدام داستان حقیقت داردو از جانب خداوند است و کدام داستان فقط و فقط زاییده ی ذهن نیویسنده ی آن داستان است و در این هم کاملا معلوم شد که داستان مربوط به حضرت موسی چقدر با دلیل و مدرک بود و این داستان کاملا بیهوده و در یک کلام بگویم که مضخرف بود.

قادر

بالاخره حال شاید طرفی که که میخواسته در مورد این داستان بنویسه قصدش این بوده که افراد به سمت دین بیشتر گرایش پیدا کنن و بخوان که دین خداوند رو بهتر درک کنن در واقع اومده داستانی رو از خودش سر هم کرده که بیاد وراستی دین خداوند رو نشون بده و به واسطه ی اون افراد رو به دین خدا دعوت کنه حالا راه ر وروشش رو هم بلد نبوده بنده خدا و داستانش زبون زد عام و خاص شد و شروع به مسخره کردن این داستان همه کردن اما شاید واقعا هدف اون خیر بوده نمیتونیم کاملا در جای تشخیص بشینیم و دیگران رو بخوایم که طبق نظر خودمون تعریف کنیم.

حمید خاوری

ببینید حرف شما درست هست اما با دین خدا اینکار؟ بیایم داستان های خیالی ببافیم از خودمون که افراد رو به دین خداوند دعوت کنیم؟ آیا این کار درستی هست اصلا از لحاط منطقی؟ دین اسلامی که کاملا حق و درست هست و در هر جای اون نگاه کنیم می تونیم داستان های واقعی بیابیم و بیان کنیم بیایم داستان های خیالی خودمون که سرشار از نقص هست رو بیان کنیم؟ نه هرگز این درست نیست البته حرف شما در مورد موارد دیگه متین هست نه دین و اسلام چرا که اینها با ما انسان ها که شوخی ندارند که ما بیایم و از خودمون براش داستان درست کنیم!

سام جوادی

اصلا قبول ندارم حرف شما رو این شخص میتونست از راه دیگه ای مردم رو دعوت به دین کنه چرا بیا دروغ بگه چرا بیاد خرافات بین مردم پخش کنه خیال بافی که خداوند در قرآن اون رو ممنوع کرده رو این فردداره رواج میده و هم اینکه داره دروغ میگه که حتی از کودکی به بچه ها میگمیم که دروغگو دشمن خداست این همه کار اشتباه داره این فرد انجام میده که اشخاص رو میخواد دعوت کنه به دین اسلام؟ آیا کسایی که با این روایت میان به دین اسلام، در دین به نظر شما موندگار میشن؟ همین نیست که افراد وارد دین بشن این مهمه که افراد در دین موندگار بشن!

رها ترکی

سلام موافقم ما نمیتونیم زیاد افراد رو قضاوت کنیم و در مرود اونها حرف بزنیم ضمن اینکه اون فرد هم نیست الان که از خودش دفاع کنه پس نباید ما یک طرفه بریم به قاضی و این رو قانون خود منهاج فردوسیان هم گفته اما در مورد داستان میتونیم حرف بزنیم ولی در مورد شخصیت نویسنده نه! پس دوستان فقط در مرود چیزهایی که میشه قضاوت کرد حرف بزنن نه چیزهایی که قضاوت در مورد اونها فقط و فقط نیازمند این هست که خود اون شخص هم حضور داشته باشه مثلا اهداف اون از نوشتن داستان چیه یا اینکه اون چی میخواسته بهش برسه که این داستان رو نوشته!

مهسا تهرانی

درسته قضاوت کار خداست نه ما انسان ها پس بیایم و همگی ما فقط در مورد داستان حرف بزنیم و نه در مورد شخصیت اون فرد همینطور که حضرت حاج فردوسی در مورد ایشون خیلی کم حرف زدن و بیشتر در مرود داستان کفتند و فکر میکنم که اصلا در مورد این شخص سخنی به زبون نیاوردند چون به این مسئله آگاه هستند که ما فقط در مورد افرادی میتونیم حرف بزنیم که حضور دارند و میتونن از خودشون دفاع کنند در غیر اینصورت ما غیبت میکنیم چون داریم پشت وان فرد حرف میزنیم و تهمت میزنیم چون اون شخص نیست که بگه این مسئله درسته یا نه

سپیدار درخشنده

درود بر شما ما به جای اینکه بخواهیم بیشتر ثواب کنیم کباب خواهیم شد پس همه ی دوستان به این امر مهم توجه کافی داشته باشند که مبادا بخواهند حرف هایی بزنند که با عقل جور در نمی آید و حرف هایی بزنند که در جایگاه همان نویسنده قرار بگیرند البته که من در مورد این نویسنده حرف ناشایستی الان نزدم و فقط به خاطر نوشتن چنین داستانی او را سرزنش کردم ولی میخواهم بگویم کسی که چنین داستانی را هم نقل میکند شاید جایگاه کوچکی داشته باشد و این جایگاه کوچک می تواند از لحاظ علمی، شعور، درک و هر چیز دیگری هم باشد.

نازنین بیان

سلام خب شما حرف ناشایستی که نزدید کاملا درسته شاید اون فرد واقعا جایگاه پایینی داشته بود و این هم باعث شده که اون رو ما الان اینطور بخوایم قضاوت کنیم آخه یک عال مبزرگ که نمیاد چنین حرف هایی رو از خودش بزنه چون میدونه که زیر ذره بین منتقدین هست و حتی اگر دلش هم خواست نمیتونه این کار رو بکنه اما افرادی که جایگاه اون ها اهمیت چندانی هم نداره خیلی راحت میان و دست به ساخت چنین روایاتی میزنن چون نه کسی هست که اونها رو بخواد نقد کنه و نه کسی هم هست که بخواد بر اونها ایرادی بگیره و آثارشون هم خیلی راحت نشر پیدا میکنه.

الهام قاسمی

سلام بر رهبر بزرگ منهاج فردوسیان خواستم خدمت شما بگویم که کاملا حق با شماست و حرف هایی که شما در داستانتان زدید بسیار واقعی تر جلوه یم کرد تا داستانی که آنها گفته بودند و نمی دانم بر اساس چه منطقی این حرف ها را می زنند اما باید بدانند که جامعه ی اسلامی دیگر به این حرفا هیچگونه عقیده ای ندارد و آن انسان های ساده ای که همیشه گول چنین حرف های ی را می زدند دیگر نیستند و انسانسوادش بسیار زیاد شده و هیچ چیزی را بدون منبع نمی پذیرد و قبول نمی کند پس خودشان را با این کارهای ساده لوحانه خراب نکنند.

فرشید بهشتی

سلام بر شما این افراد منطق نمی شناسند سادگی داستان نشان می دهد که آنها چه افراد ساده لوحی هستند که چنین حرف هایی را از خود می سازند حتی اگر بگوییم که یک کودک ده ساله با چند کلمه جمله بسشازد جمله سازی او بسیار قوی تر و زیباتر خواهد بود نسبت به جملتای که در این داسشتالن ما خواندیم و تخیل ضحعیف نویسنده بسیار مد نظر قرار دادرد چرا که حتی در تخیل کودکی ده ساله هم چنین مواردی نمی گنجد که این شخص در داستان خود آنها را ذکر کرده و بیان کرده است و توقع دارد که جامعه ی مسلمین این داستان را بپذیرد.

نسترن خاکسار

این افراد که اصلا برای من خیلی جالب هستن که چرا واقعا این کار رو میکنی اینو داخل کامنت های دیگه هم خوندم خب برای همه سئوال شده روزی باید اینها رو دعوت کنیم به یک تریبون و فقط به اینها بخندیم به خدا از هزارتا فیلم طنز هم باحال تر میشه چون دیدم واقعا افرادی که بدون منبع و مدرک صحبت می کنند و اونجا یک آدم منطقی و باهوش مچ اونها رو میگیره و مسخره عام میشن و البته نه اینکه اون شخص باهوش اونها رو مسخره کنه بلکه حرفهای اونها باعث میشه که مسخره بشن و این در مورد این داستان و محتوای مسخره ی اون هم صدق میکنه.

علی اکبر زنگنه

برای همین هست که میگن اگر انسان منهاجی بشه دیگه کاملا در مسیر حق قرار میگیره چون در منهاج فردوسیان هیچ حرفی بدون مدرک زده نمیشه و هیچ حرفی به زبون آورده نمیشه مگه اینکه منابع معتبری برای آورده باشن الان داخل همین مقاله حاج فردوسی اومدن و کلی از دلایل منطقی بر حق بودن حضرت موسی رو گفتن و نشون دادن شخصیتی که داخل اون داستان ذرکر شده شاید اصلا وجود خارجی هم نداشته باشه در صورتی که در مسیر های دیگه اصلا شاید این کار رو نکنن اما حضرت حاج فردوسی کاملا اومدن و مسئله رو با منابع معتبر خودشون باز کردن.

سیما زمانی

دلیل اینکه من یک منهاجی شدم و به منهاجی شدن خودم هم افتخار میکنن دقیقا همین هم میتونه باشه چون حرف های حضرت حاج فردوسی رو قبول دارم چون بدون مدرک هیچ وقت حرف نمیزنن و میدون که حرفهای بدون مدرک و منبع مال انسانهای لِوِل پایین و کوتاه فکر هست نه ایشون که کلی علم و دانش دارندو کلی کتاب نوشتن و در مورد اونها کلی حرف دارن و زمانی هم که میخوان نادرستی یک چیز رو بیا کنتن از جهات مختلف به نادرست بودن اون اشاره میکنن و این واقعا فوق العاده است و من خوشحال که در گروهی قرار دارم که چنین رهبر باهوشی رهبر اون هست.

کریم نادری

سلام به حضرت حاج فردوسی چقدر خنده دار بود واقعا این روایات با چه منطقی این حرف ها رو میزنن خب اگر اینطوریه که الان هم که ما در همون کره ی زمین داریم زندگی میکنیم و انسان ها که خاصیت یا ویژگی ای از اونها کم نشده پس چرا الان ما معجزه نمی بینیم؟ آیا اون زمان معجزه وجود داشته و الان معجزه از بین رفته؟ کلا این حرف ها چیزهای نادرستی هستند که من نمیدونم بر چه منطقی نوشته میشن و نویسنده ی اونها چه منطقی رو داره که چنین خرافاتی رو بیان میکنه و خیلی ها هم هستن که این حرف ها رو باور میکنن.

فاطمه خزائی

به قول یکی از دوستان به یک بچه کوچک هم که بگیم این رو نمیپذیره و میگه که این کذب و دروغ هست اما نمیدونم که بعضیا چطوری باور میکنن؟ آیاو اقعا ذهن اونها از یک بچه هعم کوچک تر هست؟ میدونید ما این داستان ها رو شب ها برای بچه ها میخونیم اون هم نه با شخصیت های انسانی بلکه به جای انسان ها از شخصیت حیوان ها استفاده میکنیم مثلا فلان حیوون خاص فلان خدرت رو داشت و فلان کار رو کرد اون موقع اینها میان و این داستان ها رو به پیامبرا مربوط میکنن واقعا این یک طنز دردناک نیست؟

زهرا داودی

کاش برخی متوجه این موضوع بشوند و کاش برخی بدانند که چه ظلمی در حق دین اسلام می کنند وبرای آنها چه عاقبت بد و نافرجامی خواهد بود. کاش آنها درک کنند که دو روز زندگی انسان آنقدر ارزش ندارد که آنها بخواهند دست به چنین کارهای ناپسندی بزنند و بخواهند که حقیقت رو با ایجاد چنین روایت های کذب و دروغی از بین ببرند یا مخفی کنند. دین اسلام دین مبین است و بارها این را شنیده ایم و چنین ورایاتی در دین اسلام جایگاهی ندارند چه خوب که برخی از افقراد این را درک کنند و نخواهند که هرگونه مسئله ی نادرست را به علمای اسلامی ما ربط دهند.

لعیا بیداری

چه گناه بزرگی انجام میدن این افراد کاش واقعا متوجه بشن چرا که آخرت دردناکی برای وانها در پی خواهد داشت من فکر نمیکنم بعد از شرک گناهی بزرگ تر از این باشه که ما بخوایم حقیقت رو بپوشونیم و کفر هم به همین معنی هست یعنی پوشاندن و ما با کفری که در اینجا ازمون سر میزنه واقعا باید توبه کنیم و برگردیم به مسیر خدواند واقعا این افراد چه فکر میکنند میخوان چکار کنن مثلا که این کارها رو انجام میدن کاش سعی کنند به جای همین کارها انسان مفیدی باشن برای جامعه آیا این واقعا کار مشکلی هست که بخوان باز ضربه هم به جامعه و دین بزنن؟

شهاب

این افراد این را درک نمی کنند واقعا و می خواهند که به هر شکلی شده توجه عموم را به سصوی خود جلب کنند ممکن است از خود بپرسید خب چطور آنها می خواهند توجه جلب کنند؟! کاملا مشخص است کسی که می داند روایت او به هیچ نمی ارزدو باز هم آن روایت را منتشر می کند و در بین انسان ها رواج می دهد خب این فرد جدای از انگیزه های ساده لوحانه ی خود قصد جلب توجه نیز دارد چرا که با انتشار روایت کذب میخواهد نام خود را در بین دیگران جار بزند اما نمی داند که ایسن معروفیت برای او به مفت نمی ارزد زمانی که روایتش مانند خودش ناچیز است.

چنگیز بانی

چقدر زیبا به این مسئله اشاره کرددید هرکس که چنین کارهایی می کند واقعا شخصیتی ناچیز دارد و من برای چنین افرادی بسیار غصه میخورم چرا که این افراد از روی نادانی و کارهای ساده لوحانه مرتکب به گناهان بسیار می شوند و کاش متوجه شوند که مسیرشان اشتباه است و برگردند اما این کار آنها باعث می شود که بسیاری از افراد ساده لوح هم از دین خارج شوند و کم از این افراد ساده لوح ما نداریم و کاش که این افراد هم سر عقل آیند و هر چیزی را نپذیرند و هر چیزی را به عنوان دین قبول نکنند این واقعا جهان ما را زیبا می کرد اگر چنین افرذادی به خود می آمدند.

فیروز رادمهر

در چنین زمانی واقعا گل و بلبل میشد چهان ما و فرقی با بهشت نداشت که افراد سعی کنند دین را واقعا درک کنند و به سخنان دین عمل کنند افرادی را میشناسم که مدام در حال ذکر گفتن هستند اما هیچکدام از اعمال آنها نشان دهندی دین داری نیست البته که ذکرگفتن کار بسیار نیکی است و من نمیخواهم آن را نقض کنم اما افرادی که مدام ذکر می گویند ماا خیلی زود فریب می خورند و بسیاری از چیزهایی که از دین درک کرده بودند اشتباه بوده است قطعا این ها هم در مسیر درست قرار ندارند و در مسیر اشتباهی قدم برداشته اند.

بیژن طلیسچی

از این دست از افراد زیادن مثلا کسایی که مدام ذکر میگن اما خانواده ی اونها از دست این شخص عاصی هست که مدام اونها رو اذیت می کنه یا شخصی هست که مدام ذکر میکه اما کسایی که در زیر دستش کار میکنن رو شکنجه میده و آزار بهشون میرسونه کاش این افراد سر عقل بیان و کاش این افراد متوجه بشن که دین تنها در ذکر گفتن خلاصه نمیشه و باید واقعا اونها خداوند رو درک کنند و اعمالشون اسلامی بشه که بشه بر روی اونها نام مسلمون رو نهاد و اونها رو مسلمون خطاب کرد در غیر اینصورت این اتفاق اصلا جالب نیست و نباید رخ بده.

آلاله اکرامی

سلام بر حضرت حاج فردوسی جناب حاج فردوسی محترم ببینید آیا به نظر شما چنین روایاتی در پی آن نیستند که بنیان دین اسلام را از بین ببرند؟ چرا که من در کتابی خواندم که از افرادی که اق دام به تحریف می کردند به علمای اهل کتاب شناخته شده بودند و این افراد اقدام به تحریف برخی موارد فکر می کنم که می زدند. اکنون فکر می کنم که این اتفاق رخ داده است و این موضوع در بین افراد مخالف اسلام در چنین شکلی خود را نشان داده است و آنها به این واسطه سعی می کنند که دین اسلام را از بین ببرند و سعی می کنند که اعتماد مسلمین نسبت به این دین را خدشه دار نمایند.

شیوا تهامی

همانطور که از اسم مسلم پیداست اگر شخصی واقعا مسلم حقیقی باشد هرگز به چنین موضوعاتی گول نخواهد خورد و همیشه مسیر حقیقی خود را می رود چرا که عشق خداوند در او چنان شدت گرفته که هیچ کس وئ هیچ چیز نمی تواند مانع عشق او شود اما در هر صورت مبنی بر حرفی که شما زدید اگر کسی مسلمان واقعی نباشد و تنها دلخوش به برخی از آداب باشد که نسبت به دین اسلام رعایت می کند با کوچکترین تهدیدی از خارج دین سست خواهد شد و خیلی زود اعتمادش به دین از بین می رود و چنین افرادی هرگز مسلمان واقعی نیستند.

یزدان پناهی

کاملا درسته کسی که به دین اعتماد داشته باشه و به سمت دین حرکت کنه خب هیچج کس نمیتونه اونقدر قدرزت داشته باشه که اون رو از مسیرش برگردونه حتی با ساخت روایات کذاب و دروغ به همین جهت من میخوام این مضووع مهم رو به همه بگم که دوستان من اگر ما ایمان واقعی از خودمون نشون بدیم خیلی زود دشمنان اسلام از اینکه بخوان ما رو از پا در بیارن خسته میشن و اتفاقا خودشون در کنار ما قرار میگیرن و میفهمن که مسیری که داشتن میرفتن اشتباه بوده به همین جهت میان که وارد مسیر ما بشن پس به همه ی عزیزان می خوام این نوید رو بدم که هرگز ناامید نباشد و به دین خودتون ایمان کاملا و اعتماد کافی داشته باشید که این دشمنان نتونن تاثیری در شما بزارن.

یاسمن اربابی

ذهن انسان دوست عزیز من طوری نیست که بخواد همینطور به یک شکل بمونه و اگر دشمنان اسلام زیرگوش یک مسلمون مدام دلایل به ظاهر منطقی بیارن و اون مسلمون رو مدام تحت فشار های فکری بزارن خیلی زود اون شخص از دین بر میگرده واین چیز منطقی هست فکر میکنم برای همین مدام باید به مسلمون ها تذکر داده بشه و به اونها هشدار داده بشه که نخوان چنین کارهایی رو بکنن و نخوان که اصلا اون روایات رو بخونن یا اون دلایل رو بشنون که هیچ وقت قدرت نفوذ در دشمن رو برای خودشون زیاد نکنن.

پرویز احمدی

درود بر شما بزرگواران هیچ وقت خداوند نظام هستی را با بروز چنین اتفاقاتی از هم نمی ریزد لحظه ای فکر کنید مگر می شود که عصای حضرت موسی تبدیل به اژدها شود؟ در واقع چنین اتفاقی رخ نداد بلکه داخل قرآن هم فکر میکنم که گفته شده که آنها چنین فکر کردند که عصای مو تبدیل به اژدها شده یعنی توهمی بوده که برای آنها شکل گرفته نه اینکه واقعا به این صورت رخ داده باشد و همچنین زمانی که دریا را از هم می شکافد در واقع این یک معجزه نبوده بلکه یکی از اتفاقات طبیعت بوده اسیت که همزمان شده با اتفاقی که برای حضرت موسی رخ داده است

بابک غلامی

درست است و جالب اینجاست که این افراد حتی قران را هم درست مطالعه نمی کنند ودر مورد داستان های آن مطالبی را ذکر می کنند که کاملا نادرست است و اینکه همانطور که ذکر کردید خداوند هرگز نظام خلقت را برای این ماورد ناشایست از هم نمی پاشد و برای آن موارد هرگز قفوانین خاص خود را از بین نمی برد. توجه داشته باشید که این جهان دارای قانون مدنی های خاص خود می باشد وهیچ انسانی حق آن را ندارد که این قفانون مندی ها را از بین ببرد در واقع توانایی آن را هم ندارد که قانون را از هم بشکند و قانون جدیدی جایگزین کند.

قادر

اما الان می بینیم که خیلی از افراد دارن این کار رو انجام میدن یعنی اینکه میان و قانون ها رو به شکل خرافات از بین میبرن ولی کسی که واقعا حقیقت خداوند رو درک کرده باشه و بشناسه خدای خودش رو پی میبره که این مسئله واقعا یک امر ناشدنی هست و هر کس که اینها رو داره میگه در واقع داره از خودشش داستان درست میکنه و هر اتفاقی هم که به شکل معجزه رخ بده در واقع دلایلی در پی داشته و به خودی خود اون اتفاق رخ نداده به همین جهت نمیشه اونها رو خرافات یا فراتر از تصور نامید اما این چیزی که این ها میگن از شدت خرافه حتی اسم خرافات رو هم نمیشه روی اونها گذاشت.

سپیده

سلام اصلا ما باید ریشه ی کلمه ی معجزه رو پیدا کنیم که کلمه ی معجزه به چه معناست و بعد بیایم و در مورد این مسائل با هم بحث کنیم من یک بار فهمیدم که معنی کلمه ی معجزه چی هست اما الان فراموش کردم اما از اون یک چیز منطقی به دست میومد فکر میکنم معنی اون این بود که یعنی هماهنگ شدن اتفاقات با زمان ها یعنی چی؟ مثل همون شکافته شدن دریا برای حضرت موسی که در اون زمان اتفاق طبیعت که قرار بود رخ بده همزمان شد با زمانی که حضرت موسی میخواست که از دریا رد بشه در واقع این جا اتفاق خاصی رخ نداده تنها همزمانی چند اتفاق بوده که ما اون رو معجزه میدونیم.

یونسی

سلام خدمت حضرت حاج فردوسی چقدر زیبا بیان کردید دیگه جای هیچ حرفی نمیزاره این گفته ی شما واقعا زیبایی به خصوص خودش رو داشت اینکه اینقدر پاسخ قاطع دادید و حتی داستانی زیباتر از داستان اونها شرح دادید دیگه واقعا پاسخ منطقی بود و هر کسی بخواد در برابر اون دفاع کنه معلوم میشه که واقعا به دنبال مسیر انحراف و سود شخصی خودش هست وگرنه کاملا این داستان نشون میداد که هیچ نشونه ای از منطق در اون نیست و فقط به قصد گمراه کردن نوشته شده چون همونطور هم که گفتید منبع معتبری هم نداره.

احمد

سلام بر شما دوست بزرگوار بله همانطور که شما اشاره کردید است و خیلی از افراد بی علم ونا آگاه برای انکه به سود شخصی و منفعتی برسند دست به کارهای ناشایست می زنند که از جمله ی این کارها همان است که حضرت حاج فردوسی داخل مقاله به آن اشاره کردند یعنی ساختن داستان های نامربوط و بدون هیچگونه منبعی برای هدفی که فقط خودشان دارند و واقعا من نمی توانم درک کنم که هدف این افراد از انجام این کارهای خاص چیست و برای چه چنین کارهایی را انجا ممی دهند و در هر صورت که این یک کار نادرست و ناپسند است و نباید انجام شود.

سبحان

بعضی از کرّامیه، جعل احادیث دروغین را به خاطر تقویت هدایت و احکام قرآن و سنت جایز قرار داده‌اند و چنین استدلال کرده‌اند که این دروغ برای رسول خدا صلى الله علیه وسلم است نه بر خلاف منشأ او.

فخرابادی

حافظ ابن‌حجر نوشته است: نهی مذکور شامل هر دروغگو و هر نوع دروغ است و معنی آن چنین است که هرگز سخنی دروغی به من نسبت ندهید. باز کلمه‌ی ”عَلَیَّ“ در اینجا هیچ مفهوم و منشأیی ندارد؛ زیرا که دروغ به نفع آن‌حضرت صلى الله علیه وسلم هیچ صورتی ندارد و آن‌حضرت صلى الله علیه وسلم از مطلق دروغ گفتن منع فرموده است.

سهراب

رسول الله صلى الله علیه وسلم می‌فرماید: «مَنْ کَذَبَ عَلَیَّ فَلْیَتَبَوَّأْ مَقْعَدَهُ مِنْ النَّارِ» [بخاری: ۱۰۷]؛ «هر کسی بر من دروغی بگوید، جای خود را در جهنم آماده سازد.»

حدیث نظری

علامه محقق، حافظ عینی بر حدیث «مَنْ کَذَبَ عَلَیَّ …»هفت فایده بسیار مهم علمی نوشته است؛ از جمله اینکه حکم شرعی منسوب نمودن عمدی سخن دروغینی به آن‌حضرت صلى الله علیه وسلم چیست؟ مشهور این است که او را تکفیر نمی‌کنیم، مگر اینکه این عمل را جایز دانسته، انجام دهد.

مرضیه

علاّمه امینى(رحمه الله) در الغدیر، ۷۰۲ نفر از معروفین به کذب و جعل اخبار را ذکر کرده است که برخى از آنان عبارتند از :۱ ـ أبان بن فیروز ، ابو عیّاش ، غلامِ آزاد شده عبد القیس ، ابو اسماعیل بصرى.

اسلامی

خیلی زیبا و با منطق قوی توضیح دادین. کاش همه علما و سخن ران های مجالس اینقدر دقیق و صحیح حرف بزنن تا بقیه گمراه نشن و حداقل وقتی که میزارن
و پای منبر میشینن ارزش داشته باشه

کریمی

چه داستان مسخره و سطحی. یه بچه کوچیک هم متوجه میشه که این داستان دروغه و خیال نیازی به توضیح نیست اخه

احمد

این چه حرفیه می زنید!؟؟ خیلی از ادمای ساده و زود باور ما این داستان ها رو باور می کنن و چند جای دیگه تعریف می کنن. یکی مثل شما اون ها رو ساده می بینن یکی دین اون ها رو دروغ گو و احمقانه تصور می کنه و باعث خراب شدن وجهه اسلام میشه

الهه نظری

واقعا جای تبریک داره که این چنین کاربران با ذوق و شوق نسبت به مطالب پیگیر هستند و با جدیت دنبال می کنند که یکی از اونها خود من هستم و مطالب این وب سایت رو بعضا بعضی هاشون رو میخونم و لذت می برم و چه خوب که همه میان و نظر میدن و همگی ما به یک آگاهی جمعی میرسیم .
جدای از این موارد که ذکر کردم برای خود خیلی خوشحالم که با این وب سایت آشنا شدم چون میتونم مطالبی رو بخونم که از ائمه اطهار نقل شده و بسیار زیبا و صریح عنوان شده.خداوند رو سپاس گذارم بابت این موضوع و از مدیریت سایت محترم حاج فردوسی تقاضا میکنم که جدای از بخش کامنت نویسی بخشی رو اختصاص ببینن برای افرادی که پرسش های دینی دارند و پرسش های خودشون رو بپرسن و بقیه هم در صورت دونستن پاسخ اون بیان و نظر خودشون رو درج کنند و پاسخ اون رو بدن.
اینگونه فضایی کمتر در وب سایت های دینی فکر میکنم قرار داده شده که اگر گذاشته بشه قطعا میتونه تاثیر شگرفی در زندگی انسان ها بزاره و به بهتر زندگی کردن اونها کمک کنه .
همچنین قابلیت پسندیدن نظرات هم وجود داشته باشه که بتونیم بهترین نظری که از طرف افراد دیگه انتخاب شده رو بببینیم و از اون استفاده کنیم این همه خیلی میتونه کمک کنه البته این فقط در حد نظر شخصی بنده هست چون خود من به شخصه میل بیشتری داریم اینطور که در یک گفتگوی اینترنتی که اون هم مربوط به مباحث دینی هست شرکت کنم و با دیگر افراد نظر خودم رو سهیم شم و ببینم که نظر من چقدر مخالف داره وچقدر موافق و دلیل اون افراد رو هم از مخالف یا موافتشون بدونم واقعا وجود چنین فضایی در بین وب سایت های دینی حس میشه.
التماس دعا

ماه منیر

توی مجالس یه سری روایات میشنوی ک عجیبن ولی وقتی یه روحانی میگه آدم سعی میکنه باور کنه و اعتماد کنه

خادم رباب

اهل‌بیت علیهم السلام دو راهکار را برای مقابله با تحریف بیان می‌کنند یکی اینکه می‌فرمایند دین خود را از کتاب و سنت اصیل بگیرید نه از دهان و زبان مردم، اگر سخنرانی هم بیانی دارد باید مراجعه کنیم و ببینیم واقعاً این روایت وجود دارد یا خیر، یا ببینیم این روایت اگر وجود دارد در منابع معتبر است یا منابع غیر معتبر؟ آیا این روایتی که یک جریانی برای ما خواند، در کتب قدما و بزرگانی مثل شیخ صدوق و کلینی و شیخ طوسی آمده یا نه؟ آیا این مصدر سندش معتبر است یا سند آن معتبر نیست؟ آیا این روایتی که برای ما خواندند همین معنا را دارد یا این فرد ترجمه غلطی ارائه داده است،
نکته دیگری که اهل بیت فرموده اند مراجعه به متخصص است مانند حاج فردوسی که نمونه ای از توضیحات ایشان را با سند مشاهده کردیم

سینا

شیطان در دوران غیبت تعداد زیادی از شیعیان را از معارف اصیل دور کرده و به انحراف می‌کشاند، مانع اصلی در برابر نظام شیطآن‌همین مرجعیت و فقاهت و اهل حدیثی هستند که اهل‌بیت به ما دستور رجوع به آن‌ها را داده‌اند.

زهیر

بدعت گذاری در دین به معنای چیزی را به دین نسبت دادن در حالی که در واقع جزو دین نیست از گناهان کبیره است و در حرمت آن هیچ تردیدی نیست.

فاطمه داوری

حضرت علی(ع)می فرمایند:
«از شبهه حذر کنید؛ زیرا شبهه به قصد فتنه و گمراه‌سازی ساخته شده است».

زمانی

قرآن تمام نیازهای اخلاقی، حقوقی و فقهی را در بر داشته و مرجع تمام کتاب‌های دینی است

نیما

قرآن تنها راه تشخیص روایات درست از غلط است

اسمان

خیلی سخته هر روایتی میشنویم بریم راجبش تحقیق کنیم اینجوری نسبت به روایات بی اعتماد میشیم خدا لعنت کنه کسایی رو که احادیث و روایات رو تحریف میکنن

محمد

سلام علیکم
استدلال و استنباط خوبی بود. متأسفانه خرافات و شبهات بسیاری در بین مردم رایج شده است که اساس دینی ندارند. نمونه‌اش همین قمه‌زنی در ایام محرم که از اصل مردود اعلام شده اما گاهاً به چشم می‌خورد که در بین مردم رواج دارد. باتوجه به ایام محرم و صفر، اگر درباره قمه‌زنی و تأیید یا رد آن هم مطلبی ارائه دهید، بسیار عالی می‌شود.
تشکر

رها

اقای سیستانی قمه زنی رو اگر توی ملا عام نباشه جایز دونستن هرکس آزاده هرجور میخاد عزا داری کنه

امیر عباس

خب یکسری مطالب واقعا سخته تشخیص درست یا غلط بودنش و نیاز به برسی و راهنمایی داره