۳۰ بهمن

فرقه‌ی منهاج فردوسیان

این کتاب برای آنان که می‌پندارند «نظام جامع تربیتی منهاج فردوسیان» فرقه است، مفید است.

بخشی از مقدمه:
یکی از رایج‌ترین مطالب و مطاعنی که در مورد «نظام جامع تربیتی منهاج فردوسیان» مطرح است، فرقه بودن آن است. «فرقه‌بودن» از اولین اشکالاتی است که بر زبان مخالفین و منکرین جاری شده و از اولین پرسش‌هایی‌ است که در ذهن جویندگان برنامه‌ی تربیتی، جولان می‌کند. به عبارت ساده، یکی از اولین اشکالاتی که منتقدین بر این نظام جامع تربیتی مطرح می‌کنند، این است که این نظام تربیتی، «فرقه» است و مؤلف آن، در صدد «فرقه‌تراشی» بوده است. همچنین یکی از اولین دغدغه‌های کسانی که می‌خواهند از «نظام جامع تربیتی منهاج فردوسیان» برای رسیدن به کمال و سعادت استفاده کنند، این است که آیا منهاج فردوسیان، فرقه است یا فرقه نیست؟ و اگر فرقه است، فرقه‌ی ناجیه است یا فرقه‌ی هالکه؟!
برای پاسخ دادن به این شبهه و رفع این دغدغه، در کتاب «آشنایی با منهاج فردوسیان» در قالب یک سؤال و جواب، به آن پرداختیم و امیدوار بودیم آنان که گمان می‌کنند نظام جامع تربیتی منهاج فردوسیان فرقه‌ است،‌ از گمان باطل خود برگردند و آنان که چنین دغدغه‌ای دارند، آرامش خیال یابند؛ ولی گویا چنین اثری نداشت و توقع ما را چنان که انتظار می‌رفت، برآورده نکرد.
برای روشن ساختن این که منهاج فردوسیان، فرقه هست یا نیست، نخست لازم بود تعریف دقیق و روشنی از «فرقه» ارائه نماییم. بدین منظور، «فرقه» را از چهار منظر، بررسی کردیم. نخست از لحاظ «لغت»، سپس از دیدگاه استعمال این کلمه در «قرآن کریم»، سپس در «کلام ائمه‌ی طاهرین (علیهم‌السلام)» و در نهایت، حدود و تعریف‌های «فرقه» با تکیه بر شاخص‌هایی که فرقه‌شناسان بزرگ دنیا مشخص کرده‌اند.
لازم به ذکر است که در بخشی از این اثر، به نقد برخی دیدگاه‌های فرقه‌شناسان بزرگ جهان، دکتر مارگارت تالر سینگر، دکتر رابرت جی لیفتون و دکتر ادگار شاین پرداخته شده است.

فهرست این کتاب را رایگان از «ایــنــجــا» دریافت کنید.

قیمت: ۱۰ هزار تومان

خرید از گزینه‌ی زیر، به منزله‌ی قبول شرعی شرط ضمن عقد خرید است. .

*****

برای بازدید از «فروشگاه آثار تربیتی حاج فردوسی» کلیک کنید

 
 

کلمات کلیدی: , , , , , , ,

30
دیدگاهتان در باره‌ی مطلب بالا را بنویسید

 
 
 
20 نویسندگان
10 پاسخ‌ها
0 دنبال کنندگان
 
مرتب کردن بر اساس بیشترین بازخورد
مرتب کردن بر اساس داغ‌ترین دیدگاه
5 نویسندگان برتر
  مشترک شوید  
جدیدترین نظرات قدیمی‌ترین نظرات نظرات با امتیاز بالا
اشتراک برای:
راستین

فرقه بودن یا فرقه شدن، چیزی نیست که فرق مختلف از ابتدای ظهورشان به طور حتم به آن اشاره کنند و از همان بدو ورودشان به دنیا، پرچم «ما یک فرقه‌ی نوظهور هستیم!» را علم کنند! نمونه‌ی بارز آن «عرفان حلقه» است که سال‌ها پیش فعالیت خود را ابتدا با برخی جلسات و کارهای خاص خودشان شروع کردند و پس از آنکه در میان مردم شهرت یافتند و عقایدشان را رواج دادند، ماهیت حقیقی خود را نمایان کردند. شیوه‌ی آغاز به‌کار تمامی فرق در دنیا به همین نحوی بوده که خدمت‌تان عرض کردم. هیچ‌وقت هیچ انسانی از ابتدا نمی‌آید بگوید من رهبرتان هستم، پشت سرم نماز بخوانید! بلکه اول وارد فکر و قلب افراد شده و هروقت فهمید طرفدارانی دارد که می‌تواند به آن‌ها اتکا کند، ساز مخالفت با دین اصلی می‌زند و وارد فرعیات خویش می‌شود و کم‌کم تبدیل می‌شود به فرقه! این راهکار در مباحث روان‌شناختی بسیار پرکاربرد است و نه‌تنها برای ایجاد فرق، که برای همه انواع بشر و برای جذب مخاطب در هر حوزه‌ی معرفتی و علمی و… به‌کار رفته و می‌رود.
بنابراین اینکه منهاج فردوسی شک فرقه بودن را در بسیاری از مخاطبان برمی‌انگیزد، طرح برخی مسایل است که به برخی از آن‌ها اشاره می‌کنم:
۱- طرح شبهات من‌درآوردی و پاسخگویی به آن‌ها، که به‌نظر می‌رسد تنها ساخته‌ی ذهن نگارنده‌ی آن است و بیشتر سعی دارد با طرح یک شبهه و پاسخ دادن به آن، درواقع آن شبهه را بیشتر بر سر زبان‌ها بیندازد!
۲- یک‌سری مسایلی که در برخی مطالب مطرح شده است، دارای محتوای عجیب و جدیدی است، درواقع نگارنده سعی کرده در این مطالب، به‌صورت خیلی ناملموس مواردی را به دین اسلام اضافه کند یا حتی از آن کم کند! این‌ نوع برخورد سلیقه‌ای با محتوای دین که به‌طورقطع در تعالیم بزرگان دین وارد نشده است، القای ذهنیت و عقاید شخصی شخص حاج فردوسی به مخاطب تلقی می‌شود، که بعضا سند یا منبع معتبر دینی هم برای این قبیل مطالب که عرض شد، ارائه نمی‌شود. درواقع ارائه برخی تعالیم که تنها زاییده‌ی ذهن حاج فردوسی است و در هیچ کجای دین مبین اسلام به آن اشاره نشده است، چیزی جز تولد یک فرقه‌ی نوظهور را به ذهن مخاطب القا نمی‌کند!
۳- اینکه جناب حاج فردوسی، پیروان خود را «منهاجیان» می‌نامد و نرم‌نرمک قصد دارد با لفظ شیوا و بدون حاشیه این پیروان را از سایر افراد جدا کند، باز هم مبیّن همان است که در بند پیش عرض شد. ازنظر روان‌شناختی، وقتی به یک گروه از مردم با زبان و بیان نرم و شیوا، القای ذهنی شود که جدا از بقیه هستند، ناخودآگاه آن افراد خود را تافته‌ی جدابافته تلقی کرده و کم‌کم دچار تعصبات مختص به همان گروه خواهند شد. استفاده از واژگان بسیار دقت و ظرافت می‌خواهد و اینکه در این سایت، گاها به ظرافت بسیار از برخی واژگان مؤثر مثل «منهاجیان» استفاده شده، در صورت تداوم به استفاده، کم‌کم همان چیزی که عرض شد را در ذهن مخاطب ایجاد می‌کند.
۴- ما در تعالیم دینی می‌خوانیم و می‌دانیم اگر فردی دیگران را دعوت به خدا کند، قطعا مرد خداست. اما اگر کسی به‌جای دعوت به خدا، سعی کند عَلَم خود را بالا ببرد و به‌جای اینکه مردم را به خدا و پیروی از اولیائش دعوت کند، عَلَم خود را بالا برده و از مردم بخواهد که او را پیروی کنند، دیگر نمی‌توان گفت آن فرد، مرد خداست! اتفاقی که در بسیاری از مطالب این سایت به چشم می‌خورد، چیزی جز اینکه حاج فردوسی افراد را به خود دعوت می‌کند، به ذهن مخاطب تیزبین القا نخواهد کرد.
آنچه در بندهای فوق، ذکر شد، تنها بخشی از مواردی است که به استنباط ذهنی بنده رسیده است و البته دلایل محکمی نیز برای اثبات آن‌ها دارم. لذا اگر منهاج فردوسی داعیه‌ی فرقه بودن را در آینده نخواهد داشت، باید این اشکالات و ایرادات اساسی را در تعالیم خود برطرف کند، وگرنه باید به مخاطب حق بدهد که بوی فرقه شدن را از این مرام و مسلک بشنود!
و خداوند دانای حکیم است…

حسام

به دلیل افزایش جهل و نادانی و خرافه گرایی این حرف ها برای منهاج فردوسیان به وجود می اید. ریشه خرافات در نادانی و کم خردی بشر در شناخت خود و حقایق عالم است و در کلام معصوم داریم: «من عرف نفسه فقد عرف ربه». وقتی گرایش های متعالی انسان هدایت نشود و با توهم تلقین گردد خرافات پدید می آید. در این افراد خرافه جایگزین یک حقیقت گمشده در زندگی گشته است که همان معنویت می باشد که توسط خالق هستی در خلقت اشرف مخلوقات «انسان» به عنوان خلیفه الله به ودیعه نهاده است.

مهلا لشکری

در دنیای پرهیاهو و آشفته که در آن ارزش های اسلامی به شدت رنگ باخته و قدرت و ثروت هدف نهایی جلوه داده می شود، افرادی جهت کسب شهرت و آوازه و ثروت نامشروع و بعضا در پاسخ به عقده حقارت درونی با اهداف فردی یا گروهی با شگردهای مختلف درصدد جذب مرید با روش های سازمانی و تعیین سرگروه و حلقه های ارتباطی می باشند و خیلی سخت می شود به کسی اعتماد کرد. ولی خدارا شکر منهاج فردوسیان توانسته اعتماد مردم را جلب کند و باعث آرامش خاطر خیلی ها شده است.

نهال

امیرالمؤمنین علی علیه السلام:
هرگز نمی توانید راه رشد را بیابید، مگر آنکه راه انحراف را هم نشان دهید. ( خطبه ۱۴۷ نهج البلاغه)
این خیلی خوبه که انحرافات رو شرح میدین و ما رو مطلع میکنید

زهرا نوروزی

آیا این صحت دارد که حاج فردوسی در مقاله ای می نویسد: 
“بعد از ملاحظه‌ی تفصیل دعوای اخباریون و اصولیون در مورد شهادت ثالثه، راه اعتدال و مورد قبول همه‌ی علمای اسلام را بر می‌گزینیم. به این صورت که اگر منهاجی، گفتن شهادت ثالثه را در اذان و اقامه، ترک کند (بدون اینکه گفتنش را حرام بداند) هم نظر اخباریون تأمین شده و هم نظر اصولیون. پس راه احتیاط این است که این اضافات و مانند آن (شهادت رابعه و. ..) را در اذان و اقامه نگوییم.”

افرین

درست است که شهادت ثالثه در اذان به اتفاق نظر همه مراجع واجب نیست و حتی اگر به عنوان جزئی از اذان گفته شود به اذعان برخی از فقهای عظام بدعت و حرام است، و مردم هم به این نیت شهادت ثالثه را نمی گویند

سیما

این درسته که حاج فردوسی پیروان «منهاج فردوسیان» که «اصحاب منهاج» خوانده می‌شوند را از مجادله با کسانی که روش او را نمی‌پسندند، برحذر می‌دارد و می‌گوید:
« با بعضی‌ها برای اثبات «منهاج» مباحثه مکن! که اگر با خوک، کُشتی بگیری، تو کثیف می‌شوی، ولی خوک لذت می‌برد»

اشرف

ما نمی گوییم که گروه منهاج فردوسیان همچون فرقه های انحرافی دیگر است. اما حداقل معتقدیم مسئولین باید نسبت به این گروه حساس باشند. چرا که سرنخ هایی از انحراف در اندیشه های آنان یافت می شود.

امیر

ادعا راحته . اگر می توانید یکی از این سرنخ های انحراف رو بیان کنید

عشقی

اگر منحاج فردوسیان فرقه نیست پس چرا قبل از شما چنین برنامه ای نیامده با این همه مراجع بزرگ شیعه پس این دروغ نیست که فرقه نیستید وایا این بوی فرقه گرایی نمیدهد

جواد عزیزی

 برنامه‌ی تربیتی «منهاج فردوسیان» به آنچه در نزد فقهای عظام شیعه در طول هزاره‌ی اخیر، روشن و مسلّم بوده، به عنوان اصل و مبنا نگاه می‌کند. یعنی اگر هر اعتقادی که همه‌ی بزرگان بر آن اتفاق نظر دارند، ما هم به همان معتقد شویم؛ و هر عملی که همه‌ی بزرگان بر آن اتفاق نظر دارند که انجام دادن یا ترک کردنش ما را به کمال و سعادت می‌رساند،‌ ما هم همان کار را انجام دهیم یا ترک کنیم؛ به کمال و سعادت خواهیم رسید.
و به اموری که دو دستگی و اختلاف در آن وجود دارد (یعنی یک عده، معتقدند ما را به سعادت می‌رساند و یک عده، معتقدند ما را از سعادت دور می‌کند) اعتنا نمی‌کنیم.
این،‌ توضیح خیلی ساده شده‌ی منهاج است.” آیا در این تفکر انحرافی وجود دارد؟؟؟

عشقی

عبارتی که گفتین و آنچه حاج فردوسی در سایتشان نوشته اند یعنی زیر سوال بردن فتاوای مراجع عظام. یعنی شخصی که مرجع تقلیدش حکمی متفاوت با مرجع دیگر را دارد، به هیچ کدام عمل نکند. می دانید اگر این نظریه باب شود چه مشکلاتی را ایجاد خواهد کرد.. در این صورت اساسا فقه معنای خود را از دست خواهد داد. 

امیر

مثلا مثل قران که قبلش نبود بعد یهو اومد . لابد انحرافیه چرا که قبل از اینکه حضرت محمد بیاره کسی نیاورده بود . آخه این چه جور استدلالیه که شما دارین

عیسی اکبری

سلام علیکم
هرکسی راهی غیر از قران واهلبیت را بر گزیند در فرقه انحرافی قرار دارد وسراغ ندارم غیر از منها ج فردوسیان اینقدر درست و روشن به دستورات قرآن واهلبیت پرداخته ودر قالب یک نظام تربیتی در آورده متاسفانه کسانی مشهور در دین شیعه به پرداخت دین میکنند در صورتی در بعضی از سخنانشا ن چنان انحرافی دیده می شود که کاملا ذوقی وبه دور از شان قرآن واهلبیت ومردم را ازاین حرف های بی پایه واساس پر میکنند ودر قالب دین پیاده میکنند خلاصه هر مقدار سخن که در قران و احادیث معتبر شیعه نباشد و کسی عمل کند به انحراف کشیده شده

جابر حاتمی

کلمه فِرْقه در اصطلاح، معنایی نزدیک به معنی لغوی دارد و به گروهی از مردم که اعتقاد واحدی غیر از اعتقاد دیگران را انتخاب و دنبال کنند، فرقه گفته می شود. مثلاً اگر عده ای از پیروان یک دین، اعتقاد خاصی غیر از اعتقاد عموم پیروان آن دین داشته باشند به آن عده «فرقه» گفته می شود.

تیرداد

من هم منهاج فردوسیان را به عنوان یه فرقه میشناسم که حاج فردوسی رهبر این فرقه هستن و دنبال کنندگان زیادی دارن که برخی آثار انحرافی نیز در آنها دیده میشود

اکبری

سلام دوست عزیز شما که می گویید برخی از آثار این نظام تربیتی انحرافی هست لطفا برای ما بیان کنید وما را از گمراهی این نظام بیرون بیاور

محمد

فرقه به گروهایی گفته میشود که اعتقادهایشان ویا رفتارشان ازنظر عموم مردم غیرعادی
محسوب می شود که اعتقادات ورفتارهای غیر منطقی دارند
یک حزب حاکم که توسط یک دیکتاتور رهبری میشود ولی منهاج فردوسیان فرقه به حساب نمی اید
ویک نظام تربیتی است

صادق

تعریف مدرن از فرقه کنترل ذهنی، عبارت از هر گروهی است که از کنترل ذهن و تکنیک های عضو گیری فریب دهنده استفاده میکند. به عبارت دیگر فرقه ها به مردم کلک میزنند تا آنها را جذب نمایند و آنها را فریب میدهند تا در فرقه بمانند.
در صورتی که منهاج فردوسیان این ویژگی را ندارد و فرقه نیست

ابراهیم

من سوالی دارم معنی فرقه یعنی چی؟

فاطمه

هر فرقه ای میتواند به عنوان گروهی که تمامی پنج کاراکتر زیر را دارد تعریف گردد:

۱- از القای روانی جهت جذب، حفظ، و کنترل اعضایش استفاده میکند.

۲- یک جامعه بسته توتالیتری تشکیل میدهد.

۳- بنیانگزار یا رهبر آن خود انتصابی، دگماتیک، قدسی مآب، غیر قابل پیش بینی، و دارای کاریسما می باشد.

۴- اعتقاد دارد که “هدف وسیله را توجیه میکند” و به هر وسیله ممکن پول در آورده و افراد را جذب می نماید.

۵- ثروت فرقه استفاده ای به اعضای آن یا جامعه نمی رساند.

ستاره

«تروچ» فرقه را به عنوان یک توده و گروه کوچک شرح می‌دهد که هدف آن سرزنش حکم فرمایی جهان است و رهبران آن در پی یافتن اعضای خاصی هستند.

«یینگر» فرقه را به عنوان گروهی ساده و پویا معرفی می کند که اعتقادات مشترکی دارند.

«نیبوهر» فرقه را تشکیلاتی با شرایط معیّن و خاص می داند که به فرقه گرایی گرایش دارد. به تعبیر دیگر، «فرقه» واژه ای است که بر گروه یا حزبی دلالت دارد که نظریات و پیشوای مشترکی دارند و بنابراین، برای گروه های فلسفی و سیاسی نیز می توان این واژه را به کار برد؛ همان گونه که در مفاهیم مذهبی به کار می رود.

امنه

واژه فرقه در همه مذاهب کاربرد دارد؛ مثلا، در قرن نوزدهم در بریتانیا «فرقه»ها یک واژه مشترک برای مخالفان کلیسای رسمی‌بودند؛ افرادی چون باپتیست‌ها و متدسیست‌ها که فرقه‌هایی از مسیحیت هستند.

ناشناس

از امام صادق ـ علیه السلام ـ نقل شده که فرمود: «الحمدالله صارت فرقه مرجئه و صارت فرقه حروریه و صارت فرقه قدریه و سمیتم الترابیه و شیعه علی‌‍..» یعنی حمد خداوند را با این که فرقه ای (گروهی) مرجئه شدند و فرقه ای حروریه شدند و فرقه ای قدریه شدند، و شما ترابیه و شیعه علی نامیده شدید.
این حدیث امام صادق ـ علیه السلام ـ نشان می دهد که عده ای از مسلمانان که بیعت با امیرالمؤمنین علی ـ علیه السلام ـ در روز عید غدیر خم را فراموش کردند از گروه مسلمانان جدا شده و به علت اعتقاد به این که عمل در ایمان تأثیر ندارد. «مرجئه» گشتند و عده ای برخلاف مسلمانان اعتقاد پیدا کردند که انجام گناه کبیره باعث کفر می شود و «حروری» (خارجی) شدند و عده ای نیز به دلیل اعتقاد به قدر و این که خداوند هیچ قدرتی در اعمال بندگان ندارد، «قدریه» شدند. ولی آنان که بر پیمان خود با علی ـ علیه السلام ـ در روز غدیر خم پایبند مانده و از اسلام جدا نشدند «ترابیه» (چون کُنیه حضرت علی ـ علیه السلام ـ ابوتراب بود به طرفداران وی ترابیه اطلاق می شد) و شیعه علی، نامیده شدند.

سبحان

معنی اصطلاحی فرقه: کلمه فِرْقه در اصطلاح، معنایی نزدیک به معنی لغوی دارد و به گروهی از مردم که اعتقاد واحدی غیر از اعتقاد دیگران را انتخاب و دنبال کنند، فرقه گفته می شود.مثلاً اگر عده ای از پیروان یک دین، اعتقاد خاصی غیر از اعتقاد عموم پیروان آن دین داشته باشند به آن عده «فرقه» گفته می شود.

علیرضا

شاید ما نتونیم این کتاب رو خریداری کنیم و مطالعه کنیم کاش این توضیحاتی که میگید همینجا مطرح میکردین تا هم شبهه ها بر طرف بشه هم ما به یقین برسیم

بهمن

با سلام و ارادت خدمت حاج فردوسی عزیز من میخواستم برای تکمیل این بحث در اینجا تعریف فرقه را عرض کنم فرقه ازحیث لغت ،معنی گروه ودسته رامی دهد و فریق: گروه جدا شده از دیگران است؛ فرقه درآیات قرآن نیز همین معنی را می دهد ،توجه کنید: فَرِیقٌ فِی الْجَنَّهِ وَ فَرِیقٌ فِی السَّعِیرِ (شورى: ۷) گروهی دربهشت وگروهی درجهنم – فَلَوْ لا نَفَرَ مِنْ کُلِّ فِرْقَهٍ مِنْهُمْ طائِفَهٌ لِیَتَفَقَّهُوا فِی الدِّین- توبه ۱۲۲.

ناشناس

با سلام خدمت دوست گرامی در توضیحات کامل تر فرقه
معنای لغوی «فرقه»: کلمه فرقه در لغت از ریشه «فَرْق» به معنای جدا کردن، گرفته شده است و اسم است برای گروهی از مردم.[۱] ابن منظور می گوید: «الفرقه: طائفه من الناس» فرقه به عده و گروهی از مردم گفته می شود

جواد

مگر منهاج فردوسیان فرقه است؟؟؟ من فکر میکردم فقط یه نظام تربیتی باشه و وارد جبهه و فرقه و این حرف ها نمیشه!

منهاجی

به جنبش ‌های نو پدید دینی یا سایر گروه ‌هایی است که اعتقادات آن ‌ها یا رفتاردهایشان از نظر عموم مردم غیرعادی یا غریب محسوب می‌ شود فرقه می گویند که خداروشکر منهاج فردوسیان رفتار عجیب و غیر عادی بین مردم ترویج نداده و در سلامت کامل ذهن و روح قرار دارد پس فرقه محسوب نمی شود