۱۱ دی

بهشت و جهنم در منهاج فردوسیان

این کتاب برای آنان که می خواهند انگیزه و اشتیاقشان در رسیدن به درجات عالیه‌ی کمال و سعادت را بیشتر کنند، مفید است.

بخشی از مقدمه:
همانطور که «مجموعه‌ی قواعد نظری و قوانین عملی منهاج فردوسیان» کتاب مطالعه نیست، بلکه برنامه‌ی عمل است؛ این کتاب نیز برای مطالعه نیست بلکه برای چشیدن و بلعیدن است؛ به تعبیری، کتابِ خواندنی نیست بلکه کتابِ خوردنی است. منهاجی باید سطر به سطر آن را در مکانی خلوت و با حواس جمع، بخواند و تصویرش را در ذهن بیاورد. پس نباید در مطالعه‌ی این اثر نفیس، عجله کند بلکه با آرامشِ تمام، اول صبح یا آخر شب، در حالی که همه جا را سکوت و آرامش فراگرفته، قسمتی را مطالعه نماید برای بلعیدنِ مطالبِ آن یعنی خواندنی که مانند خوردن باشد.
پس ای عزیز! سعی کن با خواندن این سطور، به باور آن برسی و طعم آن را با قلب خود بچشی، و گرنه مطالعه‌ی این کتاب، وبالی بیش نخواهد بود.
تأکید می‌کنم آنچه در دست شماست،‌ کتابی است جهت ایجاد حال بهشتی و جهنمی بودن در اصحاب منهاج. هر منهاجی با مطالعه‌ی دقیق و مکرر این اثر می‌کوشد تا حال و هوای بهشت و جهنم را در وجودش ایجاد کند و همواره این حس را بیدار و فعال نگه دارد.
استاد عالی، حضرت امیرالمؤمنین علی (علیه‌السلام) در وصف پرهیزکاران می‌فرمایند: «هُمْ وَ الجَنَّهُ کمَنْ قَدْ رَآها، فَهُمْ فِیهَا مُنَعَّمُونَ وَ هُمْ وَ النَّارُ کمَنْ قَدْ رَآها، فَهُمْ فِیهَا مُعَذَّبُون‏» یعنی رابطه‌ی اینان با بهشت مانند کسی است که آن را می بیند، پس [به واسطه‌ی این شدت اتصال،] در آن متنعّم [و برخوردار از نعمت‌ها] هستند. [همچنین] رابطه‌ی اینان با جهنم مانند کسی است که آن را می‌بیند، پس [به واسطه‌ی شدت اتصال،] در آن عذاب می‌شوند.
نکته‌ی قابل تذکر اینکه در این کتاب، فقط اوصاف بهشت و نعمت‌های آن و اوصاف جهنم و عذاب‌های آن آمده است و به مقوله‌هایی مانند: چه کسانی بهشتی و جهنمی هستند؟ چه اعمالی موجب بهشتی یا جهنمی شدن می‌شود؟ بهشت و جهنم در زمین است یا آسمان؟ بهشت و جهنم اکنون موجود است یا هنوز آفریده نشده است؟ و… پرداخته نشده است چون اینگونه بحث‌ها، علمی است و ثمره‌ی عملی ندارد و حتی توجه به آنها، منهاجی را از مقصد اصلی کتاب که قرار گرفتن در حال و هوای بهشت و جهنم است، دور می‌سازد.
مزیت چاپ دوم بر چاپ اول، مقدمه‌ی بسیار مهمی است که در آن به شبهات صوفیه علیه دو رکن بهشت و جهنم پاسخ داده شده است.

فهرست این کتاب را رایگان از «ایــنــجــا» دریافت کنید.

قیمت: ۱۰ هزار تومان

خرید از گزینه‌ی زیر، به منزله‌ی قبول شرعی شرط ضمن عقد خرید است. .

*****

برای بازدید از «فروشگاه آثار تربیتی حاج فردوسی» کلیک کنید

*****

عزیزانی که می‌خواهند نسخه‌ی چاپی این کتاب را داشته باشند، با شماره‌ی زیر تماس بگیرند:
۰۹۰۲۹۴۷۶۷۱۶
۰۹۱۵۸۹۳۷۹۲۵
طباطبایی

کلمات کلیدی: , , , , , , ,

61
دیدگاهتان در باره‌ی مطلب بالا را بنویسید

 
 
 
36 نویسندگان
25 پاسخ‌ها
2 دنبال کنندگان
 
مرتب کردن بر اساس بیشترین بازخورد
مرتب کردن بر اساس داغ‌ترین دیدگاه
3 نویسندگان برتر
  مشترک شوید  
جدیدترین نظرات قدیمی‌ترین نظرات نظرات با امتیاز بالا
اشتراک برای:
محمد صادق

سلام و خسته نباسید به همه ی منهاجیون میخواستم اگر کسی میتواند یک توضیح خلاصه ای من باب توصیف بهشت و جهنم بدهد ممنون

محمد امین

سلام در جواب شما دوست خوبم باید عرض کنم که ویژگی‌ها و نعمت‌های بهشتی بسیار گسترده و دل انگیز است و در قرآن و روایات به آنها اشارت رفته است تا همه انسانها را به‌این نکته متوجه سازد که، می‌توانند با انجام کارهای نیک و فضائل اخلاقی به این مواهب الهیه برسندبعضی از آن ها را برای شما عزیزان میگویم  ۱- درها و کتیبه‌های سردر بهشت: تعداد درهای بهشت در قرآن کریم نام برده نشده است، تنها درباره دوزخ می‌خوانیم: «لهََا سَبْعَهُ أَبْوَابٍ»، برای آن هفت در است (حجر/۴۴). ولی به وفور در احادیث اسلامی به این نکته اشاره شده است که، بهشت دارای هشت در است.۲- باغهای بهشتی: از مجموع آیاتی که در این زمینه در قرآن آمده، به روشنی استفاده می‌شود که بهشت مجموعه‌ای از باغهائی فوق العاده عالی و بی مانند است که شایسته مقایسه با باغهای این جهان نیست، در بیش از یکصد آیه از قرآن کریم، از بهشت تعبیر به: «جنات: باغها»، یا «جنه: باغ» یا «جنتان: دو باغ»، شده است که به برخی از آن آیات اشارت می‌رود.

ارمان

در ادامه صحبت های دوست خوبم و در جواب به شما در مورد توصیف بهشت باید من هم دو مورد را متذکر شوم ۱_ وسعت بهشت: جهانی که در آن زندگی می‌کنیم در برابر جهان دیگر، بسیار محدود و کوچک است، چون آن همه نعمت و مواهب عظیم و بی‌انتها نیاز به جهانی بس بزرگ دارد.

خداوند متعال می‌فرماید: «سَابِقُواْ إِلىَ‏ مَغْفِرَهٍ مِّن رَّبِّکمُ‏ْ وَ جَنَّهٍ عَرْضُهَا کَعَرْضِ السَّمَاءِ وَ الْأَرْضِ أُعِدَّتْ لِلَّذِینَ ءَامَنُواْ بِاللَّهِ وَ رُسُلِهِ»، بر یکدیگر سبقت گیرید برای رسیدن به مغفرت پروردگارتان و بهشتی که پهنه آن مانند پهنه آسمان و زمین است و برای کسانی که به خدا و رسولانش ایمان آورده‌اند آماده شده است(حدید/۲۱). به همین مضمون در سوره آل عمران آیه ۱۳۳ آمده است.

۲- مقامهای مختلف بهشت و بهشتیان: از تعبیرات‌مختلف قرآن مجید به‌خوبی استفاده می‌شودکه، باغهای بهشتی متعدد و گوناگون است، و این اشاره به مراتب، درجات و مقامات بهشتیان است.
التماس دعا

ندا شایسته

با عرض سلام و خدا قوت چه خوب است که شما این وب سایت را راه اندازی کرده اید چرا که به راححتی می توانیم محصولات و آثار شما بزرگوار را تهیه نماییم و از انها استفاده کنیم علاوه بر آن می توانیم فهرست آنها را نیز از طریق این وب سایت به دست بیاوریم که این بی نظیر است. این امکان که شماره تماس قرار داده اید که بخواهیم تماس بگیریم که به نظر من واقعا کار را تمام کرده است در خوبی این کار چرا که ما می توانیم مشاوره بگیریم در مورد کارها که این کتاب آیا واقعا مشکلی که ما داریم را حل می کند و آیا واقعا می تواند گره ای از ما را بگشاید. به دوستان هم پیشنهاد می کنم که کتاب را تهیه کنند اگر واقعا فکر می کنند که می تواند مشکلی از انها بگشاید چرا که ما همیشه سعی می کنیم با عقل خود و منطق خود تصمیم بگیریم و دلایل منطقی ما یا خیلی کم هستند یا اصلا دلیل به حساب نمی آیند اما زمانی که این کتاب ها را میخوانیم با منطقی بسیار قوی رو به رو می شویم که می توانیم به واسطه ی آن منطق از پس بسیاری از چالش ها و مسائل خود در زندگی بر بیاییم .موفق بشویم

سعید دانایی

سلام من میخوام در مورد جهنم صحبت کنم که جهنم واقعی از نظر من چیه ! به نظر من جهنم واقعی همون افکاری هستند که انسان رو رو به فساد و رو به تباهی می کشونن . جهنم واقعی رو کسی تجربه می کنه که ذهنش پر از پلیدی هست، پر از افکار منفی، پر از ورودی های نامناسب، پر از چیزهایی که منشا آنها هر چیزی هست به جز خداوند . در ذهن او همه چیز در جریان است مگر اینکه چگونه به سوی خداوند بروم و صفات خداگونه را در خود شکل بدهم تا جایی که امکان دارد. در ذهن او چنین چیز هایی وجود ندارد. انتخاب هایش همگی نادرست هستند چرا که بر روی انتخاب هایش فکر نمی کند. همه کس و همه چیز را مقصر می داند که به من ظلم کرده اند، حق مرا خورده اند اما انگشت اشاره ای که به سمت دیگران گرفته است هرگز به سوی خود نمی پرخاند که خود من چه کردم، خود من دستاوردم چه بود و … او معتقد است که سرنوشتش را خداوند برایش این چنین نوشته و برای تغییر آن هیچ تلاشی نمی کند چرا که معتقد است بختش بسته است و هیچ چیز نمی تواند بخت او را باز کند . به چشم شور اعتقاد دارد و تا اتفاقی برای او می افتد همه کاری می کند تا چشم شر را پیدا کند اما به دنبال راه حلی نیست که مشکل واقعی را برطرف نماید. از همه کس و همه چیز توقع دارد و می خواهد که همه غلام دست به سینه ی او باشند اما هرگز خود او در جهت آرامش دیگر قدم از قدم بر نمی دارد. همیشه منتظر است که دیگران برای او کاری را انجام بدهند، منتظر است که دولت وضعیت او را خوب کند، اگر جنگی بشود دائما بر سر کسانی که نمی روند به جنگ غره می رود اما خود همیشه در مخفیگاه است، دائما غیبت این و آن را می کند و سعی می کند که کمبود های خود را با این کار بپوشاند . به نظر من چنین شخصی جهنم واقعی را در زندگی خود تجربه خواهد کرد و چنین جهنمی چه بسیار بد است و فرد را از درون شکنجه می دهد در صورتی که فرد خود نمی داند نام چیزی که او را در محاصره ی خود در اورده همین جهنم افکار است . موفق باشید

مسیحا

با سلام اینکه بهشت در زمین باشد یا در آسمان چه فرقی می کند زمانی که انسان نیک سرشت باشدو البته که این سرشت را خودش تبدیل به نیکی کرده است دیگر فرقی به حال او نمی کند بهشت دره ر کجا هم که باشد خانه ی اوست و جایگاهش در آنجاست. کسی که فرمان خداوندگارش را بر گردن نهد و تسلیم او شود و هر آنچه قوانین دارد بپذیرد و به آن قوانین عمل کند قطعا جایگاه او بهشت خواهد بود حال این بهشت می خواهد در زمین باشد یا در اسمان و البته که این بهشت را می توان برای این دنیای خودش نیز بسازد چرا که کسی که بر طبق خواسته ی خداوندش زندگی کند قطعا از نعمات الهی بهره مند خواهد شد و نعمات می تواند زندگی او را بسیار سعادتمند کند شخصی که از درون خدایش را بپذیرد و به خدایش روی بیاورد قطعا بهشت چه در دنیا و چه در آخرت در انتظار اوست و او در بهشت واقعی زندگی خواهد کرد. هم اکنون هم بسیاری از افراد را می بینیم که در این دنیا واقعا بهشت به تمام معنا را برای خود ساخته اند . بهشت برای آنها واقعا چیست؟ اگر کسی از زندگی اش راضی باشد و سپاس گذار باشد و شکر نعماتی که به او رسیده را به جای بیاورد قطعا او بهشت را تجربه خواهد کرد تا کسی که دائما در فراق است و دائما به دنبال کشف خواسته هاست به امید اینکه به سعادت برسد غافل از اینکه او هم اکنون هم با بسیاری از داشته هایش که خواسته ی خیلی از افراد دیگر است هم سعادتمند می باشد اما چشم او بر روی آنها بسته شده و چنین افرادی حتی اگر به آن خواسته ها هم برسند طولی نخواهد کشید که خواسته جدید شکل می گیرد و به جای احساس سپاس گذاری احساس بی قراری برای رسیدن به خواسته در انها به وجود خواهد آمد.

مرتضی خزائی

با سلام این سئوال شما مرا خیلی در فکر فرو برد که چه اعمالی هستند که ما را جهنمی می کنند و چه اعمالی هستند که ما را بهشتی می کنند ؟ انسان در زندگی اش هر کاری که انجام می دهد برای رسیدن به یک لذت است و این لذت می تواند از طریق مسیر نادرست یا از طریق مسیر درست به او برسد اما لذتی مهم است که ماندگار باشد و این لذت از طریق مسیری که به خداوند ختم می شود به دست خواهد آمد. خب حال که این موضوع را می دانیم باید بدانیم که تمام اعمال ما هم برای رسیدن به این لذت ها انجام می شوند یعنی اگر عملی از ما سر بزند نتیجه اش برای ما یا رنج خواهد بود یا لذت . اگر بخواهیم که لذت خداگونه در ما شکل بگیرد پس باید عملی خداگونه از ما سربزند و این عمل می بایست تجزیه و تحلیل بشود توسط شخص چرا که از قبل او آگاه نیست که نتیجه ی این عمل چه خواهد شد پس باید ببیند کسانی که این عمل از انها سر زده آیا واقعا لذت واقعی به آنها رسیده است یا نتیجه ی انجام آن عمل برای آنها سعادت به ارمغان آورده است؟ توجه به همین نکته باعث می شود که ما بتوانیم بر روی خیلی از اعمال خود کنترل داشته باشیم وبتوانیم به بهترین شکل اعمال خود را کنترل کنیم و البته که انسان ممکن الخطاست و ممکن است که از او خطایی سر بزند اما با همین کارهای به ظاهر ساده می توان جلوی خیلی از همین اعمال اشتباه را گرفت و اگر نتیجه ی عملی سعادت و لذت است می توان حتی به میزان آن سعادت و لذت نیز افزود . از حاج فردوسی گرامی برای قرار دادن این مطالب در وب سایت متشکرم

اصغر شریعتی

با سلام در مورد حال و هوای بهشت و جهنم که فرمودید من می خواهم نظر خود را بگویم . اینکه می گویید دائما این حس را در خود فعال نگه دارد درست است و اگر کسی می خواهد که در مسیر خداوند قرار بگیرد پس باید سعی کند که واقعا حس خداگونه ای را در خود شکل دهد حسی که دائما بهشت و جهنم را به او یادآوری کند. اما واقعا برای جامعه ای باید متاسف بود که برای رفتن به بهشت یا جهنم بخواهند خوب یا بد باشند. این جمله دارای شبهات است که سعی می کنم در ادامه این شبهه را برطرف نمایم. دلیل این امر که این حرف را زدم این است که ما به این جهان آمده ایم که لذت ببریم و زندگی کنیم، خلیفه ی خداوند بر روی زمین هستیم و خداوند هر کدام از ما را برای هدفی خلق کرده است پس قبل از هر چیز ما باید به دنبال هدف خلقت خود باشیم یعنی به دنبال این باشیم که به هدف خود نزدیک تر شویم اگر خوبی می کنیم، اگر کار نیک انجام می دهیم به این جهت باشد که به آن هدف نزدیک تر بشویم نه آنکه بخواهیم بهشتی شویم یا … البته که این موضوع هم بسیار اهمیت دارد اما اگر شخصی در مسیر درست قرار داشته باشد دلیلی ندارد که وارد جهنم بشود و مسیر درست چه مسیری است؟ مشخص است همان مسیر رسالتی که خداوند برای ما معین کرده این هما نمسیر حق برای ماست. رسالت ما باید باعث خوشنودی هم ما و هم خداودن شود و هم اینکه احساس لذت واقعی را در دل ما زنده نماید دلیل آن امر هم که گفتم باید تاسف خورد به همین دلیل است. برایتان آرزوی موفقیت می کنیم. شاد و پیروز باشید

سودابه نظری

با سلام با نظر شما موافقم ما باید برای انسانیت زندگی کنیم ، برای هدفی که خدا ما رو برای اون خلق کرده. هر انسانی برای هدفی آفریده شده و اگر نتونسته اون هدف رو هنوز پیدا کنه این موقع هست که باید نگران جهنمی بودن خودش باشه چون داخل قران هم داریم زمانی که فرشته ها دارن جون انسان رو میگیرن و انسان مهلت میخواد فرشته ها میگن مگه زمین خداوند گسترده نبود پس چرا مهاجرت نکردید در واقع همین مسئله همین به همون رسالته و هدفه مربوط اگر ما نتونیم تا آخر عمر این رسالته رو پیدا کنیم و فرشته ها بیان و ما زمان بخوایم اونا همین رو به ما میگن که باید میرفتی در جای دیگه ای به دنبال هدفت می گشتی پس باید به این نکته توجه کنیم و از کنار اون ساده نگذریم. مورد دیگه که باید به اون توجه کرد و شما هم در بین حرف هاتون به اون اشاره کردید این هست که ما خلیفه ی خدا بر روی زمین هستیم و باید رفتار خداگونه از خودمون نشون بدیم رفتاری که نشون میده ما واقعا خلیفه ی خداوند هستیم نه اونکه مدام بد باشیم یا اصلا جدای از این مسئله بد هم نباشیم اما طوری رفتار کنیم که انگار فقط برای اینکه وارد بهشت می خوایم بشیم داریم این کار ها رو انجام یم دیم. در واقع این نوع گفت که ما برای بهشت و جهنم کارهای خوب میکنیم در ذهن انسان این شرطی سازی میشه یعنی اگه میخوای بری به جهنم باید کارهای خوب بکنی و کار خوب رو به شکل یک وظیفه می بینه که حتما باید انجام بشه نه کاری که باب میل اونه و به اون احساس خوبی میده که این میتونه برای انسان خوب نباشه. در کل زیاده گویی نمی کنم و براتون بهترین ها رو از جانب خداوند خواستارم. موفق باشید

نعمیه صابری

با عرض سلام متشکرم برای آنکه این کتاب را معرفی کردید قطعا همانگونه که شما ذکرک دید این کتاب فقط برای خواندن نیست بلکه باید آن را از تمام وجود درک کرد و بند بند آن را پذیرفت یا به قول شما بلعید تا بتوان واقعا تغییری در زندگی خود به وجود آورد باید بگوی مکه نه تنها این کتاب بلکه همه ی کتاب ها نیز به همینگونه هستند یعنی شخص می بایست که با تمام وجود یک کتاب را بخواند اگر میخواهد از یک کتاب نتیجه بگیرد. شخص باید بداند که یک کتاب نتیجه سال ها تلاش یک نفر ممکن است باشد پس حتی اگر یک جمله از ان کتاب را از دست بدهد ممکن است کلید راهگشای خود را از دست داده باشد پس به این نکته می بایست توجه وافعر و کافی داشته همچنین برای کسانی که نمی دانند چگونه کتاب بخوانند توصیح می کنم که به دنبال روش های ایجاد تمرکز و تندخوانی باشند به واسطه ی تمرکز و تنداخوانی قطعا می توان یک کتاب را بهتر خواند و درک کرد . به خصوص کتاب هایی که نیاز به تفکر و تدبیر بیشتر دارند در این کتاب ها تندخوانی آن چنان توصیح نمی شود اما برای آنکه سرعت مطالعه بیشتر بشود مفید است و شخص می تواند از تکنیک های تندخوانی در ان استفاده کنید. و اینکه خواستم این کامنتی را که میگذارم بر همین مسئله تمرکز کنم چرا که واقعا امر خواندن کتاب و به یاد سپردن مطالب آن چیز ساده ای نیست و خیلیها به محض آنکه چند صفحه از یک کتاب را می خوانند خیلی زود به فراموشی می سپارند که این واقعا برای بیشتر افراد رخ می دهد و چیزی نیست که برای یک عده خاص فقط اتفاق بیافتد که باید به دنبال روش هایی باشیم که این معایب را از خود مبرا سازیم.

فریده موسوی

با سلام پیرو حرفی که شما زدید یعنی اینکه شیوه های تندخوانی و تمرکز حواس را به دنبالش برویم و فرا گیریم من نیز سعی می کنم تکنیک هایی را ذکر نمایم که می تواند این ویژگی را در ما قدرت ببخشد و همچنین می تواند در ما تاثیرات شگرف بگذارد.
اول آنکه برای اینکه بتوانیم مطالعه درستی داشته باشیم چس باید به دنبال جایی آرام و عاری از هرگونه سر و صدا باشیم. سر و صدا خیلی راحت تمرکز انسان را از بین می برند چرا که این حس انسان یعنی حس شنوایی می تواند بر چندین چیز متمرکز باشد مثلا زمانی که شما دارید کتابی را میخواند چشم های شما تماما بر روی کتاب است اما گوش هاتی شما علاوه بر اینکه بر ندای ذهنی شما گوش می دهد اگر تلفن زنگ بخورد می تواند بشنود، اگر تلویزیون روشن باشد می تواند بشنود صدی آن را در صورتی که این امکان برای چشم وجود ندارد و زمانی که حواس چشم های شما بر روی کتاب است اگر چند نفر هم از جلوی شما رد بشوند شما آنها را نخواهید دید. در هر صورت جایی آرام بسیار می تواند به انسان کمک نماید.
دوم آنکه سعی کنیم تمام عوامل حواس پرتی را از بین ببریم مثلا گوشی تلفن همراه خود را خاموش کنیم، تلفن را از برق بکشیم، پنجره اگر باز است آن را ببندیم و … تا بتوانیم میزان تاثیرگزاری محیطی که برای تمرکز کردن لازم است به حداکثر برسانیم. اگر هر کدام از این موارد رعایت نشوند قطعا ما خیلی زود حواسمان پرت خواهد شد . فکر میکنم همین اندازه مناسب باشد و برای یادگیری ما بقی امور و کارها برای تمرکز و افزایش قدرت حواس می توانید به مقالاتی که در سطح اینترنت منتشر شده اند مراجعه نمایید. برایتان بهترین ها را از خداوند خواستارم.

شایان بزرگمهر

با عرض سلام بحث جالبی را شما راه انداختید که می خواهم من هم دانش و اطلاعات خود را در این زمینه به اشتراک بگذارم امیدوارم که مثمرثمر واقع شود. برای آنکه بتوانیم یک کتاب را به درستی مطالعه کنیم همانطور که دوست دیگرمان در پاسخ گفت باید عوامل حواس پرتی را به حداقل برسانیم اما یک کتاب را چطور و چگونه بخوانیم که بتوانیم بهترین نتیجه را از آن کسب نماییم؟
اول آنکه باید به خود بگوییم که هدف ما این نیست که کتاب را تمام کنیم بلکه هدف ما این است که بهترین نتیجه را از کتاب ها بگیریم پس مهم سرعت نیست بلکه نتایج است .
ما به یاد با هر جمله ای که کتاب شروع می کند و به پایان می رساند با خود فکر کنیم که این جمله چگونه و چطور با زندگی من در ارتباط است؟ آن را با زندگی خود مقایسه کنیم و مشابهات را دریابیم و راهکاری که کتاب ارائه داده است را با شرایط خود در نظر بگیریم و ببینیم که چگونه می توانیم این راه حل را به بهترین شکل در زندگی خود به کار ببریم. مورد بعدی این است که قبل آنکه اصلا بخواهیم کتابی را بخریم به نام ناشر، نام نویسنده، محل نشر و … توجه کمال داشته باشیم چرا که برخی از نشریات بسیار غیر حرفه ای عمل می کنند و هر نوع کتابی را نشر می دهند که همین باعث می شود که ما کتاب های بی کیفیت بیسیاری را در بازار ببینیم به همین دلیل به دنبال نشریه ای بگردیم که واقعا کتاب های خوب و زیبایی را ارائه داده است. اینکه چه کسی کتاب را نوشته بسیار حائز اهمیت است . به عنوان مثال یک سخنران بزرگ یا یک مدیر موفق این کتاب را نوشته است یا خیر کسی که تازه می خواهد کاری را شروع کند. این نکته هم اهمیت دارد.

کریم مرادی

در برخی از روایات آمده است که مردی یهودی از امام علی (ع) پرسید: بهشت و جهنم در کجا واقع شده اند؟، فرمود: “بهشت در آسمان و دوزخ در زمین است.” آیا واقعا این روایت درسته؟ و جهنم روی زمین واقع است؟

نسار

در قرآن کریم به صراحت تصریح شده است که وقتی ابلیس به خاطر تکبر و عصیانش از ظل رحمت الهی دور شد و از جایگاه مقامات عالی اخراج شد، از خداوند منان خواست که جان او را نگیرد و فوری و آنی او را به جایگاه اهل عذاب و دور شدگان ابدی از رحمت منتقل ننماید. و پس از آن که از روی بغض و حسادت قسم یاد کرد که بر سر راه همگان می‌نشیند [و البته به جز افراد مخلص که راه تسلط شیطان را می‌بندند ]، خداوند کریم نیز قسم یاد نمود که جهنم را از او و پیروانش پر خواهد کرد.

انهار

آیا جهنم قبل از عصیان ابلیس خلق شده بود، یا پس از آن خلق شده است ؟

راضیه

وقتی ابلیس تکبر و عصیان کرد، خداوند نفرمود که بابت این عصیان جهنمی خلق شد و یا در آخرت جهنمی خلق خواهم کرد و تو و اتباعت را در آن جای خواهم داد! بلکه فرمود: جهنم را از او ابتاعت پر می‌کنم. یعنی جایگاهی که محل دور شدگان از رحمت و عذاب است وجود دارد و تو اهل تو از انسان و جن را (که تنها موجودات برخوردار از اختیار و انتخاب می‌باشند) پر می‌کنم .

هزاره

قرآن کریم دو نوع بهشت و جهنّم را مطرح مى کند؛ یکى بهشت و جهنّم برزخى، که در آیه هاى ۲۶ و ۲۷ سوره یس؛ ۱۶۹ سوره آل عمران؛ ۴۶ سوره مؤمن و ۲۵ سوره نوح، مطرح شده است. این نوع بهشت و جهنّم هم اکنون موجود است، ولى موقتى مى باشد و با برپایى قیامت پایان مى یابد.
دیگرى بهشت و جهنّم در قیامت است که در آیه هاى فراوانى مطرح شده است.
از آیات قرآن و روایات اسلامى معلوم مى شود که این نوع بهشت و جهنّم هم اکنون موجود است. بسیارى از مفسران در ذیل آیاتى که براى بهشت و جهنّم کلمه «اعدّت» (مهیا شده) به کار رفته، گفته اند، از این کلمه استفاده مى شود که بهشت و جهنّم، هم اکنون موجود است؛ مانند این آیات: (وَجَنَّه عَرْضُهَا السَّمَـوَ تُ وَالاَْرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِین) ؛ و بهشتى که پهنایش [به قدر] آسمان ها و زمین است[ و] براى پرهیزگاران آماده شده است.

شاکری

آیا بهشت و جهنمى که قرآن مطرح مى کند، اکنون موجود است یا به تدریج با اعمال انسان آفریده مى شود؟ اگر آفریده شده، مکان آن دو کجاست؟

تمنا

از پیغمبر اکرم ,  پرسیدند خداوند جهنم را از چه آفریده و چگونه و چند است؟ 
فرمود: خداوند جهنم را از خشم خود خلق کرد و اندر زمین هفتم است و هر طبقه در زیر هم قرار دارد و هر دوزخی تا دوزخ دیگر پانصد راه است و هر یک از دیگری هفتاد بار سوزان تر است و آخرین آنها درکه اسفل است که محل منافقین است که: « ان المنافقین فی الدرک الاسفل من النار».

بتول

صحبت هایی ک گفتین خیلی خوب بود مثل همیشه بهترین راهکار هارو ارایه کردین خوشحالم که منهاجی شدم و در کنار شما عضو کوچکی از این مجموعم

شعبانی

آیا جهنمی، اهل بهشت می‌شود؟

احمدفیضی

 انسانی که هم ایمان و عمل صالح دارد و هم گناه، به خاطر ایمان و عمل خویش مستحق پاداش است و به خاطر انجام گناهش مستحق عذاب است و در نتیجه اگر اول وارد بهشت شود برای دریافت پاداش اعمال و بعد جهنم رود درست نیست.
به اتفاق مسلمین کسی از بهشت آخرتی خارج نمی‌شود و اگر برعکس شود که اول جهنم رود و بعد از مدتی وارد بهشت شود این مشکلی ندارد و مورد نظر ما می‌باشد، صورت سوم این است که عذاب و پاداش با هم باشند که این امکان ندارد و محال است، تنها راه همان راه دوم است.

مصطفی

بله
ممکنه شخصی به اسلام و یگانگی خداوند ایمان بیاره ولی بازم ی قصوری ازش سر بزنه مثل همه ی ادم ها
حالا عذاب این گناه یا در همین دنیا با سختی دیدن از بین میره یا شخص توبه میکنه و کلا بخشیده میشه یا هنگام فوت با سخت جان دادن این گناه جبران میشه یا مسمونه برای اخرت که یا با شفاعت بخشیده میشه یا اینکه برای مدتی به ناجار عذاب جهنم رو تحمل میکنه تا پاک بشه و بعد از اون وارد بهشت میشه
که البته بهشت هم خودش مراتب متعدد داره و ادم ها براساس جایگاهشون و ایمان قلبی شون در یکی از مراتب بهشت ساکن میشن و برترین جایگاه هم در بهشت جایگاهی به اسم فردوس است که به بهشت برین معروفه و جایگاه ائمه و علما و معصومین و پیامبران و انسان هایی با ایمان قلبی قوی است

عاطفه چمران

بله و البته در این مورد هم روایات متعددی داریم از ورود بعضی از اهل جهنم به بهشت سخن که برخی از آن ها را به شرح زیر می اورم

ابى بصیر گوید: از امام باقر(ع) شنیدیم که فرمود: «مردمى از آتش خارج مى‏‌شوند، و به بهشت وارد مى‏‌گردند».

انس گوید: رسول خدا(ص) فرمود: مردمى از آتش خارج مى‏‌شوند. (تفسیر المیزان، ج ۱۱، ص ۳۹ )

در جلد هشتم کتاب بحارالانوار آمده است: «مؤمنان گناهکار روزى از جهنم خارج خواهند شد»،
البته این رو باید در نظر داشته باشیم ک هر جهنمی ای اخرش کارش بعشت نیست عده ای هم هستن که حاودانه در جهنم خواهند سوخت مثلا اگر گناه در حدی در درون انسان اثر کرده باشد که او را به حد کفر رسانده باشد، هیچ‏گاه به بهشت وارد نخواهد شد

عباس

بله اما همینجور که بقیه دوستان هم اشاره کردند هر جهنمی ای بهشتی نمیشود
اونایی به بهشت میروند که قلبشون کاملا تیره و تار نباشه و روشنایی هایی هم در نامه اعمالشون دیده بشه
ولی در کلیت اگر انسان قرار باشه حز قشری باشه که باید عذاب جهنم رو ولو مدت زمان کمی تحمل کند سلسله مراتبش اینجوریه که اول به جهنم میره و عذاب خواهند دید سپس بعد به بهشت خواهد رفت و در ان جاودانه خواهند ماند

احمد نظری

سلام دوست عزیز بخشش خداوند بسیار است و خداوند به انسان لطف و کرم بسیار دارید پس نمی توان رو کسی لقب جهنمی را گذاشت چرا که نه کسی از ان جهان آمده و نه کسی در این جهان آن دنیا را دیده است و تنها بر حسب شنیده ها و روایات و آیات افراد بر روی هم لقب می گزارند .اما این را بدانید که همواره خداوند همراه انسان است اگر شیطان مانند خون در وجود انسان در جریان است خداوند از رگ گردن به انسان نزدیک تر است این انسان است که انتخاب می کند کدام یک را برگزیند و پیر مسیر کدام یک برود و اگر هم مسیر خطا را انتخاب کرد اینطور نیست که خداوند جلوی او را بگیرد ممکن است الهاماتی به او بشود که مسیرش نادرست است اما هرگز خداوند جلوی او را نمی گیرد چرا که او خودش قدرت انتخاب و تصمیم گیری دارد و می تواند هر مسیری که خواستار آن است را برگزیند و هر بار که خواست از مسیر برگردد و به مسیر دیگری قدم بگذارد او کاملا در انتخاب و تصمیم گیری آزاد است و محدودیتی ندارد اما نتایج مهم است که کدام یک به جهنم ختم می شودو کدام یک به بهشت و همانطور که شیطان در آخرت می گوید من فقط وسوسه گر بودم و او خودش بود که انتخاب کرد نه خداوند در انتخاب این مسیر ها دخیل در تصمیم انسان است و نه شیطان هر دو مسیر را نشان می دهد و این انسان است که می بایست انتخاب نماید. در نهایت هم مشخصض است که کدام مسیر نتیجه اش خیر و خوبی و کدام یک شر است . برایتان آرزوی موفقیت می کنم و امیدوارم که توانسته باشم منظور خود را برسانم در پناه الله یکتا شاد و سعادتمند باشید

موحد

چه زیبا سرود میرفندرسکی:
چرخ با این اختران، نقض و خوش و زیباستی صورتی در زیر دارد، آن چه در بالاستی
صورت زیرین اگر با نردبان معرفت بر رود بالا همان با اصل خود یکتاستی

عرفانیان

متأسفانه، اغلب ما مردم (مسلمان یا اهل کتاب و معتقد به بهشت و جهنم)، نه جهنم را درست شناخته‌ایم و نه بهشت را؛ لذا گمان می‌کنیم که بهشت یعنی کاخی در وسط یک جنگل سبز و مملو از انواع و اقسام خوردنی‌ها، نوشیدنی‌ها، لباس‌ها و تجویزها و سایر لذاتی که برای بدن بهشتی است.
شباهت‌هایی بین این عالم و آن عالم هست و البته تفاوت‌هایی هم وجود دارد. اما همین شباهت‌ها سبب می‌شود تا شناخت و درک عالم دیگر برای ما در این عالم، ممکن و میسر گردد

فرهاد

آخر کار انسان کجاست؟؟

شیرین

پس از ورود به بهشت و جهنم، آخر کار انسان کجاست؟ آیا در یک جا ماندن انسانی که میل به بی‌نهایت دارد، تکراری نمی‌شود و دیگر آن که آیا ممکن است که یک جهنمی، اهل بهشت شود؟

احسان

در بهشت سکونی نیست که خستگی و دلزدگی بیاورد، بلکه «ثبات» است و معنای این دو خیلی با هم فرق دارد.

مدرسی

هم بهشت طبقات و درجات دارد و هم جهنم. اما تفاوت‌ سیر در این طبقات و درجات در این است که کسی که وارد بهشت شد، هیچگاه از آن اخراج یا خارج نمی‌شود، اما دلیلی نیست که هیچ کس در هیچ شرایطی از جهنم خارج نگردد.

نیما

شیطان با این که می داند در آینده ای نه چندان دور در آتش بزرگ جهنم گرفتار می شود؛ چرا توبه نمی کند؟

حصار

بین دانستن و عمل کردن تفاوت وجود دارد. انسان می تواند به خیلی از مسائل علم داشته باشد، ولی به علت اهمیت ندادن یا به جهت پیروی از هوای نفس و … مخالف علم خودش عمل کند. قرآن کریم درباره عده ای می فرماید: “و آن را از روى ظلم و سرکشى انکار کردند، در حالى که در دل به آن یقین داشتند! پس بنگر سرانجام تبهکاران (و مفسدان) چگونه بود”.[۱] شیطان هم – مانند خیلی از انسان ها که به وجود معاد و ضرورت آن و به حرمت خیلی از گناهان علم دارند، ولی باز هم گناه می کنند،- با علم به وجود جهنم و بهشت، به اعمال خود ادامه می دهد. غرور و تکبر شیطان هرگز راه بازگشتی برای او نگذاشته است. برخی از روایات از توبه ابلیس در زمان حضرت نوح (ع) خبر می دهد که نوح به خداوند عرض کرد: پروردگارا! اگر ابلیس توبه کند توبه‏اش قبول می شود؟ خطاب رسید: اگر به قبر آدم سجده کند توبه‏اش را می پذیریم هنگامى که نوح (ع) این موضوع را به ابلیس خبر داد. ابلیس گفت: تا آدم زنده بود من بر او سجده نکردم. آیا اکنون که مرده است به او سجده کنم‏؟

نصرتی

شخصی از امام باقر(ع) پرسید: اولین کسى که وارد جهنم می شود کیست؟، فرمودند: ابلیس و دو نفر دیگر که در سمت راست و چپ او هستند. اگر میشه راجب این روایت توضیح بدین

محمد یعقوبی

 آیا بهشت و جهنمى که قرآن کریم مطرح مى کند، اکنون موجود است یا به تدریج با اعمال انسان آفریده مى شود؟ اگر آفریده شده، موکان آن دو کجاست؟

مهلا

آیا گناه هم توی بهشت توصیف میشه؟اینو برای این میپرسم چون بعضی جاها راجب شراب بهشتی گفته شده

کیارش

بهشت و جهنّم مادى نیست تا نیازى به مکان داشته باشد. لذا با برپایى قیامت، طومار زمین و کرات آسمانى در هم پیچیده مى شود، ولى بهشت و جهنّم موجود بوده و به حال خود باقى است. پس توی اون زمان همه چیز متوقف میشه و گناه و ثواب معنایی نداره.

رستمی

 علی بن ابی‌طالب در خطبه‌ای در مورد ضرورت یاد قیامتو عذاب الهی چنین می‌گوید:
مردم! شما چونان مسافران در راهید، که در این دنیا فرمان کوچ داده شدید، که دنیا خانهٔ اصلی شما نیست و به جمع‌آوری زاد و توشه فرمان داده شدید.

آگاه باشید این پوست نازک تن، طاقت آتش دوزخ را ندارد، پس به خود رحم کنید

رحیمیان

اوصاف بهشت و جهنم همان است که قرآن و احادیث بیان می کند. زیرا بیان قرآن کریم و روایات معصومین از روی حدس و گمان و تقریب به ذهن و به جهت اینکه مطلوب نفس بشر است گفته نشده است بلکه عین واقعیت است و اوصاف حقیقی بهشت و جهنم را بازگو می نماید.

علی راستگو

دقیقا همینجوره زمانی که قران میخونیم نقشی از بهشت توصیف شده در ذهنمان نقش می بندد همانجور که امده است

« وَ بَشِّرِ الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ أَنَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْری مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ کُلَّما رُزِقُوا مِنْها مِنْ ثَمَرَهٍ رِزْقاً قالُوا هذَا الَّذی رُزِقْنا مِنْ قَبْلُ وَ أُتُوا بِهِ مُتَشابِهاً وَ لَهُمْ فیها أَزْواجٌ مُطَهَّرَهٌ وَ هُمْ فیها خالِدُون ــــ و کسانى را که ایمان آورده‏اند و کارهاى شایسته انجام داده‏اند، مژده ده که ایشان را باغهایى خواهد بود که از زیر آنها جویها روان است. هر گاه میوه‏اى از آن روزىِ ایشان شود، مى‏گویند: «این همان است که پیش از این روزىِ ما بوده.» و مانند آن براى آنها آورده شود و در آنجا همسرانى پاکیزه خواهند داشت و در آنجا جاودانه بمانند » (البقره:۲۵)
نکات این آیه:
۱ـ برای هر مومنی بهشتی است
۲ـ در زیر درختان بهشت نهرهایی جاری است. از برخی آیات اسثتناد می شود که برخی از این نهرها از آب هستند و برخی دیگر از عسل و شیر که روان و جاری حرکت میکنن و مومنین و مومنات هرگاه که اراده کنند از ان مینوشند
۳ـ میوه هایی که در اختیار بهشتی ها قرار می گیرد که همواره برایشان تازگی دارد هر چند که قبلا ان را مصرف کرده باشند
۴ـ اهل بهشت همسر خواهند داشت. از برخی آیات استناد می شود که برخی از این همسران انسانند و برخی دیگر حورالعین یا همان حوری های بهشتی از جمله اگر زن و شوهر هر دو اهل بهشت باشند در بهشت نیز زن و شوهر خواهند بود اگر بخواهند
۵ـ این بهشتی ها ابدی اند و زوال در آنها راه ندارد. همانگونه که قران گفته در ان جاودانه اند
یا ایه ی دیگری اینجور توصیف میکند که
« جَنَّاتُ عَدْنٍ یدْخُلُونَها وَ مَنْ صَلَحَ مِنْ آبائِهِمْ وَ أَزْواجِهِمْ وَ ذُرِّیاتِهِمْ وَ الْمَلائِکَهُ یدْخُلُونَ عَلَیهِمْ مِنْ کُلِّ بابٍ ؛ سَلامٌ عَلَیکُمْ بِما صَبَرْتُمْ فَنِعْمَ عُقْبَى الدَّارِ ــــ (همان) باغ هاى جاویدان بهشتى که وارد آن می شوند؛ و همچنین پدران و همسران و فرزندان صالح آنها؛ و فرشتگان از هر درى بر آنان وارد می‏گردند ؛ (و به آنان می‏گویند:) سلام بر شما بخاطر صبر و استقامتتان! چه نیکوست سرانجام آن سراى جاویدان! »(الرعد:۲۳ـ ۲۴)
نکات آیات:
۱- مادر و پدر و همسر و فرزندان صالح افراد بهشتی نیز میتوانند در کنار ان ها باشند
۲ـ برای ورود به بهشت درهای فراوانی وجود دارد و فرشتگاه به آنهایی که وارد بهشت میشوند سلام می دهند ؛ و آنها را تعریف میکنن به خاطر صبر و استقامتی که در دتیا داشته اند
« جَنَّاتُ عَدْنٍ یدْخُلُونَها تَجْری مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ لَهُمْ فیها ما یشاؤُنَ کَذلِکَ یجْزِی اللَّهُ الْمُتَّقینَ ــــ باغهایى از بهشت جاویدان است که همگى وارد آن مى‏شوند؛ نهرها از زیر درختانش مى‏گذرد؛ هر چه بخواهند در آنجا هست؛ خداوند پرهیزگاران را چنین پاداش مى‏دهد » (النحل:۳۱)
نکات:
۱ـ از زیر درختان بهشتی نهرهایی جاری است از عسل شیر شراب و …
۲ـ اهل بهشت هر زمان هرچه که بخداهند خواهند داشت در آیه ی دیگری هم به این نکته اشاره شده که: « نَحْنُ أَوْلِیاؤُکُمْ فِی الْحَیاهِ الدُّنْیا وَ فِی الْآخِرَهِ وَ لَکُمْ فیها ما تَشْتَهی‏ أَنْفُسُکُمْ وَ لَکُمْ فیها ما تَدَّعُونَ ـــ (فرشتگان به آنها می گویند: ) ما یاران و مددکاران شما در زندگى دنیا و آخرت هستیم؛ و براى شما هر چه دلتان بخواهد در بهشت فراهم است، و هر چه طلب کنید به شما داده مى‏شود»(فصلت:۳۱)
« أُولئِکَ لَهُمْ جَنَّاتُ عَدْنٍ تَجْری مِنْ تَحْتِهِمُ الْأَنْهارُ یحَلَّوْنَ فیها مِنْ أَساوِرَ مِنْ ذَهَبٍ وَ یلْبَسُونَ ثِیاباً خُضْراً مِنْ سُنْدُسٍ وَ إِسْتَبْرَقٍ مُتَّکِئینَ فیها عَلَى الْأَرائِکِ نِعْمَ الثَّوابُ وَ حَسُنَتْ مُرْتَفَقاً ــــ آنها کسانى هستند که بهشت جاودان براى آنان است؛ باغهایى از بهشت که نهرها از زیرشان جارى است؛ در آنجا با دستبندهایى از طلا آراسته مى‏شوند؛ و لباسهایى(فاخر) به رنگ سبز، از حریر نازک و ضخیم، در بر مى‏کنند؛ در حالى که بر تختها تکیه کرده‏اند. چه پاداش خوبى، و چه جمع نیکویى » (الکهف:۳۱)
نکات:
۱ـ اهل بهشت زیور آلاتی از طلا دارند
۲ـ لباس افراد نیکوکار در بهشت از جتس حریر است حریری سبز رنگ که میتواند نازک باشد یا ضخیم
۳ـ بهشتیان میتوانند در بهشت بر تخت هایی راحت تکیه داده و با دیگران به صخبت بپردازند
« إِنَّ اللَّهَ یدْخِلُ الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ جَنَّاتٍ تَجْری مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ یحَلَّوْنَ فیها مِنْ أَساوِرَ مِنْ ذَهَبٍ وَ لُؤْلُؤاً وَ لِباسُهُمْ فیها حَریرٌ ــــ خداوند کسانى را که ایمان آورده و اعمال صالح انجام داده‏اند، در باغهایى از بهشت وارد مى‏کند که از زیر درختانش نهرها جارى است؛ آنان با دستبندهایى از طلا و مروارید زینت مى‏شوند؛ و در آنجا لباسهایشان از حریر است.»(الحج:۲۳)
« وَ جَعَلْنا فیها جَنَّاتٍ مِنْ نَخیلٍ وَ أَعْنابٍ وَ فَجَّرْنا فیها مِنَ الْعُیون‏ ــــ و در آن باغهایى از نخلها و انگورها قرار دادیم و چشمه‏هایى از آن جارى ساختیم » (یس:۳۴)
« یا أَیهَا الَّذینَ آمَنُوا تُوبُوا إِلَى اللَّهِ تَوْبَهً نَصُوحاً عَسى‏ رَبُّکُمْ أَنْ یکَفِّرَ عَنْکُمْ سَیئاتِکُمْ وَ یدْخِلَکُمْ جَنَّاتٍ تَجْری مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ یوْمَ لا یخْزِی اللَّهُ النَّبِی وَ الَّذینَ آمَنُوا مَعَهُ نُورُهُمْ یسْعى‏ بَینَ أَیدیهِمْ وَ بِأَیمانِهِمْ یقُولُونَ رَبَّنا أَتْمِمْ لَنا نُورَنا وَ اغْفِرْ لَنا إِنَّکَ عَلى‏ کُلِّ شَی‏ءٍ قَدیرٌ ــــ اى کسانى که ایمان آورده‏اید بسوى خدا توبه کنید، توبه‏اى خالص؛ امید است(با این کار) پروردگارتان گناهانتان را ببخشد و شما را در باغهایى از بهشت که نهرها از زیر درختانش جارى است وارد کند، در آن روزى که خداوند پیامبر و کسانى را که با او ایمان آوردند خوار نمى‏کند؛ این در حالى است که نورشان پیشاپیش آنان و از سوى راستشان در حرکت است، و مى‏گویند: «پروردگارا! نور ما را کامل کن و ما را ببخش که تو بر هر چیز توانایى!» (التحریم:۸)
در بهشت چراغی نیست تا نور دهد بلکه خود اهل بهشت نورانی اند و محیطشان با نور وجود خودشان روشن می شود. « یوْمَ یقُولُ الْمُنافِقُونَ وَ الْمُنافِقاتُ لِلَّذینَ آمَنُوا انْظُرُونا نَقْتَبِسْ مِنْ نُورِکُمْ قیلَ ارْجِعُوا وَراءَکُمْ فَالْتَمِسُوا نُوراً فَضُرِبَ بَینَهُمْ بِسُورٍ لَهُ بابٌ باطِنُهُ فیهِ الرَّحْمَهُ وَ ظاهِرُهُ مِنْ قِبَلِهِ الْعَذابُ ــــ روزى که مردان و زنان منافق به مؤمنان مى‏گویند: «نظرى به ما بیفکنید تا از نور شما پرتوى برگیریم!» به آنها گفته مى‏شود: «به پشت سر خود بازگردید و کسب نور کنید!» در این هنگام دیوارى میان آنها زده مى‏شود که درى دارد، درونش رحمت است و برونش عذاب » (الحدید:۱۳)
« کَلاَّ إِنَّ کِتابَ الْأَبْرارِ لَفی‏ عِلِّیینَ (۱۸) وَ ما أَدْراکَ ما عِلِّیونَ (۱۹) کِتابٌ مَرْقُومٌ (۲۰) یشْهَدُهُ الْمُقَرَّبُونَ (۲۱) إِنَّ الْأَبْرارَ لَفی‏ نَعیمٍ (۲۲) عَلَى الْأَرائِکِ ینْظُرُونَ (۲۳) تَعْرِفُ فی‏ وُجُوهِهِمْ نَضْرَهَ النَّعیمِ (۲۴) یسْقَوْنَ مِنْ رَحیقٍ مَخْتُومٍ (۲۵) خِتامُهُ مِسْکٌ وَ فی‏ ذلِکَ فَلْیتَنافَسِ الْمُتَنافِسُونَ (۲۶) وَ مِزاجُهُ مِنْ تَسْنیمٍ (۲۷) عَیناً یشْرَبُ بِهَا الْمُقَرَّبُونَ (۲۸) إِنَّ الَّذینَ أَجْرَمُوا کانُوا مِنَ الَّذینَ آمَنُوا یضْحَکُونَ (۲۹) وَ إِذا مَرُّوا بِهِمْ یتَغامَزُونَ (۳۰) وَ إِذَا انْقَلَبُوا إِلى‏ أَهْلِهِمُ انْقَلَبُوا فَکِهینَ (۳۱) وَ إِذا رَأَوْهُمْ قالُوا إِنَّ هؤُلاءِ لَضالُّونَ (۳۲) وَ ما أُرْسِلُوا عَلَیهِمْ حافِظینَ (۳۳) فَالْیوْمَ الَّذینَ آمَنُوا مِنَ الْکُفَّارِ یضْحَکُونَ (۳۴) عَلَى الْأَرائِکِ ینْظُرُونَ (۳۵) هَلْ ثُوِّبَ الْکُفَّارُ ما کانُوا یفْعَلُونَ ـــــ چنان نیست که آنها(درباره معاد) مى‏پندارند، بلکه نامه اعمال نیکان در«علیین» است. (۱۸) و تو چه مى‏دانى«علیین» چیست؟(۱۹) نامه‏اى است رقم‏خورده و سرنوشتى است قطعى، (۲۰) که مقربان شاهد آنند. (۲۱) مسلّماً نیکان در انواع نعمت‏اند: (۲۲) بر تختهاى زیباى بهشتى تکیه کرده و(به زیباییهاى بهشت) مى‏نگرند.(۲۳) در چهره‏هایشان طراوت و نشاط نعمت را مى‏بینى و مى‏شناسى. (۲۴) آنها از شراب(طهور) زلال دست ‏نخورده و سربسته‏اى سیراب مى‏شوند. (۲۵) مهرى که بر آن نهاده شده از مشک است؛ و در این نعمتهاى بهشتى راغبان باید بر یکدیگر پیشى گیرند. (۲۶) این شراب(طهور) آمیخته با«تسنیم» است، (۲۷) همان چشمه‏اى که مقرّبان از آن مى‏نوشند. (۲۸) بدکاران(در دنیا) پیوسته به مؤمنان مى‏خندیدند، (۲۹) و هنگامى که از کنارشان مى‏گذشتند آنان را با اشاره تمسخر مى‏کردند، (۳۰) و چون به سوى خانواده خود بازمى‏گشتند مسرور و خندان بودند، (۳۱) و هنگامى که آنها را مى‏دیدند مى‏گفتند: «اینها گمراهانند» (۳۲) در حالى که هرگز مأمور مراقبت و متکفّل آنان (مؤمنان‏) نبودند. (۳۳) ولى امروز مؤمنان به کفار مى‏خندند، (۳۴) در حالى که بر تختهاى آراسته بهشتى نشسته و(به سرنوشت شوم آنها) مى‏نگرند. (۳۵) آیا(با این حال) کافران پاداش اعمال خود را گرفتند؟ » (سوره المطففین )
« وَ جَزاهُمْ بِما صَبَرُوا جَنَّهً وَ حَریراً (۱۲) مُتَّکِئینَ فیها عَلَى الْأَرائِکِ لا یرَوْنَ فیها شَمْساً وَ لا زَمْهَریراً (۱۳) وَ دانِیهً عَلَیهِمْ ظِلالُها وَ ذُلِّلَتْ قُطُوفُها تَذْلیلاً (۱۴) وَ یطافُ عَلَیهِمْ بِآنِیهٍ مِنْ فِضَّهٍ وَ أَکْوابٍ کانَتْ قَواریرَا (۱۵) قَواریرَا مِنْ فِضَّهٍ قَدَّرُوها تَقْدیراً (۱۶) وَ یسْقَوْنَ فیها کَأْساً کانَ مِزاجُها زَنْجَبیلاً (۱۷) عَیناً فیها تُسَمَّى سَلْسَبیلاً (۱۸) وَ یطُوفُ عَلَیهِمْ وِلْدانٌ مُخَلَّدُونَ إِذا رَأَیتَهُمْ حَسِبْتَهُمْ لُؤْلُؤاً مَنْثُوراً (۱۹) وَ إِذا رَأَیتَ ثَمَّ رَأَیتَ نَعیماً وَ مُلْکاً کَبیراً (۲۰) عالِیهُمْ ثِیابُ سُندُسٍ خُضْرٌ وَ إِسْتَبْرَقٌ وَ حُلُّوا أَساوِرَ مِنْ فِضَّهٍ وَ سَقاهُمْ رَبُّهُمْ شَراباً طَهُوراً (۲۱) إِنَّ هذا کانَ لَکُمْ جَزاءً وَ کانَ سَعْیکُمْ مَشْکُوراً ــــــــ و در برابر صبرشان، بهشت و لباسهاى حریر بهشتى را به آنها پاداش مى‏دهد. (۱۲) این در حالى است که در بهشت بر تختهاى زیبا تکیه کرده‏اند، نه آفتاب را در آنجا مى‏بینند و نه سرما را. (۱۳) و در حالى است که سایه‏هاى درختان بهشتى بر آنها فرو افتاده و چیدن میوه‏هایش بسیار آسان است. (۱۴) و در گرداگرد آنها ظرفهایى سیمین و قدحهایى بلورین مى‏گردانند.(۱۵) ظرفهاى بلورینى از نقره، که آنها را به اندازه مناسب آماده کرده‏اند. (۱۶) و در آنجا از جامهایى سیراب مى‏شوند که لبریز از شراب طهورى آمیخته با زنجبیل است، (۱۷) از چشمه‏اى در بهشت که نامش سلسبیل است.(۱۸) و بر گردشان(براى پذیرایى) نوجوانانى جاودانى مى‏گردند که هر گاه آنها را ببینى گمان مى‏کنى مروارید پراکنده‏اند. (۱۹) و هنگامى که آنجا را ببینى نعمتها و ملک عظیمى را مى‏بینى.(۲۰) بر اندام آنها ( بهشتیان‏ ) لباسهایى است از حریر نازک سبز رنگ، و از دیباى ضخیم، و با دستبندهایى از نقره آراسته‏اند، و پروردگارشان شراب طهور به آنان مى‏نوشاند.(۲۱) این پاداش شماست، و سعى و تلاش شما مورد قدردانى است » (سوره الانسان)
« إِنَّ أَصْحابَ الْجَنَّهِ الْیوْمَ فی‏ شُغُلٍ فاکِهُونَ (۵۵) هُمْ وَ أَزْواجُهُمْ فی‏ ظِلالٍ عَلَى الْأَرائِکِ مُتَّکِؤُنَ (۵۶) لَهُمْ فیها فاکِهَهٌ وَ لَهُمْ ما یدَّعُونَ (۵۷)
سَلامٌ قَوْلاً مِنْ رَبٍّ رَحیمٍ ـــــ بهشتیان، امروز به نعمتهاى خدا مشغول و مسرورند. (۵۵) آنها و همسرانشان در سایه‏هاى(قصرها و درختان بهشتى) بر تختها تکیه زده‏اند. (۵۶) براى آنها در بهشت میوه ی بسیار لذّت‏بخشى است، و هر چه بخواهند در اختیار آنان خواهد بود.(۵۷) بر آنها سلام(و درود الهى) است؛ این سخنى است از سوى پروردگارى مهربان » (سوره یس)
از دیگر سوره هایی که در توصیف بهشت و جهنم و احوال بهشتیان و جهنمیان است سوره ی واقعه را
؛ و سوره الرحمن آیه ۴۶ به بعد ؛ و سوره طور آیه ۱۷ به بعد ؛ و سوره ص آیه ۵۰ به بعد را هستند

و در اخر بهشت خوب پاداشی است برای مومنان و پرهیزکاران انانکه ایمان اورده اند و عمل صالح انجام دادند
و جهنم عذاب سختی است برای کافرانی که نشانه ها و ایات خده را نادیده گرفتند و در زمین ظلم به پا کردند

سعید رئوفی

جهان آخرت با آن همه عظمت و وسعت و نامحدود بودنش که در آیات قرآن و روایات بیان شده است، در زمان آینده پدیدار می شود، از آنجا که انسان مقهور زمان و مکان است ذات او در حیطه زمان و مکان قرار گرفته، لذا بطور عادی تا چیزی را قبلا خود تجربه نکند یا از تجربه دیگران استفاده نکند، لاجرم راههای درک و شناخت آن چیز برای او مشکل می شود و در نتیجه از معرفت آن عاجز می ماند.

نعیم

باید دانست که حیات دنیوی انسان نسبت به آخرت بمنزله حیات جنین در رحم مادر است که در آنجا قوا و اعضایی به او داده می شود و جنین هر چند دارای عقل و شعور باشد ادراک کاربرد و نتیجه وجود آن اعضاء برای او میسّر نیست و هرگز نمی تواند بفهمد که حکمت تشکیلات اسرارآمیز مغز چیست

شهرزاد

آیا فرد بهشتی، با حورالعین ازدواج می‌کند و هر حوری فقط یک همسر دارد؟ و آیا برای زن‌ها نیز حور العین‌های مردانه وجود دارد؟

عاطفه چمران

جواب مسئله ی ازدواج در بهشت بر چند اصل استوار است و جنبه های متفاوتی دارد
۱. قبل از هر چیز ی باید بدونیم و به این نکته اگاه باشیم که جزئیات نحوه زندگی انسان در آخرت از نظر بسیاری از مسایل به طور کامل و صد درصد با تمام امور جزئی برای کسی جزء حضرات معصومین ـ علیهم السّلام ـ روشن نیست و ما تنها بر اساس برخی آیات و روایات و گفته ی معصومین و توصیف ان ها از بهشت برداشت هایی داریم و به مواردی بسیار اندکی از نحوه زندگی در آخرت بهشت و جهنم آگاه هستیم و گمان هایی در مورد ان ها داریم

۲. نکته دیگه اینکه در واقع پیوند زناشویی که از طریق ازدواج بین یک مرد و زن شکل میگیره تنها مربوط به عالم دنیوی است که حال حاضر در ان زندگانی میکنیم و زنانی که در دنیا همسری داشته‌اند مجبور نیستند که در آخرت هم حتنا با همان شخصی زندگی کنند چون عقد زناشویی که بین آن دو خوانده شده مربوط به زندگی دنیایی آن‌هاست و در آخرت هر کسی مهمان عمل خود است و اختیار خود را دارند. حتی در برخی روایات مشاهده کردیم که در آخرت خداوند زنان مؤمنه را به صورت حورالعین در می‌آورد و با همسران صالح خود در بهشت نیز زندگی می‌کنند اما این گونه روایات به مفهوم آن نیستند که زنان مجبور اند که در آخرت نیز با همسران دنیایی خود زندگی کنند. اما اگر خود بخواهند و درجه ی همسر ان ها هم بهشتی باشد یعنی اهل بهشت باشد نیتواندد مانند دنیا همان فرد را نیز در بهشت به عنوان همسر انتخاب کنند
ودر تفسیر مجمع‌البیان آمده که مراد از زنانی که در بهشت نصیب انسان می‌شوند همین زنانی هستند که مؤمنین در دنیا دارند ولی در آخرت به صورت حورالعین در می‌آیند و با همسران خود در بهشت زندگی می‌کننداز این مطلب معلوم می‌شود که در بهشت نیز زنان می‌توانند با همسر دنیایی خود زندگی کنند.

عباس

طبق تفسیری که از مجمع‌البیان آمدهاست منظور و مراد از زنانی که در بهشت نصیب انسان می‌شوند همین زنانی هستند در دنیا مومن اند فقط با ایت تفاوت که در آخرت به صورت حورالعین در می‌آیند و با همسران خود در بهشت زندگی می‌کنند البته اگر خود بهواهند ۰ون در بهشت هیچ زور و اجباری نیست از این تفسیر هم میتونیم نتیجه بکیرین که در بهشت نیز زنان می‌توانند با همسران دنیایی خود زندگی کنند و هم میتوانند همسر دیگری داشته باشند چون عقد و پیوند زناشویی منحصر به دنیا بوده و در بهشت همراه زندگی میتواند کس دیگری باشد
و همجنین طبق برخی روایات از پیامبر اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ که فرموده اند در بهشت بازاری است که در آن جا هیچ خرید و فروشی نیست مگر صورت‌هایی از مردان و زنان هر کس میل و اشتهای صورتی را داشته باشد در آن بازار داخل می‌شود و آن جا مجتمع حورالعین است. از این روایت نیز به خوبی بدست می‌آید که زنان مثل مردان می‌توانند مردی مورد علاقه خود را در بازار بهشتی بیابند و با آن زندگی کنند

آتنا

بله در بهشت زنان میتوانند ازدواج کنند البته بیایم سوال شما رو جور متفاوت ترب بهش نگاه کنیم و اصلا متفاوت تر مطرح کنیم
در بهشت اخر تکلیف زنانی که شوهرانشان اهل جهنم است چه میشود یا بهتره بگیم سرانجام زنانی که در این دنیا ازدواج نکرده و مجرد مانده اند و یا زنانی که شوهرشان اهل جهنم است نظیر آسیه زن فرعون، در بهشت چه خواهد شد؟
جواب این است که چون در بهشت برای بهشتیان همه چیز فراهم است و هرگونه لذت در اختیار است و فقط کافی است که اراده کنند تا چیزی را داشته باشتد طبق این اصل کلی برای آن دسته از زنان در بهشت همسران صالح بهشتی فراهم خواهد شد تا آن دسته از زنان مؤمن در کنار ان همسران بهشتی خود زندگی خوب و شیرین داشته باشند
به طور مثال در قرآن کریم آمده: (و فیها ما تشتهیه الانفس و تلذ الاعین) یعنی در بهشت آنچه دل می‌خواهد و چشم از آن لذت می‌برد موجود است و از آن جا که جمله (ما تشتهیه الا نفس) همه نوع لذت‌ها را شامل می‌شود
می‌توان گفت که زنان بهشتی از داشتن همسران صالح بهشتی بهره‌مند خواهد بود
و در آیه دیگر نیز به همین مسئله که هر چه مورد آرزوی بهشتیان باشد تأکید شده و انده است که (و لکم فیها ما تشتهی انفسکم و لکم فیها ما تدّعون)[۷] یعنی برای شما هر چه بخواهید در بهشت فراهم است و هر چه طلب کنید به شما می‌دهند . و روشن‌تر از همه این آیه مبارکه است که می‌فرماید: (و لهم فیها ازواج مطهره)[۸] یعنی برای بهشتیان در آن جا همسران پاک و پاکیزه است

از مجموع این آیات به خوبی به دست می‌آید که زنان بهشتی همانند مردان بهشتی از هرگونه لذت دل خواه بهره مند خواهند بود و از جمله لذت زندگی با همسر دل خواه و همچنین در برخی روایات آمده که پیامبر اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمود:در بهشت بازاری است که در آن جا هیچ خرید و فروشی نیست مگر صورت‌هایی از مردان و زنان هر کس میل و اشتهای صورتی را داشته باشد در آن بازار داخل می‌شود و آن جا مجتمع حورالعین است.[۱۰] از این روایت نیز به خوبی بدست می‌آید که زنان مثل مردان می‌تواند مردی مورد علاقه خود را در بازار بهشتی بیابند و با آن زندگی کند.

هاجر

چرا خداوند این قدر بهشت را با مادیات آ ن توصیف کرده و خیلی کم به بعد معنوی و رضایت خود از بندگان پرداخته است؟

هما

بهشت و جهنم در قرآن کریم هم با اوصاف مادی ذکر شده‌اند و هم با اوصاف روحانی و معنوی، توصیف با نعمت های مادی از آن جهت است که برای بسیاری از مردم شناخت از طریق اوصاف معنوی و روحانی بسیار مشکل بلکه غیر ممکن است. زیرا ذهن انسان ها بیشتر با مادیات خو گرفته است و به همین دلیل از درک مقامات و مفاهیم معنوی بهشت که در درجه بالایی است عاجزند.

شوکت

در آیه ۲۶ سوره الرحمن “کلُ‏ُّ مَنْ عَلَیهْا فَان” مشاهده می کنیم که در بحث از نعمت های الهی، فنای انسان ها را ذکر می کند. پس باید مردن را نعمت بدانیم که با خانوادن این کتاب بیشتر از قبل برای مردن آماده میشویم

سعیدیاوری

من خیلی دوستدارم راجب ویل بدونم آیا توی این کتاب چاه ویل رو هم توصیف شده؟

مهسا

ویل چاه یا دره ای است در دوزخ و برای کسانی است که نسبت به خداوند کفر می ورزند

یاسر

کلمه ی ویل میتواند ۲ معنی دلشته باشد یک معنی بر اساس ایات و روایات یک معنی آن اسم چاهی است در جعنم که جز درجات بالا و سخت جهم هست جایی که برای عذاب های شدید است معنی دوم ان معتی لغوی خود کلمه است به معنی اندوه و تاسف برای حالت افراد یا فردی است و معادل فارسى آن، واژه «واى» است: «ویل له» یعنی وای بر او.
«ویل» در لغت، در مواردى به کار می‌رود که فرد یا افرادى به هلاکت یا عذاب بیفتند و به گفته برهی از صاحب نظران ؛ به معناى بدى حال و ذمّ و نکوهش شدید است
تعبیر «ویل» در قرآن مجید در موارد زیادى به کار رفته است برای نمونه به استفاده ی کلمه ی ویل در قران درباره ی کفار مشرکان، تحریف کنندگان کتاب‌های آسمانی افراد بسیار دروغ‌گو و بسیار گنه‌کار، تکذیب ‏کنندگان، کم‌فروشان، عیب‌جویان مسخره‌گر
راغب اصفهانی چنین می‌گوید که : کسانی گفته‌اند «ویل نام مکانی در دوزخ است»، منظور این افراد این نیست که در لغت عرب، کلمه «ویل» برای نامیدن آن مکان دوزخی وضع شده است، بلکه منظورشان این است که وقتی خداوند این کلمه را در آیه‌ای به کار گرفته است ، معنایش این است که فلان افراد را در مکانی از دوزخ جای خواهد داد؛ یعنی یکی از مصادیق ویل، مکانی در جهنم است.
به هر حال؛ در برخی روایات به این نکته اشاره شده است ‌که «وَیل» یک وادی یا یک چاه در دوزخ است اما این‌که چنین وادی و یا چاهی در کدام طبقه جهنم است چیزی در روایات گفته نشده و به طور دقیق نمیدونیم که کحاست انا میتونیم براساس توجه به ایات و روایات اینجوری برداشت کنیم که از توصیفاتی که درنورد این چاه شده است به احتمال قوی این چاه در قعر جهنم است و بد عذابی ست برای کافران

محمود

پیامبر اسلام(ص) در مورد چاه ویل و کسانی که در انجایگاه عذاب خواهتد شد سخنانی فرموده اند
۱. «نماز، ستون دین است پس هرکس نماز خود را عمداً ترک کند، به تحقیق دین خود را خراب کرده است و هرکس وقت‌هاى آن‌را ترک کند، او را در “ویل” می‌اندازند و “ویل” یک وادی است در جهنم، چنانچه خداوند فرمود: فَوَیْلٌ لِلْمُصَلِّینَ الَّذِینَ هُمْ عَنْ صَلاتِهِمْ ساهُون‏[۱۲]».[۱۳]
۲. «قاتل حسین(ع) در تابوتى از آتش است که نیمى از عذاب دنیا به او وارد می‌شود. و هر آینه دست‌ها و پاهاى او با زنجیرهاى آتشین محکم بسته شده است، با چنین حالتى او را به آتش می‌افکنند تا در ژرف‌ترین مکان جهنم قرار گیرد. پیکر او را عفونت بویناکى است که از گَند آن، اهل دوزخ به خدا پناه می‌برند. وى در حالی‌که عذاب خدا را می‌چشد براى همیشه خالد در جهنم است. ساعتى عذاب خدا از او دور نمی‌شود و به او از آب جوشان دوزخ داده مى‏شود. “ویل”(وای) بر او از عذاب خداى عزّ و جلّ».[۱۴]
۳. «وَیل، پرتگاهى در جهنّم است که کافر در آن سقوط می‌کند و چهل سال طول می‌کشد تا به تهِ آن برسد».[۱۵]
همچنین امام على(ع) می‌فرماید: پیامبر خدا(ص) روزى [به من] فرمود: «اى على! دانستى که جبرئیل(ع) به من خبر داد که امّتم پس از من با تو پیمان می‌شکنند. پس ویل، ویل، ویل براى ایشان باد!».
گفتم: «اى پیامبر خدا! ویل چیست؟»
فرمود: «درّه‌اى است در جهنّم که بیشتر اهل آن‌را دشمنان تو و کُشندگان فرزندان تو و بیعت‌شکنانِ با تو، تشکیل می‌دهند. و طوبا، طوبا و طوبا براى آن‌که تو را دوست بدارد و با تو وفادار باشد».
گفتم: «اى پیامبر خدا! طوبى‏ چیست؟»
فرمود: «درختى است در خانه تو در بهشت، و هیچ خانه‌اى از خانه‌هاى شیعیان تو در بهشت نیست، مگر این‌که شاخه‌اى از آن درخت در آن وجود دارد و هر چه دلشان بخواهد، به آنان تقدیم می‌کند».[۱۶]
سید ابن طاووس درباره این‌گونه از روایات می‌گوید: چه این‌که ویل، وادی‌ای در جهنم باشد همان‌طور که ظاهراً چنین است یا کلمه‌ای برای مطلق عذاب باشد؛ تعدادی از روایات وجود دارند که از رسول خدا(ص) نقل شده‌اند که آن‌حضرت فرمود: «ویل، برای کسانی است که به اهل بیت من، ظلم کنند، آنها به همراه منافقان در دَرَک اسفل(قعر جهنم[۱۷]) از آتش جهنم عذاب می‌شوند»،

زینب فتاح

ویل نام مکانی در دوزخ است منظور این افراد این نیست که در لغت عرب، کلمه «ویل» برای نامیدن آن مکان دوزخی وضع شده است، بلکه منظورشان این است که وقتی خداوند این کلمه را در آیه‌ای به کار برده، معنایش این است که فلان افراد را در مکانی از دوزخ جای خواهد داد؛ یعنی یکی از مصادیق ویل، مکانی در جهنم است.

عاصف

چاه ویل چاهی است در جهنم رنج وزجر وشکنجه و عذابی که مشرک و گناهکار در چاه ویل میبیند به قدری شدید ودردناک است که اگر ان ها را به طبقه ای دیگر از طبقات جهنم انتقال دهند آنجا را برای خود آسایشگاهی می پندارند و تحمل عذاب انجا برایشان راحت تر خواهد بود نسبت به تحمل عذاب چاه ویل گاهی برخی از صاحب نظران گفته اند که چاه مزبور را از آن جهت که وحشتناک و هراس انگیزاست به چاه ویل یعنی چاه عذاب و رنج و سختی و شور و فغان تعبیرو نام گذاری شده است
می گویند چاه ویل برای آن دسته از گناهکاران در نظر گرفته شده است که به مال و منال صغیر و یتیم ها بی پناه و بدون سرپرست ، دست تجاوز و تعدی دراز کرده میکنند و یا جنایتکارانی که خون مظلومان و بی گناهان را ریخته اند. از مختصات چاه ویل اینگونه گفته شده است که هر قدر از دوزخیان را در روز حشر و رستاخیز درآن بریزند مانند دیگ طمع آزمندان اصلا پر نشود و زیاده طلبی کند به همین جهت است که در میان مردم عامه در ارتباط با آزمندان زیاده طلب که شب و روز حرص و طمع ان ها را رها نمیکند و دائما در حال حرص زدن برای امور دنیوی اند از کلمه ی زیل استقاده میکنند و یا اصطلاحا به ان ها می گویند: چاه ویل است هر چه بریزند پرنمی شود و حریص تر میشود

پاکرو

عرض سلام و خسته نباشید به حاج فردوسی و دست اندر کاران سایت جذاب ایشون یک سوال داشتم اگر میشه جواب بدین آیا توی این کتاب از آیات قرآن هم استفاده شده؟؟

نیکا

بهشت کانون انواع مواهب و نعمت های الهی اعم از معنوی و مادی است. و جای تردید نیست که ما هر تصور و ترسیمی از بهشت در ذهن خود داشته باشیم و هر فکری در سر بپرورانیم با معیارها و مفاهیمی است که از مواهب این جهان داریم و قطعاً ترسیم کامل بهشت نخواهد بود  و آن چیزی است برتر و بالاتر و فراتر و عمیق تر از آنچه دیده ایم و نوشته ایم و خوانده ایم و فرا تر از جهان ما است، ولی با مطالعه آیات و روایات می توان یک ترسیم اجمالی از آن به دست آورد، ترسیمی که دارای بعد تربیتی فوق العاده ای است و در واقع هر انسانی را که دارای هر گونه انگیزه معنوی و مادی باشد به سوی خود فرا می خواند و جلب و جذب می کند، و او را برای نیل به آن به تهذیب نفوس و پاکسازی عقیده و پاکی اعمال و درستی گفتار و رفتار دعوت می نماید،کتاب بهشت و جهنم هم همین طور عمل میکند و تمام جلوه های بهشت و ظلمات جهنم را نمایان میسازد.

حمزه

روشی مطالعاتی که گفتین واقعا خوب بود و کار بردی ممنون

ملیکا

سلامت باشید همیشه

یحیی

کتاب هاتون عالیه همین مسیرو ادامه بدین و چراغ راهی برای جوون ها باشید