۱۲ دی

راه در امان ماندن از بیماری‌های کُشنده!

زمان مورد نیاز برای مطالعه‌ی این مطلب، فقط: ۲ دقیقه

سلام
مدتی شده بیمار‌ی‌های کشنده‌ای شیوع پیدا کرده و من خیلی می‌ترسم مبتلا شوم. لطفاً بفرمایید راه‌های در امان ماندن از بیماری‌های کشنده در منهاج فردوسیان چیست؟

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ
باسمه تعالی

سلام علیکم
هیچ بیماری‌ای کُشنده نیست و هر بیماری‌ای می‌تواند کُشنده باشد. هر گاه مهلت حضور انسان در دنیا به سر رسیده باشد، بیماری، بهانه‌ی خوبی برای مردن می‌شود. از قدیم گفته‌اند: «اجلْ‌گشته میرد، نه بیمارِ سخت»؛ یعنی تا اجل و مهلت تعیین شده‌ی هر انسانی فرا نرسد، نمی‌میرد. کهولت سن و مریضی سخت، نشانه‌ی قطعی و فوری مرگ انسان نیست.
خدای تعالی در قرآن کریم می‌فرماید: «وَ مَا کانَ لِنَفْسٍ أَنْ تَمُوتَ إِلاَّ بِإِذْنِ الله کتَابًا مُّؤَجَّلاً؛ هیچ کس جز به فرمان خدا نمی‌میرد، مهلتی است معین شده.» (سوره‌ی آل عمران، آیه‌ی ۱۴۵)
مولانا امیر‌المؤمنین (علیه‌السلام) می‌فرمایند: «اِنَّ مَعَ کُلِّ اِنْسانٍ مَلَکَینِ یَحْفظانِهِ فَاِذا جاءَ الْقَدَرُ خَلَّیا بَینَهُ وَ بَینَهُ» [نهج البلاغه، صبحی صالح، حکمت ۱۹۷] یعنی: هر انسانی دو فرشته‌ی نگهبان دارد که چون مقدار [عمرش] به سر رسد، کنار می‌روند [و او را تسلیم مرگ می‌نمایند].
و نیز فرمودند: «کَفی بِالاَجَلِ حارِساً» [نهج البلاغه، صبحی صالح، حکمت ۳۰۶] یعنی: نگهبانیِ اجل، کافی است. به عبارت ساده، تا زمانی که عمر و مهلت باشد، هیچ بیماری سخت و ضربه‌ی محکم و تصادف شدید و … نمی‌تواند موجب جدا شدن روح از بدن گردد؛ و وقتی عمر به سر رسید و مهلت، پایان یافت، با کوچکترین بیماری یا ضعیف‌ترین ضربه، جان از کالبد تن جدا می‌گردد. حتی مرگ‌هایی هست که کم‌ترین بهانه را هم ندارد. در این مردن‌ها، طعمه‌ی گرگ مرگ، بدون هیچ نشانه و مقدمه‌ای بر زمین می‌افتد و جان می‌دهد. این مرگ را «سکته» می‌خوانند.
درباره‌ی این معنا که بیماری، فقط می‌تواند بهانه‌ی مردن باشد، شعرا و حکمای گذشته، با بیان‌های مختلف، سخن‌ها گفته‌اند.

ای بسا اسب تیزرو که بِمُرد * خرک لنگ، جان به منزل برد (سعدی)
شخصی همه شب بر سر بیمار گریست * چون روز شد او بمرد و بیمار بزیست (سعدی)
بسته‌ی مدت است هر شخصی * مانده‌ی غایت است هر جانی (مسعود سعد سلمان)
اجل آفتاب است و ما شبنمیم * چو او بر دمد، ما گسسته دمیم (ادیب نیشابوری)
همه قوم‌ها راست معلوم اجل * که چون وقت آن آید و آن محل
نگرد دگر لحظه‌ای پیش و پس * که یارا ندارد بر آن هیچکس (مجد)

این مطلب را با حکایت زیبای «طبیب و کُرد» از سعدی به پایان می‌برم:

شبی کُردی از درد پهلو نخفت * طبیبی در آن ناحیت بود و گفت:
«از این دست کو برگ رَز می‌خورد * عجب دارم ار شب به پایان برد
که در سینه، پیکانِ تیرِ تتار * به از ثِقل مأکولِ ناسازگار
گر افتد به یک لقمه در روده، پیچ * همه عمر نادان بر آید به هیچ»
قضا را طبیب اندر آن شب بِمُرد * چهل سال از این رفت و زنده‌ست کُرد
[بوستان، سعدی، باب پنجم در رضا]
موفق باشید
حاج فردوسی

کلمات کلیدی: , , , , , , ,

14

 
 
 
5 نویسندگان
9 پاسخ‌ها
0 دنبال‌کنندگان
 
مرتب کردن بر اساس بیشترین بازخورد
مرتب کردن بر اساس داغ‌ترین دیدگاه
10 نویسندگان برتر
  مشترک شوید  
اشتراک برای:
مهدوی

سلام
شهادت سردار بزرگ اسلام مبارز خستگی‌ ناپذیر و شیر جبهه های نبرد حق علیه باطل حاج قاسم سلیمانی را محضر پیروان منهاج فردوسیان و همه حق جویان عالم تبریک و تسلیت عرض میکنم.

ناشناس

سلام علیکم
در دعای قبل از نافله شب داریم : …… و اغلق عنی باب معصیتک و کل معصیه ….. .
منظور از کل معصیه چیست ؟

ناشناس

سلام علیکم
برای بالا بردن سطح هوشیاری و تمرکز حواس و رهایی از خلسه چکار کنیم ؟
این خلسه , گاها آنقدر عمیق است که اصلا متوجه اطرافمان نمی شویم . در مهره مار نیاز است هوشیار باشیم و در افکارمان فرو نرویم , برای حضور قلب در نماز و اعمال عبادی نیاز به تمرکز حواس داریم .لطفا راهی برای بالابردن تمرکز و غرق نشدن در افکار پیشنهاد دهید

ناشناس

خیلی ممنون. خدا انشاءالله مرگ همه ی منهاج دوستان را شهادت قرار دهد .ودر بهشت فردوس در کنار همدیگر به برکت صلوات بر محمّد وآل محمّد

ناشناس

احسنتم
عالی بود عالی
خدایا به حق محمد وآل محمد حاج فردوسی رو همیشه سر حال سرزنده نگه دارد

fa فارسی
X