25 نوامبر

اتفاقات معمولی و تکراری؟!

سلام علیکم
در مهره مار، همه اتفاقات مهم اند یا فقط آن‌هایی که احساس خوب یا بد در پی دارند؟ خیلی از اتفاقات هستند که آنقدر معمولی یا تکراری هستند که هیچ احساسی را در پی ندارند.

ـــــــــــــــــــــــــــــــ

باسمه تعالی

سلام علیکم
هیچ اتفاقی تکرار نمی‌شود. تمام اتفاقات، از نو خلق می‌شوند. این که هر بار شیر آب را باز می‌کنید، آب از آن جاری می‌شود، تکرار نیست؛ بلکه آبی جدید، در زمانی جدید و با شرایطی جدید است که از فضل خداوند به سوی شما جاری می‌شود.
این که هر بار کلید را می‌زنید، نیروی برق در شریان سیم به جریان می‌افتد و لامپ را روشن می‌سازد، تکرار نیست؛ بلکه تجلّی‌ای دیگر از قدرت الهی و نظم عالم هستی است.
این که در وقت نوشیدن، جرعه‌ی دوم مانند جرعه‌ی اول به سادگی از گلویتان پایین می‌رود، تکرار نیست چون می‌توانست گلوگیرتان شود؛ همچنان که هزاران جرعه، گلوگیر شد.
این که لقمه‌ی دوم همانند لقمه‌ی اول به سادگی جویده و بلعیده شد، تکرار نیست چون می‌توانست به نای بپرد و موجبات خفگی یا سرفه‌ی شدید را فراهم آورد؛ همچنان که هزاران لقمه، چنین شد.
این که هر بار دستگیره‌ی در را می‌چرخانید، در باز می‌شود، تکرار نیست چون می‌توانست بشکند و در باز نشود؛ همچنان که هزاران دستگیره شکست و در باز نشد.
این که هر روز، طلوع و غروب خورشید را می‌بینید، تکرار نیست چون افراد زیادی تصادف کردند یا سردرد گرفتند و بینایی‌شان را از دست دادند و تا پایان عمر، هیچگاه نتوانستند طلوع و غروب خورشید را نظاره کنند.
این که هر روز صبح، خورشید از مشرق طلوع می‌کند و در مغرب فرو می‌رود، تکرار نیست؛ بلکه خلقتی نو و افاضه‌ای جدید از فیّاض علی الاطلاق است.
سحرگاه که از خواب عمیق و طولانی شب بیدار می‌شوید، روح و بدنتان همان روح و بدن دیشب نیست. این روح، یک بار بیشتر از روح دیشب، سفر به ملکوت و این بدن، یک بار بیشتر از بدن دیشب، برادر مرگ را تجربه کرده است.
هر «لا اله الا الله» که می‌گویید، تکرار نیست؛ بلکه انرژیِ جدیدی است که به ملکوت جهان ساطع می‌کنید و درخت تازه‌ای در بهشت برای خود می‌کارید.
هر «الله اکبر» که می‌گویید، خشت جدیدی است که برای ساختن قصر بهشتی خود می‌فرستید. این خشت، غیر از خشت قبلی و غیر از خشت بعدی است.
کسانی که جهان را مجموعه‌ای از تکرارها می‌بینند، به سرعت دچار ملالت و دلزدگی می‌شوند و همواره به دنبال تنوّع هستند؛ اما صاحبدلان روشن‌ضمیر، با ایمان به کریمه‌ی «کُلَّ یَوْمٍ هُوَ فِى شَأنٍ» [سوره‌ی رحمان، آیه‌ی ۲۹] لحظه به لحظه به خلقت جدید حق تعالی توجه کرده و سراسر زندگی‌شان پر از هیجانِ روبرو شدن با تازه‌های آفرینش است. اینان در برخورد با هر اتفاقی، آن را «پدیده» می‌شمارند و سرشار از تعجب می‌شوند و زبان‌شان به ذکر «سبحان الله» مترنّم می‌گردد.
مولای ما امیر المؤمنین (علیه‌السلام) فرمودند: «اَلْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی لایَمُوتُ وَ لاتَنْقَضی عَجَائِبُهُ لِأَنَّهُ کُلَّ یَوْم فِی شَأْنٍ مِنْ إِحْدَاثِ بَدِیعٍ لَمْ یَکُنِ»
ترجمه: ستایش، مخصوص خداوندى است که هرگز نمى‌میرد، و شگفتی‌هاى خلقتش پایان نمى‌گیرد؛ چرا که هر روز در کارى است، و تازه‌اى مى‌آفریند که هرگز نبوده است. [کافی، محدث کلینی، جلد ۱، صفحه‌ی ۱۴۱]
منظور امام متقین از این که می‌فرمایند: «شگفتی‌هاى خلقتش پایان نمى‌گیرد» و «تازه‌اى مى‌آفریند که هرگز نبوده است» همان اموری است که در نگاه غافلان، تکراری و معمولی می‌نماید؛ همان طلوع و غروب هر روز، همان خواب و بیداری همیشگی، همان گرسنگی و سیری، همان آدم‌های دیروز و پریروز، همان نَفَس‌های مکرر، همان تپیدن‌های نبض، و همان و همان.
پس این که فکر می‌کنید «خیلی از اتفاقات هستند که آنقدر معمولی یا تکراری هستند که هیچ احساسی را در پی ندارند» به جهت وجود اشکال در زاویه‌ی نگاه شماست. اگر زاویه‌ی نگاهتان را اصلاح کنید، خواهید یافت که هیچ اتفاقی، معمولی و تکراری نیست؛ آنگاه خواهید گفت:
منّت خدای را عز و جل که طاعتش موجب قربت است و به شکر اندرش مزید نعمت. هر نَفَس (دقت کنید: هر نَفَس) که فرو می‌رود مُمدّ حیات است و چون بر می‌آید، مُفرّح ذات، پس در هر نَفَسی (دقت کنید: در هر نَفَسی) دو نعمت موجود است و بر هر نعمتی، شکری واجب.

از دست و زبان که برآید * کز عهده‌ی شکرش به در آید

«اِعمَلوا آلَ داوودَ شُکراً وَ قلیلٌ مِن عبادیَ الشَّکور» [سوره‌ی سبأ، آیه‌ی ۱۳]

بنده همان به که ز تقصیر خویش * عذر به درگاه خدای آورد
ورنه سزاوار خداوندی‌اش * کَس نتواند که به جای آورد

و عارفانه فریاد خواهید زد:

به جهان خرّم از آنم که جهان خرّم ازوست * عاشقم بر همه عالَم، که همه عالَم ازوست
موفق باشید
حاج فردوسی

کلمات کلیدی: , ,

9

 
 
 
5 نویسندگان
4 پاسخ‌ها
1 دنبال کنندگان
 
مرتب کردن بر اساس بیشترین بازخورد
مرتب کردن بر اساس داغ‌ترین دیدگاه
6 نویسندگان برتر
  مشترک شوید  
اشتراک برای:
ابراهیم

سلام
بسیار بسیار متن زیبا ، آموزنده و ارزشمندی بود
پاسخ های روان، ساده و دلنشین حاج فردوسی (حفظه الله) که تماما برگرفته از آموزه‌های اسلام ناب محمدی (ص) است گره‌های ذهنی و تاریکی‌های فکری و قلبی را باز می‌کند و تاثیر مثبتی در روند حرکت ما در مدار منهاج فردوسیان دارد ان شاء الله

ناشناس

خدایا شکرت که منو با حاج فردوسی آشنا کردی، حاج فردوسی خدا به شما خیر بده و خدا حفظ کنه شما رو.

علی صابر

این قلم زیبا و پر از احساس واقعا ستودنیست در روح و جان خواننده حسابی نفوذ میکند. خداوند به شما توفیق روزافزون عطا کند

ناشناس

سلام علیکم
احسنت بر حاج فردوسی که اینجور فضای ذهن منفی‌مان را پر از انرژی مثبت الهی می‌کنید. ان شا الله همیشه سر حال و سر زنده به کارتان در همه امور ادامه بدهید.

ناشناس

سلام علیکم
منت خدای را عز و جل که شما را در مسیر ما قرار داد تا بتوانیم با راهنمایی هایتان مسیر کمال و سعادت را بهتر و سریعتر طی کنیم. دو سوال:
۱. معمولی بودن را از آن جهت گفتم که احساس را برانگیخته نمی کند مثلا در جاده ای رانندگی می کنید و بارها و بارها خودروهای مختلف از بغلتان رد می شوند و با اینکه همه شان اتفاقی جدید هستند ولی این رد شدن ها تقریبا هیچ احساسی را در پی ندارند یا لااقل محسوس نیست. آیا برای چنین اتفاقاتی هم باید از مهره مار استفاده کرد؟
۲. اگر بخواهیم برای همه اتفاقات ریز و درشت و پر تکرار (که البته همه جدید هستند) از مهره مار استفاده کنیم، آنوقت زمان و تمرکز کافی برای سایر اعمال مثل اذکار و نمازها باقی نمی ماند. روش درست استفاده از مهره مار چیست که مزاحم سایر اعمال نشود؟ خودتان حساب کنید اگر بخواهیم برای همه آن مواردی که در بالا ذکر کرده اید مثل هر بار نفس کشیدن از مهره مار استفاده کنیم دیگر چه وقتی برای سایر اعمال می ماند؟

fa فارسی
X