۱۳ دی

مقایسه‌ی دو وصیت

شب جمعه، توفیقی حاصل شد که بعد از مدت‌ها از کوه خضر نبی (سلام الله علیه) بالا روم و در مسجدش نماز بخوانم.

نوشته‌ای در تابلو اعلاناتی که در داخل مسجد نصب شده بود، نظرم را جلب کرد.

 متن نوشته، وصیتی از یک شهید بود که اینگونه سفارش کرده بود: «برای شهادت یا بهشت رفتن تلاش نکنید. برای رضای او کار کنید. بگویید خداوندا، نه برای بهشت، نه برای شهادت و نه برای ترس از جهنم، بلکه فقط برای رضای تو کار می‌کنم. اگر چه در جهنم هم بروم و تو راضی باشی، برای من کافی است».

با خواندن این وصیت، به یاد وصیت استاد عالی حضرت امیرالمؤمنین علی (علیه‌السلام) افتادم که در آخرین لحظات عمر شریفشان به دو امام همام و دو آقای جوانان بهشت اینگونه وصیت فرمودند:

«اِعْمَلَا لِلْأَجْرِ»

ترجمه: برای [به دست آوردن] پاداش[های الهی] کار کنید [و تلاش نمایید].

همچنین آن حضرت در نامه‌ای که به سردار رشید خود، اسود بن قطبه ـ فرمانده لشکر حلوان ـ نوشته‌اند، می‌نویسند:

«وَ ابْتَذِلْ نَفْسَکَ فِیمَا افْتَرَضَ اللَّهُ عَلَیک رَاجِیاً ثَوَابَهُ وَ مُتَخَوِّفاً عِقَابَهُ»

ترجمه: جانت را در [راه انجام دادن] آنچه خدا[ی تعالی] بر تو واجب نموده، بذل کن به امید پاداش او و از ترس عقاب‌هایش.

همچنین آن حضرت در پایان نامه‌ی طولانی خود به سردار رشید اسلام، جناب مالک بن حارث (مالک اشتر) زمانی که او را برای ولایت مصر روانه فرمودند، می‌نویسند:

«وَ أَنَا أَسْأَلُ اللَّهَ بِسَعَهِ رَحْمَتِهِ وَ عَظِیمِ قُدْرَتِهِ … أَنْ یخْتِمَ لِی وَ لَکَ بِالسَّعَادَهِ وَ الشَّهَادَهِ إِنَّا إِلَیهِ راجِعُونَ»

ترجمه: من از خداوند بزرگ با آن رحمت وسیع و قدرت عظیمش مسألت دارم … که زندگی من و تو را با سعادت و شهادت پایان بخشد؛ که ما همه بسوی او باز می‌گردیم.

و باز آن حضرت می‌فرمایند:

«لَا تِجَارَهَ کَالْعَمَلِ الصَّالِحِ وَ لَا رِبْحَ کَالثَّوَابِ»

ترجمه: هیچ تجارتی مانند [انجام دادنِ] کارهای نیک و هیچ سودی همچون پاداش[های الهی] نیست. (نهج البلاغه / حکمت ۱۱۳)

و باز می‌فرمایند:

«لَیسَ لِأَنْفُسِکمْ ثَمَنٌ إِلَّا الْجَنَّهَ فَلَا تَبِیعُوهَا إِلَّا بِهَا»

ترجمه: جان‌های شما را هیچ قیمتی جز بهشت نیست، پس خود را به غیر آن نفروشید. (نهج البلاغه / حکمت ۴۵۶)

نکته‌ای که باید توجه داشت این است که رضای خدای متعال، پاداش و عاقبتی جز بهشت ندارد و «بهشت»، نمود و ظهور رضای حضرت حقتعالی از بنده است. همچنین غضب الهی نتیجه‌ای جز جهنم ندارد و «جهنم» همان ظهور غضب و ناخشنودی خدای متعال از بنده‌ی عاصی است. پس اینکه کسی برای رضای خدا کار کند یا برای رسیدن به بهشت یا برای فرار از خشم و سخط الهی یا برای فرار از جهنم، فرقی با هم ندارد و همه، تعابیر مختلف از یک حقیقت است.
همچنین توجه داشته باشید که معنی ندارد کسی مورد رضای خداوند متعال باشد و به جهنم برده شود. یا کسی مورد خشم الهی باشد و به بهشت برود. مثلاً معنی ندارد کسی بگوید: نورِ تاریک یا تاریکی نورانی! اگر نور است، تاریک نیست و اگر تاریک است، نورانی نیست. اگر شخصی مورد غضب است، نشانه اش این است که در جهنم سوزان افکنده شده و عذاب می‌کشد. اگر مورد رحمت و رضای الهی است، نشانه اش این است که در بهشت برین در نعمت‌های الهی متنعّم است. پس اصلاً نمی توان فرض کرد که کسی مورد رحمت و رضای الهی باشد ولی در میانه‌ی جهنم (که مظهر غضب خداست) باشد. یا کسی مورد غضب الهی واقع شده باشد ولی در میانه‌ی بهشت پرنعمت (که مظهر رحمت و رضای خداست) باشد.
در پایان به رفقای منهاجی‌ام وصیت می‌کنم که «هم برای شهادت دعا کنید و هم برای بهشت رفتن تلاش کنید. که هر دو مورد رضای خداست. و بپرهیزید از این که به غضب الهی دچار گردید که ظهورش جهنم سوزان و تاریک است».
البته این شهید سعید، خود از آنان است که مورد رحمت و رضوان الهی قرار گرفته و اکنون در بهشت برزخی، متنعّم است. ان شاء الله
خدایا این سطور را روشنگر رفقای منهاجی‌ام قرار ده و از دسترس کج‌اندیشان و نااهلان دور بدار.

آمین یا رب العالمین
حاج فردوسی

کلمات کلیدی: , , , , , , , , ,

56

 
 
 
48 نویسندگان
8 پاسخ‌ها
0 دنبال کنندگان
 
مرتب کردن بر اساس بیشترین بازخورد
مرتب کردن بر اساس داغ‌ترین دیدگاه
4 نویسندگان برتر
  مشترک شوید  
اشتراک برای:
حیدری

وصيتنامه امیرالمومنین حضرت على علیه السلام را در كتاب‌هاى حديث به اجمال و تفصيل و به طور گوناگون نقل كرده‌‏اند كه يكى را ابوالفرج نقل كرده و در اصول كافى مرحوم كلينى هم نظير همين وصيت را كه ابوالفرج روايت كرده، نقل مى‌‏كند.
در نهج البلاغه نيز در نامه شماره 47 اجمالى از اين وصيت آمده و خلاصه‌‏اى از آن در كشف‌الغمه و روايات ديگر آمده كه همه آنها را علامه مجلسى(ره) در بحارالانوار نقل كرده و ما همان روايت ابوالفرج را كه نسبتاً جامعتر از ديگران است، نقل مى‌كنيم.

حسام

امام علی(ع) به امام حسن‌(ع) می‌فرماید: پسرم! تو را به تقواى الهى و التزام به فرمانش و آباد کردن قلب و روحت با ذکرش و چنگ زدن به ریسمان (لطف و عنایت) او توصیه مى‌کنم و کدام وسیله مى تواند میان تو و خداوند مطمئن تر از «حبل الله» باشد اگر به آن چنگ زنى و دامان آن را بگیرى.

جمال

از علامه اميني پرسيدم: آخرين ذكرى كه على(عليه‎السلام) بر زبان مبارك جارى فرمود چه بود؟ مى‎فرمايد: بعضى مى‎گويند پس از وصيتى كه ذكر آن رفت امام علي(عليه‎السلام) لحظه‎اى بيهوش شد و چون به هوش آمد ديگر سخنى جز لا اله الا الله از حضرت شنيده نشد تا جان به جان آفرين تسليم فرمود.

نفیسه

البته گروهى ديگر ذكر كرده‎اند كه حضرت ابتدا به فرشتگان خدا سلام داد سپس اين آيات را زمزمه فرمود كه المثل هذا لليعمل العاملون، يعنى براى چنين لحظاتى بايد عمل كرده و بكوشند و ان الله مع الذين اتقوا و الذين هم محسنون يعنى خدا با مردمى است كه عمر خود را به تقوا و پرهيزكارى گذراندند و مردمى كه همواره كار نيك مى‎كنند. آنگاه در واپسين دم حيات فرمود: اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شريک له و اشهد ان محمد عبده و رسوله .

محمد

اين آن چيزى است كه على پسر ابوطالب وصيت مى‎كند: به وحدانيت و يگانگى خدا گواهى مى‎دهد و اقرار مى‎كند كه محمد بنده و پيغمبر اوست، خدا او را فرستاده تا دين خود را بر ديگر اديان پيروز گرداند. همانا نماز، عبادت، حيات و زندگانى من از آن خداست. شريكى براى او نيست، من به اين امر شده‎ام و از تسليم شدگان اويم .

فاطمه داوری

هیچ یک از کسانی که وارد بهشت شده باشد، آروزی بازگشت به دنیا نمی کند، مگر شهید که او به سبب پاداشی که از خداوند می گیرد، آرزو می کند که به دنیا بازگردد تا دهها بار فی سبیل الله شهید شود. در روایت دیگری هم آمده است که “به سبب فضیلتی که خداوند به مقام شهید داده است، شهدا دوست دارند که بار دیگر به دنیا بازگردند تا نصیب جدیدی برگیرند”.

سلیمانی

نکته جالب در وصیت‌نامه شهدا تأکید آن‌ها بر ولایت‌فقیه و امام است. برای همین باید نسبت به آگاهی دادن جوانان نسبت به امام و ولایت‌فقیه و همچنین نظام دینی که در آن زندگی می‌کنند اهتمام ورزید، زیرا پیام شهدا، حفظ ولایت‌فقیه، نظام، انقلاب و دستاوردهای آن است؛ و مردم ما با بصیرت تمام در این امر به‌خوبی عمل کردند.

جابر

تکریم و یادواره شهدا کار بسیار خوبی است امّا این را مکرراً عرض کردم یکی از مهم‌ترین وظایف امروز ما در قبال شهدا، پیاده کردن اخلاق شهدا است و در این مورد کار زیادی صورت نگرفته است. هرکدام از شهدای ما ویژگی‌هایی داشتند که ما می‌توانستیم آن را در مدارس و دانشگاه پیاده کنیم، مخصوصاً صداوسیما که در این امر کمک بسیاری را در غالب مستند و ساختن فیلم و … می‌تواند انجام دهد. ولی الان حاج فردوسی کمی وجهه اين شهید رو خراب کردن

خادم الرباب

اولین قطره خون شهید که به زمین ریخته می ‌شود؛ به او هفت جایزه می ‌دهند ، آمرزیده می‌ شود، بهشت برای او آماده است، کانون توجهش خدا می‌ شود؛ پیغمبر به جابر فرمود: تنها کسی که در قیامت بدون حجاب و واسطه با خدا صحبت می‌ کند شهید است؛ زیرا بالا ترین چیز خود که جانش باشد را در راه خدا فدا کرده است.

سراب

آن‌قدر خدا به شهید امتیاز داده است که هیچ جای ناراحتی برای دیگران از شهادت شهید باقی نگذاشته است که غصه بخورد که چرا فلانی شهید شد، بلکه باید به شهید غبطه خورد که چرا این اتفاق برای ما نیفتاده است.

سینا پناهی

خداوند خطاب به خانواده شهدا می‌فرماید: «أَنَا خَلِيفَتُهُ‏ فِي‏ أَهْلِه‏» وقتی کسی به شهادت می‌رسد، منِ خدا جانشین او در خانواده‌اش می‌شوم در ادامه می‌فرماید: «وَ مَنْ أَرْضَاهُمْ فَقَدْ أَرْضَانِي» هرکه موجبات شادی خانواده شهدا را فراهم کند من از او راضی هستم

فریاد خاموش

خداوند از كفران نعمت نا خشنود است و شكر نعمت هاي مادي و معنوي موجب جلب رضايت خدا مي گردد. عملي كه موجب رضايت خداوند از حضرت اسماعيل(ع) شد قرآن در مورد حضرت اسماعيل (ع) مي فرمايد: اسماعيل همواره مورد رضايت و خشنودي پروردگارش بود، زیرا كه او خوش قول و صادق الوعده بوده و پيوسته خانوده اش را به نماز و زكات توصيه مينمود.

عمار

بايد به قرآن كه زبان خداوند است، مراجعه نمود و از زبان او كشف كرد كه انجام چه كارهايي موجب جلب رضايت حضرتش ميگرد. رضايت وخشنودي خدا در بيش از سي آيه بيان شده است.

احمد

همه انسانها از لحاظ معرت و شناخت، ايمان و معنويت، اطاعت و تسليم پذيري عملي فرمان الهي يكسان نيستند، خداوند از چهارده معصوم(ع) راضي و خشنود است، چنان كه از سلمان و ابوذر و مقداد نيز راضی و خشوند است.

حشمتی

رضايت و خشنودي خدا امري نسبي است، به اين معنا كه خداوند مجموعه قوانيني را براي تكامل و پيشرفت بشريت و سعادت و خوشبختي آنان فرستاده است، آن قوانين تشريعي كه به صورت وحي و كتاب آسماني و تفسير و تفصيل آن توسط اولياي الهي و معصوم در اختيار انسان قرار گرفته، مجموعهاي از بايدها و نبايدها را تشكيل ميدهد، انسان كامل كسي است كه با اطاعت كليه قوانين الهي، رضايت و خشنودي خدا را كسب كرده باشد.

روح الله

کسی که معرفتی نسبت به مرگ و همچنین آمادگی برای سفر آخرت داشته باشد، مرگ را زیبا دیده و برای پذیرفتنش آغوش باز کرده و منتظر اوست و هیچ ترسی از مرگ ندارد. اما همین کس نیز باز هم از خدا عمر می طلبد تا بیشتر تلاش کند و بیشتر موجبات رضای خدا، و تعالی آخرت را فراهم نماید.

فرجام

من همیشه ترس از جهنم دارم و بعد از انجام گناه چنان وحشتی مرا میگیرد که مدت ها گناه نمی کنم و گاهی از این ترس خوشنودم چون من را از ارتکاب به خیلی از گناه ها دور کرده. خداوند حاج فردوسی را در پناه خود نگه دارد

علی رضا

سوالی که فکر کنم برای همه پیش میاد اینه که چرا دارید پست های قبلی رو تکرار می کنید و مجددا منتشر می کنید؟؟؟ کسی که بخاد وارد منهاج فردوسیان بشه خب کل وبسایت رو مرور می کنه نیازی به پست تکراری فکر کنم نباشه چون کیفیت کارتون رو میاره پایین

منهاجی

سلام به شما. نظر شما برای همه محترمه اما دلیلی نداره اون جور که شما فکر می کنید بقیه هم فکر کنن و باز نشر برخی مطالب به منظور یاد آوری بیشتر نیز می باشد که لازم از دوباره و چند باره گفته شده خوانده شده و گوش زد شود

علیرضا

بله حرف شما کاملا درسته شاید من اشتباه قضاوت کردم و نیاز به این کار باشه. ممنون که توجه می کنید

شکیلا

سلام میکنم خدمت شما چه موضوعات زیبایی در وب سایت شما مطرح میشه که من جز چند وب اسیت دیگه در وب سایت دیگه ای این چنین موضوعاتی رو مشاهده نکردم. در مورد مسائلی حرف می زنید که واقعا آدم دوست داره بشینه و در موردشون ساعت ها بحث کنه واین بحث چقدر شیرین و دلنشین هست و البته که گاهی اوقات بحث به بحث های فلسفی میکشه که هیچ فایده ای در نهایت نداره اما ما باید از این موضوع آگاه باشیم و در مورد مسائلی بحث کنیم که بدونیم نتیجه ای در بر داره طوری که اگر یکی شما میگین و یکی من بتونیم از این حرف هامون به یک نتیجه ی درست برسیم و این واقعا فکر میکنم خوب و عالی باشه نسبت به مسائل دیگه در کل وب سایت بسیار زیبایی دارید به طوری که وقتی میام توش واقعا لذت می برم از اینکه کاربرا چقدر فعالیت دارن، موضوعات مطرح شده چقدر زیبا هستن، سایت خودش چقدر کاربر پسند و زیباست و … و همهی این ها دست به دست هم میدن تا ما اوقات خوب و لذت بخشی رو در این وب سایت سپری کنیم. براتون ارزوی موفقیت میکنم

کریم

با سلام دقیقا همینطور است که می گوییدو جهنم جایگاه چنین افرادی می باشد و همانطور که دیگر دوستان اشاره کردند اگر دقت کنیم متوجه می شویم که محتوای هر سه مورد یکی می باشد و اگر انسان قدم در میان این سه بگذارد می تواند مطمئن باشد که به خداوندگار خود نزدیک خواهد شد. من هم در زندگی خود زیاد از این سخن ها شنیده ام که می گویند برای بهشت و جهنم کاری نکنید بلکه برای رسیدن به خداوند کاری را اگر میخواهید انجام بدهید انجام دهید و نمی توانم که آ نرا رد کنم چرا که کاملا درست می دانم آن را اما سخن حاج فردوسی نیز درست می باشد و اکنون که می بینم متوجه شده ام که محتوای هر سه مورد یکی می باشد و ما اگر قلبا بخواهیم در هر جهت که از این سه مورد باشد کاری را انجام دهید در نتیجه به خداوند خواهد رسید که این بسیار خوب است و نتیجه ای نیکو برای ما در بر دارد. در این باب خاطره ای به ذهنم رسید که می خواهم آن را بیان کنم البته که خاطره نیست اما محتوایش مرتبط به همین موضوع می باشد که می تواند کمک نماید به این مسئله و بهتر کند فهمیدن این مسلئه را. به یاد دارم که در ایام تحصیلی ما هر سال کتب دینی زیادی داشتیم و در ان کتب مطالب زیادی در مورد دین و … نوشته شده بود. و همه ی آن ها هر سال فکر میکنم که فقط می گفتند که نماز بخوانید، روزه بگیرید و … اما هرگز طریقه ی واقعی رسیدن به خداوند را سعی نمیکردند که به طور کامل آموزش دهند و البته که نماز خود نیاز جایگاهی رفیع داردو همینطور روزه اما این ها مطالبی هستند که پدرو مادر ما هم در مورد آن با ما سخن گفته اند پس چه خوب که در این کتب به ما آموزش های دینی و آموزهای شیوه ی درست زندگی کردن را می دادند خب قطعا اگر ما بدانیم که چگونه زندگی کنیم که انسان خبوی باشیم و همه ما را به نیکی یاد کنند قطعا زندگی زیبایی هم در جهت همان برای خود خلق خواهیم کرد که این بسیار خوب است و نباید نادیده گرفته بشود. اما متاسفانه واقعا معلم های دینی خود من هم به یاد دارم که از عذاب الهی بیشتر صحبت می کردند تا زیبایی های خدواند. از اینکه خداوند چه نعماتی در اختیارم ا قرار داده و چه زیبا جهان را خلق کرده خیلی کم صحبت می کردند اما در عوض می گفتند اگر فلان کار را نکنید خداوند شما را نمی بخشد، در عذاب او خواهید ماند، دچار لعن او خواهید شد و بسیاری از این موارد که واقعا ته دل ما را خالی می کرد و انسان همواره به سوی چیزی می خواهد برود که می داند به او سود می رساند حتی اگر خداوند باشد و خود شما فرض کنید که به شما بگویند درس بخوانید تا بدبخت نشوید خب خیلی کمتر رمق دارید برای درس خواندن تا آنکه به شما بگویند درس بخوانید تا در آینده بتوانید هر چه که می خواهید به دست بیاورید می بینید در جمله ی دوم چقدر انگیزه وجود دارد و شما خیلی با انگیزه تر می توانید به درس خواندن ادامه دهید پس در مورد خداوند هم همینگونه است اگر بگوییم که نیکی کنیم تا خداوند زندگی زیباو آخرتی زیبا برایمان فراهم کند بسیار زیباتر است تا آنکه بگوییم نیکی کنیم چون خداوند ما را در میان آتش می اندازد و دائما باید در عذاب باشیم. در نهایت برایتان آرزوی موفقیت می کنم در تک تک لحظات زندگیتان. پیروز باشید

آیلین

با عرض سلام و خدا قوت. چیزی که شما می فرمایید درست می باشد و من نمی خواهم که ان را نقض کنم و پاداش خداوند بهشت است و اگر کسی بخواهد به این پاداش برسد باید رضای خداوند را به دست بیاورد و کسی که بخواهد از عذاب جهنم فرار کند باز هم باید رضای خدای خود را به دست بیاورد در واقع این سه با یکدیگر رابطه ی مستقیمی دارند و بهتر است به این موضوع اینگونه اشاره کرد که اگر ما می خواهم به همه چیز برسیم رضای خدا را به دست بیاوریم حال آن می خواهد برای رسیدن به بهشت باشد یا جهنم. اما منظور شهید از این موضوع من فکر میکنم این است که می گوید دنیا را فراتر از این ببینیم. ما تکه ای از وجود خداوند هستیم و از روح اوست که در ما دمیده شده است. پس برای به دست آوردن متاعی هر چند می خواهد بهشت باشد نخواهیم که کاری بکنیم بلکه اگر قرار است کاری را انجام بدهیم به این دلیل باشد که رضایت خداوند را به دست بیاوریم و هماهنگ با چیزی باشیم که ما بخشی از ان هستیم . به نظر من منظور شهید از آن موضوع این نیز بوده است.
اما چه کارهای واقعا رضای خداودند را برای ما به ارمغان می آورد؟ به نظر من یکی از مهمترین چیزهایی که می تواند این کار را انجام دهد این است که سعی کنیم انسان خوبی باشیم، خوبی کنیم وبه دیگران خیر برسانیم و بیشتر از دیگر به خودمان نیز خیر برسانیم. سپاس گذار داشته هایمان باشیم و دائما سعی نکنیم که از زمین و زمان گله و شکایت کنیم که خدایا چرا فلانی فلان چیز را دارد و من ندارم یا … بلکه هر آنچه را که داریم دوست بداریم و قدرت خداودن را در ان بیابیم. اینگونه فکر میکنم خواهیم توانست رضای خدای متعال را به دست بیاوریم. حال اگر می خواهیم به بهشت هم برویم انجام دادن چنین کارهایی پیشنهاد می شود و اگر هم می خواهیم که از عذاب جهنم دوری کنیم باز هم انجام دادن چنین کارهایی توصیه می شود.
اما در اخر که گفته شده اگر به جهنم هم بروم که تو راضی باشی برای من کافیست به نظر من سخنی اغراق آمیز می باشد چرا که کیست که عذاب جهنم را تحمل نماید در صورتی که خداوند آن همه جهنم را زشت و نا زیبا در قرآن ذکر کرده است پس این از روی احساسات فکر میکنم بیان شده است به همین دلیل جمله ی اول شان هم که مربوط به رضای خدا و بهشت و جهنم هم بود از روی احساسات بیان شده است. موضوع دیگر نیز که حائز اهمیت است این است که حال هدف هر چه می خواهد باشد مهم نیست مهم این است که ما سعی کنیم برای خود لذت واقعی بیافرینیم حال اگر به دنبال رضای خدا باشیم، بخواهیم به بهشت برویم یا بخواهیم از جهنم دوری کنیم هر کدام را که انتخاب هم نماییم باز هم باید به آن لذت برسیم در غیر اینصورت مسیر را اشتباه رفته ایم. برای تک تک تان آرزوی موفقیت و سربلندی در دنیا و آخرت را دارم و از خداوند منان خواستارم که به هر آنچه که در زندگی خود خواهان آن هستید برسد و از حاج فردوسی بزرگوار هم برای تاسیس این وب سایت نهایت سپاس گذاری را به عمل می آورم. موفق باشید

سینا

حضرت علی یکی از راه های رسیدن به سعادت را شهادت دانستند الهی شهادت نصیب ما کن الهی امین

احسان

جهنم جاییست که رضای خدا همراه تو نباشد و خداوند از تو خشنود و راضی نباشد

احمدرضا

قطعا حضرت علی دیدگاه بالاتری از این جوان شهید داشتن

شقایق

با عرض سلام در مورد ابن موضوع که فرمویدید می توان گفت که بله صحیح و درست است و علم حضرت علی علیه السلام قطعا از آن جوان شهید بیشتر بوده است اما باید به این نکته توجه داشت که ما باید به دنبال نکته ای باشیم که از نظر ما منطقی تر است و کدام نکته نشان می دهد منطقی است زمانی که آن را در زندگی خود به کار بردیم و دیدیم که واقعا از آن داریم لذت می بریم. درست است که علم امام علی از ان جوان بیشتر بوده است اما شاید این جوان بر دلایلی منطقی تر سخن خود را ذکر کرده باشد که در زمان حضرت علی آن دلایل اصلا وجود نداشته است پس به این نکته می بایست که توجه نمود و ناغفل از کنار آن عبور نکرد. و به نظر من مهم نیست که این حرف را چه کسی می زند همین که ما بتوانیم کاری که خود درست می دانیم را انجام دهیم و از انجام دادن آن کار به ما منفعی برسد برای ما کافی خواهد بود و نتیجه ی بسیار عالی برای ما نیز خواهد آفرید

دنیا

سلام
بنظرم این شهید بزرگوار از روی احساسات این جمله رو گفته وگرنه جهنم همان قهر خدا با ماست و لبخند خداوند همان بهشت اوست….

یاسر

رسول گرامی اسلام فرمودند:
نيروهای رزمنده هنگامی كه تصميم به شركت در جنگ می‌گيرند، خداوند مصونيت آنها را از آتش تضمين می‌كند. و چون آماده جنگ شوند، فرشتگان به وجود آنها افتخار می‌كنند. هنگامي كه با خانواده خود وداع می‌كنند ماهی‌ها و خانه‌ها گريه می‌كنند و از گناهان خود خارج می‌شوند همان گونه كه مار از پوست خود خارج می‌شود. خداوند چهار هزار فرشته را برآنها می‌گمارد تا از جلو و پشت سرآنان را محافظت نمايند.
خوش به حال شهدا که رفتند و به بهشت رسیدند.
خدایا شهادت نصیبم کن و بهشت
آمین

فخریار

مطالبتون عالیه خوشحالم که به فعالیت تون ادامه دادین التماس دعا

خادم رباب

یعنی میشه توی اون دنیا حضرت علی(ع)دست مارو هم بگیره؟؟؟ یاعلی خودت شفاعتمون کن که بهشت با تو بهشت میشه

رضا فرد

خدایا مارو از جهل و دچار خطا شدن در امان نگه دار الهی امین

خادم اهل بیت

یا علی جانم به فدایت

علیرضا

خدایا به ما توان بده تا به وصیت مولامون بتونیم عمل کنیم

نگاه خدا

چقدر جالب و زیبا

کاتب

چرا واقعا مطالبی رو انتشار میدن که باعث ایجاد خطا توی دین میشه و ادمو به بیراهه میبره شاید همین مسائل کوچیک باعث گمراهی و یا حتی تمسخر دیگران بشه مرسی که توضیح دادین

یاسر

ببخشید کوه خضر نبی کجاست که اگر توفیقی شد ماهم بریم مرسی از مطالب خوب و آموزندتون کلی استفاده بردیم

مهتاب

مرسی از اینکه گفتین برای بهشت تلاش کردن مورد رضایت خداست چون خیلی وقت ها میگن که بدون توقع از خدا نیکی کن که البته کار سختیه ولی وقتی میگید خدا راضیه آدم با هدف جلو میره خیلی ممنون

احمد رضا

اگر قرار بود رضایت خدا پاداشی رو به دنبال نداشته باشه که حضرت علی اونو به تجارت تشبیه نمیکرد

جانان

درست نیست وصیت یک شهید نو جوان را با وصیت حضرت علی مقایسه کنید

اسماعیل

وقتی حضرت علی (ع) مي گویند جان‌های شما را هیچ قیمتی جز بهشت نیست، پس خود را به غیر آن نفروشید به این معناست که چقدر جان ما باارزش است که قیمت آن بهشت است و اگر بمیریم و به بهشت نرویم جانمان را هدر داده آیم و بی ارزش شمردیم که شاید کفران نعمت باشد

جابر

چقدر جالبه که حضرت علی(ع) کار نیک و پاداش الهی را به تجارتی گوارا تشبیه کردند

سمیرا

چقدر سخنان حضرت علی زیبا و دلنشین است. هر کلام ایشان پر از حکمت و معرفت است

سعیدیاوری

آفرين بر آن روح پاك كه از بدني پاك خارج شده است! بشارت باد تو را به نعمت هايي كه نه چشمي ديده و نه گوشي شنيده و نه بر قلب بشري خطور كرده است.

خداوند در دنيا نيز اجري بزرگ براي شهيد، قرار داده، يكي از آن ها حيات جاودانه است و علي رغم تصور ستمگران كه مي پندارند با قتل عام و خون ريزي نداي عدالت خواهي را مي توانند خاموش كنند، شهيدان زنده ي جاويدند

حسام

بالاي هر نيكي نيكوتري است، جز مقام شهادت در راه خدا و قطعا دارای پاداش خواهد بود و رضای خدا در دادن پاداش به بندگان پاک نیت است

اسمان

براي انسان هاي موحد چيزي بالاتر از آن نيست كه نعمت وجود را در راه رضاي معبود به كار گيرند و در راه خدا فدا شوند. آمادگي براي فدا شدن، نشانه ي صدق انسان در راه محبت خداست. خدا مشتري جان ها و مال هاست و در برابر آن بهشت را وعده داده است. خوش به حال این شهید که به آرزویش رسید و الان در بهشت برین است.

فاطمه داوری

خداوند می‌فرماید: «فمن یعمل مثقال ذرة خیرا یره و من یعمل مثقال ذرة شرا یره؛ پس هر کس هموزن ذره‌ای نیکی کند آن را خواهد دید و هر که هموزن ذره‌ای بدی کند آن را خواهد دید»
خداوند توی این آیه صراحتا در مورد پاداش و مجازات آخرت گفتن و ما باید مادام به آن فکر کنیم.
التماس تفکر

حسن سمومی

شاید با توجه به شرایط سنی و حالت روحی شهید توی اوج احساس اون وصیت رو نوشته باشه

سپهر

سلام چه موضوع قشنگی رو گفتید که واقعا هر کسی به ذهنش نمیرسه باید به شما آفرین گفت. من کامنت ها رو خوندم بخشیش رو و یکی از کاربر ها به یکی دیگه به دلیل ریز بینیش گفته بود که شخص خلاقی هست و شما هم به همین شکل به نظر من هستین چون داقعا به این مسئله شاید توجه خاصی نشه در این چنین موضوعاتی اما شما اون رو بیان کردید و این واقعا جای تقدیر و تشکر داره. بله به همون شکل که می گید هست و گاهی اوقات اشخاص به این دلیل که در شراط احساسی قرار می گیرند نمی تونن حرف خودشون رو درست بیان کنند یا اگر هم بیان کنن به شکل دیگه این بیان می کنن یا اینکه از سر شوق اون حرف رو طوری بیان می کنن که واقعیت رو نشون نمیده حالا این میتونه به خاطر سن کم باشه، میتونه به خاطر این باشه که شخص نمی تونه احساساتش رو کنترل کنه یا هر چیز دیگه ای.

جانان

یه وقتهایی توی متن ها از اغراق استفاده میشه تا منظورو برسونه و اوج ارادت و خلوص نیت شهیدو نشون بده و ممکنه دقیقا منظورش همونی ک نوشته نباشه و به عنوان یک اصطلاح یا کنایه اومده باشه

شکوه

با عرض سلام چه خوب شما اشاره کردید به این موضوع و واقعا هم بعضی مواقع به همین شکل است و برخی می خواهند موضوعی ا مطرح نمایند اما طوری بیان می کنند که انگار می خواهند به کسی کنایه بزنند یا اینکه می خواهند خلاف حرف طرف مقابل سخن بگویند که این نشان می دهد که این افراد مهارت فن بیان و سخنوری درستی ندارندو باید این را آموزش ببینند. موضوع مطرح شده شما نیز به همین گونه است شاید منظور آن فرد فرق بسیار زیادی نماید با آنچه که ما برداشت کرده ایم چرا که نتوانسته منظورش را درست برساند. متاسفانه این موضوع از کودکی رخ می دهد بگذارید اینطور برایتان بگویم کودکانی که مدام حرف می زنند و از طرف پدر و مادر حمایت می شوند برای حرف زدن و سخن درسته و به جا آموزش می بینند که بگویند و هرگز بر سر ان ها حرفشان کوبیده نمی شود که چرا این حرف را زدی و … (البته مسائل تربیتی جای خود را دارد) این کودکان قطعا در آینده یک شخص سخنور حرفه ای می توانند باشند اما کودکی را فرض کنید که مدام حرف هایش را بر سرش می زنند، زمانی که ساکت است تشویق می شودو می گویند چه کودک آرامی! آفرین، او به خاطر ساکت بودنش هدیه های بسیاری دریافت می کند و زمانی که می خواهد حرفش را در میان خانه یا دوستان بزند او را طرد می کنند و می گویند ساکت باش و … کم کم شخصیت این کودک شکل می گیردو اعتماد به نفس و عزت نفس او خدشه دار می شود و زمانی که بزرگتر می شود می خواهد حرفی را بزند آن حرف را آنقدر می پیچاند که گاهی نه شخص مقابل متوجه می شود که چه می گویدو نه خودش و گاها وقتی منظورش را میخواهد بیان کند شاید منظور او در ده کلمه بیان شود اما او به دلیل انکه درست آموزش ندیده و حتی با او برخورد شده از چندین و چند کلمه استفاده می کند تا منظورش را برساند. به همین جهت می بایست بسیار کودکان را آموزش داد و با انها به درستی برخورد داشت تا در اینده شخصیتی قوی در سخنوری داشته باشند. این بخشی از مطالب سخنوری و فن بیان بود که به شما و این موضوعی که مطرح کردید مربوط می شود. در اخر نیز از ریز بینی شما متشکرم چرا که به صورت عمیق تری به این مسئله نگریستیدو موضوعی را مطرح کردید که شاید به ذهن هر کسی نرسد و این نشان می دهد که شما از خلاقیت خوبی برخوردار هستیدو می توانید در زندگی خود از این خلاقیت به طور احسنت استفاده نمایید. آرزوی پیروزی و موفقیت برایتان می نمایم

Sahar.sj

اینکه در راه رضای خدا کاری بکنیم خیلی خوبه ولی اخه مگه میشه خدا از من راضی باشه و منو ببره جهنم

امیر عباس

واقعا بعضی وقتها همین مسائل کوچیک باعث ایجاد شبهه در مردم میشه مرسی که توضیح دادین

امیر رضا

سلام بله کاملا درست می فرمایید گاهی اوقات مسائلی به ظاهر کوچک آنقدر تفرقه و نقاق میان مردم ایجاد می کند که حد ندارد به عنوان مثال با همین مسائل به ظاهر ساده البته منظور من نیست که این حکایتی که بیان شد قصدش تفرقه بوده است بلکه به صورت کلی بیان می کنم که به این شکل اتفاق می افتد به عنوان مثال (باز هم میگویم که منظور بنده از بیان مطالبی که در ادامه می خواهم بگویم شهید یا حاج فردوسی و … نیستند) می آیند و این مسئله را در بین مردم راه می اندازند که برای رسیدن به خدا چرا نماز بخوانیم مهم دل آدم است خب هر دو را دین مهم می داند و هیچ کدام بر دیگری الویت ندارد یعنی اگر دل ناپاک باشد به نظرم نماز هم اجر آن چنانی ندارد و برعکس. اما طوری بیان می کنند که اگر کسی دلش پاک باشد پس نیازی نیست نماز بخواند خب این بین مردم کم کم رواج پیدا میکنند و آنان که فلسفه ی نماز را می دانند با آنانکه نمی دانند و نماز را ترک می کنند به همین دلیل کم کم از هم جدا می شوند و نفاق و تفرقه بین آنها شکل می گیردو به همین راحتی با دو حرف که هر دو درست هستند یعنی هم نماز خوب است و هم دل پاک این اختلاف می کنند پس باید بسیار بر سر همین مسائل توجه کرد و آنان را نادیده نگرفت. به همین منظور و به همین شکل می توان در حوزه های دیگر زندگی نیز نگاه کردو دید که چه جاهایی به این شکل است و اتفاقی این چنینی رخ می دهد تا جلوی آن را بگیریم. این موضوع هم که جناب حاج فردوسی بیان کردند واقعا درست است و فرقی نمی کند که ما کدام را انتخاب کنیم و کدام در نیت ما باشد در هر صورت مهم این است که ما راه خداوند را در پیش گیریم و به سوی خداوند حرکت کنیم قطعا این اجرش بیشتر است ازه ر چیز دیگری و فرقی هم نمی کند که از کدام مسیر برویم. اما گاهی اوقات مسیر هایی هستند که ماونع کمتری دارند برای رسیدن به خداوند به نظر من اگر از این مسیر ها بخواهیم حرکت کنیم و به خدای خود که خدای خوبی ها و زیبایی هاست برسیم بسیار بهتر است. شادو سعادتمند در دنیا و آخرت باشید

سیما

به نظر من تا اونجایی که گفته فقط برای رضای تو کار میکنم معقوله ولی بعدش واقعا عقلانی نیست مخصوصا برای نصب توی یک مکان عمومی

fa فارسی
X