29 می

نگرشی جدید به تربیت

بعد از سال‌های طلایی حضور معصومین (علیهم‌السلام) و بویژه در دوران درخشان حضور رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) آرام آرام انحرافات و دیدگاه‌ها به میدان آمد و به آشکارا و نهان، تحریف بر تحریف افزوده شد.
یکی از این تحریف‌های بسیار ظریف که از چشم خیلی‌ها مخفی ماند و هنوز هم مخفی است، نوآوری در تربیت اسلامی و الهی انسان است.
بشریت در بستر زمان، به تکامل استعداد رسید. تکامل استعداد انسان برای درک حقایق عالم، از تکامل در فرستاده‌های خدا و آیین‌های جدیدی که عرضه نموده‌اند، قابل شناخت و ارزیابی است. این انسانی که در دوره‌های مختلف تاریخ به تحول و تکامل رسیده بود، با آمدن آخرین فرستاده‌ی الهی، به کمال استعداد خود رسید و دیگر محال است تا آمدن صاحب الامر (ارواحنا فداه) بیش از این تکاملی در استعدادها رخ دهد. (وگرنه لازم خواهد آمد که ختم نبوت باطل باشد و نیاز به پیامبر جدیدی خواهد بود)
پس انسان امروز با انسان هزار و چهارصد سال قبل، از یک استعداد برخوردار است؛ نه رشد کرده و نه نقصان یافته است. (دلایل قرآنی و روایی این نظریه در جای خود، بیان شده است)
مردم مسلمانی که در عصر رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) زندگی می‌کردند، و توانستند به مراتب عالیه‌ی انسانی و الهی برسند، فقط از دو عنصر بهره‌ی کامل داشتند؛
یکی، قبول ولایت الهیه‌ی رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم)
دوم، عمل به فرمایشات و دستورات آن حضرت.
یعنی جناب سلمان، ابوذر، اویس قرنی، کمیل، مقداد، عمار، مالک اشتر، رشید هجری، صعصعه بن صوحان، زهیر، بریر، مسلم بن عقیل و … تمام کسانی که اکنون در درجات عالیه‌ی بهشت، همنشین آن حضرت هستند و در نعمت‌های عالیه‌ی الهی متنعّمند، هیچکدام عرفان نظری نخوانده بودند، هیچکدام فتوحات مکیه‌ی محیی الدین عربی ندیده بودند، هیچکدام اسفار اربعه‌ی ملا صدرا نمی‌دانستند، از فلسفه‌ی اشراق و مشاء خبر نداشتند، فصوص و شرح فصوص را از هم تشخیص نمی‌دادند، با کلام جدید و شبهات بی‌حد و حصر آشنایی نداشتند و جوابش را نمی‌دانستند و …
تنها و تنها عنصر تکامل آنان یعنی به فعلیت رساندن استعدادهایشان، «عمل کردن» به دستورات رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) بعد از «ایمان آوردن» به رسالت آن حضرت بود. اینان با تمام وجود به پیامبر «ایمان» داشتند و با تمام وجود، دستوراتشان را «عملی» می‌نمودند.
پس از این دوران طلایی که حکومت اسلامی به انحراف کشیده شد (چه در عصر امویان و چه در عصر عباسیان) تفکر انحصار دستورات تربیتی در آموزه‌های قرآن کریم و فرمایشات رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) و جانشینان بحقشان، دستخوش تحول اساسی گردید. باز شدن درهای ترجمه‌ی آثار یونان و هند و ایران، به جامعه‌ی مسلمین بر دست خلفای منحرف را می‌توان نقطه‌ی عطفی در تغییر این دیدگاه دانست.
از این زمان، توجه به خورشید فروزنده‌ی قرآن کریم و دستورات رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) و جانشینان بحقشان در حاشیه قرار گرفت و توجه به حواشی، به متن آمد. دست‌های پنهان و آشکاری کوشیدند که تربیت انسان را (که فقط در سایه‌ی ایمان و عمل صالح محقق می‌شود) در بحث و جدل و مطالعه و آزمودن دستورات بیگانگان و … جستجو کنند.
به جای اینکه دل را آشیانه‌ی ولایت الله و ولایت رسول الله و ولایت خلفاء رسول الله قرار دهند، و تسلیم دستورات آشکار آنان باشند، دست به اکتشاف و اختراع زدند و کنج‌کاوی نمودند یعنی شاهراه را رها کرده و به کشف و اختراع کوره راه‌های پر پیچ و خم و هولناک، پرداختند.
به جای اینکه در صاف کردن ایمان و کامل کردن عمل بر طبق آموزه‌های مسلّم قرآن و عترت بکوشند، در فراگیری مصطلحات و ترجمه‌ی کتاب‌های بیگانگان و روی خوش نشان دادن به فرامین آنان کوشیدند.
اکنون نیز این انحراف در بسیاری از داعیه‌داران تربیت اسلامی دیده می‌شود. کسانی که تربیت شدن و رسیدن به کمال و سعادت را مشروط به فراگیری علوم غیر وحیانی و وارداتی می‌دانند؛ یا در سایه‌ی عمل به مکاتب شرقی و غربی بشری می‌انگارند.
لازم است تذکر ویژه بدهم که اسلام عزیز با دانش‌اندوزی و به روز کردن دانسته‌ها مخالف نیست بلکه بسیار سفارش هم بدان کرده است. نکته‌ی ظریف اینجاست که این دانش‌ها را (با اغماض بسیار) فقط منحصر در علوم طبیعی می‌دانیم نه تربیت و تزکیه (سیر و سلوک).
از منظر منهاج فردسیان، وادی کمال و سعادت، فقط در انحصار آموزه‌های واضح و مسلّم وحیانی می‌باشد (که منحصر در قرآن کریم و سنت معتبر است)، و نباید و نشاید که این زلالی با آموزه‌های غیر وحیانی آلوده شود.
پس منهاج فردوسیان می‌کوشد در این حیرت آبادی که همه به حاشیه‌ها توجه می‌کنند و توجه می‌دهند، طالبین حق و سعادت را به متن دین مبین متوجه نماید و معتقد است اگر کسی به واضحات و مسلّمات مکتب شیعه‌ی اثنی‌عشریه عمل کند، (ولی صادقانه عمل کند) به بلندترین درجات عالم هستی (چه در این دنیا و چه در سرای دیگر) خواهد رسید. این کمال و سعادت، توسط خدای متعال در قرآن کریم و رسول معظم و ائمه‌ی طاهرین (علیهم‌السلام) تضمین شده است.
با ذکر یک مثال، سخن را بسط می‌دهم. یکی از واضحات و مسلّمات قرآن کریم و روایات معتبر ما، ممنوعیت بدگویی و غیبت از برادران و خواهران مؤمن است. یعنی هم در قرآن کریم وارد شده است که چونان خوردن گوشت برادر مرده می‌باشد و هم در روایات معتبر بسیاری آمده و هم علما و فقهای بزرگوار شیعه تأیید کرده‌اند که غیبت کردن، به خاطر نقش منفی بسیار زیادی که در رسیدن انسان به کمال حقیقی و سعادت ابدی دارد، ممنوع است.
وقتی به روشنی و وضوح دریافتیم که این کار، مانع از رسیدن انسان مؤمن به کمال و سعادت می‌شود، به راحتی و بدون مقاومت، آن را ترک کنیم. این، مرام و نگرش منهاج و منهاجیون است. یعنی اول نقش مثبت یا منفیِ کاری در کمال حقیقی و سعادت ابدی خود را احراز می‌کنیم، سپس بدون ملاحظه‌ی وسوسه‌های شیطان و خواسته‌های نفس اماره، مراعاتش می‌نماییم.
مثال دیگر: هم در قرآن کریم آمده و هم در روایات معتبر بسیار آمده و هم علمای بزرگوار ما تأیید کرده‌اند که خواندن یازده رکعت نافله‌ی شب، قبل از طلوع فجر، اثر زیادی در رساندن انسان مؤمن به کمال حقیقی و سعادت ابدی‌اش دارد. وقتی خیال منهاجی از این جهت راحت شد که واقعاً این کار می‌تواند او را به سعادت برساند، تصمیم جدّی می‌گیرد که از اکنون تا آخر عمر، خواندن این یازده رکعت را ترک نکند.
مثال دیگر: وقتی منهاجی دریافت که در روایات معتبری که از استادان معظم (یعنی حضرات معصومین علیهم السلام) رسیده از تراشیدن ریش و بلند گذاشتن سبیل نهی شده است (که به کمال و سعادت او ضرر می‌زند) تصمیم جدّی می‌گیرد که هیچگاه ریشش را نتراشد و سبیلش را بلند نگذارد.
اشکال: همه‌ی منهاجیون و منهاجیات، دانش و فرصت مراجعه به قرآن کریم و هزاران روایت و اعتبارسنجی آنها را ندارند. برای رسیدن به یک قانون روشن و خط سیر مطمئن، چه کنند؟
جواب: این مشکل با مراجعه به «مجموعه‌ی قواعد نظری» و «مجموعه‌ی قوانین عملی منهاج فردوسیان» به راحتی مرتفع می‌گردد. این مطالعه‌ی جامع و اعتبارسنجی روایات در طول سال‌های متمادی انجام شده که اکنون به صورت مجموعه‌ای کتاب در اختیار منهاجیون و منهاجیات قرار دارد.

خدایا ما را در عمل به منهاج فردوسیان ثابت قدم بدار.
حاج فردوسی

کلمات کلیدی: , , , ,

88

 
 
 
51 نویسندگان
37 پاسخ‌ها
0 دنبال کنندگان
 
مرتب کردن بر اساس بیشترین بازخورد
مرتب کردن بر اساس داغ‌ترین دیدگاه
8 نویسندگان برتر
  مشترک شوید  
اشتراک برای:
نادیا

سلام منهاج فردوسیان رو انسان واقعا باید بهش درک کنه تا بتونه به یک نتیجه ی فوق لعاده دست پیدا کنه همین که انسان بخواد به این نتایج برسه خداوند هم اون روهدایت میکنه و باعث میشه که انسان واقعا به هر چیز خیری که هست برسه اما آدم نباید این رو از یاد ببره که منهاج فردوسیان فکر میکنم که تغییری در علم پیامبر نداده و شخص به سادگی میتونه که این علم رو فرابگیره و به سمت کمال و سعادت رهسپار بشه چرا که خوشبختی اون در همین مسیر هست و میتونه به اون خوشبختی دست پیدا کنه.

افسری

سلام قطعا خوشبختی آدمی در مسیر منهاج فردوسیان میتونه باشه اگر انسان به منهاج فردوسیبان ایمان بیاره و بدونه که سخنان اون درست هست میتونه به بهترین ها در زندگی خودش دست پیدا کنه. منهاج فردوسیان هر چقدر هم که تلاش کنه زمانی که انسانی خودش نخواهد نمیتونه که اون رو به مسیر بیاره پس مهمترین نکته این هست که از یک طرف که منهاج فردوسیان میخواد که انسان ها رو هدایت کنه از طرذف دیگه خود اون شخص هم خواهان این موضوع باشه. به امید و موفقیت همه ی عزیزان و بزرگواران در مسیر کمال وسعادت.

ناصر ملکی

منهاج فردوسیان فوق العاده هست و باعث میشه که افراد زیادی در اون بتونن که به خیر و سعادت دست پیدا کنند در بین کامنت ها که داشتم میوندم به این نتیجه رسیدم که چقدر افراد به منهاج فردوسیان ایمان دارند و این ایمان از این افراد روشن فکر نشون دهنده ی این هست که مسیر منهاج فردوسیان درست هست فکر میکنم و اگر هر کسی بیاد و وارد منهاج فردوسیان بشه یک روز میتون به عنوان یک منهاجی سرش رو بالا بگیره و با افتخار بگه که من یک منهاجی هستم مثل همون دوستمون که داخل یک مقاله حضرت حاج فردوسی نامه ایشون رو آوردند که عذرخواهی کرده بودند به خاطر اینکه زمانی دشمن ایشون بودند.

سعید طارمی

منهاج فردوسیان باعث هدایبت بیشماری لاز مردم میشه فقط می بایست که مردم کمی در مورد وان مطالعه کنند که بهتری جا برای مطالعه هم همین وب سایت هست که برن و مقالات اون رو مطالعه کنند و به این نتیجه دست پیدا کننند که بهتریم نبع برای اون ها همین منهاج فردوسیان هست و اگر به قواعد نظری منهاج فردوسیا نعمل کنند قطعا خواهند توسنت که زندگی زیبایی برای خودشون شکل بدن و آخرتی زیبا برای خودشون فراه مسازند. قوائد نظری منها جفردوسیان تمام عوامل زندگی دنیوی و اخروی رو که موجب سعادت جامعه ی بسشری میشه رو فکر میکنم که آموزش میده واین واقعا عالی هست.

بیتا خیری

سلام قواعد نظری منهاج فردوسیان خیلی به افراد کمک میکنه که مسیر حق رو از باطل شناسایی کنند داخل همین مقاله هم حتما خوندید که اول همه چیز خوب و بد تا اینکه برخی سعی کردند در این علم دست ببرند و اون رو تغییر بدند که از اونجا دیگه کار سخت تر شد و به همین جهت ما نیازمند یک منبع هدایت هستیم که ما رو به سمت عالی ای هدایت کنه و چی بهتر از منهاج فردوسیان. یک شخص منهاجی زمانی که وارد منهاج فردوسیان میشه ممکنه هیچ چیزی چه از لحاظ دینی و چه از لحاظ اخروی نداشته باشه اما اگر طبق قوائد منهاج فردوسیان عمل کنه فکر میکنم که خداوند اون رو از فرش به عرش خواهد رسوند.

پدرام

منهاج فردوسیان در هدایت جامعه ی بشری بسیار می تونه بدرخشه و بسیار میتونه که موجب هدایت انسان ها از ظلمات به سوی نور و روشنایی باشه و همینطور این امکان رو داره که انسان رو از قعر گناه به خوبی ها بکشونه و فقط و فقط انسان می بایست که خودش سعی کنه که یک منهاجی بشه و جزء منهاجیون شناخته بشه تا این علم در زندگی اون کم کم عمل کنه و اون تبدیل به یک انسان فوق العاده بشه انسانی که واقعا زندگیش سرتاسر خیرو خوبی هست و باعث شکوفایی اون شخص میشه.

مرضیه

منهاج فردوسیان آدمی رو به مسیر درست هدایت میکنه و به انسان می آموزه که حتی اگر ثمرات یک راه رو هم ندونه اما بدونه که اون راه درست هست به اون راه بره و اون مسیر رو عمل کنه به عنوان مثال همین یازده رکعت نماز در شب حتی اگر انسان از ثمره ی اون آگاه نباشه به واسطه ی علمی که منهاج فردوسیان در اون شخص قرار میده اون سعی میکنه که این علم رو در خودش به وجود بیاره و سعی میکنه که این علم رو در زندگیش شکل بده و کم کم از طریق پیش گرفتن همین علم بدون حتی آگاهی از ثمرات اون به راحتی میتونه که به هدف خودش یعنی دست یابی به ثمرات اون راه برسه.

سامان پرستش

سلام به منهاج فردوسیان واقعا عالی و خوب هست که همه ی دوستان با هم بحث می کنند در مورد این مسئله چرا که یک امر خیلی مهم هست و باید به اون توجه بشه و خیلی از افراد به راحتی میگذرن و توجه نمی کنن به این موضوع خیلی مهم که شاید این آموزه ها از طرف پیامبر نباش پس باید کاملا به اونها اشراف داشت و اون رو درک کرد نه اینکه به راحتی پذیرفت و گذاشت که شخصی که نظریه خودش رو وارد این علم کرده به هدفش برسه به همین جهتم ی بایست مقابله کرد و علم واقعی رو نزاشت که از بین بره.

پریسا حامدی

سلام به همین جهت هست که حضرت حاج فردوسی اینقدر بر روی منابع معتبر تاکید دارند و بر این مسئله مانور میدن که هرگز یک نظریه رو ک از منابع معتبر ذکر نشده بیا نکنید و یا به عنوان منبع موثق از اون اسم نبرید چرا که ممکن هست اشتباه بوده باشه و همچنین میخوام بگم که اینقدر که ایشون بر روی منابع تاکید دارند اگر ما هم داشته باشیم قطعا به یک نتیجه ی عالی خواهیم رسید نتیجه ای که خیر و صلاح همه ی ما در اون هست و نتیجه ای که علم واقعی پیامبر و خداوند رو به ما هدیه میده.

بابک

نظام تربیتی منهاج فردوسیان هرگز اجازه نمیده که این علم از بین بره چرا که اقدام به نوسازی اون کرده و تازه داره در بین مردم اون رو وراج میده و کسانی هم که حتی به عنوان یار پیامبر دست بردن در این علم هرگز نمیتونن در برابر منهاج فردوسیان مقاومتی داشته باشن چرا که منهاج فردوسیان نظام تربیتی ای هست که کاملا علمش موثق بوده و تاکید بر مورد تایید بودن منابع داره که هیچ مسیر دیگه ای اینقدر ممکنه بر روی منابع تاکید نداشته باشه و از همین منظور منهاج فردوسیان ادامه دهنده ی راه پیامبر میتونه باشه

رویا

علوم وحیانی به پیامبر نباید توسط علوم غیره متصرف بشه و حتی قسمتی از علوم پیامبر رو در بر بگیره چرا که علوم پیامبر ناشی از وحی خداوند به اون بوده اما علومی که انسان های دیگه دارند و میخوان که دست ببرند در این علوم ناشی از تفکر خودشون هست و از اونجا که انسان ممکن الخطاست حتی شخصی که سالها تدریس کرده و سال ها درس خونده در مورد علوم وحیانی هم نمیتونه نظر شخصی خودش رو وارد این علوم بکنه چرا که امری ناشایست هست و می بایست که جلوی این کار گرفته بشه.

فطمه خیرآبادی

این کار به نوعی گناه هم هست چون به انحراف کشیدن جامعه ی اسلامی هم میشه از اون نام برد حالا هر چقدر که نیت فرد خیر باشه زمانی که به آموزه های پیامبر میاد و دست میبره اگر یک درصد هم احتمال اشتباه نظریه ی خودش وجود داشته باشه اون وقت دیگه جامعه به مسیری که باید هدایت می شد هدایت نشده و همه ی این ها از اشتباه این فرد نشات می گیره که میخواسته با وارد کردن نظریه ی خودش در علوم پیامبر اینطور وانمود کنه که مسیر اصلی مسیری هست که من میگم و مردم بهتر هست که وارد این مسیر بشن

علی اکبر

و همه ی ما هم می دونیم که این مسئله کاملا اشتباه هست و نباید جدی گرفته بشه مگه کسی هست که به اندازه ی پیامبر علم داشته باشه که بخواد علم خودش رو وارد علم پیامبر کنه وبه خورد مردم بده هرگز حتی حضرت حاج فردوسی رهبر معنوی مشتاقان کمال و سعادت هم این کار رو انجام دادند و فقط اقدام به نوسازی این علم کرده اند چون میدونن که این کار شاید کاری ناشایست باشه و خلاف اخلاق به همین جهت این کار رو انجام نمیدن و بقیه ی دانشمندان ما هم می بایست به همین نتیجه برسن.

علی

نظام تربیتی منهاج فردوسیان به عنوان ادامه راه پیامبر و خدواند می تونه بسیار در این زمینه بدرخشه و هر کسی که میگه علم پیامبر کهنه هست می بایست به این امر دست پیدا کنه که منهاج فردوسیان اقدام به بازسازی این علم کرده نه تغییر اون و این شخص میتونه وارد منهاج فردوسیان بشه واز طریق علم منهاجی به هر آنچه که در زندگی میخواد دست پیدا کنه به خصوص ایمان و عمل صالح که بیشترین توصیه توسط پیدا و قران کریم را داشته به همین جهات منهاج فردوسسیان یک گزینه ی عالی هست.

مهدیه روایتی

قطعا هر کسی که به دستورات خدایش و پیامبر عمل نکند جزء مسملنان نخواهد بود چرا که در غیر این صورت دینی نخواهد داشت به همین جهت عمل به دستورات پیامبر جزء مهمترین وظایف هر انسان می باشد و از آنجا که از عصر قدیم تا به حال استعداد آدمی تغییری نیافته است به همین جهت کسی نمی تواند این خرده را بگیرد که در گذشته این علم بوده و اکنون این علم معنایی ندارد چرا که انسان امروزی تغییر کرده است و اگر این سخن را بگوید می بایست سخنی منطقی مانند همین مقاله برای ما منهاجیون بیاورید که ما به این اصل دست پیدا کنیم.

مجیری

سلام انسان امروزی دچار تغییرات و تحولاتی شده اما هنوز هم می تواند از دانسته های پیامبر برای خود استفاده کند. به خاطر داشته باشیم اکنون که هزارو چهار صد سال از نزول قرآن کریم می گذرد باز هم دانشمندان در درک یک آیه ی آن مانده اند این یعنی آنکه قران کریم و دانسته های پیامبر برای مردم همه ی عصر ها مناسب و مفید بوده و کسی نمی تواند در برابر آنها ایستادگی کند چرا که قران پاسخی محکم تر دارد و می گوید اگر راست می گویید بیاورید آیه ای به مانند آیه های قران پس در اینجا این ایستادگی که سخنان پیامبر قدیمی هستند نیز از بین خواهد رفت.

هانیه صدیقی

سلام به هر جهت که انسان امروزی تغییر کرده است و منهاج فردوسیان دست به بازسازی همان دانسته های پیامبر نموده که این واقعا فوق العاده می باشد و ما از نظر حضرت حاج فردوسی این دانسته ها را می یابیم که به اعتبار آن ها می افزاید و این مورد را که می گوید علم پیامبر مربوط به گذشته است از بین میبرد چرا که علم پیامبر ممکن است از گذشته باشد اما علم حضرت حاج فردوسی رهبر مشتاقان کمال و سعادت چه علام ایشان که اموری است و ایشان در همین عصری که ما زندگی می کنیم زندگی می کنند.

ستاره

علاوه بر مسائلی که ذکر شد منهاج فردوسیان یک نظام تربتیی هست اما نه به روشی جدید بلکه نوسازی همان روش می پردازه که بسیار منجر به هدایت آدمیان می شود پس اگر ما میخواهیم که در مسیر پیامبر و خداوند قرار بگیریم و همچنین قصد داریم که از راهنمایی پیامبر به شکلی جیدید اما دست نخورده بهره مند شوم بهترین کار این است که نظام تربیتی منهاج فردوسیان را در پیش بیگریم و از طریق اون آموزه های خداوند و پیامبر را بشناسیم و بتوانیم که به دستورات آن ها بهتر عمل نماییم.

fa فارسی
X