۸ خرداد

نگرشی جدید به تربیت

بعد از سال‌های طلایی حضور معصومین (علیهم‌السلام) و بویژه در دوران درخشان حضور رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) آرام آرام انحرافات و دیدگاه‌ها به میدان آمد و به آشکارا و نهان، تحریف بر تحریف افزوده شد.
یکی از این تحریف‌های بسیار ظریف که از چشم خیلی‌ها مخفی ماند و هنوز هم مخفی است، نوآوری در تربیت اسلامی و الهی انسان است.
بشریت در بستر زمان، به تکامل استعداد رسید. تکامل استعداد انسان برای درک حقایق عالم، از تکامل در فرستاده‌های خدا و آیین‌های جدیدی که عرضه نموده‌اند، قابل شناخت و ارزیابی است. این انسانی که در دوره‌های مختلف تاریخ به تحول و تکامل رسیده بود، با آمدن آخرین فرستاده‌ی الهی، به کمال استعداد خود رسید و دیگر محال است تا آمدن صاحب الامر (ارواحنا فداه) بیش از این تکاملی در استعدادها رخ دهد. (وگرنه لازم خواهد آمد که ختم نبوت باطل باشد و نیاز به پیامبر جدیدی خواهد بود)
پس انسان امروز با انسان هزار و چهارصد سال قبل، از یک استعداد برخوردار است؛ نه رشد کرده و نه نقصان یافته است. (دلایل قرآنی و روایی این نظریه در جای خود، بیان شده است)
مردم مسلمانی که در عصر رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) زندگی می‌کردند، و توانستند به مراتب عالیه‌ی انسانی و الهی برسند، فقط از دو عنصر بهره‌ی کامل داشتند؛
یکی، قبول ولایت الهیه‌ی رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم)
دوم، عمل به فرمایشات و دستورات آن حضرت.
یعنی جناب سلمان، ابوذر، اویس قرنی، کمیل، مقداد، عمار، مالک اشتر، رشید هجری، صعصعه بن صوحان، زهیر، بریر، مسلم بن عقیل و … تمام کسانی که اکنون در درجات عالیه‌ی بهشت، همنشین آن حضرت هستند و در نعمت‌های عالیه‌ی الهی متنعّمند، هیچکدام عرفان نظری نخوانده بودند، هیچکدام فتوحات مکیه‌ی محیی الدین عربی ندیده بودند، هیچکدام اسفار اربعه‌ی ملا صدرا نمی‌دانستند، از فلسفه‌ی اشراق و مشاء خبر نداشتند، فصوص و شرح فصوص را از هم تشخیص نمی‌دادند، با کلام جدید و شبهات بی‌حد و حصر آشنایی نداشتند و جوابش را نمی‌دانستند و …
تنها و تنها عنصر تکامل آنان یعنی به فعلیت رساندن استعدادهایشان، «عمل کردن» به دستورات رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) بعد از «ایمان آوردن» به رسالت آن حضرت بود. اینان با تمام وجود به پیامبر «ایمان» داشتند و با تمام وجود، دستوراتشان را «عملی» می‌نمودند.
پس از این دوران طلایی که حکومت اسلامی به انحراف کشیده شد (چه در عصر امویان و چه در عصر عباسیان) تفکر انحصار دستورات تربیتی در آموزه‌های قرآن کریم و فرمایشات رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) و جانشینان بحقشان، دستخوش تحول اساسی گردید. باز شدن درهای ترجمه‌ی آثار یونان و هند و ایران، به جامعه‌ی مسلمین بر دست خلفای منحرف را می‌توان نقطه‌ی عطفی در تغییر این دیدگاه دانست.
از این زمان، توجه به خورشید فروزنده‌ی قرآن کریم و دستورات رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) و جانشینان بحقشان در حاشیه قرار گرفت و توجه به حواشی، به متن آمد. دست‌های پنهان و آشکاری کوشیدند که تربیت انسان را (که فقط در سایه‌ی ایمان و عمل صالح محقق می‌شود) در بحث و جدل و مطالعه و آزمودن دستورات بیگانگان و … جستجو کنند.
به جای اینکه دل را آشیانه‌ی ولایت الله و ولایت رسول الله و ولایت خلفاء رسول الله قرار دهند، و تسلیم دستورات آشکار آنان باشند، دست به اکتشاف و اختراع زدند و کنج‌کاوی نمودند یعنی شاهراه را رها کرده و به کشف و اختراع کوره راه‌های پر پیچ و خم و هولناک، پرداختند.
به جای اینکه در صاف کردن ایمان و کامل کردن عمل بر طبق آموزه‌های مسلّم قرآن و عترت بکوشند، در فراگیری مصطلحات و ترجمه‌ی کتاب‌های بیگانگان و روی خوش نشان دادن به فرامین آنان کوشیدند.
اکنون نیز این انحراف در بسیاری از داعیه‌داران تربیت اسلامی دیده می‌شود. کسانی که تربیت شدن و رسیدن به کمال و سعادت را مشروط به فراگیری علوم غیر وحیانی و وارداتی می‌دانند؛ یا در سایه‌ی عمل به مکاتب شرقی و غربی بشری می‌انگارند.
لازم است تذکر ویژه بدهم که اسلام عزیز با دانش‌اندوزی و به روز کردن دانسته‌ها مخالف نیست بلکه بسیار سفارش هم بدان کرده است. نکته‌ی ظریف اینجاست که این دانش‌ها را (با اغماض بسیار) فقط منحصر در علوم طبیعی می‌دانیم نه تربیت و تزکیه (سیر و سلوک).
از منظر منهاج فردسیان، وادی کمال و سعادت، فقط در انحصار آموزه‌های واضح و مسلّم وحیانی می‌باشد (که منحصر در قرآن کریم و سنت معتبر است)، و نباید و نشاید که این زلالی با آموزه‌های غیر وحیانی آلوده شود.
پس منهاج فردوسیان می‌کوشد در این حیرت آبادی که همه به حاشیه‌ها توجه می‌کنند و توجه می‌دهند، طالبین حق و سعادت را به متن دین مبین متوجه نماید و معتقد است اگر کسی به واضحات و مسلّمات مکتب شیعه‌ی اثنی‌عشریه عمل کند، (ولی صادقانه عمل کند) به بلندترین درجات عالم هستی (چه در این دنیا و چه در سرای دیگر) خواهد رسید. این کمال و سعادت، توسط خدای متعال در قرآن کریم و رسول معظم و ائمه‌ی طاهرین (علیهم‌السلام) تضمین شده است.
با ذکر یک مثال، سخن را بسط می‌دهم. یکی از واضحات و مسلّمات قرآن کریم و روایات معتبر ما، ممنوعیت بدگویی و غیبت از برادران و خواهران مؤمن است. یعنی هم در قرآن کریم وارد شده است که چونان خوردن گوشت برادر مرده می‌باشد و هم در روایات معتبر بسیاری آمده و هم علما و فقهای بزرگوار شیعه تأیید کرده‌اند که غیبت کردن، به خاطر نقش منفی بسیار زیادی که در رسیدن انسان به کمال حقیقی و سعادت ابدی دارد، ممنوع است.
وقتی به روشنی و وضوح دریافتیم که این کار، مانع از رسیدن انسان مؤمن به کمال و سعادت می‌شود، به راحتی و بدون مقاومت، آن را ترک کنیم. این، مرام و نگرش منهاج و منهاجیون است. یعنی اول نقش مثبت یا منفیِ کاری در کمال حقیقی و سعادت ابدی خود را احراز می‌کنیم، سپس بدون ملاحظه‌ی وسوسه‌های شیطان و خواسته‌های نفس اماره، مراعاتش می‌نماییم.
مثال دیگر: هم در قرآن کریم آمده و هم در روایات معتبر بسیار آمده و هم علمای بزرگوار ما تأیید کرده‌اند که خواندن یازده رکعت نافله‌ی شب، قبل از طلوع فجر، اثر زیادی در رساندن انسان مؤمن به کمال حقیقی و سعادت ابدی‌اش دارد. وقتی خیال منهاجی از این جهت راحت شد که واقعاً این کار می‌تواند او را به سعادت برساند، تصمیم جدّی می‌گیرد که از اکنون تا آخر عمر، خواندن این یازده رکعت را ترک نکند.
مثال دیگر: وقتی منهاجی دریافت که در روایات معتبری که از استادان معظم (یعنی حضرات معصومین علیهم السلام) رسیده از تراشیدن ریش و بلند گذاشتن سبیل نهی شده است (که به کمال و سعادت او ضرر می‌زند) تصمیم جدّی می‌گیرد که هیچگاه ریشش را نتراشد و سبیلش را بلند نگذارد.
اشکال: همه‌ی منهاجیون و منهاجیات، دانش و فرصت مراجعه به قرآن کریم و هزاران روایت و اعتبارسنجی آنها را ندارند. برای رسیدن به یک قانون روشن و خط سیر مطمئن، چه کنند؟
جواب: این مشکل با مراجعه به «مجموعه‌ی قواعد نظری» و «مجموعه‌ی قوانین عملی منهاج فردوسیان» به راحتی مرتفع می‌گردد. این مطالعه‌ی جامع و اعتبارسنجی روایات در طول سال‌های متمادی انجام شده که اکنون به صورت مجموعه‌ای کتاب در اختیار منهاجیون و منهاجیات قرار دارد.

خدایا ما را در عمل به منهاج فردوسیان ثابت قدم بدار.
حاج فردوسی

کلمات کلیدی: , , , ,

88

 
 
 
51 نویسندگان
37 پاسخ‌ها
0 دنبال کنندگان
 
مرتب کردن بر اساس بیشترین بازخورد
مرتب کردن بر اساس داغ‌ترین دیدگاه
8 نویسندگان برتر
  مشترک شوید  
جدیدترین نظرات قدیمی‌ترین نظرات نظرات با امتیاز بالا
اشتراک برای:
نادیا

سلام منهاج فردوسیان رو انسان واقعا باید بهش درک کنه تا بتونه به یک نتیجه ی فوق لعاده دست پیدا کنه همین که انسان بخواد به این نتایج برسه خداوند هم اون روهدایت میکنه و باعث میشه که انسان واقعا به هر چیز خیری که هست برسه اما آدم نباید این رو از یاد ببره که منهاج فردوسیان فکر میکنم که تغییری در علم پیامبر نداده و شخص به سادگی میتونه که این علم رو فرابگیره و به سمت کمال و سعادت رهسپار بشه چرا که خوشبختی اون در همین مسیر هست و میتونه به اون خوشبختی دست پیدا کنه.

افسری

سلام قطعا خوشبختی آدمی در مسیر منهاج فردوسیان میتونه باشه اگر انسان به منهاج فردوسیبان ایمان بیاره و بدونه که سخنان اون درست هست میتونه به بهترین ها در زندگی خودش دست پیدا کنه. منهاج فردوسیان هر چقدر هم که تلاش کنه زمانی که انسانی خودش نخواهد نمیتونه که اون رو به مسیر بیاره پس مهمترین نکته این هست که از یک طرف که منهاج فردوسیان میخواد که انسان ها رو هدایت کنه از طرذف دیگه خود اون شخص هم خواهان این موضوع باشه. به امید و موفقیت همه ی عزیزان و بزرگواران در مسیر کمال وسعادت.

ناصر ملکی

منهاج فردوسیان فوق العاده هست و باعث میشه که افراد زیادی در اون بتونن که به خیر و سعادت دست پیدا کنند در بین کامنت ها که داشتم میوندم به این نتیجه رسیدم که چقدر افراد به منهاج فردوسیان ایمان دارند و این ایمان از این افراد روشن فکر نشون دهنده ی این هست که مسیر منهاج فردوسیان درست هست فکر میکنم و اگر هر کسی بیاد و وارد منهاج فردوسیان بشه یک روز میتون به عنوان یک منهاجی سرش رو بالا بگیره و با افتخار بگه که من یک منهاجی هستم مثل همون دوستمون که داخل یک مقاله حضرت حاج فردوسی نامه ایشون رو آوردند که عذرخواهی کرده بودند به خاطر اینکه زمانی دشمن ایشون بودند.

سعید طارمی

منهاج فردوسیان باعث هدایبت بیشماری لاز مردم میشه فقط می بایست که مردم کمی در مورد وان مطالعه کنند که بهتری جا برای مطالعه هم همین وب سایت هست که برن و مقالات اون رو مطالعه کنند و به این نتیجه دست پیدا کننند که بهتریم نبع برای اون ها همین منهاج فردوسیان هست و اگر به قواعد نظری منهاج فردوسیا نعمل کنند قطعا خواهند توسنت که زندگی زیبایی برای خودشون شکل بدن و آخرتی زیبا برای خودشون فراه مسازند. قوائد نظری منها جفردوسیان تمام عوامل زندگی دنیوی و اخروی رو که موجب سعادت جامعه ی بسشری میشه رو فکر میکنم که آموزش میده واین واقعا عالی هست.

بیتا خیری

سلام قواعد نظری منهاج فردوسیان خیلی به افراد کمک میکنه که مسیر حق رو از باطل شناسایی کنند داخل همین مقاله هم حتما خوندید که اول همه چیز خوب و بد تا اینکه برخی سعی کردند در این علم دست ببرند و اون رو تغییر بدند که از اونجا دیگه کار سخت تر شد و به همین جهت ما نیازمند یک منبع هدایت هستیم که ما رو به سمت عالی ای هدایت کنه و چی بهتر از منهاج فردوسیان. یک شخص منهاجی زمانی که وارد منهاج فردوسیان میشه ممکنه هیچ چیزی چه از لحاظ دینی و چه از لحاظ اخروی نداشته باشه اما اگر طبق قوائد منهاج فردوسیان عمل کنه فکر میکنم که خداوند اون رو از فرش به عرش خواهد رسوند.

پدرام

منهاج فردوسیان در هدایت جامعه ی بشری بسیار می تونه بدرخشه و بسیار میتونه که موجب هدایت انسان ها از ظلمات به سوی نور و روشنایی باشه و همینطور این امکان رو داره که انسان رو از قعر گناه به خوبی ها بکشونه و فقط و فقط انسان می بایست که خودش سعی کنه که یک منهاجی بشه و جزء منهاجیون شناخته بشه تا این علم در زندگی اون کم کم عمل کنه و اون تبدیل به یک انسان فوق العاده بشه انسانی که واقعا زندگیش سرتاسر خیرو خوبی هست و باعث شکوفایی اون شخص میشه.

مرضیه

منهاج فردوسیان آدمی رو به مسیر درست هدایت میکنه و به انسان می آموزه که حتی اگر ثمرات یک راه رو هم ندونه اما بدونه که اون راه درست هست به اون راه بره و اون مسیر رو عمل کنه به عنوان مثال همین یازده رکعت نماز در شب حتی اگر انسان از ثمره ی اون آگاه نباشه به واسطه ی علمی که منهاج فردوسیان در اون شخص قرار میده اون سعی میکنه که این علم رو در خودش به وجود بیاره و سعی میکنه که این علم رو در زندگیش شکل بده و کم کم از طریق پیش گرفتن همین علم بدون حتی آگاهی از ثمرات اون به راحتی میتونه که به هدف خودش یعنی دست یابی به ثمرات اون راه برسه.

سامان پرستش

سلام به منهاج فردوسیان واقعا عالی و خوب هست که همه ی دوستان با هم بحث می کنند در مورد این مسئله چرا که یک امر خیلی مهم هست و باید به اون توجه بشه و خیلی از افراد به راحتی میگذرن و توجه نمی کنن به این موضوع خیلی مهم که شاید این آموزه ها از طرف پیامبر نباش پس باید کاملا به اونها اشراف داشت و اون رو درک کرد نه اینکه به راحتی پذیرفت و گذاشت که شخصی که نظریه خودش رو وارد این علم کرده به هدفش برسه به همین جهتم ی بایست مقابله کرد و علم واقعی رو نزاشت که از بین بره.

پریسا حامدی

سلام به همین جهت هست که حضرت حاج فردوسی اینقدر بر روی منابع معتبر تاکید دارند و بر این مسئله مانور میدن که هرگز یک نظریه رو ک از منابع معتبر ذکر نشده بیا نکنید و یا به عنوان منبع موثق از اون اسم نبرید چرا که ممکن هست اشتباه بوده باشه و همچنین میخوام بگم که اینقدر که ایشون بر روی منابع تاکید دارند اگر ما هم داشته باشیم قطعا به یک نتیجه ی عالی خواهیم رسید نتیجه ای که خیر و صلاح همه ی ما در اون هست و نتیجه ای که علم واقعی پیامبر و خداوند رو به ما هدیه میده.

بابک

نظام تربیتی منهاج فردوسیان هرگز اجازه نمیده که این علم از بین بره چرا که اقدام به نوسازی اون کرده و تازه داره در بین مردم اون رو وراج میده و کسانی هم که حتی به عنوان یار پیامبر دست بردن در این علم هرگز نمیتونن در برابر منهاج فردوسیان مقاومتی داشته باشن چرا که منهاج فردوسیان نظام تربیتی ای هست که کاملا علمش موثق بوده و تاکید بر مورد تایید بودن منابع داره که هیچ مسیر دیگه ای اینقدر ممکنه بر روی منابع تاکید نداشته باشه و از همین منظور منهاج فردوسیان ادامه دهنده ی راه پیامبر میتونه باشه

رویا

علوم وحیانی به پیامبر نباید توسط علوم غیره متصرف بشه و حتی قسمتی از علوم پیامبر رو در بر بگیره چرا که علوم پیامبر ناشی از وحی خداوند به اون بوده اما علومی که انسان های دیگه دارند و میخوان که دست ببرند در این علوم ناشی از تفکر خودشون هست و از اونجا که انسان ممکن الخطاست حتی شخصی که سالها تدریس کرده و سال ها درس خونده در مورد علوم وحیانی هم نمیتونه نظر شخصی خودش رو وارد این علوم بکنه چرا که امری ناشایست هست و می بایست که جلوی این کار گرفته بشه.

فطمه خیرآبادی

این کار به نوعی گناه هم هست چون به انحراف کشیدن جامعه ی اسلامی هم میشه از اون نام برد حالا هر چقدر که نیت فرد خیر باشه زمانی که به آموزه های پیامبر میاد و دست میبره اگر یک درصد هم احتمال اشتباه نظریه ی خودش وجود داشته باشه اون وقت دیگه جامعه به مسیری که باید هدایت می شد هدایت نشده و همه ی این ها از اشتباه این فرد نشات می گیره که میخواسته با وارد کردن نظریه ی خودش در علوم پیامبر اینطور وانمود کنه که مسیر اصلی مسیری هست که من میگم و مردم بهتر هست که وارد این مسیر بشن

علی اکبر

و همه ی ما هم می دونیم که این مسئله کاملا اشتباه هست و نباید جدی گرفته بشه مگه کسی هست که به اندازه ی پیامبر علم داشته باشه که بخواد علم خودش رو وارد علم پیامبر کنه وبه خورد مردم بده هرگز حتی حضرت حاج فردوسی رهبر معنوی مشتاقان کمال و سعادت هم این کار رو انجام دادند و فقط اقدام به نوسازی این علم کرده اند چون میدونن که این کار شاید کاری ناشایست باشه و خلاف اخلاق به همین جهت این کار رو انجام نمیدن و بقیه ی دانشمندان ما هم می بایست به همین نتیجه برسن.

علی

نظام تربیتی منهاج فردوسیان به عنوان ادامه راه پیامبر و خدواند می تونه بسیار در این زمینه بدرخشه و هر کسی که میگه علم پیامبر کهنه هست می بایست به این امر دست پیدا کنه که منهاج فردوسیان اقدام به بازسازی این علم کرده نه تغییر اون و این شخص میتونه وارد منهاج فردوسیان بشه واز طریق علم منهاجی به هر آنچه که در زندگی میخواد دست پیدا کنه به خصوص ایمان و عمل صالح که بیشترین توصیه توسط پیدا و قران کریم را داشته به همین جهات منهاج فردوسسیان یک گزینه ی عالی هست.

مهدیه روایتی

قطعا هر کسی که به دستورات خدایش و پیامبر عمل نکند جزء مسملنان نخواهد بود چرا که در غیر این صورت دینی نخواهد داشت به همین جهت عمل به دستورات پیامبر جزء مهمترین وظایف هر انسان می باشد و از آنجا که از عصر قدیم تا به حال استعداد آدمی تغییری نیافته است به همین جهت کسی نمی تواند این خرده را بگیرد که در گذشته این علم بوده و اکنون این علم معنایی ندارد چرا که انسان امروزی تغییر کرده است و اگر این سخن را بگوید می بایست سخنی منطقی مانند همین مقاله برای ما منهاجیون بیاورید که ما به این اصل دست پیدا کنیم.

مجیری

سلام انسان امروزی دچار تغییرات و تحولاتی شده اما هنوز هم می تواند از دانسته های پیامبر برای خود استفاده کند. به خاطر داشته باشیم اکنون که هزارو چهار صد سال از نزول قرآن کریم می گذرد باز هم دانشمندان در درک یک آیه ی آن مانده اند این یعنی آنکه قران کریم و دانسته های پیامبر برای مردم همه ی عصر ها مناسب و مفید بوده و کسی نمی تواند در برابر آنها ایستادگی کند چرا که قران پاسخی محکم تر دارد و می گوید اگر راست می گویید بیاورید آیه ای به مانند آیه های قران پس در اینجا این ایستادگی که سخنان پیامبر قدیمی هستند نیز از بین خواهد رفت.

هانیه صدیقی

سلام به هر جهت که انسان امروزی تغییر کرده است و منهاج فردوسیان دست به بازسازی همان دانسته های پیامبر نموده که این واقعا فوق العاده می باشد و ما از نظر حضرت حاج فردوسی این دانسته ها را می یابیم که به اعتبار آن ها می افزاید و این مورد را که می گوید علم پیامبر مربوط به گذشته است از بین میبرد چرا که علم پیامبر ممکن است از گذشته باشد اما علم حضرت حاج فردوسی رهبر مشتاقان کمال و سعادت چه علام ایشان که اموری است و ایشان در همین عصری که ما زندگی می کنیم زندگی می کنند.

ستاره

علاوه بر مسائلی که ذکر شد منهاج فردوسیان یک نظام تربتیی هست اما نه به روشی جدید بلکه نوسازی همان روش می پردازه که بسیار منجر به هدایت آدمیان می شود پس اگر ما میخواهیم که در مسیر پیامبر و خداوند قرار بگیریم و همچنین قصد داریم که از راهنمایی پیامبر به شکلی جیدید اما دست نخورده بهره مند شوم بهترین کار این است که نظام تربیتی منهاج فردوسیان را در پیش بیگریم و از طریق اون آموزه های خداوند و پیامبر را بشناسیم و بتوانیم که به دستورات آن ها بهتر عمل نماییم.

پوریا علیاری

خداوند با توجه ویژه ای که به انسان دارد او را به مسیر هدایت می کند و دیگر انسان لازم نیست که از علوم تربیتی غیر استفاده کند چرا که خدواند همواره با اوست و در نزدیک اوست واز طریق حس درونی او با او سخن می گوید تنها شرط این است که انسان سخنان شیطان را به جای سخنان خدواندگارش فرض نکند و به آنها عمل نکند و همچنین توطئه و وسوسه های شیطان را شناسایی کند و بتواند که از پس این وسوسه ها بر بیاید قطعا توسط همین کار ساده جای او در بهشت خداوند جاودان خواهد بود.

محمد اکرمی

سلام خدمت حضرت حاج فردوسی دست به اختراع زدن در جهت تربیت و تامل انسان جرئت خیلی زیادی میخواد چرا که قرار هست سرنوش چندین و چند انسان توسط این مسیر تربیتی تغییر کنه وکسانی که دست به این کار می زنند در مورد تزکیه و … باید این مسئله ی خیلی مهم رو بدونند در غیر اینصورت نظام تربیتی حضرت محمد صلوات الله علیه بهترین نظام تربیتی هست و از اون میشه تا زمان ظهور منجی عصر استفاده کرد چرا که طبق گفته ی شما استعداد انسان ها از اون موقع تا به حالا تغییر پیدا نکرده است.

ارمین

ببینید متکلمان حیات را به ترکیبی از «ادراک» و «قدرت» معنا کرده‌اند. موجود زنده، موجودی است که شعورمند و توانا، دارای قدرت شناخت و تصرف است. «حیات» در موجودات زنده دارای درجه‌بندی و مراتب است. هر چه انسان از این دو ویژگی بیشتر بهره‌مند باشد، به معنای حقیقی حیات، نزدیک‌تر است.

شفیعی

چه بسا کمالاتی جنبه مقدمی و آلی داشته، زمینه را برای رسیدن به کمال نهایی فراهم می آورند.و لذا باید کمال نهایی را از کمالات مقدمی و فرعی بازشناخت تا هدف اصلی و نهایی از اهداف متوسط و ضمنی بازشناخته شود.

هاشمی

آنچه میزان رشد و کمال و محدوده فعالیت هر یک از قوای انسان را تعیین می کند، توجه به کمال نهایی انسان و مقتضیات آن است یعنی رشد و کمال هر یک از قوای انسانی تا آن جا که مناسبت با کمال نهایی انسان داشته و مقدمه ای لازم برای حصول آن باشد، مطلوب است، در غیر این صورت، به جهت تعارض با کمال نهایی، نامطلوب خواهد بود.

فرهاد

کمال انسان چیزی نیست که بستگی به قرارداد یا اعتبار افراد داشته و با تغییر اعتبار، تغییر کند.البته ممکن است از دیدگاه افراد مختلف کمال، نمونه های متنوعی داشته باشد به طوری که حتی چیزی که از نظر فردی کمال تلقی می شود، از دید گاه فرد یا مکتب دیگر نقص تلقی گردد. اما این اختلاف در برداشت ها به این معنی نیست که واقعا کمال انسان امری قرار دادی است و بستگی به نظر اشخاص یا مکتب ها دارد. اختلاف موجود در این زمینه در میان مکتب های مختلف ناشی از نا توانی آن ها از شناخت کمال حقیقی انسان است به طوری که اگر همه آن ها به شناخت انسان و کمال او نایل آیند، در این صورت اختلاف از بیانشان خارج می شود.

جابر حاتمی

منظور از تربیت انسان، به فعلیت رسانیدن استعداد های بالقوه او است. و چون کمال هر موجودی در شکوفایی و به فعلیت رسیدن استعداد های بالقوه اوست، لذا در صورتی که انسان به صورت صحیح و در یک نظام تربیتی همه جانبه پرورش یابد، به کمال نوعی خود خواهد رسید. از اینجا می توان دریافت که هدف نهایی از تربیت انسان نیز نباید چیزی جز کمال نهایی او باشد.

علی مرادی

و آن کس که نافرمانی خدا و پیامبرش را کند و از مرز های او تجاوز نماید، او را در آتشی وارد می کند که جاودانه در آن خواهد ماند، و برای او مجازات خوار کننده ای است. هر که در مقام عصیان و تمرد بر آید و از حدود اسلام بدر رود، سیرت آن غرق در شقاوت و شعله های آتشین است.

مشرقی

شاید زندگی کردن بدون گناه کار سختی باشد ولی یقیناً غیر ممکن نیست. ولی با این حال اگر انسان در حیات دنیوی خود مرتکب فعل حرامی شد نباید درهای رحمت الهی را به روی خود بسته ببیند چرا که این باور خود از بدترین گناهان به حساب می آید در منطق قرآن کسانی که به سوی خدای متعال بازگشت می‌کنند رستگارند.

Sahar. S.j

از جمله زیبا ترین مولفه ها و شاخص های افراد رستگار و سعادتمند در فرهنگ قران دوری از بی عفتی و روابط نامشروع است.خداوند متعال در این خصوص می فرماید:

«وَالَّذینَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حافِظُونَ [مومنون/۵] و آنها که دامان خود را (از آلوده‏شدن به بی عفتى) حفظ می کنند».

حجتی

در فرهنگ قرآنی کسانی که در زندگی دنیایی خود سهمی از اموال و داشته خود را به عنوان زکات در اختیار نیازمندان قرار می دهند در زمره رستگاران و سعادت مندان قرار دارند.

مرتضی

یکی از موانع کمال و رسیدن به سعادت و رستگاری اشتغال به کار های لغو و بیهوده است. کسانی که در دنیا نتواسته‌ اند مرز میان کار های خوب وکار های لغو و بیهوده را جدا کنند خود را از درجات سعادت محروم ساخته است.
البته این نکته حائز اهمیت است  لغو تنها شامل سخنان و افعال بیهوده نمی شود بلکه افکار بیهوده و بى پایه ‏اى که انسان را از یاد خدا غافل و از تفکر در آن چه مفید و سازنده است به خود مشغول می دارد همه در مفهوم لغو جمع است.

مهزیار

در منطق قرآن کسانی که در دنیا توانسته باشند خدای متعال را خاشعانه عبادت کنند رهنمود میشوند. بعضی افراد هرچند در دنیا نماز را ترک نمی کنند ولی نماز خواندن آنها دارای ویژگی خشوع نیست و چه بسا این عدم خشوع در نماز تاثیر واقعی بندگی را در آنها نداشته باشد.

صادق

بهره‌مندى از سلامتى و تنعّمات مادى از سعادت انسان شمرده می‌شود و توصیه شده است که انسان با رعایت اصول بهداشتى به تقویت جسم خود بپردازد. چراکه جسم سالم، زمینه و شرط روح سالم است.

سارا

«اى نفس مطمئنه! به سوى پروردگارت بازگرد در حالی که تو از خدا خشنود، خدا از تو خشنود است پس در زمره بندگانم وارد شو و به بهشتم درآى».

پرورش

علامه طباطبائى(ره) می‌گوید: این چیزهایى که نعمت به شمار آمده‌اند، تنها در صورتى نعمت‌اند که با غرضى که خدا از خلقت آنها براى انسان داشته، موافق باشند؛ زیرا اینها بدین منظور آفریده شده‌اند که از طرف خدا کمکى براى انسان باشند که در راه سعادت حقیقى خود که همانا قرب به خدا بر اثر بندگى و فروتنى در برابر پروردگارى اوست، در آنها تصرف کند.

ارشاد

روح که از خداست «و نفخت فیه من روحى»، سعادتش در گرو تقرّب به خداست؛ یعنى بازگشت به مبدأیى که از آن‌جا نشأت گرفته است. به عبارت دیگر؛ روح جوهر آدمى و از خداست که «إنّا لله» و با طىّ مراتبى، در جهان طبیعت رحل اقامت افکنده و سعادتش در این است که با مرکب عشق و مرگ اختیارى از جهان طبیعت کوچ کند و برسد به همان جایى که بدان‌جا تعلق داشت که «و انا الیه راجعون»

مریم کریمی

علامه طباطبائى(ره) در این‌باره می‌گوید: سعادت هر چیزى عبارت است از رسیدنش به خیر وجودش، و سعادت انسان که موجودى است مرکّب از روح و بدن عبارت است از رسیدن به خیرات جسمانى و روحانی‌اش و متنعم شدن به آن.

جمال

بر مبناى نظریه اسلام (با قبول عقل و عشق) انسان این ‌گونه معرفى شده است: موجودى که استعداد هاى مختلف دارد، از جان و تن (روح و بدن) ترکیب یافته است و مادى صرف نیست، زندگى واقعى و اصلی‌ اش در جهان دیگر است، براى ابد خلق شده است و اندیشه و اعمال و رفتار و اخلاقیاتش، بدن اخروی ‌اش را می‌سازد.

حمزه

عده‌اى انسان را موجودى مادى فرض می‌کنند که سعادتش در بهره‌مندى از لذایذ مادى میسّر می‌شود. گروهى همچون بعضى از فلاسفه عقل را جوهره آدمى می‌دانند، عده‌اى دیگر همانند بعضى از عُرَفا عشق را معیار انسانیت می‌دانند و…، و همگى چون ندیدند حقیقت، ره افسانه زدند.

حیدری

به نظر می‌رسد سعادت از کمال جدایى ندارد، انسان به هر اندازه که از کمال بهره ببرد به سعادت رسیده است. انسان هم موجودى است مرکّب از روح و بدن و روح جوهره وجود آدمى است. سعادت روح و بدن در دست‌یابى هر یک از این دو به کمال وجودیشان است. سعادت روح در نزدیک شدن و رسیدن به خداست و در این صورت است که به غایت کمال خودش می‌رسد. البته بهره‌مندى از سلامت بدن و امور مادى در روایات اسلامى از سعادت انسان به حساب آمده است.

جمشید

مایی که باید هفت صبح سرکار باشیم وگرنه اخراج میشیم و کرایه خونه و قسط و بدهی ما رو از پا در میاره نمیتونیم پاشیم و ۱۱ رکعت نماز توی همچین وقتی بخونیم. این از عدالت خدا خارجه که ما رو از رسیدن به کمال و سعادت باز داره. ما مجبوریم اینجوری زندگی کنیم. امروزه این شرایطه که حکم می کنه چجوری و به چه روشی زندگی کنیم

مجتبی

ما نماز واجب یومیه رو هنوز به زحمت میخونیم!!! کاش حاج فردوسی یه فکری برای ما جوون های کاهل نماز بکنه بعد به فکر خوندن ۱۱ رکعت نماز نافله باشه. نمیشه که یهو از پله اول پرید پله صد

اصغری

واقعا حاج فردوسی و منهاجیون فکر می کنند که تراشیدن ریش مانع رسیدن به کمال و سعادت است؟؟؟ به نظر خنده دار و مضحک نمیاد؟

مدرس

چرا این قدر مثال تراشیدن ریشو میزنید؟؟؟ حس می کنم این موضوع خیلی براتون مهمه که این قدر تکرارش می کنید

احمد رضا

یکی دیگه از مثال ها هم برای رسیدن به کمال خواندن ۱۱ رکعت نماز نافله ی قبل از طلوع صبح بود که گفته شده واقعا من این مثالو با تمامه وجودم درک میکنم

حسن

پیامبر خدا حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله فرمودند:خداوند عز و جل فرمود : هیچ بنده ‏ای با وسیله‏ ای که نزد من محبوبتر باشد از آنچه بر او واجب کرده‏ ام ، به من نزدیک نشد.همانا او با نماز نافله به من نزدیک شود، تا آن جا که او را دوست بدارم و چون دوستش بدارم، گوش او شوم که با آن بشنود و چشم او شوم که با آن ببیند و زبان او شوم که با آن سخن گوید و دست او شوم که با آن ضربه زند.

محمد صادق

امام صادق (علیه السلام) می‌فرماید: «شیعیان ما اهل پرهیزکاری و کوشش در عبادت و وفا و امانتداری و زهد و عباد تند، در شبانه روز پنجاه ‌و یک رکعت نماز می ‌گزارند، شب بیدارند و روز را به روزه می ‌گذرانند، زکات اموالشان را می ‌پردازند و به زیارت خانه خدا می ‌روند و از هر حرامی دوری می‌کنند

محمد رضا

چقدر مثال های زیبایی در رابطه با رسیدن انسان به کمال اومده واقعا زیباست و تحسین برانگیز

علی رضا

بله دقیقا برادر جان حتی دانشمندان و محققان زیادی در امریکا و دیگر کشور ها این مورد را از نظر علمی هم تایید میکندد

امید

بله بله اقای علی رضا درست میگن نمونه آن : نویسنده کتاب تراش ریش از نظر بهداشت مینویسد : تغییر قیافه و رنگ، پیدایش بعضی از امراض دهان و گلو، چایش های صورت و گلو، جوشهای مخصوصی که در اطراف گلو پیدا میشود، گاهی درد دندانهای بسیار سخت و ناگوار و بعضی از زکام ها، طبق کشفیات علم روز بسیاری از اوقات در اثر تراشیدن ریش پیدا میشود

احسان

و حتی نویسنده کتاب تاریخ آمریکا ((سنجان ماریو نی)) در کتابش راجع به منافع موی ریش و زیان تراش آن نوشته است که بعضی از مردم ریش داشتن را نمی پسندن و غافلند که داشتن ریش نافعتر است مخصوصا پزشک حاذق مشهور ویکتور ژورژ عقیده اش این است که ریش فوائد بسیاری دارد.

احمد رضا

دقیقا اقا احسان حتی پزشکان دیگر هم نقل کرده اند وقتی در فصل زمستان ریش تمام کارکنان راه آهن را تراشیدند پس از تراشیدن، اغلب آنها مبتلا به درد و آماس و ورم های سختی شدند مخصوصا در غده هایی که چشمه های لعابی گلو و دهان است این دردها پدید می آید.

علی

چگونه میتوان ایمان خود را صاف کرد و بر طبق اموزه های اصلی قران کوشید ؟

محمدباقر

به نظرم برای بستن عهدی نزدیک و لذت بخش نیت کنید و تصمیم بگیرید . به صورت نوشتاری همواره آن را در جلوی دید خود در منزل یا محیط کار قرار دهید.

مجتبی

می توانید از تجربه روابط خوشایند خود در زندگی استفاده ببرید . چگونه این رابطه را گسترش می دادید ؟ چگونه بهبود می بخشید ؟ فهرستی از این موارد تهیه کنید. برای مثال ، در روابط مورد دلخواهمان ، ما بارها و باره با یکدیگر حرف می زنیم و به سخنان هم گوش فرا می دهیم . بعد از اتمام فهرست خود ، از آنها برای شروع و تمدید رابطه ی خود با خداوند یکتا الگو بگیرید.

احسان

اگر در این رابطه روراست و بی پرده گام بردارید ، معنای قوی تری به این رابطه می بخشید. هر چه قدر هم صدمه و آسیب دیده باشید از جانب او حمایت خواهید شد. در نزدیکی به خدا ، در بیان احساسات و بروز آن در مقابل خداوند بطور کامل بی پروا و روراست باشید و اجتناب نکنید

محمد رضا

کاملا” دقت کنید و گوش فرا دهید . برخی اوقات اینقدر غرق در تقاضا و درخواست هایمان از خداوند می شویم که دیگر به کلی از یاد می بریم که باید به دریافت علامات پاسخ ها از جانب وی نیز توجه کنیم . کاملا” تمرکز کنید ، چرا که ممکن است نشانه های الهی بطور کاملا” واضح و آن طوری که شما خواستید نباشد، بلکه در حالت و زمان و مکان دیگر ، این نشانه ها و آیات نمایان شوند

نظر پور

همواره در مقابل خدا احساسات خود را بیان کنید و سپاسگزار باشید. خیلی سخت نیست ، زیرا که عشق الهی برترین و والاترین عشق است

محمد حسین

ابتدا با خود مهربان باشید و به خودتان عشق بورزید . شما مخلوق خداوند یکتا هستید. اگر خودتان را قبول نداشته باشید ، در واقع قدرت الهی را قبول ندارید و برای داشتن عشق به خود ، از خدا یاری بخواهید

محمد علی

فرصتهای جدید را با آغوش باز بپذیرید . همیشه به یاد داشته باشید که نیروی خداوندی ، بسی عظیم تر و وسیع تر از آن تصوری است که شما در ذهن خود دارید ، بنابراین در طلب خواسته ها و خواهش های خود از وی تنها به چیزهای کوچک در زندگی اکتفاء نکنید

حسین

در اثبات لزوم نو آوری در تربیت دینی در هر سه بعد ، سوال های اساسی که هستش این خواهد بود که این ابعاد به عنوان مهم ترین منابع تشخیص نیاز های انسان چگونه میتوانند نیاز به نو آوری در تربیت دینی را جواب دهد

احمد

ببین حسین جان برای جواب دادن به این سوال های باید به ریشه ی سوال هم فکر کرد و جواب اون ها درک کرد از جمله این که تربیت دینی چیست ؟ نو آوری چیست ؟ و این که نو آوری در تربیت دینی اساسا به چه معناست؟ با دانستن این ها میشه پی برد به تمام چیزی که میخواستی …

رضا

میخواستم در تکمیل صحبت های احمد جان تربیت دینی رو توضیح بدم … تربیت دینی ، به معنای فعالیت های نظام مند و برنامه ریزی شده نهاد های اموزشی جامعه به منظور آموزش بینش ، منش و اموزه های دین به افراد است، به گونه هایی که در عمل نیز به آنها پای بند باشند

مهدی

و اینم در ادامه ی فرمایشات اقا رضا بگم که تربیت دینی را می توان حتی فرایندی دانـست کـه ضمن آن تلاش میشود تا با بهره گیری از آموزه های دینی، زمینه هایی فراهم شـود کـه متربـی در جهت رشـد و شـکوفایی اسـتعدادهای فطـری و دینـی گـام بـردارد

مهدی

اقا حسین گل داخله کامنت های شما کلمه ی نو آوری چیست رو دیدم میخواستم این کلمه رو براتون توضیح بدم در واقع نو آوری ، برگزیدن ایده های جدید و تبدیل آنها به خدمات روش های تـازه اسـت کـه بـا خود تغییرات مفیدی را به همراه میاورد

احمد رضا

و البته اینم بگم که پیاده کردن پیروزمندانه اندبشه ها سازنده است و هر گونه بهبود قدم به قدم و مرحله به مرحله در۳ فرایند ، نو آوری تلقی میشود ؛انتخاب و استفاده نو و تازه از منابع انسانی و مادی و ابداع روش های تازه که هدف ها را در سطح بهتری به تحقق برساند، نیز تعریف شده است

حسن

از نظر من تغییر و نو آوری از ویژگی های منحصر به فرد هزاره سوم می باشد. جهان امروز با شتابی فوق العاده در حال دگرگونی است . به همین علت و دلیل عصر حاضر دوران نو جویی و نو آوری می باشد. در مدیریت تغییرات ، سیستم های تربیتی و اجتماعی هم زمان با تحولات جامعه به باز سازی نیاز دارد

الهه

به نظر من تربیت ازسمت خداوند به واسطه کتب الهی که به سمت ما نازل فرمود بسیار می تواند برای ما مثمرثمر تر واقع شود تا آنکه بخواهیم از دستوراتی استفاده نماییم که هزار و چهارصد سال پیش توسط پیامبر اکرم صادر شده است ودلیل این امر که من می گویم این است که ممکن است این دستورات تحریف شده باشند و یا تغییراتی در طی این مدت در آنها شکل گرفته باشد که می تواند نتیجه ای معکوس از انچه که پیامبر برای امت اسلامی می خواسته است رقم بزند.
در هر صورت مهم آن است که جامعه به سمتی حرکت کند که خداگونه است و برای آن چه در این جهان و چه در چهان آخرت نتایجی زیبا رقم می زند و البته که نمی توان از تاثیرات این دستورات غافل شد اما همانطور که گفتم ممکن است تحریف شده باشند دلیل این امر که می گویم قثابل تحریف است آن می باشد که در در روایات احساس می کنم شنیده ام که تنها منبعی که تا کنون در آن تغییراتی به وجود نیاورده اند همان قران کریم بوده است.
در نهایت این را میخواهم بگویم که ما می بایست زندگی کسانی را نظاره گر باشیم که به داین دستورات عمل کرده اند و ببینیم که نحوه ی زندگی آنها به چه شکل است، چرا که اگر کسی در زندگی خداگونه باشد قطعا تاثیراتش را در این جهان خواهد دید و در به اندازه ایمانی که در او شکل گرفته است در زندگی خود نعمت از سوی خداوند دریافت خواهد نمود. ما می بایست به دستوراتی عمل نماییم که به ایمان ما می افزایند و ما را به خداوند نزدیک تر می کنند و باعث خشنودی خالق از مخلوق می شوند به واسطه ی چنین مسیری است که انسان طعم واقعی زندگی و بندگی خداوند را خواهد چشید.

هدایتی

پیروی از اخلاق و تربیتی که خداوند خواستار آن است و پیامبر گرامی اسلام آموزنده آن اخلاق و علوم تربینی کاری است واجب که باعث می شود انسان در زندگی خود به سعادت و خوشبختی برسد و این موضوع که مسیری خلاف بر مسیری پیامبر پیموده شود بدیهی است که به بیراه خواهد رسید و در ان چیزی جز ظلالت و گمراه در پی نخواهد داشت.
اما چگونه واقعا می توان به این علم رسید که زندگی پیامر گرامی اسلام و اخلاق او باعث سعادت حقیقی آدمی می شود و نتیجه آن همانطور که گفته شد گمراهی در پی نخواهد داشت؟
در پاسخ به این سئوال می توان گفت که زندگی دیگر افراد مخالف با پیامبر چگونه بوده است ؟ یا همانطور که در متن اشاره شد افراد به جای پیروی از تربیت و علم پیامبر به دنبال کشف اختراعات و … می روند و آیا مسیری که آنها در پیش گرفته اند باعث سعادت حقیقی آنها خواهد شد یا خیر.
اینها تماما توسط تعقل و اندیشه قابل حل است و اگر کمی به زندگی پیامبر و ائمه بنگریم متوجه خواهیم شد که شخص سعادت مند واقعی کیست.
و از آنجا که زندگی در این دنیا فانی و زودگذر است پس می بایست به دنبال علم و معرفتی بود تا جایگاه شایسته و رفیع در جهان آخرت برای ما ایجاد کند پس قطعا باید طوری فطرت خود را تربیت کرد و وجود خود را آراسته کرد که مطابق با قوانین اسلام است و پیامبر اسلام آنها را به انسان آموخته است و از انجا که پیامبری در زمان حال وجود ندارد بهترین راه برای فراگری این علوم و تربیت افرادی هستند که زندگی خود را به پای شناخت زندگانی آن حضرت و شیوه تفکر و تعقل او گزاشته اند و می توانند این علوم را به ما بیاموزند.

آصفیان

با سلام و عرض خدا قوت درست است که سیر و تکامل زندگی انسان و رسیدن به کمال او در گرو پیروی از دستورات ائمه و پیامبر گرامی اسلام است اما از آنجا که خداوند در وجود وی ابزاری آفریده است که همان قوه تصمیم گیری و انتخاب است پس او می تواند مسیر ی جداگانه را پیموده و آن را تجربه نماید و بعد از تجربه می تواند بگوید که آیا این مسیر خلاف آنچه بوده که باعث سعادت حقیقی وی می شود یا خیر و این از انجا قابل تشخیص است که ببیند از زندگی تا چه حد رضایت دارد و آیا این رضایت قلبی و دورنیست یا خیر تنها مبنی بر فیلتر هایی است که برروی کارهای خود می گزارد تا اشتباهات خود را بپوشاند و آنها را نادیده بگیرد.
بنا بر مطالبی که در کتابی با عنوان گفتگو با خدا جلد یک خواندم چنین نقل شده بود که خداوند آگاهی است و تجربه در او نیست پس آدمی را آفرید تا به این جهان قدم بگذارد و با تجاربی که کسب می کند به سوی خداوند برگردد و در نهایت تلفیق آگاهی خداوند وتجربه آدمی هستی است که به وجود می آید پس اگر ما مسیری را از فردی می بینیم که خلاف نظر ماست و عقاید ما با مسیری که او می پیماید نمی گنجد اگر با دیدی بزرگتر به آن نگریست می توان همان تجربه ای را دید که خداوند خواستار آن است و البته که اگر مسیری که او می پیماید به کسی لطمه ای وارد نمی کند و باعث انجراف اشخاص دیگر نمی شود پس می توان گفت که او مسئول انتخاب های خویش است و خود پاسخگو در پیشگاه عدل خداوند.
و درست است که انسان مسیر تربیت را می تواند از سیر بر زندگی پیامبر اسلام بیاموزد اما انسان امروزی چه به دلیل مشغله و چه به دلیل اختلافات عقیدتی و فکری ممکن است این کار را انجام ندهد پس به جای پا فشاری برروی این مسئله می بایست عقاید پیامبر را به شکلی که او می پسندد به او آموزش داد.

فاطمه داوری

با تشکر

دختر تنها

آیا درسته که شما به کرامات و مکاشفات ارباب طریقت و اهل دل، به دیده‌ی انکار و تردید می‌نگرید و آنها را غیر واقعی می‌دانید؟؟؟؟

فاطمه داوری

آیا این درسته که شما گفتین بوسیدن دست پدر و مادر حرام است؟؟؟؟

حسن

نه همچین چیزی در صحبت های ایشون هستش و نه همچین صحبتی را میشود در جایی یافت حدیث های بسیار زیبایی را همه جا در مورده بوسیدن دست پدر و مادره خود شنیده ایم .

علی

دقیقا حسن جان درست میفرمایید … مردی به حضور پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) رسید و پرسید: «ای رسول خدا! من سوگند خورده‌ام که آستانه ی در بهشت را ببوسم، اکنون چه کنم؟» پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: پای مادر و پیشانی پدرت را ببوس،(یعنی اگر چنین کنی، به آرزوی خود در مورد بوسیدن آستانه ی در بهشت می‌رسی

کرم علی

همان گونه که می‌دانید در مورد احترام به پدر و مادر و بزرگان و کسانی که در اسلام ریش خود را سپید کرده‌اند، توصیه‌ زیادی شده است که از جمله می‌فرمایند: «وقِّروا کبارَکم؛ به بزرگان خود احترام کنید»، در حقیقت احترام به دیگران، نشانه‌ شخصیت و بزرگ‌منشی احترام کننده است.

نوایی

رسول اکرم(ص) در مورد نماز شب : فرمودند: هنگامی که بنده ای از بستر خواب نوشین خود در حالی که چشمانش خواب آلوده است بر می خیزد تا خدای خود را با نماز شب گذاردن خشنود کند خدایش به او بر فرشتگان خویش مباهات می کند و می فرماید آیا این بنده مرا می بینید که از بستر خود برای نمازی که بر او واجب نکرده ام برخاسته است گواه باشید که او را آمرزیدم

رضا فرد

امام صادق(ع) فرمودند: نماز شب صورت را زیبا، خلق را نیکو و انسان را خوشبو می‌گرداند، رزق را زیاد و قرض را ادا می‌کند، اندوه را برطرف می‌سازد و چشم را جلا می‌دهد. همچنین رسول خدا (ص) فرمود: نماز شب، وسیله‌ای است برای خوشنودی خدا و دوستی ملایکه.

فرهاد

با سلام خدمت دوست بزرگوارم جناب فرد عزیز از آنجا که نماز شب نیز باعث رشد آدمی و تربیت وی می شود پس می توانیم این را به همین مقاله ارتباط دهیم و از آن در جهت تربیت فطرت انسانی خود استفاده نماییم.
نماز قطعا بهترین وسیله برای ارتباط با خداوند است و می تواند ما را به نزدیک ترین مدار خداوند نزدیک کند . منظور از مدار همان جایگاهی است که خداوند در آن قرار دارد و هر آنچه که انسان مدار خود را به مدار خداوند نزدیک کند بیشتر سعادتمند خواهد شد .
نماز باعث می شود که انسان فکری زیباتر و سیرتی خداگونه تر برای خود ایجاد نماید ، پس به این موضوع را می بایست بسیار حائز اهمیت دانست شخصی که خود را پیرو پیامبر و سیرت وی قرار دهد و نماز را مهمترین رکن زندگی خود قرار می دهد پس در مسیر تربیت الهی قرار گرفته است که می تواند باعث رشد وی شود.
همانطور که جدیثی از پیامبر آوردید که اشاره می کند که نماز باعث خوشنودی او از ما می شود پس می بایست دانست که چیزی که خداوند را خوشنود سازد قطعا بهترین وسیله برای تربیت اخلاق و فکر اوست و می تواند او را به درجات رفیع برساند.
علاوه بر این موارد که باعث تربیت او می شود رزق او را هم زیاد میکند و بدیهی است این امر چرا که شخصی که به درستی تربیت شده باشد پس می داند که چگونه روزی خداوند را به دست بیاورد و آن را در زندگی خود گسترش دهد. همچنین باعث برطرف سازی اندوه می شود که باز هم می توان این امر را در آن نظاره کرد چرا که شخصی که نماز می خواند یعنی پیرو تربیتی است که پیامبر خدا آموزش میداده و شخصی که توسط آموزه های پیامبر تربیت شده باشد قطعا می داند که چگونه با هر مسئله ای قبل از اینکه برای او مشکل ایجاد کند برخورد نماید و همین امر باعث می شود که اگر هم موردی باشد که او را اندوهگین سازد قبل از بروز آن جلوی آن را بگیرد و این همان تاثیری است که تربیت پیامبر بر زندگی آدمی گزاشته است و از کجا این تربیت نشات می گیرد؟ می توان گفت که مهمترین رکن آن نماز است.

فاطمه داوری

اگر میشه در مورد ازدواج آسان و دیدگاهتون راجب ازدواج هم بنویسید

هنگامه آزادی

با عرض سلام خدمت دوست بزرگوارم فاطمه داوری عزیز
من دیدگاه هایی در این مورد دارم که فکر می کنم می تواند خوشبختی زوجین را به وجود بیاورد پس خدمت شما عارض می شوم و امیدوارم که مثمرثمر برای شما واقع شود.
من از دیدگاهی خارج از دین برای شما این موصوع را می شکافم . ازدواج آسان همان ازدواجی است که بر زن و مرد سختی پیش نیاید و آنها بتوانند به شکلی زیبا همانطور که خود خواهان آن هستند عاری از هرگونه متعلقات اضافه که باعث رنجشی بر انها شود وارد زندگی مشترک خود شوند .منظور از متعلقات اضافه چیزهایی هستند که واقعا برای شروع یک زندگی مشترک مهم نیستند و می توان آنها را نادیده گرفت و خوشبخت هم شد.
اما شناختی که طرفین از خود و همسر خود دارند و میزان شباهت فکری و عقیدتی انها می تواند مهمترین نکته باشد برای یک ازدواج آسان.رهچه طرفین بهتر یکدیگر را درک کنند قطعا هر آنچه به دید دیگران سختی برای آنها به وجود بیاید آن را آسان خواهند دانست و از ان به کمک یکدیگر خواهند گذشت اما اگر این شباهت فکری کمتر باشد قطعا با کوچکترین رنجشی آنها از رفتن ادامه مسیر زدگی آزرده خاطر خواهند شد و به همین دلیل می توان گفت هست که آمار طلاق در جامعه امروزی در این حد بالا رفته است .
پس اگر ما واقعا به دنبال ازدواج آسان هستیم می بایست که به ریشه اصلی آن مراجعه کنیم که آن هم شباهت فکری و عقیدتی افراد است .
مورد بعد که می تواند بسیار مهم باشد درک اشخاص و میزان رشد فکری انها است . هر آنچه که زوجین از درک بیشتری برخورداتر باشند ازدواج انها آسان خواهد بود.چرا که ممکن است به عنوان مثال مرد توانایی مالی زیادی نداشته باشد برای پرداخت هزینه های ازدواج و عروسی پس اینجا اگر زن از رشد فکری برخوردار باشد پس این مورد به زودی برای آنها رفع خواهد شد یا بهتر می توانند با ان کنار بیایند.
موفق باشید

سارا وحیدی

تبلیغ دین بیش از هرچیز نیازمند فهم صحیح دین است. اگر تبلیغ بر اساس برداشت های غلط از دین بنا نهاده شده باشد نه تنها موجب رشد دین نخواهد شد بلکه بدترین ضربه را به دین میزند.

فرزانه

در پاسخ به دوست گرامی خانم وحیدی عزیز می بایست گفت که سخنان ایشان کاملا درست است و اگر کسی چیزی را به دیگری پیشنهاد دهد که خود از صحت کاملا آن ناآگاه است پس بدترین ضربه را به آن شخص زده است و جدای از آن شخص ممکن است افراد دیگری نیز به واسطه نقل همین نوع دیدگاه از طرف شخص اسیب دیده ممکن است از مسیر حقیقی خود خارج شده و این یعنی تکثیر آن دیدگاه اشتباه و همینطور هدایت فکر جمعی به سمتی که نادرست است و چجیزی جز گمراهی در پی نخواهد داشت.
پس شخصی که به دنبال آموزش مسائل دینی و مذهبی است می بایست به این موضوع واقف باشد که آیا حرفی که او می زند مستند است و سند حرف او چیست آیا منابع معتبر هستند یا خیر منابعی که در اعتبار آن ها شک و شبهه وجود دارد و جائز نیست که تنها بر آنها تکیه کرد . و این مسئولیتی بزرگ است و هر کسی را توانایی آن نیست که آن را بر عهده بگیرد و شخصی که خود را در جایگاهی می بیند که علوم تربینی را به دیگران بیاموزد پس می بایست کاملا از درستی ان واقف باشد و بداند که این علم در زندگی انسان سعادت واقعی را به وجود خواهد آورد.
فهم صحیح که شما فرمودید بار معنایی بسیار زیادی دارد و می تواند ساعت ها در مورد آن به بحث و گفتگو پرداخت اما در همین جمله بس که فهم درست فهمی است که برای انسان سعادت دنیوی و اخروی را به وجود آورد .پس باز برمیگردیم به همان شخص آموزش دهنده که آیا واقعا علم این را پیدا کرد هاست که این اطلاعاتی که در اختیار دیگران می گذارد موجود سعادت آنها می شود یا خیر .
برایتان آرزوی موفقیت می کنیم در پناه خداوند یکتا شاد و سعادتمند باشید