3 مارس

عارف کیست؟!

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام علیکم برادر عزیز و دلسوز حاج فردوسی
(۱) آنطور که بنده متوجه شده ام، در حال حاضر عارف به طیف وسیعی اطلاق میشود که لزوما مرام و مسلکشان یکسان نیست.[از امام خمینی ره ، امام خامنه ای، ایت الله بهجت، علامه طباطبایی، آیت الله قاضی، علامه حسن زاده، علامه جعفری، شیخ رجبعلی، شیخ اسمعیل دولابی و … تا حافظ و مولوی و عطار و…، تصوف و درویش ها و…] پس:
۱ ـ نمیتوان عرفان و همه عرفا را با یک چوب راند.
۲ ـ آنطور که بنده خبر دارم، حضرت امام خمینی ره از مثلا ملاصدرا و حکمت متعالیه ایشان و… به نیکی یاد کرده اند.
آیا لزومی دارد که شخصی را صرفاً با دیدن جمله ای ، بیتی یا … ایهام دار از زمره کافران بدانیم و گناهشان را بشوییم و حال آنکه ما نمی‌توانیم صد در صد از احوال آنها با خبر بوده باشیم. (کسانی مثل مولوی، عطار و خیام و…)؟؟؟
اصلا آیا رد و تایید آنها به کار ما می آید؟؟؟!
۳ ـ باز آنچه بنده حقیر فهمیدم این است که جز با تبعیت از خدا و رسولش و خاندان پاک و مطهر ایشان علیهم السلام نمیتوان به سعادت رسید. (آری اگر کسی ادعا داشته و دارد که بی نماز و… می‌تواند به خدابرسد ادعایی پوشالی دارد و میتوان به آن گمراه گفت)
(۲) آیا بهتر نبود که کتاب آشنایی با منهاج فردوسیان رایگان باشد؟ (باتوجه به اینکه معمولا در معرفی چیزی، محصولی و… کاتالوگ، بروشور و راهنما بصورت رایگان میباشد که مشتری و مخاطب با محصول آشنا شود و در صورت نیاز آنرا خریداری کند. پس چه دلیلی داشته که با وجود pdf بودن آن و عدم استفاده از کاغذ و چاپ و… آنرا نیز میفروشید و رایگان نیست؟)
(۳) بنده با مطالبی که خوانده ام مشتاق خرید قواعد نظری منهاج هستم تا ببینم چه میگوید که اگر مفید بود (که قطعا مطالب مفیدی دارد) از آن بهره ببرم و بعد انشاالله کتاب عملی اش را نیز بخرم و استفاده کنم ولی این به معنی تبعیت بی چون و چرا از شما و پذیرفتن رای شما به جای رای مرجع تقلیدم نمی باشد.
(۴) در پایان از زحماتی که برای آگاهی برادران مومن خود کشیده اید صمیمانه سپاسگزارم. اجرکم عندالله. دوستتان دارم. التماس دعا. یاعلی. میلاد

باسمه تعالی

سلام علیکم

جواب ۱: سبک بنده، نقد کردن افراد نیست بلکه نظرات را نقد می‌کنم. پس نمی‌گویم مولوی یا عطار و حافظ، خوبند یا بدند؛ بلکه نظرشان را مطرح می‌کنم که این نظر، خوب است یا بد است. و ملاک من برای خوب و بد دانستن نظرات و اعمال، قرآن کریم و روایات معتبر از ائمه‌ی اطهار (علیهم‌السلام) است.

جواب ۲: کتاب آشنایی با منهاج فردوسیان، بروشور و کاتالوگ نیست که رایگان توزیع شود؛ بلکه یکی از کتاب‌های اصلی نظام جامع تربیتی منهاج فردوسیان است و اگر رایگان عرضه می‌شد، کم‌‌ارزش جلوه می‌کرد. در حالی که همواره، علاقه‌مندان به نظام جامع تربیتی منهاج فردوسیان، به مطالعه‌ی این کتاب، توصیه می‌شوند.

جواب ۳: قواعد نظری منهاج فردوسیان،‌ مجموعه‌ی دیدگاه‌های قرآن کریم و روایات معتبر از ائمه‌ی اطهار (علیهم‌السلام) است. قوانین عملی منهاج فردوسیان، مجموعه‌ی دستورات عملی‌ای است که از واضحات و مسلّمات قرآن کریم و روایات معتبر ائمه‌ی اطهار (علیهم‌السلام) جمع آوری شده است.
در تمام این نظام تربیتی، حتی یک مورد، نظر شخصی مرا نخواهید یافت؛ بلکه کوشش کرده‌ام مشتاقان کمال و سعادت را مقیّد به واضحات و مسلّمات قرآن کریم و روایات معتبر از ائمه‌ی اطهار (علیهم‌السلام) بار بیاورم و البته بعد از طی مراحل ابتدایی، مشتاق خواهید شد به جای تقلید از مرجع تقلید خاص، به نظر احتیاطی عمل کنید. برای عمل به نظر احتیاطی، که شما را از تقلید می‌رهاند، می‌توانید از رساله‌ی توضیح المسائل منهاج فردوسیان استفاده کنید.

جواب ۴: دعای خیرم، بدرقه‌ی راهتان باد.

موفق باشید
حاج فردوسی

کلمات کلیدی: , , ,

101

 
 
 
45 نویسندگان
56 پاسخ‌ها
4 دنبال کنندگان
 
مرتب کردن بر اساس بیشترین بازخورد
مرتب کردن بر اساس داغ‌ترین دیدگاه
6 نویسندگان برتر
  مشترک شوید  
اشتراک برای:
طاهره مسیب زاده

از بچگی همش از خدا خواستم یه ادمی رو بهم بشناسونه که مستجاب الدعوه باشه تا دعای منو پیشخدا بکنه امیدوارم به ارزوم رسیده باشم

رحیمی

بقول عرفا ” عرفان گفتنی نیست ؛ رفتنی است ” بقول حضرت امام (ره) مثل اینست که بگوییم ” مرده ترس ندارد ” این را به لحاظ نظری همه قبول دارند ولی درعمل این فقط” مرده شور” است که واقعآ از مرده نمیترسد چرا که یک عمر با مرده ها سروکار داشته و اینکه “مرده ترس ندارد” برایش ملکه شده . یا مثل اینست که بگوییم معتاد برای ترک اعتیاد فقط کافیست به زندگی سالم برگردد . ولی انجام این یک جمله (بسته به استعداد شنونده) ممکن است از یک سال تا یک عمر تلاش نیاز داشته باشد . در مورد عرفان هم میتوان مبانی فکری و نظری آن را ظرف چند ساعت توضیح داد ولی انجام عملی آن !!!

تفتی

سلام
اساس موجبات معرفت پاکی باطنی است . اگر کسی بتواند با برنامه های دینی این طهارت را در خود محقق سازد علوم و معارف به جان او جاری می شوند البته باید بدانیم خداوند حکیم است و از غذای معرفتی که به جان بنده مومن جاری می سازد آنقدر که قادر به هضم آن باشد بر او آشکار می کند . هرچه سعه صدر او بیشتر باشد میزان ظهور معارف هم بیشتر خواهد بود . البته آگاهی بر دقایق معارف ویژه عالمان ربانی است . 
موفق باشید 

فرهاد

در مصباح الشريعه‏ در تعريف عارف آمده: العارف شخصه مع الخلق و قلبه مع الله، و لوسهى قلبه عن الله طرفه عين لمات شوقاً اليه، و العارف امين ودايع الله و كنز اسراره و معدن نوره و دليل رحمته على خلقه و مطيه علومه و ميزان فضله و عدله و قد غنى عن الخلق و المراد و الدنيا و لامونش له سوى الله و لا نطق [و لا منطق‏] و لا اشاره و لا نفس الا بالله و لله و من الله و مع الله فهو فى رياض قدسه متردد و من لطائف فضله اليه متزود و المعرفه اصل و فرعه الايمان،
(آن كس كه معرفت خداى تعالى نصيبش شده باشد، تنش با خلق است ولى دلش با خداست، آن چنان كه اگر يك چشم به هم زدن، دلش خداى را از ياد ببرد، از شوق خدا مى‏ميرد و عارف، امين امانت‏هاى الهى است و گنجينه اسرار اوست. كان نور او ود دليل رحمت اوست بر خلقش، و حامل علوم خداوندى و ميزان فضل و عدل الهى است. عارف از خلق و مراد [و مقاصد و مطلوب‏هاى دنيوى‏] و دنيا بى‏نياز است و جز خداى تعالى همدمى ندارد و هيچ گفتار و اشاره و نفسى ندارد، مگر آن كه به وسيله خدا و براى خدا و از جانب خدا و با خدا مى‏باشد. پس عارف در چمن زارها و گلزارهاى قدس خداوندى در رفت و آمد و از لطائف فضل او خوشه چين است؛ و براى وصول به مقام شامخ انسانيت، اصل و پايه، معرفت است و ايمان فرع اوست).

پارسا

با سلام و احترام
راه عرفان عملی در سراسر زندگی انسان و در کلیه اعمال و حرکات و سکنات او باز است. رسول اکرم
صلي الله عليه وآله وسلم در این باره فرمودند:من أخلص لله أربعين صباحاً فجّر الله ينابيع الحكمة من قلبه علي لسانه(بحار، ج 67، ص 249)
كسي كه چهل شبانه روز با اخلاص عمل كند، خداوند چشمه‏هاي حكمت را در قلب او مي‏جوشاند و بر قلم و زبانش جاري مي‏كند.
اگر نتوان به همه این دستور عمل کرد اما در این فکر بود قطعا خدای متعال نیز راه های هدایت خویش را نشان خواهد داد که این مقتضای رحمت و حکمت الهی است.

برزین

گرچه دراین فضا نمی توان گفتگو کرد اما انچه گفتنیست اینکه همانطورکه مستحضرید یک راه عرفان داریم ویک اشخاص عارف شدیدا باید ایندو راازهم جدا کرد ودرابتدای باخودراه دقیقا اشناشدکه این اشنایی هم خیلی دقیق است یعنی کسی بگوید با خواندن کتاب روشن می شود خطا کرده است هیچ کتابی ندیدم که این راه را توضیح داده باشد باانکه می دانید دراین حوزه چه کتابها نوشته وچاپ شده است لازمه شتاخت این فقط از راه گفتگو ودران گفتگو بودن اندیشه هایی باز و ازاد و اصالت گفتگووفرع بودن اشخاص گفتگو خواهد بود البته که گفتگو با عبارت پرسش وپاسخ متفاوت است ومی بینیم گه هر سخن ازگفتگوست فقط مواجه باپرسش وپاسخیم که لاجرم کسی دربحث غالب است ویک طرف چیزی یاد می گیرد وکمالی متصوراست. برخلاف گفتگو که شخص اصالت ندارددرانجا اصالت باشخص است پس جوانان ما شدیدا ازاین راه پرهیز کنندتا به رشد عقلی (که خود تعریف دارد)برسندوبعد وارد گفتگو شوندودرحد عمل سبک ومختصربه دستورات شرع بنابردین خودش وخلاف اخلاق انجام ندادن 
انجام دهند که اگر درانجا هم تردید وسوالاتی دارند باید به انها پرداخت تا بعدا برسند به ابن راه که ان حوزه هم باز باگفتگو به همان معنا که عرض کردم راه گشاست اما شخص عارف: متاسفانه دراین باره هیچ اسیب شناسی نشده وشاید هم جرأت پرداختن به ان نبوده زیرا عارف کسی را به خود راه نمی دهد تا زوایای پنهان زندگی او که تاثیر واقعی در انتخاب منش وروش اودارد روشن باشدواین به ان منظوراست که انچه دربیرون عنوان می کند بادرون مطابق باشد وعمدتا کسانی که به درون راه یافتند جداشدند مگرمنافعی وکسب عنوانی به سبب با ان عارف بودن باشد که ان هم عجیب قصه ایست واقعا نگفتنی همه انان لازمندنه متعدی برای خودشان خوبند ونه حتی برای خانواده شان وبسیار کمندکه متعدیند اما هزاران سلسله است این موی که از ان میگذریم  باب گفتگو باان روشی که عرض شد باز شود به نظر می اید که تمام انچه باید اتفاق بیفتد می افتد وجوانان ما ازاین همه جواب کلیشه ای وتکراری یک ریتم فارغ ورها می شوند اینجا سخن در بیان تصوف وصوفی ونوظهور نیست که باانها اصلا کاری نداریم دقت شودحرف کجایی است.

خسرو

از نظر بنده اول این که عرفان عملي: سه اصطلاح در بین اهل معرفت وجود دارد که عبارتند از «شریعت، طریقت و حقیقت». عرفان عملی بیان طریقت است. طريقت يعني سير وسلوک. يعني تلاش عارف براساس يک خيزش معنوي روحي که در اثر اين خيزش از خودي و انائيت و تعلقات برهد و در صراط مستقيم الهي قدم بردارد و به او برسد. اين سير در درون انسان شکل مي گيرد و يک نوع معامله قلبي با حق است.  عرفان عملي راه و رسم بندگي است که زمينه قرب الهي را فراهم مي‌کند. به تعبير ديگر: ((عرفان عملي مجموعه‌ي قواعد و دستورات و تببين هاي معطوف به اعمال قلبي و احوال باطني به صورت منازل و مقامات براي رسيدن به کمال توحيد است)).
دوم هم آن که . عرفان نظري: از عرفان نظري تعبير به «حقيقت» هم کرده اند. عرفان نظري علمي است که حقايق و معارفي را که سالک در سير عمليش يافته را تبيين و تفسير مي‌کند و عمدتا ناظر به مراحل نهایی شهود عارفان است. به عبارت ديگر ((عرفان نظري توصيف و تببين حقايق و معارف توحيدي است که از راه شهود بدست آمده است)). چون بحث عرفان نظری مفصل است در پست های آینده توضیحات تکمیلی ارائه خواهد شد

کامران

در ادامه هم باید بگویم که دو مورد دیگر هم هستند اولی عرفان ادبي و شعري و ذوقي: حقايقي را که عارف در سير وسلوک مشاهده مي کند شاعر (که خود نیز عارف و سالک است) به زبان شعر بيان مي‌کند. ادبيات عرفاني علاوه بر آن که بيانگر حالات روحي عارفان است باعث شور و خيزش عواطف ديگران نيز مي‌شود. دومی . تفسيرهاي باطني عارفان از قرآن و احاديث. وقتی که انسان به مرتبه شهود حقایق رسید سخنان انبیاء و اولیاء را که حکایت از آن مقامات عالی است را بهتر از دیگران درک کرده و تفسیر می کند. بخش عظیمی از دست آوردهای عارفان همین تبین ها و شرح های ایشان بر قرآن کریم و احادیث شریف ائمه معصومین علیهم السلام است . این مجموعه با ارزش نشان خواهد داد که اولا واژه «عرفان اسلامی» معنا و مفهوم دارد و ثانیا نشان می دهد که چقدر عارفان به شريعت و حقايقي که در شريعت مطرح شده پايبند هستند و بهتر از هر گروه ديگر به تببين آن ها مي پردازند مباحث ديگري نيز در عرفان مطرح است: مثل بحث هاي مربوط بهفلسفه عرفان که جذابیت خاصی دارد و در کل دنیا به خصوص در بین غربی ها به صورت مفصل به آن پرداخته شده است. مباحث فلسفه عرفان عبارتند از : «بحث از مفهوم عرفان؛ بحث از حجيت عرفان؛ ميزان بررسی درستي و نادرستي کشف و شهوات عارفان؛ مباحث مربوط به داروهاي روان گردان و تاثیر آن در داشتن روحیات شبه عرفانی؛ بررسي گوهر عرفان» از بحث های دیگر بحث از مستحسنات صوفیه و علوم غریبه از جمله جفر و رمل و کیمیا و سیمیا و لیمیا و … است خته‌اي پرشور ساخته است

چترساز

باید مسیری راحت رفت بعضی برگزیده می شوند وبعضی مستعد برگزیدگی …اگر ارام نداری گاهی استادی میروی گاهی کتابی می خوانی گاهی از کسی یا کتابی به ذکری مشغول ،اما بازارام نداری این بهترین حالت است چون اینها همه محدودند وتوازمحدود فرار می کنی  گاهی گاهی کسی پیدا میشود اما چیزی درست نمی شود به اندرون اگر سری بزنی ومقلد نباشی بلکه محقق ،خواهی دید تمام این واژه ها منحرفند وقابل خدشه وگمراهی پس گمراهی …ادامه دارد 

سامان

بنده در تعجبم که تاکی باید جوانان را سرگردان گذاشت وباسخنانی مهمل وکذائی درمعرفی عرفان گام برداشت چقدر اسیب ولطمه باید بجا گذارد وانرا یک وادی مخوف ودست نایافتنی با کتابهای انچنانی معرفی کرد

باید باب گفتگو راباز کرد وهمه مستعدین را به مطالعه وازلد اندیشی ونه مرده خواری با پاکی سیرت که اگر نباشد خود بیرون خواهد رفت دعوت کرد 

کاشف

سلام 
از این بیانات شریف تقریبا می توان نتیجه گرفت که جز معدودی از افراد بقیه باید دور عرفان را خط بکشند . 
اما اینطور نیست حضرت آقا آن حد اعلای عرفان نظری و عملی را بیان فرموده اند . 
عرفان مراتب دارد و این قله ای که جناب ممدوحی معرفی فرمودند مراتب عالیه عرفان را نشان کرده است . 
انسان می تواند در حد استطاعت هر اندازه از این راه را که می تواند بپیماید و به اندازه سعی و همتش بهره مند خواهد شد . 
شرط عرفان کسب طهارت است . طهارت از مرحله بدن و لباس تا مرحله قلب . 
هرقدر پاک شدی همانقدر بهره معرفتی خواهی داشت . 
موفق باشید 

fa فارسی
X