۱۱ بهمن

شرعه‌ی فردوسیان (۳)

«شرعه‌ی فردوسیان» پاسخ‌های «حاج فردوسی» مؤلف نظام جامع تربیتی منهاج فردوسیان به سؤالات اصحاب منهاج فردوسیان است. این پاسخ‌ها در قالب سریال تصویری، ارائه می‌شود. این مجموعه‌ی ویدیویی، شرح مفصلی بر نظام جامع تربیتی منهاج فردوسیان و مکمّل تصویری آن است.
حاج فردوسی در این قسمت، به این سؤال پاسخ دادند:
دکترین منهاج فردوسیان را توضیح دهید.

این قسمت از شرعه‌ی فردوسیان را ببینید:

************
این قسمت از شرعه‌ی فردوسیان را بشنوید:

توجه: صدای این قسمت، در کانال تلگرامی «رادیو منهاج فردوسیان» به نشانی: «MenhajRadio@» و کانال شرعه‌ی فردوسیان در سایت شنوتو نیز منتشر گردید.
کلمات کلیدی: , , ,

126
دیدگاهتان در باره‌ی مطلب بالا را بنویسید

 
 
 
42 نویسندگان
84 پاسخ‌ها
1 دنبال کنندگان
 
مرتب کردن بر اساس بیشترین بازخورد
مرتب کردن بر اساس داغ‌ترین دیدگاه
15 نویسندگان برتر
  مشترک شوید  
جدیدترین نظرات قدیمی‌ترین نظرات نظرات با امتیاز بالا
اشتراک برای:
علوی

خواستم از دست اندرکاران ضبط این ویدیوها تشکر کنم، من بیصبرانه منتظر انتشار قسمتهای بعدیم، کاش بشه در طول هفته چند قسمت منتشر کنید. اینجوری مجبور نیستیم برای شنیدن صحبتهای حاج فردوسی یه هفته انتظار بکشیم

سعيد

خیلى خوشحال مى شیم که تمام دکترین هایى که مشکل دارن یا این که اصلاً دکترین نیستن و به نام دکترین نام گزارى شدن و اون هایى که به درد مى خورن رو معرّفى کنید

نرگس كبيرى

در قرآن اومده که ایمان و عمل صالح و کسى که ایمان دارد و عمل صالح انجام مى ده ممکنه که حرام هم مرتکب بشه و گناه هم انجام بده ولى در قرآن در ادامه، نهى از عمل حرام نیومده و مى گه که ایمان و عمل صالح فقط. مثلاً باید میومد که ایمان و عمل صالح و ترک حرام.
چرا این طوریه؟
لطفاً حاج فردوسى جواب رو بفرمان

اميرى

راستى چرا حاج فردوسى نگاه به دوربین نمى کنه؟ به نظر بهتر نمیاد؟

رضا

این که آقاى بهجت گفتن عمل به واضحات و مسلّمات کنید که دردى رو دوا نمى کنه و کلّى گویى هستش
مثل اینه که من بگم خوبى کنید خب باید معلوم بشه خوبى چیه و همچنین واضحات و مسلّمات

مجيد

آیا حاج فردوسى تفسیر قرآن به قرآن رو قبول دارند؟

حسن

چهره حاج فردوسى در شرعه سوم، شاداب نبود.
انتظار داشتیم که چهره ى شاداب و شاد و همراه با لبخند رو از حاج فردوسى ببینیم.

لیلا حسینی

خدا جونم،هزاران بار شکرت، بخاطر اینکه منو با منهاج فردوسیان آشنا کردی.

زهرا سادات

سلام ، خدا قوت
برای حاج فردوسی عزیز دعا میکنم که در دنیا و آخرت به هر چه میخوان برسن.
همیشه دغدغه من این بوده که چطور خودمو به نزدیکترین راه دینداری نزدیک کنم ولی خیلی وقتا فکر میکردم برای نزدیک شدن به خدا باید مثل عرفا ریاضت بکشم و در سختی زندگی کنم، در حالیکه عمل کردن به منهاج فردوسیان هم برای آسایش دنیاست و هم رسیدن به بهترین درجات بهشت. تا قبل از اینکه ویدیوهای حاج فردوسی منتشر بشه دلم روشن بود ولی اینقدر مطمئن نبودم ولی الان که حضرت حاج فردوسی خیلی شفاف، ساده و صمیمی برامون حرف میزنن هیچ شکی ندارم که منهاج فردوسیان همون صراط مستقیمه که همیشه از خدا میخوایم ما رو به اونجا هدایت کنه.

علیرضا

این بابایی که سوال میخونه آدمه یا رباته؟ 🙂

ساقی

رباته بهش میگن رباط کریم 🙂 🙂 🙂

عاطفه خرمی

سلام به همه ی دستان من این ویدیو رو دیروز فکر میکنم بود که دید منتشر شده و چقدر خوشحال شدم و اون موقع نتونستم گوش بدم و الان دارم نظر خودم رومینویسم که چقدر این ویدیو عالی بود و چقدر باعث پیشرفت جامعه ی منهاجی میشه اگر این روال همینطور ادامه داشته باشه و حضرت حاج فردوسی هر هفته لطف کنند و نیم ساعت از وقتشون رو اینطوری به ساخت ویدیو اختصاص بدن واقعا ما باید دیگه منتظر یک تغییر بزگر نه تنها در منهاج فردوسیان بلکه در جامعه ی انسان ها باشیم چرا که سعادت بسیاری برای ما به وجود میاره و این واقعا فوق العاده هست. من از حضرت حاج فردوسی کمال و سپاس گذاری رو دارم.

شریفی

درود بر همه ی منهاجیان من این ویدیو رو دیدم ایده ای به ذهنم خطور کرد که فکر میکنم ایده ی خوبی باشه و اگر در نظر گرفته بشه بسیار موجب پیشرفت ما جامعه ی منهاجی میشه و ایده ی من این هست که دوستان به نظرتون بهتر نیست که حضحرت حاج فردوسی پیرامون اتفاقاتی که الان در جامعه میفته هر هفته ویدیو بدن و یا مقاله منتشر کنند؟ تا اینکه بخوان در مورد موضوعات مختلف صحبت کنن چون بیشتر ذهن مردم درگیر اتفاقات روزمره هست و اگر حضرت حاج فردوسی در مورد اونها صحبت کنند و راه حل ارائه بدن قطعا منهاجیون یعنی ما بهتر میتونیم صحبت های ایشون رو درک کنیم.

عباس

سلام بر شما با ایده ی شما من موافقم یعنی اگر حضرت حاج فردوسی تلاششون بر این باشه که پیرامون اتفاقاتی که در هفته ی اخیر افتاد صحبت کنند و اون رو با مسیر کمال و سعادت بیان و تطبیق بدن و بگن که چه تضاد ها و چه شباهت هایی داره قطعا ما منهاجیون در مسیر حق بیشتر میتونیم ثابت قدم باشیم و در مورد مسائلی که به صورت روزمره به قول شما با اونها درگیر هستیم بهتر میتونیم کنار بیایم و اگر هم از اون مسائل به تنگنا اومدیم حرف های حضرت حاج فردوسی رو بشنویم و از اونها در جهت پیشرفت خودمون کمک بگیریم و به سمت کمال و سعادت حرکت کنیم.

محمد اتابکی

درود بر شما حرف منطقی و خوبی زدید یعنی اگر این کار انجام بشه خیلی خوب هست اما از جهت دیگه ای هم باید این مسئله رو در نظر بگیریم که حضرت حاج فردوسی در این اوایل کار باید در مورد پایه های منهاج فردوسیان حرف بزنند و کامل مردم رو با منهاج فردوسیان آشنا کنند که اگر در داخل ویدیویی خواستن یک عبارت که در منهاج فردوسیان وجود داره رو بیان کنن دیگه این تو ذهنشون نباشه که مبادا فلان شخص متوجه منظور من نشه یا مبادا فلان شخص متوجه معنای فلان کلمه نشه پس اگر در ابتدا اینطور باشه و بعد کم کم به نحوی که شما گفتید عالی میشه.

آتیلا نظری

دیدگاه دوستمون قشنگ بود و دیدگاه شما قشنگ تر یعنی اگر اینطور اتفاق بیفته خیلی خیلی بهتر میشه چون اونقدر موضوع که وجود نداره که هر هفته حضرت حاج فردوسی در مورد وانها صحبت کنند اما اتفاقات زیاده و میتونن با تجزیه و تحلیل اون نکات بسیاری رو به ما آموزش بدن و باعث پیشرفت و هدایت ما بشن که این فوق العاده هست و من از حضرت حاج فردوسی از همین جا تشکر میکنم که اینقدر به فکر پیشرفت جامعه ی منهاج سهتند و اینقدر به ما منهاجیون کمک میکنند که ما به کمال برسیم و این به نظر من یک چیز فوق العاده هست و ما باید از ایشون ممنون باشیم.

رسو معظمی

سلام به حضرت حاج فردوسی خیلی خیلی خوشحالم که این بخش راه افتاد هبه واسطه ی توضیحاتی که در این بخش شما به منهاج فردوسیان می دید ما منهاجیون می تونیم که راه درست رو در پیش بگیریم و به سمت کمال و سعادت حقیقی حرکت کنیم سخنان خیلی گوهر باری داخل این ویدیو گفته میشه .راستش زمانی که خبر دادید که قرار هر پنجشنبه فکر میکنم که ویدیویی منتشر کنید خیلی خیلی خوشحال شدم و احساس کردم که قراره جامعه ی منهاج فردوسیان به سمت یک کمال بی نهایت حرکت کنه که این واقعا بی نظیر هست و من از خدواند برای شما طلب فیض و سعادت می کنم.

طاهر

سلام خدمت شما بزرگوار همونطور که فرمودید ما به واسطه راهنمایی های حضرت حاج فردوسی میتونیم در مسیر کمال و سعادت حقیقی حرکت کنیم. مقالاتی که از حضرت حاج فردوسی منتشر میشد و همینطور منتشر میشه خیلی نایاب و خوب هست اما کوتاهه و زیاد به پیشرفت ما کمک نمکینه ولی همونطور از خیلی از منابع دیگر باعث پیشرفت ما میشه اما در جامعه ی منهاجی پیشرفت بسیار هست که با یک مقاله کوتاه این امکان میسر نمیشه و اکنون که حضرت حاج فردوسی اقدام به تولید ویدیو کردن باید ما منتظر یک پیشرفت عظیم هم در خودمون و هم در جامعه ی منهاج فردوسیان باشیم.

زری بیرجندی

سلام به شما فقط این نکته رو من در اضافه صحبت های شما بگم که ما انسان ها فقط در زمانی که خودمون بخوایم پیشرفت می کنیم یعنی اینکه حضرت حاج فردوسی هر کاری هم که بکنن اگر ما خودمون نخوایم نمیتونیم که پیشرفت کنیم به خصوص در مورد حرف آخرتون که زدید میخوام بگم که ما نباید منتظر پیشرفت باشیم بلکه باید خودمون به سمت پیشرفت حرکت کنیم و جامعه ی منهاج فردوسیان باید خود کفا بشه نه اینکه منتظر باشه که از سمت رهبرش هدایتی بر اون بشه باید اونقدر این جامعه پویا باشه که دیگه خودش به صورت خودجوش به سمت اهدافش حرکت کنه.

باقر فاطمی فر

سلام بر شما حضرت حاج فردوسی با این کاری که انجام دادن علاوه بر کسب فیض بسیار از جانب پروردگار خودشون باید بدونن که در پیشرفت ما انسان ها هم خیلی کمک میکنن و کردن. حضرت حاج فردوسی با همین نیم ساعت ویدیو چنان پیشرفتی و چنان انگیزه ای میتونن در منهاج فردوسیان و همینطور منهاجیون به وجود بیارن که شاید با صد ها مقاله این کار امکان پذیر نبود اما اکنون حضرت حاج فردوسی محترم این کار رو انجام دادن و باعث شدن که منهاج فردوسیان قدم های بزرگی در مسیر پیشرفت برداره و موفق بشه.

موسی احمدیان

درود. حضرت حاج فردوسی به عنوان یک رهبر این رو وظیفه خودشون یمدونن که باعث پیشرفتت منهاجیون و یا گروه خودشون بشن البته نمیشه گفت گروه چرا که باز به منفعت طلبان فرصت این رو میدیم که باز بیان و بگن که منهاج فردوسیان یک فرقه هست پس بهتره اسم اون رو مسیر بزاریم و اسم دوستانی که در کنار ما هستند رو هم مسیر که به سمت کمال و سعادت حرکت میکنیم و اصلا منهاج فردوسیان یک فرقه نیست و اینکه ما به اون میگیم گروه کلا بحثش متفاوت هست از فرقه و منظور ما چیز دیگری هست نه اینکه بر فرقه بودن اون دلالت داشته باشه.

کریمیان

نمدوینم واقعا این افرادی که چنین حرف هایی رو میزنن چطور میتونن این کار رو بکنن خب منهاج فردوسیان که مسیرش کاملا مشخص هست و اگر شما فکر میکنید که حضرت حاج فردوسی چنین کاری رو میکنه یعنی فرقه ای رو به راه میندازه لحظه ای با خودتون فکر کنید که چرا مدام میاد و میگه که منهاج فردوسیان فرقه نیست خب اگر باشه که خودش میگه یا سعی در پنهون کردن این قضیه داره ولی واضح و روشن میگن که منهاج فردوسیان فرقه نیست پس از خدا به دوران این رو بدونن که هر چی مانع برای حضرت حاج فردوسی درست کنن خودشون در اون موانع بیشتر گیر میکنن چون مسیر حضرت حاج فردوسی حق هست.

بابک

کاش این افراد حرف شما رو متوجه بشن و بدونن که این مسیری که در پیش گرفتن به ناکجا آباد ختم میشه و خیلی بهتره که از مسیر اشتباه خودوشن برگردن و سعی کنند که دسیگه به وان مسیر دامن نزنند چرا که بیشتر موجب این میشه که خودشون در اون دام گرفتار بشن و گرنه کسی که به قول شما مسیرش حق هست دیگه لزومی نداره که از موانع بترسه با قدرت در مسیر قدم میزاره و با شجاعت تمام به مسیرش ادامه میده و میدونه که مانعی اون رو نگه نمیداره چرا که اون در مسیر حق و درست هست و اون در مسیری هست که موفقیت های بسیاری قرار برای اون به وجود بیاد.

سلمان ابواحد

درود بر شما
منهاج فردوسیان مسیر کمال و سعادت هست و رهبر اون یعنی حضرت حاج فردوسی هر کاری میکنن که منهاجیون در اون مسیر به کمال و سعادت حقیقی دست پیدا کنند همین که ما منهاجیون در مسیر کمال هستیم یعنی اینکه حضرت حاج فردوسی دارن کار خودشون رو به خوبی انجام میدن و اگر ما منهاجیون همینطور این سمیر رو در پیش بیگریم و به سمت اون حرکت کنیم قطعا کمال و سعادت حقیقی وارد زندگی ما خواهد شد و ما میتونیم به اون چیزی که واقعا لیاقت ماست دست پیدا کنیم به امید موفقیت های بیشتر از سوی جامعه ی منهاج فردوسیان.

رمضان خاکبری

سلام در مورد بهشت که دوستان دیگه هم در موردش حرف زدن خواستم بگم که بهشت چیزی هست که به ما احساس خوب میده و هر چیزی که احساس بد بده رو نمیشه روش اسم بهشت رو گذاشت و در بهشت خداوند همه ی ما انسان ها سعادتمند ابدی هستیم فکر میکنم چون مداوم به ما چیزهایی میرسه از جانب خداوند که باعث احساس خوب ما میشه و همین امر هم باعث میشه که ما در بهشت احساس خوب داشته باشیمو هرگونه حس بدی ناشی از غم و نادوه، اضطراب و افسردگی، درد و رنج و … در اینجا هیچ اثری نداره و در واقع بهتره بگم که جایگاهی نداره چرا که بهشت مخصوص کسانی هست که اعمال شایسته انجام دادن و اعمال شایسته از غم و اندوه و در کل حس بد به دور هست.

اصغر ملکی

سلام به حضرت حاج فردوسی دین دارمحترم و بزرگواری که به عنوان رهبر معنوی منهاج فردوسیان دارن تلاش میکنن که منهاجیون رو به مسیر کمال و سعادت هدایت کنن و این کار رو با انتشار مقاله شروع کردن و با انتشار ویدیو هم دارن ادامه میدن این کار واقعا فوق العاده است و نیتایجی خیلی خبوی در بر داره امیدوارم که شما این مسیر سراسر پیشرفت رو ادامه بدید و با قدرت اون رو بپیمایید وبه دشمنان منهاج فردوسیان توجهی نداشته باشید بلکه بیشتر تمرکز شما روی مسیرتون بیاشه اینطور قطعا به موفقیت می رسید و یک نتیجه ی مطلوب و عالی رو به وجود میارید.

مرتضی خرمدل

درود. شما مهمترین اصل موفقیت رو بیان کردید و اون هم تمرکز روی مسیر هست که باید ما زمانی که به چیزی میخوایم برسیم روی اون مسیر تمرکز داشته باشیم به واسطه ی این تمرکز هست که مام یتونیم به بهترین ها در زندگی خودمون دست پیدا کنیم. حضرت حاج فردوسی محترم واقعا از این بابت خوشحال هستم که در بیسن منهاجیون قرار دارم و برای شما بزرگوار از خداوند منان بهترین ها رو خواستارم امیدوارم که به هر آنچه که در زندگیتون میخواین دست پیدا کنید و به عنوان یک فرد موفق در منهاج فردوسیان شناخته بشید.

ساسان طیبی

درود بر شما فقط بگم که حضرت حاج فردوسی همین الان هم به عنوان یک فرد موفق در منهاج فردوسیان شناخته میشن و از ایشون به عنوان رهبر معنوی منهاجیون و رهبر معنوی کسانی که میخوان به کمال و سعادت برسن یاد میکنند این نشون میده که حضرت حاج فردوسی همین الان هم به موفقیت بزرگی دست پیدا کردند لحظه ای شما فکر کنید که ایا مقام رهبر معنونی چیز کوچکی هست؟ اینکه یک جامعه ی دینی رو بخوای حرکت بدی و کوچکترین اشتباه اونها به گردن تو هست اگر در این مسیر چیز اشتباهی به اونها بگی. به نظر من رهبر بزرگ منهاجیون یک انسان موفق کامل هستند.

علی مرشدنیا

سلام با نظر شما موافقم و حضرت حاج فردوسی واقعا در زمینه ی تخصصی خودشو نب هعنوان یک شخص قهرمان و به عنوان یک شخص موفق نام برده میشن ایشون با قدرت ایمانی که دارن نسبت به منهاج فردوسیان به جلو حرکت میکنن و سعی میکنند که منهاج فردوسیان رو از شر بد خواهان و از شر دشمنان حفظ کنندو قچدر هم زیبا که این کار رو انجام میدن و فقط با انتشار شاید یک مقاله چنان پاسخ کوبنده ای به اونها بدن که برای همیشه ساکت بشن و نخوان که دیگه در برابر حضرت حاج فردوسی سخنی رو به زبون بیارن.

هادی

سلام خدمت حضرت حاج فردوسی الان که داریم این پیام رو برای شما می نویسم آخر شب هست! خیلی دوست داشتم برای شما نامه ای بنویسم که به دستتون برسه اما واقعا شرایطش رو نمیدونستم تا اینکه الان پای سایت نشستم و دارم برای شما نامه خودم رو مینویسم این نامه زیاد طولانی نیست بلکه سه کلمه هست. از شما متشکرم!! تمام حس من در این سه کلمه نسبت به شما بیان میشه چرا که شما من رو به مسیر درست هدایت کردید و باعث شدید که کمال و سعادت رو در زندگی تجربه کنم و از این بابت از شما بزرگوار بی نهایت سپاس گذار هستم و امیدوارم که در زندگیتون به هر آنچه که از خدواند میخواین دست پیدا کنید.

مریم طاهری

سلام در مورد فردوس که فرمودید خواستم بگویم که این مقام به نظر من فقط شایسته بندگان خاص خدواند است .البته این خاص بودن را خداوند برای آنها به وجود نمی آورد بلکه آنها خود هستند که خود را در پیشگاه خدواند خاص می کنند و همین امر باعث می شود که خدواند به آنها جایگاه رفیعی عطا بخشد و همینطور ما می دانیم که در صورت اشتباه وارد جهنم خواهیم شد ولی درگاه توبه خداوند به روی ما باز است ولی این مقام بیشتر برای کسانی است که از کمترین اشتباه و همچنین کمترین گناه در جهان هستی یعنی همین دنیا برخوردار بودند و اکنون که در پیشگاه خداوند حاضر شدند سربلند وارد فردوس می شوند.

دیانا دادمهر

سلام خدمت همه ی عزیزان عمل صالح که حضرت حاج فردوسی در مورد ان صحبت کردند و همچنین ایمان دو بخش جدا نشدنی از یکدیگر هستند یعنی اگر کسی عمل صالح داشته باشد باید ما بدانیم که این عمل صالح ناشی از ایمان بی اندازه ی اوست و همچنین اگر کسی عمل صالح نداشت اما مدام حرف از ایمان زد باید بدانیم که این شخص هیچ است و هیچ چیز در بر نداردو صرفا جهت خودنمایی این حرف را می زند چرا که عمل صالح مبحثی است که در زندگی انسان خود را نشان می دهد و ایمانی که عمل نیاورد مانند همان زنبور بی عسلی است که هیچ نمی ارزد.

شقایق احمدی

سلام قطعا اگر ایمان کسی منجر به عمل اون نشه نمیتونیم بگیم که وان شخص ایمان آورنده ی واقعی هست چون ایمان یک چیزی فراتر از باور هست. تعریف ایمان با باور فرق داره و ما باید بدونیم که زمانی که حرف از ایمان به زبون میاریم یعنی چیزی که قلبا به اون اعتقاد داریم و چیزی هست که از قلب ما میاد و اون چیزی که از قلب بیاد قطعا خیلی خیلی فراتر از باور هست و کسانی که میگن ما ایمان داریم باید بدونن که اون تنها به اسم و زبون نیسیت که بیان و به زبون بیارن یکی چیزی رو و فکر کنن که دیگه اون شناخته میشن خیر هرگز چنین چیزی برای اونها وجود نخواهد داشت.

طاهره

درود بر شما با کامنت زیبایی که درج کردید بله همینطوره و کاش انسان ها درک کنند که جهان هستی و خداوند چیزی فراتر از همه ی اینهاست که اونها فکر میکنند نمیدونم واقعا چی توی ذهن اونها میگذره که خدواند رو به چه شکل می بینند اما هر طور هست باید عملشون هم ایمانشون رو نشون بده در غیر اینصورت هرگز ما نمیتونیم بگیم که اونها ایمان دارند چون همونطور هم که شما ذکرکردید ایمان چیزی فراتر از همه ی اینهاست و چیزی هست که از قلب میاد و اگر ما قلبا به یک موضوع اعتقاد داشته باشیم قطعا عمل ما هم مطابق با همون میشه و ما بین باورمون و عملون هماهنگی به وجود میاریم.

میرزاخانی

سلام خب زمانی که عملشون با تفکرشون یسکی نیست قطعا اونها ایمان ندارن ایمان رو اگر ما بخوایم معنی کنیم کلی باید وقت بزاریم چون مثلا من میام و میگم که به فلانی باور دارم این یعنی یک اعتمادی شکل گرفته اما گاهی میشه که من میام و میگم که من به فلانی ایمان دارم این واقعا چیزی فراتر از اعتماد هست و چیزی فراتر از هر چیزی که به ذهن ما میاد و ما واقعا نمیتونیم که به خودی خود ایمان رو در خودمونشکل بدیم چون خیلی سخت هست و باید به این نتیجه برسیم که ما در این زمینه واقعا باید تلاش کنیم اگر بخوایم ایمان رو در خودمون شکل بدیم و نباید وابسته به چیز دیگری باشیم

فاطمه دانشی

سلام تمام اینا بر میگرده به همون دیگه یعنی اینکه من قلبا به یک چیز باور داشته باشم مطابق با همون میرم جلو حتما شما هم دیگه با داعش و اینا آشنا هستید در ذهن اونها چنان ایمانی به وجود میارن که اونها میرن چنگال میزارن تو جیبشون که برن با اون بهشت و با حوری های بهشتی غذا بخورن! ببینید من کارین دارم که این دیدگاه احمقانه هست اما میخوام بگم که باورشون منجر به عملشون شده حالا هر چقدر هم که اون باور اشتباه بوده باشه این یعنی اونها به اون باور ایمان داشتن ما هم اگر بخوایم ایمان رو به خداوند در خودمون به وجود بیاریم باید اون چنگالی که داعشی به جیب میزاره رو در جیب کنم. البته این یک استعاره هست خخخ نه اینکه مستقیما بریم و چنگال تو جیبمون کنیم نه بلکه باید عملمون رو نسبت به ایمانمون نشون بدیم.

راحله جوادی

سلام کاملا حرفتون متین و درست هست و حرف کاملا خوبی رو زدید و مثال جذابی رو به زبون آوردی بله به همین شکل هست ما باید واقعا اگر میگیم که ایمان داریم این اینرو در عمل خودمون هم نشون بدیم .ایمان و عمل دو برادر جدا نشدنی از هم هستند و هرگز از هم جدا نمیشن اگر ما بگیم باور داریم خب باور باز یک چیزی پایین تر از ایمان هست واگر عمل نیاره زیاد مسئله ی مهمی نیست اما گاهی ما میگیم که ایمان داریم پس اگر میگیم که ایمان داریم این ایمان باید خودش رو نشون بده در اعمال ما و ما باید به اون چیزی که ایمان داریم عمل کنیم .

سمیه

ببینید اولا که ما در جایگاهی نیستیم که بگیم که کی ایمان داره و کی ایمان نداره فقط میتونیم نشونه هاش رو بگیم که آره کسانی که اینطور هستند ایمان ندارند ولی نمیتونیم انگشت بزاریم روی یک عده خاص که آره اینها بی ایمان هستند چون واقعا در دل اونها ما زندگی نمی کنیم و نمیدونیم که چی توی ذهن اونها میگذره پس قضاوت هم نمی تونیم بکنیم چرا که قضاوت کار خدواند هست نه ما و ما بهتره که به فکر خودمون باشیم و سعی کنیم ببینیم که آیا واقعا ما خودمون ایمان داریم که به دنبال این هستیم که بی ایمانی بقیه رو کشف کنیم یا نه این بسیار اهمیت داره به خصوص در جامعه ی منهاجی

قاسم لاریجانی

کاملا درسته به قول یک ضرب المثل هست که میگه توی باغچه ی بقیه دنبال کرم نگرد که توی باغچه ی خودت مار پیدا میشه این الان دقیقا همیین ور داره نشون میده البته منظور من دوستان منهاجیمون نیستند چون اصلا کسیب رو نگفتند و فقط به قول شما نشونه های این افراد رو گفتند اما کسانی که مستقیما میان و اشاره میکنن به یک فرد خاص که آره اون بی ایمان هست باید اینطور ما بگیم که بزرگوار اگر با دست به سمت اون اشاره میکینی بهتره بدونی که سه تا انگشت به سمت خودت هست و دوتا انگشت به سمت اون پس اول اعمال خود رو بسنج و اول بگو که آیا خود من ایمان دارم که اون رو بی ایمان خطاب میکنم؟!

کاظم

سلام تعریف بعضیا از ایمان واقعا خیلی فرق داره بعضیا که اصلا ایمان رو در بی خدایی میبینن و بعضی هم در دین داری و … و برخی هم میانه رو هستند در هر صورت که خواستم اینطور بیان کنم که آره هر کسی تعریفش از دین فرق داره اما این نباید باعث باشه که معنای اصلی ایمان فراموش بشه طبق گفته ی همین عزیزان ایمان یعنی باور قلبی و هر کسی که نسب تبه چیزی باور قلبی داشت یعنی اینکه نسبت به اون ایمان داره و ایمان تنها در بحث دینداری نیست بلکه در هر چیزی میشه نشون هایی از ایمان رو دید و فهمید که آیا این شخص به فلان چیز ایمان داره یا نه

جواد آملی

سلام خدمت حضرت حاج فردوسی سخنان بسیاری زیبایی بود و بسیار من از اونها فیض بردم در این بخش شما حرف هایی رو به زبون آوردید که نیاز بود جامعه ی منهاج فردوسیان اونها رو بشنوه و از اونها استفاده کنه تا مسشیر خودش رو بشناسه و در مسیر حق قدم بزاره. حضرت حاج فردوسی بزرگوار بدونید که ما همیشه همراه شما هستیم ودر هر قدمی که بر میدارید ما منهاجیون پشت سر شما مسیر رو می پیماییم و هرگز شما رو در مسیر منهاج فردوسیان تنها نمیزاریم وبه امید روزی که منهاج فردوسیان یک علم فراگیر بشه. آمین

احمد طلایی

سلام و درود به همه ی منهاجیون من خیلی خوشحالم که در بین شما عزیزان قرار دارم و همچنین اینکه حضرت حاج فردوسی اقدام به تولید برنامه هایی کردن که خودشون یمان و جلوی دوربین صحبت میکنن که این واقعا بی نظیره و خیلی زود ما میتونیم یک آرشیو و گالری از سخنان نایاب حضرت حاج فردوسی داشته باشیم و از اونها در جهت رشد و پیشرفت خودمون استفاده کنیم به واسطه راهنمایی های حضرت حاج فردوسی در این ویدیو ها ما مسیر کمال حق رو میشناسیم و در اون مسیر قدم میزاریم واین واقعا جنبه ی مثبت منهاج فردوسیان نسبت به سایر راه ها و مسیر ها هست. موفق و پایدار باشید

رحیم بابایی

سلام خدمت حضرت حاج فردوسی در مورد نظریه ای که ذکر کردید که کاری که منجر به عمل میشه من میخوام بگم که واقعا در منهاج فردوسیان این مسئله احساس میشه و میشه به وضوح دید که مثلا من نوعی که وارد منهاج فردوسیان شدم این رو احساس کردم و میشد به وضوح دید ولی مسیر های دیگه رو ندیدم حقیقتاً که بخوان به این شکل باشن یعنی ندیدم که بخوان کاری رو کنن که منجر به عمل بشه اما در منهاج فردوسیان عمل وجود داره و این یک اصل خیلی مهم هست که باید به او توجه بشه و این و اقعا فوق العاده هست.

نصرت خدایاری

ببینید به نظر من باز هر چیزی منجر به عمل میشه اما اینکه نتیجه ی اون عمل چی باشه خیلی مهم هست به عنوان مثال یکی از مسیر نادرست وارد میشه و همه ی اعمال اون شخص نادرست هست خب اون فرد دیگه نمیتونه توقع این رو داشته باشه که مثلا در مسیر کمال قدم بزاره یا اینکه مثلا موفق بشه در اون مسیر چون یک چیز کاملا مخشص هست که اون شخص در مسیرش به موانع بسیاری برمیخوره که باعث میشه اون دیگه نتونه به سلامت کامل مسیر خودش رو بره و همین مسئله به نظر من نشون دهنده ی این هست که اون مسیرش اشتباه هست.

پوریا

مسیر اشتباه هر فرد رو میشه به راحتی شخیص داده ما باید به نتایج و بازخورد هایی که آدما ازم سیری که میرن و بهشون میرسه توجه کنیم مثلا این فرد که در این سمیر قدم گذاشته چه نوع بازخوردی میگیره و چه اتفاقی براش در این مسیر رخ میده این مسئله اهمیت داره و ما باید بدونیم که اون فردی که در او نسمیر رفته مثلا با چه اشتباهاتی رو به رو شده و بدونیم که اگر ما هم در مسیر اون فرد بریم قطعا اون اشتباهات برای ما هم وجود خواهد داشت و چیزی نیست که بگیم برای اون اتفاق افتاده و برای ما اتفاق نمیفته و خودمون رو کاملا جدا فرض کنیم.

صادق یدالهیی

سلام آره همینطور هست و من حرف شما رو قبول دارم ما نمیتونیم مسیری که یک فرد رفته و به اشتباه خودش پی برده و اون مسیر اشتباه شناخته شده ما در اون قدم زاریم و توقع داشته باشیم که در وان مسیر به موفقتیی دست پیدا کنیسم یا اینکه اون مسیر باعث بشه که ما به سعادت و کمال دست پیدا کنیم به نظر من که کامل میشه فهمید درستی یا نادرستی یک مسیر رو از همین چیز ها و اگر هم که کامل نشد متوجه بشیم خب میفهمیم که حال اون شخص در وان مسیر باید چطور باشه و اگر حال خوبی داشت یعنی مسیرش درسته و اگر حال بدی داشت یعنی مسیرش اشتباهه.

اکرم بابانظر

درسته از طریق احساس خیلی چیزها رو میشه متوجه شد هب عنوان مثال منی که در مسیر منهاج فردوسیان قدم گذاشتم خیلی خوشحال و خرسند هستم و واقعا احساس خوبی دارم خب این نشون میده که مسیر من درسته اما شخصی در کنار من حضور داره که مثلا میاد و میخواد در مسیری قدم بزاره از همون اول احساسش بده واتفاقاتیس میفته که حالش بد تر میشه خب این ها همه نشونه هست که مسیری که اون شخص داره میره به ناکجا آباده و قشنگ مشخص هست که چه چیزهایی در انتظار اون فرد هست و چه اتفاقاتی قرار هست بیفته.

مهدی حسنی

پیرامون سخنان گهر بار استاد در مورد ایمان و اعتقاد به قران و عمل به وا۰ضحات میشود گفت ایمان به قرآن و آیات آن ، زمینه ای برای حق شنوی (نمل ، ایات ۸۰ و ۸۱ و روم ، آیات ۵۳) حق پذیری و تسلیم در برابر آیات و آموزه های آن (نمل ، آیه ۸۱) و استفاده و تاثیرپذیری از معارف قرآنی (روم ،ایه ۵۳) ، درک و فهم درست و صحیح از آموزه های قرانی (نمل ، آیات ۸۰ و ۸۱) و نیز مراقبت و اهتمام به اموری دینی و آموزه های قرآنی چون نماز و زکات(انعام ،آیه ۹۲) می شود.

صادق احمدی

دقیقا برادردر ادامه ی صحبت های شما باید بگم که هم چنین خداوند در آیاتی چند از کارکردهای ایمان آوری به قرآن را اجتناب از ولایت طاغوت و کافران (مائده ،آیات ۸۰ و ۸۱) سبقت گرفتن در کارهای خیر و نیک(مومنون ، آیات ۵۸ و ۶۱) ، وصول و رسیدن به مقام شاهدان (مائده ،آیه ۸۳) صابران (قصص ، آیات ۵۱ و ۵۴) ، صالحان (مائده ، آیات ۸۳ و ۸۴) و محسنان (مائده آیات ۸۳ تا ۸۵) می داند.

علی عبادی

ببینید عزیزان اگر توجه کنیم میبینیم کسانی که به قرآن ایمان می آورند چیزهایی که برای دیگران حرام است برای ایشان مباح می شود که در آیه ۱۱۹ سوره انعام به آن اشاره می کند.(روح المعانی ، ج ۵ ،جزء ۸ ، ص ۲۰) بنابراین حتی اگر بخواهیم برخی از امور بر ما مباح و مجاز شود بی آن که تحت تاثیر اثار سوء تکلیفی و وضعی آن قرار گیریم می بایست به قرآن ایمان آوریم.

محمد حسن

در مورد سخنان استاد پیرامون بحث ایمان به قران و عمل به واضحات باید بگویم قرآن که معجزه بزرگ پیامبر اسلام است، کتاب هدایت، سعادت و تعالی انسان‌ها است و برنامه زندگی حقیقی بشر را در بر دارد. ایمان به این کتاب مقدس، وحیانی دانستن معانی و الفاظ آن، اعتقاد به عدم رسوخ تحریف در آن لازم و ضروری است. این کتاب مقدس از سالیان دور مورد هجمه و شبهه افکنی دشمنان اسلام قرار گرفته بود و هر فرقه‌ای از فرقه‌های مسلمانان سعی کردند به نحوی از ساحت قرآن دفاع نمایند. بنابراین با توضیح و شرح وجوه اعجازی آن، وحیانی بودن و عدم تحریف آن، جایگاه قرآن کریم را در میان مسلمانان حفظ کردند.

احسان اینانلو

در ادامه ی فرمایش شما دوست عزیزم باید بگم که قران یکی از مهم ترین علل و عوامل گرایش به ایمان و قرآن را بقای آدمی بر فطرت سالم و عقل سلیمی می داند که به طور طبیعی گرایش به زیبایی ها، کمالات ، خوبی ها و خیرها دارد و از زشتی ، نقص، بدی و شر می گریزد. بر این اساس هنگامی که با امری چون آموزه های وحیانی قرآن مواجه می شود که تفکر و تدبرش را بر می انگیزد و نسبت به هدف آفرینش و حکمت آن پرسش های جدی را مطرح می سازد به تدبر و اندیشه فرو می رود و به قرائت و تدبر در آن آموزه ها و ایات وحیانی قرآن می پردازد تا پاسخی در خور و مناسب برای پرسش های اساسی و فلسفی خود بیابد.

نامی

در مورد بحث حضرت استاد حاج فردوسی از نظر من خداوند در آیاتی چند از قرآن از جمله آیات نخست سوره بقره ، از مهم ترین علل پذیرش وایمان آوری مردمان به قرآن و آموزه های وحیانی آن را ،همین بقای آدمی بر فطرت سالم و عقل سلیم می داند و از آن به تقوا تعبیر می کند. متقین در این آیات به معنای کسانی است که به طور طبیعی و فطری نسبت به زشتی ها و پلشتی ها واکنش منفی نشان می دهد و به سوی خیر و خوبی ها گرایش دارد.

محمد صادق

ببینید دوستان ولی از نظر من هدایت یابی به سوی قرآن و حقایق آن زمانی برای آدمی تحقق می یابد که زمینه و بستری مناسب وجود داشته باشد که همان تقوای عقلانی است؛ زیرا تقوای عقلانی که فطرت سالم اقتضای آن را دارد، فرمان به گریز و دوری از پلشتی ها و زشتی ها و گرایش به خوبی ها و نیکی ها را می دهد که شخص آن را در آموزه های وحیانی قرآن نیز می یابد.

اعلایی

در ادامه ی صحبت های شما دوست عزیزم باید بگم که خداوند در آیه ۲۰ سوره نحل ، تقوا پیشگی را از مهم ترین علل و عوامل ایمان آوری انسان به قرآن می داند و به این مطلب توجه می دهد که همین فطرت سالم اهل تقوا و عقل سلیم ایشان است که قرآن را به عنوان خیر می شناسد و از آن پیروی می کند.

رامین

در مورد صحبت های بسیار زیبای استاد در خصوص یکی از اهداف منهاج فردوسی پیرامون عمل به دستورات قران باید بگم که عقل از پرتو هدایت قرآن به پختگى و کمال مى رسد و از حالت مطبوع به مسموع مى رسد، و زمینه ظهور کردن آثار شگفت انگیزش فراهم مى گردد.

شاکر درستکار

چقدر زیبا بیان کردین دوسته خوبم درهمین خصوص باید بگم که وجدان از برکت ایمان به قرآن بیدار مى شود، و در محکمه باطن با صلابت و درستى و بدون این که تحت تأثیر عوامل بیرونى قرار بگیرد به قضاوت صحیح مى نشیند و به جا و به موقع سرزنش مى کند و به جا و به موقع ایجاد آرامش مى نماید فطرت از پرتو نوربخش و حرارت معنوى قرآن از نابالغى به بلوغ مى رسد و زمینه پذیرش حق را در همه امور براى صاحبش فراهم مى کند، و راه به سوى توحید و گرایش به حقیقت را به روى انسان باز مى کند.

احسان

در ادامه ی صحبت های شپا دوسته خوبم باید بگم قلب که پخش کننده انرژى و غذاى لازم به همه وجود آدمى است با اتصال به قرآن منبع نور و کرامت، مهر و مبحت، عشق و شرافت و نهایتاً تبدیل به عرش حق و حرم الهى مى شود، و از نورانیت و کرامت و شرفش که از طریق ایمان به قرآن به دست آورده همه وجود آدمى را تغذیه مى کند و از او انسان کامل و جامع مى سازد. نزول قرآن که حاوى حقایقى چون توحید، قیامت، نبوت، امامت، احکام، اخلاق، موعظه، عبرت ها، سرگذشت درس آموز گذشتگان و معارف حقه بود فرصتى براى همه به ویژه یهود بود که با ایمان واقعى به آن به کمال انسانیت و به مرتبه انسان کامل برسند

محمد رضا

ببینید عزیزان بدون تردید بهترین و برترین و سودمندترین یارى و نصرتى که از جانب حق انسان را بدرقه مى کند روشن گرى و هدایت اوست که به وسیله قرآن صورت مى گیرد، و با این مشعل فروزان است که تاریکى ها از خیمه حیات بشر رخت بسته و فرار را بر قرار ترجیح مى دهد، و براى انسان در برابر شرور و خطرات و شکنجه ها و عذاب ها چه در دنیا و چه در آخرت امنیت و مصونیت حاصل مى شود.

حسن جزینی

از نظره من ایمان به قرآن در حقیقت ایمان به خدا و توحید، ایمان به قیامت و معاد، ایمان به میزان و حساب، ایمان به بهشت و دوزخ، ایمان به نبوت و امامت، ایمان به کتاب هاى آسمانى دیگر، ایمان به فرشتگان، و ایمان به احکام و حلال و حرام خداست.

حسین

ان الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ أُولئِکَ هُمْ خَیْرُ الْبَرِیَّهِ:
مسلماً آنان که ایمان آوردند (ایمان به آیات حق که در حقیقت ایمان به همه حقایق است) و کارهاى شایسته انجام دادند منحصراً اینانند که بهترین مخلوقات عرصه هستى و آفرینش اند. آرى کمال و شرف و عزت و کرامت و آبرومندى انسان در دنیا و آخرت و پیروزى اش بر همه امور و خلاصه تبدیل شدنش به انسان کامل در سایه ایمان به قرآن تحقق مى پذیرد

رامین دشتی

در کل باید بگم دوستان نظر من این هستش که ایمان به قرآن زمینه صعود انسان به حقایق و رسیدنش به کمالات و باز شدن راهش به سوى لقاءالله و تبدیل فراقش به وصال محبوب است.

حسین باقری

باید مراقب باشیم دوستانه من روی گردانى از قرآن زمینه هبوط و سقوط و حرکت به سوى اسفل سافلین و رسیدن به پوچى و بى ارزشى و نهایتاً دچار شدن به خزى و خوارى دنیا و عذاب شکننده دوزخ و اسارت ابدى است.
و ایمان به قرآن مجید شجره وجود انسان را تبدیل به شجره طیبه مى کند که ریشه اش ثابت و پایدار و شاخ و برکشیده به آسمان و میوه اش همیشگى و جاوید است.

شاهین افاق

پیرامون سخنان استاد در مورد اعتقاد و ایمان به قران و عمل به واضحات باید بگم که درصد بهره‌مندی هر شخص از قرآن، مبتنی بر سطوح ادراکی شخص است که ارتباط تنگاتنگی با مسئله تقوای قلوب، سلامت آن و عقل و ایمان آوری دارد. هر چه قلب شفاف تر، عقل تیزتر، ایمان قوی‌تر و استوارتر باشد، حقایق قرآنی جلوه گرتر خواهد بود و شخص بهره‌ای بیشتر از قرآن می‌برد و همه مقامات انسانی را می‌تواند با حبل‌الله یعنی قرآن ناطق و قرآن صامت یعنی کتاب‌الله و عترتی طی کند. از این ‌رو‌ خداوند دستیابی به مقاماتی چون مقام صابران، شاهدان، صالحان، محسنان و مانند آنها را مبتنی بر ایمان به قرآن ناطق و صامت دانسته است. (مائده،‌ آیات ۸۳ تا ۸۵؛ آل‌عمران، آیه ۳۱ و نیز حشر، آیه ۷‌)

راستین

کاملا فرمایشتون متین هستش حتی به سخن دیگر، رستگاری حقیقی و واقعی جز به ایمان به قرآن ناطق و صامت شدنی نیست و هر کسی راهی دیگر برگزیند و فقط به یکی از این دو بیاویزد، به حقیقتی نرسیده است،‌ چه رسد که به رستگاری دست یابد. از این رو خداوند بارها بر جدایی‌ناپذیری قرآن ناطق و صامت تاکید می‌کند و اطاعت از قرآن ناطق و پیامبر(ص) را عین اطاعت قرآن صامت و خدا می‌شمارد. (آل عمران ، آیات ۳۲ و ۱۳۲؛ نساء، آیه ۵۹؛ مائده،‌ آیه ۹۲؛ ‌انفال، آیه ۱، ۲۰، ۶۴؛ نور، آیه ۵۴)

جواد

عوامل زیادی وجود دارد برای ایمان اوری به قران از جمله ان که قران بیان میکند؛ علم و معرفت بشر است. به این معنا که بهره مندی آدمی از علم و معرفت موجب می شود تا گرایش به حقیقت یافته و آن را بپذیرد و از ان جایی که قرآن حقیقت صرف است به آن ایمان می آورد (اسراء ، ایات ۱۰۶ و ۱۰۷)

مهدی

ببینید برادران از نظر من به طور کلی کسانی که به حقایق ایمان داشته و نسبت به حق واکنش مثبت نشان می دهند و تفاوتی برای آنان ندارد که این حق در کجا یافت شود، به طور طبیعی به قرآن ایمان می آورند. از این روست که خداوند کسانی که به انجیل و تورات ایمان داشته و آن را تصدیق و تایید می کردند ؛ زیرا آن را حق دانسته و به سبب همان ویژگی وجود حق در آن به آن کتب آسمانی ایمان آورده بودند، به طور طبیعی به قرآن نیز به سبب همین ویژگی حق، ایمان می آورند.(نساء، آیه ۴۷ و نیز بقره ، آیات ۴۰ تل ۴۲)

شایان

در مورد حرف های استاد که از اعتقاد و ایمان به واضحات در قران یخن گفتند باید بگم که قرآن، تنها کتاب آسمانی است که به دور از هر‌گونه تحریف و‌ تصحیف در اختیار بشر است. این کتاب به عللی، کامل‌ترین کتاب آسمانی در راهنمایی بشر به سوی سعادت جاودانه و ابدی است؛ چرا که مجموعه‌ای تمام و بی‌نقصی است که همه بشر در هر زمان و مکانی می‌توانند از آن بهره گیرند و تضمین‌کننده سعادت دنیوی و اخروی بشر تا قیامت است.

رضا

دقیقا برادر حتی میشه گفت قرآن از ویژگی‌های انحصاری بهره‌مند است که دیگر کتب آسمانی فاقد آن می‌باشند. این ویژگی‌های انحصاری به قرآن این ظرفیت را می‌بخشد تا به دور از تاثیرات زمان و مکان و اموری چون فرهنگ زمانه، بتواند یک قانون اساسی کامل و بی‌نقص برای تمام بشریت شود.

محمد علی

در ادامه ی بحثتون باید بگم که البته همگان نمی‌توانند از تمامیت قرآن بهره‌مند شوند. این نقص از سوی کتاب آسمانی نیست، بلکه از سوی بهره‌مندان قرآن است؛ چرا که قرآن دارای ظواهر و بطونی است که هر‌کس به مقدار ظرفیت وجودی خود از آن بهره می‌برد. سطوح بهره‌مندی قرآن همانند سطوح رحمت الهی است که شامل رحمت عمومی و رحمانی و رحمت خصوصی و رحیمی می‌شود. کسانی تنها به سطوح ظاهری قرآن دسترسی دارند و می‌توانند با استفاده از ظواهر قرآنی زندگی دنیوی خویش را سامان دهند و از قوانین مکتوب آن استفاده کنند و یا اطلاعاتی نسبت به زندگی و موقعیت خود به دست آورند. اما برخی از انسان‌ها از این ظرفیت برخوردارند که از همه سطوح باطنی قرآن نیز بهره‌مند شوند.

محمدحسین

اقایون نظر من این است که کسی که از تقوای عقلی برخوردار می‌باشد و بر فطرت و سلامت عقل باشد، با همین ابزارهای ابتدایی و فطری خود می‌تواند شناخت درستی نسبت به حقایق قرآن پیدا کرده و با قلب سالم خود نسبت به این شناخت واکنش عاطفی و احساسی نشان دهد و ایمان را در خود تحقق بخشد.

رضایی

در مورد این بحث شما باید بگم که قرآن از این ویژگی برخوردار است که ظرف بی‌نهایتی خداوند باشد. لذا قرآن را انسان مکتوب دانسته‌اند. به این معنا که شکل مکتوب انسان، همان قرآن است. به سخن دیگر، اگر حضرت محمد(ص) اشرف و اکمل انسان‌هاست،‌ قرآن نیز ‌اشرف و اکمل همین وجود در شکل کتاب و لفظ است. به این معنا که اگر حقیقت محمدی(ص) را تنزل دهیم و به شکل مکتوب و ملفوظ ارائه دهیم،‌ همان حقیقت قرآنی خواهد بود.

شاهین

چقدر زیبا گفتین اقای رضایی دقیقا از همین جا می‌توان دریافت که قرآن ناطق، برتر از قرآن صامت است. به این معنا که پیامبر(ص) و نفس ایشان حضرت امیرمومنان (آل عمران، ایه ۶۱) برتر از قرآن مکتوب و صامت می‌باشند و اگر جایی قرآن ناطق سخن می‌گوید، کسی نمی‌تواند به قرآن مکتوب استدلال آورد و آن را علیه قرآن ناطق،‌ حجت قرار دهد؛ زیرا مثل قرآن ناطق به قرآن صامت همانند پلیس راهنمایی با چراغ راهنمایی است. وقتی پلیس در سر چهار راه ایستاده و فرمان می‌دهد، استدلال کردن به چراغ و حرکت بر اساس آن، نادرست و باطل است.

محمد باقر

پیرامون صحبت های استاد در مورد ایمان باید بگم که در واقع ایمان به لطف و عنایت خداوند، از عواملی است که ما را به مقصود و هدف خود می‌رساند. ایمان به خدا، احساس خوب، مثبت اندیشی، ایمان به توانایی‌های خود، امید به موفقیت، عزم و اراده عالی، روحیه ی خوب و با نشاط، دعا کردن، توسل و توکل به خداوند؛ همه این‌ها به داشتن ایمان فعال کمک می‌کند

حسن زاده

به فرموده امام علی(ع) :
«با یقین می‌توان به نهایت خواسته رسید.»
انسانی که توکّل دارد و همواره مطمئن است، مطمئناً جواب اطمینانش را دریافت خواهد کرد. ایمان به خود و توانایی‌های خود، به جهان هستی و فرمانده جهان هستی را در وجود خود به صورت عادت درآورید و همواره منتظر دریافت‌های عالی از جهان هستی باشید.

نیما قادری

در مورد سخنان استاد پیرامون ایمان باید بگم که تنها ایمان است که می‌تواند در ذهن اثر بگذارد؛ وقتی شما می‌خواهید به آرزویی برسید، ولی در دل خود برای رسیدن به آن، باور و ایمان کافی و واقعی ندارید و دچار تردید هستید که آیا به هدف تان می‌رسید یا نه، مطمئن باشید به آن هدف نمی‌رسید.

راستین

استاد در سخنان خود از ایمان و عمل صالح صحبت کردن در مورد داشتن ایمان و باور،از نظر من یکی از ارکان مهم در تحقّق هدف‌ها و آرزوهایمان است. ایمان یعنی یقین و اطمینان ما؛ هر چقدر ایمان داشته باشیم، همان قدر دریافت می‌کنیم؛ به بیان دیگر، بر حسب انتظارات و خواسته هایمان به ما نعمت داده می‌شود. باید طوری رفتار کنید که نشان دهید در انتظار موفقیت، شادی و فراوانی هستید و خودتان را برای آن آماده کنید. این را بدانید که همیشه بر اساس ایمان تان به شما داده می‌شود.

شاکر

ببینید دوستان از نظر من اگر ایمان نداشته باشید، هیچ اتفاقی برای شما نمی‌افتد. باید باور کنید که خداوند از راه‌های عجیب و غریب که حتی فکرش را هم نمی‌کنید، شما را به اهداف تان می‌رساند. خداوند هرگز اشتباه نمی‌کند و تمام راه‌های خود را به نتیجه می‌رساند، او قدرتمند و توانا به انجام هر کاری است. هر چه که فکر می‌کنید غیر ممکن است و تردید به سراغ تان آمد را از خدا بخواهید و ایمان کامل داشته باشید که به آن خواسته می‌رسید؛ زیرا خداوند، قدرتمند، توانا، بخشنده و مهربان است

حسنی پناه

امام علی در همین مورد حدیثی دارند که میفرمایند صبر و شکیبایی نسبت به ایمان، مثل سر است نسبت به تن .» همان طور که تنی که سر ندارد بی معنی است، ایمانی هم که صبر و شکیبایی در آن نباشد فایده ای ندارد.

حسنی

دوستان از نظر من درست زمانی خواسته‌های ما اجابت می‌شود که آماده دریافت آن باشیم؛ رحمت خدا نیز همواره شامل کسی می‌شود که به او و حمایتش ایمان دارد. اگر ایمان کافی داشته باشیم و جای ترس و اضطراب و نگرانی را با ایمان عوض کنیم و قوانین خداوند را بیاموزیم و ایمان قوی به او داشته باشیم، خواسته مان را با اطمینان، به آن بزرگ ترین می‌سپاریم و می‌دانیم هیچکس قدرت او را ندارد.

محمدیان

در همین زمینه دوست خوبم رابرت کالیبر می‌گوید: «تصور کنید چیزهایی را که می‌خواهید، هم اکنون در اختیار دارید؛ بدانید که در زمان نیاز به سوی شما خواهند آمد، سپس به آنها اجازه ی ورود دهید؛ در موردشان نگران نباشید، به نداشتن شان فکر نکنید، فکر کنید به شما تعلّق دارند، از آن شما هستند و تحت مالکیت شما قرار دارند و ایمان داشته باشید؛ همواره ایمان قوی داشته باشید که هر چه رخ می‌دهد، به درخواست خداوند است؛ هر چه به هدفی که دارید اعتقاد داشته باشید، یقین بیشتر و احساس بهتری خواهید داشت.

علی

از نظر بنده حقیر ایمان همچون نقشه و قطب نمایی است که ما را به سوی هدف راهنمایی می کند. در واقع در زمینه ی رفتار انسانی هیچ نیرویی برای هدایت انسان قوی تر از ایمان نیست. عصاره ی تاریخ انسان، تاریخ ایمانی انسان است. مردان بزرگی چون حضرت محمّد (ص) و حضرت مسیح (ع) کسانی بودند که اعتقادات ما را دگرگون ساختند. هرچه در رفتارهای انسانی دقیق تر می شویم، بیشتر به قدرت خارق العادّه ی ایمان در زندگانی خود پی می بریم.

رامین

دوستان در کل باید تغییرات رفتاری را باید از تغییر باورها آغاز کرد. تحقیق روی زنی که دارای شخصیّت دوگانه بود، نشان داد که قند خون وی در حالت عادّی طبیعی بود؛ ولی پس از این که معتقد شد دارای بیماری قند است، کلّیه ی مشخّصات بیماران دیابتی را پیدا کرد و عقیده ی او به واقعیّت پیوست. در تحقیق دیگری، قالب یخی را بر بدن فردی که هیپنوتیزم شده بود، گذاشتند و به او تلقین کردند که فلز گداخته است. جالب است بدانید که در آن محل آثار سوختگی و تاول مشاهده شد. علّت این امر واقعیّت نبود، بلکه ایمان و باور، یا در واقع ارتباط مستقیم و مسلّم با سیستم عصبی بود. در حقیقت مغز به راحتی آنچه را به او فرمان دهند، انجام می دهد.

امیرحسین

قلب ناآرام هر انسان مشتاقی با دیدن این فیلم و فهم دکترین منهاج فردوسیان قطعا آرام خواهد گرفت . قطعیت و اطمینانی که در کلام حاج فردوسی وجود دارد بسیار مرا امیدوار می کند . خدایا به خاطر منهاج فردوسیان از تو و بنده ات حاج فردوسی بسیار سپاسگزارم و کمکم کن تا با عمل به آن شکر نعمتت را بجا بیاورم

شاهین ثابتی

در بحث استاد شنیدیم از ایمان و عمل صالح بیشتر که دقت کنیم در آموزه های قرآنی ایمان و عمل صالح از چنان ارتباطی برخوردارند که فقدان هر یک، کارآیی و تأثیرگذاری دیگری را کم اهمیت و یا بی ارزش می کند. ایمان و عمل صالح دو بال پرواز بشر به مقام انسانیت و درک خلیفه اللهی و وصول به سرمنزل مقصود است. در آموزه های قرآنی، عمل صالح، بازتاب بیرونی ایمان واقعی است. هر کس به ایمان واقعی دست یافته باشد در منش و کنش خویش نیک کردار خواهد بود.

رامین

درست میفرمایید در ادامه باید بدانیم که خداوند متعال انسان را با هدفی به این عالم خاکی آورد و ایمان به خداوند و فرستادگان وی را رمز رسیدن به کمال حقیقی و سعادت دنیوی و اخروی وی مقرّر فرمود. با این حال، با رجوع به آیات و روایات معصومین(علیهم السلام) مشخّص می¬شود که ایمان به خداوند نه شرط کافی بلکه شرط لازم برای نیل به سعادت انسانی است و عامل دیگری که همان عمل صالح در این طریق نیاز است. آیات قرآن، مکررّ، ایمان و عمل صالح را در کنار هم آورده و روشن میسازد که این دو در کنار هم، سعادت و رستگاری انسان را به دنبال دارد و لذا برای بقاء ایمان در دل، انجام عمل صالح، امری ضروری است که بدون آن، روح ایمان مطمئنا می‌خشکد.

احمد رضا

در مورد بخشی از سخنان استاد پیرامون فردوس اعلی گفته شد باید بگم که بهشت فردوس یکی از هشت بهشتی است که خداوند برای انسان آفریده است. این نوع از بهشت باید از ویژگی خاصی برخوردار باشد که قابل ارث بری است. فردوس که در زبان فارسی و یونانی از آن به پردیس یا پرادیس یاد می‌شود، به بوستان‌هایی گفته می‌شود که از نظم خاصی برخوردار هستند. باغ‌های ایرانی در کاخ‌های شاهی از جمله پردیس‌های معروف در دنیا است.

شاکر

در مورد سخنان استاد پبرامون بحث بهشت اعلی وفردوس باید بگم که نعمات بهشتیان اعم از مادی و معنوی همه بر اساس شان و مرتبت ایشان تقسیم می شود. لذا اگر چه همه از قصرهای مجلل و همسران و دیگر نعمات بهشتی برخوردارند، اما کیفیت آنها متناسب با درجاتشان فرق دارد. من جمله میزان دیدار و همنشینی با بزرگان بهشتی همچون پیامبران و امامان نیز بسته به درجات بهشتیان متغیر است. همچنین بالاترین نعمت بهشت که بنابر نقل، لذت درک خدا و رضایت اوست، نیز بستگی به شان بهشتیان دارد

محمدیان

در مورد بخشی از سخنان استاد پیرامون فردوس اعلی گفته شد باید بگم که بهشت فردوس یکی از هشت بهشتی است که خداوند برای انسان آفریده است. این نوع از بهشت باید از ویژگی خاصی برخوردار باشد که قابل ارث بری است. فردوس که در زبان فارسی و یونانی از آن به پردیس یا پرادیس یاد می‌شود، به بوستان‌هایی گفته می‌شود که از نظم خاصی برخوردار هستند. باغ‌های ایرانی در کاخ‌های شاهی از جمله پردیس‌های معروف در دنیا است.

حسین

دقیقا دوست خوبم حتی با توجه به برخی از روایات می‌توان گفت که این بهشت فردوس را مومنان از کافران به ارث می‌برند؛ زیرا خداوند برای هر جن و انسانی، بهشتی آفریده است؛ یعنی همان طوری که کودک پیش از تولدش، شیرش در پستان مادر آماده است، برای هر انسان و جنی، بهشتی آفریده شده است.

حسنی پناه

کاملا حرف های شما درست است در ادامه سخنان شما باید بگم که مومنان با اجتناب از محرمات و گناهان ،این بهشت را حفظ می‌کنند و با انجام واجبات به کیفیت آن می‌افزایند، اما کافران با گناهان خویش، آن را از میان می‌برند. از این رو وقتی قیامت می‌شود، به کافران، بهشتی که وعده داده شده را نشان می‌دهند و آنان با حسرت از دست دادن آن، به سوی دوزخ رانده یا کشیده می‌شوند.

جزینی

در همین مورد پیامبر(ص) می‌فرماید: «ما مِنْ اَحَد اِلاّ وَ لَهُ مَنْزِلٌ فِى الْجَنَّهِ وَ مَنْزِلٌ فِى النّارِ فَاَمَّا الْکافِرُ فَیَرِثُ الْمُوْمِنَ مَنْزِلَهُ مِنَ النّارِ وَ الْمُوْمِنُ یَرِثُ الْکافِرَ مَنْزِلَهُ مِنَ الْجَنَّهِ فَذلِکَ قَوْلُهُ اُورِثْتُمُوها بِما کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ؛ هر کس ـ بدون استثناء ـ جایگاهى در بهشت و جایگاهى در دوزخ دارد، کافران جایگاه دوزخى مومنان را به ارث مى برند و مومنان جایگاه بهشتى کافران را.

شاهین

ببینید دوستان کسی که وارد بهشت شود در هر شان و مرتبه و درجه ای که قرار داشته باشد، از یک سری خدمات عمومی بهشت و از امتیازات کلی زندگی بهشتی برخوردار می شود. از جمله اینکه در بهشت، مرگ و بیماری، غم و اندوه، رنج و درد وجود ندارد. هیچ نوع عذاب روحی و جسمی بهشتیان را آزار نخواهد داد؛ که اصلا آزار و سختی با اصالت بهشت سازگار نیست.

نیما جان

در ادامه ی صحبت های شما برادر گرامی باید بگم که افراد رده های پایین تر به ممتازان رده های بالاتر حسرت نمی برند. حسرت از جمله عذابهای سخت روحی است که در بهشت راه ندارد. این افراد همچون کودکانی هستند که از بازی های کودکانه متلذذ می شوند و هیچ درکی از لذتهای بزرگتری همچون لذات جنسی ندارند و آرزوی آن را هم در سر نمی پرورانند. زیرا برای متلذذ شدن به لذاتی بزرگتر، لازم است که کودک بالغ شود و ظرفیت ها و تواناییهای لازم را بیابد تا ادراک لذت برایش میسر شود .

حامد

از نظر من کسی که وارد بهشت شود در هر شان و مرتبه و درجه ای که قرار داشته باشد، از یک سری خدمات عمومی بهشت و از امتیازات کلی زندگی بهشتی برخوردار می شود. از جمله اینکه در بهشت، مرگ و بیماری، غم و اندوه، رنج و درد وجود ندارد. هیچ نوع عذاب روحی و جسمی بهشتیان را آزار نخواهد داد؛ که اصلا آزار و سختی با اصالت بهشت سازگار نیست

حامد حداد

عزیزان باید خاطر نشان کنم که نعمات بهشتیان اعم از مادی و معنوی همه بر اساس شان و مرتبت ایشان تقسیم می شود. لذا اگر چه همه از قصرهای مجلل و همسران و دیگر نعمات بهشتی برخوردارند، اما کیفیت آنها متناسب با درجاتشان فرق دارد. من جمله میزان دیدار و همنشینی با بزرگان بهشتی همچون پیامبران و امامان نیز بسته به درجات بهشتیان متغیر است. همچنین بالاترین نعمت بهشت که بنابر نقل، لذت درک خدا و رضایت اوست، نیز بستگی به شان بهشتیان دارد .

شاهدی

دوستان حتی احادیث زیادی داریم این مورد که پیامبر خدا فرمود: بهترین امت من کسى است که جوانى را در طاعت خدا بگذراند، دل از لذت دنیا برگیرد و در آخرت آویزد، تا خدا بالاترین درجات بهشت را به وى پاداش دهد…. پایین ترین درجات نیز از آن کسانی است که اگرچه افتخار مسلمانی را دارند، اما آنقدر گناه کرده اند که باید مدتی را در دوزخ سپری کنند و سپس از آن نجات یافته و بهشتی شوند .

شاکر

در مورد صحبت های استاد پیرامون راه روشن و صراط مستقیم، تنها راه هدایت: انسان موجودی ایستا و بی حرکت نیست بلکه سالک و رونده است و مقصود این حرکت و سلوک نیز «لقاءالله » است . قرآن کریم خطاب به همه انسان ها می فرماید: «یا ایها الانسان انک کادح الی ربک کدحا فملاقیه ». همه افراد بشر، مؤمن و کافر، «مسافر الی الله » هستند و همگی آنان به ملاقات پروردگارشان خواهند رسید; با این تفاوت که مؤمنان، جمال و مهر حق را ملاقات می کنند و کافران جلال و قهر او را . یکی خدا را به وصف «ارحم الراحمین » ملاقات می کند و دیگری او را به وصف «اشدالمعاقبین » می یابد .

راستین

در ادامه ی صحبت های شما دوست عزیزم باید بگم که در بین همه راه هایی که انسان می تواند طی کند و به خداوند برسد، تنها یک راه «صراط مستقیم » و راه هدایت است و دیگر راه ها اعوجاجی و منحرفند . اگر کسی در راه درست و در صراط مستقیم حرکت کند، در پایان راه به خدای «ارحم الراحمین » می رسد و اگر از بیراهه برود، باز هم به همان خدا می رسد; ولی با وصف «اشد المعاقبین »

رضایی

از نظر من صراط مستقیم راه روشن نزدیک ترین و سالم ترین راه رسیدن به خداوند است، بزرگراه آشکار هدایت است که هیچ گونه شک و تردید و ابهامی در آن وجود ندارد و اگر انسانی از صراط مستقیم خارج می شود، برای وجود نقص در این راه نیست بلکه به دلیل ضعف خود او و وسوسه شیطان است .

شجاع

فرمایش شما متین اما جور دیگر هم میشود ان را تعریف کرد و گفت صراط مستقیم » راهی است که خدای سبحان برای هدایت انسان معین کرده و آغاز این راه در درون فطرت الاهی همه انسان ها است و پایان آن لقای خداوند است . کلمه «صراط » در همه آیات قرآنی به صورت مفرد آمده و تثنیه و جمع ندارد که این خود قرینه ای بر یگانگی و وحدت صراط مستقیم است .

رضا ناجی

در مورد صحب های استاد پیرامون راه روشن و یا هم ان صراط مستقیم از نظر قرآن کریم، همان “دین قیّم” است که فرمود: “قل اننّى هدانى ربّى الى صراط مستقیم، دینّاً قیّماً مله ابراهیم حنیفاً” و دین قیم دینى است که خود ایستاده است و دیگران را نیز به پا مى ‏دارد. و سرّ این که از دین قیّمى که همان صراط مستقیم است به “ملّت ابراهیم” یاد مى ‏شود و دین به روش او نسبت داده مى ‏شود، این است که برجسته‏ ترین روش را ابراهیم خلیل (ع) ارایه کرده است و “حنیف” به معناى کسى است که در متن راه حرکت مى ‏کند و در مقابل “جنیف” و “متجانف”؛ یعنى کسى است که به راست و چپ گرایش دارد.

احمدی

دقیقا برادر حتی همان گونه که از بررسی آیات قرآن بر می آید، صراط مستقیم همان آیین خدا پرستی و دین حق و پایبند بودن به دستورات خدا است و معانی مختلفی که مفسران در این زمینه ارائه کرده اند در واقع به همین معنا باز می گردد

حسین

ببینید برادران امام واجب الاطاعه، صراط مستقیم در دنیا است و پیروی از او، وسیله عبور از صراط و پل بر روی جهنم در آخرت است. امام صادق (ع) در این باره می فرماید: “صراط مستقیم دو صراط است. یکی صراط در دنیا و دیگری صراط در آخرت. صراط در دنیا امام واجب الاطاعه است. هر کس وی را در دنیا شناخت و به او اقتدا کرد، از پل صراط عبور کرد و هر کس در دنیا او را نشناخت قدم هایش در پل صراط می لغزد و وارد جهنم می شود»

شاهین

امام (ره) در جایی در این همین باره می فرماید: راه مستقیم راه آنهایی است که خداوند به آنها منت گذاشته و نعمت عطا فرموده، نعمت اسلام، نعمت انسانیت، دفاع و پاسداری از اسلام و قرآن، مجاهده در راه اسلام این راه مستقیم است. این همان صراط مستقیمی است که شما در نماز از خدا می خواهید.

حسنی

دوستان قرآن کریم تصویر دقیق تری را نیز از صراط مستقیم ارائه کرده که همان تصویر «عمودی و صعودی » آن است . در آیه ای می فرماید: طغیان و تجاوز نکنید; زیرا هر کس طغیان کند، غضب من بر او حلال می گردد و در او حلول می کند و هر کس که مستحق عذاب من گردد، سقوط خواهد کرد: «ولا تطغوا فیه فیحل علیکم غضبی و من یحلل علیه غضبی فقد هوی»

نامی

در پیرامون صحبت های استاد در مورد راه های روشن و مستقیم عالمان و مفسران قرآن در تفسیر “صراط مستقیم” از دو شیوه نظری و مصداقی بهره جسته اند؛ منظور از نظر شیوه نظری ویژگی هایی است که خداوند در قرآن برای صراط مستقیم بیان کرده است، و مقصود از روش مصداقی؛ مصادیق و کسانی که هستند با پیمودن راه راست و دارا بودن ویژگی های ذکر شده در قرآن، الگو و نمونه بارز صراط مستقیم شدند.

محمد باقر

در ادامه فرمایش شما دوست عزیزم باید بگم که راه مستقیم راهی است که از اول جهت مشخص دارد، بر خلاف راه های غیر مستقیم مانند راه منحنی، یا راه پیچ در پیچ … که فرضاً در نهایت انسان را به مقصد برساند، با تغییر جهت های متعدد، یا مداوم. پس راه انسان به سوی کمال از نوع عبور از میان اضداد و نوسان نیست.

رضا

ببینید دوستان از نظره بنده حقیر صراط مستقیم؛ یعنی راه انبیا و پیامبران الاهی. رسول خدا (ص) درباره «اهدنا الصراط المستقیم» فرمود: راه انبیا است. [۸] پیامبر (ص) در جایی نشسته بودند و گروهی در گرد ایشان بودند، حضرت شروع کرد به ترسیم خطوطی بر روی زمین. یکی از آن خط ها مستقیم بود و دیگر خط ها کج و غیر مستقیم. سپس فرمودند: این یک راه، راه راست من است و باقی دیگر هیچ کدام راه من نیستند

محمد حسین

در مورد ظهور منجی موعود که استاد در اوایل بحثشان به ان هم پرداختند میشود گفت یک اعتقاد عمومی در تمامی ادیان است. کتاب های مقدس آسمانی، چه آنها که بخشی یا تمام آنها وجود دارد و چه آنها که منقولاتی از آنان در کتاب های دیگر آمده است، بشارت داده اند که جهان در سیطره ظلم و فساد نمی ماند؛ بلکه جماعت صالحان به امامت “رهبر موعود” عدل و داد را در گیتی حاکم خواهند کرد.

امین

دقیقا دوست خوبم در ادامه باید بگم که ریشه دار بودن اعتقاد به مهدی و منجی، موجب آماده بودن مردم اعصار گوناگون برای پذیرش و تبعیت وی شده و می شود. از همین رو، این مفهوم موجب سوءاستفاده فریبکاران و شیادانی شده است که در طول تاریخ با ادعاهای دروغین، خود را مهدی یا از یاران او معرفی کردند تا از رهگذر عقیده پاک مردم به نیات آلوده خویش دست یابند. اتفاقاً بسیاری از این مدعیان، در نقشه خود موفق شده و به مقصود خود رسیده اند؛ چه مدعیان کوچکی که اهداف مالی و رمالی داشته اند، و چه مدعیان بزرگی که توانستند با این ادعا حکومت های عریض و طویل یا مذاهب منحرف دیرپا و گسترده ای برای خویش دست و پا کنند.

محمدی

دقیقا برادر حتی اگه دقت کنیم میبینیم که همچنین دشمنان اسلام و انسانیت که همواره در ترس از حاکمیت عدل و انسان کامل به سر می برند، از یک سو با ساخته و پرداخته کردن سؤالات و شبهات، تلاش دارند که یا اعتقاد به ظهور منجی را در دل آدمیان سست کنند؛ و از سوی دیگر با تحمیق رسانه ای و ساختن فیلم های سینمایی، چهره ای هولناک از آن مرد الهی بیافرینند!

محمد امین

از مباحث مهم عدالت که حضرت حاج فردوسی اوایل صحبت های خود به ان پرداختند مطلق یا نسبی بودن آن است. اسلام عدالت را مطلق می انگارد، زیرا عدالت با خاتمیت و ابدیت دین ارتباط داشته و از آنجایی که عدالت، مطابق اعتقادات دینی از اهداف ابدی انبیا بوده و اگر عدالت در هر زمانی مختلف باشد، نمیتوان قانون واحد صادر نمود. لذا عدالت در اسلام مبتنی بر یکسری حقوق ثابت انسانهاست که در این صورت عدالت مطلق بوده و نسبی نمیباشد. بدان معنی که عدالت بر پایه حقوق واقعی و فطری استوار است و ملاک و مصداق آن را شریعت و سنت نبوی تعیین میکند. در این صورت اگر چه ممکن است که در زمانها و مکانهای مختلف درک دینی ما از نظام ارزشی موجود تغییر یابد؛ ولی از آنجا که عدالت مبتنی بر اصول کلی شریعت است، لذا مطلق و ثابت میباشد.

محمد رضا

از نظر من عدالت مطابق اعتقاد شیعه، در ردیف ریشه‌های دین قرار گرفته و از اصول پنجگانه دین به شمار می آید. اعتقاد و عدم اعتقاد به عدل بیانگر مذهب شیعه بوده و این اصل در کنار امامت، به عنوان نشانه تشیع تلقی می‌گردد.

بهنام

عدالت در نگاه علی (ع)، به تعبیری اصلی است که میتواند تعادل اجتماع را حفظ کرده و همه را راضی نگه دارد و به پیکره اجتماع سلامت و به روح اجتماع آرامش بدهد عدالت به منزله بزرگراهی است که میتواند همه را از خود عبور دهد؛ اما ظلم و جور کوره راهی است که حتی فرد ستمگر در آن به مقصدش نمی رسد.

محمد باقر

از نظر من عدل در مفهوم فلسفی، مبنای اساسی معاد بوده و خداوند در موضوع معاد، محاسبه رستاخیز، پاداش و کیفر اعمال میفرماید: «و تضع الموازین القسط لیوم القیامه فلا تظلم نفس شیئآ و ان کان مثقال حبه من خردل اتینا بها و کفی بها حاسبین» ترازوهای عدالت را در روز رستاخیز مینهیم. به احدی هیچ ستمی نخواهد شد و اگر هم وزن دانه خردل باشد، آن را می آوریم. این بس که ما حساب گر هستیم».

احسان

در مورد حرف های حضرت استاد که پیرامون عدل الهی بودند و در اوایله بحثشون به اون پرداختند موزون بودن و تعادل را میشه مطرح کرد ؛ هر اجتماع متعادل، نیازمند به کارهای فراوان اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، قضایی و تربیتی میباشد و از آنجایی که عالم هستی موزون و متعادل است، لذا این کارها باید میان افراد تقسیم شود. برای هر کدام از آنها نیز باید به قدر لازم کارگزار گماشته شده و بودجه و نیرو صرف گردد. لذا در غیر این صورت امکان بر پایی عالم هستی وجود نداشته و این نظم، تناسب و حساب معین نیز در آن نبود، چنان که حدیث نبوی اشاره مینماید: «بالعدل قامت السموات و الارض».

شاکر

دقیقا دوست من مورد دیگر هم رعایت حقوق افراد و عطاء کردن حق به ذی حق میباشد عدل در این معنا در برابر ظلم (پایمال کردن حق دیگران) قرار گرفته و آنچه همواره باید در قوانین بشری به معنای عدالت اجتماعی رعایت شده و همگان آن را محترم بشمارند همین معناست. لذا ظلم به معنای تجاوز به حریم و حق دیگری نسبت به خداوند محال میباشد، چون او مالک علی الاطلاق بوده و هیچ چیز در مقایسه با او اولویت ندارد.

محمد رضا

ببینید دوستان در بعضی از آیات قرآن از عادلیت و قیام به عدل به عنوان یک صفت مثبت برای خداوند یاد شده است و در قرآن تنها به تنزیه خدا از ظلم قناعت نشده است؛ بلکه به صورت مستقیم به اثبات صفت عدالت برای خداوند پرداخته شده است: «شهد الله انه لا اله الا هو و الملائکه و اولوا العلم قائمآ بالقسط؛ خداوند، فرشتگان و دارندگان دانش گواهی می دهند که معبودی جز خدای یکتا که بپا دارنده عدل است، نیست».

ابوالفضل جزینی

در مورد نظریه عدلی که حاج فردوسی درون سخنان گهر باره خود گفتند من نظرم این است که عدالت از مفاهیم بنیادین دینی بوده که همه ادیان الهی با هدف تحقق این اصل از سوی خدای متعال بواسطه انبیاء نازل گشته اند. مهمترین دغدغه پیام آوران الهی بعد از شناخت خدا و نزدیک کردن انسان به او، ایجاد و بسط عدالت بوده است. دین اسلام نیز به عنوان خاتم ادیان، تحقق عدالت را در سر لوحه اهداف خود قرار داده است. در این راستا باید خاطر نشان کرد که وجود ۲۹ آیه از قرآن در باب عدالت، شاهدی بر اهتمام اسلام بر این اصل می باشد.

ساسان

از نظر من تمام حرفا های شما صحیح میباشد …در ادامه باید بگویم که در باب اهمیت مفهوم عدالت در اسلام، همین بس که برخی معتقدند که اصل عدالت را میتوان به عنوان معیاری برای فقاهت و استنباط های فقهی مطرح نمود و در این راستا شهید مطهری نیز عدالت را از مقیاسهای اسلام شمرده و انکار آن را موجب عدم رشد فلسفه اجتماعی و فقه متناسب با اصول می داند و لذا میگوید که اگر حریت و آزادی فکر وجود داشت، اگر موضوع برتری اصحاب سنت بر اصل عدل پیش نمی آمد، اگر بر شیعه مصیبت اخباریگری نرسیده بود و فقه ما نیز بر مبنای اصل عدالت بنا شده بود، دیگر دچار تضادها و بن بستهای کنونی نمی شدیم. با توجه به این وضعیت، اصل مهم عدالت مورد غفلت واقع شده و با این حال هنوز یک قاعده و اصل عام از آن استنباط نشده است که این مطلب موجب رکود تفکر اجتماعی ما شده است