17 ژانویه

شرعه‌ی فردوسیان (۱)

«شرعه‌ی فردوسیان» پاسخ‌های «حاج فردوسی» مؤلف نظام جامع تربیتی منهاج فردوسیان به سؤالات اصحاب منهاج فردوسیان است. این پاسخ‌ها در قالب سریال تصویری، ارائه می‌شود. این مجموعه‌ی ویدیویی، شرح مفصلی بر نظام جامع تربیتی منهاج فردوسیان و مکمّل تصویری آن است.
حاج فردوسی در این قسمت، به این سؤالات پاسخ دادند:
۱. خودتان را معرفی کنید.
۲. در چه تاریخی و در کجا متولد شده‌اید؟
۳. چطور شد طلبه شدید؟
۴. چطور شد به مبحث تکامل، علاقه‌مند شدید؟

این قسمت از شرعه‌ی فردوسیان را ببینید:

************
این قسمت از شرعه‌ی فردوسیان را بشنوید:

توجه: صدای این قسمت، در کانال تلگرامی «رادیو منهاج فردوسیان» به نشانی: «MenhajRadio@» و کانال شرعه‌ی فردوسیان در سایت شنوتو نیز منتشر گردید.
کلمات کلیدی: , , ,

27

 
 
 
14 نویسندگان
13 پاسخ‌ها
1 دنبال کنندگان
 
مرتب کردن بر اساس بیشترین بازخورد
مرتب کردن بر اساس داغ‌ترین دیدگاه
10 نویسندگان برتر
  مشترک شوید  
اشتراک برای:
R. K

سلام
قسمت اول رو گوش کردم جسارتا یک نقد دارم.
مگه نسل اندر نسل فردوسی بودن فضیلته که شما با افتخار و امری عجیب بیان میکنین؟ حالا اگه نسل اندر نسل روستایی بودین به کمالی که الان رسیدین نمیرسیدین؟

محمد صادق

بهتره بجای گیر کردن سر همچین موضوعی روی مطالبی که به کمال و سعادتمون کمک میکنه دقیق بشیم.

نادر صافی

برای این که بدانیم اخر کار انسان کجاست طبق سخنان استاد از نظر بنده باید انسان شناسی رو مورد بحث قرار دهیم …ببینید دوستان انسان شناسی جزئی از جهان شناسی است و بررسی ابعاد وجودی او باید هماهنگ و در راستای شناخت از هستی و جهان بینی باشد، چه اینکه هر عمل انسان متکی بر نوعی جهان بینی است. هدف هایی که فرد در تعقیب آن است، راه و روش هایی که در این مسیر طراحی می کند، باید و نباید هایی که در پی رعایت آنهاست، مسئولیت هایی را که می پذیرد و … همه به منزله نتایج لازم و ضروری دیدگاه و جهت گیری کلی او نسبت به هستی است و جهان بینی او در واقع تعبیر و تفسیر او از جهان و انعکاس این تفسیر بر رفتارهای وی و تعیین کننده سمت و سوی حرکت اوست

حسین

دوست من از نظره بنده و در تکمیل صحبت شما دوست عزیز باید بگم که براساس جهان بینی اسلامی خلقت انسان امری هماهنگ با هستی است و لذا خصوصیات، ویژگی ها و ابعاد وجودی او نیز مستقل و منتزع از نظام هستی، قابل تجزیه و تحلیل نیست. به همین دلیل و متناسب با تقسیم مجموع هستی به سه عالم مثال و عالم طبیعت برای انسان نیز سه بُعد وجودی «قلب»، «عقل» و «جسم» مطرح گردیده است.

جزینی

بله بله دقیقا حتی شهید استاد مطهری در کتاب خودشان گفته اند که اساسی ترین شرط سلامت قلب، تسلیم بودن در مقابل حقیقت است. تسلیم سه مرحله دارد: تسلیم تن، تسلیم عقل و تسلیم دل. زمانی که دو حریف با هم نبرد می کنند و یکی از طرفین احساس شکست می کند در این گونه تسلیم ها معمولاً حریف مغلوب، دست های خود را به علامت تسلیم بالا می برد و از ستیز و جنگ باز می ایستد و در اطاعت حریف در می آید؛ یعنی هر طوری که حریفش فرمان می دهد عمل می کند در این نوع از تسلیم، تن و جسم تسلیم می شود اما فکر و اندیشه تسلیم نمی گردد بلکه مرتباً در فکر تمرد است.

شاهین افاق

دقیقا درست میفرمایدد حتی استاد میگویند که مرحله دیگر تسلیم عقل و فکر است. قدرتی که می تواند عقل را تحت تسلیم درآورد قدرت منطق و استدلال است، در اینجا از زور بازو کاری ساخته نیست. هرگز ممکن نیست که با کتک زدن به یک دانش آموز فهمانید که مجموع زوایای مثلث برابر با دو قائمه است، قضایای ریاضی را با استدلال باید ثابت کرد و راهی دیگر ندارد. عقل را، فکر و استدلال تسخیر و تسلیم می کند

شایان

پیرامون صحبت های استاد که عرض کردند یکی از مشکلات و دغدغه های ایشون و بشریت هستش که اخر انسان به کجا میرسد از نظر من یکی از ویژگی های اساسی انسان غایت گرایی و حرکت به سمت هدف مطلوب است. این هدف به عنوان کمال و قدم نهادن در فضایی بهتر و بهتر از قبل، دائماً در برابر انسان قرار دارد. توجه به بحث کمال و ویژگی های آن، شیوه دستیابی به کمال و نیز ویژگی های انسان کامل از جمله مواردی است که هر کس بخواهد از انسان بحث کرده و به تبیین چیستی و حقیقت او بپردازد، به ناچار باید از این امور بهره جوید.

احسان

در ادامه ی صحبت های شما باید بگم که به هر یک از فرهنگ ها، آیین ها، مذهب ها و مکتب های فکری و فلسفی که بنگریم ردپایی از بحث انسان کامل می یابیم. هم بودا و کنفوسیوس سخن از انسان کامل به میان آورده اند و هم عیسی(ع) و محمد(ص). هم زرتشت از انسان متعالی به نیکی یاد می کند و هم افلاطون و ارسطو، هم نیچه و مارکس به شناخت انسان برتر پرداخته اند و هم متصوفه و عرفا در جهان غرب نیز بحث کمال انسان و انسان های کاملی که بتوانند نقش الگو و راهنما را ایفا کنند، همواره مطرح بوده است.

نامی

از نظره من باید مفهوم کمال رو بررسی کرد ببینید عزیزان در کاری که انسان انجام می دهد، نمی تواند خالی از هدف خاصی باشد. همه اهداف و اغراض مستتر در افعال و رفتار انسان ریشه در جلب منافع و دفع ضرر دارند و انگیزه حرکت او هم نوعی بیم و امید به آثار حاصل از هر یک نسبت به هدف و مقصد او می باشد.

الوان زاده

چقدر زیبا بیان کردین در ادامه میشه این چنین برداشت کرد که وقتی گفته می شود هر نوع حرکت انسان برای جلب منفعت و یا دفع ضرر است، این امر در واقع مبین این است که فرد با جلب منفعت به دنبال کسب نوعی افزون خواهی و با دفع ضرر در پی رهایی از نوعی کمبود و نقص می باشد. به عبارت دیگر انسان در هر وضعیتی که قرار دارد، همیشه طالب آن است که در وضعی بهتر و بالاتر از آن قرار بگیرد و به نوعی «کمال» و رهایی از نقص برسد.

نادر

دوستان از نظره بنده هر کس در حرکت خود به دنبال کمال مطلق است و جلب و دفع ضرر و به عبارتی بیم و امید حاکم بر حرکت و رفتار او بر اساس مفهومی که از کمال مطلق دارد، تعیین و تعریف می گردد و از آن به عنوان رفتار خوب و متناسب با کمال تعبیر می شود. در اسلام زیر بنای فعل انسان و ملاک و معیار جلب منفعت و دفع ضرر و «بیم و امید» حاکم بر حرکت او، رضایت حضرت حق و تقرب به کمال مطلق می باشد و به همین دلیل، هدف خلقت در اسلام تقرب الهی و گام نهادن در وادی نزدیک شدن به کمال مطلق معرفی شده است.

شاهین

ببینید عزیزان اگر هدف نهایی انسان کمال و تقرب وی به سمت باری تعالی است، طبعاً برای رسیدن به این مقصد انسان باید در مسیری گام نهد که به این مقصود منتهی شود و این به معنای همت در انتخاب و انجام اعمال و رفتارهایی هماهنگ و متناسب با این غایت و نیز پرهیز از افعال و اعمالی است که با آن هدف در تعارض است.

حسنی پناه

بسیار زیبا عرض کردین در ادامه ی صحبت های شما باید عرض کنم که درک صحیح از باارزش بودن عملی، مستلزم شناخت نسبت آن با کمال مطلق و میزان تأثیر آن در تقرب می باشد و چنین امری نیازمند اشراف و احاطه کامل بر فلسفه خلقت انسان، ماهیت و ابعاد وجودی و نیز روند تکاملی اوست. قطعاً چنین اطلاع و احاطه ای برای انسان به صورت عادی میسر نیست و به همین دلیل بعثت انبیا و نزول وحی جهت آوردن احکام و تعالیم رشد و کمال ضرورت یافته است

حسن

دوستان من از صحبت های شما عزیزان این طور برداشت کردم که بنابراین اگر فردی در کاری که انجام می دهد، از طرفی به حسن فاعلی کار توجه داشته و نیت خود را برای خداوند خالص گرداند و از طرف دیگر سعی کند در توان خود، این نیت را در شکل و قالبی خدا پسندانه به منصه ظهور برساند، چنین فعلی و عملکردی مصداقی از «عبادت» تلقی می گردد و این گونه عمل نمودن تنها راه عملی تقرب الهی و کمال است.

منهاجى

اگر اشكالى نسبت به شرعه ى فردوسيان داشته باشيم كجا مطرح كنيم؟

حسن

عالى بود

جانان

چقدر زیبا. چقدر شیوا. هر چقدر از خوبی ها و حسنات حاج فردوسی بگوییم کم است و کوتاهی کرده ایم. این حرف من را اون هایی که با منهاج فردوسیان خو گرفته اند می فهمند

کیان

من خیلی دوست دارم حاج فردوسی رهبر معنوی منهاجی ها را در تلویزیون نشان دهند و من با افتخار بگویم که ایشان رهبر معنوی من هستن و جانم را برای شان فدا خواهم کرد. زیرا راه درست زندگی و رسیدن به بهشت رو برای من هموار و روشن کردند.

جانان

آرزوی من دیدن تصاویر زیبای شما بود و همیشه کامنت و مطلب براتون میفرستادم که تصاویر تون رو برای ما علاقه مندان به اشتراک بگذارید

علی کاظمی

خداوند حاج فردوسی عزیز رو برای ما جوون ها نگه داره. بسیار ممنون که به درخواست علاقه مندان خودتون توجه کردین و کلیپ رو از خودتون منتشر کردین. من واقعا خوشحالم که شما را به راحتی می بینم. ای کاش در خواست برای ملاقات حضوری را نیز قبول کنید.

العبد النّاجىّ المنهاجى

بسم الله الرّحمان الرّحيم
سلام عليكم
خدا را شُكر كه حاج فردوسى به صورت تصويرى سؤالات رو جواب مى دن.
ممنون

جواد

شاید بیست بار این کلیپ رو دیدم و هربار برام جذاب بود. بالاخره به آرزوم رسیدم و سخنرانی حاج فردوسی عزیز رو دیدم. خدایا شکرت مرسی از همه کسانی که این کلیپ رو آماده کردن

محمد حسین

وااااای خیلی خوب بود. اینقدر خوشحال بودم از دیدن حاج فردوسی و محو صحبت کردن زیباشون شدم که اصلا متوجه مطالبی که میگفتن نبودم

عیسی اکبری

سلام علیکم
جونم حاج فردوسی بابا تو دیگه کی هستی
خدایا بی نهایت شکرت

ناشناس

اللهم صل علی محمد و آل محمد
به به، چشم ما به جمال نورانی حضرت حاج فردوسی منور شد.

fa فارسی
X