۱۳ دی

لعن بر صوفیه!

سلام بر شما
دوستی دارم که خیلی با صوفیه مخالف است و همیشه آنان را لعن می‌کند. بویژه صوفیه‌ی گنابادی و دکتر تابنده و سایر دراویش و مشایخ مجاز را شدیداً لعن می‌کند و امیدوار است که این لعن‌ها، او را به درجات عالیه‌ بهشت برساند. می‌خواستم نظر شما که خود از سرداران مبارزه با صوفیه و انحرافات و بدعت‌هایشان هستید را در مورد این کار دوستم بدانم.
متشکرم

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
باسمه تعالی

سلام علیکم
سؤال شما را در ضمن سه نکته پاسخ می‌دهم. ان شاء الله تعالی

نکته‌ی اول: روش بنده، مبارزه با صوفی مصطلح نیست، که این صوفیانِ علامت‌دار را «جاهل» و «بیمار» دانسته و شیوه‌ی درست را مبارزه با «تصوف» می‌دانم. همیشه به رفقای عزیزم توصیه کرده‌ام که انحرافات را بشناسید و سپس هر کسی که آن انحراف بر او منطبق شد، او را به همان اندازه صوفی یعنی منحرف از جاده‌ی مستقیم ثقلین بدانید. شاید آن انحراف بر فلان فقیه یا زاهد یا عارف منطبق گردید. پس فریب شهرت اشخاص را نخورید و از ‌هیبت و طمطراق آنان نهراسید، هر کس منحرف شد در اعتقادیات یا عملیات،‌ او را به همان اندازه منحرف بشمارید.

نکته‌ی دوم: صوفیه‌ی گنابادی ادعای تشیع دارند. هر چند تشیعشان در حد بسیار نازل و مخلوط با بدعت‌ها و خرافات فراوان است ولی بالاخره تا جایی که تحقیقات بنده پیش رفته، دوستان اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم‌السلام) و دشمنان ارباب سقیفه هستند و این دوستی را از جشن‌های عید غدیر و نیمه‌ی شعبان و عزاداری‌های محرم و صفرشان می‌توان فهمید.

نکته‌ی سوم: لعن کردن، بسیار حساس و خطرناک است زیرا بر طبق روایت معتبر، اگر کسی را که مستحق لعن نیست، لعن کنید، به خودتان بر خواهد گشت و ایجاد انواع مشکلات مادی و معنوی، دنیوی و اخروی خواهد نمود. پس لعن را در همان حد که در قرآن کریم و روایات معتبر آمده، مجاز بشمارید. حتی در قرآن کریم، هیچ آیه‌ای که امر به لعن دیگران باشد، نیامده است؛ یعنی در هیچ آیه‌ای نفرموده است که فلان شخص یا فلان طایفه را لعنت کنید. فقط در دو آیه به صورت غیرامری می‌فرماید: «عَلَیْهِمْ لَعْنَهُ اللَّهِ وَ الْمَلائِکَهِ وَ النَّاسِ أَجْمَعینَ» (سوره‌ی بقره، آیه‌ی ۱۶۱ و سوره‌ی آل عمران، آیه‌ی ۸۷) که آن هم در مورد مرتدهایی است که در حال کفر بمیرند و از ارتداد خود توبه نکنند.
پس علی رغم تمام انتقادات اساسی و بنیادی‌ای که بر تصوف و صوفیان داریم، در این مورد هشدار می‌دهیم که ذمّه‌ی خود را مشغول به لعن اینان نکنید. البته این که آنان را لعن نکنید، به معنی تأیید انحرافاتشان نیست بلکه فقط از جهت این که حیف است اصحاب منهاج فردوسیان، قدم بر مسیر خلاف احتیاط بگذارند. شاید فردای قیامت، همین صوفی بی‌صفایی که امروز دچار جهل و خرافات شده، مدعی شما در آمد که چرا مرا لعن کردی در حالی که از موالیان حضرت مولی الموالی (علیه‌السلام) و از منتظران حضرت بقیه الله الاعظم (ارواحنا فداه) به قدر فهم و درک خودم بودم؟!
پس به دوستتان هم توصیه کنید که از لعن فرستادن بر صوفیه‌ای که ادعای تشیع می‌کنند، هر چند بسیار منحرف و سرگردان هستند، خودداری نماید و گردن نازنین خود را پلی برای عبور اینان قرار ندهد و اعمال صالحش که بر آمده از اعتقادات سالم است را در ازای راضی کردن اینان نپردازد.

موفق باشید
حاج فردوسی

کلمات کلیدی: , ,

5
دیدگاه

 
 
 
2 نویسندگان
3 پاسخ‌ها
1 دنبال کنندگان
 
مرتب کردن بر اساس بیشترین بازخورد
مرتب کردن بر اساس داغ‌ترین دیدگاه
1 نویسندگان برتر
  مشترک شوید  
جدیدترین نظرات قدیمی‌ترین نظرات نظرات با امتیاز بالا
اشتراک برای:
محمد رضا

سلام و خسته نباشید به دوستان منهاجی ببینید عزیزان دولت عباسی همواره به دنبال برپایی جلسه های مناظره و گفتگوی علمی بود که برقراری این گونه جلسه ها در زمان مأمون عباسی به اوج خود رسید و این روند تا دوران امامت امام هادی(ع) نیز ادامه یافت. برپایی این مجالس هدفدار، برای درهم شکستن چهره علمی امامان و زیر سؤال بردن دانش و حتی امامت آنان تشکیل می شد. البته این کار نه تنها دشمنان را به مقصود خویش نمی رساند، بلکه موجب رسوایی و فضاحت آنها نیز می شد؛ چراکه بزرگ پیشوایان دانش و معرفت، از این فرصت برای روشن کردن اذهان عمومی ونشر فرهنگ اصیل اسلامی بهره برداری می کردند

محمد

سلام به همه دوستان در ادامه صحبت های دوست خوبم باید بدانیم که در عصر امام نقی (ع) مکاتب عقیدتى متعددى همچون «معتزله» و «اشاعره» رواج یافته و آرأ و نظریات کلامى فراوانى در جامعه اسلامى پدید آمده بود و بازار مباحثى همچون جبر، تفویض، امکان یا عدم امکان رؤیت خدا، جسمیت خدا، و امثال اینها بسیار داغ بود، از اینرو گاه امام در برابر سؤالهایى قرار مى‏گرفت که پیدا بود از این گونه آرأ و نظریات سرچشمه گرفته است. نفوذ آرا و نظریات باطل از این راه در محافل شیعه، ضرورت هدایت و رهبرى فکرى شیعیان را از سوى امام شدت مى‏بخشید، از اینرو پیشواى دهم طى مناظرات و مکاتبات خود، بی پایگى مکاتب و آرا و نظریات باطل همچون جبرگرائى و جسمیت خدا و… را با استدلالهاى روشن و قاطع اثبات مى‏نمود و مکتب اصیل اسلام را پیراسته از هر گونه تحریف و تفکر باطل، به جامعه عرضه مى‏کرد، و این یکى از جلوه‏هاى عظمت علمى آن بزرگوار بود.

محمدیان

سلام دوستان میخواهم در این مورد عرض کنم که صوفیان با نمایاندن چهره ای زاهد، عارف، خداپرست، بی میل به دنیا و پاک و منزه از پستیها و آلایشهای دنیایی در اماکن مقدسی چون مسجد پیامبر(ص) گرد هم می آمدند و به تلقین اذکار و اوراد با حالتی خاص می پرداختند؛ به گونه ای که مردم با دیدن حالت آنها می پنداشتند با پرهیزکارترین افراد روبه رو هستند و تحت تأثیر رفتارهای عوام فریبانه آنان قرار می گرفتند. اما امام هادی(ع) با واکنشهای به هنگام، این توطئه عقیدتی را خنثی ساخت. 

محمدی پناه

سلام و عرض خسته نباشید خدمت همه ی عزیزان منهاجی دوستان باید در ادامه ی صحبت های دوست خوبم بگویم که در تاریخ نقل شده است؛ روزی امام هادی(ع) با گروهی از یاران خود در مسجد مقدس پیامبر(ص) نشسته بودند. گروهی از صوفیه وارد مسجد النبی(ص) شدند و گوشه ای از مسجد را برگزیده، دور هم حلقه زدند و با حالتی ویژه، مشغول تهلیل گردیدند. امام (ع) با دیدن اعمال فریب کارانه آنها، به یاران خود فرمودند: “به این جماعت حیله گر و دو رو توجهی نکنید. اینان همنشینان شیاطین و ویران کنندگان پایه های استوار دین اند. برای رسیدن به اهداف تن پرورانه و رفاه طلبانه خود، چهره ای زاهدانه از خود نشان می دهند و برای به دام انداختن مردم ساده دل، شب زنده داری می کنند
به راستی که اینان مدتی را به گرسنگی سرمی کنند تا برای زین کردن، استری بیابند. اینها لا اله الاّ اللّه نمی گویند، مگر اینکه مردم را گول بزنند و کم نمی خورند، مگر اینکه بتوانند کاسه های بزرگ خود را پر سازند و دلهای ابلهان را به سوی خود جذب کنند. با مردم از دیدگاه و سلیقه خود درباره دوستی خدا سخن می گویند و آنان را رفته رفته و نهانی در چاه گمراهی که خود کنده اند، می اندازند و هر که به دیدار ان ها برود گویی به زیارت شیطان رفته است

محمد باقر

سلام دوستان در ادامه باید بگویم که «واقفیه» از دیگر فرقه های دوران امام هادی(ع) بودند که امامت علی بن موسی الرضا(ع) را نپذیرفته و پس از شهادت پدر گرامی ایشان، امام موسی بن جعفر(ع) متوقف در ولایت پذییی ائمه شده و در امامت و رهبری جامعه دچار ایستایی شدند. آنان با انکار امامان پس از امام کاظم (ع) و موضع گیری در مقابل امامان، حتی مردم را از پیروی ایشان منع می کردند. امام هادی(ع) نیز برای اثبات جایگاه امامت و پیشوایی خود به آنان، دست به رویارویی فرهنگی زد و آنها را نیز بسان غلات و صوفیان، مشمول لعن و نفرین خود کرد تا آنان را به مردم بشناساند.