۵ خرداد

راه‌های درمان خفقان قلب

سلام
خسته نباشید. خدا خیرتان دهد. از شما عاجزانه درخواست می‌کنم کمکم کنید. من مدتی دچار دلشوره و اضطراب شدید شده بودم که به لطف خداوند خیلی خوب شدم. الان از اون تاریخ ۲ ماه و ۱۴ روز می‌گذرد. اما الان احساس گرفتگی دل و قلب دارم. یعنی بیخودی دلگیرم. خیلی آزاردهنده هست. خیلی خدا را صدا می‌کنم و این آرومترم می‌کنه. از شما خواهش می‌کنم اگر ذکری را برای آرامش قلب و دل می‌دانید و یا اعمالی هست که باید انجام داد بگویید بلکه به آرامش برسم. این را هم بگم که نه اهل ماهواره و … هستم و نه بی‌حجاب. ولی خیلی دلگیر و دل گرفته‌ام. تا حدی که بعضی وقتها احساس سنگینی روی قلبم می‌کنم و بعضی وقت‌ها افکار آزاردهنده. از طریق یکی از دوستانم با سایت شما آشنا شدم. خداوند خیرتان دهد. ان شاء الله. التماس دعا

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
باسمه تعالی

سلام علیکم
آنچه از این نامه معلوم می‌شود، این است که شما خانم هستید و اینقدر اطلاعات برای چنین مشاوره‌ی سنگینی بسیار کم است. توجه داشته باشید که عوامل گوناگونی می‌تواند در ایجاد این حالت، دخیل باشد. برای رفع این حالت، اول باید عامل ایجادکننده‌اش را شناسایی و سپس برطرف نمایید و راهش ذکر خاص نیست. البته اذکاری مانند «لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم» یا «استغفر الله ربی و اتوب الیه» در کسب آرامش، مؤثر است ولی نسخه‌ی کامل و قطعی نیست.
گاهی عامل ایجاد خفقان قلب، اختلالات سنی است. انسان در برخی سنین، دچار چنین اشکالاتی می‌شود که با گذر زمان و بدون درمان خاص، خودش برطرف می‌گردد.
گاهی عامل ایجاد خفقان قلب، مشکلات خونی است. غلظت خون و غلبه‌ی سودا، می‌تواند چنین آثاری بر جای بگذارد. یکی از بهترین‌ راه‌های درمان و پیشگیری در این فرض، حجامت است. اگر کسی مقید باشد که حجامت دوره‌ای داشته باشد، (حد اقل یک بار در سال) کمتر به چنین مشکلی دچار خواهد شد.
گاهی عامل ایجاد خفقان قلب، گناه است. راه درمان آن نیز جبران و استغفار می‌باشد.
گاهی عامل ایجاد خفقان قلب، افسردگی است. افسردگی که یک اختلال روانی است، آنقدر می‌تواند در جسم، تأثیر بگذارد که منجر به ایست قلبی یا فلج برخی اعضاء گردد. برای سنجش میزان افسردگی، باید به روانکاو و روانشناس مراجعه کنید و اگر لازم دیدند، شما را به روان‌پزشک ارجاع خواهند داد.
گاهی عامل ایجاد خفقان قلب، تأثیر سحر و جن است. یعنی مواردی اتفاق افتاده که هیچ مشکل جسمی‌ای در میان نبوده ولی فرد، تحت فشار بوده که بعد از بررسی‌های مربوطه، معلوم گشته از ناحیه‌ی موجودات غیرارگانیک و موذی که معروف به جن هستند، این اختلالات ایجاد شده است. راه درمان این عامل، مراجعه به جن‌گیر متبحر است. البته جن‌گیر متبحر، بسیار کمیاب است و بیشتر افرادی که ادعای جن‌گیری دارند، مدعی و شیاد هستند. در اینگونه موارد، همراه داشتن «حرز جامع» را توصیه می‌کنیم.
تمام مواردی که برشمرده شد، از تخصص من خارج است. تخصص من فقط مربوط به افرادی می‌شود که قصد رسیدن به کمال واقعی و سعادت ابدی دارند. اینگونه افراد را به ایمان و عمل بر طبق واضحات و مسلّمات قرآن و روایات معتبر ارجاع می‌دهم و می‌افزایم که در ناواضحات و نامسلّمات، احتیاط کنند.
فقط یک تذکر را لازم می‌دانم و آن، این است که حالات دلتنگی و غصه‌های بدون دلیل را نشانه‌ی معنویت نشمارید. معنویت، همان ایمان و عمل صالح است که همواره همراه با نشاط خاصی است و اگر اشک و آه از روی ایمان و عمل صالح باشد، ارزش دارد که جنسش با جنس اشک و آه از سر افسردگی، متفاوت است.
یکی از دزدان جاده‌ی معرفت، شخصی است به نام «حسن بصری» که امیر المؤمنین (علیه‌السلام) او را «سامری» این امت خواندند. از گزارش‌هایی که از او برجای مانده، معلوم می‌شود دچار افسردگی بوده و بیشتر با یاد جهنم و خواندن آیات عذاب، اشک می‌ریخته و ناله می‌زده است. این حالت، برای خیلی از عوام آن دوران و دوران‌های بعد، این خیال باطل را ایجاد کرده است که وی، از اولیای الهی است. در صورتی که خودش تصریح دارد که به نفرین امیر المؤمنین (علیه‌السلام) دچار افسردگی شده است، پس چنین شخصی، گریه‌ها و ناله‌هایش به خاطر معنویت نیست.
توصیه‌ی پایانی‌ام به شما خواهر مسلمان، دعاست. دعا یعنی خواستن از خدای تعالی، بلاهای بزرگ را رفع و دفع می‌نماید. از خداوند کریم می‌خواهم ما و شما را بر جاده‌ی قویم منهاج فردوسیان، به سوی برترین درجات عالم هستی رهسپار گرداناد. ان شاء الله

موفق باشید
حاج فردوسی

کلمات کلیدی: , , , , , , ,

11

 
 
 
1 نویسندگان
10 پاسخ‌ها
0 دنبال کنندگان
 
مرتب کردن بر اساس بیشترین بازخورد
مرتب کردن بر اساس داغ‌ترین دیدگاه
7 نویسندگان برتر
  مشترک شوید  
جدیدترین نظرات قدیمی‌ترین نظرات نظرات با امتیاز بالا
اشتراک برای:
غیاث الدین

سلام علیکم و رحمت الله
با عرض سلام و قبولی طاعات
سوالی در باره مراحل عملی منهاج داشتم:
سوالم در رابطه با چینش مراحل است که: ایا بهتر نبود که مرحله اول و دوم در کنار هم و یک مرحله باشند (نه اینکه انطور که نوشته اید بعد از انجام اعمال مراحل اول به مرحله دوم بتوان رفت)؟؟؟
مگر میشود (حالت استثنا را کاری نداریم) کسی اعمال مرحله اول را انجام دهد ولی در کنارش اعمال مرحله دوم را ترک نکند و رو به جلو حرکت کند؟ بهترین حالتش این است که در جا بزند و خاصیت اعمال مرحله یک خود را خنثی کند و بدتر یا بدترینش هم این است که کلا اعمال مرحله یک را بی اثر و بی ارزش بداند و انها را نیز کنار بگذارد .
پس اگر نگوییم که ترک محرمات (که گویی اصطلاحا به ان تخلیه میگویند) مرحله اول است ، لااقل باید یا بهتر است که همراه انجام واجبات باشد تا کسی که خواهان رسیدن به کمال و طی کردن این مسیر است بهره ی مثبتی از ان ببرد.
اگر غیر این است همراه با دلیل، ترتیب این دو مرحله را توضیح دهید،که چرا به این شکل چیده شده اند؟؟؟
باتشکر