۲۱ خرداد

معنی آفاق و انفس در قرآن

سؤال: دیدگاه شما درباره آفاق و انفس که در قرآن آمده چی هست؟

جواب: کلمات «آفاق» و «انفس» در قرآن کریم آمده است، آنجا که می‌فرماید: «سَنُرِیهِمْ آیَاتِنَا فِی الْآفَاقِ وَفِی أَنفُسِهِمْ حَتَّى یَتَبَیَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ» (سوره‌ی فصلت، آیه‌ی ۵۳)
ترجمه: به زودى نشانه‏‌هاى خود را در افق‌ها و در دل‌هایشان بدیشان خواهیم نمود تا برایشان روشن گردد که او خود حق است آیا کافى نیست که پروردگارت خود شاهد هر چیزى است.
مرحوم طبرسی در باره‌ی تفسیر این آیه می‌نویسد: در معنى این آیه با پنج قول اختلاف شده است:
۱ ـ معنى آنست که به زودى حجت‌ها و نشانه‏‌هاى خود را بر توحید در آفاق جهان و اقطار آسمان‌ها و زمین از خورشید و ماه و ستارگان و گیاهان و درختان، و دریاها، و کوه‌‏ها، و لطائف صنعت و بدایع حکمت آفرینش وجود خودشان، به آنان نشان خواهیم داد، تا براى آنان ظاهر شود که خداوند حق است، به نقل از عطاء و ابن زید.
۲ ـ از سدى و حسن و مجاهد نقل شده است یعنى: به زودى آیات و دلائل خود را بر صدق محمّد (ص) و صحت نبوّت حضرتش در آفاق به‏ آنان نشان خواهیم داد، و در آفاق جهان با فتوحاتى که براى آن حضرت و مسلمانان خواهد شد، و در وجود خودشان که عبارت باشد از فتح مکه آیات الهى را به آنان خواهیم نمود.
و بعضى هم گفته‏اند منظور از این آیه عبارتست از ظهور حضرت محمّد (ص) بر آفاق جهان و بر مکه تا بدانند قرآنى را که حضرت آورده است حق است و از طرف پروردگار بوده است، زیرا بدین وسیله خواهند فهمید حضرت محمّد که تک و تنها و بى‏یار و یاور بود از طرف خداوند تأیید می‌گردید.
۳ ـ از قتاده است که منظور از آیات آفاقى جریاناتى است که خداوند در ملتهاى پیشین به وجود آورده است، و آیات انفس عبارتست از جریان جنگ بدر.
۴ ـ یعنى: بزودى آیات خود را در آفاق به آنان خواهیم نمود تا بصدق گفتار حضرت که از حوادث به آنان اطلاع میداد پى ببرند (و فى انفسهم) یعنى: شق القمر که در مکه اتفاق افتاد تا بدانند که خبرهاى حضرت، حق بوده از جانب پروردگار بزرگ است.
۵ ـ از زجاج نقل شده است که یعنى: به زودى آثار گذشتگان از ملت‌ها را که پیامبران را تکذیب مى‏‌کردند و آثار آفرینش الهى را در تمامى بلاد به آنان نشان خواهیم داد، و نیز در وجود خودشان به آنان نشان خواهیم داد که چگونه نطفه بودند، سپس بصورت علقه و مضغه و استخوان در آمدند و آن گاه گوشت بر استخوان‌ها روئیده شد، و سپس به آنان عقل و تشخیص داده شد، و همه اینها دلالت دارد بر اینکه فاعل این اعمال خدایى است بى‏‌مانند. (مجمع البیان فى تفسیر القرآن، فضل بن حسن طبرسی، جلد ‏۲۲، صفحات ۸۶ و ۸۷)
مرحوم علامه طباطبایی در تفسیر این آیه می‌نویسد:
کلمه «آفاق» جمع افق است که به معناى ناحیه است. و کلمه «شهید» به معناى شاهد، و یا به معناى مشهود است، و البته معناى دوم با سیاق آیه مناسب‏تر است. و ضمیر «انه» به طورى که از سیاق برمى‏‌آید به قرآن برمى‌‏گردد. آیه قبلى هم که کفر مشرکین در قرآن را ذکر مى‏‌کرد مؤید آن است. و بنا بر این، پس آیه مورد بحث این وعده را مى‏‌دهد که خداى سبحان به زودى آیاتى در آفاق و در نفس خود بشر نشان مى‌‏دهد، تا براى همه روشن گردد که قرآن حق است.
و آیاتى که بتواند حقانیت قرآن را اثبات کند، آیاتى از خود قرآن خواهد بود که از حوادث و وعده‌‏هایى خبر مى‌‏دهد که به زودى واقع خواهد شد، مانند آیاتى که خبر مى‏‌دهد که به زودى خداى سبحان پیامبرش و مؤمنین را یارى مى‌‏کند، و زمین را در اختیار آنان قرار داده، دین آنان را بر تمامى ادیان غلبه مى‌‏دهد و از مشرکین قریش انتقام مى‏‌گیرد.
هم چنان که دیدیم اینطور شد، نخست پیامبر خود را دستور داد تا از مکه به مدینه هجرت کند، چون دیگر کارد به استخوان رسیده بود، و آن جناب و مؤمنین به وى در نهایت شدت قرار گرفته بودند، نه کسى ما فوق خود داشتند تا در زیر سایه قدرت او ایمن باشند، و نه در خانه خود مى‌‏توانستند درنگ کنند، و بعد از هجرت، صنادید و بزرگان قریش را در بدر شکست داد، و مدام امر آن جناب بالا مى‌‏گرفت تا آنکه مکه بدست حضرتش فتح شد، و همه شبه جزیره عرب بفرمانش در آمد، و بعد از آن که خود آن جناب از دنیا رفت، بیشتر آبادى کره زمین به دست مسلمانان فتح گردید، و خداى سبحان آیات خود را در آفاق و نواحى زمین به مشرکین نشان داد، و هم آیات خود را در نفس مشرکین نشان داد، و همه آنان را در بدر به هلاکت رسانید.
البته این حوادث تاریخى از این جهت که حوادثى تاریخى بودند آیت خدا بر حقانیت قرآن نبودند، بلکه از این جهت آیت بودند که قبل از اینکه واقع شوند قرآن کریم از وقوع آنها خبر داده بود، و درست همانطور که قرآن خبر داده بود واقع شد.
احتمال هم دارد مراد از «آیات» و روشن شدن حق به وسیله آن آیات، آن مطلبى باشد که از آیات دیگر استفاده مى‌‏شود، و آن اینکه خداى تعالى به زودى دین خود را به تمام معناى کلمه ظاهر، و بر همه ادیان غالب مى‌‏سازد، به طورى که دیگر در روى زمین غیر از خداى یگانه هیچ چیزى پرستش نشود، و هماى سعادت بر سر تمامى افراد نوع بشر بال بگستراند که رسیدن چنین روزى غایت و هدف از خلقت بشر بود. و ما اگر به خاطر داشته‏ باشید این معنا را از آیه شریفه «وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الْأَرْضِ»، و آیاتى دیگر استفاده کردیم، و با دلیل عقلى هم تأییدش نمودیم.
و فرقى که بین این وجه با وجه قبلى است، این است که بنا بر وجه اول روى سخن در آیه مورد بحث تنها به مشرکین مکه و پیروان ایشان است. و بنا بر وجه دوم به عموم مشرکین امت است، ولى به هر حال خطاب در آن عمومى و اجتماعى است، و ممکن هم هست بین هر دو وجه جمع کرد.
احتمال هم دارد مراد آن حالتى باشد که انسان در لحظات آخر عمر پیدا مى‌‏کند، که همه پندارهایش نقش بر آب شده، و ادعاهایى که داشت از بین رفته، و دیگر دستش از همه جا بریده، به غیر از خداى عز و جل چیزى برایش نمانده است، مؤید این معنا ذیل آیه و آیه بعد از آن است. و بنا بر این، احتمال ضمیر در «أَنَّهُ الْحَقُّ» به خداى سبحان برمى‌‏گردد. البته مفسرین در معناى آیه اقوالى دیگر دارند که از نقل آنها صرفنظر کردیم. (ترجمه تفسیر المیزان، موسوی همدانی، جلد ۱۷، صفحات ۶۱۳ و ۶۱۴)
تا اینجا معلوم شد که مفسرین بزرگ، در معنی آفاق و انفس، احتمالاتی داده‌اند که هیچکدام را نمی‌شود بر دیگری ترجیح داد. اما در روایت معتبر آمده است:
عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (علیه‌السلام) قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَ‏ سَنُرِیهِمْ آیاتِنا فِی الْآفاقِ وَ فِی أَنْفُسِهِمْ حَتَّى یَتَبَیَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُ‏ قَالَ: یُرِیهِمْ فِی أَنْفُسِهِمُ الْمَسْخَ وَ یُرِیهِمْ فِی الْآفَاقِ انْتِقَاضَ الْآفَاقِ عَلَیْهِمْ فَیَرَوْنَ قُدْرَهَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فِی أَنْفُسِهِمْ وَ فِی الْآفَاقِ قُلْتُ لَهُ‏ حَتَّى یَتَبَیَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُ‏ قَالَ خُرُوجُ‏ الْقَائِمِ‏ هُوَ الْحَقُ‏ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ یَرَاهُ الْخَلْقُ لَا بُدَّ مِنْهُ.
(کافی، محدث کلینی، جلد ۸، صفحه‌ی ۳۸۱)
ترجمه: راوی می‌گوید: از امام صادق (علیه‌السلام) از معنی این آیه پرسیدم، فرمودند: در جان‌هایشان به آنان مسخ را نشان خواهیم داد و در افق‌ها، دگرگون شدن افق‌ها بر ایشان را نشان خواهیم داد تا قدرت خدای عز و جل را در جان‌ها و افق‌ها ببینند. گفتم: تا این که حق برایشان آشکار شود، چه معنی دارد؟ فرمودند: آن خروج قائم است که از نزد خدای عز و جل، حق است و مردم آن را خواهند دید و از آن چاره‌ای نیست.
و نیز در روایت دیگری آمده است:
عَنْ أَبِی الْحَسَنِ مُوسَى (علیه‌السلام) فِی قَوْلِهِ جَلَّ قَائِلًا سَنُرِیهِمْ آیاتِنا فِی الْآفاقِ وَ فِی أَنْفُسِهِمْ حَتَّى یَتَبَیَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ قَالَ: «الْفِتَنُ فِی الْآفَاقِ وَ الْمَسْخُ فِی أَعْدَاءِ الْحَقِّ» (الإرشاد فی معرفه حجج الله على العباد، شیخ مفید، جلد ۲، صفحه‌ی ۳۷۳، فصل فی ذکر علامات الإمام المهدی)
ترجمه: از امام کاظم (علیه‌السلام) در باره‌ی این آیه پرسیدم، فرمودند: «فتنه‌ها در آفاق و مسخ در دشمنان حق».
چنان که ملاحظه می‌کنید، روایات نیز بیان صریح و شفافی ندارد و کلمات «آفاق» و «انفس» را به روشنی معنی نمی‌کند.

موفق باشید
حاج فردوسی

کلمات کلیدی: , ,

 
 
 
  مشترک شوید  
اشتراک برای: