۲۱ اردیبهشت

محدوده‌ی اطاعت از زوجه

سلام علیکم

برنامه‌ی «سمت خدا» به تبیین حدّ چشم گفتن مرد به زن پرداخته بود که باعث اعتراضاتی به این برنامه شده بود. لطفاً حد چشم گفتن مرد به زن و بر عکس آن را بر اساس نظام جامع تربیتی منهاج فردوسیان تبیین نمایید.
با مثال شرح می‌دهم: شما بارها عنوان کرده‌اید که زن، شکننده و لطیف است و باید با این جنس، به نرمی و مهربانی رفتار کرد و حتی قانونی نیز در همین رابطه وجود دارد؛ اما مسائلی به وجود می‌آید که نمی‌توان هم منهاجی بود و هم لطافت زن را در نظر گرفت؛ زن، خواهان دید و بازدید و شب نشینی با اقوام است و مرد نمی‌پذیرد، در نتیجه، زن می‌شکند. زن، خواهان شرکت مرد خود، مثل بقیه‌ی مردهای اقوام در عروسی است و مرد منهاجی به علت دوری از غنا نمی‌پذیرد، در نتیجه، زن می‌شکند. مرد منهاجی خواهان موی سر کوتاه و ریش یک قبضه است و زن خوشش نمی‌آید، در نتیجه، زن می‌شکند.
شمار اینگونه تقابل مرد دینی با زن آیینی، باعث یکسری ناراحتی‌ها و دلخوری‌ها می‌شود و از آنجایی که زن، عقلی ناقص دارد، یک روز قانع شده و می‌پذیرد و روز دیگر، تحت تأثیر جامعه، آن را رد می‌کند. چه می‌شود کرد که هم منهاجی بود و هم زن نشکند؟ حدّ چشم گفتن تا کجاست؟

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
باسمه تعالی

سلام علیکم
در مراعات قوانین طبقات اول تا چهارم، اصلاً به میل قلبی زنتان اعتنا نکنید؛ حتی اگر زنتان، بخواهد مخالفتش را به خطر جانی یا به آبروریزی بزرگ برساند. به عبارت ساده، هر گاه زنتان با مراعات قانون‌های طبقات اول تا چهارم توسط شما، به قدری مشکل داشته باشد که دست به خودکشی بزند یا بدون لباس به خیابان بیاید یا از اینگونه کارها، در این صورت، آن زن را رها کنید که هیچ خیری در او نیست. او یک دیوانه است و باید به سرعت، از شرّش خلاص شوید.
در مراعات قانون‌های طبقات پنجم و ششم، سعی کنید او را توجیه کنید یا با وعده‌های نیکو و هدیه و مانند اینها، رضایتش را جلب نمایید. در مراعات قانون‌های طبقات هفتم تا دهم، حالش را بنگرید، اگر مخالفتش از روی ناچاری و دلیل معقول است، اعتنا کنید، ولی اگر از سرِ نازآوردن و خود شیرین کردن است، با شوخی و لطافت، مخالفتش را نادیده بگیرید.
با این حساب، هر گاه زوجه‌یتان از شما می‌خواهد بر سفره‌ای بنشینید که بر آن سفره، شراب نوشیده می‌شود، یا به عروسی‌ای بروید که موسیقی می‌زنند، به هیچ وجه اعتنا نکنید، هر چند گریه کند یا شکسته شدن دل و جریحه‌دار شدن احساساتش را بهانه نماید.
هر گاه زوجه‌یتان از شما می‌خواهد که هیچگاه نماز شب نخوانید، برایش هدیه بخرید یا وعده‌ی نیکو به او بدهید تا از مخالفتش برگردد.
ولی اگر مثلاً از شما می‌خواهد که در سینک ظرفشویی، استنشاق نکنید؛ چون حرفش به خاطر تمیزی بیشتر است و از دیدن رفتار شما، منزجر می‌شود، اعتنا کنید و استنشاق را به جای دیگری منتقل نمایید.
در رابطه‌ی زن با شوهر، اندکی فرق دارد؛ یعنی منهاجیات در مراعات نکردن طبقات اول تا چهارم قوانین عملی منهاج فردوسیان، به حرف شوهرشان گوش ندهند، ولی قوانین عملی طبقات پنجم تا دهم را با جلب رضایت شوهر، مراعات کنند.
در سایر مسائل که مشهور به مباحات است،‌ باید تفاهم و همدلی در میان زن و شوهر، حاکم باشد و انجام هر مباحی که موجب تحکیم روابط خانوادگی و بین الزوجین باشد، ممدوح است؛ کارهایی مانند کمک به زوجه در امور منزل مثل ظرف‌شستن و بچه‌داری و جارو کردن و غیره. البته توصیه می‌کنم زیاد خود را به دست و پای زن‌جماعت نیاندازید که بی‌قدر و ارج خواهید شد. زن و بچه، به سبب نقصان عقلی که دارند، در اکثر مواقع، همراهی و همکاری شوهر یا پدر را به پای ضعف و دون‌پایگی او می‌گذارند.

موفق باشید
حاج فردوسی

کلمات کلیدی: , , ,

219

 
 
 
89 نویسندگان
130 پاسخ‌ها
0 دنبال کنندگان
 
مرتب کردن بر اساس بیشترین بازخورد
مرتب کردن بر اساس داغ‌ترین دیدگاه
16 نویسندگان برتر
  مشترک شوید  
اشتراک برای:
علی بزار

اون زنی که به همسرش پیشنهاد بده که در مهمونی های نامناسب شرکت کنند به نظر من شخص درستی برای زندگی کردن نیست و همسر اون در انتخاب زن برای زندگی دچار اشتباه شده چرا که یک زن هماهنگ و شخصی هماهنگ با شوهر و همسر باید بدونه که کارهایی رو می بایست انجام بده که به سعادت خودش و همسرش ختم میشه نه اینکه بیشتر گناهانی رو برای این دو نفر در پی داشته باشه چون واقعا گناهانی که برای اینگونه مهمانی ها و … در نظر گرفته میشه خیلی زیاد هست من این مهمانی ها رو دیدم واقعا نادرست و نامناسبه.

محمد قلی

بله خیلی از این مهمانی ها در فاضی مجازی مشاهده میشه که در اون زنان و مردان بدون در نظر گرفتن دستورات دین و … شروع به رقص و آواز با هم میکنن واز این کار خودشون اظهار خرسندیم یکنن چنین مهمانی هایی واقعا شخص رو از حالت منهاجی بودن خودش خارج میکنه و به شخص نادرستی تبدیل میکنه شخصی که اصلا دیدگاه منهاجی دیگه براش اهمیتی نداشته باشه حتی اگر اون شخص منهاجی بوده باشه از قبل اگر در این مهمانی ها شرکت کنه دیگه منهاجی بودنش معنا پیدا نمیکنه و اون شخصی نخواهد بود که باید باشه.

سعید مشهدی

از این مهمانی ها گفتید واقعا به فکر فرو رفتم چه چقدر ابزار گناه در این نوع مهمانی ها زیاده ست واقعا این مهمانی ها نادرست هستند و از فرهنگ و دین یک جامعه ی ایرانی به دور هستند و نباید اونها گرفته بشه و اگر گرفته بشه باید با کسانی که باعث شدن این همونی شکل بگیره برخورد چدی بشه چون همین افراد هستند که بقیه رو دعوت میکنند به اون مهمونی و باعث میشن که شخص از خدوا و پیغمبر به دور بشه واقعا وجود چینن افرادی برای جامعه سم هست و باید از جامعه این افراد خط زده بشن و گرنه برای جامعه خساراتی جبران ناپذیر به وجود میارن.

غلام علی

درود بر شما اصلا با دیدگاه شما موافق نیستم یعنی چی که باید خط بخورن اونها هم انسان هستندو در هر دوره از زندگی خداوند هم به اونها و هم به کسانی که دین داشتند فرصت زندگی دادند مثل زمان پیامبر زمان امام حسین و … هم افراد دیندار بودند وهم افراد بی دین و هر کدوم هم مسیر خودشون رو میرفتن در واقع این تفاوت ها هستند که باعث میشن جهان رنگ و شکل بگیره پس لطفا اینطور در مورد اونها صحبت نکنید همین قدر که شما دلایل قانع کننده برای منهاجی بودن خودتون دارید ممکنه که اونها هم دلیل داشته باشن برای منهاجی نبودن خودشون.

عباس شهابی

سلام اصلا اینطور نگید هر انسانی همونطور که بقیه دوستان در قبل اشاره کردن میتونه زندگی خودش ور اداره کنه و افسار زندگی خودش رو در دست بگیره شخصی که چنین مهمانی برگزارم یکنه که یقه ی بقیه رو نمیگیره به زور ببره مهمونی بقیه با خواست خودشون میرن و اگر حتی این مهمانی ها هم نباشه چون مشکل از ذات خود شخصه بالاخره یک راهی برای گناه کردن پیدا میکنه حالا این مهمانی نباشه از طریقی دیگه پس اینکه شما خبوانی مخالفان خودتون رو خط بزنید نادرست هست بلکه باید به شکل درستی اونها رو هم به راه آورد و اونها هم رو هم به مسیر هدایت کرد. من فکر میکنم که این یخلی خیلی بهتر باشه تا چیزی که شما ذکر کردید.

مهدی شاهدی

سلام کاملا موافقم حرف شما خیلی معتبر تره به نظر من البته نهایت احترام به گفته ی دوست عزیزمون ایشون هم حرف خودشون رو زدن اما حرف شما منطقی تر جلوه میکنه چون هر کسی اختیار زندگی خودش رو داره و جامعه همون طور که منهاجی داره غیر منهاجی هم داره همون طور که مسلمون داره کافر هم داره پس نباید ما از این ناراحت و عصبانی بشیم گه چرا چنین افرادی در جامعه ی ما هستن و در جامعه ی ما زندگی میکنن چون همونطور که گفتم این افراد هم حق زندگی کردن دارند و هم در جایگاهی نیستیم که بخوایم برای اونها تصمیمی بگیریم یا بخوایم که اونها رو به مسیر درستی هدایت کنیم چه بسا که خود ما هم نیاز به هدایت داشته باشیم اما از بس که فکر میکنیم مسیرمون درست هست هرگز برای تغییر قدم بر نمیداریم. موفق و پیروز باشید

شهریار مصطفی

رفتن به مهمانی ها و … خوب هست اما مهمانی های حلال و زمانی که زنی از شوهر خودش درخواست شرکت در یک مهمانی نامناسب رو کرد یعنی اینکه این دو نفر از همون ابتدا برای هم ساخته نشده بودند و ازدواج این دو با هم اشتباه بوده چرا که این دو نفر عقاید متفاوتی دارند و یکی به کردستان میره و یکی به ترکمنستان و اصلا با هم همخونی ندارند پس بهتر هست که در همین موقع ها مسیرشون از هم جدا بشه تا اینکه با مخالفت های بیشتر زندگی رو برای خودشون هم تبدیل به یک جهنم کنند و هر کدوم به مسیر خودش بره.

حمید عباسی

سلام آره دقیقا خیلی از انسان ها فکر میکنن که در قبال همسر خودشون مسئولیت دارند در صورتی که اینطور نیست هر شخصی افسار زندگی خودش در دستان خودش هست و اینطور نیست که بخواد به دست کس دیگه ای بسپره اون رو و باید به این امر مهم واقف باشه درهر صورت که زمانی که دو نفر با هم هیچ مشابهاتی نداشتند بهتر اینه که از هم جدا بشن نه اینکه بگن نه من مامور تغییر دادن این فردهستم و مثلا زن بگه من باید این مرد رو منهاجی کنم و مرد گه من این زن رو باید بالاخره به فلان مهمانی ببرم نه این کار اشتباهه.

حبیب طالبی

اشتباه ترین و نادرست ترین کار دنیا رو شما داخل کامنت خودوتن ذکر کردید و چقدر ما انسان داریم که به زود میخوان که مسیری شخصی رو تغییر بدن و به یک سمت و سوی دیگه اون شخص رو سوق بدن و در نهایت باز میمونن شما لحظه ای فکر کنید چه کسی توسط این اجبار ها به مسیر برگشته؟ معتاد ها بهترین مثال هستن اونقدر اونها رو شکنجه میدن خانواده هاشون اونقدر اونها رو اذیت میکنن اما باز هم همون فرد همیشگی هستند و مواد مخدر مصرف میکنند این نشون میده تا خود فرق نخواد تغییر کنه هیچ کس نمیتونه اون رو به تغییر وا بداره.

پرویز

سلام حرف زیبا و درستی زدید افسار زندگی هر کسی در دست خودش هست و ما نمیتونیم اون رو وادار به تغییر کنیم و فقط میتونیم پیشنهاد بدیم به عنوان مثال همسر من، مرد من منهاجی شدن باعث بهتر شدن زندگی تو در نهایت رسیدنت به کمال و سعادت میشه اگر دوس نداری میتونی وارد این مسیر بشی فقط ما میتونیم همین پیشنهاد رو بدیم تا اینکه نه تو فقط و فقط باید منهاجی بشی چون اینجوری ممکنه زبانا منهاجی بشه اما عملا اینطور نخواهد بود و با این نوع رفتار خیلی زود اون از مسیری که شما برای اون در نظر گرفتید خارج میشه.

مرتضی جوادی

سلام متاسفانه خیلی ها این اصل مهم رو در نظر نمیگیرن و به زور میخوان که شخص رو به مسیبری هدایت کنند که خودشون میخوان من نمیدونم که در ذهن این افراد چی میگذره اما هر چی که میگذره باید بگم که اشتباه بزرگی رو دارن انجام میدن ودارن فقط خوشبختی و سعادت رو از خودشون و همچنین اون شخص دور میکنن پس چه خوب که خودشون بیان بالای خودشون کار کنن و سعی کنن منهاجی بشن و زمانی که به نتیجه رسیدند خود همسرشون هم با دیدن تغیرات در زندگی شخص میخواد که منهاجی بشه.

خشایار مرادی

احساسات زن ها میتونه واقعا در جایی مخرب واقع بشه چرا ما نمیایم حقیقت ها رو ببینیم به اطراف خودتون نگاه کنید اگر به زن ها باشه حتی گداهای توی خیابون رو هم میارن توی خونه و سر سفره مینشونن البته دستی از دستان خداوند شدن برای کمک به مساکین و نیازمندان خیلی خوبه من نمیخوام خدای نکرده توهینی کنم اما میخوام بگم که احساست اونها به این شکل هست و در بعضی مواقعی که تصمیمات اشساسی زندگی هست بهتره که این ها نادیده گرفته بشه و صحبت منطقی اگر داشتند در نظر گرفته بشه به نظر من به این شکل خیلی خیلی بهتر هست.

حسین نیکبخت

سلام متاسفانه اون چنان چنین حرفهایی مانند این که عقل زن ناقص هست و … در جامعه شکل گرفته که حتی مرد ها دیگه زن ها رو به چشم هم نمیبینن خیلی هاشون و در تصمیمات زندگی به هیچ عنوان زنان رو دخیل نمیگیرن وبه عناون یک ارباب و برده با زنان رفتار میکنند که این واقعا ناشایست هست علمای ما باید به شکلی درست این مردان رو هدایت و راهنمایی کنند که چنین رفتارهایی از اونها سر نزنه چون اونها فکر میکنن حالا که فلان عالم گفته که عقل زنان ناقص هست پس حتما درسته و کلا زن رو دیگه حتی انسان هم به حساب نمیارن.

علی بابکیان

حرف شما منطقی و درست هست چنین اشخاصی به دلیل نبودن دانش کافی در اونها و همچنین ساده لوح بودن اقدام به انجام چنین کارهایی که شما از اونها نام بردید می زنند اما علمای ما میتونن که ذهنیت اونها رو تغییر بدن اما باید توضیحات بیشتری رو بدن به عنوان مثال در همین مقاله خیلی گنگ بود یعنی باز هم نوشته شده بود که چون زنان ناقص هست عقلشون به همین جهت از اونها درتصمیمات مهم کمک گرفته نشه یا زندگی رو با اونها پایه ریزی نکنیم اما توضیحات کامل تری بیان نشده بود که بخواد این مردان رو هدایت کنه.

سلیمان

همین مردان هستند که متاسفانه جامعه ی ما رو به شکلی جهان سومی دراوردن یعنی به هیچ وجه زنان رو به حساب نمیارن و اصلا اونها رو به عنوان یک انسان هم نمیشناسن متاسفانه خیلی از اونها پا رو فراتر از این گذاشتن و زن رو به شکل یک موجو برای رفع نیازهای خودشون میبینن در صورتی که خود اون مرد ممکنه که یک انگل باشه برای اجتماع اما باز هم زن رو از خودش پایین تر میبینه این به دلیل آموزه های اشتباه هست که از ممنهاج فردوسیان توقع میره که شان و منزلت زن رو به مردان بیان کنه و بگه که زنان در چه جایگاهی هستند که اینطور دیگه در مورد اونها صحبت نشه.

فریاد ظالمی

سلام خدمت حضرت حاج فردسی بسیار خرسند و خوشحالم که در جمع منهاجیون قرار دارم در منهاج فردوسی هر حرفی که به زبون آورده میشه بر پایه ی مستندات هست و هیچ حرفی بدون دلیل و مدرک گفته نمیشه و این صبحت حضرت حاج فردوسی کاملا نشون دهنده ی این هست که ایشون دین رو شناختن و درک کردن و در مسیر اون قدم برداشت در این مقاله می بینیم که حضرت حاج فردوسی چقدر زیبا بیان میکنند که به احساسات زنان پاسخ داده بشه اما بر سر مسائل ضرروی احساسات اونها نادیده گرفته بشه بهتر خواهد بود.

محمد حسین خزائی

کاش این حرف شما رو بعضی از ادما درک کنن که میان و اینقدر بی رحمانه حضرت حاج فردوسی رو انتقاد میکنند و چنین حرف هایی رو به حضرت حاج فردوسی می زنند کاش اونها بفهمند که حقیقت چی هست و به مسیر درست قدم بردارند که برای اونها سعادت و خوش کامی وجود داشته باشه در هر صورت که منهاج فردوسیان یک مسیر فوق العاده عالی هست اما کسانی فقط در این مسیر لذت می برن که بتونن اون رو درک کنند و کسانی که درک نمی کنند در برابر سخنان حضرت حاج فردوسی ایستادگی می کنند.

امیر محمد سلطانی

البته من به شما بگم که این ایستادگی کردن هم خوب هست ها یعی اینکه اگر کسی چشم و گوش بسته سخنان حضرت حاج فردوسی رو قبول کنه خب فردا یک شخص خلاف حضرت حاج فردوسی به اون حرفی به ظاهر منطقی علیه منهاج فردوسیان میزنه و باز اون راهش رو عوض میکنه اما اگر در منهاج فردوسیان دقت کنه و چشمش رو باز کنه واول شک کنه و سپس شک خودش رو به وسیله تحقیق و جستجو از بین ببره اون موقع هست که این شخص میتونه کامل منهاج فردوسیان رو درک کنه و در برابرعلم بی نظیر اون هیچ کس نتونه ایستادگی کنه.

امید علوی

و حضرت حاج فردوسی که رهبر معنوی مشتاقان کمال و سعادت هم هستند فکر میکنم که به همین شکل به این علم خداوندی دست پیداکردن و به اون رسیدن چرا که نخواستن شم و گوش بسته عمل کنن و خیلی نسبت به دین تحقیق کردن و جستجو کردن که در نهایت تونستن علمش رو پیدا کنند و به این علم دست پیدا کنند در هر صورت که منهاج فردوسیان یک منبع بزرگ هدایت برای همگان میتونه شناخته بشه اما آدمی باید به دنبال درک اون باشه و به دنبال این باشه که بتونه منهاج فردوسیان رو بشناسه نه اینکه علیه اون اقداماتی رو انجام بده یا حرف های ناشایستی رو بزنه.

قائم کاری

سلام به حضرت حاج فردوسی خیلی خوش حال هستم که در جمع منهاجیون قرار دارم کانت هاشون فوق العاده هست و ساعت ها انسان میتونه بشینه به پای خوندن اون کامنت ها و کسب کمال و سعادت کنه واین چثدر زیبا هست همین مسیر رو میگم که ما در اون قرار گرفتیم و یک مسیر فوق العاده هست و از خدواند برای همه ی این عزیزان توفیق رسیدن به درجات بالای کمال و سعادت رو می طلبم و امیدوارم که به اون جایگاهی که واقعا مستحق اون هستند برسن خداوند همه ی شما رو حفظ کنهو بهترین ها رو براتون به ارمغان بیاره.

منهاجیون به سوی سعادت

حضرت حاج فردوسی قطعا شما در مسیر حق قرار دارید و هر کس که خلاف این حرف رو زد یعنی اون قدر هم که باید به شما اعتماد نداره پس بهتره که از منهاج فردوسیان خارج بشه و منهاجیون واقعی در این مسیر فوق العاده قدم بزارن و به نظر من که منهاج فردوسیان میتونه زندگی یک نفر رو متحول کنه و تغییرات زیادی در زندگی اون شخص به وجود بیاره و امیدوارم که هر کسی که با منهاج فردوسیان مخالفت میکنه روزی متوجه بشه که تمام مخالفت های اون بیهوده بوده و در مسیر حق قدم بزاره که برای اون کمال و سعادت رو به ارمغان بیاره.

شهاب الدین

سلام دیدگاه ها رو داشتم میخوندم به این نتیجه رسیدم که درسته که زن ناقص العقل نیست اما برای اینکه بتونه زندگی بهتری با خودش بسازه بهتره که به ساز شوهرش باشه و همینطور مرد اگر مسیر نادرستی رو میره و میخواد زندگی آرامش بخشی داشته باشه باید بدونه خواسته و عملش با هم در تضاد هستند و اگر آرامش میخواد اون هم باید به ساز همسرش باشه و اینطور هست که زندگی ها واقعا شیرین میشه و این اتفاقات تنها از سوی زنان نیست و بلکه برای مردان هم این اتفاقات رخ میده و ممکنه که از مسیر نادرست بخوان برن که زن باید در اینجا اون رو به راه راست بیاره.

محمد کاظمیان

سلام البته این وظیفه ی زن نیست و اگر زن این کار رو بکنه در واقع در حق اون مرد لطف داره میکنه واین رو نباید ما فراموش کنیم این از خود گذشتگی های زنان برای مردان باعث شده که در نهایت اونها ناقص العقل خونده بشن که این امر کاملا اشتباه هست و نباید اتفاق میفتاد اون هم در جامعه ی اسلامی که همه چیز اون بر پایه ی منطق هست اما دیگه اتفاق افتاده و کاریش نمیشه کرد اما در هر صورت که میخوام بگم اگر زنی برای مردی کاری انجا ممیده این به واسطه ی لطف و مرحمت اون زن هست نه وظیفه ای که داره چون اصلا وظیفه ی اون این نیست.

حنیف کاتبی

بله و اگر هم مردی برای زن کاری انجام میده به واسطه ی خلق و خوی انسانی خودش هست نه وظیفه ما باید این ها رو به خودمون یادآوری کنیم که این ها وظایف نیستند بلکه الطاف زن و مرد نسبت به هم هستند و اگر زن و مرد بخوان که خلاف مسیر برن اونها میتونن کاملا مسیرشون رو از هم جدا کنن و کی میگه که این کار اشتباه هست گاهی اوقات بهترین کار میتونه همین اتفاق باشه چرا که زن و مرد زمانی که با هم سازیش نداشته باشن آرامش نخواهند داشت و در نتیجه ی این آرامش نخواهند توسنت که مسیر کمال و سعادت رو هم پیمایش کنند.

شهروز قائمی

مسیر کمال و سعادتی که شما می فرمایید نیازمند آرامش هست و در این نوع رابطه آرامشی وجود نداره به همین جهت زن و مرد اگر با هم سازش نداشتند واین میزان ناسازگاری خیلی زیاد بود به شکلی که دیگه نتونستن با هم کنار بیان وهر کدوم مسیر خودشون رو رفتند اونجاست که دیگه باید به فکر جدایی از هم باشن چون انسان موجودی آزاده هست و در بند قوانین نمیتونه خودش رو ببینه و اگر اونها در این رابطه نوعی اسارت رو احساس کنن مطمئن باشید که دیگه در مسیر هم قرار نمیگرن و حتی همون زن و مردی که میخواست به قوانین منهاجی عمل کنه اما همسرش نمیزاشت هم از راه خودش باز میمونه.

پوریا احمدیان

سلام کاملا دیدگاهی درستی دارید و زمانی که من از حضرت حاج فردوسی خوندم که زن موجودی ناقص العقل هست اصلا هنگ کردم اما بعدش که کمی کامنت ها رو خوندم تونستم کنار بیام و تونستم که منظور رهبر بزرگ جامعه ی منهاجیون رو بفهمم و واقعا دارم میگم که بعضی وقتا حرف هایی از زبون علمای ما خارج میشه که ابتدا ممکنه کفر محض به نظر برسه اما وقتی به محتوای اون کامل توجه میشه و دقت میشه میفهمم که چقدر بار معنایی داشته و این به خاطر علمی هست که اون عالم داره و ما نداریم در هر جهت که من از حضرت حاج فردوسی به خاطر دیدگاه اشتباه اولیه ام عذر میخوام.

حامد سلامی

درود بر شما خدمت شما عارض شوم که حضرت حاج فردوسی منظور از اینکه فرمودند ناقص العقل یعنی اینکه زنان بیشتر بر مبنای احساست سخن میگویند و منظور از ناقص العقل یعنی همان نه چیز دیگری و از تمام دوستانی که اشتباها خواسته اند برچسبی دیگر بر سخنان حضرت حاج فردوسی بزنند باید بگویم که علم این عالم بزرگوار بسیار بیشتر از این است که بخواهند چنین دیدگاه پوچی داشته باشند پس لطفا چنین چیزهایی را بر حضرت بزرگ و رهبر جماعه ی منهاجیون به سوی کمال و سعادت نزنید که همان اگر دیدگاه تان اشتباه باشد دچار حق الناس شده اید واینکه بدگویی کسی را کرده اید.

احسان سعیدی

و تمام این افراد مثل یکی از دوستان که داخل همین کامنت های اینجا از حضرت حاج فردوسی عذارخواهی کرد می بایست بیان و عذرخوانی کنند که این بهترین کار هست اگر شما مقاله ی مربوط به عذرخواهی رو بخونید که از سوی یکی از دشمنان قدیم دوستان حال منهاج فردوسیان نوته شده دیگه اون دیدگاهتون رو ندارید از اینکه این فرد چقدر در خواب غفلت بوده والان بیدار شده و پشیمون هست پس شما هم دیر نشده میستونید این پشیمونی رو داشته باشید و به مسیر درست کمال و سعادت هدایت بشید از خدواند منان برای همه ی شما توفیق رسیدن به هر آنچه که از اون میخواین رو دارم.

آیلین

سلام خدمت حضرت حاج فردوسی محترم جایگاه زنان در کشور بسیار والا و بزرگ هست و اگر این زنان قصد بی حرمتی به دین ما را داشتند دیگر اون جایگاه که لایق اون هستند رو هم نخواهند داشت نه تنها زنان بلکه مردان هم در صورت بی حرمتی هرگز در جایگاه مناسبی قرار نمیگیرن و فرقی نمیکنه چه زن و چه مرد زمانی که خدواند رو انکار کرد یا خواست کاری خلاف مسیر خداوند انجام بده باید ترک بشه چه از طرف زن و چه از طرف مرد وگرنه اون کسی هم که مسیر درستی رو در پیش گرفته بنا بر همین اوضاع ممکنه که اونم مسیرش منحرف بشه.

یونس

درود خداوند بر شما موافقم و اینکه خیلی از افراد میان و میگن که مثلا زن باید از مرد اطاعت کنه ولی مرد اینطوری نیست من میخوام که در برابر دیدگاه پوچ اونها بایستم و بگم که زن هم آفریده ی خدواند هست و هرگز در بند و اسارت مرد نیست که بخواد اطاعت پذیری داشته باشه و اگر هم اطاعتی بوده به خواسته ی خود زن بوده نه اینکه اجباری در کار باشه پس در اینجا اگر مرد هم دارای دیدگاه اشتباه نسبت به خداوند بود اگر زن با این دیدگاه کنار نیومد میتونه اون مرد رو ترک کنه واین در قبال هیچ جنسیتی نیست که یکی بتونه و یکی دیگه نه

سامیار الهی

اگر اینطور بشه که زنان هم به شکل مردان باشه دیگه سنگ رو سنگ بند نمیشه که زنان کشور ما درسته دارای روشن فکری هستند و همه ی اونها به درجه ی بالای از علم و کمال رسیدن اما باز هم مرد جایگاه خودش ور داره و زن هم جایگاه خودش رو و اگر مرد خلاف راه رو رفت زن میتونه اون رو به سمیر برگردونه به وسیله ی جذابیت هایی خودش برای مرد داره اما یک مرد فکر نکنم بتونه این کار رو انجام بده به همین جهت میخوام بگم که اگر مردی بد بود این به عهده ی زن هست که اون رو به مسیر درست بیاره.

امیر حسام

اصلا موافق نیستم این چه دیدگاهی هست که شما دارید کی گفته که زن مجبوره که این کار رو بکنه در کجای قران شما همچین چیزی رو خوندید اگر هم آیه ای بود قطعا درست درک نشده وگرنه این از عدالت خداوند به دور هست و در هر جهت میخوام بگم که زنان در کشور ما و در کشور های دیگه دارای مقام و منزلت بالایی هستند و به همین جهت اونها هم مثل یک انسان آزاده میتونن هر کاری که میخوان انجام بدن و هر کاری رو که مایل نیستن انجام ندن و مردم هم زندگی خودش رو داره اگر اون خودش نخواهد زندگیش رو تغییر بده زن میخواد برای اون این کار رو بکنه؟ زنی که به قول جهان سومی ها ناقص العقل هست؟

علی مراد

سلام بر شما ببینید این یک موضوع روشن هست که زن و مرد همدیگر رو کامل میکنن اما این زمانی اتفق میفته که هر دوی اونها خواهان این موضوع باشن زمانی که زن و مرد از هم فاصله بگیرن و نخوان که با هم باشن حتی خدا هم دیگه نمیتونه رابطه ی اونها رو محکم کنه و حالا زن بیاد و بگه که من برای رضای خدا در این رابطه میمونم که بخوام مرد رو به سمت و سوی درستی هدایت کنم در این موقع اون فقط عمر خودش رو تلف میکنه چون مزد هیچ اطاعت چذیری نسبت به اون نخواهد داشت و فقط از عمر خودش خواهد زد.

بهروز شکیبایی

سلام دقیقا و این رو من نمیدونم که چطور با خودشون فکر میکنن بعضیا که میان و میگن که زن باید به پای مرد خودش بمونه بابا ماها انسانیم چرا خودتون رو در بند قوانینی میکنید که خود انسان ها به وجود آوردن نه خداوند! خدواند کی همچین حرفی ور گفته که ما به عنوان قانون از اون یاد میکنیم هر کدوم از ما انسانیم و برای هدفی آفریده شدیم اصلا هدف آفرینش انسان چیه یکم به این فکر کنیم اون موقع به این حرفهایی که میزنیم میخندیم زن به این دلیل موجود ضعفی شناخته شده و به قول بعضیا ناقص العقل هست چون جامعه ی بشری این رو میگه نه خود خداوند.

ناصر غروی

و من نمیدونم که چطور با خودشون این افراد فکر میکنن واقعا دقیقا حر ف شما صادق و درست هست ما انسان ها هر کدوم برای هدفی خلق شدیم اگر این فرد یعنی همون زن فکر میکنه که در اسارت مرد هست پس این رو واقعا تجربه میکنه چون قبولش کرده ما به قول شما انسانیم و میتونیم هر کدوم مسبر خودمون رو بریم و اصلا به هم احتیاجی نداریم چون تنها به دنیا اومدیم و تنها از دنیا میریم و هدف خلق جفت برای ما اینه که به واسطه ی اونها آرامش پیدا کنیم پس این حرف که میگن زن و مرد باید و باید تا آخر عمر با هم باشن اشتباهه.

امین علی مردانی

بله و اینکه باز حرف های جدیدی میزنن مثلا اینکه اونها بدبخت میشن از هم جدا بشن و … نه کاملا اشتباه هست و اگر یکی مسیر خدا رو در پیش گرفت و یکی مسیر شیطان اون موقع دیگه نمیشه که این دو با هم بمونن چون اصلا دیدگاه ها، باورها و مسیرهای مختلفی دارن شما لحظه ای فکر کنید آیا اونها اینطوری میتونن که با هم سر کنند و آیا اونها با هم میتونن زندگی کنند؟ پس بهترین کار برای اونها این هست که مسیرشون از هم جدا بشه و هر کدوم به مسیر خودشون برن این قطعا کار بهتری خواهد بود تا اینکه بخواد اتفاق دیگه ای بیفته و اونها با هم هم مسیر باشن.

امیر عرب زاده کرمانی

سلام دیدگاه خیلی از افراد همینه و متاسفانه نمیشه در برابر دیدگاه اونها مقاومت کرد در هر صورت که تعداد افرادی که این حرف رو میزنن زیاده اما همونطور که منهاج فردوسیان تونسته خودش رو در بین مخالفان حفظ کنه ما هم باید با این دیدگاه خودمون رو در بین مخالفان این دیدگاه حفظ کنیم و به اونها این اجازه رو ندیم که هر طور میخوان رفتار کنن و هر طور میخوان فکر خودشون روبه کرسی بنشونن شاید یگی از دلایلی که ما جهان سومی هستیم همین موضوع باشه که ما افکار کهنه و قدیمی رو خیلی بهشون پر و بال میدیم.

کیوان ناصریان

پیروز باید حضرت حاج فردوسی و تمام دشمنان ایشون امیدوارم که به جایگاهی که مستحق اون هستند برسن منهاج فردوسیان روزی میرسه که به اون جایگاه مخصوص خودش خواهد رسید و تمام دشمنان اون خواهند فهمید که حضرت حاج فردوسی که بود و چه کرد و امیدوارم اون روز رسانه و همه ی خبرگذاری ها به هر شکلی که میتون ممنهاج فردوسیان و جایگاه اون رو نشون بدن تا بقیه هم متوجه این موضع بشن و امیدوارم که در اون روز من هم باشم که بتونم این درجه از منهاج فردوسیان رو که قبلا نمیدیدم ببینم.

رحیم اکبری

سلام به حضرت حاج فردوسی چقدر خوب که این وب سایت رو تاسیس کردید خیلی از افراد که علمی در مورد منهاج فردوسیان ندارند با این وب سایت خیلی میتونن پیشرفت کنند لحظه ای فکر کنید اگر همین پرسش و پاسخ به شکل نامه یا یک روزنامه و … به دست مردم می رسید خیلی از افرادی که فکر میکردن که شما دارید بر خلاف زنان حرف میزنید بر همون فکر خودشون باقی میموندن اما در اینجا افراد روشن فکر اومدن و با توضیحات درست خودشون در مورد سخنان شما اشتباه اون افراد رو رفع کردند و الان که اون افراد این دیدگاه ها رو خوندن قطعا به این نتیجه رسیدن که منظور شما چی هست و شما چه منظوری از این حرف خودتون دارید.

محمد رخسار

سلام بله با منهاج فردوسیان واقعا آدم به کمال و سعادت دست پیدا میکنه و خدا رو شکر که این وب سایت تاسیس شد تا در اون گمراهان هم به مسیر است و درست هدایت بشن و چقدر خوبه که این وب سایت هست که حضرت حاج فردوسی هر چند وقت یک بار مقاله ای رو منتشر میکنند ودر مورد صحبت های ایشون ما میایم و بحث میکنیم و واقعا که نسبت به این موضوع من خوشحال هستم و از خدواند منان برای رهبر بزرگ و معنوی ما یعنی حضرت حاج فردوسی بهترین ها رو میخوام امیدوارم که به هر چه که میخواین دست پیدا کنید .

مهدی روایتی

حضرت حاج فردوسی با علم بی نظیرشون که خداو.ندی هست به سوی ما میان ودست کمک به سوی ما دراز میکنن یعنی با ایجاد منهاج فردوسیان دست کمک به سوی ما دراز میکنن واین واقعا عالی هست و من از حضرت حاج فردوسی بی نهایت سپاس گذارم برای اینکه این اتفاق رو به وجود آوردن و براشون از خدواند منان بهترین ها رو از پیشگاه خدواند خواستارم چرا که ایشون واقعا دارن در مسیر کمال و سعادت برای منهاجیون زحمت میکشن و باید این زحمات ایشون بی بهره نمونه خداوند همیشه یارو یاور شما در تک تک لحاظت زندگیتون باشه شاد و موفق باشید.

بابک خرم دل

سلام خدمت حضرت حاج فردوسی خدارو شکر که جامعه ی زنان خیلی پیشرفت کرده و همینطور که شما میبینید دیگه خیلی از کاربرهای شما هم زنان رو تشکیل میدن و بیشتر خانم ها هستند که کامنت مینویسم البته به نسبت مردان هم مینویسن اما زنان فعال هم داریم و این نشون میده که آمار چنین زنانی خیلی کم داره میشه و خداروشکر که از میزان چنین افرادی کاسته شده پس باید نسبت به این گونه دیدگاه ها تغییراتی رو لحاظ کرد چرا که با گذشت زمان زنان هم پیشرفت میکنن مانند مردان.

سعید علیمردانی

سلام بله موافقم و دیدگاه های خیلبی زیبا و منطقی هم مینویسند به نوعی که شاید حتی به ذهن من هم خطور نکنه نوع اون دیدگاه و حرفی که داخل اون زدن و این نشون میده که داره جامعه ی زنان پیشرفت میکنه و اینگونه حرف هایی که عقل زنان ناقص هست و … دیگه کهنه شده البته من در برابر اون گارد نمیگیرم شاید در گذشته به این شکل بود اما الان دیگه دچار تغییراتی شده و جامعه ی زنان خیلی پیشرفت کرده و همینطور که بعضی از دوستان نام بردند مریم میرزا خانی ها و انوشه انصاری ها داریم ما که حرف من رو تصدیق میکنه.

فرهاد ناب

سلام بله درسته کاملا حرف بله جایی میزنید شما و این گونه زنانی که فقط در خونه بشینن و تنها دغدغه ی اونها این باشه که به کدوم مهمانی برن و به کدوم جشن برسن زنان امروزی مثل زنانی که در این وب سایت حضور دارن سعی دارن که منهاجی بشن تا آینده و آخرتی زیبا برای خودشون شکل بدن این زنان موفق خواهند بود و تعداد اون زنانی که همیشه بود و منظور حضرت حاج فردوسی بودند خیلی تعدادشون کم شده واز این بابت من خداوند منان رو سپاس میگم و از خدواند سپاس گذاری میکنم.

مهدیار کاظمی

درود بر شما این نشون میده که جامعه ی ما داره پیشرفت میکنه و دیگه اون جهان سومی که خیلی از افراد میگفتن نیست در کشور ما با اینکه زنان نوعی نشون داده میشد که ناقص هست عقلشون اما مردان هم به همین شکل بودند اما به مرور زمان داره پیشرفت میکنه! شاید کامنت من کمی حالت تمسخر و کنایه داشته باشه اما واقعا اینطور نیسیت و شما زنان یک دهه ی پیش رو ببینید البته بعضییاشون میبیند که اصلا الان از اون ها هم در جامعه نیست و خیلی ها این نوع فکرشون تصحیح شده و خیلی ها سر به راه شدن که این واقعا عالی هست.

سامان بلغیسی

سلام و درود در جامعه ی منهاجی چنین زنانی وجود نداره اصلا و اگر زنی بخواهد که منهاجی بشه پا به پای مردان میتونه به موفقیتی که خواهان اون هست دست پیدا کنه و قطعا با منهاج فردوسیان موفقیت برای افراد خیلی سریع تر رخ میده واصلا نگاه نمیکنه به این موضوع که اون شخص میخواد زن باشه یا مرد در پیشگاه خداوند همه ی ما انسان ها دارای یک جایگاه هستیم پس با قدرت میتونیم به راه خودمون ادامه بدیم و امیدوار باشیم که به هدغی که میخوایم میرسیم و هدف ما چیزی جز کمال و سعادت در دنیا نیست.

منهاجی

سلام منهاج فردوسیان خیلی خوب و عالی هست و نمیشه در برابر اون گارد گرفت اگر حضرت حاج فردوسی چنین حرفی رو زدن قطعا برای اون استدلال محکمی داشتن چرا که اینقدر ایشون روی این موضوع تاکید دارن که حرفی رو بدون سند نزنیم پس برای اینکه میگن زن عقلش ناقص هست هم دلیلی منطقی دارن و بیخود چیزی از آفریده های خدواند رو کم نمیکنن یا به اون ایراد نمیگیرن که گناهی بزرگ برای ایشون ثبت بشه از این مطمئن باشید چرا که میدونن که اگر اشتباهی بشه یک جامعه به سمت نادرست هدایت میشه و این تماما به خاطر ایشون خواهد بود و ایشون در مقام رهبر بزرگ منهاجیون خیلی مراقب صحبت هایی که می کنند هستند پس شما به جای گارد گرفتن البته شما که نه بقیه ی دوستانی که گارد میگیرن باید به دنبال مدارک این حرف باشند نه مقاومت در برابر اون.

پوریا داوودی

سلام کاملا موافقم ما برای اینکه یک موضوع رو درک کنیم باید بریم و استدلال های اون رو پیدا کنیم حضرت حاج فردوسی که وقت ندارن بیان بیست و چهار ساعته برای ما مشکلاتمون رو حل کنن بلکه ما بیاید خودمون دنبال راه حلی باشیم برای این مسئله اگر ایشون گفتن که زندگی خودتون رو بر پایه ی تصمیمات زنان نچینید چون واقعا تصمیمات زنان ممکن بر پایه ی احساس باشه و خیلی زود احساس در برابر منطق شکست میبخوره ایشون خیر ما رو میخوان اما بعضی چنین بر حرف ایشون حمله ور میشن با کامنت های خودشون.

علی مراد نادمی

سلام منم موافقم درسته جامعه ی زنان عقلشون که ناقص نیست اما احساساتی هستند و این موضوع رو هر کسی حتی دانشمندان هم دیگه بهش دست پیدا کردن و یک موجود احساساتی برای ایجاد یک زندگی نمیتونه زیاد دووم بیاره البته نباید همه ی زنان رو از یک دسته دونست بلکه خیلی از زنان هم هستند که از مردان هم قوی تر عمل میکنن و یک زندگی رو خیلی بهتر نسبت به مردان میگذرونن و برای فرزندان خودشون زندگی ای زیبا خلق میکنن پس نباید اینطوری حرف زد و در مورد اونها قضاوت کرد.

احمد محمدی

سلام زن موجودی احساساتی هست و در قبال این احساست ممکنه که خسارات زیادی ببینه و یک زندگی رو نمیشه تنها بر پایه ی احساسات پیش برد و اینکه ن تمام وجودش ممکنه لبریز از احساسات بشه و یک تصمیم احساسی بگیره که تمام زندگی رو از بین ببره به همین جهت دارم میگم که دراین بین بیشتر تصمیم گیری ها می بایست که بر عهده ی مرد باشه اگر زندگی میخوایم که با موفقیتی رو به رو بشه اما عقل زن ناقص نیست و این یک مسئله ی نادرست هست بلکه باید از واژگان درستی استفاده کنیم چرا که زن دیوانه نیست که بلکه نیمکره ی راست فعال ترسی نسبت به مرد ها داره و این یک مزیت حساب میشه نه یک عامل بازدارنده.

محمد علی قدوسی

سلام بله موافقم زن از اونجایی که تصمیمات احساستی می گیره نباید در این امر دخیل باشه که مثلا تصمیمات مهمی رو بگیره البته نمیخوام که همه ی زن ها رو در یک قشر بدونم اما بیشتر زن ها تصمیماتشون اشتباه هست. دوستان در میون صحبت هاشون از بزرگانی مثل راندار برن و اپرا وینفری نام بردند بلکه این ها زنان موفقی هستند اما ما اصلا بحثمون در مرود موفق بودن یا موفق نبودن اونها نیست بلکه بر مبنای این هست که اگر بر سر دوراهی برای تصمیمات منهاجی خودمون موندیم از کدوم یک تبعیت کنیم و پیرو کدوم مسیر باشیم.

سام بقوسیان

سلام خب میتونست همین در غالب زیباتری بیان بشه من به دلیل اینکه شخصی که نامه رو نوشته حتما از علم پایینی برخوردار بوده ناراحت نشدم که نسبت به جامعه ی زنان چنین گفت و جامعه ی زنان رو پایین آورد بلکه از این موضوع ناراحت هستم که حضرت حاج فردوسی هم با حرف ایشون موافقت کردن من واقعا دوست دارم یک منهاجی باشم اما زمانی که می بینم برای شخصیت یک زن اینقدر ارزش قائل میشه در منهاج فردوسیان واقعا از تصمیم خودم دچار شک میشم و با خودم میگم که آیا تصمیم درستی رو گرفتم من؟

حمید راوی

سلام تصمیمی که بخواد بر مبنای این حرف برای منهاج فردوسیان گرفته بشه بزارید گرفته شه شما باید اینقدر به منهاج فردوسیان ایمان داشته باشید که اینطور در مورد اون حرف نزنید و این ایمان قوی شما مانع این بشه که نسبت به منهاج فردوسیان و رهبر بزرگ ما در مسیر کمال و سعادت یعنی حضرت حاج فردوسی اینقدر گارد محکمی بگیرید البته من به شما حق میدم چون محتوای نامه جوری هست که شک برانگیزه و محتوای پاسخ هم همیطنور ولی اگر با چشم دل به این نامه و این پاسخ بنگرید اون موقع منظور اصلی رو خواهید فهمید.

سلیمان نادمی

سلام فقط منهاجیان واقعی به نظر من محتوای این نامه رو متوجه میشن و بقیه میرن سراغ حاشیه ها و چیزهایی که ارزش و اهمیت آن چنانی نداره و به نظر من نباید در مرود اونها بحث کرد ما الان در اینجا هستیم که به عونوان یک منهاجی بخوایم که به خداوند سبحان نزدیک تر بشیم و باید همه ی امروی که لازمه ی رسیدن ما به خداوند هست رو انجام بدیم و به سمت خداوند حرکت کنیم به همین جهت باید یادمون باشه که این کار ها و این نوع شبهات فقط باعث تفرقه در میون منهاج فردوسیان میشه و نباید در مورد اونها ما زیاد بحث کنیم یا گفتگو کنیم.

داود رجبی

سلام به نظر شما این اهمیت نداره؟ به نظر شما زمانیکه در مورد یکی از مخلوقات بزرگ خداوند یعنی زن صحبت می کنیم ارزشش رو نداره؟ پس چی به نظر شما ارزش داره؟ این که چسم و گوش بسته یک چیزی رو بپذیریم پس خداودن چرا به ما قدر تعقل داده اگر قرار بود چشم بسته وارد مسیری بشیم پس چرا خداودن به ما قدرت تصمیم گیری داد؟ لطفا این رو شبیه یک برنامه ی کامپیوتری در نظر نگیرید که همه ی ما اگر یک دستور به ما داده شد باید و باید اون دستور رو اجرا کنیم بلکه ما سیستمی بزرگ داریم به اسم ذهن و عقل که میتونیم بیندیشیم وببینیم که آیا مسیر درست هست یا خیر؟!

محمود نجفی

سلام این رو من نمیدونم که کدوم مسیر اشتباهه اما این رو میتونم بگم که مسیر منهاج فردوسیان حق و درست هست و در اون ما میتونیم به موفقیت های بسیاری دست پیدا کنیم در منهاج فردوسیان ما به سمت خداوند حرکت میکنیم و با راهنامیی های حضرت بزرگ ما یعنی حضرت حاج فردوسی سعی میکنیم که به بهترین ها در زندگی دست پیدا کنیم و خداوند سبحان قطعا در این مسیر همراه و یاور ما خواهد بود و به ما در این مسیر کمک خواهد کرد پس از همه ی عزیزانی که به نوعی با صحبت های حضرت حاج فردوسی مخالفت کردن میخوام بگم که واقعا مشتاق رسیدن به خداوند هستید پس مسیر حضرت حاج فردوسی رهبر معنوی و بزرگ مشتاقان کمال و سعادت رو در پیش بگیرید.

پرویز احمدی

سلام زنی که با ما زندگی میکنه رو چگونه رهاش کنیم آخه؟ اگر اون زن رو دوست داشته باشیم و بدونیم که آینده ی ما با اون تکمیله چی آخه؟ حالا اون دوست داره به مجالس شادی بره خب ما هم با اون بریم اما در سر سفره با اونها نشینیم یا در بیرون بایستیم برای شادئی دل همسرمون هم که شده این کار رو انجام بدیم؟ به نظر من که این موضوع خیلی بهتر و عالی هست و بهتره تا اینکه بخوایم کسی رو که دوست داریم رها کنیم و به حال خودش بسپاریم چون در جامعه ای که هزاران گرگ گرسنه هست نمیشه یک زن رو به حال خودش رها کرد.!!

نور الدین شکیبایی

درود اولا که من بگم که زن هیچ احتیاجی به مرد برای زنده موندن وزندگی کردن نداره و این افکار اشتباه و پوچ مردان هست که فکر میکنند زنان به مردان احتیاج دارند و مورد دوم این هست که منظور ضرت حاج فردوسی این هست که حالا که مجلس گناه رو همسر شما انتخاب کرده ودیدگاه شما را براش ارزشی قائل نشده پس با چنین زنی زندگی کردن اشتباه هست و بهتره مسیرهای شما از هم جدا بشه و هر کدوم به سمت مسیر خودش حرکت کنه تا بتونه به هدفی که داره برسه.

لاهیجانی

سلام منم با دیدگاه شما موافقم زنی که حاضر نیست در مسیر درست بیا همسرش قدم برداره بهتره که مسیرش رو از همسرش جدا کنه و به سمت و سویی خودش بره زندگی دو شخص متضاد فکری با هم کاملا اشتباه هست و باعث میشه که این دو کاملا با هم همیشه سر جنگ و دعوا داشته باشن وبه نظر من این مسئله به هیچ وجه نباید نمود پیدا کنه و باید به راحتی از کنارش عبور کرد یعنی مسیر ها رو از هم جدا کرد و وارد زندگی خودش بشه هر شخصی تا بتونه به موفقیتی برسه. موفق و پیروز باشید.

حامد شهابیان

در پاسخ به همه ی عزیزانی که اینگونه در مورد سخن حضرت حاج فردوسی رهبر معنوی مشتاقان کمال و سعادت گارد گرفتند که میگن عقل زن ناقص نیست و … من میخوام بهتون بگم که محتوای اصل پیام رو بخونید که اون چیم یگه؟! شما فقط یک بخش از مقاله رو خوندید و این همه داغ کردید ولی اگر محتوای اصلی رو بخونید به این نتیجه خواهید رسد که دلیل حرف حضرت حاج فردوسی از این موضوع چیه؟ اگر حضرت حاج فردوسی حرفی رو بیان میکنن حرفشون کاملا درسته و کامل هست و ما باید در این مورد تحقیق کنیم تا به این نیتجه برسیم!

صداقت خردایی

کاملا و ما نباید اینقدر در برابر حرف های بزرگانی مانند حضرت حاج فردوسی مقاومت کنیم و اون رو دیدگاهی پوچ یا دیدگاهی فسیل شده بخونیم کمی باید از منهاج فردوسیان درک کنیم و کمی باید منهاج فردوسیان رو بشناسیم تا به این موضوعات واقف بشیم و اینقدر داغ نکنیم اگر حضرت حاج فردوسی میگن که عقل زن ناقص هست حتما دلایلی دارن برای این موضوع وگرنه ایشون هیچ وقت بدون سند معتبر حرفی نمیزنن و بهتره دوستانی که انیگونه گارد گرفتن از این موضوع آگاه باش و این موضوع رو مد نظر قرار بدن که بزرگواران من حضرت حاج فردوسی کمال دانایی و آگاهی هست.

علی اکبر زنگنه

سلام دیدگاه حضرت حاج فردوسی در جهت ناقص بودن عقل زن به این جهت بوده که زن از روی احساسات تصمیم میگره و بخش عظیمی از عقل اون رو تصمیمات قلبی اون هدایت میکنن به همین جهت تصمیم درستی شاید نگیره منم قبول داره استفاده از واژه ی ناقص درست نیست اما منظوررو لطفا درک کنید در این مقاله در پاسخ حضرت حاج فردوسی آوردن که زن موجودی احساساتی هست پس دلیل اینکه میگن ناقص هست به دلیل همین احساساته و نه چیز دیگه ای که بگیم زن کلا ناقص به دنیا اومده و بهتره که دوستان این رو درک کنند.

فردین ساداتیانی

سلام اگر اینطور هست آیا مردان احساساتی نیستند؟ در مردان چیزی به اسم احساست وجود نداره؟ پس بزارید اینطوری بگیم دیگه در زنان احساست بیشتر از منطق هست پس میشن ناقص و در مردان عقل کامل هست ولی احساسات نیست پس میشه دل سنگ و ظالم؟ خوبه دیگه کاملا هم عادلانه هست زنی که سرشار از احساست هست رو ما ناقص بهش میگیم پس مردی که هیچ احساسی نداره هم بهش بگیم ظالم و دل سنگ دیگه چون توی اون هم یک نقصی هست هست و احساسات هم آفریده ی خدا در انسانه که در مرد نیست!!

ناصر احمدی

درود بر شما چرا موضوع اصلی رو درک نمی کنید در مردان هم احساسات وجود داره اما مردان قوه ی بهتری دارن در انتخاب و تصمیم گیری که به اشتباه رایج شده که این برتری مرد رو دلیلی بر ناقص بودن زن میگیرن و این کاملا اشتباهه و من هم نمیخوام که این موضوع رو تایید کنم اما در هر صورت تصمیم های احساساتی منجر به رفتن زندگی به مسیر کج و نادرست میشه و نباید اون تصمیمات گرفته بشه اما در کل زنان هم منطق دارند و زنان هم عقل دارند و گفتن واژه ی ناقص و استفاده از اون واژه کارنادرستی به نظر من خواهد بود.

پرویز ناظمیان

حضرت حاج فردوسی و بزرگواری که میگید عقل زن ناقص هست؟ لطفا این رو پاسخ بدید که راندا برن ها، اپرا وینفری ها، انوشه انصاری ها، مریم میرزان خانی ها و هزاران زنی که اسطوره شدند و باعث پیشرفت جامعه ی بشری شدند آیا اونها عقلشون ناقص بود؟ هر زنی در زندگی خوددش یک قهرمان بزرگ هست چرا که زندگی رو راه میبره و همین زن اگر روزی در خانه نباشه اون خانه کاملا سوت و کور خواهد شد این دیدگاه کهنه خودتون رو لطفا عوض کنید این یک توهین نیست دیدگاه کهنه دیدگاهی هست گه هیچ سندیتی نداره و فقط بر پایه ی اعتقاداتی پوچ گفته شده!

سعید کریمیان

کاش درک کنیم! این مادران ما، خواهران ما که در دامان اونها بزرگ میشیم اگر همون عقل ناقص ها نبودند ما هیچ چیز در زندگی نمیتونستیم باشیم نمی تونستیم رهبر بزرگی باشیم نمیتونستیم یک جامعه رو به سمت کمال هدایت کنیم و کلی از این موارد دیگه پس لطفا به خودمون بیایم با کمال احترام دارم میگم که ما همه انسانیم و بین انسان ها هیچ فرقی نیست و لطفا فرقی قائل نشوید که خداوند نظاره گر تمام این ها هست درسته زن نحیف و ضعیف هست از لحاظ بدنی اما از لحاط عقلی هیچ کم و کسری نسبت به مردان نداره!

یونس الحق

سلام در جایی متن جالبی خوندم که میخوام اون رو با شما به اشتراک بزارم و اون متن این بود که لحظه ای مردان خودشون رو جایی زنان بزارن و جنس برتر (که کاملا واژه ی اشتباهی هست اما در میون مردم جهان سومی وجود داره) اون وقت زن باشه لحظه ای فکر کنید آیا میتونید اصلا دووم بیارید؟! عقل مرد ها ناقصه، به مرد ها بها ندید، مرد رو در صورت نیاز کتک بزنید که به راه درست بیاد، اگر مردی با دوستانش دیر وقت اومد خونه دیگه او مرد زندگی نیست اون رو رها کنید که او دیوانه هست! آیا این ها رو می پذیرید؟

اکبر جوادی

سلام چه جالب بود قوانین برعکس شدن داخل این رحف هایی که شما زدید و هیچ کس نمیتونه بپذیره چون باور جامعه این شد ظلمی که در حق زنان شده برای اونها طبیعی هست مگر برای عده ای خاص اون همه زن منهاجی میان و در این وب سایت میخوان که به کمال و سعادت برسن و اون وقت از زبون رهبرشون چنین حرفی رو میشنون من دیگه حرفی ندارم و فکر میکنم که حرف دیگه ای هم برای گفتن نمونده باشه و کاملا میشه این رو فهمید و درک کرد از داخل این صحبت ها که حرف حق کدوم و حرف نادرست کدوم!

حلیمه

سلام بر شما بر چه حسابی این حرف رو میزنید که عقل زن نصف و ناقص هست؟ چرا نظام هستی رو شما با یک حرف بیهوده که هیچ منبع معتبری نداره بیان می کنید؟ آیا پزشکان به این نتیبجه رسیدن که عقل زن ناقص هست که شما این چنین در مورد او صحبت می کنید؟ اگر عقل زن ناقص هست پس انوشه انصاری های ما یا شخصی که ریاضی دان بود و مدتی پش از دنیا رفت چه هستند؟ اگر زن ناقص بود عقلش چرا اکنون تمام مردان می گن که هر چه دارند به خاطر هوش و زکاوت همسرشان بوده از جمله نزدیکان من و واقعا هم به همین شکل هست؟ لطفا در جملاتتون دقت کنید این یک نوع کفر هست!

سامان

کاملا موافقم به هیچ وجه نباید مقام و منزلت زن پایین بیاد بیشترن کاربران این وب سایت خانم هستند و این به شدت به اونها بر میخوره که چنین حرفی در مورد اونها بزنن دلیل این که جوون های ما از دین به شدت فراری هستن به خاطر همین دیدگاه های پوچ و فسیل شده هست مگه میشه که عقل زن ناقص باشه؟ کدوم پزشکی این رو گفته کدوم دکتری این حرف روزده؟ روحانیون ما برای چی میان این حرف رو میزنن و اینقدر مقام زن رو پایین میارن و شان اون رو کم میکنند این واقعی نابخشودنی هست و ظلمی که که در حق زنان ما اکنون میشه رو باید روزی در پیشگاه خداوند همه ی کسانی که این حرف ها رو میزنن پاسخ بدن

کریم الهی

اضافه بر صحبت های شما همین زن ها اگر نبودند که میگین عقلشون ناقص هست زندیگی مردان ما به زوال کشیده میشد. خیلی از انتخاب های اشتباه مردان رو زنان درست میکنن خود من آشنایی دارم که مردش به هیچ عنوان هیچگونه قدرتی برای اداره ی زندگی نداره و همسرش بوده که زندگی او رو اداره میکرده با این حال آیا عقل زن ناقصه؟ لطفا اینقدر که از دین خدا حرف میزنید یکم به این مسائل دقت کنید؟ درسته زن احساساتی هست و بر مبنای احساس تصمیم میگره اما عقلش ناقص نیست لطفا این رو به زبون نیارید که من کاملا از منهاجی بودن خودم پشیمون شدم.

حسین ملایری

سلام چقدر جالبه که اینقدر صریح در مورد یک موضوع حرف می زنن بزرگواران و عزتمندان عزیز شما که در مقام رهبر معنوی ما هستید و دیگر منهاجیون این افکار رو دور بریزید من نمیدونم شما چقدر درس خوندید برای کسب معنویت اما یک زن انسان هست و همینطور که فرشتگان خدا در پیشگاه مرد سجده کردند در پیشگاه زن هم سجده کردند و هیچ مقام پایین تری زن نسبت به انسان نداره پس به خاطر این نحیف بودن او، اون رو ناقص ندونیم که این رو اگر بخوایم بگیم دلیلی بر ناقص خودمون داریم اظهار میکنیم.

یاشار کریمی

به هیچ وجه من نمی پذیریم چنین حرف هایی رو بر ضد زنان امروزی اینکه جوون های ما اینقدر دلشون از دین پره و اینقدر نسبت به دین گارد دارن از همین حرف ها نشات میگیره دختری که تازه میخواد قدم در مسیر خدواند بزاره زمانی که این متن رو بخونه کامل اعتماد به نفس خودش رو از دست میده! با خودش میگه مگه من ناقصم؟ مگه من عقلم کمه؟ پس چرا خدا من رو آفرید و اینجاست که کسانی که میان و میگن که زن عقلش ناقص هست پاسخ بدن در غیر اینصورت هرگز خدواند اون ها رو نخواهد بخشید.

حمید سالاری

و من به عنوان یک زن هیچگاه از این موضوع نمیگذرم و از خداوند میخوام که پاسخ تمام این ظلم هایی که در حق جامعه ی زنان این چنین شده داده بشه به تمام کسانی که میگن عقل زن ناقص هست! مگه ما چی کم داریم چه چنین حرف میزنید؟ پاسخ تمام این ظلم ها رو انشالله که خدواند خواهد داد و ما نظاره گر این موضوع هستیم و به امید خدا که روز تمام این دیدگاه ها و مسائل کهنه از بین بره و ما به عنوان یک جهان اولی نه جهان سومی حرف بزنیم و زمانی که حرفی میزینم که اونقدر میگیم بر پایه ی مستندات هست واقعا بر پایه ی مستندات حرف بزنیم.

محمد علی کریمیان

سلام همه چیز بر پایه ی مستندات هست اما زمانی که حرف زنان به پیش میاد مستندات از بین میره و این ظلم رو خیلی راحت در حق زنان میکنن و راحت از کنار اون میگذرن به هیچ وجه این دیدگاه نادرست نیست و من هیچ وقت حتی اگر خود خداوند بگه این رو نمیپذیرم چون کالما اشتباهه مگه میشه زن که مظهر زیبایی خدواند هست ناقص باشه و مردی که بیشتر انتخاب های زندگیش اشتباهه دیدگاه درستی داشته باشه؟ کمی پشممون رو باز کنیم چقدر انسان های موفق داریم زن هستن؟ اگر عقل زن ناقص بود اونها به این موفقیت می رسیدن!

احد

در امور خانواده بالأخره باید کسی مدیر باشد و چون مردان نوعا در کشاکش بین عواطف و مصالح، مصالح را بر عواطف ترجیح می دهند این مدیریت به آنان سپرده شده است. و زنان هم امین و مشاور آنان می باشند. این مدیریت یک وظیفه است نه یک حق صرف، و یک امتیاز.

سارا

از نظر من محدوده معین کردن تو زندگی کار اشتباهیه زندگی ۲ نفره اس میدون جنگ که نیست چرا باید خط کش بزاریم و واسه زن و مرد هر کدوم وظیفه تعیین کنیم
الان اکثر مشکلات جامعه ی ما به همین خاطر چون هر ۲ طرف از هم دیگه انتظارات نا به جا دارن

یاسر

اساسا اسلام می خواهد خانواده کانون گرم و صمیمانه ای برای اعضای آن باشد، نه محل کشمکش و دعوا و نزاع، به این جهت توصیه اسلام حاکمیت فضای اخلاقی و مهربانی است، نه اجرای مواد حقوقی و آئین نامه ای، این امور حقوقی فقط برای مواردی است که اختلافات پیش آمده با گفتگو و نصیحت و اخلاق، قابل حلّ نباشد

احد

این مباحث و صحبت ها و توصیه ها فقط یک چهارچوب کلی از ترسیم کلی یک زندگی مورد تایید اسلام است
به این خاطر درست آن است که زن کارهای خانه را انجام دهد و مرد کارهای بیرون از خانه که نوعا دارای مشقّت و سختی بیشتری هستند

همچنین اگر مردی رعایت مسائل اخلاقی و رفتار نیکو را نکند و به گونه ای باشد که زن را در عسر و حرج قرار دهد و زندگی را بر او سخت نماید، حاکم شرع می تواند مرد را به رعایت آداب و اخلاق نیکو ملزم گرداند

فاتح

نه اینقدر مغرضانه نیست در واقع از منظر اسلام این روح آدمی و جوهره انسانیت است که اصل است و این روح و جوهره نه مؤنث است و نه مذکر، بلکه این احکام (مذکر و مؤنث بودن)، معطوف به بدن آدمیان می باشد.و احکام ویژه هر کدام نیز معطوف به همان خواص بدنی است نه روحی .زیرا به لحاظ روح، هم زن و هم مرد، انسان هستند و همه شرایط انسانی و مراتب کمال را دارا هستند

سلیم

تبعیت و اطاعت زن از شوهر تنها دو مسأله است:

الف- اطاعت در امور زناشوئی.

ب- اطاعت در خروج از منزل.

هر کدام از این دو مسأله دارای شرایطی هستند. مثلا تمکین و زناشوئی در صورتی است که زن در سختی و بیماری و مشکلات دیگر نباشد. اجازه خروج از خانه در صورتی است که با انجام وظایف واجب شرعی منافات نداشته باشد. و الا اطاعت واجب نمی شود.

هانیه.م

درسته حرف شما ولی در مقابل این اطاعت، بر شوهر واجب است که مسکن و پوشاک و خوراک و درمان و استراحت زن را در حد متعارف تامین کند.به نحوی که اگر اگر مرد این وظایف شرعی خود را انجام ندهد و در تهیه مسکن و خوراک و پوشاک مناسب زن کوتاهی کند، بر زن اطاعت این شوهر واجب نخواهد بود .

سلیم

درسته زن در خانه هیچ گونه مسؤولیت مالی و معیشتی ندارد حتی تهیه غذای خانه و پخت و پز و جارو کردن و … وظیفه مرد می باشد و زن می تواند در مقابل شیر دادن بچه و کارهای دیگری که در منزل انجام می دهد(مثل نظافت،تهیه غذا و.. از مرد مطالبه دستمزد کند

حاج علی

سلام دین حق و پاک الهی است و شریعت آن برخاسته از علم و اراده خداوند آگاه (به همه نیازهای واقعی انسان ها) می باشد .این دین تمام مصالح واقعی و نیازهای واقعی (و نه کاذب و ظاهری) را در احکام خود لحاظ کرده و از جمیع مفاسد و زشتیها منزه داشته است. اگر چه ممکن است عقل و دانش بشری نتواند بعضی از این مصالح و مفاسد را درک نماید.بنا بر این تمام وظایف و تکالیفی که برای هر یک از زن و شوهر تعیین کرده است با توجه به در نظر گرفتن منافع و مصالح هر یک به طور جدا گانه و در نظر گرفتن خانواده و اجتماع است.

مهدیه

با سلام
اینکه گفته شده زنان ناقص العقل هستند برای من اصلا قابل هضم و درک نیس چون هستند برخی از زنان که واقعا کامل العقل هستن و حتی میتونن تو خیلی از زمینه ها بهتر از برخی مردان عمل کنند و اگر در جایی از ناقص العقل بودن زن گفته شده حتما منظور خاصی ویا دلیل قانع کننده ای داشته و گرنه ایشون قصد اهانت نداشته اند مثل این نمونه که حضرت علی از جایی میگذشته که ایشان فرموده اند:ای زنانی که عقلتان ناقص است و عقول صاحبان خرد را ضایع میکنید و مشخص نیس که زنان با چه پوششی در جامعه حاضر شده بودن و شاید برای هوس سرانی و جلوه گری بوده ان که ایشان اینگونه فرموده و همانطور که ایشان گفته هوی و هوس دشمن عقل هستند و خطا و اشتباه در همگان هست و هیچ کس نباید خودش را کامل بپندارد و خطای عقل خودش رو نادیده بگیرد

حنانه

با سلام خدمت دوستان درمورد ناقص العقل زن میخواستم نظرمو تا اونجایی که مطالعه و تحقیق کردم براتون بیان کنم تا اونجایی که من اطلاع دارم زن و مرد باهم یکسان و برابرند و طبق روایتی که از حضرت علی(ع) هست و اگر در جایی سخنی در این باره گفته شده مقصود از عقل قدرت تعقل ذاتی زنان نیست و در حقیقت ایشان میفرمایند که علم خود را افزایش دهیم و تجارب شخصی خود را گسترش دهیم و مقصود اینکه کاستی ها را جبران کنیم حتی نامبرده شده که برخی از زنان کامل العقل هستند و برخی از مردان هم ناقص العقل این بنابراین نیس که همه زنان اینگونه اند و اگر در جایی حدیثی یا سخنی آمده به دلالیل معقولی بوده که آن بزرگواران اینگونه یاد کرده اند

مرضیه سادات

در حدیث آمده است که خداوند می فرماید: (”  انا عند المنکسره قلوبهم”؛ من همدم قلب های شکسته هستم)، یعنی انسان دل شکسته در پیشگاه خداوند دارای جایگاه ویژه ای است و مورد توجه خداوند می باشد و دعا و نفرین انسان دل شکسته خیلی زود اثر می بخشد.

ملیحه

با توجه به بعضی فیلم های ماهواره ای که بعضی افراد می بینند و سپس از همسران خود، هر گونه استمتاع (لذت بردن) غیرمتعارف (غیرمعمول) را مطالبه می کنند، آیا تمکین (اطاعت درامور جنسی) زوجه در مورد هر گونه تقاضا واجب می شود؟

منهاجی

زوجه موظف به تمکین های متعارف است و در برابر غیرمتعارف الزامی ندارد.

ثریا

زنان تا آن حد موظف به اطاعت از شوهر هستند که مربوط به حقوق همسران است و هرگز مردان، حق دخالت در اموال و درآمدهای اقتصادی زنان را ندارند – آن طوری که در حقوق اروپایی قبل از قرن بیستم وجود داشته است – و حتی وظیفه رسیدگی به کارهای شخصی شوهر، اعم از تهیه غذا یا شستن لباس و غیره را نیز ندارند; نه این که چنین وظیفه ای ندارد بلکه در امور شخصی زن، شوهر موظف است در صورت نیاز و متعارف بودن آن، برای او خادم بگیرد

جلال ناجی

اصولا تعهداتی که هر یک از زوجین در اثر قرارداد ازدواج بر عهده می گیرند جنبه اختیاری ندارد که زن بتواند به اختیار خود از آن سر باز زند. لازمه چنین تفسیری از حقوق و تعهدات این است که شوهر نیز بتواند به طور اختیاری از دادن نفقه امتناع کند و در مقابل به زن گفته شود که می توانی خود را از اطاعت شوهر خارج نمایی

جلال ناجی

اثبات ریاست شوهر بر خانواده از ناحیه قرآن و روایات روشن و قطعی است.
 «الرجال قوامون علی النساء بما فضل الله بعضهم علی بعض و بما انفقوا من اموالهم »
مردان سرپرست زنان هستند، به خاطر برتری هایی که خداوند برای بعضی نسبت به بعضی دیگر قرار داده است و به خاطر نفقه ایی که از اموالشان به زنان می پردازند. خداوند متعال در آیه فوق حق ریاست بر خانواده و سرپرستی و تدبیر امور خانواده را به دلیل برتری های طبیعی جنس مرد به او سپرده است و در مقابل، مرد مکلف شده است که مخارج و هزینه زندگی او را تامین نماید. آیه فوق بعد از این که اصل سرپرستی و ریاست شوهر را بیان می کند به حکمت یا علت این امتیاز و حق اشاره می کند و می فرماید:
«بما فضل الله بعضهم علی بعض » یعنی «این سرپرستی به خاطر تفاوتهایی است که خداوند از نظر آفرینش روی مصلحت نوع بشر میان آنها قرار داده »

ثریا

باید توجه داشت که این برتری جنس مرد بر زن در ریاست و اداره خانواده، از حیث وزن انسانی و اجتماعی او نیست، بلکه بر اساس مصلحت اجتماعی و از باب خاصیت های طبیعی و فطری زن و مرد به او داده شده است.

سمیرا

اینقدر طرز نگارش حاج فردوسی زشت و زننده است که همه خانم ها حق دارند ناراحت بشوند و منهاج زیر سوال برود. وقتی رهبر معنوی منهاجی ها این گونه و با این لحن زشت درباره زنان حرف می زند و می گوید « توصیه می ‌کنم زیاد خود را به دست و پای زن ‌جماعت نیاندازید که بی‌قدر و ارج خواهید شد.» 
دیگر از بقیه افراد چه توقعی می شود داشت؟؟؟

ناشناس

تجربه اینو ثابت کرده عزیزم
😂😂😂

شعبانی

اگر مخالفان عزیز حرف حاج فردوسی رو قبول ندارن و با تعصب فمنیستی نظر میدهند و در برابر اسلام جبهه می گیرند لازم به ذکره که مازو یکی از معروفترین حقوقدانان فرانسوی که به نام مادر حقوق مدنی فرانسه شهرت دارد، در ارزیابی قانون اصلاح حقوق ازدواجی که از مهمترین اصلاحات است می نویسد:

«آرمانی خواهد بود اگر بخواهیم رژیم مالی تنظیم کنیم که مطابق آن نه زنی وجود داشته باشد و نه شوهر، بلکه در این نظام، زوجینی قرار گیرند که مطلقا دارای وضعیت یکسان و مشابه باشند; زیرا تساوی صرف، قابل تحقق نخواهد بود.»

علی پهلوان

اگر منظور مدعیان تساوی حقوق زن و مرد تشابه حقوق و تکالیف آنها در همه امور، بدون توجه به توانایی ها و خصلتهای روحی و جسمی آنها باشد، می تواند از مصادیق ظلم به شمار آید. نقش مردانه دادن به زن و تقسیم وظایف بین زن و مرد بدون توجه به زن بودن او، ظلمی مضاعف است.

سراب

متاسفانه در بسیاری از کشورهای غربی که تا قبل از قرن بیستم، زن از حداقل حقوق انسانی خود هم برخوردار نبود و با ازدواج، در زمره محجورین در می آمد امروزه با افراطی گری فمینیسمی و واگذاری ریاست خانواده به هر دوی آنها یا به عبارت دیگر بی سرپرست نمودن کانون خانواده، باعث اضمحلال این جامعه بنیادین شدند.

مهلقا

چرا زنان باید از همسر خود پیروی کنند تا جایی که بدون اجازه او حق رفتن به خانه پدر را ندارند

احمدی

با این حال باید دانست که اطاعت از شوهر و خود داري از نافرماني او، از وظايف اوليه زن است و شک نيست که غرض از اطاعت زن، فرمانبرداري او از شوهر است در اموري که مخالف احکام الهي نباشد و هر آنگاه که چنين فرمان و دستوري رسد، وظيفه، تخلف و يا به صورتي فرار از آن است. زيرا در همه حال حکم خداوند متعال بر حکم بشر مقدم است

علی

اگر مردان همواره موقعیت خاص و شأن بالای زن خود را بشناسند و با حالت شکوه و احترامی که شایسته‌ زن است، به او بنگرند (که همه‌ی این‌ها بسته به میزان انسانیت در مرد است و عمل به آن‌ها برای مردان سخت نیست؛ بلکه مطابق با فطرت آن‌هاست)، زنان نیز در این شرایط که در جایگاه واقعی خود قرار گرفته‌اند، به خودی خود وظایف بی‌شمار خود را در مقابل همسر به بهترین شکل ممکن و بدون هیچ توقعی از او انجام می‌دهند

تهرانی

بله اتفاقا در این راستا نبی مکرم اسلام حضرت محمد (ص) بیان داشته اند: هر زنی که بمیرد در حالی که شوهرش از او راضی باشد داخل بهشت می شود؛ و در جای دیگر می فرمایند: زن نمی تواند حق خدا را ادا کند مگر آنکه حق شوهرش را ادا کند.

یزدانی

از پیامبر اکرم (ص) در مورد حق شوهر بر زن سؤال شد. فرمود: زن باید از شوهر اطاعت کند و صدقه را از خانه‌اش با اذن شوهر بدهد و از خانه‌اش خارج نشود مگر با اجازه او. اگر بدون اجازه شوهر از خانه خارج گردد، ملائکه آسمان و زمین تا زمانی که برگردد او را لعنت می‌کنند. (امام صادق (ع)، الحکم الزاهره، ٢/٣٦٣)

ملیحه

از این که یک زن هستم و شب و روز محصور به خانه هستم و برای مدل لباس و مانتو و پوشش و رفتارم همسرم تصمیم می گیرد متاسفم
متاسفم که اجازه ندارم حتی با حجاب باشم و پنجره خانه را به افتاب باز نکنم
متاسفم که خا نه ام همیشه تاریک است
متاسفم که باید تلفن بزنم و اجازه بگیرم که میشه اشغال ها رو ببرم بیرون یا نمیشه
بارها خواستم پیش وکیل برم و حق خودم را بگیرم اما باید با اجازه شوهر می رفتم
در قانون اسلام پیش بینی نشده که چگونه با اجازه شوهر می توان رفت و تقاضای طلاق مهریه یا اجرت المثل و … کرد

مجد

ولایت مرد بر زن و اطاعت زن از مرد ، مطلق نیست ؛ این اطاعت به حوزه مشترک زندگی زوجین و مسائل زناشویی مربوط می شود، اما حیطه اختصاصی و فردی زن ، از دایره اطاعت شوهر خارج است .

چنانچه زنی در راه انجام تکالیف اسلامی خود از قبیل یادگیری قرآن و اعتقادات مذهبی بخواهد تکامل داشته باشد ، به شرطی که حقوق واجب شوهرش ضایع نشود ، می تواند با توافق شوهر در کلاس های مربوطه شرکت کند.

مرد باید توجه به لطافت روح زن داشته باشد و بداند که ( المراءه ریحانه و لیست بقهرمانه ) یعنی زن مانند قهرمان نیست و برای کارهای سخت خلق نشده است ، بلکه زن همانند گل خوشبوی و لطیف است . البته اگر شوهر استثناءً از محیط و موقعیتی اطمینان نداشته باشد می تواند به همسرش بگوید مثلا در مجلس عروسی یا مختلط ویا اداره نرو و زن باید قبول کند .

امام باقر علیه السلام فرمودند : ” برای زن نزد پروردگارش شفیعی کارسازتر از خشنودی شوهرش نیست .”

رویا

در اسلام زن و شوهر در حقوق و تکالیفی که خداوند در این پیمان متقابل بر آنان واجب فرموده هر دو مطیع خداوند هستند.

در ازدواج برای زن و شوهر اهداف مشترکی هست که ازدواج بر اساس آن شکل می‌‌گیرد و این اهداف حقوق و تکالیف مشترک و اختصاصی را بین زن و مرد ایجاد می‌ نماید که بر اساس نقش‌های جنسیتی هر یک از زوجین وضع شده است.

– موارد اطاعت و تکلیف مرد در زندگی زناشویی: حق رابطه زناشویی (برآوردن نیازهای جنسی زن)؛ حق نفقه و مهریه؛ حسن معاشرت؛

– موارد اطاعت و تکلیف زن در زندگی زناشویی: پذیرش ریاست مرد بر خانواده؛ تمکین زن (برآوردن نیازهای جنسی مرد)؛ حسن معاشرت؛

پس آن چیزی که اطاعت نامیده می‌‌شود در یک رابطه متقابل شکل می‌ گیرد. این‌طور نیست که زن باید مطیع باشد بدون این‌که شوهر موظف به انجام وظیفه ای در این پیمان مقدس باشد. اگر مرد حقوق اختصاصی دارد، مثل حق ریاست بر خانواده، از این جهت است که هر تشکیلات اجتماعی از جمله خانواده به یک مدیر احتیاج دارد و در اسلام از آن‌جا که خداوند توان مندی اجرای این نقش را در مرد و متناسب با آفرینش او قرار داده است، شوهر مسئول تأمین مخارج زندگی ا‌ست و مدیریت و سرپرستی خانواده نیز بر عهده او گذاشته شده است. این مدیریت در کنار تلاش چشم گیر مرد برای تأمین مخارج زندگی که در اصطلاح نفقه نامیده می‌‌شود می‌‌باشد. البتّه در این مدیریت، مرد موظف است مصلحت همسر و فرزندان را در نظر بگیرد و از استبداد و خودکامگی به دور باشد. پس اطاعت به‌معنای انجام تکلیف است و انجام تکلیف در زندگی زناشویی، متناسب با جنسیّت زن و شوهر وضع شده است.

تقی پور

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: اطاعت کردن از زن پشیمانی آورد
شاید منظور از این حدیث و امثال آن، اطاعت از بانوانی است که عقل و دین آنها اسیر هواها و هوسهای بی مورد است، همچنانکه در بسیاری از افراد مشاهده می شود، بانوانی که توقعات بی جا از شوهران خویش دارند و بدون در نظر گرفتن ضروریات زندگی و درآمد و شئونات خانواده چه بسا روی چشم و هم چشمی و یا احیاناً احساسات بی جا، در خواستهائی می کنند، انجام این دستورات موجب ندامت است، آن بانوئی که از روی کم فکری، شوهرش را تشویق به جدائی از پدر و مادر و یا فامیل می کند اطاعتش ندامت می آورد، آن بانوئی که شوهرش را وادار به حرام و مخارج حرام و یا بیهوده می کند اطاعتش موجب ندامت است، آن بانوئی که هنگام جنگ و شهامت و شهادت، شوهر و فرزندانش را تشویق به سستی می کند اطاعتش موجب ندامت است، آن بانوئی که شوهرش را و یا دختری که پدرش را تشویق به خریدن وسائل گمراه کننده و یا تفریحات ناسالم و یا مجالس گناه و یا خریدن لباسهای ناهنجار می کند اطاعتش موجب ندامت است، خلاصه آنکه بانوان باید در خواستهای خود را مطابق عقل و درایت و دین قرار دهند نه طبق احساسات و هوسهای بیهوده همچنانکه مردها باید در انجام تقاضاهای بانوان طبق عقل و درایت و دین عمل کنند و زمام زندگی را خود بدست گیرند نه همسرانشان.

معصومه

آیا وظیفه زن مسلمان صرفاً تمکین است؟ اگر چنین است، نگهداری از فرزندان، نظافت منزل، شستشوی ظروف و البسه و پخت و پز وظیفه کیست؟ تقسیم کاری که رسول الله (صلی الله علیه و آله) بین دختر گرامی و داماد عزیزش انجام داد (وسائل الشیعه، ج 14، ابواب مقدمات النکاح، باب 89، ح 1) که کار بیرون منزل را به علی (علیه السلام) و کار درون منزل را به زهرا (سلام الله علیها) واگذار کرد به چه معنایی است؟ اگر فلسفه ی ازدواج، فقط رفع شهوت است، آیا بهتر نیست مرد با هزینه ای کمتر از آوردن زن به خانه به عنوان موجودی پرخرج، شهوتش را بیرون خانه به طریق شرعی (صیغه) رفع کند؟ اگر وظیفه ی زن صرفاً تمکین است، چرا مرد مخارج عروسی، خورد و خوراک، لباس، وسایل رفاهی، پزشکی، درمانی، مهریه، شیربها و مانند آن را برگردن می گیرد؟ بهتر نیست مجرد و بی مسئولیت به کار و عبادت و زندگی خود بپردازد؟ نه دغدغه خاطری، نه دل بستگی، نه ترس از دست دادنی، نه جنگ اعصابی و نه نگرانی های دیگر. لطفاً نظرتان را به طور صریح در این زمینه بیان فرمایید.
هدف از ازدواج، همان گونه که قرآن می گوید، آن است که زن و مرد در کنار یکدیگر زندگی آرامی داشته باشند (لتسکنوا الیها، سوره روم، آیه 21) و این هدف بدون زندگی مشترک حاصل نمی شود و زندگی توأم با تجرد موجب بدبختی و انواع مشکلات و بیماری هاست ولی زن نباید به صورت برده مرد درآید و اگر کارهای خانه را انجام می دهد باید با میل و رضایتش باشد. البته تقسیم کار بر اساس رضایت طرفین کار بسیار خوبی است

سبحان

به همه کسایی که دلشون میخواد بهتر زندگی کنن، پیشنهاد میدم کتاب های حاج فردوسی را مطالعه کنند . خیلی تاثیر گذاره تمام سوالاتی که دوستان براشون پیش اومده رو هم جواب میده

یاسر

سلام . من واقعا از همه منهاجی ها دلگیرم ، هروقت دستورهای اسلام به نفعمون باشه دوسش داریم ولی هر وقت به ضررمون باشه( هرچند در باطن به نفعمون باشه) میگیم برا اسلام متاسفیم … !
در مورد اینکه دستورهای اسلام همگی به نفع خود ما هستن فقط یه جمله میگم امیدوارم تاثیر داشته باشه : فقط خدا میدونه که اگه حق طلاق دست زنم بود تا حالا چند ده بار طلاقم داده بود و بعد از دو سه روز دوباره به خاستگاریم اومده بود …

فاطمه

اما اینطور که معلومه تمام قوانین اسلام در راستای سعادت وآرامش مرد است,هیچ کجا نگفته اگه مرد باعث آزار زنش بشه نمازش قبول نیست اما در مورد زن خیلی راحت گفته شده،اصولاً هدف خدا از آفرینش زن ،راحتی زندگی برای مرد بوده،خودش گفته زن را به خاطر مرد آفریدم

رضا

خانواده دانشگاه انسان سازی است، وضع حقوق صرفا برای تنظیم روابط خانواده به وجود آمده است. هدف از وضع این قوانین ایجاد مودت و رحمت است که مهمترین اصلی است که باید بر روابط همسران حاکم باشد. حقوق برای شرایط عادی گذاشته نشده اند بلکه برای زمانی است که افراد خود نتوانند روابط حسنه را در خانواده تنظیم نمایند. هریک از زوجین زمانی که به حقوق خود فکر می کند لازم است تکالیف خود را نیز مد نظر داشته باشد. به عنوان مثال اگر زنی دریافت مبلغ در ازای شیر دادن فرزند خود را از همسرش مطالبه کند هم زمان این حق برای همسزش نیز ایجاد می شود که خروج وی از منزل را منوط به اجازه خود کند. در خانواده ای که با تعامل با هم زندگی می کنند این حقوق از سر لطف کنار گذاشته می شود. زن از سر لطف و محبت به فرزند خویش شیر می دهد و مرد هم زن را برای خروج از منزل و داشتن معاشرت آزاد می گذارد. موفق باشید

سعید

گر در جامعه الان این اصل مانند قدیم فرض و واجب می شد که زن باید از شوهر اطاعت کند حتی در رفتن بیرون از خانه نود درصد فسادهای موجود در جامعه از بین می رفت و مطمئنا زنی که از شوهرش اطاعت کند مورد احترام شوهر قرار می گرفت مانند زن های قدیم که برای مرد پشت و پناه بودند . ولی متاسفانه رادیو وتلویزیون ما با الگو برداری از جامعه فاسد غرب زنان را می خواهد چنان راحت بار بیاورد و آموزش دهد که هروقت هرکاری خواستند بکنند که این موضوع سرمنشا بسیاری از فساد ها می شود و ….

شکیرا

الگوهاي فرهنگي در اين زمينه منفاوت است. برخي فرهنگ‌ها مردسالار است و مرد‌ها را تصميم‌گيرندة اصلي در زندگي مي‌داند. وظيفة زن اين است كه از گفته‌هاي همسر خود اطاعت نمايد. فرهنگ جديد به خصوص فرهنگ غربي و گرايش فمينيستي، زن را محور زندگي قرار داده و دوشادوش مرد و يا حتّي برتر از آن در سطح جامعه و محيط خانواده مي‌داند. اين دو گرايش، هر كدام آثار و پيامد‌هاي خاص خود را در سطح خانواده و محيط جامعه به دنبال داشته است. طبق نظريّة اوّل، يك زن بايد در همة كارها از شوهر اطاعت كند و اساساً تصميم‌گيرنده در جامعه و خانواده مرد است. امّا طبق نظريّة دوّم، زن مي‌تواند مستقل باشد و از همسر اطاعت نكند يا حتّي برعكس، همسر را به اطاعت از خود وا دارد.

تنها

سلام لطفا بیشتر به احادیث محبت آمیز بپردازید بهتره جوونامون تو دین با معنی درست محبت آشنا شن نه با تحریف معنی محبت در رسانه های دشمن
این روزا دیگه همه ی گناه ها تو هر رده سنی عادی شده بهتره با این احادیث جوونارو با اسلام انس بدین من خودم هم با این احادیث اسلام رو بیشتر شناختم اعمه رو شناختم و از گناهام برگشتم چون دیدم که این (من) فقط مال من نیست مال یکی دیگه هم هست که من نمیدونم الان کجاست نمیدونم کیه نمیدونم چند سالشه ولی اساسش میکنم و میدونم نجابت من امانتیه از اون تو دست من و همینطور وجود من مال کس دیگه ای هم هست که نمیدونم کجاست کی میاد هروقت میرم حرم امام رضا ع چشمامو میدوزم تا رخ نشانم دهم ولی احساس می کنم یه روز میبینمش و تو یکی از لشکر هایش جهاد میکنم پس جانم امانتی از اوسا از او تا یک روز در راه خدا نسارش کنم

بنده

بدون تردید کسب رضایت شوهر توسط زن فقط در راستای رضایت خداوند و خشنودی او می باشد و نه به هر قیمتی .
و همینطور در موضوع فرمانبرداری زن از مرد .

علی

خواهشا بر احادیث معصومین تبصره وارد نکنید…کسب رضایت شوهر و اطاعت او عین رضایت خداوند است مگر در مواردی که معصیت و نافرمانی خدا در آن باشد

مارال

دوست عزیز فرمانبرداری ینی هر چی خدا دوست داره و مجاز شمرده اگه همسرت خواست انجام بدی در غیر اینصورت انجامکشه که حرامه چون حرام خدا توشه و مطمئن باش این باعث عشق بیشترهمسر و تلافی صد برابر بهتر از ان رو می کنه

ناشناس

مارال حتما فیلم آنام داری نگاه میکنی
😂😂😂

ستاره

این کلام حاج فردوسی مبتنی بر اینه که اگر مردان همواره موقعیت خاص و شأن بالای زن خود را بشناسند و با حالت شکوه و احترامی که شایسته‌ زن است، به او بنگرند (که همه‌ی این‌ها بسته به میزان انسانیت در مرد است و عمل به آن‌ها برای مردان سخت نیست؛ بلکه مطابق با فطرت آن‌هاست)، زنان نیز در این شرایط که در جایگاه واقعی خود قرار گرفته‌اند، به خودی خود وظایف بی‌شمار خود را در مقابل همسر به بهترین شکل ممکن و بدون هیچ توقعی از او انجام می‌دهند و از پاداشی بی مانند که در گفتار ائمه اطهار (ع) بدان اشاره شده است، بهره مند خواهند گردید، چنانکه در این باره امیرالمومنین علی (ع) می فرمایند: جَهاد المرَاه حسن التبعل؛ جهاد زن به این است که به نیکی شوهرداری نماید.

ملک

مردی به خدمت رسول خدا (ص) رسیده و عرض کرد: زنی دارم که هر گاه وارد منزل می شوم از من استقبال نموده و به پیشوازم می آید و هر گاه از منزل خارج می شوم، مرا بدرقه می کند و اگر غمناکم ببیند، سوال می کند: که چه چیزی تو را غمگین ساخته است؟ اگر برای روزی و مخارج زندگی غصه می خوری بدان که خداوند عالم آن رابه عهده گرفته است و اگر برای آخرت غصه می خوری، خدا اندوهت را زیاد کند (تا بیشتر به فکر آخرت باشی). رسول خدا (ص) فرمود: خداوند در روی زمین عالمان و کارکنانی دارد و این زن یکی از عالمان خداست وبه او بدلیل چنین رفتار نیکویی، نصف پاداش شهید تعلق می گیرد.

سیمین

با سلام
به نظر شما چقدر باید از همسر اطاعت کرد ؟ آنها توقع دارند ما خدمتکار آنها باشیم و در مواقع خاص همسرشان. من از این وضعیت خوشم نمی آید.

گوهری

خانم ها وظیفه دارند از شوهر اطاعت کنند درحالی که به مردان فقط سفارش شده با همسرشان خوش رفتار باشند در حالی که اگر مرد این کار را نکند زن نمیتواند کاری بکند به علاوه در جامعه امروز همه کار های خانه بع دوش خانم است. پخت و پز، مرتب کرده خانه، نگه داری بچه ها واین کار همیشگی اوست درحالی مرد فقط وقتی بیرون خانه است کار میکند و در خانه میتواند راحت باشد ولی زن چه و وقتی مرد در اطاعت از زن چیزی بیشتر از حد شرعی میخواهد و انتظار دارد هر چه که گفت زن بدون چون و چرا کردن ودانستن دلیلش بگوید چشم وضع بد تر هم میشود.

طیبه

اگر آقایان این مفهوم رابه سودخودنگیرندوقصدسودجویی ازاطاعت نکنند .معمولا رفتارآنها طبق شیوه اهل بیت نیست ولی انتظارشان طبق دستورهای قرآنی است.

شیوا

امام علی علیه السلام: لَا طَاعَةَ لِمَخْلُوقٍ فِي مَعْصِيَةِ اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ. امالی صدوق، ص ۳۷۰. در معصیت خداوند اطاعت از مخلوق نیست . یعنی نه شوهر می تواند در کاری که گناه هست همسر خود را اجبار کند مثل بی حجابی و نه طن وظیفه ای دارد که سخن شوهرش را عمل نماید.در مواردی اطاعت از شوهر لازم نیست که با انجام اموری مانند واجبات مثل : حج واجب، صله رحم نسبت به پدر و مادر و برادر و خواهر و امثال آن به مقدار لازم، فراگرفتن احکام اسلام مانند رفتن به مسجد و امثال آن، تهیه اجناس ضروری منزل در حالی که مجبور باشد، شرکت در انتخابات و راهپیمایی های ضروری و همچنین در مورد مراجعه به پزشک مخالفت کند.

لازم به ذکر است: اطاعت زن از شوهر مربوط به حقوق زناشویی و بیرون رفتن از منزل است، در کارهای دیگر اطاعت بر او واجب نیست هر چند بهتر است زن و مرد در تمام مسایل با هم تفاهم داشته باشند.

لادن

همونطور که شهید مطهری در کتاب نظام حقوق زن در اسلام گفتن،اطاعت زن از شوهر در حد رعایت مصالح خانواده است ونه بیشتر،و این موضوع شاید تا حدی تایید کننده موضوعی باشه که امروزه روانشناسا بهش اشاره میکنن،اینکه مردها نیاز دارن که زنشون در انجا م کارها بهشون اعتماد کنه.یعنی شاید اطاعت و تبعیت زن،تعبیری از این باشه که زن به مرد بفهمونه که به اون و تصمیاتش اعتماد داره.مهم اینکه زن و مرد بتونن نیازهای همدیگه رو بشناسن و باکمک هم زندگی خوبی داشته باشن،

مهدی

مردان سرپرست زنان هستند، به خاطر برتریهایی که خداوند برای بعضی نسبت به بعضی دیگر قرار داده است و به خاطر نفقه ایی که از اموالشان به زنان می پردازند.

محمد

بذارید فرمایش جنابتان را کامل کنم تا شبه ای ایجاد نشود خداوند متعال در آیه ای حق ریاست بر خانواده و سرپرستی و تدبیر امور خانواده را به دلیل برتریهای طبیعی جنس مرد به او سپرده است و در مقابل، مرد مکلف شده است که مخارج و هزینه زندگی او را تامین نماید. آیه فوق بعد از این که اصل سرپرستی و ریاست شوهر را بیان می کند به حکمت یا علت این امتیاز و حق اشاره می کند

احمد

خانواده به عنوان اولین و بنیادی ترین تشکل در جامعه، نیاز به مسؤول یا سرپرست دارد و پر واضح است که هیچ تشکل و اجتماعی بدون مسؤول و رهبری واحد که تدبیر امور را در دست داشته باشد، ممکن نیست. واگذاری اداره خانواده که متشکل از زن و مرد است به هر دوی آنها در واقع به معنای فقدان مسؤول و سرپرست در چنین تشکل بنیادی جامعه است

محمد باقر

به نظر من اگر زن و شوهر به وظیفه خویش آشنا باشند و عمل کنندمحیط خانه مانند بهشت برین با صفا و نورانی می گردد.و اگر اختلاف وکشمکشهای خانوادگی به میان آمد محیط خانه به صورت یک زندان حقیقی تبدیل خواهد میشود

اینانلو

درست میفرمایید اختلافات خانوادگی علل و عوامل مختلفی دارد.از قبیل عوامل اقتصادی،تربیت خانوادگی زن یا شوهر،محیط زندگی،دخالتهای بیجای پدر و مادر زن و شوهر یا سایر بستگان آنها.و دهها چیز دیگر.

نیما

از نظره من مهم ترین عامل ناسازگاری و اختلافات داخلی که شما میگید آشنا نبودن زن و شوهر به وظائف زناشویی و عدم آمادگی برای زندگی مشترک خانوادگی است،برای تصدی هر مقام و انجام هر کاری،تخصص و آمادگی یک شرط اساسی محسوب می شود.و کسی که اطلاعات کافی و آمادگی قبلی نداشته باشد نمی تواند کاری را بخوبی انجام دهد.بهمین جهت،برای تصدی هر مقامی کلاسهای کارآموزی تاسیس می شود…

علی عبادی

همسرداری مهارتی است که زن و شوهر با شناخت توانمندی‌ها ، تفاوت‌ها و حساسیت‌های یکدیگر ، بتوانند به نیازهای جسمی ، عاطفی ، روانی و جنسی طرف مقابل پاسخ دهند، بطوری که هر دو احساس رضایت خاطر نموده به آرامش نسبی دست یابند.

محمد جواد

امروزه یکی از مهم ترین مشکلات خانواده ها نداشتن مدیریت صحیح در زندگی است؛ بسیاری از اختلافات، چالش ها و مشاجرات که مقدمه فروپاشی خانواده هاست، ناشی از نداشتن الگویی کامل در اداره خانواده است.

طاهر

دقیقا برادر جان باید الگوهایی باشه در این مورد که بهتر شدن کمک کند

احسان کریمی

بله بله برادر برای مثال باید عرض کنم که حدیث های زیادی در این باره وجود دارد ماننده :پیامبر میفرمایند: حق زن بر شوهرش اين است كه او را سير كند، لباس بپوشاند، نماز و روزه و زكات را – اگر در مال زن حق زكاتي است – به او ياد دهد، و زن نيز در اين كارها با او مخالفت نورزد .»

محمدرضا

در حالی که گفتن جملاتی که حاکی از محبت زوجین نسبت به هم است در رفع بسیاری از تردیدها و سوء ظن ها مؤثر و بر میزان محبت آنان می افزاید: ائمه معصومین: هم به ابراز علاقه به همسر تأکید نموده اند و در سیره ی عملی ایشان این امر در موارد متعددی به چشم می خورد.

حمید رضا

از نظره من انسان مختار آفریده شده است و حق انتخاب دارد و ممکن است در برخى از انتخاب‌ها دچار اشتباه شده و از مسیر اصلى خارج گردد و این مسأله براى زن و مرد، هر دو یکسان است. به طور معمول امور مربوط به خانه، برعهده زن گذارده مى شود ؛ ممکن است در این راه دچار اشتباه شود، در این مواقع بسیار سفارش شده است که مردان خطاهاى همسر خویش را ببخشند و آنها را به این دلیل مورد آزار و اذیت قرار ندهند

محمد صادق

حدیثی بگویم در این باره که از امام صادق(علیه السلام) پرسیده شد:
«ما حق المراه على زوجها الذى اذا فعله کان محسنا قال … و ان جهلت عفو لها »؛(۱۸) حق زن بر شوهرش چیست که اگر مرد آن را انجام دهد نیکو کار است فرمودند… اگر زن از روى جهل خطایى کرد، مرد او را ببخشد.

حسن

بله بله دقیقا ببینید زن و مرد، هر دو در مسیر زندگى مشترک دچار اشتباه مى شوند و هر یک باید با گذشت از خطاهاى طرف مقابل فضاى گرم و صمیمى خانواده را حفظ نماید، و از طرف دیگر با عفو و گذشت، محبوب خداوند متعال خواهند شد.

سینا

به نظره من حسن خلق، صفتى پسندیده و نیکو است که اسلام، بسیار به آن سفارش نموده است، تا آن جا که در روایات، حسن خلق به عنوان اولین، سنگین ترین، بهترین و با ارزش ترین چیزى بیان شده است که در روز قیامت مورد محاسبه قرار مى گیرد

جواد

حدیثی در همین باره از پیغمبر اسلام: معناى حسن خلق خنده رو بودن و گشاده رو بودن نیست، اگر چه این رفتارها را نیز شامل مى شود؛ بلکه معناى فراتر از خنده رویى دارد. «حسن خلق به معناى تحمل و سعه صدر است؛ حسن خلق به معناى رها نکردن حق و ترک باطل است»

حمید

بله تا جایی که میشود گفت حسن خلق در روابط خانوادگى و خصوصاً بین زوجین جایگاه ویژه اى دارد؛ تا آن جا که بر سایر اعمال انسان نیز تأثیر مى گذارد. در این مورد روایتى از پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) نقل شده است که ذکر آن، باعث روشن شدن اهمیت خلق و خوى نیک در خانواده خواهد شد.

محمد هادی

جمله کوتاه اما گویاى: «و عاشروهن بالمعروف»(نساء۱۹) بیان گر این مطلب است که هر گونه ارتباط، برخورد و رفتار شوهر باید به گونه اى باشد که عرف و شرع و رفتار جوانمردانه با آن موافق باشد. پس اعمالى چون سخت گیرى در نفقه، آزار و اذیت یا بدخلقى و مانند آنها، مخالف با معاشرت به معروفى است که قرآن کریم بدان سفارش نموده است

دلبر

با سلام خدمت حاج فردوسی ازتون سوالی داشتم اگر زنان ناقص العقل اند چطور این همه پیشرفت می کنند؟!

لاله

سلام
پیشرفت علمی به استعداد ذهنی متکی است و ربطی به عقل ندارد چه عقل نظری و چه عقل عملی . عقل چه در بعد عمل و چه نظر هدایت کننده بسوی کمال محسوب میشود لذا علم میتواند از ابزار آن باشد همچنانکه تجربه ابزار آن است . عقل نظری به معنای قوه هدایت کننده انسان به کمال انسانی اوست و از آنجا که زن و مرد تحت تاثیر عوامل مختلف درونی و برونی در تشخیص کمال و مسیر آن هستند چه بسا بتوان گفت در این امر نیز مردان نسبت به زنان ترجیحی دارند چنانکه می بینیم بیشتر مصلحین و حکما و سفرای الهی هم از مردانند .

طهماسبی

فمینیست‌های مسلمان معتقدند آیات زیادی از قرآن برابری زن و مرد را تأیید می‌کنند و تفسیرهای حاوی مفهوم برتری مذکر را انعکاس دهنده فرهنگ مردسالارانه پیش از قرآن و ترکیب فقه کلاسیک با مفاهیم و رفتارهای مردسالارانه آن زمان می‌دانند.

شهلا

ممنونم از مطالب مفیدتون
زن و مرد ازدواج میکنن تا مسئولیت یک زندگی و خانواده جدید را بر عهده گیرند
پس قانون زندگی باید رعایت شود
زن وظیفه اصلی بعنوان گرداننده امور کلی اعم از خانه همسر و فرزندان را دارد
چرا یک زن خانه دار را بعضی ها بیکار میشمارند
من با مدرک دکترا به محض متوجه شدن بارداری برای همیشه خودم رو خانه نشین کردم تا وظیفه والای مادر بودن را بتوانم به نحو احسن انجام بدهم
خانم ها بدونن ازدواج یعنی شوهر و بچه
کار تحصیل باشگاه خودخواهی واسه زمان مجردیست هرچند اینها بعد ازدواج در صورت وجود زمان بلامانع است اما وظیفه اصلی آنها هستند
اگر نظری غیر دارید بیخود وقت هزینه انرژی یک جوان را هدر ندهیم و مجرد بمانیم
معنای زن زندگی بودن را باید در گذشتگانمون جستجو کنیم
به مد و روزگار کار نداشته باشیم
انچه درست است و اسایش شوهرو بچمون رو فراهم میکنه انجام بدیم
این یعنی زن زندگی بودن

رسول

بادسلام زن من با اینکه مثلا مذهبی هست ولی انقدر به من فحش و توهین میکنه و سر هر چیزی جنگ و بلوا راه می اندازه و با گریه و قهر زندگی رو به کامم تلخ گرده آرزو داشتم فقط یکی از این هم….ه وظایف زن را انجام بده …والا من که فقط بخاطر بچم تجمل میکنم خونه رو واسم جهنم میکنه و همش دیگران رو به رخم میکشه و سرکوفت میده با اینکه شغل و خانه و ماشین دارم بازم تحقیرم میکنه ولی من بازم صبوری میکنم و سپردمش بخدا

زهرا نوروزی

با این که در قرآن، مرد بر زن تسلط دارد؛ مردان به مهربانی و نیکویی با زنان توصیه شده‌اند.

با زنان به نیکویی بگذرانید، اگر چه خوش‌آیند شما نباشند. چه بسا چیزها که شما را ناخوش‌آیند باشد، و خداوند برای شما، در آن نیکویی بسیار نهاده است.

جمیله

از ابوهریره روایت شده‌است که مردی به نزدیک رسول‌الله آمد و گفت: یا رسول‌الله، از مردم چه کسی را خدمت کنم؟ رسول گفت: مادرت راً مرد گفت: دیگر چه کسی را؟ رسول گفت: مادرت را. مرد بار دیگر پرسید: پس از او چه کسی را؟ رسول گفت: “مادرت راً چون برای بار چهارم مرد پرسید: دیگر چه کسی را خدمت کنم؟ رسول گفت: “پدرت را” این نشون دهنده مقام بالای زن نیست؟؟؟ یعنی پیامبر میگفت از موجودی ناقص العقل پیروی کن؟؟؟؟

طلا

با سلام و عرض خسته نباشید دربسیاری از جاها خوانده ام که زن باید مطیع شوهرش باشد و هر چه او گفت بپذیرد حتی اینکه باید پیش شوهرش ذلیل باشد ودر خلوت نیاز همسرش را براورده کند ولی آیا زن اینقدر در اسلام پست است که که برابر شوهرش ذلیل باشد و اگر در شرایط روحی مناسبی برای اجابت خواسته اش نباشد مورد غضب خداوند قرار گیرد؟؟؟لطفا به سوالم کامل و قانع کننده جواب دهیدبا تشکر

داوود

با سلام و عرض تحیت.
دوست محترم!
ذلت در مقابل شوهر نباید با پستی و بی اعتباری او در نزد شوهر اشتباه گرفته شود. مراد این است که زن نرم خو باشد، و رقیب شوهر نباشد، بلکه او را همراهی کند و ریاست او بر خانه را بپذیرد. اطاعت مرئوس از رئیس ذلت او نیست، بلکه پذیرفتن این است که به هر حال در مجموعه ما یک نفر باید تصمیم بگیرد و بقیه اگر چه در تصمیم سازی او می توانند و باید نقش داشته باشند، ولی تصمیم او را گردن نهند.آنچه در روایات آمده این است که زن در قبال وظائف زناشویی اش از شوهرش حرف شنوی داشته باشد. در روایت از حضرت پیامبر صلی الله علیه واله آمده: “بهترین زنان شما زنی است که فرزند بسیار آورد، و دوست شوهر باشد، و صاحب عفّت باشد و از براى شوهر خود زینت و بشاشت کند، و از دیگران شرم کند و عفّت ورزد، آن چه شوهر گوید بشنود، و آنچه گوید اطاعت کند، و چون شوهر با او خلوت کند آنچه از او خواهد مضایقه نکند”.(تهذیب الأحکام، ج7، ص400، ح6)اینها هیچکدام تاثیر زن در تصمیم سازی شوهر را نفی نمی کند.

سمیرا

درسته ولی به شر ط اینکه کردار مرد هم شایسته باشه و اختلاف درست نشه مرد مدیر خانه جایگاه زن کجا میتونه باشه تو زندگی فقط فرمانبردار باشه زوجین باید در کنار هم احساس آرامش و امنیت کنن از هر لحاظ .با تشکر

فاطمه

سلام و عرض ادب

در کجای قران اطاعت زن از شوهر آمده است؟

ممنون

محدث

با سلام و ادب
ما در هیچ آیه و روایتی نداریم که إطاعت از شوهر إطاعتی مطلق و همه جانبه باید باشد بلکه مربوط به همان حقوقی است که خداوند متعال برای مردان نسبت به زنان قرار داده چنانکه خداوند متعال حقوقی نیز برای زنان قرار داده و مردان موظفند در انجام آنها کوتاهی نکنند.
حقوقی که در آیات و روایات برای شوهران نسبت به زنان خود قرار داده شده متعدد است و به دو صورت حقوق واجب و مستحب مؤکّد تقسیم می شود.
درباره لزوم إطاعت از شوهر در مسائل زناشویی و بهره مندی جنسی در یکی از آیات قرآن می خوانیم:« …وَ اللاَّتِي تَخَافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَ اهْجُرُوهُنَّ فِي الْمَضَاجِعِ وَ اضْرِبُوهُنَّ.. » (نساء آیه 34)«و (امّا) آن دسته از زنان را كه از سركشى و مخالفتشان بيم داريد، پند و اندرز دهيد! (و اگر مؤثر واقع نشد،) در بستر از آنها دورى نماييد! و (اگر هيچ راهى جز شدت عمل، براى وادار كردن آنها به انجام وظايفشان نبود،) آنها را تنبيه كنيد» ( دقت داشته باشید که بحث ضرب دارای شرایطی است که در سایت مفصل بحث شده و می تونید مطالعه کنید)
دومین موردی که إطاعت از شوهر در آن برای زنان واجب است مسأله خروج زن از منزل است که در قرآن کریم به حکم آن تصریح نشده و در روایات پیامبر (ص) و معصومین (علیهم السلام) حکم آن بیان شده و عدم ورود یک مطلب در قرآن، دلیل بر عدم صحت و عدم إعتبار آن نیست زیرا بسیاری از احکام در قرآن کریم به صورت تفصیلی بیان نشده و خداوند متعال تفصیل و توضیح آیات را بر عهده پیامبر (ص) و اوصیای وی قرار داده چنانکه فرموده:« وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَيْهِمْ» (نحل آیه 44) « و ما اين ذكر [قرآن‏] را بر تو نازل كرديم، تا آنچه به سوى مردم نازل شده است براى آنها تبیین نمائی»
و لذا اطاعت از پیامبر (ص) و اولی الامر که همان ائمه معصومین (علیهم السلام) هستند را واجب دانسته و فرموده:
« يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا أَطيعُوا اللَّهَ وَ أَطيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ…» (نساء آیه 59)
« اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! اطاعت كنيد خدا را! و اطاعت كنيد پيامبر خدا و اولو الأمر [اوصياى پيامبر] را»
درباره مسأله ممنوعیت خروج زن از منزل در صورت منع شوهر در روایتی از امام صادق (ع) که در آن برخی از نواهی رسول خدا (ص) آمده می خوانیم:« نَهَى رَسُولُ اللَّهِ (ص) أَنْ تَخْرُجَ الْمَرْأَةُ مِنْ بَيْتِهَا بِغَيْرِ إِذْنِ زَوْجِهَا» (1) «رسول خدا (ص) از اینکه زن بدون إجازه شوهر از منزل خارج شود نهی فرموده است»
همچنین در حدیث دیگری از امام باقر (ع) می خوانیم که به نقل از رسول خدا (ص) درباره یکی از حقوقی که شوهر بر زن خود دارد می فرماید:« وَ لَا تَخْرُجَ مِنْ بَيْتِهَا إِلَّا بِإِذْنِهِ»(2) «زن از منزلش بدون إجازه شوهرش خارج نمی شود»

1. شيخ حر عاملي، وسائل الشيعه، مؤسسه آل البيت، سال 1409 هـ.ق، ج‏20، ص: 161
2. همان، ص: 158

عمار

سلام
درسته چنین روایاتی داریم ولی آیا شرایط جامعه نمیتونه در تغییر این روایات تأثیر بزاره؟ شاید در 1400 سال پیش با توجه به وضع جامعه و وضع زنان که در هیچ فعالیت اجتماعی شرکت نداشتند این مساله توجیه پذیر باشه اما در جامعه کنونی اصلا نمیشه پذیرفت. بعضی فقها میگن دختر عقد هم کرد باید تو خانه پدرش هم هرجا خواست بره به شوهرش اطلاع بده این دیگه از اون حرفها بود خدایش . در ضمن از کجا معلوم میشه این جزء احکامیه که نباید تغییر پیدا کنه ؟ من بارها در پست های دیگه هم هی تکرار کردم در این دوره و زمونه زشته یه زن بخواهد از شوهرش برای بیرون رفتن اجازه بگیره . این با اطلاع دادن فرق میکنه طرف اطلاع بده ولی اینکه دم به دقیقه اجازه بگیره اصلاً درست نیست. از طرفی اگر این احکام جزء احکام ثابت و بدون تغییر اسلامه چرا جدیداً دیده میشه برخی مجتهدین قصد دارند خروج زن از منزل، حق تحصیل را از حقوق شوهر حذف کنند و اون رو جزء حقوق طبیعی زن قرار دهند در صورتی که میگم این احکام ثابته و قابل تغییر نیست ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

لاریان

رسول خـــدا صلی الله علیه وآله وسلّم فرمودند: اگر به کسی دستور می دادم که کسی را سجــده کند به زن دستور می دادم شوهرش را سجده کند.نهج الفصاحه ص496ح2348 23-

امام صـــادق علیه السلام فرمودند: هرزنی که جامه اش را بـــدون اجازه ی شوهرش در خانه بیگانه بگذارد پیوسته در لعنت خداست تا به خانه اش برگردد.مکارم الاخلاق ص215 78

امام علی علیه السلام فرمودند: نگهبانی کردن از زن برای حال او شایسته تر و برای زیبایش پاینده تر است .و نیز فرمود : فرمانبرداری از زنان نهایت نادانی است. و فرمود: پیروی از زنان شیوه ی احمقان کم عقل است.همان ص466 30

سارا

این حدیث منطقی و درسته…. به عنوان یه زن قبولش دارم… زن هرجا که بره اصلش اینه از شوهرش اجازه بگیره….

ولی اینکه اگه سجده واجب بود زن باید به شوهرش سجده میکرد….!! اصلا و ابدا درست نیست…

اگه اسلام بگه یه زن مومن در حد سجده باید به یه شوهر معتاد و زن باز و بیشعورش احترام بزاره….به شخصه باهاش مشکل دار میشم…

اینکه مردا سرپرست زنا محسوب میشن درست…
اما اطاعت بی چون و چرا هیچ جای قران نیست…
شایستگی افرادم به درک و شعور و اعمال و رفتارشونه نه جنسیتشون…

صابری

عرض سلام خدمت شما.

حدیث درباره سجده زنان . درشرایطی بود که پیغمبر(ص) احترام به شوهر واجب است و مراد سجده نبود.

اسلام قائل است تا جایی که شوهر خاسته ای خارج از حد دین نکرد زن از او اطاعت کند.

شوهر معتاد و مشکلات دیگر هم شرایط خاص خود و احکام خاص خود را دارد.اصولا احکامی که اشاره به شرایط خاص نداشته باشد. منظورش صحت جسمی و روانی است.و شرایط عادی را مد نظر دارد.

شوهری هم که کافر شود زن میتواند از او تبعیت نکند و دیگر با او زندگی نکند.

اما احادیثی که اشاره به موارد خاص نداشته باشد یعنی : شوهر مسلمان است ، با ایمان است ، از نظر روانی و جسمی سالم است ، و خواسته ها نامعقول نداشته باشد.

هادی

به نظرم شوهر تان را تحسین کنیدبه عنوان یک زن، شما آرزو دارید که مورد عشق و علاقه همسرتان باشید. در مقابل، شوهر شما هم به عنوان یک مرد آرزو دارد که شما وی را تحسین کنید. این نخستین نیاز او در خانه است. شما همان شخصی هستید که شوهرتان نیاز داردکه احساس کند در نظر شما فرد خاصی است و جایگاه ویژه‌ای دارد

طاهر

به نظرم شوهر تان را تحسین کنیدبه عنوان یک زن، شما آرزو دارید که مورد عشق و علاقه همسرتان باشید. در مقابل، شوهر شما هم به عنوان یک مرد آرزو دارد که شما وی را تحسین کنید. این نخستین نیاز او در خانه است. شما همان شخصی هستید که شوهرتان نیاز داردکه احساس کند در نظر شما فرد خاصی است و جایگاه ویژه‌ای دارد.

علی

از نظره من یک مرد نیاز دارد همان‌گونه که هست، پذیرفته شود؛ دقیقاً همان‌طوری که هست (با همه عادات خوب یا بدی که دارد). این نوع پذیرش کامل و همه جانبه، وی را متقاعد می‌کند که شما به راستی او را دوست دارید. همسر شما نیاز دارد که احساس کند از اهمیت برخوردار است، دوستش می‌دارند و وی را می‌پذیرند.

رضایی نژاد

سوالی دارم خدمت شما دوست عزیزم اگر شما ویژگی‌های فردی او را نپذیرید پس چه کسی باید پذیرای آن‌ها شود؟؟؟

محمد علی

ببین دوست عزیزم یک زن شایسته، به علائق خاص شوهرش توجه می‌کند؛ خواه این علاقه‌ها یک غذای خاص، روابط جنسی، یا کوهنوردی با دوستان باشد. یک زن کامل، به شوهرش امکان می‌دهد که از پذیرشی بی‌قید و شرط برخوردار شود

کامل

با سلام به رهبر معنویمان این حدیث برای تکمیل بحث
امام صادق (ع) فرمود: در زمان رسول اكرم (ص) مردي از انصار براي تامين نيازهاي زندگي ، به مسافرت رفت ، هنگام خداحافظي با همسرش ، با او پيمان بست كه تا از سفر برنگشته از خانه بيرون نرود. زن در خانه اش بسر مي برد، به او خبر رسيد كه پدرت بيمار شده است ، او توسط شخصي از پيامبر (ص) اجازه خواست كه به عيادت پدرش برود، پيامبر (ص) فرمود: نه ، تو در خانه ات باش و پيروي از شوهر را ادامه بده . به او خبر رسيد كه بيماري پدرت ، شديدتر شده است ، او براي بار دوم از پيامبر (ص) اجازه خواست ، آن حضرت ، همان پاسخ را داد. پدر زن از دنيا رفت ، زن براي پيامبر (ص) پيام فرستاد، به من اجازه بده بروم بر جنازه پدرم نماز بخوانم ، حضرت فرمود: نه ، در خانه ات باش و اطاعت از شوهر را ادامه بده . جنازه پدر آن زن را دفن كردند، ولي او به خاطر حفظ پيماني كه با شوهر داشت ، از خانه بيرون نرفت . رسول خدا (ص) اين پيام را براي آن بانوي مطيع فرستاد: ان الله قد غفر لك ولا بيك بطاعتك لزوجك : خداوند، بخاطر اطاعت تو از شوهرت ، هم تو و هم پدرت را بخشيد.

ارام

با سلام خدمت حاج فردوسی عزیز و منهاجیان

حدود اطاعت از شوهر در اسلام چقدر است؟

امیریان

خانواده یک واحد کوچک اجتماعى است که همانند اجتماع بزرگ نیاز به رهبر و سرپرست دارد. قرآن مجید تصریح کرده که مدیریت خانواده بر عهده مرد است: “الرّجال قوّامون على النّساء؛ مردان سرپرست و عهده دار امور زنان هستند”. البته منظور از سرپرستى و مدیریت، استبداد و زورگویى نیست، بلکه منظور، اداره امور و هدایت زندگى و تأمین معیشت است. این موقعیت به خاطر خصوصیات جسمى و روحى مردان است مانند: داشتن بنیه بدنى و نیروى جسمى و غلبه قوه تفکّر مدیریتى بر نیروى عاطفه.
از طرفى تعهد او در برابر زن و فرزندان نسبت به پرداخت هزینه‏هاى زندگى و پرداخت مَهر، این حق و در واقع مسئولیت را به او مى دهد که وظیفه سرپرستى بر عهده او باشد. البته ممکن است زنانى، بر شوهران خود امتیاز داشته باشند، ولى قوانین به تک تک افراد نظر ندارد، بلکه نوع انسان و کلى را در نظر مى گیرد.
مدیر بودن مرد معناى اسیر بودن زن در دست وى نیست تا بتواند به دلخواه خود عمل کند. در تمام مدیریت‏ها مدیر نباید خود را بى نیاز از شور و مشورت بداند.
فقها بر اساس روایات، حدود اطاعت زن از شوهر را معیّن کرده‏اند:
امام خمینى(ره) در این باره مى گوید: “در مطلق استمتاعات (بهره مندى‏هاى جنسى) و خروج زن از منزل باید اطاعت از شوهر باشد”. البته مسئله خروج در مواردى استثنا شده که در توضیح المسائل مراجع ذکر شده است. زنى که امور واجب بر خود و حقوق شوهر را رعایت نکند، ناشزه است، ولى ترک اطاعت از شوهر در مواردى که بر زن واجب نیست، باعث نشوز وى نمى شود. بنابراین اگر زن از خدمات خانه و خواسته‏هاى شوهر که مربوط به کامیابى در امور جنسى نمى شود، مانند جارو کردن، خیاطى، آشپزى یا حتى آب دادن و پهن کردن رختخواب خوددارى کند، نشوز شمرده نمى شود

یزدانی

در اوامر و نواهي الهي (يعني آنچه شرعا بر زن واجب يا حرام است مثل نماز يا ترك گناه و امثال آن) امر و نهي و رضايت و عدم رضايت واذن و عدم اذن شوهر اثري ندارد بلكه بر زن واجب است مطيع شرع باشد اما در مورد خروج از منزل و پوشيدن لباس و انجام مستحبات بايد مطيع شوهر باشد، مگر اين كه شوهر در پوشيدن لباس از او بخواهد كه بدون رعايت حجاب و يا با لباس مهيج بيرون رود كه در اين صورت اطاعت لازم نيست و براساس منابع فقهي لازم است زني كه به عقد دائم با مردي ازدواج كرده براي هرگونه لذتي براي شوهر تمكين نمايد و براي بيرون رفتن از منزل از او اجازه بگيرد مگر چند مورد كه استثناء شده … و اگر از رفتن به خانه خويشان مثل پدر و امثال اينها هم نهي كند بايد اطاعت نمايد.(1).

اهم موارد اطاعت از شوهر براي زن در موارد زير است:

1- اگر مانع شرعي مانند عادت ماهانه و روزه‏داري ندارد و شوهر درخواست هم خوابگي كرد واجب است اطاعت كند.

2- اگر او را از رفتن به مكاني منع كرد واجب است اطاعت نمايد.

در موارد مستحبات اگر حقوق شوهر با هر عمل مستحبي تزاحم پيدا كند بايستي‏آن عمل ترك و حقوق شوهر رعايت گردد البته در مورد حقوق زن نيز مساله به همين صورت است يعني اگر حقوق زن با هر عمل مستحبي شوهر تزاحم پيدا كند بايستي‏آن عمل ترك و حقوق زن رعايت گردد.

با توجه به آن كه هر اجتماعي هر چند كوچك , بايد داراي مدير و مسؤولي باشد, خانواده نيز – كه سنگ زيرين اجتماع و هسته اوليه آن است – از اين قاعده مستثني نيست و در نظام خانوادگي اسلام , مسؤوليت اداره و تأمين نيازمندي هاي خانواده , بر دوش مرد نهاده شده است ; ليكن اين به معناي حاكميت او بر زن نيست ; بلكه نوعي مسؤوليت است.

ایمان

مردها نیازمند آنند که از سوی همسرشان، مورد توجه قرار گیرند. می‌خواهند همسرشان آنان را در مقایسه با دیگران، به‌ خصوص فرزندان، در اولویت قرار دهند و آن‌ها را مهم‌ترین شخص زندگی خود بدانند. مردها می‌خواهند همسرشان به خواسته‌ها و نیازهای آنان توجه کنند؛ اگر خسته‌اند اسباب استراحت آنان را فراهم کنند، اگر گرسنه یا تشنه‌اند نیازشان را برطرف کنند و اگر بیمارند و نیاز به مراقبت دارند، از آنان مراقبت و پرستاری کنند.

علی رضا

در تکمیل صحبت های شما بگم که یکی از مهم‌ترین کارهایی که زن می‌تواند برای شوهرش انجام دهد، این است که به او فرصت دهد با او درد دل کند و مسائلی را که قادر نیست با کسی در میان بگذارد، به او بگوید.

ایمان

درست میگین اتفاقا زن‌هایی که به این وظیفه عمل می‌کنند، باعث موازنه و تقویت احساس تعادل روحی در مرد و خوشبختی و کامیابی در ازدواج هستند. گوش دادن به درد دل و حرف‌های شوهر، بدون آن که اظهار نظر یا اندرزی به او داده شود، روشی است برای محبت کردن به مرد که موجبات محبوبیت زن را نیز فراهم می‌آورد.

سامان

پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: «حق الرجل علی المراه إناره ‌السراج و إصلاح الطعام و أن تستقبله عند باب بیتها فترحب؛[۲] حق مرد بر زن آن است که چراغ خانه را روشن کند، غذا را آماده کند و هنگام ورود مرد به خانه، تا جلوی در، به استقبال او برود و به او خوش‌آمد بگوید.»

تارا

من آدم معتقدیم بودم و عاشق ائمه اطهار.
ولی دارم کم کم ایمانم رو به همه چی از دست میدم. واقعا زن در همه ادیان تحقیر شده و به خاطر احساساتش همیشه به شعور و عقلش توهین شده. واقعا متاسفم. تمام مطالبی که آوردید توجیهی ظاهرا قشنگ به توهین هایی است که در طول تمام تاریخ و از طرف بسیاری از افراد به جامعه زنان شده است.
در تمام روایات مردان طوری مورد خطاب قرار گرفته اند که انگار باید زنان ناسپاس طغیان گر ناقص العقل ناقص الاایمان شر را کنترل کنند! و همیشه همه به ما گوشزد میشود که زنان در آن زمان زنده به گور میشده اند! یعنی قدر حالا را بدانید و این صحبت ها را به جان بخرید…..

دانیال

با سلام
دوست گرامی
این نوع برداشت از روایات، درست نیست اگر در آیات و روایات دقت کنید متوجه می شوید که دستور اسلام نسبت به رفتار با زنان چگونه است
در قرآن برخی از زنان مانند حضرت آسیه به عنوان الگو برای مردان معرفی شده است
اسلام
وَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِلَّذِینَ آمَنُوا امْرَأَتَ فِرْعَوْنَ إِذْ قالَتْ رَبِّ ابْنِ لِی عِنْدَک بَیتاً فِی الْجَنَّةِ وَ نَجِّنِی مِنْ فِرْعَوْنَ وَ عَمَلِهِ وَ نَجِّنِی مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِینَ.تحریم /۱۱
و خداوند برای کسانی که ایمان آورده اند، به همسر فرعون مثل زده است. آن گاه که گفت: پروردگارا! برای من نزد خویش در بهشت خانه ای بساز و مرا از فرعون و کردار او نجات بده و مرا از گروه ستمگر رهایی بخش.
حضرت علی علیه السلام نیز در نوع برخورد با زنان آنها را به گل و ریحان تشبیه کرده است
فَإِنَّ الْمَرْأَةَ رَيْحَانَةٌ وَ لَيْسَتْ‏ بِقَهْرَمَانَة
نهج البلاغة (للصبحي صالح) ؛ ؛ ص405

محمد

من در جایی خوانده ام که منظور حضرت از ناقص العقل بودن متفاوت بودن عقل در زنان است نه این که طبق نوشته بالا ضعف در تعقل داشته باشند مثلا دلیل این که شهادت 2زن برابر شهادت 1مرد است میتواند به دلیل داشتن عواطف بالا در زنان باشد نه کاستی عقل

ظهور

پیوند ثابت ارسال شده توسط soalcity در ۱۳۹۷/۴/۲۶ – ۲۲:۱۴
تا زمانی که سر جنگ با طبیعت وجود داشته باشد و عده ای خصائص زنانه و زن بودن را منفی بدانند، طبیعی است که زن به سعادت خویش نرسد.
خدا زن و مرد را دو انسان مکمل یکدیگر خلق کرده است. نگاه هایی که زن و مرد را در تقابل یکدیگر می دانند و احساس حضور در میدان جنگ دارند و پدر و برادر و شوهر خویش را دشمن خویش می دانند، طبیعتا آسایش و آرامش نخواهند داشت. حال آنکه می توانند با نگاهی عاطفی و انسانی سعادت را برای خود و اطرافیانشان به ارمغان آورند.

ناهید

باسلام.اگر امام علي زمان قاِيدگي زنان را باعث نقص ايمان ميدانندپس بلوغ مردان در 15سالگي نشانه نقص ايمان انان نيست؟ وروايتي ديگراز امام علي داريم که هوسراني موجب کم عقلي مي شود وايا مي توان مردي را نام برد که هوسران نباشد؟ودر مورد پيروي نکردن از زنان در مورد نيکي ايا اگر مردي موادمخدر ميکشد وزنش بگويد نکن نبايد مرد پيروي کند؟وزن بايد تحمل کند؟

حجت

باسلام

خواهر گرامي

1. نقص ايمان در دوران قائدگي به معني حکم الهي بر انفصال موقت زن نسبت به برخي اعمال عبادي است و چنانکه شما بيان داشتيد اين نقص و انفصال با زودتر بودن سن تکليف خانمها نسبت به آقايون جبران مي شود.

2. اين سخن در برابر اعمال عايشه بيان شده و ممکن است با مسائل سياسي هم مرتبط باشد يعني در امور سياسي اين نقص را زن نسبت به مرد دارد.

3. اين حکم نسبت به غالب و طبيعت افراد است والا در مورد مرد بي نماز و لاابالي ولو در دوران قائدگي زن، نمي توان برتريي براي ايمانش نسبت به زني که اهل عبادت است قائل شد.

4. اينطور نيست که همه مردها هوسران باشند بلکه هم در ميان زنان و هم در ميان مردان اينگونه افراد وجود دارند. عشق و علاقه جنسي مرد به زن خودش را نبايد هوس راني گذاشت بلکه اين يک کششي است که خداوند در افراد براي حفظ نسل قرار داده است. هوس به کشش هاي منحرف و شيطاني اطلاق مي شود و الا در امور طبيعي بخصوص در کششهاي جنسي، نبودن اين کشش يک نوع نقص است.

5. در مورد تبعيت در نطرات قبلي توضيح داده شد که منظور اين روايت به هنگام امر کردن زن است نه اينکه در امور خانه به همسرش مشورتي هم ندهد. مضاف به اينکه در اموري که خلاف و منکر بودن آنها محرز است ادله مختلف و متواتر قرآني و روايي بر اين احاديث حاکم اند و با وجود دلايل مختلف بر لزوم نهي از منکر، جايي براي استدلال به اين حديث ضعيف نمي رسد.

خودتان را بخاطر يک روايت ضعيف و قابل توجيه ناراحت نکنيد.

موفق باشيد

سهراب

وقتی میگید نقص در ایمان به این موضوع فکر میکنم که میگید دوران قاعدگی یه زن دست خودشه و خودش باعث این موضوع شده. پس برای همینم ایمانش ناقص میشه .
اینطور که حضرات میفرمایند یعنی خدا یه چیزی رو ناقص خلق کرده که بعد ایمانش ناقص باشه . یعنی خود خدا خواسته زن ایمانش ناقص تر از مرد باشه.
بفرمایید یه چیزایی گاهی نقل میکنید ادم به خدا هم بدگمان میشه

طهورا

با سلام خدمت حاج فردوسی عزیز من از شما انتظار نداشتم که به زن بگویید ناقص العقل من با این دلایل میگم که شما اشتباه کردید از الان معذرت میخام که جواب من بلند است و وقت شما را میگیرید
اگر “نقص” را به معناي تفاوت معني کنيم ( بديهي است که “تفاوت” به معناي برتري يکي بر ديگري نيست) که اين روايت دليل بر علم امام علي (ع) دارد. وجود تفاوت بين ساختار مغز زن و مرد به لحاظ علمي امروزه امري ثابت شده است.
هر چند بين زنان و مردان تفاوت‌هاي ظاهري به چشم مي‌خورد، ولي در عين حال کارشناسان دريافته‌اند که تفاوت‌هايي در ساختار مغزي و شيوه واکنش اين دو جنس در برابر رخدادها وجود دارد.
1- روابط انساني: زنان تمايل دارند به نحو کارآمدتري با ديگران ارتباط برقرار کنند و توجه خويش را به يافتن راه‌حل مفيد گروهي، حل و فصل مسايل و کاربرد نشانه‌هاي غيرکلامي همچون لحن، هيجان و همدردي معطوف نمايند. در حالي که مردها بيشتر تمايل دارند كه وظيفه‌شناس، کم‌حرف‌ و منزوي‌تر باشند. مردان از حيث درک هيجاناتي که آشکارا به زبان نمي‌آيند، با اشکال مواجه مي‌‌شوند و حال آن‌که زنان معمولا هيجانات و نشانه‌هاي عاطفي را احساس مي‌کنند. اين تفاوت‌ها مشخص مي‌سازند که چرا زنان گاهي از لحاظ ارتباط دچار مشکل‌اند و چرا دوستي‌هاي مردانه و زنانه با هم متفاوت‌اند.
2- مغز: مردها گرايش دارند در نيمکره چپ مغز پردازش کنند در صورتي که زن‌ها مي‌توانند از هر دو نيمکره به خوبي استفاده كنند. اين تفاوت مشخص مي‌سازد که چرا مردان معمولا از لحاظ فعاليت‌هاي ناشي از نيمكره چپ قوي هستند و از چشم‌انداز وظيفه‌شناسي به مشکل‌گشايي راه مي‌يابند، اما زنان معمولا گره مشکلات را خلاقانه‌تر حل مي‌کنند.
3- توانايي‌هاي رياضي: ناحيه‌اي از مغز موسوم به بخش آهيانه‌اي تحتاني (آي‌پي‌ال) معمولا در مردان به‌ويژه در سمت چپ، به طرز بارزي بزرگ‌تر از زنان است. تصور مي‌شود اين بخش از مغز بر قدرت ذهني رياضي نظارت مي‌کند و شايد روشن مي‌سازد که چرا مردها اغلب بهتر از زنان از عهده حل مسايل رياضي برمي‌آيند. جالب است بدانيد اين همان ناحيه مغز اينشتين است که معلوم شد به طرز غيرعادي بزرگ است. در ضمن بخش آهيانه‌اي تحتاني (آي.پي‌.ال) اطلاعات حسي را آمايش مي‌کند و طرف راست بزرگ‌تر مغز زنان، به آنها كمك مي‌کند که متوجه مسايلي مانند گريه شبانه کودکشان شوند.
4- واکنش نسبت به فشار رواني (استرس): مردان در مقابل شرايط تنش‌زا، از خود واکنش “ستيز يا گريز” نشان مي‌دهند. در حالي که به نظر مي‌آيد زنان در رويارويي با چنين اوضاعي، استراتژي “تمايل و دوستي کردن” را در پيش مي‌گيرند. روان‌شناسي به نام “شلي ايي‌تيلر” بعد از اين‌که متوجه شد زن‌ها موقع مواجه شدن با فشار روحي از خود و فرزندانشان مراقبت کرده و پيوندهاي استوار گروهي به وجود مي‌آورند، عبارت “تمايل و دوستي کردن” را وضع کرد. چرايي اين واکنش‌هاي ناهمانند، ريشه در هورمون‌ها دارد. هنگامي که همه دچار فشار رواني مي‌شوند، هورمون “اکسي‌توسين” آزاد مي‌‌گردد. با اين وصف، “استروژن” معمولا “اکسي‌توسين” را افزايش داده و به آرامش منجر مي‌شود. در صورتي که “تستوستروني” که مردها موقع بروز فشار روحي توليد مي‌کنند، اثرات “اکسي‌توسين” را مي‌کاهد.
5- زبان: دو بخش از مغز که عهده‌دار زبان بوده، در زنان بزرگ‌تر از مردان است به يک دليل که زن‌ها، به‌خصوص در موضوعات وابسته به زبان برتر از مردان هستند. علاوه بر اين، مردان معمولا فقط زبان را در نيمکره اصلي آماده مي‌کنند، حال آن‌که زنان در هر دو نيمکره به اين امر مي‌پردازند. اين تفاوت در صورت بروز سکته مغزي، كمي مصونيت به وجود مي‌آورد. امکان دارد زنان بتوانند از ضايعه‌اي که سکته مغزي به نواحي زباني وارد مي‌کند، کاملا بهبود يابند، ولي شايد مردها از اين امتياز محروم بمانند.
6- زن‌ها، داراي دستگاه حاشيه‌اي مغزي عميق و بزرگ‌تري نسبت به مردها هستند که سبب مي‌شود بيشتر با احساساتشان تماس داشته و قادر باشند آنها را بهتر بر زبان آورند و رشته پيوند با ديگران را محکم‌تر سازند. به خاطر همين توانايي ارتباطي است که آنها بيش از مردها مي‌توانند از بچه‌ها مراقبت كنند.
7- اندازه مغز: قاعدتا مغز مردان 11-12 درصد بزرگ‌تر از مغز زنان است. اين گوناگوني وزن مطلقا ارتباطي به هوش ندارد، بلکه تنها بيانگر تفاوت جسمي بين زنان و مردان است. مردها به سلول‌هاي عصبي بيشتري نياز دارند تا توده عضلاني بزرگ‌تر و اندازه بدني حجيم‌تر را مهار کنند و از همين روست که معمولا داراي مغز بزرگ‌تري هستند.
8- درد: ديدگاه‌هاي زنان و مردان در مورد درد با هم فرق مي‌کند. پژوهش‌هاي به عمل آمده حکايت از آن دارد که هنگام درد نياز زن‌ها به مورفين بيش از مردهاست. از طرفي زنان بيشتر از مردان درد را بر زبان مي‌آورند. آن قسمت از مغز که در طي درد فعال مي‌شود، بادامک ناميده مي‌شود و پژوهندگان دريافته‌اند که بادامک راست در مردان و بادامک چپ در زنان فعال است. بادامک راست با آن بخش‌هايي از مغز که اعمال خارجي را مهار مي‌کند، مرتبط‌تر است در حالي که بادامک راست با کنش‌هاي داخلي ارتباط فزون‌تري دارد. شايد بر اثر همين تفاوت است که زن‌ها درد را شديدتر از مردها احساس مي‌کنند.
9- توانايي فضايي: معمولا قدرت‌هاي فضايي مردها چشم‌گيرتر است و آنها قادرند شکل يا پويايي‌اش را از نظر ذهني مجسم كنند. متخصصان کشف کرده‌اند که مغز زنان داراي ناحيه آهيانه‌اي ضخيم‌تري است که مانع از چرخش ذهني اشيا در جهت توان فضايي مي‌شود.
10- آسيب‌پذيري در برابر نابساماني‌ها: از آن‌جايي که زنان و مردان دو نيمکره مغز را به شكل متفاوتي به کار مي‌برند، بعضي اختلالات وجود دارند که مردان و زنان به شيوه‌هاي گوناگوني در معرض آنها قرار مي‌گيرند. مردها بيشتر دچار مشکلات زباني‌اند. اگر زنان چنين وضعي را داشته باشند به احتمال زياد به جبران آن مي‌پردازند و از سويي ديگر بيشتر مستعد اختلالات خلقي نظير افسردگي و اضطراب‌اند. همچنين ابتلاي مردها به اختلال کم‌توجهي و بيش‌فعالي بيش از جنس مخالف است.

ثریا

نقصان زنان حقايقي واضح است…علم سکولار نيز از صدها سال پيش تا الآن به اين موضوع رسيده است که زنان نقصان هاي فراواني دارند حال چطور بگوييم اميرالمومنين خلاف حقايق واضح و قطعيات علوم روز و گذشته سخن فرموده اند؟!
بنگريد به فرآيند سيکل زنانه…
بنگريد به نقصان سروتونين در زنان
بنگريد به نقصان کمي خوني ذاتي در عموم زنان به نسبت مردان
و و و همه اينها نقصان هاي شديد عقلي و ذهني براي زنان ايجاد مي کند در مقايسه با مردان…
اگر امروز جامعه بشريت و بلکه خلقت تا به اين حد در عمق منجلاب ها غرق است و در حال احتضار به خاطر همين است که ما جهان را بر اساس حقيقت ها نساخته ايم بلکه بر اساس شعارهاي غلط يک عده استعماري و استثماري که يک بخش عظيم آن هم حقوق استعماري و استثماري زن و مرد است بوجود آورده ايم.

مسعود

سلام
اولا توضيحات کامل است.اما خواهران گرامي امام علي عليه السلام نظرش به صورت کنايه است و راجع به شما نيست.يک کلام ختم کلام :پيامبر به اذن واراده ذات اقدس الهي نسل اهل بيت را از دخترش قرار داد .خداوند هم فرمودند >انا اعطيناک الکوثر …………….< کافي نيست؟؟؟

جواد

آیا شما منکر این حکم مشهور قرآنی و شرعی هستید که شهادت زن از نظر ارزش و اعتبار نصف شهادت مرد است؟!!!
این را که دیگر نمی توانید انکار نمایید!!!
خوب چرا چنین است؟
آیا غیر از این است که زن ، احساسات و عواطفش بر قوای عقلانیش سیطره دارد و در مرحله تصمیم گیری و حکم و شهادت ، به همین دلیل ضعف قوای عقلانی نسبت به احساسات و احتمال تحت الشعاع قرار گرفتن عقل و منطقش می باشد که شهادتش از لحاظ اعتبار و ارزش نصف شهادت یک مرد ارزش دارد؟!!!
خوب این همان چیزی است که بنده و امثال حقیر عنوان نموده ایم.
نمی دانم چه اصراری دارید که زن را از نظر قوای عقلانی و… برابر با مرد بدانید!!!
مرد و زن هر کدام وظیفه خاص خود را دارند و لذا ساختمان روحی و عقلی و ساختار فیزیولوژی خاص خود دارند که مطابق با نوع وظایف آنها که متفاوت با هم می باشد ، طراحی شده است.
اصرار کودکانه و غیر منطقی شما در برابری زن و مرد از نظر قوای عقلی و… دقیقا مثل آن است که شما بزور کاری را که تنها از انبر دست ساخته است ، از قاشق یا کفگیر هم انتظار داشته باشید!!!
برتری مرد از نظر قوای عقلی که غیر از قرآن و کلام ائمه در فرهنگ کلیه ملل و نحل هم امری واضح و مجرب است و مکررا در قالب شعر و ادبیات و کتاب و … بیان شده است ، مگر دلیل بر این است که زن موجودی بی ارزش است؟!!!
خیر ؛ ارزش به تقوا و ایمان است نه برتری عقلی و نیروی بدنی ( ان اکرمکم عند الله اتقیکم)
خوب با این وجود نمی دانم چه اصراری دارید که بصورت غیر منطقی تفوق و برتری مرد بر زن را از نظر قوای عقلانی و … علی رغم صراحت و وضوح احادیث و روایات متعدد و آیات قرآن و … ( حتی با توجیه و تاویل غیر منطقی و عجیب و غریب خلاف ظاهر صریح آیات و روایات و بی نیاز بودن آنها از توجیهات غیر عقلانی ) و همچنین بدون درنظر گرفتن سخنان و آراء غالب دانشمندان ، از ملل و نحل مختلف ، زیر سوال ببرید؟!!!
به هر حال عرایض بنده همانطور که عنوان نمودم ، کاملا واضح و مبرهن و مستند بود و گمان نمی کنم نیاز به توضیح بیشتری در این خصوص باشد.
یا علی

رضایی

زن و شوهر به دلیل ارتباط بسیار نزدیکی که با هم دارند، بیش از همه موظف به رعایت احترام متقابل و حراست از شأن و منزلت یکدیگر هستند.

محمد باقر

درست میفرمایید حتی در این راستا، احترام گذاشتن به مرد، یکی از مهم‌ترین راه‌های ابراز محبت به او از سوی همسرش است. وقتی زن، هنگام ورود شوهر به منزل، با لبی خندان و چهره‌ای گشاده به استقبال همسرش می‌رود، به او سلام می‌کند، به او خوش آمد می‌گوید، از او پذیرایی می‌کند، مؤدبانه کنار او می‌نشیند، به صحبت‌هایش گوش می‌دهد، مهم‌ترین کارها را در جلب محبت و رضایت شوهرش انجام داده است.

صالحی

هر انسانی به شخصیت خویش علاقه‌مند است و از خدشه‌دار شدن آن می‌رنجد. رعایت نکردن این امر مهم، باعث بریدن رشته محبت و ایجاد فاصله میان افراد می‌شود. حفظ حرمت و شخصیت دیگران در گرو احترامی است که در برخوردها از انسان نمایان می‌شود. رعایت این مسأله به‌ ویژه از سوی کسانی که با هم انس و الفتی دارند، باعث استحکام دوستی و گرمی روابط آنان خواهد شد.

گلاب

علم روانشناسي امروز ثابت کرده که احساسات زنان در شرايط حساس تصميم گيري بر نوع تفکرشان تاثير ميگذارد و اصطلاحا ميگويند احساسات بر او غلبه کرده و يا احساسي تصميم گرفته است و از اين از ويژگي هاي يک زن به عنوان دوشيزه و يا به عنوان مادر است که همين احساسات کانون خانواده را گرم و صميمي ميکند و در عوض مردان به لحاظ احساس بسيار ضعيف ترند و خشک احساسند مثلا از يک صحنه ي سر بريده شدن تاثيري که روي يک زن ميگذارد بسيار زياد تر از تاثيري است که يک مرد از آن ميپذيرد..اين جمله به معناي اين نيست در نوع آفرينش عقل زن و مرد با هم تفاوت داشته باشند بلکه در شرايط حساس تصميم گيري احساسات زنان در تصميم و نوع تفکرشان بيش از مردان تاثير ميگذارد و ممکن است باعث تصميم تاحدودي نادرست شود و اين هم در دين و هم در علوم تجربي کاملا اثبات شده است.مثلا در اسلام زن حق ندارد قاضي شود زيرا در شرايط تصميم گيري و به خاطر داشتن احساس لطيف ممکن است در قضاوت اشتباه کند و احساسات پاک او روي تصميمش اثر بگذارد در امر قضاوت و البته اين به معناي بي عقليه زن نيست..زن و مرد از همه لحاظه عقلي ماننده هم هستن اما احساسات پاک و انسان دوستانه زنان بسيار بيش از مردان است و همين باعث ميشود هميشه بيشترين آسيب را ببينند و همچنين ارتباطي بسيار عاشقانه تر با خداوند داشته باشند و خانواده بدون احساسات مادر نابود ميشود.اگر گفته ميشود دو زن براي شهادت نياز است باز هم به خاطر تفاوت هاييست که عرض کردم زيرا مثلا يک زن وقتي ميخواهد درباره يک مجرم شهادت دهد احساسات بر او غلبه ميکند و ممکن است مقداري اشتباه کند اگر اسلام ميگويد بايد دو زن شهادت دهند براي اين است که آن مقداري که در تصميم گري از احساس پيروي نکردند با هم جمع ميشود و ميشود حجت.وهابي ها نميتوانيد ايرادي به نفس برترين آفريده ي خدا کسي که پيامبر فرمود او با حق است و حق با اوست و او با قرآن است و قرآن با اوست او امام المتقين است بگيريد.کسي که درغدير خم به امامت برگزيده شد و شبهه هاي دشمنانه ي شما نميتواند غديرخم و ديگر فضايل مولا را زير سوال ببرد (اگر ميگوييد درغدير شکايت صورت گرفته فقط يک روايت صحيح درباره غدير از قول پيامبر و ديگران بياريد که اشاره به شکايت کرده باشد).مولا اميرالمومنين و به طور کل تمام اهل بيت همان ائمه اي هستند که خداوند آنان را هدايت گر دانسته و از اهل يقين و در آيه تطهير شک و ترديد از اينان بدور است و از اهل يقينند و همان ائمه ي قرآني هستند.امامت عهديست که به بت پرستان و مشرکين و مشروب خواران نميرسد و فقط اهل بيتي که پاک و معصومند اين مقام را دارايند تا کور شوند دشمنان اهل البيت انشاالله…به اين روايت هم توجه کنيد
استفاده از قدرت ظاهرى براى زورگوئى و آزار ديگران، امرى است كه شرعا حرام و عقلا ناپسند و ناروا است. از جمله مصاديق آن اين است كه مرد همسرش را بزند. رسول گرامى اسلام صلى‏الله‏عليه‏و‏آله خود الگوى كاملى از اين امر بود. چنانچه در سنن ابن ماجه آمده است كه حضرتش نه خادمى و نه زنى از زنهايش را كتك نزد و اصولا از دستش براى زدن چيزى استفاده نكرد و چون از زدن زن نهى مى‏فرمود عمر چنين اعتراض كرد كه يا رسول اللّه اين دستور باعث شد كه زنها بر مردها جرى شوند، (يعنى از نظر عمر تنها راه تأديب آنها كتك زدن است!) دستور بده آنها را بزنند و حضرتش مى‏فرمود: زنان زيادى از شوهرانشان شكايت نمودند. اين مردان انسانهاى خوبى نيستند
>«رسول خدا از زدن زنها نهى كرده است»
>با اين حال مى‏بينيم كه عمر زنش را مى‏زند و خود را مسؤول هم نمى‏داند:
«اشعث بن قيس مى‏گويد: شبى مهمان عمر بودم. چون دل شب شد برخاست و رفت زنش را زد. من بين آنها حائل شدم و چون به رختخوابش برگشت گفت: اى اشعث! چيزى كه من از رسول خدا صلى‏الله‏عليه‏و‏سلم شنيدم به ياد داشته باش: 1 – از مرد پرسيده نمى‏شود كه چرا زنش را زد. 2 – نخواب مگر آنكه نماز وتر را خوانده باشى و سومى را فراموش كردم
>آرى او در زمان حيات رسودا صلى‏الله‏عليه‏و‏آله به آن حضرت مى‏گفت كه دستور بده زنها را بزنند؛ حال مى‏گويد كه رسول خدا صلى‏الله‏عليه‏و‏آله فرمود: اگر كسى زنش را بزند از او نمى‏پرسند كه چرا او را زدى!

كجاى شرع و عقل اجازه چنين كارى را مى‏دهد؟ آيا بيهوده ديگرى را زدن از مصاديق ظلم نيست؟ كدام انسان فهميده مى‏پذيرد كه مرد بتواند زنش را بزند و هيچ مسؤوليتى هم نداشته باشد؟ اگر سنت رسول خدا صلى‏الله‏عليه‏و‏آله به معناى فعل آن حضرت است كه حضرتش هرگز زنش را نزد و اگر به معناى قول آن حضرت باشد كه روايت وارد شده خلاف آن است و اگر به معناى تقرير و امضاى آن بزرگوار باشد كه چنين چيزى موجود نيست. پس عمر با چه مجوزى بر خلاف سنت زنش را مى‏زند آنگاه روايتى نقل مى‏كند كه نه هيچ عقلى آن را مى‏پذيرد و نه با روايات صحيح ديگر قابل جمع است و نه با عموم آيات و رواياتى كه از ظلم و تعدى نهى مى‏كند مى‏سازد. ما اين را هم كنار ساير مخالفتهاى او مى‏نهيم.

غباد

کدوم تحقیقات علمی؟اتفاقا علم نشون داده زن و مرد از نظر آیکیو هیج فرقی با هم ندارن و هوش اجتماعی زن بیشتر از مرده. مگه مردا غضب و عجبشون بر عقلشون غلبه نمیکنه؟
توی قرآن هیچ اشاره ای به عقل زن و مرد نشده و اتفاقا مثالی از غلبه احساسات مردانه اورده شده که عقل زنانه بر اون تفوق داشت. و اون داستان ملکه سبا هست.

احمد رضا

مرد هنگامی عاشق همسرش می‌شود که زن، تمام زندگی‌اش را وقف شوهرش کند و به او احترام بگذارد و دوستش بدارد و خود را آماده خدمت‌گزاری او کند. در این وضعیت است که زن به راستی در چشم شوهرش زیبا می‌شود و به صورت گوهری گران‌بها در می‌آید که شوهرش حاضر نیست او را با هیچ ثروتی عوض کند.

احمد

مرد و زن هر چند از لحاظ انسان بودن یکسان هستند، اما از حیث وظیفه و کارکرد با یکدیگر تفاوت دارند. خداوند بر اساس ویژگی‌های جسمی و روحی مرد و زن، مقرر داشت که مرد، رئیس خانواده و زنش معاون او باشد. هر سازمانی، یک رئیس دارد و واحد خانواده نیز از این قائده مستثنی نیست.

رضا

منم موافقم امید جان وقتی به شوهرتان این امکان را می‌دهید که رئیس خانواده باشد، کار درستی انجام می‌دهید که به صلاح خود شما خواهد بود

قادر

آیا این روش، یعنی اطاعت از شوهر و وفق دادن خود با او، یک زن را برده شوهرش نمی‌کند؟!

احسان

نه نه بزرگوار درست متوجه نشدین یک زن شایسته، یک برده نیست؛ او بزرگوارانه تصمیم می‌گیرد که خود را با زندگی شوهرش سازگار کند، هر چند گاهی اوقات ممکن است این کار بسیار سخت باشد. مرد نیز باید برای سپاس‌گزاری از همسرش، فداکاری او را جبران و خواسته‌هایش را برآورده ‌کند.

مینا

سلام خدمت حاج فردوسی آیا در قرآن آیه درباره اینکه زنان ناقص العق هستند آمده است؟؟

فرهاد

خیر ، در قرآن آیه ای که به صراحت چنین حکمی بدهد، وجود ندارد.
بله ، در روایاتی که زن ناقص العقل خوانده شده، برای اثبات به آیه ای از قرآن استناد شده است.
در خطبه 80 نهج البلاغه ، نقص عقل زنان این گونه به قرآن مستند شده است:
اما نقصان عقولهن فشهادة امراتین کشهادة الرجل الواحد (1)
البته در جای خود ثابت شده که عقل در این روایت و روایات مشابه به معنای قوه حافظه و تدبیر امور اجتماعی و اقتصادی است که در مردان نسبت به امور اجتماعی (از جمله قرض) نسبت به زنان قوی تر است و زنان چون اهتمامشان به خانه و همسر و فرزند است، در امور اجتماعی حافظه شان نسبت به مردان ضعیف تر است و ناقص تر می باشد.
این قوه حافظه ارزش ذاتی ندارد و ضعیف تر بودنش در زن یا قوی تر بودنش در مرد به خودی خود دلیل بر فضیلت نیست و در مرد با توجه به وظیفه طبیعی و شرعی اش قوه حافظه و تدبیر باید قوی تر باشد و در زن با توجه به وظیفه طبیعی و شرعی اش لازم نیست قوه حافظه وتدبیرش قوی باشد. بلکه لازم است قوه عاطفه اش قوی تر باشد و هر کدام که این قوا را در جای خود به کار گیرد، به تقوا و تقرب و ارزشمندی رسیده است.
بنا بر این، بیان امام در صدد بیان افضل بودن ارزشی و ذاتی زن بر مرد نیست که افضل بودن به ایمان و تقوا و دستاوردهای ایمانی و اخلاقی است نه به توانایی های خلقتی و افاضه خدا که متناسب با وظایف و جایگاه ها می باشد.

لیلا

سوال من این بود که چرا حضرت علی در خطبه 80 نهج البلاغه فرمودند زن ناقص العقل ناقص الارث وناقص الایمان است

یاسین

اولا: اميرمؤمنان عليه السلام در اين خطبه هدفش اهانت به شخصيت زنان نيست؛ بلكه بيان تفاوت هايي است كه زنان در انجام عبادات، ارث بردن و شهادت در دادگاه، با مردان دارند.

بهنام

اميرمؤمنان عليه السلام در خطبه80 نهج البلاغه در باره زنان فرمايشاتي دارند كه متن كلامش اين است:

مَعَاشِرَ النَّاسِ إِنَّ النِّسَاءَ نَوَاقِصُ الْإِيمَانِ. نَوَاقِصُ الْحُظُوظِ .نَوَاقِصُ الْعُقُولِ.

فَأَمَّا نُقْصَانُ إِيمَانِهِنَّ فَقُعُودُهُنَّ عَنِ الصَّلَاةِ وَ الصِّيَامِ فِي أَيَّامِ حَيْضِهِنَّ.

وَأَمَّا نُقْصَانُ عُقُولِهِنَّ فَشَهَادَةُ امْرَأَتَيْنِ كَشَهَادَةِ الرَّجُلِ الْوَاحِدِ.

وَأَمَّا نُقْصَانُ حُظُوظِهِنَّ فَمَوَارِيثُهُنَّ عَلَي الْأَنْصَافِ مِنْ مَوَارِيثِ الرِّجَالِ.

فَاتَّقُوا شِرَارَ النِّسَاءِ وَ كُونُوا مِنْ خِيَارِهِنَّ عَلَي حَذَرٍ.

وَلَا تُطِيعُوهُنَّ فِي الْمَعْرُوفِ حَتَّي لَا يَطْمَعْنَ فِي الْمُنْكَرِ.

اي مردم همانا زنان در مقايسه با مردان، در ايمان، و بهره وري از اموال، و عقل متفاوتند،

اما تفاوت ايمان بانوان، بر كنار بودن از نماز و روزه در ايّام «عادت حيض» آنان است،

و اما تفاوت عقلشان با مردان بدان جهت كه شهادت دو زن برابر شهادت يك مرد است،

و علّت تفاوت در بهره وري از اموال آن كه ارث بانوان نصف ارث مردان است.

پس، از زنان بد، بپرهيزيد و مراقب نيكانشان باشيد،

در خواسته هاي نيكو، همواره فرمانبردارشان نباشيد،

تا در انجام منكرات طمع ورزند.

نهج البلاغة، خطبه 80

مشاهده سخن فوق و مشابه آن كه در قالب خطبه و يا نامه (بنا به اشاراتي كه بعضي از شارحان نهج البلاغه دارند) و همچنين برخي از كلمات كوتاه كه به نقل از امير مؤمنان عليه السلام در نهج البلاغه و ديگر كتب روائي و تاريخي آمده است اين سؤال و شبهه را بلا فاصله به ذهن منتقل مي كند كه آيا به شخصيت و مقام انساني زن جسارت و اهانت نشده است؟ و اصولا چرا زن را موجودي «ناقص العقل» معرفي مي كند؟

هرچند شيعيان و پيروان اهل بيت عليهم السلام معناي دقيق اين گونه سخنان را مي دانند و مطمئنا اين شبهات در ذهن شان نيست؛ اما دشمنان اهل بيت به ويژه شبكه هاي وهابي هر روز اين خطبه را دستاويز قرار داده و همواره روي آن مانور مي دهند.

علت مانور دادن آنها روي اين گونه كلمات كه معاني روشني دارند، اين است كه مي خواهند اميرمؤمنان عليه السلام را مخالف قشر زنان كه نصف جامعه بشريت را تشكيل مي دهد، نشان دهند و در نتيجه محبت و ولايت آن حضرت را از دل اين قشر بيرون سازد.

هاله

سلام اگه ميشه اين قسمت از خطبه رو هم توضيح بدين. آيا توهين به شخصيت زن نيست؟
فَاتَّقُوا شِرَارَ النِّسَاءِ وَ كُونُوا مِنْ خِيَارِهِنَّ عَلَى حَذَرٍ.
وَلَا تُطِيعُوهُنَّ فِي الْمَعْرُوفِ حَتَّى لَا يَطْمَعْنَ فِي الْمُنْكَرِ.

سراب

باسلام

دوست گرامي؛ منظور حضرت در اين قسمت از خطبه وقتي است كه زن امر كند چنانكه «تطيعوهن» بر آن دلالت دارد و در روايات مشابه آن هم با تصريح بيشتري با اين الفاظ آمده است: «وَ اتَّقُوا شِرَارَ النِّسَاءِ وَ كُونُوا مِنْ خِيَارِهِنَّ عَلَى حَذَرٍ إِنْ أَمَرْنَكُمْ بِالْمَعْرُوفِ خَالِفُوهُنَّ حَتَّى لَا يَطْمَعْنَ فِي الْمُنْكَر» (مستدرك‏ الوسائل، ج 14، ص 262) و بر حذر بودن از آنها هم در اينگونه مواقع است.

موفق باشيد

سینا

اسلام با صراحت كامل و قاطعانه هويت انساني زن و مرد را متحد ميداند.

نصوص قاطعانه قرآن در بيان وحدت هويت انساني مرد و زن قابل خدشه و ترديد نيست. از جمله نصوص روشنگر اين وحدت آيات ذيل است:

آيه اول: تساوي در خلفت:

يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْناكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَ أُنْثي وَ جَعَلْناكُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ. (سوره حجرات، آيه 13)

اي مردم، ما شما را از يك مرد و زن آفريديم و شما را گروه ها و قبائل قرار داديم، تا يكديگر را بشناسيد و با همديگر زندگي هماهنگ داشته باشيد، با ارزش ترين شما نزد خداوند باتقوي ترين شما است.

آيه دوم؛ تساوي در گرفتن پاداش بر اساس عمل:

فَاسْتَجابَ لَهُمْ رَبُّهُمْ أَنِّي لا أُضِيعُ عَمَلَ عامِلٍ مِنْكُمْ مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثي . (آل عمران: 195)

خداوند آنان را چنين اجابت كرد كه من عمل هيچ يك از عمل كنندگان شما را از مرد و زن ضايع نمي كنم.

آيه سوم؛ تساوي زن و مرد در كسب ارزشها و صفات عاليه انساني:

إِنَّ الْمُسْلِمِينَ وَ الْمُسْلِماتِ وَ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِناتِ وَ الْقانِتِينَ وَ الْقانِتاتِ وَ الصَّادِقِينَ وَ الصَّادِقاتِ وَ الصَّابِرِينَ وَ الصَّابِراتِ وَ الْخاشِعِينَ وَ الْخاشِعاتِ وَ الْمُتَصَدِّقِينَ وَ الْمُتَصَدِّقاتِ وَ الصَّائِمِينَ وَ الصَّائِماتِ وَ الْحافِظِينَ فُرُوجَهُمْ وَ الْحافِظاتِ وَ الذَّاكِرِينَ اللَّهَ كَثِيراً وَ الذَّاكِراتِ أَعَدَّ اللَّهُ لَهُمْ مَغْفِرَةً وَ أَجْراً عَظِيماً. (احزاب: 35)

مردان مسلمان و زنان مسلمان، مردان مؤمن و زنان مؤمنه مردان عبادت كننده و زنان عبادت كننده، مردان و زنان راستگو و مردان و زنان شكيبا و مردان و زنان خشوع كننده در برابر عظمت الهي، مردان و زنان بخشاينده، مردان و زنان روزه گير، مردان و زناني كه عفت خود را حفظ مي نمايند، مردان و زناني كه خدا را فراوان بياد مي آورند، خداوند بر همه آنان مغفرت و پاداش بزرگي را آماده ساخته است.

با وجود سه آيه فوق و آيات ديگر كه صريحا و بدون كمترين ابهام، مرد و زن را از نظر شخصيت و عناصر و اوصاف عالي و ارزشمند آن، متحد معرفي ميكند. اهانت و تحقير زن يا اسناد اهانت و تحقير زن به اسلام ناشي از بي اطلاعي از مفاد آيات فراواني است كه در قرآن آمده است. اين است بعد انساني و هويت شخصيتي زن از ديدگاه اسلام.

بنابراين مقصود از عبارت «نواقص الايمان» در كلام حضرت، تفاوت در ايمان به معناي ايمان و اعتقاد به خدا و پيغمبر و ديگر اصول و فروع اعتقادي نيست؛ زيرا آن ايمان در زن و مرد يكسان است و ميزان آن را تنها خدا مي تواند تعيين كند؛ بلكه ايمان مورد اشاره امير مؤمنان، بهره بردن از عمل و عبادات و كم شدن نصيب زن بطور قهري در روزهاي قاعدگي است.

احمد

زن در دوران قاعدگي نماز و روزه را ترك مي كند. نه اين كه زن در دوران قاعدگي فاسق است و عادل نيست، دروغگو است و راستگو نيست، و نه اين كه شخصيت اعتقادي او مختل شده است، بلكه به جهت وضع رواني خاصي كه پيدا مي كند [و روانپزشكان اين وضع رواني را مشروحا مطرح مي كنند] به جهت لزوم رهائي روان زن از توجه دقيق، كه در حال نماز پيش مي آيد و لزوم آزاد ساختن دستگاه گوارش و معده در غذا و آشاميدني ها كه در دوران قاعدگي خيلي اهميت دارد، تكليف نماز و روزه از زن برداشته مي شود.

در عين حال رابطه زن با خدا به وسيله ذكر در نماز بدون احساس فشار از تكليف معين، محفوظ و دائمي است و او مي تواند در اوقات نماز در حال ذكر خداوندي باشد و روزه هايي را كه در روزهاي قاعدگي ترك كرده است، در غير آن روزها قضا نمايد.

به توضيحي كه خود حضرت در اين خطبه دارد توجه فرماييد:

فَأَمَّا نُقْصَانُ إِيمَانِهِنَّ فَقُعُودُهُنَّ عَنِ الصَّلَاةِ وَ الصِّيَامِ فِي أَيَّامِ حَيْضِهِنَّ.

نتيجه: از اين بحث و تحقيق روشن مي شود كه مقصود از نقص ايمان زن، نقص رابطه زن با خدا نيست، بلكه مقصود حالت استثنائي موقت است كه زن بجهت حالت عارضي جسماني كه اغلب با دگرگوني هاي رواني توأم ميباشد، از فشار تكليف معين و مقرر رها مي گردد.

کوثر

سیکل زنانه کم خونیه زنانه ! اینهایی ک نام بردی نقص نیست بلکه نوعی تفاوت بین زن و مرد هست که صد البته به زن برتری میده و این پیچیدگی و سختی اون رو به مقام مادری میرسونه.. دین زن رو ناقص العقل خطاب کرده چون روح زنان لطیفه و احساسات بر منطقشون تاثیر زیادی میذاره.. خود دین و اسلام زن و مرد رو کاملا برابر و یکسان میدونه، این که زنان رو ناقص ببینید بخاطر بی عقلی و کم خردیه شماست !

ماجده

نبايد احساسي برخورد کنيم. حضرت امير حقيقت رو گفتن . (اگر اين روايت منسوب به ايشون باشه)
واقعاً زنان احساساتي هستند و کمتر از مردها مي تونن جدي و بي ذهنيت قضاوت کنن

ثنا

امام علی علیه السلام نمی‏خواهد بفرماید مردها از زن‏ها از نظر فهم و ادراك و عقل نظری بالاترند و بهتر می‏فهمند، بلكه می‏خواهد بفرماید غالبا مردها در بخش حكمت عملی مانند قضاوت و اداره شئون سیاسی، اجتماعی، مدیریت خرد و کلان سیاست مدارانه‏تر و عاقلانه‏تر عمل می‏كنند اما در همین بخش، زن‏ها غالبا گرفتار اوهام و احساسند و بر اساس این دو، تصمیم گرفته و کار می کنند. لذا در تصمیم گیری های این گونه ضعیف تر از مردان هستند.(ر.ک: زن در آیینه جلال و جمال ص250 به بعد).

از آیت الله حسینی طهرانی پرسیده شد: منظور امیرالمومنین علیه السلام از عبارت نواقص العقول درباره زنان چه می باشد؟

ایشان در پاسخ چنین فرمودند: هو العالم – امیرالمومنین علیه السّلام در چند موضع از نهج البلاغه به این نکته اشاره دارند و از آنجا که این مطلب با فضای حاکم بر جامعه امروزی در مسئله تساوی منافات دارد بسیاری از افراد در مقام ردّ این قضیّه و انکار آن از ناحیه حضرت برآمده اند و برخی همچون مرحوم مطهّری با عدم اطّلاع از مفهوم این مطلب خود را از دغدغه پاسخگوئی راحت نموده اند. و بعضی از موجودین نه تنها این مطلب را انکار نموده بلکه مقام و موقعیّت زن را بالاتر و عقل او را بیشتر و ایمان او را قوی تر بر شمرده اند (زن در آینه جمال و جلال) و نقصان عقل را به نقصان حافظه تغییر داده اند.

بهرام

اینست:

مسئله نقصان و ضعف عقل و تدبیر و یا قوّت و صلابت آن به وجود صفات و ملکات و شاکله های نفسانی هر فرد بر می گردد و از آنجا که زنان را خداوند موجودی دارای عاطفه بیشتر و احساس لطیف تر از مرد برای اداره امور منزل و تربیت اولاد خلق فرموده است، طبعاً این مسئله در تصمیم گیری آنها نسبت به قضایا و حوادث خارجی موثر خواهد بود و زودتر از دیگران تحت احساسات و عواطف واقع می شوند. که منظور از عقل در اینجا عقل عملی است. و امّا از جهت عقل نظری و عِلمی چه بسا بسیاری از آنان از مردها قویتر و جلوتر باشند.

یسنا

ما نباید خود را جلوتر از امام علیه السّلام قرار دهیم و کاسه داغ تر از آش برای اسلام باشیم اسلام و مبانی آن صاحب دارد و صاحب آن حضرت بقیّة الله ارواحنا فداه می باشد و باید خود را تحت اوامر و اطاعت آن حضرت قرار دهیم و از خود چیزی اضافه نکنیم دین را مانند مجسمه به دلخواه خود نتراشیم

بتول

بعدم انقد چرت نگید تا یه چیزی میشه به خاطر احساس زن گفتن فلان برای مردا هم 1000 تا دلیل وجود داره که بخوای بگی عقلشون نصفه، عقل عملی زنا هم کم نیست زنا رو به خاطر قدرت طلبیای احمقانتون محدود نکنید و خودتون رو صاحب و مالکشون ندونید تا ببینید چقدر عقل عملی دارن، مثل اینه که ادم یه نفر رو برده خودش کنه به زور بعد بگه این نمیتونه ازاد زندگی کنه تو ذاتش ازاد زندگی کردن نیست برا همین من برده اش کردم.

بی نام

اگر به این حرفها باشه کلی دلیل برای ناقص بودن عقل مردها هم میشه آورد شاید تا حالا بارها این صحنه رو دیده باشید که دو تا مرد توی خیابون تصادف می کنن بعد با عصبانیت میان بیرون با هم درگیر می شن فحاشی می کنند بعد یکی قفل و فرمون ماشین رو بر می داره که به اون یکی حمله کنه .اون موقع که ما بچه بودیم قفل و فرمون نداشت اکثر ماشین ها قفل و زنجیر داشت یادمه راننده تاکسی سر هیچ و پوچ زنجیر ماشیش رو برداشت می خواست یارو رو بکشه . که مردم اومدن جدا شون کردن .به نظر شما خشم جز احساسات نیست ؟ یا مورد دیگه چرا قانون مهریه رو عوض کردن؟ چون زندانها پر شده بود از کسانی که توانایی پرداخت مهریه رو نداشتند مردهایی که احساساتشون بر عقل شون غلبه کرده بود و حس عاشقی گرفته بودتشون و نمی تونستند درست فکر کنند که توانایی پرداخت این مهریه های سنگین رو ندارند .نمونه اش پسر خاله من در اوج نداری می خواست هزار سکه مهر زنش کنه اصلا شر شده بود توی فامیل .این غلبه احساس بر عقل نبود که زندان ها پر شده بود از کسانی که توانایی پرداخت مالی مهریه رو نداشتند ؟ یا یک مورد دیگه الان بیشترین امار زندانیانی که مرتکب قتل عمد شدند زنان هستند یا مردان ؟ مرده یا پسره یک لحظه عصبانی شده در گیر شده چاقو زده به طرف مرده .

ارش

فردی که مسائل دینی و زندگی را با عقل نظری خوب می فهمد، اما عقل عملی او در عمل و اجرا کردن دستورهای دین، ضعیف است. چنین فردی عالِم بی عمل است. می داند گناه بد است، ولی مرتکب می شود یا می داند خیر، خوب است، ولی انجام نمی دهد. عمده ترین دلیل آن این است که عقل نظری چنین فردی قوی است، اما عقل عملی او ضعیف است، یعنی تحت اسارت شیطان شهوت و غضب است. (بنابر این تفسیر مردا کلا بی عقلن، همه میدونن که خانم ها بیشتر از اقایون به فرایض دینی عمل میکنن و کمتر زنا و تجاوز و خیانت میکنن)

محمد صادق

برخورد بین دو انسان ـ‌زن و شوهر‌ـ که دارای دیدگاه‌های متفاوت هستند، باعث پیدایش بیشتر مشکلات زندگی می‌شود. این دیدگاه‌ها اگر به‌ طور اتفاقی با یکدیگر همسو باشند، موجب بروز مشکلات خیلی اندک و گذرا خواهد بود در غیر این صورت، این اتفاق دیدگاه‌ها باعث ایجاد برخورد می‌شود.

محمد

برای مثال اقا صادق میشود گفت برای مثال، شما مایلید به دانشگاه بروید و به تحصیل ادامه دهید، اما شوهرتان می‌خواهد شما در خانه بنشینید و به خانه‌داری و رسیدگی به همسر و فرزندان بپردازید. یا در مورد دیگر، شوهر شما پس از کار روزانه، عصر هنگام به خانه می‌آید تا شبی آرام را در خانه بگذراند، اما شما که تمام روز را در خانه به سر برده‌اید مایلید برای گردش یا مهمانی از خانه خارج شوید. در اینجاست که یک برخورد بین زن و شوهر پدید می‌آید و هر یک با دلایلی که برای خودش قانع کننده است، خواسته خود را فریاد می‌زند.

محمد صادق

خب اقا محمد تمام زوج ها، این مسائل را دارند. برای رفع اختلاف اتی که میان زن و شوهر پیش می‌آید چه باید کرد؟

محمد

برادر جان به نظره من ناگزیر باید یکی از آن ‌دو، از خواسته خود بگذرند. به نظر بسیاری از روان‌شناسان و مشاوران خانواده، در این‌ گونه موارد لازم است زن کوتاه بیاید و از شوهر خود اطاعت کند. زن باید خود را با زندگی شوهرش سازگار کند. اسلام نیز این نظر را مورد تأیید قرار می‌دهد. پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: «یا معاشر النساء… و أطعن أزواجکنَ؛[۱] ای بانوان… از شوهرانتان اطاعت کنید.»

محمد رضا

حدیث بسیار زیبایی از حضرت زهرا در این جا برای تان می اورم بهترین شما کسی است که در برخورد با مردم نرم تر و مهربان تر باشد و ارزشمند ترین مردم کسانی هستند که با همسرانشان مهربان و بخشنده اند

حسین

میخواهم داستانی را نقل کنم روزی زنی نزد رسول خدا امد و گفت: ای رسول خدا! حق مرد بر زن چیست ؟حضرت صلی الله علیه و آله فرمود : این که او را اطاعت کند و سرپیچی نکند و از خانه چیزی را بدون اجازه او تصدق ندهد و بی اجازه او روزه مستحبی نگیرد و در هر حال در امر زناشویی او را ممانعت نکند و از منزل خارج نشود مگر به اذن و اجازه او و اگر بدون اجازه او از خانه خارج شود ، ملائکه آسمان و زمین و فرشته های غضب و رحمت او را لعنت می کنند تا وقتی که به منزل برگردد.

طاهر

حضرت محمد (ص)میفرمایند:
هر زنی که شوهرش را با زبان اذیت کند از او هیچ توبه و فدیه و حسنه ای قبول نمی شود تا این که شوهر از حق او راضی شود ، اگرچه روزها روزه بدارد و شب ها را در عبادت باشد بنده ها آزاد کند و اسب های نیکو در راه خدا برای جهاد بدهد پس او اول کسی ست که وارد آتش می شود و همچنین است مردی که نسبت به زنش ظالم و ناسازگار باشد.

علی

دقیقا اقا طاهر حتی امام صادق در این باره میفرمایند به راستی که خداوند عزوجل بر زنان و مردان جهاد را واجب کرده است اما جهاد مردان آن است که (برای حفظ دین و مملکت) مال و خون خود را بذل کنند تا در راه خدا کشته شوند و اما جهاد زن آن است که در مقابل دشواری های زندگی همسرش صبر کند

fa فارسی
X