۱۴ دی

نقدی بر انتقاد از مبلغین منهاج فردوسیان!

سلام علیکم حاج فردوسی
حدود چهار سال است که منهاج فردوسیان در محلمان تبلیغ می‌شود و متأسفانه فقط تعداد خیلی کمی به این برنامه‌ی تربیتی روی آوردند. من که کتاب را مطالعه کردم، بسیار محتوایش خوب و عالی بود.و خیلی در محلمان با این کتاب مشکل داشتند و بارها در سایتتان بیان کردید علت برخورد منهاج فردوسیان چیست، ولی من که در محلمان مشاهده می‌کنم، علت اصلی، مبلغین محلمان هستند. آنها با شرکت نکردن در حسینیه‌ی محلمان می‌خواهند یک جور ثابت بکنند که کار شماها اشکال دارد و ما به آنها می‌گوییم چرا به حسینیه نمی‌آیی می‌گویند ما با هیأت امنای آن حسینیه مشکل داریم. تنها جوابشان این است. فرضاً اگر مشکل داشته باشند با هیأت امنای آن حسینیه، آیا می‌توانند به این دلیل، از حسینیه دست بکشند؟ خلاصه با نیامدن آن‌ها به حسینیه، این چنین در محلمان جا افتاده که این‌ها با امام حسین مشکل دارند. و هر جور یک فکر عجیب و غریب درباره‌ی آن‌ها می‌کنند. و خلاصه به مبلغینتان هر کی هست، در هر جا، بگویید این روش تبلیغ نیست که مجلس امام حسین را با ایراد بچگانه ترک کنیم و سبک شود. باورتان نمی‌شود که اگر آنها به حسینیه بیایند، خیلی مردم محلمان دیدشان به برنامه‌ی تربیتی عوض می‌شود.
با تشکر

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
باسمه تعالی

سلام علیکم
بارها عرض شد که تنها روش عزاداری که از سوی خاندان وحی (علیهم‌السلام) دارای ثواب عظیم معرفی شده، اشک ریختن بر مصائب حضرت سید الشهداء (علیه‌السلام) است. البته غصه‌دار بودن، در مصائب اهل بیت طاهرین (علیهم‌السلام) نیز نوعی عبادت شمرده شده است، ولی ثوابی که اشک ریختن دارد، هیچ نوعی از انواع عزاداری‌های مرسوم ندارد.
پس تمام کارهایی که انجام می‌دهید،‌ اگر مقدمه‌ی «اشک ریختن» باشد، قابل توجیه است، البته در صورتی که آلوده به حرام نباشد. مثلاً اگر سینه‌زنی، زنجیرزنی، شبیه‌خوانی، عَلَم‌گردانی، نخل برداشتن و مانند اینها، مقدمه‌ای برای گریه باشد، قابل توجیه است و امید ثواب دارد. اما اگر رفتن به حسینیه و سینه‌زنی و زنجیرزنی و نوحه‌خوانی و امثال اینها، به گریه بر سالار شهیدان ختم نشود، ارزش ذاتی ندارد و معلوم نیست ثوابی داشته باشد.
توصیه‌ی همیشگی من به اصحاب منهاج فردوسیان، به پیروی از توصیه‌ی استادان معظم منهاج فردوسیان (علیهم‌السلام) این بوده که محور تمام عزاداری‌هایی که در محرم و صفر انجام می‌دهند، «اشک» باشد. یعنی اگر کاری نهی شرعی ندارد و منجر به اشک می‌شود، انجام دهند تا اشک را به دست آورند ولی اگر منجر به اشک نمی‌شود، دلخوش به ثواب آن نباشند.
به بیان ساده، فرض کنید آقای الف، طوری است که اگر در ابتدای ورودش به حسینیه، برایش روضه و مرثیه بخوانند، اشک نمی‌ریزد ولی اگر مثلاً یک ساعت سینه یا زنجیر بزند، سپس ده دقیقه برایش روضه خوانده شود، در آن ده دقیقه، اشک می‌ریزد، می‌گوییم رفتن به حسینیه و سینه یا زنجیرزدن، برای این فرد، کار خوبی است و توصیه می‌کنیم که انجام دهد تا گوهر اشک پایانی را به دست آورد.
اما آقای ب طوری است که در جمع و سر و صدا، اشکش خشک می‌شود و بیشتر،‌ حواسش به صدای بلندگوها و جنگ اکوها و ریتم و آهنگ نوحه‌ها می‌رود ولی اگر در خلوت بنشیند و نوار روضه گوش دهد یا کتاب مقتل مطالعه کند، اشک می‌ریزد، به این فرد توصیه می‌کنیم در جمع‌های شلوغ حضور پیدا نکند، بلکه در خلوت بنشیند و به آرامی اشک بریزد.
کسی هست که اگر مجلس، تاریک شود، اشکش سرازیر می‌گردد و در حالی که چراغ‌ها روشن است، خجالت می‌کشد گریه کند، به این فرد توصیه می‌کنیم در مجالسی شرکت کند که چراغ‌ها را خاموش می‌کنند.
کسی هست که اگر چراغ‌ها خاموش شود، وحشت می‌کند و این وحشت، موجب می‌شود اشکش خشک شود، به این فرد توصیه می‌کنیم در مجالسی شرکت کند که چراغ‌ها را خاموش نمی‌کنند.
کسی هست که اگر شمعی جلو خودش روشن کند، در حالی که مجلس، تاریک است، با نگاه به شمع، حالتی از رقّت قلب به او دست می‌دهد که اشکش جاری می‌شود، به این فرد توصیه می‌کنیم همراه خودش، شمع ببرد تا به این بهانه، اشک را دریابد.
کسی هست که اگر شمعی جلوش روشن کنند، تمام حواسش معطوف این می‌شود که شمع، واژگون نشود و فرش را نسوزاند. به چنین شخصی توصیه می‌کنیم اگر شمعی جلوش روشن کردند، آن را خاموش کند و یکسره حواسش را به مرثیه بسپارد تا اشک بریزد.
پس توصیه‌ی ما، بر محور انجام دادن کارهای حلالی است که منجر به گریه می‌گردد. اما کارهای حرام، هر چند منجر به گریه و اشک بر حضرت اباعبدالله (علیه‌السلام) شود، ارزش ندارد و اشکی که از آن حاصل می‌شود، با اشکی که از پوست کندن پیاز حاصل می‌شود، یکی است.
مثلاً اگر حضور در شبیه‌خوانی‌ای که همراه با موسیقی است، حالت گریه هم بیاورد، ارزش ندارد. اگر برهنه شدن در جایی که نامحرم حضور دارد، موجب اشک هم بشود، ارزش ندارد. اگر عزاداری، منجر به غصب و تصرف در مال مسلمان، بدون رضایت او باشد، ارزش ندارد.
توجه داشته باشید که اصحاب منهاج فردوسیان (کثّر الله امثالهم)، سودجوترین مردم روی زمین هستند و در زیر آسمان کبود، سودجوتر از اصحاب منهاج فردوسیان نخواهید یافت. طمع اینان آنقدر زیاد است که اگر خورشید را در دست راستشان و ماه را در دست چپشان بگذارند و تمام ثروت و قدرت و محبوبیت دنیا را یکجا به آنان بدهند، با یک متر از بهشت،‌ عوض نمی‌کنند. همیشه به این عزیزانم توصیه کرده‌ام که به دنبال سود عالی خود باشند و تمام همتشان را برای رسیدن به درجات عالیه‌ی بهشت، جمع کنند.
مبادا جایی «اشک» باشد و آنان بهانه بیاورند و نباشند. مبادا مداح خوب یا روضه‌خوان خوبی به مسجد و حسینیه بیاید و آنان به بهانه‌ی این که هیأت امناء را قبول ندارند، خود را از فیض اشک، محروم کنند. همچنین مبادا روز عاشورا، در کوچه و بازار، به دنبال جمع کردن نذری باشند. روز عاشورا، روز عزاداری است نه روز جمع کردن آش و قورمه‌سبزیِ نذری. روز عاشورا، روز سینه و زنجیر و دسته و قمه‌زنی نیست، روز عاشورا روز عزاداری با «اشک» است.
عزیزان من، احیای شعائر حسینی، دروغ بزرگی است که سال‌هاست در گوش ما گفته می‌شود. حضرت اباعبدالله (علیه‌السلام) شعائر خاصی در مقابل شعائر قرآن و سنت جدّ بزرگوارشان ندارند. تمام چیزهایی که به عنوان «شعائر حسینی» به ما معرفی شده، همانند، سینه‌زنی، زنجیرزنی، قمه‌زنی، علم‌گردانی، نخل‌برداری، نشانه‌کشی، پیراهن مشکی، چاقچاقو، نصب پرچم سیاه بر سردر منازل و مغازه‌ها و … همگی از اختراعات و شیرین‌کاری‌های شیعه است و هیچ ربطی به قرآن و سنت و عترت ندارد. هیچ کدام از اینها، از شعائر دینی یا شعائر حسینی نیست.
پس هشدار می‌دهم که دین خدا را با آئین‌های عزاداری، اشتباه نگیرید. حسینیه، مثل مسجد نیست که حتی نشستن در ثواب داشته باشد. حسینیه مکانی است که ورود جنب و حائض به آن، بدون اشکال است و اگر نجس شود، تطهیرش واجب نیست. ورود به حسینیه، دعای خاصی ندارد و خروج از آن نیز دعا و ذکر خاصی ندارد. حسینیه، سالن اجتماعات است، اگر اشک بر مظلومیت مولای غریبمان داشت، ارزش دارد و گرنه، ارزش خاصی ندارد و مانند تمام سالن‌های همایش و آمفی‌تآترها خواهد بود. کسی که در خانه‌اش می‌نشیند و بر مظلومیت مولای مظلوممان گریه می‌کند، ارزشش قابل مقایسه با کسی نیست که به حسینیه می‌رود و چای و قهوه و غذای نذری می‌خورد.
پس سعی کنید خود را از خیالات باطل برهانید و دوست داشتن و دشمن داشتن خود را بر محور دین خدا یعنی قرآن و سنت و عترت بنا کنید نه بر محور حسینیه که سالنی برای اجتماع عزاداران است.
سلام مرا به مردم محلتان برسانید و آنان را نسبت به مراعات احکام شرعی دینشان آگاه کنید و تشویق نمایید. نکند ـ خدای نکرده ـ آلوده به حرام و معصیت حضرت باری تعالی باشند و در همان حال، رفتن به حسینیه‌ی خالی از «اشک» را ارزش بدانند. رفتن به حسینیه در صورتی ارزش دارد که در آنجا، بر سالار شهیدان و شهدای کربلا (علیهم‌السلام) گریه کنند.
در پایان، لازم می‌دانم نکته‌ای را تذکر دهم. این که نوشته‌اید آمدن برخی اصحاب منهاج فردوسیان به حسینیه، موجب عوض شدن دیدگاه مردم نسبت به نظام جامع تربیتی منهاج فردوسیان می‌گردد، سخن گزافی است. اگر این مطلب را نوشته‌اید که مرا به طمع بیاندازید، بدانید که چیدمان نظام جامع تربیتی منهاج فردوسیان به نحوی است که منهاجی شدن تمام مردم با منهاجی نشدن حتی یک نفر، فرقی در بهره‌ی دنیوی من ندارد.
البته اگر مرجع تقلید می‌شدم، هر مقدار که بر مقلّدینم افزوده می‌شد،‌ وجوهات بیشتری به دفترم سرازیر می‌گشت و همین، دلیلی کافی برای کوتاه آمدن از برخی مواضع بود؛ ولی مسیر نظام جامع تربیتی منهاج فردوسیان، یکسویه است، یعنی هر چه خیر دنیوی که داشته باشد، برای خود آن شخصی است که منهاجی شده است. البته امیدوارم از بهره‌های اخروی بانصیب فراوان باشم. پس خیال نکنید جلب نظر موافق مردم، برایم اهمیتی دارد و به دنبالش هستم. تا زمانی که توان و اجازه داشته باشم، ترویج قرآن و سنت و عترت خواهم کرد، بدون طمع مادی و اغراض دنیوی. ان شاء الله

خداوند، ما و شما را بر صراط مستقیم قرآن و سنت و عترت، مستحکم و مستدام بداراد
موفق باشید
حاج فردوسی

کلمات کلیدی: , , , ,

47

 
 
 
36 نویسندگان
11 پاسخ‌ها
0 دنبال کنندگان
 
مرتب کردن بر اساس بیشترین بازخورد
مرتب کردن بر اساس داغ‌ترین دیدگاه
2 نویسندگان برتر
  مشترک شوید  
اشتراک برای:
مهسا

من هم حس می کنم اصحاب منهاج فردوسیان گوشه گیرند و توی اجتماع حاضر نمی شوند

سحرا

چرا اینقدر به عزا داری امام حسین گیر میدین؟؟؟ بزارید مردم عزا داریشونو بکنن حالا دیگه همه مشکلات این مملکت خل شده فقط مونده عزاداری برای سیدالشهدا

بخشیان

در زیارت ناحیه مقدسه گریه تمام مخلوقات در مصیبت امام حسین (ع)ذکر شده است: «آسمان و ساکنانش، و بهشت و نگهبانانش، و کوه‌ها و دامنه‌هایش، دریاها و ماهیانش، باغ‌های بهشت و نوجوانانش، خانه کعبه و مقام ابراهیم (ع)، مشعرالحرام و حرم خانه خدا و اطراف آن، همگی در ماتم تو گریستند.»

بعدازظهر عاشورا هنگامی‌که احدی از مردان اهل‌بیت و اصحاب آن حضرت باقی نمانده بود جز زین‌العابدین (ع)، و هوا بسیار گرم و جگرها سوخته و لب‌ها تشنه بود، و زمین و زمان، ملائکه و ارواح انبیاء نظاره‌گر بودند بر آقای غریب و مظلومی که لحظات آخر عمر خود را در این دنیا سپری می‌نمود و با بدن پر از تیر و مجروح از ضربه‌های شمشیر و نیزه و سنگ، و با دلی پر از غم از داغ برادران و فرزندان و بستگان و یارانش، و قلبی شکسته روی زمین گرم کربلا قرار گرفته بود، می‌فرمود: «أاقتل عطشانا و جدی محمد المصطفی؛ من تشنه کشته شدم حال‌آنکه جدم حضرت محمد مصطفی است؟»

محمد علی

با سلام به حاج فردوسی من این روایت که مرتب به این بحث هست را اینجا قرار میدهم تا منهاجیون بیشتر بدانند چه ثوابی در گریه بر امام حسین هست
سید بحرالعلوم رحمت الله علیه به قصد تشرف به سامرا تنها به راه اُفتاد، در بین راه راجع به این مسئله که گریه بر سیدالشهدا علیه السلام گناهان را می‎آمرزد فکر می‎کرد، همان وقت متوجه شد که شخص عربی ، سوار بر اسب به او رسید و سلام کرد بعد پرسید : “جناب سید درباره چه چیز به فکر فرو رفته‎ای ؟ اگر مسئله علمی است بفرمائید شاید من هم اهل باشم.”
سید بحرالعلوم عرض کرد در این باره فکر می‎کنم که چطور می‎شود خدایِ تعالی این همه ثواب به زائرین و گریه کنندگان حضرت سید الشهداء علیه السلام می‎دهد ، مثلاً در هر قدمی که در راه زیارت برمی‎دارند، ثواب یک حج و یک عمره در نامه عملشان می‎نویسند و برای یک قطره اشک گناهانشان آمرزیده می‎شود؟!
آن سوار عرب فرمود: « تعجّب نکن.من برای شما مثالی می‎آورم تا مشکل حل شود، پادشاهی به همراه درباریان خود به شکار می‎رفت، در شکارگاه از لشکریان دور شد و آنها را گم کرد. به سختی فوق العاده‎ای اُفتاده و بسیار گرسنه شده بود تا این که چشمش به خیمه‌ای افتاد، وارد آن خیمه شد، در آن سیاه چادر، پیر زنی را با پسرش دید، آنها در گوشه خیمه بُز شیردهی داشتند و از راه مصرف شیر این بز زندگی خود را می‎گذراندند، وقتی سلطان وارد شد او را نشناختند ولی به خاطر پذیرایی از مهمان، آن بز را سر بریدند و کباب کردند، چون چیز دیگری برای پذیرایی نداشتند.
سلطان شب را همان جا خوابید و روز بعد از ایشان جدا شد و هر طوری بود خودش را به درباریان رساند و جریان را برای اطرافیان نقل کرد، در نهایت از ایشان سؤال کرد؛ اگر من بخواهم پاداش میهمان نوازی پیرزن و فرزندش را داده باشم چه عملی باید انجام بدهم ؟
یکی از حضّار گفت: خوب است پادشاه بر اساس کرامتشان در ازای آن یک بز، به او صد گوسفند بدهند. دیگری گفت : صد گوسفند و صد اشرفی به او بدهید. نفر سوم گفت: علاوه به اینها فلان باغ را هم به ایشان بدهید تا برای همیشه زندگی راحتی داشته باشند.
وزیر اعظم که از همه حکیم‌تر بود، گفت: جناب سلطان شما اگر بخواهید جبران کنید باید کل سلطنت و تاج و تخت و دارایی‌تان را به ایشان بدهید که تازه آن وقت مقابله به مثل کرده‌اید و بدون هیچ لطف اضافه‌ای فقط محبت‌شان را جبران نموده‌اید چرا که آنها هر چه را داشتند به شما تقدیم کردند و شما هم باید آنچه دارید به آنها تقدیم کنید.
بعد سوار عرب به سید فرمود: «حالا جناب بحر العلوم حضرت سید الشهداء علیه السلام هر چه از مال و منال و اهل و عیال و پسر و برادر و دختر و خواهر و سر و پیکر داشت، همه را در راه خدا داد. پس اگر خداوند به سیدالشهدا علیه السلام این همه مقام و به زائرین و گریه‎ کنندگان آن حضرت این همه اجر و ثواب بدهد نباید تعجب کرد. چون خدا که خدایی‎اش را نمی‎تواند به سید الشهداء علیه السلام بدهد اما در ازای آن، این همه مقامات به او داده است.
وقتی شخص عرب این مطالب را فرمود، از نظر سید بحرالعلوم غائب شد و بعد ایشان متوجه می‎شود که آن سید عرب امام زمان علیه السلام بوده است.

غایب

گریه، متفاوت از هر عملی دیگر، ناشی از احساس پاک و شدید انسانی و برخاسته از رقت قلب و خضوع دل است؛ نیز از ریا و مانند آن پاک است، چنان که تولّی و تبرّی(که از فروع مذهب شیعه است) در آن وجود دارد. هم نشان محبت است و هم بیزاری درونی از قاتلان و دشمنان آن حضرت؛ بنابراین، ذاتاً عمل، یا رفتار ارزشمند و مقدس است.
حال اگر این امر ارزشمند در کنار پاکی و صداقت درون باشد، اگر گریه و عزاداری، موجب پیوند روح و جان با سالار شهیدان شده، به ما عزت نفس بخشیده، ما را از گناه و معصیت الهی دور نماید و با هدف عالی او پیوند برقرار کنیم، پاداش های وعده داده شده محقق خواهد بود و جای شگفتی ندارد.

شکریه

روایات فراواتی در باب فضیلت و ثواب گریه بر امام حسین(علیه السلام) وارد شده است. دلیل این همه ثواب و ارزش، چیست؟

هادی

احتمال نخست این است که بگوییم اصل گریه کردن و اشک ریختن، ارزش دارد. این احتمال، با روایتی از امام صادق(علیه السلام) رد می شود که فرمودند: كلُّ الْجَزَعِ وَ الْبُكاءِ مَكرُوهٌ سِوَی الْجَزَعُ وَ الْبُكاءُ عَلَی الحُسَینِ(علیه‌السّلام)؛ هر نالیدن و گریه ای مکروه است، مگر ناله و گریه بر حسین علیه السلام. (بحار الانوار، ج 45، ص313)
اشک بر آن حضرت به تنهایی، کافی نخواهد بود بلکه باید منجر به تقویت ایمان و اصلاح رفتار شخص، منطبق با دستورات دین اسلام باشد وگرنه، هیچ انسانی بدون تغییر در رفتار و کردار خود در بندگی خدا و عزم بر توبه، شایستگی رحمت خداوند را نخواهد داشت و اصولاً این همه از فضایل گریه بر امام حسین(علیه السلام) تنها شامل کسانی خواهد شد که در مسیر بندگی خدا، مصمّم و عملگرا باشند، نه اینکه از ایمان به خدا و عمل به وظایف شرعی، تنها به گریه در ماه محرّم روی بیاورند! پس، ابتدا باید تصمیم بر توبه واقعی گرفت، آنگاه با یاد مصیبتهای سیدالشهداء، وجود خود را شستشو داد.

سوگل

آثار بخشش گناهان و ورود در بهشت، در کنار ایمان و اصلاح رفتار معنا دارد! امّا نکته اینجاست که بهترین قالب و محمل توبه، اشک بر مصائب امام حسین(علیه السلام) است. امام رضا(علیه السلام) فرمودند: یَا بْنَ شَبیبٍ! اِنْ بَکَیْتَ عَلَى الحُسَینِ علیه السّلام حَتّى تَصیرَ دُمُوعُکَ عَلى خَدَّیْکَ غَفَرَ اللّهُ لَکَ کُلَّ ذَنْبٍ اَذْنَبْتَهُ صَغیرا کانَ اَوْ کَبیراً قَلیلاً کانَ اَوْ کثیراً؛ اى پسر شبیب! اگر بر حسین(علیه السّلام) آن قدر گریه کنى که اشکهایت بر چهره ات جارى شود، خداوند همه گناهانت را که مرتکب شده اى مى آمرزد؛ کوچک باشد یا بزرگ، کم باشد یا زیاد. (امالى صدوق، ص112) این روایت از میان انبوه روایات در این مورد، به تنهایی، در مورد سرعت، کیفیّت و کمیّت غفران الهی در وقت گریه بر امام حسین(علیه السلام) گویاست.

حسان

اشکی که خالصانه و فقط به خاطر ترس از خداوند باشد دارای آثار جمعی نیز می باشد به نحوی که امام صادق (ع) می فرمایند: هر چیز قابل وزن نمودن است و اندازه ی خاصی دارد، مگر اشک ها؛ زیرا یک قطره از آن ها می تواند دریایی از آتش را خاموش سازد، و هنگامی که چشم کسی پُر اشک شد، صورتش هیچ گاه تاریک و ذلیل نخواهد شد و آنگاه که اشک از چشم سرازیر شود، خداوند آتش را بر او حرام می کند و اگر گریه کننده ای برای امتی از انسان ها بگرید، همه مورد رحمت خداوند متعال قرار می گیرند. البته باید دانست این قطره ی اشک از خوف خداوند دارای چنان ارزش و جایگاهی می باشد که امام صادق (ع) می فرمایند: اِن لم یجئک البکاء فتباک، فاِن خرج مِنک مثل رأس الذّباب فبخٍّ بخٍّ؛ اگر اشک تو جاری نمی شود، خود را به گریه بزن، چرا که اگر به اندازه ی سرمگسی آن از چشم تو بیاید، امر عظیمی برای تو رخ داده است و آفرین بر تو. (بحارالانوار، ج93: 331)

جوادی

قطره‌‌ای از آن اگر در جنهم بیفتد آتش و حرارت آن را خاموش می‌‌‌کند.

ملائکه خود آن اشک‌ها را گرفته و در شیشه‌‌ای ضبط می‌‌کنند. (توجه شود: حقایق برتر از این مسائل است، اما این چنین گفته‌اند تا مخاطب عادی بتواند بفهمد)

برای هر عملی ثواب محدودی است، جز ثواب آن اشک که اجر آن محدودیتی و یا اتمامی ندارد

فرهاد

با توجه به این عبارت «إنِّی سِلْمٌ لِمَنْ سالَمَکُمْ، وَحَرْبٌ لِمَنْ حارَبَکُمْ» می توان گفت که اشکی که با این شعار واقعی همراه شد، بهشت بر آن واجب می‌شود.

شکوه

ما باید یاد شهدا را زنده نگه داریم؛ شهدایی که در مکتب امام حسین(ع) پرورش یافتند و در مسیر آن حضرت بودند.

کسری

وقتی حضرت زینب(س) وارد کوفه شدند و خطبه خواندند، صدای ناله و گریه از مردم بلند شد، حضرت فرمودند: اشک شما خشک نشود و همیشه گریان باشید؛ این اشک‌ها ارزش معنوی ندارند.

حدیث

روایات بسیاری درباره ثواب گریه بر امام حسین(ع) نقل شده است و این سوال مطرح می شود که آیا گریه کنندگان بر امام حسین(ع) در یک صف هستند و آیا این روایات را می‌توان به هر اشکی که برای امام حسین(ع) ریخته می‌شود، اطلاق کرد؟؟

سینا

اشک چشم به سه نوع رفلکسی، پایه و احساسی تقسیم می‌شود، اشک های انسان همانطور که از لحاظ علمی، از یکدیگر تمایز دارند، در معنویت نیز از یکدیگر متفاوتند.

کمال

امام رضا(ع) به ریان بن شبیب فرمود: «اى فرزند شبیب اگر مى‏خواهى برای کسى گریه کنى، برای حسین بن على علیه السلام گریه کن ۱۸ نفر از خاندان او را که مانند آن‏ها در زمین نبودند، به شهادت رساندند».

احترام

امام رضا(ع) در این روایت فرمود: ای پسر شبیب ! همانا محرم ماهی است که مردم زمان جاهلیت در این ماه ظلم و کشتن افراد را به خاطر حفظ حرمت این ماه، حرام می‌دانستند؛ اما این امت حرمت این ماه و حرمت پیامبرش را نشناختند و در این ماه، ذریه و فرزندان ایشان را کشتند.

ثریا

 هر که درباره امام حسین(ع) شعری بگوید و خودش بگرید و ۱۰ نفر را بگریاند، خداوند هم برای گوینده و هم برای گریه کننده بهشت را می‌نویسد

جواد کافی

روایاتی که درباره فضیلت اشک بر امام حسین(ع) به ما رسیده است، آن قدر زیاد است که گاهی بعضی از ذهن‌های کوتاه را به شک می‌اندازد و حتی برخی افراد خاص را هم به شگفتی وا می‌دارد.

حسین کریمی

فردی ممکن است در فکر خود امام حسین(ع) را قبول داشته باشد و برای آن حضرت اشک بریزد، اما همراه حضرت اباعبدالله الحسین(ع) نباشد که این اشک نیز بی‌ارزش است.

مجید

امام علی بن الحسین (ع) فرمودند: «مَنْ قَطَرَتْ عَیْنَاهُ فِینَا قَطْرَهً وَ دَمَعَتْ عَیْنَاهُ فِینَا دَمْعَهً بَوَّأَهُ اللَّهُ بِهَا فِی الْجَنَّهِ غُرَفاً یَسْکُنُهَا أَحْقَاباً وَ أَحْقَاباً؛ کسى که از دو چشمش قطره‏اى اشک در راه ما بیاید، خداوند متعال در بهشت خانه‌ای به او عطا فرماید که روزگارها در آن ساکن گردد».

حسام

مقدار اشک، در این روایت نیز با لفظ «قَطْرَهً» بیان شده که مقدار اندکِ یک قطره اشکِ انسانِ محب اهل‌بیت (ع) و دل‌سوخته مصائب ایشان، این فرد را مستحق پاداشی عظیم که زندگی در خانه بهشتی است، می‌کند.

حسام

واقعا جالبه که در این روایت به صراحت بیان شده که اگر مقدار اشکِ انسان برای امام حسین (ع) آن‌قدر کم باشد که حتی به اندازه بال مگسی باشد، آن‌قدر نزد خدای متعال ارزشمند است که پاداش آن چیزی کمتر از بهشت نمی‌تواند باشد

شکری

امام صادق (ع) فرمودند: «مَنْ ذُکِرَ الْحُسَیْنُ علیه‌السلام عِنْدَهُ، فَخَرَجَ مِنْ عَیْنِهِ [عَیْنَیْهِ‏] مِنَ الدُّمُوعِ مِقْدَارُ جَنَاحِ ذُبَابٍ کَانَ ثَوَابُهُ عَلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ لَمْ یَرْضَ لَهُ بِدُونِ الْجَنَّهِ؛ کسى که یادى از حضرت حسین بن على (ع) نزدش بشود و از چشمش به مقدار بال مگسی اشک خارج شود، اجر او بر خدا است و حق‌تعالی به کمتر از بهشت براى او راضى نیست»

وحید

لطفا بمن بگویید شما که سعادت اشک ریختن نصیبتان است . چکونه و بیاد چه و با چه احساسی اشک میریزید ؟
لطفا راهنمایی و ارشاد بفرمایید که ما نیز از این نعمت برخوردار شویم و من بشخصه قول میدهم که جایتانرا در بهشت تنگ نکنم

باران

براي جلوگيري از اطاله بحث ، به جمله هاي مرحوم صدوق بسنده ميكنم
ايشان فرمودند : هر مومني !
اولا كه مومن فقط براي براي رحمانيت و هدايت خدا اشك ميريزد و براي بنده خدا اشك ريختن را جاز نمييداند . زيرا همه زندگي همه موجودات بار امانتيست كه خالق به انان داده و خود نيز انرا ميگيرد . وقتي مشيت خدا بر نبودن بنده باشد شيون و زاري و دلسوزي در ماندن و غباز زنگي بردوش حمل اين بار امانت را سنگين تر كردن جز به اظهار جهالت نيست .
دوم اينكه چطوري بايد براي سالار شهيدان اشك ريخت ؟
چه حسي بايد به ادم (مومن و يا غير مومن هميشه در مقابل ظلم و جور بطور فطريي و غير ارادي اندوهگين ميشود بدون اينكه از خداوند اجازه بگييرد و يا ببيند كه او خوشش ميي ايد يا …) دست دهد؟
ايا اين حس را بازماندگان نظاره گرش نداشتند ؟
مگر اين اتفاق در طول تاريخ و حتي در تاريخ معاصر در چبهه هايمان كم اتفاق افتاده كه جگر گوشه هاي ملت به بدترين شكل شهيد شدند ؟!
با چه حسي بايد اشكهاسرازير شود ؟ اينكه چر شهيدش كردند ؟ چرا كودك شير خواره اش را در اماج تير دشمنان قرار داده تا تشنگي او را به دشمنان نشان دهد ؟ چر 20 هزار نفر در مقابل 150 نفر صف ارايي كردن ؟ چرا اينان را شهيد كردندو زن و بچه هارا نكشته و به اسارت بردن ؟ و ده ها چراهاي ديگر
نميدانم كه چرا نه تنها گريه ام نميگيرد .! بلكه از قدرت و شجاعت و ايستادگي ان در مقابل ظلم و اثار بسيار مثبتي كه از خود بجاي گذاشتند ، احساس شئف و غرور نيز ميكنم . چون انچه كه امروز برايمان مانده از همان ظلمي بود كه ختم به خير شد و به اصطلاح ، عدو شده سبب خير.
اري ! امام و يارانش بدانجا رفتندو به خدايي پيوستند كه ارزوي هر مومنيست .
ايا اين گريه دارد يا شادي ؟
مگر ارزوي ما سلامتي و موفقيت عزيزانمان نيست ؟!
و انان به منتهاي موفقيت و پيروزي دست يافتند .
اگر بنمايش در ايد و پاسخی دهید شبهات را ادامه خواهم داد

نوید

سلام
یک سوال دارم که واقعا ذهن مرا به خود واداشته
چرا اهل سنت با اینکه حقیقت برای انها روشن هست اما ان را قبول نمیکنند
شنیدم علمای سنی زیاد در این مسیر زیاد خیانت کرده اند
از حذف نصوص ولایت گرفته تا سانسور تا توجیهه نمودن نصوص
راه حقیقت را بر سنیهای مستضعف فکری بسته اند
حال چه کسی باید انان را از این خیانتها اگاه کند ؟ دانشمندان سنی که این کار را نمکنند
بنده در کامنتهایی در این سایت دیدم که اشخاص زیادی خواهان یک مقاله در این زمینه یعنی خیانتهای دانشمندان سنی در نصوص ولایت بوده اند اما تا به حال هیچ خبری نبوده
باور کنید اگر این مقاله نوشته شود اثار وبرکات عظیمی برای سنیها مستضعف فکری دارد
منتظر این مقاله هستیم

باتشکر

هادی

هر مؤمني که بخاطر شهادت امام حسين عليه السلام چشمانش اشک آلود شود، تا اينکه اشکش بر گونه اش جاري شود، خداي تعالي در بهشت جايگاهي عنايت مي‌کند که مدتهاي طولاني در آن ساکن خواهد بود.
یعنی این سکونت موقت است؟
چرا برخی از روایات حالت دومجهولی دارند؟
مثلا این که هرکس توانایی زیارت امام حسین ع را داشته باشد و امتنائ کند بهشت هم برود حالت مهمان خواهد داشت(در برنامه بوی سیب ذکر شده)

سیب سرخ

باسلام
دوست گرامی
تعبیر احقابا در این روایت نیز که به معنی زمان و روزگار است ، در قرآن نیز نمونه آن ذکر شده است
إِنَّ جَهَنَّمَ كانَتْ مِرْصاداً. لِلطَّاغِينَ مَآباً. لابِثِينَ فِيها أَحْقاباً نباء: 21- 23 حقّا كه جهنّم كمينگاه و براى طاغيان محل بازگشت است و مدّتها در آن بسر برند.
راغب حقبه را مدتى مبهم از زمان گفته است.
از زجّاج نقل شده كه حقب هشتاد سال است و نيز حقب را چهل سال گفته‏اند و ايضا مدّت دراز (دهر طويل) معنى كرده ‏اند در نهج البلاغه خطبه 87 هست:
«… وَ لَا خَلَتْ فِيمَا بَيْنَكُمْ وَ بَيْنَهُمْ‏ الْأَحْقَابُ‏ وَ الْقُرُونُ»
ميان شما و آنها زمانها و قرنها (دورانها) نگذشته است ظاهرا از احقاب، زمانها و مدتها اراده شده است
قاموس قران ج‏2 157
در کتاب لغت دیگر نیز آمده است
الْحُقُبِ‏، أي: الدهر
مفردات الفاظ القرآن 248
بنابراین روایت دارد مدت طولانی آنهم نسبت به بهشت که زمان آن برای ما قابل درک نیست، بحث می کند
اما اگر در برخی روایات این چنینی خطاب تندی بکار رفته است، بخاطر تشویق مردم به اهمیت دادن به مسئله زیارت امام حسین علیه السلام است
موفق باشید

فرزان

امام سجاد عليه السلام در بازگشت از سفر مصيبت بار کربلا، قبل از ورود به مدينه مجلس عزا بر پا نموده و بر مصائب پدر بزرگوار و اهل بيت ايشان به شدت گريه كردند. سيد بن طاووس در اين باره مي‌نويسد:

«وكان علي بن الحسين عليه السلام داخلا فخرج ومعه خرقة يمسح بها دموعه وخلفه خادم معه كرسي فوضعه له وجلس عليه وهو لا يتمالك عن العبرة وارتفعت أصوات الناس بالبكاء وحنين النسوان والجواري والناس يعزونه من كل ناحية فضجت تلك البقعة ضجة شديدة ….

أيها القوم ان الله وله الحمد ابتلانا بمصائب جليلة وثلمة في الاسلام عظيمة قتل أبوعبد الله الحسين عليه السلام وعترته وسبى نسائه وصبيته …. ثم إنه «عليه السلام» رحل إلى المدينة بأهله وعياله … وتقول : يا قوم أعذروني على النياحة والعويل، وساعدوني على المصاب الجليل، فإن القوم الذين أندب لفراقهم وأحن إلى كرم أخلاقهم، كانوا سمار ليلي ونهاري وأنوار ظلمي وأسحاري وأطناب شرفي وإفتخاري، وأسباب قوتي وإنتصاري، والخلف من شموسي وأقماري …».

« امام على بن الحسين عليه السلام درون خيمه بود. پس از لحظه اى از خيمه بيرون آمد و با دستمالى كه در دست داشت، اشك چشمانش را پاك مى كرد. از پى آن حضرت، خادمى آمد، چهار پايه اى آورد و آن را زمين گذاشت و امام زين العابدين عليه السلام بر آن نشست، ولى نمى توانست از ريختن اشك خوددارى كند.

صداى گريه از هر جانب برخاست و ناله زنان و كنيزان بلند شد و مردم از هر طرف به آن حضرت، تسليت مى گفتند. تمام فضا ، يكپارچه گريه و ناله بود ….

امام عليه السلام در ادامه فرمودند: اي مردم! قطعا خدا -که سپاس مخصوص اوست- ما را به مصيبتهاي بزرگي در اسلام مبتلا فرمود. اباعبد الله الحسين عليه السلام و اهل بيت او کشته شدند و زنان و کودکانش به اسارت برده شدند …. امام سجاد ( عليه السلام ) با اهل و عيال خود به مدينه آمد … امام عليه السلام مي فرمود: اى مردم ! از اين كه چنين نوحه سرايى مى كنم و فرياد مى زنم، مرا معذور داريد. شما هم در اين مصيبت مرا يارى كنيد، زيرا آن كسانى كه من از فراق آنان مى نالم و بر اخلاق كريمه آنان سوگوارم، همدمان شب و روز من و چراغ روشن تاريكيها و سحرها، ريسمان خيمه شرف و افتخار، باعث نيرو و پيروزى من، و به جاى خورشيد و ماه من بودند.»

بهرام

گريه و عزاداري ابا عبد الله الحسين عليه السلام در مصيبت فرزندشان حضرت علي اکبر عليه السلام نيز دليل محکمي بر استحباب گريه بر حضرت علي اکبر عليه السلام است؛ چنانکه آمده است:

«فجاء الحسين عليه السلام حتى وقف عليه فقال: قتل الله قوما قتلوك يا بني، ما أجرأهم على الرحمن وعلى انتهاك حرمة الرسول! وانهملت عيناه بالدموع ثم قال: على الدنيا بعدك العفاء.»

«امام حسين عليه السلام خود را به علي اکبر رساند و بر جسد او ايستاد و فرمود: فرزندم! خداوند مردمي که تو را کشتند، بکشد! چه چيز آنها را در برابر خداي رحمان و هتک حرمت رسول خدا صلي الله عليه و آله چنين گستاخ قرار داد! چشمان ابا عبد الله عليه السلام پر از اشک شد و فرمود: علي جان! پس از تو خاک بر اين دنيا».

منهاجی

من امروز اين چند جمله را عرض کردم براي اين که اهميت عزاداري روشن شود و پاسخي باشد به شبهاتي که بعضي دربارة گرية بر امام حسين وارد مي کنند. ما در اين زمينه روايات زيادي از معصومين داريم، حتي از شخص پيغمبر که سيرة آن حضرت بوده است. مرحوم علامه اميني در «سيرَتنا و سُنّتنا» شواهد و رواياتي را آورده که پيغمبر در تشييع جنازة عبدالمطلب، ابوطالب، فاطمه بنت اسد، کنار قبر حمزه، کنار بدن حمزه، کنار بدن فرزندش ابراهيم اشک ريخته و گريه کرده است و فرمود: « مَنْ لايَرْحَمْ لَا يُرْحَمْ»؛ کسي که در زندگي اش رحم نباشد خدا هم به او رحم نمي کند. اشک يک چيز طبيعي و ميل طبيعي است. اين اشک، اشک عظمت است، اشک ابهت است، اشکي است که سرور، شادي و انقلاب دروني براي انسان مي آورد. قلب احساس مي کند با اين اشک از گناه شسته مي شود، ميل به عبادت پيدا مي کند، ميل به بندگي پيدا مي کند. از روضه هاي امام حسين که بيرون مي ايد مي فهمد که ديگر دلش نمي خواهد دروغ بگويد، دوست ندارد چشمش به نامحرم بيفتد؛ چون براي امام حسين اشک ريخته. اين اشک سازنده است، اين اشک مخرب نيست، اين اشک صرفآً بر مصيبت و مظلوميت نيست، اين اشک، اشک معرفت و حضور و اشک درک و احساس ارتباط با اباعبدالله است.

عرفان

در ایام عزاداری سید و سالار شهیدان، حضرت اباعبدالله (ع) عزادارانی هستند که تحت تأثیر فضای عاطفی آنچه بر سر سیدالشهدا و اهل بیت (ع) آمده اشک می ریزند و مویه می کنند. از طرف دیگر عزادارانی هم هستند که با آن که در زمره دوستداران حضرت اباعبدالله هستند و حتی می دانند ثواب بسيار زيادي براي گريه بر امام حسين (ع) بيان شده، اما به هنگام نوحه و ذکر مصیبت، اشکی از چشمان آن ها جاری نمی شود. سوال من این است که اساسا فلسفه گریه بر حضرت اباعبدالله (ع) چیست و چگونه آدمی به این توفیق می تواند برسد؟

داوود

تمام بیاناتتان بر اعماق جانم نشست و سخنان آشنایی بود که انسان بی اختیار قبولشان میکند.بر دل آدم مینشیند این فرمایشات گوهر بار.

فاطمه

با سلام خدمت حاج فردوسی من سوالی داشتم آیا ما باید برای بالا بردن مراتب اشک مان و جهت دادن به آن تلاشی هم بکنیم؟

زینب

بله قطعا. داریم که زیارت امام حسین (ع) ثواب هفتاد هزار حج را دارد. پس می شود با یک زیارت، به اندازه هفتاد هزار حج، برکت بدست بیاورید. در واقع روایت می خواهد بگوید بروید دنبالش. جوری زائر شوید که یک زیارتتان به اندازه هفتاد هزار حج باشد. فرمودند: زائرین سه دسته اند: یک دسته هستند که خداوند اموال و اولادشان را برای آنها حفظ می کند، یک دسته هستند که وقتی از حج فارغ می شوند خداوند می فرماید که زندگی تان را از نو شروع کنید. یعنی پاک شده اید. و یک دسته هستند که به آنها گفته می شود که آینده شما هم تامین شد. یعنی در مقامی قرار گرفته اید که شیطان دیگر دستش به شما نمی رسد. این روایت دارد به ما می آموزد که سعی کنیم از دسته سوم باشیم. در بکاء هم همین طور است. می خواهند بگویند بروید این ثوابها را به دست بیاورید. مثل نماز که می تواند معراج باشد یا اسقاط تکلیف باشد. در اسقاط تکلیف بالاخره انسان می تواند در نزدیک غروب نمازش را بخواند وحتما آثاری هم دارد ولی آن صلاتی که معراج مومن است و آن روایات در فضیلت صلات، معلوم نیست برای این نمازهای معمولی باشد. در بکاء هم همینطور است. باید سعی کنیم که بکاءمان را جامع و کامل و عمیق کنیم. و بکاء ما بکاء محبین بشود و به بالاترین درجه بکاء محبین برسیم. اینجا یک نکته ای هست و آن اینکه همه حقایق از عالم بالا می آید. حقیقت بکاء که بر قلب و چشم انسان می آید از عالم امام می آید. اگر جرعه ای از بکاء امام سجاد(ع) را که محور این بلا هستند، به ما بنوشانند، کار درست می شود. اگر انسان بخواهد جزو باکین بشود توسل به امام سجاد(ع) خوب است. که به انسان بکا بر سیدالشهدا بدهند، با درجات و آثاری که دارد. انسان می بیند که اهل بکا واقعا تعلقاتشان قطع شده.

بتول

مسمع گوید: حضرت امام صادق علیه السلام فرمود: آیا متذكر مى‌شوى با حسین چه كردند؟ عرض كردم: آرى، فرمود: آیا جزع و گریه مى‏كنى؟ گفتم: آرى، به خدا سوگند گریه مى‏كنم و آثار غم و اندوه در صورتم ظاهر مى‏شود حضرت فرمود: «خدا اشك چشمت را رحمت كند. آگاه باش كه تو از آن اشخاصى هستى كه از اهل جزع براى ما شمرده مى‏شوند، به شادى ما شاد و به حزن ما محزون و اندوهناك مى‏گردند. آگاه باش كه به زودى هنگام مرگ، پدرانم را بر بالین خود حاضر مى‏بینى، در حالى كه به تو توجه كرده و ملك‌الموت را درباره تو بشارت مى‌دهند، و خواهى دید كه ملك الموت در آن هنگام از هر مادر مهربان به فرزندش، مهربانتر است.» سپس فرمود: «كسى كه بر ما اهل‌بیت به خاطر رحمت و مصائب وارده بر ما گریه كند، رحمت خدا شامل او مى‏شود قبل از این كه اشكى از چشمش خارج گردد؛ پس زمانى كه اشك چشمش بر صورت جارى شود اگر قطره‏اى از آن در جهنم بریزد، حرارت آن را خاموش كند، و هیچ چشمى نیست كه گریه كند بر ما مگر آن كه با نظر كردن به كوثر و سیراب شدن با دوستان، خوشوقت مى‏گردد.»

با توجه به این روایت شریف باید گفت: جایى كه آتش جهنم كه قابل مقایسه با آتش دنیا نیست و به وسیله گریه بر حسین علیه السلام خاموش و برد و سلام گردد، پس اگر در موردى، آتش ضعیف دنیا عزادار حسینى را نسوزاند جاى تعجب نیست .

یزدانی

اشک بر سیدالشهدا مطهر انسان است و با گریه بر او انسان می تواند وارد محیط بلای حضرت شود. در مورد آثار و برکات اشک برامام حسین(ع) توضیحاتی بفرمایید.

یاور

یکی از افضل عبادات مستحب، که در فضیلت کم عملی این همه روایت داریم، بُکاء بر سیدالشهدا است و در روایات آثار فراوانی را بر آن ذکر کرده اند. یکی از آثار آن تطهیر است. یعنی اشک بر سیدالشهدا مطهر انسان است. در روایتی امام رضا(ع) به ریان بن شبیب به عزاداری امام حسین(ع) توصیه کردند و فرمودند: «يَا ابْنَ شَبِيبٍ إِنْ بَكَيْتَ عَلَى الْحُسَيْنِ ع حَتَّى تَصِيرَ دُمُوعُكَ‏ عَلَى‏ خَدَّيْكَ‏ غَفَرَ اللَّهُ لَكَ كُلَّ ذَنْبٍ أَذْنَبْتَهُ صَغِيراً كَانَ أَوْ كَبِيراً قَلِيلًا كَانَ أَوْ كَثِيرا» اشک بر امام حسین، بزرگ وکوچک و کم و زیاد گناه را پاک می کند.

گاهی اوقات آلودگی های ما بخاطر گناهان ظاهری ماست و گاهی ریشه گناهان، صفات رذیله ما هستند و ریشه صفات رذیله هم تولی به اولیا طاغوت و شیطان است. ریشه این گناهان، نوعی کبریایی در مقابل خداوند است. گریه بر سیدالشهدا تمام مراتب تعلقات به دنیا و غیر خدا را پاک می کند. نه فقط گناهان ظاهری را. اگر رگه های پنهانی گناه هم در اعماق وجودی مومن باشد، این اشک آنها را هم شستشو می دهد.

شریف

یکی از ساده‌ترین راه‌های سنجش ایمان در هر لحظه و هر جا، یادِ امام حسین (علیه السلام) و مظلومیت ایشان است. اگر حالت حزن و اندوه و اشک بر انسان مستولی شد، نشانی از وجود رگه‌هایی از ایمان است و الّا … همچنان كه در روایتی وارد شده است؛ روزی پیامبر (صلي الله عليه و آله) به امام حسین (علیه السلام) که روبرویشان بود، نگاهی کردند و ایشان را نزد خود نشاندند و فرمودند:
« إِنَّ لِقَتْلِ الْحُسَيْنِ حَرَارَةً فِي قُلُوبِ الْمُؤْمِنِينَ لَا تَبْرُدُ أَبَداً؛ همانا برای کشته شدن حسین حرارتی است در دل‌های مؤمنین که هرگز سرد نخواهد شد.»

محمد رضا

شهيد مطهرى: «گريه بر شهيد، شركت در حماسه او و هماهنگى با روح او و موافقت با نشاط او و حركت اوست… امام حسين‌ علیه السلام به واسطه شخصيت عاليقدرش، به واسطه شهادت‌ قهرمانانه‌اش، مالك قلب ها و احساسات صدها ميليون انسان است. اگر كسانى كه بر اين ‌مخزن عظيم و گرانقدر احساسى و روحى گمارده شدند، يعنى سخنرانان مذهبى، بتوانند از اين مخزن عظيم در جهت هم شكل كردن و همرنگ كردن و هم احساس كردن روح ها با روح عظيم حسينى بهره‌بردارى صحيح كنند، جهانى اصلاح خواهد شد»
شهید مطهری هم با حاج فردوسی موافق هستند

محمد

با سلام و درود بر رهبر معنویمان حاج فردوسی همانطور که حاج فردوسی فرمودند گریه بر سید الشهدا ثواب زیادی دارد که در این احادیث به چشم میخورد
دستور امامان به گريستن بر امام حسين‌ علیه السلام بسيار اكيد است. امام رضا علیه السلام به ريان بن‌ شبيب در حديث مفصلى فرمود: «يابن شبيب! ان كنت باكيا لشى‌ء فابك للحسين بن على بن ‌ابى طالب فانه ذبح كما يذبح الكبش…».[۶] اگر بر چيزى گريه مى‌كنى، بر حسين بن على گريه‌ كن كه او را همچون گوسفند، سر بريدند.

در حديث ديگرى فرموده است: «محرم، ماهى‌ است كه مردم دوره جاهليت جنگ در آن را ناروا مى‌دانستند ولى در اين ماه دشمنان، خون ما را بناحق ريختند و هتك حرمت ما نمودند و فرزندان و بانوان ما را به اسارت ‌گرفتند و به خيمه‌هاى ما آتش زدند و غارت كردند و در كار ما، براى رسول خدا هيچ‌ حرمتى را رعايت نكردند. روز حسين (عاشورا) پلك هاى ما را مجروح و اشگهايمان را جارى كرد و ما از سرزمين كربلا، گرفتارى و رنج به ميراث برديم. پس بايد بر كسى‌ همچون حسين، گريه‌كنندگان بگريند كه گريه بر او گناهان بزرگ را هم فرو مى‌ريزد».[۷]

خود امام حسين‌ علیه السلام فرموده است: «انا قتيل العبرة، لايذكرنى مؤمن الا بكى‌»،[۸] من ‌كشته اشكم، هيچ مؤمنى مرا ياد نمى‌كند مگر آن كه (به خاطر مصيبت هايم) مى‌گريد.

امام ‌سجاد علیه السلام بيست ‌سال بر امام حسين عليه السلام گريست و هرگز طعامى پيش او نمى‌گذاشتند مگر آن كه گريه مى‌كرد.[۹]

به فرموده امام صادق‌ علیه السلام: هر ناله و گريه‌اى ناپسند و مكروه است، مگر ناليدن و گريستن بر حسين عليه السلام: «كل الجزع والبكاء مكروه ‌سوى الجزع والبكاء على الحسين‌».[۱۰] هم گريستن، هم گرياندن، هم خود را شبيه گريه‌كنندگان درآوردن (تباكى) پسنديده‌ است و اجر دارد. اين همه فضيلت كه براى گريه بر حسين‌ علیه السلام بيان شده و اين كه اشك ‌چشم، آتش دوزخ را فرو مى‌نشاند و غمگين شدن در سوگ شهيدان كربلا ايمنى از عذاب‌ است، در صورتى است كه گناه و فسق و آلودگى انسان در حدى نباشد كه مانع رسيدن اين‌ فيض الهى گردد. اشگى كه مبين پيوند عاطفى و رابطه مكتبى و اتصال روحى با راه و فكرو خط ائمه و سيدالشهداست، حتما زمينه‌ساز پرهيز از گناه مى‌گردد.

یاسین

گريستن بر ابا عبدالله الحسين‌ علیه السلام ثواب بسيار دارد.فرشتگان، پيامبران، زمين و آسمان، حيوانات صحرا و دريا هم بر عزاى حسين‌ علیه السلام گريسته‌اند.

اشگ ريختن، نشانه پيوند قلبى با اهل بيت و سیدالشهدا علیه السلام است. اشك، دل را سيراب مى‌كند، عطش روح را برطرف مى‌سازد و حاصل محبتى است كه نسبت به‌ اهل بيت ‌حاصل مى‌شود. همدلى و هماهنگى روحى با ائمه، ايجاب مى‌كند كه در شادى ‌آنان شاد و در غمشان محزون باشيم. اين نشان شيعه است كه‌ «يفرحون بفرحنا و يحزنون‌ لحزننا…» قلبى كه مهر حسين‌ علیه السلام را داشته باشد، بى شك به ياد مظلوميت و شهادت او مى‌گريد. اشك، زبان دل و شاهد عشق است.
و مشاهده میکنیم که منهاح فردوسیان این گونه هستند

پری

سلاام حدیثی در ارتباط با اشک ریختن در مجلس امام حسین امام صادق (ع) فرمودند: «مَنْ ذُکِرَ الْحُسَیْنُ علیه‌السلام عِنْدَهُ، فَخَرَجَ مِنْ عَیْنِهِ [عَیْنَیْهِ‏] مِنَ الدُّمُوعِ مِقْدَارُ جَنَاحِ ذُبَابٍ کَانَ ثَوَابُهُ عَلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ لَمْ یَرْضَ لَهُ بِدُونِ الْجَنَّهِ؛ کسى که یادى از حضرت حسین بن على (ع) نزدش بشود و از چشمش به مقدار بال مگسی اشک خارج شود، اجر او بر خدا است و حق‌تعالی به کمتر از بهشت براى او راضى نیست».

توضیحات: در این روایت به صراحت بیان شده که اگر مقدار اشکِ انسان برای امام حسین (ع) آن‌قدر کم باشد که حتی به اندازه بال مگسی باشد، آن‌قدر نزد خدای متعال ارزشمند است که پاداش آن چیزی کمتر از بهشت نمی‌تواند باشد.

مینا

امام صادق (ع) فرمودند: «مَنْ ذُکِرْنَا عِنْدَهُ فَفَاضَتْ عَیْنَاهُ وَ لَوْ مِثْلَ جَنَاحِ بَعُوضَهٍ [الذُّبَابِ‏] غُفِرَ لَهُ ذُنُوبُهُ وَ لَوْ کَانَتْ مِثْلَ زَبَدِ الْبَحْرِ؛ کسى که نام ما اهل‌بیت (ع) نزد او برده شود و از چشمانش اشک بیاید، اگرچه به‌قدر بال پشه (مگس) باشد، گناهانش آمرزیده شود، حتی اگر آن گناهان به اندازه کف روى دریاها باشد».

توضیحات: در این روایت نیز تصریح شده که اگر کسی برای ائمه اطهار (ع) به مقدار بسیار اندکی حتی در حدّ بال مگس یا پشه، اشک بریزد، خداوند گناهان آن بنده را حتی اگر آن‌قدر زیاد بوده که به وسعت کف روی کل دریاها باشد، می‌آمرزد.

سارا

امام علی بن الحسین (ع) فرمودند: «مَنْ قَطَرَتْ عَیْنَاهُ فِینَا قَطْرَهً وَ دَمَعَتْ عَیْنَاهُ فِینَا دَمْعَهً بَوَّأَهُ اللَّهُ بِهَا فِی الْجَنَّهِ غُرَفاً یَسْکُنُهَا أَحْقَاباً وَ أَحْقَاباً؛ کسى که از دو چشمش قطره‏اى اشک در راه ما بیاید، خداوند متعال در بهشت خانه‌ای به او عطا فرماید که روزگارها در آن ساکن گردد».

توضیحات: مقدار اشک، در این روایت نیز با لفظ «قَطْرَهً» بیان شده که مقدار اندکِ یک قطره اشکِ انسانِ محب اهل‌بیت (ع) و دل‌سوخته مصائب ایشان، این فرد را مستحق پاداشی عظیم که زندگی در خانه بهشتی است، می‌کند.

لادن

محمد بن أبی عماره الکوفی می‌گوید: از امام جعفر صادق (ع) شنیدم که می‌فرمودند: «من دمعت عینه فینا دمعهً لدم سفک لنا أو حق لنا نقصناه أو عرض انتهک لنا أو لأحد من شیعتنا بوأه الله تعالى بها فی الجنه حقبا؛ کسى که براى خونى که از ما ریخته شده، یا حقى که از ما پامال شده، یا آبروئى که از ما از بین رفته، یا براى یکى از شیعیان ما چشمش یک قطره اشک بریزد خداى رئوف او را سال‏هاى متمادى در بهشت جاى خواهد داد».[۴]

توضیحات: در روایت چهارم نیز کلمه «دمعهً» نشان می‌دهد که مقدار اندکِ «یک قطره اشک» برای اهل‌بیت (ع)، می‌تواند انسان را سزاوار بهره‌مندی از نعمت زندگی در بهشت کند.

fa فارسی
X