۲۲ اسفند

مناجات شبانه

کلیپ زیبا از آسمان شب و ستارگان کهکشان با تصویر نماز و دعای «حاج فردوسی» رهبر معنوی مشتاقان کمال و سعادت و مؤلف نظام جامع تربیتی منهاج فردوسیان.

 

تذکر:

«کانون عاشقان حاج فردوسی» مجموعه‌ای از علاقه‌مندان به شخص ایشان است که خط مشی مستقلی از «دفتر مرکزی منهاج فردوسیان» دارند. در پی تقاضای انتشار تولیداتشان در سایت رسمی معظمٌ له و موافقت اجمالی ایشان، کلیپ‌هایی که بدون موسیقی باشند، باز نشر می‌گردد.

برای مشاهده تمام تولیدات «کانون عاشقان حاج فردوسی» به نشانی‌های زیر، مراجعه فرمایید.

آپارات / اینستاگرام  / تویتر  / یوتیوب  / کلوب

کلمات کلیدی: , , ,

127
دیدگاهتان در باره‌ی مطلب بالا را بنویسید

 
 
 
59 نویسندگان
68 پاسخ‌ها
1 دنبال کنندگان
 
مرتب کردن بر اساس بیشترین بازخورد
مرتب کردن بر اساس داغ‌ترین دیدگاه
9 نویسندگان برتر
  مشترک شوید  
جدیدترین نظرات قدیمی‌ترین نظرات نظرات با امتیاز بالا
اشتراک برای:
نادری

با سلام من دانشجو هستم و طرفدار حاج فردوسی در خوابگاه زندگی می کنم ودوست دارم نماز شب بخوانم ولی سحر وقبل نماز صبح نمیتوانم بیدار شوم لذا این فکر به ذهنم رسیدکه ساعت ۱۲ شب نماز بخوانم وبخوابم در خوابگاه هم جای خلوتی پیدا نمیشود که نماز بخوانم اگر در اتاقمان بخوانم که ۲-۳ نفریم می ترسم ریا بشود ویا…لطف کنید راهنمایی بفر مایید وهمچنین از ترس عجب هم نماز شب نمی خانم آیا این درست است ؟

شفیعی راد

سلام از اینکه به فکرخواندن نماز شب هستید ، جای تشکر وقدر شناسی را دارد ، خدا را شاکریم براینکه جوانان عزیز ما اشتیاق به نماز شب دارند ، یکى از امورى که باید همه مسلمانان مورد عنایت قرار دهند، سحرخیزى و تهجّد و راز و نیاز سحرگاهان است .

همایون

در قرآن کریم بیش از ده مورد، این مسأ له یاد شده و با عباراتِ گوناگون از سحرخیزان و شب زنده داران ، تجلیل و تمجید شده است .
((تَتَجافى جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمضاجِعِ یَدْعُونَ رَبَّهُمْ خَوْفاً وَ طَمَعاً وَ مِمّا رَزَقْناهُمْ یُنْفِقُونَ، فَلا تَعَلَمُ نَفْسٌ ما أُخْفِیَ لَهُمْ مِنْ قُرَّهِ أَعْیُنٍ جَزاءً بِما کانُوا یَعْلَمُونَ)).( سوره سجده: آیه ۱۶ و ۱۷.)پهلوهاى آنان از بسترها، تهى مى شود و از جایگاه خودشان بر مى خیزند و پروردگارشان را از روى بیم و امید مى خوانند و از آنچه به آنان داده ایم انفاق مى کنند، کسى نمى داند که به پاداش اعمال آنها چه چیزهایى که باعث چشم روشنى است ، براى آنها ذخیره شده است .

مرتضی

روایات در فضیلت نماز شب و مذمّت و نکوهش تارکان آن بنا به گفته عارف واصل مرحوم حاج میرزا جواد ملکى (ره ) در کتاب ((اسرار الصّلوه )) به حدّ تواتر رسیده است .
امام صادق علیه السلام مى فرماید:
((لَیْسَ مِنْ شِیْعَتِنا مَنْ لَمْ یُصَلِّ صَلوه اللّیل )) کسى که نماز شب نمى خواند، از شیعیان ما نیست )). (اسرار الصلوه : ۲۸۹.) شب مردان خدا روز جهان افروزست روشنان را به حقیقت شب ظلمانى نیست مرحوم ملکى مى فرماید: استادم [ملا حسینقلى همدانى ] به من فرمود: ((فقط متهجّدین هستند که به مقاماتى نائل مى گردند و غیر آنان به هیچ جایى نخواهند رسید)).

نوری پناه

علاّمه طباطبائى رحمه الله علیه مى فرماید:
چون به نجف اشرف براى تحصیل مشرّف شدم ، از نقطه نظر قرابت و خویشاوندى و رحمیّت گاهگاهى به محضر مرحوم قاضى شرفیاب مى شدم ، تا یک روز درِ مدرسه اى ایستاده بودم که مرحوم قاضى از آنجا عبور مى کردند، چون به من رسیدند دستِ خود را روى شانه من گذاردند و گفتند: ((اى فرزند! دنیا مى خواهى نماز شب بخوان و آخرت مى خواهى نماز شب بخوان )). این سخن آنقدر در من اثر کرد که از آن زمان به بعد تا زمانى که به ایران مراجعت کردم ، پنج سال تمام ، در محضر قاضى روز و شب به سر مى بردم و آنى از ادراک فیض ایشان دریغ نمى کردم و از آن وقتى که به وطن بازگشتم تا وقت رحلت استاد، پیوسته روابط ما برقرار بود و مرحوم قاضى طبق روابط استاد و شاگردى ، دستوراتى مى دادند و مکاتبات از طرفین برقرار بود.

امیر علی

شب که عبارت است از نیمه غروب تا طلوع آفتاب بیش از نیم ساعت از نیمه شب شرعى گذشته است .- افضل آن است که نماز شب به هنگام سحر خوانده شود و هنگام سحر عبارت است از یک سوم آخر شب و هر قدر به صبح نزدیکتر باشد افضل خواهد بود. – شخص مسافر مى تواند نماز شب را پیش از نیمه بخواند.- جوانى که مى ترسد بخواب بماند و نماز شب از او فوت شود مى تواند نماز شب را پیش از نیمه شب بخواند. همه کسانى که براى خواندن نماز شب بعد از نیمه شب عذرى دارند مانند پیرمردان و یا کسى که از سرد شدن هوا مى ترسد و یا از جنب شدن در خواب مى ترسد و مانند اینها مى توانند نماز شب را قبل از نیمه شب بخوانند.

عباس

سلام امام صادق علیه السلام در این موردی که گفتین فرمود: اگر بیم دارى که پایان شب برنخیزى یا سرما و مشکل دیگرى مانع نماز شبت خواهد شد، نماز شب و ((وتر)) را در اوّل شب بخوان .- در مواردى که تقدیم نماز شب جایز است سزاوار است که نیّت اداء نکند بلکه به نیّت (تعجیل ) و جلو انداختن بخواند.- اگر نماز شب از کسى فوت شد مى تواند قضاى آن را در روز به جا بیاورد. ((مفضّل )) مى گوید: به امام صادق علیه السلام عرض کردم : فدایت شوم ؛ من گاهى به خواندن نماز شب موفّق نمى شوم ، آیا اجازه مى فرمائید پس از خواندن نماز صبح پیش از آنکه آفتاب طلوع کند قضاى نماز شب را بخوانم ؟ فرمود: آرى ؛ امّا اهل خانه ات را از این کار با خبر مکن زیرا آنان هم از تو یاد مى گیرند و این کار را سنّت قرار مى دهند.

علی عبادی

سلام باید عرض کنم که قضاى نماز شب را فضیلت بسیار است چنانچه در تفسیر على بن ابراهیم از امام صادق علیه السلام روایت مى کند که : شخصى به آن حضرت عرض کرد: فدایت شوم چه بسا که اتّفاق مى افتد که یک ماه و دو ماه و سه ماه نماز شب از من فوت مى شود و من آن را به روز قضا مى کنم ، آیا این کار جایز است ؟ فرمود: به خدا قسم این کار مایه روشنى چشم تو است و اینجمله را سه بار تکرار کرد.

اصغر

سلام عزیزان اگر مشغول نماز شب شد و صبح طلوع کرد اگر چهار رکعت از نماز شب را خوانده است که صبح شد بقیه نماز شب را به طور مخفف و بدون مستحبات مى خواند و اگر هنوز چهار رکعت از نماز شب نخوانده صبح شد همان دو رکعتى را که شروع کرده تمام مى کند و پس از آن دو رکعت نافله صبح را مى خواند و سپس دو رکعت نماز صبح واجب را مى خواند و پس از آن باقیمانده نماز شب را قضا مى کند و اگر اصلاً به نماز شب شروع نکرده صبح طلوع کرد دو رکعت نافله صبح را اوّل مى خواند و پس از آن نماز صبح را و پس از آن قضاى نماز شب را به جا مى آورد.

الیاس

سلام در این مورد از نظر بنده از اینکه مراقبت کنید که مبادا ریا شود ، ویااینکه دچار عجب شوید بسیار خوب است ،ولی این مراقبت نباید مارا از انجام عمل، باز بدارد ، دراین صورت بدانیم که این ها وساوس شیطان است و برای اینکه ما از اصل عمل باز بمانیم، چنین شبهاتی را در ذهن ما می اندازد.

سامان

سلام به همه ی عزیزان …دوستان من خیلی دوست دارم نماز شب بیدار شوم اما این کار اراده ی قوی میخواهد که من اصلا آن را ندارم چیکار کنم خواهشا راهنماییم کنید …با تشکر

دارایی

برای سوال شما چند مطلب می گویم که آن را انجام دهید انشالله تعالی وه موفق باشید اول گاه اول در موفق شدن در انجام کاری پی بردن به اهمیت و ضرورت و آثار و برکات آن در ابعاد مختلف زندگی فردی و اجتماعی و زندگی اخروی است . دوم مطالعه فضایل و ثواب های بی نظیری که برای نماز شب در قرآن و روایات بیان شده بی شک عاملی مهم در ایجاد انگیزه برای بر پا داشتن این عبادت بزرگ و سعادت بخش است سوم برای توفیق در نماز شب باید مقدمات و زمینه تحقق و اجرای ان را فراهم نمود . زود خوابیدن و غذای سبک خوردن و خواندن اذکار و سورها و دعاهایی که هنگام خواب وارد شده و مهم تر از همه پرهیز از گناه و حفظ پاکی و صفای نفس و داشتن اعمال صالح و نیک در طول روز از مقمات لازم برای توفیق در خواندن نماز شب است . 

دارایی

چهارم در روایات گفته شده که کسی که شب با قصد جدی خواندن نماز شب می خوابد اما خواب می ماند و موفق به خواندن آن نمی شود ثواب نماز شب را به او می دهند . طور کلی عامل عدم توفیق نماز شب دو چیز است : ۱. عوامل جسمی ; گاهی خستگی زیاد مغز و اعصاب و وضعیت مزاجی خواب را سنگین و طولانی می کند. پرخوری در شب , خود علتی دیگر برای خواب طولانی و سنگین می باشد. ۲عوامل روحی:که در مورد گناه ان امام باقر(ع ) می فرمایند: «جاء رجل الی امیرالمؤمنین (ع ) فقال : انی قد حرمت الصلاه باللیل , فقال : قد قیدتک ذنوبک ; مردی به محضر حضرت علی (ع ) آمد و پرسید: من از نماز شب محروم شده ام . حضرت فرمود: گناهانت تو را مقید کرده است .»

احسان

سلام بعضی وقتا درنمازشبم اشکهایم بخودی خود جاری می شود ونماز با حالی دارم. می خواهم این حالاتم همیشگی باشد؟

مهدی

سلام به همه ی منهاجیون در مورد سوالتون داشتن حالت بکاء واشک چشم بسیار خوب است ، اما نباید هدف باشد (دربند های زیر به آن اشاره خواهیم کرد) نگاهی به نماز حضرت امام (ره) ویامقام معظم رهبری ویا بعضی از بزرگانی که در تلویزیون نمایش می دهند بینداز ؛آیانماز ایشان چه گونه بوده؟ ساده وبااخلاص . هدف ؛ بندگی وعمل به وظیفه است ، نکته بسیار مهمی که در اینجا مغفول شده ، این است که ،در روایات ، بیشترسفارش به حضور قلب شده است ، تا به گریه واشک چشم! 

مهدی

چند توصیه زیربرای رسیدن به حضور قلب در نماز، می تواند مفیدتر باشد،توجه کنید: – دقت در انجام مقدمات نماز، مانند وضوى با معنویت، انجام مستحباتى چون اذان، اقامه و… – در کتاب‏هاى حدیث آمده است: شخصى از پیامبر(ص) درخواست کرد که راهى به او بنمایاند تا حضور قلب بیشترى در نماز پیدا کند حضرت او را به شاداب گرفتن وضو فرمان دادند. – از هنگام وضو گرفتن توجه داشته باشیم که داریم برای چه کاری و حضور، نزد چه بزرگی مهیا می شویم. چند لحظه قبل از نماز نیز فکر کنیم که می خواهیم چه کاری انجام دهیم و در مقابل چه معبود و محبوبی ایستاده ایم. – گزینش مکان مناسب، دورى ازجاهاى شلوغ و پر سر و صدا و پرهیز از هر آن چه موجب انحراف توجه از خداوند شود. ادامه👇

مهدی

 گزینش وقت مناسب و تا آن جا که ممکن است اول وقت خواندن نماز.- تا حد امکان در مسجد و با جماعت نماز خواندن و دعا کردن (به ویژه در جماعاتى که بعد معنوى بیشترى دارد). – نماز را با طمأنینه خواندن و دقت در مفاهیم و معانى آن و آن را با توجه به عظمت خداوند و کوچکی خود به جا آوردن. – در نماز در حال ایستاده به مهر نگریستن و در رکوع پایین پا و در تشهّد به دامن خود نظر نمودن. – تخلیه دل از حب دنیا و امور دنیوى وآن را مالامال از عشق خدا ساختن، یکى از اولیاى خدا توصیه‏ نموده‏اند که مدتى قبل از شروع نماز حداقل ۱۵ دقیقه به حسابرسی و تخلیه درون بپردازید و به صورت ارادی عوامل پریشانی خاطر را تعدیل بخشید. با گفتن ذکر های مستحبی و دعاهای افتتاح نماز و استغفار خود را براى نماز مهیا سازید. ادامه دارد…

مهدی

– به جا آوردن نوافل ،خصوصا نماز شب، نافله صبح ونافله مغرب، ازبزرگان نقل شده که نوافل برای تکمیل نواقص نمازهای واجب است .
– باید علاوه بر توجه به معانی نماز به فلسفه اعمال نماز نیز توجه کرد. به عنوان مثال: امام صادق -علیه السلام- در مورد تکبیره الاحرام فرمود:« چون تکبیر گویی در برابر کبریاء حق، هر آن چه را که در میان آسمان بلند و زمین خاکی است کوچک بدان… ». – توجه به عظمت و هیبت پروردگار و فقر و فاقه خود. روشن است اگر آدمى بداند با چه بزرگى روبرو است و خود در مقابل او هیچ بلکه عین احتیاج و فقر و فاقه است، با تمام وجود و ذهن و اندیشه خاضع خواهد گردید. ادامه دارد…

مهدی

– در سخنی از امیرالمؤمنین -علیه السلام- آمده که: « سجده اول یعنی من از خاک هستم. سر برداشتن از سجده اول یعنی من از خاک برآمده ام. سجده دوم یعنی من به خاک باز می گردم و سر برداشتن از آن یعنی دوباره برای قیامت سر از خاک بر می دارم». اگر مدتی نماز را به همین صورت بخوانید هم نگاهتان به دنیا و سختی های آن تغییر خواهد کرد، و نیز از جهت روحی رشد خاصی خواهید نمود.
– «انس به دنیای مذموم با حضور قلب نمی سازد» باید انسان انسش به دنیا کم شود. وقتی به نماز می ایستد، ذهن و دلش کاملا در اختیارش باشد و به سمت دنیا نرود. منتهی باید توجه داشته باشد که رسیدن به توحید ، مستلزم تلاش فراوان و برنامه ریزی و عمل است. با مشغله فکری و کاری ، امکان حضور قلب کامل بسیار کم است.  ادامه 👇

مهدی

– کسی که عاشق خدای متعال و پرستش او است در نماز بیشتر از هر زمان و موقعیت دیگری حضور قلب دارد ، شناخت هر چه بیشتر و حقیقی تر خدای متعال و رابطه با او از طریق دعا، مناجات و اظهار محبت به او و در مقابل کم کردن مشغله های دنیوی در بیشتر شدن حضور قلب تأثیر بالایی دارد.
– یکى از شاگردان علامه طباطبایى(ره) از نداشتن خشوع در نماز و عدم حضور قلب رنج مى‏برد. به خدمت علامه(ره) رسید و راهکارى خواست. ایشان نخست از پاسخ خوددارى کردند، پس از چند بار اصرار، ایشان فرمودند: «شما نمى‏توانى!» شاگرد گفت: آقا شما بفرمایید حداقل اگر کسى پرسید به او بگویم.علامه(ره) فرمودند: «فکر در نماز دنباله افکار شبانه‏روز است. کسى که صبح تا ظهر به یاد خدا نبوده نمى‏تواند هنگام نماز یاد خدا را استمرار دهد». ادامه دارد ..

مهدی

– محیط اطراف خود را به گونه ای تغییر دهید که شما را در این مهم( یاد خدا) یاری رساند. با یک برنامه‏ریزى مناسب به کارهاى شخصى، درسى و روابط خوب با دیگران بپردازید، و به همه کارهاى روزانه خود رنگ خدایى بدهید و پیش خود بگویید: «خدایا من در خوابگاه و کلاس و در طول روز آن چه تو دوست‏دارى انجام مى‏دهم. تو هم قلب مرا از محبت خود پر گردان و نگرانى آینده را از دل من بر گردان». چنین رازگویى و نیازخواهى صادقانه با خدا دریچه‏اى از نور و عرفان به سوى انسان مى‏گشاید. و تداوم این عهد و پیمان، مشکلات را یکى پس از دیگرى برطرف مى‏سازد.شناسائی کنید، آیا فکری و اتفاقی دل مشغولی برای شما ایجاد نکرده است …
ممنونم از حاج فردوسی رهبر معنوی و گرانقدرم یا حق

محمدیان

سلام …۱- آیا نماز شب علاوه بر زیادتی در کسب معارف الهی در علوم طبیعی و زیستی و دانشگاهی با نیت شناخت صفات و مظاهر الهی ودرک عمیق وحدت وجود عالم هستی می تواند نافع واثر گذارباشد و اثراتی که در بالا از بزرگان اشاره کردم را از انجام این عمل انشاءالله امیدوار باشم؟ ۲- با توجه به فرمایش آیت الله العظمی بهجت(ره)خواندن نماز شب چه طور می تونه بدون تلاش به تنهایی زندگی آینده انسان رو تامین کنه؟

محمد صادق

سلام راجب این سوال شما باید به چند مورد اشاره کنم ۱. عباداتی که خداوند بر انسان واجب نموده و یا به صورت مستحبی به اختیار انسان گذاشته است، دارای مصالح و منافعی حکیمانه است؛ زیرا خدا حکیم است و از حکیم، عمل بدون حکمت صادر نمی شود. ۲. برای انسان که با عالم طبیعت و مادیات مأنوس است، حکمت مادی یا معنوی برخی عبادات کشف گردیده و برخی نیز همچنان نامکشوف مانده است.۳. از جمله عباداتی که حکمت مادی آنها برای ما چندان مشخص نشده، نماز است و فرقی نیز بین نماز واجب و نماز مستحبی نیست.
ادامه مطلب در پایین 👇

محمد رضا

۴. در مورد حکمت مادی نماز و مقدمات آن مانند وضو مطالبی بیان گردیده، از جمله در مورد وضو ذکر کرده اند که قسمت هایی که مورد شستشو و مسح قرار می گیرد، بیشترین گیرنده های حسی در آدمک قشر مغز دارند. و بنابراین در اثر شستشو به ویژه با آب سرد (که مستحب است) هوشیاری و نشاط خاصی برای فرد ایجاد می شود و این کار حداقل سه نوبت در روز تکرار می شود و…

محمد صادق

و اما اخرین مورد این است که هدف اصلی انجام عباداتی مانند نماز طهارت و پاکی روح و نفس انسان است و در واقع ریاضت و ورزشی است برای نفس سرکش انسان تا بتوان آن را آهسته آهسته رام و در مقابل خداوند متعال متواضع و فرمانبردار نمود. به بیان دیگر می توان گفت عباداتی مانند نماز وسیله ای هستند برای درمان بیماریهای روحی انسان که طبیب عالم هستی (خداوند متعال) آنها را برای انسان نسخه پیچی نموده است. 

محمد حسین

سلام در مورد این سوال شما من هم باید نکته را عرض کنم دوستان کدام متخصص را می شناسید که حسادت انسان را تشخیص و نسخه درمان قطعی برای آن بدهد و… در اینگونه موارد است که انسان به فواید پزشکی معنوی نماز و سایر عبادات پی می برد. اینجاست که قرآن می فرماید: «ان الصلاه تنهی عن الفحشاء و المنکر» یعنی فایده اصلی نماز این است که انسان را از امور زشت و ناشایست دور می کند. و آرامش روحی و روانی چنین انسانی قابل مقایسه با افراد بی نماز نیست. این است که می بینیم در جوامع مسلمان و معتقد و بخصوص در بین علماء بزرگوار تنش ها و استرس های زندگی حداقل آثار را به دنبال دارد.

شاهین

سلام دوستان این مورد را هم من باید بگویم که نماز در بهداشت و سلامت روحی روانی انسان مهمترین اثر را دارد و امروزه که یکی از بزرگترین مشکلات دنیای غرب بیماریهای روحی، افسردگی ها، اضطراب ها، خودکشی ها و… است؛ در جوامع معتقد و مسلمان شدت این مشکلات بسیار کمتر و در مواردی اصلا قابل مقایسه با غرب نیست. 

حسنی پناه

سلام البته باید این هم بگویم که در مورد نماز شب این اثر بهداشت روحی روانی در اوج قرار دارد و انسان را در برابر مشکلات چنان نیرومند می سازد که یک تنه در مقابل دنیای استکبار می ایستد و براحتی می گوید: «آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند» و یا در جای دیگر حضرت امام (رحمهالله علیه) فرمودند: «والله در عمرم یکبار نترسیدم» و باز فرمودند: «آن شبی که مرا در سال ۴۲ با ماشین به تهران می بردند، مأموران نظامی شاه که در ماشین همراه من بودند از من می ترسیدند و من ترسی از آنها نداشتم» 

مجتبی

سلام دوستان از نظر بنده انسان وقتی با حضرت حق –که قدرت مطلق است- انس می گیرد و اهل نماز شب –که یکی از بهترین مصادیق انس با حق است- می شود، کم کم از آلودگی ها و رذایل اخلاقی پاک می شود و در اثر ارتباط با خداوند، در درون خود، احساس نیرو و انرژی فوق نیروهای دیگر می کند و این احساس توان و قدرت، در تمام زندگی او اثر می گذارد و ظرف وجود او را برای دریافت علوم الهی و دیگر علوم، آماده می کند؛ زیرا جایگاه علوم الهی، دل با صفا و بدور از آلودگی ها است و خواندن نماز شب و تداوم در آن، دل انسان را مصفا می کند.

دانیال

سلام در مورد سوال دوست خوبم باید عرض کنم عبادات –از جمله خواندن نماز شب- به وقت انسان، برکتی ویژه می دهد. آیت الله بهجت (رضوان الله تعالی علیه) معتقد بودند که عبادات، ممد مطالعات اند. ایشان می فرمودند: عبادت، زمان مطالعه را به یک پنجم تقلیل می دهد. (فقدان عشق/ ویژه نامه دومین سالگرد ارتحال ملکوتی عارف واصل حضرت آیت الله بهجت قدس سره/ ص۱۱)

میری

سلام تداوم در عبادات و بویژه نماز شب –به شرطی که همراه با ترک محرمات و عمل به واجبات باشد- کم کم انسان را از کثرات ماده جدا نموده، به وحدت وجود می رساند.  و در ادامه باید بدانیم بطور کلی خواندن نماز شب در تمام امور زندگی انسان، مؤثر است؛ حتی در جذب قلوب! زنی نزد امام صادق (علیه السلام) رفت و عرض کرد: همسرم مرا دوست ندارد؛ حضرت فرمود: برو نماز شب بخوان؛ آن زن پس از مدتی آمد و عرض کرد: شوهرم الآن بگونه ای شده که مرا از همه بیشتر دوست دارد (به مضمون حدیث اشاره شد).

ساسان درچه

سلام در مورد پرسش دوم شما دوست خوبم این موضوع حائز اهمیت است ببین کسی که نماز شب می خواند، اقتضائش این است که رزق و روزی انسان زیاد می شود؛ ولی ممکن است برخی امور، مانع این اقتضا شود. مثلاً اقتضای آتش این است که اشیاء را می سوزاند؛ ولی اگر پارچه ای خیس باشد، نمی سوزد؛ لذا خیس بودن پارچه، مانع سوزندگی آتش است. اقتضای نماز شب نیز این است که رزق انسان زیاد می شود؛ ولی عدم تلاش و تنبلی و سستی، مانع اثرگذاری نماز شب است. در سیره ی انبیاء الهی و ائمه ی اطهار (علیهم السلام) نیز چنین دیده شده که آن ها شب و روز خود را به چند بخش تقسیم می کردند؛ بخشی از آن را به کار و تلاش می پرداختند. 

محمد امین

طبق گفته های شما بنابراین اسلام یک مجموعه است و باید به همه ی دستورات آن عمل نمود. خصوصیات مردان خدا اینچنین است که آن ها در روز اهل کار و تلاش اند و در شب اهل عبادت و تهجد. امام علی علیه السلام می فرمایند: «العمل شعار المؤمن» کار، شعار مؤمن است (میزان الحکمیه/ ج۹/ ح۱۴۲۶۴).

حامد

سلام اگر می شود کسی از عزیزان منهاجی در مورد کیفیت نماز شب برای بنده توضیح دهد با تشکر از همه ی دوستان

حسن

نماز شب مجموعا یازده رکعت است که ده رکعت آن به صورت پنج نماز دو رکعتی خوانده می شود. هشت رکعت اول را به نیت نافله شب می خوانند و دو رکعت بعد را به نیت نماز (شفع ) و یک رکعت آن را به نیت نماز (وتر). افضل آن است که نماز شب به هنگام سحر خوانده شود و هنگام سحر عبارت است از یک سوم آخر شب و هر قدر به صبح نزدیک تر باشد افضل خواهد بود. البته می تواند به همین مقدار بسنده کند و به مثل نماز صبح این یازده رکعت را به جا آورد ولکن عاشقان و سالکان طریق دوست هیچ گاه به این مقدار بسنده نمیکنند و مستحبات آن را هم به جا می آورند. چون ذکر تمام مستحبات مقدور نیست به بیان مستحبات ۳ رکعت آخر نماز شب (نماز شفع و وتر) اکتفا می کنیم  ادامه …👇

حسن

در نماز شفع در رکعت اول حمد و سوره ناس و در رکعت دوم حمد و سوره فلق بخواند و بعد از فراغ از نماز شفع خواندن دعای «الهی تعرض لک فی هذا اللیل المتعرضون …» مستحب است که در مفاتیح در اعمال شب نیمه شعبان مذکور است و بعد نماز وتر را شروع می کند و بعد از حمد سه مرتبه سوره توحید و سوره های ناس و فلق هر کدام یک مرتبه می خواند و قنوت می گیرد و هر دعایی که دوست دارد می خواند و مستحب است که انسان در قنوت آن از خوف خدا گریه کند و اگر گریه اش نیاید تباکی کند; یعنی , انسان حالت گریه را به خود بگیرد و مستحب است که دعا برای برادران مؤمن خود کند و مستحب است که چهل نفر را نام ببرد که کسی که برای چهل مؤمن دعا کند دعایش مستجاب می شود ادامه دارد….

حسن

سزاوار است که هفتاد مرتبه «استغفرالله و اتوب الیه» بگوید و سزاوار است که دست چپ را به دعا بلند کند و استغفار را به دست راست بشمارد و بعد از استغفار از حضرت رسول (ص ) روایت شده که هفت مرتبه می خوانده است «هذا مقام العائذ بک من النار» و حضرت امام سجاد(ع ) در نماز وتر سیصد مرتبه «العفو» می گفته است و البته مستحبات دیگری هم هست که در صورت امکان به کتاب «شمع سحر» نوشته سید احمد فهری و یا مفاتیح الجنان مراجعه کنید. و اما نتایج دنیوی و اخروی نماز شب که از روایات استفاده می شود: نماز شب باعث صحت بدن و کفاره گناهان روز و برطرف کننده وحشت قبر است. یا حق

حسن

در ادامه باید بگویم که وقت نماز شب از نصف شب تا هنگام فجر دوم یعنی وقت نماز صبح ادامه دارد و در این فاصله هر وقت بخوانند اشکال ندارد گرچه گفته اند هر چه به نماز صبح یعنی فجر نزدیک باشد بهتر است و برای جوان ها و کسانی که می ترسند خواب بمانند می توانند آخر شب قبل از خواب نماز شب را بخوانند بلی اگر ان هم ممکن نشد می توانند در بین روز هر وقت توانستند قضای آن را بخوانند. یا علی مدد

حسین

سلام به همه عزیزان باید در این مورد ودر ادامه ی سخنان دوست خوبم بگویم که در واقع اصل نماز شب همان یازده رکعت است و قنوت از آداب نماز مى‏باشد و حتى در نمازهاى واجب نیز مستحب است. بنابراین اگر کسى آن را به جا آورد فضیلت آن را درک کرده و اگر به جا نیاورد، به نماز شب او نقصى وارد نشده است. حال طلب مغفرت براى چهل مؤمن و یا سیصد مرتبه «العفو» و … همه از آداب نماز شب محسوب مى‏شوند نه از اصل آن. مقصود از چهل مؤمن نیز چهل مسلمان است نه مؤمن کامل، و اگر کمتر و یا بیشتر نیز شد اشکالى ندارد. 

کسرا

دوستان در مورد شب زنده داری میخواهم داستان عجیبی برایتان بگویم از شیخ نصر الله خلخالی نقل شده است قبل از اینکه به نجف مشرف بشوم فردی را در قم دیدم که به نجف رفته بود و امام را ملاقات کرده و نقل می کرد که ما وقتی به نجف رسیدیم به منزل امام زیادتر تردد می کردیم. برنامه همیشگی امام این بود که دو و نیم ساعت پس از مغرب به بیرونی منزل می آمدند تا کسانی که می خواستند ایشان را زیارت کنند یا کاری داشتند خدمتشان برسند و بعد به حرم مشرف می شدند که درست سه ساعت پس از مغرب بود، این امر همیشگی بود مگر اینکه حادثه ای پیش می آمد. یک شب امام بر اثر کسالت نتوانستند به حرم مشرف شوند حالشان خوب نبود و تب زیادی داشتند. هر چه گشتند نتوانستند دکتری را پیدا کنند. تا ساعت دو نیمه شب دکتری پیدا شد و از او خواهش کردند که بیاید امام را معاینه کند. در این ساعت وارد منزل امام که شدیم حدس می زدیم به دلیل کسالت در بستر خوابیده باشند ولی وقتی در زدیم و وارد اطاق شدیم مشاهده کردیم که امام با آن تبی که داشتند روی سجاده نشسته اند و نماز شب می خوانند . 

رسول

دوستان در مورد شب زنده داری باید بگویم که نقل است قبل از سال ۴۱ یکی از علمای تهران نقل می کرد شبی مهمان مرحوم حاج آقا مصطفی بودم مقدار زیادی از شب را با ایشان نشستیم و بحث و صحبت علمی کردیم. تازه خوابیده بودیم یک وقت از صدای گریه و ناله ای هراسان بیدار شدم و حاج آقا مصطفی را بیدار کردم و گفتم مثل اینکه در همسایگی شما کسی مرده و برایش گریه می کنند. آقا مصطفی گوش کرده و گفت صدای گریه حاج آقایم است (ایشان امام را حاج آقا می گفت) که مشغول نماز شب و گریه و ناله به درگاه خداست

عبدالله

سلام در مورد نماز شب و شب زنده داری باید عرض کنم که خویشاوندان امام که از پانزده سالگی با ایشان بودند و می گفتند: «از پانزده سالگی ایشان که ما در خمین بودیم، آقا یک چراغ موشی کوچک می گرفتند و می رفتند به یک قسمت دیگر که هیچ کس بیدار نشود و نماز شب می خواندند.» خانم می گویند: «تا حالا نشده که من از نماز شب ایشان بیدار شوم.» چون چراغ را مطلقا روشن نمی کردند. نه چراغ اتاق را روشن می کردند، نه چراغ راهرو را و نه حتی چراغ دستشویی را. برای اینکه کسی بیدار نشود، هنگام وضوی نماز شب، یک ابر زیر شیر می گذاشتند که آب چکه نکند و صدای آن کسی را بیدار نکن

حسن زاده

سلام خدمت همه عزیزان رهبر معنوی و عزیزمان حاج فردوسی عزیز
در ادامه صحبت های شما دوست خوبم باید بگویم که امام قبل از پانزده خرداد ۴۲ بعضی شبها از منزل خارج و در باغی که در نزدیکی منزلشان بود به نماز شب مشغول می شدند. یک شب نزدیک اذان صبح که از آن محل رد می شدم، شنیدم یک نفر گریه و ناله می کند. رفتم تا به کنار دیوار منزل رسیدم. دیدم آقایی سر به سجده گذاشته و با خدای خود راز و نیاز می کند و در همان حال، اشک پهنای صورتش را پوشانده است. خجالت کشیدم که جلوتر بروم. آمدم کنار باغ ایستادم تا هنگام رفتن آن آقا او را ببینم و بفهمم کیست. وقتی بالاخره نماز او تمام شد و از جا برخاست و رفت، خوب که نگاه کردم دیدم امام است.

امیر

سلام دوستان سوالی چند وقت است ذهنم را درگیر کرده میخواستم بدونم راز کم  توفیقی نسبت به نماز شب عارفانه چیست؟

منصور

سلام بر دوست منهاجی عزیز و خوبم ببین برادر مرحوم «آیت الله بهجت»در این باره می فرماید:

«ما براى اوقات خواب خود افسوس مى ‏خوریم که چرا براى نماز شب بیدار نمى ‏شویم.

در صورتى که اوقات بیدارى را به غفلت مى ‏گذرانیم!

زیرا اگر در بیدارى، به توجّه و بندگى مشغول بودیم، توفیق بیدارى شب را نیز براى تهجّد و خواندن نافله‏ ى شب و تلاوت قرآن پیدا مى‏ کردیم

اسماعیل

در ادامه صحبت های شما باید بگویم که استاد شهید «آیت الله مطهری»، درک لذتهای معنوی همچون نماز شب عارفانه را منوط به این می داند که از لذّات مادی بکاهیم:
«اگر ما خودمان را غرق در لذات مادى دنیا کنیم، مثلا سرشب بنشینیم دور هم و شروع کنیم به گفتن و خندیدن و فرضاً غیبت هم نکنیم که حرام است، صرفاً شوخیهاى مباح بکنیم، و بعد سفره را پهن کنیم و آنقدر بخوریم که به قول طلبه‏ها حتّى‏ اذا بَلَغَ الْعِمامَهَ به عمامه برسد، نفس کشیدن برایمان دشوار شود،
 فکر و مزاج خودمان را خسته کنیم و بعد مثل یک مرده بیفتیم در رختخواب، آیا در این صورت توفیق پیدا مى‏کنیم که سحر از دو ساعت مانده به طلوع صبح بلند شویم و بعد، از عمق روح خودمان‏ یارب یارب‏ بگوییم؟ اساساً بیدار نمى‏شویم و اگر هم بیدار شویم درست مثل مستى که چند جام شراب خورده است تلوتلو مى‏خوریم. پس اگر انسان بخواهد لذتهاى معنوى و الهى را در این دنیا درک کند، چاره‏اى ندارد جز اینکه از لذتهاى مادى و جسمانى کسر کند….

ابوالفضل جزینی

سلام دوستان باید عرض کنم که امام سجاد علیه السلام در خانه نشسته بودند که کنیز حضرت عرض کرد: مولای من! عده ای در خانه آمده-اند و می گویند که از شیعیان شما هستند و اجازه ورود می خواهند. امام با شنیدن این سخن بسیار خوشحال شد و سراسیمه به سوی در حرکت کرد؛ به گونه ای که نزدیک بود با صورت بر زمین افتد. پس از سلام و احوال پرسی در چهره های آنان خوب نگریست و بدون آنکه چیزی بگوید داخل خانه برگشت و فرمود: اینان شیعیان ما نیستند. شیعه ما از آثار عبادت و بندگی در سیمایش شناخته می شود. در پیشانی اش اثر سجده پیداست و از کثرت نمازهای نیمه شب، چهره اش زرد است و هنگامی که همگان در خواب به سر می برند او غرق در راز و نیاز با معبود خود است، اما اینان چنین نیستند

رضا

دوستان ببینید از ایه کریمه «ان لک فی النهار سبحا طویلا»

دو مطلب استفاده می شود: یکی لزوم شرکت در مجامع و کارهای اجتماعی و دیگر لزوم شرکت در آن به صورت شناگری. کسی که وارد استخری می شود گاهی در گوشه ای از آن می آرمد و در این صورت او تنها خودش را خنک می کند؛ ولی اگر شنا کند، دیگران را هم از غرق نجات می دهد.

ذات اقدس خداوند به رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم می فرماید: تو در روز کارهای فراوان داری؛ زیرا آن حضرت صلی الله علیه و آله و سلم، مامور است به پرسشهای مردم پاسخ دهد و به مشکلاتشان رسیدگی کند؛ همان گونه که قرآن کریم می فرماید:
«یتلوا علیهم ایاته و یزکیهم و یعلمهم الکتاب و الحکمه» (۸)
یا می فرماید:«فاحکم بین الناس بالحق» (۹)

رحمان

سلام دوستان در مورد شب زنده داری باید عرض کنم که انسان در کارهای فراوان روزانه، شناور است و تو، به منزله سباح و غواصی هستی که در مسائل اجتماعی، شنا می کنی و شناوری در کثرت، با تنهایی سازگار نیست. برای شناوری که خود در حال عبور از این دریای ناپیدا کرانه است و همراهانی را نیز به همراه خود می برد و «جهد می کند که بگیرد غریق را» ، طبیعی است که این سباحت و شناوری شاغل فکری است. حاصل آن که معنای آیه شریفه این است که تو در روز کارهای فراوانی داری، ولی شب هنگام، مزاحمی نداری و کسب پایگاه محکم و سخن مستحکم تنها در سحر میسر است.

کریم

در حدیثی از پیامبر میخوانیم که به حضرت موسی عرضه داشتند به خدا عرض کرد: خدایا مقام قربت را خواهانم. پاسخ آمد:
«قربی لمن استیقظ لیله القدر»، قرب من، در بیداری شب قدر است. عرضه داشت: پروردگارا، رحمتت را خواستارم. پاسخ آمد: «رحمتی لمن رحم المساکین لیله القدر»،رحمت من در ترحم بر مساکین در شب قدر است.
گفت: خدایا، جواز عبور از صراط می خواهم. پاسخ آمد: «ذلک لمن تصدق بصدقه لیله القدر»، رمز عبور از صراط، صدقه در شب قدر است. عرض کرد: خدایا بهشت و نعمت های آن را می طلبم. پاسخ آمد: «ذلک لمن سبح تسبیحه فی لیله القدر»، دستیابی به آن، در گرو تسبیح گفتن در شب قدر است. عرضه داشت: پروردگارا، خواهان نجات از آتش دوزخم. پاسخ آمد: «ذلک لمن استغفر فی لیله القدر»، رمز نجات از دوزخ، استغفار در شب قدر است.

زاده ایمانیان

سلام و خسته نباشید در ادامه و تکمیل سخنان دوست خوبم باید بگویم که به باور بسیاری از مفسران، بدان دلیل شب قدر در میان شب های سال یا ماه و یا در شب های ماه رمضان نهان داشته شده که مردم کمال طلب و خداجو در تلاش برای عبادت و شب زنده داری و در پرتو آن، تزکیه جان و پاکسازی دل از زنگارهای گناه و کوشش برای آراستگی به ارزش ها و والایی ها به ره آورد ارزنده تر و موفقیت بیشتری برسند و بکوشند تا به امید درک آن شب گرانقدر، شب های بسیاری را با راز و نیاز سپری کنند

لاری

سلام خدمت دوستان منهاجی عزیز و رهبر معنوی ما حاج فردوسی … باید بدانیم که بیدار بودن شب قدر و احیای آن با دعا و نماز و قرآن، مورد سفارش پیامبر و اهل بیت آن حضرت بوده است و در میان سه شب، بر شب بیست و سوم تأکید بیشتری داشته اند. چنان که شخصی به نام جهنی از پیامبر پرسید: منزل ما از مدینه دور است، یک شب را معین کن تا به شهر بیایم. حضرت فرمود: شب بیست و سوم به مدینه داخل شو.

محمد

دوستان از اثار شب زنده داری باید بگویم در واقع کسی که تهجد کند و نماز شب را به جا آورد، به مقامات بالایی می رسد که هر خردمندی آرزوی آن را دارد. انسان در شب می تواند با ارتباط گیری و اتصال به خدا، ازالهامات و وحی الهی برخوردار شود؛ هر چند که به مقام پیامبری و رسالت تشریعی نمی رسد. از این رو بر پیامبران و نیز پیامبر گرامی(صلی الله علیه و آله و سلم)تهجد واجب بود تا امکان دریافت وحی با افزایشلطافت روحی و اتصال فراهم آید. (مزمل، آیه ۲۰؛ و نیز مجمع البیان، ج ۹-۱۰، ص ۵۷۰)

مرتضی

سلام دوستان ببینید عزیزان باید در ادامه ی صحبت های دوست خوبم عرض کنم که از دیگر آثار تهجد می توان به کسب حضور قلب (مزمل، آیه ۶)، آرامش و رضایت (طه، آیه ۱۳۰)، دستیابی به مقامات صالحان (آل عمران، آیات ۱۱۳ و ۱۱۴)، محسنان(ذاریات، آیات ۱۶ و ۱۷)، شفاعت از دیگران (طه، آیه ۱۳۰؛ اسراء، آیه ۷۹؛ و نیز مجمع البیان، ج ۵-۶، ص ۶۷۱و نیز ج ۷-۸، ص ۵۸) و مقام محمود و پسندیده (اسراء، آیه ۷۹) اشاره کرد. ودر ادامه باید دقت کرد که مقام محمود، مقامی است که خداوند آن را ستوده و ارزشمند شمرده است. پس باید مقامی بسیار بلند باشد که بیرون از دسترس هر کسی است و به سادگی هم به دست نمی آید و نیازمند تهجد با ویژگی ها و شرایط خاصی است.می دانیم که برای هر چیزی چند سطح می توان تعریف کرد؛ زیرا دارای مراتب و درجات است. به عنوان نمونه اخلاق پسندیده می تواند در دو سطح مثلا محاسن و مکارم تعریف شود. یا صراط حق می تواند صراط مستقیم یا صراط حمید باشد که صراط حمید همان صراط مستقیم با یک درجه و مرتبه برتر است.

محمد صادق

سلام به دوستان منهاجی و رهبر معنوی خودم حاج فردوسی عزیز ببینید عزیزان در ادامه ی صحبت های دوست خوبم باید بگویم که این مقام محمود نیز در میان مقاماتی چون مقام متقین، صالحین، محسنین و مانند آن از یک برجستگی بیشتری برخوردار است که خداوند نیز آن را ستوده دانسته است.

برخی ها از این مقام به مقام شفاعتی یاد می کنند که در یک درجه بالاتر در اوج و تمامیت قرار گرفته و این امکان را به شفاعت دهنده می بخشد تا هر چه می خواهد شفاعت کند تا راضی و خشنود شود. (طه، آیه ۱۳۰؛ اسراء، آیه ۷۹؛ و نیز مجمع البیان، ج۶۶-۵، ص ۶۷۱ و نیز ج۸-۷، ص۵۸)

نامی

سلام دوستان میخواهم در این مورد دو حدیث زیبا بگویم اولی از پیامبر که می فرماید:
نماز شب، موجب رضایت پروردگار، دوستی فرشتگان، سنت پیامبران، نور معرفت، ریشه ایمان، آسایش بدن ها، مایه ناراحتی شیطان، سلاحی بر ضد دشمنان، مایه اجابت دعا، قبولی اعمال و برکت در روزی است. (ارشاد القلوب، ج۱، ص۱۹۱)

و دومی از امام صادق(علیه السلام) که ایشان هم نیز در بیان آثار شب زنده داری و نماز شب می فرماید:

نماز شب، انسان را خوش سیما، خوش اخلاق و خوشبومی کند و روزی را زیاد و قرض را ادا می نماید و غم و اندوه را از بین می برد و چشم را نورانی می کند. (ثواب الاعمال، ص ۴۲)

محسن

سلام دوستان در این مورد باید بگویم که در میان شب ها، شب های ماه رمضان، در میان شب های ماه رمضان، شب قدر و در میان ساعات آن، سحرگاهان (ذاریات، آیه ۱۸؛ آل عمران، آیه ۱۷) و در میان مساجد، مساجد چهارگانه یعنی مسجدالحرام و مسجدالاقصی، مسجدالنبی(صلی الله علیه و آله و سلم) و مسجد کوفه، بهترین زمان و مکان برای تهجد و احیاء و نماز شب است؛ زیرا هر عمل در شب های قدر خود به اندازه عبادت هزار ماه می ارزد و اگر همراه با دیگر کیفیات شود، این ارزش فزونی می یابد. به گونه ای که انسان می تواند با ادراک شب قدر، ره صد ساله را یک شبه بپیماید و به مقام محمودی که خداوند وعده داده نایل شود

حامد

سلام دوستان در ادامه سخنان شما؛ امام رضا(علیه السلام) درباره ارزش اعمال در ماه رمضان نسبت به دیگر ماه های سال می فرماید:من قرا فی شهر رمضان آیه من کتاب الله کان کمن ختم القرآن فی غیره من الشهور؛ هر کس در ماه رمضان یک آیه از کتاب خدا را قرائت کند مثل این است که در ماه های دیگر تمام قرآن را بخواند. (بحارالانوار ج۳۹، ص۳۴۶)

محمد باقر

سلام باید عرض کنم که در بیان کیفیت و چگونگی رسیدن به مفهوم تهجد قرآنی و شب زنده داری کمال بخش لازم است که شرایط و آدابی فراهم آید وگرنه همانند شب زنده داری مترفان و مرفهان مستکبر بی ارزش و حتی ضدارزش خواهد شد.
از مهم ترین شرایط و آداب تحقق تهجد می توان به نیت و قصد خالصانه شب زنده دار اشاره کرد. متهجد کسی است که برای اطاعت از امر هر چند مستحب خداوند بیدار می شود و می خواهد در طول شب تفکر و تدبر و تذکر و بندگی کند. (مزمل، آیه ۲۰) پس برای رسیدن به این مقصد و مقصود، به تسبیح و تحمید خداوند (طه، آیه ۱۳۰؛ سجده، آیات ۱۵ و ۱۶؛ انسان، آیه ۲۶)، استغفار (آل عمران، آیه ۱۷؛ ذاریات، آیات ۱۵ تا ۱۸؛ مزمل، آیه ۲۰)، تلاوت قرآن به مقدار ممکن و در حد توان (مزمل، آیات ۲ و ۴ و ۲۰)، دعا و نیایش (اسراء، آیات ۷۹ و ۸۰؛ سجده، آیات ۱۵ و ۱۶)، ذکر و یاد خدا (مزمل، آیات ۲ و ۸)، سجده (فرقان، آیه ۶۴؛ انسان، آیه ۲۶) و نماز (زمر، آیه ۹ و آیات دیگر؛ و نیز مجمع البیان، ج ۷-۸، ص ۵۱۷) مشغول می شود. البته وقت تهجد و بهترین زمان آن از نیمه شب شرعی است. لذا برای تهجد در مقدار دو سوم شب یا کمتر و یا نیمی از آن توصیه شده است. (مزمل، آیه ۲۰

محمد رضا

با عرض سلام و خسته نباشید به همه ی عزیزان و رهبر معنوی ما حاج فردوسی عزیز در این مورد بلید عرض کنم که خداوند به مومنان و مسلمانان توصیه می کند به هر مقدار ممکن، تهجد و شب زنده داری داشته باشند. از این رو تهجد برای مسلمانان یک امر مستحب دانسته شده است؛ (مزمل، آیه ۲۰) زیرا تهجد و شب زنده داری آثار و برکات زیادی دارد که ازجمله آنها رسیدن به مقام محمود است.لبته این عمل از عهده همه کس برنمی آید، چرا که نیازمند صبر و شکیبایی بسیار (فرقان، آیات ۶۴ و ۷۵)، بیم و امید به خدا (سجده، آیات ۱۵ و ۱۶؛ زمر، آیه ۹) و توجه به خدا و ربوبیت و پروردگاری اش است. (همان و نیز فرقان، آیه ۶۴)

شیلا

سلام به حضرت حاج فردوسی لطفا در مورد پاداش کسایی که شب زنده داری میکنن و با خداوند خودشون ارتباط برقرار میکنن رو بفرمایید و بگید که برای اونها چه نوعی پاداشی در نظر گرفته میشه چونخ یلی دوست دارم بدون از طرفی هم که بیان داشتید که شب ها بیدار موندن کار نادرستی هست به جز مواردی خاص اما اینکه انسان هر شب بخواد بیدار بمونه برای راز و نیاز کردن به خدای خودش این مورد ور چگونه بیان میکنید و این مورد چه جایگاهی در نظام خداوند دارم به نظر تون؟ ممنون میشم این رو پاسخ بدید! متشکرم.

احمدیان

سلام به شما ببینید پاداش زنده داران خیلی زیاد هست شما می تونید داخل اینترنت احادیثی در این باره رو جستجو کنید و بخونید که چقدر این احادیث گوهر بار هستند و اتفاقا در مورد شب زنده داری هم نوشته شدن که فوق العاده هست به همین جهت به نظر من که پاداش بزرگی داره وباید برای این پاداش ما خداوند رو تسبیح کنیم و شکرش رو به جا بیاریم چرا که یک نعمت بزرگ هست برای ما همین که شب ها میخوایم بیدار بمونیم و از وقت خودمون به بطالت استفاده نکنیم و سعی کنیم که از این وقت برای خداوند استفاده کنید و برای رسیدن به او.

فتانه خیرآبادی

سلام البته این موضوع رو به شما ذکر کنم که احادیثی که می فرمایید حتما باید دارای منبع موثقی باشند چرا که قانون منهاج فردوسیان این هست که فقط منابع معتبر رو بپذیره به همین جهت اگر منبعی هست که اعتباری نداره یا منبعی هست که ناشناخته مونده شما نمیتونید از اون به عنوان یک منبع استفاده کنید در حرف هاتون چرا که ما به عنوان منهاجیونی که فقط حرف حق رو می پذیریم نمیتونیم این موضوع و اون منبع رو بپذیریم به همین جهت شما می بایست که با منابع موثق حرف خودتون رو بزنید. براتون بهترین ها رو از خداوند منان میخوام.

ابوالفضل

این‌گونه نیست که کسانی که شب تا به صبح می‌خوابند و مثلاً برای نماز شب بلند نمی‌شوند، خدا را دوست نمی‌دارند، ولی حداقل حق دوستی را ادا نمی‌کنند و اشتغالات دیگر، قلبشان را گرفته و محبت به قدری نیست که بر آن‌ها غالب شود. باید بدانیم که حد نصاب محبت این است که انسان حداقل از مجموع ساعات شب، نیم ساعت را برای گفت‌وگوی با خدا در نظر بگیرد. به‌خصوص که او خود دعوت و اصرار می‌کند و پیغمبر می‌فرستد و چند آیه قرآن درباره اهمیت این امر نازل می‌کند.

محمد صادق

توجه خداوند تجزیه نمی‌شود که مقداری از آن به کسی و مقداری دیگر، به دیگری تعلق بگیرد. از آن‌جا که ما انسان‌ها این مطالب را با خودمان قیاس می‌کنیم، تصور آن مشکل است. ما انسان‌ها اگر دو نفر را دوست داشته باشیم، نصف دلمان برای این است و نصف دیگرش برای دیگری. خیال می‌کنیم خدا نیز همین طور است و العیاذ بالله وقتی همه بندگانش را دوست می‌دارد، دلش به تعداد بندگان تقسیم می‌شود. ولی نه تنها خدا این‌گونه نیست، بلکه بنده‌های خاص خدا نیز این طور نیستند

محمد باقر

از آن‌جا که انسان‌ها تعلقات متعددی دارند، در رابطه با آن‌ها راه فراری از این مشکل نیست. شاید نتوان در عالم، عاشق و معشوقی پیدا کرد که همه توجهشان فقط به یکدیگر باشد، اما محبت خدا این‌گونه نیست. با این‌که خدا میلیاردها مخلوق دارد، اگر همه عاشق او باشند، می‌تواند با هر یک، آنچنان رفتار کند که گویی جز او بنده‌ای ندارد.

کامران

از نظره من همه انسان‌ها این را می‌فهمند که وقتی با دوست خود سخن می‌گویند، می‌خواهند او به آن‌ها توجه کند و اگر او روی برگرداند و با دیگری سخن بگوید، ناراحت می‌شوند. علت این‌که انسان می‌خواهد با دوستش خلوت کند نیز همین است که در خلوت، کس دیگری مزاحم انسان نیست و چیزی طرف مقابل را از توجه به او باز نمی‌دارد

کامبیز

در روایتی امام صادق (علیه‌السلام) می‌فرماید: الیس کل محب یحب خلوه حبیبه [۵]؛ آیا هر عاشقی دوست ندارد که با معشوقش خلوت کند؟! چرا انسان خلوت را دوست دارد و آن را نسبت به جلوت ترجیح می‌دهد؟این موضوع درباره انسان‌ها ممکن است علت‌های مختلفی داشته باشد، اما علت اصلی آن (علاوه بر جنبه روان‌شناختی) این حقیقت است که لازمه محبت آن است که محب می‌خواهد ارتباط خصوصی با محبوب داشته باشد و با او درد دل، گفت‌وگو و اظهار محبت کند.

پوریا

عبادت و مناجات شب چه خصوصیتی دارد؟چه لزومی دارد که انسان با خدا خلوت کند و در هنگام شب به عبادت بپردازد؟

سینا

سنت پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله) این بود که برای نماز شب سه مرتبه بلند می‌شدند؛ یک مرتبه بلند می‌شدند و چهار رکعت نماز می‌خواندند، سپس بعد از کمی استراحت، چهار رکعت دیگر را می‌خواندند. باز استراحت می‌کردند و بالاخره بار سوم سه رکعت شفع و وتر را می‌خواندند. برخی از بزرگان و علما که مقید بودند به سنت پیامبر (صلی الله علیه و آله) تأسی کنند، نیز به همین صورت رفتار می‌کردند

احسان

در آیات و روایات توجه خاصی به راز و نیاز و ارتباط شبانه با خدای متعال شده است و با مراجعه به احادیثی قدسی که بر انبیای گذشته وحی شده است, درمی یابیم که این امر در ادیان گذشته نیز مطلوب بوده است

صادق احمدی

خداوند در آیات ابتدایی سوره مزمل که در همان آغاز رسالت بر پیغمبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) نازل شده است، می‌فرماید: «یَا أَیُّهَا الْمُزَّمِّلُ . قُمِ اللَّیْلَ إِلَّا قَلِیلًا . نِصْفَهُ أَوِ انقُصْ مِنْهُ قَلِیلًا . أَوْ زِدْ عَلَیْهِ وَرَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِیلًا»[۲]: شب را قیام کن و نصف شب، یا دو ثلث شب و یا حداقل ثلث شب را به عبادت بپرداز! سپس می‌فرماید: «إِنَّ رَبَّکَ یَعْلَمُ أَنَّکَ تَقُومُ أَدْنَی مِن ثُلُثَیِ اللَّیْلِ وَنِصْفَهُ وَثُلُثَهُ وَطَائِفَهٌ مِّنَ الَّذِینَ مَعَکَ»[۳]: خدا می‌داند که تو هر شب، از دو تا یک ثلث شب را به عبادت می‌پردازی؛ وقتی فراغت بیشتری داری دو ثلث، برخی اوقات نصف، اما هیچ‌گاه عبادت تو کمتر از ثلث شب نمی‌شود

بهنام

درود همه ی عزیزان شب زنده داری کردن برای مناجات موجب این میشه که انسان به خدا نزدیک بشه حالا هر چقدر هم که مثلا از لحاظ پزشکی مشخص شده باشه که شب بیدار موندن اثرات بدی داره اما همین آرامش ذهنی به دنیا میارزه و همین که انسان شب ها میتونه با خدای خودش به تنهایی خلوت کنه و صحبت کنه خیلی ارزش داره و به نظر من چیزی گرانبها تر از این وجود نداره پس شب زنده داری کردن خیلی میتونه به انسان کمک کنه و باعث بشه که انسان به خودش بیاد و بخواد که حقیقت ها رو ببینه.

فتحی

حقیقت به نظر من همون چیزهایی هستند که در منهاج فردوسیان وجود داره و کسی نمیخواد که این ها رو ببینه به همین جهت هست که همسشه پوشانده هست ولی من از حضرت حاج فردوسی میخوام با قدرتی که در بیان موضوعات دارند بیان و این مسئله رو برای مردم باز کنن که منهاج فردوسی چقدر به انسان ها میتونه کمک کنه و چقدر موجب رشد و پیشرفت ما انسان ها میشه به همین دلیل هست که ما منهاج فردوسیان رو مسیری میدونیم به سوی کمال وسعادت که موجب میش ما به اون برسیم. موفق و پاینده باشید

ساهی

درود به همه منهاجیون اول از همه بگم که خیلی خوشحالم که یک منهاجی هستم و بعد اینکه میخواستم نظرم رو در مورد شب زنده داری و مناجات شبانه بگم که بسیار شب زنده داری خوب هست و موجب این میشه که انسان به بسیاری از کارهای اشتباه خودش فکر کنه حتی اگر راز و نیاز هم انجام نده باز هم مفیده به شرطی که به درستی از اون استفاده کنه چون شب اصلا آرامش خاصی به همراه داره که در روز اون آرامش وجود نداره به همین دلیل هست که ما به واسطه ی شب زنده داری خیلی حس راحتی بهمون دست میده و در کل احساس خیلی خوبی به همراه داره.

محمد علی

سلام به درست میفرمایید شب زنده داری یعنی اینکه ما با خدای خودمون راز و نیاز کنیم حالا یکی راز و نیازش به این شکل هست که پاشه نماز بخونه، یکی دیگه به این شکل هست که قران بخونه یکی دیگه هم به این صورت که مثلا به کارهای خودش فکر کنه که چطور میتونه انسان موثر تری در این جهان باشه و چطور میتونه به گسترش جهان هستی کمک کنه از این طریق هست که یک انسان میتونه به اون چیزی که واقعا میخواد دست پیدا کنه و به خداوند برسه که منشا همه ی خوبی ها خداوند یکتا و تعالی هست.

اقدسیان

سلام این جمله ی آخرتون چقدر به من آرامش داد که خداوند منشا همه ی خوبی ها و زیبایی هاست و چقدر شما درست میگید به واسطه ی کمک های خداوند هست که انسان به هر چیزی که در زندگی میخواد دست پیدا میکنه تا انسان بگه میشه قطعا اون چیز اتفاق میفته چون خداوند هست که در پشت انسان هست وخداونده که هوای بنده ی خودش رو داره و زمانی که بنده اش از اون اشتباهی سر بزنه خدواند میبخشه چون خدواند توبه پذیر مهربانه به همین جهت خدواند همواره با انسان هست و همواره انسان رو هدایت میکنه.

اکرم صالحی

خسته نباشید، خدواند منشا همه ی خوبی هاست و خوبی ها رو هم دوست داره ما اگر سعی کنیم که بنده ی نیکی برای خدواند باشی قطعا خدواند بهترین ها رو وارد زندگی ما میکنه چرا نخواد خدا به ما بده چرا خدا نخواد که نعمت های خودش رو به بندگانش ارزونی بداره مگه خداوند این ها رو برای بندگان خودش خلق نکرده و چقدر زیبا خداوند نعماتش رو به ما از جهاتی که اصلا فکرش هم نمیکنم که از وانجا وارد زندگیمون بشه بهمون میده و این فقط یک جمله میشه در وصفش گفت و اون هم این هست که خدایا متشکرم برای همه ی این نعمت های بی نظیری که در زندگی من به وجود آوردی.

زند وکیلی

سلام خداوند همواره به انسان نعمت میرسونه از جهات مختلف حالا انسان شب زنده دار باشه یا نباشه یا هر چیز دیگه ای خداوند این براش مهم نیست این مهم هست که بنده اش در مسیر اون هست و این مهم است که در فکر بنده اش افکار خداگونه شکل گرفته به واسطه ی منهاج فردوسیان این افکار خداگونه در ذهن ما بیشتر شکل میگیره و بیشتر باعث میشه که ما به سوی کمال و سعادت رهسپار بشیم و چه راه زیبایی هست این مسیر که انسان هرگز از اون خسته نمیشه و خداوند رو باید واقعا برای این مسئله تسبیح کنه.

فرید

سلام خداوند مهربان هست و این مهربانی رو ما داریم در زندگی خودمون میبینم همین که هوایی هست که نفس میکشیم همین که جایی هست که در او نزندگی میکنیم همین که بدن سالمی داریم باید برای اون خداوند رو سپاس گذار باشیم چرا که خداوند نعمات زیادی به ماداده اما تمرکز ما انسان های ساده اندیش بر روی این هست که خدا چی به ما نداده اما هیچ وقفت به خودمون نمیگیم که خدا چی به من داده که من تا به حال اون رو ندیده ام در زندگیم قطعا اگر این سئوال رو از خودمون بپرسیم اون وقت بی نهایت نعمتی که خداودن به ما داده رو مشاهده میکنیم.

شایسته

سلام در مورد این حرف شما من کتاب معجزه ی سپاس گذاری از راندا برن رو معرفی میکنم که هر روز یاد میده به آدما که چطوری سپاس گذاری کنن و برای چی سپاس گذار باشن و این سپاس گذاری به نفع اون ها هست یا ضرر اونها و این خیلی مسیر آدمی رو زیبا میکنه به همین جهت از حضرت حاج فردوسی رهبر معنوی مشتاقان کمال وسعادت خواستارم که کتاب برای سپاس گذاری و شکر گذاری خداوند هم تدارک ببینند حتی اگر کتابی نمیخوان بنویسن یک مقاله در مورد اون منتشر کنند تا ما مشتاقان کمال و سعادت بتونیم بیشتر مسیر خدواندی رو بشناسیم و بیشتر با خداوند آشنا بشیم.

مهدیه

سلام به هربر مشتاقان کمال و سعادت امیدوارم که حالتان خوب باشد شما با ایجاد این وب سایت تحول بزرگی در جامعه ی منهاج فردوسیان فکر میکنم که به وجود آوردید و جامعه ی منهاجی بسیار خوشحال و خرسند خواهد شد از اینکه به وسیله ی تکنولوژی های روز منهاج فردوسیان تبلیغ می شود و از شما بسیار متشکرم که مقالات را بدون آنکه وقفه ی زمانی طولانی مدت رخ دهد منتشر می کنید این نشان از پشتکار شما دارد و برای همین موضوع بنده از شما بسیار بسیار متشکر هستم. موفق و سعادت مند باشید و به هر آنجه که در زندگی میخواهید دست پیدا کنید.

سمانه

سلام به حضرت حاج فردوسی خیلی خوشحالم که در جمع منهاجیان عزیز قرار داریم حضرت حاج فردوسی محترم به وسیله ی آموزش های شما میتونم بگم که خیلی انسان میتونه رشد و پیشرفت داشته باشهع کافیه فقط باور کنه حرف های شما رو و در مسیر قرار بگیره اون وقت هست که به واسطه ی راهنمایی های یک رهبر بزرگ و فقیه یعنی شما میتونه به خداوند برسه و خداوند رو در زندگیش پیدا کنه و حضور اون رو در زندگیش حس کنه حضرت حاج فردوسی عزیز شما یک نعمت خیلی خیلی بزرگ برای ما هستید.

خیرالله

سلام ببخشید چطور شد؟ شما که داخل مقاله ی مربوط به شب یلدا گفته بودید که شب زنده داری به جز برای کارهایی خاص کار ناشایستی هست و الان دارید این ها رو تبلیغ می کنید؟ از نظر من که این تناقض داره و نمیشه به هیچ جور این تناقض رو برطرف کرد چون خود شما این حرف رو زدید و الان اون رو انکار کردید واقعا برای من جای تعجب هست؟ لطفا خودتون یا اگر منهاجیون عزیز میتونن پاسخی در برابر این تنقض بدن در پاسخ به همین کامنت اون رو ذکر کنند خیلی دوست نظر بقیه رو هم بدونم در این باره!

حبیب

سلام اصلا اون طور که شما گفتید نیست حضرت حاج فردوسی درسته داخل اون مقاله این رو ذکر کردند ولی خوب بهتره بدونید که اون کارهای خاص یعنی همین کارهایی که مربوط به منهاج فردوسیان هم میشه یعنی شب زنده داری برای پرستش خدواند یا شب زنده داری برای تسبیح گفتن خداوند و همینطور شب زنده داری کردن برای راز و نیاز با خداوند در منهاج فردوسیان اگر شب زنده داری هست به این دلایل شب زنده داری میکنن مردم وگرنه که در منهاج فردوسیان دلیل دیگه ای برای شب زنده داری کردن وجود نداره.

علی شکوری

سلام اصلا شب زنده داری که شما میگید با شب زنده داری که منظور حضرت حاج فردوسی هست یکی نیست یک شب زنده داری هست برای انجام کارهای بیهوده مثلا فیلم نگاه کردن یا صحبت های بی مورد اما یک شب زنده داری هست برای راز و نیاز با خداوند این نوع شب زنده داری انسان رو رشد میده وباعث پرورش روح انسان میشه و کاملا با اون چیزی که مد نظر شماست فرق داره و اصلا شامل اون موارد نمیشه به شما دوست عزیز پیشنهاد میدم که حتما مقالات حضرت حاج فردوسی رو مطالعه کنید تا بیشتر در این مورد بدونید.

پرویز

سلام حضرت حاج فردوسی رهبر معنوی مشتاقان کمال وسعادت منظورشون از این شب زنده داری راز و نیاز با خداوند یکتا بوده و شما که میگید شب زنده داری طبق گفته ی دوستان دیگه اون شب زنده داری اصلا به هیچ دردی نمیخوره و حتی گاها منجر به گناه هم میشه پس این نوع رو هرگز نباید با شب زنده داری که منظور حضرت حاج فردوسی هست یکی بدونیم در هر جهت که ما با شب زنده دارذی هایی که منظور حضرت حاج فردوسی هست میتونیم زودتر به کمال و سعادت دست پیدا کنیم!

مرتضی خزائی

سلام در نگاه اول شاید یکی باشن ولی اگر خوب به عمق اونها نگاه کنید متوجه میشید داخل اون مقاله حضرت حاج فردوسی اتفاقا کنار همین حرف که شب زنده داری بده نوشتند که به جز مواردی خاص پس دوست بزرگوار من مواردی خاصی که حضرت حاج فردوسی گفتند یعنی همون نماز خوندن، راز و نیاز کردن و … و زمین تا آسمون با اون چیزی که شما فکر میکنید فرق داره پس لطفا اون معنی رو به این تعریف حضرت حاج فردوسی ربط ندید چون کاملا بی ربط و بی معنی هست و هیچ ارتباطی ما بین اونها وجود نداره.

ریحانه

سلام در هر صورت که کار نادرستی هست شب بیدار موندن چون داخل قرآن هم خداوند گفته که شب رو برای آسایش شما قرار دادیم یعنی اینکه ما باید در شب استراحت کنیم و به استراحت بپردازیم تا به اون معنی آسایش برسیم و اینکه بخوایم بیدار بمونیم حالا به هر دلیلی به نظر من که کار نادرستی هست چون در روز کلی وقت و زمان داریم که میتونیم این کار ها رو انجام بدیم پس چه بهتر که شب رو بگیریم وبخوابیم و روز رو با یک انرژی خیلی عالی شروع کنیم و اگر قراره راز و نیازی هم صورت بپگیره در همون روز انجام بشه.

سعید

سلام چه خوب که شما گفتید آسایش!!! منظور هر کس از آسایش فرق داره برای بعضی از افراد آسایش یعنی راز و نیاز کردن با خداوند، برای برخی دیگه یعنی صحبت کردن با کسی که به اون ها آراموش میده و برای بعضی هم یعنی همون خوابیدن و کلی تعریف متفاوت داره این آسایش پس لطفا تنها اون رو بخوابیدن مرتبط نکنید چه بسیا بسیاری از افراد مشکل خواب دارن و نمیتونن که بخوابن و خواب برای اونها عذاب هست پس اینجا معنی آسایش نمیگیره این خواب و هیچ ارتباطی مابین اونها نیست بلکه خواب خستگی جسم رو از بین میبره.

محسن

سلام چقدر زیبا فرمودید ولی در هر حال بهتره که با کلمات بازی نکنیم و به یک تعریف کلی دست پیدا کنیم در هر صورت در شب اگر ما ۸ ساعت قرار هست که بخوابیم در روز ۱۶ ساعت دیگه وقت داریم که به انجام کارهای خودمون بپردازیم پس نیازی نیست که از این ۸ ساعت بگذریم و طوری بخوایم کار کنیم که به خودمون فشار بیاریم منظورم از اون کار کردن همون راز و نیاز کردن و … هست در روز ما سه نوبت میتونیم راز و نیاز کنیم و هر چقدر که راز و نیاز لازمه رو میتونیم در این سه نوبت بگنجونیم.

خرم

سلام وای چه کلیپ زیبایی واقعا ممنونم ازتون خیلی حس وحال خوبی داشت چقدر عارفانه و زیبا من اگه بخوام از حال خوبی که این کلیپ به من داد بنویسم باید ساعت ها مشغول نگارش بشوم فقط میتونم بگم حاج فردوسی منو هم از دعای خیرتون مستفیض کنید یا حق

زهرا

بارالها
تو نادیده میگیری
من هم نادیده میگیرم
تو خطاهایـم را
من عطاهایت را . . .

ایران

خداوندا…
” خداوندا کمک کن از چَرای زندگی دل بکنم و به چِرای زندگی فکر کنم چرا که عاقبت چَرا مرگ ؛ و عاقبت چِرا تولدی دوباره است … ”

گفتم: خدای من، دقایقی بود در زندگانیم که هوس می کردم سر سنگینم را که پر از دغدغهء دیروز بود و هراس فردا بر شانه های صبورت بگذارم، آرام برایت بگویم و بگریم، در آن لحظات شانه های تو کجا بود؟

گفت: عزیز تر از هر چه هست، تو نه تنها در آن لحظات دلتنگی که در تمام لحظات بودنت بر من تکیه کرده بودی، من آنی خود را از تو دریغ نکرده ام که تو اینگونه هستی. من همچون عاشقی که به معشوق خویش می نگرد، با شوق تمام لحظات بودنت را به نظاره نشسته بودم.

گفتم: پس چرا راضی شدی من برای آن همه دلتنگی، اینگونه زار بگریم؟

گفت: عزیزتر از هر چه هست، اشک تنها قطره ای است که قبل از آنکه فرود آید عروج می کند، اشکهایت به من رسید و من یکی یکی بر زنگارهای روحت ریختم تا باز هم از جنس نور باشی و از حوالی آسمان، چرا که تنهااینگونه می شود تا همیشه شاد بود.

گفتم: آخر آن چه سنگ بزرگی بود که بر سر راهم گذاشته بودی؟

گفت: بارها صدایت کردم، آرام گفتم از این راه نرو که به جایی نمی رسی، تو هرگز گوش نکردی و آن سنگ بزرگ فریاد بلند من بود که عزیزتر از هر چه هست، از این راه نرو که به ناکجا آباد هم نخواهی رسید.

گفتم: پس چرا آن همه درد در دلم انباشتی؟

گفت: روزیت دادم تا صدایم کنی، چیزی نگفتی، پناهت دادم تا صدایم کنی، چیزی نگفتی، بارها گل برایت فرستادم، کلامی نگفتی، می خواستم برایم بگویی آخر تو بندهء من بودی چاره ای نبود جز نزول درد که تو تنها اینگونه شد که صدایم کردی.

گفتم: پس چرا همان بار اول که صدایت کردم درد را از دلم نراندی؟

گفت: اول بار که گفتی “خدا” آنچنان به شوق آمدم که حیفم آمد بار دگر خدای تو را نشنوم، تو باز گفتی خدا و من مشتاق تر برای شنیدن خدایی دیگر، اگر تو بعد از علاج درد هم بر خدا گفتن اصرار می کردی همان بار اول شفایت می دادم.

گفتم: مهربانترین خدا ! دوست دارمت …

گفت: عزیز تر از هر چه هست من دوست تر دارمت …

خدایا به خاطر همه عنایاتی که به من داری ازت ممنونم.

گل افتاب گردون

سلام به همه منهاجیون و متشکرم ازتون باعث این کلیپ زیبا با دیدن این کلیپ من تو حال و هوایی افتادم که فقط میتونم ازتون تشکر کنم این کلیپ باعث شد منم کنی از حرفهای دلمو اینجا بنویسم حاج فردوسی ازتون ممنونم
خدایا شکرت ای نازنینم مهربونم عشقم امیدم
سلام خدای مهربونم. فکر کنم چند سالی میشه که نیومدم باهات حرف بزنم اینجا.

خدا جونم دلتنگتم.

تو این سالها گمت کرده بودم.خدای خوبم استاد عزیزم استاد عرشیانفر باعث شدن که دوباره پیدات کنم.

خدایا در همه حال مراقبش باش. اون ناجی منه اون کسیه که خدای واقعی رو بهم نشون داد.

خدای نازنینم نمیدونم حکمتت چی بود از اومدن این آدم… تو زندگیم فقط اینو میدونم تو در همه حال مراقبمی.

خدای مهربونم دستمو بگیر. کمکم کن. من جز توکسی رو ندارم. تو همه چیزمی.

همه توکلم به خودته خدا جونم.

خدای خوبم میدونم در همه حال از من حفاظت ، حمایت و هدایتم میکنی…

خدای قشنگم امشب شب تولدمه تنهای تنهام ولی تو کنارمی خدای خوبم حالا حکمت تنهاییهامو میفهمم. تو دلت برام تنگ شده بود و خواستی یه مدت تنها بشم که با تو عشقبازی کنم.

خدایا مرسییییییییییییییی خدایا ممنونممممممممممممممم

خدای نازنینم وقتی به سن و سالی میرسی دیگه از تولدت خوشحال نمیشی و حس میکنی لحظه به لحظه پیرتر میشی وقتی بچه ها رو میینی که هی قد میکشن و بزرگ میشن حس میکنی دیگه باید آماده رفتن بشی…

خدایا منو هر روز و هر لحظه بیشتر و بیشتر عاشق خودت کن…

انقدر عاشقت بشم که جز توکسی رو نبینم و جز صدای گرم تو صدایی نشنوم.

خدا جونم ازت میخوام در این شب تولدم منو ببخشی و درست مثل اینکه تازه متولد شدم همونجور پاکم کنی و کمکم کنی بنده خوبت بشم…

خدا جونم بابت تمام نعمتهایی که بهم دادی شکرت…

امشب به فرشته مهربونم قول دادم که این تمرین رو انجام بدم و نعمتها و خوبیهامو بشمارم برای خودم.

خداجونم شکرت بابت نعمت سلامتی که بهم دادی.

خدا جونم شکرت بابت بچه های سالم و زیبا و عاقل و فهمیده که بهم دادی.

خدا جونم شکرت بابت اراده قوی که بهم دادی که بتونم هر کاری دوست دارم و اراده میکنم رو انجام بدم.

خدا جونم شکرت بابت نعمت زیبایی که بهم دادی.

خدا جونم شکرت بابت پدر و مادر عزیزم.

خدا جونم شکرت بابت دوستان خوبم.

خدا جونم شکرت بابت خواهر و برادرهای عزیزم.

خدا جونم شکرت بابت پاهای سالمم که میتونم راه برم.

خداجونم شکرت بابت دست های سالمم که میتونم بنویسم.

خدا جونم شکرت بابت چشمهای سالم و زیبایی که میتونم همه نعمتهای زیباتو ببینم و استفاده کنم و لذت ببرم…

خدا جونم شکرت بابت گوشهایی که میتونم بشنوم.

خدا جونم شکرت بابت زبانی که میتونم حرف بزنم.

خدا جونم شکرت بابت تمام بدنم که در سلامتی کارهای خودشونو میکنن و من اصلا متوجه نمیشم.

خدا جونم شکرت که راحت میتونم نفس بکشم.

خدا جونم شکرت بابت خونه ای که دارم.

خدا جونم شکرت بابت تمام نعمتها و لحظه لحظه عمرم….

خدایا دوستت دارم

خدایا برای خودم و عزیزانم آرامش و عشق، نعمت و ثروت، برکت و شادی آرزو دارم…

خدایا خودم رو بدستان پر قدرت خودت میسپارم. حامی و نگهدار من باش. جوری که همه بفهمن که من تنها نیستم و با خدای بزرگم طرف هستن…

خدایا شکرتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت

خدایا شکرتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت

خدایا شکرتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت

عزیز

با دیدن این مناجات براحتی اشکم جاری می شه خودمم دقیقا نمی دونم چه رمزی دراین حال خوب حاج فردوسی هست

هاله

سلام حاج فردوسی عزیز میشه تو دعاهاتون برای ارامش دوست منم دعا کنید
دوست خوبم.مونس تنهایی هایم.رفیق بی کسی هایم.خدایی که هرچه خوبیست لایق توست سلام.خداجون.وقتی رفتم دیدنش ازهیاهووشوروهیجان خبری نبود.نه حرکتی.نه نگاهی،نه صدایی،نه حتی. …خداجون.آنقدراطرافش تاریک بودکه دلم میخواست تاصبح صدهاشمع براش روشن کنم تاازتاریکی نترسه.اونقدرروی آن نازنین خاک ریخته بودن که دلم میخواست هوابشم تانفس بکشه زیراون توده خاک.خداجون دختری که تاچندروزپیش برای دانشگاه نقشه های رنگی میکشیدالان زیرخرواری ازخاک آرمیده بود.سکوت جای شیطنتی که گاهی کودکانه میشدنشسته بودومرگ جای زندگی.خداجون،روژین ۱۷بهارتورادیدوبه سوی توپرکشیدکه جاویدمطلقی.رفتنش شوکی بودبرای همه کسانی که روژین رامیشناختند.خداجون، روژین رادرآغوش مهربانت بگیرتاآرام شود.خداجون،توخیلی خوبی.حتماروژین هم باورداردکه آنجاپیش توهمه چیزبهتراست.من هم باوردارم.پس خداجون به اوسلام برسان وبگوکه درسال جدیدبه یادش هستیم به یادمان باشدامادلتنگ دنیانباشدکه آنجادرآغوش مهربان توست.

عادله

خدای خوبم سلام جزتو کسی رونذارم تنهایم نزار بی تو من برفنا هستم خدایا دلم به وجود تو گرم است خدایا توبه نصوحم رو از من بپذیرخدایا تنهایی برازنده توست من رو تنها نزار خدایا کمکم کن ومرا بیامرز وراهی برام باز کن

حسینی

سلام به همه منهاجیون از جمله حاج فردوسی عزیز رهبر معنویمان از سایت خوبتان و کلیپی به این زیبایی بسیار سپاس گدارم وقتی کلیپ و میدیدم یاد این داستان افتادم
شخصی روزی با خدا مکالمه ای داشت:خداوندا!دوست دارم بدانم بهشت و جهنم چه شکلی هستند؟ خداوند آن مرد را به سمت دو در هدایت کرد و یکی از آن ها را باز کرد‍؛مرد نگاهی به داخل انداخت.درست در وسط اتاق یک میز گرد بزرگ وجود داشت که روی آن یک ظرف خورشت بود و آن قدر بوی خوبی داشت که دهانش آب افتاد. افرادی که دور میز نشسته بودند بسیار لاغر و مریض حال بودند.به نظر قحطی زده می آمدند. آن ها در دست خود قاشق هایی با دسته ی بسیار بلند داشتند که این دسته ها به بالای بازوهایشان وصل شده بود و هر کدام از آن ها به راحتی می توانستند دست خود را داخل ظرف خورش ببرند تا قاشق خود را پر کنند. اما از آنجایی که این دسته ها از بازوهایشان بلندتر بود، نمی توانستند دست شان را برگردانند و قاشق را در دهان خود فرو ببرند. مرد با دیدن صحنه ی بدبختی و عذاب آن ها غمگین شد. خداوند گفت: تو جهنم را دیدی. آن ها به سمت اتاق بعدی رفتند و خداوند در را باز کرد. آنجا هم دقیقا مثل اتاق قبلی بود. یک میز گرد با یک ظرف خورشت روی آن، که دهان مرد را آب انداخت. افراد دور میز، مثل جای قبل همان قاشق های دسته بلند را داشتند، ولی به اندازه ی کافی تپل و قوی بودند، می گفتند و می خندیدند .آن شخص گفت: نمی فهمم خداوند جواب داد: ساده است!فقط احتیاج به یک مهارت دارد! می بینی؟ اینها یاد گرفته اند که به همدیگر غذا بدهند، در حالی که آدم های طمعکار تنها به خودشان فکر می کنند.

فاطمه

ترجمه دعای شانزدهم صحیفه سجادیه
خدایا، ای آن که گناهکاران از رحمتِ تو یاری خواهند.
ای آن که درماندگان به یادکرد احسانِ تو امان جویند.
ای آن که خطا پیشگان از بیم تو با فریاد بگریند.
ای مونس مردم گریزانِ دور از دیار. ای غمگسار غم زدگان و شکسته دلان. ای فریاد رس بی‌کسانِ بی‌یاور. ای یاور نیازمندانِ رانده شده.
تویی که رحمت و دانشت در همه جا فراگیر است.
تویی که هر آفریده را از نعمت خود بهره‌مند کرده‌ای.
تویی که بیش از آن چه کیفر می‌دهی، در می‌گذری.
تویی که پیش از به خشم آمدن، مهر می‌ورزی.
تویی که افزون بر آنچه باز می‌داری، می‌بخشی.
تویی که آفریدگان همه از رحمتت گشایش می‌یابند.
تویی که که چون کسی را نعمتی ببخشی، پاداشی از او نخواهی.
تویی که در کیفر دادن سرکشان، اندازه نگه می‌داری.
و من، ای معبودِ من، بنده‌ی تو هستم که به دعا فرمانش داده‌ای؛ پس می‌گوید: لبّیک و سعدیک. اینک این منم، ای پروردگار من، افتاده بر درگاهِ تو.
این منم که بار گناهان بر پشتم سنگینی می‌کند. این منم که عمرم را در گناه به سر آوردم. این منم که از روی نادانی نافرمانی‌ات کردم؛ حال آن که این گستاخی در حقِ تو روا نبود.
ای معبود من، آیا بر کسی که می‌خواندت رحمت می‌آوری تا من در خواندنِ تو سخت بکوشم؟ آیا آن کسی را که به درگاهت زار می‌گرید می‌آمرزی تا من نیز اکنون به گریه آغازم؟ آیا از کسی که به خواری چهره بر خاکِ درت می‌ساید در می‌گذری؟ آیا کسی را که از بینوایی خود پیش تو گِلِه می‌کند و تنها به تو امید بسته است، بی‌نیاز می‌سازی؟
ای خدای من، آن را که جز تو بخشنده‌ای نمی‌یابد، نومید مگردان، و آن را که جز از تو، از هیچ کس دیگری بی‌نیازی نخواهد، وامگذار.
ای خدای من، پس بر محمد و خاندانش درود فرست و از من روی مگردان که من رو به سوی تو آورده‌ام، و از رحمت خود بی‌نصیبم مکن که دل به امید تو بسته‌ام، و دست رد بر سینه‌ام مزن که بر درگهت به خدمت ایستاده‌ام؛
تویی که خود را به رحمت ستوده‌ای. پس بر محمد و خاندانش درود فرست و بر من رحمت آور. و تویی که خود را بخشنده نامیده‌ای، پس گناهم را ببخشای.
ای معبود من، می‌بینی که چگونه از ترس تو اشکم روان است و قلبم از بیم تو پریشان، و اندامم از شکوه تو لرزان.
و این همه، برای آن است که من از کردار بدِ خود شرمنده‌ام، و از بس به درگاه تو نالیده‌ام، صدایم بند آمده، زبانم یاری نمی‌کند که با تو به راز و نیاز سخن گویم.
پس، ای معبود من، ستایش برای توست. چه بسیار عیب‌ها که از من پوشیده‌ای و رسوایم نکرده‌ای، و چه بسیار گناهان مرا که نهان داشته‌ای و بدان‌ها شهرتم نداده‌ای، و چه بسیار آلودگی‌ها که بدان‌ها آلوده گشته‌ام و تو از آنها پرده برنگرفته‌ای و نشان بدنامی بر گردنم نیفکنده‌ای و زشتی‌های آن آلودگی‌ها را بر همسایگان عیب‌جوی من و رشکبران نعمتی که به من داده‌ای، آشکار نساخته‌ای.
آن گاه، این همه، مرا از ادامه‌ی آن کارهای ناپسند که خود می‌دانی، باز نداشت.
حال ای معبود من، چه کسی به رستگاری خویش از من نادان‌تر، و به نصیب خود از من غافل‌تر، و به سامان بخشیِ نفس امّاره از من بی‌اعتناتر است که آن روزیِ ارزانی شده‌ات را خرج گناهی می‌کنم که مرا از آن برحذر داشته‌ای؟ و چه کسی بیش از من در گرداب باطل غوطه‌ور و به زشتکاری گراینده‌تر است که چون بر سر دو راهیِ دعوت تو و فراخوانِ شیطان می‌ایستم، با دیده‌ی باز و آگاهانه در پی دعوت شیطان می‌روم، بی‌آن که دشمن او با خودم را فرموش کرده باشم؟
و در همان حال، یقین دارم که سرانجام دعوت تو بهشت است، و فرجام دعوت او دوزخ.
پاک و منزّهی تو. چه شگفت‌آور است که من به زیانِ خود گواهی می‌دهم و کارهای نهان خود را بر می‌شمارم.
و شگفت‌آورتر از این، بردباری توست درباره‌ی من، و درنگ توست در زود عقاب کردن من؛ و این، نه از آن روست که من پیش تو آبرو و عزّتی دارم، بلکه تنها مدارای توست با من و فزون بخشی تو بر من، تا از آن نافرمانی‌ای که تو را به خشم آورد، پیشگیری کنم، و از آن گناهان که فرسوده‌ام سازد، دست بردارم؛ و هم از آن روست که تو بخشودن گناه مرا از عقوبت کردنم به سبب آن، دوست‌تر داری.
ای معبود من، گناهم بیش‌تر، و آنچه از من بر جای مانده زشت‌تر، و کردارم بدتر است. در گرایش به باطل بی‌باک‌ترم، و در فرمانبرداری از تو بیداری‌ام ناچیزتر است، و در برابر هشدارهای تو آگاهی و مراقبتم کم‌تر؛ چنان که در شمارش کاستی‌های خویش در می‌مانم و از یادآوری گناهان خود ناتوانم.
بدین کلمات، خویشتن را سرزنش می‌کنم؛ زیرا به مهربانی تو که سامان کار گنهکاران بسته بدان است، امیدوارم، و به رحمت تو که وسیله‌ی آزاد کردن خطا پیشگان است، دل بسته‌ام.
خدایا، این گردن من است که گناهان آن را در حلقه‌ی بندگی درآورده‌اند؛ پس بر محمد و خاندانش درود فرست و با بخشایش خود رهایش گردان. و این پشتِ من است که زیر بار خطاها دو تا گردیده؛ پس بر محمد و خاندانش درود فرست و به فضل خود از بار خطاهایم بکاه.
ای معبود من، اگر چندان بگریم که مژگانم فرو ریزد، و چندان زاری کنم که صدایم بگیرد، و چندان بر درگاهت بایستم که پاهایم آماس کند، و چندان پیش تو کمر خم کنم که استخوان‌های پشتم به درآید، و چندان به سجده روم که چشمانم از چشمخانه بیرون شود، و در همه‌ی عمر جز خاک زمین نخورم، و پیوسته تا واپسین روز آبِ خاکستر نوشم، و در این میان، چندان نام تو بر زبان آورم که از گفتن باز مانم و آن گاه از شرم تو چشم به آسمان بر ندارم، باز هم سزاوار آن نخواهم بود که حتی یک گناه از گناهانم را بیامرزی.
اگر آن گاه که شایسته‌ی آمرزش تو شوم، مرا بیامرزی، و آن گاه سزاوار بخشایش تو گردم، ببخشایی، همانا این آمرزش و بخشایش نه از آن روست که من در خورِ آنم؛ زیرا سزای من، آن گاه که نافرمانی تو کردم، آتش بود. پس اگر عذابم کنی، بر من ستم نورزیده‌ای.
معبود من، اکنون که بر گناهم پرده افکنده‌ای و رسوایم نساخته‌ای و به کَرَم خود با من مدارا نموده‌ای و در کیفر کردنم شتاب نکرده‌ای و به لطف خود با من بردبار بوده‌ای و نعمت خود را دگرگون و زلالِ احسانِ خویش را تیره نگردانده‌ای، بر زاری‌های دراز و بیچارگی‌های سخت و بدحالی‌های من رحمت آور.
خدایا، بر محمد و خاندانش درود فرست و مرا از گناهان در امان دار، و به فرمانبرداری خود وادار، و توفیقم ده که به نیکی از بیراهه‌ی معصیت به راه طاعت باز گردم. با آبِ توبه پاکم ساز و یاری‌ام ده که گناه نکنم، و به تن درستی حال و روزم را بهتر کن، و شیرینی آمرزشت را به من بچشان، و مرا آزاد کرده‌ی بخشایش و رحمت خود گردان، و از خشمِ خود برای من امان نامه‌ای بنویس، و از مژده‌ی این نعمت‌ها در این جهان، پیش از رفتن به آن جهان، شادمانم ساز؛ مژده‌ای که آن را بشناسم، و برای من در آن نشانه‌ای بگذار که به آن آگاه شوم.
این خواسته‌ها، بیش از توان تو نباشد، و با وجود قدرت و بردباری‌ات، بر تو دشوار نیاید، و با آن بخشش‌های بزرگ که آیات قرآنت دلیل بر آنهاست، تو را به سختی نیندازد، که تو هر چه خواهی، همان کنی، و هر چه اراده کنی، به همان فرمان دهی. و تو بر هر کار توانایی.

فاطمه

آنهایی که به بیداری خداوند اعتماد دارند ، راحت تر می خوابند .
به نام خداوند بخشنده مهربان خدای عزیز خدای بزرگ خدای قدرتمند خداوند فراوانی خداوند عشق خدای توانا خدای شکست ناپذیر خدای عزیز و جان
خدایا ممنون بابت این کمپین خدایا شکرت بابت این که رسیدم به قرار شکرگزاری خدایا سپاس گژارم بابت تمام لحظه های زندگیم خدایا ممنوننم بابت این همه حس خوب خدایا ممنونم بابت اتفاقات عالی زندگیم خدایا شکرت که منو آفریدی خدایا شکرت که شکرگزار هستم خدایا ممنونم که این همه معجزه وسوپرایز وارد زندگیم کردی خدایا سپاس گزارم عاشقتم دوست دارم ممنونم که همیشه در تمام ثانیه های زندگیم هستی خدایا دوست دارم وقتی کنارمی قدرتمند ادامه میدم و ایمان دارم که همیشه در کنارمی و منو به بهترین ها میرسونی خدایا شکرت که دوسم داری خدایا شکرت که بر تو توکل کردم خدایا مرسی که هستی عاشقتم بودنت را هزاران مرتبه. سپاس خدایا شکرت بابت حس حضورت در تمام ثانیه های زندگیم هس خدایا شکرت بابت رزق وروزی فراوانم خدایا ممنونم بابت این همه اتفاق عالی دوست دارم خدایا شکرت که از راهی وارد زندگیم میکنی نعمت که حتی فکرشم نمیکنم بارها توسط خودت سوپرایز شدم مرسی خدای مهربانم بابت نشانه ها بابت اهدافم خدایا مننونم که در مسیر رسیدن خواسته هام قرار دارم خدایا شکرت هزاران مرتبه شکر خدایا ممنونم بابت عشقم ممنونم که ثانیه به ثانیه به عشقم نزدیک میشم خدایا سپاس سپاس بابت روابط عاشقانه خدایا مننونم بابت پدر عزیزم خدایا ممنونم بابت مادر مهربانم خدایا شکرت بابت بودنشان خدایا سپاس گزارم بابت سلامتی عزیزانم شکرت خداجون بابت پول هایی که در سراسر زندگیم داشتم ممنونم خدای عزیزم ممنونم بابت کسانی که ما رو یاد خودت میندازن خدایا دوست دارم خیلی زیاد بودنشان را سپاس شبتون پر از شادی و عشق از خدای قدرتمند خدایا شکرت بابت کسانی که این مطالب رو میخونن بودنشان را هزاران مرتبه شکر دوستون دارم

احمد

وقتی ردپای خدا را در زندگی پیدا کردم
فهمیدم میتوانم پاهایم را از گلیمم درازتر کنم و خواسته هایم از قد خودم بزرگتر باشند؛ حتی آرزوهای محال… وقتی لبخند خدا را در میان دعاهایم دیدم، ترس برایم معنایش را از دست داد
و جایش را ایمان پر کرد

وعده ی خدا این است:
دستانت را به من بده تا فتح کنی دنیا را
و ممکن کنی، ناممکن ها را
و بدست بیاوری، دست نیافتنی‌ها را

پس خود را به خدا بسپار تا بیداری ات آرام شود،‌همچون خواب…
خوابت شیرین شود، چون رویا…
رویاهایت قابل لمس شوند، چون واقعیت…
و واقیعتهای زندگی ات زیبا شوند، چون آرامش…
و آرامشت از جنس عشق شود، چون خدا…
و خدا همراهت شود، مثل همیشه.

یاسین

الهی

“دردهایی” هست که با هیچ گوشی نمی‌توان گفت و “گفتنی‌هایی” هست که هیچ قلبی محرم آن نیست

الهی

“تلاش‌هایی” هست که جز به مدد تو ثمر نمی‌بخشد و تغییراتی هست که جز به تقدیر تو ممکن نیست و دعاهایی هست که جز به آمین تو اجابت نمی‌شود

الهی

“قدم ‌های گمشده‌ای” دارم که تنها هدایت‌گرش تویی و “افکار آشفته‌ای “دارم، که تنها سامان دهنده‌اش تویی

الهی

مرا تو دعا کن

برای من تو دعا کن

دعای مرا تو دعا کن
حاج فردوسی عزیز التماس دعا

مادر

خدای مهربانم دلم را به تو میسپارم

تا از عمق جانم بزدایی هر چه حائل است بین من و خودت هر چه مرا دور میکند ز تو.، همه آنچه از منیت و نواقصم در من است را از من بگیر، و ببخشای بر من از عشق و الطاف بی پایان خودت، چنان همیشه که بخشیده ایی مرا رها ساز از بند هر چه غیر خوبی و نیکی در وجودم هست و پر کن خالی درونم را با عشق ناب الهی خود که جز این نتوانم نیک بمانم و مهر بیفشانم

مهربانا هزاران شکر که در کنارمان هستی و قرار و آرام دلهای بیقرارمان جز تو چه جوییم و جز تو که را خوانیم که همه تویی و جز تو همه هیچ، خداوندا… لحظاتمان را قرین رحمت و مهربانی ات بفرماو ما را در ادامه راهمان تنها مگذار که یک لحظه بی تو ویرانی دنیاییست

ستایش

سلام خدمت حاج فردوسی عزیز .
به من گفتند کسی که به گناه گرفتار میشه ، باید خیلی عذاب بکشه تا بتونه ترکش کنه . من بهشون گفتم که گناه یه بیماریه که اگر محیط انسان ، محیط سالمی نباشه ، ممکنه که این بیماری را بگیری .
گفتم یادتون نره که هر بیماری علاج داره . یکی را علاجش را پزشک میده و یکی را که به اصطلاح لاعلاجه ، خدا از بین میبره .

می دونید چیه؟ شما با این کلیپی که ساختید ، کاری کردید که راه رسیدن به خدا برای گرفتن علاج درد بی درمانمون کوتاه بشه .
شما که آخرتتون را ساختید ، برای ما هم دعا کنید که بتونیم آخرتی برای خودمون بسازیم

سپاس ، سپاس ، سپاس

جیران

سلام خدمت حاج فردوسی عزیز با دیدن این کلیپ من هم هوایی شدم و خواستم چتد کلمه ای با معبود حرف بزنم
خدایا منو بابت تموم لحظه هایی که دلتو شکستم ببخش…..

خدایا من رو ببخش که همیشه ازت طلبکارم …

چرا ؟!

نمیدونم شاید فکر میکنم : ” چون بهم لطف کردی و منو آفریدی ، مدیون من شدی ! “

خدایا ببخش که همیشه به فکر معامله کردن با تو بودم : … ” خدایا اگه فلان کارو واسم انجام بدی … منم قول میدم که فلان و بهمان … “

خنده ام میگیره شاید هم گریه ، تو میدونی که نمیتونم سر قولم بمونم؛ ولی جوابم رو با محبتت دادی … خدایا آخه چرا ؟

خدایا من دردونه ی مخلوقاتتم و شاید به همین خاطر ننر بار اومدم …

خدایا من باهات کلی حرف دارم و تو هم همیشه برام وقت داشتی و داری

خدایا من فکر میکنم تو خیلی عاشقم بودی و هستی

تو هزاران نشونه برام فرستادی

تو اینقدر عاشقم بودی و هستی که شریف ترین انسانها رو برای رسوندن پیغامت برام انتخاب کردی و فرستادی ، و بهترینشون، همونی که از ابتدا به امین بودن معروف بود …

خدایا تو خیلی بهم پوئن و امتیاز دادی، ولی من دارم می بازم

من دارم به خودم می بازم …

باختی بزرگتر از این وجود داره که فقط وقتی سر و کله ام دور و برت پیدا میشه که دچار مشکلی شده باشم ؟

خدایا این دستهای منه

همونی که همیشه بطرفت درازه

و این هم سری که جلوی همه خم شده

ولی افسوس از یکبار طاعتِ با صداقت برای اطاعت

خدایا … این منم … اشرف مخلوقاتت … جانشین تو بر روی زمین …

همونی که وقتی منو آفریدی خودت رو احسن الخالقین نامیدی

خدایا من دارم به خودم می بازم

خدایا دستم رو بگیر …

دست کسی رو که

امیدی به طاعت ناچیز و ریایی خودش نداره …

صحرا

سلام با دیدن حال خوب حاج فردوسی یاد این شعر افتادم
ندیدنت با چشم سر دل انگیزترازهردیدن است

آسمانت بهانه پرواز و زمینت تمنای زندگی

من صدای پر فرشتگانت را میشنوم که بانجوایی بیکرانه تو را تسبیح میگویند

من نصیحت خاموش باد را میفهمم که با اجازه تو نوازشگر برگها میشوند

من با نیلوفر اءتلاف میکنم و عزلتش را میبوسم که درگاه تو زانو زده است

ساغر

بچه ها برام دعا کنید
نمی تونم به خاطر کارهای بدی که در گذشته انجام دادم خودمو ببخشم
اونوقت انتظار دارم خدا از گناهام بگذره

دلم یه مناجات خوب می خواد
کسی سراغ داره ؟

حامد

یادت باشه نا امیدی از بخشش خدا

جز بزرگترین گناه هاست

عزیزم خدا الرحم الراحمینه

همینکه پشیمونی و دیگه قول دادی اون کارو نکنی خدا میبخشتت

فقط باید جبرانشم بکنی

ضمنا معنی دعای کمیل رو توی خلوتت بخوون

حرفهای دل واقعا اکثر ماهاست

مقدم

نبی مکرم اسلام (ص)فرمودند:

زمانی که در شب معراج به آسمان رفتم ،زنان امت خود را در عذاب دیدم

۱-زنی را دیدم که او را به موهایش آویزان کرده بودندو مغز سرش می جوشید.

(آن زنی که در شب معراج به موهایش آویزان کرده بودند،زنی بود که موهایش را از نامحرم نمی پوشاند.)

۲-زنی را دیدم که به زبانش آویزان بود و آتش در حلق او می ریختند.

(آن زنی که زبانش آویزان بود،زنی بود که شوهرش را اذیت می کرد.)

۳-زنی را دیدم که گوشت بدنش را می خورد و آتش از زیر آن زبانه می کشید.

(آن زنی که گوشت بدنش را می خورد ،زنی بود که بدنش را برای نامحرم زینت میداد.)

۴-زنی را دیدم که دو پایش را به دستهایش بسته و بر او مار ها و عقرب ها تسلط داشتند.

(آن زنی که پاهایش با دست هایش بسته بود زنی بودکه پاک و نجس را رعایت نمی کرد.)

۵-زنی را دیدم که سرش سر خوک،بدنش الاغ ،و بر او هزاران نوع عذاب بود.

(آن زنی که سرش سر خوک و بدنش بدن الاغ بود ،زنی بود که سخن چینی می کرد.)

۶-زنی را دیدم به صورت سگ و آتش از عقب های او خارج می شدو فرشتگان با گرزهای آتشین بر سر او مزدند.

(آن زنی که به صورت سگ بود ،زنی بود که در دنیا آوازه خوانی میکرد.)

۷-زنی را دیدم به دو پایش آویزان بود در حالی که در تنوری از آتش می سوخت.

(زنی که به پاهایش آویزان بود ،زنی بود که بدون اجازه ی شوهر از خانه خارج می شود)

میدونم ربطی به مناجات با خدا نداشت..اما شاید اگه یه سری چیزایی که باید رعایت بشه اما نمیشه رو رعایت کنیم بیشتر به سمت خدا حرکت کنیم تا اینکه مناجات کنیم…التماس دعای فرج

سجاد

مناجات المحبین

بسم الله الرّحمن الرّحیم‎

به نام خداى بخشاینده مهربان‎


اِلهى مَنْ ذَاالَّذى ذاقَ حَلاوَهَ مَحَبَّتِکَ فَرامَ مِنْکَ بَدَلاً وَمَنْ ذَاالَّذى‎

خدایا نیست که شیرینى محبت تو را چشیده باشد و جز تو آهنگ دیگرى را بکند و کیست که به مقام‎

اَنِسَ بِقُرْبِکَ فَابْتَغى عَنْکَ حِوَلاً اِلهى فَاجْعَلْنا مِمَّنِ اصْطَفَیْتَهُ‎

قرب تو انس گرفته باشد و درصدد روگرداندن از تو باشد خدایا قرار ده ما را از زمره کسانى که‎

لِقُرْبِکَ وَوِلایَتِکَ وَاَخْلَصْتَهُ لِوُدِّکَ وَمَحَبَّتِکَ وَشَوَّقْتَهُ اِلى لِقاَّئِکَ‎

براى قرب و دوستیت برگزیده اى و براى عشق و محبتت خالصش گردانده و به دیدارت شائقش کرده و به قضا‎

وَرَضَّیْتَهُ بِقَضاَّئِکَ وَمَنَحْتَهُ بِالنَّظَرِ اِلى وَجْهِکَ وَحَبَوْتَهُ بِرِضاکَ‎

و قدرت راضیش ساخته و به دیدن رویت به او نعمت بخشیده و به خوشنودى خویش مخصوصش گردانده‎

وَاَعَذْتَهُ مِنْ هَجْرِکَ وَقِلاکَ وَبَوَّاْتَهُ مَقْعَدَالصِّدْقِ فى جِوارِکَ‎

و از غم هجران و فراقت پناهش داده و در جایگاه راستى در جوار خویش جایش داده و‎

وَخَصَصْتَهُ بِمَعْرِفَتِکَ وَاَهَّلْتَهُ لِعِبادَتِکَ وَهَیَّمْتَ قَلْبَهُ لاِِرادَتِکَ‎

به معرفت خویش مخصوصش کرده و براى پرستش و عبادتت او را لایق کردى و در ارادت خویش دل شیدایش کردى‎

وَاجْتَبَیْتَهُ لِمُشاهَدَتِکَ وَاَخْلَیْتَ وَجْهَهُ لَکَ وَفَرَّغْتَ فُؤ ادَهُ لِحُبِّکَ‎

و براى مشاهده جمالت انتخابش کردى و رویش را براى خودت از اغیار خالى کردى و دلش را براى محبت خویش فارغ کردى‎

وَرَغَّبْتَهُ فیما عِنْدَکَ وَاَلْهَمْتَهُ ذِکْرَکَ وَاَوْزَعْتَهُ شُکْرَکَ وَشَغَلْتَهُ‎

و تنها بدانچه نزد تو است راغبش کردى و ذکر خویش را بدو الهام کردى و سپاسگزاریت را بدون نصیب کردى‎

بِطاعَتِکَ وَصَیَّرْتَهُ مِنْ صالِحى بَرِیَّتِکَ وَاخْتَرْتَهُ لِمُناجاتِکَ‎

و به طاعت خود سرگرمش ساختى و او را از بندگان شایسته ات گرداندى و براى مناجات خویش انتخابش کردى‎

وَقَطَعْتَ عَنْهُ کُلَّشَىْءٍ یَقْطَعُهُ عَنْکَ اَللّهُمَّ اجْعَلْنا مِمَّنْ دَاءْبُهُمُ‎

و بریدى از او هر چه را که موجب بریدنش از تو گردد خدایا قرار ده ما را از کسانى که شیوه شان در زندگى‎

الاِْرْتِیاحُ اِلَیْکَ وَالْحَنینُ وَدَهْرُهُمُ الزَّفْرَهُ وَالاْنینُ جِباهُهُمْ ساجِدَهٌ‎

شادمانى با تو و زارى به درگاه تو است و روزگارشان آه و ناله است پیشانیهاشان در برابر عظمتت به خاک‎

لِعَظَمَتِکَ وَعُیُونُهُمْ ساهِرَهٌ فى خِدْمَتِکَ وَدُمُوعُهُمْ ساَّئِلَهٌ مِنْ‎

افتاده و از دیدگانشان در خدمتت یکسره بیدار است و سرشکشان از‎

خَشْیَتِکَ وَقُلُوبُهُمْ مُتَعَلِّقَهٌ بِمَحَبَّتِکَ وَاَفْئِدَتُهُمْ مُنْخَلِعَهٌ مِنْ مَهابَتِکَ‎

ترس تو ریزان و دلهاشان به محبتت آویزان و قلبهاشان از هیبتت از جا کنده شده است‎

یا مَنْ اَنْوارُ قُدْسِهِ لاِبْصارِ مُحِبّیهِ راَّئِقَهٌ وَسُبُحاتُ وَجْهِهِ لِقُلُوبِ‎

اى که انوار قدسش براى دیدگان دوستانش در کمال درخشندگى است و پرتوافکنیهاى جمالش براى قلوب‎

عارِفیهِ شاَّئِفَهٌ یا مُنى قُلُوبِ الْمُشْتاقینَ وَیا غایَهَ امالِ الْمُحِبّینَ‎

عارفان زداینده (چرکیها) است اى آرمان دل مشتاقان و اى منتهاى آرزوى دوستان‎

اَسْئَلُکَ حُبَّکَ وَحُبَّ مَنْ یُحِبُّکَ وَحُبَّ کُلِّ عَمَلٍ یُوصِلُنى اِلى قُرْبِکَ‎

از تو خواهم دوستى خودت و دوستى دوستدارانت و دوستى هر عملى که مرا به قرب تو واصل گرداند‎

وَاَنْ تَجْعَلَکَ اَحَبَّ اِلَىَّ مِمّا سِواکَ وَاَنْ تَجْعَلَ حُبّى اِیّاکَ قاَّئِداً اِلى‎

و تو را در پیش من محبوبتر از ماسواى تو قرار دهد و از تو خواهم که دوستیم را نسبت به تو جلودارم قرار دهى تا‎

رِضْوانِکَ وَشَوْقى اِلَیْکَ ذائِداً عَنْ عِصْیانِکَ وَامْنُنْ بِالنَّظَرِ اِلَیْکَ‎

مرا به رضوانت بکشاند و اشتیاقم را به سویت چنان کنى که بازدارنده از نافرمانیت باشد و بر من منت نِه به اینکه بر من توجهى‎

عَلَىَّ وَانْظُرْ بِعَیْنِ الْوُدِّ وَالْعَطْفِ اِلَىَّ وَلا تَصْرِفْ عَنّى وَجْهَکَ‎

فرمایى و با دیده دوستى و عطوفت بر من بنگرى و رو از من مگردانى‎

وَاجْعَلْنى مِنْ اَهْلِ الاِْ سْعادِ وَالْحِظْوَهِ عِنْدَکَ یامُجیبُ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ‎

و مرا از جمله سعادتمندان و بهره مندان نزد خود قرار دهى اى پاسخ دهنده اى مهربانترین مهربانان

عزیز

سلام ساغر جان مناجات امیرالمومنین در مسجد کوفه و بخون واقعا بهت ارامش میده

ساغر

سلام دوست من من نتونستم متن این دعا رو پیدا کنم میتونید منو راهنمایی کنید

عزیز

بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ

به نام خداوند بخشنده مهربان

اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ الاَْمانَ یَوْمَ لا یَنْفَعُ مالٌ وَلابَنُونَ

خدایا از تو امان خواهم در آن روزى که سود ندهد کسى را نه مال و نه فرزندان

اِلاّ مَنْ اَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلیمٍ وَاَسْئَلُکَ الاَْمانَ یَوْمَ یَعَضُّ الظّالِمُ

مگر آن کس که دلى پاک به نزد خدا آورد و از تو امان خواهم در آن روزى که بگزد شخص ستمکار

عَلى یَدَیْهِ یَقُولُ یا لَیْتِنىِ اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبیلاً وَاَسْئَلُکَ الاَْمانَ

هر دو دست خود را و گوید اى کاش گرفته بودم با پیامبر راهى و از تو امان خواهم

یَوْمَ یُعْرَفُ الْمُجْرِمُونَ بِسیماهُمْ فَیُؤْخَذُ بِالنَّواصى وَالاَْقْدامِ

در روزى که شناخته شوند جنایتکاران به سیما و رخساره شان و بگیرندشان به پیشانیها و قدمها

وَاَسْئَلُکَ الاَْمانَ یَوْمَ لا یَجْزى والِدٌ عَنْ وَلَدِهِ وَلا مَوْلُودٌ هُوَ جازٍ عَنْ

و از تو امان خواهم در آن روزى که کیفر نبیند پدرى بجاى فرزندش و نه فرزندى کیفر شود بجاى

والِدِهِ شَیْئاً اِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقُّ وَاَسْئَلُکَ الاَْمانَ یَوْمَ لا یَنْفَعُ الظّالِمینَ

پدرش براستى وعده خدا حق است و از تو امان خواهم در آن روزى که سود ندهد ستمکاران را

مَعْذِرَتُهُمْ وَلَهُمُ اللَّعْنَهُ وَلَهُمْ سُوَّءُ الدّارِ وَاَسْئَلُکَ الاَْمانَ یَوْمَ

عذرخواهیشان و بر ایشان است لعنت و ایشان را است بدى آن سراىو از تو امان خواهم در روزى که

لا تَمْلِکُ نَفْسٌ لِنَفْسٍ شَیْئاً وَالاَْمْرُ یَوْمَئِذٍ لِلَّهِ وَاَسْئَلُکَ الاَْمانَ یَوْمَ

مالک نیست کسى براى کسى دیگر چیزى را و کار در آن روز بدست خدا است و از تو امان خواهم در آن روزى که

یَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ اَخیهِ وَاُمِّهِ وَاَبیهِ وَصاحِبَتِهِ وَبَنیهِ لِکُلِّ امْرِئٍ

بگریزد انسان از برادر و مادر و پدر و همسر و فرزندانش براى هرکس از ایشان در آن روز کارى است

مِنْهُمْ یَوْمَئِذٍ شَاءْنٌ یُغْنیهِ وَاَسْئَلُکَ الاَْمانَ یَوْمَ یَوَدُّ الْمُجْرِمُ

که (فقط) بدان پردازد و از تو امان خواهم در آن روزى که شخص جنایتکار دوست دارد

لَوْ یَفْتَدى مِنْ عَذابِ یَوْمَئِذٍ بِبَنیهِ وَصاحِبَتِهِ وَاَخیهِ وَفَصیلَتِهِ الَّتى تُؤْویهِ

که فدا دهد از عذاب آن روز پسرانش و همسرش و برادرش و خویشاوندانش که او را در پناه گیرند

وَمَنْ فِى الاَْرْضِ جَمیعاً ثُمَّ یُنْجیهِ کَلاّ اِنَّها لَظى نَزّاعَهً لِلشَّوى

و هر که در زمین هست یکسره که بلکه او را نجات دهد، هرگز که جهنم آتشى است سوزان که پوست از سر بکند

مَوْلاىَ یا مَوْلاىَ اَنْتَ الْمَوْلى وَاَ نَا الْعَبْدُ وَهَلْ یَرْحَمُ الْعَبْدَ اِلا الْمَوْلى

مولاى من … تویى سرور و منم بنده و آیا رحم کند بر بنده جز سرور او ؟

مَوْلاىَ یا مَوْلاىَ اَنْتَ الْمالِکُ وَاَ نَا الْمَمْلُوکُ وَهَلْ یَرْحَمُ الْمَمْلُوکَ اِلا الْمالِکُ

مولاى من اى مولاى من ، تویى مالک و منم مملوک و آیا رحم کند بر مملوک جز مالک ؟

مَوْلاىَ یا مَوْلاىَ اَنْتَ الْعَزیزُ وَاَ نَا الذَّلیلُ وَهَلْ یَرْحَمُ الذَّلیلَ اِلا الْعَزیزُ

مولاى من اى مولایم تویى عزتمند و منم خوار و ذلیل و آیا رحم کند بر شخص خوار جز عزیز ؟

مَوْلاىَ یا مَوْلاىَ اَنْتَ الْخالِقُ وَاَ نَا الْمَخْلُوقُ وَهَلْ یَرْحَمُ الْمَخْلُوقَ اِلا الْخالِقُ

مولاى من اى مولاى من تویى آفریدگار و منم آفریده و آیا رحم کند بر آفریده جز آفریدگار ؟

مَوْلاىَ یا مَوْلاىَ اَنْتَ الْعَظیمُ وَاَ نَا الْحَقیرُ وَهَلْ یَرْحَمُ الْحَقیرَ اِلا الْعَظیمُ

مولاى من اى مولاى من تویى بزرگ و منم ناچیز و آیا رحم کند بر ناچیز جز بزرگ؟

مَوْلاىَ یا مَوْلاىَ اَنْتَ الْقَوِىُّ وَاَ نَا الضَّعیفُ وَهَلْ یَرْحَمُ الضَّعیفَ اِلا الْقَوِىُّ

مولاى من اى مولاى من تویى نیرومند و منم ناتوان و آیا رحم کند بر ناتوان جز نیرومند ؟

مَوْلاىَ یا مَوْلاىَ اَنْتَ الْغَنِىُّ وَاَ نَا الْفَقیرُ وَهَلْ یَرْحَمُ الْفَقیرَ اِلا الْغَنِىُّ

مولاى من اى مولاى من تویى بى نیاز و منم نیازمند و آیا رحم کند بر نیازمند جز بى نیاز ؟

مَوْلاىَ یا مَوْلاىَ اَنْتَ الْمُعْطى وَاَنَا السّاَّئِلُ وَهَلْ یَرْحَمُ السّاَّئِلَ اِلا الْمُعْطى

مولاى من اى مولاى من تویى عطابخش و منم سائل و آیا رحم کند بر سائل جز عطاکننده ؟

مَوْلاىَ یا مَوْلاىَ اَنْتَ الْحَىُّ وَاَ نَا الْمَیِّتُ وَهَلْ یَرْحَمُ الْمَیِّتَ اِلا الْحَىُّ

مولاى من اى مولاى من تویى زنده و منم مرده و آیا رحم کند مرده را جز زنده ؟

مَوْلاىَ یا مَوْلاىَ اَنْتَ الْباقى وَاَ نَا الْفانى وَ هَلْ یَرْحَمُ الْفانىَ اِلا الْباقى

مولاى من اى مولاى من تویى باقى و منم فانى و آیا رحم کند بر فانى جز خداى باقى ؟

مَوْلاىَ یا مَوْلاىَ اَنْتَ الدّاَّئِمُ وَاَ نَا الزّاَّئِلُ وَهَلْ یَرْحَمُ الزّآئِلَ اِلا الدَّّائِمُ

مولاى من اى مولاى من تویى همیشگى و منم زوال پذیر و آیا رحم کند بر زوال پذیر جز خداى همیشگى ؟

مَوْلا ىَ یا مَوْلاىَ اَنْتَ الرّازِقُ وَاَ نَا الْمَرْزُوقُ وَهَلْ یَرْحَمُ الْمَرْزُوقَ اِلا الرّازِقُ

مولاى من اى مولاى من تویى روزى ده و منم روزى خور و آیا رحم کند روزى خور را جز روزى ده ؟

مَوْلاىَ یا مَوْلاىَ اَنْتَالْجَوادُ وَاَ نَاالْبَخیلُ وَهَلْ یَرْحَمُ الْبَخیلَ اِلا الْجَوادُ

مولاى من اى مولاى من تویى سخاوتمند و منم بخیل و آیا رحم کند بر بخیل جز سخاوتمند ؟

مَوْلاىَ یامَوْلاىَ اَنْتَ الْمُعافى وَاَ نَا الْمُبْتَلى وَهَلْ یَرْحَمُ الْمُبْتَلى اِلا الْمُعافى

مولاى من اى مولاى من تویى عافیت بخش و منم گرفتار و آیا رحم کند بر شخص گرفتار جز عافیت بخش ؟

مَوْلاىَ یا مَوْلاىَ اَنْتَ الْکَبیرُ وَاَ نَا الصَّغیرُ وَهَلْ یَرْحَمُ الصَّغیرَ اِلا الْکَبیرُ

مولاى من اى مولاى من تویى بزرگ و منم کوچک و آیا رحم کند بر کوچک جز بزرگ ؟

مَوْلاىَ یا مَوْلاىَ اَنْتَ الْهادى وَاَ نَا الضّاَّلُّ وَهَلْ یَرْحَمُ الضّاَّلَّ اِلا الْهادى

مولاى من اى مولاى من تویى راهنما و منم گمراه و آیا رحم کند بر گمراه جز راهنما ؟

مَوْلاىَ یامَوْلاىَ اَنْتَ الرَّحْمنُ وَاَ نَا الْمَرْحُومُ وَهَلْ یَرْحَمُ الْمَرْحُومَ اِلا الرَّحْمنُ

مولاى من اى مولاى من تویى بخشاینده و منم بخشش پذیر و آیا رحم کند بخشش پذیر را جز بخشاینده ؟

مَوْلاىَ یامَوْلاىَ اَنْتَ السُّلْطانُ وَاَ نَا الْمُمْتَحَنُ وَهَلْ یَرْحَمُ الْمُمْتَحَنَ اِلا السُّلْطانُ

مولاى من اى مولاى من تویى سلطان و منم گرفتار آزمایش و آیا رحم کند به بنده گرفتار آزمایش جز سلطان ؟

مَوْلاىَ یا مَوْلاىَ اَنْتَ الدَّلیلُ وَاَ نَا الْمُتَحَیِّرُ وَهَلْ یَرْحَمُ الْمُتَحَیِّرَ اِلا الدَّلیلُ

مولاى من اى مولاى من تویى دلیل و راهنما و منم متحیر و سرگردان و آیا رحم کند سرگردان را جز راهنما ؟

مَوْلاىَ یا مَوْلاىَ اَنْتَ الْغَفُورُ وَاَ نَا الْمُذْنِبُ وَهَلْ یَرْحَمُ الْمُذْنِبَ اِلا الْغَفُورُ

مولاى من اى مولاى من تویى آمرزنده و منم گنهکار و آیا رحم کند گنهکار را جز آمرزنده ؟

مَوْلاىَ یا مَوْلاىَ اَنْتَ الْغالِبُ وَاَ نَا الْمَغْلُوبُ وَهَلْ یَرْحَمُ الْمَغْلُوبَ اِلا الْغالِبُ

مولاى من اى مولاى من تویى غالب و منم مغلوب و آیا رحم کند بر مغلوب جز غالب ؟

مَوْلاىَ یا مَوْلاىَ اَنْتَ الرَّبُّ وَاَ نَا الْمَرْبُوبُ وَهَلْ یَرْحَمُ الْمَرْبُوبَ اِلا الرَّبُّ

مولاى من اى مولاى من تویى پروردگار و منم پروریده و آیا رحم کند پروریده را جز پروردگار ؟

مَوْلاىَ یا مَوْلاىَ اَنْتَ الْمُتَکَبِّرُ وَاَ نَا الْخاشِعُ وَهَلْ یَرْحَمُ الْخاشِعَ اِلا الْمُتَکَبِّرُ

مولاى من اى مولاى من تویى خداى با کبریا و بزرگمنش و منم بنده فروتن و آیا رحم کند بر فروتن جز خداى بزرگمنش ؟

مَوْلاىَ یا مَوْلاىَ اِرْحَمْنى بِرَحْمَتِکَ وَارْضَ عَنّى بِجُودِکَ وَکَرَمِکَ وَفَضْلِکَ

مولاى من اى مولاى من به من رحم کن به رحمت خود و خوشنود شو از من به جود و کرم و فضل خود

یا ذَاالْجُودِ وَالاِْحْسانِ وَالطَّوْلِ وَالاِْمْتِنانِ بِرَحْمَتِکَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ
اى صاحب جود و احسان و نعمت و امتنان به رحمتت اى مهربانترین مهربانان

شقایق

حاج فردوسی التماس دعا

خدایا

پرنده ی کوچک وجودم، چگونه شکر وسعت آسمان تو گوید

و پاهای خرد و خسته ام، چگونه جاده ی بی انتهای ثنای تو گوید

چگونه شکر تو گویم که سراپای وجودم غرق در نعمت های توست

تویی که مرا به زینت ایمان آراسته ای

و در خیمه ی لطفت منزل داده ای

تویی که گردنبند ناگسستی منت هایم را بر گردنم آویخته ای

و …

دینا

قدردانی میکنم از سایت خوبتان ممنون بخاطر حال خوبتان

خدایا!

چه تنگ و تیره و تاریک است، راهی که دلالت تو در آن نیست

و چه روشن و حقیقت نما و منیر، راهی که هدایت تو در آن است

خدایا!

آن دلی که لطافت حضور تو را ندارد، از هر عشق و خوبی و لطف خالیست

خدایا!

در جاده ای که نسیم عنایت تو نمی وزد و ماهتاب رحمت تو نمی تابد

کدام دل، راه به حقیقت تو می برد؟

خدایا!