۴ دی

یک عذرخواهی و دو سؤال

به نام خدا

سلام
میلاد کریم اهل بیت مبارک باد. لطفاً مرا به خاطر میلاد امام مجتبی علیه السلام برای توهین‌های بی‌شماری که به شما کردم ببخشید.
بنده شخصی هستم که در روستایی زندگی می‌کنم که نیمی از جمعیت آن را تشیع و نیمی اهل سنت تشکیل می‌دهند. چند سالی است که در روستای ما بحث منهاج فردوسیان (البته به قول یکی از پیروانتان، به مدد دشمنان منهاج فردوسیان) بسیار داغ است و هیچ گاه از تب آن کاسته نمی‌گردد. بنده هم به خاطر جهالت و لجاجت و کینه‌ورزی‌ها به این برنامه توهین می‌کردم و یکی از مخالفین سرسخت این برنامه‌ی تربیتی بودم.
و در هر شبکه‌ی اجتماعی که عضو بودم از این برنامه، چه راست و چه دروغ (البته الان که فهمیدم همه‌اش دروغ بوده) بدگویی می‌کردم. بنده همیشه بحث‌های دینی را دنبال کرده‌ام و مخصوصاً برای اثبات ولایت آقا امیرالمؤمنین با هم سن و سال‌هایم از اهل سنت بحث‌هایی می‌کردم که در اغلب آن موفق بوده‌ام و یا بهتر بگویم ناموفق نبوده‌ام. ولی در روستای ما با ظهور افرادی به نام منهاجیون، بحث با برادران اهل سنت را رها کرده و به مبارزه با منهاجیون پرداختم. از هر طریق با آنها جدل می‌کردم از واتساپ و حضوری و تلفنی و … ولی وقتی با این‌ها بحث می‌کردیم و دلیل از تفسیر آیات قرآن می‌آوردیم آنان رد می‌کردند و می‌گفتند تفسیر قرآن را از ثقل قرآن یعنی استادان منهاج فردوسیان بیاورید و یا وقتی حدیثی را می‌گفتیم، می‌گفتند این حدیث را پیدا نکردیم، یا جعلی است، یا در کتب اهل سنت آمده است، یا در منابع منهاج فردوسیان نیست و از این جوابها.
اینجا اعتراف می‌کنم که اطلاعات دینیشان بسیار بالا بود چون هر وقت می‌گفتم که دیگر جوابی ندارند، نمی‌دانم جواب را از کجا پیدا می‌کردند. زیرا زمانی که حدیثی از غیر منابع منهاج فردوسیان می‌آوردیم، آنان از منابع منهاج فردوسیان برای ما ضد آن حدیث را اقامه می‌کردند و یا مرا دائم ارجاع می‌دادند به کتابهای منهاج فردوسیان و سایت منهاجیار، که من جوابی نداشتم ولی با لجاجت قبول نمی‌کردم.
ولی الان اعتراف می‌کنم که اشتباه کرده‌ام و امیدوارم مرا ببخشید. نه تنها بنده که ما چند نفریم که با صحبت کردن با یکی از منهاجیون، پشیمان و نادم شده‌ایم و گفتیم در ماه مبارک رمضان که مواجه شد با میلاد کریم اهل بیت، حلالیت بطلبیم و گروهی را تشکیل داده‌ایم که اسمش را آن عزیز گذاشته «مستبصرین به منهاج فردوسیان».
می‌خواستیم دسته‌جمعی یک مطلب را برای شما بفرستیم و طلب بخشش کنیم ولی بنده به علت سؤالاتی که در ته دلم باقی بود جداگانه مطلبم را نوشتم. ولی اگر خدا بخواهد، گروهی هم مطالبی را خواهیم نوشت و شاید بیشتر مزاحمتان شویم با سؤالاتمان و با گروهی دیگر از منهاجیون به نام «رهپویان فردوس اعلی» مرتبط هستیم.
ببخشید از نوشتن این سؤالات.
۱ ـ آیا این تضعیف شیعه نیست که در این منطقه، این اشکالات و شبهات به وجود آمده که بنده به همه‌ی دینم شک کرده بودم و حتی شبها خوابم نمی‌برد؟ ولی از طرفی آنها با استدلال‌هایی که از بهترین کتاب‌های شیعه می‌کردند، انگار تمام دین بنده را به سخره گرفته بودند. نمی دانم چه بگویم.
۲ ـ آنها با استدلال‌هایی که در مورد شهادت ثالثه و یا مخصوصاً تشیع نانوشته می‌کردند مرا متحیر کرده بودند و ببخشید که این طور می‌گویم آیا خدای ناکرده این تقصیر شما و پیروانتان نیست؟ چون بعد از این قضایا به چند مطلب از اهل سنت حق می‌دادم مثل ریش گذاشتن و پنج وعده نماز خواندنشان و … به صورتی که می‌گفتم شاید حق با آنان باشد.
ببخشید که سرتان را درد آوردم و طولانی شد و از یکی از منهاجیون بسیار تشکر می‌کنم که هم در موقع بحث با اهل سنت خیلی از ایشان استفاده می‌کردم و الان هم که مرا با حق و حقیقت آشنا کرد.

به امید روزی که با همه‌ی افراد گروه، خدمت برسیم.
موفق باشید خداحافظ

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
باسمه تعالی

سلام علیکم
نظام جامع تربیتی منهاج فردوسیان، مجموعه‌ی واضحات و مسلّمات شیعه‌ی دوازده‌امامی است. از شیعه‌ی محقق و بی‌تعصب، جز اعتراف به حقانیت آن، پذیرفته نیست و در مقابل، مخالفت با آن، از سوی شیعیان دوازده‌امامی،‌ بسیار بسیار عجیب و خارج از قاعده است. پس این که نوشته‌اید شیعه هستید و به حقانیت قواعد و قوانین منهاج فردوسیان پی برده‌اید،‌ عجیب نیست بلکه دشمنی‌ها و مخالفت‌هایی که داشته‌اید، بسیار مایه‌ی تعجب است.
در هر حال،‌ بنده به سهم خودم عرض می‌کنم: «لا تَثْرِیبَ عَلَیکُمُ الْیوْمَ یغْفِرُ اللهُ لَکُمْ وَ هُوَ أرْحَمُ الرّاحِمِینَ» (سوره‌ی یوسف، آیه‌ی ۹۲) امروز بر شما سرزنشى نیست. ‏خدا شما را مى‏آمرزد و او مهربانترینِ مهربانان است.
از شما راضی هستم و حلالتان می‌کنم،‌ امیدوارم خدای منهاج فردوسیان شما را حلال کند و موفق به اصلاح اعتقادات و اعمالتان بر طبق قواعد نظری و قوانین عملی آن بداراد.
توجه داشته باشید که کفاره‌ی بدگویی و تاریک‌نمایی از نظام جامع تربیتی منهاج فردوسیان، تبلیغ و نشر آن است. همان قدر که با تبلیغات منفی خود، تشنگان را از رسیدن به چشمه‌ی زلال معارف ناب قرآن و روایات معتبر، دور کرده‌اید، باید بکوشید با تبلیغ مثبت، آنان را با عمق نورانی این نظام تربیتی،‌ آشنا سازید. تبلیغ و نشر منهاج فردوسیان، علاوه بر فایده‌ای که برای دیگران دارد، بیشترین فایده را برای خود مبلغ دارد که موجب عمیق شدن قواعد نظری و قوانین عملی آن، در جان و دلش می‌شود.

جواب ۱: تشیعی که بر خرافات و شایعات بنا شده باشد، همان بهتر که تضعیف شود و از بین برود. تشیعی نورانی است و می‌تواند پیروانش را به مقاصد عالیه‌ی دنیا و آخرت برساند که مستند باشد، یعنی برای هر دیدگاه یا دستور عملی‌اش، سند معتبر ارائه کند. پس، از این که به تشیع پر خرافات و شایعات بی‌اعتقاد شده‌اید یا دیگرانی مثل شما، بی‌اعتقاد خواهند شد، نگران نباشید. این خراب کردن بنای پوشالی، مقدمه‌ی ساختن بنایی محکم و نفوذناپذیر است. اگر شما به دین کوچه بازاری و بی‌سند خود مشکوک نمی‌شدید، عظمت نظام جامع منهاج فردوسیان را درک نمی‌کردید.

جواب ۲: تمام مذاهب و مکاتبی که دوام آورده‌اند،‌ بهره‌هایی از حقیقت دارند. یعنی قسمتی از تعالیمشان، درست و الهی است که با آئین‌ها و مطالب خودساخته آمیخته شده است. عامه که خود را «اهل سنت و جماعت» می‌خوانند و ما آنان را «اهل بدعت و ضلالت» می‌خوانیم، بهره‌های زیادی از حقیقت دارند ولی چون با تعالیم سقیفه آلوده شده، قابل استفاده نیست.
آنان به استاد اعظم (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) و قرآن کریم اعتقاد دارند و رو به قبله‌ای که ما به سوی آن نماز می‌خوانیم، می‌ایستند و کارهایی شبیه نماز انجام می‌دهند. پس نباید به خاطر این که آنان، حق را با باطل،‌ مخلوط کرده‌اند،‌ از حق خودمان دست بکشیم.
یهودیان، مسیحیان، زرتشتیان، بهائیان، سیک‌ها، جی‌ها و حتی شیطان‌پرستان، به برخی قوانین نورانی الهی، احترام می‌گذارند. آیا درست است که به خاطر احترام آنان به این قوانین الهی، ما آن قانون‌ها را نادرست بشماریم؟!
در تمام آئین‌های قدیم و جدید، احترام به پدر و مادر و سالخوردگان، مورد پذیرش است، حال آیا می‌توانیم این دستور نورانی الهی را به خاطر این که فلان فرقه‌ی باطله یا دین نسخ‌شده یا مکتب بشری، قبول دارد، کنار بگذاریم و به پدر و مادر و سالخوردگان، بی‌احترامی کنیم؟!
اگر اصحاب سقیفه،‌ به قوانینی مثل ریش گذاشتن و پنج وعده خواندن نماز‌ها احترام می‌گذارند، دلیل ناحق بودن این قوانین نیست، بلکه به معنی این است که آنان، در این قسمت، از حق پیروی می‌کنند و به اسلام ناب و واقعی، عمل می‌نمایند.
پس، دین خود را از سرچشمه‌های زلال قرآن و عترت بگیرید و هر جا و در دست هر کس که دیدید، تأییدش کنید حتی اگر در دست یهود و نصارا و کفار باشد. و مطالب بی‌اساس و ضد دینی را بشناسید و از هر کس که شنیدید، انکارش کنید، حتی اگر گوینده، خود را فقیه و مجتهد و مرجع تقلید بخواند.
وقتی اسلام ناب و خالص شیعی، ریش گذاشتن برای مردان را واجب می‌داند، هر مردی که به این دستور الهی عمل کند را در این کارش، تأیید کنید حتی اگر سنی یا غیر مسلمان باشد. و وقتی اسلام ناب و خالص شیعی، چیزهایی که در تشیع نانوشته برشمرده‌ایم را قبول ندارد و پشتیبانی نمی‌کند، آنها را از هیچ کس نپذیرید، هر چند گوینده، خود را شیعه‌ی دوازده‌امامی و دانای به کتاب و سنت و عترت بداند.
به عنوان مثال،‌ هر گاه دین خالص و ناب شیعه، قمه‌زنی را پشتیبانی نمی‌کند و آن را مستحب و مایه‌ی رسیدن به کمال و سعادت نمی‌داند، آن را بدعت بشمارید، هر چند فلان روحانی شیعه، تأیید و ترویج کند و ساده‌لوحان، او را «بزرگ مرجع تقلید» و «مرجع عالیقدر جهان اسلام» و «مرجع ولایی» و «حضرت آیه الله العظمیٰ» و … بخوانند.

امیدوارم نورانیت نظام جامع منهاج فردوسیان، سراسر زندگی دنیا و آخرتتان را فرا گیرد.
موفق باشید
حاج فردوسی

کلمات کلیدی: , ,

132
دیدگاهتان در باره‌ی مطلب بالا را بنویسید

 
 
 
50 نویسندگان
82 پاسخ‌ها
0 دنبال کنندگان
 
مرتب کردن بر اساس بیشترین بازخورد
مرتب کردن بر اساس داغ‌ترین دیدگاه
16 نویسندگان برتر
  مشترک شوید  
جدیدترین نظرات قدیمی‌ترین نظرات نظرات با امتیاز بالا
اشتراک برای:
لعیا زنگنه

سلام خدمت همه ی عزیزان و عالی قدران چقدر خوبه که ما دور هم جمع شدیم و سواد منهاجی خودمون رو با هم به اشتراک میزاریم این باعث میشه که ما بهتر بتونیم منهاج فردوسیان رو درک کنیم هر کس اگر تجربه ی خودش رو بگه قطعا ما خواهیم تونست که از این تجارب استفاده کنیم برخی ممکنه آزمون و خطاهایی در مسیر منهاج فردوسیان انجام داده باشند که با به اشتراک گذاشت نه اونها باعث میشن که سایر خواهران و برادران منهاجیشون هم از اونها فیض ببرن و کسب منفعت کنند پس از اینکه نظرات خودتون رو در این موضوع به اشتراک بذارید دریغ نکنید مثل همین دوست عزیز که به حضرت حاج فردوسی نامه ی عذرخواهی نوشتن.

احسان محبی

بله تجربیات زندگی بقیه خیلی میتونه به ما کمک کنه تا حدی که حتی کسایی هم که موفقیت رو سعی دارند وارد زندگی مردم کنند و به نوعی درس زندگی به مردم میدن هم این رو مهم ترین عامل میدونن برای اینکه شخصی در یک زمینه رشد و پیشرفت کنه به همین جهت تجارب شما عزیزان و بزرگواران خیلی به درد میخوره و همچنین تجربه ی من و این دوست عزیزمون و به زودی خود من هم تجارب خودم رو با شما بزرگواران در میون خواهم گذاشت. برای همه ی شما آرزوی سعادت و خوشبختی میکنم وامیدوارم در پناه خداوند یکتا به هر آنچه که از منهاج فردوسیان توقع دارید برسید و تحت نظر رهبری حضرت حاج فردوسی گرانقدر رهبر معنوی مشتاقان کمال و سعادت به اون چیزی که خدای شما از شما میخواد و انتظار داره دست پیدا کنید. موفق و سعادتمند باشید.

مهدی روایتی

سلام چه دعایی زیبایی کردید از شما بسیار متشکرم من هم از طرف جامعه ی منهاجی و همچجنین خودم از شما بسیار سپاس گذارم و برای شما بهترین ها رو از خداوند منان میخوام امیدوارم که شما در مسیر کمال و سعادت جزء طلایه داران سپاه منهاج فردوسیان باشید و اونقدر این مسیر رو کامل و بدون نقفص پیش ببرید که روزی بتونید به عنوان رهبر مانند حضرت حاج فردوسی در این زمینه قدم بردارید و هر کدوم از ما رهبر زندگی خودمون باشیم و دیگه به رهبری دیگران نیاز نداشته باشید و این توسط علم بی نظیری که حضرت حاج فردوسی راجع به منهاج فردوسیان با ما درمیون میزارن امکان پذیر خواهد بود. موفق و شاد باشید.

سامان پرستش

حضرت حاج فردوسی شما یک نعمت هستید از جانب خداوند که بر ما منهاجیون نازل شدید و ما قدر شما رو خواهیم دونست و از هر میزان علمی هر چند کم در هر مقاله ذکر کرده باشید ما از اون بهره ها خواهیم برد در زندگی خودمون مطالب شما نه تنها به درد زندگی آخرت بلکه به درد زندگی دنیا هم میخوره و میشه از اون استفاده ها برد و همچنینی یکی از دوستانی که داخل یک مقاله راجع به نعمت ها که وارد زندگی میشن از شما سئوال پرسیده بودن میخوام بگم که منهاج فردوسیان تمام نعمات دنیوی و اخروی رو میتونه در بر داشته باشه.

نجف الدین

با احترام خدمت حضرت حاج فردوسی، شما مقالاتی که متنشر می کنید ارزش بسیار بالایی دارند و باعث هدایت منهاج فردوسیان میشن و همچنین باعث میشن که ما بتونیم مسیر درست رو از مسیر اشتباه تشخیص بدیم به همین جهت نمیشه که انتقادی کرد گرچه که انتقاد باعث میشه که ما بهتر بتونیم به مسیرمون ادامه بدیم اما انتقادی که درست باشه نه انتقادی که فقط صرف بیان نظر هست به همین جهت میخوام به همه ی شما عزیزان بگم که دوستان من تا اونجا که میتونید مقالات حضرت حاج فردوسی رو بخونید و از بار معنوی اونها فیض ببرید که چنین منابع با ارزشی خیلی کم پیدا میشن. موفق و پیروز باشید.

مخدره ساتعی

با دورد به همه ی بزرگوران و به خصوص شما کاملا موافقم مقالات حضرت حاج فردوسی خیلی باعث میشن که ما بتونیم مسیرمون رو از مسیر اشتباه تشخیص بدیم به همین جهت از شما بزرگواران که در بخش کامنت ها هم شرکت میکنید متشکرم ممکنه که بپرسید چرا من متشکرم و دلیل هم این هست که هر منهاجی که نظر خودش رو درج کنه و دیدگاهش رو نسبت به یک مسئله بیان کنه و حتی اون دیدگاه به صورت تعریفی باشه و بار زیادی در اون وجود نداشته باشه باز هم خیلی کمک میکنه به سایر منهاجیون به همین جهت از شما بی نهایت سپاس گذارم.

کریمه مکانی

سلام به شما کاملا درست می فرمایید حضرت حجاج فردوسی از علم معنوی ای که دارن در اختیار ما منهاجیون قرار میدن و باعث میشن که مسیر خداوند و مسسیر هدایت رو بهتر به پیش ببریم به همین جهت از اونها میشه به عنوان یک مشعل استفاده کرد. حضرت بزرگ حاج فردوسی مقالات شما بی نهایت کم یاب هستند و ما منهاجیون افتخار می کنیم که در این وب سایت حضور داریم و از اونها بهره می بریم چرا که این بهره همونطور که مابقی دوستان اشاره کردند بی نهایت ارزشمند هست و نمیشه روی اون قیمت گذاشت.

صدیقه

بله و همینطور کتاب های ایشون که هر کدوم دریچه ای رو به بهشت رو به سوی باز میکنه وباعث میشه که ما به بهشت خداوند نزدیک تر بشیم ووارد اون بشیم و از همین جهت میخوام خدمت همه ی عزیزان بگم که بزرگواران کتاب های حضرت حاج فردوسی مبنی بر هدایت در منهاج فردوسیان نوشته شده پس اگر میخواین که بهتر و راحت تر در مسیر منهاج فردوسیان قدم بردارید خوندن کتاب های حضرت حاج فردوسی خیلی میتونه به ما در این زمینه کمک کنه برای همه ی شما آرزوی خرسندی و خوشحالی و خشنودی در تک تک لحظات زندگیتون رو دارم.

اکرم

سلام به همه ی منهاجیان گرامی وبه خصوص این دوستمون بله بی توجهی کردن خیلی دشمنان ما رو میتونه عذاب بده و زمانی که میبینن که ما حرف اونها اصلا هیچج عکس العلمی نشون نمیدیم و در واقع اصلا برای ما اونها مهم نیستن دیگه در اون زمان هست که اتفاقات خوب رخ میده یعنی دچار ضعف میشه دشمن ما و ما میتونیم به راحتی بر اون غلبه کنیم و مسئله ی مورد نظرمون رو حل کنیم حالا اون هر چی میخواد باشه مثلا میگن که منهاج فردوسیان یک فرقه هست ما با دلایل منطقی و مستنداتی که در دست داریم خلاف این امر رو ثابت میکنیم و اونها هستند که شکست خواهند خورد در این مسیر.

محمد ملایری

سلام اینکه بتونیم بی توجه باشیم خیلی مهمه چون مثلا میان دیگه و اونقدر روی ذهن ما میخوان کار کنن که بالاخره به نتیجه برسن خیلی از منهاجیون ممکنه در این راه کم بیارن و واقعا تغصیر خودشون هم شاید نباشه بلکه ذهن انسان اینطوری باشه که وقتی یک چیز رو خیلی زیاد تکرار میکنی باور میکنه به همین جهت اون حرف نادرستی که دشمنان برای منهاجیون تکرار میکنن مدام رو منهاجیان باور میکنن و اینطوری میشه که اونها به هدفشون میرسن یعنی همون تحت سلطه گرفتن باور های منهاجیون که مهم ترین ارزش و دارایی اتونها میتونه باشه در رابطه با منهاج فردوسیان.

مرتضی درخشنده

سلام این اتفاق میفته اما زمانی که منهاج فردوسیان هم مدام دلایل خودش رو دم گوش منهاجیون بخونه و بگه که چرا منهاج فردوسیان راست و درسته دیگه احتمال اتفاق افتاد این امر به حداقل میرسه به یاد داشته باشید که منهاج فردوسیان هر چی هم که باشی دارای یک رهبر بزرگ و معنوی به نام حضرت حاج فردوسی هست که رهبر مشتاقان کمال و سعادته پس ما که خواهان کمال و سعادت هستیم حتما چیزهایی رو می شنویم که به نفع ماست و کمال و سعادت رو برای ما در بر داره و برای ما کمال و سعادت رو به وجود خواهد آورد.

علی سعادتی

سلام این حرف شما متین و درسته اما همون دشسمنان ما میان اونقدر حرف خودشون رو منطقی جلوه میدن که واقعا انسان باور میکنه ومیپذیره که آره شاید راستی راستی منهاج فردوسیان دارای ایراداتی باشه نکنه من اینقدر راه اومدم تا اینجا با منهاج فردوسیبان دچار اشکال بشه میرم و بخوام که برگردم اینطوری که خیلی بد میشه و کلی میشینه و برای خودش فرضیه درست میکنه در مورد منهاج فردوسیان تحت سلطه ی همون باور اشتباهی که دشمنان منهاج فردوسیان در ذهن اون ایجاد کردن و واقعا نباید قدرت باورها رو دست کم گرفت وگرنه دشمنان ما شاید اینقدر هزینه برای جنگ نرم نمی کردند که بخوان ذهن ما رو در دست بگیرن.

خدیجه رضایی

همه ی حرف های شما درست اما وقتی انسانی ایمان داره و انسانی هست که به خداوند و مسیرش اعتقاد کامل داره هیچ وقت این حرف ها در اون تاثیر نمیزاره چون از اونها سعی میکنه که دوری کنه پس منهاجیون عزیز هر جا که حرفی شنیدید که ممکن بود که شما رو از مسیر خارج کنه به این نکته یاد کنید و این نکته رو به یاد بیارید که باید سریع تر از اون دور بشید و به مسیر خداوند نزدیک تر بشید اینطور خواهد بود که دشمنان ما یعنی همون دشسمنان منهاج فردوسیان هیچ کاری در برابر ما قادر نخواهند بود که انجام بدن.

پاکیزه روح

درود، این حرف هایی که میزنن ظاهر قشنگی داره اما باطنش واقعا سخت هست شما فکر کنید لحظه ای رو که مثلا دشمن بیاد راجع به منهاج فردوسیان کلی حرف نادرست بزنه اون وقت به نظرتون ما باور نمیکنی؟ این حتی برای کسانی که در دین هم بودند رخ میده مثل ابن ملجم مرادی که به حضرت علی علیه السلام ضربه وارد کرد یا کسانی که داستان زندگی مشابهی به او دارند در هر جهت که انجام دادن این کار که از اونها دوری کنیم سخته امیدوارم که خداوند این قدرت رو به ما بده که بتونیم دوری کنیم از این افراد و حرف هاشون.

شفیعی

قطعا خداوند این قدرت رو به ما میده اگر ما باور کنیم ولی اگر باورش نکنیم خب چه قدرتی میخواد به ما بده و خیلی زود ما از هم میپاشیم ما باید ایمان به منهاج فردوسیان رو در خودمون قوی کنیم تا کم کم زمینه ی از بین بردن دشمنان و افکار اونها رو هم بتونیم به وجود بیاریم اما اگر سر جای خودمون بایستیم و هیچ کاری نکنیم خب اون موقعغ قطعا دشمنان منهاج فردوسیان خیلی تلاش میکنن که ما رو از مسیر به در کنند و چون ما در مسیر خداوندی ترمز کردیم اونها حتی میتونن از ما جلو بزنن و دید ما رو نسبت به حضرت حاج فردوسی و منهاج بیان بد کنند.

نجمه سالاری

سلام اصلا ما نباید اجازه ی چنین کاری رو به اونها بدیم چون اونها اصلا در حد منهاج فردوسیان نیستن که بخوان چنین کاری رو انجام بدن و ما با تمام مقاومت و حد نهایت قدرتی که داری می بایست در برابر اونها بایستیم و در برابر اونها سر خم نکنیم وگرنه تا آخر عمر سر ما خم خواهد بود و این اصلا اتفاق جالبی برای ما نیست و باید این اتفاق عوض بشه و از خداوند منان خواستار این موضوع هستم که ما رو در مسیری قرار بده که هیچ دشمنی نداشته باشه و با قدرت و تمام توان بتونیم در مسیر خداوند پیش بریم و به نعمات زیادی در زندگی خودمون دست پیدا کنیم. موفق و پایدار باشید

شقایق

درود بر حضرت حاج فردوسی خیلی خرسندم که این همه منهاجیون دیدگاه بازی دارن و در مورد مسائل بی طرفانه و طبق مستندات حرف میزنن واقعا جای دیگه ای ندیدم که به این شکل باشه ودر مورد این مسئله که در مورد حرف مردم و دشمنان منهاج فردوسیان هست میخوام بگم که واقعا اگر ما بخوایم به حرف دشمنان عمل کنیم که دیگاه نورعلی نور هست نباید ما این کار رو انجام بدیم در غیراینصورت برای خود ما مشکلات بسیاری به وجود خواهد آمد به همین جهت از تمام منهاجیون عزیز میخوام که حرف دشمنان منهاج فردوسیان رو نادیده بگین و به اونها بی توجه باشن

نجفی اشرفی

کلید تمام مسائل در همین بی توجهی هست اگر ما نسبت به کسی بی توجه باشیم کم کم اون از ما دور و دور تر میشه این در مورد دشمنان ما هم صدق میکنه پس اگر ما نسبت به دشمنان منهاج فردوسیان بیایم و توجه کنیم تنها اتفاقی که رخ میده این هست که اونها به ما نزدیک و نزدیک تر میشن ولی اگر خلاف این امر عمل کنیم یعنی اینکه توجه نکنیم و سعی کنیم که نادیده بگیریمشون کم کم از زندگی ما خارج میشن و اون موقع دیگه واقعا دشمنی در اطراف ما نخواهد بود کلید تمام مسائل در همین بی توجهی کردن هست.

پروانه

خداقوت به همه ی منهاجیون خواستم بپرسم شخصی که به عنوان شمن منهاج فردوسیان شناخته میشه در جایی غیبت کنه از منهاج فردوسیان و بخواد که دروغ ببنده به منهاج فردوسیان و تهمت ناروا بزنه سزای این شخص در اخرت چیه و چه چیزی در آخرت نصیب این شخص میشه کسی که بدون منبع حرفش رو میزنه و خیلی از افراد ساده و کوته فکر رو به مسیر نادرست هدایت میکنه این شخص چه جایگاه در نظام خداوند داره و چطور خداوند با این شخص برخورد میکنه لطفا اگر میشه در این باره توضیحاتی رو به من ارائه بدئید متشکرم.

سجاد

ببینید شخصی که میاد و تمهت ناروا میزنه خب در درجه ی اول کاری خلاف دین انجام داده اون حتی اگه بگه منهاج فردوسیان نادرسته و باید طبق دین پیش رفت در واقع اون به حجرف دینش هم عمل نمیکنه و راهی که اون در پیش گرفته راه دین نیست چون دین حتی برای دشمنان هم احترام قائل هست اما این شخص شروع میکنه به تهمت ناروا زدن و دروغ گفتن و چیزهای نادرست گفتن که این ها تماما نشون میده که دین این شخص هر چی هست اسلام نیست و اون چیزی که به زبون میاره معیار نیست بلکه اون چیزی که عمل مکینه اصل هست.

بهزاد

سلام دقیق که نمیتونیم بگیم که چه جایگاهی داره چون در مقاوم قضاوت نیستیم شاید این شخص زبانا این حرف ها رو بزنه اما دلی به منهاج فردوسیان ایمان داشته باشه واقعا این موارد مشخص نیستند به همین جهت ما نباید بگیم که جایگاه اونها چی هست اما بنا به احتمالات وارد جهنم میشن چون کسی که تهمت بزنه و دروغ بگه راجع به یک شخص داره کاری خلاف دین انجام میده و حق الناس هم به گردن اون هست چون چیزی راجع به کسی میگه که حقیقت نداره به خصوص منهاج فردوسیان که مجموعه از انسان ها رو تشکیل میده پس این شخص داره در مورد شاید چندین میلیون انسان صحبت میکنه که برای حرفاش هم سند معتبری نداره.

کامران

جایگاه اون از نظر من یکی که جهنم هست چون واقعا من که کسی رو نمی بخشم که بخواد پشت سر من تهمت بزنه به من یا ناروا بگه و این فرقی نمیکنه برای منهاج فردوسیان بگه انگار برای من گفته چون من هم یک منهاجی هستم وزیر مججموعه ای از منهاج فردوسیان و اون شخص تا عمر داره برای رضایت من یکی تلاش کنه و زمانی که دشمنان منهاج فردوسیان این رو میبینن و این رو میخونن بدونن اون راهی که اونها میگن که بالاخره در اون راه هم تهمت زدن حرامه و دروغ گفتن ناشایسته و جزای اخروی داره پس به همون دینشون و مسیرشون من اونها رو میسپرم به خدا تا روز حساب بیاد.

شهرام

سلام طوری گفتید که حرف رو کامل کردید.خخخ. بله دقیقا اما باید ما منهاجی بودن خودمون رو در همه جا به اثبات برسونیم و نشون بدیم که منهاج فردوسیان چقدر بزرگ و خوب و عالی هست به همین جهت باید اینطور نسبت به اونها حرف بزنیم که ما کاملا اونها رو میبخشیم و اونها روبه خداوند واگذار میکنیم تا خداوند هر کاری که صلاح هست رو با اونها انجام بده و نسبت به اونها بی توجه میشیم و به راه خودمون ادامه میدیم و انشالله که اونها هم به مسیر ما هدایت بشن و لی اگر هم نشدن موردی نداره خداوندِ بالای سر هست و میبینه

زاهدی

سلام شاید این موضوعی که میخوام بگم با بحث ربطی نداشته باشه اما دوست دارم که بیانش کنم که ما خداوند رو انگار اشتباه گرفتیم خداوند موجودی نیست که در آسمان باشه، خداوند موجودی هم نیست که در زمین باشه پس اینکه میگید خدای بالای سر اشتباهه حتی ما زمانی هم که میخوایم دعا کنیم دست میبریم بالا چون همه پیشفرض این تو ذهنمون هست که خداوند در آسمان هاست ولی این اشتباه هست خداوند داخل سوره ی بقره میگه که من از رگ گردن به شما نزدیک ترم پس شما اگر میخواین در مرود نزدیکی خداوند بگید باید بگید خدایی که با ماست نه خدایی که بالای سر ماست این یک نکته بود که خواستم بیانش کنم. امیدوارم موفق باشید

پویان

سلام خدمت حضرت حاج فردوسی میخوام خدمت شما بگم که بسیار خرسند و خوشحالم که در جمع منهاجی ها قرار دارم و همینطور این نکته رو بگم که شما پاسخ های خیلی خوبی به افراد می دید به صورتی که دیگه نیازی نیست شخص بره دنبال منبع دیگه ای که به حقیقت برسه و جدای از این موضوع شما بهترین منابع رو انتخاب میکنیدو منابع غیر موثق رو به هیچ وجه نمی پذیرید وذکر نمی کنید به همین جهت میخوام از شما تشکر کنم که این چنین حرفه ای و این چنین خوب و عالی دارید مسیر منهاج فردوسیان رو پیش می برید این واقعا عالی هست و جای تشکر از شما رو باقی میزاره.

فهیمه

سلام بله حضرت حاج فردوسی شاید یکی از برتری های منهاج فردوسیان رو نسبت به مسیر های دیگه همین میدونن که برای حرف های خودشون سند کاملا موثق دارن که اون سند ها و اون منابع کاملا درست هستند و اگر به محتوای اونها دقت کنیم می بینیم که مورد تایید هستند اما برای از افرادی که مسیر های دیگه رو میرن هر منبعی رو به راحتی میپذیرم و هر چیزی رو به عنوان ارزش قبول میکنن که منهاج فردوسیان این کار رو نمیکنه و شاید به خاطر همین هم هست که منهاج فردوسیان اون قدر پیشرفت کرده و اونقدر خوب و عالی شده که حتی دشمنان اون هم روزی به کنار اون میان و در کنار اون قرار میگیرن

شایسته نظری

سلام خیلی خوب بودن حضرت حاج فردوسی بزرگوار واقعا پاسخ های خوبی بود و خیلی کمک کرد به ما و امیدوارم که از این نوع مقالات بیشتر منتشر کنید و بیشتر در این مورد حرف بزنید و توضیح بدید که به صورت کامل ما آگاه بشیم و بدونیم گه قضیه ی منهاج فردوسیان دقیقا چی هست راستش من خیلی وقت نمیکنم که کتاب بخونم اما مقالات شما رو میخونم و باید بگم که واقعا تاثیر گذار و جالب هست برام و خیلی نکات خوبی میشه پیدا کرد از داخل. براتون از خدای منان یک شادی بزرگ در زندگیتون رو می طلبم که فکر میکنم اون شاید به وجود اومده به واسطه ی منهاج فردوسیان.

نصرالله

درود به حضرت حاج فردوسی چقدر جالبه برام هر کدوم از منهاجیون که یک سئوال میپرسه منهاجیون دیگه چندین تا جواب بهش میدن و این باعث میشه که کامل اون شخص اگر گمراه هم شده در یک مسیر هدایت بشه و به سمت راست و درست بره و به همین جهت من به منهاج فردوسیان خیلی میبالم وخیلی افتخار میکنم و خوشحالم از اینکه یک منهاجی هستم و مسیری که حضرت حاج فردوسی رهبر بزرگ و معنوی مشتاقان کمال و سعادت باز کردن رو در پیش گرفتم این مسیر بی نهایت نعمت در بر داره که به انسان ها میرسه.

خادم

درود، بله حضرت حاج فردوسی به دلیل علم بالاشون در زمینه ی منهاج فردوسیان و همچنین منهاجیون خیلی در زمینه ی پاسخ دادن سئوالات دینی میتونن به منهاجیون کمک کنند و ایشون خودشون رو به عنوان یک رهبر معروفی کردن رهبری که ما رو به سوی کمال و سعادت هدایت میکنه پس قطعا شیطان در برابر ما نیرنگ های بسیاری خواهد داشت و حضرت حاج فردوسی با پاسخ هاشون اون نیرنگ ها رو به حداقل میرسونن و از این جهت واقعا متشکر و سپاس گذار از ایشون هستم و دستشون رو میبوسم.

زیبا

سلام راجع به عشقی که به حضرت حاج فردوسی دارید من کاملا این رو درک میکنم اما خود حضرت حاج فردوسی هم داخل مقاله ای گفتند که بوسیدن دست کار نادرستی هست به نظر و نباید انجام بشه بهتون پیشنهادم یدم که حتما این مقاله رو بخونید یک روایت رو توضیح میدن که در مورد بوسیدن دست یک کارگر توسط حضرت محمد هست و خیلی محتوای اون مقاله و کامنت ها میتونه به شما کمک کنه و شما رو راهنمایی کنه به امید هدایت همه ی منهاجیون عزیز و بزرگوار وامیدوارم که در زندگیشون و زندگیتون به هرچی که خواهانش هستید برسید.

بابک

سلام حالا این جمله رو دوست ما به صورت توصیفی گفتن و خواستن عشق خودشون رو به حضرت حاج فردوسی به این توصیف کنند اما واقعا اینطور نیست که بخوان این کار رو انجام بدن قطعا مشخص ترین خصوصیت منهاجیون این هست که به حرف عالم و فقیه خودشون گوش میکنند و نکاتی که اون به کار میبره رو رعایت میکنند پس این رو دوست عزیز ما فقط در حد یک حرف و جمله نوشتن و واقعیتی نداره به همین جهت لازم نیست که چنان در برابر این حرف گارد بگیریم چون گفتم که چیز زیادی مهمی نیست این موضوع.

فتحی

سلام به شما ایقدر حاج فردوسی پاسخ ها رو کامل میدن که دیگه واقعا جای تعریف دیگه ای نیست به عنوان مثال ببینید برای این نامه چقدر پاسخ های زیبایی نوشتند در پاسخ به اینکه طرف عذرخواهی کرده بود جضرت حاج فردوسی فرمودند که خدا انشالله بگذره خدای منهاج فردوسیان و چنین پاسخ های جالبی که واقعا زیبایی هایی دارند از حضرت حاج فردذوسی مشترم که وقت میزارن و پاسخ منهاجیون رو میدن تا منهاجیون به مسیر راست و درست هدایت بشن و بتونن به اون چیزی که واقعا لیاقتش رو دارن برسن.

ماهی

درود!! منهاج فردوسیان آدم رو به خیلی از خواسته هاش میرسونه اما آدم مکنه که به ایبن مسئله توج نکنه و بگه که نه تلاش خود من بوده که به این نعمت رسیدم در صورتی که اشتباه هست الان همین دوست ما نعمت اگاهی از این قضیه فکر میکنم که از سوی منهاج فردوسیان به ایشون باشه و به همین جهت ایشون هدایت شدن در مسیر راست و درست و از حضرت حاج فردوسی رهبر معنوی مشتاقان کمال و سعادت بی نهایت سپاس گذارم که با تدارک این وب سایت منجر به این شدند که ما بتونیم آگاهی های بیشتری ور در زندگی به دست بیاریم.

خیزران

سلام به منهاج فردوسیان و همه ی منهاجی های حزیز واقعا که منهاج فردوسیان یک چراغ هدایت هست برای همه ی ما و همه ی ما میتونیم در این مسیری که این چراغ برای ما روشن کرده قدم برداریم و در اون به آرزو ها و خواسته های خودمون برسیم منهاج فردوسیان با برنامه ی تربیتی ای که داره میتونه یک منهاجی فوق العاده رو شکل بده در وجود یک نفر و اون شخص رو تبدیل به یک منهاجی بکنه در هر صورت که منهاج فردوسیان بسیار عالی هست و امیدوارم که همه ی ما بتونیم روزی یک منهاجی موفق و زبان زد بشیم.

شهاب اکبری

با منهاج فردوسیان انسان درس آزادی و آزادگی میگیره به این شکل که حضرت حاج فردوسی میان و در مورد موضوعاتی که ممکنه خیلی ها در برابر اون گارد داشته باشن صحبت میکنن و حرف خودشون رو میزرنن جدا از اینکه مردم چی مخوا ن بگن بیا نظر مردم در این باره چیه این اخلاق خیلی خوبه و ما منهاجیان هم باید این اخلاق رو در خودمون شکل بدیم و از حضرت حاج فردوسی هم بسیبار ممنونم و از ایشون نهایت سپاس گذاری رو به جا میارم امیدوارم که در هر چا که هستند سایه خداوند دنباله رو ایشون باشه.

اسدی

این خیلی خوبه که شما الان به مشکل مسیر خودتون رسیدید و خواستید که مسیر خودتون رو عوض کنید وگرنه خیلی ها خیلی صدمه ها ممکنه به منهاج فردوسیان بزنن و بعد بیان ادعای حلالیت بکنن خب اونها صدمات حتی حبران ناپذیری ور به وجود آوردن و الان میان عذرخواهی میکنن و عذرخواهی اونها حکم همون نشو دار و بعد از مرگ سهراب رو داره و به هیچ دردی نمیخوره به همین جهت میخوام بگم که ما اگر هم میخوایم کسی ما رو حلالیت کنه و حلالیتش از ته دل باشه خب باید بریم و کار اشتباهی که در حق اون کردیم رو برطرف کنیم.

اصغر عرب

سلام کاملا موافقم وگرنه که اون عذرخواهی خب به چده دردی میخوره درسته این شخص سر به راه شده اما دیگه صدمات که وارد کرده چندیبن سال ممکنه طول بکشه که رد اون صدمات پاک بشه به عنوان مثال همین دوست ما اگر از مسیر برنمیگشتن ممکن بود تمام روستای خودشون رو بر علیه منهاج فردوسیان کنند ولی دشمن برای منهاج فردوسیان بتراشند خب انجام این کار قطعا برای منهاج فردوسیان کار رو خیلی سخت میکرد به همین جهت میخوام به همه ی عزیزان بگم که گوششون و چشمشون باز باشه و به این مسئله ی خیلی مهم تاکید داشته باشن

آرتا

درود به حضرت حاج فردوسی من نمیدونم زمانی که دنیا پر از خوبی و زبیبایی هست و همه ی ما انسشان ها میتونیم که با هم خوب باشیم و خبری روگسترش بدیم چرا باید رو در روی هم بایستیم چرا باید در برابر حق بایستیم و باطل رو تبیلیغ کنید در صورتی که خودمون هم درونا می دونیم که حق کدومه ولی باز هم سعی میکنیم که در مقابل اون بایستیم و از خودمون در برابرش واکنش نشون میدیم این یک کار کاملا اشتباه وغلطه و امیدوارم خیلی زود تمامی کسانی که در مقابل منهاج فردوسیان ایستادند این رو بفهمند.

شمیم

کاش بفهمند اما متاسفانه در مقابل فهمیدن این موضوع مقاومت میکنند و به همین جهت هم هست که ما منهاجیون میخوایم که در مقابل این حرف های اونها بایستیم با ایمان و اراده ی خودمون وثابت قدمیمون در مسیر منهاج فردوسیان تا اونها ببفهمند که ما منهاجیان بر روی منهاج فردوسی چقدر غیرت و تعصب داریم و حاضریم برای او بایستیم و از اون دفاع کنیم والبته که کلام حق دفاع نداره چون حقانیتش کاملا مشخصه.

داوود

سلام به نظر شما زمانی که این همه خوبی وجود داره آیا جهان هم میتونه این همه خوبی رو در خودش جا بده؟ شاید اول بگید آره ولی جهان با همی تفاوت هاست که داره رَوَندِش رو ادامه میده از همون اول اخلاف دیدگاه و حسادت در بین انسان ها وجود داشت تا همین الان از اون زمان از هابیل و قابیل گرفته که برادر بودند تا الان که حضرت حاج فردوسی هست و مخالفان حضرت حاج فردوسی در هر صورت که نمیشه در مقابل منهاج فردوسیان ایستادگی کرد چون کلامش حق هست اما این تفاوت ها هم باید باشه چون اگر نباشه معنی نداره اصلا.

نیره

کاملا موافقم این تفاوت ها هستند که معنی میدن به جهان واگر وجود نداشته باشن جهان واقعا بی معنی میشه شما لحظه ای رو فکر کنید که همه چی طبق روال بودو همه چیز خوب بود چقدر جهان بی معنی وپوچ میشد اما الان جهان با تفاوت هاش باعث پویایی انسان ها شده وباعث شده که انسان ها به حرکت در بیان وبرای بهبود زدنگی انسان های دیگه تلاش کنن به همین جهت و همین تفاوت ها هست که باعث میشه تغییرات بزرگی در جهان هستی شکل بگیره وهمین تفاوت دیدگاه ها هست که دیدگاه درست تر رو نشون یمده ما بین بقیه.

خرمدل

بله دقیقا و کسانی که از چشم دل به موضوع نظاره کنند متوجه این موضوع خواهند شد که حقیقت در بین این همه تفاوت و ممکنه حتی مخفی کارهای خودش رو نشون بیده و حقیقت منهاج فردوسیان هست. حقیقتی که همهی ی انسان ها میتونن به اون واقف باشن و از اون اطلاع داشته باشن اما بعضی ها در مقابل اون می ایستند و اتفاقا چه خوب که ایستادگی کنند چون منهاج فردوسیان بیشتر حقانیتش به ما ثابت میشه و برای ما ثابت خواهد موند در هر صورت که اون افراد جزء خستگی خودشون کار دیگه ای انجامم میدن. موفق و پایدار باشید ودر پناه خداوند همیشه سربلند و آزاده باشید و همیشه بهترین ها رو انتخاب کنید.

زهرا

سلام به واسطه ی جامعه ی منهاجی دیگه دلیلی نیست که بخوایم از دشمنان منهاج فردوسیان هراسی داشته باشیم چرا که جامعه ی منهاجی با ایمانی که داره وبا قدرت و پشتکاری که به همراه داره سعی میکنه که دشمنان خودش رو از راه کنار بزنه و به مسیر خودش ادامه بده. جامعه ی منهاجی کارهای بسیار مهمتری داری تا اینکه بخواد با دشمان کوتاه فکر خودش سر و کله بزنه و در مورد اونها بحث کنه و منهاج فردوسیان جایی هست برای رشد و پرورش شخصی خودمون پس قدر اون رو باید بسیار بسیار بدونیم.

امید کاظمی

من در ادامه ی توضیحات شما میخوام بگم که ما به واسطه ی این روش که شما می فرمایید استقامت دین رو می افزایم با افزایش علم و آگاهی خودمون در مورد خداوند و همچنین افزایش توان رقابتی با دشمن میتونیم که قدمی به پیش گذاشته و از دشمن جلو بزنیم فقط و فقط باید سلاح مرگ بار ایمان رو در دست بگیریم وبر دشمنان خودمون غلبه کنیم .عزیزان دشمنان منهاج فردوسیان از طریق زیادی وارد میشن که از ارزش های منهاج فردوسیان کم کنند بر این امر واقف باشید و به اونها اجازه ی انجام چنین کاری رو ندید.

صغری افسری

من در ادامه ی توضیحات شما میخوام بگم که ما به واسطه ی این روش که شما می فرمایید استقامت دین رو می افزایم با افزایش علم و آگاهی خودمون در مورد خداوند و همچنین افزایش توان رقابتی با دشمن میتونیم که قدمی به پیش گذاشته و از دشمن جلو بزنیم فقط و فقط باید سلاح مرگ بار ایمان رو در دست بگیریم وبر دشمنان خودمون غلبه کنیم .عزیزان دشمنان منهاج فردوسیان از طریق زیادی وارد میشن که از ارزش های منهاج فردوسیان کم کنند بر این امر واقف باشید و به اونها اجازه ی انجام چنین کاری رو ندید.

لاله محبیان

سلام با جامعه ی منهاج فردوسیان ما قوی ترین سلاح رو در برابر دشمنان خودمون خواهیم داشت حتما شنیدید تا جالا که میگن قلم مرگ بار ترین سلاح دنیاست و قطعا به همین شکل هست و علم و دانش هم در کنار اون جزء مرگ بارترین ها به حساب میاد پس ما باید خودمون رو به این دو سلاح بسیار قوی مجهز کنیم و با افزایش علم و آگاهی خودمون در باره ی منهاج فردوسیان به دشمنان اون اجازه ندیم که سخنان حجو و بیهوده در مورد جامعه ی منهاجیون به زبون بیارن و با توضیحات منطقی خودمو ن وانها را خاموش کنیم.

شهره

سلام منهاج فردوسیان یک در هست به سوی بهشت که در دنیای امروزی قرار داره و اگر دشمنان اسلام بخوان اون رو هم از بین ببرن که هر گز نخواهند تونست دیگه واقعا نمیشه امیدی داشت به ادامه ی پیشرفت جامعه ی بشری به همین منظور میخوام که خدمت شما بزرگواران و عزیزان بگم که جامعه ی منهاج فردوسیان هر چی که باشه مسیری هست به سوی کمال وسعادت و ما نباید ساده از اون عبور کنیم یا به دشمنان اجازه بدیم که ساده اون رو از بین ببرن پس بیاین و با قدرت خودمون جلوی دشمنان بایستیم.

محمد

سلام منهاج فردوسیان رو کاملا من باور کردم و باور دارمش و هیچ کس و هیچ چیز نمیتونه جلوی این باور من نسبت به منهاج فردوسیان رو بگیره فقط دوستان به خاطر بیارید که حضرت حاج فردوسی عمرشون رو برای منهاج فردوسیان گذاشتن و این به معنای اتلاف عمر نیست بلکه معنای بیبشتری از این داره و ما باید درک کنیبم که چرا حضرت حاج فردوسی حاضر شدند در این زمینه به تحقیق و مطالعه بپردازندو در مقام رهبر معنوی قرار بگیرن در منهاج فردوسیان هم اینها سئوالاتی هستند که ما اگر نسبت به منهاج فردوسیان شک کردیم باید از خودمون بپرسیم.

کاظم

سلام با پیشرفت جامعه ی منهاجی دشمنان ما هیچ شانسی برای پیروزی در برابر ما ندارن به خاطر بیارید حرف های این دوستمون رو که میگفتن اوایل در مقابل منهاج فردوسیان ایستاده بودند اما بعد وارد منهاج فردوسیان شدند این یعنی سلاح منهاج فردوسیان حتی دشمنان رو هم تبدیل به دوست و یار میکنه پس نیازی نیست که اینطور از دشمنان منهاجیون بترسیم چرا که ما سلاحی داریم به نام منابع موثق و برنامه ی تربیتی منهاج فردوسیان که دشمنان ما از داشتن اون بی بهره هستند پس جای نگرانی نیست.

کاوه

سلام به همه ی عزیزان دوستان من غیرت و تعصب شما رو نسبت به جامعه ی منهاج فردوسیان درک میکنم و می پسندم ولی چرا اینقدر حرف از دشمن و جنگ میزنید مگه قرار جنگ جهانی برگزار کنیم؟ خیر با منهاج فردوسیان من فقط سعی میکنیم که خودمون رو به خداوند برسونیم حالا اگر بقیه هم همراه ما شدند که خداوند یار اونها ولی اگر هم نشدند که دیگه مانعی نیست که اونقدر ما بخوایم در مورد اونها جبهه بگیریم یا در مورد وانها حرف بزنیم. هر چقدر حرف بزنیم بیشتر به اونها قدرت میدیم.

رویا

سلام به شما ببینید حرفتون متین و کاملا درسته اما این منهاج فردوسیان نیستند که میخوان با ای ن افراد بجنگند بلکه این دشمنان منهاج فردوسیان هستند که میخوان به نوعی مانعی بشن برای اون وگرنه که منهاج فرودسیان و حضرت حاج فردوسی که به صورت کاملا واضح میبینیم که دارن مسیر خودشون رو میرن ولی بعضا مثلا برای ایجاد تفرقه بین منهاجیبون به خصوص اینهایی که تازه وارد منهاج فردوسیان شدند میان شایعه میکنن که منهاج فردوسیان یک فرقه هست یا چنین چیزهایی و این وضعیت جامعه ی منهاجی ما رو بدتر میکنه.

بابک

سلام بله دقیقا و به خاطر همین موضوع هم ما نباید در برابر اونها کوتاه بشینیم من منظور دوستمون رو درک کردم که میگن هر چی بیشتر در موردشون حرف بزنیم بییشتر بهشون قدرت میدمم اما بزرگوار ما براسی شناختن نقشه های دشمن و این که قرار هست در بعدا چه اقداماتی علیه منهاج فردوسیان انجام باید باید در مورد اونها صحبت کنیم و راه های نفوذشون به منهاج فردوسیان رو بشناسیم امروزه از هر طریقی این افراد سعی میکنند که به هدف خودشون برسن پس ما با این صحبت کردن به اونها اجزه ی این کار رو نمیدیم.

اکبر

سلام خدمت حضرت حاج فردوسی بزرگوار خیلی خیلی خوشحالم که در جمع منهاج فردوسیان قرار دارم حضرت حاج فردوسی محترم از اونجا که من زیاد مطالب شما رو پیگیری میکنم میتونم بگم که هر کسی که بر خلاف شما صحبت میکنه یعنی اینکه هنوز کامل شما رو نشناخته یا کامل در مورد شما مطالعه نکرده به همین جهت هست که دهانش رو باز میکنه و حرف های نامربوطی میزنه که به هیچ وجه سندیت ندارند و از شما میخوام که به این افراد توجه نکنید چرا که این افراد به عنوان یک سم شناخته میشن در مسیر رسیدن به هدفتون. موفق و پایدار باشید.

سید احمد

سلام به شما ببینید حرف شما کاملا درست هست اصلا به بعضی از ادما ها نباید توجه کرد تمام تلاش اونها این هست که بخوان که ما رو از رفتن به ادامه ی مسیر متوقف کنند و اگر ما هم بخوایم طبق نظر اونها عمل کنیم و طبق چیزی که اونها میخوان عمل کنیم دیگه کلاه ما هم پس معرکه هست به همین جهت باید واقعا نسبت به اونها بی تو.جه باشیم اگر توجه کنیم یعنی چیزی که اونها میخواستن رو بهشون دادیم و این یعنی پذیرش شکست در برابر اونها که به هیچ وجه درست نیست به همین جهت به همه ی منهاجیون عزیز عرض میکنم که در برابر دشمنان منهاج فردوسیان فقط بی توجه باشید.

خرم

سلام کاملا جالبه و همین افراد هم روزی بر میگردن و میخوان که داخل منهاج فردوسیان بشن خب بگو تو که از همون اول میدونستی که قرار داخل منهاج فردوسیان بشی و یک منهاجی بشی پس چرا اینقدر سر راه منهاجیون مانع میگزاشتی و بیخود با اونها مخالفت میکردی البته منظور من دوستی که این نامه رو نوشتن نیست بلکه با دیدگاه کلی نسبت به مخالفان منهاج فردوسیان حرف زدم تا این نکته روشن بشه که منهاج فردوسیان قصدش بنای اسلام هست نه تخریب اون و با منهاج فردوسیان انسان به والا ترین درجات میرسه.

فرشید

سلام توسط منهاج فردوسیان هست که انسان در مسیر کمال و سعادت واقعی قرار میگیره مگه پوستر های حضرت حاج فردوسی رو داخل چندتا مقاله ی قبلی ندید؟ داخل اونها میگفت که منهاج فردوسیان حتی از هوای پاک هم واجب تره پس دوستان خوب من دشمنان منهاج فردوسیان هر چقدر هم که بزرگ باشند در برابر اهمیت منهاج فردوسیان هیچ هستند و نباید به اونها توجه کنیم در غیر این صورت خودمون از مسیر درست باز میمونیم چون وقتمون رو درگیر کارهای بیهوده میکنیم که هیچ فایده ای نداره. موفق و پایدار باشید.

نعیمه

سلام با منهاج فردوسیان انسان به خوشبختی واقعی دست پیدا میکنه و اینکه یک شخص بیاد و در برابر منهاج فردوسیان بایسته یعنی اینکه داره خودش رو از خوشبختی محروم میکنه و این تقصیر من و شما نیست یا مسیری که داریم میریم بلکه از جهالت خود اون شخصه هست و نباید ما واقعا به این افراد کوچکترین توجهی کنیم به مانند نظر دوستان چون اونها فکر میکنن که یا شخصیت خیلی بزرگی هستند یا اینکه مسیرشون مسیر دررستی هست در صورتی که هر دو گزینه اشتباه هست پس بیاید منهاج فردوسشیان رو خیلی زیبا و عالی پایه ریزی کنیم.

نیاز

سلام هر چقدر هم که از منهاج فردوسیان بد بگن و مخالف با منهاج فردوسیان بشن باز هم حقیقت پوشانده نیست داخل همین مقاله خوندیم که این دوست ما زمانی که در مقابل منهاج فردوسیان ایستاده بود ایشون و دوستاش هر تلاشی میکردند نمیتونستن دلیلی قانع کننده تر از منهاجیون بیابند برای اینکه به اونها بگن مسیرشون اشتباه هست این چیزی هست که حتی خوددشمنان هم از اون آگاه هستند اما اینکه چرا منهاجی نمیشن و یا اینکه چرا نمیخوان که حقیقت رو بپذیرن یک چیز مخوف مونده بین اونها که امیدوارم روزی خداوند این توفیق رو نسیب اونها کنه واونها وارد منهاج فردوسیان بشن.

کمال

سلام برنامه ی تربیتی منهاج فردوسیان فکر میکنم حتی برای دشمنان خودش هم دارای برنامه هست چون منهاج فردوسیان خواستارن رسیدن آدمی به کمال و سعادت هست اما از روی دیگه ای تا آدم خودش نخواد هیچ کسی نمیتونه به اون کمکی بکنه به همین جهت هر چقدر منهاج فردوسیان بخواد تلاش کنه ولی دشمنانش نخوان که بپذیر در این صورت تنلاش منهاج فردوسیان بیهوده خواهد بود و بهتره که تمرکزش رو بر روی اهداف دیگه ای بگذاره.

محمد

سلام به شما بزرگوار حرف زیبایی زدید اینکه کسی بخواد دشمن خودش رو به مسیر درست بیاره در صورتی که اون شخص یعنی دشمن اون هر کاری برای تخریب اون میکنه هیچ وقت نخواهد تونست که اون رو به مسیر درست هدایت کنه به همین جهت بهتره که نسب تبه دشمنان بیخیال بود و فقط مسیر خودمون رو بریم زمانی که مسیر ما بهمون نتیجه داد و همچنین مسیر ما باعث شد که به کمال و سعادت برسیم اون موقع همه ی دشمنان ما میخوان که در کنار ما قرار بگیرن این قانونی هست که جهان داشته و حتی اگر به صورت علنی نگن که ما میخوایم با شما باشیم قطعا در دلشون این حرف رذو به خودشون خواهند زد.

محمد علی خرسند

سلام منهاج فردوسیان رو هیچ کسی نمیتونه تخریب کنه چون توانایی این کار رو نداره منهاجیون افراد قوی و سر سختی هستند که توسط حضرت حاج فردوسی رهبر معنوی مشتاقان کمال و سعادت تربیت شدن پس اونها رقیب ساده ای نخواهند بود برای دشمنان منهاج فردوسیان و از همین الان این نکته رو عرض کنم که همه ی این دشمنان فقط و فقط به ضرر خودشون عمل میکنن این ها به طور ناخواسته باعث تبلیغ منهاج فردوسیان هم میشن اتفقاقا چون منهاج فردوسیان که مسیرش حقه و زمانی که این افراد در برابر اون ایستادند منهاج فردوسیان با دلیل قانع کننده پاسخ اونها رو میده در نهایت مردم که میبینن منهاج فردوسیان چنین دلیل های قاطعی داره به سمت منهاج فردوسیان حرکت میکننن.

پریا

سلام بله و حتی دشمنان منهاج فردوسیان هم به نفع منهاجی ها عمل میکنن و برای اونها سبب خیر میشن چون چیزی که مسیرش حق هست، چیزی که مسیرش درست هست اصلا دیگه معنی نداره که بخواد وارد مسیر اشتباه بشه یا اینکه دشمنان اون بخوان راه اون رو سد کنن چون اگر بخوان هم نمیتونن به عنوان مثال منهاج فردوسیان در برابر کسایی که میگن اون یک فرقه هست پاسخ های قاطعی داره به همین جهت مردم به سمت منهاج فردوسیان میبان چون اون دلایل قاطع باعث شده مردم به منهاج فردوسیان اعتماد کنند و بخوان که یک منهاجی بشن.

نسیم

خیلی خوب بود. موفق و سربلند باشید.

حسام

سلام منهاج فردوسیان با این فرد چه کرده که چنان عشقی در وجود اون شکل داده که حاضر شده اشتباهات خودش رو در معرض عموم به زبون بیاره و از حضرت حاج فردوسی رسما عذرخواهی کنه چقدر منهاج فردوسیان تونسته تاثیر گذار باشه و خدمت همه ی دوستان میخوام بگم که عزیزان منهاج فردوسیان رو اگر جدی بگیریم ما رو به بالاترین درجات معنویست و سعادت خواهد رسوند و این یک چیز تضمین شده هست چرا که رهبری منهاج فردوسیان رو حضرت حاج فردوسی بر عهده دارند.

رحیم

سلام به منهاج فردوسیان چقدر عالی این مقاله نوشته شده واثقعا از نویسنده ی اون متشکرم و همچنین نویسنده ی این نامه ی بسیار فوق العاده به حضرت حاج فردوسی من از خدا برای ایوشن توفیق رسیدن به درجات والای بهشت رو میخوام چرا که با حقیقت آشنا شدن و حق ایشون هست که در بهشت خداودن برای همیشه در نعمت باشند اما اگر گناهی هم از ایشون سر بزنه به واسطه ی راهنمایی های منهاج فردوسیان در خواهد یافت که چطور اثرات اون گناه رو از زندگی خودش پاک کنه و خودش رو از گناهان مبرا کنه.

نجمه

سلام منهاج فردوسیان پاکی هست و غیر پاکی در اون جایگاه نداره اگر شخصی کوچکترین ناپاکی داشته باشه ممکنه که در ظاهر اون دیده نشه اما منهاج فردوسیان هرگز چنین شخصی رو داخل خودش جا نمیده تا وقتی که اون شخص پاک بشه به همین جهت شخصی که میخواد منهاجی بشه بهتره همون اول از گناهانی که کرده طلب توبه و استغفار کنه و سپس وارد منهاج فردوسیان بشه تا به واسطه ی علم بی نظیر حضرت حاج فردوسی به سویب کمال و سعادت رهسپار بشه. امید موفقیت همه ی عزیزان در مسیر رسیدن به خداوند.

سهیل

سلام کاملا موافقم منهاج فردوسیان جای افراد پاک سرشت هست و کسانی که ناپاکی در وجچود اونها جای داره واقعا در منهاج فردوسیان جایی ندارند چون مهمترین لازمه برای منهاجی شدن داشتن کرداری نیک هست که اگر شخص از اون محروم باشه اصلا شرایط ورود به منهاج فردوسیان رو نداره ممکنه دراوایل نقش خودش رو خوب بازی کنه و یک منهاجی تمام عیار خودش رو معرفی کنه اما در واقعیت اینطور نیبست و این شخص هیچ جایگاهی در منهاج فردوسیان نخواهد داشت به امید سلامتی و ثروت برای همه ی عزیزان.

مجتبی

سلام د مورد دعای اخرتون که گفقتید به امید ثروت و سلامتی برای همه ی عزیزان میخوام بگم که ما هممون الان به یک ثروت بزرگ دست پیدا کردیم و البته یک ثروت نه دو ثروت عظیم و بزرگ که یکی جامعه ی منهاج فردوسیان هست و یکی هم حضرت حاج فردوسی رهبر معنوی مشتاقان کمال و سعادت که درود خداوند بر ایشون باد حضرت حاج فردوسی به وسیله ی راهنمایی های خودشون باعث میشن که انسان مسیر درست رو بشناسه و زمانی که انسان در مسیر درست قرار گرفت قطعا نعمت و سعادت زیادی در زندگی اون به وجود خواهد اومد.

سحر

سلام منهاج فردوسیان رو من قبول دارم وبه این دوستمون هم تبریک میگم که تونستن راه حق رو از باطل بشناسن و خیلی سریع در مسیر حق قدم بردارن دوست بزرگوار من اگر در این وب سایت هستید و کامنت من رو میخونید بدونید و آگاه باشید که منهاج فردوسیان باعث سعادت و کامیابی شما خواهد شد و باعث میشه که شما در مسیر کمال قدم بردارید و در مسیر کمال بمونید ممکنه الان شاید به دلیل اینکه اول راه هستید نشون های کمال رو به درستی نبینید اما به صورت تکاملی و قدم به قدم این نشونه ها خودشون رو به شما نشون خواهند داد.

مریلا

سلام من هم موافقم که به صورت تکاملی ایشون کمال و سعادت ور میبینن پس نباید همین اول که داخل منهاج فردوسیان شدند مثل مقاله ی پاسخ به دوستی که میگفت با ورود به منهاج فردوسیان می خواد از نعمات برخوردار بشه توقع چیزهای زیادی رو داشته باشند بلکه باید صبر پیشه کنند و به اندازه ی تلاششون قطعا ایشون نتیجه خواهند گرفت و هر چقدر هم که در مسیر منهاج فردوسیان کوشا باشند و تلاش کنند خداوند اجر و ثواب بیشتری رو به ایشون عطا خواهد کرد به امید روزی که همه ی دشمنان منهاج فردوسیان در کنار اون قرار بگیرند و لقب دشمن از اونها گرفت هبشه.

ساره

سلام من حتی اونها رو دشمن هم نمیدونم بلکه اشخاصی میدونم که اومدن که به ما کمک کنند که سریع تر به کمال و سعادت برسیم شاید براتون جای تعجب باشه اما واقعا به همین شکله اگر کمی به عمق مسئله نگاه کنید می بینید که همین افراد ایرادهایی مثلا از منهاج فردوسیان میگیرند و حضرت حاج فردوسی در پاسخ به اون ایرادات نکاتی آموزنده رو ذکر میکنند ممکنه این پاسخی برای اونها باشه اما همین پاسخ اونقدر بار معنوی داره که کلی انسان میتونه از اون چیز یاد بگیره به همین جهت هست که میگن اونها حتی اگر هم به ضرر منهاج فردوسیان کمک کننده اگر ما دیدمون رو عوض کنیم خواهیم دید که به نفع ما کاملا عمل میکنند.

علیرضا

سلام کاملا ماوفقم دشمنان ما به نفع ما عمل می کنند اگر ما با برنامه و سیاست پیش بریم و بخوایم که واقعا به صورت یک منهاجی واقعی رفتار کنیم مثلا در برابر پاسخ های توهین آمیز دشمن ما سکوت نکنیم اما طوری هم جواب ندیم که مثل اون شناخته بشیم بلکه پاسخ ما طوری آقا منش باشه که همه ی افراد بدونن که منهاج فردوسیان چگونه انسان ها رو تربیت میکنه و فرق یک منهاجی با غیر منهاجی در چی هست و اون موقع هست که انسان واقعا به کمال و سعادت حقیقی دست پیدا میکنه چون به عنوان یک انسان آقا منش و نیک سرشت از او یاد میشه.

مهدیه

سلام به حضرت حاج فردوسی رهبر عزیز و محترم ما خواستم خدمت شما ذکر کنم که ما منهاج فردوسیان و ما منهاجیون برای همیشه به پای منهاج فردوسیان خواهیم نشست و نمیزارم که کسی این مکتب که عشق الهی رو در وجود ما به وجود آورده از بین ببره و قطعا در برابر اونها ایستادگی خواهیم کرد حضرت حاج فردوسی عزیط اینگونه افرادی هرگز باعث نا امیدی شما از انسان ها نشن چرا که اینگونه افرادی فقط به فکر منفعت های شخصی خودشون هستند و همچنین باعث میشن که ما فکر کنیم که انسان واقعا برده ی شیطان هست منظورم از این افراد کسانی هستند که در مقابیل منهاج فردوسیان سعی می کنند که ایستادگی کنند.

سارا

سلام منهاج فردوسیان یک مکتب شور و عشق الهی هست و خیلی خیلی درجه اش بزرگ تر از این آدم هست و اصلا نباید با اینگونه انسان هایی مقایسه بشه چرا که ممکنه از شان اون کم بشه چنین انسان هایی که فقط بلد هستن مخالف کنند و ایراد بگیرند هرگز در مکتب منهاج فردوسیان جایی ندارند چرا که منهاج فردوسیان محلی هست برای عاشقان خدا که میخوان به خداوند دست پیدا کنند و کمال و سعادت رو در زندگیشون به طور کامل حس کنند ولی اینگونه افرادی هرگز با خداوند و مکتب خداوند جور در نمیان پس بهتره اونها رو با هم یکی ندونیم.

شادی رحیمی

سلام بالاخره هر چی که باشه اونها هم بندگان خداوند هستند و اونها هم حق زندگی کردن دارن حالا اگر نظر متفاوتی با ما دارند اشکالی نداره هر کسی میتونه نظر خودش رو بیان کنه تا زمانی که بلی احترامی و بی حرمتی نشده قطعا ما منهاجیون توقع و انتظار این رو نداریم که کسی که با منهاج فردوسیان مخالف شروع به توهین به اون بکنه بلکه فقط میتونه نظر خودش رو بیان کنه و دلیل مخالفتش رو و اون وقت ما منهاج فردوسیان به واسطه ی مدرک هایی که داریم با اون صحبت میکنیم تا در نهایت شخصی که حرفش درست هست مشخص بشه اما هرگز توهین در این بین جایگاهی نداره.

ستاره

سلام خطاب به دوستی که در مورد توهین کردن صحبت کردند خواستم بگم کسیب که توهین میکنه دیگه اصلا ارزش صحبت کردن نداره که ما وقتمون رو بخوایم برای اون شخص بزاریم بلکه خیلی کارهای مهم ترین داریم که می بایست به اون کارها بپردازیم که این افراد و اینگونه اشخاص دیگه واقعا در اون جایگاه نیستند که ما بخوایم برای اونها این کار ها رو نادیده بگیریم به هر جهت شخصی که نظر مخالف داره نظرش محترمه و میتونه بیان کنه اما توهین نشون دهنده ی ضعف شخصیتی اون ها هست.

راحله

سلام توهین کردن نشون میده که شخص واقعا در این بین مقصر هست و شخص حرفی نداره که با اون بخواد اثبات کنه ادعای خودش رو به همین جهت تکیه بر توهین و حرف ناسزا میکنه تا بتونه معرکه رو به سمت خودشو به نفع خودش به اتمام برسونه ولی در رابطه با منهاج فردوسیان این حرف کاملا رد میشه چرا که اولا منهاجیون اجازه ی توهین نخواهند داد و دوما که اصلا فرهنگ منهاج فردوسیان عجین شده با توهین نیست و هر جا که توهین بود اونجا محل تردد منهاج فردوسیان هم نخواهد بود.

فرزاد اکرمی

سلام داخل کامنت هایی که پاسخ شما رو دادن خوندم که در مورد توهین کردن نشوسته بودن چقدر زیبا دوستان بیان کرده بودند که منهاج فردوسیان اصلا قصد توهین هم نداره اما حرف حق رو میزنه و هیچ کس نمیوته در برابر حرف حق مقاومت کنه چرا که حرف درست جواب نداره و حرف راست حساب و کتاب نداره و حتی منهاج فردوسیان رو هم مککنه متهم کنند به بر هم زدن نظم عادی واز بین بردگ فرهنگ کشور که این رو دشمنان منهاج فردوسیان ممکنه بگن اما منهاج فردوسیان طریقت نظم بخشیدن هست نه نظم از بین بردن.

خیرالله

سلام خیلی خوشحالم که در جمع شما منهاجیون عزیز قرار دارم من مقالات حضرت حاج فردوسی رو میخونم و در کامنت های ایشون شرکت میکردم و میکنم و خیلی میتونم بگم که به من کمک کرده که بهتر با منهاج فردوسیان آشنا بشم و اگر در بخش کامنت ها فعال نبودم شاید واقعا شناخت این مسئله برای من کار راحتی بود پس همین امر باعث شده که من بتونم منهاج فردوسیان رو بهتر درک کنم پس عزیزانی هم که در مورد منهاج فردوسیان سئوال دارند اگر در بخش کامنت ها فعال باشند خیلی زود جواب خودشون رو میگیرن.

بابک

سلام به واسطه ی برنامه منهاج فردوسیان به خیلی از علم های زیبا میشه دست یافت. علومی که باعث خوشبختی انسان میشه این علوم باعث میشه که انسان در درجه ی منهاج بهشت قرار بگیره و از روزی های پاک خداوند بهره مند بشه اول اینکه برای تمام منهاجیان عزیز این موقعیت در بهشت رو میخوام و دوم اینکه امیدوارم تمام کسانی که در مقابل منهاج فردوسیان می ایستند بفهمند که راهی که در پیش گرفتند به نا کجا آیاد ختم میشه پس بهتره هر چه سریعتر خودشون هم یک منهاجی بشن تا در مسیر درست قرار بگیرن.

شقایق

سلام چقدر زیبا در مورد این مسئله ذکر کردید بله دقیقا به همین شکل هم هست کسی که در برابر منهاج فردوسیان بخواد ایستادگی کنه در نهایت این خودش هست که شکست میخوره و منهاج فردوسیان حتی قوی تر از قبل هم میشه خب الان با اون دشمنی که این بزرگوار از منها جفردوسیان داشتند که اونجا فقط یک نفر بودند الان کنار منهاج فردوسیان ایستادند و چندین نفر هستند پس برابر با هر یک نفر دشمنان منهاج فردوسیان چندین نفر موافق منهاج فردوسیان ممکن است که داشته باشیم پس دشمنان آن در برابر بزرگی منهاج فردوسیان هیچ کاری نخواهند توانست که انجام بدن.

مهیار موسوی

سلام به واسطه ی برنامه ی منهاج فردوسیان باید بگم که شناختن راه درست راهی که نتیجه اش کمال و سعادت هست خیلی ساده میشه و به راحتی انسان مبتونه تشخیص بده که آیا مسیری که من در اون قدم گذاشتم باعث کمال و سعادت من میشه یا خیر و منهاج فردوسیان قطعا به انسان در این مسیر کمک میکنه که به اون کمال برسه و هیچ کسی نمیتونه از اون ایرادی بگیره چرا که منهاج فردوسیان ایرادی نداره و هر کسی هم که بخواد ایراد بگیره مانند این دوستمون در نهایت نامه ی عذرخواهی برای حضرت حاج فردوسی ارسال خواهد کرد.

یاسمن

سلام اصلا این منهاج فردوسیان که شما میگید چی هست؟ من نمیدونم دقیقا؟ الان این نامه رو خوندم چیز زیادی هم متوجه نشدم که اصلا منهاجیون کیا هستند؟ منابع موثق چیا هستند؟ صحبت های منطقی و درست چیا هستن؟ لطفا اگر کسی هست من رو کمک کنه تا من هم با منهاج فردوسیان آشنا بشم بتونم که وارد منهاج فردوسیان بشم اگر برای من خوشبختی و سعادت رو به همراه داره از همه ی شما عزیزانی که کامنت گذاشتید خواستارم که پاسخم رو بدید. متشکرم از همه ی شما.

سعید

سلام چقدر خوب که وارد این جمع معنوی شدید و امیدوارم که خیلی زود با منهاج فردوسیان آشنا بشید برای اینکه منهاج فردوسیان رو بشناسید بهتره تعریف اون رو از زبون خود حضرت حاج فردوسی بشنوید یا به قلم خود ایشون منهاج فردوسیان رو بخونید که چی هست پس من به شما پیشنهاد میدم که به مقالات وب سایت مراجعه کنید و تک تک مقالات رو بخونید تا متوجه بشید که منهاج فردوسیان چی هست و هدف اون چه چیزی هست و در چه مسیری و برای چه هدفی حرکت میکنه!

معین

قطعا منهاج فردوسیان سبب خوشبختی و سعادت شما میشه چرا که هدف برنامه ی منها جفردوسیان این هست. منهاج فردوسیانی که شما میگید دارای یک رهبر بزگر هست و اون هم حضرت حاج فردوسی رهبر معنوی مشتاقان کمال و سعادت می باشند می بینید حتی لقب حضرت حاج فردوسی رهبر معنوی مشتاقثان کمال و سعادت هست پس اینجا با هدف منهاج فردوسیان آشنا میشید که هدف اون رسیدن به کمال وسعادت واقعی چه در دنیا و چه در اخرت از مسیر الهی هست.

ساسان روحانی

سلام بهترین راه برای شناخت منهاج فردوسیان استفاده از کتاب های حضرت حاج فردوسی هست سعی کنید که کتاب های ایشون رو بخونید تا متوجه بشید که منهاج فردوسیان چیه و برای چی به وجود اومده و همچنین اگر سئوالتون این هست که کتاب ها رو از کجا میتونید تهیه کنید به بخش فروشگاه همین وب سایت برید اونجا کتاب ها لیست شده و شما هر کدوم از کتاب هایی که خواهانشون هستید رو میتونید خریداری کرده و به مطالعه ی اونها بپردازید.

عبدالله

سلام در راستی و درستی منهاج فردوسیان هیچ شکی نیست و تمام دشمنان منهاج فردوسیان روزی کنار منهاج فردوسیان خواهند ایستاد و هیچ کس در برابر اراده ی عطیم حضرت حاج فردوسیی برای گسترش منهاج فردوسیان نمی تونه بیاسیته و به زودی توان خودش رو در برابر حضرت حاج فردوسی از دست خواهد داد. منهاج فردوسیان و همچنین منهاجیون دلایل خیلی قوی برای اثبات حرف های خودشون دارن و همه ی حرف های اونها مبنی بر منابع کاملا موق هست.

خلیل اکبری

سلام بله ودر منهاج فردوسیان منابع به راحتی مورد پذیرش قرار نمیگیرن بله تجزیه و تحلیل میشن توسط رهبران منهاجی و همچنین خود منهاجیون و سپس بعد از تایید و گذشت از مراحی خاص بیه عنوان منبع موثق شناخته میشن و به همین جهت صدق و راستی و درستی منهاج فردوسیان رو میشه تایید کرد چون هر چیزی رو تایید نمیکنه و هر چیزی رو نمیپذره بلکه کاملا بر راستای منطق پیش میره و همین منطق باعث شده که منهاج فردوسیان به ثمرات بزرگی دست پیدا کنه.

جواد آذرکار

سلام منهاج فردوسیان بسیار در زندگی مردم میتونه تاثیر گذار باشه و حالا اینکه منابع رو میپذره یا نه بحث نمیخوام بکنم بلکه در مورد این اصل مهم میخوام صحبت کنم که منهاج فردوسیان خیلی میتونه انسان رو از لحاظ درونی بزرگ کنه و انسان رو واقعا به معنای واقعی کلمه به انسان بودن نزدیک کنه. این جمله خیلی حرف توشه و باید ساعت ها نشست و در مورد همون جمله فقط صحبت کرد اما میخوام صحبت خودمون رو با یک حرف دیگه به پایان برسونم و اون هم اینه که فکر میکنم منطق منهاج فردوسیان بر هر منطق دیگه ای الویت داره و برتری داره چرا که همین داستان این قضیه رو نشون میده.

سپهر

سلام من منهاج فردوسیان رو قبول دارم که وجود داره و کسی نمیتونه وجود اون رو کتمان ککنه وهر کسی که بگه منهاج فردوسیان مسیری اشتباه و غلط هست هرگز در برابر دلایل قانع کننده ی منهاج فردوسیان نمیتونه ایستادگی کنه مثل همین دوستمون که ذکر کردند در برابر دلایل منهاجیون و پاسخ های اونها می موندن این نشون میده که منهاج فردوسیان راهش حق و درست هست و گرنه بالاخره یک جایی می بایست که این منهاجیون اشتباه می کردند اما اینگونه نشد و شما هم شاهد این موضوع هستید.

شیرین

سلام به واسطه ی برنامه ی منهاج فردوسیان رسشیدن به ثروت و نعمت هم در این دنیا و هم آخرت امکان پذیر هست و یک شخص منهاجی یعنی شخصی که در مسیر کمال و سعادت قرار گرفته و کمال دنیوی یعنی ثروت و نعمت و کمال اخروی یعنی محبوبت نزد خداوند که هر دو را می توان در برنامه ی تربیتی منهاج فردوسیان تحت رهبری، رهبر بزرگ جامعه ی منهاجی حضرت حاج فردوسی یافت. منهاج فردوسیان بسیار قوی تر از این میشه و هچ کس نمیتونه در برابر اون بایسته.

نجف الدین

سلام ایستادن لازم نیست زمانی انشالله میرسه که منهاج فردوسیان بر همگان راستی و درستی خودش رو نشون میده و همه ی اونهایی که میومدن و میگفت که نمیدونم منهاج فردوسیان یک فرقه هست یا منهاج فردوسیان چیزی مشابه به این هست خیلی زود حرفشون رو پس میگیرن و به مسیر منهاج فردوسیان میخوان که قدم بزارن منهاج فردوسیان یک برنامه ی بسیار قوی هست و تمام مخالفان اون روزی به این نتیجه میرسن که منهاج فردوسیان رو با جون و دل بپذیرن و در جهت اون حرکت کنن.

احمدی

سلام درود بر شما دوست بزرگواری که تونستید از خواب غفلت بیدار شید قطعا هر چقدر که مخالفت می کردید جز اینکه خودتون رو خسته کنید کار دیگه ای نمیکردید چون درستی منهاج فردوسیان بر همگان میتونه ثابت شده باشه فقط باید به چشم دل به موضوع بنگرن در هر صورت که گذشته و بهتره که به توصیه ی حضرت حاج فردوسی عمل کنید یعنی به تبلیغ منهاج فردوسیان در جهت مثبت بپردازید و سعی کنید مردم رو با منهاج فردوسیان آشنا کنید.

سپیدار

سلام قطعا این وظیفه ی تنها این دوست بزرگوار ما نیست بلکه تک تک ما منهاجیان باید در مسیر خدواند حرکت کنیم و همچنین تک تک ما منهاجیان موظف هستیم که منهاج فردوسیان رو به مردم معرفی کنیم و از مزایای اون برای مردم بگیم هیچ کس دلش برای ما نمیسوزه که بخواد بیاد و از ما تعریف کنه حتی گاهی اوقات به ضرر منهاج فردوسیان هم اعمالی رو برخی افراد انجام میدن به همین جهت ما می بایست که در منهاج فردوسیان ثابت قدم باشیم و به خودمون تکیه کنیم و خودمون منهاج فردوسیان رو پایدار نگه داریم.

خاطره

سلام قطعا با این روحیه ی قوی شما منهاج فروسیان خیلی خیلی قوی تر از قبل میشه و البته که مثل قبل راهش راست و درست هست ولی با وجود افرادی مانند شما دیگه منهاج فردوسیان قوی و محکم میتونه در مسیرش قدم برداره و از چیزی نگران نباشه و از شما دوست عزیز بسیار متکرم و دورد بر شما که اینگونه میان و به منهاجی های دیگه اعتماد به نفس میدید و اونها رو به پایداری و مقاومت دعوت میکنید از خداوند منان میخوام که بهترین ها رو وارد زندگی شما بزرگوار بکنه.

ساعد

سلام با منهاج فردوسیان برنامه ی تغییر و تحول اشخاص امکان پذیره هر کس که میگه نیست داستان این دوستمون رو بخونه تا متوجه این موضوع بشه که چقدر زیبا وارد برنامه ی تربیتی منهاج فردوسیان شد و حتی گروهی رو تشکیل دادن به جهت همین منهاج فردوسیان و در اون در مورد مباحث منهاجیان بحث میکنند این واقعا عالی هست و نشونه ی خیلی خوبیه و این یعنی اینکه منهاج فردوسیان داره کم کم بین مردم جا باز میکنه که این واقعا عالی هست.

فرهاد نجفی

سلام منهاج فردوسیان یک برنامه ی خیلی قوی هست و هیچ کسی نمیتونه به اون خرده ای بگیره بزرگی و مرحمت حضرت حاج فردوسی خودش رو در این مقاله بسیار نشون میداد چرا که حضرت حاج فردوسی بسیار راحت از این شخص گذشتند در صورتی که خیلی از افراد ممکنه بگن که نه نمیگذرم و این چنین مسائلی ولی بزرگواری حضرت حاج فردوسی رو ما در اینجا تونستیم که مشاهده کنیم در هر صورت که نظام تربیتی منهاج فردوسیبان بسیار به کمک بشر میتونه بیاد.

راحله

سلام خدمت حضرت حاج فردوسی بزرگوار
خطاب به این دوست بزرگوارمون بگم که الان که حضرت حاج فردوسی شما رو حلال کردن می بایست که تاوان اون گناه رو بدید البته ببخشید که من از واژه ی تاوان استفاده کردم چون واژه ی بهتری پیدا نکردم واون تاوان هم اتفاقا ن طعم شیرینی به شما میده و اون این هست که منهاج فردوسیان رو تبلیغ مثبت کنید همیشه تبلیغ منفی برای منهاج فردوسیان انجام میدادید ولی حالا که به حقانیت منهاج فردوسیان ایمان آورده اید بهتر است در جهت تبلیغ آن قدم هایی بردارید.

اکبر

با سلام
به نظر من منهاج فردوسیان اصلا نیازی به تبلیغ نداره چیزی که داخل این داستان خودش رو خیلی نشون میداد رو من در تعجبم چطور یافت نکردید! این شخص خودش به اون نتیجه رسید که منهاج فردوسیان خوب هست و اون افراد هم فکر نمیکنم تبلیغی انجام داده بودند فقط مواردی رو از منها جفردوسیان به این دوست ما و دوستانشون نقل میکردند پس اینجا تبلغی صورت نگرفته و باعث شده شخصی اینقدر ایمان به منهاج فردوسیان بیاره پس با تبلیغ نمیشه به یک جایگاه خاص رسید بلکه باید با ایمان پیش رفت.

پوریا ناهیدی

سلام با کلام شما موافقم ولی این رو هم در نظر بگیرید که امر تبیلیغ باعث میشه که افراد زیادی اصلا بفهمن که منهاج فردوسیان چی هست خب تا به الان حتما خیلی متوجه شدید که افراد اصلا در مورد منهاج فردوسیان چیزی نمیدونن خب اگر ما بریم یا همین دوستمون بره و منهاج فردوسیان رو برای مردم شرح بده قطعا بسیاری از مردم از ظلمات در میان وبه سوی نور حرکت میکنن و این هدف اصلی منهاج فردوسیان هست به نظرم که بسیار هم میتونه کمک کننده باشه.

طاهر

آیا گزارشی وجود دارد مبنی بر این‌که صعصعه و یارانش در بحرین بودند و بعد از عاشورا به کربلا رسیدند. اما وقتی رسیدند سرها را تراشیده و قمه زدند. در ضمن، در کتاب لهوف و ناگفته‌های عاشورا نقل است که عابس عریان شده و قمه زده و بعد هجوم برده‌اند؟ آیا چنین مطالبی درست است؟

گلاب

الف) براساس گزارش‌های تاریخی؛ صعصعه بن صوحان در زمان حکومت معاویه و در شهر کوفه درگذشت.البته برخی منابع، درگذشت او را بعد از مرگ معاویه اعلام کرده‌اند.برخی نیز بیان کرده‌اند که مغیره، صعصعه را به فرمان معاویه از کوفه به جزیره یا بحرین یا جزیره ابن کافان تبعید کرد و او در آن‌جا جان سپرد. در ضمن، گزارش معتبری را که حاکی از حرکت او به سمت کربلا باشد نیافتیم، بلکه تنها گزارشی که وجود دارد این است که فرزند او «صوحان بن صعصعه بن صوحان» که مردى زمین‌گیر بود، هنگام ورود امام سجاد(ع) به مدینه، از آن‌حضرت(ع) عذرخواهی کرد و امام سجاد عذر او را پذیرفت.
گفتنی است؛ درباره شخص صوحان بن صعصعه نیز جز همین گزارش، اطلاعات دیگری در منابع معتبر نیافتیم.
ب) اگرچه در منابع تاریخی گزارش شده است که «عابس بن ابی شبیب» هنگام آغاز نبرد، کلاه‌خود و زره‌ را از بدنش بیرون آورد؛ اما گزارش معتبری ناظر به قمه‌زدن ایشان در صحنه کربلا وجود ندارد، نهایت آن‌که در برخی منابع اعلام شده است قبل از آغاز نبرد، اثر ضربه‌ای در پیشانی او مشاهده می‌شد: «ثم مشى بالسیف مصلتا نحوهم و به ضربه على جبینه».
از کجا که این ضربه ناشی از قمه‌زدن در همان روز بوده و اثر باقیمانده از نبردهای قبلی نبوده است؛ زیرا اگر ضربه در همان روز وارد شده بود، طبیعتاً در گزارش اعلام می‌شد که خون نیز بر صورتش روان بود.
به هر حال حتی با پذیرش فرض بسیار ضعیفی که ایشان در همان زمان، زخمی به خود وارد کرده بود، می‌توان آن‌را مانند گزارش ناظر به کوبیدن سر به محمل توسط حضرت زینب(س) ارزیابی کرد.

جاوید

آیا این قضیه که حضرت زینب(س) پس از دیدن سر امام حسین(ع)، پیشانی خود را به چوبه محمل زدند، صحیح است؟ بر فرض صحت؛ آیا این ماجرا می‌تواند تأییدی بر جواز قمه‌زنی باشد؟

علی

جریان «سر به چوبه محمل زدن حضرت زینب(س)» که در برخی کتاب‌های روایی از مسلم جَصّاص(گچکار) نقل شده است، با توجه به تحقیق انجام گرفته؛ از نقل چندان قابل اعتمادی برخوردار نبوده و با فرض پذیرش نیز مشخص نیست حضرت زینب(س) در آن شرایط سخت و بحرانی، به صورت عامدانه با این کار تصمیم به شکستن سر خود داشته است، تا مجوزی برای قمه‌زنی عامدانه بشمار آید.

حسینی

در برخی از کتاب‌های روایی مرتبط با واقعه کربلا نقل شده است؛ مسلم جَصّاص(گچکار) به استقبال اسراى کربلا رفت و گزارشى از چگونگى حضور آنها در شهر کوفه ارائه داده است که در ضمن آن به ماجرای کوبیدن سر حضرت زینب(س) به محمل نیز اشاره شده است.
علامه مجلسی چنین نقل می‌کند: در بعضى از کتب معتبره دیدم از مسلم جصّاص نقل شده است: «ابن زیاد مرا خواست تا دارالاماره کوفه را تعمیر نمایم. زمانی که درهای دار الاماره را گچکارى می‌کردم، ناگاه شنیدم فریادهایى از اطراف بلند شد. از کارگر زیر دستم پرسیدم: چرا کوفه دچار زاری و فغان گشت!؟
گفت: همین حالا سر یکى از خارجی‌هایی که بر یزید خروج کرده را آورده‌اند!
گفتم: آن خارجى کیست!؟
گفت: حسین بن على(ع)! من صبر کردم تا کارگر رفت؛ ‌چنان به صورتم زدم که ترسیدم چشمم کور شود. دست خود را شسته، دست از کار کشیدم و وارد میدان کوفه شدم؛ جایی که مردم منتظر ورود اسیران و سرهاى بریده بودند. در این هنگام حدود چهل شتر با هودج پیدا شدند که در میان آنها اهل‌بیت حضرت سیدالشهداء(ع) و اولاد فاطمه(س)، بودند؛ دیدم که على بن الحسین(ع) بر شترى برهنه سوار است و غل و زنجیر به او آسیب رسانده و خون از رگ‌هاى گردنش جارى است. او گریه می‌کرد و اشعاری با این مضامین می‌خواند:
“اى امت بد رفتار! خدا شما را از باران رحمتش سیراب نکند، اى امتى که احترام جدّ ما را درباره ما مراعات نکردید.
اگر روز قیامت پیغمبر خدا(ص) ما را جمع کند، شما در جواب چه خواهید گفت؟!
شما ما را بر پشت شتران بی‌جهاز می‌گردانید. گویا ما آن افرادى نیستیم که پایه دین را براى شما محکم کرده باشیم!”
در همین زمان، مردم کوفه از روی دلسوزی به بچه‌ها نان، گردو و خرما می‌دادند. ام کلثوم آنها را از دست و دهان کودکان می‌ربود و دور می‌افکند و فریاد می‌زد: “اى مردم کوفه! صدقه بر ما حرام است…”. زنان کوفه با مشاهده این وضعیت براى مصیبت اهل‌بیت گریه می‌کردند.
ام‌کلثوم سر خود را از محمل خارج کرد و گفت: اى اهل کوفه! آرام باشید. مردانتان ما را می‌کشند و زنانتان براى ما گریه می‌کنند!؟ خدا در روز قیامت بین ما و شما داورى خواهد کرد. در همان هنگام بود که ناگاه صداى ضجه بلند شد و سر شهیدان که سر امام حسین(ع) پیشاپیش آنان بود را آوردند.
زینب(س) با دیدن سر برادرش، پیشانی خود را بر چوب جلوی محمل زد و خون از زیر مقنعه‌اش فرو ریخت، سپس با یک قطعه پارچه به سر امام حسین(ع) اشاره کرده و اشعارى را خواند:
اى ماهی که چون بسر حدّ کمال رسید، به ناگاه خسوف او را ربوده و غروبش را مقدّر کرد.
پاره قلبم! گمان نمی‌کردم که چنین مصیبتی در انتظارت باشد.
برادرم! با فاطمه کوچکت سخنی بگو؛ زیرا نزدیک است که قلبش آب شود.
برادرم! قلب مهربانت چه شد که اکنون سفت و سخت شده است! …»

مسعود

این گزارش مسلم جصاص علاوه بر ضعف سندی، اشکالات محتوایی هم دارد.
۱. شیخ عباس قمى در ادامه کلام خود درباره سند این گزارش می‌گوید: «نسبت شکستن سر به جناب زینب(س) و اشعار معروفه نیز از آن بانو که عقیله هاشمیّین، و عالمه غیر معلّمه و رضیعه ثدى نبوّت، و صاحب مقام رضا و تسلیم است، بعید به نظر می‌رسد». یعنی با توجه به شخصیت رضا و تسلیم و خویشتن‌داری حضرت زینب(س) باید گفت: آن زینب کبرائی که متون اسلامی او را توصیف می‌کند، از زمین تا آسمان با زینبی که در این گزارش است، فاصله دارد. زینب(س) قطعاً کارى بر خلاف توصیه مؤکّد امام حسین(ع) انجام نمی‌دهد؛ زیرا بر اساس گزارش منابع معتبر، امام حسین(ع) به ایشان سفارش فرمود: «خواهرم! تو را سوگند می‌دهم و بدان، عمل کن. بر [مرگ‏] من، گریبان چاک مده و صورت مخراش». آیا کوباندن سر بر محمل، عمل به این سفارش است؟
۲. همان‌گونه که در بسیاری از گزارش‌ها آمده، محملى بر روی شتران نبود،لکه اسیران را بر شترهاى بدون جهاز سوار کردند تا ناراحتى ببینند و محمل یک وسیله محترمانه است و هیچ‌کس آن‌را براى اسیر خود انتخاب نمی‌کند.
شیخ مفید از حِذْلَم بن سُتَیر این‌گونه گزارش می‌کند: «در سال ۶۱ هجرى به کوفه وارد شدم و این مصادف بود با زمانى که علىّ بن الحسین (ع) با زنان خانواده از کربلا وارد می‌شدند و مأموران [یزیدى] گرد آنان حلقه زده، مردم براى تماشاى آنان از خانه‌ها بیرون ریخته بودند. چون اهل‌بیت را سوار بر شتران بی‌جهاز پیش آوردند زنان کوفه شروع به گریه و زارى نمودند…».
در خود اشعارى که به نام امام سجاد(ع) نقل شده به صراحت آمده است؛ «ما را بر شتران برهنه سوار کردند». روشن است که منظور حضرت شخص وى نیست، بلکه تمام اسرا را این‌گونه سوار کردند.
۳. این‌که حضرت ام‌کلثوم گفته باشد صدقه بر ما حرام است، درست به نظر نمی‌رسد؛ زیرا زکات واجب بر سادات حرام است نه صدقه مستحبى و ام‌کلثوم می‌خواسته بگوید که معنا ندارد که پدر آنها را بکشید و اکنون بر آنها رحم کنید. به‌علاوه؛ این‌جا نیز گزارشى که اسفراینی در «نورالعین» از مسلم جصاص نقل کرده، با گزارش طریحى متفاوت است. اسفراینی می‌نویسد: «ام‌کلثوم فریاد زد که اى مردم کوفه! سنگ بر سر کسى باد که به ما تصدق بدهد، سپس آنچه به اطفال داده بودند، گرفت و پرت کرد».افزون بر اینها؛ در گزارش‌های دیگری آمده است که اهل‌‌بیت(ع) در مواردی نیز هدایای کوفیان را می‌پذیرفتند و از آنها استفاده می‌کردند.
۴. گزارش‌های معتبر تاریخی حاکی از آن است که عمر سعد، سر مقدّس امام حسین(ع) را، بی‌درنگ پس از شهادت آن‌حضرت، همراه خولی بن یزید اَصْبَحی و حُمَید بن مُسْلِم اَزْدی‏ نزد عبیدالله بن زیاد فرستاد.و از آن‌جا که کاروان اسیران یک روز بعد؛ یعنی روز یازدهم از کربلا به سمت کوفه حرکت نمودند، پس اصلاً هنگام ورود کاروان اسیران به کوفه سر مقدّس امام حسین(ع) همراه آنها نبود، تا حضرت زینب(س) با دیدن آن از خود بی‌خود شود.

فاطمه

سلام و عرض ادب خدمت رهبر معنوی مان حاج فردوسی و تشکر از مطالب اموزنده شون من که یکی از منهاجیا هستم از این بابت هم خرسندم ولی باید این سوال را از طرف‌داران قمه زنی پرسید که چرا چشم خود را بر روی واقعیت دنیای کنونی بسته‌اید و آثار سوء تبلیغی چنین عملی را مشاهده نمی‌نمایید؟ مگر نمی‌بینید که چطور دشمنان اسلام و تشیع تصاویر قمه زنی‌تان را به عنوان گوشه‌هایی از خشونت مسلمانان به تصویر کشیده‌اند و سعی در نشان دادن چهره‌ای وحشیانه و ضد انسانی از اسلام هستند؟ مگر نمی‌بینید که چطور با استفاده از این تصاویر چه تولیدات عظیمی بر علیه اسلام و مکتب تشیع درست کرده‌اند؟ و چطور این تصاویر دست‌آویزهایی برای قتل شیعیان عراق و پاکستان و دیگر کشورهای اسلامی شده است؟!!

مجد

قمه زنی و کارهایی همانند آن، پیشینه ای در روزگار امامان معصوم(ع) ندارد. این شیوه از عزاداری از روزگار صفویه به وسیله قزلباشان و یا روزگار قاجاریه به وجود آمده است.

احمدوند

یکی از روایاتی که قمه زنان به آن تمسک می‌کنند، روایات سر به چوب محمل کوبیدنِ حضرت زینب(علیها‌السلام) و خون جاری شدن از سر حضرت است؛ و می‌گویند اگر قمه زنی و سر شکافتن در مصیبت امام حسین(علیه‌السلام) جایز نیست، پس چرا زینب سرش را شکافت؟
پاسخ
اولاً، این حکایات سند صحیح ندارد و هیچ یک از منابع اولیه و کتاب‌های معتبر آن را گزارش نکرده‌اند و منبع اصلی این روایات کتاب «نور العین» است که شیخ عباش قمی در بیان حال این کتاب و روایاتش می‌فرماید:«مولف می‌گوید ذکر محامل و هودج در غیر خبر «مسلم جصاص»نیست و اگز چه این خبر را علامه مجلسی نقل فرموده، لکن مأخذ آن منتخب طریحی و کتاب نور العین است که حال هر دو کتاب برای اهل فن مخفی نیست و نسبت سر شکستن حضرت زینب و اشعار معروفه از آن عقیلۀ هاشمیین و عالمه غیر معلمه، رضیعۀ نبوت و صاحب مقام و رضا کاملا بعید است».
ثانیاً، با توجه به آن شخصیت رضا و تسلیم و خویش‌تن‌داری که متون اسلامی در وقایع عاشورا و پس از آن از حضرت زینب(علیها‌السلام) معرفی کرده‌اند، زمین تا اسمان با این روایات ضعیف نمی‌سازد.
ثالثاً، بر فرض اگر این روایات درست باشد که البته درست نیست، کار این قمه زنان با کار حضرت زینب(علیها‌السلام) در آن موقعیت و شرایط زمین تا آسمان فرق دارد و اساسا قابل قیاس و تشبیه نیست.

مریم

در بعضی از فتاوی علما، دلیل غیرشرعی بودن اعمالی مثل قمه زنی را «وهن» بودن آن دانسته اند؛ آیا روایاتی داریم که به دلیل وهن بودنِ رفتاری در نظر بیگانگان، حکم شرعیِ آن تغییر کرده باشد؟

حریم

دو سه مورد را به عنوان نمونه عرض می کنم؛

راجع به وهن در اجرای حدود، دیات و قصاص و … بحثی است راجع به اهل ذمّه. در بعضی روایات آمده که ما دو نوع «اهل کتاب» داریم؛ یک نوع اهل ذمّه اند؛ یعنی پذیرفته شده اند که در کنار اسلامی زندگی کنند و یک قسم معاهد است؛ یعنی در کشورهای غیر اسلامی اند، ولی عهد دارند با ما. خوب حالا اگر مسلمانی یکی از آنها را کشت، آن مسئله ای که در روایات آمده که دیه ی اهل کتاب ۸۰۰ درهم است، راجع به آنهاست؛ نه راجع به کسانی که در سایر کشورهای اسلامی زندگی می کنند. روایت داریم که اگر موجب وهن بعیدالعهدِ اسلام بشود، باید دیه ی کامل بدهید. یعنی اگر جوری بشود که آنها راجع به اسلام، بدبین بشوند و در نتیجه تبلیغات سوء بکنند، بایددیه ی کامل به او پرداخت گردد.

مثال دیگر اینکه همه ی علما گفته اند و روایات زیادی هم وجود دارد، که اگر یک مسلمانی در مناطق کفرنشین، مستوجب اجرای حدود شد، می گویند: حدود را در مورد او اجرای نکنید؛ چون موجب وهن اسلام می شود.

پس با این حساب، وهنِ اسلام در نظر دیگران، یک جنبه اساسی و محوری دارد و این یک هشداری است … مواظب باشید که ما نباید فقط داخله ی خودمان را لحاظ کنیم؛ چون مسئوولیت پخش اسلام در سرتاسر جهان را داریم.

ما که مسلمانیم ممکن است به بعضی مطالب، این قدرخو گرفته باشیم که دیگر در نظر ما وهن نباشد؛ یا ممکن است به حکمتش واقف باشیم، اما آن کس که در خارج است، شاید به حکمت قضیه واقف نباشد و به نظرش موهن جلوه کند.

این مسئله که نباید کاری کرد که دین، اسلام، قرآن و ائمه (ع) در نظر دیگران موهون شوند، این اصل است.

این دو سه مورد که عرض کردم به عنوان نمونه بود والّا روح فقه ما و روح اسلام، این مطلب را به طور «اصلِ مسلّم» مطرح کرده.

نکته ای که می خواهم عرض کنم این است که، حالا اگر یک نوع اقامه شعائر برای ما قابل تحمل است، اما برای جهانیان قابل تحمل نیست و آن را زشت ببینند، ما داعی نداریم که این را در ملا عام انجام دهیم.

دلیر

با عرض سلام و تشکر از سایت خوبتان و همچنین از حاج فردوسی عزیز بسیار سپاس گذارم
فتوای امام خمینی در مورد اقامه عزای امام حسین (ع) و قمه زدن در عزاداری ها را بیان فرمایید.

باربد

در مورد اقامه عزای امام حسین مطالبی بیان می‌گردد: حضرت امام خمینی(س) برای عزاداری سالار شهیدان دو ثمره مهم بیان کرده و می‌فرماید: «عزاداری برای حضرت سید الشهداء از افضل قربات و آدم‌ساز است».
(استفتائات امام خمینی، ج ۱۰، ص ۶۳۴، س ۱۲۵۵۵)
«از افضل قربات است» یعنی انسان را به خداوند عالم نزدیک می‌کند و در بین اعمالی که آدمی می‌تواند به وسیله آن به خدا نزدیک شود، یکی از برترین و والاترین آنها اقامه عزا برای امام حسین است. همچنین حضرت امام(س) مجالس حسینی را بهترین وسیله تعلیم و تربیت دانسته و در پاسخ استفتایی فرموده‌اند:
«بهترین وسیله برای تعلیم و تربیت، مجالس عزاداری حضرت سید مظلومان است که در آن‌ها مواعظ و احکام بیان می‌شود».
(همان، س ۱۲۵۵۶)
از مطالب بیان شده معلوم می‌شود که مجلس مطلوب از نظر امام خمینی(س)، علاوه بر ذکر مصائب امام حسین، مجلسی است که در آن مواعظ اخلاقی و احکام شرعی بیان گردد.

اما قمه زنی ، قبل از نقل حکم قمه زنی به فتوای امام، استفتایی در مورد زنجیر زدن را از نظر می‌گذرانیم:
بسمه تعالی
محضر مقدس حضرت آیت الله العظمی امام خمینی مدّ ظله العالی
در مورد زنجیر زنی که منجر به سیاه شدن یا مجروح شدن بدن می‌شود و همچنین پشت افراد باز است و بیشتر در خیابان و معابر عمومی ظاهر می‌شوند، نظر شریف چیست؟
بسمه تعالی، مانعی ندارد، مگر این‌که موجب ضرر فاحش بر بدن شود.
(همان، ص ۶۳۷، س ۱۲۵۶۱)
در اینجا مجروح کردن بدن بواسطه زنجیر را در صورتی که ضرر زیاد و قابل توجه به بدن وارد نماید را جایز ندانسته‌اند.
اما در مورد قمه زنی در عزای امام حسین از حضرت امام خمینی(س) ۶ استفتاء شده است که پنج استفتا (استفتائات شماره ۱۲۵۸۹ ـ ۱۲۵۹۳) در بخش پایانی مبحث عزاداری ذکر گردیده است و در استفتای شماره ۱۲۵۷۵ در ضمن سؤال دیگری از حکم قمه زنی نیز سؤال شده است.
در جواب استفتای شماره ۱۲۵۹۳ فرموده‌اند:
بسمه تعالی، اگر موجب ضرر نباشد مانع ندارد، ولی در این زمان، این عمل نشود.
(همان، ص ۶۵۵)
و در چهار استفتای دیگر با قید «وضع کنونی» آن را منع کرده و به عنوان نمونه فرموده‌اند:
بسمه تعالی، در شرایط و اوضاع کنونی از قمه زدن خودداری شود و عزاداری وسینه زدن مانعی ندارد.
(همان، ص ۶۵۴، س ۱۲۵۸۹)

یاسین

با سلام خدمت رهبر معنویمان حاج فردوسی سوالی داشتم قمه زنی از چه زمانی در میان شیعیان پدیدار و رواج پیدا کرد؟ حکم فقهی آن چیست؟ موضع علمای شیعه از زمان پیدایش آن تا کنون چه بوده است؟

ایمان

سلام دوست عزیزم در مورد منشاء اولیّه قمه زنی اقوال مختلفی وجود دارد. آنچه بیشتر از همه مستند است، این است که قمه زنی از جانب ترک های آذربایجان به فارس ها و اعراب منتقل شده است. برخی هم معتقدند از ارتدوکس های قفقاز به ایران سرایت کرده. درباره حکم فقهی این شیوه عزادارى، از همان زمان پیدایش اختلاف وجود داشت و چون در دید برخى غیرمسلمانان تاثیر سوء داشت؛ برخى علما به حرمت آن فتوا دادند. در مقابل آنان نیز علماى دیگرى در پاسخ به استفتاهاى مردم حکم به جواز دادند. اما امروزه غالب مراجع آن را حرام می دانند.

مردانی

در مورد منشاء اصلی و اولیّه قمه زنی، اقوال مختلفی وجود دارد. آنچه که بیشتر از همه مستند و قابل اثبات است، این است که تیغ زنی و قمه زنی رسومی عاریتی اند که از جانب ترک های آذربایجان به فارس ها و اعراب منتقل شده اند. با توجه به اینکه برخی مسیحیان ارتدوکس نیز بر اساس اعتقاد خود در سالروز شهادت حضرت عیسی(علیه السلام) اعمالی شبیه آن را انجام می دهند، برخی از جمله شهید مطهری سابقه این عمل را به مسیحیت نسبت داده و می گوید: قمه زنی و بلند کردن طبل و شیپور از ارتدوکس های قفقاز به ایران سرایت کرد و چون روحیه مردم برای پذیرفتن آنها آمادگی داشت همچون برق در همه جا دوید.
پیشینه قمه‌ زنی در ایران به دوران صفویه برمی‌ گردد. در برخی سفرنامه‌ های اروپاییان در آن دوره به قمه‌ زنی و تیغ‌ زنی اشاره شده است؛ از جمله گزارش آدام الئاریوس از مراسم تیغ‌ زنی در روز عاشورا در اردبیل عهد شاه صفی و… . این رسم در دوره قاجار خصوصاً عهد ناصری رواج بسیاری یافت. عبدالله مستوفی مسبب اصلی این امر را ملّا آقا دربندی می‌ داند و می‌ نویسد: «تیغ‌ زدن روز عاشورا از کارهایی است که این آخوند [دربندی] در عزاداری وارد یا لامحاله آن را عمومی کرده و فعل حرام را موجب ثواب پنداشته است و ترک‌ های عوام هم این عزاداری را پذیرفته‌اند و این خلاف شرع بین، جزو عزاداری و کار ثواب وانمود شده است».
ابراهیم الحیدری، جامعه شناس، محقق و نویسنده عراقی الاصل کتاب «تراژدی کربلا» نیز بر این عقیده است که مراسم هایی از قبیل قمه زنی، قبل از قرن نوزدهم در عراق مرسوم نبوده و به تدریج از اواخر این قرن در آن کشور رواج یافته است. بنابراین مراسم قمه زنی و … از خارج عراق به آن کشور وارد شده و ریشه عربی ندارد.
برخی از موافقان قمه زنی این رسم را نشانی از عمل حضرت زینب(علیها السلام) می دانند که وقتی در مسیر کربلا تا شام، سر امام حسین(علیه السلام) را روی نیزه دید، از خود بی خود شد و سر به محمل کوبید که در اثر این عمل، از سرش خون جاری شد.

درباره صحّت این داستان اختلاف نظر وجود دارد و بسیاری از محققان آن را مستند نمی دانند. به گفته شیخ عباس قمی در منتهی الآمال مآخذ این داستان دو کتاب «نور العین» و «منتخب طریحی» است که هر دو آنها از نظر اعتبار در درجه پایینی قرار دارند. غیر از این در هیچ یک از کتب معتبر و منابع و مقاتل اولیّه چنین حکایتی ذکر نشده است.

به علاوه از نظر عقلی نیز این داستان مخدوش است.) حضرت زینب در روز عاشورا و با مشاهده مستقیم وقایع آن، هیچ رفتار خلاف صبر از خود نشان نداد؛ چرا بعد از آن واقعه چنین رفتاری نشان بدهد؟! ضمن اینکه اسرای اهل بیت را بر شتران بدون جهاز سوار کرده بودند؛ در این صورت حضرت زینب(سلام الله علیها) سرش را به کدام محمل کوبیده است؟! کوبیدن سر به محمل، از شیرزنی که خطبه آتشین در دارالاماره ابن زیاد بیان کرد بعید است.
درباره حکم فقهی این شیوه عزادارى و امثال آن، از همان زمان پیدایش اختلاف وجود داشت و چون در دید برخى غیر مسلمانان تاثیر سوء داشت، برخى علما به حرمت زنجیر زدن و قمه زدن و خون ازسر و پشت خویش جارى کردن فتوا دادند. در مقابل آنان نیز علماى دیگرى در پاسخ به استفتاهاى مردم حکم به جواز دادند. این مساله، بارها در گذشته منشا کشمکش هاى مذهبى گشته است. از جمله آیه الله سید ابو الحسن اصفهانى فتوا به حرمت داد و سیدمحسن امین از او انتقاد کرد و این مساله به مطبوعات و مجلات آن روزگار کشیده شد.) از آن پس بازار استفتاء و افتاء داغ شد و مجموعه هایى نیز که حاوى این نظرات فقهى بود منتشر گردید.
اما امروزه غالب مراجع از جمله امام خمینی(ره) و آیت الله خامنه ای(مد ظله) و آیت الله سیستانی(مد ظله) و آیت الله مکارم شیرازی(مد ظله) و… این عمل را حرام دانسته و معتقدند: هر کارى که براى انسان ضرر داشته و یا باعث وهن دین و مذهب گردد حرام است و مومنین باید از آن اجتناب کنند و مخفى نیست که «بیشتر این امور باعث بدنامى و وهن مذهب اهل بیت(علیهم السلام) مى شود و این از بزرگترین ضررها و خسارتهاست». حتی در مورد انجام این عمل به صورت مخفیانه نیز مراجع فتوا به حرمت داده و می گویند: «قمه زنى علاوه بر اینکه از نظر عرفى از مظاهر حزن و اندوه محسوب نمى شود و سابقه‌ اى در عصر ائمه(علیهم السلام) و زمان هاى بعد از آن ندارد و تاییدى هم به شکل خاص یا عام از معصوم(علیه السلام) در مورد آن نرسیده است، در زمان حاضر موجب وهن و بدنام شدن مذهب مى شود بنابراین در هیچ حالتى جایز نیست».

سارا

بدون شک، برپایی مراسم عزاداری و سوگواری برای اهل بیت(ع) عصمت و طهارت، به ویژه امام حسین(ع) و یارانش از شعائر الهی و دارای اجر و ثواب بسیار، و وسیله ای برای قرب و نزدیکی به خداوند است.

ناشناس

سلام علیکم طرح این سوال بسیار بسیار مشکوک هست بنده در این روستای که میگه دارم زندگی میکنم و خیلی وقته با منهاجبها هستم و فعلا کسیو ندیدم اینجوری اعتراف کنه بله دیدم اینجور دشمنی کنه
مشخصه که سوال رو یک آدم با فهم که به منهاج فردوسیان مسلط هست طراحی کرده

عزيز مادر

مى گم داداش ما نفهمیدم حضرت عالى از کجا فهمیدین که این روستا همون روستاى حضرت عالیه که مى فرمایین؟؟؟؟؟؟؟؟؟

امیرحسین حاجی پور

احسنت .

ناشناس

از شواهد وقرائن جانم

مرتضی

عالی بودین

اسلامی

چه مرجعی قمه زنی رو حلال اعلام کرده؟؟؟؟ واقعا به نظر من چیزی جز خراب کردن وجهه اسلام نداره و افراط محضه

مرتضی

این کار از نظر شرعی پایه و مبنای دینی ندارد و صرفاً از روی علاقه شیعیان به حضرت سیدالشهداء (ع) انجام می گیرد البته این احساسات و عواطف دینی باید در مسیر صحیح هدایت شود به نحوی که انگیزه و شور جهاد و شهادت بیافریند، به علاوه آنان که حاضرند به خاطر امام حسین (ع) خون بدهند بهتر است که خون خویش را به درمانگاهها و مراکز انتقال خون اهدا کنند یا با تأسیس بانک خون از فداکاران و ایثارگران داوطلب در روز عاشورا خون گرفته شود تا از این طریق جان انسان های نیازمند نجات یابد گرد چه این کار شاید مثل قمه زنی بر طرف کننده حس عاطفی فرد نباشد ولی قطعاً رضایت خداوند و حضرت سید الشهداء (ع) و آقا امام زمان (عج) را بیشتر در پی خواهد داشت

حسن

قمه زنی یه نوع ابراز علاقه به امام حسین علیه السلام است وافرادی با پوشیدن لباس سفید در صبح روز عاشورا انجام ممیدهند و گاهی هم کودکان هم انجام میدن و به قول دوستمون میتونن این کار رو در مراکز اهدا خون انجام بدن که خیلی هم ثواب داره اما این سنت از خیلی وقته که رواج داره و برخی از علما هم به انجام این کار اجازه میدن و برخی از علما هم مخالف این عمل هستن و جایز نمیدونن

زیبا

برخی برای جواز قمه زنی گفته اند: قمه زنی از شعائر الهی است و تعظیم شعائر، مورد ترغیب و تمجید قرآن و اهل بیت(ع) است.
در پاسخ باید گفت: درست است که بر اساس قرآن بزرگداشت شعائر الهی از وظایف همه مسلمانان است، ولی شعائر به چه معناست؟ چه چیزهایی جزو شعائر به شمار می آیند؟ آیا قمه زنی و امثال آن رامی توان جزو شعائر دانست؟
شعائر، جمع شعیره به معنای علامت و نشانه است. شعائر الهی به آموزه هایی گفته می شود که نمایشگر نشانه ها و مشخصه های روشن دین باشد؛ مانند مراسم حج، نماز جمعه، نماز جماعت و اصل عزاداری برای امام حسین(ع) و اما قمه زنی و امثال آن که مشروعیت آن ثابت نشده است، چگونه می تواند جزء شعایر تلقی شود؟!

حیدر

کاش یه روزی همه بفهمن منهاج فردوسیان چه دریای بزرگیه و به ارزش اون پی ببرن و اینقدر کورکورانه راجبش نظر ندن. واقعا جای خجالت داره اینقدر حق جلوی چشم ما باشه و اونو انکار کنیم

مجید

به نظر من داستانتون کاملا ساختگی بود و مستند نبود

Peiman

شاید تایید حرف شما درست نباشه اما از نظر من هم این داستان واقعیت نداشت و کاملا ساختگی بود

مصطفی

من تمام مطالبتون رو از اول تا انتها خوندم. اول اینکه منهاج فردوسیان هنوز توی شهر ها که زیر پوشش شدید فضای مجازی است منتشر نشده و بین مردم جا نیوفتاده چطور به روستا ها راه پیدا کرده؟؟؟ دوم اینکه شما یه جوری راجب منهاج فردوسیان حرف میزنید که انگار استغفرالله حاج فردوسی پیامبرن و منهاج فردوسیان دین و جدید و کامل تر از اسلام

نرگس

شما هم مثل اون بنده خدا با منهاج فردوسیان مخالفید ولی یک روز به اشتباه خودتون پی میبرین و پشیمون میشید

اصغر

فکر مى کنم جوابتون و ناشناس دادن که گفتن من تو همین روستا هستم پس معلوم مى شه که چنین روستایى هست دلیل هاى سطحى نیارین