۲۶ دی

مطالعه‌ی تفاسیر، تلف کردن عمر؟!

زمان مورد نیاز برای مطالعه‌ی این مطلب، فقط: ۹ دقیقه

سؤال: چرا معتقدید: «بعد از تنظیم نظام جامع تربیتی منهاج فردوسیان، تفسیر، جایگاهی در امر تربیت ندارد و مطالعه‌اش، اتلاف وقت است»؟

جواب: قرآن کریم از نگاه تربیتی، چهار دسته مطالب مفید برای تربیت دارد که عبارتند از:

دسته‌ی اول: دیدگاه‌هاست. دیدگاه‌هایی محکم و متقن که باید ارکان اعتقادی یک مسلمان را تشکیل دهد. مانند این که می‌فرماید: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ * قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ * اللَّهُ الصَّمَدُ * لَمْ یلِدْ وَلَمْ یولَدْ * وَلَمْ یکُن لَّهُ کُفُوًا أَحَدٌ» (سوره‌ی توحید)
ترجمه: به نام خداوند رحمتگر مهربان. بگو اوست‏ خداى یگانه. خداى صمد [ثابت متعالى]. [کسى را] نزاده و زاده نشده است. و هیچ کس او را همتا نیست.

دسته‌ی دوم: دستورات عملی است. یعنی قوانین عملی‌ای برای مراعات شدن در صحنه‌ی زندگی. مانند این که می‌فرماید:

امر: «وَ أَقیمُوا الصَّلاهَ وَ آتُوا الزَّکاهَ وَ ارْکَعُوا مَعَ الرَّاکِعینَ» (سوره‌ی بقره، آیه‌ی ۴۳)
ترجمه: و نماز را برپا دار و زکات را بپرداز و با رکوع‌کنندگان، رکوع کن.

نهی: «وَلاَ تَقْتُلُواْ أَوْلادَکُمْ خَشْیهَ إِمْلاقٍ نَّحْنُ نَرْزُقُهُمْ وَإِیاکُم إنَّ قَتْلَهُمْ کَانَ خِطْءًا کَبِیرًا * وَلاَ تَقْرَبُواْ الزِّنَى إِنَّهُ کَانَ فَاحِشَهً وَسَاء سَبِیلًا * وَلاَ تَقْتُلُواْ النَّفْسَ الَّتِی حَرَّمَ اللّهُ إِلاَّ بِالحَقِّ وَمَن قُتِلَ مَظْلُومًا فَقَدْ جَعَلْنَا لِوَلِیهِ سُلْطَانًا فَلاَ یسْرِف فِّی الْقَتْلِ إِنَّهُ کَانَ مَنْصُورًا * وَلاَ تَقْرَبُواْ مَالَ الْیتِیمِ إِلاَّ بِالَّتِی هِی أَحْسَنُ حَتَّى یبْلُغَ أَشُدَّهُ وَأَوْفُواْ بِالْعَهْدِ إِنَّ الْعَهْدَ کَانَ مَسْؤُولًا» (سوره‌ی اسراء، آیات ۳۱ تا ۳۴)
ترجمه: و از بیم تنگدستى فرزندان خود را مکُشید. ماییم که به آنها و شما روزى مى‏‌بخشیم آرى کشتن آنان همواره خطایى بزرگ است. و به زنا نزدیک مشوید چرا که آن همواره زشت و بد راهى است. و نفسى را که خداوند حرام کرده است جز به حق مکُشید و هر کس مظلوم کُشته شود به سرپرست وى قدرتى داده‌‏ایم پس [او] نباید در قتل زیاده‏‌روى کند زیرا او [از طرف شرع] یارى شده است. و به مال یتیم جز به بهترین وجه نزدیک مشوید تا به رشد برسد و به پیمان [خود] وفا کنید زیرا که از پیمان پرسش خواهد شد.

دسته‌ی سوم: مواعظ است. موعظه‌های خدای کریم از زبان خودش یا از زبان پیامبران قبل که می‌تواند ره‌توشه‌ی خوبی برای تربیت انسان باشد. مانند این که می‌فرماید:
«وَ إِذْ قَالَ لُقْمَانُ لِابْنِهِ وَهُوَ یعِظُهُ یا بُنَی لَا تُشْرِکْ بِاللَّهِ إِنَّ الشِّرْکَ لَظُلْمٌ عَظِیمٌ * وَوَصَّینَا الْإِنسَانَ بِوَالِدَیهِ حَمَلَتْهُ أُمُّهُ وَهْنًا عَلَى وَهْنٍ وَفِصَالُهُ فِی عَامَینِ أَنِ اشْکُرْ لِی وَلِوَالِدَیکَ إِلَی الْمَصِیرُ * وَإِن جَاهَدَاکَ عَلى أَن تُشْرِکَ بِی مَا لَیسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ فَلَا تُطِعْهُمَا وَصَاحِبْهُمَا فِی الدُّنْیا مَعْرُوفًا وَاتَّبِعْ سَبِیلَ مَنْ أَنَابَ إِلَی ثُمَّ إِلَی مَرْجِعُکُمْ فَأُنَبِّئُکُم بِمَا کُنتُمْ تَعْمَلُونَ * یا بُنَی إِنَّهَا إِن تَکُ مِثْقَالَ حَبَّهٍ مِّنْ خَرْدَلٍ فَتَکُن فِی صَخْرَهٍ أَوْ فِی السَّمَاوَاتِ أَوْ فِی الْأَرْضِ یأْتِ بِهَا اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ لَطِیفٌ خَبِیرٌ * یا بُنَی أَقِمِ الصَّلَاهَ وَأْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ وَانْهَ عَنِ الْمُنکَرِ وَاصْبِرْ عَلَى مَا أَصَابَکَ إِنَّ ذَلِکَ مِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ * وَلَا تُصَعِّرْ خَدَّکَ لِلنَّاسِ وَلَا تَمْشِ فِی الْأَرْضِ مَرَحًا إِنَّ اللَّهَ لَا یحِبُّ کُلَّ مُخْتَالٍ فَخُورٍ * وَاقْصِدْ فِی مَشْیکَ وَاغْضُضْ مِن صَوْتِکَ إِنَّ أَنکَرَ الْأَصْوَاتِ لَصَوْتُ الْحَمِیرِ» (سوره‌ی لقمان، آیات ۱۳ تا ۱۹)
ترجمه: و [یاد کن] هنگامى را که لقمان به پسر خویش در حالى که وى او را اندرز مى‏‌داد گفت اى پسرک من به خدا شرک میاور که به راستى شرک ستمى بزرگ است. و انسان را در باره پدر و مادرش سفارش کردیم مادرش به او باردار شد سستى بر روى سستى و از شیر باز گرفتنش در دو سال است [آرى به او سفارش کردیم] که شکرگزار من و پدر و مادرت باش که بازگشت [همه] به سوى من است. و اگر تو را وادارند تا در باره چیزى که تو را بدان دانشى نیست به من شرک‌‌ورزى از آنان فرمان مبر و[لى] در دنیا به خوبى با آنان معاشرت کن و راه کسى را پیروى کن که توبه‏‌کنان به سوى من بازمى‏‌گردد و [سرانجام] بازگشت‏ شما به سوى من است و از [حقیقت] آنچه انجام مى‏‌دادید شما را با خبر خواهم کرد. اى پسرک من اگر [عمل تو] هم‌وزن دانه‌ی خردلى و در تخته‏‌سنگى یا در آسمان‌ها یا در زمین باشد خدا آن را مى‏‌آورد که خدا بس دقیق و آگاه است. اى پسرک من نماز را برپا دار و به کار پسندیده وادار و از کار ناپسند باز دار و بر آسیبى که بر تو وارد آمده است‏ شکیبا باش این [حاکى] از عزم [و اراده تو در] امور است. و از مردم [به نخوت] رخ برمتاب و در زمین خرامان راه مرو که خدا خودپسند لافزن را دوست نمى‏‌دارد. و در راه‌‏رفتن خود میانه‏‌رو باش و صدایت را آهسته‏ ساز که بدترین آوازها بانگ خران است.

دسته‌ی چهارم: انذار و تبشیر است. یعنی آیاتی است که مشتمل بر وصف جهنم و وصف بهشت است. این آیات علاوه بر این که دو منزل پیشِ رو را ترسیم می‌کند، می‌تواند همانند موعظه‌ها و حتی بیشتر از آن، محرک خوبی برای اصلاح دیدگاه‌ها و مراعات دستورات عملی باشد. مانند این که می‌فرماید:

بهشت: «فِی جَنَّاتِ النَّعِیمِ * عَلَی سُرُرٍ مُتَقَابِلِینَ * یطَافُ عَلَیهِم بِکأْسٍ مِن مَعِینٍ * بَیضَاءَ لَذَّهٍ لِّلشَّارِبِینَ * لَا فِیهَا غَوْلٌ وَلَا هُمْ عَنْهَا ینزَفُونَ * وَعِنْدَهُمْ قَاصِرَاتُ الطَّرْفِ عِینٌ * کأَنَّهُنَّ بَیضٌ مَّکنُونٌ» (سوره‌ی صافات، آیات ۳۹ تا ۴۵)
ترجمه: در باغ‌های پُر نعمت. بر تخت‌ها در برابر همدیگر [می‏‌نشینند]. [پسران جاودانه و کنیزکان زیباروی] با جامی از باده‌ی ناب، پیرامونشان به گردش درمی‏‌آیند. [باده‏‌ای] سخت‏ سپید که نوشندگان را لذتی [خاص] می‏‌دهد. [مانند شراب دنیا، آلوده و بدفرجام نیست بلکه] نه در آن فساد عقل است و نه ایشان از آن به بدمستی [و فرسودگی] می‏‌افتند. و نزدشان [دلبرانی] فروهشته‏‌نگاه و فراخ‌‏دیده باشند. [از شدت سپیدی] گویی تخم [شترمرغ] زیر پَرند.

جهنم: «مِن وَرَآئِهِ جَهَنَّمُ وَ یسْقَی مِن مَّاءٍ صَدِیدٍ * یتَجَرَّعُهُ وَلاَ یکادُ یسِیغُهُ وَیأْتِیهِ المَوْتُ مِن کلِّ مَکانٍ وَمَا هُوَ بِمَیتٍ وَمِن وَرَآئِهِ عَذَابٌ غَلِیظٌ» (سوره‌ی ابراهیم، آیات ۱۵ تا ۱۷)
ترجمه: «[آن کس که] دوزخ پیش روی اوست و به او آبی چرکین نوشانده می‏‌شود. آن را جرعه جرعه می‏‌نوشد و نمی‏‌تواند آن را فرو بَرد و مرگ از هر جانبی به سویش می‏‌آید ولی نمی‏‌میرد و عذابی سنگین به دنبال دارد.

*********

جز این چهار دسته مطالب مفید در تربیت، آیات دیگری نیز در قرآن کریم آمده است که ثمره‌ی تربیتی ندارد، هر چند حتماً ثمرات دیگری دارد که خارج از فهم و درک بشر است. برخی از این دسته آیات، عبارتند از:

دسته‌ی اول: حروف مقطعه. این آیات، رمزهایی بین خدای تعالی و استاد اعظم (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) است. لذا برای عموم جامعه، نقش تربیتی قابل فهمی ندارد. مانند این که می‌فرماید:
«حم * عسق» (سوره‌ی شورا، آیات ۱ و ۲)
«کهیعص» (سوره‌ی مریم، آیه‌ی ۱)

دسته‌ی دوم: آیات تکراری لفظی است. گر چه این تکرارها، به جای خود، بسیار پر معنی و لازم است ولی بالاخره حاوی نکات جدید تربیتی نیست. مانند این که می‌فرماید:
«یا أَیهَا النَّاسُ کُلُوا مِمَّا فِی الْأَرْضِ حَلالاً طَیباً وَ لا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّیطانِ إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُبینٌ» (سوره‌ی بقره، ۱۶۸)
«یا أَیهَا الَّذینَ آمَنُوا ادْخُلُوا فِی السِّلْمِ کَافَّهً وَ لا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّیطانِ إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُبینٌ» (سوره‌ی بقره، ۲۰۸)
«وَ مِنَ الْأَنْعامِ حَمُولَهً وَ فَرْشاً کُلُوا مِمَّا رَزَقَکُمُ اللَّهُ وَ لا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّیطانِ إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُبینٌ» (سوره‌ی انعام، آیه‌ی ۱۴۲)
«أَ لَمْ أَعْهَدْ إِلَیکُمْ یا بَنی‏ آدَمَ أَنْ لا تَعْبُدُوا الشَّیطانَ إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُبینٌ» (سوره‌ی یس، آیه‌ی ۶۰)
«وَ لا یصُدَّنَّکُمُ الشَّیطانُ إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُبینٌ» (سوره‌ی زخرف، آیه‌ی ۶۲)
که عبارت «إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُبینٌ» در تمام این آیات، تکرار شده است.

دسته‌ی سوم: آیات تکراری معنوی است. این تکرارها نیز به جای خود، بسیار لازم است ولی باز هم حاوی نکات جدید تربیتی نیست. مانند این که می‌فرماید:
«بَدیعُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ أَنَّى یکُونُ لَهُ وَلَدٌ وَ لَمْ تَکُنْ لَهُ صاحِبَهٌ» (سوره‌ی انعام، آیه‌ی ۱۰۱)
ترجمه: [او] پدید آورنده آسمان‏‌ها و زمین است، چگونه او را فرزندى باشد، در صورتى که براى او همسرى نبوده است؟!
«ما کانَ لِلَّهِ أَنْ یتَّخِذَ مِنْ وَلَدٍ سُبْحانَهُ إِذا قَضى‏ أَمْراً فَإِنَّما یقُولُ لَهُ کُنْ فَیکُونُ» (سوره‌ی مریم، آیه‌ی ۳۵)
ترجمه: خدا را نسزد که هیچ فرزندى [براى خود] برگیرد؛ او منزّه است؛ چون پدید آمدن چیزى را اراده کند، فقط به آن مى‏‌گوید: باش، پس بى‏‌درنگ موجود مى‌‏شود.
«مَا اتَّخَذَ اللَّهُ مِنْ وَلَدٍ وَ ما کانَ مَعَهُ مِنْ إِلهٍ إِذاً لَذَهَبَ کُلُّ إِلهٍ بِما خَلَقَ وَ لَعَلا بَعْضُهُمْ عَلى‏ بَعْضٍ سُبْحانَ اللَّهِ عَمَّا یصِفُونَ» (سوره‌ی مؤمنون، آیه‌ی ۹۱)
ترجمه: خدا هیچ فرزندى براى خود نگرفته است، و هیچ معبودى با او نیست؛ [اگر جز خدا معبودى بود] در این صورت هر معبودى [براى آنکه به تنهایى و مستقل تدبیر امور کند] آفریده‏‌هاى خود را با خود مى‏‌برد [و از مدار تصرف دیگر معبودان خارج مى‏‌کرد] و بر یکدیگر برترى مى‏‌جستند. منزّه و پاک است خدا از آنچه [او را به آن‏] وصف مى‏‌کنند.
«أَلَا إِنَّهُم مِنْ إِفْکِهِمْ لَیقُولُونَ * وَلَدَ اللَّهُ وَ إِنَّهُمْ لَکاذِبُونَ» (سوره‌ی صافات، آیات ۱۵۱ و ۱۵۲)
ترجمه: آگاه باش! که آنان از بافته‏‌هاى دروغ خود مى‏‌گویند که: خدا، فرزند آورده! و بى‏‌تردید آنان دروغگویند.
«قُلْ إِنْ کانَ لِلرَّحْمنِ وَلَدٌ فَأَنَا أَوَّلُ الْعابِدینَ» (سوره‌ی زخرف، آیه‌ی ۸۱)
ترجمه: [به مشرکان] بگو: اگر براى [خداى‏] رحمان فرزندى بود، من [در این امت‏] نخستین پرستنده او بودم.
«وَ أَنَّهُ تَعالى‏ جَدُّ رَبِّنا مَا اتَّخَذَ صاحِبَهً وَ لا وَلَداً» (سوره‌ی جن، آیه‌ی ۳)
و [این حقایق را اعتراف و اقرار مى‏‌کنیم:] اینکه برتر و بلند است عظمت پروردگارمان، و او هرگز براى خود همسرى و فرزندى نگرفته است.
این که یک بار فرمود خدای تعالی فرزند ندارد برای تصحیح دیدگاه ما لازم است ولی تکرار این معنا، به بیان‌های مختلف، جدید نیست. پس اگر تمام آیاتی که این معنی را می‌رساند، در هم ادغام کرده و به صورت خلاصه و چکیده، در قالب یک دیدگاه بیان کنیم، توانسته‌ایم چند یا چندین آیه را یکجا داشته باشیم.

دسته‌ی چهارم: تاریخ گذشتگان. چه اقوام سرکش و عذاب‌هایشان و چه پیامبران گذشته و فراز و فرودهای زندگی‌شان. مانند بهانه‌های کفار که در سوره‌ی بنی اسرائیل آمده و به بهانه‌های بنی‌اسرائیلی مشهور است که می‌فرماید: «وَ قَالُواْ لَن نُّؤْمِنَ لَکَ حَتَّى تَفْجُرَ لَنَا مِنَ الأَرْضِ ینبُوعًا * أَوْ تَکُونَ لَکَ جَنَّهٌ مِّن نَّخِیلٍ وَعِنَبٍ فَتُفَجِّرَ الأَنْهَارَ خِلالَهَا تَفْجِیرًا * أَوْ تُسْقِطَ السَّمَاء کَمَا زَعَمْتَ عَلَینَا کِسَفًا أَوْ تَأْتِی بِاللّهِ وَالْمَلآئِکَهِ قَبِیلًا * أَوْ یکُونَ لَکَ بَیتٌ مِّن زُخْرُفٍ أَوْ تَرْقَى فِی السَّمَاء وَلَن نُّؤْمِنَ لِرُقِیکَ حَتَّى تُنَزِّلَ عَلَینَا کِتَابًا نَّقْرَؤُهُ قُلْ سُبْحَانَ رَبِّی هَلْ کُنتُ إَلاَّ بَشَرًا رَسُولًا».
ترجمه: و گفتند تا از زمین چشمه‏‌اى براى ما نجوشانى هرگز به تو ایمان نخواهیم آورد. یا [باید] براى تو باغى از درختان خرما و انگور باشد و آشکارا از میان آنها جویبارها روان سازى. یا چنان که ادعا مى‏‌کنى آسمان را پاره پاره بر [سر] ما فرو اندازى یا خدا و فرشتگان را در برابر [ما حاضر] آورى. یا براى تو خانه‏‌اى از طلا[کارى] باشد یا به آسمان بالا روى و به بالا رفتن تو [هم] اطمینان نخواهیم داشت تا بر ما کتابى نازل کنى که آن را بخوانیم بگو پاک است پروردگار من آیا [من] جز بشرى فرستاده هستم. و [چیزى] مردم را از ایمان آوردن باز نداشت آنگاه که هدایت برایشان آمد جز این که گفتند آیا خدا بشرى را به سمت رسول مبعوث کرده است. (سوره‌ی بنی اسرائیل، آیات ۹۰ تا ۹۳)
یا مانند داستان حضرت نوح که می‌فرماید:
وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا نُوحًا إِلَى قَوْمِهِ إِنِّی لَکُمْ نَذِیرٌ مُّبِینٌ * أَن لاَّ تَعْبُدُواْ إِلاَّ اللّهَ إِنِّی أَخَافُ عَلَیکُمْ عَذَابَ یوْمٍ أَلِیمٍ * فَقَالَ الْمَلأُ الَّذِینَ کَفَرُواْ مِن قِوْمِهِ مَا نَرَاکَ إِلاَّ بَشَرًا مِّثْلَنَا وَمَا نَرَاکَ اتَّبَعَکَ إِلاَّ الَّذِینَ هُمْ أَرَاذِلُنَا بَادِی الرَّأْی وَمَا نَرَى لَکُمْ عَلَینَا مِن فَضْلٍ بَلْ نَظُنُّکُمْ کَاذِبِینَ * قَالَ یا قَوْمِ أَرَأَیتُمْ إِن کُنتُ عَلَى بَینَهٍ مِّن رَّبِّی وَآتَانِی رَحْمَهً مِّنْ عِندِهِ فَعُمِّیتْ عَلَیکُمْ أَنُلْزِمُکُمُوهَا وَأَنتُمْ لَهَا کَارِهُونَ * وَیا قَوْمِ لا أَسْأَلُکُمْ عَلَیهِ مَالًا إِنْ أَجْرِی إِلاَّ عَلَى اللّهِ وَمَآ أَنَاْ بِطَارِدِ الَّذِینَ آمَنُواْ إِنَّهُم مُّلاَقُو رَبِّهِمْ وَلَکِنِّی أَرَاکُمْ قَوْمًا تَجْهَلُونَ * وَیا قَوْمِ مَن ینصُرُنِی مِنَ اللّهِ إِن طَرَدتُّهُمْ أَفَلاَ تَذَکَّرُونَ * وَلاَ أَقُولُ لَکُمْ عِندِی خَزَآئِنُ اللّهِ وَلاَ أَعْلَمُ الْغَیبَ وَلاَ أَقُولُ إِنِّی مَلَکٌ وَلاَ أَقُولُ لِلَّذِینَ تَزْدَرِی أَعْینُکُمْ لَن یؤْتِیهُمُ اللّهُ خَیرًا اللّهُ أَعْلَمُ بِمَا فِی أَنفُسِهِمْ إِنِّی إِذًا لَّمِنَ الظَّالِمِینَ * قَالُواْ یا نُوحُ قَدْ جَادَلْتَنَا فَأَکْثَرْتَ جِدَالَنَا فَأْتَنِا بِمَا تَعِدُنَا إِن کُنتَ مِنَ الصَّادِقِینَ * قَالَ إِنَّمَا یأْتِیکُم بِهِ اللّهُ إِن شَاء وَمَا أَنتُم بِمُعْجِزِینَ وَلاَ ینفَعُکُمْ نُصْحِی إِنْ أَرَدتُّ أَنْ أَنصَحَ لَکُمْ إِن کَانَ اللّهُ یرِیدُ أَن یغْوِیکُمْ هُوَ رَبُّکُمْ وَإِلَیهِ تُرْجَعُونَ * أَمْ یقُولُونَ افْتَرَاهُ قُلْ إِنِ افْتَرَیتُهُ فَعَلَی إِجْرَامِی وَأَنَاْ بَرِیءٌ مِّمَّا تُجْرَمُونَ * وَأُوحِی إِلَى نُوحٍ أَنَّهُ لَن یؤْمِنَ مِن قَوْمِکَ إِلاَّ مَن قَدْ آمَنَ فَلاَ تَبْتَئِسْ بِمَا کَانُواْ یفْعَلُونَ * وَاصْنَعِ الْفُلْکَ بِأَعْینِنَا وَوَحْینَا وَلاَ تُخَاطِبْنِی فِی الَّذِینَ ظَلَمُواْ إِنَّهُم مُّغْرَقُونَ * وَیصْنَعُ الْفُلْکَ وَکُلَّمَا مَرَّ عَلَیهِ مَلأٌ مِّن قَوْمِهِ سَخِرُواْ مِنْهُ قَالَ إِن تَسْخَرُواْ مِنَّا فَإِنَّا نَسْخَرُ مِنکُمْ کَمَا تَسْخَرُونَ * فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ مَن یأْتِیهِ عَذَابٌ یخْزِیهِ وَیحِلُّ عَلَیهِ عَذَابٌ مُّقِیمٌ * حَتَّى إِذَا جَاء أَمْرُنَا وَفَارَ التَّنُّورُ قُلْنَا احْمِلْ فِیهَا مِن کُلٍّ زَوْجَینِ اثْنَینِ وَأَهْلَکَ إِلاَّ مَن سَبَقَ عَلَیهِ الْقَوْلُ وَمَنْ آمَنَ وَمَا آمَنَ مَعَهُ إِلاَّ قَلِیلٌ * وَقَالَ ارْکَبُواْ فِیهَا بِسْمِ اللّهِ مَجْرَاهَا وَمُرْسَاهَا إِنَّ رَبِّی لَغَفُورٌ رَّحِیمٌ * وَهِی تَجْرِی بِهِمْ فِی مَوْجٍ کَالْجِبَالِ وَنَادَى نُوحٌ ابْنَهُ وَکَانَ فِی مَعْزِلٍ یا بُنَی ارْکَب مَّعَنَا وَلاَ تَکُن مَّعَ الْکَافِرِینَ * قَالَ سَآوِی إِلَى جَبَلٍ یعْصِمُنِی مِنَ الْمَاء قَالَ لاَ عَاصِمَ الْیوْمَ مِنْ أَمْرِ اللّهِ إِلاَّ مَن رَّحِمَ وَحَالَ بَینَهُمَا الْمَوْجُ فَکَانَ مِنَ الْمُغْرَقِینَ * وَقِیلَ یا أَرْضُ ابْلَعِی مَاءکِ وَیا سَمَاء أَقْلِعِی وَغِیضَ الْمَاء وَقُضِی الأَمْرُ وَاسْتَوَتْ عَلَى الْجُودِی وَقِیلَ بُعْدًا لِّلْقَوْمِ الظَّالِمِینَ * وَنَادَى نُوحٌ رَّبَّهُ فَقَالَ رَبِّ إِنَّ ابُنِی مِنْ أَهْلِی وَإِنَّ وَعْدَکَ الْحَقُّ وَأَنتَ أَحْکَمُ الْحَاکِمِینَ * قَالَ یا نُوحُ إِنَّهُ لَیسَ مِنْ أَهْلِکَ إِنَّهُ عَمَلٌ غَیرُ صَالِحٍ فَلاَ تَسْأَلْنِ مَا لَیسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ إِنِّی أَعِظُکَ أَن تَکُونَ مِنَ الْجَاهِلِینَ * قَالَ رَبِّ إِنِّی أَعُوذُ بِکَ أَنْ أَسْأَلَکَ مَا لَیسَ لِی بِهِ عِلْمٌ وَإِلاَّ تَغْفِرْ لِی وَتَرْحَمْنِی أَکُن مِّنَ الْخَاسِرِینَ * قِیلَ یا نُوحُ اهْبِطْ بِسَلاَمٍ مِّنَّا وَبَرکَاتٍ عَلَیکَ وَعَلَى أُمَمٍ مِّمَّن مَّعَکَ وَأُمَمٌ سَنُمَتِّعُهُمْ ثُمَّ یمَسُّهُم مِّنَّا عَذَابٌ أَلِیمٌ»
ترجمه: و به راستى نوح را به سوى قومش فرستادیم [گفت] من براى شما هشداردهنده‏‌اى آشکارم. که جز خدا را نپرستید زیرا من از عذاب روزى سهمگین بر شما بیمناکم. پس سران قومش که کافر بودند گفتند ما تو را جز بشرى مثل خود نمى‏‌بینیم و جز [جماعتى از] فرومایگان ما آن هم نسنجیده نمى‏‌بینیم کسى تو را پیروى کرده باشد و شما را بر ما امتیازى نیست بلکه شما را دروغگو مى‏‌دانیم. گفت اى قوم من به من بگویید اگر از طرف پروردگارم حجتى روشن داشته باشم و مرا از نزد خود رحمتى بخشیده باشد که بر شما پوشیده است آیا ما [باید] شما را در حالى که بدان اکراه دارید به آن وادار کنیم. و اى قوم من بر این [رسالت] مالى از شما درخواست نمى‏‌کنم مزد من جز بر عهده خدا نیست و کسانى را که ایمان آورده‌‏اند طرد نمى‏‌کنم قطعاً آنان پروردگارشان را دیدار خواهند کرد ولى شما را قومى مى‌‏بینم که نادانى مى‏‌کنید. و اى قوم من اگر آنان را برانم چه کسى مرا در برابر خدا یارى خواهد کرد آیا عبرت نمى‌‏گیرید. و به شما نمى‏‌گویم که گنجینه‏‌هاى خدا پیش من است و غیب نمى‏‌دانم و نمى‏‌گویم که من فرشته‏‌ام و در باره کسانى که دیدگان شما به خوارى در آنان مى‏‌نگرد نمى‏‌گویم خدا هرگز خیرشان نمى‏‌دهد خدا به آنچه در دل آنان است آگاه‌‏تر است [اگر جز این بگویم] من در آن صورت از ستمکاران خواهم بود. گفتند اى نوح واقعاً با ما جدال کردى و بسیار [هم] جدال کردى پس اگر از راستگویانى آنچه را [از عذاب خدا] به ما وعده مى‌‏دهى براى ما بیاور. گفت تنها خداست که اگر بخواهد آن را براى شما مى‌‏آورد و شما عاجز کننده [او] نخواهید بود. و اگر بخواهم شما را اندرز دهم در صورتى که خدا بخواهد شما را بیراه گذارد اندرز من شما را سودى نمى‏‌بخشد او پروردگار شماست و به سوى او باز گردانیده مى‏‌شوید. یا [در باره قرآن] مى‏‌گویند آن را بربافته است بگو اگر آن را به دروغ سر هم کرده‌‏ام گناه من بر عهده خود من است و[لى] من از جرمى که به من نسبت مى‌‏دهید برکنارم. و به نوح وحى شد که از قوم تو جز کسانى که [تاکنون] ایمان آورده‌‏اند هرگز [کسى] ایمان نخواهد آورد پس از آنچه مى‏‌کردند غمگین مباش. و زیر نظر ما و [به] وحى ما کشتى را بساز و در باره کسانى که ستم کرده‏‌اند با من سخن مگوى چرا که آنان غرق شدنى‌‏اند. و [نوح] کشتى را مى‌‏ساخت و هر بار که اشرافى از قومش بر او مى‌‏گذشتند او را مسخره مى‌‏کردند مى‌‏گفت اگر ما را مسخره مى‌‏کنید ما [نیز] شما را همان گونه که مسخره مى‌‏کنید مسخره خواهیم کرد. به زودى خواهید دانست چه کسى را عذابى خوارکننده درمى‌‏رسد و بر او عذابى پایدار فرود مى‌‏آید. تا آنگاه که فرمان ما در رسید و تنور فوران کرد فرمودیم در آن [کشتى] از هر حیوانى یک جفت با کسانت مگر کسى که قبلاً در باره او سخن رفته است و کسانى که ایمان آورده‌‏اند حمل کن و با او جز [عده] اندکى ایمان نیاورده بودند. و [نوح] گفت در آن سوار شوید به نام خداست روان‏‌شدنش و لنگرانداختنش بى گمان پروردگار من آمرزنده مهربان است. و آن [کشتى] ایشان را در میان موجى کوه‌‏آسا مى‌‏برد و نوح پسرش را که در کنارى بود بانگ درداد اى پسرک من با ما سوار شو و با کافران مباش.
گفت به زودى به کوهى پناه مى‏‌جویم که مرا از آب در امان نگاه مى‏‌دارد گفت امروز در برابر فرمان خدا هیچ نگاهدارنده‌‏اى نیست مگر کسى که [خدا بر او] رحم کند و موج میان آن دو حایل شد و [پسر] از غرق‏‌شدگان گردید. و گفته شد اى زمین آب خود را فرو بر و اى آسمان [از باران] خوددارى کن و آب فرو کاست و فرمان گزارده شده و [کشتى] بر جودى قرار گرفت و گفته شد مرگ بر قوم ستمکار. و نوح پروردگار خود را آواز داد و گفت پروردگارا پسرم از کسان من است و قطعاً وعده تو راست است و تو بهترین داورانى. فرمود اى نوح او در حقیقت از کسان تو نیست او [داراى] کردارى ناشایسته است پس چیزى را که بدان علم ندارى از من مخواه من به تو اندرز مى‏‌دهم که مبادا از نادانان باشى. گفت پروردگارا من به تو پناه مى‏‌برم که از تو چیزى بخواهم که بدان علم ندارم و اگر مرا نیامرزى و به من رحم نکنى از زیانکاران باشم. گفته شد اى نوح با درودى از ما و برکت‌هایى بر تو و بر گروه‌هایى که با تواند فرود آى و گروه‌هایى هستند که به زودى برخوردارشان مى‏‌کنیم سپس از جانب ما عذابى دردناک به آنان مى‏‌رسد.
و از همه‌ی اینها مفصل‌تر، حکایت حضرت یوسف (علیه‌السلام) است که یک سوره‌ی بزرگ و کامل به آن حضرت و ماجراهای سراسر زندگی ایشان اختصاص یافته است.

دسته‌ی پنجم: لعن و نفرین بدکاران و منحرفین. سراسر سوره‌ی مسد، از این دسته است؛ که می‌فرماید: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ * تَبَّتْ یدَا أَبِی لَهَبٍ وَ تَبَّ * مَا أَغْنَى عَنْهُ مَالُهُ وَ مَا کَسَبَ * سَیصْلَى نَارًا ذَاتَ لَهَبٍ * وَ امْرَأَتُهُ حَمَّالَهَ الْحَطَبِ»
ترجمه: به نام خداوند رحمتگر مهربان. بریده باد دو دست ابولهب و مرگ بر او باد. دارایى او و آنچه اندوخت، ‏سودش نکرد. به زودى در آتشى پرزبانه درآید. و زنش آن هیمه‏‌کش، بر گردنش طنابى از لیف خرماست.

دسته‌ی ششم: اوامر و نواهی مخصوص استاد اعظم (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم). مانند این که می‌فرماید:
«یا أَیهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَیکَ مِن رَّبِّکَ وَإِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَ اللّهُ یعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللّهَ لاَ یهْدِی الْقَوْمَ الْکَافِرِینَ» (سوره‌ی مائده،‌ آیه‌ی ۶۷)
ترجمه: اى پیامبر آنچه از جانب پروردگارت به سوى تو نازل شده ابلاغ کن و اگر نکنى پیامش را نرسانده‏‌اى و خدا تو را از [گزند] مردم نگاه مى‏‌دارد آرى خدا گروه کافران را هدایت نمى‏‌کند.
«طه * مَا أَنزَلْنَا عَلَیکَ الْقُرْآنَ لِتَشْقَى» (سوره‌ی طه، آیات ۱ و ۲)
ترجمه: طاها، قرآن را بر تو نازل نکردیم تا به رنج افتى.
«یا أَیهَا الْمُدَّثِّرُ * قُمْ فَأَنذِرْ * وَ رَبَّکَ فَکَبِّرْ * وَ ثِیابَکَ فَطَهِّرْ * وَ الرُّجْزَ فَاهْجُرْ * وَ لَا تَمْنُن تَسْتَکْثِرُ * وَ لِرَبِّکَ فَاصْبِرْ» (سوره‌ی مدّثّر، آیات ۱ تا ۷)
ترجمه: اى کشیده رداى شب بر سر. برخیز و بترسان. و پروردگار خود را بزرگ دار. و لباس خویشتن را پاک کن. و از پلیدى دور شو. و منت مگذار و فزونى مطلب. و براى پروردگارت شکیبایى کن.
و شاید چند دسته‌ی دیگر.

**********

اما در منهاج فردوسیان، چهار دسته‌ی مفید برای تربیت، به صورت مجزا، استجماع و عرضه شد. آنچه دیدگاه بود، در قالب «قواعد نظری منهاج فردوسیان» عرضه شد. آنچه دستور عملی بود، در قالب «قوانین عملی منهاج فردوسیان» عرضه شد. آنچه وصف بهشت و جهنم بود، در قالب کتاب «بهشت و جهنم در منهاج فردوسیان» عرضه شد. و آنچه مواعظ است، در قالب کتاب «مواعظ استادان منهاج فردوسیان» عرضه خواهد شد. ان شاء الله
پس کسی که به دنبال تربیت شدن باشد، تمام مطالب مفید قرآن کریم برای تربیت را در نظام جامع تربیتی منهاج فردوسیان به زبان فارسی می‌یابد و نیازی به تفاسیر ندارد. البته تفاسیر مختلف، شامل مطالب جالب و سرگرم‌کننده‌ای هستند ولی نقشی در تربیت و رسیدن به کمال و سعادت، علاوه بر آنچه در منهاج فردوسیان آمده، ندارند.
لازم بود که یک بار برای همیشه،‌ این اعتقاد که «مطالعه‌ی تفسیر قرآن، اتلاف عمر است» توضیح داده شود تا اندک شبهه‌ای نسبت به آن، در سویدای قلب اصحاب منهاج فردوسیان، باقی نماند.

موفق باشید
حاج فردوسی

کلمات کلیدی: , , , ,

6

 
 
 
3 نویسندگان
3 پاسخ‌ها
0 دنبال‌کنندگان
 
مرتب کردن بر اساس بیشترین بازخورد
مرتب کردن بر اساس داغ‌ترین دیدگاه
4 نویسندگان برتر
  مشترک شوید  
اشتراک برای:
عبدالله

سلام علیکم
۱. بنده در نماز فرادا احساس تمرکز و حضور قلب بیشتری دارم منتهی در نماز جماعت بعضاً احساس عدم تمرکز و فکر و خیال به سراغم می آید توصیه شما چیست آیا نماز فرادای با حضور قلب را بر نماز جماعت بی حضور قلب ترجیح دهم؟
۲. امکان دارد آن حضور قلب تصور خامی باشد از جانب نفس و شیطان برای محروم کردنم از نماز جماعت؟
۳. بستن چشم در بخشی از نماز برای بالابردن تمرکز و‌ جمع کردن هواس که در نهایت منجر به حضور قلب شود اشکال دارد؟ به خصوص در نماز جماعت و مکان های شلوغ.
باتشکر از زحمات و پاسخگویی‌های شما

ناشناس

سلام و عرض ادب و احترام
میخواستم بدونم درامدی که از خرید و فروش سهام شرکت ها در بازار بورس بدست میاریم، حلال است؟ ( خرید و فروش سهام اینترنتی است).
اگه لطف کنید جواب این حقیر رو بدید خیلی ممنون میشم. چون من مدتی هست که وارد این عرصه شدم. نمیدونم پولی که از این راه بدست میارم حلال است یا نه. (بعضی ها میگن بورس حلاله، بعضی ها هم یک سری ایرادات بهش وارد میکنن).

امیرمحمد

سلام
۱. آیا شرکت در مراسمات بزرگداشت و ترحیم حاج قاسم سلیمانی به منزله شرکت در مراسم تکریم یک مومن است؟ و آیا اگر ما با چنین نیتی برویم ثوابی کسب می شود؟
۲. و همچنین آیا رفتن به سر قبر این شهید بزرگوار تا قبل از چهلم نیز چنین ثوابی دارد؟

fa فارسی
X