۱ بهمن

حکم شهادت رابعه!

زمان مورد نیاز برای مطالعه‌ی این مطلب، فقط: ۲ دقیقه

سؤال اول: نظر شما در مورد حدیث زیر چیست؟
امام حسن عسکری (ع): «نحن حجج الله علیکم و جدتنا فاطمه حجه الله علینا» (نقل از علامه حسن زاده آملی)
سؤال دوم: گفتن شهادت رابعه (که علامه حسن زاده خود را ملزم به گفتن آن می‌دانند) چه حکمی دارد؟

جواب اول: این روایت در منابع متأخر نقل شده و نخستین مأخذی که برای آن یافتیم، تفسیر اطیب البیان است. البته مؤلف کتاب، سند و مأخذی برای این روایت نقل نمی‌کند. مرحوم عبدالحسین طیب این روایت را از امام عسکری (علیه‌السلام) بدین گونه بیان کرده است: «نحن حجج الله علی خلقه و جدتنا فاطمه حجه الله علینا» (اطیب البیان، طیب، ج۱۳، ص ۲۲۵).
در برخی منابع دیگر، این روایت از امام رضا (علیه السلام) نقل شده است. (الانتصار، کورانی عاملی، ج۷، ص ۲۳۷).
این مضمون،‌ در قالب‌های دیگری نیز بیان شده است، مانند:
«نحن حجج الله علی الخلق و جدتنا فاطمه حجه الله علینا» (الاسرار الفاطمیه، مسعودی، ص ۳۷، ۲۶۵، ۴۱۰)؛
«نحن حجج الله علی الخلائق و امّنا فاطمه حجه الله علینا» (الاسرار الفاطمیه، مسعودی، ص ۱۷)؛
«نحن حجج الله علیکم و امّنا فاطمه حجه الله علینا» (الانتصار، کورانی عاملی، ج۷، ص ۲۳۷)؛
«نحن حجج الله علیکم و فاطمه حجه علینا» (الانتصار، کورانی عاملی، ص ۳۹۸)؛
«نحن حجج الله علی الخلق و فاطمه حجه الله علینا» ( الانتصار، کورانی عاملی، ج۷، ص ۱۹۲).
چنان که ملاحظه می‌کنید، تمام این مصادر، معاصر هستند و قبل از آن، هیچ اثری در میراث حدیثی شیعه ندارد. با این لحاظ، می‌توان به راحتی، این حدیث را بی‌سند دانست.
نکته‌ی دیگر، در مورد علامه حسن زاده آملی است. بارها عرض کرده‌ام و بر این اعتقاد،‌ راسخ هستم که معظمٌ له را اگر «ضالّ» (گمراه) ندانیم،‌ قطعاً «مُضلّ» (گمراه‌کننده) هستند.
اختراعات و اکتشافات مذهبی ایشان،‌ جمعی از ساده‌دلان و ساده‌لوحان را گمراه کرده که نمونه‌های متعددی را دیده‌ام یا حکایاتشان را شنیده‌ام. پس حذر کنید از ترویج سخنان ایشان و از پیروی از این پیر گمراه‌کننده.
وقتی امام صادق (علیه‌السلام) می‌فرمایند که اذان،‌ هجده کلمه و اقامه،‌ هفده کلمه است، چه معنی دارد که از اختراع خود، جملاتی مانند شهادت به عصمت حضرت فاطمه‌ی زهرا (سلام الله علیها) را به آن بیافزاییم؟! اگر چنین نیازی می‌بود،‌ خدا و رسول و ائمه‌ی طاهرین (علیهم‌السلام) می‌فهمیدند و اضافه می‌کردند و نیازی به اختراعات حضرت علامه‌! نمی‌بود.
در مصاحبه‌ای که با ایشان انجام شده و فیلمش در شبکه‌ی اینترنت موجود است، می‌فرماید که کاسب محترمی از دیوار شنیده که صدایی بعد از شهادت رابعه، افزوده است: «و حجه الله علی الحجج» و ایشان هم بعد از دیدن این حدیث بی‌سند و آن ندای دیوار، این کلمات را هم به اذانشان افزوده است!
اگر قرار باشد یکی از در بشنود و یکی از دیوار، یکی از کاسه بشنود و یکی از بشقاب، یکی از کوزه بشنود و یکی از لیوان، و هر کس آنچه شنید را به دین خدا اضافه کند، چیزی از دین اسلام می‌ماند؟!

جواب دوم: گفتن شهادت رابعه،‌ اگر به قصد ورود باشد، بدون شک و به اجماع فقهاء عظام،‌ بدعت و حرام است. ولی اگر بدون قصد ورود باشد، نشان‌دهنده‌ی ابتلای گوینده به مرضی به نام «خودسری» است. خودسری، بیماری‌ای است که مبتلایان به آن، خودسرانه، چیزهایی به دین خدا می‌افزایند، چنان که گویا مأمور تکمیل اسلام عزیز هستند. از جمله‌ی مبتلایان به این مریضی خطرناک، می‌توان از علامه حسن زاده آملی و شاگرد مبرّزشان آقای صمدی آملی نام برد.

موفق باشید
حاج فردوسی

کلمات کلیدی: , , , , , , , , ,

12

 
 
 
6 نویسندگان
6 پاسخ‌ها
0 دنبال‌کنندگان
 
مرتب کردن بر اساس بیشترین بازخورد
مرتب کردن بر اساس داغ‌ترین دیدگاه
8 نویسندگان برتر
  مشترک شوید  
اشتراک برای:
ناشناس

خدایا شُکرت از آشنا شدنم با این برنامه منهاج فردوسیان خدایا به حق محّمد وآل محّمد حاج فردوسی را بسلامت بدار وبا تمام منهاج دوستان در بهشت فردوس قرار بده.

ناشناس

علیا ولی الله هم جزء اذان نمی باشد . ولی ما می گوییم . علامه شعرانی به علمای اهل سنت جواب اینکه چرا حضرت علی را می آوریم در اذان آورده و با همین استدلال شهادت به حضرت زهرا،
این متن جواب طرفداران علامه حسن زاده هست شما چه پاسخی دارید؟

ناشناس

سلام و عرض ادب و احترام
در زیارت حضرت زهرا (سلام الله علیها) آمده است که: «یَا مُمْتَحَنَهُ امْتَحَنَکِ اللَّهُ الَّذِی خَلَقَکِ قَبْلَ أَنْ یَخْلُقَکِ فَوَجَدَکِ لِمَا امْتَحَنَکِ صَابِرَهً»
چه امتحانی خداوند از حضرت زهرا (س) گرفته اند آن هم قبل از خلقت حضرت زهرا (س). چنین امری چگونه ممکن است؟ آیا قبل از خلقت انسان، امکان امتحان وجود دارد؟
لطفا این مسئله را روشن بفرمایید.
با تشکر از زمانی که صرف پاسخگویی به این مسئله می نمایید.

ناشناس

سلام علیکم
من مدت ها قبل حدیثی از پیامبر(ص) به این مضمون شنیده ام:
علمای امت من همانند (یا بالاتر از ) انبیا بنی اسرائیل هستند.
ایا چنین حدیثی سندیت دارد؟
اگر پاسخ مثبت است منظور پیامبر(صلی الله علیه و آله) چیست؟ و لطفا سند حدیث را مرقوم بفرمایید.
با تشکر

امیرمحمد

سلام
بِهَذَا اَلْإِسْنَادِ عَنْ حَنَانِ بْنِ سَدِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ السَّلاَمُ قَالَ: مَنْ أَکْثَرَ قِرَاءَهَ قُلْ أُوحِیَ إِلَیَّ لَمْ یُصِبْهُ فِی اَلْحَیَاهِ اَلدُّنْیَا شَیْءٌ مِنْ أَعْیُنِ اَلْجِنِّ وَ لاَ نَفْثِهِمْ وَ لاَ سِحْرِهِمْ وَ لاَ مِنْ کَیْدِهِمْ وَ کَانَ مَعَ مُحَمَّدٍ صَلَّى اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ فَیَقُولُ یَا رَبِّ لاَ أُرِیدُ بِهِ بَدَلاً وَ لاَ أُرِیدُ أَنْ أَبْغِیَ عَنْهُ حِوَلاً. [ثواب الاعمال]
در بخش پایانی این روایت آمده است:
و با محمّد صلّى اللّٰه علیه و اله و سلّم باشد،و گوید بار الها من خواهان تبدیل این مقام و انتقال از آن نیستم.
سوال: منظور از اینکه: من خواهان تبدیل این مقام و انتقال از آن نیستم. چیست؟

ناشناس

سلام سوال دارم از خدمت شما
مثلا شخصی به دنبال شغلی رفته برای استخدام: اگر کارفرما قبولش نکند که حتما مصلحت خدا درش بوده تا او آنجا کار نکند ولی اگر کارفرما قبولش کند ولی آن شخص جویای کار، خودش نخواهد، باز هم این مصلحت خداست که به دلش انداخته تا آنجا کار نکند؟
یا مثلاً دختری که به خواستگارش جواب مثبت یا منفی می دهد آیا خدا به دلش می اندازد؟
و هزاران دو راهی دیگر که ممکن است در زندگی هر کسی پیش بیاید.
می خواهم بدانم چقدر انتخابهای ما با مصلحتمان جور است چه برای شخصی که توکل کرده چه شخصی که توکل نکرده از کجا می توانیم بفهمیم؟ مثلا خود من توکلم به خداست و به دلم رجوع می کنم اگر دلم راضی باشد انجام می دهم چون می دانم خدا به دلم انداخته و اگر دلم راضی نباشد انجام نمی دهم چون فکر می کنم خواست خداست. آیا درست است که دل را حجت کارهایمان قرار دهیم؟
خواهش می کنم جوابم را بدهید خیلی برایم مهم است.

fa فارسی
X