۷ اسفند

کلمات رهبر معنوی (۴)

در پی درخواست‌های اصحاب منهاج فردوسیان، برخی جملات حاج فردوسی، رهبر معنوی مشتاقان کمال و سعادت و مؤلف نظام جامع تربیتی منهاج فردوسیان به صورت پوستر، طراحی شد تا رفقای منهاجی بتوانند در فضاهایی که دوست دارند، مانند پروفایل‌هایشان از آنها استفاده کنند. همچنین در نشر آن در فضای مجازی بکوشند؛ تلاشی صادقانه و خالصانه در راه نشر منهاج فردوسیان و رساندن پیام این نظام تربیتی به مشتاقان کمال و سعادت.
این مجموعه، اولین مجموعه از پوسترهای کلمات حاج فردوسی است و مجموعه‌ی دوم، به زودی منتشر خواهد شد.

.

تا بارگذاری آلبوم تصاویر، صبور باشید.

.

کلمات کلیدی: ,

25
دیدگاهتان در باره‌ی مطلب بالا را بنویسید

 
 
 
11 نویسندگان
14 پاسخ‌ها
2 دنبال کنندگان
 
مرتب کردن بر اساس بیشترین بازخورد
مرتب کردن بر اساس داغ‌ترین دیدگاه
2 نویسندگان برتر
  مشترک شوید  
جدیدترین نظرات قدیمی‌ترین نظرات نظرات با امتیاز بالا
اشتراک برای:
کمال

عالی بود👌

سروش

سلام به رهبر معنوی و گرانقدرم حاج فردوسی سخنان گران بها رو با جان و دل خواندم و لذت بردم از نظر بنده هم مثل دوستان باید بگویم که کردار نیک و اخلاق نیکو داشتن یکی از ویژگی های یک انسان کامل می باشد در این باره باید بدانیم که میزان اسلامی بودن اخلاق هر فرد مسلمان را باید در نحوه معاشرتش با دیگران جستجو کرد. به تعبیر امام صادق ـ علیه السلام ـ: «پس از عمل به واجبات الهی، محبوب ترین کارها نزد خداوند آن است که انسان اخلاقی سازگار با مردم داشته و اهل مدارا باشد». ممنون از سایت خوبتون و ارزوی سلامتی برای همه ی منهاجیون ….التماس دعا از عزیزان

نادری

سلام به همه عزیزان
از نظر بنده خوش خویی از رموز موفقیت حضرت رسول اکرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ در دعوت و رسالت خویش، اخلاق نیکو و بر خورد شایسته و جذاب با مردم بود.در ادامه باید عرض کنم که اخلاق نیک آن حضرت، امتیاز بارز ایشان بود که با همین اخلاق نیک دلها را جذب می کرد، دشمنان را دوست می ساخت، کینه را به مهربانی بدل می کرد و به همین سبب مدال «انّک لعلی خلق عظیم» را از خدای عظیم دریافت کرد.
رفتار پیامبر ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ با همنشینان چنین بود، دائما خوش رو و خندان و سهل الخلق و ملایم، هرگز خشن، سنگدل، پرخاشگر، بدزبان و عیب جو و مدیحه گر نبود. هیچ کس از او مأیوس نمی شد و هر کس به در خانه او می آمد نومید باز نمی گشت. ممنون از سایت خوبتون و التماس دعا از همه ی عزیزان

نامی

با عرض سلام و خسته نباشید به همه ی عزیزان منهاجی و رهبر معنوی خودم حاج فردوسی عزیز امیدوارم که هر جا هستین سالم باشین دوستان در ادامه ی سخنان این برادر عزیز منهاجیم باید عرض کنم که وقتی محبت خود را به دیگران ببخشید، در حوادث صبور و شکیبا باشید، خشم خود را فرو خورده، خویشتن داری کنید، بدی را با خوبی پاسخ دهید و از خشونت و عصبانیت و بدزبانی و تحقیر و توهین و تکبر به دور باشید، دارای اخلاق پسندیده هستید. در معاشرت مسلمانان با هم، باید همدلی بیش از وحدت فیزیکی حاکم باشد تا به انس و الفتهای پایدار و رابطه های درونی بینجامد. با سلام و مصافحه و اخلاق نیک و چهره باز و لبخند محبت زا و غم زدا و برخورد نیک این مهم تأمین می شود.

شاهد

سلام به همه ی عزیزان منهاجی در مورد اخلاق پسندیده و کردار نیکو که در سخنان رهبر معنوی خودم حاج فردوسی عزیز پیدا بود باید بدانیم که اخلاق نیک کمندی است که دیگران را در دام محبت اسیر می کند و کیست که از برخورد شایسته، خوشش نیاید و جذب چنین انسانی نشود. از امام صادق ـ علیه السلام ـ پرسیدند: حد و مرز اخلاق نیک چیست؟ فرمود: آن است که اخلاقت را نرم کنی، کلامت را پاکیزه سازی و با چهره ای باز و گشاده با برادران دینی ات رو به رو شوی.

محمدی مهر

چقدر زیبا عرض کردین دوست خوبم در این موردی که شما گفتین در ادامه و تکمیل سخنان شما باید عرض کنم که خوش رویی از نظر بنده یکی از مهمترین فاکتور های داشتن اخلاق نیکوست ودر موردش باید بگویم که در مواجهه دو نفر با یکدیگر و پیش از هر سخن و عمل، دو صورت با هم رو به رو می شود. مواجهه دو انسان با هم و کیفیت این رویارویی چهره ها، نقش عمده در نحوه گفتار و رفتار دارد و رمز گشایش قفل دلهاست. برخورد با چهره باز با دیگران، آنان را آماده تر می سازد تا دل به دوستی با شما بسپارند. خنده رویی و بشاش بودن، دیگران را دل و جرأت می بخشد تا بی هیچ هراس و نگرانی با شما باب آشنایی را باز کنند و سفره دلشان را پیش شما بگشایند. هنرمند کسی است که بتواند غبار غم را از خاطره ها بزداید

رامین

سلام خدمت شما دوست منهاجی خوبم چقدر زیبا فرمودین در این مورد حضرت حافظ میفرماید سمن بویان، غبار غم چو بنشینند، بنشانند **** پری رویان قرار از دل چو بستیزند، بستانند…

رضا

سلام به همه عزیزان منهاجی و رهبر معنوی خودم حاج فردوسی عزیز با ارزوی سلامتی برای ایشان …در این مورد باید عرض کنم که یکی از شاخه های اخلاق نیکو که شما دوست خوبم گفتین خوش گویی است در واقع و کامل تر یکی دیگر از شاخه های اخلاق نیک که رابطه ها را استوارتر و پیوندها را صمیمی تر می سازد، گفتار دلپذیر و شادی بخش است. کسی که گفتار مؤدبانه داشته باشد دیگران نیز با او مؤدبانه سخن خواهند گفت وگرنه… «کلوخ انداز را پاداش سنگ است.»
در کلام مولا علی ـ علیه السلام ـ است که می فرمایند: اجملوا فی الخطاب تسمعوا جمیل الجواب. زیبا خطاب کنید تا جواب زیبا بشنوید: کیفیت برخورد ما با انسان های دیگر همان نتیجه را به ما بر می گرداند. ادب، ادب می آورد و توهین و فحش، بدزبانی و اهانت طرف مقابل را در پی خواهد داشت.

شاهین افاق

دوستان در مورد پیام استاد یکی از آن ها مثل بقیه دوستان که عرض کردند به چشمم امد آن هم حسن خلق است که به نظر من هم بسیار مهم می باشد ببینید عزیزان خوش‌رفتاری مؤمنان با یکدیگر، یکی از ارزش‌های والای اخلاقی به حساب می‌آید. قرآن کریم، یاران رسول اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) را به این صفت ستوده، می‌فرماید: «مُحَمَّدٌ رَسوُلُ اللهِ وَ الَّذینَ مَعَهُ اَشِدّاءُ عَلَی الْکُفّارِ رُحَماءُ بَیْنَهُمْ؛  محمد (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) فرستاده خداست و کسانی که با او هستند در برابر کفار سرسخت و در میان خود مهربانند.» براساس این آیه، مسلمانان باید نسبت به عموم امّت، مهربان و دلسوز باشند، با آنان خوش‌رفتاری نمایند، به کمک‌شان بشتابند، در غم و شادی مردم سهیم باشند و با چهره‌ای متبسم، مؤدّب و خوش‌رویی با آنان رو به رو شوند و از این راه سبب ترویج حسن خلق و پیوند با مردم شوند.

محمد امین

سلام به همه عزیزان منهاجی در این مورد ودر ادامه سخنان دوست خوبم و پیرو پیام رهبر معنوی خودم حاج فردوسی عزیز باید عرض کنم که از نظر اسلام، حسن خلق هرگز به این معنا نیست که اگر با منکری رو به رو شدیم، در برابر آن سکوت کرده، لبخند بزنیم، یا در برابر اعمال زشت دیگران واکنش منفی نشان ندهیم. زیرا برخورد منفی و توام با تندی و خشونت، زمانی مذموم و ناپسند است که پای بی‌اعتنایی به دین و ارزش‌های والای آن در میان نباشد وگرنه رنجیدن نزدیک‌ترین افراد به انسان نیز اگر به دلیل حفظ ارزش‌ها و پایبندی به آن باشد، نه تنها زشت نیست، بلکه در ردیف مهم‌ترین وظایف شرعی و از مراتب نهی از منکر است. به فرموده امام علی (علیه‌السّلام) : «اَمَرنا رَسوُلُ الله (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) اَنْ نَلْقی اَهْلَ الُمَعاصی بِوُجوُهٍ مُکْفَهِرَّهٍ؛  پیامبر خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) به ما دستور داده است که با معصیت‌کاران با چهره‌های عبوس روبه رو شویم.» التماس دعا

شهرام

در مورد حسن خلق و کردار نیکو که رهبر معنوی و عزیزم حاج فردوسی فرمودند باید عرض کنم که حسن خلق و گشاده‌رویی از بارزترین صفاتی است که در معاشرت‌های اجتماعی باعث نفوذ محبت شده و در تاثیر سخن اثری شگفت‌انگیز دارد. به همین جهت خدای مهربان، پیامبران و سفیران خود را انسان‌هایی عطوف و نرم‌خو قرار داد تا بهتر بتوانند در مردم اثر گذارند و آنان را به سوی خود جذب نمایند. این مردان بزرگ برای تحقّق بخشیدن به اهداف‌ الهی خود، با برخورداری از حسن خلق و شرح صدر، چنان با ملایمت و گشاده‌رویی با مردم رو به رو می‌شدند که نه تنها هر انسانحقیقت‌جویی را به آسانی شیفته خود می‌ساختند و او را از زلال هدایت سیراب می‌کردند، بلکه گاهی دشمنان را نیز شرمنده و منقلب می‌کردند.

محمد صادق احمدیان

سلام به همه ی منهاجیون و رهبر معنوی خودم حاج فردوسی عزیز ایشان را با تمام وجود دوست دارم چون راهم را با ایشان پیدا کردم در ادامه و در تکمیل سخنان استاد باید عرض کنم که مصداق کامل این فضیلت، وجود مقدّس رسول گرامی اسلام (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) است. قرآن کریم، این مزیّت گران‌بهای اخلاقی را عنایتی بزرگ از سوی ذات مقدس خداوند دانسته، می‌فرماید: «فَبِما رَحْمَهٍ مِنَ اللهِ لِنْتَ لَهُمْ وَ‌لَو کُنْتَ فَظّاً غَلیظَ الْقَلْبِ لانْفَضوُا مِنْ حَولِکَ؛
در پرتو رحمت و لطف خدا با آنان مهربان و نرم‌خو شده‌ای و اگر خشن و سنگدل بودی، از گردت پراکنده می‌شدند.»

شایان

سلام و خسته نباشید در این مورد باید بدانیم که در تاریخ چنین آمده است: علی (علیه‌السّلام) از سوی پیامبر خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) مامور شد تا با سه نفر که برای کشتن ایشان هم پیمان شده بودند، پیکار کند. آن حضرت، یکی از سه نفر را کشت و دو نفر دیگر رااسیر کرد و خدمت پیامبر خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) آورد. پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) اسلام را بر آن دو عرضه کرد و چون نپذیرفتند، فرمان اعدام آنان را به جرم توطئه‌گری صادر کرد. در این هنگام جبرئیل بر رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) نازل شد و عرض کرد: خدای متعال می‌فرماید، یکی از این دو نفر را که مردی خوش خلق و سخاوتمند است، عفو کن، پیامبر نیز ازقتل او صرف نظر کرد، وقتی علّت عفو را به فرد مزبور اعلام کردند و دانست که به خاطر داشتن این دو صفت نیکو مورد عفو الهی واقع شده، شهادتین را گفت و اسلام آورد. رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) درباره‌اش فرمود: «او از کسانی است که خوش‌خویی و سخاوتش او را به سمت بهشت کشانید.»

پدرام

سلام به همه ی منهاجیون و عرض خسته نباشید به رهبر معنوی خودم حاج فردوسی عزیز انشالله که بتوانم هر چه زودتر شما را ملاقات کنم در ادامه باید عرض کنم که حسن خلق که در پیام های استاد به وضوح دیده میشدند این موضوع را باید دانست که حسن خلق دو معنا دارد: معنای عام و معنای خاص. حسن خلق به معنای عام عبارت است از مجموعه خصلت‌های پسندیده‌ای که لازم است انسان روح خود را به آنها بیاراید. حسن خلق به معنای خاص عبارت است از خوش‌رویی، خوش‌رفتاری، حسن معاشرت و برخورد پسندیده با دیگران. امام صادق (علیه‌السّلام) در بیان حسن خلق به معنای خاص فرمود: «تُلَیِّنُ جانِبَکَ وَ تُطَیِّبُ کَلامَکَ وَ تَلْقی اَخاکَ بِبِِشرٍ حَسَنٍِ؛  حسن خلق آن است که برخوردت را نرم کنی و سخنت را پاکیزه سازی و برادرت را با خوش‌رویی دیدار نمایی.»

ارمین

سلام و خسته نباشید به همه ی عزیزان منهاجی و رهبر معنوی و گرانقدرم حاج فردوسی انشالله هر کجا که هستین سلامت باشید و امید دارم که بتوانم شما را هر چه زودتر ملاقات کنم در ادامه باید عرض کنم که سخنان گهر بار شما و پیام های پر از مفهوم شما را خواندم به نظرم اخلاف نیکو یکی از مهم ترین نشانه های یک انسان کامل است در این باره باید عرض کنم که یکی از عوامل گسترش و حفظ اسلام، حسن خلق و روش مهرآمیز پیامبر اعظم(ص) بود. از همین رو افراد در برابر خلق عظیم رسول الله(ص) آن­چنان عوض می­شدند که تعصبات و عادات چندین ساله­ی جاهلیت را کنار گذاشته و در مسیر هدایت قرار می­گرفتند.

ابوالفضل جزینی

سلام و خسته نباشید به همه ی منهاجیون در این باره و در تکمیل سخنان جنابتان من معتقدم این اخلاق نیکو را باید در تربیت فرزاندانمان هم اجرا کنیم ببینید عزیزان کودک به دلیل نزدیک بودن به مبدأ فطرت و داشتن ذهن و دلی پاک و بی آلایش، زمینه بسیار مناسبی را برای تربیت پذیری دارد. او هدیه ای است الهی که با سرشت ساده و زلال خویش پا به جهان هستی گذاشته و از هر گونه زشتی و ناپاکی به دور است و این، والدین و مربیان کودک هستند که با تربیت نادرست خویش، مسیر فطرت پاک و الهی او را منحرف می سازند. بنابراین، در برخورد باکودک باید ویژگی های ذاتی او را در نظر گرفت. مهربانی، نوازش و انس با کودک، نقش مهمی در تربیت و شکوفایی استعدادهای نهفته او دارند.

محمدیان

سلام به همه ی منهاجیون و رهبر معنوی و عزیزم حاج فردوسی انشالله هر جا که هستین سالم باشین در ادامه ی صحبت های شما باید این را هم بگویم که رسول خدا صلی الله علیه و آله همواره از روی محبت و تواضع، با بچه ها رفتار می کرد. ایشان به استعدادهای فطری آنها توجه داشت و از رنجش و ناراحتی شان سخت آرزده خاطر می شد. در هم نشینی با کودکان، خود را همسان آنان می پنداشت و با آنها سرگرم بازی می شد و به دیگران نیز سفارش می کرد: «مَن کانَ عِنْدَهُ صَبِیٌّ فَلْیَتَصابَّ لَهُ؛ کسی که نزد او کودکی است، باید کودکانه رفتار کند». رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله ، حسنین علیهماالسلام را بر دوش خود سوار می کرد و به آنها می فرمود: «خوب مرکبی دارید و شما هم خوب سوارکارانی هستید.» آن حضرت حتی در حضور جمع، خود را هم پایه کودکان قرار می داد و با آنان انس می گرفت. همچنین به یاران خود می فرمود: «با کودکان مأنوس شوید و آنان را در آغوش بگیرید.» کودکانی نیز که رسول خدا صلی الله علیه و آله ، آنان را به دوش می گرفت، به این امر افتخار می کردند.

احمدی

سلام و خسته نباشید به همه ی عزیزان و رهبر معنوی منهاجیون حاج فردوسی عزیز این شخص راه کمال و سعادت را نشان می دهد امید دارم بتوانم در این راه گام های بزرگی به سوی کمال و سعادت بردارم باید در این مورد اخلاق نیکو عرض کنم که مهربانی و اخلاق نیکوی پیامبر (ص) در حدی بود که امام صادق (ع)فرمود:روزی رسول خدا (ص) نماز ظهر را با جماعت خواند، مردم بسیاری به او اقتدا کردند، ولی آن ها ناگاه دیدند آن حضرت بر خلاف معمول دو رکعت آخر نماز را با شتاب تمام کرد (مردم از خودمی پرسیدند، به راستی چه حادثه مهمی رخ داده که پیامبر (ص)نمازش را با شتاب تمام کرد؟!) پس از نماز از پیامبر (ص)پرسیدند: «مگر چه شده؟ که شما این گونه نماز را (با حذف مستحبات) به پایان بردی؟» پیامبر (ص) در پاسخ فرمود:«اما سمعتم صراخ الصبی; آیا شما صدای گریه کودک رانشنیدید؟» معلوم شد که کودکی در چند قدمی محل نمازگزاران گریه می کرده، و کسی نبود که او را آرام کند، صدای گریه او دل مهربان پیامبر (ص) را به درد آورد، از این رو نماز را با شتاب تمام کرد، تا کودک را از آن وضع بیرون آورده، و نوازش نماید.

محمد حسین

سلام در ادامه ی سخنان دوست خوبم باید و باید بدانیم که یکی از راز و رمزهای مهم پیشرفت اسلام در صدر اسلام را که بسیار چشمگیر بود، به ما نشان می دهد. در فرازی از گفتار حضرت علی (ع) در شان اخلاق پیامبر (ص) چنین آمده:«رفتار پیامبر (ص) با همنشینانش چنین بود که دائما خوش رو،خندان، نرم و ملایم بود، هرگز خشن، سنگدل، پرخاشگر، بدزبان،عیبجو و مدیحه گر نبود، هیچ کس از او مایوس نمی شد، و هر کس به در خانه او می آمد، نومید باز نمی گشت، سه چیز را از خود دورکرده بود; مجادله در سخن، پرگویی، و دخالت در کاری که به اومربوط نبود، او کسی را مذمت نمی کرد، و از لغزش های پنهانی مردم جستجو نمی نمود، جز در مواردی که ثواب الهی دارد سخن نمی گفت،در موقع سخن گفتن به قدری گفتارش نفوذ داشت که همه سکوت نموده و سراپا گوش می شدند…. »

احمد رضا

سلام و خسته نباشید به همه ی عزیزان منهاجی و رهبر معنوی و گرانقدرم حاج فردوسی انشالله هر کجا که هستین سلامت باشید و امید دارم که بتوانم شما را در اینده نزدیک زیارت کنم خواهشا این امکان را برای من بقیه دوستانی که می خواهند شما را از نزدیک زیارت کنن فراهم کنید تا بتوانیم از محضر جناب عالی استفاده بیشتری را ببریم از سخنان گهر بار شما متنی در مورد اخلاق نیکو خواندم در این مورد باید عرض کنم که پیامبر اسلام (ص) علاوه بر این که ارزش های اخلاقی را بسیار ارج می نهاد، خود در سیره عملی اش مجسمه فضایل اخلاقی و ارزش های والای انسانی بود، او در همه ابعاد زندگی با چهره ای شادان و کلامی دلاویز با حوادث برخورد می کرد.  التماس دعا از همه ی منهاجیون

محمد باقر

سلام و خسته نباشید به همه منهاجیون عزیز و رهبر معنوی ما منهاجیون حاج فردوسی در این مورد من هم باید عرض کنم که در سیره عملی پیامبر (ص) صدها نمونه از اخلاق نیک و زیبا وجوددارد که هر کدام نشانگر قطره ای از اقیانوس عظیم حسن خلق آن حضرت است، همان گونه که خداوند با تعبیر «و انک لعلی خلق عظیم; و همانا تو اخلاق عظیم و برجسته ای داری » به این مطلب اشاره فرموده است . التماس دعا از همه ی عزیزان دارم و از رهبر معنوی خودم تقاضای دیدار ایشان را دارم امید است هر جا که هستین انشالله سالم و سلامت باشین

محمد

یکی از این نمونه هایی که دوست خوبم گفتن در جنگ خیبر است که با حضور شخص پیامبر (ص) در سال هفتم هجرت رخ داد، پس از پیروزی سپاه اسلام بر سپاه کفر، جمعی از یهودیان به اسارت سپاه اسلام درآمدند، یکی از اسیران، صفیه دختر حی بن اخطب (دانشمند سرشناس یهود) بود.بلال حبشی، صفیه را به همراه زنی دیگر به اسارت گرفت و آن ها رابه حضور پیامبر (ص) آورد، ولی هنگام آوردن آن ها اصول اخلاقی رارعایت نکرد، و آن ها را از کنار جنازه های کشته شدگان یهود حرکت داد، صفیه وقتی که پیکرهای پاره پاره یهودیان را دید بسیارناراحت شد و صورتش را خراشید، و خاک بر سر خود ریخت، و سخت گریه کرد. هنگامی که بلال آنها را نزد پیامبر (ص) آورد،پیامبر (ص) از صفیه پرسید: «چرا صورتت را خراشیده ای و این گونه خاک آلود و افسرده هستی؟! » صفیه ماجرای عبورش از کنارجنازه ها را بیان کرد، رسول اکرم (ص) از رفتار غیر انسانی و خلاف اخلاق اسلامی بلال حبشی ناراحت شده و بلال را سرزنش کرده و فرمود:«ا نزعت منک الرحمه یا بلال حیث تمر بامراتین علی قتلی رجالهما; ای بلال! آیا مهر و محبت و عاطفه از وجود تو رخت بربسته که آن ها را از کنار کشته شدگانشان عبور می دهی؟! چرابی رحمی کردی؟» جالب این که پیامبر اکرم (ص) برای جبران رنج ها و ناراحتی های صفیه، با او ازدواج کرد، سپس او را آزاد، و بار دیگر باپیش نهاد صفیه با او ازدواج نمود و به این ترتیب، ناراحتی های اورا به طور کلی از قلبش زدود.

محمد رضا

سلام و خسته نباشید به همه عزیزان منهاجی تمام سخنان استاد ناب و بی نظیر هستن اما یکی از آن ها را بسیار دوست دارم….باید بگویم که یک منهاجی اصیل اخلاق نیکو دارد در این مورد باید بگویم که حسن خلق آن است که فرد به اخلاق و صفات پسندیده انسانی و اسلامی مزین شده باشد و به خوی خوش و اخلاق نیکو اعمال و کردار خود را تطبیق دهد و نحوه برخورد و روابط خود را با دیگران تنظیم کند. اهمیت این خصیصه به قدری است که خداوند تبارک و تعالی پیامبرش را چنین توصیف کرده:وَ اِنَّکَ لَعَلی  خُلُقٍ عَظیم( سوره قلم ، آیه ۴ )ای پیامبر در حقیقت تو به خلقی نیکو و عظیم آراسته ای . از سوی دیگر آن حضرت نیز هدف از بعثت خود را اتمام مکارم اخلاق معرفی فرموده است که :
بُعِثتُ لِاُتَمَّمَ مَکارِمَ الاَخلاقو ارزش بشر را به پنج چیز دانسته است : دین ، عقل ، حیا ، حسن خلق و ادب.

محمد صادق

سلام به همه ی عزیزان منهاجی و رهبر معنوی خودم حاج فردوسی عزیز در این موردی که دوست خوبم اشاره کردند من هم با ایشان موافقم و باید در تکمیل سخنان ایشان این گونه عرض کنم که یکی از شاخصه های پر اهمیت در پیشرفت اسلام اخلاق نیک و کلام دلاویز و پرجاذبه پیامبر اکرم (ص) با انسان ها بود، این خلق نیکوتا بدان حدی بود که معروف شد سه چیز در پیشرفت اسلام نقش به سزایی داشت: ۱- اخلاق پیامبر (ص) ۲- شمشیر و مجاهدات حضرت علی (ع) ۳- انفاق ثروت حضرت خدیجه (س) در قرآن مجید، به نقش اخلاق پیامبر (ص) در پیشرفت اسلام و جذب دل ها تصریح شده است، آن جا که می خوانیم: «فبما رحمه من الله لنت لهم و لو کنت فظا غلیظ القلب لانفضوا من حولک فاعف عنهم و استغفر لهم و شاورهم فی الامر; ای رسول ما! به خاطر لطف ورحمتی که از جانب خدا، شامل حال تو شده، با مردم مهربان گشته ای، و اگر خشن و سنگدل بودی، مردم از دور تو پراکنده می شدند، پس آن ها را ببخش، و برای آن ها طلب آمرزش کن، و درکارها با آن ها مشورت فرما.» 

احسان

چقدر زیبا گفتین دوست خوبم از این سخن شما چند مورد قابل استفاده است و از این ایه ای که ذکر کردین هم می شود به چند مورد استناد کرد: ۱- نرمش و اخلاق نیک، یک هدیه الهی است، کسانی که نرمش ندارند،از این موهبت الهی محرومند; ۲- افراد سنگ دل و سخت گیر نمی توانند مردم داری کنند، و به جذب نیروهای انسانی بپردازند; ۳- رهبری و مدیریت صحیح با جذب و عطوفت همراه است; ۴- باید دست شکست خوردگان در جنگ و گنهکاران شرمنده را گرفت وجذب کرد (با توجه به این که شان نزول آیه مذکور در موردندامت فراریان مسلمان در جنگ احد نازل شده است); ۵- مشورت با مردم از خصلت های نیک و پیوند دهنده است که موجب انسجام می گردد.