۹ آبان

کمال واقعی، کمال ظاهری

سؤال: آیا این که شما کمال واقعی را ارائه می‌دهید، به این معنی است که هر چیزی در مورد کمال واقعی شنیده‌ایم، دروغ است؟

جواب: محیط اطراف ما، پر از تبلیغات کمال و خوشبختی است، در صورتی که تمام آنها، کمال ظاهری است نه کمال واقعی. این که در مدرسه، به شما گوشزد می‌کنند که درس‌خواندن، کمال است؛ نه این که کمال واقعی باشد و انسان را به بهشت برین و همنشینی با اولیای الهی برساند، بلکه به این معنی است که نسبت به کسی که سواد کافی ندارد، در نزد اهل دنیا و در ظاهر، کمالی محسوب می‌گردد.
همچنین این که ثروت یا علم را مایه‌ی خوشبختی برمی‌شمارند، به این معنی نیست که پولداری یا دانشمند بودن، انسان را به سعادت ابدی و بهشت برین می‌رساند. بلکه به این معنی است که مایه‌ی آسایش‌هایی در چند سال عمر دنیا می‌گردد.
پس، اول باید به این معنی توجه کنید که تمام کمال‌هایی که به سوی آن دعوت می‌شوید، کمال ظاهری است و برای چند روز عمر دنیاست نه برای عمر جاودان آخرت. سپس توجه کنید که دستور رسیدن به کمال واقعی و همیشگی، از سوی خدای تعالی و توسط پیامبر عظیم الشأن اسلام و دوازده جانشین برحق ایشان، به ما رسیده است. آن وقت خواهید فهمید که دعوت «منهاج فردوسیان» به کمال واقعی و سعادت ابدی،‌ به چه معنی است.

موفق باشید
حاج فردوسی

کلمات کلیدی: ,

دیدگاه ها


  • انسان از چه راهی می تواند به نهایت کمال و سعادت خود برسد؟

    0
  • انسان جزء کوچکی از هستی بی‌انتهاست و ازسویی تنها موجودی است که از نیروی عقل برخوردار است. انسان دارای اختیار است‌. خداوند از طریق پیامبران و پیشوایان دینی راه خوب و بد را به او نشان داده و او را در انتخاب این دو راه آزاد گذاشته است. پیامبران انسان را هدف نهایی خلقت دانسته‌اند، پس بردوشش وظیفه‌ای خطیرگذاشته شده است. اگر هر انسانی به پرورش نیروهای بالقوه خود بپردازد، می‌تواند به اوج کمال برسد. او باید بتواند عیب و ایراد درونی‌اش را پیدا کند.

    اولین گام برای خودسازی خواستن است. هر فردی باید خودش بخواهد به کمال برسد تا بتواند راه سعادت را بپیماید. پیمودن این مسیر به صورت اجباری راه به جایی نمی‌برد. بعد از این‌که فرد از ته دل خواست که پا در راه خودسازی بگذارد، باید رفتارهای خوب و بد خود را از هم تفکیک کند. رفتارهای بد را ترک کند و رفتارهای خوب را تقویت کند. شناخت این رفتارها نیز مهم است یعنی هرکسی باید بداند که کدام‌یک از رفتارهایش اشتباه است. اگر به این مسئله آگاهی نداشته باشد تلاشهایش از ابتدا بیهوده است.

    0
  • خداوند درون انسان ابعاد گوناگونی قرار داده است تا به کمک آنها بتواند خود را ساخته و به کمال برسد. حس نیکوکاری مکارم و سجایای عالی انسانی را به وجود می‌آورد. این حس او را به حق‌جویی و نوع‌دوستی وادار می‌کند و زشتی‌ها را از خود دور کند. حس خداجویی به انسانها کمک می‌کند که در راه رسیدن به خداوند قدم بردارند. اگر چه در برهه‌ای از زمان این ابعاد وجودی انسان نادیده گرفته شده است ولی در نهایت به این نتیجه می‌رسندکه راه سعادت توجه به دستورات خداوند است

    0
  • هر انسانی برای اینکه به سعادت واقعی برسد، باید بتواند با خدای خود، جهان پیرامون و انسانهای دیگر ارتباط برقرار کند. انسان بهخاطر ویژگیهایی که دارد اشرف مخلوقات و خلیفه‌ی خداوند برروی زمین بوده و پروردگار از روح خویش در او دمیده است. انسان دارای اختیار است یعنی می‌تواند در مسیر تکامل و یا خلاف آن حرکت نماید. اگر در مسیر درست حرکت کند، به تدریج متکاملتر می‌شود و قادر خواهد بود تواناییهایش را بیابد، استعدادهای درونی خود را کشف کند و به خودآگاهی برسد. انسان می‌تواند در اثر ارتباط با خود و یافتن ارزش و منزلت به تزکیه نفس و دوری از پلیدیهایی که او را دربرگرفته بپردازد. اصل و حقیقت انسان روح اوست و جسمش فانی و از بینرفتنی است.

    0
  • تکامل انسانی و دستیابی به کرامت اکتسابی و کمال نهایی، در گرو اعمال اختیاری است؛ اما روشن است که هر عمل اختیاری با هر کیفیتی و براساس هر نوع مبانی، قرب آفرین نیست، بلکه چنان که اشاره شد، اعمالی در این خصوص کارساز است که متکی به ایمان به خدا، معاد و نبوت باشد و همراه با تقوا انجام گیرد. در واقع، عمل بدون پشتوانه ی ایمان، جسمی بی روح است و کارهایی که با تقوا همراه نباشد در پیشگاه خداوند پذیرفتنی نیست: «انما یتقبل الله من المتقین» همانا خداوند [اعمال را] از انساهای باتقوا می پذیرد. بنابراین می توان گفت عواملی کلی قرب به خدا، ایمان و عمل صالح است؛ زیرا عملی که همراه باتقوا نباشد صلاحیت تقدیم به پیشگاه خداوند را ندارد و عمل صالح نامیده نمی شود.

    0
  • قرآن کریم مصداق این کمال نهایی را قرب به خدا می داند که همه ی کمالات جسمی و روحی، مقدمه ی رسیدن به آن، و انسانیت انسان در گرو دستیابی به آن است؛ و بالاترین، ناب ترین، گسترده ترین و پایدارترین لذت، از وصول به مقام قرب حاصل می شود.
    نقطه ی اوج قرب به خدا، مقامی است که انسان به ذات اقدس الهی رهنمون می شود، در جوار رحمت الهی استقرار می یابد، چشم و زبان او می شود و به اذن خدا کارهای خدایی می کند. از جمله آیاتی که بر حقیقت یاد شده دلالت دارد، دو آیه زیر است:
    ۱. «ان المتقین فی جنات و نهر فی مقعد صدق عند ملیک مقتدر».
    به راستی که پرهیزکاران در باغها و جویبار [بس باشکوه] در جایگاهی راستین نزد پادشاهی مقتدرند.
    ۲. «فاما الذین آمنوا بالله واعتصموا به فسیدخلهم فی رحمه منه و فضل و یهدیهم الیه صراطا مستقیما»
    پس کسانی که به خدا ایمان آورده و به آن [قرآن] چنگ زدند، خداوند آنان را در رحمت و فضل خویش وارد کند و از صراط مستقیم به سوی خدا رهنمون گرداند.

    0
  • نقطه ی اوج کمال انسانی چیست و آن هدف نهایی و مقصد حقیقی که هر انسانی طبق فطرت خویش خواهان وصول به آن است و تمام فعالیتهای وی برای رسیدن به آن صورت می پذیرد چیست؟ به عبارت دیگر، کمال نهایی انسان کدام است؟

    0
  • پاسخ به این سؤال، توجه به این نکته ضروری است که مقاصدی را که یک انسان در فرایند زندگی دنبال می کند همه یکسان و همرتبه نیستند. مقصود از هدف و کمال نهایی انسان، نقطه ای است که کمالی فراتر از آن برای انسان متصور نیست و آخرین پله ی نردبان ترقی انسان است که همه ی تلاشها و اوج گرفتنها، برای وصول به آن است. قرآن مجید از این نقطه اوج با واژگان فوز (کامیابی )، فلاح (رستگاری) و سعادت (خوشبختی) یادکرده و می فرماید:
    «و من یطع الله و رسوله فقد فاز فوزا عظیما»
    هر کس از خدا و رسولش فرمانبری کند حقیقتا به کامیابی بزرگی دست یافته است.
    «اولئک علی هدی من ربهم و اولئک هم المفلحون»
    آنان [مؤمنان واقعی] برخوردار از هدایتی [سترگ] از سوی خداوندگارشان هستند و آنان رستگارانند.
    «و اما الذین سعدوا ففی الجنه خالدین فیها»
    و اما کسانی که خوشبخت شدند در بهشت جاودانه خواهند بود.

    0
  • روح انسان چگونه به کمال میرسد؟

    0
  • دوست گرامی. به طور کلی انسان مظهر علم و اراده خدای متعال است و انسان کامل کسی است که به دو ویژگی اقتدار علمی و اقتدار ارادی رسیده باشد. امامان معصوم علیهم السلام به عنوان انسان کامل همگی با این دو ویژگی شناخته می شوند. بنابراین کمال نهایی انسان در رسیدن به عرفان یا معرفت شهودی و قوت اراده است. این دو ویژگی از طریق تقرب به خداوند با عبادت اختیاری( آگاهانه و آزادانه) یا به قول قرآن کریم ایمان و عمل صالح تحصیل می شود.

    0
  • مراحل کمال انسان به مراتب همدلی، هم فکری و همراهی او با معصومین(ع) باز می گردد و هر چه که انسان در این مسیر پیش رود وجود او نورانی تر می شود. در این میان یکی از کامل ترین برنامه های سلوک، تلاش برای درک ابتلائات و مصیبت های ائمه(ع)، به ویژه حضرت سیدالشهداء(ع) است که انسان را زودتر و آسان تر به مقصد می رساند با این همه نباید فراموش کرد که پذیرش ولایت معصومین(ع) و اخلاص در پیروی از آنان، مقامی نیست که به آسانی به دست آید و هر کس بتواند بر بلندای آن گام بگذارد، چنان که خود آنها نیز قبلاً از دشوار بودن امر خبر داده اند:

    «إنّ أمرَنا صعب مستصعب لا یحتمله إلّا ملک مقرب أو نبی مرسل أو عبد امتحن الله قلبه للإیمان»؛همانا امر ولایت ما بسیار سخت و دشوار است و جز فرشتگان مقرب الهی، یا پیامبران آسمانی یا بندگان مؤمنی که خداوند قلب آنها را به ایمان امتحان کرده است، کسی را یارای پذیرش آن نیست.

    0
  • وقتی گفته می شود هدف از آفرینش انسان عبادت است، بعضی گمان می برند که منظور از آن صرفاً انجام اعمال و مناسکی است که به نام دعا تحقق می پذیرد مانند نماز، روزه و اذکار گوناگون. اما آیا حقیقت عبادت و پرستش همین است؟ مسلماً نه، چه آنکه دعا و نیایش جزیی از عبادت به شمار می روند. طبق جهان بینی قرآن هر حرکت و عمل مثبتی که از انسان صورت می گیرد به شرط آن که به انگیزه قرب ربوبی و براساس ارزش ها و تکالیف الهی باشد، عبادت است. خلاصه هدف آن است که همه کارها و اعمال و رفتار انسان، الهی شود؛ یعنی انسان به مرحله ای برسد که حتی خوردن، خوابیدن و زنده ماندن و مردنش همه و همه برای خدا باشد.

    0
  • اگر هدف نهایی انسان کمال و تقرب وی به سمت باری تعالی است، طبعاً برای رسیدن به این مقصد انسان باید در مسیری گام نهد که به این مقصود منتهی شود و این به معنای همت در انتخاب و انجام اعمال و رفتارهایی هماهنگ و متناسب با این غایت و نیز پرهیز از افعال و اعمالی است که با آن هدف در تعارض است. درک صحیح از باارزش بودن عملی، مستلزم شناخت نسبت آن با کمال مطلق و میزان تأثیر آن در تقرب می باشد و چنین امری نیازمند اشراف و احاطه کامل بر فلسفه خلقت انسان، ماهیت و ابعاد وجودی و نیز روند تکاملی اوست. قطعاً چنین اطلاع و احاطه ای برای انسان به صورت عادی میسر نیست و به همین دلیل بعثت انبیا و نزول وحی جهت آوردن احکام و تعالیم رشد و کمال ضرورت یافته است. بر همین مبناست که ملاک کار نیک و پسندیده و متناسب با کمال در اسلام، هماهنگی با احکام الهی است، چرا که احکام الهی بر اساس مصالح و مفاسدی که ارتباط منطقی و علّی و معلولی با کمال و نقص دارد، وضع گردیده اند و بسته به ضرورت و نسبت تأثیر آنها در رشد و کمال بشر و تقرب وی به آستان ربوبی، به مراتب مختلف واجب، مستحب، مباح، مکروه و حرام دسته بندی شده اند.

    0
  • اگر کسی طالب راه نجات باشد و بخواهد به کمال واقعی برسد و از معانی توحید بهره ببرد ؛ باید به چهار چیز تمسک جوید :

    اول : حضور قلب دائم

    دوم : توسل به اهل بیت علیه السلام

    سوم : گدایی شب ها

    چهارم : احسان به خلق

    0
  • علی بن ابی‌طالب امیرالمؤمنین (علیه‌السّلام) در نهج‌البلاغه در یکی از خطبه‌ها می‌فرماید:
    «فانکم لو عاینتم ما قد عاین من مات منکم لجزعتم و وهلتم و سمعتم و اطعتم ولکن محجوب عنکم ما قد عاینوا و قریب ما یطرح الحجاب ولقد بصرتم ان ابصرتم و اسمعتم ان سمعتم و هدیتم ان اهتدیتم. بحق اقول لکم لقد جاهرتکم العبر و زجرتم بمافیه مزدجر. و مایبلغ عن‌الله بعد رسل السماء الا البشر؛ قطعا اگر شما ببینید آنچه را کسانی که از شما مردند دیدند حتما محزون و غمناک می‌شدید و ناله و فریاد می‌کردید و اوامر و نواهی الهی را شنیده و اطاعت می‌کردید، ولی آنچه را آنان دیده‌اند، از جلوی چشم شما محجوب است و به‌ زودی حجاب برداشته می‌شوید و شما هم همه‌ چیز را به‌ طور کامل مشاهده خواهید کرد، ولی شما را بینا کردند، اگر بینا شوید و شما را شنوا کردند، اگر بشنوید و شما را هدایت کردند، اگر هدایت را بپذیرید. به‌ طور جد و واقعیت‌ به‌ شما می‌گویم که همانا عبرت‌ها به‌ طور آشکار موجب عبرت شما شد و از آنچه باید شما متوجه شوید، [شما را] متوجه کرده‌اند و پیام خدا را جز پیامبرانش کسی به شما نمی‌رساند.»

    0
  • انسان در حکمت عملی و بعد اخلاقی به جایی برسد که اخلاق در وجود او ملکه شود و با به‌ دست آوردن فضایل و مکارم اخلاق از قید شهوات و تمایلات نفسانی رها شده، عشق به‌ خدا و اطاعت الهی در وجود او راسخ کرد شود. خلاصه این‌که باید پرده‌های شهوت و غصب را از خود دور کند و زمینه را برای ذکر و یاد خدا در وجود خود فراهم آورد تا بتواند به‌ تدریج‌ به کمال نهایی و مقام حب الهی برسد و خشیت و خوفی الهی قوام با حسب و معرفت در وجود او به‌ هم برسد. چنان‌که رسول خدا فرمود: «راس الحکمه مخافه الله‌» اگر سرآمد حکمت‌ خوف از خداست، این خوف وقتی برای انسان به ‌طور کامل به ‌وجود می‌آید که با معرفت تام، عظمت و هیئت الهی را درک کند.

    0
  • طبق فرموده حاج فردوسی کمال واقعی این است که انسان دین شناس باشد و از راه دانش و آگاهی و مطالعه و همنشینی با علما و دانشمندان، دین خود را سالم سازی کند.

    0
  • کمالی را که خداوند می‌خواهد انسان به آن برسد کمال حقیقی و تکوینی است و کمال اخروی چنین کمالی است. واضح است هیچ انسانی نمی‌تواند نسبت به آن بی‌تفاوت باشد چون بالفطره طالب این نوع از کمالات از قبیل جاودانگی، بهره‌مندی ازانواع نعمتها و لذت بردن از حیات و… است و خداوند از طریق پیامبران راه وصول به این کمالات را برای انسان تسهیل کرده است.

    0
  • چرا خداوند خواسته است انسان به کمال برسد؟

    0
  • پاسخ این است که قضیه دو بعد دارد: یک بعد آن مربوط به انسان است که به عنوان عامل پذیرای کمال است و بعد دیگر آن مربوط به خداوند است که به عنوان عامل مفیض کمال می‌باشد.
    امّا نسبت به انسان، به مقتضای این که خداوند فیاض علی الاطلاق و غنی بالذات است، هدف خداوند از خلقت انسانها این نیست که نفعی عاید او شود زیرا او نیازی ندارد، بلکه هدف او نفع رساندن به انسان است میخواهد انسان به کمال برسد و بدین طریق مستحق پاداش‌های الهی گردد. [۲]و این که در سوره هود آیه ۱۱۹ آمده است هدف از خلقت انسان وصول به رحمت حق (رسیدن به بهشت) است ناظر به همین مطلب می‌باشد.

    0
  • طبق گفته حاج فردوسی اسلام هدف از خلقت انسان ها رسیدن به کمال و سعادت در دنیا و آخرت بوده و آن عبارت از رسیدن به قرب و لقاء الاهی است، و این میسر نیست مگر با اطاعت از دستورات الاهی در همه زمینه ها – فردی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی- و این اطاعت اگر به انگیزه الاهی و با نیت قربه الی الله به طور واقعی و از عمق جان باشد، عبادت بوده و نقش اصلی را در کمال انسانی دارد.

    0
  • نتیجه ای که من از گفته حاج فردوسی کردم این است که کمال انسان، در دنیا و آخرت رسیدن به مقام قرب الاهی در دنیا به معنایی که گفته شد و در آخرت به معنای حضور در جوار رحمت قدس الاهی (کمال نهایی) است. راه رسیدن به این مراتب از کمال در دنیا و آخرت، عبودیت و بندگی خدای متعال است که اظهار بندگی و نهایت خضوع و تسلیم در برابر فرمان های الاهی است، و هر عملی که به قصد عبادت و ثواب و تقرب انجام می گیرد باید تنها برای خدا باشد.

    0
  • نسان با پیمودن مراحل لازم هم در دنیا به کمالاتی می رسد و هم در آخرت، ولی فرقشان در این است که کمالات در دنیا جنبه مقدّمی و آلی (وسیله بودن) داشته، و زمینه را برای رسیدن به کمال نهایی در آخرت که جنبه عالی دارد، فراهم می آورند.

    0
  • داشتن و نداشتن کمالات اعتباری برای گوهر انسانیت نقصان محسوب نمی‌شود. بود و نبود آن تأثیری در شخصیت انسانی ندارد و از این رو انسانها از نظر علاقه‌مندی به آن متفاوت‌اند. اما کمالات واقعی به گونه‌ای در قوت و شدت انسانیت انسان تأثیر دارد و هر انسانی بر حسب فطرت خدایی خود گرایش به آن داشته و علاقه‌مند به آن است که اگر کسی این علاقه قلبی و میل باطنی را انکار نماید یا انکار او صرفاً در حدّ زبان است ولی قلب او زبان را تصدیق نمی‌نماید و یا مسأله به گونه‌ای بر او مشتبه شده است.

    0
  • آیا علم و کسب علم می‌تواند انسان را به کمال واقعی برساند؟

    0
  • اگر هدف از خلقت، تکامل انسان است مگر چند درصد از انسانها به کمال واقعی و حقیقی می رسند؟ و آیا بازدهی کارخانه عظیم خلقت بسیار کم و ناچیز نیست؟

    0
  • جهان دیگری در پی این جهان هست که از محدودیتهای این عالم منزه و از حجابهای فراوان موجود در آن مبراست و لذا ظرفیت ظهور کمال نهایی انسان را داراست. من برای رسیدن به آن روز لحظه شماری میکنم و با آغوش باز به استقبال مرگ میروم

    0
  • مطالعه در آیات قرآنی این حقیقت را به وضوح روشن می کند که از دیدگاه اسلام کمال نهایی انسان تعلق به دنیا و طبیعت نداشته، متعلق به جهان ابدی است، ولی چرا عده ای چنان زندگی میکنند که انگار این دنیای مادی فقط وجود دارد و هیچ توجهی به آخرت نمیکنند؟؟ آیا این وظایف مبلغان نیست که مردم رو آگاه تر کنند؟؟

    0
  • سلام به حاج فردوسی و همکارانشون یه سوال داشتم میخاستم خآهش کنم جواب بدین!! چگونه و از چه راهی می توان کمال نهایی انسان را شناخت؟ آیا عقل یا تجربه قادر به شناخت آن هستند؟

    0
  • کمال نهایی انسان مربوط به روح او بوده، جنبه جسمانی ندارد.زیرا به طوری که می دانیم حقیقت انسان روح اوست و تکامل انسانی او در گرو تکامل استعدادهای روحی او می باشد و رشد جسمانی او تا اندازه ای که لازمه تکامل روحی اوست، ارزش دارد و به هیچ عنوان کمال نهایی او محسوب نمی شود.از این جا روشن می شود که کمال نهایی انسان مقوله ای نیست که بتوان از راه تجربه آن را شناخت.

    0
  • از دیدگاه وحی، انسان حقیقتی است مرکب از دو بعد جسم و روح.جسم انسان با مرگ او متلاشی شده از بین می رود اما روح او که جوهر اصلی وجود او را تشکیل می دهد، باقی می ماند و به حیات ابدی خود در جهان دیگر ادامه می دهد.بنابر این، کمال نهایی انسان نیز که مربوط به روح اوست باید امری فناناپذیر و جاودانه باشد.

    0
  • چه بسا کمالاتی جنبه مقدمی و آلی داشته، زمینه را برای رسیدن به کمال نهایی فراهم می آورند.و لذا باید کمال نهایی را از کمالات مقدمی و فرعی بازشناخت تا هدف اصلی و نهایی از اهداف متوسط و ضمنی بازشناخته شود.

    0
  • کدام مقصد است که اگر انسان به آن جا برسد به سعادت حقیقی خود نایل آمده است؟

    0
  • برای شناخت کمال حقیقی و نهایی انسان باید گوش به ندای وحی داد و گره این معما را به انگشت تدبیر کسانی گشود که اتصال به خالق انسان دارند. کسانی مانند حاج فردوسی که رهبر معنوی منهاجیون هستند و اشراف کامل به این موضوعات دارند

    0
  • منظور از تربیت انسان، به فعلیت رسانیدن استعدادهای بالقوه او است.و چون کمال هر موجودی در شکوفایی و به فعلیت رسیدن استعدادهای بالقوه اوست، لذا در صورتی که انسان به صورت صحیح و در یک نظام تربیتی همه جانبه پرورش یابد، به کمال نوعی خود خواهد رسید. بهترین نظام تربیتی حال حاضر منهاج فردوسیان است که کمال واقعی رو به دنبال دارد و من به عنوان یک منهاجی همه جوره از حاج فردوسی و منهاجیون حمایت میکنم

    0
  • پاسختان مورد نقد است / همان درس خواندن در مدرسه باعث شد حاج فردوسی با سواد شود و با باسواد شدنش هدایت شده و سیر سعادت را پیموده و راه سعادت را با علمی که کسب نمود انتخاب نمود پس نمی توان به طور قطع درس خواندن و مدرسه رفتن را کمال ظاهری دانست بستگی به نوع هدف و برداشت شخص از آن است حتی دنیای فانی و پول و ثروت برای برخی کمال واقعی است چون دنیا را به قصد هدفی مهمتر که سعادت اخروی است هدف گیری نموده و توشه اخرت خود را از آن کسب می کنند و اگر دنیا و حیات دنیوی نبود و نمی توانستیم توشه ای کسب و آخرتی سر سبز ایجاد کنیم یا برعکس و این حرف شما که فرمودید: تمام کمال‌هایی که به سوی آن دعوت می‌شوید، کمال ظاهری است/ قابل قبول نیست.

    0
  • سلام خدمت جناب حاج فردوسی یکی از مهمترین عواملی که باعث می شود که انسان به سوی کمالات ظاهری برود این است که دسترسی به آنها سریع تر است تا کمال های واقعی. به عنوان مثال بگذارید در مورد همین مسائل روزمره انسان ها خدمتتان بگویم که یک شخص در یک کار مهارت ندارد اما پیشنهاد شغل حرفه ای برای آن مهارت را قبول می کند خب این یک کمال ظاهری می باشد و وقتی که آن شخص داخل آن کار شود دیگر برایش کمالاتی وجود نخواهد داشت چرا که سختی کار بر او اثر خواهد گذاشت. خب این کمال زود به آن رسید و خیلی زود آن را از دست داد اما اگر می گذاشت که مهارتش را به دست می اورد و سپس وارد آن کار می شد قطعا همان مهارتش باعث میشد که کمالی دائمی و واقعی به او برسد. شاد، پیروز و موفق باشید

    0
  • با سلام خدمت خانم خزائی. خواستم در ادماه سخنان شما این مورد را ذکر کنم که درست است که آدمی خود می تواند مسیر رسیدن به کمالات را انتخاب کند خودش هم انتخاب کند که به سوی کمال واقعی برود یا ظاهری اما نباید این نکته را فراموش کرد که بسیاری از افراد (همه را نمی گویم بلکه عده ی زیادی از افراد را می گویم) تحت تاثیر جمالات و تبلیغات کذب کمالات ظاهری قرار می گیرد به همین جهت از مسیر کمال واقعی دور می شود. البته منظور من این نیست که کمالات ظاهری همه ی آنها بد هستند هرگز بلکه منظور من این است که آدمی به جای انکه دیگر کمالات واقعی برایش زیبا باشند کمالات ظاهری برای او زیبا خواهند بود که این درست فکر نمی کنم که باشد. در هر صورت این مسئله ای بود که با خواندن کامنت شما به ذهنم رسید برایتان آرزوی سربلندی در تک تک لحظات زندگیتان می نمایم. شاد باشید

    0
  • با سلام. کمال های ظاهری که امروزه زیاد دیده می شوند متاسفانه ممکن است که در کواته مدتت واقعا ما را به لذت برسانند اما در بلند مدت اینگونه نخواهد بود و خیلی زود ما لذتش را از دست می دهیم پس بهتر آن است که به دنبال کمالیس باشیم که به قول جناب حاج فردوسی کمالی واقعی است و باعث خواهد شد که انسان به خداوندگانرش نزدیک شود. کمال هاهری انسان را به خداوند فکر نکنم که بتواند زیاد نزدیک کند یا رابطه ی انسان با خداوندگارش را بهبود بخشد به همین جهت باید انسان به دنبال کمال واقعی باشد. جناب حاج فردوسی رهبر معنوی مان در این مسیر به انسان بسیار فکر می کنم که می توانند با علمشان کمک کنند که انسان در کدام مسیر قرار بگیرد که به سوی کمال واقعی هدایت شود.

    0
  • سلام با کامنت شما موافقم انسان باید در مسیری قرار بگیرد که کمال واقعی به او می رسد و همچنین جدای از این مورد باعث می شود که به خداوندش نزدیک تر بشود. انسانی که به خداوند نزدیک شود قدرت تصمیم گیری و دیدن حقایقش بیشتر خواهد شد و بهتر می تواند حقایق را ببینید وبداندک هک دام کمال ظاهری و کدام کمال واقعی می باشد و به همین جهت خواهد توانست که در مسیر بهبود روند زندگی خویش حرکتت کند وبه درجات عالی برسد. اما نکته ای که در اینجا حائز اهمیت می باشد این است که اگر انسان دارای یک آموزگار باشد که او را در این مسیر کمک کند بسیار بهتر خواهد بود و چه کسی بهتر از رهبر معنوی مان جناب حاج فردوسی بزرگوار.

    0
  • سلام اینکه می گویید انسان آموزگار داشته باشد خیلی خوب است اما بدانید که انسان تا زمانی که خود نخواهد چیزی را فرا گیرد هیچ کس نخواهد توانست به او کمک کند. به عنوان مثال کلاس درسی را در نظر بگیرید اموزگار یا همان دبیر می آید ودرس را به همه ی بچه ها می دهد اما یکی از بچه ها شاگر اول آن کلاس می شودو یکی هم شاگرد آخر در صورتی که درس دادن معلم برای همه ی آنها به صورت یکسان بوده اما تفاوت در صرف کردن فعل خواستن در انها می باشد که یکی خواست که بیاموزد پس حرکت کرد و آموخت اما یکی دیگر اصلا دل به این کار نمی داد پس در نهایت شاگرد آخر شد. در این مسئله و هر مسئله ی دیگری نیز به همین شکل است رهبر معنوی ما جناب حاج فردوسی

    0
  • ضمن سلام و عرض خدا قوت خدمت تمامی عزیزانی که در این وب سایت فعال هستند خواستم از جناب حاج فردوسی برای راه اندازی این وب سایت فوق العاده تشکر کنم و از ایشان بخواهم که قسمتی از اثار خودشان را هم در این وب سایت قرار دهند تا ما بتوانیم از انها بهره مند شویم البته که همین مقالات هم نوعی اثر از ایشان است اما منظور من بخش هایی از کتاب هایشان می باشد تا ما بتوانیم با محتوای داخل کتاب ایشان بهتر آشنا بشویم و بهتر نسبت به خرید تصمیم بگیریم. در هر صورت برای شما بزرگواران از خدواند منان خواستارم که همیشه در صدر و طلایه سپاه مسلمین باشید چرا که با علمی که داریم مطمئن از این هست که بهترین طرح ها و هدف ها را برای امت اسلامی خواهید چید.

    0
  • ضمن سلام و عرض خدا قوت یکی از کمال های ظاهری به نظر که بسیاری از انسان ها را در خود فرو می بردو غرق می کند این است که انسان فکر میکند که دیگر در زندگی به همه چیز رسیده است و احساس می کند که از همه برتر و سرتر است که این یکی از افت هایی است که به جان انسان شیطان می اندازدو باعث می شود که دار و ندار انسان از او گرفته شود. خود بزرگ بینی کاذب و نادرستی که در نسان شکل می گیردو شخصیتی او را به وجود می اورد باعث خواهد شد که او گوش از روی نصحیت ها و پند های حتی دین و بزرگان دین بردارد و تنها نظرش در پیش خود صحیح باشد که بنده خود امیدوارم که در این دسته از افراد قرار نگیرم چرا که حتی خود شخص هم نمی تواند متوجه شود که در چه دامی گرفتار شده است

    0
  • با سلام خدمت جناب بزرگمهر عزیز خواستم در تایید حرف شما بگویم که درست است که این یک کار نادرست می باشد اما فکر نمی کنم نوعی کمال به نظر برسد البته که رسیدن به درجات بالا نوعی کمال به حساب می اید که هم می تواند ظاهری باشد و هم واقعی اما اینکه شخص خودش را بزرگ ببینید آنها کذب و دروغ باشد و تنها او به خودش تلقین می کند که اینگونه است این نوعی بیماری ذهنی می باشد که می بایست آن را درمان نماید. این اشخاص واقعا مضر هستند و نه تنها خود برای جامعه می توان گفت که کاری انجام نمی دهند و کاری را به پیش نمی برند بلکه باعث می شوند که اطرافیانی که با آنها در ارتباط هستند هم کم کم از ایشان الگو بگیرند و همه ی آنها در یک سیکل معیوب قرار خواهند گرفت.

    0
  • سلام می کنیم خدمت شما بزرگواران و همچنین رهبر معنویمان جناب حاج فردوسی خواستم بگویم که کمال واقعی آن است که باعث می شود لذت واقعی نسبت به انسان گردد حال آن لذت هر چه می خواهد باشد اما باید واقعی باشد نه آنکه به عنوان مثال تا لحظاتی در وجود انسان شکل بگیردو سپس از بین برود این لذت منظور بنده نیست بلکه منظور همان لذتی است که نه تنها موجب می شود که انسان در این دنیا لذت را کسب کند و شادی نصیبش شود بلکه باعث خواهد شد که انسان آخرت خویش را زیبا سازد و به بهشت خداوند دست پیدا کند. برایتان آرزوی پیروز وسعادت در تک تک لحظات زندگیتان را از خدواند منان خواستارم.

    0
  • سلام خدمت جناب آقای محمدی من نیز با نظر شما موافقم ما باید به دنبال لذت واقعی باشیم تا بتوانیم به کمال برسیم اینکه نمی شود که همه چیز کمال ظاهری شود خب آنچه که پیامبران هم گوشزد کرده اند ممکن است شخصی از انها به نحو نادرستی استفاده کند پس آنها هم جزء کمال ظاهری قرار خواهند گرفت. نظر بنده بر این است که درست یم باشد که چیز های فریبنده در این دنیا زیاد است یا چیزهایی که فقط باعث می شوند که آدمی در این جهان سعادت یابد اما مهمتر آن است که چیزهایی هم وجود دارند که آدمی را خوشخبت سازند برای دنیا و آخرت و اهمیتی ندارد که آن کار از چه مسیری پیموده شود همانطور که ذکر کردم مهم آن است که لذتش واقعی باشد نه گذرا و لحظاه ای. من هم به نوبه خود برای همه عزیزان آرزوی سربلندی در تک تک احطات زندگی را می نمایم.

    0
  • کمالات انسانی هم واقعی است وهم ظاهری ظاهری مثل ثروت کسب مقام بین مردم و کمالات واقعی رسیدن به قرب الهی نمازوصفات معنوی. خداوند بزرگ دوست دارد که بنده اش به کمال واقعی برسد رستگار شود وبه بهشت برود حال اگر انسان فقط به فکر رسیدن به نیازهای دنیایی باشد واز یاد خدا غافل شود به کمال نمیرسد تا به حال فکر کرده ایم انگونه که تلاش میکنیم به نیازهای دنیایی مان برسیم به فکر اخرتمان بودیم چقدر دستمان جلو بود وبه سعادت هم دنیا وهم اخرت میرسیدیم

    0
  • سعادت در فرهنگ هر ملت و حتی هر انسان مفهوم، محتوی و  تعاریف مختلفی دارد. هر گروه و  فرقه  انسانی سعادت را به شگل  خاصی  وذوق  خود تعریف  وتشریح نموده اند و فهم خویش را ازین مفهوم دارند. شما با این حرف سواد رو بی ارزش جلوه میدهید که به نظر من لازمه رسیدن به سعادت واقعی است انسان بی سواد توان خواندن قرآن و حتی کتب شمارا ندارد و چگونه میخواهد به سعادت برسد

    0
  • مفهوم سعادت و معانی اصطلاحی آن و فهم ما از سعادت یکی از مطالب مهم و مرکزی در جوامع بشری و زندگی ماانسانها  بشمار میرود .یکی از سؤال های مهمی در زندگی انسان اینست که در یابد که  سعادت چیست؟  سعید و خوشبخت کیست؟ سعادت واقعی چیست؟ و چطور میتوان انسان  به سعادت واقعی  دست یابد ؟  یافتن جواب درست  ومنطقی به این سوالات،به اطمینان کامل  حلی برای  بسیاری  از مشاکل ما شده میتواند ودرک مفردات آن  امر بسیار مهمی بشمار  میرود. انتظار میرود حاج فردوسی رهبر معنوی ما منهاجی ها از سعادت بیشتر حرف بزنن و این مطب رو برای ما شرح بدن

    0
  • از جمله زیبا ترین مولفه ها و شاخص های افراد رستگار و سعادتمنددر فرهنگ قران دوری از بی عفتی و روابط نامشروع است.خداوند متعال در این خصوص می فرماید:

    «وَالَّذینَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حافِظُونَ ( آنها که دامان خود را از آلوده‏ شدن به بی عفتى حفظ می کنند ».

    0
  • یکی از موانع کمال و رسیدن به سعادت و رستگاری اشتغال به کارهای لغو و بیهوده است. کسانی که در دنیا نتواسته‌اند مرز میان کارهای خوب وکارهای لغو و بیهوده را جدا کنند خود را از درجات سعادت محروم ساخته است.

    البته این نکته حائز اهمیت است لغو تنها شامل سخنان و افعال بیهوده نمى‏شود بلکه افکار بیهوده و بى پایه‏اى که انسان را از یاد خدا غافل و از تفکر در آنچه مفید و سازنده است به خود مشغول مى‏دارد همه در مفهوم لغو جمع است.

    0
  • میشه خآهش کنم بگید کارهای لغو و بیهوده شامل چه چیز هایی میشه؟؟ اخه حاج فردوسی گفته بودن حتی کارهایی مثل سینما رفتن بازی کردن هم لغو و بیهودست

    0
  • با سلام خدمت سرکار خنام ملیحه. ببینید آن قدر کارهای بیهوده زیاد هستند که نمی شود انها را تک به تک نام برد اما همه ی آنها محتوایی یک سان دارند و آن هم این است که موجب کمال انسان نمی شود و باعث نمی شوند که انسان در زندگی اش به رشد و پیشرفت برسد. یا در دسته همین ک/مالات ظاهری قرار می گیرند یعنی باعث می شوند که انسان لذت کمی از انها ببرد اما بعد از لذت بردن رنجی در انتظار ان شخص خواهد بود. با توجه به همین تعریف فکر می کنم که بتوان تشخیص داد که کار های نادرست و لغو و بیهوده کدام کار ها هستند و کار های درست را هم می توان در کنار همین موارد تشخیص داد. برایتان آرزوی پیروزی و موفقیت در این امر می کنم که بتوانید همیشه کار درست را بر کار لغو و بیهوده تشخیص دهید. اگر مقالات رهبر معنوی مان جناب حاج فردوسی را مطالعه کنید و از آثار ایشان استفاده کنید فکر کنم بهتر بتواند کار لغو را از کار درست متمایز نمایید.

    0
  • سلام اگر این افکار را نامشان را خیال پردازی بگذاریم بهتر است فکر می کنم که خداوند در قرآن فکر میکنم خیال پردازی باشد که آن را منع کرده است اما خیال پردازی با تصویر سازی ذهنی بسیار متفاوت می باشد پس نباید این مسئله را نادیده گرفت. خیال پردازی طبق همان چیزی که شما گفتید افکار بیهوده است که در نهایت به آن دست هم پیدا نمی کنیم اما تصویر سازی ذهنی فکر کردن و ساختن تصویر اهدافی است که انسان می خواهد به آن ها برسد. فکر بیهوده انسان را فقط به انزوا خواهد کشانیدو جدای از این مسائل باعث می شود که انسان از دنیای واقعی دور بشود مثلا شخصی با خود فکر میکند که من می خواهم پرواز کنم، بال در بیاورم، چاقویی را از بدن خود رد کنیم و چنین افکار نادرستی خب این افکار در دسته خیال پردازی ها قرار می گیرند که کاملا نادرست هستند و نباید انسان ذهنش رابه آنها درگیر نماید.

    0
  • قرآن مجید یکی از ویژگی های مۆمنان رستگار و سعادت را خشوع در نماز معرفی می نماید:«قَدْ اَفْلَحَ الْمُۆْمِنُونَ الَّذِینَ هُمْ فِی صَلاتِهِمْ خاشِعُونَ.

    0
  • فرهنگ قرآن برای کسانی که به رستگاری و سعادت رسیده اند ویژگی‌های خاصی بیان شده است. برای کسانی که طالب فلاح و راستگاری هستند بسیار لازم است جویای منطق قرآن شوند و از آن ملاک و معیار ها با خبر شوند تا اینکه خود را با آن وازن الهی تطبیق داده و در نهایت فلاح و رستگاری خود را تضمین نمایند.

    0
  • تعجّب است از کسى که به کارکرد خود عجب دارد و عمل خود را با شوق و ذوق پسندیده و آن را بسیار مهم به حساب آورده، در حالى که نمى‏داند خاتمه کار او چیست، سعادت است یا شقاوت!

    0

دیدگاه شما

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.