۱۳ آبان

سابقون و حورالعین

سؤالاتی در مورد برخی از آیات سوره‌ی واقعه دارم، به این قرار:
۱. با توجه به این که خدای تعالی در سوره‌ی واقعه می‌فرماید: «و السابقون السابقون * اولئک المقربون * فی جنات النعیم * ثله من الاولین * و قلیل من الآخرین». لغت قلیل در این آیه، نسبت به «ثله» سنجیده می‌شود یا نسبت به «الآخرین»؟ چرا که اگر نسبت به «ثله» سنجیده شود، بسی مایه‌ی ناامیدی خواهد شد.
۲ . آیا یک منهاجی می‌تواند به جایی برسد که در زمره‌ی «سابقون» قرا گیرد؟
۳. با توجه به این که در مورد سابقون، وعده‌ی «حور عین» داده شده و در مورد «اصحاب یمین» وعده‌ی «فرش مرفوعه» این دو چه تفاوتی از نظر خلقت و ارزش دارند؟

جواب: گر چه برخی از این سؤالات، ثمره‌ی عملی ندارد، ولی به احترام سؤالاتی که ثمره‌ی عملی دارد، آنان را نیز جواب می‌دهم. ان شاء الله.

جواب ۱: نسبت به سابقون است. یعنی سابقون، که از نزدیکان هستند و در بهشت پر نعمت، خیلی از آنان، از اولی‌ها و کمی از آنان، از آخری‌ها هستند.
به بیان امروزی، اینگونه باید گفت: هفتاد یا هشتاد درصد سابقون از اولی‌ها و بیست یا سی درصد سابقون از آخری‌ها هستند. نه این که بگوییم: هفتاد یا هشتاد درصد اولی‌ها، سابقون هستند و بیست یا سی درصد آخری‌ها سابقون هستند.
به عبارت دیگر، باید اینجور معنی کنیم که اگر مثلاً هزار نفر در نهایت از سابقون باشند، هشتصد نفرشان از اولی‌ها و دویست نفرشان از آخری‌ها هستند. نه این که بگوییم: اگر مثلاً مسلمانان اولیه، یک میلیون بودند، هشتصد هزار نفرشان از سابقون هستند و مسلمانان آخری که مثلاً یک میلیارد نفر هستند، ده میلیونشان از سابقون هستند.

جواب ۲: برای اصحاب منهاج فردوسیان، درجاتی برشمرده‌ایم که در کتاب «آشنایی با منهاج فردوسیان» به تفصیل، بیان شده است. امید رسیدن به درجه‌ی سابقون، تنها و تنها برای «منهاج‌کوش» وجود دارد؛ ولی سایر اصحاب منهاج فردوسیان، قطعاً به آن مقام نخواهند رسید.

جواب ۳: همین آیات شریفه، دلیلی بر برتری حور العین بر سایر منکوحات بهشتی است. به عبارت دیگر، از آنجا که حورالعین را برای سابقون در نظر گرفته است، و اصحاب یمین را محروم از آن بیان نموده، معلوم می‌شود که تجلی بسیار خاصّی از رضایت حق تعالی است.
البته در روایت است که بعضی استادان معظم منهاج فردوسیان (علیهم السلام) برخی عبادت‌های دشوار را به امید وصال حورالعین انجام می‌داده‌اند. این امر،‌ نشان از این دارد که به رغم تصورات جاهلانه‌ی صوفیه و بافته‌های خیالی صوفی‌گرایان، حورالعین، یکی از خاص الخاص‌های خدای تعالی برای بندگان خاص الخاصش است.
اما این که این دو، چه فرق‌هایی با هم دارند، از حیطه‌ی علم ما خارج است و روایتی در بیان کیفیت دقیق آن، نرسیده است. و مستحضرید که امر شده‌ایم بعد از نمازهای واجب ـ که مظان استجابت دعاست ـ از خدای تعالی، ازدواج با حورالعین را بخواهیم. رزقنا الله و ایاکم بفضله.

موفق باشید
حاج فردوسی

کلمات کلیدی: , , , , ,

دیدگاه ها


  • این نکته رو به خانومایی که میگن نامردیه که چرا زن ها حوری ندارن میگم حوری نتیجه انجام عمل صالح می باشد حال اون خانوم هایی که وارد بهشت میشن مثل مومنین انجام دهنده کار نیک هستن بخاطر همین اون زن مومن به همراه شوهر مثل پادشاه و ملکه زندگی میکنن و اینم بگم چون خودشون انجام دهنده کار نیک هستن زیبایی که بدست میارن از حوری ها هم بیشتر میشه اگه به عدالت خدا و رحمانیتش شک ندارین مطمعن باشین خدا خوب بلده چطوری توبهشت بهتون حال بده!بازم تاکید میکنم زیبایی شما از حوری ها بیشتر میشه ضمنا حوری ها فقط آماده خدمت به مومنین هستن ولی همونطور که گفتن شما از نعمت های بهشت هم لذت میبرین!

    6+
  • بعضی از آیات قرآن از مهیا بودن حور العین (زنان و مردان زیبای بهشتی) برای استمتاع جنسی مردان و زنان نیکو کار صحبت شده و برخی از ویژگی های آنان بیان شده است اما باید گفت در بهشت لذت های بسیار شیرین تر از لذت تمتع های جنسی وجود دارد که بعید است مردان و زنان نیکو کار و اهل بهشت (که پرده های جهل از جلو چشمان آنها کنار رفته و دارای بصیرت و آگاهی کامل شده اند) آن نعمت ها و لذت های لذیذ تر و شیرین تر و با ارزش تر را رها کرده و خود را با لذت های جنسی آنهم به به شکل دنیایی آن که در ذهن و انسان های دنیایی است بپردازند.

    1+
  • یعنی الان باید خوشحال باشیم که اون دنیا با چند تا مرد میتونیم باشیم؟ بهشت میخواییم یا کاباره؟؟!!! این حرفا یعنی چی، از بهشت فقط همینا رو میدونید؟ بهشت یعنی این؟ یعنی تا ابد زنا با چند تا مرد و مردها هم با چند تا زن پرسه بزنن؟ واقعا که همچین بهشتی جذابیتی نداره، من دوست دارم فقط و فقط با همین شوهر دنیایی خودم با بچه هام، به دور از ترس و نگرانی از دست دادنشون زیر سایه رحمت خدا زندگی کنم، فقط همین، کاخ و رودخونه شیر و عسل و خامه و انواع میوه ها رو نمیخوام، فقط یک زندگی آرام کنار خانوادم با آرامش قلبی که خدا تو قلبم گذاشته میخوام، بدون ترس و نگرانی، بهشت برای من یعنی اینکه صبح با شادی و انرژی از خواب بیداربشم، با لذت آشپزی کنم با خانوادم دور هم سر سفره جمع بشیم فقط بگیم و بخندیم و قلبمون لبریز از شادی ابدی باشه، مسافرت و تفریح بریم به دور از هررررججوووور ترس و اضطرابی، شب با آرامش کنار شوهرم و بچم به خواب برم، هرروز کارای جدید رو با موفقیت انجام بدم، این یعنی بهشت! این چیزایی که شما گفتید بهشت رو خیلی کم مرتبه و کم ارزش نشون داده، تو بهشت فقط مسایل جنسی مطرحهههههه؟؟؟!!!!!! این خیلی بهشت زشتیه!!!! از صبح تا شب به تخت تکیه بزنیم با لباسای گرانبها، مردها هم دور و برمون بچرخن!! واقعا که خسته کننده اس

    1+
  • با سلام.
    راستش من یک زن هستم و به نظرم به خاطر کمبودهایی که در دنیا برای زنان وجود دارد و زنان پاکدامن به خاطر خدا بسیاری از این کمبودها و سختی ها را تحمل می کنند، مسلما خداوند هم با رحمت بیشتری نسبت به مردان که در دنیا آزادتر بودند، با زنان برخورد خواهد کرد چون اگر غیر این باشد از عدل خدا به دور است. هر چند خداوند خود دانای مطلق است و هر چه کند خود عدل مطلق است.
    من به عنوان یک زن مسلمان، برایم زیاد فرقی نمی کند که خداوند در بهشت چه چیزی به من می خواهد بدهد، کاخ های مجلل، شوهر خوب و غلامان و کنیزان و … راستش برایم زیاد اهمیتی ندارد. همین که بدانم خداوند از من راضی است و مرا دوست دارد و به عنوان یک بنده خوب و اشرف مخلوقاتی که شیطان بر او سجده کرد، مورد قبول و پذیرش خدا هستم برایم از همه چیز بیشتر می ارزد. حتی اگر در بیابان سکنایم دهد.

    0
  • من یک زن هستم میدانید من جاه جلال شربت از شراب طهور وغیره لذایذ که در بهشت است نمیخواهم و به هیچ کدام یک علاقه ندارم همین که خداوند مرا بپذیرد ودوستم داشته باشد وازاهل دوزخ مرا دور بذارد و ایمانم را کامل کند تا دیدار مبارکش ببینم کافیست چون عشق من بهشت و لذایذش نیست تنها خدای عالم است که مرا خلق کرده وازش امید دارم که هیچ چیزی جز خودش نمیخواهم واگر در دنیای ابدی چیزی برایم اعطا نمود فقد همین شوهرم که در دنیا هستیم میخواهم آن هم تنها مال خودم باشد خدایا مرا ببخش فقد ترا میخواهم.

    2+
  • چرا خدا برای جذب مردم، از اندام زنان توصیف‌های شهوت برانگیز کرده؟

    مگه زن ارزش دیگه ای غیر از این هم داره؟ یه نگاهی به دوروبرتون بندازین ببینید اگه همین نیاز جنسی به زن نبود کسی سراغ ازدواج میرفت ایا؟
    یا کلا میتونست به زن نگاه کنه اگه همین نگاه جنسی وابزاری به زنان ودختران نبود چرا تا یه دختری سنش از یه حدی گذشت هیچ مردی نمیره سراغش؟
    ولی یه مرد تا ۹۰ سالگی هم میتونه انتخاب مناسب داشته باشه حتی دختران کم سن وسال چرا چون مردههههههههههههههههههه
    چرا ارزش یک زن رو با عدد شناسنامه ایش میسنجن بخصوص توی ایران!!!!؟
    چرا ۹۰درصد اقایون دنبال دختران ترگل وورگل وسن پایین میرن برای ازدواج ؟
    چرا اینقدر زیبایی واندام یه زن تو ازدواج براشون مهمه؟
    چرا تا یه زن توی سختیهای زندگی وفرزند اوری شکسته شد خیلی وقتا شوهرش ازش زده میشه ومیره سراغ تازه ترش؟
    چرا تا یه دختر یا زن زیبا وجذاب نباشه خیلی جاها کارش رو زود راه نمیندازن؟
    مگه نه همه اینها برای اینه که زن رو فقط برای لذت جویی میخوان یا برای تولید نسل نه چیز دیگه پس انتظار داشتین از زن که برای لذت جویی مردان افریده شده این همه تعریف وتبلیغ نشه!

    0
  • سلام
    بله ظاهرا برای خانمها هم مثل آقایان حوری در مقابل اعمال داده می شود ولی در بهشت نعمتهای زیادی هست که خیلی فراتر از مسائل جنسی می باشد ولی چون برای ما قابل لمس نیست بالاترین لذایذ را در آن می بینیم
    در حالیکه خیلی از نعمتهای بهشتی فراتر از مسائل دنیوی و لذائذ دنیوی می باشد
    با تشکر

    0
  • آیا برای دختران هم حوری مذکر بهشتی وجود دارد؟

    0
  • در قرآن یک بار از کلمه غلمان استفاده شده‌است: در آیه ۲۴ سوره طور آمده‌است: «و پیوسته در گرد آنها غلمان برای خدمت آنان گردش می‌کنند که همچون مرواریدهای در صدفند!»*

    دو بار هم (در سورهٔ انسان و سورهٔ واقعه) از تعبیری استفاده شده‌است که گویا همین غلمانان را منظور داشته‌است:

    در آیه ۱۹ سوره انسان(دهر) آمده‌است: «و بر گرد آنها نوجوانانی جاودانی (برای پذیرایی) می‌گردند که هر گاه آنها را ببینی گمان می‌کنی مروارید پراکنده اند!»*

    در آیات ۱۷ و ۱۸ سوره واقعه هم توصیفی نسبتا مشابه وجود دارد: «نوجوانانی جاودانی (در شکوه و طراوت) پیوسته گرداگرد آنها می‌گردند. با قدحها و کوزه‌ها و جامهایی از نهرهای جاری بهشتی (و شراب طهور)!»*

    0
  • توصیف غلمان

    خدمتگذاران بهشتی آنقدر زیبا و سفید چهره و باصفا هستند که گویی مرواریدهایی در صدفند!
    این نوجوانان، که همواره در شکوه و طراوت جوانی به سر می‌برند، گرداگرد بهشتیان می‌گردند و در خدمت آنها هستند.
    این نوجوانان زیبا با قدحها و کوزه‌ها و جامهای پر از شراب طهور که از نهرهای جاری بهشتی برداشته شده در اطراف آنها می‌گردند و آنان را سیراب می‌کنند.
    هر یک از مؤمنان خدمتگذارانی مخصوص به خود دارد.
    گرچه در بهشت نیازی به خدمتکار نیست، و هر چه بخواهند در اختیار آنها قرار می‌گیرد، ولی وجود خدمتکاران خود احترام و اکرام بیشتری برای بهشتیان است.
    از آنجا که بهشت جای غم و اندوه نیست، این خدمتگذاران نیز از خدمت مؤمنان نهایت لذت را می‌برند.

    1+
  • قرآن در توصیف غلمان در آیه ۲۴ سوره طور فرموده همانند مروارید پنهان در صدف است اما در توصیف ولدان در آیه ۱۹ سوره انسان فرموده همانند مروارید پراکنده است. این بهترین دلیل بر این است که غلمان برای همسری زنان است و چون برای همسری است فرموده پوشیده در صدف است یعنی این غلمان ها شراکتی نیست هر خانمی شوهرانی از جنس غلمان دارد که مخصوص خودش است و این غلمان هایش را با زنان دیگر شریک نیست. دقیقا همانند حور که در قرآن به مروارید پوشیده در صدف تشبیه شده زیرا حور نیز شراکتی نیست. و مردی که حور هایی برای خود داشته باشد این حوریان مخصوص خودش هستند. اما ولدان چون کودک است و برای همسری نیست نیازی نبود به مروارید پوشیده در صدف تشبیه شود بلکه به مروارید پراکنده تشبیه شده است.

    0
  • با عرض سلام و ادب و تشکر بابت سایت خوبتون
    می خواستم بپرسم هر مردی در بهشت چند زن می تواند داشته باشد و همچنین هر زنی چند شوهر می تواند داشته باشد؟

    و همچنین آیا در بهشت مردی هست که فقط یک زن داشته باشد و میل و رغبی به زن دیگری نداشته باشد و فقط با همان یک زن خود باشد و سالها در بهشت با او زندگی کند؟

    0
  • فرد بهشتی هر چه طلب کند، برایش برآورده می شود و در بهشت احساس محرومیت نسبت به امری وجود ندارد. « … وَ لَکُمْ فیها ما تَشْتَهی‏ أَنْفُسُکُمْ وَ لَکُمْ فیها ما تَدَّعُون»” … و براى شما هر چه دلتان بخواهد در بهشت فراهم است، و هر چه طلب کنید به شما داده مى‏شود”)اما درباره مساله همسر بهشتی برای زنان باید گفت که: در قرآن مجید این بشارت داده شده است که مؤمنان در صورتى که همسران و فرزندانشان نیز مؤمن باشند در کنار یکدیگر خواهند بود. بنابراین برقرار بودن زناشویی مختص مردان نیست و حکم همسری برای زنان نیز صدق می کند.
    «ادْخُلُوا الْجَنَّهَ أَنْتُمْ وَ أَزْواجُکُمْ تُحْبَرُونَ»”وارد بهشت شوید شما و همسرانتان در نهایت شاد باشى”
    «جَنَّاتُ عَدْنٍ یَدْخُلُونَها وَ مَنْ صَلَحَ مِنْ آبائِهِمْ وَ أَزْواجِهِمْ وَ ذُرِّیَّاتِهِمْ وَ…»” بهشت هاى عدن که آنان با پدران و همسرانشان و فرزندان شان که درستکارند، در آن داخل مى ‏شوند

    1+
  • آیا این مطلب درست است که پیامبر اسلام فرمودند: هر مومن که شهید می شود در بهشت قصری انتظارش را می کشد که در آن قصر ۷۰ حجره است و هر حجره دارای ۷۰ تخت است و بر هر تختی ۷۰ فرش گسترانده اند و بر هر فرشی ۷۰ حوری نشسته و انتظار آن شهید کشته شده در راه اسلام را می کشند. با بررسی این سخن و با یک ضرب ساده ریاضی می توان به این نتیجه رسید که بر طبق سخنی که از رسول خدا نقل شده، ۷۰ به توان ۴ حوری یعنی رقمی حدود ۲۴ میلیون حوری بهشتی فقط در انتظار یک شهید اسلامی می باشد. با فرض این که هر کدام از فرشها ۶ متر مربع باشد مساحت کل فرش ها می شود ۲,۰۵۸,۰۰۰ مترمربع با در نظر گرفتن ۲۰% راهرو ها و راه پله و فضاهای بدون فرش، مساحت کاخ ۲,۴۶۹,۶۰۰ متر مربع به دست می آید. که می شود عمارتی با زیر بنای ۲۰۰ متر در ۲۰۰ متر و ۶۲ طبقه به ارتفاع ۱۸۶ متر پر از حوری فقط برای یک شهید اسلامی.

    0
  • با اجازه حاج فردوسی کم پاسخ دوست عزیزکتم را می دهم اما با اندک مطالعه ای در دانش ستاره شناسی، جایگاه بسیار کوچک زمین را در آسمان ها خواهید یافت و توجه داشته باشید که تمام زمین در برابر بهشت میلیاردها برابر کمتر از یک قطره در مقابل تمام اقیانوس ها است و تمام عمر این کره خاکی از آغاز تا پایان جز مقدار بسیار اندکی در برابر زندگی جاوید بهشت نیست.

    خداوند می فرماید: “سابِقُوا إِلى‏ مَغْفِرَهٍ مِنْ رَبِّکُمْ وَ جَنَّهٍ عَرْضُها کَعَرْضِ السَّماءِ وَ الْأَرْض‏”؛ بشتابید به سوی چشم پوشی پروردگار از گناهانتان و نیز بهشتی که وسعت آن به اندازه تمام آسمانها و زمین است.

    و نیز می فرماید: “فَما مَتاعُ الْحَیاهِ الدُّنْیا فِی الْآخِرَهِ إِلاَّ قَلیل”؛تمام زندگی دنیا در برابر آنچه در جهان آخرت است، جز مقدار اندکی نیست.

    آن جا از مرگ خبری نیست تا زمان نقش تعیین کننده ای در بهره برداری از لذات داشته باشد: “لا یذُوقُونَ فیهَا الْمَوْتَ إِلاَّ الْمَوْتَهَ الْأُولى”جز مرگ اولیه که پایان بخش زندگی دنیوی آنان بود، مرگ دیگری را نخواهند چشید.

    بر این اساس معیارهای مادی و زمینی برای ارزیابی چگونگی استفاده از نعمت های بهشتی نمی تواند جایگاه و کاربردی داشته باشد.

    0
  • با سلام
    سوال داشتتم درباره نعمتهای بهشتی برای مردان و زنان در آخرت
    بسیاری حدیث و مطلب خوندم از اینکه در بهشت حوریان بهشتی نصیبتان خواهد شد چرا اینقدر که از حوریان گفته شده از ولدان وجود نداره . مثل موارد زیر . فقط جایی شنیدم که اگه خیلی خوب باشی میذارند اون دنیا با شوهرت که این دنیا دوسش داشتی محشور بشی و تا ابد در اون دنیا هم باهم باشید . یه جوری این باب حدیثها پر شده که آدم خیال می کنه بهشت فقط مال مرداس و زنها خیلی شانس بیارند بشند همون حوری برای آقایان !!!

    0
  • خصوصیات یک زن صالحه در این حدیث شریف، به طور روشن بیان شده است: «ادْخُلُوا الْجَنَّهَ أَنْتُمْ وَ أَزْواجُکُمْ تُحْبَرُونَ» (داخل بهشت شوید شما و همسرانتان در حالى که مورد کرامت هستید).و نیز می فرماید: «جَنَّاتُ عَدْنٍ یَدْخُلُونَها وَ مَنْ صَلَحَ مِنْ آبائِهِمْ وَ أَزْواجِهِمْ وَ ذُرِّیَّاتِهِمْ»(داخل می شوند بهشت هایى را که محل اقامت جاودانى است خود آنها و کسانى که شایسته اند از پدران و همسران و فرزندان آنها).و نیز می فرماید: «انَّ أَصْحابَ الْجَنَّهِ الْیَوْمَ فِی شُغُلٍ فاکِهُونَ هُمْ وَ أَزْواجُهُمْ فِی ظِلالٍ عَلَى الْأَرائِکِ مُتَّکِوُنَ» «۷» (یاران بهشت آن روز در نعمت ها متلذذ هستند خود ایشان و همسرانشان در سایبان ها بر تخت ها تکیه داده‏اند).

    0
  • از انس بن مالک روایت است که گفت: مرد سیاهی به نزد پیامبر آمد و گفت: ای رسول خدا ! من مردی سیاه و بدنی بد بو دارم و زشت صورت هستم و مالی هم ندارم. اگر من با اینها بجنگم تا کشته شوم پس جایگاه من کجاست؟ پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: در بهشت. پس آن مرد جنگید تا اینکه کشته شد. آنگاه پیامبر به نزد او آمد و گفت: همانا خداوند رویت را سفید و بدنت را خوش بو و مال تو را زیاد گرداند. انس می گوید بعد از آن نمی دانم به آن مرد سیاه گفت و یا به فرد دیگری که به تحقیق دیدم که همسر او از حور عین پیراهن او را که از پشم بافته شده بود را باز می کرد و او را در بر گرفته بود.

    0
  • امام صادق(ع) فرمودند: ” زنانِ بهشت حسد نمی برند و حائض نمی شوند و بدخویی نمی کنند.” رسول اکرم(ص) فرمودند: ” هرمؤمنی را هفتاد زوجه از حوران می دهند و چهار زن از آدمیان، که ساعتی با حوریّه صحبت می دارد و ساعتی با زن دنیا و ساعتی باخود
    خلوت می کند و بر کُرسیها تکیه زده اند و بایکدیگر صحبت می دارند.” (بحارالانوار،ج ۸، ص ۱۵۷، ح ۹۸) خداوند در سوره واقعه می فرماید( و حوریون کا امثال اللو لو المکنون ) یعنی ( حوریان مانند مروارید پوشیده شده در صدفند که غباری بر آن ننشسته و دست غیر باو نرسیده است ).واز رسول خدا (ص) مرویست که در بهشت نوری پدیدار شود بهشتیان گویند چه نوری است گویند این روشنائی دندان حوری است که برروی شوهرش خندیده است . و نیز می فرماید : ( انا انشانا هن انشاء فجعنا هن ابکارا” ) ما حوریان را ابتدا ( وبی سبب پدر و مادر ) آفریدیم و ایشان را دوشیزه قرار دادیم(( عر با اترابا” )) دوستان و عاشقان شوهران خود هستند با ناز و کرشمه و شیرین سخنی و همگی همسن که در سن ۱۶ سالگی باشند چنانچه مردان بهشتی به سن ۳۳ سالگی هستند و در سوره الرحمن آیه ۵۶ می فرماید (( فیهن قاصرات الطراف … )) یعنی در بوستانهای بهشت حوریانی هستند که چشم فروهشه اند از نگاه به غیر شوهران خود به ایشان دست درازی نکرده باشد قبل از
    بهشتیان کسی از انس و جن-گویا ایشان از یاقوتن در سرخی و مرجانند در روشنائی و سفیدی (( کانهن الیاقوت و المرجان )) و مروریست حوری که هفتاد حله پوشیده باشد مغز ساق او در پس آن حله ها دیده می شود مانند رشته سفید از ورای یاقوت.

    1+
  • چرا اینقدر در قرآن از حوریان بهشتی به عنوان پاداش مردان گفته شده؟و چرا برای زنان چنین پاداشی نیست؟آیا این موضوع با عدالت خدا در منافات نیست؟در ضمن شاید زنی دلش نخواهد همسرش حوری بهشتی داشته باشد.این موضوع واقعا مایه سلب آرامش روحی من است.

    0
  • با توجه به آیات و روایات و توضیحات مذکور می‌توان دریافت که حوریان موجودات بهشتی از جنس خاک بهشت هستند که خداوند آن‌ها را به شکل زنان خلق فرموده و با ملائکه فرق دارند و امّا قسمت دوم سؤال که می‌فرمایند بر چه اساسی حورالعین به بهشتیان تعلق می‌گیرد و با آن‌ها ازدواج می‌کنند؟

    1+
  • اولاً باید گفت، که مراد از تزویج اهل بهشت با حوریان غیر از تزویج اصطلاحی که بین زنان و مردان دنیا صورت می‌گیرد و دارای شرائط خاصی است، بلکه تزویج در مورد آن‌ها یعنی قرین و هم نشین با حوریان هستند و از تمام لذائذ وجود آن‌ها بهره‌مند می‌شوند.

    و ثانیاً باید ثابت شود شخص لیاقت و قابلیت ورود به بهشت را دارد، آن وقت در مورد تعلق نعمت‌های بهشتی به او بحث نمود، پس اگر شخصی از تمام مراحل و گذرگاه‌ها به خوبی گذر و عبور نماید و گذرنامه بهشت را کسب کرده باشد و وارد بهشت شود، از نعمت‌های بهشتی به قدر معرفت و درجه و مقامش بهره‌مند خواهد شد که یکی از آن نعمت‌ها حورالعین است.

    0
  • روایاتی در مورد ویژگی های حوریه های بهشتی که نصیب منهاج کوش ها می شود در اسرار معراج آمده : اگر یک حوری بهشت سر از دریچه ی بهشت به طرف دنیا بیرون کند از نور جمال او نور خورشید مضمحل و نابود می گردد ، هیچ بنده ای نیست که وارد بهشت شود مگر این که دو حوریه دربالای سر او و دو حوریه در پایین پای او می نشینند و با صدا و نوای خوش از برای او خوانندگی می کنند . حوری های بهشتی از خاک بهشت خلق شده اند و به قدری بدن آن ها لطیف است که مغز ساق پاهای آن ها از زیر هفتاد حله دیده می شود و خداوند به هر مومنی که وارد بهشت شود هشتصد حوریه ی باکره و چهار هزار حوریه ی بیوه تزویج می کند و در بهشت نهری است که در کنار آن مانند علف ها حوریه روئیده می شود ! و چون مومنی از آن نهر عبور می کند ، از هر یک آن ها که خوشش آمد دست او را می گیرد و به همراه خود می برد و خدا او را برای او حلال و تجویز می نماید و فورا به قدرت الهی به جای آن حوریه یک حوریه ی دیگر روئیده می شود

    1+
  • حضرت علی(ع) فرمودند: ” پس آن مؤمن با قوّت صد جوان باآن حوری جم/اع کند و یک معانقه با او هفتادسال طول می کشد. مؤمن متحیّر می باشد که نظر به کدام عضو حوری بکند، بر روی او یا برپُشت او یا بر ساق او. برهرعضو اوکه نگاه می کند از شدّت نور وصفا، روی خودرا درآن مشاهده می نماید. پس دراین حال زندیگری براو مشرف میگردد که خوشروتر و خوشبوتر از اوّلی است

    0
  • گروهی از ماوراءالنهر، از امام رضا (ع) سؤال کردند که: حورالعین از چه آفریده شده اند؟ حضرت در پاسخ فرمودند: حورالعین از زعفران و خاک بهشتی آفریده شده اند که هرگز فاسدشدنی و فنا ناپذیر نیستند.

    خصوصیات و ویژگی های حورالعین:

    ۱) حورالعین همیشه باکره هستند و هیچگاه ثیبه نمی شوند؛

    ۲) مرگ و میر ندارند، همیشه زنده و جاویدند و هیچگاه مریض و بیمار نمی شوند؛

    ۳) حوریان بهشتی هیچگاه حیض و عادت ماهیانه نمی شوند، رحمشان همیشه به هم چسبیده است و دارای مجرای ادرار نیستند؛ چون در بهشت ادرار و غایطی درکار نیست بلکه تمام خوردنی ها به صورت عرق از بدن خارج می شود، آن هم عرقی که بویش مثل مشک و عنبر است؛

    ۴) حورالعین ها هیچگاه بچه دار نمی شوند بلکه اگر کسی در بهشت بچه بخواهد در هر سن و سال و اندازه ای که بخواهد خداوند همانگونه برایش می آفریند؛

    ۵) بدن حورالعین از زیر ۷۰ لباس دیده می شود؛ چنانچه اگر شما سکه پولی را در داخل استخر یا حوض صاف بیندازید دیده می شود؛

    ۶) بهشتیان از هیچ چیز بهشتی، حتی خوردنیها و آشامیدنیهایش به اندازه حورالعین لذت نمی برند؛

    ۷) بدن حورالعین بسیار شیشه ای صاف و زلال است.

    روایت است: هنگامی که فرد بهشتی با همسر خود (حورالعین) خلوت می کند، نمی داند به صورت او نگاه کند یا به پشتش یا به ساق پایش، به هرجای بدن او که نگاه می کند، از فرط صافی و براقی و روشنی و نورانیت، همانند ایینه چهره خودش را در آن می بیند.

    0
  • با سلام خدمت حاج فردوسی عزیز بنده سوالی از شما داشتم چرا حوریان و خادمان بهشت، بدون مواجهه با گناهان و تهذیب نفس و امتحان پس دادن، بهشت نصیبشان شد؟

    0
  • حوریان و خادمان بهشت ، اگر چه ـ طبق مفاد آیات و روایات ـ ظاهری انسان گونه دارند ولی در حقیقت انسان نبوده مانند ملائک موجوداتی مجرّد و غیر مادّی هستند. لذا مثل ملائک شأنیّت تکلیف را هم ندارند. تکلیف برای ترقّی و کمال یافتن است ؛ و استکمال چیزی نیست جز شکوفا نمودن استعدادها و بالفعل نمودن بالقوّه ها ؛ و لازمه ی وجود قوّه و استعداد ، از نظر فلسفی ، مادّه است. لذا موجود غیر مادّی فاقد هر گونه حالت بالقوّه و استعداد تغییر و تکامل است ؛ از این رو استکمال نیز برای او معنی ندارد ؛ و چون استکمال ندارد تکلیف هم در موردش بی معنی است. و البته این امر مختصّ حوریان و خادمان و دیگر نعمات بهشت نیست بلکه تمام موجودات مجرّد و از جمله موجودات موذی جهنّم و حتّی خود بهشت و جهنّم نیز از تکلیف بری هستند.

    0
  • با سلام بهشت جاییه که تمام غرایز حیوانی در اون محو میشه و مشکل من دقیقا اینجاست که به نظر من رابطه ی جنسی با مفهوم دنیایی ما یکی از مهمترین غرایز حیوانی است که در انسان نمود پیدا کرده ولی در بهشت به اون اهمیت زیادی داده شده حورالعین زن نیست، بلکه ظهور اخروی اعتقاد شخص است به ولایت خدا، رسول و اهل بیت است اما در روایات و احادیث بسیاری ذکر شده که حورالعین برای رابطه ی جنسی آفریده شده و از انیس ومونس و…..بودن او جایی نخوندم.

    0
  • نکاح در تمام هستی ساری و جاری است؛ حتّی عرفا از نکاحات اسماء نیز سخن گفته اند. یعنی در اسماء الله نیز نوعی نکاح وجود دارد. بین ملائک نیز نوعی نکاح مطرح است. البته نکاح هر موجودی متناسب به خود اوست. لذا با پندارهای عوامانه به مسأله نگاه نفرمایید. این بحث از غوامض مباحث عرفان نظری است که بدون مقدّمات نمی توان واردش شد. در بهشت نیز نکاح وجود دارد؛ که حاصل آن پیدایش کمالات جدیدی است. اهل ظاهر، به ظواهر کلمات چسبیده و از درک حقایق این امور بی نصیب می مانند و اهل حقیقت از ظاهر گذشته و حقیقت این امور را ادراک می کنند.

    0
  • اینطور به نظر من میرسه که حورالعین یک وسیله برای تطمیع مردان برای ترغیب به بهشته چون بین تمام نعماتی که ذکر شده این یکی بیشتر به چشم می خوره.
    ابی بصیر از امام صادق(علیه السّلام) نقل می­کند که آن حضرت (علیه السّلام) فرموند:

    مؤمن با ۸۰۰ پری رو و۴۰۰۰ باکره و یک زوج حورالعین ازدواج می­کند.

    عرض کردم: فدایتان شوم با ۸۰۰ پری رو؟

    فرمودند: آری! با هیچ یک از ایشان هم بستر نمی­شود مگر این که بعد از مجامعه همان است که بود. (یعنی قدرت باهش زایل نمی­شود.)

    0
  • حوریان بهشتی بینهایت زیبان، بر منکرش لعنت اما زنان مؤمنی که به بهشت می رن، بسیار زیباتر از حوریان هستند و مقامشون هم بسیار بالاتره، تا جایی که رسول خدا(ص) می فرماید: «هر مؤمنی را هفتاد زوجه از حوران می دهند(البته به غیر از اونایی که با عبادت خاص بدست آورده) و چهار زن از آدمیان، که مدتی با حوریه خلوت می کند، مدتی با زن دنیا و مدتی با خود».

    این تفاوت در تعداد به این خاطره که مقام و حُسن و جمال زنان بهشتی بسیار بیشتر از حوریهای بهشتیه.

    0
  • این روایت برای کسایی که دلشون حوریه بهشتی میخاد از امام محمدباقر(ع) نقل است که فرمود: هرکسی بعد از وضو یکبار آیه الکرسی بخواند، پروردگار عالم به او ثواب چهل سال عبادت می بخشد و برای او چهل درجه(در بهشت) بالا می برد و به او چهل حوریه بهشتی تزویج می کند.

    0
  • یکی از راویان می گوید: از امام صادق(ع) شنیدم که می فرمود: وقتی بنده ای بعد از نماز بگوید:{اللّهُمَّ اَعتِقنی مِنَ النارِ وَ اَدخِلنِی الجَنه وَ زَوِجنی مِنَ الحُورِ العینِ}:«خدایا! مرا از آتش جهنم آزاد و خلاص و رها کن و داخل بهشت گردان و از حوریان بهشتی به ازدواج من در بیار.»

    جهنم می گوید: خدایا! بنده ات از تو درخواست می کند که او را از من رها و خلاص سازی پس او را آزاد کن. بهشت می گوید: پروردگارا! بنده ات مرا از تو خواست پس او را در من منزل ده. حوریان می گویند: پروردگارا! ما را از تو خواستگاری کرد، پس ما را به ازدواج او در بیاور.

    اما اگر بنده ای بعد از نماز این دعا را نخواند، بهشت و حورالعین می گویند: او رغبتی به ما ندارد. و جهنم می گوید: او نسبت به من نادان است و نمی داند اینجا چه خبر است که آزادیش از من را نخواست.

    0
  • با سلام
    آیا ممکن است کسی به واسطه ی دوری از گناه و مراقبه ی بسیار طولانی به جایی برسد که خداوند پاداش اخروی او را در همین دنیا عطا کرده و در همین دنیا مثلا فرشتگانی را به شکل حوریان بهشتی در اختیار او بگذارد و به او اجازه ی برقراری روابط نامشروع با آنها را بدهد؟

    0
  • به او اجازه ی برقراری روابط نا مشروع با آنها را بدهد؟
    واقعا بعضی وقتها آدم از بعضی سوالها خندش میگیره. آخه اجازه برقراری رابطه نا مشروع ؟ اونم از طرف خدا؟

    0
  • و به او اجازه ی برقراری روابط نا مشروع با آنها را بدهد؟
    روابط نامشروع یعنی روابطی که خدااجازه نداده و حرامه
    روابط مشروع یعنی روابطی که خدا اجازه داده

    آنوقت سوال اینه که آیا خدا اجازه می دهد به کسی که کاری را که خدا اجازه نمی دهد انجام دهد!
    خوب اگه خدا اجازه بده دیگه نامشروع نیست و اجازه داده و مشروعه

    0
  • سلام

    بنده بدون هیچ گونه برداشتی از حرف های شما صرفا نظر خودم رو میگم
    .

    انسان باید به درجه ای برسد که فقط به خاطر یک هدف عبادت کند ( چند هدف رو من قبول ندارم )
    اینکه مثلا اون هدف بزرگ اهداف کوچیک رو زیر خودش داشته باشه به کنار
    .
    کسی به خاطر بهشت عبادت کنه و به خاطر خدا === شد دوگانه

    و ترس از جهنم === هدف کوچیکی هست == متزلزل هست ==

    یه لحظه فکر کنید جهنم و بهشتی اصلا نیست بر فرض ؟ هدف شما هم نابود میشه

    0
  • عنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع‏ ثَلَاثٌ مَنْ کُنَّ فِیهِ زَوَّجَهُ اللَّهُ مِنَ الْحُورِ الْعِینِ کَیْفَ یَشَاءُ کَظْمُ الْغَیْظِ وَ الصَّبْرُ عَلَى السُّیُوفِ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ رَجُلٌ أَشْرَفَ عَلَى مَالٍ حَرَامٍ فَتَرَکَهُ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَل

    از امام صادق(ع) روایت شده که فرمود: هر کس یکی از این سه ویژگی را داشته باشد خداوند او را آنگونه که بخواهد به ازدواج حورالعین در آورد:

    فرو بردن خشم،

    تحمل سختی جهاد در راه خداوند عزوجل

    کسی که مال حرام در اختیارش قرار گیرد و آن را به خاطر خدا رها کند.
    این روایت مخصوص منهاجیان است

    0
  • با سلام خدمت جناب فردوسی

    اینکه بعضی ها حورالعین را به چیز های دیگری مانند: نورچشم ، علم بکر، انگور و امثالهم تعبیر میکنند چه قدر پایه و اساس دارد؟

    0
  • حور جمع حوراء به معنای زنی است که سفیدی چشمش، بسیار سفید و سیاهی آن نیز بسیار سیاه باشد و یا به معنای زنی است که دارای چشمان سیاه، چون چشم آهو باشد. «عین» جمع کلمه ی «عیناء» به معنی درشت چشم می باشد
    قرآن، حورالعین را به مروارید هایی در بهشت توصیف می کند. «وَ حُورٌ عین کامثال اللؤلؤ المکنون؛ و حوران درشت چشم؛ همانند مرواریدهایی نهفته» (واقعه،۲۳-۲۴) ظاهراً حور العین موجوداتی غیر از زنان دنیایند.
    همچنین باید توجه داشت که واژه حور و عین هم بر مذکر و هم بر مؤنث، اطلاق می گردد. از این رو مفهوم گسترده ای دارد که همه همسران بهشتی را شامل می شود؛ همسران زن برای مردان با ایمان، و همسران مرد برای زنان مؤمنه

    0
  • با سلام خدمت منهاجیان و حاج فردوسی بنده سوالی داشتم چرا در سوره انسان که تمام نعمات بهشتی ذکر شده است، نامی از حورالعین به میان نیامده است؟

    0
  • سلام کوثر جان با کسب اجازه از حاج فردوسی من جواب شما را میدهم رَعایَهً لِحُرْمَهِ البَتُول وَ قُرَّهِ عَینِ الرَّسُول؛ یعنی چون خداوند در این سوره پاداش‌های بهشتی امیرالمؤمنین و خاندان آن ‌حضرت را که در رأس ابرار قرار گرفته‌اند بیان می‌کند، سزاوار نبود با وجود حضرت بتولِ قرّه ‌العین رسول(ص) در کنار علی(ع) سخن از حورالعین به میان آید و آنها به عنوان پاداش بهشتی به علی(ع) ارائه شوند و لذا خداوند برای حفظ حرمت آن ریحانه‌ رسول(ص) از حورالعین نامی نبرده است.

    0
  • از وعده های قرآن چنین برمی آید که در بهشت همسرانی به نام «حورالعین» برای «مردان» داده خواهد شد. سوال اینجاست که اگر این نوع وعده ها – برای تشویق بشر به تقوا- در شان انسان است، چرا چنین وعده ای فقط برای مردان است؟ اگر برای زنان نیز همسرانی بهشتی وجود دارد، چه ماهیّتی دارند و آنان با وجود همسرانی که در دنیا داشتند و باهم بهشتی شده اند، چگونه می توانند همسران بهشتی دیگری داشته باشند؟!

    0
  • «حورالعین» وعده ای مردانه نیست؛ «حور» جمع‏ «حوراء» و «احور» به کسى گفته مى‏ شود که سیاهى چشمش کاملًا مشکى، و سفیدى آن کاملًا شفاف باشد، و یا به طور کلى کنایه از جمال و زیبایى کامل است؛ چرا که زیبایى بیش از هر چیز در چشم انسان تجلى مى‏ کند، و به این ترتیب، کلمه‏ «حور» بر مذکر و مونث هر دو اطلاق مى ‏شود، و مفهوم گسترده‏ اى دارد که همه همسران‏ بهشتى‏ را شامل مى‏ شود؛ همسران زن براى مردان با ایمان و همسران مرد براى زنان‏ مومن

    0
  • «عین» جمع‏ «اعین» و «عیناء» به معناى درشت چشم است، و به این ترتیب، کلمه «عین» بر مذکر و مونث هر دو اطلاق مى‏ شود، و مفهوم گسترده ‏اى دارد که همه همسران‏ بهشتى‏ را شامل مى ‏شود، همسران زن براى مردان با ایمان و همسران مرد براى زنان‏ مومن، و از آنجا که بیشترین زیبایى انسان در چشمان او است، روى این مساله مخصوصاً تکیه شده است.

    0
  • بهترین و زیباترین مردان لیاقت زندگی با زنان مومنه را خواهند داشت، مردانی که قطعا از حور العین هایی که برای زنان بخواهد فرض شود زیباترند؛ در نتیجه بهترین مصداق تحقق وعده همسران زیبا، در ازدواجمردان با ایمانبا زنان با ایمانمی باشد که بینشان اشتیاق و علاقه شدید برقرار است، چنانکه در روایات آمده است: «اَنَّکُمْ اِلَى اَزْوَاجِکُمْ مُشْتَاقُونَ وَ اَنَّ اَزْوَاجَکُمْ اِلَیْکُمْ مُشْتَاقَات‏» ؛ (همانا شما به همسران خود اشتیاق دارید و همسرانتان هم به شما اشتیاق دارند). در آیه۷۰ سورهزخرف نیز می خوانیم: «ادْخُلُوا الْجَنَّهَ اَنْتُمْ وَ اَزْواجُکُمْ تُحْبَرُونَ» ؛ (داخل بهشتشوید شما و همسرانتان در حالى که مورد کرامت هستید).

    0
  • در پاسخ به سوال سمیرا جان هر زن مومنی، در صورتی که همسر دنیوی او مومن باشد، با توجه به اشتیاقی که بینشان وجود دارد، می تواند در بهشتنیز در کنار او باشد و با او ازدواجکند، اما مجبور به این کار نمی باشد؛ زیرا پیوند زناشویی که از طریق ازدواجبین مرد و زن پدید می‌آید تنها مربوط به عالم دنیا است و در آخرتهر کسی مهمان عمل خویش است و اختیار خود را دارد.

    0
  • اگه واقعا اینطوره چرا همیشه از زنان بهشتی صحبت میشه؟؟؟؟؟؟؟؟
    چرا از حوریان مرد صحبتی نمیشه؟؟؟
    یعنی منظور اینه که یک مرد وقتی بره بهشت تعداد زیاد حوری (زن) بهشتی در اختیار خواهد داشت وهمچنین اگه زنی به بهشت بره هم همچنین خواهد بود؟؟؟؟؟؟؟؟
    پس اگه یک زوج زن وشوهر هر دو بهشتی باشن در بهشت باهم نخواهند بود؟؟
    ویا اگه باهم باز زن وشوهر باشن حوریان زن ومرد هم برایشان محیا خواهد بود؟؟؟؟؟
    لطفا اگه میشه پاسخ بدید؟؟؟؟؟؟

    0
  • در موازات ایه ای که شما ذکر کردین ابه هم داریم که به رنان مومن بشارت میدهد
    هُمْ وَ أَزْواجُهُمْ فِی ظِلالٍ عَلَی اَلْأَرائِکِ مُتَّکِؤُنَ » آنها و همسرانشان در سایه‏های (قصرها و درختان بهشتی) بر تختها تکیه زده‏اند..

    و آیاتی که داخل شدن همسران صالح را به بهشت وعده داده شده است. از جمله: «رَبَّنا وَ أَدْخِلْهُمْ جَنَّاتِ عَدْنٍ اَلَّتِی وَعَدْتَهُمْ وَ مَنْ صَلَحَ مِنْ آبائِهِمْ وَ أَزْواجِهِمْ وَ ذُرِّیَّاتِهِمْ إِنَّکَ أَنْتَ اَلْعَزِیزُ اَلْحَکِیمُ » پروردگارا! آنها را در باغهای جاویدان بهشت که به آنها وعده فرموده‏ای وارد کن، همچنین از پدران و همسران و فرزندانشان هر کدام که صالح بودند، که تو توانا و حکیمی!..

    0
  • لطفا به این ایات توجه کنید
    جَنّاتُ عَدْنٍ یَدْخُلُونَها وَ مَنْ صَلَحَ مِنْ آبائِهِمْ وَ أَزْواجِهِمْ وَ ذُرِّیّاتِهِمْ وَ الْمَلائِکَهُ یَدْخُلُونَ عَلَیْهِمْ مِنْ کُلّ‏ِ بابٍ»

    (همان) باغهای جاویدان بهشتی که وارد آن می‏شوند؛ و همچنین پدران و همسران و فرزندان صالح آنها؛ و فرشتگان از هر دری بر آنان وارد می‏گردند….

    از این آیات استفاده می‏شود که زنان و مردانی که در این دنیا همسر یکدیگرند هرگاه هر دو با ایمان و بهشتی باشند در آنجا به هم ملحق می‏شوند و با هم در بهترین شرایط و حالات زندگی می‏کنند.

    0
  • « اُدْخُلُوا اَلْجَنَّهَ أَنْتُمْ وَ أَزْواجُکُمْ تُحْبَرُونَ » (به آنها خطاب می‏شود:) «شما و همسرانتان در نهایت شادمانی وارد بهشت شوید!» و منظور از ازواج، همان زنان با ایمانی هستند که در دنیا بودند و بودن در کنار همسران با ایمان و مهربان هم برای مردان لذت‏بخش است و هم برای زنانشان.

    0
  • کاملا با شما موافقم و حتی از روایات استفاده می‏شود که مقام این زنان برتر از حوریان بهشتی است؛ به خاطر عبادات و اعمال صالحی که در این جهان انجام داده‏اند، بنابراین لذت‏های بهشت مخصوص مردان بهشتی نیست، بلکه کسی که داخل بهشت می‏شود از نعمت‏ها و زیبایی‏ها لذت خواهد برد. چنان که قرآن می‏فرماید: « یُطافُ عَلَیْهِمْ بِصِحافٍ مِنْ ذَهَبٍ وَ أَکْوابٍ وَ فیها ما تَشْتَهیهِ اْلأَنْفُسُ وَ تَلَذُّ اْلأَعْیُنُ وَ أَنْتُمْ فیها خالِدُونَ»
    “(این در حالی است که) ظرفها(ی غذا) و جامهای طلائی (شراب طهور) را گرداگرد آنها می‏گردانند؛ و در آن (بهشت) آنچه دلها می‏خواهد و چشمها از آن لذت می‏برد موجود است؛ و شما همیشه در آن خواهید ماند!”

    0
  • در قرآن کریم برای اصحاب یمین نعمتهای زیر بیان شده است:
    ۱. آنان در سایه درختان سدر می‌آسایند؛
    ۲. در سایه درختان طلح (موز) که میوه‌اش خوشه خوشه روی هم چیده است؛
    ۳. و در سایه‌ای کشیده و گسترده و پایدار؛
    ۴. و در کنار آبشارها و میوه های فراوان که هرگز تمامی ندارد؛
    ۵. و همسرانی بلندمرتبه. ما آنها را آفرینشی نو بخشیدیم و همه را دوشیزه قرار دادیم؛ زنانی که تنها به همسران خود عشق می‌ورزند و خوش‌زبان و فصیح و جوان هستند.

    0
  • همین سخت شما رو یک ایه ی قران در خود جای داده و ویژگی ها و صفات و موقعیت اصحاب یمین را در بهشت اینگونه توصیف کرده است که « وَ أَصْحابُ الْیَمِینِ ما أَصْحابُ الْیَمِینِ * فِی سِدْرٍ مَخْضُودٍ * وَ طَلْحٍ مَنْضُودٍ * وَ ظِلٍّ مَمْدُودٍ * وَ ماءٍ مَسْکُوبٍ * وَ فاکِهَهٍ کَثِیرَهٍ * لا مَقْطُوعَهٍ وَ لا مَمْنُوعَهٍ * وَ فُرُشٍ مَرْفُوعَهٍ * إِنَّا أَنْشَأْناهُنَّ إِنْشاءً * فَجَعَلْناهُنَّ أَبْکاراً * عُرُباً أَتْراباً * لِأَصْحابِ الْیَمِینِ * ثُلَّهٌ مِنَ الْأَوَّلِینَ * وَ ثُلَّهٌ مِنَ الْآخِرِینَ؛
    و اصحاب یمین، چه اصحاب یمینى؟ آنها در سایه درختان سدر بى خار قرار دارند. و در سایه درخت طلح پر برگ به سر مى برند (درختى است خوشرنگ و خوشبو). و سایه کشیده و گسترده. و در کنار آبشارها. و میوه هاى فراوانى. که هرگز قطع و ممنوع نمى شود. و همسرانى گرانقدر. ما آنها را آفرینش نوینى بخشیدیم. و همه را بکر قرار داده ایم. همسرانى که به همسرشان عشق مى ورزند و خوش زبان و فصیح و هم سن و سالند. اینها همه براى اصحاب یمین است. که گروهى از امتهاى نخستینند. و گروهى از امتهاى آخرین».

    0
  • در واقع قرآن کریم، مردم را از نظر عاقبت به سه دسته تقسیم کرده است : دسته ی اول دسته ای که قرآن آنها را اصحاب المیمنه یا اصحاب الیمین می نامد و دسته ی دوم دسته ای که آنها را اصحاب المشئمه یا اصحاب الشمال می نامد و در اخر دسته ای دیگرکه آنها را سابقون می نامد. از این سه دسته، تنها دو دسته اهل سعادتند؛ یعنی سابقون و اصحاب یمین

    0
  • ممنون بابت توضیح کاملتون
    نمیدونستم اصحاب یمین و سابقون با هم متفاوت اند
    کسی میدونه از چه لحاظ متفاوتند و چی باعث این تفاوت و اختلاف شده در حالی که هر دو بهشتی اند ؟

    0
  • منم تفاوت اصحاب یمین و سابقون رو نمیدونم اما درمورد اصحاب یمین و اصحاب شمال
    اصحاب الیمین اصطلاحی قرآنی به معنی «یاران سمت راست» در مقابل اصحاب شمال، به معنی «یاران سمت چپ» است. این اصطلاح در سوره واقعه دو بار به صورت «اصحاب المیمنه» و چهار بار به صورت «اصحاب الیمین» آمده است.
    کلمۀ میمنه از مادۀ «یمن» مقابل «شوم» است و معنایی برخلاف آن دارد یعنی أصحاب و دارندگان یمن و سعادت و در مقابل آنان أصحاب المشئمه هستند که اصحاب و دارندگان شقاوت و شئامتند.[ المیزان، ترجمه سید محمد باقر موسوی همدانی، دفتر انتشارات اسلامی جامعه مدرسین، ۱۳۷۴ ش. ج ،۱۹ ص ۱۸۸]

    0
  • قران هم به تفاوت اصحاب یمین و شمال اشاره میکند در ایات متفاوتی
    مثلا در این ایه ثُمَّ کَانَ مِنَ الَّذِینَ آمَنُوا وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ وَتَوَاصَوْا بِالْمَرْحَمَهِ أُوْلَئِکَ أَصْحَابُ الْمَیْمَنَهِ وَالَّذِینَ کَفَرُوا بِآیَاتِنَا هُمْ أَصْحَابُ الْمَشْأَمَهِ عَلَیْهِمْ نَارٌ مُّؤْصَدَهٌ (بلد/۱۷تا۲۰)،
    سپس از کسانى باشد که ایمان آورده و یکدیگر را به شکیبایى و رحمت توصیه مى‏کنند! آنها «اصحاب الیمین»اند (که نامه اعمالشان را به دست راستشان مى‏دهند)! و کسانى که آیات ما را انکار کرده‏اند افرادى شومند (که نامه اعمالشان به دست چپشان داده مى‏شود).بر آنها آتشى است فروبسته (که راه فرارى از آن نیست)

    0
  • ایه دیگری که دقیقا به همین موضوع اشاره دارد میفرمایدفَأَمَّا مَنْ أُوتِیَ کِتَابَهُ بِیَمِینِهِ فَسَوْفَ یُحَاسَبُ حِسَابًا یَسِیرًا وَیَنقَلِبُ إِلَى أَهْلِهِ مَسْرُورًا وَأَمَّا مَنْ أُوتِیَ کِتَابَهُ وَرَاء ظَهْرِهِ فَسَوْفَ یَدْعُو ثُبُورًا وَیَصْلَى سَعِیرًا إِنَّهُ کَانَ فِی أَهْلِهِ مَسْرُورًا إِنَّهُ ظَنَّ أَن لَّن یَحُورَ بَلَى إِنَّ رَبَّهُ کَانَ بِهِ بَصِیرًا. انشقاق/۷تا ۱۵
    پس کسى که نامه اعمالش به دست راستش داده شود، بزودى حساب آسانى براى او مى‏شود، و خوشحال به اهل و خانواده‏اش بازمى‏گردد.و امّا کسى که نامه اعمالش به پشت سرش داده شود، بزودى فریاد مى‏زند واى بر من که هلاک شدم! و در شعله‏هاى سوزان آتش مى‏سوزد. چرا که او در میان خانواده‏اش پیوسته (از کفر و گناه خود) مسرور بود! او گمان مى‏کرد هرگز بازگشت نمى‏کند! آرى، پروردگارش نسبت به او بینا بود (و اعمالش را براى حساب ثبت کرد)

    0
  • و درمورد احوال اصحاب یمین به هنگان حسابرسی در قیامت و زمان دریافت نامه اعمال بگم که
    «فَأَمّا مَنْ اُوتِی کتابَهُ بِِیمینِه فَیقُولُ هاءُمُ اقْرَئوا کتابَیهِ إنّی ظَنَنْتُ أنّی مُلاقٍٍٍ حِسابِیه» «پس کسی که نامه ‌اعمالش را به دست راستش دهند (از شدت شادی و مباهات) فریاد می‌زند که: (ای اهل شر!) نامه اعمال مرا بگیرید و بخوانید! من یقین داشتم که (قیامتی در کار است ) به حساب اعمالم می‌رسم!»

    0
  • اصحاب یمین ان گاه که در آستانه و بستر مرگ قرار می‌گیرند، فرشتگان قبض روح، سلام یارانشان را به آنان می‌رسانند «وأمّا إنْ کانَ مِنْ أصحابِ الیَمین فَسَلام لَکَ مِنْ أصحابِ الیَمین» «امّا اگر (محتضر) از اصحاب یمین باشد (به او گفته می‌شود) سلام بر تو از سوی دوستانت که از اصحاب یمین هستید
    امام صادق (ع) در مورد انان در این آیات فرموده است: هم شیعَتُنا و مُحِبّونا آنان شیعیان و دوستداران ما هستند

    0
  • تز دیگر صفات حسنه و پسندیده ی اصحاب یمین آزاد کردن برده است از
    «فک رَقَبهٍ» «آزاد کردن بنده‌ای».
    و یا رسیدگی و غذا دادن به یتیمان فامیل و اشنا و اقوام و خویشاوندان یا به بینوایی که امید و پناهی ندارد در روزهای سخت و قحطی این مطلب از ایه ی زیر برداشت میشود
    «أوْ إطعامٌ فی یومٍ ذی مَسْغَبَهٍ، یتیماً ذا مَقرَبَهٍ أوْ مِسکیناً ذا مَترَبَهٍ» «یا غذا دادن در روز گرسنگی، یتیمی از خویشاوندان، یا مستمندی خاک‏نشین را»

    0
  • در تکمیل حرف های جناب عالی بگم که از دیگر خصوصیات اصحاب یمین سفارش و توصیه یکدیگر به صبر و تحمل است
    «ثمّ کانَ مِنَ الّذینَ آمَنُوا و تَواصَوا بِالصَبْرِ…» «سپس از کسانی باشند که ایمان آورده و یکدیگر را به شکیبایی توصیه می‌کنند».
    و یا مثلا توصیه و سفارش ان ها به یکدیگر بر مهربانی عطوفت و رحمت
    «وَ تَواصَوا بالمَرحَمَهٍ» «یکدیگر را به رحمت توصیه می‌کنند»

    0
  • اصحاب یمین مومنان درستکار دردنیا ودریافت کنندگان نامه عمل با دست راست در قیامتند
    اطعام به یتیم خویشاوند در روزهای سخت وقحطی از خصوصیات اصحاب یمین وازاد کردن برده از صفات پسندیده اصحاب یمین است.اصحاب یمین از اسارت کردار خویش مصون واز باز خواست الهی در امانند خوردن واشامیدنی گوارا در بهشت پاداش اعمال نیک دنیوی اصحاب یمین است

    0
  • سابقون کسانی هستند که نه تنها درایمان پیشگامند که دراعمال خیر وصفات اخلاق انسانی نیز
    پیش قدمند. انها اسوه وقدوه مردمند وامام وپیشوای خلقند به همین دلیل مقربان درگاه خداوند
    بزرگ اند سبقت درطاعت خدا نماز پنج گانه جهاد هجرت یا توبه وامثال ان اشاره به گوشه ای از این مفهوم وسیع است

    0
  • قران مجید گروهی از مومنان را به عنوان سابقون توصیف نموده که در سوره مبارکه واقعه
    انان را به عنوان مقربان درگاه الهی معرفی می نماید ومی فرماید والسابقون السابقون اولئک
    المقربون در لغت عرب به معنی پیشتاز وپیش رو است سبقتی که مورد تمجیدوتوصیف خداوند
    متعال قرار گرفته همان سبقت درایمان وسبقت درانجام اعمال خیرونیک است

    0
  • با سلام خدمت جناب حاج فردوسی نقدی داشتم خدمتتان که خواستم بیان کنم و آن این است که بعضی از مقالات واقعا خواندنشان برای بعضی ها مانند خود من کمی مشکل است و درست نمی توانیم درک کنیم که شما از چیزی که گفته اید چه مقصودی دارید و یا نیت شما چیست که این موضوع را بیان می کنید پس ممنون می شوم که اگر مقاله ای منتشر می کنید به گونه لفظ و بیانش باشد که هر کس بتواند ای نرا درک کند که منظور شما چیست و چه هدفی داشته اید که این موضوع را بیان کرده اید من هم مقاله را خواندم و هم کامنت های بعضی از دوستان را فقط می توانم بگویم که توانستم درک کنم که اصحاب یمین چه کسانی هستند و از درک مابقی موارد عاجز ماندم.

    0
  • سلام آقای قوی دل اگر شما در درک موضوعی که بیان می شود ضعف دارید به شما پیشنهاد می کنم که مقالاتی مرتبط با همین موضوع را در سطح اینترنت جستجو نماییدو بخوانید تا برای شما روشن بشود قطعا کسی که درک درستی ندارد نمی تواند بداند که مثلا حورالعین یا اصحاب یمین چه کسانی هستند و نیاز است که برای خواندن این مقاله، مقالات دیگری بخواند که بتواند این موضوع را درک نماید و بتواند متوجه شود که منظور نویسنده در هر جای مقاله دقیقا چه چیزی می باشد.

    0
  • سلام خدمت شما می خواهم بگویم که برای بنده هم همین مشکل پیش آمده و می توانیم در کامنت ها مشاهده کنیم که چه تعداد از دوستان معنا خواسته اند این یعنی نتوانسته اند که درست درک کنند که منظور چناب حاج فردوسی از بیان این موارد دقیقا چه بوده است و یا اگر درک کرده اند معنای برخی از لغات برایشان نا مفهوم بود مانند همان حورالعین و … در هر صورت امیدوارم که در مقالات بعدیشان این موضوع را در نظر بگیرند که طوری مقاله را به قلم بیاورند که برای هر کسی قابل درک باشد. پیروز و شاد باشید

    0
  • پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله پرسیده شد: چه کارى انجام دهیم تا مانند اصحاب یمین حساب آسان روزیمان شود؟ فرمود: «بخشش به کسى که محرومتان ساخته و ایجاد ارتباط با کسى که رشته ارتباط خود را با شما قطع کرده و گذشت از کسى که در حق شما ستم کرده است

    0
  • ضمن سلام و عرض خدا قوت در مورد این حدیث قسمت اولش می خواهم بگویم که واقعا کار بسیار سختی است! این را به زبان شاید بتوانیم بگوییم که کار آسانی می باشد و به راحتی می توانیم از پس آن بر بیاییم اما چند در صد از ما واقعا این کار را می توانیم انجام دهیم؟ چند درصد از ما توانایی آن را داریم که اگر کسی جفا به ما کرد یا کارناشایستی در حق ما انجام داد یا کلا از این موضوع بگذریم به عنوان مثال ما را از رحمتی محروم ساخت ما او را به رحمتی از جانب خود توفیق دهیم؟ بخواهیم با خود روراست باشیم اگر یک نفر با ما این کار را انجام داد و نفر دومی هم همین کار را با ما کرد ما دیگر شاید در حق نفر اول ببخشیم اما در حق نفر دوم الی آخر مصمم تر می شویم که نبخشیم و بدتر از او با خودش رفتار کنیم این کار از ما سر خواهد زد مگر آنکه خیلی بر روی خود کار کنیم یا به گونه ای متفاوت تربیت شده باشیم

    0
  • سلام برای اینکه اگر کسی ارتباطش را با ما قطع کرده ما برویم و با او ارتباط برقرار کنیم این کار شاید درست باشد اما این که شخصی از دین به در شده باشد یا به خاطر اینکه ما شخص دین داری هستید رشته ی ارتباطش را با ما قطع کرده این به نظرم درست نیست که به دنبال آن شخص برویم که دوباره بخواهیم با او ارتباط برقرار کنیم چرا که ارتباط برقرار کردن با او یعنی وارد کردن یک عامل تضعیف کننده عقیده به دین در زندگی خود که قطعا خود خداوند هم از ما می خواهد که از افرادی که ما را از مسیر درست به در می کنند فاصله بگیریم و با هر کسی ارتباط برقرار نکنیم. خواستم این موضوع را بیان کنم که اگر واقعا دوستی، آشنایی یا هر کسی که ارتباطش را با ما قطع کرده اما می دانیم که این قطع رابطه باعث می شود ما بیشتر رشد و پیشرفت کنیم به نظرم بهتر است که این رابطه خاتمه یافته شده بماند تا اینکه بخواهد دوباره شروع شود

    0
  • سلام خدمت جناب شایانفر با نظر شما من نیز موافق می باشم چرا که واقعا افرادی در زندگی من هستند که نیاز است که حذف بشوند یا ارتباط من با آنها کم رنگ تر بشود اما وقتی چنین احادیثی را می خوانم برایم شبهه پیش می آید که قطعا با این تعریف شما می توانم بگویم که تا حد خیلی زیادی این بهتر است که ارتباط قطع بشود تا این که بخواهیم کسی را وارد زندگی خود نماییم که باعث می شود در زندگی پسرفت داشته باشیم و خطاهایی در زندگی مرتکب شویم چراک ه خواسته ی پیامبر نیز همین بوده که ما وارد مسیر درست بشویم مسیری که خداگونه است و در این مسیر هم ممکن است موانعی برای ما ساخته شده باشد که برخی از همین موانع می توانند همین افراد نادرست باشند که وارد زندگیمان می شوند پس ما بهتر است که ارتباط خود را با آنان قطع نماییم

    0
  • ضمن سلام خدمت شما برای خود من سخت است که عامل سوم را در زندگیم برقرار کنم چرا که کسی که در حق من بدی کرده است را نمی توانم ببخشم و اگر ببخشم احساس می کنم که به خود بی احترامی کرده ام و برای خود حق و حقوقی قائل نشده ام و اجازه داده ام که هر کسی با رفتار نادرستش بر زندگی من وارد شود زهرش را بریزد و از زندگی من خارج بشود این مانع ذهنی من بسیار قوی است و مانند یک سد بزرگ در پذیرش این موضوع در من مقابله می کنه و نمی گذارد که این موضوع وارد ذهن من بشود اگر از دوستان کسی می تواند مرا راهنمایی کند ممنون می شوم که به من بگویم چه کنم که بتوانم این مشکلم را برطرف نمایم؟

    0
  • سلام ببینید جناب خدایاری ما اینکه کسی را ببخشیم و از او بگذریم به این معنی نیست که دوباره او را وارد زندگی خود کنیم ما می بخشیم که احساس و حال خودمان را خوب کنیم لحظه بیندیشید که این حس تنفر، انزجار و بدبینی چقدر می تواند حال شما راخراب کند و باعث شود که شما حس خوبی نداشته باشید و به معنای واقعی زندگی نکنید اما زمانی که می گذرید و واقعا از ته دل دیگر نمی خواهید به آن شخص فکر کنید می بینید که چقدر حال دلتان خوب شده است پس فراموش نکنید که اگر می خواهید بگذرید برای او کاری نمی کنید بلکه می خواهید حال خودتان را خوب کنید جدای از اینکه گذشتن و بخشیدن به این معنی نیست که دوباره او را وارد زندگی خود نمایید.

    0
  • در روایتی از امیرمؤمنان(ع) است که شخصی از انصار به پیغمبر(ص) عرض کرد من طاقت دوری شما را ندارم. به خانه هم که می‌روم به یاد شما هستم و دوباره می آیم تا خدمت شما برسم و دوباره این تکرار می شود، من با این محبتی که به شما دارم مدتی است که فکر می کنم در آن دنیا تکلیفم چه می شود چون قطعاً پیش شما نیستم. در بهشت آیا می‌شود ‌من از نعمت دیدار شما برخوردار شوم. مدتی حضرت منتظر شد تا آیه ۶۹ سوره نسا نازل شد؛ «وَمَن یُطِعِ اللّهَ وَالرَّسُولَ فَأُوْلَئِکَ مَعَ الَّذِینَ أَنْعَمَ اللّهُ عَلَیْهِم مِّنَ النَّبِیِّینَ وَالصِّدِّیقِینَ وَالشُّهَدَاء وَالصَّالِحِینَ وَحَسُنَ أُولَئِکَ رَفِیقًا»، (نساء/۶۹).

    وی گفت: پیغمبر(ص) برای آن شخص آیه را خواند و به او مژده داد که هر کس از این چهار دسته باشد ان شاءالله در بهشت از نعمت دیدار پیغمبر(ص) برخوردار خواهد بود. اما درجات همه یکسان نیست. روایتی است از امام رضا(ع) که می فرماید درجه در بهشت مثل فاصله آسمان تا زمین است.
    ان شاالله با بهره گیری از بیانات حاج فردوسی ما هم جزوی از این چهار دسته شویم

    0
  • اصحاب یمین چه کسانی هستند

    0
  • اصحاب یمین کسانى هستند که براى آزادسازى بردگان در دنیا اهتمام مى‌ورزند:«فَکُّ‌رَقبَه» (سوره بلد/۹۰، ۱۳) در تفسیر دیگرى از آیه، آنان انسان‌ها را از بندگى شیطان و ارتکاب گناهان آزاد ساخته به توبه و بازگشت به سوى خداوند راهنمایى مى‌کنند.برخى گفته‌اند: آنان خویشتن را ‌با ‌عمل به طاعات الهى از عذاب آخرت رها ‌مى‌سازند

    0
  • اصحاب یمین در دنیا از مؤمنانى هستند که بر ایمان پایدارى و یکدیگر را به استقامت در انجام ‌دادن تکالیف و ترحم به نیازمندان سفارش مى‌کنند:«ثُمَّ کَانَ مِنَ الَّذِینَ آمَنُوا وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ وَتَوَاصَوْا بِالْمَرْحَمَهِ × أُوْلَئِکَ أَصْحَابُ الْمَیْمَنَهِ». (سوره بلد/۹۰، ۱۷‌ـ‌۱۸)

    در روایتى، اصحاب یمین اهل حِدّت معرفى شده‌اند؛یعنى کسانى که در مسائل دینى، اراده‌اى پولادین دارند و اهل استقامت و پایدارى و در پى کارهاى خیر هستند.

    0
  • اصحاب یمین به اطعام گرسنگان به ویژه در روزگار سختى عنایت خاص داشته و خویشاوندان یتیم و نیازمندان زمینگیر را در اولویت قرار مى‌دهند:«أَوْ إِطْعَامٌ فِی یَوْمٍ ذِی مَسْغَبَهٍ × یَتِیمًا ذَا مَقْرَبَهٍ × أَوْ مِسْکِینًا ذَا مَتْرَبَهٍ». (سوره بلد/۹۰، ۱۴‌ـ‌۱۶)

    ذکر آزادسازى بندگان و اطعام گرسنگان در پى اقتحام در عقبه (عبور از گردنه) از قبیل ذکر خاص بعد از عام به جهت اهمیت آن است زیرا عقبه استعاره از اعمال نیکى است که براى آدمى دشوار باشد؛ این استعاره بر پایه تشبیه معقول به محسوس است:«فَلَا اقْتَحَمَ الْعَقَبَهَ × وَمَا أَدْرَاکَ مَا الْعَقَبَهُ × فَکُّ رَقَبَهٍ». (سوره بلد/۹۰، ۱۱‌ـ‌۱۳)

    0
  • امام باقر علیه‌السلام در تفسیر آیات ۳۸‌ـ‌۳۹ سوره مدثر/۷۴: «کُلُّ نَفْسٍ بِمَا کَسَبَتْ رَهِینَهٌ × إِلَّا أَصْحَابَ الْیَمِینِ» فرموده است: به خدا سوگند! اصحاب یمین پیروان ما هستند.

    در روایات دیگرى نیز که در تفسیر سه گروه (سابقون، اصحاب یمین و اصحاب شمال) وارد شده، آمده است که اصحاب یمین به ولایت اهل بیت علیهم‌السلام معتقدند. در روایتى، امام کاظم علیه‌السلام امیرمؤمنان علیه‌السلام را امامِ اصحاب یمین معرفى کرده است.

    روایات فراوانى در تفسیر «فَسَلَامٌ لَّکَ مِنْ أَصْحَابِ الْیَمِینِ» (سوره واقعه/۵۶، ۹۱) آمده است که اصحاب یمین شیعیان‌اند و مراد آیه این است که تو (اى ‌پیامبر) از ناحیه اصحاب یمین ایمن هستى و اینان آزارى به فرزندانت نمى‌رسانند،چنان‌ که در تفسیر آیه «کِتَابٌ مَّرْقُومٌ» (سوره مطففین/۸۳، ۹) گفته شده است: نامه عمل اصحاب یمین از محبت به محمد صلى الله علیه و آله و آل ‌محمد علیهم‌السلام لبریز است و این محبت از محبت آنان به اساس دین ناشى مى‌شود.

    0
  • اصحاب یمین در آخرت با توبیخ از گنهکاران مى‌پرسند: چرا جهنمى شدید: «فِی جَنَّاتٍ یَتَسَاءلُونَ × عَنِ الْمُجْرِمِینَ × مَا سَلَکَکُمْ فِی سَقَرَ». (سوره مدثر/۷۴، ۴۰‌ـ‌۴۲) آنان پاسخ مى‌دهند که ما از نمازگزاران نبودیم از مساکین دستگیرى نمى‌کردیم با گمراهان در سخنان و تحلیل‌هاى باطل غور مى‌کردیم و به روز آخرت ایمان نداشتیم: «قَالُوا لَمْ نَکُ مِنَ الْمُصَلِّینَ × وَلَمْ نَکُ نُطْعِمُ الْمِسْکِینَ × وَکُنَّا نَخُوضُ مَعَ الْخَائِضِینَ × وَکُنَّا نُکَذِّبُ بِیَوْمِ الدِّینِ». (سوره مدثر/۷۴، ۴۳‌ـ‌۴۶)

    0
  • خداوند هنگامی که از وضعیت ایمانی اصحاب یمین نسبت به هستی و خداوند سخن می گوید به خوبی تبیین می کند که آنان از نظر مراتب یقینی در چه درجه ای از یقین نشسته اند. از آیات قرآن به دست می آید که بیشتر آنان در مرتبه علم الیقین و برخی در مقام عین الیقین هستند و هیچ کدام از ایشان به مقام حق الیقین که مرتبه انسان های کامل و اولیای مطلق خداست نرسیده اند.

    اصحاب یمین، اصحاب اهل برکت و میمنت نیز می باشند؛ زیرا یکی از معانی یمین و میمنه چنان که اهل تفسیر و لغت گفته اند، مبارک بودن و برکت یافتن است.

    0
  • آنان با درجه ای که از معرفت و یقین یافته اند، سلامت خویش را در این گونه رفتارهای درست و نیک می جویند و می کوشند تا با خدمت به خلق و نیز شکیبایی، عبادت خود را گسترش دهند و گام در طریق کمالی سابقون بگذارند و رفتاری همگون ایشان در پیش گیرند. آنان می دانند که سابقون الگوهای درست زندگی هستند پس می کوشند همانند آنان عمل کنند. ایمان و اعمال صالح آنها موجب می شود تا در خود نوعی احساس آرامش و امنیت بیابند و ترسی از آینده و اندوهی از گذشته نداشته باشند. از آنجا که رفتارها و کردارهای خیرخواهانه و نیک آنان در مسیر الهی قرار دارد، ترسی از بازخواست خداوند نسبت به اعمال خویش در این حوزه ندارند و از نوعی مصونیت و عصمت در عمل برخوردار می شوند.

    0
  • اصحاب یمین، سعادتمندانى هستند که هنگام جان دادن، با ‌درود و ‌تحیّت هاى ربوبی و فرشتگان و مؤمنان مواجه مى‌ شوند.

    ابن‌عباس در تفسیر آیه ۳۲ سوره نحل مى ‌گوید: «این سلام و بشارت مخصوص اصحاب یمین است؛ فرشتگان در حالى‌که آنان را از دنیا به آخرت منتقل مى ‌کنند، بر آنان درود و تحیّت مى ‌فرستند و به آنها بشارت ورود به بهشت مى‌ دهند». طبرسى نیز مى ‌گوید: هنگام جان دادن اصحاب یمین، رفتار فرشتگان مأمورِ استقبال و پذیرایى به‌گونه ‌اى است که پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله خوشحال مى‌ شود.

    0
  • سلام با توجه به تعریفی که دوستان از اصحاب یمین داشتن من فکر می کنم کسانی که منهاجی می شوند نیز در همین دسته از افراد قرار می گیرند البته باید بگویم که متن مقاله برای من کمی خواندنش مشکل بود و خیر مبهم برای همین نتوانستم درست موضوع را درک کنم اما این را می خواهم بیان کنم که با توجه به تعریف ساده ای که این دو بزرگوار که در جواب دوستمان داشته اند می توانم بگویم که یک شخص که منهاجی می شود خب این را می داند که می بایست برادران دینی اش را به کار خیر دعوت کند و به صبر که این یعنی همان سفارش به استقامت و قطعا چون انتخاب کرده اند که منهاجی باشند یعنی می خواهند از بند شیطان رها بشوند خب این موضوع هم که در مورد اصحاب یمین صدق می کند و موارد مشابه. پیروز و سعادتمند باشید

    0
  • سلام خدمت آقای نجفی من هم بر همین موضوع کمی فکر کردم و فکر می کنم که واقعا به همین شکل است و منهاجیان اشخاصی هستند که در دسته ی اصحاب یمین نیز قرار می گیرند چرا که کار های شایسته و دوری از محرمات که جزئ کارهای اصلی آنان می باشد و اینکه در مسیر رسیدن به خدا چه کارهایی انجام می دهند هم مشابه به اصحاب یمین نیز می باشد اما می خواهم در این مورد بیشتر بدانم پس اگر کسی از دوستان اطلاعاتی دارد که فکر می کند به درد من می خورد خوشحال می شوم که در پاسخ به کامنت من نظرش را بیان نماید.

    0
  • سلام خدمت شکفته ی عزیز می خواهم موضوعی را بیان کنم که فکر می کنم به کام بعضی ها خوش نیاید اما می خواهم بگویم که این را بنده واقعا از ته قلب خود بیان می کنم نه آنکه بخواهم در پشت حرفم مقصودی داشته باشم و آن این است که به نظر من مهم نیست ما اصحاب یمین باشیم، منهاج فردوسیان باشیم یا هر چیز دیگری مهم این است که در مسیر خداوند باشید. مسیر خدا چه مسیری است؟ ما در همان قدم بگذاریم دیگر به این کار نداشته باشیم که نام آن چیست، چه لقبی دارد و … به نظر اگر در زندگی اینگونه پیش برویم خیلی بهتر است تا اینکه به دنبال اصطلاحات باشیم و بخواهم که بر روی کاری که انجام می دهیم نامی بگذاریم و آن کار را با فلان نام خاص بشناسیم. باز هم بیان می کنم که این موضوع از ته قلب من بود و موضوعی نیست که بخواهم از روی نیت بد یا چیز دیگری آن را عنوان کنم.

    0
  • در روایات ذکر شده که برای تمام بهشتیان زنان بهشتی هست اما این زنان دو گروهند : زنان مومنه ای که بهشتی شده اند و زنانی که مخلوق در خود بهشتند همانطور که اشاره کردید زنان گروه اول نصیب اهل یمن اند و زنان گروه دوم نصیب سابقین ظاهرا علت مطلب ، تفاوت عمده درجات این دو است سابقین به مقام انشاء و ایجاد رسیده اند اما اصحاب یمین خیر لذا نیازمند بهره مندی از خارجند
    بنابر گفته شما امکان ندارد زنان مومنه ای که بهشتی شده اند از گروه سابقین باشند.
    یعنی فقط مردان میتوانند از این گروه باشند؟ در بهشت هم تبعیض داریم پس!!!!

    0
  • با سلام خدمت حاج فردوسی عزیز
    در سوره واقعه آنجایی که از نعمت های اصحاب یمین صحبت شده اسمی از حور یا حورالعین نیامده فقط عبارت (فرش مرفوعه) ذکر شده است که آن را بعضی ها اصلا به زن و همسر تعبیر نکرده اند وبعضی هم به زنان صالح دنیا برداشت کرده اند که در هر صورت اسمی از حور در کار نیست.
    سوال من اینست که مگر حورالعین شامل تمام بهشتیان نمی شود؟ آیا در قرآن توضیحی در این باره هست؟ یا اگر در روایات آمده آن روایت ها چقدر معتبر هستند؟

    0
  • سلام
    در روایات ذکر شده که برای تمام بهشتیان زنان بهشتی هست اما این زنان دو گروهند :
    زنان مومنه ای که بهشتی شده اند و زنانی که مخلوق در خود بهشتند
    همانطور که اشاره کردید زنان گروه اول نصیب اهل یمن اند و زنان گروه دوم نصیب سابقین

    0
  • یک سوال، زن بازی و کلا لذت های جنسی مگه چیز اینقدر با ارزشی است که به عنوان بزرگترین نعمت های بهشت فقط به فوق العاده ها داده میشه؟ یه آدم متمدن اصلا علاقه ای به بی بند و باری جنسی نداره که در بهشت به دنبالش باشه. یه زندگی با عشق و علاقه که براش تلاش بشه و رابطه با یک نفر مساوی خود همراه با عشق از هزار عدد حورالعین با ارزش تره!

    0
  • فرق اصحاب یمین و السابقون السابقون در سوره واقعه چیست؟

    0
  • سلام در پاسخ به سوال شما میتوان گفت که صحاب یمین» کسانی هستند که نامه اعمالشان به دست راستشان داده می‌شود.
    اما «سابقون» به سبقت‌گیرندگان از امت‌های پیامبران که پیشوایان و رهبران هدایت‌اند گفته می‌شود؛ یعنی کسانى که نه تنها در ایمان پیشگام‌اند، بلکه در اعمال خیر و صفات و اخلاق انسانى نیز پیش‌قدم هستند؛ لذا در «اصحاب یمین»‌بودن فرقی بین این دو گروه نیست؛ چرا که در حقیقت، سابقون در ایمان و اعمال صالح نیز از اصحاب یمین خواهند بود؛ زیرا فردای قیامت، نامه اعمالشان به دست راست آنها داده خواهد شد، اما «سابقون» به دلیل ویژگی‌های برتری که دارند از مقام بسیار بالاتری برخوردارند. به عبارت دیگر هر کدام از «سابقون» از «اصحاب یمین» به شمار می‌آیند، اما این‌گونه نیست که هر اصحاب یمینی از سابقون باشد.

    0
  • با این احادیث میتوان به دوست عزیزمان پاسخ داد «قال الیمین علی أمیر المؤمنین ع و أصحابه شیعته»؛علی(ع) یمین است و «اصحاب یمین» پیروان آن‌حضرت می‌باشند.
    ۲. «السابقون الذین قد سبقوا إلى الجنه بلا حساب»؛ سابقون کسانی هستند که بدون حساب و کتاب به سمت بهشت پیشی گرفتند.
    ۳. «وَ السَّابِقُونَ السَّابِقُونَ فإنهم أنبیاء مرسلون و غیر مرسلین»؛[سبقت گرفتگان، پیامبران مرسل و غیر مرسل هستند.
    ۴. «و هو أن المراد منه أن السابقین إلى الخیرات فی الدنیا هم السابقون إلى الجنه فی العقبى»؛منظور از سابقون، سبقت گیرندگان در خیرات دنیا، همان سبقت گیرندگان به سوی بهشت هستند در آخرت.

    0
  • تفاوت درجه میان اصحاب یمین و گروه سابقون به تفاوت میان معرفت و اعمال آنها بر می گردد چنانچه این جمله میان بزرگان معروف است که می گویند: «حسنات الابرار سیئات المقربین»؛ یعنی کارهای نیک نیکان و صاحبان جایگاه رفیع در نزد مقربان گناه شمرده می شود و این به خاطر تفاوت در منزلت و جایگاه این دو گروه است که به تفاوت در معرفت و شناخت و قرب آنان بر می گردد چون هر انسانی به لحاظ معرفت و درجه ایمان از دیگری جدا و ممتاز است و هیچ دو نفری از لحاظ ایمان یکسان نمی باشند چنانچه در مورد جناب سلمان و ابوذر در روایت آمده است: اگر ابوذر آنچه را که در قلب و درون ساعات است می دانست، حتماً او را می کشت.

    0
  • با سلام خدمت منهاجی های عزیز من سوالی داشتم مقربان ، اصحاب یمین واصحاب شمال کیانند؟

    0
  • در سوره مبارک واقعه انسان ها در روز قیامت به سه گروه مقربان و اصحاب یمین و اصحاب شمال تقسیم شده اند و مقامات و پاداش ها و عذاب های آنها بیان شده است . در مورد مقربان تقسیم نفرات آنها در امت های گذشته و این امت بدین گونه است که : ثله من الاولین و قلیل من الآخرین ؛ گروه زیادی از امت های نخستین و گروه اندکی از امت آخرین ( واقعه : ۱۳و ۱۴ ).
    سپس در مورد اصحاب یمین که در رتبه ای پایین تر ازمقربان قرار دارند چنین گفته شده است : ثله من الاولین و ثله من الآخرین ؛ گروهی از امت های نخستین و گروهی از امت های آخرین هستند ( واقعه : ۳۹ و ۴۰ ) شکی نیست که اصحاب شمال اختصاصی به امتی خاص ندارد ودر همه امت ها عده ای ازاصحاب شمال می باشند .

    0
  • الف) سابقون، کسانى هستند که به خیرات و به تبع آن مغفرت و رحمت خداوند سبقت مى‏گیرند. در بین این پیشگامان، پیامبران وامامان که به مقام قرب الهى رسیده‏اند جلوه خاصى دارند.
    ب ) مراد از «اولین» امت‏هاى گذشته، انبیای پیشین هستند و مراد از «آخرین»، امت پیامبر خاتم(ص) است. دلیل این برداشت ، آیات دیگرى است که اولین و آخرین را توضیح داده است. مثلاً در (سوره زخرف، آیه ۶) آمده است : و کم ارسلنا من نبى فی الاولین ؛ و چه بسیار پیامبرانى که در میان گذشتگان روانه کردیم (تفسیر المیزان، علامه طباطبایى، ترجمه سید محمد باقر موسوى همدانى، نشر بنیاد علمى و فکرى علامه طباطبایى، ج ۱۹، ص ۲۴۴) .
    ج ) تعبیر به ثله (جماعت یا جماعت بیشتر) در رابطه با پیشینیان به لحاظ کثرت پیامبران پیشین و تعداد امت‏هاى آنها و وجود پیشگامان و مقربان آن امت است که سبب مى‏شود تعداد آنها فزونى یافته و نسبت به پیشگامان امت محمد(ص) از کمیت بیشترى برخوردار گردند . (طبرسى، مجمع‏البیان، ج ۹، ص ۳۵۹، بیروت، نشر مؤسسه اعلمى) . ناگفته نماند کمتر بودن تعداد سابقون امت محمد(ص) دلیل بر برترى مقام امت‏هاى پیشین نمى‏باشد. به سبب این که براساس تعالیم اسلامى، کثرت عددى دلیل بر کثرت کیفى نمى‏تواند باشد

    0
  • در تفسیر تبیان است که زن مومنه اگر بی شوهر مرده است، در بهشت اختیار با خود اوست، همسر هر مومنی که خواست، می شود و اگر در دنیا شوهر کرده و در قیامت شوهرش بهشتی باشد، با او ازدواج می نماید و اگر جهنمی بود، اختیار با خود زن است. با هر مومنی خواست ازدواج می نماید. آیا این ها صحت دارند؟؟؟

    0
  • یعنی چی که به اصحاب یمین فرش مرفوعه وعده داده شده است؟؟

    0
  • «و فــرش مــرفوعه»، «فــرش» جمع «فراش» و آن بساطی است که پهن می کنند و روی آن می نشینند و استراحت می نمایند. فرشهای بهشتی که زیبایی اش چشم را ذخیره می کند. «مــرفوعه» هم به معنای عالیه و بلند شده است. در ضمن تفسیر این آیه شریفه، از مولای متقیان امیرالمومنین علیه السلام نقل شده که می فرماید: «فرش مرفوعه یعنی فرشهای برداشته شده بر بالای سریرهای افکنده سیصد گز از سطح بهشت بالاست و هنگامی که مومن اراده نشستن می کند پایین می آید»،

    0
  • دوست عزیز اگر دقت کرده باشید معنی آن دو را خاستم بدونم

    0
  • بعضی از مفسرین فرموده اند: «فراش، کنایه از همسر است زیرا در زبان عرب پاره ای از الفاظ مثل لباس و فراش از همسر کنایه آورده می شود

    0
  • لطفا آیاتی از قرآن که در اون ها در مورد حوری های بهشتی صحبت کرده و تفاسیرشون رو بذارین… و در موردشون توضیح بدین..

    0
  • چرا اینقدر در قرآن از حوریان بهشتی به عنوان پاداش مردان گفته شده؟و چرا برای زنان چنین پاداشی نیست؟آیا این موضوع با عدالت خدا در منافات نیست؟در ضمن شاید زنی دلش نخواهد همسرش حوری بهشتی داشته باشد.این موضوع واقعا مایه سلب آرامش روحی من است.

    0
  • زنان و مردانى که در این دنیا همسر یکدیگرند هرگاه هر دو با ایمان و بهشتى باشند در آنجا به هم ملحق مى‏شوند و با هم در بهترین شرایط و حالات زندگى مى‏کنند و حتى از روایات استفاده مى‏شود که مقام این زنان برتر از حوریان بهشت است.

    0
  • برخی مفسرین معتقدند که این تعبیر همنشینی با زیبایان، حکایت از تجسم یافتن اعمال نیک (به ویژه رفتار و اخلاق نیک) است که فرد در زندگی دنیوی خود داشته.

    0
  • بر اساس آیه‌های قرآن، ویژگی‌های سابقون با ویژگی‌های مؤمنان حقیقی مشابه است، چنانکه مطابق آیۀ ۵۷ تا ۶۱سورۀ مؤمنون، افرادی که در کارهای نیک شتاب می‌کنند و درآن سبقت می‌گیرند، کسانی هستند که از خشیت پروردگار هراسانند، به نشانه‌های او ایمان دارند

    0
  • سلام. بعد از خواندن مطلبتون سوالی برآم پیش اومد سابقون چه کسانی هستند؟؟؟

    0
  • سابقون، تعبیری قرآنی به معنای پیشگامان در کارهای خیر و طاعت الهی است؛ که مراد از آن برخی بزرگان صدر اسلام است. درباره مصادیق سابقون اختلاف‌ نظر وجود دارد. برخی مفسران، مراد از آن را امت‌های پیش از اسلام و برخی دیگر مسلمانان صدر اسلام دانسته‌اند. در روایات شیعه، انبیا، حضرت علی، امام حسن، امام حسین (علیهم‌السلام)، برخی صحابه و یاران برجسته امامان شیعه و حتی شیعیان از مصادیق آن شمرده شده‌اند.

    0
  • یه سوال!!!!! میگن توی بهشت حورالعین هست وزنانی هستند که توصیفشان از نظر جمال در خیال نمی گنجد و در نهایت به مروارید تشیبیه شده اند. سوالم اینجاست تکلیف زنان این دنیا چه می شود؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    0
  • لذت‏هاى بهشت مخصوص مردان بهشتى نیست، بلکه کسى که داخل بهشت می ‏شود از نعمت‏ها و زیبایى‏ها لذت خواهد برد.
    چنان که قرآن مى ‏فرماید: وَ فِیها ما تَشْتَهِیهِ اَلْأَنْفُسُ وَ تَلَذُّ اَلْأَعْیُنُ‏ در بهشت آنچه دل خواهد و چشم از آن لذت مى‏برد موجود است‏(زخرف، آیه ۷۱)

    0
  • آیا وعده دادن حوری‎های پری چهره به نیکوکاران در جهان آخرت به روشنی در قرآن بیان شده است؟

    0
  • یکی از نعمتهایی که خداوند در آخرت برای انسانهای با ایمان قرار داده است، همسران بهشتی است که از آنها به «حورالعین» تعبیر شده و در آیات متعددی به این مطلب تصریح شده است، و برخی از آنها عبارتند از:

    ۱- «و زوّجنا هم بحور عین»، ما آنها را با «حورالعین» تزویج می‎کنیم.(دخان/۵۴)

    ۲- «لهم فیها ازواج مطهره»، برای بهشتیان در آنجا همسرانی پاک و پاکیزه است.(بقره/۲۵)

    ۳- «متکئین علی سرر مصفوفه و زوّجنا هم بحور عین»، در حالی که بهشتیان نزدیک به هم بر تختهایی تکیه زده‎اند و «حورالعین» را به همسری آنها درآورده‌ایم. (طور/۲۰)

    ۴- «حورٌ مقصورات فی الخیام»، حور [العین] هایی که در سراپرده‎های خود (خیمه‎ها) از چشم بیگانگان مستورند.(الرحمن/۷۲)

    ۵- «حورٌ عین کأمثال اللؤلؤ المکنون»، وزنان سیه چشم زیبا که در لطافت، چون دُرّ و لؤلؤ مکنون هستند.(واقعه/۲۲)

    0
  • حوریان مذکر و مونث دارند؟

    0
  • در پاسخ به سئوال شما باید عرض کنم بعضی از مفسرین چنین گفته اند که حورالعین هم برای زنان است و هم برای مردان، یعنی دو نوع حورالعین داریم، چون لفظ حورالعین مؤنث نیست و شامل مذکر و مؤنث می شود .(رجوع کنید به تفسیر نمونه جلد ۲۲ ص ۴۲۸)

    لذا گروهى – از جمله آیت‏ اللَّه مکارم شیرازى در مقابل مدعی اند که‏ حورالعین می تواند مذکّر هم باشد. براساس این نظر شاید علت اینکه اوصاف حورى که در قرآن به کار رفته، بر مؤنث دلالت مى‏کند، به این جهت باشد که گفت و گو و محاوره در آن آیات، با طایفه مردان مؤمن بوده است، نه با زنان مؤمن دنیوى. از این رو شیوه محاوره، اقتضا دارد که چنین اوصافى براى این موجودات، ذکر شود. از مضمون برخى آیات و روایات، چنین برمیآید که مسئله لذت‏هاى جنسى، اختصاصى به مردان ندارد؛ بلکه زنان نیز در بهشت می توانند براى خویش شوهرانى دلخواه برگزینند. اصطلاح «حور» نیز اختصاصى به زنان ندارد؛ بلکه حورهاى مذکر نیز در بهشت وجود دارند. براى نمونه از امیرمؤمنان‏ علیه السلام روایت شده است: «در بهشت بازارى است که در آن خرید و فروشى نیست؛ تنها در آنجا تصویر مردان و زنان وجود دارد. هر کس که تمایلى به آنان پیدا کند، از همان جا بر او وارد می‏شود» بحارالانوار، ج ۱، ص ۱۴۸.

    همچنین غلمان هم وجود دارد که بعضی مفسران گفتند برای زنان می باشد.

    0
  • ازدواج با حوریان بهشتی به چه شکل هست و علتش چیست؟

    0
  • خداوند در مورد ازدواج با حوریان می‌فرماید: «حورالعین را به ازدواج آن‌ها درمی آوریم.»(دخان، ۵۴.) بنا بر تفسیر اغلب مفسّران، ازدواج به معنای دنیوی آن، در بهشت وجود ندارد. پس اینجا، نزدیک کردن و عطا کردن حورالعین از طرف خداوند به بندگان بهشتی‌اش مراد است.(بحار الانوار ، ج ۸، ص ۹۹؛ ترجمه ی المیزان، ج ۱۸، ص ۲۲۸.)

    لذا مراد از تزویج اهل بهشت با حوریان غیر از تزویج اصطلاحی که بین زنان و مردان دنیا صورت می‌گیرد و دارای شرائط خاصی است، بلکه تزویج در مورد آنها یعنی قرین و همنشین با حوریان هستند و از تمام لذائذ وجود آنها بهره‌مند می‌شوند.

    علت ذکر هم رغبت و علاقه ای است که مردان به زنان دارند و این باعث تشویق عمل به کار نیک است تا به بهشت روند.لذا دختران بهشتی (حور العین) وسیله تشویق مردان به سوی ایمان است.

    0
  • یا سلام خدمت حاج فردوسی بنده سوالی داشتم ایا حوریان زیباترند یا زنان مومنه بهشتی؟

    0
  • ویژگی های حوریان بهشتی از حضرت محمد (ص) نقل شده است که فرموده اند: اگر یک حوریه سر از دریچه بهشت بیرون کند و به دنیا نظر اندازد، اگر در شب تاریک باشد، عالم از نور صورت او منور می شود، چرا که نور او از ماه شب چهارده روشن تر است و از بوی معطر او تمام اهل دنیا استفاده می کنند، بلکه عده ای نیز از بوی خوش آنان مدهوش می گردند و هرگاه حوریه ای به صورت شوهرش بخندد، چنان نوری از دندان های او ظاهر می شود که در و دیوار بهشت از آن نورانی می گردد، اما جالب است با توجه به این حدیث و چنین ویژگی های از حوریان بهشتی که در نوع خود کم نظیر می باشند، زنان دنیا، در جایگاهی برتر از حوریان قرار دارند!

    0
  • زنان دنیا در بهشت به قدری زیبایی پیدا می نمایند که حوریان بهشتی چون از برای خدمت گذاری آنان می آیند، با توجه به آن صورت زیبایی که دارند، از خجالت در پیش آنان سر بلند نمی کنند و از خجالت عرق از پیشانی آنان می ریزد، و اگر زنان دنیا از بهشت توجهی به دنیا بنمایند، از نور صورت آنان، نور خورشید مضمحل و نابود می گردد و اگر آنان آب دهان خود را به دریاهای تلخ دنیا بیاندازند، تمام دریاها شیرین و گوارا می گردد.د

    0
  • چرا بعضی از نعمت‌ها را خداوند متعال در بهشت به انسان می‌دهد، ولی همان نعمت را در زندگی دنیا بر بنده‌اش حرام می‌کند!؟

    0
  • برای پاسخ به این سوال ابتدا باید به این نکته دقت داشت که اگر خداوند متعال در این دنیا انسان را از ارتباط نامشروع منع می‌کند و در آخرت سخن از پیوند با حورالعین بیان می‌کند به این نکته اشاره دارد، که این پیوند بر اساس ازدواج است به همین خاطر در آیات متعدد این‌گونه می‌گوید: «زَوَّجْناهُمْ بِحُورٍ عین[دخان/۴۵ ـ طور/۲۰] و«حور العین» را به همسرى آن‌ها در مى‏‌آوریم‏» و یا اگر سخن از شراب بهشتی است، ویژگی‌های آن نیز در قرآن بیان می‌شود تا خواننده گمان نکند که این شراب همان خمر و شرابی است که در دنیا منع شده است مثلاً اگر در سوره محمد(صلی‌الله‌علیه‌وآله) می‌فرماید: «أَنْهارٌ مِنْ خَمْرٍ لَذَّهٍ لِلشَّارِبینَ[محمد/۱۵] نهرهایى از شراب(طهور) که مایه لذّت نوشندگان است‏» در جایی دیگر از این کتاب الهی این شراب را این‌گونه وصف می‌کند که،«لا یُصَدَّعُونَ عَنْها وَ لا یُنْزِفُون‏[واقعه/۱۹] امّا شرابى که از آن درد سر نمى‌‏گیرند و مست نمى‏‌شوند» و علاوه بر آن، بهشتیان به آن‌چنان درک و فهمی رسیده‌اند که دیگر درخواستی نسبت به گناه ندارند؛ زیرا که بد بودن آن را درک کرده‌اند، از این‌رو هیچگاه درخواستی برای این اعمال قبیح ندارند.

    0
  • سلام این سئوال هم برای من پیش آمده اما من فکر میکنم که منظور خداوند از چیزهایی که در کتابش ذکر می کند چیزهایی که ما می شناسیم نیست به عنوان مثال منظورش از شراب آن چیزی نیست که ما فکر می کنیم و عامل دیگری هم وجود دارد و آن این می باشد که چیزهایی که خدواند در قرآن برای ما توصیف می کند در حدی است که ما بتوانیم آنها را درک کنیم و بتوانیم تجسم کنیم و آنها را تصور کنیم در غیر اینصورت فکر میکنم خداوند بی نهایت بیشتر از ان چیزی که در قران ذکر می کند به بنده اش عطا خواهد کرد اما چون بنده اش ذهنش محدود می باشد و به همین چیزهای دنیوی ختم می شود اگر آنها را بیان نماید برای بنده غیر قابل تصور خواهد بود. از همین رو فکر میکنم چیزهایی که خداوند حرام دانسته به نفع خود آدمی می باشد

    0
  • با سلام خدمت شما ببینید ما باید از بعد بزرگتری نسبت به این موضوع بنگریم و آن به نظر من این است که در این دنیا جسم و ماده وجود دارد اما در آن دنیا خیر و در این دنیا بعضی از چیز ها هستند که به سلامت وجود و جسم انسان ضرر وارد می کنند پس خداوند هر کاری و هر چیزی که به انسان ضرر برساند را حرام دانسته است فکر میکنم و اما موضوعی که حائز اهمیت است این است که خداوند پس چرا آنها را خلق کرده است که به ما ضرر وارد کند؟! راستش را بخواهید این موضوع را خود بنده هم نتوانسته ام درک کنم اما فکر میکنم اینگونه باید برداشت کرد که نحوه ی استفاده از آن چیزی که خدواند خلق کرده است مهم است و اینکه چگونه از ان استفاده می کنیم. با آتش می توان هم دست را سوزاند و هم خود را گرم کرد این موضوع مهم است که ما از ان چه استفاده ای بکنیم.

    0
  • هرگر چنین نیست دوست عزیز این سوال شما رو زیاد شنیده ام از اطرافیان که برای خیلی ها شبه و جای سوال است که چرا برخی چیزها اعمال در دنبا برای ما حرام است و گناه محسوب میشود ولی در اخرت به عنوان پاداش به انسان های مومن اهدا میشود جواب شما اینجاست که به تفاوت های میان نعمت بهشتی و دنیایی توجه کنی تفاوت شرایط و کاربرد و…. بعد میبینی که هیچ تناقضی با هم ندارن اگر در جایی حرام است در جایی نعمت و ماداش به خاطر کاربرد و شرایط متفاوت است

    0
  • بنده هم با شما موافقم مثلا همین مسئله ی شراب که برای خیلی ها سوال است که چگونه شراب در این دنیا حرام است و خوردنش گناه اما در اخرت به عنوان پاداش به انسان ها وعده داده شده است
    در واقع معنی لغوی عربد شرب به معنای نوشیدن و شراب به معنای نوشیدنی است. به «خمر» هم شراب می گویند چون مایعی است که نوشیده می شود.
    یک آیه به عنوان نمونه: وَ ما یَسْتَوِی الْبَحْرانِ هذا عَذْبٌ فُراتٌ سائِغٌ شَرابُهُ … (فاطر/۱۲) دو دریا یکسان نیستند: این یکى دریایى است که آبش گوارا و شیرین و نوشیدنش خوشگوار است خدای سبحان همواره به پاکی و خوبی فرمان می دهد و همواره از پلیدی و بدی بر حذر می دارد (نحل/۹۰). از سوی دیگر، شراب و خمر دنیوی که زایل کننده عقل است، مصداق پلیدی و گناه است (بقره /۲۱۹ و مائده /۹۰). بنابراین، شراب دنیایی هرگز مطلوب خدای تعالی نبوده و نیست.

    0
  • خداوند در قرآن بارها مردان را به حوری های بهشتی وعده داده، اما هیچ گاه زن ها را به امر خاصی وعده نداده ، شاید به خاطر این است که گرایش به امور شهوانی در زنان بیشتر است، در نتیجه بیشتر به جهنم می روند. آیا این تبعیض بین زنان و مردان نیست؟

    0
  • از سوال شما جای هیچ عیبی نیست اصلا بعید نیست که وقتی می شنویم و می خوانیم می بینیم که شکل ظاهری تمام منابع شرعی و دلایل و براهین و علت های دینی که از بهشت و انواع ناز و نعمت های آن سخن به میان امده اسن در اغلب موارد مخاطب ان ها مرد بوده است و در آن کمتر سخنی از زن به چشم می خورد اتفاقا برای منم جای سوال است که پس عدالت الهی در اینجا کجاست ؟

    0
  • جواب سواا سما و اون دوست عزیزمون کاملا با منطق و استدلال های عقلی قابل بررسی است اینجور نیس که شبه ایجاد کند در دین و شرعیات
    خداوند پاداش های مختلفی برای انسان ها در نظر گرفته که یکی از ان ها حوری ها هستند و هزاران هزار نعمت و پاداش دیگه که همگی مختص مومنان هستند
    از انجا که زنان مومن هم بسیار زیاد داریم پس دور از عقل و ذهن هست که برای ان ها پاداشی وجود ندارد
    در واقع میشه اینجور برداشت کرد که منظور از کلمه ی مرد و استفاده ی مکرر از ان در واقع شبیه به مجاز از کلیت انسان هاست چ زن و چ مرد فارغ از جنسیت و فقط ک فقط بر اساس درجات مختلف ایمان

    0
  • برای ورود به بهشت، فرقی میان زن و مرد نیست و یکی از پاداش‌های خداوند در بهشت «حورالعین» است که قرآن و روایات به آن اشاره کرده است. بنا بر گفته‌ی اغلب مفسرین، در بهشت ازدواج نیست و تزویج حورالعین به معنای قرین کردن و عطا کردن و حورالعین از طرف خداوند به بندگانش، تفسیر شده است.

    0
  • اگر زنی چند شوهر کرده باشد و یکی پس از دیگری مرده باشند در بهشت به کدامیک از این شوهران تعلق می یابد؟

    0
  • به زبان روایت پاسخ دوست عزیزمان را می دهیم ام سلمه (رضی الله عنها) از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) سوال کرد: پدر و مادرم فدای شما باد. زنی دو شوهر داشته و هر دو مرده و وارد بهشت شده اند این زن به کدامیک از این دو تعلق دارد؟ فرمود: ای ام سلمه هر کدام که بهتر است و حسن خلقش بیشتر است او را انتخاب می کند. ای ام سلمه بدان که حسن خلق خیر دنیا و آخرت را با خود می آورد

    0
  • با سلام خدمت حاج فردوسی عزیز سوالی داشتم تکلیف زنان در بهشت چه می شود، زیرا آنچه درباره نعم بهشتی که شنیده می شود درباره ازدواج مردان با حورالعین و باکرگان زیبا روست. پاسخ این است که هر زن مومنه ای با شوی خود که در دنیا با او محشور بود، محشور می گردد و اگر مقام آن زن در دنیا از لحاظ تقوی و ملکات حسنه پایین تر از شوهرش بوده باشد با شفاعت شوهرش در بهشت به مقام شوهر می رسد و اگر در دنیا شوهری نداشته باشد (شوهر نکرده باشد) در بهشت به ازدواج هر کس که دوست داشته باشد در می آید و در نکاح او باقی می ماند.

    0
  • رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) در حدیثی بلند در توصیف غرفه های بهشتی، درباره حورالعین و لباسهایش چنین فرمود: … همسر مؤمن یعنی حورالعین از خیمه اش خارج می شود و در حالی که او را خدمتگزاران همراهی می کنند به استقبال مؤمن می شتابد و به او درود می گوید. در این حوری هفتاد لباس حریر که تار و پودش از یاقوت و لؤلؤ و زبرجد بوده و آغشته به مشک و عنبر است، پوشیده شده است. بر سرش تاج کرامت و در پاهایش کفشهایی از طلای مزین به یاقوت و لؤلؤ و بند کفشش از یاقوت سرخ. وقتی به ولی خدا نزدیک می شود و اشتیاق خود را بر او عرضه می دارد به او چنین می گوید: ای ولی خدا، امروز دیگر روز رنج و سختی نیست (دوران سختی به سر رسید) من مال تو و تو مال منی. و به مقدار پانصد هزار سال از سالهای دنیا آغوششان (دست در گردن نهادنشان) به طول می انجامد که نه ولی خداوند و نه آن حوری دچار ملال و دلتنگی نمی شوند (در این بین) ولی خدا نظرش به گردنبندی از یاقوت سرخ می افتد که در وسطش این لوح مکتوب است: تو ای ولی خدا دوست منی و من حوری، دوست تو، وجود من به تو منتهی گردید و وجود تو به من

    0
  • امام باقر(علیه السّلام) در خصوصیات اهل بهشت فرموند:

    جوانانی سیه چشم، تاج دار، دارای گردن بند، دست بند، آسوده خاطر­، دانا و گرامی که برای هر کدام از آن­ها نیروی صد انسان برای خوردن طعام، آشامیدنی و آمیزش جنسی قرار داده شده است.

    0
  • چرا بین زن و مرد در پاداش و جزای اخروی تبعیض وجود دارد

    0
  • در سوره نحل، آیه ۹۷ آمده: «هر کس از مرد یا زن که عمل شایسته انجام دهد و مؤمن باشد او را به زندگی نیکو زنده می‌گردانیم و هر آینه آنها را به بهتر از آنچه عمل می‌کردند پاداش می‌دهیم.»
    دراین آیه تاکید شده که بین زن و مرد در پاداش عمل تفاوتی وجود ندارد.اما در مورد حورالعین، از مجموع آیات و روایات استفاده می‌شود که هر چه بهشتیان بخواهند، در اختیارشان گذاشته می‌شود و از جمله نعمت‌های بهشتی، همسران بهشتی است که در چندین آیه از قرآن مجید در توصیف همسران بهشتی تعبیر به «حورالعین» شده است.

    0
  • سلام یکی از دوستان یک آیه صریح و واضح آوردند که این موضوع را نقض می کند پس دیگر جای بحث نمی ماند هر کسی سخنی غیر از این دارد یعنی حرف خداوند را نقض کرده و می خواهد حرف خود را به کرسی بنشاند که از ان کسب منفعت کند و دنیای خود را زیباتر کند که امیدوارم چنین اشخاص مورد لعن خداوند قرار گیرند. خداوند در این آیه صریح واضح می کند که چه مرد و چه زن فرقی ندارد اگر کار شایسته انجام دهد و مومن باشد خداوند به او پاداش خواهد داد پس این مسئله به صورت کامل حل شده است و هر کس که می گویم آن را نقض کند سخن خدایش را نقض کرده است. موفق باشید

    0
  • سلام من فکر نمی کنم این چیز درستی باشد و اصلا موجودیت ندارد چرا که خدواند خود فکر می کنم گفته است که بین بندگان خود هیچ فرقی قائل نمی شویم و البته که در سوره نسائ بعضی موارد فکر میکنم آورده شده که به ظاهر حق زن نادیده گرفته می شود ولی اگر به صورت عمیق تری نسبت به آن مسائل بنگریم و آیات قبل و بعد آن را بخوانیم متوجه می شویم که موضوع از چه قرار است پس این موضوع را باید ذکر کنیم که نباید به دید انسان ها در زندگی راه برویم و حرفی را به جز سخن قرآن به آن عاتماد نکنیم اینگونه برای ما بهتر خواهد بود و بهتر خواهیم توانست چیزی که واقعا خواسته ی خداوند است را درک نماییم. پیروز و شاد باشید

    0
  • سلام و عرض خدا قوت خدمت شما خواستم بگویم که من هم با نظر شما جناب خدایاری عزیز موافقم و اینطور نیست که خداودن بخواهد فرقی بگذارد مگر یک ذهن چیزی کمتر از یک مرد دارد؟ هم اکنون در جامعه ی حال می توانیم ببینیم که خیلی از زنان برتی هایی نسبت به مردان دارند که مردان در خواب هم آن را نمی توانند ببینند که به آن دست پیدا کنند و همچنین ضریب هوشی قوی تری نسبت به مردان دارند و تنها چیزی که از مردان نسبت به زنان برتری دارد جثه و هیکل آن هاست که این مورد در حیوانات هم وجود دارد و چیزی نیست که ما بخواهیم آن را در بین انسان ها ملاک برتری بدانیم. پس بیاییم و حرف های سنتی و نادرست گزشته را دور بیندازیم و طوری زندگی کنیم که واقعا لذت برای ما داشته باشد نه اینکه بر سر چیزهای دروغین و کذب که ظاهر آنها بیان می کنند که چقدر تمسخر آمیز هستند بحث کنیم

    0
  • سلام و اقعا برای من خنده دار است که بخواهم در مورد چنین موضوعی صحبت کنم. این گونه برداشت می شود چون کشور ما کشوری است که حق زنان را نادیده می گیرد وبه هیچ وجه هیچ کس نمی تواند این حرف مرا نقض کند چرا که شواهد جامعه این را نشان می دهد که زن از یک ساعت خاص از خانه جرات نمی کند خارج شود، با جسن مخالف خود تا یک حد مجاز بیشتر نمی تواند صحبت کند، در محیط کاری به او بها داده نمی شودو کلی از مسائل دیگر که در جوامع دیگر که حتی دین اسلام هم ندارند این موضوع خیلی وقت است حل شده اما در کشور ما چون هنوز این مسئله وجود دارد فکر میکنیم که خداوند هم مانند تفکر فسیل شده ی ما فکر میکند و مانند ما عمل میکند. پیروز و شاد باشید

    0
  • با سلام.
    راستش من یک زن هستم و به نظرم به خاطر کمبودهایی که در دنیا برای زنان وجود دارد و زنان پاکدامن به خاطر خدا بسیاری از این کمبودها و سختی ها را تحمل می کنند، مسلما خداوند هم با رحمت بیشتری نسبت به مردان که در دنیا آزادتر بودند، با زنان برخورد خواهد کرد چون اگر غیر این باشد از عدل خدا به دور است. هر چند خداوند خود دانای مطلق است و هر چه کند خود عدل مطلق است.
    من به عنوان یک زن مسلمان، برایم زیاد فرقی نمی کند که خداوند در بهشت چه چیزی به من می خواهد بدهد، کاخ های مجلل، شوهر خوب و غلامان و کنیزان و … راستش برایم زیاد اهمیتی ندارد. همین که بدانم خداوند از من راضی است و مرا دوست دارد و به عنوان یک بنده خوب و اشرف مخلوقاتی که شیطان بر او سجده کرد، مورد قبول و پذیرش خدا هستم برایم از همه چیز بیشتر می ارزد. حتی اگر در بیابان سکنایم دهد.

    0
  • سلام علیکم
    متاسفانه عده ای از شهوترانان و یا مردسالاران بهشت را هم اختصاص به مردان داده اند. در حالی که به صراحت در قرآن فرموده هیچ تفاوتی در پاداش بین زنان و مردان وجود ندارد خداوند هر آنچه را که به مردان بدهد به زنان نیز خواهد داد.
    بعضی از مردسالاران به اشتباه میگویند هیچ نصی بر وجود همسران از جنس موجودات بهشتی برای زنان نیست در صورتی که نص از قرآن داریم که غلمان به معنی مردان جوان زیبارو نیز در بهشت وجود دارد که همانند حور از مخلوقات بهشتی است و به دور هر مومنی مردانی زیبارو مخصوص خودش میگردد. (آیه ۲۴ سوره طور)
    همسری در بهشت با همسری در دنیا تفاوت دارد. احکام بهشت با احکام دنیا تفاوت دارد. در بهشت بحث اختلاط نسل و توالد و تناسل نیست زیرا رابطه جنسی در بهشت به این شکل دنیایی نیست و بنابراین زنان محدود به یک شوهر واحد نیستند. و همانند مردان که حور دارند زنان نیز غلمان خواهند داشت.
    غلمان های مطیعی که جز به زن خود به کسی توجه ندارند.(طبق خواست زنان)

    0
  • مگر همه زنان بهشتی سیاه چشم اند که به آنها حورالعین گفته شده است؟

    0
  • برخی از مفسران حور را به معنای روشنی دانسته اند. چه روشنی چشم و چه روشنی بدن. بنابراین منظور زن سیاه چشم نیست که نتیجه بگیریم در بهشت همه زنان سیاه چشمند. آیه الله معرفت در این باره معتقد است: « حَوَر به معنای سفیدی درخشنده ای است که سیاهی حدقه در قاب روشن آن جلوه و جلای بیشتری دارد و حوراء به معنای زن سفید پوست است که چشمانی درخشنده و سفید دارد که اگر حدقه چشمانش نیز سیاه باشد درخشندگی چشمانش دو چندان خواهد شد، هم چنین اگر آبی باشد نیز درخشندگی زیبایی خواهد داشت. پس زیبایی این توصیف، در سفیدی پیرامون حدقه چشم است که با سفیدی رنگ بدن ترکیب شده و در هرکسی مایه زیبایی می شود.» در نتیجه می توان گفت حور یک نوع سفیدی و شفافیت در چشم و بدن زنان بهشتی است. العین نیز جمع اعین یا عیناءبه معنای فراخ چشم می باشد. بنابراین ترکیب این دو لغت در حورالعین به معنای زنان درشت چشمی است که چشم و بدن آنها سفید و درخشنده است.

    0
  • از امام صادق(ع) روایت شده که فرمود: هر کس یکی از این سه ویژگی را داشته باشد خداوند او را آنگونه که بخواهد به ازدواج حورالعین در آورد:

    فرو بردن خشم،

    تحمل سختی جهاد در راه خداوند عزوجل

    کسی که مال حرام در اختیارش قرار گیرد و آن را به خاطر خدا رها کند.
    که این از ویژگی های منهاح کوش است

    0
  • بهشت جای اراده و خواست مؤمن یا مؤمنه و برآورده شدن است، تا جایی که خدایش در ابتدای ورود می‌فرماید: «هر چه خواستی خلق کن»، منتهی خواسته‌ها مثل دنیا نیست، در آنجا حرص، طمع، عقده و حسرت وجود ندارد و خواسته‌ها نیز همه صبغه‌ی الهی دارد. لذا خواست مرد مؤمن ازدواج با همسر مؤمنه‌اش است که با صورتی محشور می‌گردد که حوریان با دیدن آن مدهوش می‌شوند و خواست زن مؤمن نیز ازدواج با همسر مؤمنش است که هیچ حور یا غلمانی به آن زیبایی نیست و اگر همسر دنیوی آنها اهل بهشت نبوده باشند و یا اصلاً همسری اختیار نکرده باشند، آنجا آنها را به یاد نمی‌آورند و همسری انتخاب می‌کنند و اگر زنی در دنیا دو همسر داشته باشد که هر دو اهل بهشت بوده باشند، به آن که خوش خلق‌تر بوده و در درجه‌ی بالاتری قرار دارد، می‌پیوندند.

    خلاصه آن که زنان و مردان نگران تقسیم نعمات نباشند، بلکه نگران ورود به بهشت جاوید باشند.

    0
  • حوریان بهشتی از جنس فرشتگان نیستند، وگرنه ازدواج با آنها برای انسان ممکن و لذت بخش نبود. چنان چه امام صادق علیه‌السلام می‌فرمایند: «از خاک و سرشت بهشتی خلق شده‌اند» (بحارالانوار، ج ۸، ص ۱۲۱) و امام رضا علیه‌السلام نیز به همین مضمون تصریح دارند، اما کسی نگفته است که الزاماً مؤنث و مخصوص مردان هستند.

    0
  • چرا قران بیشتر به توصیف زنان بهشتی پرداخته؟

    0
  • شاید یکی از علت هایش این باشد که معمولا زنان دنبال زیبایی جسمی مردان نیستند بلکه بیشتر مردانگی و قدرتمندی آنان را می خواهند از این رو بیشتر از این به توصیف مردان بهشتی نپرداخته است و اینها در روایات آمده است از جمله در روایات راجع به مردان بهشتی فرموده:
    إن أهل الجنه جرد مرد مکحلین ، مکللین ، مطوقین ، مسورین مختمین ، ناعمین ، محبورین ، مکرمین ، یعطى أحدهم قوه مائه رجل فی الطعام والشراب والشهوه والجماع ، قوه غذائه قوه مائه رجل فی الطعام والشراب ویجد لذه غدائه مقدار أربعین سنه ، ولذه عشائه مقدار أربعین سنه ، قد ألبس الله وجوههم النور وأجسادهم الحریر بیض الألوان ، صفر الحلی ، خضر الثیاب
    مردان بهشت جوانانی هستند که بدنشان موی زاید ندارد و سرمه کشیده اند و تاج بر سر دارند و طوق های زینتی بر گردن و دست بندها بر دست و انگشتر های زیبا بر انگشت و چهره ای شاداب و مسرور و با کرامت دارند و هر کدام قوه خوراک و نوشیدن و جماع ده نفر را دارد و چهره اشان نرانی است و بر اندامشان لباس های حریر سفید و زیرهای طلایی و پوشش های سبز است.

    0
  • در مورد وضعیت زنان مومن در بهشت سوال داشتم و اینکه این زنان مومن مانند مردان مومن که در بهشت با حوریان بهشتی همنشین می گردند با نمونه مذکر حوری ها همنشین می گردند یا خیر ؟

    0
  • قران نعمت های بهشت را برای ترغیب انسان ها به عمل تشریح کرده و بهشت هم متعلق به همه مردان و زنان صالح است . خدا در پاداش دادن هیچ تفاوتی بین زن و مرد قرار نداده است. آنچه در وصف همسران بهشتی در آیات قرآن آمده ،تنها بخشی از نعمت های بهشتی است ، گرچه حتی همین مورد اختصاص به مردان ندارد.
    طبق آموزه‌های وحیانی در بهشت هر کدام از مرد و زن از نعمت و لذات مناسب خود از جمله همسران پاکیزه برخوردارند و این موهبت اختصاص به مردان ندارد، مثلاً قرآن کریم فرمود:
    «و لهم فیها ازواج مطهره؛برای بهشتیان در آن جا همسرانی پاک و پاکیزه است».
    ضمیر «هم» در آیه به همه بهشتیان اعم از زن و مرد برمی‌گردد، نه فقط به مردان بهشتی.

    0
  • اگر در قران حور العین بیشتر به عنوان همسران بهشتی بیشتر مورد توجه واقع گردیده ولی شوهران بهشتی کمترمعرفی شده اند ، نه از آن روست که خدا برای ترغیب زنان اهمیتی قائل نبوده ونه بدان جهت است که بهشت مردانه است ونه جهات غلط دیگری که ممکن است به ذهن آید ، بلکه این، ریشه در روحیات زن و مرد دارد .
    روحیه زن این است که مطلوب و شکار باشد بر عکس روحیه مرد که بر طالب بودن و شکارچی بودن است. زن می خواهدزیبا و مهوش و ماهپاره باشد تا ناز کند و عشوه بفروشد تا برای تصاحب او مسابقه بگذارند و نبرد کنند و زحمت بکشند و بها بدهند ؛بر عکس مرد که می خواهد تصاحب کند و بها بدهد وعشوه بخرد . معمولا خریدار را توصیف نمی کنند بلکه جواهر پنهان و مطلوب و قیمتی را معرفی می کنند و توصیف می نمایند تا خواهندگان برای تصاحبش مسابقه بگذارند و مجاهده کنند و…؛و چون زن مطلوب و خواستنی است و برایش مسابقه داده می شود ، معرفی می گردد. مرد جسم و زیبایی و لطافت و رعنایی زن را طالب است و زن وجود مرد و سایه او و تسلطش را می خواهد از این رو زنان غالبا دنبال قد و قامت مردان نیستند . البته مردان بهشتی در کمال زیبایی و تناسب هستند و زن بهشتی مردش را به هر صورتی بخواهد می یابد ولی اصولا این مسائل در خواست زن زیاد لحاظ نمی شود.

    0
  • همچنان که مردان بهشتی از حوریان بهشتی و مصاحبت با آنها لذت می برند، زنان بهشتی هم که همان حوریان و برتر از حوریان هستند ، به مردان بهشتی عشوه می فروشند و آنها را به وصال خویش می خوانند واز زناشویی و تصاحب مردان بهشتی لذت می برند .
    زنان صالح که مشرف به ورود به بهشت می شوند ، از حوریان بهشتی برتر بوده و همسر مردان صالح بهشتی می شوند.
    برای زنان بهشتی نیز هر چه بخواهند هست و در بهشت زن و مرد طهارت طلبند و پلیدی و ناپاکی نمی طلبند و از این رو زنان طاهر بهشتی اصلا طالب مردان متعدد نیستند بلکه همان مرد خود را در هر چهره و به هر هیئت که بخواهند ، می یابند و از مصاحبت با او لذت می برند.

    0
  • برای تکمیل این پاسخ در مورد زنان مومنه می‌توان به این روایت اشاره کرد: نقل شده که روزی ام سلمه، همسر پیامبر(ص) عرض کرد: یا رسول الله؛ اگر ما زنان دنیا وارد بهشت شویم، آیا بر حورالعین فضیلتی داریم؟حضرت فرمودند: قسم به کسی که جان من در دست اوست! حوریان بهشتی خادم شما زنان دنیا می‌باشند و فضیلت و برتری شما نسبت به آنان، مانند ماه است در شب چهارده بر سایر ستارگان، یعنی شما مانند ماه هستید و آنان همچون ستارگان،

    0
  • هنگامی که زنان بهشتی در مقابل حوریان قرار می‌گیرند، دلایل برتری خود را این گونه می‌شمارند: ما نمازگزارانیم و شما نماز نخوانده‌اید؛ ما روزه گیرانیم و شما روزه نگرفته‌اید؛ ما وضو گرفتگانیم و شما وضو نگرفته‌اید؛ ما صدقه دهندگانیم و شما صدقه نداده‌اید؛ ما زحمت خانه داری و شوهرداری را تحمل کرده‌ایم و شما تحمل نکرده‌اید؛ ما بچه‌های خود را نُه ماه در شکم نگاه داری کرده‌ایم و شما چنین نکرده‌اید؛ و ما درد تولد به دنیا آوردن فرزندمان را احساس کرده‌ایم و در آن لحظه مرگ خود را به چشم دیدیم، ولی شما احساس درد و ناراحتی نکرده‌اید، و نقل شده است زنان دنیا در بهشت به قدری زیبایی پیدا می‌نمایند که حوریان بهشتی چون از برای خدمت گذاری آنان می‌آیند، با توجه به آن صورت زیبایی که دارند، از خجالت در پیش آنان سر بلند نمی‌کنند و از خجالت عرق از پیشانی آنان می‌ریزد.(آمال الواعظین، ج۳: ۲۶۳- ۲۶۷)

    0
  • در پاسخ به شما باید بگم که در منابع کلامی و رویات های متعدد این چنین آمده است که در روز قیامت، اگر شوهر زن مؤمن، نیز مانند خودش اهل بهشت بود همان را به اختیار خود می­پذیرد و اگر از اهل جهنم بود مردی را از میان مردان بهشتی برمی‏گزیند.

    0
  • پاسخ شما درست اما عده ای دیگه از مفرسین در مقابل نیز اینجوری تفسیر کردند کرده اند که در حورالعین می‏تواند علاوه بر مونث بودت مذکر هم باشد، بر اساس این نظر شاید علت این که اوصاف حور به کار رفته در قرآن بر مؤنث دلالت می‏کنند نه بر مذکر، به این جهت بوده است که گفتگو و محاوره در آن آیات با طائفه مردان مؤمن بوده است نه با زنان مؤمن دنیوی، لذا اسلوب محاوره اقتضا داشت که اوصاف زنان بهشتی ذکر شود

    0
  • در واقع خداوند بین هیچ احدی فرق نمیگذارد ک همه در پیش خدا یکسان هستند مگر به خاطر درجات متفاوت ایمان وگرنه که از نظر جنسیتی قومیتی و …. همه مساوی اند در پیشگاه خدا
    پس بر ضد عدالت خداست که مردان پاداش داشته باشند اما زنان مومن نه
    پس قطعا منظور از حوری هر ۲ جنس مذکر و مونث است

    0
  • بله موافقم کاملا باهاتون طبق حرف شما هیچ بی عدالتی و ناحقی ای بین زن و مرد اتفاق نمی افتد و خداوند همیشه عادل است به هر ۲ به یک صورت نگاه میکند و به یک صورت پاداش میدهد و ملاک فقط درجات ایمان است
    اُدْخُلُوا اَلْجَنَّهَ أَنْتُمْ وَ أَزْواجُکُمْ تُحْبَرُونَ » (به آنها خطاب می‏شود:) «شما و همسرانتان در نهایت شادمانی وارد بهشت شوید!»

    0
  • تنها چیزی که باعث ورود به بهشت است، ایمان و عمل صالح انسان در این دنیا است و هر چه ایمان انسان، بیشتر و اعمال صالحش فراوان تر باشد، مقام او در بهشت بالاتر است و فرقی میان زن و مرد نیست و هر انسانی می تواند به چنین مقاماتی برسد و این نکته به کرات در آیات قرآن اشاره شده است. به عنوان مثال در آیه ۴۰ سوره غافر خداوند می فرماید:

    مَنْ عَمِلَ سَیِّئَهً فَلَا یُجْزَى إِلَّا مِثْلَهَا وَمَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِّن ذَکَرٍ أَوْ أُنثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَأُوْلَئِکَ یَدْخُلُونَ الْجَنَّهَ یُرْزَقُونَ فِیهَا بِغَیْرِ حِسَابٍ / ۴۰ غافر/۴۸ ابراهیم (ع)(

    ترجمه: هر کس از مردان یا زنان که عمل صالحی انجام دهد، و ایمان هم داشته باشد به درستی که وارد بهشت می شوند و بدون حساب در آنجا روزی دریافت می کنند.
    این ایه برای تکمیل تر شدن سخنان حاج فردوسی عزیزمان

    0
  • با سلام خدمت حاج فردوسی بنده سوالی داشتم آیا فرد بهشتی، با حورالعین ازدواج می‌کند و هر حوری فقط یک همسر دارد؟ و آیا برای زن‌ها نیز حور العین‌های مردانه وجود دارد؟

    0
  • یکی از نعمت های خداوند، در پاداش کارهای نیک و ایمان به خدا، بهشت و نعمت های آن است. برای ورود به بهشت، فرقی میان زن و مرد نیست و یکی از پاداش های خداوند در بهشت «حور العین» است که قرآن و روایات به آن اشاره کرده است. بنابر گفته ی اغلب مفسرین، در بهشت ازدواج نیست و تزویج حور العین به معنای قرین کردن و عطا کردن و حور العین از طرف خداوند به بندگانش، تفسیر شده است.
    همچنین در مورد چند همسری زنان در بهشت، به طور اجمال باید گفت از مجموع آیات و روایات، می توان چنین استفاده کرد که زنان مؤمنی که به بهشت وارد شده اند چنین درخواستی ندارند؛ هر چند اگر درخواست کنند در اختیارشان قرار می گیرد.

    0
  • از صفات بیان شده برای حور العین در قرآن و بعضی روایات می توان چنین استفاده کرد که حورالعین در بهشت بیش از یک همسر ندارد زیرا خداوند در مورد صفات حور العین می فرماید: «…نه هیچ انسانی قبل از ایشان (قبل از آن شخص بهشتی) آنها را لمس کرده و نه هیچ جنّی.»

    0
  • پاسخ دوست عزیزم را با روایتی اط امام صادق میدهم در مورد ازدواج مرد و زن زمینی در بهشت سؤال شد، حضرت فرمودند: «اگر رتبه ی زن بالاتر بود و خواست با مرد زمینی اش ازدواج کند می تواند او را انتخاب کند (و مرد نمی تواند وی را انتخاب کند) که در این صورت مرد همسر او می گردد ولی اگر رتبه ی مرد بالاتر بود او می تواند زن را اختیار کند (اینجا زن چنین حقّی ندارد) که در این صورت، زن یکی از همسران مرد می شود.» یعنی زن یکی از همسران مرد می شود ولی مرد، تنها همسر زن می گردد، این مطلب را برخی دیگر از روایات نیز بیان می کند.

    0
  • سلام
    در زنان غیرت وجود ندارد اما در مردان گذاشته شده.
    پس اینکه زنی چند شوهر داشته باشد بدور از رحمانیت خداوند است.یعنی اینکه خداوند در مرد غیرت قرار دهد و همزمان به زن اجازه دهد با چند مرد باشد؟؟؟!
    اما زن خیلی راحت میتواند مسئله ی چند همسری شوهر را بپذیرد.تنها چیزی که باعث مقاومت در این کار میشود یکی حسد بسیار در زنان و دیگری ترس از ترد شدن و دوست نداشته شدن هست.
    و ما میدانیم که چنین چیزاهایی در بهشت جای ندارند

    0
  • امام صادق ـ علیه السّلام ـ می‌خواهد ابی بصیر را با توصیف بهشت به شوق آورد، حضرت پس از بیان اوصافی از بهشت و نعمت‌هایش به توصیف حور العین می‌پردازد. راوی سؤال می‌کند: فدایت شوم، حور العین از چه چیزی خلق شده است؟ فرمودند: از خاک و سرشت بهشتی.
    در تکمل کلام حاج فردوسی عزیز

    0
  • در پاسخ به سوال دوست عزیزمان در آیاتی از قرآن که در مورد حور العین اشاره‌ای فرموده‌اند و عمده آنها در سوره الرحمن و سوره واقعه می‌باشند، سخنی از این که حور العین فرشته است یا نه؟ مطرح نشده فقط اوصافی از آنها گفته شده که با توجه به این آیات و اوصاف پی خواهیم برد که یک سری ویژگی‌هایی دارند که مخصوص زنان است، مثلاً در آیه‌ای که می‌فرماید: «و جعلناهن ابکارا»؛ ما آنها را باکره آفریدیم
    و یا در آیه‌ای دیگر که می‌فرماید: «و لهم فیها ازواج مطهره»؛ که در بهشت برای متقین زوجهای پاکیزه‌ای است.و در تفسیر آن ذکر فرموده‌اند اینها زوجهایی هستند که از تمام خبائث ظاهری و باطنی بدور هستند، از جمله از خون حیض و عادت زنانگی و از این ها که بگذریم در خود معنای حور العین و وجه تسمیه این کلمه فرموده‌اند حور به معنی سفید اندام و عین به معنای گشاده چشم و یا معنای این که سفید چشم که در نهایت سفیدی است و سیاهی آن در غایت سیاهی و صفا و طراوت.
    همه این اوصافی که ذکر شد دلالت دارند بر اینکه این موجودات بهشتی را خداوند به شکل زنان دنیوی با ویژگی‌های خاص خلق فرموده است.

    0
  • آیا حور العین فرشته است و توضیح بفرمایید که حور العین اختصاص به کسانی دارد که از اول بهشتی هستند یا اگر گناهکاری از عذاب جهنم نجات پیدا کرد و بعد از عذاب جهنم، بهشتی شد او هم از این نعمت بهره مند می شود؟

    0

دیدگاه شما

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.