۲ اسفند

سابقون و حورالعین

سؤالاتی در مورد برخی از آیات سوره‌ی واقعه دارم، به این قرار:
۱. با توجه به این که خدای تعالی در سوره‌ی واقعه می‌فرماید: «و السابقون السابقون * اولئک المقربون * فی جنات النعیم * ثله من الاولین * و قلیل من الآخرین». لغت قلیل در این آیه، نسبت به «ثله» سنجیده می‌شود یا نسبت به «الآخرین»؟ چرا که اگر نسبت به «ثله» سنجیده شود، بسی مایه‌ی ناامیدی خواهد شد.
۲ . آیا یک منهاجی می‌تواند به جایی برسد که در زمره‌ی «سابقون» قرا گیرد؟
۳. با توجه به این که در مورد سابقون، وعده‌ی «حور عین» داده شده و در مورد «اصحاب یمین» وعده‌ی «فرش مرفوعه» این دو چه تفاوتی از نظر خلقت و ارزش دارند؟

جواب: گر چه برخی از این سؤالات، ثمره‌ی عملی ندارد، ولی به احترام سؤالاتی که ثمره‌ی عملی دارد، آنان را نیز جواب می‌دهم. ان شاء الله.

جواب ۱: نسبت به سابقون است. یعنی سابقون، که از نزدیکان هستند و در بهشت پر نعمت، خیلی از آنان، از اولی‌ها و کمی از آنان، از آخری‌ها هستند.
به بیان امروزی، اینگونه باید گفت: هفتاد یا هشتاد درصد سابقون از اولی‌ها و بیست یا سی درصد سابقون از آخری‌ها هستند. نه این که بگوییم: هفتاد یا هشتاد درصد اولی‌ها، سابقون هستند و بیست یا سی درصد آخری‌ها سابقون هستند.
به عبارت دیگر، باید اینجور معنی کنیم که اگر مثلاً هزار نفر در نهایت از سابقون باشند، هشتصد نفرشان از اولی‌ها و دویست نفرشان از آخری‌ها هستند. نه این که بگوییم: اگر مثلاً مسلمانان اولیه، یک میلیون بودند، هشتصد هزار نفرشان از سابقون هستند و مسلمانان آخری که مثلاً یک میلیارد نفر هستند، ده میلیونشان از سابقون هستند.

جواب ۲: برای اصحاب منهاج فردوسیان، درجاتی برشمرده‌ایم که در کتاب «آشنایی با منهاج فردوسیان» به تفصیل، بیان شده است. امید رسیدن به درجه‌ی سابقون، تنها و تنها برای «منهاج‌کوش» وجود دارد؛ ولی سایر اصحاب منهاج فردوسیان، قطعاً به آن مقام نخواهند رسید.

جواب ۳: همین آیات شریفه، دلیلی بر برتری حور العین بر سایر منکوحات بهشتی است. به عبارت دیگر، از آنجا که حورالعین را برای سابقون در نظر گرفته است، و اصحاب یمین را محروم از آن بیان نموده، معلوم می‌شود که تجلی بسیار خاصّی از رضایت حق تعالی است.
البته در روایت است که بعضی استادان معظم منهاج فردوسیان (علیهم السلام) برخی عبادت‌های دشوار را به امید وصال حورالعین انجام می‌داده‌اند. این امر،‌ نشان از این دارد که به رغم تصورات جاهلانه‌ی صوفیه و بافته‌های خیالی صوفی‌گرایان، حورالعین، یکی از خاص الخاص‌های خدای تعالی برای بندگان خاص الخاصش است.
اما این که این دو، چه فرق‌هایی با هم دارند، از حیطه‌ی علم ما خارج است و روایتی در بیان کیفیت دقیق آن، نرسیده است. و مستحضرید که امر شده‌ایم بعد از نمازهای واجب ـ که مظان استجابت دعاست ـ از خدای تعالی، ازدواج با حورالعین را بخواهیم. رزقنا الله و ایاکم بفضله.

موفق باشید
حاج فردوسی

کلمات کلیدی: , , , , ,

205
دیدگاهتان در باره‌ی مطلب بالا را بنویسید

 
 
 
96 نویسندگان
109 پاسخ‌ها
1 دنبال کنندگان
 
مرتب کردن بر اساس بیشترین بازخورد
مرتب کردن بر اساس داغ‌ترین دیدگاه
8 نویسندگان برتر
  مشترک شوید  
جدیدترین نظرات قدیمی‌ترین نظرات نظرات با امتیاز بالا
اشتراک برای:
احمد رضا اصغری

سلام به همه ی منهاجیون و رهبر معنوی عزیز و گرانقدرم حاج فردوسی امیدوارم هر کجا که هستین سالم و سلامت باشین پیرو سخنان شما و در ادامه خواندن نظرات دوستان سوالی ذهنم را به خود درگیر کرده است من هم خواستم آن را در این سایت بسیار خوبتون بگم عذاب زن بی حجاب در قیامت چگونه است ؟

چنگیز

در این باره که عرض کردین باید بگویم که از ایات زیادی از قران می شود این سوال شما را جواب داد طور مثال در سوره «نور» در آیاتی چند می‌فرماید: «قُلْ لِلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ وَ یَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذلِکَ أَزْکى‏ لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِیرٌ بِما یَصْنَعُون* وَ قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ وَ یَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَ لا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلاَّ ما ظَهَرَ مِنْها وَ لْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلى‏ جُیُوبِهِنَّ وَ لا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلاَّ لِبُعُولَتِهِنَّ …[نور/۳۱]؛ به مومنان بگو چشم‌هاى خود را (از نگاه به نامحرمان) فرو گیرند و فروج خود را حفظ کنند، این دستور، براى آن‌ها پاکیزه‏‌تر است، خداوند از آن‌چه انجام می‌دهید آگاه است. و به زنان با ایمان بگو چشم‌هاى خود را (از نگاه هوس‏‌آلود) فرو گیرند و دامان خویش را حفظ کنند و زینت خود را جز آن مقدار که ظاهر است آشکار نکند و (اطراف) روسری‌هاى خود را بر سینه خود افکنند (تا گردن و سینه با آن پوشانده شود) و زینت خود را آشکار نسازند مگر براى شوهرانشان یا پدرانشان یا…. از این ها ۳ نکته را میشود برداشت کرد ۱٫ هر مسلمان چه مرد و چه زن، باید از چشم‌چرانی و نظربازی خودداری کند.
۲٫ هر مسلمانی باید پاک‌دامن باشد و اهل فحشاء نباشد.
۳٫ زنان باید دارای پوشش باشند و زینت‌های خود را جز برای محارم خود آشکار نکنند و در صدد تحریک و جلب توجه مردان دیگر نباشند.

صالحی

سلام خدمت همه ی عزیزان منهاجی و رهبر معنوی و گرانقدرم حاج فردوسی در ادامه باید بگویم که چقدر زیبا فرمودین دوست خوبم در ادامه باید این موضوع را هم بدانیم که این آیات در واقع دستور خداوند متعال به حفظ حیاء و حجاب است، که واجب است و حکمی است حتمی که توسط بندگان او لازم است رعایت شود و از ضروریات دین مبین اسلام محسوب می‌شود که بین تمام مذاهب اسلام با تمام اختلافی که دارند مشترک است ممنون از سایت خوبتون التماس دعا

فرشاد تاسی زاده

اگر به روایات معصومین(علیهم‌السلام) هم رجوع کنیم، خواهیم دید آنان نیز به تبع قرآن کریم، در سخنان بسیار زیادی که واقعاً بیش از حد شمارش است، به این مساله پرداخته و حدود و میزان آن را بیان کرده‌اند، و در برخی احادیث وارد شده است که تمام دین و ایمان، حیاء، عفت و پاک‌دامنی است؛
هم‌چنین در احادیث مختلفی چگونگی و اندازه پوشش زنان نیز بیان شده است؛ در حدیثی امام صادق(علیه‌السلام) در پاسخ به سوالی که راجع به نگاه کردن به نامحرم پرسیده شد، فرمودند: «تنها نگاه به صورت و دو کف دست جایز است». یعنی نگاه کردن به غیر این دو حرام است و بر زن واجب است تمام بدن خود به غیر از صورت و دو دست تا مچ را بپوشاند. پس با توجه به این ایات باید این را بگویم در این‌که پوشاندن غیر وجه و دست‌ها تا مچ، بر زن واجب است، از لحاظ فقه اسلام هیچ‌گونه تردیدی وجود ندارد. این قسمت جزو ضروریات اسلام است و در بین مراجع نیز هیچ اختلاف و تشکیکی وجود ندارد. حتی این مساله در بین مذاهب دیگر هم قطعی است و هیچ مسلمانی نمی‌توان بگوید حجاب واجب نیست.

نادری احمدی

سلام خدمت همه ی دوستان در این مورد باید عرض کنم که امام علی علیه السلام درباره تقوا پیشگان فرمود:
یخلده فیما اشتهت نفسه، و ینزله منزل الکرامه عنده فى دار اصطعنها لنفسه، ظلها عرشه، و نورها بهجته، و زوارها ملائکته و رفقائها رسله… (نهج، فیض، خ ۱۸۲، صبحى خ ۱۸۳).
(…خداوند آن انسان پارسا و با تقوا را در آنجا که خود مى خواهد زندگى جاوید مى دهد، و در نزد خود در جایگاه گرامى و با ارزش منزل مى دهد، در سرایى که خداوند آنان را براى دوستان خود برپا ساخته است، سایبان آن عرش او، و روشنایى آن، خوشنودى او، و دیدار کنندگان آن، فرشتگان، و دوستان آن، پیامبران مى باشند…)

نامی بهنام

سلام به همه ی منهاجیون و رهبر معنوی عزیز و گرانقدرم حاج فردوسی امیدوارم هر کجا که هستین سالم و سلامت باشین پیرو سخنان شما و در ادامه خواندن نظرات دوستان سوالی ذهنم را درگیر کرده است خواستم بپرسم درجات بهشت چگونه می باشد ؟ ممنون از سایت خوبتون التماس دعا از همه ی منهاجیون

فرهنگ

سلام و خسته نباشید در جواب شما دوست خوبم باید عرض کنم که درجات متفاضلات و منازل متفاوتات…- همان. (…بهشت داراى درجه ها و رتبه هایى است که برخى بر برخى دیگر برترى دارد، و داراى جایگاه هایى است که از یکدیگر متمایزند…) از این سخن به روشنى به دست مى آید که اهل بهشت همه در یک پایه نیستند، بلکه بر اساس اعتقاد و عمل و فکر، داراى پایه ها و مراتب و درجات گوناگون مى شوند، گروهى در بالاترین رتبه هاى بهشت، و گروهى دیگر در پایین ترین رتبه هاى آن، و گروهى نیز در میانه این دو دسته قرار دارند و این گروه نیز خود داراى درجات گوناگون مى باشند. چنانکه امام علیه السلام درباره فضیلت جهاد و مجاهدان فرمود: فان الجهاد باب من أبواب الجنه، فتحه الله لخاصه أولیائه… – نهج، فیض و صبحى، خ ۲۷ (پس به راستى که پیکار در راه خدا دروازه اى از دروازه هاى بهشت است که خداوند آن را براى دوستان مخصوص خود گشوده است…) ظاهرا مقصود امام علیه السلام از دروازه همان جایگاه و درجه و رتبه ارزش و عظمت نعمت ها است، و گرنه تنها ورود از یک دروازه نمى تواند ملاک ارزش باشد. بنابراین، مقصود از دروازه هاى بهشت، درجات بهشت است، و دروازه جهاد، درجه اى از بهشت است که ویژه دوستان مخصوص خداوند است و آنان همان رزمندگان راه خدا هستند.

قادر

سلام و خسته نباشید در ادامه ی صحبت های شما دوستان منهاجی خودم باید بگویم که یکی از راه وارد شدن به بهشت و ویژگی بهشتیان معرفت به خدا و پیامبر می باشد … فانه من مات منکم على فراشه و هو على معرفه حق ربه و حق رسوله و أهل بیته مات شهیدا و وقع أجره على الله، و استوجب ثواب مانوى من صالح عمله و قامت النیه مقام اصلاته لسیفه… – نهج، فیض، خ ۲۳۲، صبحى، خ ۱۹۰. (…پس راستى چنین است که اگر یکى از شما در بستر خود در حالتى بمیرد که به حق پروردگار و حق پیامبر و اهل بیت پیامبر آشنا باشد، او شهید از دنیا رفته پاداش شهیدان را دارد و پاداش او در روز قیامت بر عهده خداوند متعال است، و ثواب آن کار نیک که انجام آن را در دل داشته و قصد آن را نموده بود، خواهد برد و آن قصد او براى جنگیدن در راه خدا و انجام کار نیک جایگزین و جانشین از نیام بر کشیدن شمشیرش مى را از کسانى قرار بدهد که با رحمت خداوند و با تمام وجود براى رسیدن به جایگاه نیکان تلاش مى نمایند.)

شروین

باسلام.منم این سوال واقعا واسم پیش اومده که تکلیف زنان مومنه در بهشت چیه و مثلا اگر همسر زن مومنه تو بهشت باشه بازم زنش اجازه میده که با حوریانو سه تا دیگه زن زمینی باشه؟به زنهای مومن هم مرد حوری میدن یا فقط شوهر خودشونو؟

نادر

سلام به همه ی عزیزان منهاجی و رهبر معنوی خودم حاج فردوسی عزیز امیدوارم بتوانم هر چه زودتر شما را از نزدیک ملاقات کنم در مورد سوال ایشان باید عرض کنم که این منیت ها تو دنیا است و این زن های دنیایی هستند که اجازه نمیدن به شوهرشون به بیشتر از یک زن و این مرد های دنیایی هستند که اگر شلوارشون دوتا بشه عدالت را رعایت نمی کنند و دیگری مورد ظلم واقع میشه ولی در جهان آخرت که جهان پاداش است از این خبرها نیست اون وقت دیگه ظلم به زن اول و …در کار نیست و لذا به خاطر این مساله که شده زن از دیدن همکار و هم مثل کنار خودش لذت می بره و سر جنگ به او نداره…

محمد رضا

ببینید عزیزان در این مورد باید عرض کنم کنم که این مطالب و ایات خاص مردان نیست بلکه در مورد هم زن و هم مرد است و در اخرت هم اگر زنی به بهشت برسد قطعا همان مردی که مورد میل اوست همسرش خواهد شد و از نعمتهای بهتشی هر چه بخواهد در اختیارش هست

یاسین

دوستان سلام در مورد بهشت باید بگویم که اگر با دیده دل به آنچه از بهشت براى تو وصف شده است نگاهت را بدوزى، جان تو از آنچه از دنیا، همچون شهوت ها و خوشى ها و زیورها و منظره هاى دل انگیز و زیباى آن که براى تو آفریده شده است بیزارى جسته و با اندیشیدن در صداى برگ هاى درختانى که در اثر وزش نسیم پدید مى آید و ریشه هاى آن درختان در درون تپه هایى از مشک بر ساحل جوى هاى بهشت پنهان گردیده است، و نیز با اندیشیدن در خوشه هاى مروارید، و شاخه هاى تر و تازه آن، و ظاهر شدن آن میوه ها به صورت هاى گوناگون، در پوست شکوفه هاى آن درختان، جان تو حیران و سرگردان و از خود بیخود مى گردد. اندیشیدن در آن میوه هایى که بدون زحمت چیده شده و به آن گونه که چیننده بخواهد حاضر مى شود و براى ساکنان آن در گرداگرد کاخ هاى آن، عسل هاى صاف و خالص، و شراب هاى تصفیه شده به چرخش در مى آید. اهل بهشت گروهى هستند که همواره بزرگوارى شامل آنان شده تا اینکه به سراى آرامش بهشت جاوید رسیده و از نقل مکان ها و سفرها آسوده گردند، پس اى شنونده! اگر دل خود را از هر چیزى بازداشته، و به رسیدن به آن منظره هاى شگفت انگیز مشغول گردانى، جان تو در اشتیاق بهشت پرواز نموده و براى تعجیل در رسیدن به آن، مجلس سخنرانى مرا رها نموده و همسایگى به گور خوابیدگان را بر خواهى گزید. خداوند ما و شما را از کسانى قرار بدهد که با رحمت خداوند و با تمام وجود براى رسیدن به جایگاه نیکان تلاش مى نمایند

نادر صافی

سلام در ادامه صحبت های دوست خوبم باید این مطلب را هم بدانیم … لیس شى ء بخیر من الخیر الا ثوابه، و کل شى ء من الدنیا سماعه أعظم من عیانه، و کل شى ء من الأخره عیانه أعظم من سماعه فلیکفکم من العیان السماع و من الغیب الخیر، و اعلموا أن ما نقص من الدنیا و زاد فى الاخره خیر مما نقص من الاخره و زاد فى الدنیا . – نهج، فیض، خ ۱۱۳، صبحى، خ ۱۱۴.
(…و هیچ نیکى بهتر از نیکى دیگر نیست جز پاداش خداوند، و هر چیزى از نعمت هاى دنیا شنیدنش بزرگتر مهمتر و با عظمت تر از دیدن آن، و هر چیزى از آخرت، دیدن آن، بزرگتر از شنیدنش است نعمت هاى دنیا وصفشان بهتر از دیدنشان، ولى نعمت هاى آخرت دیدنشان بهتر از وصفشان است پس هم اکنون که در دنیا زندگى مى کنید و شما را یاراى دیدن نعمت هاى آخرت نیست به شنیدن نعمت هاى آخرت به جاى دیدن نعمت هاى آن، و نیز به خبرهاى غیبى از جهان رستاخیز به جاى دیدن آنچه که اکنون از دیدگان شما پنهان است بسنده کنید، و بدانید آنچه از دنیا کاهش یافته و بر آخرت افزوده گردد، بهتر است از آنچه که از آخرت کاهش یافته و بر دنیا افزوده گردد…)
…لا ینقطع نعیمها، و لا یهرم خالدها و لا یبأس ییأس ساکنها . – نهج، فیض، خ ۸۴، صبحى، خ ۸۵
(…نعمت هاى آن زوال ناپذیر است، کسى که در بهشت جاوید جاى بگیرد، پیر و شکسته نمى شود و کسى که در آن سکونت گزیند، نیازمند ناامید نخواهد شد

رامین

سلام بر شما

در بهشت هم مردان و هم زنان به اندازه اعمالشان از نعمت های بهشتی بهره میبرد.

در قرآن از غلمان به عنوان پسران بهشتی یاد شده است.

کسی که به بهشت میرود از هر حیث پاک است و در آنجا خبری از شر و بد رفتاری نیست. زن انسان در دنیا امانت است برای او و در اصل همه چیز متعلق به خداست و مطمئن باشید که ان شاء الله به بهشت جبروتی که رفتید، کوچکترین ناراحتی ای برای شما به وجود نخواهد آمد.

موفق و سربلند باشید.

محمد رضا

سلام به همه دوستان منهاجی عزیزم و عرض خسته نباشید به رهبر معنوی خودم حاج فردوسی عزیز امیدوارم ایشان هر کجا که هستند در سلامت کامل باشند و انشالله بتوانم هر چه زودتر ایشان را از نزدیک زیارت کنم در این موردی که بحث شد باید خدمت شپا دوستان برخی صفات حورالعین بهشتی که در آیات مختلف قرآن امده است را بگویم :
پاکی و پاک نهادی …نیک خویی و زیبارویی ….مهربانی …همسن و سالی با همسر … باکرگی ….هیچگاه حیض و عادت ماهیانه نمی‌شوند ….نگاهشان فقط به شوهرانشان است
التماس دعا از همه عزیزان منهاجی

شایان

سلام و خسته نباشید به رهبر معنوی خودم حاج فردوسی عزیز پیرو سخنان شما و در این مورد و حورالعین بهشتی باید بگویم که یکی از یاران پیامبر اسلام به نام عبدالله بن عباس می‌گوید: رسول خدا فرمود:شب معراج وقتی مرا وارد بهشت کردند، نوری به صورتم برخورد. به جبرئیل گفتم: «این چه نوری بود؟» گفت: «ای محمد، این نور خورشید و ماه نبود؛ یکی از حوریه‌های علی بن ابی طالب از قصرش سرک کشید و به تو نگریست و خندید؛ و این نور از دهانش خارج شد. این حوریه در بهشت می‌گردد و می‌چرخد تا علی وارد بهشت شود.»

سامان

سلام و خسته نباشید به همه ی عزیزان دوستان حضرت علی بن ابی طالب در این مورد میفرمایند :هریک ازآن حوریان، هفتاد حلّه پوشیده‌اند و سفیدی ساق ایشان از زیر هفتاد حلّه معلوم است. از جماع با هر یک ازآن حوریان لذّت صد مرد را می‌یابد که هریک چهل سال خواهش مجامعت و آمیزش داشته باشند و برایشان میسّر نشده باشد.
پس آن مؤمن با قوّت صد جوان با آن حوری جماع و آمیزش کند و یک آغوش با او هفتاد سال طول می‌کشد. مؤمن متحیّر می‌باشد که نظر به کدام اندام حوری بکند، بر روی او یا بر پشت او یا بر ساق او، بر هر اندام او که نگاه می‌کند از شدّت نور و صفا، روی خود را درآن مشاهده می‌نماید. پس دراین حال زن دیگری بر او مشرف می‌گردد که خوشروتر و خوشبوتر از اوّلی است

سروش

سلام دوستان در مورد حورالعین باید بگویم که دربهشت توان بدنی انسان در کامیابی از زنان به اندازه صد نفر می‌گردد.
بهترین چیزهایی که مردم در دنیا و آخرت از آنها لذّت می‌برند، لذت آمیزش و بهره‌برداری از زنان می‌باشد. پیامبر اسلام: همانا بهشتیان به چیزی بیشتراز نکاح اشتها ندارند و لذت نمی‌برند. حوری از خیمه خود بیرون آید و روی به تخت مؤمن بخرامد و چون به نزد مؤمن می‌آید با پانصد سال ازسالهای دنیا همدیگر را بوسه زنند که برای هیچ کدامشان، خستگی و ملال حاصل نمی‌گردد. هر مؤمنی را هفتاد زوجه از حوران می‌دهند و چهار زن از آدمیان، که ساعتی با حوریّه صحبت می‌دارد و ساعتی با زن دنیا و ساعتی باخود خلوت می‌کند و بر کُرسیها تکیه زده‌اند و بایکدیگر صحبت می‌دارند. بیشتر نهرهای بهشتی از نهر کوثر است که در کناره آن دختران نار پستان (مانند گیاه) می‌رویند. در بهشت نهری وجود دارد که در دو طرفش دختران باکره سفید روی و سفید پوش نشسته‌اند و مشغول تغنی (آواز خواندن) هستند.

ناظمی

سلام به همه ی دوستان منهاجی عزیزم سوالی دارم خدمت شما عزیزان میخواستم ببینم آیا حورالعین بهشتی فقط مخصوص آقایان است یا این که خانم ها هم در بهشت از حورالعین بهشتی بهره می برند؟ لطفا با سند و مدرک و آیه قرآن جواب بدهید. این سؤال به این دلیل مطرح شد که یکی از دوستان به بنده گفتند که غربی ها از خانم ها استفاده ابزاری می کنند و خداوند هم در قرآن گفته به آقایان حورالعین بهشتی می دهد و نعوذ بالله خداوند هم استفاده ابزاری از خانم ها می کند من نتوانستم کاملا ایشان را قانع کنم سپاسگزارم.

شفیعی

سلام به رهبر معنوی و عزیزم حاج فردوسی پیدو سخنان ایشان ودر جواب سوال دوست خوبم باید بگویم که یکی از نعمت های بزرگی که خداوند برای بندگان مؤمن و با تقوا در نظر گرفته است؛ بهشت و نعمت های فراوان و جاویدان آن است. البته رضا و خشنودی خداوند از بنده ای، بالاترین پاداش هاست. تنها چیزی که باعث ورود به بهشت است؛ ایمان و عمل صالح انسان در این دنیا است. هر چه ایمان انسان، بیشتر و اعمال صالحش فراوان تر باشد؛ مقام او در بهشت بالاتر است و فرقی میان زن و مرد نیست. هر انسانی می تواند به چنین مقاماتی برسد. خداوند می فرماید: «هر کس از مردان یا زنان که عمل صالحی انجام دهد، و ایمان هم داشته باشد؛ به درستی که وارد بهشت می شوند و بدون حساب در آنجا روزی دریافت می کنند»(غافر، ۴۰)

محمد باقر

سلام و عرض خسته نباشید به همه ی منهاجیون و رهبر معنوی خودم حاج فردوسی عزیز و ارزوی سلامتی برای ایشان …. در ادامه ی سخنان دوستم و برای کامل کردن آن درواقع باید به این نکته توجه داشت که این انتظار که در عالم قیامت، احکام و قوانین و سنن عالم مادی و دنیا، جاری باشد؛ انتظاری نابجا و ناصحیح است. اگر در آیات و روایات از لذتی چون خوردن و آشامیدن و با همسران جوان زیبا روی و در کنار نهرها و زیر درختان بودن یاد شده است؛ بیشتر برای تقریب ذهن ما به حقایق عالم قیامت بوده است و باید توجه داشت که این لذت ها همانند لذت های دنیایی نیست

محمدیان

سلام به همه ی عزیزان منهاجی امیدوارم حال همه ی دوستان خوب باشد و التماس دعا دارم از همه ی عزیزان ببینید خوبان در چندین آیه از قرآن مجید از همسران بهشتی تعبیر به «حورالعین» شده است.(دخان، ۵۴؛ طور، ۲۲؛ واقعه، ۲۲ و ۲۳) حور جمع حوراء به معنای زنی است که سفیدی چشمش، بسیار سفید و سیاهی آن نیز بسیار سیاه باشد و یا به معنای زنی است که دارای چشمان سیاه، چون چشم آهو باشد. «عین» جمع کلمه ی «عیناء» به معنی درشت چشم می باشد. قرآن، حورالعین را به مروارید هایی در بهشت توصیف می کند. «وَ حُورٌ عین کامثال اللؤلؤ المکنون؛ و حوران درشت چشم؛ همانند مرواریدهایی نهفته» (واقعه،۲۳-۲۴) ظاهراً حور العین موجوداتی غیر از زنان دنیایند.[۲] خداوند در مورد آنان می فرماید: «حور العین را به ازدواج آن ها در می آوریم»(دخان، ۵۴) آیات بسیاری[۳] به توصیف همنشینان بهشتی پرداخته است: «فرشتگانی زیبا به صورت زن و مرد جوان در کمال زیبائی و طراوت»

محمد صادق

در ادامه ی سخنان دوست خوبم ودر جواب به برادر عزیز و گرامی خودم باید عرض کنم که دوستان ما باید توجه داشته باشیم که واژه حور و عین هم بر مذکر و هم بر مؤنث، اطلاق می گردد. از این رو مفهوم گسترده ای دارد که همه همسران بهشتی را شامل می شود؛ همسران زن برای مردان با ایمان، و همسران مرد برای زنان مؤمنه….التماس دعا

محمد

سلام به همه ی عزیزان در این مورد باید بدانیم که برخی مفسرین معتقدند که این تعبیر همنشینی با زیبایان، حکایت از تجسم یافتن اعمال نیک (به ویژه رفتار و اخلاق نیک) است که فرد در زندگی دنیوی خود داشته. حال در زندگی جاودانه و ابدی خود تمامی آن اعمال، اخلاق و رفتار شایسته بدون هیچ کم و کاستی، بدون آنکه مرور زمان آن را کهنه و فرسوده سازد، به تمامی تناسب و زیبایی برای او آشکار، و همنشین ابدی وی می‌شوند.

علی

یک سوال در مورد حور العین دارم امیدوارم که جواب بدهید و کاملا به صورت تفصیلی بیان کنید و آن این است که در بهشت به مردان وعده حوریه داده شده، در این میان تکلیف خانم ها چیست؟
ممنون از کسی که جواب بدهد

ناناز

این که پاداش زنان مومن در بهشت چیست؟ در منابع کلامی و روایی چنین آمده که در روز قیامت، اگر شوهر زن مؤمنه، اهل بهشت بود همو را به اختیار خود می­پذیرد و اگر از اهل جهنم بود مردی را از میان مردان بهشتی برمی‏گزیند. شاید بتوان گفت علت این که زنان بهشتی، چه از جنس حوران بهشتی و چه آنان که وارد بهشت شده­اند دارای یک همسر هستند، این است که چند شوهری علاوه بر ناسازگار بودن با طبیعت مرد با طبیعت زن نیز ناسازگار است.

مهشید

سلام علیکم خدمت شما دوستان عزیز عرض کنم که نظرات مفسرین دیگری هم هست که یکی از اون ها رو بیان میکنم
گروهی دیگر از مفسرین در مقابل مدعی‏اند که حورالعین می‏تواند مذکر هم باشد، بر اساس این نظر شاید علت این که اوصاف حور به کار رفته در قرآن بر مؤنث دلالت می‏کنند نه بر مذکر، به این جهت بوده است که گفتگو و محاوره در آن آیات با طائفه مردان مؤمن بوده است نه با زنان مؤمن دنیوی، لذا اسلوب محاوره اقتضا داشت که اوصاف زنان بهشتی ذکر شود.

ابالفضل

باید به یک اصل اساسی به صورت کلی توجه داشت باید توجه داشت با مراجعه به آیات، روایات و تفاسیر مربوطه این گونه استفاده می شود که زنان با ایمان در قیامت در کنار زنان بهشتی (حورالعین) با مردان مؤمن بهشتی قرین می‏باشند. و زنان با ایمان با همسران با ایمان خود وارد بهشت می‏شوند.

یاسر

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُونُوا أَنْصَارَ اللَّهِ کَمَا قَالَ عِیسَى ابْنُ مَرْیَمَ لِلْحَوَارِیِّینَ مَنْ أَنْصَارِی إِلَى اللَّهِ ۖ قَالَ الْحَوَارِیُّونَ نَحْنُ أَنْصَارُ اللَّهِ ۖ فَآمَنَتْ طَائِفَهٌ مِنْ بَنِی إِسْرَائِیلَ وَکَفَرَتْ طَائِفَهٌ ۖ فَأَیَّدْنَا الَّذِینَ آمَنُوا عَلَىٰ عَدُوِّهِمْ فَأَصْبَحُوا ظَاهِرِینَ
ای اهل ایمان، شما هم یاران خدا باشید چنان که عیسی مریم به حواریین گفت: کیست مرا برای خدا یاری کند؟ آنها گفتند: ما یاران خداییم. پس (با آن همه معجزات) طایفه‌ای از بنی اسرائیل به او ایمان آوردند و طایفه‌ای کافر شدند، ما هم آنان را که ایمان آوردند مؤید و منصور گردانیدیم تا بر دشمنشان ظفر یافتند.

محمود

جمع حوّارى و آن از حور به معنى سفیدى است (مجمع) یاران مخصوص را حوّارى گویند که گویا قلوبشان در یارى کردن پاک و مانند جامه‏سفید است . اینکلمه در قرآن کریم فقط در یاران خاصّ عیسى به کار رفته استولى در روایات در یاران مخصوص حضرت رسول و ائمه اطهار علیهم السلام نیز استعمال شده است [آل عمران:۵۲] این لفظ مجموعاً پنج بار در قرآن آمدهاست: مائده ۱۱۱و۱۱۲، وصف ۱۴. ناگفته نماند در مفردات راغب و مجمع البیان و غیره در علّت این تسمیه وجوهى نقل شده که بعید به نظر مى‏رسد .

عباس

«حواریون» جمع «حَوارىّ» از مادّه «حَوَر» به معناى شستن و سفید کردن است و گاهى به هر چیز سفید نیز اطلاق مى شود و لذا غذاهاى سفید را عرب «حوارى» مى گوید; و حوریان بهشتى را نیز به این جهت «حورى» مى گویند که سفید پوست اند یا سفیدى چشمانشان درخشنده (و سیاهى آن کاملاً سیاه است).

ابراهیم

«مستحضرید که امر شده‌ایم بعد از نمازهای واجب ـ که مظان استجابت دعاست ـ از خدای تعالی، ازدواج با حورالعین را بخواهیم. رزقنا الله و ایاکم بفضله!!!!!!!!»
واقعا با عقل جور درمی‌آید که رهبر یک مرام و مسلک درظاهر عرفانی، آرزویش همبستر شدن با حورالعین باشد؟؟؟؟ و مریدانش را نیز ترغیب به چنین آرزویی بکند؟
درست که در برخی تعالیم دینی پاداش نیک بسیاری از اعمال صالح را حورالعین دانسته‌اند اما آیا یک مؤمن واقعی باید به امید داشتن چنین پاداشی عمل صالح انجام دهد؟ رسیدن به مقام رضای الهی و همنشینی با اولیاءالله در کدام بخش از آرزوهای جناب حاج فردوسی جای دارد؟!!! آیا اینکه در بالابردن عرفان از پاداش‌های مادی صحبت کنیم، باهم در تناقض نخواهند بود؟ عارف کسی است که از لذات مادی و جسمانی خود دل می‌کند و به سمت لذات عرفانی و معنوی روی می‌آورد. عارف اهل معامله از جنس دنیوی و امیال نفسانی نیست! اگر جناب حاج فردوسی خود را یک عارف می‌داند و ادعای مرامی عارفانه دارد،پس چرا پیروانش را به چیزی غیر از مرام عرفا فرامی‌خواند؟!!!
این تضاد در معانی و مفاهیم و کلمات مفهوم خوبی ندارد.
همبستر شدن با حورالعین بهشتی چیزی جز رسیدن به یک میل نفسانی است؟ بله در اینکه از ازدواج با حوریان بهشتی به عنوان پاداش نیکوکاران یاد شده شکی نیست، اما آیا می‌توان قبول کرد که یک مؤمن و عارف واقعی ازمیان آن‌همه پاداش و هدایای باارزشی که خداوند وعده‌اش را داده. تنها به همین نوع پاداش که رنگ و بوی دنیوی دارد بسنده کند؟ انگار به کودکی به عنوان جایزه فقط یک شکلات بدهند!
چرا در این مطلب به اینکه در تعالیم الهی اشاره شده که مردان و زنان مؤمن در بهشت از خداوند مهربان برای پاداش خود، همسران پاک و مطهر زمینی‌شان را طلب می‌کنند اشاره نشده؟
مخاطبان محترم بهتر است با درایت و بصیرت بیشتری مطالب این سایت را مطالعه بفرمایند.
والله اعلم بما فی قلوب المؤمنین…

دنیا

این نکته رو به خانومایی که میگن نامردیه که چرا زن ها حوری ندارن میگم حوری نتیجه انجام عمل صالح می باشد حال اون خانوم هایی که وارد بهشت میشن مثل مومنین انجام دهنده کار نیک هستن بخاطر همین اون زن مومن به همراه شوهر مثل پادشاه و ملکه زندگی میکنن و اینم بگم چون خودشون انجام دهنده کار نیک هستن زیبایی که بدست میارن از حوری ها هم بیشتر میشه اگه به عدالت خدا و رحمانیتش شک ندارین مطمعن باشین خدا خوب بلده چطوری توبهشت بهتون حال بده!بازم تاکید میکنم زیبایی شما از حوری ها بیشتر میشه ضمنا حوری ها فقط آماده خدمت به مومنین هستن ولی همونطور که گفتن شما از نعمت های بهشت هم لذت میبرین!

حدیث

بعضی از آیات قرآن از مهیا بودن حور العین (زنان و مردان زیبای بهشتی) برای استمتاع جنسی مردان و زنان نیکو کار صحبت شده و برخی از ویژگی های آنان بیان شده است اما باید گفت در بهشت لذت های بسیار شیرین تر از لذت تمتع های جنسی وجود دارد که بعید است مردان و زنان نیکو کار و اهل بهشت (که پرده های جهل از جلو چشمان آنها کنار رفته و دارای بصیرت و آگاهی کامل شده اند) آن نعمت ها و لذت های لذیذ تر و شیرین تر و با ارزش تر را رها کرده و خود را با لذت های جنسی آنهم به به شکل دنیایی آن که در ذهن و انسان های دنیایی است بپردازند.

یک زن

یعنی الان باید خوشحال باشیم که اون دنیا با چند تا مرد میتونیم باشیم؟ بهشت میخواییم یا کاباره؟؟!!! این حرفا یعنی چی، از بهشت فقط همینا رو میدونید؟ بهشت یعنی این؟ یعنی تا ابد زنا با چند تا مرد و مردها هم با چند تا زن پرسه بزنن؟ واقعا که همچین بهشتی جذابیتی نداره، من دوست دارم فقط و فقط با همین شوهر دنیایی خودم با بچه هام، به دور از ترس و نگرانی از دست دادنشون زیر سایه رحمت خدا زندگی کنم، فقط همین، کاخ و رودخونه شیر و عسل و خامه و انواع میوه ها رو نمیخوام، فقط یک زندگی آرام کنار خانوادم با آرامش قلبی که خدا تو قلبم گذاشته میخوام، بدون ترس و نگرانی، بهشت برای من یعنی اینکه صبح با شادی و انرژی از خواب بیداربشم، با لذت آشپزی کنم با خانوادم دور هم سر سفره جمع بشیم فقط بگیم و بخندیم و قلبمون لبریز از شادی ابدی باشه، مسافرت و تفریح بریم به دور از هررررججوووور ترس و اضطرابی، شب با آرامش کنار شوهرم و بچم به خواب برم، هرروز کارای جدید رو با موفقیت انجام بدم، این یعنی بهشت! این چیزایی که شما گفتید بهشت رو خیلی کم مرتبه و کم ارزش نشون داده، تو بهشت فقط مسایل جنسی مطرحهههههه؟؟؟!!!!!! این خیلی بهشت زشتیه!!!! از صبح تا شب به تخت تکیه بزنیم با لباسای گرانبها، مردها هم دور و برمون بچرخن!! واقعا که خسته کننده اس

هاله

با سلام.
راستش من یک زن هستم و به نظرم به خاطر کمبودهایی که در دنیا برای زنان وجود دارد و زنان پاکدامن به خاطر خدا بسیاری از این کمبودها و سختی ها را تحمل می کنند، مسلما خداوند هم با رحمت بیشتری نسبت به مردان که در دنیا آزادتر بودند، با زنان برخورد خواهد کرد چون اگر غیر این باشد از عدل خدا به دور است. هر چند خداوند خود دانای مطلق است و هر چه کند خود عدل مطلق است.
من به عنوان یک زن مسلمان، برایم زیاد فرقی نمی کند که خداوند در بهشت چه چیزی به من می خواهد بدهد، کاخ های مجلل، شوهر خوب و غلامان و کنیزان و … راستش برایم زیاد اهمیتی ندارد. همین که بدانم خداوند از من راضی است و مرا دوست دارد و به عنوان یک بنده خوب و اشرف مخلوقاتی که شیطان بر او سجده کرد، مورد قبول و پذیرش خدا هستم برایم از همه چیز بیشتر می ارزد. حتی اگر در بیابان سکنایم دهد.

ساجده

من یک زن هستم میدانید من جاه جلال شربت از شراب طهور وغیره لذایذ که در بهشت است نمیخواهم و به هیچ کدام یک علاقه ندارم همین که خداوند مرا بپذیرد ودوستم داشته باشد وازاهل دوزخ مرا دور بذارد و ایمانم را کامل کند تا دیدار مبارکش ببینم کافیست چون عشق من بهشت و لذایذش نیست تنها خدای عالم است که مرا خلق کرده وازش امید دارم که هیچ چیزی جز خودش نمیخواهم واگر در دنیای ابدی چیزی برایم اعطا نمود فقد همین شوهرم که در دنیا هستیم میخواهم آن هم تنها مال خودم باشد خدایا مرا ببخش فقد ترا میخواهم.

روشنک

چرا خدا برای جذب مردم، از اندام زنان توصیف‌های شهوت برانگیز کرده؟

مگه زن ارزش دیگه ای غیر از این هم داره؟ یه نگاهی به دوروبرتون بندازین ببینید اگه همین نیاز جنسی به زن نبود کسی سراغ ازدواج میرفت ایا؟
یا کلا میتونست به زن نگاه کنه اگه همین نگاه جنسی وابزاری به زنان ودختران نبود چرا تا یه دختری سنش از یه حدی گذشت هیچ مردی نمیره سراغش؟
ولی یه مرد تا ۹۰ سالگی هم میتونه انتخاب مناسب داشته باشه حتی دختران کم سن وسال چرا چون مردههههههههههههههههههه
چرا ارزش یک زن رو با عدد شناسنامه ایش میسنجن بخصوص توی ایران!!!!؟
چرا ۹۰درصد اقایون دنبال دختران ترگل وورگل وسن پایین میرن برای ازدواج ؟
چرا اینقدر زیبایی واندام یه زن تو ازدواج براشون مهمه؟
چرا تا یه زن توی سختیهای زندگی وفرزند اوری شکسته شد خیلی وقتا شوهرش ازش زده میشه ومیره سراغ تازه ترش؟
چرا تا یه دختر یا زن زیبا وجذاب نباشه خیلی جاها کارش رو زود راه نمیندازن؟
مگه نه همه اینها برای اینه که زن رو فقط برای لذت جویی میخوان یا برای تولید نسل نه چیز دیگه پس انتظار داشتین از زن که برای لذت جویی مردان افریده شده این همه تعریف وتبلیغ نشه!

مجرب

سلام
بله ظاهرا برای خانمها هم مثل آقایان حوری در مقابل اعمال داده می شود ولی در بهشت نعمتهای زیادی هست که خیلی فراتر از مسائل جنسی می باشد ولی چون برای ما قابل لمس نیست بالاترین لذایذ را در آن می بینیم
در حالیکه خیلی از نعمتهای بهشتی فراتر از مسائل دنیوی و لذائذ دنیوی می باشد
با تشکر

پری

آیا برای دختران هم حوری مذکر بهشتی وجود دارد؟

شریف

در قرآن یک بار از کلمه غلمان استفاده شده‌است: در آیه ۲۴ سوره طور آمده‌است: «و پیوسته در گرد آنها غلمان برای خدمت آنان گردش می‌کنند که همچون مرواریدهای در صدفند!»*

دو بار هم (در سورهٔ انسان و سورهٔ واقعه) از تعبیری استفاده شده‌است که گویا همین غلمانان را منظور داشته‌است:

در آیه ۱۹ سوره انسان(دهر) آمده‌است: «و بر گرد آنها نوجوانانی جاودانی (برای پذیرایی) می‌گردند که هر گاه آنها را ببینی گمان می‌کنی مروارید پراکنده اند!»*

در آیات ۱۷ و ۱۸ سوره واقعه هم توصیفی نسبتا مشابه وجود دارد: «نوجوانانی جاودانی (در شکوه و طراوت) پیوسته گرداگرد آنها می‌گردند. با قدحها و کوزه‌ها و جامهایی از نهرهای جاری بهشتی (و شراب طهور)!»*

زاهد

توصیف غلمان

خدمتگذاران بهشتی آنقدر زیبا و سفید چهره و باصفا هستند که گویی مرواریدهایی در صدفند!
این نوجوانان، که همواره در شکوه و طراوت جوانی به سر می‌برند، گرداگرد بهشتیان می‌گردند و در خدمت آنها هستند.
این نوجوانان زیبا با قدحها و کوزه‌ها و جامهای پر از شراب طهور که از نهرهای جاری بهشتی برداشته شده در اطراف آنها می‌گردند و آنان را سیراب می‌کنند.
هر یک از مؤمنان خدمتگذارانی مخصوص به خود دارد.
گرچه در بهشت نیازی به خدمتکار نیست، و هر چه بخواهند در اختیار آنها قرار می‌گیرد، ولی وجود خدمتکاران خود احترام و اکرام بیشتری برای بهشتیان است.
از آنجا که بهشت جای غم و اندوه نیست، این خدمتگذاران نیز از خدمت مؤمنان نهایت لذت را می‌برند.

یاسین

قرآن در توصیف غلمان در آیه ۲۴ سوره طور فرموده همانند مروارید پنهان در صدف است اما در توصیف ولدان در آیه ۱۹ سوره انسان فرموده همانند مروارید پراکنده است. این بهترین دلیل بر این است که غلمان برای همسری زنان است و چون برای همسری است فرموده پوشیده در صدف است یعنی این غلمان ها شراکتی نیست هر خانمی شوهرانی از جنس غلمان دارد که مخصوص خودش است و این غلمان هایش را با زنان دیگر شریک نیست. دقیقا همانند حور که در قرآن به مروارید پوشیده در صدف تشبیه شده زیرا حور نیز شراکتی نیست. و مردی که حور هایی برای خود داشته باشد این حوریان مخصوص خودش هستند. اما ولدان چون کودک است و برای همسری نیست نیازی نبود به مروارید پوشیده در صدف تشبیه شود بلکه به مروارید پراکنده تشبیه شده است.

ناشناس

با عرض سلام و ادب و تشکر بابت سایت خوبتون
می خواستم بپرسم هر مردی در بهشت چند زن می تواند داشته باشد و همچنین هر زنی چند شوهر می تواند داشته باشد؟

و همچنین آیا در بهشت مردی هست که فقط یک زن داشته باشد و میل و رغبی به زن دیگری نداشته باشد و فقط با همان یک زن خود باشد و سالها در بهشت با او زندگی کند؟

علی یاوری

فرد بهشتی هر چه طلب کند، برایش برآورده می شود و در بهشت احساس محرومیت نسبت به امری وجود ندارد. « … وَ لَکُمْ فیها ما تَشْتَهی‏ أَنْفُسُکُمْ وَ لَکُمْ فیها ما تَدَّعُون»” … و براى شما هر چه دلتان بخواهد در بهشت فراهم است، و هر چه طلب کنید به شما داده مى‏شود”)اما درباره مساله همسر بهشتی برای زنان باید گفت که: در قرآن مجید این بشارت داده شده است که مؤمنان در صورتى که همسران و فرزندانشان نیز مؤمن باشند در کنار یکدیگر خواهند بود. بنابراین برقرار بودن زناشویی مختص مردان نیست و حکم همسری برای زنان نیز صدق می کند.
«ادْخُلُوا الْجَنَّهَ أَنْتُمْ وَ أَزْواجُکُمْ تُحْبَرُونَ»”وارد بهشت شوید شما و همسرانتان در نهایت شاد باشى”
«جَنَّاتُ عَدْنٍ یَدْخُلُونَها وَ مَنْ صَلَحَ مِنْ آبائِهِمْ وَ أَزْواجِهِمْ وَ ذُرِّیَّاتِهِمْ وَ…»” بهشت هاى عدن که آنان با پدران و همسرانشان و فرزندان شان که درستکارند، در آن داخل مى ‏شوند

سهراب

آیا این مطلب درست است که پیامبر اسلام فرمودند: هر مومن که شهید می شود در بهشت قصری انتظارش را می کشد که در آن قصر ۷۰ حجره است و هر حجره دارای ۷۰ تخت است و بر هر تختی ۷۰ فرش گسترانده اند و بر هر فرشی ۷۰ حوری نشسته و انتظار آن شهید کشته شده در راه اسلام را می کشند. با بررسی این سخن و با یک ضرب ساده ریاضی می توان به این نتیجه رسید که بر طبق سخنی که از رسول خدا نقل شده، ۷۰ به توان ۴ حوری یعنی رقمی حدود ۲۴ میلیون حوری بهشتی فقط در انتظار یک شهید اسلامی می باشد. با فرض این که هر کدام از فرشها ۶ متر مربع باشد مساحت کل فرش ها می شود ۲,۰۵۸,۰۰۰ مترمربع با در نظر گرفتن ۲۰% راهرو ها و راه پله و فضاهای بدون فرش، مساحت کاخ ۲,۴۶۹,۶۰۰ متر مربع به دست می آید. که می شود عمارتی با زیر بنای ۲۰۰ متر در ۲۰۰ متر و ۶۲ طبقه به ارتفاع ۱۸۶ متر پر از حوری فقط برای یک شهید اسلامی.

فرزانه

با اجازه حاج فردوسی کم پاسخ دوست عزیزکتم را می دهم اما با اندک مطالعه ای در دانش ستاره شناسی، جایگاه بسیار کوچک زمین را در آسمان ها خواهید یافت و توجه داشته باشید که تمام زمین در برابر بهشت میلیاردها برابر کمتر از یک قطره در مقابل تمام اقیانوس ها است و تمام عمر این کره خاکی از آغاز تا پایان جز مقدار بسیار اندکی در برابر زندگی جاوید بهشت نیست.

خداوند می فرماید: “سابِقُوا إِلى‏ مَغْفِرَهٍ مِنْ رَبِّکُمْ وَ جَنَّهٍ عَرْضُها کَعَرْضِ السَّماءِ وَ الْأَرْض‏”؛ بشتابید به سوی چشم پوشی پروردگار از گناهانتان و نیز بهشتی که وسعت آن به اندازه تمام آسمانها و زمین است.

و نیز می فرماید: “فَما مَتاعُ الْحَیاهِ الدُّنْیا فِی الْآخِرَهِ إِلاَّ قَلیل”؛تمام زندگی دنیا در برابر آنچه در جهان آخرت است، جز مقدار اندکی نیست.

آن جا از مرگ خبری نیست تا زمان نقش تعیین کننده ای در بهره برداری از لذات داشته باشد: “لا یذُوقُونَ فیهَا الْمَوْتَ إِلاَّ الْمَوْتَهَ الْأُولى”جز مرگ اولیه که پایان بخش زندگی دنیوی آنان بود، مرگ دیگری را نخواهند چشید.

بر این اساس معیارهای مادی و زمینی برای ارزیابی چگونگی استفاده از نعمت های بهشتی نمی تواند جایگاه و کاربردی داشته باشد.

نریمان

با سلام
سوال داشتتم درباره نعمتهای بهشتی برای مردان و زنان در آخرت
بسیاری حدیث و مطلب خوندم از اینکه در بهشت حوریان بهشتی نصیبتان خواهد شد چرا اینقدر که از حوریان گفته شده از ولدان وجود نداره . مثل موارد زیر . فقط جایی شنیدم که اگه خیلی خوب باشی میذارند اون دنیا با شوهرت که این دنیا دوسش داشتی محشور بشی و تا ابد در اون دنیا هم باهم باشید . یه جوری این باب حدیثها پر شده که آدم خیال می کنه بهشت فقط مال مرداس و زنها خیلی شانس بیارند بشند همون حوری برای آقایان !!!

فرید

خصوصیات یک زن صالحه در این حدیث شریف، به طور روشن بیان شده است: «ادْخُلُوا الْجَنَّهَ أَنْتُمْ وَ أَزْواجُکُمْ تُحْبَرُونَ» (داخل بهشت شوید شما و همسرانتان در حالى که مورد کرامت هستید).و نیز می فرماید: «جَنَّاتُ عَدْنٍ یَدْخُلُونَها وَ مَنْ صَلَحَ مِنْ آبائِهِمْ وَ أَزْواجِهِمْ وَ ذُرِّیَّاتِهِمْ»(داخل می شوند بهشت هایى را که محل اقامت جاودانى است خود آنها و کسانى که شایسته اند از پدران و همسران و فرزندان آنها).و نیز می فرماید: «انَّ أَصْحابَ الْجَنَّهِ الْیَوْمَ فِی شُغُلٍ فاکِهُونَ هُمْ وَ أَزْواجُهُمْ فِی ظِلالٍ عَلَى الْأَرائِکِ مُتَّکِوُنَ» «۷» (یاران بهشت آن روز در نعمت ها متلذذ هستند خود ایشان و همسرانشان در سایبان ها بر تخت ها تکیه داده‏اند).

تنها

از انس بن مالک روایت است که گفت: مرد سیاهی به نزد پیامبر آمد و گفت: ای رسول خدا ! من مردی سیاه و بدنی بد بو دارم و زشت صورت هستم و مالی هم ندارم. اگر من با اینها بجنگم تا کشته شوم پس جایگاه من کجاست؟ پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: در بهشت. پس آن مرد جنگید تا اینکه کشته شد. آنگاه پیامبر به نزد او آمد و گفت: همانا خداوند رویت را سفید و بدنت را خوش بو و مال تو را زیاد گرداند. انس می گوید بعد از آن نمی دانم به آن مرد سیاه گفت و یا به فرد دیگری که به تحقیق دیدم که همسر او از حور عین پیراهن او را که از پشم بافته شده بود را باز می کرد و او را در بر گرفته بود.

شیرین

امام صادق(ع) فرمودند: ” زنانِ بهشت حسد نمی برند و حائض نمی شوند و بدخویی نمی کنند.” رسول اکرم(ص) فرمودند: ” هرمؤمنی را هفتاد زوجه از حوران می دهند و چهار زن از آدمیان، که ساعتی با حوریّه صحبت می دارد و ساعتی با زن دنیا و ساعتی باخود
خلوت می کند و بر کُرسیها تکیه زده اند و بایکدیگر صحبت می دارند.” (بحارالانوار،ج ۸، ص ۱۵۷، ح ۹۸) خداوند در سوره واقعه می فرماید( و حوریون کا امثال اللو لو المکنون ) یعنی ( حوریان مانند مروارید پوشیده شده در صدفند که غباری بر آن ننشسته و دست غیر باو نرسیده است ).واز رسول خدا (ص) مرویست که در بهشت نوری پدیدار شود بهشتیان گویند چه نوری است گویند این روشنائی دندان حوری است که برروی شوهرش خندیده است . و نیز می فرماید : ( انا انشانا هن انشاء فجعنا هن ابکارا” ) ما حوریان را ابتدا ( وبی سبب پدر و مادر ) آفریدیم و ایشان را دوشیزه قرار دادیم(( عر با اترابا” )) دوستان و عاشقان شوهران خود هستند با ناز و کرشمه و شیرین سخنی و همگی همسن که در سن ۱۶ سالگی باشند چنانچه مردان بهشتی به سن ۳۳ سالگی هستند و در سوره الرحمن آیه ۵۶ می فرماید (( فیهن قاصرات الطراف … )) یعنی در بوستانهای بهشت حوریانی هستند که چشم فروهشه اند از نگاه به غیر شوهران خود به ایشان دست درازی نکرده باشد قبل از
بهشتیان کسی از انس و جن-گویا ایشان از یاقوتن در سرخی و مرجانند در روشنائی و سفیدی (( کانهن الیاقوت و المرجان )) و مروریست حوری که هفتاد حله پوشیده باشد مغز ساق او در پس آن حله ها دیده می شود مانند رشته سفید از ورای یاقوت.

مرجان

چرا اینقدر در قرآن از حوریان بهشتی به عنوان پاداش مردان گفته شده؟و چرا برای زنان چنین پاداشی نیست؟آیا این موضوع با عدالت خدا در منافات نیست؟در ضمن شاید زنی دلش نخواهد همسرش حوری بهشتی داشته باشد.این موضوع واقعا مایه سلب آرامش روحی من است.

نیما66

با توجه به آیات و روایات و توضیحات مذکور می‌توان دریافت که حوریان موجودات بهشتی از جنس خاک بهشت هستند که خداوند آن‌ها را به شکل زنان خلق فرموده و با ملائکه فرق دارند و امّا قسمت دوم سؤال که می‌فرمایند بر چه اساسی حورالعین به بهشتیان تعلق می‌گیرد و با آن‌ها ازدواج می‌کنند؟

ناشناس

اولاً باید گفت، که مراد از تزویج اهل بهشت با حوریان غیر از تزویج اصطلاحی که بین زنان و مردان دنیا صورت می‌گیرد و دارای شرائط خاصی است، بلکه تزویج در مورد آن‌ها یعنی قرین و هم نشین با حوریان هستند و از تمام لذائذ وجود آن‌ها بهره‌مند می‌شوند.

و ثانیاً باید ثابت شود شخص لیاقت و قابلیت ورود به بهشت را دارد، آن وقت در مورد تعلق نعمت‌های بهشتی به او بحث نمود، پس اگر شخصی از تمام مراحل و گذرگاه‌ها به خوبی گذر و عبور نماید و گذرنامه بهشت را کسب کرده باشد و وارد بهشت شود، از نعمت‌های بهشتی به قدر معرفت و درجه و مقامش بهره‌مند خواهد شد که یکی از آن نعمت‌ها حورالعین است.

مریم خانم

روایاتی در مورد ویژگی های حوریه های بهشتی که نصیب منهاج کوش ها می شود در اسرار معراج آمده : اگر یک حوری بهشت سر از دریچه ی بهشت به طرف دنیا بیرون کند از نور جمال او نور خورشید مضمحل و نابود می گردد ، هیچ بنده ای نیست که وارد بهشت شود مگر این که دو حوریه دربالای سر او و دو حوریه در پایین پای او می نشینند و با صدا و نوای خوش از برای او خوانندگی می کنند . حوری های بهشتی از خاک بهشت خلق شده اند و به قدری بدن آن ها لطیف است که مغز ساق پاهای آن ها از زیر هفتاد حله دیده می شود و خداوند به هر مومنی که وارد بهشت شود هشتصد حوریه ی باکره و چهار هزار حوریه ی بیوه تزویج می کند و در بهشت نهری است که در کنار آن مانند علف ها حوریه روئیده می شود ! و چون مومنی از آن نهر عبور می کند ، از هر یک آن ها که خوشش آمد دست او را می گیرد و به همراه خود می برد و خدا او را برای او حلال و تجویز می نماید و فورا به قدرت الهی به جای آن حوریه یک حوریه ی دیگر روئیده می شود

بی تا

حضرت علی(ع) فرمودند: ” پس آن مؤمن با قوّت صد جوان باآن حوری جم/اع کند و یک معانقه با او هفتادسال طول می کشد. مؤمن متحیّر می باشد که نظر به کدام عضو حوری بکند، بر روی او یا برپُشت او یا بر ساق او. برهرعضو اوکه نگاه می کند از شدّت نور وصفا، روی خودرا درآن مشاهده می نماید. پس دراین حال زندیگری براو مشرف میگردد که خوشروتر و خوشبوتر از اوّلی است

ناشناس

گروهی از ماوراءالنهر، از امام رضا (ع) سؤال کردند که: حورالعین از چه آفریده شده اند؟ حضرت در پاسخ فرمودند: حورالعین از زعفران و خاک بهشتی آفریده شده اند که هرگز فاسدشدنی و فنا ناپذیر نیستند.

خصوصیات و ویژگی های حورالعین:

۱) حورالعین همیشه باکره هستند و هیچگاه ثیبه نمی شوند؛

۲) مرگ و میر ندارند، همیشه زنده و جاویدند و هیچگاه مریض و بیمار نمی شوند؛

۳) حوریان بهشتی هیچگاه حیض و عادت ماهیانه نمی شوند، رحمشان همیشه به هم چسبیده است و دارای مجرای ادرار نیستند؛ چون در بهشت ادرار و غایطی درکار نیست بلکه تمام خوردنی ها به صورت عرق از بدن خارج می شود، آن هم عرقی که بویش مثل مشک و عنبر است؛

۴) حورالعین ها هیچگاه بچه دار نمی شوند بلکه اگر کسی در بهشت بچه بخواهد در هر سن و سال و اندازه ای که بخواهد خداوند همانگونه برایش می آفریند؛

۵) بدن حورالعین از زیر ۷۰ لباس دیده می شود؛ چنانچه اگر شما سکه پولی را در داخل استخر یا حوض صاف بیندازید دیده می شود؛

۶) بهشتیان از هیچ چیز بهشتی، حتی خوردنیها و آشامیدنیهایش به اندازه حورالعین لذت نمی برند؛

۷) بدن حورالعین بسیار شیشه ای صاف و زلال است.

روایت است: هنگامی که فرد بهشتی با همسر خود (حورالعین) خلوت می کند، نمی داند به صورت او نگاه کند یا به پشتش یا به ساق پایش، به هرجای بدن او که نگاه می کند، از فرط صافی و براقی و روشنی و نورانیت، همانند ایینه چهره خودش را در آن می بیند.

فاطمه

با سلام خدمت حاج فردوسی عزیز بنده سوالی از شما داشتم چرا حوریان و خادمان بهشت، بدون مواجهه با گناهان و تهذیب نفس و امتحان پس دادن، بهشت نصیبشان شد؟

ناشناس

حوریان و خادمان بهشت ، اگر چه ـ طبق مفاد آیات و روایات ـ ظاهری انسان گونه دارند ولی در حقیقت انسان نبوده مانند ملائک موجوداتی مجرّد و غیر مادّی هستند. لذا مثل ملائک شأنیّت تکلیف را هم ندارند. تکلیف برای ترقّی و کمال یافتن است ؛ و استکمال چیزی نیست جز شکوفا نمودن استعدادها و بالفعل نمودن بالقوّه ها ؛ و لازمه ی وجود قوّه و استعداد ، از نظر فلسفی ، مادّه است. لذا موجود غیر مادّی فاقد هر گونه حالت بالقوّه و استعداد تغییر و تکامل است ؛ از این رو استکمال نیز برای او معنی ندارد ؛ و چون استکمال ندارد تکلیف هم در موردش بی معنی است. و البته این امر مختصّ حوریان و خادمان و دیگر نعمات بهشت نیست بلکه تمام موجودات مجرّد و از جمله موجودات موذی جهنّم و حتّی خود بهشت و جهنّم نیز از تکلیف بری هستند.

رضایی

با سلام بهشت جاییه که تمام غرایز حیوانی در اون محو میشه و مشکل من دقیقا اینجاست که به نظر من رابطه ی جنسی با مفهوم دنیایی ما یکی از مهمترین غرایز حیوانی است که در انسان نمود پیدا کرده ولی در بهشت به اون اهمیت زیادی داده شده حورالعین زن نیست، بلکه ظهور اخروی اعتقاد شخص است به ولایت خدا، رسول و اهل بیت است اما در روایات و احادیث بسیاری ذکر شده که حورالعین برای رابطه ی جنسی آفریده شده و از انیس ومونس و…..بودن او جایی نخوندم.

داوود

نکاح در تمام هستی ساری و جاری است؛ حتّی عرفا از نکاحات اسماء نیز سخن گفته اند. یعنی در اسماء الله نیز نوعی نکاح وجود دارد. بین ملائک نیز نوعی نکاح مطرح است. البته نکاح هر موجودی متناسب به خود اوست. لذا با پندارهای عوامانه به مسأله نگاه نفرمایید. این بحث از غوامض مباحث عرفان نظری است که بدون مقدّمات نمی توان واردش شد. در بهشت نیز نکاح وجود دارد؛ که حاصل آن پیدایش کمالات جدیدی است. اهل ظاهر، به ظواهر کلمات چسبیده و از درک حقایق این امور بی نصیب می مانند و اهل حقیقت از ظاهر گذشته و حقیقت این امور را ادراک می کنند.

فاطمه

اینطور به نظر من میرسه که حورالعین یک وسیله برای تطمیع مردان برای ترغیب به بهشته چون بین تمام نعماتی که ذکر شده این یکی بیشتر به چشم می خوره.
ابی بصیر از امام صادق(علیه السّلام) نقل می­کند که آن حضرت (علیه السّلام) فرموند:

مؤمن با ۸۰۰ پری رو و۴۰۰۰ باکره و یک زوج حورالعین ازدواج می­کند.

عرض کردم: فدایتان شوم با ۸۰۰ پری رو؟

فرمودند: آری! با هیچ یک از ایشان هم بستر نمی­شود مگر این که بعد از مجامعه همان است که بود. (یعنی قدرت باهش زایل نمی­شود.)

رضوانه

حوریان بهشتی بینهایت زیبان، بر منکرش لعنت اما زنان مؤمنی که به بهشت می رن، بسیار زیباتر از حوریان هستند و مقامشون هم بسیار بالاتره، تا جایی که رسول خدا(ص) می فرماید: «هر مؤمنی را هفتاد زوجه از حوران می دهند(البته به غیر از اونایی که با عبادت خاص بدست آورده) و چهار زن از آدمیان، که مدتی با حوریه خلوت می کند، مدتی با زن دنیا و مدتی با خود».

این تفاوت در تعداد به این خاطره که مقام و حُسن و جمال زنان بهشتی بسیار بیشتر از حوریهای بهشتیه.

صدرا

این روایت برای کسایی که دلشون حوریه بهشتی میخاد از امام محمدباقر(ع) نقل است که فرمود: هرکسی بعد از وضو یکبار آیه الکرسی بخواند، پروردگار عالم به او ثواب چهل سال عبادت می بخشد و برای او چهل درجه(در بهشت) بالا می برد و به او چهل حوریه بهشتی تزویج می کند.

محمد

یکی از راویان می گوید: از امام صادق(ع) شنیدم که می فرمود: وقتی بنده ای بعد از نماز بگوید:{اللّهُمَّ اَعتِقنی مِنَ النارِ وَ اَدخِلنِی الجَنه وَ زَوِجنی مِنَ الحُورِ العینِ}:«خدایا! مرا از آتش جهنم آزاد و خلاص و رها کن و داخل بهشت گردان و از حوریان بهشتی به ازدواج من در بیار.»

جهنم می گوید: خدایا! بنده ات از تو درخواست می کند که او را از من رها و خلاص سازی پس او را آزاد کن. بهشت می گوید: پروردگارا! بنده ات مرا از تو خواست پس او را در من منزل ده. حوریان می گویند: پروردگارا! ما را از تو خواستگاری کرد، پس ما را به ازدواج او در بیاور.

اما اگر بنده ای بعد از نماز این دعا را نخواند، بهشت و حورالعین می گویند: او رغبتی به ما ندارد. و جهنم می گوید: او نسبت به من نادان است و نمی داند اینجا چه خبر است که آزادیش از من را نخواست.

شهره

با سلام
آیا ممکن است کسی به واسطه ی دوری از گناه و مراقبه ی بسیار طولانی به جایی برسد که خداوند پاداش اخروی او را در همین دنیا عطا کرده و در همین دنیا مثلا فرشتگانی را به شکل حوریان بهشتی در اختیار او بگذارد و به او اجازه ی برقراری روابط نامشروع با آنها را بدهد؟

داوودی

به او اجازه ی برقراری روابط نا مشروع با آنها را بدهد؟
واقعا بعضی وقتها آدم از بعضی سوالها خندش میگیره. آخه اجازه برقراری رابطه نا مشروع ؟ اونم از طرف خدا؟

ناشناس

و به او اجازه ی برقراری روابط نا مشروع با آنها را بدهد؟
روابط نامشروع یعنی روابطی که خدااجازه نداده و حرامه
روابط مشروع یعنی روابطی که خدا اجازه داده

آنوقت سوال اینه که آیا خدا اجازه می دهد به کسی که کاری را که خدا اجازه نمی دهد انجام دهد!
خوب اگه خدا اجازه بده دیگه نامشروع نیست و اجازه داده و مشروعه

توحید

سلام

بنده بدون هیچ گونه برداشتی از حرف های شما صرفا نظر خودم رو میگم
.

انسان باید به درجه ای برسد که فقط به خاطر یک هدف عبادت کند ( چند هدف رو من قبول ندارم )
اینکه مثلا اون هدف بزرگ اهداف کوچیک رو زیر خودش داشته باشه به کنار
.
کسی به خاطر بهشت عبادت کنه و به خاطر خدا === شد دوگانه

و ترس از جهنم === هدف کوچیکی هست == متزلزل هست ==

یه لحظه فکر کنید جهنم و بهشتی اصلا نیست بر فرض ؟ هدف شما هم نابود میشه

وعده

عنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع‏ ثَلَاثٌ مَنْ کُنَّ فِیهِ زَوَّجَهُ اللَّهُ مِنَ الْحُورِ الْعِینِ کَیْفَ یَشَاءُ کَظْمُ الْغَیْظِ وَ الصَّبْرُ عَلَى السُّیُوفِ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ رَجُلٌ أَشْرَفَ عَلَى مَالٍ حَرَامٍ فَتَرَکَهُ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَل

از امام صادق(ع) روایت شده که فرمود: هر کس یکی از این سه ویژگی را داشته باشد خداوند او را آنگونه که بخواهد به ازدواج حورالعین در آورد:

فرو بردن خشم،

تحمل سختی جهاد در راه خداوند عزوجل

کسی که مال حرام در اختیارش قرار گیرد و آن را به خاطر خدا رها کند.
این روایت مخصوص منهاجیان است

منا

با سلام خدمت جناب فردوسی

اینکه بعضی ها حورالعین را به چیز های دیگری مانند: نورچشم ، علم بکر، انگور و امثالهم تعبیر میکنند چه قدر پایه و اساس دارد؟

ل-ل

حور جمع حوراء به معنای زنی است که سفیدی چشمش، بسیار سفید و سیاهی آن نیز بسیار سیاه باشد و یا به معنای زنی است که دارای چشمان سیاه، چون چشم آهو باشد. «عین» جمع کلمه ی «عیناء» به معنی درشت چشم می باشد
قرآن، حورالعین را به مروارید هایی در بهشت توصیف می کند. «وَ حُورٌ عین کامثال اللؤلؤ المکنون؛ و حوران درشت چشم؛ همانند مرواریدهایی نهفته» (واقعه،۲۳-۲۴) ظاهراً حور العین موجوداتی غیر از زنان دنیایند.
همچنین باید توجه داشت که واژه حور و عین هم بر مذکر و هم بر مؤنث، اطلاق می گردد. از این رو مفهوم گسترده ای دارد که همه همسران بهشتی را شامل می شود؛ همسران زن برای مردان با ایمان، و همسران مرد برای زنان مؤمنه

کوثر

با سلام خدمت منهاجیان و حاج فردوسی بنده سوالی داشتم چرا در سوره انسان که تمام نعمات بهشتی ذکر شده است، نامی از حورالعین به میان نیامده است؟

علی

سلام کوثر جان با کسب اجازه از حاج فردوسی من جواب شما را میدهم رَعایَهً لِحُرْمَهِ البَتُول وَ قُرَّهِ عَینِ الرَّسُول؛ یعنی چون خداوند در این سوره پاداش‌های بهشتی امیرالمؤمنین و خاندان آن ‌حضرت را که در رأس ابرار قرار گرفته‌اند بیان می‌کند، سزاوار نبود با وجود حضرت بتولِ قرّه ‌العین رسول(ص) در کنار علی(ع) سخن از حورالعین به میان آید و آنها به عنوان پاداش بهشتی به علی(ع) ارائه شوند و لذا خداوند برای حفظ حرمت آن ریحانه‌ رسول(ص) از حورالعین نامی نبرده است.

سمیرا

از وعده های قرآن چنین برمی آید که در بهشت همسرانی به نام «حورالعین» برای «مردان» داده خواهد شد. سوال اینجاست که اگر این نوع وعده ها – برای تشویق بشر به تقوا- در شان انسان است، چرا چنین وعده ای فقط برای مردان است؟ اگر برای زنان نیز همسرانی بهشتی وجود دارد، چه ماهیّتی دارند و آنان با وجود همسرانی که در دنیا داشتند و باهم بهشتی شده اند، چگونه می توانند همسران بهشتی دیگری داشته باشند؟!

ناشناس

«حورالعین» وعده ای مردانه نیست؛ «حور» جمع‏ «حوراء» و «احور» به کسى گفته مى‏ شود که سیاهى چشمش کاملًا مشکى، و سفیدى آن کاملًا شفاف باشد، و یا به طور کلى کنایه از جمال و زیبایى کامل است؛ چرا که زیبایى بیش از هر چیز در چشم انسان تجلى مى‏ کند، و به این ترتیب، کلمه‏ «حور» بر مذکر و مونث هر دو اطلاق مى ‏شود، و مفهوم گسترده‏ اى دارد که همه همسران‏ بهشتى‏ را شامل مى‏ شود؛ همسران زن براى مردان با ایمان و همسران مرد براى زنان‏ مومن

زری دوست

«عین» جمع‏ «اعین» و «عیناء» به معناى درشت چشم است، و به این ترتیب، کلمه «عین» بر مذکر و مونث هر دو اطلاق مى‏ شود، و مفهوم گسترده ‏اى دارد که همه همسران‏ بهشتى‏ را شامل مى ‏شود، همسران زن براى مردان با ایمان و همسران مرد براى زنان‏ مومن، و از آنجا که بیشترین زیبایى انسان در چشمان او است، روى این مساله مخصوصاً تکیه شده است.

کریمی

بهترین و زیباترین مردان لیاقت زندگی با زنان مومنه را خواهند داشت، مردانی که قطعا از حور العین هایی که برای زنان بخواهد فرض شود زیباترند؛ در نتیجه بهترین مصداق تحقق وعده همسران زیبا، در ازدواجمردان با ایمانبا زنان با ایمانمی باشد که بینشان اشتیاق و علاقه شدید برقرار است، چنانکه در روایات آمده است: «اَنَّکُمْ اِلَى اَزْوَاجِکُمْ مُشْتَاقُونَ وَ اَنَّ اَزْوَاجَکُمْ اِلَیْکُمْ مُشْتَاقَات‏» ؛ (همانا شما به همسران خود اشتیاق دارید و همسرانتان هم به شما اشتیاق دارند). در آیه۷۰ سورهزخرف نیز می خوانیم: «ادْخُلُوا الْجَنَّهَ اَنْتُمْ وَ اَزْواجُکُمْ تُحْبَرُونَ» ؛ (داخل بهشتشوید شما و همسرانتان در حالى که مورد کرامت هستید).

مصطفی

در پاسخ به سوال سمیرا جان هر زن مومنی، در صورتی که همسر دنیوی او مومن باشد، با توجه به اشتیاقی که بینشان وجود دارد، می تواند در بهشتنیز در کنار او باشد و با او ازدواجکند، اما مجبور به این کار نمی باشد؛ زیرا پیوند زناشویی که از طریق ازدواجبین مرد و زن پدید می‌آید تنها مربوط به عالم دنیا است و در آخرتهر کسی مهمان عمل خویش است و اختیار خود را دارد.

رز بی اعصاب

اگه واقعا اینطوره چرا همیشه از زنان بهشتی صحبت میشه؟؟؟؟؟؟؟؟
چرا از حوریان مرد صحبتی نمیشه؟؟؟
یعنی منظور اینه که یک مرد وقتی بره بهشت تعداد زیاد حوری (زن) بهشتی در اختیار خواهد داشت وهمچنین اگه زنی به بهشت بره هم همچنین خواهد بود؟؟؟؟؟؟؟؟
پس اگه یک زوج زن وشوهر هر دو بهشتی باشن در بهشت باهم نخواهند بود؟؟
ویا اگه باهم باز زن وشوهر باشن حوریان زن ومرد هم برایشان محیا خواهد بود؟؟؟؟؟
لطفا اگه میشه پاسخ بدید؟؟؟؟؟؟

سجاد

در موازات ایه ای که شما ذکر کردین ابه هم داریم که به رنان مومن بشارت میدهد
هُمْ وَ أَزْواجُهُمْ فِی ظِلالٍ عَلَی اَلْأَرائِکِ مُتَّکِؤُنَ » آنها و همسرانشان در سایه‏های (قصرها و درختان بهشتی) بر تختها تکیه زده‏اند..

و آیاتی که داخل شدن همسران صالح را به بهشت وعده داده شده است. از جمله: «رَبَّنا وَ أَدْخِلْهُمْ جَنَّاتِ عَدْنٍ اَلَّتِی وَعَدْتَهُمْ وَ مَنْ صَلَحَ مِنْ آبائِهِمْ وَ أَزْواجِهِمْ وَ ذُرِّیَّاتِهِمْ إِنَّکَ أَنْتَ اَلْعَزِیزُ اَلْحَکِیمُ » پروردگارا! آنها را در باغهای جاویدان بهشت که به آنها وعده فرموده‏ای وارد کن، همچنین از پدران و همسران و فرزندانشان هر کدام که صالح بودند، که تو توانا و حکیمی!..

صالح

لطفا به این ایات توجه کنید
جَنّاتُ عَدْنٍ یَدْخُلُونَها وَ مَنْ صَلَحَ مِنْ آبائِهِمْ وَ أَزْواجِهِمْ وَ ذُرِّیّاتِهِمْ وَ الْمَلائِکَهُ یَدْخُلُونَ عَلَیْهِمْ مِنْ کُلّ‏ِ بابٍ»

(همان) باغهای جاویدان بهشتی که وارد آن می‏شوند؛ و همچنین پدران و همسران و فرزندان صالح آنها؛ و فرشتگان از هر دری بر آنان وارد می‏گردند….

از این آیات استفاده می‏شود که زنان و مردانی که در این دنیا همسر یکدیگرند هرگاه هر دو با ایمان و بهشتی باشند در آنجا به هم ملحق می‏شوند و با هم در بهترین شرایط و حالات زندگی می‏کنند.

احسان

« اُدْخُلُوا اَلْجَنَّهَ أَنْتُمْ وَ أَزْواجُکُمْ تُحْبَرُونَ » (به آنها خطاب می‏شود:) «شما و همسرانتان در نهایت شادمانی وارد بهشت شوید!» و منظور از ازواج، همان زنان با ایمانی هستند که در دنیا بودند و بودن در کنار همسران با ایمان و مهربان هم برای مردان لذت‏بخش است و هم برای زنانشان.

فرزاد

کاملا با شما موافقم و حتی از روایات استفاده می‏شود که مقام این زنان برتر از حوریان بهشتی است؛ به خاطر عبادات و اعمال صالحی که در این جهان انجام داده‏اند، بنابراین لذت‏های بهشت مخصوص مردان بهشتی نیست، بلکه کسی که داخل بهشت می‏شود از نعمت‏ها و زیبایی‏ها لذت خواهد برد. چنان که قرآن می‏فرماید: « یُطافُ عَلَیْهِمْ بِصِحافٍ مِنْ ذَهَبٍ وَ أَکْوابٍ وَ فیها ما تَشْتَهیهِ اْلأَنْفُسُ وَ تَلَذُّ اْلأَعْیُنُ وَ أَنْتُمْ فیها خالِدُونَ»
“(این در حالی است که) ظرفها(ی غذا) و جامهای طلائی (شراب طهور) را گرداگرد آنها می‏گردانند؛ و در آن (بهشت) آنچه دلها می‏خواهد و چشمها از آن لذت می‏برد موجود است؛ و شما همیشه در آن خواهید ماند!”

تارا

در قرآن کریم برای اصحاب یمین نعمتهای زیر بیان شده است:
۱. آنان در سایه درختان سدر می‌آسایند؛
۲. در سایه درختان طلح (موز) که میوه‌اش خوشه خوشه روی هم چیده است؛
۳. و در سایه‌ای کشیده و گسترده و پایدار؛
۴. و در کنار آبشارها و میوه های فراوان که هرگز تمامی ندارد؛
۵. و همسرانی بلندمرتبه. ما آنها را آفرینشی نو بخشیدیم و همه را دوشیزه قرار دادیم؛ زنانی که تنها به همسران خود عشق می‌ورزند و خوش‌زبان و فصیح و جوان هستند.

عاطفه چمران

همین سخت شما رو یک ایه ی قران در خود جای داده و ویژگی ها و صفات و موقعیت اصحاب یمین را در بهشت اینگونه توصیف کرده است که « وَ أَصْحابُ الْیَمِینِ ما أَصْحابُ الْیَمِینِ * فِی سِدْرٍ مَخْضُودٍ * وَ طَلْحٍ مَنْضُودٍ * وَ ظِلٍّ مَمْدُودٍ * وَ ماءٍ مَسْکُوبٍ * وَ فاکِهَهٍ کَثِیرَهٍ * لا مَقْطُوعَهٍ وَ لا مَمْنُوعَهٍ * وَ فُرُشٍ مَرْفُوعَهٍ * إِنَّا أَنْشَأْناهُنَّ إِنْشاءً * فَجَعَلْناهُنَّ أَبْکاراً * عُرُباً أَتْراباً * لِأَصْحابِ الْیَمِینِ * ثُلَّهٌ مِنَ الْأَوَّلِینَ * وَ ثُلَّهٌ مِنَ الْآخِرِینَ؛
و اصحاب یمین، چه اصحاب یمینى؟ آنها در سایه درختان سدر بى خار قرار دارند. و در سایه درخت طلح پر برگ به سر مى برند (درختى است خوشرنگ و خوشبو). و سایه کشیده و گسترده. و در کنار آبشارها. و میوه هاى فراوانى. که هرگز قطع و ممنوع نمى شود. و همسرانى گرانقدر. ما آنها را آفرینش نوینى بخشیدیم. و همه را بکر قرار داده ایم. همسرانى که به همسرشان عشق مى ورزند و خوش زبان و فصیح و هم سن و سالند. اینها همه براى اصحاب یمین است. که گروهى از امتهاى نخستینند. و گروهى از امتهاى آخرین».

ابراهیم

در واقع قرآن کریم، مردم را از نظر عاقبت به سه دسته تقسیم کرده است : دسته ی اول دسته ای که قرآن آنها را اصحاب المیمنه یا اصحاب الیمین می نامد و دسته ی دوم دسته ای که آنها را اصحاب المشئمه یا اصحاب الشمال می نامد و در اخر دسته ای دیگرکه آنها را سابقون می نامد. از این سه دسته، تنها دو دسته اهل سعادتند؛ یعنی سابقون و اصحاب یمین

عاطفه

ممنون بابت توضیح کاملتون
نمیدونستم اصحاب یمین و سابقون با هم متفاوت اند
کسی میدونه از چه لحاظ متفاوتند و چی باعث این تفاوت و اختلاف شده در حالی که هر دو بهشتی اند ؟

بهزاد

منم تفاوت اصحاب یمین و سابقون رو نمیدونم اما درمورد اصحاب یمین و اصحاب شمال
اصحاب الیمین اصطلاحی قرآنی به معنی «یاران سمت راست» در مقابل اصحاب شمال، به معنی «یاران سمت چپ» است. این اصطلاح در سوره واقعه دو بار به صورت «اصحاب المیمنه» و چهار بار به صورت «اصحاب الیمین» آمده است.
کلمۀ میمنه از مادۀ «یمن» مقابل «شوم» است و معنایی برخلاف آن دارد یعنی أصحاب و دارندگان یمن و سعادت و در مقابل آنان أصحاب المشئمه هستند که اصحاب و دارندگان شقاوت و شئامتند.[ المیزان، ترجمه سید محمد باقر موسوی همدانی، دفتر انتشارات اسلامی جامعه مدرسین، ۱۳۷۴ ش. ج ،۱۹ ص ۱۸۸]

نادر

قران هم به تفاوت اصحاب یمین و شمال اشاره میکند در ایات متفاوتی
مثلا در این ایه ثُمَّ کَانَ مِنَ الَّذِینَ آمَنُوا وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ وَتَوَاصَوْا بِالْمَرْحَمَهِ أُوْلَئِکَ أَصْحَابُ الْمَیْمَنَهِ وَالَّذِینَ کَفَرُوا بِآیَاتِنَا هُمْ أَصْحَابُ الْمَشْأَمَهِ عَلَیْهِمْ نَارٌ مُّؤْصَدَهٌ (بلد/۱۷تا۲۰)،
سپس از کسانى باشد که ایمان آورده و یکدیگر را به شکیبایى و رحمت توصیه مى‏کنند! آنها «اصحاب الیمین»اند (که نامه اعمالشان را به دست راستشان مى‏دهند)! و کسانى که آیات ما را انکار کرده‏اند افرادى شومند (که نامه اعمالشان به دست چپشان داده مى‏شود).بر آنها آتشى است فروبسته (که راه فرارى از آن نیست)

راحیل

ایه دیگری که دقیقا به همین موضوع اشاره دارد میفرمایدفَأَمَّا مَنْ أُوتِیَ کِتَابَهُ بِیَمِینِهِ فَسَوْفَ یُحَاسَبُ حِسَابًا یَسِیرًا وَیَنقَلِبُ إِلَى أَهْلِهِ مَسْرُورًا وَأَمَّا مَنْ أُوتِیَ کِتَابَهُ وَرَاء ظَهْرِهِ فَسَوْفَ یَدْعُو ثُبُورًا وَیَصْلَى سَعِیرًا إِنَّهُ کَانَ فِی أَهْلِهِ مَسْرُورًا إِنَّهُ ظَنَّ أَن لَّن یَحُورَ بَلَى إِنَّ رَبَّهُ کَانَ بِهِ بَصِیرًا. انشقاق/۷تا ۱۵
پس کسى که نامه اعمالش به دست راستش داده شود، بزودى حساب آسانى براى او مى‏شود، و خوشحال به اهل و خانواده‏اش بازمى‏گردد.و امّا کسى که نامه اعمالش به پشت سرش داده شود، بزودى فریاد مى‏زند واى بر من که هلاک شدم! و در شعله‏هاى سوزان آتش مى‏سوزد. چرا که او در میان خانواده‏اش پیوسته (از کفر و گناه خود) مسرور بود! او گمان مى‏کرد هرگز بازگشت نمى‏کند! آرى، پروردگارش نسبت به او بینا بود (و اعمالش را براى حساب ثبت کرد)

عاصف

و درمورد احوال اصحاب یمین به هنگان حسابرسی در قیامت و زمان دریافت نامه اعمال بگم که
«فَأَمّا مَنْ اُوتِی کتابَهُ بِِیمینِه فَیقُولُ هاءُمُ اقْرَئوا کتابَیهِ إنّی ظَنَنْتُ أنّی مُلاقٍٍٍ حِسابِیه» «پس کسی که نامه ‌اعمالش را به دست راستش دهند (از شدت شادی و مباهات) فریاد می‌زند که: (ای اهل شر!) نامه اعمال مرا بگیرید و بخوانید! من یقین داشتم که (قیامتی در کار است ) به حساب اعمالم می‌رسم!»

محمود

اصحاب یمین ان گاه که در آستانه و بستر مرگ قرار می‌گیرند، فرشتگان قبض روح، سلام یارانشان را به آنان می‌رسانند «وأمّا إنْ کانَ مِنْ أصحابِ الیَمین فَسَلام لَکَ مِنْ أصحابِ الیَمین» «امّا اگر (محتضر) از اصحاب یمین باشد (به او گفته می‌شود) سلام بر تو از سوی دوستانت که از اصحاب یمین هستید
امام صادق (ع) در مورد انان در این آیات فرموده است: هم شیعَتُنا و مُحِبّونا آنان شیعیان و دوستداران ما هستند

مصطفی

تز دیگر صفات حسنه و پسندیده ی اصحاب یمین آزاد کردن برده است از
«فک رَقَبهٍ» «آزاد کردن بنده‌ای».
و یا رسیدگی و غذا دادن به یتیمان فامیل و اشنا و اقوام و خویشاوندان یا به بینوایی که امید و پناهی ندارد در روزهای سخت و قحطی این مطلب از ایه ی زیر برداشت میشود
«أوْ إطعامٌ فی یومٍ ذی مَسْغَبَهٍ، یتیماً ذا مَقرَبَهٍ أوْ مِسکیناً ذا مَترَبَهٍ» «یا غذا دادن در روز گرسنگی، یتیمی از خویشاوندان، یا مستمندی خاک‏نشین را»

افرینش

در تکمیل حرف های جناب عالی بگم که از دیگر خصوصیات اصحاب یمین سفارش و توصیه یکدیگر به صبر و تحمل است
«ثمّ کانَ مِنَ الّذینَ آمَنُوا و تَواصَوا بِالصَبْرِ…» «سپس از کسانی باشند که ایمان آورده و یکدیگر را به شکیبایی توصیه می‌کنند».
و یا مثلا توصیه و سفارش ان ها به یکدیگر بر مهربانی عطوفت و رحمت
«وَ تَواصَوا بالمَرحَمَهٍ» «یکدیگر را به رحمت توصیه می‌کنند»

عباس

درسته همونجور که شما گفتید اصحاب یمین گرفتنده ی نامه ی تعمال با دست راست هستند مستند ان هم این ایه قرانی است که میفرماید «یَومَ نَدْعُوا کُلَّ اُناسٍ بإمامِهِمْ فَمَنْ اوتِیَ کِتابَهُ بِیَمینِهِ فَاُولئکَ یَقرَئونَ کِتابَهُمْ و لا یُظْلمُونَ فَتیلاً» «(به یاد آورید) روزی را که هر گروهی را با پیشوایشان می‌خوانیم، کسانی که نامه عملشان به دست راستشان داده شود، آن را (با شادی و سرور) می‌خوانند و بقدر رشته شکاف هسته خرمایی به آنان ستم نمی‌شود.»