۲۲ مهر

نقدی بر تشویق مردم به حضور در اربعین

از گزارش‌هایی که اصحاب منهاج فردوسیان برایم ارسال می‌کنند، چنین معلوم می‌شود که یک حجه الاسلام، خیلی برای حضور گسترده در پیاده‌روی اربعین، تلاش می‌کند و سخنان عجیب و غریبی می‌پراکند، به امید این که یکی به هدف نشیند و بر جمعیت میلیونی اربعین، افزوده گردد. برخی سخنان ایشان، از منظر ثقلین (آیات و روایات) قابل قبول نیست و ادعاهایی اثبات نشده است. در ادامه، به برخی از این نظرات (منبع)، همراه با نقد آن، اشاره می‌کنیم:

می‌گوید: هرکسی با یک‌بار تجربه، آثار معنوی پیاده‌روی اربعین را در وجود خود احساس می‌کند.
نقد: دین خدا، برتر از آن است که با تجربیات معنوی، اثبات یا رد شود. حربه‌ی «تجربه‌ی معنوی»، از حربه‌های صوفیه است که در هنگام تهی بودن دست از سند و مدرک، به آن پناه می‌برند.
صوفیه به تجربیات معنوی یعنی همان حس سبکی و رقت قلب، «بهشت نقد» می‌گویند و معتقدند باید اعمال صالح، برای رسیدن به «حال خوب» و «احساس آثار معنوی» باشد؛ در صورتی که این نیت، از نظر شارع مقدس، مخدوش است و کسی که به چنین هدفی عبادت کند، نصیبی در آخرت نخواهد داشت. به عبارت دیگر، گر چه حالات خوش معنوی، از جنس ماده نیست ولی چون در دنیاست، از مصادیق حرث دنیوی می‌باشد. قرآن کریم می‌فرماید: «مَن کَانَ یُرِیدُ حَرْثَ الْآخِرَهِ نَزِدْ لَهُ فِی حَرْثِهِ وَمَن کَانَ یُرِیدُ حَرْثَ الدُّنْیَا نُؤتِهِ مِنْهَا وَمَا لَهُ فِی الْآخِرَهِ مِن نَّصِیبٍ» (سوره‌ی شورا، آیه‌‌ی ۲۰) ترجمه: کسى که کشت آخرت بخواهد براى وى در کشته‏اش مى‏افزاییم و کسى که کشت این دنیا را بخواهد به او از آن مى‏دهیم و[لى] در آخرت او را نصیبى نیست.

می‌گوید: وقتی انسان به عظمت ثواب پیاده رفتن برای زیارت امام حسین(ع) در روایات نگاه می‌کند، به این نتیجه می‌رسد که هیچ عملی پرثواب‌تر از این عمل برای مؤمنین، قرار داده نشده.
نقد: پیاده رفتن، اختصاص به این ایام بسیار شلوغ و خطرناک ندارد. چرا همین عمل پر ثواب را در وقتی انجام ندهیم که جای نماز و جای استراحت و مستراح، فراهم و در دسترس باشد؟!

می‌گوید: امام «وحدت گسترده» را علامت نصرت قطعی الهی و پیروزی می‌دانست.
نقد: راهپیمایی عظیم اربعین، «وحدت گسترده» نیست بلکه «اجتماع گسترده» و «ازدحام گسترده» است؛ زیرا جماعت انبوهی که از سراسر عراق و کشورهای دیگر، با ملیت‌های گوناگون به آنجا می‌آیند، هدفشان مذهبی است نه سیاسی و منظور امام راحل (ره)، «وحدت گسترده‌»ی سیاسی است که علامت پیروزی است یعنی وقتی که مذهبی و ملی و کمونیسم و فدائیان خلق و مجاهدین و یهودی و مسیحی و زرتشتی و شیعه و سنی و غیره، همه دست در دست هم، خواستار تغییر ساختار حکومت سلطنت به جمهوری شدند، معلوم می‌شود پیروزی، قطعی است. پس ربط دادن مسائل سیاسی به مسائل مذهبی، دور از بصیرت است.

می‌گوید: حرکت خودجوش مردمی در اربعین اسراری دارد.
نقد: هر چیز که در این عالم هست، برای خودش و در حد خودش، اسراری دارد. دانه‌ای که در زمین کاشته می‌شود و قطره‌ی بارانی که بر برگ درختی می‌نشیند، برای خودش و در حد خودش اسراری دارد.
این ادبیات، به زبان بی‌زبانی می‌رساند که گوینده‌اش، از اصحاب سرّ است و رازهایی از پشت پرده‌ی جهان می‌داند که دیگران نمی‌دانند. لازم بود گوینده‌ی محترم، برای اثبات ادعای خود، گوشه‌ای از این اسرار را فاش می‌کرد و بر کلی‌گویی، بسنده نمی‌نمود.

می‌گوید: بی‌تردید این تحول را باید مقدمۀ ظهور دانست.
نقد: بشارت به ظهور و برخی حوادث را مقدمه‌ی ظهور دانستن، چیز جدیدی از ایشان نیست و سالیانی است که با همین حرف‌ها شناخته می‌شود. سخنان شیرین و جذّابی که بخشی از آن در مستند «به سوی ظهور» منعکس گردید و نه تنها هیچ فایده‌ای نداشت، بلکه موجب برخی ناامیدی‌ها و سرخوردگی‌ها شد. چند سالی است که ایشان، با کلماتی نظیر «بی‌تردید» موجب ایجاد «تردید» در برخی از افراد «بی‌تردید» جامعه می‌شود.

می‌گوید: روا نیست محب امام حسین(ع) برای اربعین کم بگذارد.
نقد: «روا نیست» یعنی چه؟ یعنی حرام است یا مکروه؟ مگر کم نگذاشتن، فقط به حضور در ازدحام است؟ آیا کسانی که در روزهای منتهی به اربعین، در مسیر نجف تا کربلا هستند، برای اربعین کم نمی‌گذارند؟ آیا کسانی که در این ایام در پی کسب روزی حلال یا آموختن علم و خدمت به مسلمین هستند، کم می‌گذارند؟!

می‌گوید: اربعین درِ خانۀ تک تک ما را زده.
نقد: این سخنان شاعرانه و احساسی، می‌تواند جوانان کم‌بهره از تحلیل عقلی و شرعی را بفریبد،‌ ولی برای آگاهان به منهاج فردوسیان [قرآن و سنت و عترت]، قابل قبول نیست؛ زیرا قبل از این که اربعین، درِ خانه‌ی تک تک آنان را بزند، «مراعات قوانینِ طبقات قبل»، در زده است.

می‌گوید: اربعین مجلس روضه‌ای است که خود امام حسین برگزار کرده.
نقد: باز هم سخنان احساسی و بی‌اساس. یک آیه یا روایت نداریم که اربعین، مجلس روضه‌ای باشد که خود امام حسین (علیه‌السلام) آن را برگزار کرده باشند. پس نسبت دادنِ چنین مطلبی به آن بزرگوار، نارواست و شاید حرام باشد.

می‌گوید: چطور ممکن است روضه‌ای که خودتان می‌گیرید، برای شما اهمیت داشته باشد ولی در اربعین که خودِ اباعبدالله الحسین(ع) در کربلا روضه گرفته است و خواهرش زینب کبری(س) در راه است ـ و اربعین خودش را به کربلا می‌رساند ـ این مجلس بزرگ روضۀ ارباب، برایتان اهمیت نداشته باشد؟! یقیناً باید برای این روضۀ ارباب بیشتر اهمیت قائل شد. ما باید این را یک فرهنگ کنیم و به همدیگر بگوییم.
نقد: باز هم تکرار همان سخنان احساسی و البته بی‌سند و ساختگی. این که خواهرش زینب کبری (سلام الله علیها) در راه است و اربعین، خودش را به کربلا می‌رساند، در هزار و چهارصد سال قبل اتفاق افتاده و نمی‌تواند دلیلی برای حضور در ازدحام عجیب این زمان در کربلا باشد.

می‌گوید: اربعین از یک رفتار مستحبی گذشته و امروز یک وظیفه محسوب می‌شود.
نقد: اگر می‌خواهد بگوید حضور در پیاده‌روی اربعین،‌ امروزه یک واجب شرعی است، دروغ آشکار است و اگر می‌خواهد بگوید یک وظیفه‌ی سیاسی است، چرا سخنش را با مستحب شرعی شروع می‌کند؟! آیا این گونه ورود به بحث، استفاده‌ی ابزاری از دین برای مقاصد سیاسی نیست؟!

می‌گوید: با حضور در اربعین، به اقتدار حسینی در جهان کمک می‌کنیم.
نقد: اولاً: «اقتدار حسینی» یعنی چه؟ و در کجای قرآن و سنت و عترت آمده است؟ شایسته نیست با ساختن مصطلحات جدید و جوان‌پسند، وظیفه‌ی جدید بتراشیم و جامعه را به سویی ببریم که خدا و پیامبر و ائمه‌ی طاهرین (علیهم‌السلام) نبرده‌اند.
ثانیاً: از ناحیه‌ی شارع مقدس، مأمور نشده‌ایم به «اقتدار حسینی در جهان» کمک کنیم. به عبارت دیگر، اگر بتوانند با کنار هم قرار دادنِ برخی آیات و روایات، چیزی به عنوان «اقتدار حسینی» بسازند، نمی‌توانند دستوری از شارع مقدس بیاورند که ما را موظف کند به چنین چیزی کمک کنیم.

می‌گوید: شرکت در راهپیمایی اربعین وظیفه همۀ مؤمنین است، هرچند اولویت با مردان است.
نقد: اگر منظور از «وظیفه»، واجب شرعی باشد، چنین نیست ولی اگر «وظیفه‌ی سیاسی» است، نقشی در کمال و سعادت ندارد و از بحث ما خارج است.

می‌گوید: پیاده‌روی اربعین، مؤثرتر از هزاران کار فرهنگی است.
نقد: اگر منظور از کار فرهنگی، کارهای نمادینی است که در جامعه می‌بینیم و در حدّ برگزاری مسابقه و اهدای جوایز است، شاید بشود چنین سخنی را بیراه ندانست ولی اگر منظور از کار فرهنگی، آشنا کردن جوانان با دیدگاه‌های درست و اعمال صحیح بر طبق قرآن و سنت و عترت باشد، چنین نیست که پیاده‌روی اربعین، مؤثرتر از هزار کار فرهنگی باشد.

می‌گوید: رسانه‌ها و اصحاب قلم باید احساس وظیفه برای راهپیمایی اربعین را برای مردم جابیاندازند.
نقد: رسانه‌ها و اصحاب قلم، بر طبق چه ملاکی، این احساس را در مردم، جا بیندازند؟ به چه پشتوانه‌ای چنین کاری بکنند؟ به استناد کدام آیه یا روایت یا فتوا، مردم را به  این معرکه‌ی پر ازدحام ترغیب کنند؟

می‌گوید: اگر با حضور در اربعین می‌توانیم زمینه ظهور امام زمان(عج) را فراهم کنیم چرا از این کار مضایقه داشته باشیم؟
نقد: از قدیم گفته‌اند: «اگر» را کاشتند، «هیچ» سبز شد. معلوم نیست ایشان به استناد چه دلیل روشنی، حضور در پیاده‌روی اربعین را زمینه‌ساز ظهور حضرت صاحب الامر (ارواحنا فداه) می‌داند؟ واقعاً از میان علمای اسلام، چه کسی جرأت می‌کند چنین فتوایی بدهد که حضور در راهپیمایی اربعین، زمینه‌ساز ظهور است؟

می‌گوید: به اعتقاد بسیاری از علما، این حرکت میلیونی در اربعین هیچ چیزی جز این نیست که دست الهی باعث این تجمع میلیونی شده و کسی جز خداوند نمی‌تواند بگوید که من در آن نقش داشته‌ام.
نقد: اگر عبارت‌هایی مانند «تظاهرات میلیونی»، «تجمع میلیونی»، «اعتصاب میلیونی» و «تحصن میلیونی» را در اینترنت جستجو کنید، دست الهی را در خیلی جاهایی خواهید دید که چیزی جز کفر و فساد نیست. شایسته است نتیجه‌ی جستجوها را به آن «بسیاری از علما» که ادعا شده هم نشان بدهند تا آگاه شده و دست خدا را بیهوده هزینه نکنند.

می‌گوید: مسلمانان باید نسبت به اربعین احساس وظیفه کنند و کسی که از سر وظیفه به این زیارت مشرف شود، بطور قطع نورانیت بیشتری خواهد داشت.
نقد: بالاخره معلوم نشد که منظور از «احساس وظیفه»، وظیفه‌‌ی شرعی است یا «وظیفه‌ی سیاسی»؟! اگر «وظیفه‌ی شرعی» است، چنین چیزی نداریم و قابل اثبات شرعی نیست و اگر «وظیفه‌ی سیاسی» است، «به طور قطع، نورانیت بیشتری خواهد داشت» در ادبیات سیاسی، جایی ندارد. «سیاست» با «نورانیت» و «معنویت» کاری ندارد و رابطه‌ای بینشان نیست.

می‌گوید: در روایات معتبر نقل شده است که فقرا حداقل سالی یکبار و ثروتمندان حداقل سالی دو بار به زیارت کربلا بروند و میان دو سفر کربلا بیشتر از ۳ سال فاصله نباشد این در حالی است که حج تمتع تنها یک بار بر مسلمانان واجب شده است در حالی که درباره زیارت امام حسین(ع) مطالب فراتر از حج در روایات مطرح شده است.
نقد: این مطالب، در روایات معتبر آمده است ولی زمانش را به اربعین، منحصر نکرده‌اند بلکه در روزهایی مانند عاشورا، عرفه، شب جمعه و غیره نیز سفارش شده است. پس چه دلیلی دارد که انجام این مستحب مؤکد را در همین چند روز شلوغی سرسام‌آور قرار دهیم؟

 

الحمد لله اولاً و آخراً
حاج فردوسی

کلمات کلیدی: , , , ,

55
دیدگاهتان در باره‌ی مطلب بالا را بنویسید

 
 
 
49 نویسندگان
6 پاسخ‌ها
0 دنبال کنندگان
 
مرتب کردن بر اساس بیشترین بازخورد
مرتب کردن بر اساس داغ‌ترین دیدگاه
6 نویسندگان برتر
  مشترک شوید  
جدیدترین نظرات قدیمی‌ترین نظرات نظرات با امتیاز بالا
اشتراک برای:
علی صادقی

قدم قدم موکبارو میگردم…
ستون ستون دنبال یه نشونه م…
کجای این‌جمعیتی که میخوام
نمازمو پشت سرت بخونم…
مگه میشه شبای درد و غم به سر نیاد؟
مگه میشه حبیب من تواین سفرنیاد؟
مارو اینجا امام عسکری صدا زده…
مگه میشه پدر صداکنه پسر نیاد؟

آری تيم

احسنت ما اربعین کربلا نریم می میریم پس ضرر و زیان وارد به بدن حرامه پس واجبه بریم کربلا تا نمیریم

مطور

به نظر من همین یک جمعیت میلیونی اربعین حسینی رو هم تو میخوای از ما بگیری با این حرف هایی که میزنی و باعث خراب شدن و تخریب ادیان مختلف می شوی لطفا توهین به مقدسات ما در جایگاهی که هستی نکن چون هیچ چیز جای حسین بن علی علیه السلام رو برای ما نمیگیره

حسینی

هر که با آل علی علیه السلام در افتاد وَر افتاد حواست باشه که این مردم اگه خدای خودشونو دوست نداشته باشند ولی امام حسین علیه السلام رو دوست دارند پس حواسمون باشه نظر تو دم و دستگاه امام حسین ندیم اگرم دادین به صورت قطعی نگین بلکه نظرتون رو بدین تا از چشم مردم و مملکت نیفتید البته بگم ما کوچیک شما هستیم رهبر معنوی ما حاج فردوسی

ناشناس

قیام امام حسین در برابر یزید قیام حق علیه باطل بوده است که این مکتب تا قیامت باید زنده باشند و در حالا که یزیدیان زمان ظلم و کودک کشی و ..را به اوج خود رسانده اند لازم است تا مکتب امام حسین پر رنگتر شود و تم تم مردم دنیا به جوش و خروش بیفتند که جبهه حق علیه باطل زنده است و تمام دنیا با مکتب امام حسین آشنا شوند تا جایی که امام زمان هنگام ظهور خودش را از طریق امام حسین معرفی میکند

مهین

زیارت امام حسین (ع) در همه اوقات فضیلت دارد و اما در اربعین، فضیلتش بیشتر است. چرا؟ چون در اربعین نیتها خالص می‌شود. مردم چه ایرانی و چه عراقی، همگی دلهاشان یکی شده و بی توجه به رنگ و نژاد و ملیت، برای لبیک گفتن به امامشان، سختیهای پیاده‌روی را به جان می‌خرند. زیارت اربعین سرشار از درسها و عبرتهای دینی و سیاسی است، اگر در این اجتماع حاضر شوید می‌توانید گوشه‌ای از محشری را به چشم ببینید که شور و شعور حسینی در انسانها ایجاد کرده است. اربعین حسینی، بازگشت همه مسلمین به امامشان است، وقتی درهای توبه و عنابه برای همگان باز می‌شود تا بتوانند گذشته‌ی خویش را پشت سر نهاده و با عنایت امامشان، توبه نصوح کنند. وقتی برای زیارت امامت سختی بکشی، یعنی اقلا از آن دسته افراد راحت طلبی نیستی که زیارت از راه دور و از طریق رسانه را بیشتر دوست دارند. او که بتواند به زیارت اربعین برود اما راحت طلبی مانعش شود، خودش را از فیض بسیار بزرگی محروم کرده که در آن هم درس دین و ایمان و عقیده است و هم درس زندگی و آزادگی و بندگی.
حقیقت اربعین را نه شما می‌دانید و نه ما. فقط در عمق مفهوم و معنایش دقیق شوید که چطور یک جاذبه و مغناطیس عظیم می‌تواند انسان را اینهمه راه، پای پیاده، با آنهمه سختی به شهری دور از دیار خویش فرابخواند و چیزی جز زیبایی و لذت و شعف دینی برای فردی که زیارت اربعین نصیبش شده، نخواهد داشت.
ای کاش بجای ایجاد شبهه و ذکر سخنانی بی سند در رد فضیلت زیارت اربعین، کمی از محاسن و فضایل این اتفاق عظیم و پربرکت می‌نوشتید و ما نیز کسب فیض می‌کردیم.
والعاقبه للمتقین

علیرضا

اگه بخواید پک کامل زندگی امام حسین رو رایگان بهتون میدم

علیرضا

سلام خیلی ممنون
من کاملا با نقدهای حاج فردوسی موافقم

حسنا

سلام
من نظرم در باره این مطلب شما این است که اعتقادات هرکس شخصی و به خود او مربوط است و اینکه برای سفرهای مذهبی باید طلبیده شد تا رفت.

Bigharar647

حرکت اربعین نه تنها عبادیست بلکه سیاسی عبادیست چون حرکت امام حسین سیاسی و در ادامه خطبه ها و سخنان زمان اسارت امام سجاد و خانم زینب و دیگر اهل بیت سیاسی بود یعنی بر ضد حکومت طاغوت زمان پس اربعین یک حرکت سیاسی عبادیست در جهت جهانی شدن حرکت امام حسین برای رسیدن به صبح ظهور امام مهدی (عج)

بهاره

امر خیر، یکی و دو تا و هزار تا نیست. لذا هر امر نیکو و خیری، در جای خودش خوب و گاه لازم است. رسیدگی به فقرا، نیازمندان و مستضعفین، به ویژه اگر در میان خویشاوندان یا نزدیکان و همسایگان باشند، نه تنها امری بسیار نیکو، بلکه لازم و ضروری است و اگر کسی عمداً اهمال کند، مورد مؤاخذه نیز قرار می‌گیرد. بر پایی شعائر اسلامی، حفظ آنها، تبلیغات و …، به ویژه در مباحث و مسائلی که در آگاهی و بیداری مردم و جهت دادن به اذهان عمومی نقش‌آفرین است نیز امری بسیار نیکو و البته لازم و ضروری است و اهمال در آن نیز مورد سؤال خواهد بود.

زمانی

شاید با خود بگویی: از خانه هم می‌توانم به حسین سلام دهم؛ از خانه هم می‌توانم زیارت اربعین بخوانم.
چرا باید سختی چند روز پیاده‌روی را به جان بخرم و مسیری طولانی را در گرما و سرما طی کنم تا کسی را زیارت کنم که همین لحظه هم در کنار من است؟
پس بشنو سخن زینب را که به یزید فرمود: «به خدا که نمی‌توانی یاد و خاطره ما را محو و نابود کنی.»
اگر من از خانه‌ام سلام دهم و تو از خانه‌ات سلام دهی؛
دیری نمی‌پاید که داستان کربلا از یادها می‌رود.
پیاده روی اربعین کاری زینبی است.

شادی رضایی

اگر یک بار در میهمانی اربعین حسین حاضر شوی، دیگر برایت خیلی سخت می‌شود، در زمان‌های دیگر که حرم حسین آرام و بی‌هیاهو است آنجا باشی.
چون حس می‌کنی، تنها در اربعین است که حُرمت حرم حسین حفظ می‌شود؛
در اربعین است که کسی آرام وارد حرم نمی‌شود؛ همه به سر و سینه می‌زنند و در فراق حسین اشک می‌ریزند و ناله سر می‌دهند.

باران

حسین بن اسماعیل صَیْمَری از امام صادق(ع) نقل می کند که فرمود:

«مَنْ زار أمیرالمؤمنین(ع) ماشیاً کَتَبَ الله لَهُ بکُلِّ خُطْوَۀٍ حَجَّۀً و عُمْرۀً فَأِنْ رَجَعَ ماشِیاً کَتَبَ الله له بکُلِّ خُطْوَۀٍ حَجَّتَیْنِ و عُمْرِتَیْنِ»؛[۷] هر کسی پیاده به زیارت أمیرمؤمنان (علی بن ابی طالب)(ع) برود، با هر قدمی، خداوند یک حج و یک عمره می نویسد و اگر پیاده بازگردد، خداوند با هر قدمی دو حج و دو عمره برایش نوشته است.

ندا

از زمان آفرینش حضرت آدم(ع) تاکنون در همه ادیان الهی به زیارت اماکن مقدس سفارش شده و دشواری¬های راه بر اجر و پاداش معنوی این سفر می¬افزاید. در مذهب تشیع برای زیارت معصومان(ع) به¬ویژه امام حسین(ع) فضیلت فراوان ذکر شده و نوعی تجدید پیمان استوار با این انوار مقدس در اوج شور و شعور دینی به شمار می¬رود. همچنین بیانگر این است که شیعیان از اقتدا به سالار شهیدان به خود می بالند و زیر بار زور و ستم نمی روند. زیارت پیاده اربعین امام حسین(ع) از مهم¬ترین زیارت¬های شیعیان است که همه¬ساله با حضور میلیونی شیعیان از سراسر دنیا برگزار می¬شود و افزون بر روایات فراوانی از معصومان(ع) دراین¬باره، در سیره عملی علما و مراجع بزرگ شیعه همچون شیخ مرتضی انصاری، میرزا حسین نوری، سید مهدی بحرالعلوم، شیخ جعفر کاشف¬الغطا و آیت الله مرعشی نجفی نمونه¬هایی از این پیاده¬روی معنوی مشاهده می¬شود

صادق

پیاده سفر کردن به کربلا موضوعیت دارد؟

قادری

بله، امام حسن و امام حسین علیهما السلام پیاده به مکه می رفتند و این خودش، یک نوع احترام است؛ حتی در روایتی در کتاب بحار الانوار در معجزات امام حسن علیه السلام اشاره شده که آن حضرت در بازگشت از مکه به مدینه، با پای پیاده حرکت می کردند تا بدانجا که پاهای ایشان ورم می کند.

فاطمه -m

اما زمان امام حسن مجتبی علیه السلام ، وسائل عبور و مرور مثل امروز نبوده است؟

پرفا

نه، وسائل عبور و مرور بوده و حضرات هم به آن دسترسی داشته اند؛ با وجود اینکه مرکب داشتند ولی باز پیاده می رفتند . در واقع خود این پیاده رفتن یک اداء احترام است؛ در روایتی معتبر در کتاب کافی ، ابن بکیر از امام صادق علیه السلام درباره بیست سفر پیاده حج امام حسن مجتبی علیه السلام سوال می کند حضرت در پاسخ اشاره می فرمایند که حضرت با پای پیاده به حج می رفتند در حالی که محمل ها و کجاوه ها همراه حضرت حرکت می کردند.

عسل

بنا به فرموده امام عسکری(ع)؛ یکی از نشانه های مومن-که در این روایت مقصود شیعه است-زیارت سیدالشهدا در روز اربعین می باشد.[۱]زیارتی که با پای پیاده رفتنِ آن هم «موضوعیت» دارد. چرا که امام صادق(ع) به یکی از دوستان خود می‌فرماید: قبر حسین(ع) را زیارت کن و ترک مکن. پرسیدم: ثواب کسى که آن حضرت را زیارت کند چیست؟ حضرت فرمود: کسى که با پای پیاده به زیارت امام حسین(ع) برود خداوند به هر قدمى که برمى‏دارد یک حسنه برایش نوشته و یک گناه از او محو مى‏فرماید و یک درجه مرتبه‏ اش را بالا مى ‏برد.[۲]ایشان در جای دیگری می فرمایند: کسی که به قصد زیارت امام حسین(ع) از منزلش خارج شود اگر پیاده باشد، خداوند بابت هر قدمی که برای زیارت اباعبدالله بر می‌دارد، یک حسنه می‌نویسد و یک سیئه از او محو می‌کند. وقتی که به حرم می‌رسد، خداوند او را جزء صالحین برگزیده می‌نویسد. وقتی مناسک او تمام شد، خداوند نام او را جزء فائزین می‌نویسد. وقتی می‌خواهد بازگردد یک فرشتۀ الهی در مقابل او قرار می‌گیرد و می‌گوید: رسول خدا(ص) به شما سلام می‌رساند، و پیغام می‌دهد (مژده می‌دهد): عملت را از سر بگیر که تمام گناهان گذشته‌ات بخشیده شده است.

فاطمه

روایت دارد که امام زمان(عج) که ظهور فرمود، پنج ندا می‌کند به اهل عالم، اَلا یا اَهلَ العالَم اِنَّ جَدِی الحُسَین قَتَلُوهُ عَطشاناً، اَلا یا اَهلَ العالَم اِنَّ جَدِی الحُسَین سحقوه عدوانا،… امام زمان خودش را به واسطه امام حسین(ع) به همه عالم معرفی می‌کنند … بنابراین در آن زمان باید همه مردم عالم، حسین(ع) را شناخته باشند… اما الان هنوز همه مردم عالم، حسین(ع) را نمی‌شناسند و این تقصیر ماست، چون ما برای سیدالشهدا(ع) طوری فریاد نزدیم که همه عالم صدای ما را بشنود، پیاده‌روی اربعین بهترین فرصت برای معرفی حسین(ع) به عالم است.

بیتا صاحبی

گرامیداشت و زنده نگه داشتن اربعین سالار شهیدان حضرت حسین بن علی (ع) در میان شیعیان آن حضرت از اهمیت و ارزش ویژه ای برخوردار است. از دیدگاه بسیاری از صاحب نظران و مورخان شیعه و اهل سنت، مبنای تاریخی چنین بزرگداشتی، ورود اهل بیت به کربلا در اولین اربعین حسینی (سال ۶۱ هجری) و دفن سرهای مطهر شهیدان بویژه سر مقدس امام حسین (ع) در کنار پیکرهای مطهر آنهاست.

شاید این سؤال در ذهن متبادر شود که چرا زیارت امام حسین(ع) در روز اربعین حسینی تأکید و توصیه شده است، چرا باید این مراسم همراه با هیاهو و شور خاصی اجرا شود، در ادامه روایتی از امام صادق(ع) بیان می‌کنیم که به خوبی زوایای پنهان این موضوع را آشکار می‌سازد:

امام صادق(ع) درباره ثواب زیارت امام حسین(ع) با پای پیاده می‌فرماید: کسى که با پای پیاده به زیارت امام حسین(ع) برود، خداوند به هر قدمى که برمىی دارد یک حسنه برایش نوشته و یک گناه از او محو مى‏ فرماید و یک درجه مرتبه‏ اش را بالا مى‏ برد، وقتى به زیارت رفت، حق تعالى دو فرشته را موکل او مى‏‌فرماید که آنچه خیر از دهان او خارج می‌شود را نوشته و آنچه شر و بد است را ننویسند و وقتى برگشت با او وداع کرده و به وى مى‏‌گویند: اى ولىّ خدا! گناهانت آمرزیده شد و تو از افراد حزب خدا و حزب رسول او و حزب اهل‌بیت رسولش هستی، به خدا قسم! هرگز تو آتش را به چشم نخواهی دید و آتش نیز هرگز تو را نخواهد دید و تو را طعمه خود نخواهد کرد.(کامل الزیارات ص۱۳۴)

رویا مجلسی

با سلام دقیقا. به چه دلیل این ازدحام می روند به کربلا خب این شهر شلوغ شده و کلی از اتفاقات دیگر خدای نکرده ممکن است برای آنهایی که رفته اند رخ بدهد و به جای انکه ثواب کنند کباب می شوند به نظر من این ثوابی در پی ندارد و بیشتر آزار و اذیت کردن خود نیز می باشد در این بین که بیشتر از همه اتفاق می افتد. اما برخی دلشان می خواهد که بروند خب این با آنها فرق دارد که می گویند من حتی اگر شرایطش را هم نداشتم به آنجا بروم. خب برخی که می بینند عده و جمعیت زیاد هستند اگر واقعا این سفر انها دلیل خاصی در پی ندارد چه خوب که این کار را نکنند و به دیگران اجازه بدهند که اگر حال نذری دارند یا هر چیزی دیگری به آن سفر بروند. اما این مسئله را که کنار بگذاریم و به چیز مهمتری بخواهیم توجه کنیم این است که باید بدانیم امام حسین از ما واقعا چه می خواهد ما ان کار را انجام بدهیم. امام حسین هرگز فکر نمیکنم از ما بخواهد که به یک مسیر قدم بگذاریم که به ما ممکن است صدمه برساندو هیچ چیزی فکر نکنم به معرفت و آگاهی ما اضافه کند بلکه باید به دنبال علمی برویم و چیزی برویم که امام حسین از ما خواسته و آن علم چیست؟ به نظر من آن علم همان دلیلی است که امام حسین برای آن به شهادت رسیده اند. یکی از مهمترین کار هایی که ما می توانیم انجام بدهیم نیز همین موضوع می باشد و اگر به شکلی احسنت انجام بگیرد پاداش بی نظیری در انتظار ما خواهد بود. و این مسئله را فراموش نکنیم که از راه های ساده و راحت نیز می توان به خداوند رسید و خدا را شناخت و الزاما لازم نیست که مسیری را برویم که رنج و سختی در ان وجود داردو وموانع بسیاری برای ما ساخته شده و چه بد ما خدا را شناخته ایم همیشه فکر میکنم که خداوند در جایی رمز آلود حضور داردو برای رسیدن به او باید راه های پر پیچ و خم را رد کرد در صورتی که خود خدا می فرماید که من از رگ گردن به شما نزدیک ترم پس به نظر من در هر جای زندگی و در هر موقعتی می توان خدا را دید و به کارها دینی و … رسیدگی کرد و صرفا انجام این پیاده روی نیست که ما را به خداوند نزدیک کند. آن هم اگر این کار را انجام بدهد که به نظر من انجام نخواهد داد. انسان همانطور که گفتم باید به دنبال چیزی باشد که روحش از آن تغذیه کند و علم درستی باشد نه آن چیزی که هیچ کارایی مفیدی ندارد و حتی به ما صدمه وارد می نماید. موفق و سعادتمند باشید

نازنین

با عرض سلام و خدا من در مورد این مسائل زیاد علم و آگاهی ندارم ونمی خواهم که زیاد در مورد آن جبهه بگیرم یا اینکه بخواهم دفاع نمایم اما نظر شخصی خود را می خواهم که بیان کنم و بگویم که نظر من چیست و به این مسئله چگونه نگاه می کنم. به نظر من در زمانی که خیلی کارهای بهتر هستند که می توانیم انجام دهیم تا یک پیاده روی که هیچ سودی به حال ما ندارد و حتی ممکن است که به ما صدمات زیادی برساند یا همانطور که جناب حاج فردوسی گفتند ممکن است منجر به گناه ما نیز بشود چرا ما باید این چنین کاری را انجام بدهیم آیا واقعا کار بهتری نیست یا کار بهتری را سراغ نداریم؟ به این موضوع باید دقت کنیم تا بتوانیم بهتر نتیجه گیری کنیمو کار درست را انتخاب نمایم مانند یکی از نقد ها که گفتید سخنش احساسی است در مورد اینکه می گفت اربعین مجلسی است که خود امام حسین بر پا کرده است و واقعا یک جمله احساسی می توان گفت که هست با درصد خیلی زیاد چرا که اگر با دید منطق نظاره گرد این موضوع باشیم که در زمان امام حسین اتفاقی رخ نداده بود که بخواهد اربعین را راه اندازی کند یا مجلسش را بر پا نماید یا جدای از این مسئله چرا باید این کار را انجام بدهد در صورتی که من فکر میکنم در زمان امام حسین هم اگر امکانات بود ایشان خود از این امکانات استفاده می کردند من برای زندگی شخصی خودم این را می گویم و طرف صحبت من هیچ کس دیگری نیست اما اگر من امکانات باشد و از امکانات استفاده نکنم و بخواهم خود را به سختی بیندازم خود من به خودم میگویم که بسیار شخص بی فکر و نادانی هستم (البته باز هم ذکر میکنم که طرف صحبت من هیچ انسانی نیست مگر خود من) و این مسئله را با جدیت سعی می کنم پیگیری کنم و آخرش را دریابم که چرا من باید این چنین کاری را انجام بدهم. آیا کار بهتری را سراغ ندارم؟! یا زمانی که بسیار از احادیث و روایات ائمه و امامان ما ممکن است که تحریف شده باشند توسط بسیار از اشخاص سوء استفاده گر و سود جو و در مورد این مسئله حتی یک حدیث یا روایت هم نداریم پس بهتر است کار های را انجام دهیم که واقعا سود و اجر واقعی داشته باشند که منابع معتبر تاریخی اسلامی آنها را تایید کرده باشند. راهی را که همه می روند باید آن شک کرد این موضوع را توسط یک داستان بیان می کنم تا بهتر متوجه بشوید. زمانی یک پسر، دوستش به او تماس گرفت و گفت که بیاید سمت بیمارستان چرا که اتفاقی برای آنها افتاده پسر شروع به دویدن کرد، جلو تر مردی داشت از خیابان عبور می کرد دیودن پسر را دید که چه با عجله دارد به سمتی دوان دوان حرکت می کند فکر کرد که اتفاقی افتاده پس او هم پشت سرش شروع به دویدن کرد، جلو تر مادری با کالسکه فرزندش داشت رد می شد دید که این دو شخص چنان با عجله دارند می دوند ترسید پس او هم فرزندش را از داخل کالسکه برداشت و شروع به دویدن کرد این اتفاق افتاد و پسرک به بیمارستان رسیدو زمانی که پشت سرش را نگاه کرد دید که جمعیت انبوهی پشت سر او حضور دارند. در واقع این پسر از دویدنش علت داشت و دلیل داشت اما بقیه بدون دلیل پشت سر او می دویدند. این موضوع و داستان را دوست دارم که خود با این مسئله بررسی کنید و ببینید که چه رابطه ای میان آنها وجود دارد. شاد و موفق باشید

ناشناس

سلام علیکم
شما در این مطلب موضوعی به عنوان اقتدار حسینی را نقد کرده اید . من با اقتدار حسینی کار ندارم . آیا واقعا نمی توانیم بگوییم که این جمعیت تقویت اسلام است و به نوعی قدرت تشیع را می رساند ؟ آیا برای غیر مسلمانان این نوعی تبلیغ تشیع و باعث جلب دیکران به تشیع نمی شود؟ چرا که هر کسی که این جمعیت را ببیند با خود فکر خواهد کرد که این جمعیت برای چیست و همین میتواند منشا گرایش به امام حسین و به تبع آن گرایش به شیعه شود
ممنون می شویم که پاسخ درج کنید

نیل

پیاده روی اربعین شاه بیت عزاداری های ماه محرم را تشکیل می دهد و طی سالیان اخیر ملت های مختلف جهان که متعلق به سایر ادیان هستند نیز از طریق دنبال کردن اخبار در رسانه های دیداری و شنیداری این مسئله را دنبال می کنند و بسیاری از آنها از این موضوع متعجب هستند و باورشان نمی شود که شیعیان جهان اینگونه با اتحاد و یکپارچگی با پای برهنه و پیاده به شوق زیارت بارگاه اباعبدالله الحسین (ع) روزها و هفته ها از همه چیز و همه کس دست می شویند و عاشقانه به زیارت می روند.

منهاجی

تا پیش از این نگاه غربی ها به پیاده روی اربعین نگاهی عمیق نبود در واقع تصورشان انجام یک آئین مذهبی بود ولی اکنون این گونه نیست، آنها دریافته اند که پیاده روی اربعین یک ظرفیت برای نمایش قدرت نرم شیعیان به جهانیان است.

ناشناس

معرکه‌ی پر خطر و ضرر؟؟؟؟؟؟؟ این چه توصیفیه اخه؟؟؟؟؟ پیاده روی اربعین خیلی هارو.به زندگی برگردونده و خییییلی تاثیرات مثبتی داشته و اصلا درست نیست از این اتفاق بزرگ که باعث همبستگی شیعه میشه اینجوری یاد کنید. اگر مردم رو تشویق نمیکنید لطفا بد گویی هم نکنید. اربعین یه اتفاق مقدسه که ملت شیعه بهش نیاز داره و باید پا بر جا بمونه لطفا فتنه انگیزی نکنید.

ناشناس

من با اون قسمت از صحبت هاتون واقعا موافقم که میگید پیاده روی اربعین زمینه ساز ظهور نیست چون خیلی جاها شنیدم و خیلی افراد هستن وقتی احساساتی میشن یه چیزایی میگن که با عقل جور در نمیاد اگر کسایی مثل حاج فردوسی این مطالب رو توضیح ندن ما ها برای همیشه توی جهل و خوش باوری میمونیم بخاطر چرب زبونی یه عده.

نیکا

من از صحبت‌ هایی حاج فردوسی تعجب میکنم که پیاده روی اربعین رو یه اجتماع پر خطر دونستن و رعب و وحشت تو دل بقیه ایجاد میکنن این چند ساله که برای کسی اتفاقی نیوفتاده.!!!

نازنین زهرا

در سال های اخیر نیز با توجه به مهیا شدن شرایط در کشور عراق پیاده روی اربعین جان تازه ای را به خود گرفته است اگر چه با وجود گروه های تروریستی هنوز نا امنی هایی احساس می شود اما عاشقان امام حسین(ع) با تمامی این خطرات با پای پیاده به سوی حرم عشق قدم برمی دارند.

بی‌شک جابر بن عبدالله، نخستین زائر کربلای معلی در روز اربعین سال ۶۱ هجری سنتی را بنا نهاد که امروزه بیش از ۲۰ میلیون مسلمان را در یک مکان جغرافیایی جمع می کند،با توجه به استقبال میلیونی از این حرکت عظیم علما و مراجع تقلید نیز همواره این اجتماع میلیونی را ستوده و پیاده روی اربعین را فرصتی برای شناخت کامل سید الشهدا(ع) دانسته اند.

نیایش

علامه مجلسی در «بحار الانوار»، محدث نوری در «لؤلؤ و مرجان»، شیخ عباس قمی در «منتهی الآمال» و مرحوم شعرانی در «ترجمه نفس المهموم» و …. از جمله مخالفان واقعه اربعین هستند.

از معاصران هم مرحوم محمدابراهیم آیتی، دکتر سید جعفر شهیدی و شهید مطهری، ورود اهل بیت به کربلا را در نخستین اربعین نپذیرفته اند.

اما کسانی همچون ابن نما حلّی (۶۴۵ ق) در «مثیر الاحزان»، سید بن طاووس در «لهوف» و شیخ مفید معتقدند که اهل بیت(ع) در همان نخستین اربعین به کربلا آمده اند. ابوریحان بیرونی، ملاحسین کاشفی و شیخ بهایی نیز بر این نظرند.

نوید

دلائل شهید مطهری در مخالفت با واقعه تاریخی اربعین

درباره زیارت کاروان اسرای اهل بیت ـ علیهم السلام ـ از مرقد شهیدان کربلا در اولین اربعین سخنان بسیاری گفته شده، برخی از محققین معتقدند که کاروان اسیران در راه بازگشت به مدینه از کربلا عبور کرده و به زیارت شهیدان رفتند ولی برخی معتقدند چنین چیزی امکان ندارد بلکه اسرای اهل بیت ـ علیهم السلام ـ در اولین اربعین به زیارت نرسیدند و ملاقات با جابر صحت ندارد. این مسئله نیز یکی از مسائل مورد اختلاف بین محققین است.

مرحوم محدث نوری صاحب مستدرک در کتاب لؤلؤ و مرجان این قضیه را با دلایل و شواهدی بعید دانسته و رد کرده است.

شهید مطهری هم که در نوشتن کتاب حماسه‌ی حسینی و برخی از آثارش مقداری از مرحوم محدث و کتابش تاثیر پذیر بوده است، آن را رد کرده است.

شهید مطهری می نویسد: اربعین جز موضوع زیارت امام حسین علیه السلام هیچ چیز دیگری ندارد و ماجراهایی که در خصوص بازگشت اسرا و دیدار با جابر و… نقل می شود، فقط در لهوف نقل شده که سید بن طاوس در کتاب های دیگرش آن را تکذیب کرده و لااقل تأیید نکرده است.

مروارید

باید درباره حرکت پیاده‌روی اربعین تفسیرهای صحیح برای مردم ارائه شود، زیرا بعضی از شبهات در آینده می‌تواند ظاهر و باطن این حرکت را منحرف کند و فرصتی برای سوءاستفاده دشمنان فراهم کند.

مرتضی موحد

بارها گفته شده که اثر تخریبی رفتارهای نادرست دوستان، قابل مقایسه با مخالفت دشمنان نیست و اثری که سوء تبلیغ در تضعیف دین دارد بسیار بیشتر از تبلیغ سوء است. همایش پیاده روی اربعین رویدادی بی‌نظیر است که در سال‌های اخیر توانسته عشق و اخلاص شیعیان را نسبت به نهضت حسینی را نمایان سازد. با این حال نگاه ناقص بعضی از متولیان دینی و فرهنگی نسبت به پیاده روی در این روز موجب شده است تا آنها برای موضوع «پیاده‌روی» شأنی مستقل قائل شوند و در این روز برای پیاده‌روی مردم به سمت بعضی از امام‌زاده های کشور را برنامه‌ریزی کنند.

مجتبی سلیمی

مؤمن زمانی که به زیارت حسین بن علی(ع) بیاید، در حالی که حقّش را بشناسد و (پیش از زیارت) در فرات غُسل نماید، به ازای هر قدمی، حج و عمره ای مقبول و یک جهاد در رکاب پیامبر یا امام عادل برایش نوشته می شود.

محمد یعقوبی

حقیقت همایش پیاده‌روی اربعین قدرت‌نمایی شیعه در عصر حاضر است. و حقا و انصافا در هیچ کجای عالم در طول تاریخ از اول خلقت حضرت آدم تا الآن، چنین همایشی وجود نداشته است.

Bahar

محمّد بن جعفر رزّاز، از محمّد بن الحسین، از محمّد بن اسماعیل بن بزیع، از صالح بن عقبه، از عبد اللَّه بن هلال، از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام نقل کرده، وى گفت:

محضر امام علیه السّلام عرض کردم: فدایت شوم کمترین ثواب و اجرى که براى زائر قبر حضرت امام حسین علیه السّلام می‏باشد چیست؟

حضرت فرمودند:

اى عبد اللَّه! کمترین پاداشى که براى او است اینکه: خداوند متعال خود و اهلش را حفظ کرده تا به خویشانش باز گردد و وقتى روز قیامت شد خداوند متعال حافظ او خواهد بود.

روهام

کسى که از منزلش بیرون آید و قصدش زیارت قبر حضرت حسین ابن على علیهما السّلام باشد اگر پیاده رود خداوند منّان به هر قدمى که برمى‏دارد یک حسنه برایش نوشته و یک گناه از او محو می فرماید تا زمانى که به حائر برسد و پس از رسیدن به آن مکان شریف حق تبارک و تعالى او را از رستگاران قرار میدهد تا وقتى که مراسم و اعمال زیارت را به پایان برساند که در این هنگام او را از فائزین محسوب می فرماید تا زمانى که اراده مراجعت نماید در این وقت فرشته‏اى نزد او آمده و می گوید:

رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم سلام رسانده و به تو می فرماید: از ابتداء عمل را شروع کن، تمام گناهان گذشته ‏ات آمرزیده شد.

سینا پناهی

آیت الله مکارم شیرازی

این مرجع تقلید بزرگ بر شکوه راهپیمایی اربعین حسینی زائران اباعبدالله (ع) تاکید دارد و می گوید: این حرکت عظیم بی‌نظیر است، سوگواران حضرت سیدالشهدا از نجف و دیگر نقاط با پای پیاده به سمت کربلای معلی در حرکت هستند و غوغای عجیبی را به‌پا کرده‌اند و باید این را حفظ کرد.

وی با تاکید براینکه مراقب باشیم مبادا کسانی با بدعت‌ها و برنامه‌های نادرست خود این عظمت و شکوه را زیر سؤال ببرند، خاطرنشان می کند: مراسم سوگواری امام حسین (ع) سرمایه بزرگی است که بسیار می‌توان از آن استفاده کرد؛ ما به چنین سرمایه‌ای افتخار می‌کنیم و معتقدیم باید با تمام وجود از این سرمایه غنی حراست و پاسداری کرد.

فرات

حضور میلیونی زائران با پای پیاده از شرق و غرب و دور و نزدیک به سوی کربلای مقدس، کنگره عظیمی است که به دنیا اعلام می کند راه حسین و اهداف او جاودان و فراموش ناشدنی است و شهدای این راه شهدای حق و شهامت و قهرمانی هستند، خداوند آنها را با اصحاب حسین محشور کند که جان خود را فدای حسین(ع) کردند و رحمت خدا بر آنها و جان پاکشان باد.

گریوانی

آیت‌الله محمدتقی بهجت فومنی درباره نقش پیاده‌روی روز اربعین می‌گوید: روایت دارد که امام زمان(عج) که ظهور فرمود، پنج ندا می‌کند به اهل عالم، اَلا یا اَهلَ العالَم اِنَّ جَدِی الحُسَین قَتَلُوهُ عَطشاناً، اَلا یا اَهلَ العالَم اِنَّ جَدِی الحُسَین سحقوه عدوانا،… امام زمان خودش را به واسطه امام حسین(ع) به همه عالم معرفی می‌کنند … بنابراین در آن زمان باید همه مردم عالم، حسین(ع) را شناخته باشند… اما الان هنوز همه مردم عالم، حسین(ع) را نمی‌شناسند و این تقصیر ماست، چون ما برای سیدالشهدا(ع) طوری فریاد نزدیم که همه عالم صدای ما را بشنود، پیاده‌روی اربعین بهترین فرصت برای معرفی حسین(ع) به عالم است.

فرزانه

رهبر معظم انقلاب درباره اهمیت پاسداشت و بزرگداشت روز اربعین حسینی چنین بیان کرده اند: شروع جاذبه مغناطیسی حسینی در روز اربعین است، جابربن عبدالله را از مدینه بلند می‌کند و به کربلا می‌کشند، این همان مغناطیسی است که امروز هم با گذشت قرن‌های متمادی در دل من و شما هست.

اعتمادی

امام صادق(ع) درباره ثواب زیارت امام حسین(ع) با پای پیاده می‌فرماید: کسى که با پای پیاده به زیارت امام حسین(ع) برود، خداوند به هر قدمى که برمىی دارد یک حسنه برایش نوشته و یک گناه از او محو مى‏ فرماید و یک درجه مرتبه‏ اش را بالا مى‏ برد، وقتى به زیارت رفت، حق تعالى دو فرشته را موکل او مى‏‌فرماید که آنچه خیر از دهان او خارج می‌شود را نوشته و آنچه شر و بد است را ننویسند و وقتى برگشت با او وداع کرده و به وى مى‏‌گویند: اى ولىّ خدا! گناهانت آمرزیده شد و تو از افراد حزب خدا و حزب رسول او و حزب اهل‌بیت رسولش هستی، به خدا قسم! هرگز تو آتش را به چشم نخواهی دید و آتش نیز هرگز تو را نخواهد دید و تو را طعمه خود نخواهد کرد.(کامل الزیارات ص۱۳۴)

افشار

گرامیداشت و زنده نگه داشتن اربعین سالار شهیدان حضرت حسین بن علی (ع) در میان شیعیان آن حضرت از اهمیت و ارزش ویژه ای برخوردار است.

شهریار

سلام من واقعا کنجکاو شدم که بدانم مگر چه خطری وجود دارد؟ عذرخواهم من در مورد این مسائل زیاد اطلاعاتی ندارم اما در متن ها مشاهده کردم که می گوید آیا روا نست که ما چندین مستحب را رها کنیم تا به چند گناه آلوده نشویم؟ و در مورد حفظ جان نیز فرمودید متشکرم ی شوم که بفرمایید این موضوعات را که به چه دلیل ذکر می گویید تا از ابهام در بیاییم! و اینکه می گوییند اربعین در تک تک خانه های ما را زده است به قول شما یک حرفه شاعرانه است که با احساسات مردم بازی میکند و کسانی که بازی با کلمات را یاد دارند می دانند که چگونه مردم را به هدفی که دارند وا بدارند و آنها را به خواسته ی خودشان به کاری که خود دوست دارند هدایت کنند! اما جوانان می بایست که در این زمینه باهوش و زیرک باشند و هر حرفی را نپذیرند و برای درک یک مسئله در ان تدبیر و تدبر داشته باشندو فکر کنند و از عقل و منطق خویشتن استفاده کنند که آیا شرایط من اصلا پیاده روی اربعین را پذیراست؟ آیا من اگر به این پیاده روی بروم مشکلی برای من به وجود نخواهد آمد و اینکه چطور می توانم از راه بهتری به خدواند نزدیک شوم و ارادت خود را بهتر نشان دهم البته پیاده روی ممکن است که یکی از این راه ها باشد اما همه ی آن نیست و آن طور که جناب حاج فردوسی در مورد حفظ جان و وارد شدن به گناهان بیشتر فرمودند اگر ما به دنبال راه های بهتری نیز باشیم فکر میکنم که نتیجه بخش تر خواهد بود. البته این موضوع را دیدم که یکی از دوستان به این موضوع اشاره کردند که برخی ممکن است دلایل خاص خود را داشته باشند به عنوان مثال از این پیاده روی علاوه بر هدف اربعین یک تفریح و … نیز وجود دارد یا آنکه برخی جدای از همه ی مسائل دوست دارند که این راه را بروند روحیه ی آنها بهتر می شود یا هر چیز دیگری خب این مسئله به نظر کار نادرستی نیست و آنها می توانند این کار را انجام بدهند. البته ذکر کنم که خود من اگر پیاده روی را به من پیشنهاد دهند و یک کار دیگری را هم پیشنهاد دهند قریب به یقین من کار دیگر را انتخاب می کنم چون روحیه ی خود بنده به این شکل نیست و بنا بر عقایدی که خود دارم فکر میکنم کار دیگر بهتر است البته بسته به آنکه آن کار چه می خواهد باشد

ندا گوهریان

با سلام در مورد اینکه می فرمایید که چرا کم بگذارد من فکر میکنم منظور گوینده ی این حرف این بوده است که هر کس به اندازه ی توانی که دارد برای اربعین کاری کند و کم نگذارد نه آنکه فقط و غنی هر دو به یک اندازه برای اربعین حال می خواهند خرج کنند یا هر کار دیگری انجام بدهند. والبته از سوی دیگر با شما موافقم حتما برای اثبات دین خود این راه را نباید رفت کلی راه دیگر است که می توان آنها را پیش گرفت و حتی بهتر و سریع تر به خداوند رسید پس این که صرفا ما این مسیر را انتخاب نماییم و به سمت آن حرکت کنیم مبنی بر اینکه این کار روا نیست یا … کار درستی به نظر من نیست البته که باید دلایلشان را هم ذکر می کردند که چرا فکر می کنند این کار روا نیست و از نظر ایشان چگونه شخصی که که مثلا خانواده ای دارد، مالی دارد آنها را رها کند وبه اربعین بپردازد در صورتی که هزاران محب دیگر هستند که داوطلب برای انجام این کار می باشند. البته این مسیر رارفتن به قول شما موجب گناهانی هم ممکن است که بشود ممنون می شوم که آن گناهان را هم شما ذکر نمایید و اینکه می بایست سبک وسنگین کرد واقعا و سنجید که آیا این کار درست است یا خیر؟ آیا با کار دیگری که سود دهی بیشتر هم رای خود و هم برای جامعه دارد نمی توان به خداوند نزدیک شد؟ ما به نظرم اگر راه امام حسین علیه السلام را در پیش گیریم و هدف شهادتشان را دنبال کنیم بسیار برای ما سود دهی بیشتری خواهد داشت تا بخواهیم کارهایی انجام دهیم که ممکن است که ما را به گناه هم وا دارد. باید ببینیم که امام حسین علیه السلام برای چه شهاید شدند؟ برای چه حاضر شدند جان، مال و هر آنچه که دارند را بدهند تا دین اسلام را زنده نگه دارند؟ و سپس با شناخت مسیر ایشان به طریقه زندگیشان نظاره کنیم و ببینیم که چگونه زندگی می کردند؟ آیا اگر فقیری بر در خانه ایشان نشسته بود ایشان مبلغی که در حد توان داشتند را به این فقیر می دادند یا صرف هزینه ی سفر زیارتی می کردند؟ البته منظور من این نیست که کلا دیگر سفر زیارتی انجام نشود بلکه منظور این است که اگر یک سفر زیارتی انجام می شود در کنارش خرج های بیهوده برای یک نیازمند اگر انجام شود بسیار می تواند برای ما اجر بیشتری داشته باشد و در نهایت به صورت کلی بگویم باید بدانیم که امام حسین از ما چه می خواست و ما همان کار را انجام دهیم. سربلند و پیروز در تک تک لحظات زندگیتان باشید

سمیه

با سلام اینکه گفته شده این تحول را می تواند مقدمه ی ظهور دانست مگر این اتفاق سالیان سال نیست که رخ یم دهد پس منظور از این حرف چیست؟ کاش بیشتر در نقد خود در مورد آن توضیح یم دادید و می گفتید تا بتواند به صورت کامل منظور را برداشت کرد و مفهوم را فهمید. واقعا نباید از این چنین تجمعاتی استفاده شخصی کرد مگر اینکه به کسی صدمه نزند و اینکه بخواهیم از این مسئله در دین جولان دهیم و افرادی را از مسیر درستی که هستند خارج کنیم با اینکه ممکن است نیت ما هم واقعا این نباشد کار نادرستی است و ما اگر می خواهیم سخنی را به زبان بیاوریم آن هم در مستندی که در تلویزیون پخش می شودو مخاطب میلیونی دارد می بایست بر روی آن بسیار فکر کنیم و بدون منبع و بدون ماخذ مستند در مورد آن سخن نگویم و اینکه به یک رویداد مردمی جهت دهی کنیم و ا« را به سویی سوق دهیم که خود می خواهیم واقعا کار نادرستی است. زمان ظهور به نظر من فقط خداست که آن را تعیین می کند و اینکه برخی از اتفاقات را به عنوان نشانه ظهور بدانیم به نظر من کار نادرستی است. مگر امام زمان می خواهد بیاید و جهان را به طور کامل تغییر دهد؟ آیا مگر جای زمین و آسمان قرار است با ظهور امام زمان تغییر کند که هر حدثه ناگوار یا اتفاق خوبی را می بینیم به نشانه های ظهور ربط می دهیم؟ هزار و چهارصد پیامبر به این جهان آمدند و یازده امام قدم در این دنیا گذاشتند مگر آنها نشانه ظهور داشتند که امام زمان بخواهد داشته باشد؟ البته این بنا بر منطقی است که بر من حکم فرماست و بنا بر دلایلی است که ذکر کردم وگرنه اگر دلیل معتبری و منطقی به من ارائه شود با جان و دل آن را پذیرا خواهم بود اما واقعا باید به این سئوال ها پاسخ داد که امام زمان نه خون رنگین تری دارد و نه برتری خاصی بلکه یکی از همان امام ها و پیامبران می باشد و این نوعی توهین به ایشان نیست چرا که خداوند بندگان خود را بر دیگری برتری نمی دهد. اینکه می گویند دجال ظهور میکند که الاغی دارد که هر قدم او به اندازه ی یک شهر است و چشمی میان پیشانی دارد یا اینکه زنی ریش دار امام زمان را به شهادت می رساند(بنا بر شنیده ها و گفته هایی) واقعا نمی توان اعتنا کرد اگر این همه علم و پیش بینی وجود داشت در مورد امامان پس چرا جلوی شهادت امام حسن گرفته نشد؟ چرا آن همه امامان ما شکنجه شدند یا به آن ها ظلم شد؟ این پیش بینی ها فقط در حد همان حدس و گمان می مانند و نمی توان به آنها تکیه صد در صدی کرد یا کامل آنها را درست دانست حتی موضوع همین دجال که البته من در مورد آن مطالعه زیادی نکرده ام اما نمی توانم چیزی را که منطق می گوید رد کنم و چیزی که هنوز اتفاق نیفتاده و واقعا از عقل به دور است را بپذیرم که یک الاغ قرار است بیاید که هر قدمش به اندازه ی یک شهر است خب اینطور اگر جنگی هم قرار است رخ بده که جنگ غول هاست که رخ می دهد نه جنگ انسان ها که واقعا با ظهور منجی بشریت صلح به وجود می آید چرا که امام زمان مبلغ دین است و دین همیشه به خوبی یاد میکند هر چیزی را پس با ظهور امام زمان بیشتر از ظلم و بیشتر از حوادث ناگوار اتفاقات خوب و خوشایند می توان گفت که رخ می دهد. شاد باشید

شراره

با سلام اینکه می گویند در پشت این حرکت خود جوش مردم اهدافی وجود دارد یا بنا بر اسراری است را نمی توان به طور کامل تایید کرد یا به طور کامل رد کرد چرا که واقعا ممکن است سر و اسراری وجود داشته باشد اما باید این سر و اسرار را که می گویند شنیدو بررسی کرد و با عقل و منطق آن را سنجید که واقعا ببینیم آیا این درست است یا خیر یا همانطور که انها می گویند پشت این مسئله سراری وجود دارد یا نه برای این موضوع هم می توان گفت که خود افرادی که در این حرکت سهیم هستند رمز و رازی ممکن است نداشته باشند اما در رهبران این حرکت و … احتمال وجود راز و … وجود دارد و حتما این راز نباید سیاسی و … باشد می تواند به جهت کسب سود و منفعت باشد و واقعا هم برای برخی از افراد سود و منفعت دارد به عنوان مثال ایستگاه صلواتی برای خود دایر می کنند و صندوقی نیز به نام صندوق کمک های مردمی جلوی ایستگاه می گذارند و زمانی که در این صندوق باز می شوند می توان دید که کمک های مردمی بیشتر از خرجی بوده که فرد برای این ایستگاه کرده است و این به نوعی بسیار می تواند برای او سود داشته باشد یا افرادی که کار های حمل و نقل را انجام می دهند می توانند هزینه را کمی بالاتر ببرند و این نوعی سر بین آنهاست و از آنجا که مردم مجبور هستند پس این هزینه را تقبل خواهند کرد پس همانطور که مشاهده می شود می توان گفت که تنها سر و راز این ینست که به عنوان مثال تجمعی حرکت کند و نام آن را سیاست و … بگذارند بلکه صد ها سر و راز در هر یک از آن افراد می تواند وجود داشته باشد. و مورد دیگر هم این است که همانطور که شما فرمودید در رویش یک دانه که در زمین کاشته می شود تا … همگی دارای سر و راز هستند پس در این مسئله هم وجود سر و راز بدیهی می تواند باشد اما نه سر و رازی که بخواهد به بشر صدمه بزند البته احتمال می رود و وجود هم دارد اما اینکه حتما چنین رازهایی وجود داشته باشد خیر.

فرهاد قائمی

با سلام نقد سوم شما نیز به جا است اما واقعا برخی موارد استفاده ی سیاسی نیز از این مسائل می شود! به عنوان مثال جمعیتی که در خانه ی خدا چندی پیش از دنیا رفتند، ممکن است حال ای نبر ار حادثه ای طبیعی باشد اما نرسیدن به آنها و … به نوعی هدف سیاسی در پی داشت. البته تجمع افراد هدف سیاسی نبود بلکه افرادی که از این تجمع به سود خود استفاده کردند به نوعی هدفشان به این شکل بوده است. در هر صورت استفاده از دین و مذهب در جای خود در سیاست می تواند به جا باشد. دین یعنی قوانین الهی و قوانین الهی موجب بهتر شدن زندگی بشر می شود پس اگر از این قوانین در سیاست نیز استفاده شود بسیار می تواند موجب پیشرفت زندگی بشر بشود. مگر حضرت علی علیه السلام سیاست را اینطور اداره نمی کردند یا دیگر امامان و پیامبران و می توان گفت که از دین هم در سیاست استفاده کردند و چه زیبا آن همه پیرو و مدافع از حقوق دین اسلام پیدا کردند. پس این موضوع نشان می دهد که اگر از دین استفاده شود البته به شکلی درست بسیار می تواند موجب رشد و پیشرفت جامعه بشود. اما موضوعی مهمتر که شما نیز به آن اشاره کردید تجمع گسترده با وحدت گسترده متفاوت است از این جمع شدن مردم می توان هدف فقط دینی را مشاهده کرد و همانطور که با خیلی از افراد صحبت می کنیم می بینیم که می گویند من برای رضای خدا می خواهم به این سفر بروم یا برای فلان حاجتم یا صرفا برای شناخت بهتر دین و … و هیچکدام نمی گویند مثلا من به این صرفا می روم تا بینی دشمن را به خاک بمالم و … بلکه این موضوعی متفاوت است و با دیدی دیگر می بایست به آن نگریست

شاهدی

سلام در مورد نقد دوم که انجام دادید واقعا برای من هم به همینگونه سئوال پیش امده که چرا بعضی از افراد به خود سختی می دهند و این کار را می کنند؟! خب با انجام این کار صدمه ی بسیار جدی ممکن است به آن ها وارد شود. برخی که دیگر سنگ تمام می گذارند و با پای لخت راه می روند بر روی خار ها و … خب همه ی این ها به نوعی حق النفس است و آنها در حق خود بدی می کنند به نوعی. زمانی که خدواند نعمت را آفریده و آنقدر این نعمت پیشرفت کرده است که در عرض چند ساعت شمام ی توانید مسافتی طولانی را بپیمایید چرا این چنین می کنید؟ کدام پیامبر یا امامی به صدمه دیدن پیرو خود راضی است و به آن رضایت دارد؟ چرا ما آنقدر دین را برای خود سخت می گیریم و خداوند و پیامبران را کسانی می بینیم که اگر به خود سختی برسانیم بهتر به ما نگاه می کنند و بهتر ما را اجابت می کنند تا به حال چند بار با سختی دادن به خود توانسته ایم گره ای از کار خود وا کنیم؟ واقعا باید به این مسائل بیندیشیم چرا که تبدیل به یک معضل شد هاست برای ما. خب کسی که قصدش تفریح کردن است فرق می کند شخصی با خود می گوید من پولش را هم دارم و می توانم این مسافت را با وسیله بپیمایم اما قصدم تفریح هم هست و می خواهم علاوه بر اینکه برای پیاده این مسیر را طی کنم لذت سفر کردن و گردش را هم بچشم خب قضیه این فرد از ما بقی جداست یا شخصی هزینه ی سفر را ندارد اما دوست دارد که به این سفر برود خب قضیه ی او هم جداست و با مابقی متفاوت است اما برخی هم پول دارند و قصدشان هم لذت بردن از سفر نیست اما با خود چنین فکر میکنند که من امروز پاهایم را هم ممکن است که از دست بدهم و زخمی هم بشوم اما با این کارم پرونده ام جلوی خداوند سبک تر خواهد شد! جدای از این مسئله که اصلا به این موضوع فکر نمی کند که در این مسیر به قول جناب حاج فردوسی تو نیاز به جایی داری که در ان نماز بخوانی خب این که جدا چون در بین مسیر ممکن است نمازت حتی قضا هم بشود، نیاز به سرویس بهداشتی نیز داری که این هم همیشه ممکن است میسر نباشد و مشکلات مخصوص خود، غذا و آب ممکن است در زمان مناسب به تو نرسد و مشکلات مربوط به خود و مریضی های مخصوص به خود در تو ایجاد شود و آیا واقعا برای تو ارزشش را دارد؟ آیا به طرز دیگری نمی توانی ارادت خودت را به امامت نشان دهی؟ به این مسئال باید اندیشیدو راحت از کنار آنها رد نشد. موفق باشید

سمیرا

با سلام در مورد نقد اول شما من می خواهم یک صحبتی داشته باشم و نمی دانم که برداشت من از نقد شما درست بوده است یا خییر! من منظور را اینطور برداشت کردم که شما می گویید کسی که آخرت را بخواهد اعمال معنوی اش نباید به نیت رسیدن به حال خوب در این دنیا باشد! اما پس خداوند چرا آنقدر در قران در مورد پاداش های انسان که به صورت دنیوی می باشد سخن گفته است؟ یا چرا آندر می گوید نعمت دادیم و … خب همه ی این ها نعمت های خداوند هستند و اگر نخواهیم از آنها برای خوب کردن حال خودمان استفاده کنیم و برای دنیایی دیگر بخواهیم از آنها استفاده کنیم آیا خداوند از ما نخواهد پرسید که کاشت تو در این دنیا که من تو را در ان قرار دادم چه بود و چه به دست آوردی آ ن زمان پاسخ ما چه می خواهد باشد؟ به نظر من استفاده از مال دنیا در جهت رسیدن به حال خوب و همچنین رسیدن به آثار معنوی آن در جهان آخرت ارتباط مستقیم دارد. چرا که انسانی که حالش در این دنیا خوب نباشد چگونه می خواهد شکر خدای خود را به جا آورد؟ انسانی که حالش خوب نباشد مشخص است که تمرکزش بر روی بدی های زندگی است. شخصی که بر روی بدی ها تمرکز کرده است چگونه می خواهد خداوند که سر منشا تمام خوبی هاست را نظاره کند؟ این به نوعی امکان پذیر نیست اما کسی که سعی می کند در این دنیا حالش خوب باشد قدم به قدم زندگی و لحظه به لحظه ی زندگی خوبی ها و زیبایی ها را می بیند و خدا را در تک تک آنها مشاهده خواهد کرد. خدا که جسم نیست که سخن بگوید و با کلمات به ما خود را نشان دهد پس با اتفاقات زندگی می توانیم خداوند را ببینیم در همه چیز و همه کس می توانیم خدا را نظاره کنیم پس اگر اتفاقات خوب زندگی ما بیشتر شود در نتیجه احساس ما نیز بهتر خواهد شد و بهتر می توانیم خدا را ببینیم و به نوعی با خداوند سخن بگوییم. پس این مسئله به نظر من موضوعی نیست که بشود گفت که ما نباید از یک موضوع در این دنیا به احساس خوب برسیم یا نیت ما رسیدن به حال خوب باشد چرا که که در جهان آخرت برای ما منفعتی نخواهد داشت. اصلا یک موضوع که نتیجه اش احساس خوب باشد باید احساس خوب دائمی داشته باشد در درون خود در غیر اینصورت نمی توان گفت که این احساس به طور کامل خوب است و احساسی به طور کامل خوب نام می گیرد که خداگونه باشد. شاد و موفق باشید

فراز

به گفته برخی پژوهشگران، راهپیمایی در روز اربعین از زمان امامان شیعه در بین شیعیان رایج بوده‌است. سید محمدعلی قاضی طباطبایی، راهپیمایی اربعین را سنت و رفتار مداومِ شیعیان از زمان ائمه دانسته که در زمانبنی‌امیه و بنی‌عباس نیز به این حرکت پایبند بوده‌اند.

گفته شده‌است پس از دوره شیخ انصاری این سنت فراموش شده بود و محدث نوری آن احیا کرد.